بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 72

استفاده كرد كه امروزه، برخى از آن‌ها در اختيار ما نيست و ما تنها با رهاورد تلاش علّامه مجلسى، مى‌توانيم به ميراث كهن خويش، پى ببريم.

. تك‌نگارى‌ها: نوشتن كتاب بر اساس موضوعات مورد نياز جامعه، از ديگر فعّاليت‌هاى حديث‌پژوهى اين دوران است. براى نمونه، شيخ حرّ عاملى، احاديث قدسى را در كتابى به نام الجواهر السَنية، فراهم آورد. وى معتقد بود تا آن زمان در شيعه، چنين كتابى نگاشته نشده است. برخى ديگر از عالمان اين دوره، بر پايه سفارشى از پيامبر (ص) به گِرد آورى چهل حديث (اربعين حديث) و شرح و توضيح آن پرداختند. اگر چه اين گونه نگارشى، پيشينه‌اى كهن دارد؛ ولى در سده دهم تا دوازدهم، گسترش يافت. الأربعين شيخ بهايى، الأربعين ملّا محمّدتقى مجلسى و الأربعون حديثاً قاضى سعيد قمى، از جمله اين تأليفات است.

. تفسير روايى: تفسير قرآن بر اساس روايات، كار مهم ديگرى بود كه عالمان شيعى در سده‌هاى يازدهم و دوازدهم، نمونه‌هاى با ارزشى را براى ما به يادگار نهادند. تفسير الصافى ملّا محسن فيض كاشانى، البرهان فى تفسير قرآن سيد هاشم بحرانى و نور الثقلين عبد العلى حُوَيزى عروسى، از تفاسير روايى اين دوران است كه آيات قرآن را با استفاده از احاديث، تفسير كرده‌اند.

. شرح‌نگارى: يكى از مهم‌ترين فعّاليت‌هاى حديثى سده‌هاى يازدهم و دوازدهم، شرحِ كتاب‌هاى حديثى مهم مانند الكافى، تهذيب الأحكام و كتاب من لا يحضره الفقيه است كه تا پيش از اين زمان، سابقه نداشت. عالمان شيعى با دقّت در كتاب‌هاى چهارگانه، بر آن‌ها شرح‌هايى نوشتند و افزون بر آن، صحيفه سجّاديه و كتاب‌هاى در زمينه اصول اعتقادى و حديث، مورد توجّه شارحان قرار گرفت و شرح‌هاى استوارى براى اين كتاب‌ها نوشته شد.

. فارسى‌نويسى: اگر چه برخى عالمان شيعى، در سده‌هاى گذشته، آثارى را به فارسى نگاشتند و ترجمه‌هايى از قرآن و تفسير قرآن (تفسير ابو الفتوح) و احاديث كوتاه، در دسترس مردم بود؛ ولى استفاده از متون حديثى، در انحصار عالمان دينى و آگاهان به زبان عربى بود.


صفحه 73

سده دهم تا دوازدهم، فرصت مناسبى بود كه عالمان شيعى، آثار حديثى را به فارسى برگردانند تا عموم مردم بتوانند از خواندن سخنان معصومان، لذّت ببرند. شيخ بهايى، ملّامحسن فيض كاشانى، آقاجمال خوانسارى، ملّا محمّدتقى مجلسى و علّامه محمّدباقر مجلسى، از عالمانى هستند كه آثار حديثى زيبايى را به فارسى برگرداندند. جامع عبّاسى، شرح غرر الحكم، لوامع صاحبقرانى و ترجمه توحيد مُفضّل، از آثار باقى مانده اين دوران به زبان فارسى است.

. غريب‌نگارى: در اين دوران، شرح واژگان دشوارياب- كه به «غريب»، شهرت دارند، رشد فزاينده‌اى يافت و افزون بر توضيح واژگان دشوار در كتاب‌هاى الوافى و بحار الأنوار، كتاب مستقل مجمع البحرين و مطلع البدرين، اثر فخر الدين طُرَيحى، در اين دوره نگاشته شد. طُرَيحى، با توجّه به احاديث پيشوايان معصوم، واژگان دشوار احاديث را تبيين كرده است.

