گفتنى است بىرغبتى و بىاعتنايى به امور دنيوى در موارد غير ضرور، بايد بهگونهاى بايد باشد كه به دنياى مورد نياز براى كسب آخرت و كسب رضايت حق، لطمهاى وارد نياورد. به اين مسئله، در «آسيبشناسى زهد»، بيشتر مىپردازيم.
آثار و فوايد زهد
فوايد و آثار زهد، بسيار است كه به ده مورد از مهمترينِ آنها، اشاره مىنماييم:
1. آسان شدن مصيبتها. اين ويژگى، در آدمى وجود داردكه هر قدر چيزى نزد او از ارزش بيشترى برخوردار باشد، جدا شدن از آن و از دست دادنش، براى او، ناگوارتر است. بررسى غم و اندوه در آدمى نشان مىدهد كه برخى دردهاى روحى ناشى از علاقه و تعلّق خاطر به امور دنيوى است، و به سه شكل بروز مىكند:
الف. اندوه از دست دادن چيزى در گذشته،
ب. ترس از دست دادن آن در آينده،
ج. نگرانى از به دست نياوردن آن در آينده.
هر يك از اين سه حالت، در صورتى اتّفاق مىافتد كه از دستدادهها و يا نگرانى از دست دادن يا به دست نياوردن، به گونهاى ارزشمند و مربوط به ما باشد. ويرانى خانه دشمن، اندوهى براى ما به بار نمىآورد و گرهى به پيشانى ما نمىاندازد. حال اگر نسبت ما با مال خودمان، همچون نسبتمان با مال دشمن باشد، لطمه به آن برايمان، اندوهآور نخواهد بود. انسانهاى زاهد، آسودهخاطرترين انسانها هستند. پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
من زَهِدَ فِى الدُّنيا هَانَت عَلَيهِ المُصيباتُ.[480]
هر كس به دنيا، بىرغبت باشد، پيشامدها بر او آسان مىآيد.
و امير مؤمنان على (ع) مىفرمايد:
الزُّهدُ فِى الدُّنيا الراحةُ العُظْمى.[481]
[480]. بحار الأنوار، ج 77، ص 94، ح 1.
[481]. غرر الحكم، ح 1316.
زهد به دنيا، بزرگترين راحتى است.
2. چشيدن طعم ايمان. مهمترين زيان دنيادوستى، مشغول نمودن انسان به بيهودگى و باز داشتن او از پرداختن به امور مهمّ مانند ايمان به خداوند و قوّت بخشيدن به آن در فضاى جان است. بر اساس آيات و روايات، مرتبه انسان نزد خداوند، بسته به ميزان شدّت ايمان و درجه آن است. حال، هر رفتارى كه انسان را از تقويت ايمان و روشن نگاه داشتن چراغ آن در دل، باز دارد، به منزلت انسان زيان مىرساند و رغبت به دنيا، از جمله آنهاست. امام صادق (ع) مىفرمايد:
حَرامٌ عَلَى قُلوبِكُمْ أَن تَعرِفَ حَلاوَةَ الإيمانِ حَتَّى تَزهَدَ فِى الدُّنيا.[482]
بر دلهاى شما، حرام است كه شيرينى ايمان را بچشد، مگر آن كه نسبت به دنيا، بىرغبت گردد.
اين از آن روست كه انسان، همزمان، توان توجّه به بيش از يك چيز را ندارد؛ چون يك دل بيشتر ندارد: (ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ).[483]پس دل، يا جاى محبّت خدا و ايمان به اوست، يا جاى دوستى دنيا و رغبت به آن.
3. جلب رحمت الهى. مسلّم است كسى كه براى خدا و جلب رضاى او، زُهد ورزد و به جاى عشق به دنيا، عشق به خدا و خدايىها را در دل، ساكن كند، مورد عنايت الهى واقع شده، رحمت بر او نازل مىشود و اين رحمت، توفيقات معنوى و اخروى بسيارى به دنبال خواهد داشت و خداوند، تلاش زاهد را به صورتهاى گوناگون كه مصلحت وى در آن باشد، جبران مىنمايد.
