خداوند مىفرمايد: «پنج چيز را در پنج چيز دادم، حال آنكه مردم، آنها را در پنج چيز ديگر مىجويند و در نمىيابند: دانش را در گرسنگى و كوشش قرار دادم و مردم، آن را در پُرخورى و راحتطلبى مىجويند و نمىيابند ....
بنا بر اين، از عوامل موفّقيت در آموختن، ميانهروى در خوردن و پرهيز از پُرخورى است. اين كار، سبب سبُك شدن و آمادگى روح براى فراگيرى مىشود.
سحرخيزى
سحرخيزى، از ديگر رموز موفّقيت در آموختن است. براى بامداد، بركتهاى فراوانى شمرده شده كه يكى از آنها، بالا بودن سطح يادگيرى است. پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
اغدوا فى طَلَبِ العِلمِ، فَإِنَّ الغُدُوَّ بَرَكةٌ وَ نَجاحٌ.[392]
بامدادان، به جستجوى دانش برخيزيد، كه سحرخيزى،] مايه [بركت و كاميابى است.
ايشان، همچنين فرموده است:
اغدوا فى طَلَبِ العِلمِ، فَإِنّى سَئلتُ رَبّى أن يبارِك لُامَّتى فى بُكورِها.[393]
بامدادان، به جستجوى دانش برخيزيد، كه من از پروردگارم خواستم تا بامدادِ امّتم را مبارك گردانَد.
پُرخوابى و از دست دادن اين زمان، ميزان موفّقيت را كاهش مىدهد. لذا بايد تدبيرى انديشيد تا از اوقات بامداد، بيشتر استفاده شود. لازمه اين كار، برنامهريزى براى زمان خواب و بيدارى است.
غنيمت شمردن خُردسالى و جوانى
يادگيرى، فرآيند پيچيده و حسّاسى است كه نيازمند بهترين و مناسبترين زمانهاست. همان گونه كه بايد بهترين اوقات روز را به يادگيرى اختصاص دهيم، بهترين سالهاى عمر را نيز بايد براى اين كار، در نظر بگيريم. در خُردسالى و
[392]. همان، ح 1026.
[393]. همان، ح 1027.
جوانى، ذهن انسان، بهترين آمادگى را براى آموختن دارد. پيامبرخدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
مَثَلُ الَّذى يتَعَلَّمُ العِلمَ فى صِغَرِهِ كمَثَلِ الوَشمِ عَلَى الصَّخرَةِ، ومَثَلُ الَّذى يتَعَلَّمُ العِلمَ فى كبَرِهِ كالَّذى يَكتُبُ عَلَى الماءِ.[394]
كسى كه در خُردسالى دانش بياموزد، مانند نقش بر سنگ [، ماندگار] است و كسى كه در بزرگسالى دانش بياموزد، مانند كسى است كه بر [روى] آب مىنگارد.
معمولًا اين دوران، با شور و هيجان همراه بوده، نيازمند كنترل است و اگر چنين نشود، موجب از دست رفتن فرصتهاى مناسب براى يادگيرى مىگردد.
[394]. همان، ح 102.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
سلامت، بهداشت و تغذيه
عبد الهادى مسعودى
سلامت، به معناى آسايش كامل جسمى، روحى و اجتماعى، مفهومى برتر از بيمار نبودن است. سلامت و بهداشت فردى و اجتماعى، نياز به فراگيرى دانش و هنر پيشگيرى از بيمارىها دارد و نهادينه كردن آموزشها و مراقبتهاى ضرور براى حفظ سلامت فرد و جامعه، وظيفهاى همگانى و هميشگى است.