. رجال‌شناسى: عالمانِ رجالى اين دوران، با استفاده از آثار رجالى كهن، نوآورى‌هايى را در اين علم، پديد آوردند، به گونه‌اى كه كتاب‌هاى ايشان تا سال‌ها مورد استفاده عالمان حديث قرار مى‌گرفت. منهج المقال يا رجال الكبير ميرزا محمّد استرآبادى و مجمع الرجال قُهپايى- كه در بر گيرنده كتب رجالى پيشين بود-، از جمله تأليفات رجالى مهمّ اين دوران است.

. مصطلحات: دانشى است كه به بررسى كلى احوالات حديث و چگونگى گزارشِ آن مى‌پردازد. در سده‌هاى دهم تا دوازدهم هجرى، كتاب‌هايى ويژه اين دانش، نگاشته شد. شهيد ثانى، دو كتاب البداية و الرعاية را در اين باره نگاشت. شيخ بهايى نيز با نگارش الوجيزه، كتابى مختصر و زيبا در شرح اصطلاح‌هاى حديثى به يادگار نهاد.

سده‌هاى سيزدهم و چهاردهم‌

سده‌هاى سيزدهم و چهاردهم هجرى، شاهد ظهور تفكّرات جديدى در اسلام بود؛ عالمان اصولى كه در برابر افراطيگرى اخباريان، مقاومت مى‌كردند روشِ اجتهادى و ژرف‌نگرى اصولى، از پذيرش بدون بررسى احاديث، سر بر مى‌تافت و روايات را پس از نقد و بررسى علمى مى‌پذيرفت.


صفحه 74

تفكّر ديگر رايج اين دوران، تفكّر شيخيه، به رهبرى شيخ احمد احسايى و سيد كاظم رشتى بود. آنان، روايات را با عرفان و فلسفه درآميختند و با تأويل قرآنى، معارف دينى را رمزآلود ساختند. روش شيخيه، آثار نامطلوبى را در سراسر جهان اسلام، بر جاى نهاد.

مكتب تفكيك، گونه ديگرى از تفكرات حديثى است كه در قرن چهاردهم، به وسيله مرحوم ميرزا مهدى اصفهانى، پايه‌گذارى شد. طرفداران اين نظريه، معارف قرآن و حديث را معارفى الهى مى‌دانستند و آگاهى‌هاى فلسفى و عرفانى را معرفتى بشرى مى‌شمردند و اعتماد كامل به اين گونه معارف بشرى و خلط آنها را با فهم معارف دينى، شايسته نمى‌دانند.

صرف نظر از نوع تفكّرات رايج اين دوران، آثار حديثى زيبايى در اين دو قرن، تأليف شدند كه از آن ميان، كتاب‌هاى مرحوم سيد عبد الله شبّر- كه در موضوعات گوناگون حديثى، استوارى و ايجاز را با هم آميخته-، درخور توجّه است. مصابيح الأنوار، در حلّ مشكلات روايات، الاصول الأصلية و الأنوار اللّامعة از ديگر آثار مرحوم شُبّر است.

عبقات الأنوار مرحوم ميرحامد حسين، از ديگر آثار سترگ حديثى اين دوره است كه به اثبات اصل امامت و گزارش روايات گوناگون در اين باره، پرداخته است.

مستدرك الوسائل، تأليف ميرزا حسين نورى نيز از آثار حديثى بزرگ سده چهاردهم است كه احاديثى در تمامى ابواب فقهى، گرد آورده و در تكميل وسائل الشيعة به رشته تحرير درآمده است.

آثار مرحوم آية الله بروجردى در علم رجال و حديث، از ديگر آثار ارزشمند اين دوران است كه با نوآورى‌هاى خويش، خدمت شايسته‌اى به علم حديث كردند. شيوه ايشان در استفاده از احاديث و تبيين سندهاى كتاب الكافى، بيانگر وسعت ديدِ آن عالم ژرف‌انديش است.

