احتجاجات و يا مناظرات، شيوه ديگرى از نشر حديث است كه هر يك از طرفين، حجّت و دليل بر حق بودن خويش را ارائه مىكرد و خواننده امروزى با مطالعه احاديثِ احتجاجات، با شيوه استدلالى امامان (عليهم السلام) آشنا خواهد شد.
احاديث بر جاى مانده امام كاظم (ع) در موضوعات گونهگونى است: فقه، اعتقادات، اخلاق و عقل. بيشترين احاديثِ امام، در موضوع فقه است كه بيانگر فراوانى پرسشهاى فقهى است. احاديث اعتقادى امام، در محيطى پديد آمد كه مباحث كلامى جديد، رواج داشت. عقل و جايگاه آن در معارفِ دينى نيز در ميان احاديثِ امام كاظم (ع) جايگاهى والا و درخور دارد. كمترين احاديثِ بر جاى مانده از امام كاظم (ع) در موضوعات اخلاقى است.
نمونهاى از احاديث امام كاظم (ع):
رَأسُ السَّخاءِ أَداءُ الأَمانةِ.[55]
اوج سخاوت، امانتدارى است.
روزگار امام رضا (ع)
امام رضا (ع) در سال 183 هجرى به امامت رسيد و در سال 203 هجرى، در مرو به شهادت رسيد. مدّت بيست ساله امامت امام رضا (ع) را مىتوان به دو دوره كلّى تقسيم كرد: دوره نخست هفده سال به طول انجاميد و امام (ع) در مدينه به سر مىبرد كه ادامه شرايطِ امامان پيشين بود دوره دوم، سه سال آخر عمر شريف امام رضا (ع) را شامل مىشود كه در خراسان گذشت و شرايط جديدى براى امام فراهم آمد. دوران امامت امام رضا (ع)، دوران ويژهاى در تاريخ حديث، محسوب مىشود؛ زيرا آغاز پيدايش «جوامع موضوعى حديث» است و احاديث «اصول أربعمئة»- كه پيشتر، از آن سخن گفتيم-، به وسيله ياران امام به كتابهايى كه در بر گيرنده موضوعات مختلف فقهى بود، منتقل شد و كتابهاى سىگانه حسين بن سعيد و كتاب جامع احمد بن محمّد بن أبى نصر بَزَنطى، از آن جمله است. بنا بر اين، دستيابى شيعيان به
[55]. نزهة الناظر، ص 190.
احاديثِ امامان پيشين، آسان شد و آنها مىتوانستند نظر امامان را در موضوعات گوناگون در يابند.
اهمّيت ديگر دوران امام رضا (ع)، حضور ايشان در مركز خلافت آن روزگار، يعنى خراسان بود. امام به اصرار مأمون، خليفه عبّاسى، مجبور شد تا مدينه را ترك گويد و با پذيرفتن ولىعهدى مأمون، به خراسان برود. خراسان در آن دوره، يكى از مراكز حديثى فقهى اهل تسنّن به شمار مىآمد و محلّ آمد و شدِ دانشمندان مسلمان و غير مسلمان بود. امام از اين فرصت پديد آمده، بهره برد و با شركت در مناظرات علمى مختلف، دلايلِ امامتِ شيعه را به گونهاى شفّاف بيان كرد، به گونهاى كه پس از امام رضا (ع)، كمتر پرسشِ پاسخ نيافتهاى در امر امامت، باقى ماند. ايشان، در اين دوران، ادّعاهاى اديان ديگر را خنثا مىكرد و با برگويى صفات خداوند متعال، يكتاپرستى ناب را ترويج مىنمود. از همين رو، احاديثِ فراوانى در موضوع امامت و توحيد از امام رضا (ع) براى ما باقى مانده است. براى نمونه، امام فرمود:
إنَّ الإمامةَ أُسُّ الإسلامِ النّامى و فَرعُهُ السامى.[56]
امامت، ريشه بالنده اسلام و شاخه برافراشته آن است.
