بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 65

اين دوران، مانند: به قدرت رسيدن وزراى آل بويه با گرايش شيعى، عالم بودن مسئولان حكومتى، صاحب بن عبّاد، ابو على سينا و شاپور بن اردشير به ايجاد فضاى باز فرهنگى كمك كرد و همه دانشمندان توانستند افكار و انديشه‌هاى خويش را مطرح سازند.

تأسيس مراكز علمى، مانند «دار العلم‌ها» و كتاب‌خانه‌هاى بزرگ در بغداد و رى نيز ياريگر اين شكوفايى و روزگار زرين تمدّن اسلامى شد.

گونه‌هاى نگارش حديث در قرن چهارم و پنجم‌

فضاى پيش‌گفته، با همّت عالمان دينى، آثار حديثى فراوانى را براى ما به يادگار نهاد، به گونه‌اى كه در اين سال‌ها، كتاب‌هاى حديثى معتبر و سترگى در موضوعات گوناگون و با سَبك‌هاى مختلف، تأليف يافتند كه به مهم‌ترين آنها اشاره مى‌شود:

الف- جامع‌نگارى‌

الكافى از آنِ ثقة الاسلام كلينى، در هشت جلد [و با چاپ جديد در پانزده جلد]، كتاب من لا يحضره الفقيه، از آنِ شيخ صدوق، در چهار جلد و كتاب‌هاى تهذيب الاحكام، در ده جلد و الاستبصار، در چهار جلد، تأليف شيخ طوسى، عناوين چهار كتاب اصلى شيعه هستند كه در تمام موضوعات فقهى و گاهى غير فقهى، احاديث مهمّى را گرد آورده‌اند كه نزد شيعيان، اعتبار فراوانى دارند.

ب- مسندنگارى‌

مسندنگارى، گونه‌اى از نگارش است كه در آن، احاديث يك راوى را بدون در نظر گرفتن موضوعات آن، كنار هم مى‌نهد.

نگارش مسند در ميان شيعيان، چندان مرسوم نبود و دانشوران شيعى، به گردآورى حديث در باره يك موضوع، بيشتر اهمّيت مى‌دادند؛ زيرا نگارش‌هاى موضوعى در يافتن نظر نهايى معصومان مفيدتر است. در سده‌هاى چهارم و پنجم هجرى، پاره‌اى از مسند نويسى‌ها در ميان شيعه پديد آمد، با اين تفاوت كه به گردآورى حديث يك راوى نپرداختند، بلكه احاديثِ هر امامى را جداگانه، گِرد آوردند. كتاب تحف العقول ابن شعبه حَرّانى و نزهة الناظر حُلوانى، كتاب‌هايى هستند


صفحه 66

كه احاديث امامان معصوم را به تفكيك، ذكر كرده اند و خواننده، براى خواندن احاديثِ هر امام، مى‌تواند به آن‌ها مراجعه كند.

ج- تك‌نگارى‌

از ديگر تلاش‌هاى علماى حديث در سده چهارم و پنجم، نگارش در موضوعات ويژه است. براى نمونه، شيخ صدوق، با گردآورى احاديث خداشناسى، كتابِ ارزشمند التوحيد را نگاشت و يا با رويكردى ذوقى، احاديث عددى را كنار هم نهاد و كتاب الخصال را تدوين كرد. صفّار قمّى، يكى ديگر از عالمان اين دوره است كه كتاب بصائر الدرجات او در زمينه احاديثِ امامت است. التمحيص اسكافى و مصادقة الإخوان شيخ صدوق نيز دو نمونه از تأليفات اخلاقى اين دوره است.

د- امالى‌

امالى، به مجموعه‌اى از احاديث، گفته مى‌شود كه استاد حديث، در مناسبت‌هاى مختلف، براى شاگردانش بيان مى‌كرد و آنان نيز آن را با دقّت، مى‌نوشتند. الأمالى شيخ صدوق، الأمالى شيخ مفيد، الأمالى شيخ طوسى و الأمالى سيد مرتضى، چهار كتابى هستند كه با اين عنوان، از اين دوران، باقى مانده است.

ه- تفسير روايى‌

كتاب‌هاى تفسير قرآن با استفاده از احاديث نقل شده از پيامبر خدا و اهل بيت بزرگوار ايشان، از ديگر آثار اين دوران است. تفسير العياشى، تفسير القمّى، تفسير فرات و التبيان شيخ طوسى، از كتاب‌هاى تفسيرى تأليف شده در دو سده ياد شده است.

