اللهّمَ انْتَ مُتَعالِى المكان، ... قادِرٌ عَلى ما تَشاءُ قَرِيبُ الرّحمةِ صادِقُ الوَعدِ. سابغ النِعمة.[50]
بار خدايا! تو بلند مرتبهاى ... بر هر چه خواهى توانايى، رحمت و مهربانىات نزديك، وعدهات راست و نعمتات كامل و فراوان.
اين مجموعه بسيار زيبا، اهداف، روشها و روشنگرىهاى امام را نشان مىدهد.
البته نامههايى از امام حسين (عليهم السلام) بر جاى مانده است كه در پاسخ كوفيان و يا كسانى كه ايشان را از رفتن به كربلا باز مىداشتند، نوشته شد؛ مانند نامه امام به ابن عبّاس و محمّد بن حنفيه.
روزگار امام سجّاد (ع)
دوران امامت امام سجّاد (ع) از عاشوراى سال 61 هجرى آغاز شد. ايشان در مدّت امامت 34 ساله خويش، با دشوارىهاى سياسى و فرهنگى بسيارى رو به رو بودند. از يك سو، خونريزترين فرمانداران مانند حجّاج بن يوسف ثقفى، در شهر كوفه،
مركز شيعيان، حكمرانى مىكردند و از ديگر سو، مردم به لهو و لعب فراوان، دلخوش كرده، از دين، روىگردان بودند. با اين همه، امام سجّاد (ع) با روش خويش، بر مخالفان نيز تأثير نهاد و به عنوان سرآمدِ تابعيان شناخته شد، به گونهاى كه همراهى با كاروان امام سجّاد (ع) براى مراسم حج، مايه افتخار همگان بود. حضور طولانى مدّت امام در ميان مردم و رويكرد قشر فرهنگى به امام، سبب شد تا احاديث امام سجّاد (عليهم السلام) بسيار پُرشمارتر از امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) باشد و امام نيز براى بيان معارف دينى، از شيوههاى گوناگونى مانند خطبه، دعا، نگارش و ... استفاده كردند كه شايد مهمترين شيوه، همان دعا بود؛ زيرا حكومتيان نسبت به آن، حسّاسيت كمترى داشتند و از سويى، مردمى كه با لهو و لعب و ساز و آواز، مأنوس بودند، با شنيدن دعاهاى زيباى امام، لذّت ماندگار دعا را بر مستىهاى زودگذر آوازهاى حرام، ترجيح مىدادند.
[50]. مصباح المتهجد، ص.
از اين رو، بيش از 250 دعا از امام سجّاد (ع) باقى مانده است. در ميان مجموعههاى دعايى امام، صحيفه سجّاديه، شهرت بىمانندى دارد. اين كتاب را- كه در ابتدا 75 دعا بوده است و امروزه، تنها 54 دعاى آن باقى مانده است-، امام به فرزندانش امام باقر (ع) و زيد شهيد املا مىكرد و آن دو مىنوشتند و بدين وسيله، امروزه، يكى از مكتوبات ارزشمند قرن اوّل هجرى در اختيار ماست.
صحيفه سجّاديه، اثر ارزشمندى است كه دقيقترين مسائل اعتقادى، اخلاقى و عرفانى را با لطيفترين واژگان، بيان نموده است و از يك سو، كتاب ناز و نياز است و از ديگر سو، كتاب حركت و خيزش انقلابى است. چه انديشوران مسلمان و غير مسلمانى كه با مطالعه صحيفه، شگفتزده شدند و آثار زيبايى پيرامون اين كتاب ارزشمند، بر جاى نهادند.
در قسمتى از دعاى بيستم آن مىخوانيم:
أللَّهمَّ صَلِّ عَلى محمَّدٍ و آلِهِ وَ صُنَ وَجهيَ بِاليَسارِ وَ لا تَبتَذِلْ جاهي بِالإقتارِ فَاستَرزِقَ أهلَ رِزقكَ.
بار خدايا! بر محمّد و خاندانش، درود فرست و با توانگرى [بخشيدن به من]
آبرويم را نگهدار و با تنگدستى، حرمت مرا از بين مبر كه بر اثر آن، از روزىخواران تو، روزى بخواهم.