از امام على (ع) در اين باره نقل شده است:
إزهَدْ فى الدنيا تَنزِلْ علَيكَ الرَّحمَةُ.[484]
دوستى دنيا را ترك كن تا رحمت، بر تو نازل شود.
[482]. بحار الأنوار، ج 73، ص 49، ح 20.
[483]. سوره احزاب، آيه 4.
[484]. غرر الحكم، ح 2275.
4. حركت به سوى خدا. حركت به سوى خدا و شناخت او، امرى باطنى و معنوى است كه دل، آن را انجام مىدهد. مَركب اين سير، ياد قلبى پروردگار است. هرگاه دل به ياد خدا باشد، انسان، در سير است و هرگاه از او غافل باشد، متوقّف يا در حال دور شدن از اوست. از اين رو، خداوند، مؤمنان را از امور غفلتزا، بر حذر داشته، به ذكر خود، امر فرموده است:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ).[485]اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دارايىها و فرزندانتان، شما را از ياد خدا، باز ندارد، كه هر كس چنين كند، زيانكار خواهد بود.
بنا بر اين، آنچه بسترى مناسب براى ياد خدا، فراهم مىآورد، چيزى جز زُهد و بىرغبتى به دنيا و زينتهاى فريبنده آن نيست.
نقل است كه امام على (ع) فرمود:
العِلمُ يُرشِدُكَ إلى ما أمَرَكَ اللهُ بهِ وَ الزُّهدُ يُسَهِّلُ لكَ الطريقَ إلَيهِ.[486]
دانش، تو را به آنچه خدا به تو فرمان داده، راه مىنمايد، و زُهد، راه به سوى او را برايت، هموار مىسازد.
5. عزّت دنيا و پاداش آخرت. عزيزانِ دنيا همگى بىرغبت و بىمحبّت به دنيا بودهاند و همين امر، سبب شده كه براى كسب آن، به گناه و تبهكارى، روى نياورند و در نتيجه، نزد خدا و خلق، عزيز و ارجمند گردند. گذشته از پيامبران الهى و بزرگان اديان آسمانى، حتّى بودا و جانشينان و همسِلكان او نيز كه نزد مردم عزيزند با قانون الهى در همين باب يعنى بىرغبتى به دنيا، عزيز شدهاند.
زُهد، پاداش اخروى بسيار را نيز به دنبال دارد؛ زيرا علاوه بر آن كه بسترساز خوبى براى طاعات و كسب آخرت است، خود نيز پاداش بسيار دارد؛ چه، خداى متعال، بهترينِ سپاسگزاران است. هر زيانى را كه مؤمن به سبب زُهد، متحمّل شود،
[485]. سوره منافقون، آيه 9.
[486]. غررالحكم، ح 772.
و هر چه را در اين دنيا هزينه كند، چند برابرش با همه سودها و رشدهاى فرضى آن، براى او در آخرت، جبران خواهد نمود. از اين روست كه پيامبر خدا (ص) زاهد را پيروزِ دنيا، معرّفى مىنمايد:
أفلَحَ الزاهِدُ فى الدنيا، حَظِىَ بِعِزِّ العاجِلَةِ وَ بِثَوابِ الآخِرَةِ[487]
بىرغبتِ به دنيا، رستگار گرديد؛ هم عزّت دنيا را بهره بُرد، و هم پاداش آخرت را.
6. دانشورى و هدايتيافتگى. دانشهاى مادّى و معنوى، تنها با ذهن آرام و بدون درگيرى با مشغلهها و محبّتها، كسب مىشود. كسى كه مشغول تماشاى چيزى است يا عشق به چيزى، او را مشغول داشته، از مطالعه و تفكر، بهرهاى نمىبرد.
