كلينى، در زمان خود، پيشواى علماى شيعه و چهره درخشان آنها در رى و موثّقترين آنها در نقل حديث بوده است.[69]
وى، بخش مهمّى از عمر خود را در شهر قم، شهر محدّثان و راويان شيعه، سپرى كرد و با استفاده از محضر محدّثان نامدارى چون احمد بن ادريس قمى، از ياران امام عسكرى (ع) و نيز على بن ابراهيم قمّى[70]و بسيارى ديگر از دانشمندان اين شهر، بخش اعظم كتاب كافى را نگاشت.
كلينى، سپس به بغداد رفت كه در آن زمان، يكى از مهمترين مراكز علمى- فرهنگى در جهان اسلام و محل عرضه آرا و عقايد بيشتر مذاهب اسلامى بود. افزون بر اين آخرين نايب خاصّ امام زمان (ع)، «على بن محمّد سَمَرى» در بغداد مىزيست.
كلينى تا آخر عمر در بغداد زيست و در آنجا به تدريس و تعليم الكافى پرداخت. اين امر، زمينه انتشار و شهرت كتاب الكافى را در مركز علمى آن عصر، فراهم آورد.
كلينى سرانجام پس از بيست سال تلاش در تدوين كتاب الكافى،[71]در حالى كه بيش از هفتاد سال از عمر بابركتش مىگذشت، در شعبان سال 329 هجرى، چشم از جهان فرو بست و در «باب الكوفه» ى بغداد، به خاك سپرده شد.[72]
الكافى
الكافى، جامعترين و مهمترين كتاب در ميان كتب اربعه شيعه است. علّامه مجلسى، كتاب الكافى را دقيقترين، جامعترين، بزرگترين و بهترين تأليف شيعه، معرّفى كرده است.[73]
[69]. رجال النجاشى، ص 377. ش.
[70]. على بن ابراهيم بن هاشم قمّى، از بزرگترين محدّثان و مفسّران حوزه قم كه تفسير قمى منسوب به او است( م بعد از 307 ق).
[71]. رجال النجاشى، ص 377، ش.
[72]. قبر وى، امروزه در سمت شرقى، جامع صفويه( آصفيه) در بغداد، قرار دارد(« مع الكلينى و كتابه الكافى»، العميدى؛ علوم الحديث، سال اوّل، شماره 1، ص 222؛ دراية الحديث، جلالى حسينى، ص 146).
[73]. ر. ك: مرآة العقول، ج 1، ص 3.
مرحوم كلينى، در ابتداى الكافى، يكى از انگيزههاى خود را در تأليف آن، ارائه كتابى دانسته كه جامعِ تمام شاخههاى اصلى علوم دينى باشد تا طالبان علم دين، از طريق اخبار معتبر، به علوم و سنن دين، دسترسى پيدا كنند.[74]
الكافى، حدود شانزده هزار حديث دارد و در سه بخش اصلى، تنظيم گرديده است: اصول، فروع و روضه.
در آن روزگار، براى جدا ساختن بخشهاى يك نوشته، به جاى تعابيرى همچون «فصل» يا «بخش»، بيشتر از تعبير «كتاب»، استفاده مىشد. اصول و فروع الكافى نيز داراى بخشهاى متعدّدى هستند كه با تعبير «كتاب»، از يكديگر متمايز شده است؛ مانند: كتاب التوحيد، كتاب الحجّة، كتاب الطهاره و .... امّا روضه، باببندى ندارد و در آن روايات، يكى پس از ديگرى، ذكر شده است.
اصول الكافى.[75]اين بخش از كتاب، شامل مباحث اعتقادى و اخلاقى است. مرحوم كلينى، با چينشى دقيق و منطقى، ابتدا با استناد به روايات متعدّد، به اهمّيت عقل و جايگاه آن در شناخت معارف، پرداخته و سپس به فضيلت علمآموزى و آداب آن، مبادرت نموده است تا اهميت معرفت و آگاهى را در اثبات مبانى اعتقادى، روشن سازد. آنگاه، به مهمترين اصل اعتقادى، يعنى توحيد و مباحث مربوط به خداشناسى پرداخته است. سپس در «كتاب الحجة»، ابتدا مباحث نبوّت و در پى آن، مباحث امامت را ذكر كرده است و پس از تحكيم اصول اعتقادى، در نيمه دومِ اصول الكافى، مباحث اخلاقى و تربيتى را آورده است؛ مباحثى از قبيل: حيا، تواضع، قناعت، غيبت، فضيلت دعا، فضيلت قرآن، آداب معاشرت و ....
