بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 46

جاويد خود، را براى مردم به ارمغان آورد. جذابيت قرآن، مردم را به گرد ايشان، فراهم آورد و سخنان او- كه همگى تفسير و تبيين همان قرآن بود-، سينه به سينه، در ميان مردم رواج يافت.

سيزده سال، دوران سخت مكّه گذشت و با ورود پيامبر (ص) به مدينه و گسترش آيين اسلام و تشكيل حكومت، چهره قدسى پيامبر (ص) بيش از پيش مورد توجّه قرار گرفت و اهتمام به گردآورى سخنان ايشان، بيشتر شد. شيوه پيامبر خدا در بيان احاديث نيز بر اهمّيت سخنان ايشان افزود. پيامبر (ص) احاديث را در زمان و موقعيت مناسبى بيان مى‌كرد و از پُر گويى، پرهيز كرده، سخنان مهم را سه بار تكرار مى‌فرمود.

احاديث بر جاى مانده از پيامبر (ص) در موضوعات گوناگونى است؛ امّا دو موضوع، بيشتر مورد توجّه پيامبر (ص) بود: نخست، احاديث اخلاقى كه به فراخور جامعه آن روز، بيان شد و راه‌كار درست زيستن را به بشرآموخت؛ مانند اين حديث:

الخُلقُ الحَسَن يُذيبُ الخَطايا.[40]

اخلاق نيكو، خطاها را ذوب مى‌كند.

موضوع ديگر، احاديث فقهى و قواعد حقوقى بود. اين دسته از احاديث، با توجّه به موقعيت پيامبر (ص) در مدينه و تشكيل حكومت، پديد آمد.

در احاديث فقهى و حقوقى پيامبر (ص)، مسائل عبادى مانند نماز، روزه و احكام تجارى مسلمانان و كلّيات ديگرى از شريعت اسلامى بيان شده است.

تدوين احاديث پيامبر (ص)

دوران بيست و سه ساله بعثت و هجرت پيامبر (ص) فراز و فرودهايى فراوانى داشت. دشوارى‌هاى تبليغ دين در دوران سيزده ساله مكه و ناآرامى‌ها و درگيرى‌هاى ده ساله حضور پيامبر (ص) در مدينه سبب شد كه احاديث برجاى مانده پيامبر (ص) گاه به صورت شفاهى و گاه به صورت مكتوب فراهم آيد. مسلمانان با

[40]. نزهة الناظر، ص 16.


صفحه 47

توجه به شخصيت محورى پيامبر، سخنان و رفتار ايشان را به ذهن مى‌سپردند. نقل شفاهى در اين دوران فراوان است و استناد به سخنان و سيره پيامبر از همان زمان آغاز شد و سنّت پيامبر يكى از منابع علمى مسلمانان به شمار آمد. پيامبر (ص) نيز بارها با سخنان، رفتار و تشويق و تأييدهاى خود، اهميت گِردآورى حديث را تبيين مى‌فرمود. نمونه‌اى از سخنان پيامبر (ص) در اين باره را مى‌آوريم.

اكْتُبُوا لأبى شاة[41]: براى ابو شاة (يمنى) بنويسيد. «اين سخن را پيامبر در پاسخ شخصى به نام ابوشاة يمنى كه از ايشان خواسته بود، حديث خود را تكرار كنند، فرمود».

- قَيدّوا العِلمَ بالكِتابِ‌[42]؛ دانش را با نوشتن به بند كشيد.

اكْتُبُوا هذا العِلْمَ، فإنّكُم تَنْتَفِعُونَ بِهِ إمّا فى دُنْياكم و إمّا فى آخَرِتكُم‌[43]؛ اين دانش را بنويسيد، چرا كه شما در دنيا يا آخرت از آن بهره‌مند مى‌شويد.

در زمان پيامبر عده‌اى از ياران با نگارش حديث مخالف بودند از اين رو به عبدالله پسر عمروعاص كه مجموعه‌اى از احاديث پيامبر را گِرد آورده بود، گفتند: تو هر سخنى را از پيامبر (ص) مى‌نويسى در حالى كه او هم انسانى (همانند ديگران) است و از سرِ ناراحتى و يا خشنودى سخن مى‌گويد. عبدالله از نوشتن باز ايستاد و اين گفته صحابه را به پيامبر (ص) عَرضه داشت. رسول خدا فرمود: «اكْتُبْ فَوَ الذى نَفسى بيده ما خَرَجَ مِنْهُ إلّا حَقٌ‌[44]؛ بنويس سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست از اين دهان جز سخن حق بر نمى‌آيد».

