تصوير كشيدند. الإرشاد و الجمل، دو تأليف مهم و بزرگ شيخ مفيد و خصائص أمير المؤمنين، نگارش سيد رضى، نمونههايى از كتابهاى تاريخى اين دوران است كه با گردآورى احاديثِ تاريخى، برخى حقايق دوران اهل بيت (عليهم السلام) را بازگو كردند.
ك- فضائل و مناقب
واژه «فضائل»، جمع «فضيلت»، به معناى برترى است و «مناقب» جمع «منقبت» است، به معناى آنچه مايه افتخار و مباهات است. كتابهاى فضائل و مناقب، برترىها و شايستگىهاى معصومان (عليهم السلام) را گرد آورده، بيان مىكردهاند تا شيعيان، شناخت دقيقترى از امامان خويش داشته باشند.
فضائل أمير المؤمنين، از ابن عقده و نوادر الأثر اثر جعفر بن محمّد قمى و شرح الأخبار، نوشته قاضى نعمان مغربى، از جمله كتابهايى در موضوع فضائل هستند كه در اين دوره، تأليف شدهاند.
ل- دعا و زيارت
فضاى باز سياسى- فرهنگى سدههاى چهارم و پنجم هجرى و اهتمامِ دولتمردانِ شيعى به زيارتگاههاى معصومان، سبب شد تا پژوهشگران شيعه، به گردآورى و تبويب دعاها و زيارات، همّت گمارند و مجموعههاى مناسبى از دعا و زيارت را به يادگار نهند. از مهمترين كتابهاى اين دوره، كامل الزيارات ابن قولويه و مصباح المتهجّد شيخ طوسى هستند.
مدرسه حديثى
مدرسه حديثى، اصطلاحى است كه بيانگر نوعى نگرش در شيوه دريافت، انتقال و نقد حديث است. در دو سده چهارم و پنجم، دو نوع نگرش به حديث و تعامل با آن، وجود داشته است: نگرشى كه بيشتر به متن حديث، اهمّيت مىداد و از نقد عقلى احاديث، كمتر استفاده مىكرد كه به «مدرسه حديثى قم»، مشهور شد؛ و نگرش ديگر، براى عنصر عقل در ارزيابى احاديث، اهمّيت ويژهاى قائل بود كه به «مدرسه حديثى بغداد»، مشهور شد.
سدههاى ششم تا نهم هجرى
دقت در گونههاى نگارشى احاديث و گونهگونى آنها، نياز مخاطبان و تلاش عالمان شيعى در سدههاى چهارم و پنجم را نشان مىدهد. حركت علمى اين دوران، ديرى نپاييد و با حمله تركان سلجوقى به بغداد- كه باعث از ميان رفتن آل بويه شد-، كتابخانههاى بزرگ بغداد، در آتش سوخت و بزرگان شيعه، از جمله شيخ طوسى، ناگزير به ترك بغداد و اقامت در نجف اشرف- كه در آن روزگار، روستايى كوچك در جوار حرم امير مؤمنان (ع) بود-، شدند.
اگر چه شيخ طوسى توانست با جدّيت در تربيت علمى شاگردان خويش، حوزه علميه شيعه را در كنار حرمِ امير مؤمنان (ع) تأسيس كند؛ امّا شكوفايى و رشد نگارشهاى حديثى، متوقّف گرديد و تا مدّتى نسبتاً طولانى، فعّاليتهاى حديثى در محدودهاى بسيار اندك، پيگيرى شد. به عبارتى، سدههاى ششم تا نهم هجرى، دوران ركود نسبى حديث شيعه بوده است.
البته اين ركود، به معناى يكسره كنار نهادنِ احاديث نيست؛ بلكه در اين مدّت مديد، نگارشهاى تخصّصى در موضوعاتى مانند فقه، رجال و ادعيه، پديد آمد و دانشمندانى مانند سيد ابن طاووس و علّامه حلّى، كتابهاى متعدّدى در بحث دعا، فقه و رجال، نوشتند. همچنين ارزشيابى سندى و دقّت در بررسى احوال راويان حديث، از قرن هفتم، اهمّيت بيشترى يافت كه تا امروز نيز «روش بررسى سندى» در ميان حديثپژوهان، جايگاهى در خور دارد.