روزگار معاصر

تاريخ به هم پيوسته حديث شيعه، بيانگر تلاش ستودنى عالمان دين‌پژوه است، به گونه‌اى كه حديث، از سرچشمه صدور خويش به جزوه‌هاى كوچك، منتقل شده‌


صفحه 75

و سپس به جوامع روايى و از آن جا به كتب اربعه، راه يافت و تا نگارش «جوامع ثانويه شيعه»، همواره حفظ و نگهدارى مى‌شد و امروزه، مى‌توان با ارزشيابى علمى حديث، تا حدّ فراوانى اطمينان يافت.

با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و رويكرد دينى حكومت، فعّاليت‌هاى حديثى، رونق ويژه‌اى يافت. عمومى شدن مباحث حديثى در رسانه‌ها و كاربرد حديث در علوم گوناگون، بويژه علوم روان‌شناسى و جامعه‌شناسى، ضرورت پردازش علمى حديث را مى‌نماياند. اگر چه در اين زمينه، گام‌هايى برداشته شده است، امّا همچنان در اوّل راهيم.

معجم‌نگارى، شيوه نوينى در عرصه حديث‌پژوهى در عصر ماست كه دستيابى به احاديث را هموار مى‌سازد. در اين شيوه، احاديثِ كتاب‌ها بر اساس الفاظ و يا موضوعات، گزارش مى‌شوند. پژوهشگر، با استفاده از معجم، مى‌تواند تمامى احاديث يك واژه را در كنار هم مشاهده كند. معجم الفاظ بحار الأنوار، الكافى، نهج البلاغة و ده‌ها كتاب ديگر تاكنون نگاشته شده است.

استفاده از رايانه نيز از ويژگى‌هاى دوران معاصر است. امروزه نرم‌افزارهاى متعدّدى، احاديث شيعه و سنّى را ارائه مى‌دهند كه براى محقّقان، بسيار ارزشمند و كاربردى است.

در كنار فعّاليت‌هاى نوين حديثى، احياى ميراث كهن حديثى نيز از ديدِ عالمان معاصر، پنهان نمانده است و امروزه، بسيارى از آثار حديثى كهن، با شيوه‌اى چشم‌نواز، به چاپ سپرده شده و مراجعه به آثار ديرپا را آسان كرده است.

از جمله فعّاليت‌هاى حديثى دوران معاصر، تلاش براى همگانى كردن احاديث است. اين تلاش‌ها را در دو سطح، مى‌توان برشمرد: نخست، كتاب‌هاى حديثى كه براى پژوهشگران، نگاشته شده است و محققّان با مراجعه به آن‌ها، تحقيقات خويش را بر پايه احاديث، استوار مى‌سازند. دانش‌نامه ميزان الحكمة، دانش‌نامه پيامبر اعظم، دانش‌نامه أمير المؤمنين (ع) و دانش‌نامه احاديث پزشكى، از تأليفات آية الله رى‌شهرى و همكارانش در مؤسّسه علمى- فرهنگى دار الحديث، و همچنين كتاب‌هاى مسند الامام على (ع)، مسند الإمام المجتبى (ع)، مسند الإمام الشهيد و ... از آثار استاد عزيز الله‌


صفحه 76

عطاردى، موسوعة الإمام الصادق، تأليف ... سيد كاظم قزوينى، آثار الصادقين، تأليف آية الله صادق احسان‌بخش از جمله اين منابع حديثى است.

نوع دوم، كتاب‌هاى ارزشمندى هستند كه با زبان امروزى، براى گروه‌هاى مختلف سنّى، نگاشته شده است كه خواننده را با شيوايى‌هاى كلام معصوم، آشنا مى‌كند. كتاب‌هاى سيد مهدى شجاعى، نظير: دست دعا، چشم اميد، شكواى سبز، آيين زندگى- كه احاديث اهل بيت (عليهم السلام) را براى جوانان، شرح و تبيين كرده است- و يا آثار سيد محمّد مهاجرانى- كه احاديث رفتارى پيامبر (ص) را با ترانه‌هاى كودكانه عرضه مى‌كند- و نيز مجله حديث زندگى- كه مهارت‌هاى اجتماعى را بر پايه متون دينى، عرضه مى‌كند. نمونه‌هاى برجسته اين گونه آثارند. گزينش احاديث كوتاه با ترجمه‌هاى زيبا و چهل حديث نويسى موضوعى، از ديگر فعّاليت‌هاى دوران معاصر است كه برخى نويسندگان جوان- مانند غلامرضا حيدرى ابهرى-، به آن همّت گمارده‌اند.


