فصل هشتم: طرفداران آمريكا 1- تفكر طرفداران آمريكا 1/ 1- وابستگى به آمريكا آن سادهلوحهاى كم عقل و پر مدعايى كه اول انقلاب، با نام اسلام، با نام اين كه بياييم به وسيلهى امريكاييها خودمان را قوى كنيم، مىخواستند انقلاب ما را دو دستى و با احترام، تحويل امريكا بدهند، اگر- العياذ باللَّه- موفق شده بودند و مستشار نظامى امريكايى را در پادگانهاى ما حفظ كرده بودند- كه داشتند مىكردند و اگر ماها نرسيده بوديم، خيلى از اين كارها مىشد- اگر ارتباط با امريكا را برقرار كرده بودند و ايران را با كمال تواضع و فروتنى، در خدمت امريكا قرار داده بودند، آيا ممكن بود كه امروز كشور و انقلاب ما، اين همه موفقيت را كسب كند؟ حاشا و كلا. «1» ... كسانى هم دارند كه اين حرفها را تبليغ مىكنند كه مگر مىشود انسان با امريكا قطع رابطه باشد؟ اگر قطع رابطه باشيم، نمىشود زندگى بكنيم. اگر رابطهمان را برقرار بكنيم، اگر اقلًا با امريكا مذاكره بكنيم،
همهى مشكلات ما بر طرف مىشود. از اين حرفها هم رايج مىكنند؛ حرفهايى كه پوچ و بى مغز و بكلى عارى از حقيقت است. بسيارى از كشورهايى كه امريكاييها بدترين خيانتها را به آنها كردهاند، كسانى بودهاند كه با خود امريكا هم ارتباطات دوستانه داشتند. «1» 2/ 1- تحليلهاى نادرست در جمهورى اسلامى، اگر كسانى تصور كنند كه با امتياز دادن به امريكا و ديگران خواهند توانست به مقاصد و اهداف نظام اسلامى برسند، سخت در اشتباهند. ... اگر كسانى تصور كنند كه امريكا كه خود مركز اصلى اين اردوگاه پر فتنه و فساد است ممكن است، با نظام اسلامى كه مظهر حيات مقتدرانهى اسلام است، سر آشتى و مساعدت داشته باشد، بسى سادهلوحانه انديشيدهاند. «2» چه سادهلوحى است كه كسانى بگويند برويم پشت ميز مذاكره با يك دستگاه متكبر و بى اعتقاد به اصول انسانى و حقوق بينالملل بنشينيم.
امريكاييها، به اصول و حقوق بينالملل، اعتقادى ندارند. «3» 3/ 1- كج فهمى چه قدر سادهلوح و سطحيند كسانى كه گمان مىكنند دشمنى امريكا و جبههى استكبار و دار و دستهى وسيع صهيونيستى كه اكثر خبرگزاريها و
رسانههاى خبرى و تبليغى جهان را در اختيار دارند، ناشى از آن است كه جمهورى اسلامى، بموقع تلاش لازم را براى كسب دوستان انجام نداده و يا در مسايل جهانى دچار تندروى شده است. اين گمان، حاكى از عدم تعمق در حوادث و جريانات داخلى و جهانى و عدم بصيرت در دشمن شناسى است. «1» 4/ 1- تخطئه استكبار ستيزى از روز اول انقلاب اين كارها به شكلهاى مختلف شده است. يكى از كارها اين است كه در ذهن مردم داخل كشور اين فكر را به وجود بياورند كه امريكا يك قدرت شكست ناپذير و واقعيت و عظمتى در جهان است و نمىشود با آن مبارزه كرد. به حافظهى خودتان مراجعه كنيد؛ از دوران امام و بخصوص بعد از رحلت ايشان تا امروز به وسايل گوناگون، در شكل مقاله و قصه و شعر و سياست بافى و تحليل سياسى و غيره كسانى- چه عناصر صريحاً وابستهى به امريكا چه حتى عناصرى كه داخل كشور هستند و صريحاً هم خيلى وابستهى به امريكا نيستند- اين فكر را ابراز مىكنند. اگر شما اهل مطالعه باشيد- كه هستيد- يقيناً در ذهنتان مواردى از اين قبيل را مىتوانيد پياده كنيد؛ يعنى به ملتى بگويند: بيخود زحمت مىكشيد؛ با چه كسى مىخواهيد در بيفتيد؟! اين فكر غلطى است. «2» يك عده به اصطلاح عقلا و مصلحتانديشها، هميشه مصلحتانديشانه و به اصطلاح عاقلانه، مردم و مسؤولان نظام و رهبر عظيمالشأن فقيدمان