شرحنويسى بر كتاب بىبديل نهج البلاغة نيز در اين دوره تاريخى رايج شد و شرحهاى مهمّى مانند شرح ابن ميثم بَحرانى و شرح ابن ابى الحديد معتزلى، رهاورد همين دوران است. در اين دوره، خاندانهاى دانشمندى مانند خاندان حلّى و ابن طاووس، نقش اساسى در پاسدارى از ميراث حديثى شيعه داشتند و نويسندگان بزرگى از آنان به نگارش كتابهاى گوناگون حديثى پرداختند و آثار گرانبهايى بر جاى نهادند.
علل ركود فعّاليتهاى حديثپژوهى را در اين دوره، مىتوان چنين برشمرد:
1. گستردگى فعّاليتهاى حديثى در سدههاى چهارم و پنجم: هيمنه فعّاليتهاى حديثى در اين دو قرن و بويژه آثار ارزشمند شيخ طوسى، تا سالها بر ديگر آثار دانشمندان شيعى سايه افكند، به گونهاى كه بسيارى از دانشمندان، از انجام دادن فعّاليتهاى حديثى جديد، خوددارى كردند و به افقهاى جديدى غير از حديثپژوهى مىانديشيدند.
2. ضرورت مطالعات تخصّصى: با توجّه به تدوين جوامعِ حديثى اوّليه، عالمان شيعه، مطالعات تخصّصى را وجهه همّت خويش قرار دادند و در موضوعاتى مانند فقه و بررسىهاى رجالى، تأمّل بيشترى كردند تا كتابهاى فقهى ارزشمندى را براى ما به يادگار نهند.
3. شرايط نابهسامان سياسى: در اواسط سده پنجم هجرى، تركان سلجوقى به بغداد يورش بردند و از هر گونه فعّاليت علمى شيعيان، جلوگيرى كرده، آن را سركوب مىكردند. برخورد با شيعيان تا سالها ادامه يافت؛ ولى عالمان شيعى با تلاش و مجاهدت خويش، از اين ميراث كهن، نگهدارى كردند و آن را به نسلهاى بعد سپردند.
سدههاى دهم تا دوازدهم هجرى
قرن دهم هجرى، پايانبخش دوران ركود حديثپژوهى در نزد شيعه است؛ زيرا تحوّلات سياسى در ايران، به روى كار آمدن حكومت صفويه انجاميد و پادشاهان صفوى، زمينه مناسبى را براى ترويج شيعه اثنا جعفرى فراهم آوردند. عالمان ژرفانديش شيعى، از لبنان و عراق به ايران مهاجرت كردند و مباحث علمى، رونق فراوانى يافت.
اين سالها با نام بزرگانى همچون محقّق كَرَكى، شهيد ثانى، شيخ بهايى، محمّدتقى مجلسى (مجلسى اوّل)، محمّدباقر مجلسى (علّامه مجلسى) و ملّا محمّدامين استرآبادى، گره خورده است. بررسى زندگانى اين بزرگان، جلوهاى از تاريخِ حديثپژوهى را پيشِ روى ما مىنهد كه در اين مختصر نمىگنجد.
جريان اخباريگرى نيز كه با رويكرد افراطى به احاديث مىنگريست و از نقد حديث، پرهيز مىكرد، در همين دوران و با انديشههاى ملّا محمّدامين استرآبادى
پديد آمد و همين نگرش، بر گستره فعّاليتهاى حديثى، تأثير نهاد و آثار گرانبهاى حديثى، در اين سالها، رونق ويژهاى يافتند.
بنا بر اين، سه عنصر: زمينه سياسى مناسب، گرد هم آمدن عالمان ژرفانديش و ظهور جريان اخباريگرى را مىتوان از عوامل مهم رواج حديثپژوهى در اين سه قرن دانست.
عالمان شيعه نيز از زمينههاى موجود، استفاده كردند و كارنامه فعّاليتهاى حديثى در اين دوران، بسيار پُر فروغ و درخشان است.
