بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 67

پيش گفتار:

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‌

والحمدللَّه ربّ العالمين وصلّى اللَّه على سيّدنا محمّد وآله الطاهرين‌

انسان موجودى است كه سعادت و كمال خود را در آزادى مطلق مى‌بيند؛ و وجود غريزه افزون‌طلبى در او، سبب شده كه به هيچ حدّى محدود نباشد؛ به‌گونه‌اى كه اگر شهوت مال بر او غلبه كند، گنجينه‌هاى زمين او را قانع نمى‌كند؛ و اگر شهوت مقام بر او چيره شود، حكومتِ بر زمين را كافى ندانسته و در پى آن است كه پرچم قدرت خود را بر كرات آسمانى به اهتزاز درآورد. هواى سركش انسان براى قانع كردن هوس پايان‌ناپذير او هيچ مرزى نمى‌شناسد و از پايمال كردن و تجاوز به حقوق ديگران باكى ندارد.

از سوى ديگر، خداوند متعال، سازمان وجودى انسان را به‌صورت موجودى اجتماعى آفريده كه به‌تنهايى قدرت رفع نيازهاى بى‌شمار خود را ندارد. به‌ناچار، بايد تن به بعضى از محدوديت‌ها داده، از افزون‌طلبى خود دست بردارد و به حدّ و حدودى از آن اكتفا كند.

در اين راستا، خداوند براى هدايت بشر به سعادت و كمال حقيقى، پيامبرانى فرستاد تا انسان را به سعادت و كمالى راهنمايى كنند كه به حقّ و حقوق ديگران تجاوز نكرده و همگان از آن بهره‌مند گردند. به‌همين جهت، تمام اديان الهى و به‌ويژه دين مبين اسلام، داراى قوانينى اجتماعى است كه هر دو جنبه مادى و معنوى بشر را تأمين مى‌كند؛ و براى هر يك از مواد آن، كيفر و پاداشى مناسب با آن مقرّر كرده است.


صفحه 68

حدود و تعزيرات، قصاص و ديات كيفرهايى هستند كه براى تنبيه مجرم و گناهكار وضع شده‌اند، تا جامعه در اثر اجراى آن، در آرامش و اطمينان خاطر، راهِ تكامل را بپيمايد.

قرآن مجيد در آيات زيادى به حدود الهى اشاره كرده، پاى‌بندى به آن را سبب ورود به بهشت و رستگارى، و تعدّى و تجاوز از آن را سبب هلاكت و نابودى انسان دانسته است.

«تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ‌و يُدْخِلْهُ جَنتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهرُ خلِدِينَ فِيهَا وَذَ لِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ\* وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ‌و وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ‌و يُدْخِلْهُ نَارًا خلِدًا فِيهَا وَلَهُ‌و عَذَابٌ مُّهِينٌ‌[1]حدود الهى در زمان رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و پس از آن، در خلافت ظاهرى اميرمؤمنان عليه السلام اجرا مى‌شد؛ ولى با چيره شدن بنى‌اميّه، بنى‌عبّاس و حكومت‌هاى طاغوتى اجراى آن‌ها دست‌خوش تغيير و تحريف شد. در قرون اخير نيز كه كشورهاى اسلامى تحت سيطره استعمار و روشنفكران قرار گرفتند، به‌جاى قانون الهى، قوانينى كه ساخته و پرداخته ذهن انسان‌هاى ناقص است را اجرا كردند؛ و بشريّت را از مزاياى بى‌شمار قوانين الهى محروم ساختند.

امامان معصوم عليهم السلام اقامه كردن حدّى از حدود الهى را براى اجتماع و مردم سودمندتر از چهل روز بارندگى دانسته‌اند:

قال موسى بن جعفر عليه السلام: إقامة الحدّ للَّه‌أنفع في الأرض من القطر أربعين صباحاً. وقال أبو عبداللَّه عليه السلام: قال رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله: إقامة حدّ خير من مطر أربعين صباحاً.[2]با پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى ايران و برقرارى نظام جمهورى اسلامى به رهبرى قائد عظيم الشأن جهان اسلام، حضرت آيت‌اللَّه العظمى امام خمينى قدس سره، بار ديگر احكام و حدود اسلامى از لابلاى كتاب‌ها به ميدان عمل آمده، حاكمان شرع به اجراى آن‌

[1]. سوره‌ى نساء، 13 و 14.