مطالب اين بخش از اصول الكافى، بسيار جذّاب و متنوّع و براى همگان، قابل استفاده است.
فروع الكافى. اين بخش به روايات فقهى، از قبيل: نماز، زكات، روزه و حج، اختصاص دارد كه به دليل تخصّصى بودن مطالب، معمولًا مورد استفاده فقيهان، قرار مىگيرد.
[74]. الكافى، ج 1، ص 9.
[75]. بخشهاى هشتگانه اصول الكافى عبارتاند از: كتاب العقل و الجهل، كتاب فضل العلم، كتاب التوحيد، كتاب الحُجة، كتاب الإيمان و الكفر، كتاب الدعاء، كتاب فضل القرآن و كتاب العِشرَة.
روضه الكافى. اين بخش با 597 حديث، شامل مباحث گوناگونى، همچون سخنرانىها و نامههاى ائمّه (عليهم السلام) مواعظ، داستانها و مطالب تاريخى است و به دليل همين تنوّع موضوعى، به «روضه»، يعنى بوستان، نامگذارى شده است.
ويژگىهاى «الكافى»
برخى از ويژگىهاى الكافى، عبارتاند از:
1. تأليف الكافى در عصر غيبت صغرا و نزديك بودن تأليف آن به دوران حضور ائمّه.
2. جامعيت كتاب (اشتمال بر روايات اعتقادى، اخلاقى و فقهى) كه اين ويژگى، در ديگر كتب اربعه، وجود ندارد.
3. فزونى روايات آن نسبت به ساير كتب اربعه.
الكافى، از مهمترين و معتبرترين كتب روايى شيعه به شمار مىرود و مجموعهاى از نابترين و معتبرترين احاديث اعتقادى، اخلاقى و فقهى را در خود، گرد آورده است؛ ليكن بهندرت، ضعفهايى نيز در برخى از احاديث، بهويژه در بخش روضه آن به چشم مىخورد كه مورد بحث حديثپژوهان، قرار گرفته است.
از مهمترين شروح الكافى، مىتوان به شرح اصول الكافى، اثر صدر الدين محمّد شيرازى، معروف به ملّا صدرا (م 1050 ق) و مرآة العقول فى شرح أخبار آل الرسول، از علّامه محمّدباقر مجلسى (م 1110 ق) اشاره كرد.
گفتنى است كه بخشهاى اصول و روضه الكافى، به فارسى ترجمه شده و جداگانه، منتشر شده است.
در بزرگداشت هزاره درگذشت كلينى نيز همه متن كافى، اعم از سند و متن احاديث و همچنين يك ترجمه نسبتاً قديمى از بخش اصول آن به شيوه نوين علمى تصحيح و تبيين و نشر يافته است.[76]
[76]. اين كتابها به وسيله انتشارات دارالحديث به طبع رسيده و به همراه بيست نسخه خطى آن كه مرجع تصحيح متن كافى بودهاند در يك لوح فشرده از سوى مؤسسه دارالحديث عرضه شده است.
علّامه مجلسى
محمّدباقر فرزند محمّدتقى مجلسى،[77]معروف به «علّامه مجلسى»، در سال 1037 هجرى، در شهر اصفهان، در خانوادهاى اهل علم و فضيلت، ديده به جهان گشود. پدرش، ملّا محمّدتقى مجلسى، معروف به «مجلسى اوّل» (1003- 1070 ق)، محدّث و فقيهى بزرگ، و از شاگردان شيخ بهايى و ميرداماد بوده كه در زمان خويش، از مراجع تقليد شيعه به شمار مىرفت و امامت جمعه شهر اصفهان را به عهده داشت.