سيره و رفتار عملى پيامبر هم حكايت از نگارش حديث در زمان آن بزرگوار دارد. مرحوم آية الله احمدى ميانجى- از محققان معاصر- حدود سيصد متن مكتوب از نامه‌هاى پيامبر به شاهان، فراخوان‌هاى برخى افراد به دين اسلام، پيمان‌

[41]. صحيح بخارى، ج 3، ص 95.

[42]. تحف العقول، ص 36.

[43]. كنز العمال، ج 10، ص 262، ح 29389.

[44]. سنن دارمى، ج 1، ص 125.


صفحه 48

نامه‌ها، آيين‌نامه‌هاى مالياتى و نوشته‌هايى در موضوعات ديگر را در مجموعه‌اى به نام «مكاتيب الرسول» فراهم آورده است.

افزون بر آن پيامبر خدا (ص) امام على (ع) را هر روز فرا مى‌خواندند تا احاديث فراوانى را بنويسند و نگهدارى كنند.[45]

تأييد و تشويق‌هايى هم از پيامبر به يادگار مانده است كه بيانگر اهميت نگارش حديث است. در گزارشى عبدالله بن عمر در حالى كه كوچكترين فردِ كاروان بوده است، خدمت پيامبر (ص) رسيد. پيامبر در اين ديدار درباره كسانى كه به رسول خدا دروغ ببندند هشدار داد و جايگاه آنان را آتش دانست. عبدالله به يكى از همراهان مى‌گويد: با اين هشدار پيامبر شما چگونه جرأت مى‌كنيد كه از پيامبر (ص) حديث نقل كنيد؟ صحابى پيامبر به عبدالله پاسخ مى‌دهد: ما چيزى از پيامبر نمى‌شنويم مگر آن كه در نوشته‌اى نزد ما محفوظ است.[46]

اين گزارش نشان مى‌دهد كه از زمان پيامبر (ص) برخى از ياران براى پرهيز از نقل نادرست و دروغ بستن به پيامبر، نگارش احاديث را ضرورى مى‌دانستند.

اهميت گِردآورى سخنان پيامبر (ص) سبب شد در همان دوران برخى ياران رسول خدا مجموعه‌اى از سخنان ايشان را گِرد آوردند. در اين ميان نگاشته‌هايى مانند «جامعه»، «كتاب على»، «صحيفه على» از شهرت خاصى برخوردار است و برخى مكتوبات مانند «الصحيفة الصادقة» نوشته عبدالله بن عمرو عاص هم در ميان شيعه و سنى شناخته شده‌تر است.

افزون بر نوشته‌هاى مشهور ياد شده، مجموعه‌هايى از ياران پيامبر موجود است كه معمولًا با پيشوند «صحيفه» يا «نسخه» از آنان ياد شده است.[47]

برخى از ياران پيامبر كه داراى آثار مكتوب بوده‌اند عبارتند از:

[45]. تدوين الحديث، ص 47 به نقل از الامامة والتبصرة، ص 183؛ بصائر الدرجات، ص 167.

[46]. تدوين الحديث، ص 48 به نقل از تقييد العلم، ص 98.

[47]. استاد مهدوى راد، نام 48 صحابى پيامبر را با مشخصات آثار مكتوب آنان در كتاب تدوين الحديث آورده‌اند( تدوين الحديث، ص 69- 99).


صفحه 49

1. أبوذرغفارى، 2. سلمان فارسى، 3. ابو رافع، 4. اسماءبنت عميس، 5. جابر بن عبدالله انصارى، 6. زيد بن ثابت انصارى، 7. عبدالله بن عباس، 8. ابى بن كعب، 9. ابوشاة يمنى، 10. ابوبكر.