صفحه 77

منابع حديث شيعه‌

هادى حجت‌[60]

درآمد

گردآورى سخنان و ثبت سيره عملى پيامبر اكرم و امامان معصوم (عليهم السلام) در طول بيش از دو قرن و نيم حضور پُربركتشان، همواره مورد توجّه مسلمانان بوده است. اين ميراث ارزشمند كه پس از آموزه‌هاى قرآن كريم، مهم‌ترين منبع شناخت معارف اعتقادى، اخلاقى و احكام شرعى به شمار مى‌رود، از آغاز، توسّط اصحاب و شاگردان آن‌ها، به صورت شفاهى و يا كتبى، ثبت و به نسل‌هاى بعدى منتقل مى‌گرديد. در روايات بسيارى از پيامبر خدا و ائمّه اطهار بر نگارش و نگاهدارى احاديث، تأكيد شده است. نوشته‌هاى حديثى، در ابتدا به صورت جزوه‌هاى كوچكى مشتمل بر چند حديث، شكل گرفت. اين نوشته‌ها، غالباً داراى نظم و موضوع بندى خاصّى نبود و صرفاً شامل تعدادى حديث در موضوعات مختلف بود كه راوى، در

يك يا چند جلسه، از معصوم مى‌شنيد و آن را ثبت مى‌كرد. به اين جزوه‌ها، «اصل»

[60]* هادى حجّت در سال 1347 در كرمان متولد شد. تحصيلات حوزوى خود را تا سطح 4 رشته تفسير و علوم قرآن ادامه داد و سپس به تحصيلات دانشگاه روى آورد. وى دانش آموخته فلسفه در مقطع كارشناسى و علوم قرآن و حديث در مقطع كارشناسى ارشد و دكترى است و از سال 1369 به تدريس اشتغال داشته است. از ايشان تاكنون 12 اثر علمى در قالب كتاب و مقاله منتشر شده است كه برخى از آنها در زمره آثار برتر كشورى قرار دارد. راهنمايى و مشاوره پايان‌نامه‌هاى متعددى در كارنامه فعاليت‌هاى علمى وى ثبت است. دكتر حجّت هم اكنون عضو هيئت علمى و معاون آموزشى دانشكده علوم حديث هستند.


صفحه 78

گفته مى‌شد، چون از نوشته ديگرى در تدوين آن استفاده نشده بود. بيشتر اصول در عصر امام باقر (ع) تا امام كاظم (ع)، به‌ويژه در زمان امام صادق (عليهم السلام) تدوين شده‌اند.[61]با توجّه به حجم كم و پراكندگى موضوعى روايات «اصول»، برخى از محدّثان در زمان ائمّه كوشيدند تا با جمع‌آورى رواياتِ يك موضوع خاص در مجموعه‌اى مستقل، كار دسترسى به روايات را آسان سازند. از اين رو، آثار متعدّدى با عنوان «كتاب» نگاشته شد. مانند كتاب الوضوء، كتاب الزكاة و كتاب الامامة از يونس بن عبد الرحمن.[62]

جوامع حديثى‌

در زمان امام كاظم و امام رضا (عليهماالسلام) و بعد از آن تا زمان غيبت صغرا- كه ارتباط مستقيم با امامان، به‌تدريج دشوارتر مى‌شد- گروهى از عالمان شيعه، به تدوين كتاب‌هايى كه جامع احاديث در موضوعات گوناگون بود، اقدام كردند تا از اين طريق، هم احاديثْ محفوظ بماند، و هم مراجعه به اين كتاب‌ها براى يافتن حديث، آسان گردد. به اين كتاب‌ها، «جوامع اوّليه»، گفته مى‌شود.[63]

هر چند در گذر تاريخ، نسخه‌هاى اغلب اصول، كتاب‌ها و جوامع اوّليه از بين رفته است، امّا بخش عمده‌اى از روايات اين آثار ارزشمند، در جوامع حديثى بعدى، با دسته‌بندى مناسب‌تر و تعداد بيشترى از روايات، ثبت و به نسل‌هاى بعدى منتقل گرديده است.