و- غيبت‌نگارى‌

غيبت كبرا، آغاز شد، امّا غيبت امام، براى شيعيان كه بيش از دو قرن با حضور امامِ معصوم در جامعه، خو گرفته بودند، بسيار دشوار بود. همين امر، سبب شد تا پرسش‌ها و شُبهات فراوانى براى ايشان، پديد آيد. اين مسئله، انديشمندان شيعى را واداشت تا در پاسخ به اين شُبهات مطرح شده، كتاب‌هايى را تأليف كردند كه احاديث پيامبر (ص) و پيشوايان معصوم در زمينه امر غيبت را فرا روى پرسشگران‌


صفحه 67

قرار مى‌داد و آنان را از سرگردانى، نجات مى‌بخشيد. كتاب‌هاى الغيبة نعمانى، كمال الدين شيخ صدوق و الغيبة شيخ مفيد و نيز شيخ طوسى، ارمغان اين دوران هستند.

ز- فقه الحديث‌

فقه الحديث، دانشى است كه به بررسى محتواى روايت مى‌پردازد. كتاب‌هايى كه در اين موضوع، نگاشته مى‌شوند، به فهم دقيق‌تر متن حديث، يارى مى‌رسانند. كتاب معانى الاخبار شيخ صدوق، از آثار ارزشمند اين دوران است كه معانى پاره‌اى از احاديث را از زبان امامان معصوم براى ما گزارش مى‌كند.

ح- كتاب‌هاى رجال‌

كتاب‌هاى رجال، به بررسى احوال راويان حديث مى‌پردازد و در آن، راويان را به گونه‌اى توصيف مى‌كند كه پژوهشگر به سخن وى، اعتماد كند و يا آن كه از روايات وى، دورى گُزيند. براى نمونه، وقتى عالم رجالى، راوى را با لفظ «ثِقَه» معرّفى كند، راوى، مورد اطمينان است و مى‌توان به روايت آن، عمل كرد و چنانچه از لفظ «كذّاب» استفاده نمايد، راوى، دروغگوست و نمى‌توان از روايت او سود جست. كتاب رجال الكشّى و رجال الطوسى، در اين دوران نگاشته شده‌اند.

ط- كتب فهرست‌

فهرست، گونه‌اى ديگر از كتاب‌هاى نگاشته شده در سده‌هاى چهارم و پنجم هجرى است كه نوشته‌جات حديثى اصحاب امامان (عليهم السلام) را براى ما گزارش مى‌كنند.

الفهرست شيخ طوسى و الفهرست نجاشى، دو كتاب باقى مانده از اين دوران است كه با معرّفى اصحاب ائمّه، نامِ كتاب‌هاى ايشان را مى‌آورد و فهرستى بلند از افتخارات شيعه را نمايان مى‌سازد كه نمونه مناسبى از پيوستگى نگارش احاديث در ميان شيعيان است و بستر اعتماد به كتاب‌هاى حديثى را فراهم مى‌كند.

ى- تاريخ و سيره‌

با نگارش برخى از كتاب‌هاى تاريخى سنّيان، مانند تاريخ الطبرى، نيازِ پرداختن به تاريخ پيشوايان معصوم، بيش از پيش احساس مى‌شد. عالمان شيعه در سده‌هاى چهارم و پنجم با نگارش كتاب‌هايى، گوشه‌اى از سرگذشت پيشوايان معصوم را به‌


صفحه 68

تصوير كشيدند. الإرشاد و الجمل، دو تأليف مهم و بزرگ شيخ مفيد و خصائص أمير المؤمنين، نگارش سيد رضى، نمونه‌هايى از كتاب‌هاى تاريخى اين دوران است كه با گردآورى احاديثِ تاريخى، برخى حقايق دوران اهل بيت (عليهم السلام) را بازگو كردند.

ك- فضائل و مناقب‌

واژه «فضائل»، جمع «فضيلت»، به معناى برترى است و «مناقب» جمع «منقبت» است، به معناى آنچه مايه افتخار و مباهات است. كتاب‌هاى فضائل و مناقب، برترى‌ها و شايستگى‌هاى معصومان (عليهم السلام) را گرد آورده، بيان مى‌كرده‌اند تا شيعيان، شناخت دقيق‌ترى از امامان خويش داشته باشند.