پرداختن به فقه، از موضوعات مهمّى بود كه امام رضا (ع) درباره آن، احاديث فراوانى را به يادگار نهاد. احاديث تخصّصى فقهى در ميان احاديث امام رضا (ع) بيشتر نمود دارد؛ زيرا شاگردان امام از احاديث فقهى امامانِ گذشته، باخبر بودند و كتابهايى موضوعى نيز در اين باب، تدوين شده بود. بنا بر اين، سؤالات آنان، سؤالاتى ابتدايى نبود، بلكه با تكيه بر دانشِ پيشينيان، پرسشهاى جديد و دقيقترى را مطرح مىكردند و امام نيز به آنان، پاسخى در خور مىداد و بدينسان، مجموعهاى از احاديث تخصّصى درفقه، پديد آمد.
دستهاى ديگر از احاديث امام رضا (ع)، احاديث تفسيرى است كه پاسخى به پرسشهاى شيعه و سنّت از آيات قرآن كريم است.
[56]. الكافى، ج 1، ص 200، ح 1.
نوشتههايى نيز به امام رضا (ع) نسبت داده شده كه در ميان آنها، احاديث صحيفه امام رضا (ع)، از اعتبار ويژهاى برخوردار است. در ميان آثار منسوب به امام رضا (ع)، چند نوشته ديگر نيز وجود دارد كه مهمترين آنها، رساله ذهبيه و فقه الرضا (ع) است. رساله ذهبيه، در مسائل پزشكى است كه گويا امام رضا (ع) آن را به درخواست مأمون، نگاشته است، هر چند برخى پژوهشگران، بعضى از مطالب آن را از امام نمىدانند.
فقه الرضا (ع) نيز كتابى است در فقه كه بسيارى از دانشمندان، در درستى انتساب آن به امام، ترديد دارند و مىتوان گفت كه نگاشته ايشان نيست.
روزگار امام جواد (ع)
امام جواد (ع) در سال 203 هجرى در هشت سالگى به امامت رسيد و در سال 220 هجرى به شهادت رسيد. متأسّفانه احاديث چندانى از امام نهم، به جا نمانده است؛ زيرا در اين دوران، حسّاسيتهاى حكومت، بيشتر شد و از سويى، در دوران امام رضا (ع)، احاديثِ نامنظّم «اصول چهارصدگانه»، در كتابهاى حديثى منظّم و موضوعىاى به نامِ «جوامع» تدوين شده بود و عالمان با مراجعه به اين كتابها، مسائل جديد را براى مردم، بازگو مىكردند.
عامل ديگرى كه سبب كاهش احاديث امام جواد (ع) شد، مراجعه مردم به عالمان شيعه، بنا بر سفارش امامان بود؛ چرا كه پيشوايان معصوم، با اين روش، مردم را براى دوران غيبت، آماده مىكردند تا مردم بتوانند در زمان غيبت، پاسخ مسائل خويش را در يابند.
امام جواد (ع) در اين دوران، با كتابتِ حديث، به نشر معارف اسلامى پرداخت، به گونهاى كه حدود يك سوم از احاديث امام جواد (ع) به صورت نوشته بوده است. شيوه ديگرى كه امام جواد (ع) براى نشر حديث برگزيد، شيوه مناظره و احتجاج است. امام، از آغازين روزهاى امامتش، با پاسخهاى قوى به پرسشهاى دانشمندان، گستره دانش خويش را نمايان ساخت، به گونهاى كه در برخى متون مىخوانيم كه امام در يك مجلس، به سى هزار مسئله، پاسخ داد. هر چند پرسيده شدن اين تعداد
مسئله در يك مجلس امكان نداشته است؛ ولى مطرح شدن اين مطلب، مىتواند بيانگر سؤالات بسيارى باشد كه از امام پرسيده مىشد.