مهمترين فعّاليتهاى حديثى اين دوران، عبارت است از:
. انتشار گسترده آثار حديثى: نبود امكانات و فضاى خفقان سدههاى پيشين، فرصت تكثير نوشتههاى حديثى را فراهم نياورده بود و عالمان شيعى، تنها توانسته بودند تا نوشتههاى حديثى را به صورت محدود، نگهدارى كنند. با روى كار آمدن دولت صفويه، فضاى مناسبى پديد آمد و عالمان ژرفانديش شيعى، آثار حديثى را از سراسر جهان اسلام، گرد آوردند و به انتشار گسترده آنها همّت گماردند، به گونهاى كه تنها ملّا محمّدتقى مجلسى توانست با كوشش چهل ساله خود، كتابهاى بسيارى را در كتابخانههاى زمان خويش، جمعآورى نمايد.
. جامعنگارى: پس از نگارش جوامع اوّليه در سدههاى چهارم و پنجم هجرى، ضرورت نگارش جديدى از جوامع حديثى احساس مىشد؛ زيرا جوامع اوّليه، بيشتر به موضوعات فقهى پرداخته بودند و از كتابهاى محدودى بهره برده بودند. بنا بر اين، ملّا محسن فيض كاشانى، با گرد آوردن احاديث جوامع اوّليه (كتب اربعه)، نظم جديدى از احاديث فقهى را پديد آورد و كتاب الوافى را نگاشت. شيخ حرّ عاملى، دانشمند لبنانى مقيم ايران نيز افزون بر احاديث كتب اربعه، از بيش از هشتاد كتاب حديثى ديگر نيز استفاده كرد و كتاب وسائل الشيعه را به عنوان كتاب مرجعِ مجتهدان، در سى جلد، به رشته تحرير در آورد. علّامه مجلسى، بزرگمرد اين روزگار بود كه با تلاشى وصف ناشدنى خود، به گِردآورى احاديث غيرفقهى پرداخت و بزرگترين كتاب حديثى موجود به نام بحار الأنوار را در موضوعات اعتقادى، معارف، تاريخ و اخلاق در يكصد و ده جلد نگاشت. او از منابع بسيارى
استفاده كرد كه امروزه، برخى از آنها در اختيار ما نيست و ما تنها با رهاورد تلاش علّامه مجلسى، مىتوانيم به ميراث كهن خويش، پى ببريم.
. تكنگارىها: نوشتن كتاب بر اساس موضوعات مورد نياز جامعه، از ديگر فعّاليتهاى حديثپژوهى اين دوران است. براى نمونه، شيخ حرّ عاملى، احاديث قدسى را در كتابى به نام الجواهر السَنية، فراهم آورد. وى معتقد بود تا آن زمان در شيعه، چنين كتابى نگاشته نشده است. برخى ديگر از عالمان اين دوره، بر پايه سفارشى از پيامبر (ص) به گِرد آورى چهل حديث (اربعين حديث) و شرح و توضيح آن پرداختند. اگر چه اين گونه نگارشى، پيشينهاى كهن دارد؛ ولى در سده دهم تا دوازدهم، گسترش يافت. الأربعين شيخ بهايى، الأربعين ملّا محمّدتقى مجلسى و الأربعون حديثاً قاضى سعيد قمى، از جمله اين تأليفات است.
. تفسير روايى: تفسير قرآن بر اساس روايات، كار مهم ديگرى بود كه عالمان شيعى در سدههاى يازدهم و دوازدهم، نمونههاى با ارزشى را براى ما به يادگار نهادند. تفسير الصافى ملّا محسن فيض كاشانى، البرهان فى تفسير قرآن سيد هاشم بحرانى و نور الثقلين عبد العلى حُوَيزى عروسى، از تفاسير روايى اين دوران است كه آيات قرآن را با استفاده از احاديث، تفسير كردهاند.
. شرحنگارى: يكى از مهمترين فعّاليتهاى حديثى سدههاى يازدهم و دوازدهم، شرحِ كتابهاى حديثى مهم مانند الكافى، تهذيب الأحكام و كتاب من لا يحضره الفقيه است كه تا پيش از اين زمان، سابقه نداشت. عالمان شيعى با دقّت در كتابهاى چهارگانه، بر آنها شرحهايى نوشتند و افزون بر آن، صحيفه سجّاديه و كتابهاى در زمينه اصول اعتقادى و حديث، مورد توجّه شارحان قرار گرفت و شرحهاى استوارى براى اين كتابها نوشته شد.