علّامه مجلسى، تحصيلات خود را از چهار سالگى نزد پدر علّامهاش آغاز كرد.[78]وى از همان اوان كودكى، با هوشى سرشار و پشتكار فراوان، به تحصيل علوم متداول عصر خويش پرداخت و در اندك زمانى، همه علوم رسمى زمان خود را فرا گرفت.[79]
علّامه محمّدباقر مجلسى، در علوم اسلامى رايج آن عصر، به تحصيل پرداخت؛ امّا از آنجا كه پدرش، گرايشهاى حديثى داشت و خود نيز علوم گوناگون اسلامى را برگرفته از حديث مىدانست، ادامه تحصيلات خود را صرف پژوهشهاى حديثى كرد. علّامه مجلسى، در علوم مختلف اسلامى، مانند: تفسير، حديث، فقه، اصول، تاريخ، رجال و درايه، سرآمدِ عصر خود بود. وى به نشر روايات معصومان، همّت گماشت و در اين راه، كوشش بسيار نمود.
علّامه مجلسى، در سال 1098 ق، با اصرار شاه سليمان صفوى، سِمَت شيخ الاسلامى اصفهان را پذيرفت. «شيخالإسلام»، بالاترين و مهمترين منصب دينى و اجرايى در آن عصر بود. او همچنين در مشاجرات و دعاوى، قاضى و حاكم بود و تمام امور دينى، زير نظر مستقيم او انجام مىگرفت و وجوهات شرعى به محضر او فرستاده مىشد. شيخ الاسلام، سرپرستى درماندگان و ايتام و ... را نيز بر عهده داشت
[77]. پدربزرگ علّامه، ملّا مقصود، از دانشمندان پرهيزگار عصر خويش بود. وى به سبب داشتن كلام زيبا و اشعار دلنشين و رفتار و گفتار نيكو، در محافل و مجالس، به« مجلسى» ملقّب شده بود و به همين جهت، اين خاندان عالىقدر نيز بدين نام، شهرت يافتند.
[78]. زندگىنامه علّامه مجلسى، ج 1، ص 55.
[79]. همان، ص 426.
كه علّامه تا پايان عمر خويش، به اين وظيفه نيز عمل مىكرد. علّامه مجلسى، از اين منصب، حدّ اكثر استفاده را نمود و تا سر حدّ امكان، در ترويج علم و حديث شيعه و حمايت از مردم بىپناه و امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ستم و زورگويى كوشيد.[80]
شهرت علّامه مجلسى، گذشته از مقام علمى و جامعيت و مرجعيتى كه در دولت صفويه داشته، اصولًا مرهون تأليفات بسيار اوست.[81]
علّامه مجلسى، بيش از هفتاد كتاب و رساله فارسى در موضوعات مختلف، تأليف كرده است كه از آن ميان، آثار ذيل را مىتوان نام برد:
حلية المتّقين، درباره آداب و مستحبّات زندگى فردى و اجتماعى
حيات القلوب، درباره زندگى انبيا و ائمّه اطهار
زاد المعاد، در ادعيه.
براى وى، بيش از ده اثر به زبان عربى نيز نام بردهاند[82]كه برخى از آنها، چندين مجلّد است؛ مانند:
بحار الأنوار، كه دائرة المعارف احاديث شيعه است در يكصد و ده جلد.
مرآة العقول، شرح الكافى است در بيست و شش جلد.
[80]. براى توضيح بيشتر در اين باره، ر. ك: مقاله« شرح حال علّامه مجلسى»، على دوانى: شناختنامه علّامه مجلسى، ج 1، ص 24- 26.
درباره فعاليتهاى سياسى علّامه مجلسى و ارتباط وى با حكومت صفوى، رك: مقاله« كتابشناسى و زندگى سياسى علّامه مجلسى»، ابوالفضل سلطانمحمّدى: يادنامه مجلسى، ج 2، ص-.