در ميان احاديث محدود امام جواد (ع)، مناظرات ارزشمندى ديده مىشود و احاديث ديگرى نيز در موضوعات اخلاقى و فقهى، از ايشان برجاى مانده است.
نمونهاى از احاديث امام جواد (ع):
أَفضَلُ العِبادة الإخلاصُ.[57]
برترين عبادت، اخلاص است.
روزگار امام هادى (ع)
امام هادى (ع) در سال 220 هجرى، در هشت سالگى به امامت رسيد و در سال 254 هجرى به شهادت رسيد. دوران طولانى امامت امام هادى (ع) با سختگيرىهاى حاكمان وقت و بويژه متوكّل عبّاسى رو به رو بود و سرانجام، با فرا خواندن امام به منطقه نظامى سامرّا، ارتباط ايشان با پيروانش، بسيار محدود شد؛ امّا امام در همين دوران، احاديث گرانبهايى را بيان فرمود كه در شهرهاى مختلف سرزمين اسلامى منتشر مىگرديد. يكى از عوامل مهمّ انتشار احاديث امام، بهرهگيرى از تشكيلات «وكالت» بود، به گونهاى كه وكيلان امام در شهرهاى مختلف، مستقر بودند و سخنان امام را دريافت مىكردند و به مردم مىرساندند. ارتباط امام با وكلا و تنظيم روابط وكيلان با يكديگر، بيانگر تشكيلات منسجم وكالت در اين دوران است. امام در اين دوران، در ملاقاتهاى محدودى كه با شيعيان داشت، موعظههاى اخلاقى و احاديثِ اعتقادى شيعه را بيان مىكرد و با توجّه به شُبَهات اعتقادىاى كه در باره صفات خداوند مطرح بود، احاديث اعتقادى در زمينه اثبات توحيد و ردّ جبر و تفويض را مطرح مىكرد.
گونه ديگر از احاديثِ امام هادى (ع) در موضوع امامت بود؛ زيرا در جامعه آن روز، كسانى بودند كه با زيادهروى در محبّت امامان، صفات خداوند را براى امام معصوم، ثابت مىدانستند. اين گروه، «غُلات» ناميده مىشدند و همه امامان شيعه، از
[57]. تنبيه الخواطر، ج 2، ص 109.
آنان بيزارى مىجستند. امام هادى (ع) در بيان خويش، از سويى جايگاه والاى امامت را به گونهاى ترسيم مىكرد كه عظمت امام، محفوظ بماند و از سوى ديگر، غُلات نتوانند از اين احاديث، سودجويى كنند.
نمونهاى از احاديث امام هادى (ع)
الجاهلُ أسيرُ لسانِهِ.[58]
نادان، در بند زبان خويش است.
يكى از احاديث گرانبهاى امام هادى (ع)، «زيارت جامعه كبيره» است كه با آن زيارت نامه، مىتوان تمام امامان (عليهم السلام) را زيارت كرد. «زيارت جامعه»، رابطه زيباى «توحيد» و «امامت» را ترسيم مىكند و به گونهاى دقيق، جايگاه توحيد را نشان مىدهد و نقش امام معصوم را در جامعه توحيدى، تبيين مىنمايد.
در دوران امام هادى (ع)، كتابهاى با عنوان «مسائل» و «نوادر» كه دو گونه از نگارشِ حديث است، از شاگردان امام هادى (ع) به نسلهاى بعد، منتقل شد.