فضائل أمير المؤمنين، از ابن عقده و نوادر الأثر اثر جعفر بن محمّد قمى و شرح الأخبار، نوشته قاضى نعمان مغربى، از جمله كتاب‌هايى در موضوع فضائل هستند كه در اين دوره، تأليف شده‌اند.

ل- دعا و زيارت‌

فضاى باز سياسى- فرهنگى سده‌هاى چهارم و پنجم هجرى و اهتمامِ دولت‌مردانِ شيعى به زيارتگاه‌هاى معصومان، سبب شد تا پژوهشگران شيعه، به گردآورى و تبويب دعاها و زيارات، همّت گمارند و مجموعه‌هاى مناسبى از دعا و زيارت را به يادگار نهند. از مهم‌ترين كتاب‌هاى اين دوره، كامل الزيارات ابن قولويه و مصباح المتهجّد شيخ طوسى هستند.

مدرسه حديثى‌

مدرسه حديثى، اصطلاحى است كه بيانگر نوعى نگرش در شيوه دريافت، انتقال و نقد حديث است. در دو سده چهارم و پنجم، دو نوع نگرش به حديث و تعامل با آن، وجود داشته است: نگرشى كه بيشتر به متن حديث، اهمّيت مى‌داد و از نقد عقلى احاديث، كمتر استفاده مى‌كرد كه به «مدرسه حديثى قم»، مشهور شد؛ و نگرش ديگر، براى عنصر عقل در ارزيابى احاديث، اهمّيت ويژه‌اى قائل بود كه به «مدرسه حديثى بغداد»، مشهور شد.


صفحه 69

سده‌هاى ششم تا نهم هجرى‌

دقت در گونه‌هاى نگارشى احاديث و گونه‌گونى آن‌ها، نياز مخاطبان و تلاش عالمان شيعى در سده‌هاى چهارم و پنجم را نشان مى‌دهد. حركت علمى اين دوران، ديرى نپاييد و با حمله تركان سلجوقى به بغداد- كه باعث از ميان رفتن آل بويه شد-، كتاب‌خانه‌هاى بزرگ بغداد، در آتش سوخت و بزرگان شيعه، از جمله شيخ طوسى، ناگزير به ترك بغداد و اقامت در نجف اشرف- كه در آن روزگار، روستايى كوچك در جوار حرم امير مؤمنان (ع) بود-، شدند.

اگر چه شيخ طوسى توانست با جدّيت در تربيت علمى شاگردان خويش، حوزه علميه شيعه را در كنار حرمِ امير مؤمنان (ع) تأسيس كند؛ امّا شكوفايى و رشد نگارش‌هاى حديثى، متوقّف گرديد و تا مدّتى نسبتاً طولانى، فعّاليت‌هاى حديثى در محدوده‌اى بسيار اندك، پيگيرى شد. به عبارتى، سده‌هاى ششم تا نهم هجرى، دوران ركود نسبى حديث شيعه بوده است.

البته اين ركود، به معناى يكسره كنار نهادنِ احاديث نيست؛ بلكه در اين مدّت مديد، نگارش‌هاى تخصّصى در موضوعاتى مانند فقه، رجال و ادعيه، پديد آمد و دانشمندانى مانند سيد ابن طاووس و علّامه حلّى، كتاب‌هاى متعدّدى در بحث دعا، فقه و رجال، نوشتند. همچنين ارزشيابى سندى و دقّت در بررسى احوال راويان حديث، از قرن هفتم، اهمّيت بيشترى يافت كه تا امروز نيز «روش بررسى سندى» در ميان حديث‌پژوهان، جايگاهى در خور دارد.

شرح‌نويسى بر كتاب بى‌بديل نهج البلاغة نيز در اين دوره تاريخى رايج شد و شرح‌هاى مهمّى مانند شرح ابن ميثم بَحرانى و شرح ابن ابى الحديد معتزلى، رهاورد همين دوران است. در اين دوره، خاندان‌هاى دانشمندى مانند خاندان حلّى و ابن طاووس، نقش اساسى در پاسدارى از ميراث حديثى شيعه داشتند و نويسندگان بزرگى از آنان به نگارش كتاب‌هاى گوناگون حديثى پرداختند و آثار گران‌بهايى بر جاى نهادند.