[2]. المهذّب البارع، ج 5، ص 12.


صفحه 69

پرداختند. ليكن به‌جهت روشن‌تر شدن مباحث، جمعى از فقيهان و مجتهدان احساس نياز كرده و تدريس خارج كتاب حدود و قصاص و ديات را شروع كردند؛ ثمره‌ى اين درس‌ها كتاب‌هاى زيادى شد كه به‌صورت تأليف و تقرير به جامعه اسلامى عرضه گرديد و يكى از بهترين كتاب‌ها، كتاب‌ «تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله» است كه به قلم حضرت آيت‌اللَّه العظمى شيخ محمّد فاضل لنكرانى قدس سره و به زبان عربى، نوشته شده است.

امّا از آن‌جا كه بيشتر دانشجويان و دانش‌پژوهان مراكز دانشگاهى در رشته حقوق و جزاى اسلامى نمى‌توانند از كتاب‌هاى عربى استفاده كنند، در مركز فقهى ائمّه اطهار عليهم السلام، براى برطرف كردن نياز مراكز دانشگاهى و كسانى كه به دنبال آگاهى از نظرات اين فقيه والا مقام‌اند، درس‌هاى خارج حدود ايشان، كه طبق كتاب شريف تحرير الوسيله است، از نوار پياده شد تا در اختيار علاقمندان قرار گيرد؛ از اين‌جانب نيز خواسته شد تا آن نوشته‌ها را تنظيم و به‌صورت نوشتارى درآورم.

در عين حال، سعى و كوشش ما بر اين بوده كه تا حدّ امكان، در سخنان استاد بزرگوار دخل و تصرّف نشود، و احاديث و روايات، با سند آن درج، و به نوع آن از صحيح، ضعيف و ... اشاره شود؛ ترجمه‌ى متون روايات نيز با عنوان «فقه الحديث» ذكر گردد، و مطالب تكرارى حذف و صغرا و كبراى دليل مشخص گردد.

در خاتمه، از تمامى افرادى كه در تأليف اين مجموعه‌ى گران‌سنگ نقش داشتند، به‌ويژه سرور گرانقدر حضرت آيت‌اللَّه حاج آقا جواد فاضل لنكرانى (دامت بركاته) كه با پيگيرى‌هاى مداوم بر آماده‌سازى آن تأكيد داشتند، و برادر عزيز حجّت الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمّدرضا فاضل كاشانى كه به بررسى و نمونه‌خوانى آن اقدام كرده‌اند، و نيز برادر عزيز حجت‌الاسلام آقاى سيّد جواد حسينى‌خواه كه ويرايش نهايى اين نوشتار را بر عهده داشتند و كليه عزيزانى كه در مركز جهانى فقه ائمه اطهار عليهم السلام نسبت به امور فنى و چاپ اين اثر ما را يارى دادند، تشكّر مى‌نمايم.

اكبر ترابى شهرضايى‌


صفحه 70

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 71

كتاب حدود: ودر آن چند فصل است‌


صفحه 72

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 73

مقدّمات بحث‌

ابتدا لازم است چند امر را به‌عنوان مقدّمه بيان نماييم.

امر اوّل: بررسى عنوان بحث‌

متنى كه در بحث حدود، محور مباحث ماست، باب حدود كتاب شريف تحرير الوسيله امام خمينى رحمه الله مى‌باشد؛ لذا، مسائل اين باب را به‌همان ترتيبى كه حضرت امام رحمه الله نوشته‌اند، مطرح مى‌كنيم.

از نظر عنوان، با مراجعه‌ى به كتب فقهى، مى‌بينيم بعضى از فقها نظير: علّامه حلّى رحمه الله در قواعد الأحكام‌[1]و تحرير الأحكام،[2]شهيد اوّل در لمعه‌[3]و امام راحل رحمه الله در تحرير الوسيله‌، به «كتاب الحدود» تعبير كرده، ولى مرحوم محقّق حلّى رحمه الله در كتاب شريف‌ شرايع‌[4]و مختصر النافع‌[5]عنوان را «كتاب الحدود والتعزيرات» قرار داده است.[6]

[1]قواعد الأحكام، ج 2، ص 249 (چاپ قديم).