مجموعهاى ديگر از سخنان امام سجّاد (ع)، خطبههايى است كه در مسير كوفه تا شام و پس از آن، در مناسبتهايى در مدينه، بيان كرد.
روزگار امام باقر (ع)
امام باقر (ع) در سال 94 هجرى به امامت رسيد و در سال 114 هجرى شهيد شد. مدّت بيست سال امامت امام محمّد باقر (ع)، دوران شكوفايى و گسترش علوم بود. لقب «باقر العلوم» نيز بيانگر توسعه علمى به وسيله امام باقر (ع) است. به هر حال، دوران امامت امام محمّد باقر (ع)، حديث شيعه، دوران طلايى خويش را آغاز كرد و در پاسخگويى به شبهات فقهى و عقيدتى، سرآمدِ همه انديشمندان جهان اسلام شد.
شرايط سياسى- اجتماعى اين دوران، نقش ويژهاى در برنامههاى امام باقر (ع) داشتند؛ زيرا برخى از فرمانروايان مستبد بنى اميه، مانند حجّاج بن يوسف ثقفى و
وليد بن عبد الملك كه به خشونت و قتل عام شيعيان، شهره بودند، به هلاكت رسيدند و حكومت بنى اميه به روزهاى پايانى خود، نزديك مىشد و درگيرىهاى سياسى، افزايش يافته بود.
در سال يكصد هجرى، يكى از حكمرانان بنى اميه به نام عمر بن عبد العزيز، فرمان نگارش احاديث را صادر كرد و همين فرمان، زمينه اجتماعى خوبى را براى امام باقر (ع) فراهم آورد تا احاديث پيامبر (ص) را براى مردم بازگو كند. مردمانى كه از شنيدن اين فرمان خرسند شدند، براى شنيدن سخنان پيامبر (ص) بهترين راه را مراجعه به اهل بيت مىدانستند. بنا بر اين، مجلس درس امام باقر (ع) پررُونق بود. امام نيز مردم را به نگارش و نقل حديث، تشويق مىكرد. امام به يكى از شاگردانش فرمود:
براى فرا گرفتن دانش بشتابيد. سوگند به كسى كه جانم در كفِ قدرت اوست، حديثى كه در حلال و حرام از راستگويى بشنوى، از دنيا و آنچه طلا و نقره در
اوست، بهتر است.[51]
امام باقر (ع) براى مردمانى كه پس از سالها، فرصت بهرهگيرى از اهل بيت (عليهم السلام) را يافته بودند، بر دو نكته تأكيد فرمود: نخست، محوريت قرآن و دوم، سخنان پيامبر (ص) و بدينسان، سخنان پيامبر خدا پس از حدود نود سال، در جامعه اسلامى گسترش يافت. امام در اين دوران، بر محور بودن قرآن، تأكيد مىكرد و به مردم مىفرمود:
إذا حَدَّثتُكُم بِشَىءٍ فَسأَلونى عَن كِتابِ اللهِ.[52]
هرگاه چيزى را به شما گفتم از من بپرسيد (در كجاى) قرآن است؟
امام پنجم، با اين روش به مردم آموخت كه تمام سخنان اهل بيت (عليهم السلام) از منشأ وحى است و هر چه از اين خاندان مىآموزند، تفسير آيات قرآن و تبيين سخنان پيامبر (ص) است كه از وحى برآمده بود و اين ويژگى، امتياز خاص احاديثِ اهل بيت (عليهم السلام) است.
[51]. المحاسن، ج 1، ص 227.
[52]. همان، ص 356، ح 755.
امام براى انتشار احاديث، گاه براى همه مردم، در مجالس عمومى سخن مىگفت و گاهى نيز براى ياران ويژهاش در مجالس خصوصى، نكات مهم اعتقادى و فقهى را بازگو مىكرد. گاهى نيز از نامه بهره مىبرد. روش ديگر امام باقر (ع) ارجاعات بود، بدين گونه كه از ياران برجستهاش مىخواست تا در مسجد بنشينند و براى مردم، حديث بگويند و از مردم مىخواست كه براى مسائل دينى به آنان مراجعه كنند.
