بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 182

به دوستى با بَدان گرفتار نشود.[328]

دومين نكته در دوستى جوانان، حدّ نگهداشتن در ارتباطات دوستانه است. در حديثى از امام صادق (ع) مى‌خوانيم:

لا تَثِقْ بأخيك كُلَّ الثِّقَةِ فَإنَّ صِرْعَةَ الاسترسالِ لَنْ تُسْتَقالَ.[329]

به دوستت اعتماد مطلق نكن زيرا زمين خوردن و از پاى درآمدن بر اثر اعتماد بى‌جا، درمان و جبران ندارد.

جوان توانايى كامل دارد و اسرارى را براى خود نگه مى‌دارد و تمامِ رازهايش را به ديگران هر چند دوستان نزديك بازگو نمى‌كند. جوانى كه بتواند دوستى خود را مديريت كند، از آفات دوستى هم نجات مى‌يابد.

4. ورزش و تلاش‌

چهارمين راه‌كار رفتارى براى شكوفايى استعداد جوانان تحرّك و تلاش است. نيروى جوان نيازمند عرصه‌اى براى بروز است كه اگر نباشد، بى‌ترديد به كسالت و خمودگى و يا كارهاى نامشروع مى‌كشد.

از همين رو ورزش و خوشى‌هاى حلال براى جوان ضرورى است، پيامبر خدا مى‌فرمايد:

الهَوا والعَبوا فإنّى أكرَهُ أن يُرى فى دينِكُم غِلظَةً.[330]

سرگرمى داشته باشيد و تفريح كنيد چرا كه من خوش نمى‌دارم در دين شما درشتى و سختى ديده شود.

گردش و مسافرت گروهى نيز براى بارورى استعداد جوان و نهادينه كردن روح جمعى مفيد است. يكى از ياران امام صادق (ع)، امام را در منزل برادرشان مشاهده كرد. وقتى علّت حضور حضرت را در منزل برادر پرسيد امام فرمود: «براى گردش و هواخورى آمده‌ام».[331]

[328]. غرر الحكم، ح 6811.

[329]. كافى، ج 2، ص 672، ح 6.

[330]. حكمت‌نامه جوان، ص 126 ح 178 به نقل از شعب الإيمان، ج 5 ص 247 ح 6542.

[331]. كافى، ج 2 ص 23 ح 14.


صفحه 183

گزار 7 ش‌هايى از سفرهاى گروهى ديگر ائمه و يارانشان نيز موجود است.[332]

شنا، اسب‌سوارى، تيراندازى و كشتى كه ورزش‌هاى رايج زمان پيامبر خدا و امامان (عليهم السلام) بوده مورد تشويق پيشوايان معصوم (ع) قرار گرفته است. براى نمونه در حديثى از پيامبر خدا آمده است:

خَيْرُ لَهوِ المؤمنِ السِّباحَةُ.[333]

بهترين سرگرمى مؤمن، شنا كردن است.

نمونه‌هايى از كشتى‌هاى پيامبر (ص)، امام على (ع) و ... گزارش شده است.[334]و گاه پيامبر (ص) مسابقاتى برگزار و به برندگان جايزه مى‌داد.[335]

از روايات بر مى‌آيد كه اگر جوان بر پايه آموزه‌هاى اسلامى رفتار كند، استعدادهاى او شكوفا مى‌شود و رشد و پيشرفت او به دور از آفات جوانى خواهد بود و برخى گناهان مانند غيبت، تهمت، حسد، نگاه ناپاك، فحشاء و ... كه در تمامى اقشار جامعه امكان راهيابى دارد و زمينه آن در جوان بيشتر است و از او دور مى‌شود.

جوان امروز با دقت در آموزه‌هاى دين و نگاه كردن به الگوهاى جوان مسلمان از صدر اسلام تاكنون، مى‌تواند، آينده زيبا، شاد و پاكى را ترسيم كند و به سوى آن به سرعت نسيم بهارى، بشتابد.

[332]. حكمت‌نامه جوان، ص 128 ح 181 به نقل از كافى، ج 6 ص 326 ح 7.