[81]. براى آشنايى با فهرست آثار علّامه مجلسى، ر. ك: آشنايى با بحار الأنوار، احمد عابدى، ص- 6، شامل نام بيست اثر به عربى و 74 اثر به فارسى. نيز، ر. ك: مقاله« فهرست تصنيفات و تأليفات مولانا محمّدباقر مجلسى»، محمّد شيبانى: مجلّه دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه مشهد، سال دهم، شماره 2، 1341 ش، ص 203- 210.
[82]. مرحوم سيد محسن امين، در أعيان الشيعة، دوازده عنوان. از آثار عربى ايشان را نام برده است( ر. ك: ج 9، ص 183)؛ اما آقاى احمد عابدى در كتاب آشنايى با بحار الأنوار، با تتبّعى كه انجام داده، تعداد عناوين آثار عربى علّامه مجلسى را به بيست اثر رسانده است( ر. ك: ص 61- 62).
بحار الأنوار
مهمترين اثر علّامه مجلسى، بحار الأنوار است كه نام كامل آن، بِحارُ الأنوار الجامِعَةُ لِدُرَرِ أخبارِ الأَئِمَّةِ الأطهار است، به معناى: درياهاى نور، در بر گيرنده گوهرهاى احاديث پيشوايان پاك.
بحار الأنوار، دائرة المعارف بزرگ حديث شيعه است كه تمام مسائل دينى را در بر گرفته است. از همين رو، اين كتاب، شامل مباحث مختلف اسلامى، از تفسير قرآن و تاريخ تا فقه و كلام و ... است و بهحق، آن را «دائرة المعارف تشيع» ناميدهاند.
علّامه مجلسى، در راستاى فعّاليتهاى حديثى خود، پيش از تأليف بحار الأنوار، دو اقدام مهم براى احياى كتب روايى شيعه، انجام داد:
1. جستجوى گسترده براى يافتن كتابهاى معتبر حديثى[83]
2. تصحيح و استنساخ نسخههاى به دست آمده.[84]
انگيزه تأليف
جوامع حديثى شيعه كه تا عصر علّامه مجلسى نوشته شده بود، عمدتاً جامع احاديث فقهى بوده، كمتر به مباحث غيرفقهى پرداخته بودند، چنان كه مرحوم كلينى، در بخش اصول الكافى، بخشى از احاديث غير فقهى را گرد آورده بود؛ امّا همچنان احاديث بسيار ديگرى از امامان شيعه در موضوعات مختلفى همچون معارف، اخلاق، تاريخ و ... در لا به لاى كتابهاى روايى شيعه، وجود داشت كه تا آن زمان، در يكجا گِرد نيامده و نظم موضوعى نيافته بود.
علّامه مجلسى، ابتدا بدون آن كه در پى تأليف بحار الأنوار باشد، فهرستى موضوعى براى ده كتاب حديثى غير فقهى به نام فهرس مصنّفات الأصحاب، فراهم آورد[85]تا بدين وسيله، دسترسى به موضوعات آنها راحت شود. وى در اين اثر،
[83]. بحار الأنوار، ج 1، ص 3 و 4.
[84]. همان، ص 4.
[85]. اين فهرست كه سنگ بناى اوّليه بحار الأنوار به شمار مىآيد، هماكنون در جلد 103 بحار( چاپ بيروت) عيناً به خطّ علّامه مجلسى، چاپ شده است.
بدون آن كه متن روايات آن كتابها را نقل كند، در ذيل عناوين موضوعات، به ذكر نشانى روايت در هر كتاب، بسنده كرد. تدوين اين فهرست، در سال 1070 هجرى به پايان رسيد.
علّامه، پس از مدّتى به دليل مشكلاتى كه در استفاده از اين اثر براى مشاهده روايات يك موضوع وجود داشت، تصميم گرفت تا با استفاده از اين فهرست، به جاى ذكر آدرس و شماره روايت، متن كامل آن را نقل كند و علاوه بر آن ده كتاب، از منابع ديگر روايى نيز بهره گيرد. شيوه علّامه، چنين بود كه بر اساس فهرست ياد شده، ابتدا بابهاى كتاب را مشخّص و سپس، روايات را در ذيل عناوين ابواب، درج مىكرد. اين، تصميمى بود كه به تأليف بزرگترين مجموعه حديثى شيعه، يعنى بحار الأنوار، منجر شد.