فضاى علمى پديد آمده، سبب شد تا امام باقر (ع) شاگردان زِبَردستى را در رشتههاى مختلف علمى تربيت كند كه هر كدام از آنها در شهر و ديار خود، پاسخگوى مردم بودند. محمّد بن مسلم، زُرارة بن اعين، ابان بن تَغلِب، نمونهاى از شاگردان انديشمند امام باقر (ع) بودند كه حتّى دانشمندان سنّى از مراجعه به آنان، بىنياز نبودند.
احاديث فقهى و قواعد كلّى فقه- كه راهگشاى اجتهاد در مسائل جديد است- در ميان احاديث امام باقر (ع) درخشش فوق العادهاى دارد، هر چند موضوعات مهمّ ديگرى مانند تفسير قرآن، اعتقادات، اخلاق، دعا و تاريخ نيز مورد توجّه امام بود و احاديث
گرانبهايى در رشتههاى ياد شده از او به جاى ماند. امام باقر (ع) با بيان احاديث تاريخى، سيره رفتارى امام على (ع) و ماجراى عاشورا را به خوبى براى ما به ارمغان نهاد.
نمونهاى از احاديث اخلاقى امام باقر (ع):
إنَّ الحَسَدَ لَيَأكُلَ الإيمانَ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ.[53]
حسد، ايمان را مىخورد، همانگونه كه آتش، هيزم را مىخورد.
روزگار امام صادق (ع)
امامت امام صادق (ع) از سال 114 هجرى آغاز شد و در سال 148 با شهادت ايشان، خاتمه يافت. شرايط دوران امام صادق (ع) مانند دوران امام باقر (ع) بود، افزون بر آن كه درگيرىهاى سياسى ميان حاكمان، افزايش يافت و سرانجام در سال 132 بنى اميه، سقوط كرد و بنى عبّاس كه به خاطر نسبتشان با عبّاس، عموى پيامبر،
[53]. الكافى، ج 2، ص 306، ح 1.
** ادّعاى انتساب به پيامبر را داشتند، بر روى كار آمدند، اگر چه دشمنى بنى عبّاس با اهل بيت (عليهم السلام) كم نبود؛ ولى با اين همه، درگيرى ميان بنى اميه و بنى عبّاس، فضاى خوبى را براى امام صادق (ع) پديد آورد.
شاگردان فقيه و دانشمند امام باقر (ع) نيز به محضر امام صادق (ع) مىرسيدند و همين هسته اوّليه شاگردان، سبب شد تا امام صادق (ع) مسائل دينى ژرفترى را براى ايشان بيان فرمايد و قواعد كلّى اجتهاد را تبيين نمايد.
اگر چه تمام دوران امام صادق (ع) يكسان نبود و در برخى سالها فشارهاى حكومت، بسيار افزايش يافت، به گونهاى كه امام مجبور به ترك مدينه شد؛ ولى با اين همه، امام توانست با بيان احاديث كليدى، نظام فقهى شيعه را سامان دهد تا شيعيان هويت مستقل خويش را در يابند و توانايى پاسخگويى به هر پرسشى را داشته باشند و از همين رو، شيعه دوازده امامى به «شيعه جعفرى» مشهور شد. امروز، در تمامى ابواب فقهى، حديثى از امام صادق (ع) ديده مىشود كه بيانگر بر جاى ماندن احاديثِ فراوان از آن بزرگوار است.
دانش گسترده امام باقر و امام صادق، (عليهماالسلام) نه تنها شاگردان فقيهى را تربيت كرد؛ بلكه بر دانشمندان سنّى نيز تأثير نهاد، به گونهاى كه بسيارى از راويان غير شيعى، روايت پيامبر (ص) را از امام صادق (ع) نقل كردهاند و شمارى از آنان، از جمله ابو حنيفه پيشواى سنّيان حنفى؛ شاگردِ امام صادق (ع) بود.
