بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 197

امام صادق (ع) در بيان مهارت‌هاى دانش‌آموزى فرموده است كه انسان، بيشتر بايد شنونده باشد تا گوينده، و هنر خوب گوش كردن را بداند، همان گونه كه به خوب سخن گفتن، اهمّيت مى‌دهد، و سخن كسى را قطع نكند.[365]بنا بر اين، خوب گوش كردن، هنرى است كه براى موفّقيت در تحصيل، بايد آن را آموخت.

نگارش‌

نگاه داشتن دانش، مهم‌تر از كسب آن است. دانش، فرّار است و اگر به درستى حفظ نشود، فراموش خواهد شد. لذا بايد دانش را در بند كشيد تا از ذهن، خارج نشود و راه آن نيز، ثبت و يادداشت كردن آن است. امام صادق (ع) تصريح كرده كه دانش، جز با يادداشت، به خاطر سپرده نمى‌شود:

اكتُبوا فَإِنَّكم لا تَحفَظونَ حَتّى تَكتُبوا.[366]

بنويسيد، كه تا ننويسيد، آن را به خاطر نخواهيد سپرد.

روزى رسول خدا (ص) فرمود: «دانش را در بند كنيد».

از ايشان پرسيدند: در بند كردن دانش، چگونه ممكن است؟

فرمود: «با نگارش آن».[367]

در روايتى نقل شده كه وقتى پيامبر خدا (ص) مطلبى علمى را براى كسى بيان مى‌فرمود، از وى مى‌پرسيد: «آيا [براى نوشتن آن،] دوات، همراه دارى؟».[368]

همچنين روزى امام حسن مجتبى (ع)، پسران خود و برادرزادگانش را جمع كرد و به آنان فرمود: «شما كوچك‌ترهاى اين نسل و بزرگ‌ترهاى نسل آينده‌ايد. پس دانش بياموزيد. هركس نمى‌تواند دانسته‌هاى خود را حفظ كند، آن را بنويسد و در خانه بگذارد».[369]

[365]. ر. ك: همان، ح 940.

[366]. همان، ح 949.

[367]. همان، ح:« قالَ رَسولُ الله: قَيدُوا العِلمَ. قُلتُ: و ما تَقييدُهُ؟ قالَ: كتابَتُهُ».

[368]. همان، ح 946:« عنه لِهِلالِ بنِ يسار، حينَ قَرَّرَ لَهُ العِلمَ وَ الحِكمَةَ: هَل مَعَك مَحبَرَةٌ؟

[369]. همان، ح 948.


صفحه 198

نوشتن هر مطلبى، علاوه بر از بَر شدن، فايده مهم ديگر آن، افزايش اطمينان است. از آن‌جا كه نوشتن، درصد خطا و فراموشى را به شدّت كاهش مى‌دهد، موجب اطمينان و افزايش اعتماد به نفس در انسان مى‌گردد. امام صادق (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

القَلبُ يتَّكلُ عَلَى الكتابَةِ.[370]

دل، بر نگارش تكيه مى‌كند.

پرسيدن‌

پرسيدن، يكى ديگر از عوامل موفّقيت در آموختن است. در زندگى، پرسش‌هاى فراوانى براى انسان پيش مى‌آيد. هنگام آموختن نيز ممكن است كه ابهام‌هايى براى او به وجود آيد و راه برطرف ساختن آن‌ها، پرسيدن است. بدون پرسش، راهى براى دست يافتن به دانش و تبديل جهل با دانايى، وجود ندارد. رسول خدا (ص) در اين باره مى‌فرمايد:

العِلمُ خَزائِنُ وَ مِفتاحُهَا السُّؤالُ، فَاسأَلوا رَحِمَكمُ اللهُ؛ فَإِنَّهُ يؤجَرُ أربَعَةٌ: السّائِلُ، وَ المُتَكلِّمُ، وَ المُستَمِعُ، وَ المُحِبُّ لَهُم.[371]

دانش، گنجينه است و كليد آن، پرسش. پس- خدا رحمتتان كند-، بپرسيد كه به چهاركس، پاداش داده مى‌شود: پرسشگر، گوينده، شنونده، و دوستدار آن‌ها.

يكى از موانع پرسيدن، خجالت كشيدن يا كم‌رويى است. امام زين العابدين (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

لا تَزهَد فى مُراجَعَةِ الجَهلِ، وَ إن كنتَ قَد شُهِرتَ بِتَركهِ.[372]

از پرسيدن درباره نادانسته‌ها، كوتاهى مكن؛ هرچند به دانش، نامَور شده باشى.

كسى كه بخواهد دانشى را بياموزد، نبايد از پرسيدن، شرم كند. البته پرسيدن، خود آدابى دارد كه اگر رعايت نشود، نتيجه عكس مى‌دهد. لذا شايسته است كه در ادامه به اين بحث بپردازيم:

[370]. همان، ح.