اين دل ناآرام، آمادگى نقشهاى آسمانى و علوم الهى را ندارد و به حوض آب متلاطمى مىمانَد كه عكس ماه در آن نمىافتد و صورتها در آن، منعكس نمىشوند. به قول حافظ شيرينسخن:
خاطرت كِى رقمِ فيض پذيرد، هيهات!
مگر از نقش پراكنده، ورق ساده كنى
روزى پيامبر خدا (ص) از خانه بيرون آمد و فرمود:
آيا كسى از شما هست كه بخواهد خداوند، بىواسطه كسى، به او دانش بياموزد و هدايتش كند؟ آيا كسى از شما هست كه بخواهد خداوند، كوردلى او را بزُدايد و بينا و بصيرش گردانَد؟
بدانيد ... كه هر كس به دنيا، بىرغبت و آرزويش، كوتاه باشد، خداوند، بدون آموزش و هدايت] كسى [، به او دانش مىآموزد و هدايتش مىكند.[488]
آرى! توجّهات غير لازم و محبّت نسبت به دنيا، روح را از تلاشهاى فطرى و معنوى- كه زمينهساز عنايات الهى است- بىنصيب مىگذارد و سدّ راه تكامل روح مىشود.
ارزش اين حديث، زُهد را بر مىنمايد كه بدون آن، دستيابى به علوم الهى و هدايت عملى پروردگار- كه دو فضيلت اساسى پيامبران است-، ممكن نيست.
[487]. حلية الأولياء، ج 8، ص 135.
[488]. شرح نهج البلاغة، ابن أبى الحديد، ج 6، ص 231.
7. حكمت و فرهيختگى. همگان، آرزو دارند كه بدانند حكيمان بزرگ عالم، چگونه به حكمت و ادراك رسيدهاند و چه مسيرى را طى كردهاند؟ بخشى از پاسخ را بايد در زُهد و دنياگريزى آنان، جستجو كرد. هركس در پى هر چه باشد، راههاى كسب آن، به رويش گشوده مىشود و در نهايت، با رفع موانع، به آن مىرسد. كسب حكمت و دانشهاى باطنى و فطرى نيز از همين قانون پيروى مىكند. در اين راه كه مَركبش كند و كاوِ باطنى است، مانع و خار راه، دنيادوستى و شيفتگى به آن است كه زُهد، آن را برطرف كرده و سپس، حكمت و فرهيختگى، رخ مىنمايد. پيامبر اكرم، اين نكته را به ابوذر، چنين گوشزد كرده است:
يا أبا ذَرٍّ! ما زَهِدَ عَبدٌ فى الدُّنيا إلّا أنْبَتَ اللهُ الْحِكْمَةَ فى قَلبِهِ، وَ أنطَقَ بِهَا لِسانَهُ، وَ يُبَصِّرُهُ عُيوبَ الدنيا وَ داءَها وَ دَواءَها، وَ أخرَجَهُ مِنْها سالِماً إلَى دارِ السَّلامِ.[489]
اى ابو ذر! هيچ بندهاى دل از دنيا بر نمىكَنَد، مگر آن كه خداوند، حكمت را در دل او مىرويانَد و زبانش را به آن، گويا كرده، معايب و كاستىهاى دنيا، و درد و درمان آن را به وى مىشناسانَد و او را از دنيا، سالم، به سراى سلامت (بهشت)، مىبَرَد.
8. كرامات و قدرت هاى روحى. هر چند مؤمن را نمىسِزَد كه عبادات و زُهدش را جز براى رضاى خدا و تقرّب به او انجام دهد، امّا سنّت الهى، بر آن است كه هر كس، دل از دوستى دنيا بركَنَد، در مراتب يقين، بالا رود و به كمالاتى دست يابد كه از دسترس بشر معمولى، خارج است. اين، مزد دنيوى تلاش وى است كه به سبب شكرگزارى خدا، به او داده شده است. بى شك، تمام كرامتهاى پيامبران و اوليا و نيز كارهاى غير عادى مرتاضان، از دل كندن آنها از دنيا نشئت گرفته و شيوه اصلى همگان، بىرغبتى به دنيا رياضت و به پرواز در آوردن انديشه در عالم معناست.