اسلام، دينى همهسونگر است و از راهنمايىهاى اساسى در اين باره، فروگذار نكرده و پيشوايان دينى ما، بر فرمانها و سفارشهاى قرآن در اين زمينه، تأكيد كردهاند و افزون بر تأييد بسيارى از دانستههاى طبّى بشر،[395]رهنمودهاى متعدّدى در اين راستا دادهاند. مجموعه اين آموزهها، پايههاى نخستينِ دانش طبّ اسلامى است. با ظهور پزشكان مسلمان و تغذيه از دو آبشخور دستورهاى دينى و تجربههاى كهن بشر، جامعه اسلامى قرنهاى پى در پى، يكى از بهترين و پيشرفتهترين جوامع انسانى در زمينه بهداشت و سلامت، بوده است. در اين جا، برخى از آموزههاى حديثى مرتبط با سلامتى، پيشگيرى، بهداشت و تغذيه را مىآوريم.
سلامت
اسلام، سلامت را پايه بسيارى از احكام واجب و حرام خود، قرار داده است. حكم به وجوب روزه،[396]و پرهيز از خوردن و آشاميدن موادّ
[395]. از پيامبر اكرم و امام على، احاديثى در باره دستهبندى علوم، نقل شده است كه علم ابدان، يعنى دانش مربوط به بدن انسان را يكى از گونههاى اصلى علوم دانستهاند( ر. ك: دانشنامه احاديث پزشكى، ج 1، ص 32).
[396].« صوموا، تصّحوا».( دعائم الإسلام، ج، ص).
زيانآور[397]و مصرف نكردن موادّ مخدّر، در اين راستا تعريف مىشوند. احكام مستحب و مكروه نيز عموماً در باره حفظ سلامت و سلامت بيشتر است. كم خوردن، خوب جويدن، به اندازه خوابيدن، ورزش كردن و ...، همه از سفارشهاى پرتكرار اسلام براى حفظ سلامت است.[398]برخى از دستورهاى دينى در اين زمينه، چنان پيشرفته است كه مىتوان آنها را دستور العملى پزشكى و نه يك سفارش ساده دانست. براى نمونه، حديثى را در باره سلامت دندان مىآوريم كه امام رضا (ع) فرموده است:
شُربُ الماءِ البارِدِ عَقيبَ الشَّيءِ الحارِّ وعَقيبَ الحَلاوَةِ، يَذهَبُ بِالأَسنانِ.[399]
آب سرد نوشيدن، پس از خوراكى و نوشيدنى داغ يا شيرين، دندانها را از بين مىبَرَد.
بهداشت
بهداشت، يعنى نگهدارى سلامت و آسايش جسمى و روحى فرد و اجتماع و سپس، ارتقاى اين حالت. دستورهاى بهداشتى اسلام، بسيار فراوان هستند و در بسيارى از زمينهها، از جمله نظافت بدن و لباس، تغذيه درست، جامه و كفش مناسب به تن كردن، استفاده از مسواك، عطر و نيز فعّاليتهاى بدنى مناسب و داشتن روابط صحيح و معتدل، به طور ويژه، سفارش شده است و براى هر يك از آنها چندين حديث داريم.
اسلام، بر شست و شوى دستها قبل و بعد از غذا خوردن، تأكيد فراوان كرده و آن را زمينه افزايش طول عمر، دانسته است.[400]پيشوايان دينى، به گرفتن ناخن نيز دستور اكيد داده و آن را وسيله پيشگيرى از بيمارىهاى بزرگ دانستهاند.[401]همچنين
[397]. الكافى، ج، ص، ح.
[398]. الخصال، ص.
[399]. طب الإمام الرضا، ص.
[400]. ر. ك: الكافى، ج، ص، ح.
[401]. همان، ص، ح.