علل ركود فعّاليت‌هاى حديث‌پژوهى را در اين دوره، مى‌توان چنين برشمرد:


صفحه 70

1. گستردگى فعّاليت‌هاى حديثى در سده‌هاى چهارم و پنجم: هيمنه فعّاليت‌هاى حديثى در اين دو قرن و بويژه آثار ارزشمند شيخ طوسى، تا سال‌ها بر ديگر آثار دانشمندان شيعى سايه افكند، به گونه‌اى كه بسيارى از دانشمندان، از انجام دادن فعّاليت‌هاى حديثى جديد، خوددارى كردند و به افق‌هاى جديدى غير از حديث‌پژوهى مى‌انديشيدند.

2. ضرورت مطالعات تخصّصى: با توجّه به تدوين جوامعِ حديثى اوّليه، عالمان شيعه، مطالعات تخصّصى را وجهه همّت خويش قرار دادند و در موضوعاتى مانند فقه و بررسى‌هاى رجالى، تأمّل بيشترى كردند تا كتاب‌هاى فقهى ارزشمندى را براى ما به يادگار نهند.

3. شرايط نابه‌سامان سياسى: در اواسط سده پنجم هجرى، تركان سلجوقى به بغداد يورش بردند و از هر گونه فعّاليت علمى شيعيان، جلوگيرى كرده، آن را سركوب مى‌كردند. برخورد با شيعيان تا سال‌ها ادامه يافت؛ ولى عالمان شيعى با تلاش و مجاهدت خويش، از اين ميراث كهن، نگهدارى كردند و آن را به نسل‌هاى بعد سپردند.

سده‌هاى دهم تا دوازدهم هجرى‌

قرن دهم هجرى، پايان‌بخش دوران ركود حديث‌پژوهى در نزد شيعه است؛ زيرا تحوّلات سياسى در ايران، به روى كار آمدن حكومت صفويه انجاميد و پادشاهان صفوى، زمينه مناسبى را براى ترويج شيعه اثنا جعفرى فراهم آوردند. عالمان ژرف‌انديش شيعى، از لبنان و عراق به ايران مهاجرت كردند و مباحث علمى، رونق فراوانى يافت.

اين سال‌ها با نام بزرگانى همچون محقّق كَرَكى، شهيد ثانى، شيخ بهايى، محمّدتقى مجلسى (مجلسى اوّل)، محمّدباقر مجلسى (علّامه مجلسى) و ملّا محمّدامين استرآبادى، گره خورده است. بررسى زندگانى اين بزرگان، جلوه‌اى از تاريخِ حديث‌پژوهى را پيشِ روى ما مى‌نهد كه در اين مختصر نمى‌گنجد.

جريان اخباريگرى نيز كه با رويكرد افراطى به احاديث مى‌نگريست و از نقد حديث، پرهيز مى‌كرد، در همين دوران و با انديشه‌هاى ملّا محمّدامين استرآبادى‌


صفحه 71

پديد آمد و همين نگرش، بر گستره فعّاليت‌هاى حديثى، تأثير نهاد و آثار گران‌بهاى حديثى، در اين سال‌ها، رونق ويژه‌اى يافتند.

بنا بر اين، سه عنصر: زمينه سياسى مناسب، گرد هم آمدن عالمان ژرف‌انديش و ظهور جريان اخباريگرى را مى‌توان از عوامل مهم رواج حديث‌پژوهى در اين سه قرن دانست.

عالمان شيعه نيز از زمينه‌هاى موجود، استفاده كردند و كارنامه فعّاليت‌هاى حديثى در اين دوران، بسيار پُر فروغ و درخشان است.

مهم‌ترين فعّاليت‌هاى حديثى اين دوران، عبارت است از:

. انتشار گسترده آثار حديثى: نبود امكانات و فضاى خفقان سده‌هاى پيشين، فرصت تكثير نوشته‌هاى حديثى را فراهم نياورده بود و عالمان شيعى، تنها توانسته بودند تا نوشته‌هاى حديثى را به صورت محدود، نگهدارى كنند. با روى كار آمدن دولت صفويه، فضاى مناسبى پديد آمد و عالمان ژرف‌انديش شيعى، آثار حديثى را از سراسر جهان اسلام، گرد آوردند و به انتشار گسترده آن‌ها همّت گماردند، به گونه‌اى كه تنها ملّا محمّدتقى مجلسى توانست با كوشش چهل ساله خود، كتاب‌هاى بسيارى را در كتاب‌خانه‌هاى زمان خويش، جمع‌آورى نمايد.