[333]. كنزالعمال، ج 15، ص 211، ح 40611.

[334]. حكمت‌نامه جوان، ص 134.

[335]. همان، ص 138- 142.


صفحه 184

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 185

روش علم‌آموزى‌

عباس پسنديده‌

جايگاه علم در زندگى‌

زندگى، به لحاظ زمانى، دو مقطع بسيار مهم و به هم پيوسته دارد كه آن‌ها را به نام‌هاى «دنيا» و «آخرت» مى‌شناسيم. نكته مهم اين كه هر چند زندگى دنيا، كوتاه و گذراست و آخرت، پايدار و جاويدان، امّا اهمّيت زندگى دنيايى بسيار بيشتر است؛ زيرا چگونگى زندگى جاويدان ما در آخرت، در دنيا تأمين مى‌شود. پس ما در اين دنيا با دو سطح از زندگى، رو به رو هستيم: يكى، گذران زندگى دنيوى با همه اقتضائات مادّى آن؛ و ديگرى، تأمين زندگى اخروى كه از دلِ حركت در زندگى دنيوى به دست مى‌آيد.

سخن اساسى اين است كه موفّقيت در زندگى دنيوى و اخروى، متوقّف بر دانش و كسب آن است. اين، بدان جهت است كه تأمين زندگى مادّى و معنوى، و نيز ارتقاى كيفيت آن، جز با تلاش و كوشش به دست نمى‌آيد:

وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌.[336]دنيا و آخرت را بايد با تلاش و كوشش ساخت و به موفّقيت رسيدن تلاش‌ها و كوشش‌ها، نيازمند آگاهى و بينش است. امام على (ع) در بيان قانونى كلّى مى‌فرمايد:

ما من حركة إلا و أنت محتاج فيها إلى معرفة.[337]

هيچ حركتى نيست، مگر آن‌كه در آن، نيازمند شناختى هستى.

[336]. سوره نجم، آيه.

[337]. علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1 ص 66 ح 151.


صفحه 186

تلاش بدون دانش، ناموفّق و شكست خورده است. پيامبر خدا (ص)، درباره پيامد تلاش بدون پشتوانه علمى، مى‌فرمايد:

مَن عَمِلَ عَلى غَيرِ عِلمٍ كانَ ما يفسِدُ أكثَرَ مِمّا يُصلِحُ.[338]

آن كس كه بى‌دانش، دست به كارى زند، بيش از آن‌كه اصلاح كند، تباه مى‌سازد.

و در كلام ديگرى، پيامد آن را با استناد به آيه‌اى از قرآن كريم، به رشته شدن پنبه، تشبيه كرده و مى‌فرمايد:

إذا عَمِلتَ عَمَلًا فَاعمَل بِعِلمٍ وَ عَقلٍ، وَ إيّاكَ وَأن تَعمَلَ عَمَلًا بِغَيرِ تَدَبُّرٍ وَ عِلمٍ، فَإِنَّهُ- جَلَّ جَلالُهُ- يقولُ:

(وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً[339].[340]

هرگاه كارى انجام مى‌دهى، با دانش و خِرد، انجام ده. مبادا كارى را بى‌تدبّر و دانش، انجام دهى! خداى بزرگوار مى‌فرمايد: (چون زنى مباشيد كه پس باز بافتن، رشته‌هاى تابيده خود را از هم گسست).

تلاش ناآگاهانه، همانند حركت در بيراهه است كه نتيجه‌اى جز دور شدن از موفّقيت ندارد. امام صادق (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

العامِلُ عَلى غَيرِ بَصيرَةٍ كالسّائِرِ عَلى غَيرِ الطّريقِ، لا يزيدُهُ سُرعَةُ السَّيرِ إلّا بُعداً.[341]

عمل كننده بى‌بصيرت، مانند رونده در بيراهه است. هر چه تندتر برود، از مقصد، دورتر مى‌شود.