را نصيحت مىكردند كه شما چرا بى خود با امريكا- كه در دنيا قدرتى است- رزمآورى و مبارزه مىكنيد؟! چرا خود را با غول وحشتناكى به جنگ مىاندازيد؟! اين هم از همان جاهايى است كه مردم ماهيت آن را فهميدهاند؛ اما بعضى از خواص نفهميدند! آنها خيال مىكردند كه جمهورى اسلامى بدون هيچ علت و دليلى، اقدام به ايجاد دشمنى با غول پرقدرتى در سطح جهان كردهاست؛ در حالى كه قضيه اين نبود. «1» 5/ 1- پرهيز از اسلام دشمن مىكوشد با جوسازى و حيلههاى تبليغاتى، شما را از نام حكومت اسلامى و نظام اسلامى بر حذر دارد، و شايد برخى از سادهدلان به اين فكر بيفتند كه براى حساس نشدن امريكا و دولتهاى غربى، بهتر است كه در اظهارات علنى، از نام حكومت اسلامى اجتناب شود. توصيهى اينجانب اجتناب جدى از اين مصلحتانديشى خلاف مصلحت است. «2» 2- فعاليتهاى طرفداران آمريكا 1/ 2- تشويق به مذاكره با آمريكا ... حالا يك عده سادهلوحانه بنشينند اين گوشه، آن گوشه، يك حرفى و نقى بزنند و يك قلمى روى كاغذ بياورند كه آقا! چرا با امريكاييها
مخالفيد و تا كى و چه جور؟ اينها نمىفهمند دنيا چه خبر است؛ نمىفهمند كه توقع اين دشمن افزون خواه مغرور كمخرد و بىحكمت چيست؟ تصور مىكنند همين قدر كه ما روابطمان و مذاكراتمان را با امريكا شروع كرديم، همهى مشكلات تمام خواهد شد؛ نه آقا! قضيه اين نيست. «1» 2/ 2- شكستن قبح مذاكره كسانى كه مرتب اسم مذاكره با اسرائيل را آوردند كسى تشر نزد و اعتراض نكرد تا اينكه عيب و قبح مذاكره با اسرائيل در نظرها از بين رفت و آخر به اين روز تلخ و سياه رسيدند. نكند كسانى كه مرتب اسم مذاكره با امريكا را اينجا و آنجا در بين مردم ايران مطرح مىكنند، قصدشان اين باشد! «2» 3/ 2- بهرهگيرى از مطبوعات عزيزان من در داخل مرزهاى ملت ما كسانى هستند كه متأسفانه همان حرفى را مىزنند كه سازمان سياى امريكا بوسيلهى قلم بمزدهاى خود در مجلات و مطبوعات دنيا پخش مىكند! يعنى مىخواهند بگويند كه ارتباط با امريكا، كليد حل است؛ تا ارتباط با امريكا پيدا نكنيد، نمىشود هيچ كارى كرد! عدهيى هم در داخل كشور ما، اين پيام دشمن را در روزنامههاى خود ما، با استفاده از فضاى آزاى كه خوشبختانه نظام جمهورى اسلامى به وجود آورده است و همه مىتوانند نظرات خودشان
را بگويند، دارند پخش مىكنند! «1» 4/ 2- سوء استفاده از آزادى بعضى از اين نويسندگان و گويندگان كه عمر باطل خود را غرقه در فساد و آلودگيهاى اخلاقى و سياسى و انواع هرزگيها گذرانيدهاند، با حكومت اسلامى كه راه را بر اين تباهيها و هرزگيها بسته است و اربابان خارجى آنها را بيرون رانده، مخالفند و آن گاه اين مخالفت و عناد را كه مخالفت با اسلام و استقلال و آزادگى ملى و طهارت اخلاقى است، به حساب خرده گيرى و انتقاد از اوضاع سياسى و اقتصادى مىگذارند و در حالى كه