حواريان عيسى مسيح (ع) به آن بزرگوار گفتند: چگونه تو بر آب، راه مىروى و ما نمىتوانيم؟ ايشان فرمود:
[489]. بحار الأنوار، ج 77، ص 80، ح 3.
وَ ما مَنزِلَةُ الدِّينارِ وَ الدِّرهَمِ عِندَكُم؟
دينار و درهم، نزد شما، از چه جايگاهى برخوردار است؟
آنان پاسخ دادند: نيكو و ارزشمند است.
مسيح (ع) فرمود: اما آن دو نزد من با ريگ بيابان برابرند.[490]
يعنى توجّه به دنيا و دارايى، مردم را از عروج به قلّههاى كمال، باز داشته و دست و پاى روحشان را بسته است. تلاشهاى روح، ذهن آزاد مىخواهد كه دنيادوستان، از آن، بىبهرهاند.
9. فراغت خاطر براى آخرت. پس از ياد خداوند، مهمترين عامل هدايت انسان در مسير بندگى، ياد آخرت است؛ چنانچه از اهمّ وظايف پيامبران و جانشينان آنها- كه به تعبير قرآن، مذكّر[491]و يادآور بودهاند، يكى آن بوده كه مردم را به ياد آخرت انداخته، از آن بترسانند و به آن، اميد دهند. ايمان به آخرت و توجّه به پاداش و كيفر اعمال، عملًا مؤثّرترين راهكار براى اصلاح اعمال عموم مردم، بلكه معصوم و مُخلَص شدن پيامبران است.[492]از اين روست كه در قرآن و احاديث، بسيار از آخرت، سخن به ميان آمده و توجّه به آن، از مؤمنانْ خواسته شده است و بهحق، در خودسازى و مبارزه با نفس امّاره، بيم و اميد به آخرت، بسيار كارساز و كارگشاست؛ امّا بديهى است كه دنيادوستى و توجّه به آن، آفت بزرگ و زيانبارى براى اين حال و توجّه است كه با زهد، مداوا مىشود. در اين باره، از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود:
إنّما أرادُوا الزُّهدَ فِى الدنيا لِتَفرُغَ قُلوبُهُم للآخِرَةِ[493].
آنان، بىاعتنايى به دنيا را، تنها از آن جهت مىخواهند كه دلهايشان، براى آخرتْ خالى شود.
[490]. تنبيه الخواطر، ج 1، ص 156.
[491].( انما انت مذكر) سوره غاشيه آيه 21.
[492]. خداوند در سوره ص آيه 46 مىفرمايد:( ما پيامبران را با يك چيز خالص كه همانا ياد آخرت است، مخلَص نموديم).
[493]. بحار الأنوار، ج 70، ص 239، ح 7.
در حديثى ديگر، در اين موضوع، ثمرهاى بزرگ نيز براى ياد آخرت، عنوان گرديده و آمده است كه امام محمّد باقر (ع) فرمود:
ياران پيامبر خدا (ص) به آن حضرت گفتند: اى پيامبر خدا! از نفاق، بر خود مىترسيم!
پيامبر خدا (ص) فرمود: «چرا از آن مىترسيد؟».