منابع بحار الأنوار
در تأليف بحار الأنوار، از منابع بسيارى استفاده شده است. مرحوم مجلسى، در مقدّمه كتاب خود، ابتدا نام 378 اثر شيعه را به عنوان مصادر بحار الأنوار، آورده[86]و سپس، 85 منبع از اهل سنّت را نيز نام برده كه در تدوين كتاب خود، از آنها استفاده كرده است.[87]اين منابع، از حيث تنوّع موضوعات، بسيار گستردهاند و شامل كتب حديث، فقه، اصول، تفسير، رجال، انساب، تاريخ، كلام، فلسفه و لغت مىشوند. بخش قابل توجّهى از اين منابع، به منظور شرح و تبيين رواياتِ مورد استفاده قرار گرفته است.
شيوه چينش مطالب در بحار الأنوار بسيار متأثّر از كتاب الكافى است. البته تفاوتهايى هم در اين بين ديده مىشود، از جمله اين كه علّامه، برخى ابواب و موضوعات را براى اوّلين بار به صورت مستقل، مطرح كرده است، مانند «كتاب العدل و المعاد»، «كتاب السماء و العالم» و «كتاب قصص الأنبياء».
[86]. در بين اين منابع، به غير از كتاب شهاب الأخبار، بقيه كتب، كاملًا شيعى هستند. علّامه مجلسى، قاضى نعمان بن محمّد. صاحب دعائم الإسلام را هم شيعه مىداند.
[87]. از اين 85 منبع، بيست مورد، كتب لغت، سيزده مورد، كتب شرح احاديث و 52 مورد، كتب حديث، تاريخ و ... از اهل سنّت است.
كتاب بحار الأنوار، مشتمل بر يك مقدمه و 25 كتاب (بخش اصلى) و دهها هزار حديث است. بحار الأنوار، چاپهاى متعدّدى دارد كه مشهورترين آن، چاپ يكصد و ده جلدى آن است.
ويژگىهاى «بحار الأنوار»
مهمترين ويژگىهاى بحار الأنوار عبارتاند از:
1. ذكر آيات قرآن. علّامه، هر بابى را با آيات مناسب با عنوان باب، آغاز نموده و پس از آن، اگر اين آيات، احتياج به تفسير داشته باشند، نظر مفسّران را نقل كرده است[88]و پس از آن، روايات باب را نقل مىكند.
2. جامعيت «بحار الأنوار»، نسبت به موضوعات مختلف. بررسى عناوين و روايات بحار الأنوار، نشان مىدهد كه اين كتاب، شامل مسائل مختلف و متنوّع دينى است و تقريباً هيچ موضوعى از موضوعات گوناگون اسلامى نيست، مگر آن كه علّامه مجلسى، بدان پرداخته و روايات آن را گرد آورده است.
3. ذكر رسالههاى مستقل در «بحار الأنوار»: علّامه مجلسى، ضمن بحثهاى خود در بحار الأنوار، گاهى به كتابها يا رسالههايى برخورد كرده كه به جهت اختصار آن رساله و شدّت ارتباط موضوع آن با بحثهاى بحار الأنوار، آن رساله را به صورت كامل و يكجا، نقل كرده است كه تعداد آنها بالغ بر كتاب است.
4. توضيح و تفسير احاديث. علّامه مجلسى، در موارد فراوانى پس از نقل حديث، به شرح روايت و توضيح واژگان غريبِ حديثْ پرداخته است. شروح علّامه مجلسى، يكى از مهمترين مزاياى كتاب بحار الأنوار به شمار مىرود.
يكى از اهداف مهم علّامه در بحار الأنوار، ثبت و دستهبندى روايات به منظور جلوگيرى از نابودى آنها بود، تا بدين وسيله، ميراث حديثى شيعه را به نسلهاى
بعدى منتقل سازد و در ضمن، راه پژوهش و ارزيابى روايات، همچنان بر روى آيندگان، باز باشد. بحار الأنوار دريايى است از دُرّ و گوهرهاى با ارزش. و
[88]. بحار الأنوار، ج 1، ص 4.