بيشترين احاديث بر جاى مانده از امام صادق (ع)، همانند امام باقر (ع) در زمينه فقهى و قواعد كلّى دينپژوهى است و در موضوعات ديگر، مانند قرآن، اعتقادات، اخلاق و دعا نيز احاديث زيبايى از امام به ما رسيده است. دعاهاى امام صادق (ع) بسيار گستردهاند و امام براى زمانها و مكانها و حالات مختلف بندگان، دعاى ويژهاى را تعليم داده است. احاديث اخلاقى امام صادق (ع) نيز بيشتر در موضوع اخلاق اجتماعى است كه اگر به اندكى از آن عمل شود، رفتار اجتماعى شيعيان، ضرب المثلِ صداقت و زيبايى خواهد شد.
در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم:
مُجامَلَةُ النّاسِ ثُلثُ العقلِ.[54]
خوشبرخوردى با مردم، يك سومِ خردمندى است.
رسالهها و نوشتههاى كوچكى نيز به امام صادق (ع) منسوب است، از آن جمله، رساله «الإهليلجة» كه در ردّ منكران ربوبيت تحرير شده است، رساله «التوحيد» كه امام براى مفضّل بن عمر نوشت و رساله «الأهوازية» كه در پاسخ سؤالات عبد الله نجاشى، فرماندار اهواز، از امام به يادگار مانده است.
اصول چهارصدگانه
قرن دوم و بويژه دوران امام صادق (ع)، دوران گسترش نگارشهاى حديثى است. راويان امام، احاديث را در جزوههاى كوچكى كه «أصل» ناميده مىشد، مىنوشتند. هر چند سابقه نگارش در شيعه، همزاد با حديثِ زمانِ پيامبر (ص) است؛ ولى بيشترين اصول در اين دوران پديد آمد. به مجموعه «اصلها»، اصول مىگويند و تعداد آنها بسيار فراوان بوده است؛ امّا اصطلاح «اصول اربعمئة» يا «اصول چهارصدگانه» در ميان نگاشتههاى شيعى مشهور شد، به گونهاى كه سرچشمه كتابهاى حديثى بعد از خود شد. «اصول»، اهمّيت فراوانى دارند؛ زيرا صاحبان اصول، مطالب خويش را بدون واسطه و يا حداكثر با يك واسطه، از امام معصوم شنيده بودند و در جزوههاى خويش مىنوشتند و گاهى آن را به امام، ارائه مىكردند و امام بر درستى احاديث آنها گواهى مىداد. از اين رو، براى دانشمندان شيعه، همواره جايگاه «اصول»، جايگاه بلند و فاخرى بوده است.
در كنار امتيازات فراوان اصلها، موضوعى نبودن آنها از كاستىهاى آنها به شمار مىآمد؛ زيرا بيشتر اصول، احاديث را به طور پراكنده، گِرد آورده بودند و براى يافتن حديثى در موضوعى مانند نماز، بايد تمام اصول را جستجو مىكردند و همين كاستى، سبب شد تا كتابهايى موضوعى در آينده نگاشته شود.
[54]. تحف العقول، ص 366.
روزگار امام كاظم (ع)
امام موسى كاظم (ع) در سال 148 هجرى به امامت رسيد و پس از 35 سال امامت، در سال 183 هجرى به شهادت رسيد. حاكمان عبّاسى دوران امام كاظم (ع) و بويژه هارون الرشيد، فعّاليتهاى امام را زير نظر داشتند و با سختگيرىها و برخوردهاى شديد خود، مانع استفاده شيعيان از رهنمودهاى امام مىشدند تا آنجا كه ايشان را به زندان افكندند و شيعيان را از ديدار امام، محروم نمودند.
فشارهاى حكومت عبّاسى تا آنجا بود كه شاگردان امام، جرئت نمىكردند كه احاديث امام را با نامِ ايشان بر زبان آورند و از القابى مانند «أبو ابراهيم»، «أبو الحسن»، «عبد صالح» و «العالم» استفاده مىكردند تا شناخته نشوند.