. فارسىنويسى: اگر چه برخى عالمان شيعى، در سدههاى گذشته، آثارى را به فارسى نگاشتند و ترجمههايى از قرآن و تفسير قرآن (تفسير ابو الفتوح) و احاديث كوتاه، در دسترس مردم بود؛ ولى استفاده از متون حديثى، در انحصار عالمان دينى و آگاهان به زبان عربى بود.
سده دهم تا دوازدهم، فرصت مناسبى بود كه عالمان شيعى، آثار حديثى را به فارسى برگردانند تا عموم مردم بتوانند از خواندن سخنان معصومان، لذّت ببرند. شيخ بهايى، ملّامحسن فيض كاشانى، آقاجمال خوانسارى، ملّا محمّدتقى مجلسى و علّامه محمّدباقر مجلسى، از عالمانى هستند كه آثار حديثى زيبايى را به فارسى برگرداندند. جامع عبّاسى، شرح غرر الحكم، لوامع صاحبقرانى و ترجمه توحيد مُفضّل، از آثار باقى مانده اين دوران به زبان فارسى است.
. غريبنگارى: در اين دوران، شرح واژگان دشوارياب- كه به «غريب»، شهرت دارند، رشد فزايندهاى يافت و افزون بر توضيح واژگان دشوار در كتابهاى الوافى و بحار الأنوار، كتاب مستقل مجمع البحرين و مطلع البدرين، اثر فخر الدين طُرَيحى، در اين دوره نگاشته شد. طُرَيحى، با توجّه به احاديث پيشوايان معصوم، واژگان دشوار احاديث را تبيين كرده است.
. رجالشناسى: عالمانِ رجالى اين دوران، با استفاده از آثار رجالى كهن، نوآورىهايى را در اين علم، پديد آوردند، به گونهاى كه كتابهاى ايشان تا سالها مورد استفاده عالمان حديث قرار مىگرفت. منهج المقال يا رجال الكبير ميرزا محمّد استرآبادى و مجمع الرجال قُهپايى- كه در بر گيرنده كتب رجالى پيشين بود-، از جمله تأليفات رجالى مهمّ اين دوران است.
. مصطلحات: دانشى است كه به بررسى كلى احوالات حديث و چگونگى گزارشِ آن مىپردازد. در سدههاى دهم تا دوازدهم هجرى، كتابهايى ويژه اين دانش، نگاشته شد. شهيد ثانى، دو كتاب البداية و الرعاية را در اين باره نگاشت. شيخ بهايى نيز با نگارش الوجيزه، كتابى مختصر و زيبا در شرح اصطلاحهاى حديثى به يادگار نهاد.
سدههاى سيزدهم و چهاردهم
سدههاى سيزدهم و چهاردهم هجرى، شاهد ظهور تفكّرات جديدى در اسلام بود؛ عالمان اصولى كه در برابر افراطيگرى اخباريان، مقاومت مىكردند روشِ اجتهادى و ژرفنگرى اصولى، از پذيرش بدون بررسى احاديث، سر بر مىتافت و روايات را پس از نقد و بررسى علمى مىپذيرفت.
تفكّر ديگر رايج اين دوران، تفكّر شيخيه، به رهبرى شيخ احمد احسايى و سيد كاظم رشتى بود. آنان، روايات را با عرفان و فلسفه درآميختند و با تأويل قرآنى، معارف دينى را رمزآلود ساختند. روش شيخيه، آثار نامطلوبى را در سراسر جهان اسلام، بر جاى نهاد.
مكتب تفكيك، گونه ديگرى از تفكرات حديثى است كه در قرن چهاردهم، به وسيله مرحوم ميرزا مهدى اصفهانى، پايهگذارى شد. طرفداران اين نظريه، معارف قرآن و حديث را معارفى الهى مىدانستند و آگاهىهاى فلسفى و عرفانى را معرفتى بشرى مىشمردند و اعتماد كامل به اين گونه معارف بشرى و خلط آنها را با فهم معارف دينى، شايسته نمىدانند.