روزگار فاطمه زهرا (س)

فاطمه زهرا (س) پس از پيامبر (ص) بيش از 95 روز زنده نماند؛ امّا در همين مدّت اندك، برخى از سخنان پيامبر (ص) را براى مردم، روايت و با هشدارهاى خود، اهمّيت سخنان پيامبر (ص) را گوشزد مى‌فرمود. زهرا (س) افزون بر آن كه احاديث پيامبر خدا را نقل مى‌كرد، خود نيز سخنان گُهربارى را به يادگار نهاد كه از آن جمله، سخنان معروف به «خطبه فَدَك» است كه در آن با استدلال‌هاى متين و استوارى، توطئه غاصبان خلافت را بر ملا كرد. مصحف فاطمة (س) يا صحيفه فاطمية، نام اثر ديگرى است كه از زهرا (س) بر جاى مانده و تنها در اختيار امامانِ شيعه بوده است و ما تنها ويژگى‌هاى آن را مى‌شناسيم. مصحف فاطمة، سخنانى است كه به وسيله فرشته، پس از رحلت پيامبر (ص) به زهرا (س) الهام مى‌شد و حوادثى كه در آينده رُخ مى‌داد، در آن مجموعه، نوشته شده است. در اين اثر، هيچ گونه سخنى از حلال و حرام الهى به ميان نيامده است.

روزگار امام على (ع)

امير مؤمنان على (ع)، اگر چه جانشين بر حقّ پيامبر (ص) بود؛ امّا حوادث پس از رحلت آن بزرگوار، على (ع) را خانه‌نشين كرد و در مدّت 25 سال خانه‌نشينى اجبارى امام على (ع)، سخنانى كه از ايشان بر جاى مانده، بسيار اندك است.

بيشترين احاديث امام على (ع) مربوط به دوران حكومت ايشان است. اين دوران، از سال 35 هجرى آغاز شد و بيش از چهار سال و هشت ماه به طول انجاميد. در اين مدّت، امام با سخنرانى‌هايى عمومى كه «خطبه» ناميده مى‌شد و نيز دروسِ اختصاصى كه براى برخى يارانش برگزار مى‌كرد، مجموعه حديثى سِتُرگى را پديد آورد. او كه خود در زمان پيامبر (ص) از آموزش‌هاى اختصاصى ايشان بهره برده بود، از


صفحه 50

يارانش مى‌خواست براى مردم، حديث بگويند، به سؤالات آنان، پاسخ دهند و با دانشمندان، به گفتگو بنشينند.

سخنان حكمت‌آموز على (ع) كه به زيبايى بيان مى‌شد، دوستداران دانش را به گِرد او فراهم مى‌آورد و آنان با كوشش خود، سخنان امام را جمع مى‌كردند. آنچه امروزه در اختيار ماست، نتيجه تلاش ياران امام است. برخى از ياران امام كه سخنان ايشان را مى‌نوشتند، عبارت‌اند از: اصبَغ بن نُباته، ابو رافع، عبد الله بن عبّاس و سليم بن قيس.

خوش‌بختانه، احاديث امام على (ع) كه به صورت نامه و يا خطابه بيان مى‌شد، در موضوعات گوناگونى است. احاديث اعتقادى، اخلاقى، ادعيه، حقوق و قضا، بخشى از احاديث امام على (ع) است.

شيوه امام در انتشار حديث، بسيار نو و ويژه بود، به گونه‌اى كه امام براى اعضاى خانواده، دوستان و عموم مردم، نامه مى‌نوشت. برخى از اين روش‌ها، مانند نگارش نامه به عموم مردم، در زمان خلفاى پيشين، سابقه نداشت و اهمّيت افكار عمومى در نزد امام على (ع) را نشان مى‌دهد. براى آشنايى با روش‌هاى امام و نيز سخنان زيبايش، مى‌توان به كتاب نهج البلاغه- كه گزيده‌اى از سخنان امام على (ع) است-، مراجعه كرد. براى نمونه، امام فرموده است:

قَدر الرَّجُلِ عَلى قَدرِ هِمَّتِه.[48]

منزلت آدمى، به قدر همّت اوست.

افزون بر سخنان و نامه‌هاى امام على (ع)، سه اثر مكتوب ديگر از امام، گزارش شده است: كتاب على (ع)، صحيفه على (ع) و مصحف على (ع). ويژگى‌هاى هر يك از اين نوشته‌ها، بسيار طولانى است. در اين‌جا تنها به اين نكته اشاره مى‌كنيم كه دو اثر نخست، دو سخنان پيامبر (ص) و نگارش امام على (ع) است و مصحف على (ع)، كتاب قرآنى است كه امام در حاشيه آن، نكات تفسيرى و قرآنى‌اى را كه از پيامبر (ص) فرا گرفته بود، نوشته است. اين سه اثر، همواره امانتى در اختيار امامان شيعه (عليهم السلام) بوده است.