از آنچه بيان شد، روشن گشت كه موفّقيت و كاميابى دنيا و آخرت، در سايه تلاش به دست مى‌آيد و تلاش موفّق نيز تنها در سايه دانش حاصل مى‌شود. امّا سؤال اين است كه موفّقيت در كسب دانش، بسته به چيزهايى است؟

[338]. همان، ص؟؟؟، ح 149.

[339]. سوره نحل، آيه 92.

[340]. سوره نحل، آيه 92.

[341]. همان، ح 162.


صفحه 187

كدام دانش؟

از پرسش‌هاى مهم، اين است كه: اسلام، چه علومى را به رسميت مى‌شناسد؟ آيا وقتى صحبت از علم مى‌شود، تنها علوم دينى و به اصطلاح، حوزوى، منظور است يا علوم روز و مادّى ... را نيز شامل مى‌شود؟

در پاسخ، بايد گفت: اسلام، هم به دنيا اهمّيت مى‌دهد و هم به آخرت. مسئله اساسى از ديدگاه اسلام، تكامل انسان است كه در اين دنيا صورت مى‌گيرد و نتيجه آن در آخرت، نمايان مى‌شود. زندگى دنيا، اگر هدف غايى قرار نگيرد، نه تنها اشكالى بدان وارد نيست؛ بلكه مورد تأييد و تأكيد است. از اين رو، دانش‌هاى مربوط به مهارت‌هاى زندگى دنيوى نيز با همين شرط، در اسلام، مطلوب است. اسلام، به كمك به انسان و برآوردن نيازها و برطرف كردن مشكلات وى، اهمّيت بسيار مى‌دهد. روشن است كه تحقّق بسيارى از اين امور، بسته به كسب دانش است. از اين رو، اسلام، علومى را كه درجهت خدمت به بشر باشد، ارج مى‌نهد.

به بيان ديگر، تحصيل هر دانشى كه مقدّمه سازندگى مادّى و معنوى، دنيوى و اخروى و فردى و اجتماعى است و بدون آن، اساس حيات مادّى و معنوى انسان در مخاطره قرار مى‌گيرد، به صورت عينى‌[342]يا كفايى، بر مردم، واجب است. از نظر اسلام، آشنايى با دانش‌هايى كه مقدّمه سازندگى فردى‌اند و افراد جامعه، بدون آن‌ها، قادر به انجام دادن تكاليف اعتقادى خود نيستند، بر فردْ فردِ جامعه، واجب است، كه از آن جمله‌اند: شناخت اصول عقايد، شناخت واجبات و محرّمات، و ارزش‌ها و ضدّ ارزش‌ها، كه برهمگان واجب است و يادگيرى هر شخص، موجب رفع تكليف از ديگران نمى‌شود. امّا دانش مورد تأييد، به اين قِسم، ختم نمى‌شود. كسب دانشى كه مقدّمه سازندگى و تأمين نيازهاى اجتماعى است و جامعه بدون آن، قادر به ادامه حيات نيست و يا با مشكل جدّى رو به رو مى‌شود و يا نمى‌تواند در مقابل تهاجم احتمالى دشمن، از خود دفاع كند، بر افرادى از جامعه كه توان تحصيل آن دانش را

[342]. واجب عينى، تكليفى است كه بر عهده همه افراد جامعه است و انجام دادن آن به وسيله برخى، موجب برداشته شدن تكليف از ديگران نمى‌شود.


صفحه 188

دارند، واجب كفايى است، بدين معنا كه بر همه كسانى كه استعداد تحصيل آن دانش را دارند، واجب است آن را بياموزند؛ ولى اگر عدّه‌اى به اندازه كفايت، براى آموختن آن اقدام كردند، تكليف، از ديگران ساقط مى‌شود.

بر اين اساس، تعدّد رشته‌هايى كه تحصيل آن‌ها واجب كفايى است، به تناسب نيازهاى جامعه، در زمان‌هاى مختلف، متفاوت است. براى نمونه، تحصيل دانش اتم‌شناسى، در شرايطى كه جامعه اسلامى ما به آن نيازمند نباشد، واجب نيست؛ ولى در شرايطى كه براى دفاع از خود، به آن نياز دارد، به موجب آيه‌(وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ،[343]در برابر آنان (دشمنان)، هر چقدر نيرو كه مى‌توانيد، فراهم آوريد)، تحصيل آن، واجب كفايى است؛ و در صورتى كه اشخاص بااستعداد كه توانايى تحصيل اين دانش را دارند، محدود باشند، واجب كفايى در مورد آن‌ها، تبديل به واجبِ عينى مى‌گردد.