روزگار امام حسن عسكرى (ع)
امام حسن عسكرى (ع)، در سال 254 هجرى به امامت رسيد و در سال 260 هجرى در سامرّا به شهادت رسيد. مدّت كوتاه امامت امام حسن عسكرى (ع) و فضاى نظامى سامرّا- كه دستگاه حكومت، در آن تمامِ رفتارها و ديدارهاى امام را زير نظر داشت-، سبب كاهش ارتباط مردم با امام شد و در نتيجه، احاديثِ چندانى از اين امام بر جاى نمانده است. با اين همه، امام به پرسشهاى مردم، به صورت مكتوب، پاسخ مىداد و در مواردى نيز با حكمت و موعظه خويش، مشتاقان را راه نمايى مىفرمود. برخى از پژوهشگران، از يكصد و بيست جلد تفسير امام عسكرى (ع) سخن گفتهاند كه امروز، تنها يك مجلّد آن، باقى است، ولى در درستى انتساب چنين كتاب تفسيرى به امام، ترديدهاى فراوانى وجود دارد و بهتر است كه تفسير موجود را منسوب به امام بدانيم. در احاديث اخلاقى بر جاى مانده از امام حسن عسكرى (ع) مىخوانيم:
[58]. الدرّة الباهرة، ص 41.
لا يَعرِفُ النِّعمَةَ إلّا الشّاكِرُ وَ لا يَشكُرُ النِّعمَةَ إلّا العارِفُ.[59]
نعمت را جز سپاسگزار،] قدر [نشناسد و نعمت را جز آن كه شناخته، سپاس نگزارد.
در اين دوران، از چندين كتابِ «مسائل» نام برده شده كه در آنها، شاگردان امام، پرسشهاى خويش را براى امام مىفرستادند و امام، پاسخ آنان را مىنوشت. «مسائل محمّد بن حسن صَفّار» و «مسائل محمّد بن على بن عيسى قمّى» و «مسائل ابو طاهر زُرارى»، از جمله نگاشتههاى اصحاب امامان است كه در كتابهاى فهرست، گزارش شده است.
روزگار امام مهدى (ع)
امام دوازدهم، مهدى موعود، در سال 260 هجرى به امامت رسيد و از همان سال، غيبت صغراى ايشان آغاز شد و ارتباط شيعيان با آن امام، تنها از طريق وكلاى ويژه ايشان، امكانپذير بود. در اين مدّت، جز تعداد اندكى از احاديث- كه خادمان و نزديكان امام، آنها را نقل كردهاند-، ساير احاديث امام به صورت «توقيع» به دست ما رسيده است. توقيعات، گونهاى خاص از نگارش بوده است كه در آنها، نويسنده، مطالب خويش را مُهر مىكرده و از نوشتهجات عادى، برتر شمرده مىشود.
شيخ صدوق، در كتاب كمال الدين و شيخ طوسى در كتاب الغيبة، مجموعهاى از توقيعات امام مهدى (ع) را آوردهاند.
روزگار غيبت
قرن چهارم و پنجم
با آغاز غيبت صغرا و محروميت از دسترسى به امام معصوم، ضرورت نگارش احاديثِ امامان معصوم، بيشتر حس شد. شرايط سياسى- اجتماعى سدههاى چهارم و پنجم هجرى، نيز براى انديشمندان، فضايى علمى را پديد آورد و رهاورد آن، شكوفايى نگارشهاى حديثى در اين دوران بود. برخى از شرايط سياسى- اجتماعى
[59]. نزهة الناظر، ص 222.
اين دوران، مانند: به قدرت رسيدن وزراى آل بويه با گرايش شيعى، عالم بودن مسئولان حكومتى، صاحب بن عبّاد، ابو على سينا و شاپور بن اردشير به ايجاد فضاى باز فرهنگى كمك كرد و همه دانشمندان توانستند افكار و انديشههاى خويش را مطرح سازند.
تأسيس مراكز علمى، مانند «دار العلمها» و كتابخانههاى بزرگ در بغداد و رى نيز ياريگر اين شكوفايى و روزگار زرين تمدّن اسلامى شد.