[371]. همان، ح 952.

[372]. همان، ح 962.


صفحه 199

آداب پرسيدن‌

اوّلْ انديشه، سپس پرسش‌

هر چند پرسش مربوط به ندانسته‌هاست؛ امّا گاهى پرسش، نابخردانه و بدون تأمّل است. دو گونه پرسش، وجود دارد: پرسش‌هاى شتاب‌زده و ناپخته، و ديگرى، پرسش‌هاى سنجيده و همراه با درنگ. لذا سؤال جاهل با سؤال عالم، كاملًا متفاوت است. بنا بر اين، به فرموده امام على (ع)، لازم است كه پيش از سؤال، درباره آن انديشيد.[373]

كسى كه تأمّل كند، درست نيز مى‌پرسد. در ادبيات دينى، از اين كار با عنوان «حُسن السؤال» ياد شده و نيمى از دانش، دانسته شده است.[374]همچنين تفكر پيشين، سبب مى‌شود كه انسان از طرح پرسش‌هاى بى‌فايده، پرهيزكند. از جمله آدابى كه براى پرسشگر در احاديث مطرح شده، نهى از پرسش‌هاى بى‌فايده است. امام على (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

سَلْ عَمّا يَعْنيكَ، وَ دِعْ ما لا يَعْنيكَ.[375]

از آنچه به كارت مى‌آيد، بپرس و آنچه را به كارت نمى آيد، واگذار.

پرسيدن براى دانستن‌

پرسش، بايد براى دانستن باشد، نه براى درمانده كردن. برخى مى‌پرسند تا طرف مقابل را درمانده و شرمنده سازند. رسول خدا (ص) اينان را بدترينِ مردم دانسته و فرموده است:

شِرارُ النّاسِ الَّذينَ يسئَلونَ عَن شِرارِ المَسائِلِ؛ كى يُغَلِّطوا بِهَا العُلَماءَ.[376]

بدترينِ مردم، كسانى‌اند كه از بدترين مسئله‌ها مى‌پرسند تا دانشمندان را به اشتباه بيندازند.

[373]. ر. ك: همان، ح 1080.

[374]. همان، ح 1087.

[375]. همان، ح 1122.

[376]. همان، ح 1093.


صفحه 200

امام صادق (ع) نيز به شخصى به نام عنوان بصرى مى‌فرمايد:

فَاسأَلِ العُلَماءَ ما جَهِلتَ، وَ إيّاكَ أنْ تَسئَلَهُم تَعَنُّتاً وَ تَجرِبَةً، وَ إيّاكَ أنْ تَعمَلَ بِرَأيكَ.[377]

آنچه را نمى‌دانى، از دانشمندان بپرس، و مبادا براى درمانده كردن و آزمودن بپرسى! و زنهار كه به رأى خود، عمل كنى!

لذا بسيار در روايات، آمده است كه:

سَلْ تَفَقُّهاً وَ لا تَسْألْ تَعَنُّتاً.[378]

رعايت حقّ تقدّم‌

گاه ممكن است در كلاس و يا محضر يك عالم افراد گوناگون و متعددى، سؤال داشته باشند. در اين موارد، بايد نوبت را رعايت كرد و حقّ تقدم را محترم شمرد. امام صادق (ع) نقل مى‌كند كه دو مرد، نزد پيامبر (ص) آمدند: مردى از انصار و مردى از قبيله ثقيف. مرد ثقيفى گفت: اى پيامبر خدا! نيازى دارم.

فرمود: «برادر انصارى‌ات، مقدّم است».

گفت: اى پيامبر خدا! من عازم سفرم و عجله دارم.

مرد انصارى گفت: به او اجازه دادم و نوبتم را به او واگذار كردم.[379]

انديشيدن‌

آموختن، به گوش كردن در كلاس درس و حفظ كردن آن، منحصر نمى‌شود. گام بعدى، انديشيدن در آموختنى‌هاست. تفكر، موجب بارورشدن دانش مى‌گردد. امام على (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

مَن أكثَرَ الفِكرَ فيما تَعَلَّمَ، أتقَنَ عِلمَهُ وَ فَهِمَ ما لَم يَكُنْ يَفْهَمُ.[380]

هركس در آنچه فرا گرفته، نيك بينديشد، دانشش را استوار كرده است و آنچه را نفهميده، مى‌فهمد.

[377]. همان، 1096.

[378]. ر. ك: همان، ح 1096 و 1081 و 1082 و 1082 و 1085.

[379]. همان، ح 1091.

[380]. همان، ح 969.


صفحه 201

در حقيقت، دانشى كه به فهم نينجامد، بى‌فايده است. امام على (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

ألا لا خَيرَ فى عِلمٍ لَيسَ فيهِ تَفَهُّمٌ.[381]

هان! بدانيد در دانشى كه در آن، انديشيدن نباشد، خيرى نيست.