[2]. تحرير الأحكام، ج 2، ص 219.

[3]. اللمعة الدمشقية، ص 164.

[4]. شرايع الإسلام، ج 4، ص 932.

[5]. مختصر النافع، ص 292.

[6]. كتاب شرايع الإسلام از متون فقهى بسيار محكم شيعه است، وشايد بتوان ادّعا كرد كه در فقه شيعى، متنى محكم‌تر از اين كتاب نداريم؛ به‌همين جهت، عدّه‌اى از علما و فقها، از جمله شهيد ثانى رحمه الله كتاب مسالك الأفهام و صاحب جواهر رحمه الله، كتاب جواهر الكلام را به عنوان شرح بر آن نوشته‌اند.


صفحه 74

هر دو گروه، بحث از معاصى و گناهانى را كه اقتضاى تعزير دارد، در كتاب حدود آورده‌اند. بر كسانى كه عنوان كتاب را «كتاب الحدود والتعزيرات» قرار داده‌اند، اشكالى وارد نيست؛ ليكن از كسانى كه عنوان بحث را «كتاب الحدود» قرار داده‌اند، سؤال مى‌شود:

شما چگونه مسائل تعزير را در كتاب حدود مطرح كرده‌ايد؟!

پاسخ آنان در جواب اين اشكال، به يكى از دو طريق زير است:

جواب اوّل: «حدّ» دو نوع كاربُرد دارد: گاه اين عنوان در برابر عناوين فقهى ديگر مانند: ارث، طلاق، بيع و ... به‌كار مى‌رود؛ در اين‌صورت، اعمّ بوده و شامل تعزير نيز مى‌شود. و گاه، در مقابل تعزير قرار مى‌گيرد؛ در اين حالت، معناى خاصّ خود را دارد؛ مانند: لفظ مسكين و فقير كه اگر با هم ذكر شوند، هركدام معنايى دارد؛ و آن اين‌كه: مسكين، أسوءُ حالًا من الفقير است. اين افتراقِ در معنا، ثمره‌ى عملى هم دارد؛ كه اگر كسى چيزى را نذر كرده به مساكين بدهد، شامل فقرا نمى‌شود؛ ليكن اگر اين‌ها به تنهايى گفته شوند، عامّ بوده و شامل ديگرى نيز مى‌شود.

بنابراين، اگر كلمه‌ى «حدود» را در مقابل تعزيرات به‌كار ببريم، حدود از تعزيرات جدا مى‌شود؛ ولى اگر «حدود» را در مقابل ارث، بيع و ... بياوريم، شامل تعزيرات نيز مى‌شود.

هر دو استعمال بالا در روايات آمده است؛ گاه حدّ يا تعزير بيان شده، و از آن، معناى عامّ يعنى كيفر و عقوبت گناهان اراده شده است. مانند روايت سكونى از امام صادق عليه السلام: «قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إقامة حدّ خير من مطر أربعين صباحاً»، و روايت حنان بن سدير از امام باقر عليه السلام: «حدّ يقام في الأرض أزكى فيها من مطر أربعين ليلة وأيّامها؛[1]اجراى يك حدّ در زمين، از چهل روز يا چهل شبانه‌روز بارندگى، سودمندتر است».

آيا واژه‌ى «حدّ» در اين روايت، شامل تعزير نمى‌شود؟ آيا روايت روى حدّ تكيه كرده و مى‌خواهد بگويد: حدود اين آثار و بركات را دارد امّا تعزيرات ندارد؟ يا اين‌كه «حدّ» در اين روايت، يك معناى گسترده و عامّى دارد كه شامل حدود و تعزيرات اصطلاحى‌

[1]. وسائل الشيعة، ج 18، ص 308، باب 1 از ابواب مقدّمات الحدود، ح 2 و 4.