گفتند: ما هرگاه در محضر شما هستيم و ما را موعظه مىكنى، بيم و ترس] از خدا و آخرت [، دلمان را فرا مىگيرد و دنيا را فراموش مىكنيم و به آن، بىرغبت مىشويم، چنان كه گويى آخرت و بهشت و دوزخ را با چشم مىبينيم. امّا همين كه به خانههاى خود رفته، فرزندانمان را مىبوييم و زن و فرزند و ثروت را مىبينيم، از آن حال و وضعى كه در خدمت شما داشتيم، تقريباً باز مىگرديم، به طورى كه گويا اصلًا آن حالت را نداشتهايم. آيا از اين امر، بيم نفاق بر ما دارى؟
پيامبر خدا (ص) به آنان فرمود: «هرگز! اين، از گامهايى است كه شيطان بر مىدارد تا شما را به دنيا، راغب سازد. به خدا سوگند، اگر همان حالى را كه در حضور من به شما دست مىدهد، در خانههايتان نيز داشتيد، فرشتگان، با شما دست مىدادند و بر روى آب، راه مىرفتيد.[494]
10. آسان شدن حساب آخرت. در بسيارى احاديث، حسابرسى آخرت، حتّى در دارايىهاى حلال، سخت و پُر دردِسر دانسته شده است، انسان پس از مطالعه اين
احاديث، به دنيا، بىاعتنا و به نداشتن، متمايل مىشود. امام صادق (ع) به اين ويژگى زاهدان اشاره كرده است:
الَّذِى يَترُكُ حَلَالَهَا مَخَافَةَ حِسَابِهِ، وَ يَترُكُ حَرَامَهَا مَخَافَةَ عذَابِهِ.[495]
زاهد، كسى است كه حلالِ دنيا را از ترس حساب آن، و حرام آن را از ترس عذابش، رها مىكند.
پس زُهد نورزيدن و زيادهروى در گردآورى مال، به اين مىانجامد كه انسان آنچه را گرد آورده، در آخرت، به وَبال و گرفتارى او، مبدّل گرديده، مايه خوارى او
[494]. بحار الأنوار، ج 67، ص 57 56.
[495]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4 ص 400 ح 5861.
مىشود اما دورى از دنيا، او را بسان باد از صراط گذر مىدهد.
خاستگاه زهد
زهد با همه فايدههاى علمى و عملىاش، نيازمند سرچشمههايى است كه بىرغبتى به دنياى فانى از درون آن بجوشد و شوق و رغبت انسان را به جلوههاى شيطانى و زودگذر دنيا از ريشه بخشكاند و مبدأ ميل آدمى را تغيير دهد.
احاديث معصومان (عليهم السلام)، خاستگاههاى متعددى را براى جوشش مستمرّ زهد از درون جان، نشان دادهاند كه ما آنها را در چهار بخش كلى جاى مىدهيم:
معرفت خدا
نخستين خاستگاه زهد و مبدأ تغيير ميل انسان از دنياى فانى به جهان باقى، شناخت خداوند و دارايىهايى بىكران او است. فهم برترى آنچه خدا دارد بر آنچه ما به پندار خود داريم، كافى است آنچه را دوست داريم با وعده صادق خداوند عادل به ديگرى بسپاريم و يا در هر راهى كه او فرموده هزينه كنيم و يا حتى از آن بپرهيزيم. به سخن ديگر شناخت خداوند و صفات عدالت، صداقت و غناى بى همانند او، ما را به آسانى از هر آنچه همو در اين دنيا در اختيارمان نهاده است، جدا مىكند و شوق نيل به آنچه را وعده داده است، چنان در ما بر مىانگيزد كه حاضر مىشويم هر چه بيشتر بدهيم و از دنيا كنار بمانيم، تا داشتههاى گرانبهاى خدا را به دست آوريم. احاديث زير دو ركن اصلى اين معرفت، يعنى شناخت خدا و شناخت ارزش داشتههاى خدا و تأثير آنها را در زايش درونى زهد، نشان مىدهد:
امام على (ع) مىفرمايد:
أصلُ الزُّهدِ حُسنُ الرَّغبَةِ فى مَا عِندَ اللهِ.[496]
اساس زُهد، رغبت نيكوست به آنچه نزد خداست.
امام صادق (ع) مىفرمايد: خداى متعال، در رازگويىهاى خويش با موسى (ع) فرموده است:
[496]. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 47، ح 13481.