بنا بر اين، بايد وقتى را براى تأمّل و انديشيدن در آموخته‌ها قرار داد.

استمرار

از ديگر رموز موفّقيت، استمرار در آموختن است. آموزش، فرآيندى طولانى و تدريجى است. برخى افراد، با هيجان نخستين، آموختن را آغاز مى‌كنند؛ امّا به ناگاه، دل‌سرد شده، دست مى‌كشند و نمى‌توانند مسير آموختن را تا پايان ادامه دهند. چنين افرادى، نمى‌توانند موفّق باشند. آموختن، نياز به تداوم و استمرار دارد. به فرموده امام على (ع)، هركس درس را پيگيرى نكند، به فهم نخواهد رسيد[382]و دانش، جز با تداوم در تحصيل، به دست نمى‌آيد.[383]ايشان تصريح مى‌كند:

مَن أكثَرَ مُدارَسَةَ العِلمِ لَم ينسَ ما عَلِمَ، وَ استَفادَ ما لَم يعلَم.[384]

هركس بسيار به [درس خواندن و] مباحثه علم بپردازد، آنچه را فرا گرفته، از ياد نمى‌برد و آنچه را نمى‌دانسته فرا مى‌گيرد.

شكيبايى‌

راه دانش، راهى طولانى بوده، با دشوارى‌هاى فراوانى همراه است و گاه ديربازده نيز هست و ممكن است دانش‌آموز را خسته و دل‌زده كند. از اين رو، آموختن، نيازمند شكيبايى است و بدون شكيبايى، نمى‌توان اين راه را پيمود. عيسى (ع) شكيبايى را درِ دانش مى‌داند.[385]امام على (ع) نيز بر لزوم بردبارى تأكيد كرده، مى‌فرمايد:

[381]. همان، ح 970.

[382]. ر. ك: همان، ح 1004.

[383]. ر. ك: همان، ح 1005.

[384]. همان، ح 1006.

[385]. همان، ح 1008:« حَصِّنوا بابَ العِلمِ، فَإِنَّ بابَهُ الصَّبرُ؛ درِ دانش را استوار كنيد، كه در آن، شكيبايى است».


صفحه 202

عَلَى المُتَعَلِّمِ أن يدئِبَ نَفسَهُ فى طَلَبِ العِلمِ، وَ لا يمَلَّ مِن تَعَلُّمِهِ، وَ لا يستَكثِرَ ما عَلِم.[386]

بر جوينده دانش است كه نفسش را به جستجوى دانش، عادت دهد و از فرا گرفتن آن، ملول نگردد و آنچه را فرا گرفته، بسيار نشمارد.

اين مسئله، بُعد ديگرى هم دارد. گاهى ممكن است دشوار آمدن دانش براى فرد، به خاطر سخت بودن پذيرش نشستن در موضع آموختن و پايين آمدن از جايگاه دانايى است. كسى كه خود را در حالت آموختن قرار مى‌دهد، به نداشته‌ها و نادانسته‌هاى خود، تصريح مى‌كند. هر چند اين كار، هرگز عيب نيست؛ ولى شايد براى برخى افراد، بويژه بزرگ‌سالان و افراد مشهور، دشوار باشد. از اين رو، شكيبايى در اين وضعيتْ نيز عامل موفقيت خواهد بود. رسول خدا (ص) در اين باره مى‌فرمايد:

مَن لَم يصبِر عَلى ذُلِّ التَّعَلُّمِ ساعَةً، بَقِى فى ذُلِّ الجَهلِ أبَداً.[387]

كسى كه ساعتى بر خوارىِ فراگرفتن، شكيبايى نورزد، همواره در خوارى نادانى باقى مى‌مانَد.

بنا بر اين، دانش‌آموز بايد، بردبار و شكيبا باشد تا درخت دانش او به بار بنشيند.

فروتنى در برابر آموزگار

از ديگر رموز موفّقيت، فروتنى در برابر آموزگار است. كسى كه اهل تكبّر باشد، چيزى فرا نمى‌گيرد.

امام على (ع) مى‌فرمايد:

لا يتَعَلَّمُ مَن يتَكبَّرُ.[388]

كسى كه تكبّر بورزد، چيزى فرا نمى‌گيرد.

تكبّر و درشتى با آموزگار، بركت دانش را مى‌بَرَد و كارايى آن را كاهش مى‌دهد. دانش‌آموز، مديون آموزگار است و موفّقيت آينده او، ريشه در تلاش معلّم دارد. لذا

[386]. همان، ح 1010.

[387]. همان، ح 1009.

[388]. همان، ح 1021.