همچنين، آموختن هر دانشى كه مقدّمه تقويت بنيه مادّى و يا معنوى فرد يا جامعه است، ولى بدون آن، ضربه‌اى به نيازهاى اصولى انسان وارد نمى‌شود، ممدوح و مستحبّ است و اگر كسى آن دانش را با انگيزه الهى بياموزد، نزد خداوند متعال، پاداش دارد. كسب دانش‌هاى مازاد بر نيازهاى ضرور جامعه، از مصاديق تعلّمِ ممدوح، به شمار مى‌رود.

امّا دانشى كه مقدّمه فساد نيست، ولى سودى نيز در بر ندارد، اگر به طور مستقل مورد ارزيابى قرارگيرد، آموختن آن، مباح به شمار مى‌آيد؛ ولى اگر از اين جهت كه موجب تضييع عمر و به بطالت گذراندن زندگى مى‌گردد و انسان را از مقصد حقيقى و غايى خود (يعنى انسانيت)، دور مى‌كند، مورد ارزيابى واقع شود، يادگيرى آن، كارى لغو، ناپسند و مكروه محسوب مى‌شود و به موجب آيه شريف‌(وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ‌؛[344]و آنان كه از بيهوده‌كارى، روى‌گردان‌اند)، مسلمان بايد از اين‌گونه امور، اجتناب نمايد.

[343]. سوره انفال، آيه 60.

[344]. سوره مؤمنون، آيه 3.


صفحه 189

و در آخر، آموختن دانش‌هايى كه براى خدمت جامعه به كار گرفته مى‌شوند، اگر با قصد قربت و خدمت باشد، مستحب، و اگر تنها براى كسب منافع مادّى باشد مباح است.[345]

بنا بر اين، علوم روز، نه تنها با دين منافاتى ندارند؛ بلكه مى‌توانند عامل مهمّى براى خدمت به دين و دينداران باشند.

رسول خدا (ص) در اين باره مى‌فرمايد:

خَيرُ العِلمِ ما نَفَعَ.[346]

بهترين دانش، آن است كه سودمند باشد.

امام صادق (ع) با بيان مصاديق اين گونه دانش‌ها و اشاره به برخى‌از آن‌ها مى‌فرمايد:

... همين گونه است كارد و شمشير و نيزه و كمان و ابزارآلات ديگر كه در صلاح و فساد از آن‌ها استفاده مى‌شود و اشكالى در ياد دادن و ياد گرفتن و مزد گرفتن بر آن‌ها و در آن‌ها نيست و به‌كار گرفتن آن‌ها، در جهت صلاح، براى همه مردم، مباح است و استفاده از آن‌ها، [وبال و] در جهت فساد و زيان، حرام است. پس بر آموزنده و فراگيرنده، گناهى نيست؛ چون كاربرد آن‌ها در جهات صلاح، بر كاربردهاى ديگرشان، غلبه دارد و در جهت استفاده مردم و استوارى و بقاى آنان است و گناه، [و وبال، فقط] گريبانگير كسى است كه آن‌ها را در جهت فساد و حرام، به كار مى‌گيرد.[347]

جهت دانش‌

مهم اين است كه دانش، جهت درستى داشته باشد. دانش اگر در خدمت اهداف شيطانى قرار گيرد، از هر وسيله‌اى خطرناك‌تر خواهد شد، ارزش خود را از دست خواهد داد و نه تنها با نادانى برابر مى‌شود؛ بلكه از جهل، زيانبارتر مى‌گردد؛ زيرا حركت انسان را به سوى انحطاط و سقوط، تسريع مى‌بخشد.

[345]. علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1، ص 440.

[346]. همان، ص 428، ح 1192.

[347]. همان، ص 428 ح 1194.