هر چند اصطلاح «جوامع» بيشتر به كتاب‌هايى اطلاق مى‌شود كه احاديث در آن‌ها به ترتيب باب‌هاى فقه مانند: طهارت، نماز، روزه، حج، جهاد، ارث گرد آمده‌[64]است اما برخى از اين جوامع، مانند كتاب الكافى و بحار الأنوار، علاوه بر مباحث‌

[61]. در اين باره، ر. ك: پژوهشى در تاريخ حديث شيعه، ص 193.

[62]. رجال النجاشى، ص و.

[63]. جوامع اوّليه، مانند: الجامع الكبير فى الفقه، تأليف يونس بن عبد الرحمان و النوادر، تأليف احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى و المحاسن، تأليف احمد بن محمّد بن خالد برقى و .... امروزه، تنها بخش‌هايى از كتاب‌هاى النوادر و المحاسن، در دست ما است.

[64]. ر. ك: معجم مصطلحات الرجال و الدراية، ص 50.


صفحه 79

فقهى، شامل مباحث ديگرى مانند موضوعات اعتقادى و اخلاقى نيز هستند كه بر جامعيت آن‌ها افزوده است.

جوامع حديثى موجود شيعه، به لحاظ تاريخى به دو دسته «جوامع حديثى متقدّم» و «جوامع حديثى متأخّر»، تقسيم مى‌شوند.[65]

جوامع حديثى متقدّم‌

با آغاز دوران غيبت امام زمان (ع) و عدم امكان دسترسى مستقيم به امامان، ضرورت تدوين جوامع حديثى‌اى كه شامل حجم بيشترى از روايات شيعه باشد، بيش از هر زمان ديگر، احساس مى‌شد. از اين رو، در قرن‌هاى چهارم و پنجم هجرى، سه نفر از بزرگ‌ترين محدّثان جهان اسلام، چهار كتاب اصلى روايى شيعه را تدوين كردند كه به «كتب اربعه حديثى» شهرت يافته‌اند. از آن‌جا كه نام هر سه مؤلّف، «محمّد» بوده است، آنان به «محمّدون ثلاثِ اوّل»، شهرت يافته‌اند كه به ترتيب تاريخى، عبارت‌اند از:

1. ابو جعفر محمّد بن يعقوب كلينى (م 329 ق)، مؤلّف الكافى‌

2. ابو جعفر محمّد بن على بن بابويه (شيخ صدوق) (م 381 ق)، مؤلّف كتاب مَن لايحضره الفقيه‌

3. ابو جعفر محمّد بن حسن طوسى (م 460 ق)، مؤلّف تهذيب الأحكام و الاستبصار.

جوامع حديثى متأخّر

در قرن‌هاى يازدهم و دوازدهم هجرى، يعنى در عصر احياى مجدّد حديث شيعه- كه فعّاليت‌هاى حديثى، مجدّداً اوج گرفت-، سه اثر مهم حديثى ديگر، تأليف شد كه از آن‌ها با عنوان «جوامع حديثى متأخّر» ياد مى‌شود؛ آثارى كه به‌حق، از جامع‌ترين و نفيس‌ترين مجموعه‌هاى حديثى شيعه به شمار مى‌روند. از آن‌جا كه نام مؤلّفان اين سه جامع حديثى نيز همچون نام مؤلّفان كتب اربعه، «محمّد» بوده، از آنها با تعبير «محمّدون ثلاثِ دوم» ياد مى‌شود. اين بزرگان، به ترتيب تاريخى، عبارت‌اند از:

[65]. براى شناخت گسترده‌تر جوامع حديثى شيعه به كتاب« جوامع حديثى شيعه» از همين قلم مراجعه كنيد.