به شستن ميوه پيش از خوردن آن، توصيه كردهاند.[402]امام على (ع) لباس نظيف و پاكيزه را نيز زداينده غم و اندوه، خوانده است.[403]
سفارشهاى اسلام در باره بهداشت، چنان فراوان است كه مىتوان آنها را متناسب با دستگاههاى بدن (بينايى، شنوايى، چشايى و ...)، دستهبندى كرد و در هر بخش، دهها حديث، عرضه نمود، همانگونه كه در دانشنامه احاديث پزشكى، چنين دستهبندىاى ديده مىشود.[404]
تغذيه
تغذيه، پايه مهم سلامت و بهداشت، عامل بقا و رشد انسان و وسيله اصلى حفظ حيات است. از اين رو، جداگانه و به طور مستقل، به آن پرداختهايم. دستور اصلى اسلام در اين زمينه، اعتدال در خوردن و آشاميدن و دورى كردن از اسراف است.[405]پيشوايان ما، كمخورى را مايه استوارى بدن و پُرخورى را موجب بيمارى انسان مىدانند.[406]افزون بر اين دستور كلّى، پيامبر (ص) و امامان (عليهم السلام)، خواصّ بسيارى از خواركىها را به ما شناسانده و به استفاده از برخى، ترغيب كردهاند.
كتابهاى متعدّدى در اين زمينه، نوشته شده و احاديث فراوان، اين موضوع را دستهبندى كردهاند. مصرف شير، سبزى، ماهى، گوشت و نيز بسيارى از ميوهها، در اين احاديث، سفارش شده و خواصّ آنها، گوشزد شده است. كتاب معتبر الكافى، المحاسن برقى و دانشنامه احاديث پزشكى، مأخذ مناسبى براى آگاهى از اين ويژگىهاست.
گفتنى است چگونگى و اندازه استفاده از اين خوراكىها، بايد به وسيله كارشناسان تغذيه، معين شود و از مصرف بىرويه و بدون محاسبه آن، خوددارى ورزيد.
[402]. همان، ص، ح.
[403]. همان، ص، ح.
[404]. ر. ك: دانشنامه احاديث پزشكى،( ترجمه موسوعة الأحاديث الطبية) ج، محمّد محمّدى رى شهرى، ترجمه دكتر حسين صابرى، دار الحديث، ش، اوّل.
[405].( كُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلَا تُسْرِفُواْ)،( سوره اعراف، آيه).
[406]. ر. ك: مكارم الأخلاق، ج، ص، ح؛ غرر الحكم، ح.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
پيوستگى و همبستگى
عبد الهادى مسعودى
جوانى، فصل پيوند است و با هم زيستن. ما تنها آمدهايم اما تنها نيستيم و از تنهايى لذت نمىبريم. ما به مردم نياز داريم و آنان به ما. همه ما از بدو تولّد، پدر و مادر و خواهر و برادر و يا برخى از اينها را در كنار خود مىبينيم و اندك اندك، همسالان و همسايگان و همكلاسان و هم گروهىها و بسيارى از همهاى ديگر را، در نزديكى خود مىيابيم.
در بيرون از خانواده، ما با همسايگان و دوستان زندگى مىكنيم. همشاگردىها و معلمان نيز در اوقات و سالهاى تحصيل، در كنار ما هستند، و براى برخى از ما پيشمىآيد كه در موقعيتهاى شغلى و تحصيلى و محل زندگى، با افرادى ديگر نيز برخورد كنيم.
در اين ميان، يكى از ما در دل ديگران جاى مىگيرد، همه ما او را دوست داريم و به او محبت مىورزيم، با او راحتتر مىگوييم و مىشنويم و آسانتر ارتباط برقرار مىكنيم. گاه اسرار نهان خود را از پدر و مادر و خويش و نزديك، پوشيده مىداريم، اما با او در ميان مىگذاريم. او، سنگ صبور ما مىشود و مايه تسكين روحى همه. نه ما از او مىرنجيم و نه او از ما مىرنجد.
در اين جا، بنا داريم به راهكارهاى استوارسازى و سالم نگاه داشتن اين ارتباط بپردازيم و نيز آداب آن را از ديدگاه كسانى ارائه كنيم كه خود، سالمترين، عميقترين و استوارترين ارتباطها را با ديگران پىريزى كردهاند و بسيارى از بزرگان تاريخ، شيدايىترين پيوندها را با آنها داشتهاند.