گونههاى نگارش حديث در قرن چهارم و پنجم
فضاى پيشگفته، با همّت عالمان دينى، آثار حديثى فراوانى را براى ما به يادگار نهاد، به گونهاى كه در اين سالها، كتابهاى حديثى معتبر و سترگى در موضوعات گوناگون و با سَبكهاى مختلف، تأليف يافتند كه به مهمترين آنها اشاره مىشود:
الف- جامعنگارى
الكافى از آنِ ثقة الاسلام كلينى، در هشت جلد [و با چاپ جديد در پانزده جلد]، كتاب من لا يحضره الفقيه، از آنِ شيخ صدوق، در چهار جلد و كتابهاى تهذيب الاحكام، در ده جلد و الاستبصار، در چهار جلد، تأليف شيخ طوسى، عناوين چهار كتاب اصلى شيعه هستند كه در تمام موضوعات فقهى و گاهى غير فقهى، احاديث مهمّى را گرد آوردهاند كه نزد شيعيان، اعتبار فراوانى دارند.
ب- مسندنگارى
مسندنگارى، گونهاى از نگارش است كه در آن، احاديث يك راوى را بدون در نظر گرفتن موضوعات آن، كنار هم مىنهد.
نگارش مسند در ميان شيعيان، چندان مرسوم نبود و دانشوران شيعى، به گردآورى حديث در باره يك موضوع، بيشتر اهمّيت مىدادند؛ زيرا نگارشهاى موضوعى در يافتن نظر نهايى معصومان مفيدتر است. در سدههاى چهارم و پنجم هجرى، پارهاى از مسند نويسىها در ميان شيعه پديد آمد، با اين تفاوت كه به گردآورى حديث يك راوى نپرداختند، بلكه احاديثِ هر امامى را جداگانه، گِرد آوردند. كتاب تحف العقول ابن شعبه حَرّانى و نزهة الناظر حُلوانى، كتابهايى هستند
كه احاديث امامان معصوم را به تفكيك، ذكر كرده اند و خواننده، براى خواندن احاديثِ هر امام، مىتواند به آنها مراجعه كند.
ج- تكنگارى
از ديگر تلاشهاى علماى حديث در سده چهارم و پنجم، نگارش در موضوعات ويژه است. براى نمونه، شيخ صدوق، با گردآورى احاديث خداشناسى، كتابِ ارزشمند التوحيد را نگاشت و يا با رويكردى ذوقى، احاديث عددى را كنار هم نهاد و كتاب الخصال را تدوين كرد. صفّار قمّى، يكى ديگر از عالمان اين دوره است كه كتاب بصائر الدرجات او در زمينه احاديثِ امامت است. التمحيص اسكافى و مصادقة الإخوان شيخ صدوق نيز دو نمونه از تأليفات اخلاقى اين دوره است.
د- امالى
امالى، به مجموعهاى از احاديث، گفته مىشود كه استاد حديث، در مناسبتهاى مختلف، براى شاگردانش بيان مىكرد و آنان نيز آن را با دقّت، مىنوشتند. الأمالى شيخ صدوق، الأمالى شيخ مفيد، الأمالى شيخ طوسى و الأمالى سيد مرتضى، چهار كتابى هستند كه با اين عنوان، از اين دوران، باقى مانده است.
ه- تفسير روايى
كتابهاى تفسير قرآن با استفاده از احاديث نقل شده از پيامبر خدا و اهل بيت بزرگوار ايشان، از ديگر آثار اين دوران است. تفسير العياشى، تفسير القمّى، تفسير فرات و التبيان شيخ طوسى، از كتابهاى تفسيرى تأليف شده در دو سده ياد شده است.
و- غيبتنگارى
غيبت كبرا، آغاز شد، امّا غيبت امام، براى شيعيان كه بيش از دو قرن با حضور امامِ معصوم در جامعه، خو گرفته بودند، بسيار دشوار بود. همين امر، سبب شد تا پرسشها و شُبهات فراوانى براى ايشان، پديد آيد. اين مسئله، انديشمندان شيعى را واداشت تا در پاسخ به اين شُبهات مطرح شده، كتابهايى را تأليف كردند كه احاديث پيامبر (ص) و پيشوايان معصوم در زمينه امر غيبت را فرا روى پرسشگران