صرف نظر از نوع تفكّرات رايج اين دوران، آثار حديثى زيبايى در اين دو قرن، تأليف شدند كه از آن ميان، كتابهاى مرحوم سيد عبد الله شبّر- كه در موضوعات گوناگون حديثى، استوارى و ايجاز را با هم آميخته-، درخور توجّه است. مصابيح الأنوار، در حلّ مشكلات روايات، الاصول الأصلية و الأنوار اللّامعة از ديگر آثار مرحوم شُبّر است.
عبقات الأنوار مرحوم ميرحامد حسين، از ديگر آثار سترگ حديثى اين دوره است كه به اثبات اصل امامت و گزارش روايات گوناگون در اين باره، پرداخته است.
مستدرك الوسائل، تأليف ميرزا حسين نورى نيز از آثار حديثى بزرگ سده چهاردهم است كه احاديثى در تمامى ابواب فقهى، گرد آورده و در تكميل وسائل الشيعة به رشته تحرير درآمده است.
آثار مرحوم آية الله بروجردى در علم رجال و حديث، از ديگر آثار ارزشمند اين دوران است كه با نوآورىهاى خويش، خدمت شايستهاى به علم حديث كردند. شيوه ايشان در استفاده از احاديث و تبيين سندهاى كتاب الكافى، بيانگر وسعت ديدِ آن عالم ژرفانديش است.
روزگار معاصر
تاريخ به هم پيوسته حديث شيعه، بيانگر تلاش ستودنى عالمان دينپژوه است، به گونهاى كه حديث، از سرچشمه صدور خويش به جزوههاى كوچك، منتقل شده
و سپس به جوامع روايى و از آن جا به كتب اربعه، راه يافت و تا نگارش «جوامع ثانويه شيعه»، همواره حفظ و نگهدارى مىشد و امروزه، مىتوان با ارزشيابى علمى حديث، تا حدّ فراوانى اطمينان يافت.
با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و رويكرد دينى حكومت، فعّاليتهاى حديثى، رونق ويژهاى يافت. عمومى شدن مباحث حديثى در رسانهها و كاربرد حديث در علوم گوناگون، بويژه علوم روانشناسى و جامعهشناسى، ضرورت پردازش علمى حديث را مىنماياند. اگر چه در اين زمينه، گامهايى برداشته شده است، امّا همچنان در اوّل راهيم.
معجمنگارى، شيوه نوينى در عرصه حديثپژوهى در عصر ماست كه دستيابى به احاديث را هموار مىسازد. در اين شيوه، احاديثِ كتابها بر اساس الفاظ و يا موضوعات، گزارش مىشوند. پژوهشگر، با استفاده از معجم، مىتواند تمامى احاديث يك واژه را در كنار هم مشاهده كند. معجم الفاظ بحار الأنوار، الكافى، نهج البلاغة و دهها كتاب ديگر تاكنون نگاشته شده است.
استفاده از رايانه نيز از ويژگىهاى دوران معاصر است. امروزه نرمافزارهاى متعدّدى، احاديث شيعه و سنّى را ارائه مىدهند كه براى محقّقان، بسيار ارزشمند و كاربردى است.
در كنار فعّاليتهاى نوين حديثى، احياى ميراث كهن حديثى نيز از ديدِ عالمان معاصر، پنهان نمانده است و امروزه، بسيارى از آثار حديثى كهن، با شيوهاى چشمنواز، به چاپ سپرده شده و مراجعه به آثار ديرپا را آسان كرده است.
از جمله فعّاليتهاى حديثى دوران معاصر، تلاش براى همگانى كردن احاديث است. اين تلاشها را در دو سطح، مىتوان برشمرد: نخست، كتابهاى حديثى كه براى پژوهشگران، نگاشته شده است و محققّان با مراجعه به آنها، تحقيقات خويش را بر پايه احاديث، استوار مىسازند. دانشنامه ميزان الحكمة، دانشنامه پيامبر اعظم، دانشنامه أمير المؤمنين (ع) و دانشنامه احاديث پزشكى، از تأليفات آية الله رىشهرى و همكارانش در مؤسّسه علمى- فرهنگى دار الحديث، و همچنين كتابهاى مسند الامام على (ع)، مسند الإمام المجتبى (ع)، مسند الإمام الشهيد و ... از آثار استاد عزيز الله