با تمامِ سختگيرىها، امام در مدّت طولانى امامت خويش، سازمان شيعه را سازماندهى كرد و از طريق وكيلان به پرسش شيعيان در سراسر جهان اسلام، پاسخ مىداد. پراكندگى شيعيان در سراسر جهان اسلام آن روز- كه از جنوب شرقى ايران تا شمال افريقا را در بر مىگرفت- و مشكلات دسترسى به امام معصوم، سبب شد تا شيوههاى نشر حديث، از دوران امام هفتم، تغييرات اساسى پيدا كند و امامان شيعه، از طريق «وكالت»، «مكاتبه»، «مسائل» و «احتجاجات» معارف ناب اسلامى را بيان كنند. در شيوه «وكالت»، فردِ مورد اطمينان امام، پاسخ سؤالات مردم را بيان مىكرد. در شيوه مكاتبه، امام با نوشتن نامه به شيعيان، رهنمودهاى لازم را بيان مىفرمود. «توقيعات» نيز، اصطلاحى در فرهنگ شيعى به معناى گونهاى خاص از نوشتههاى امامان است و به يادداشتى مىگويند كه امام در همان برگهاى كه از وى سؤال پرسيده شده بود، مىنوشتند و مطالب خويش را مهر مىكردند. توقيع از نوشتهجات عادى برتر شمرده مىشود. هر چند اين اصطلاح، بعدها به نامههاى مستقل امامان و بويژه امام مهدى (عج) هم اطلاق شد. شيوه «مسائل»، پاسخ به پرسشهايى بود كه راويان بر اساس نياز مردم، مطرح مىكردند و امام به آنها پاسخ مىداد كه از مهمترين كتابهاى مسائل بر جاى مانده، كتاب مسائل على بن جعفر است. على بن جعفر، برادر دانشمند امام كاظم (ع) بود كه پرسشهاى فقهى خود را از امام پرسيد و امام نيز به آنها پاسخ داد.
احتجاجات و يا مناظرات، شيوه ديگرى از نشر حديث است كه هر يك از طرفين، حجّت و دليل بر حق بودن خويش را ارائه مىكرد و خواننده امروزى با مطالعه احاديثِ احتجاجات، با شيوه استدلالى امامان (عليهم السلام) آشنا خواهد شد.
احاديث بر جاى مانده امام كاظم (ع) در موضوعات گونهگونى است: فقه، اعتقادات، اخلاق و عقل. بيشترين احاديثِ امام، در موضوع فقه است كه بيانگر فراوانى پرسشهاى فقهى است. احاديث اعتقادى امام، در محيطى پديد آمد كه مباحث كلامى جديد، رواج داشت. عقل و جايگاه آن در معارفِ دينى نيز در ميان احاديثِ امام كاظم (ع) جايگاهى والا و درخور دارد. كمترين احاديثِ بر جاى مانده از امام كاظم (ع) در موضوعات اخلاقى است.
نمونهاى از احاديث امام كاظم (ع):
رَأسُ السَّخاءِ أَداءُ الأَمانةِ.[55]
اوج سخاوت، امانتدارى است.
روزگار امام رضا (ع)
امام رضا (ع) در سال 183 هجرى به امامت رسيد و در سال 203 هجرى، در مرو به شهادت رسيد. مدّت بيست ساله امامت امام رضا (ع) را مىتوان به دو دوره كلّى تقسيم كرد: دوره نخست هفده سال به طول انجاميد و امام (ع) در مدينه به سر مىبرد كه ادامه شرايطِ امامان پيشين بود دوره دوم، سه سال آخر عمر شريف امام رضا (ع) را شامل مىشود كه در خراسان گذشت و شرايط جديدى براى امام فراهم آمد. دوران امامت امام رضا (ع)، دوران ويژهاى در تاريخ حديث، محسوب مىشود؛ زيرا آغاز پيدايش «جوامع موضوعى حديث» است و احاديث «اصول أربعمئة»- كه پيشتر، از آن سخن گفتيم-، به وسيله ياران امام به كتابهايى كه در بر گيرنده موضوعات مختلف فقهى بود، منتقل شد و كتابهاى سىگانه حسين بن سعيد و كتاب جامع احمد بن محمّد بن أبى نصر بَزَنطى، از آن جمله است. بنا بر اين، دستيابى شيعيان به
[55]. نزهة الناظر، ص 190.