صفحه 203

ادب و جوان‌مردى، حكم مى‌كند كه در برابر او، فروتن باشيم. به همين جهت، امام صادق (ع) مى‌فرمايد:

تَواضَعوا لِمَن طَلَبتُم مِنهُ العِلمَ.[389]

در برابر آن‌كه از او دانش مى‌جوييد، فروتنى كنيد.

اين حقيقت، اين چنين در بيتى زيبا، بازگو شده است:

افتادگى آموز، اگر طالب فيضى‌

هرگز نخورد آب، زمينى كه بلند است‌

نزديك هم نشستن‌

شيوه نشستن در مجلس يادگيرى، تأثير روانى بسيارى در ياددهى و يادگيرى دارد. پراكنده نشستن، نشانه بى‌علاقگى و سردى دانش‌آموزان است. لذا براى افزايش سطح آموزش، بايد افراد نزديك به هم نشسته، با علاقه مسائل را پيگيرى كنند. رسول خدا (ص) در اين باره مى‌فرمايد:

إذا جَلَستُمْ إلَى المُعَلِّمِ أو جَلَستُم فى مَجالِسِ العِلمِ فَادنوا، وَلْيَجْلِسْ بَعضُكُم خَلْفَ بَعضٍ، وَ لا تَجلِسُوا مُتَفَرِّقينَ كما يَجلِسُ أهلُ الجاهِلِيةِ.[390]

هنگامى كه نزد آموزگار يا در مجلس‌هاى دانش نشستيد، به يكديگر نزديك شويد و پشتِ سر هم [و بدون فاصله‌] بنشيند. مانند دوران جاهلى، پراكنده منشينيد.

ميانه‌روى در خوراك‌

يكى از دلايل ناكامى در آموختن، پُرخورى است. پُرخورى، سبب كندى ذهن و كاهش قدرت يادگيرى مى‌شود. رسول خدا (ص)، از قول خداوند متعال، قانونى را در اين باره بيان كرده است:

إنَّ اللّه يقولُ: وَضَعتُ خَمسَةً فى خَمسَةٍ وَ النّاسُ يطلُبونَها فى خَمسَةٍ فَلا يجِدونَها: وَضَعتُ العِلمَ فِى الجوعِ وَ الجَهدِ، وَ النّاسُ يطلُبونَهُ بِالشَّبعَةِ وَ الرّاحَةِ فَلا يجِدونَهُ ....)[391]

[389]. همان، ح 1022.

[390]. همان، ح 1068.

[391]. همان، ح 1024.


صفحه 204

خداوند مى‌فرمايد: «پنج چيز را در پنج چيز دادم، حال آن‌كه مردم، آن‌ها را در پنج چيز ديگر مى‌جويند و در نمى‌يابند: دانش را در گرسنگى و كوشش قرار دادم و مردم، آن را در پُرخورى و راحت‌طلبى مى‌جويند و نمى‌يابند ....

بنا بر اين، از عوامل موفّقيت در آموختن، ميانه‌روى در خوردن و پرهيز از پُرخورى است. اين كار، سبب سبُك شدن و آمادگى روح براى فراگيرى مى‌شود.

سحرخيزى‌

سحرخيزى، از ديگر رموز موفّقيت در آموختن است. براى بامداد، بركت‌هاى فراوانى شمرده شده كه يكى از آن‌ها، بالا بودن سطح يادگيرى است. پيامبر خدا (ص) مى‌فرمايد:

اغدوا فى طَلَبِ العِلمِ، فَإِنَّ الغُدُوَّ بَرَكةٌ وَ نَجاحٌ.[392]

بامدادان، به جستجوى دانش برخيزيد، كه سحرخيزى،] مايه [بركت و كاميابى است.

ايشان، همچنين فرموده است:

اغدوا فى طَلَبِ العِلمِ، فَإِنّى سَئلتُ رَبّى أن يبارِك لُامَّتى فى بُكورِها.[393]

بامدادان، به جستجوى دانش برخيزيد، كه من از پروردگارم خواستم تا بامدادِ امّتم را مبارك گردانَد.

پُرخوابى و از دست دادن اين زمان، ميزان موفّقيت را كاهش مى‌دهد. لذا بايد تدبيرى انديشيد تا از اوقات بامداد، بيشتر استفاده شود. لازمه اين كار، برنامه‌ريزى براى زمان خواب و بيدارى است.

غنيمت شمردن خُردسالى و جوانى‌

يادگيرى، فرآيند پيچيده و حسّاسى است كه نيازمند بهترين و مناسب‌ترين زمان‌هاست. همان گونه كه بايد بهترين اوقات روز را به يادگيرى اختصاص دهيم، بهترين سال‌هاى عمر را نيز بايد براى اين كار، در نظر بگيريم. در خُردسالى و

[392]. همان، ح 1026.

[393]. همان، ح 1027.