آزادانه هر چه خواستهاند، گفتهاند، با وقاحت و بىشرمى، مطالبهى آزادى مىكنند! خواست حقيقى اينها، باز شدن پاى امريكا و فروختن كشور به دشمنان است و خصم آنان، ملت رشيد و آگاه است. ملت ما، حسرت بازگشت به دوران بردگى امريكا را بر دل آنان خواهد گذاشت. «2» 3- لزوم پيشگيرى از نفوذ طرفداران آمريكا در اركان حكومت آن كسانى كه نگاهشان به دروازههاى غرب و به خصوص امريكاست، تا ببيند آنها چه اشاره مىكنند و اينها همان را بگويند، چه فكر مىكنند؟ مگر مىشود به كسانى كه تقريباً همهى اين بيست سال را در مقابل انقلاب و امام و مردم ايستادند اجازه داد كه حالا بيايند ميداندار صحنه بشوند. «3»
فصل نهم: آمريكا و جنگ تحميلى 1- تحريك عراق يكى از توطئههاى امريكا كمك به عراق در اغلب قضاياى جنگ بود كه حتى با حضور افسران امريكايى در مرحلهيى از مسايل در كشور عراق انجام مىشد. اينها به تدريج دارد آشكار مىشود، در اسنادى كه منتشر مىشود، در خاطراتى كه مىنويسند. اينها يواش يواش رو مىشود. «1» اين جنگ تحميلى را كه هشت سال رژيم عراق و صدام حسين خبيث با ملت ما جنگيد در حقيقت انگشت دشمنان به راه انداخت براى اينكه همه را مشغول خودشان بكنند. «2» 2- حمايت نظامى و اطلاعاتى قضيهى ضربات امريكايى و خنجر زدنها و خيانتها و كودتا درست كردنها و قضيهى كودتاى پايگاه نوژه و قضاياى ديگر، پشت سر هم عليه جمهورى اسلامى انجام گرفت و ادامه يافت، تا جنگ تحميلى شروع شد.
در جنگ، به دشمن ملت ايران سلاح دادند. يكى از چيزهايى كه در عرف همهى ملتها و دولتهاى دنيا ورود در جنگ محسوب مىشود، همين است كه دو كشور كه در حال جنگند، يكى بيايد به آن طرفى كه با اين كشور
دارد مىجنگد، سلاح بدهد، يا امكانات نظامى بدهد، يا مشورت نظامى بدهد؛ اين ورود در جنگ است. اينها را نبايد بكلى نديده گرفت. ملت ايران در مقابل اين حركتها و اين ظلمهاست كه اين طور در مقابل امريكا ايستاده است. «1» يكى از مسؤولان بلند پايهى امنيتى امريكا اعتراف كرده است كه اين كشور، در دوران جنگ تحميلى، با دستگاههاى جاسوسى و استراق سمع خود، اطلاعات مربوط به تحركات نيروهاى ايران را به دست آورده و آنها را در اختيار عراق قرار مىداد؛ ولى در مسألهى فاو، دستگاههاى امريكا دچار اشتباه شدند و نتوانستند عراقيها را از قصد ايران آگاه كنند، و براى جبران اشتباه خود به عراق كمك كردند كه هر چه بخواهد، بر روى نيروهاى ايرانىسلاح شيميايى بريزد. «2» از صدور قطعنامه تا قبول رسمى آن از سوى جمهورى اسلامى، دنيا شاهد سنگينترين ضربات نيروهاى اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهههاى جنگ از سويى و فشارهاى همه جانبه از سوى حاميان رژيم عراق عليه ايران اسلامى از سوى ديگر بود. حصر اقتصادى، حمله به تأسيسات ما در خليج فارس و تمركز بى سابقهى نيروهاى نظامى امريكا و ناتو در اطراف مرزهاى آبى و هوايى و حتى تجاوز به آنها، بخشى از اين فشارها بود؛ به طورى كه تقريباً هيچ فشار ممكن باقى نماند، مگر آن كه بر ملت ايران وارد شد و رژيم امريكا تقريباً به طور مستقيم وارد صحنه شد. تهديدها، بمبارانهاى وسيع شيميايى و