. جامع‌نگارى: پس از نگارش جوامع اوّليه در سده‌هاى چهارم و پنجم هجرى، ضرورت نگارش جديدى از جوامع حديثى احساس مى‌شد؛ زيرا جوامع اوّليه، بيشتر به موضوعات فقهى پرداخته بودند و از كتاب‌هاى محدودى بهره برده بودند. بنا بر اين، ملّا محسن فيض كاشانى، با گرد آوردن احاديث جوامع اوّليه (كتب اربعه)، نظم جديدى از احاديث فقهى را پديد آورد و كتاب الوافى را نگاشت. شيخ حرّ عاملى، دانشمند لبنانى مقيم ايران نيز افزون بر احاديث كتب اربعه، از بيش از هشتاد كتاب حديثى ديگر نيز استفاده كرد و كتاب وسائل الشيعه را به عنوان كتاب مرجعِ مجتهدان، در سى جلد، به رشته تحرير در آورد. علّامه مجلسى، بزرگ‌مرد اين روزگار بود كه با تلاشى وصف ناشدنى خود، به گِردآورى احاديث غيرفقهى پرداخت و بزرگ‌ترين كتاب حديثى موجود به نام بحار الأنوار را در موضوعات اعتقادى، معارف، تاريخ و اخلاق در يكصد و ده جلد نگاشت. او از منابع بسيارى‌


صفحه 72

استفاده كرد كه امروزه، برخى از آن‌ها در اختيار ما نيست و ما تنها با رهاورد تلاش علّامه مجلسى، مى‌توانيم به ميراث كهن خويش، پى ببريم.

. تك‌نگارى‌ها: نوشتن كتاب بر اساس موضوعات مورد نياز جامعه، از ديگر فعّاليت‌هاى حديث‌پژوهى اين دوران است. براى نمونه، شيخ حرّ عاملى، احاديث قدسى را در كتابى به نام الجواهر السَنية، فراهم آورد. وى معتقد بود تا آن زمان در شيعه، چنين كتابى نگاشته نشده است. برخى ديگر از عالمان اين دوره، بر پايه سفارشى از پيامبر (ص) به گِرد آورى چهل حديث (اربعين حديث) و شرح و توضيح آن پرداختند. اگر چه اين گونه نگارشى، پيشينه‌اى كهن دارد؛ ولى در سده دهم تا دوازدهم، گسترش يافت. الأربعين شيخ بهايى، الأربعين ملّا محمّدتقى مجلسى و الأربعون حديثاً قاضى سعيد قمى، از جمله اين تأليفات است.

. تفسير روايى: تفسير قرآن بر اساس روايات، كار مهم ديگرى بود كه عالمان شيعى در سده‌هاى يازدهم و دوازدهم، نمونه‌هاى با ارزشى را براى ما به يادگار نهادند. تفسير الصافى ملّا محسن فيض كاشانى، البرهان فى تفسير قرآن سيد هاشم بحرانى و نور الثقلين عبد العلى حُوَيزى عروسى، از تفاسير روايى اين دوران است كه آيات قرآن را با استفاده از احاديث، تفسير كرده‌اند.

. شرح‌نگارى: يكى از مهم‌ترين فعّاليت‌هاى حديثى سده‌هاى يازدهم و دوازدهم، شرحِ كتاب‌هاى حديثى مهم مانند الكافى، تهذيب الأحكام و كتاب من لا يحضره الفقيه است كه تا پيش از اين زمان، سابقه نداشت. عالمان شيعى با دقّت در كتاب‌هاى چهارگانه، بر آن‌ها شرح‌هايى نوشتند و افزون بر آن، صحيفه سجّاديه و كتاب‌هاى در زمينه اصول اعتقادى و حديث، مورد توجّه شارحان قرار گرفت و شرح‌هاى استوارى براى اين كتاب‌ها نوشته شد.

. فارسى‌نويسى: اگر چه برخى عالمان شيعى، در سده‌هاى گذشته، آثارى را به فارسى نگاشتند و ترجمه‌هايى از قرآن و تفسير قرآن (تفسير ابو الفتوح) و احاديث كوتاه، در دسترس مردم بود؛ ولى استفاده از متون حديثى، در انحصار عالمان دينى و آگاهان به زبان عربى بود.