[48]. نهج البلاغة، حكمت 47.


صفحه 51

روزگار امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام)

در سال 41 هجرى، امام على (ع) شهيد شد و حسن بن على (ع) به امامت رسيد؛ امّا با نهايت تأسّف، مردم دنيازده به وعده‌هاى معاويه، فريفته شدند و به سوى معاويه، روى آوردند. عدّه‌اى نيز از تهديدهاى معاويه ترسيدند و امام حسن (ع) را تنها گذاشتند. امام كه نافرمانى مردم را ديد، ناگزير، صلح با معاويه را پذيرفت. اين شرايط، پس از شهادت امام حسن (ع) هم ادامه داشت و امام حسين (ع) نيز تا مرگ معاويه، با همان شرايط برادرش امام حسن (ع)، رو به رو شد. بنا بر اين، تفاوتى در تعداد و نيز موضوعات احاديث اين دو امام بزرگوار، ديده نمى‌شود. شرايط دشوار و خفقان‌آور دوران معاويه، از سويى و كم‌كارى شيعيان، از سويى ديگر، سبب شد كه تعداد احاديث بر جاى مانده از امام حسن و امام حسين، (عليهماالسلام) بسيار اندك باشد و در موضوعاتى مانند اخلاق و فضائل اهل بيت (عليهم السلام) محدود شود. البته شيوه امام حسن (ع) كه براى اثبات حقّانيت اهل بيت (عليهم السلام) با مخالفان، مناظره مى‌كرد، در احاديثى مشهور به «احتجاج» به ما رسيده است. اين مناظرات، شيوه‌اى از بيان احاديث است كه در دوران پس از امام حسين (ع) گسترش يافت. در ميان احاديث امام حسين (ع) افزون بر موارد پيش‌گفته، دو نمونه حديثى بيشتر رُخ مى‌نمايد: نخست، دعاهاى امام حسين (عليهم السلام)

است كه يكى از آن‌ها دعاى مشهور «عرفه» است كه در آن، امام، والاترين معارف دينى را در واژگانى زيبا به يادگار نهاده است. از اين دعاى گرانقدر است:

بار خدايا! ... مرا با گناهانم، بى آبرو مكن و مخواه كه با افشاى زشتى‌هاى درونم، رسوا شوم. چنين مپسند كه گناهانم، دست و پا گيرم شوند. نعمت‌هايى را كه به من داده‌اى، از من مگير.[49]

گونه ديگر از احاديث امام حسين (ع)، احاديث حماسى آن بزرگوار است كه با آغاز نهضت حسينى و حركت امام از مدينه به سوى كربلا، صادر شده است، كه در آن، افزون بر بيان مظلوميت اهل بيت و ستم خاندان يزيد، احاديث زيباى توحيدى و مناجات با پروردگار، ديده مى‌شود. مانند آخرين سخنان امام حسين (عليهم السلام) كه در مذبح عشق، كربلا، فرمود:

[49]. اقبال الأعمال، ج 2، ص 80.


صفحه 52

اللهّمَ انْتَ مُتَعالِى المكان، ... قادِرٌ عَلى ما تَشاءُ قَرِيبُ الرّحمةِ صادِقُ الوَعدِ. سابغ النِعمة.[50]

بار خدايا! تو بلند مرتبه‌اى ... بر هر چه خواهى توانايى، رحمت و مهربانى‌ات نزديك، وعده‌ات راست و نعمت‌ات كامل و فراوان.

اين مجموعه بسيار زيبا، اهداف، روش‌ها و روشنگرى‌هاى امام را نشان مى‌دهد.

البته نامه‌هايى از امام حسين (عليهم السلام) بر جاى مانده است كه در پاسخ كوفيان و يا كسانى كه ايشان را از رفتن به كربلا باز مى‌داشتند، نوشته شد؛ مانند نامه امام به ابن عبّاس و محمّد بن حنفيه.

روزگار امام سجّاد (ع)

دوران امامت امام سجّاد (ع) از عاشوراى سال 61 هجرى آغاز شد. ايشان در مدّت امامت 34 ساله خويش، با دشوارى‌هاى سياسى و فرهنگى بسيارى رو به رو بودند. از يك سو، خون‌ريزترين فرمانداران مانند حجّاج بن يوسف ثقفى، در شهر كوفه،

مركز شيعيان، حكمرانى مى‌كردند و از ديگر سو، مردم به لهو و لعب فراوان، دل‌خوش كرده، از دين، روى‌گردان بودند. با اين همه، امام سجّاد (ع) با روش خويش، بر مخالفان نيز تأثير نهاد و به عنوان سرآمدِ تابعيان شناخته شد، به گونه‌اى كه همراهى با كاروان امام سجّاد (ع) براى مراسم حج، مايه افتخار همگان بود. حضور طولانى مدّت امام در ميان مردم و رويكرد قشر فرهنگى به امام، سبب شد تا احاديث امام سجّاد (عليهم السلام) بسيار پُرشمارتر از امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) باشد و امام نيز براى بيان معارف دينى، از شيوه‌هاى گوناگونى مانند خطبه، دعا، نگارش و ... استفاده كردند كه شايد مهم‌ترين شيوه، همان دعا بود؛ زيرا حكومتيان نسبت به آن، حسّاسيت كمترى داشتند و از سويى، مردمى كه با لهو و لعب و ساز و آواز، مأنوس بودند، با شنيدن دعاهاى زيباى امام، لذّت ماندگار دعا را بر مستى‌هاى زودگذر آوازهاى حرام، ترجيح مى‌دادند.

[50]. مصباح المتهجد، ص.


صفحه 53

از اين رو، بيش از 250 دعا از امام سجّاد (ع) باقى مانده است. در ميان مجموعه‌هاى دعايى امام، صحيفه سجّاديه، شهرت بى‌مانندى دارد. اين كتاب را- كه در ابتدا 75 دعا بوده است و امروزه، تنها 54 دعاى آن باقى مانده است-، امام به فرزندانش امام باقر (ع) و زيد شهيد املا مى‌كرد و آن دو مى‌نوشتند و بدين وسيله، امروزه، يكى از مكتوبات ارزشمند قرن اوّل هجرى در اختيار ماست.

صحيفه سجّاديه، اثر ارزشمندى است كه دقيق‌ترين مسائل اعتقادى، اخلاقى و عرفانى را با لطيف‌ترين واژگان، بيان نموده است و از يك سو، كتاب ناز و نياز است و از ديگر سو، كتاب حركت و خيزش انقلابى است. چه انديشوران مسلمان و غير مسلمانى كه با مطالعه صحيفه، شگفت‌زده شدند و آثار زيبايى پيرامون اين كتاب ارزشمند، بر جاى نهادند.

در قسمتى از دعاى بيستم آن مى‌خوانيم:

أللَّهمَّ صَلِّ عَلى محمَّدٍ و آلِهِ وَ صُنَ وَجهيَ بِاليَسارِ وَ لا تَبتَذِلْ جاهي بِالإقتارِ فَاستَرزِقَ أهلَ رِزقكَ.

بار خدايا! بر محمّد و خاندانش، درود فرست و با توانگرى [بخشيدن به من‌]

آبرويم را نگه‌دار و با تنگ‌دستى، حرمت مرا از بين مبر كه بر اثر آن، از روزى‌خواران تو، روزى بخواهم.

مجموعه‌اى ديگر از سخنان امام سجّاد (ع)، خطبه‌هايى است كه در مسير كوفه تا شام و پس از آن، در مناسبت‌هايى در مدينه، بيان كرد.

روزگار امام باقر (ع)

امام باقر (ع) در سال 94 هجرى به امامت رسيد و در سال 114 هجرى شهيد شد. مدّت بيست سال امامت امام محمّد باقر (ع)، دوران شكوفايى و گسترش علوم بود. لقب «باقر العلوم» نيز بيانگر توسعه علمى به وسيله امام باقر (ع) است. به هر حال، دوران امامت امام محمّد باقر (ع)، حديث شيعه، دوران طلايى خويش را آغاز كرد و در پاسخ‌گويى به شبهات فقهى و عقيدتى، سرآمدِ همه انديشمندان جهان اسلام شد.

شرايط سياسى- اجتماعى اين دوران، نقش ويژه‌اى در برنامه‌هاى امام باقر (ع) داشتند؛ زيرا برخى از فرمان‌روايان مستبد بنى اميه، مانند حجّاج بن يوسف ثقفى و