مىكند. اين يعنى ايجاد يك يأس عمومى در تمام ملتها- اعم از مسلمان و غير مسلمان- كه در آسيا، آفريقا، كشورهاى گوناگون و حتى در خود اروپا و امريكا به جمهورى اسلامى اميد پيدا كردهاند. اين يعنى مخدوش كردن چهرهى با صلابت امام بزرگوارمان كه جلوه و نماى جمهورى اسلامى است. «1» 10/ 7- تقويت روحى دولتهاى وابسته ... براى دستگاه امريكا موجب زحمت جدى شده است؛ خارج شدن از حالت تبعيت و تسليم، به خاطر وجود جمهورى اسلامى، كه جمهورى اسلامى هست، هيچ اعتنايى هم به امريكا نمىكند و امريكا نمىتواند هيچ كار مهمى با او انجام بدهد. ... براى امريكا خيلى خطرناك است كه اين فكر دوستان و در تبعهى دولتهاى تابع و پيرو او رسوخ پيدا كند. امريكا در پى يك جواب است، بايد كارى كند كه به آنها اين طور تفهيم بشود كه:
«ديديد اين محاصرهى اقتصادى و همين فشارهايى كه ما عليه جمهورى اسلامى به خرج داديم، بالاخره جمهورى اسلامى را هم خسته كرد و مجبور نمود كه او هم بيايد و زانو بزند و از آن پايگاه و از آن گردن برافراشتهاى كه داشت، بناچار پايين بيايد؟» «2»
8- نتيجه سازش و رابطه 1/ 8- اختناق ببينيد دولتهايى كه مورد قبول و اعتراف سلطهگران امريكايى هستند، از لحاظ فكرى و رشد سياسى و حقوق بشر و دموكراسى چگونهاند؟
اصلًا معناى دموكراسى را مىفهمند يعنى چه؟ اصلًا مردمشان مىدانند انتخابات يعنى چه؟ اصلًا فضاى نفس كشيدن در اين كشورها فرض مىشود؟ ابداً براى مسؤولان كشور سلطهگر؛ يعنى كشور امريكا فرقى نمىكند؛ مهم اين است كه اين كشورها تسليم او هستند. همين بس است. «1» 2/ 8- انحطاط فرهنگى و اقتصادى ملتهايى كه تسليم امريكا شدهاند، حال و روزشان به مراتب بدتر از آنهايى است كه به قدر آنها تسليم نشدهاند. هر كسى بيشتر تسليم شد، حال و روزش بدتر است. امروز شما به كشورهاى منطقه، آنهايى كه بيشتر تسليم زور و قدرتطلبى امريكا هستند، نگاه كنيد: حال و روزشان از ديگران بدتر است. اقتصادشان بدتر است. وضع اجتماعىشان عقبتر است. وضع فرهنگىشان منحطتر است. فشار در ميان آنها بيشتر است. «2» آمريكا از ديدگاه رهبرى 158 6 - سياست امام در برابر آمريكا ص : 157
3/ 8- اسارت نظام اسلامى اسارت جمهورى اسلامى در اين است كه با امريكا بسازد. اسارت جمهورى اسلامى و ملت ايران در اين است كه غرب احساس تسليم و طوع در جمهورى اسلامى بكند. محال است كه جمهورى اسلامى در مقابل دشمنان خدا، چنين حالت طوع و تسليمى پيدا كند؛ آن گاه ديگر جمهورى اسلامى نخواهد بود. «1» 9- وضعيترابطه سياسىاقتصادى كشورهابا آمريكا 1/ 9- ضربه اقتصادى ... خيال نكنيد كه حالا اگر با امريكا رابطه برقرار شد، يا مذاكره شد، ديگر از سوى امريكا، اندكى حرف نازكتر از گل به جمهورى اسلامى گفته نخواهد شد! نه، بسيارى از كشورها كه با امريكا رابطه هم دارند، خيلى هم روابطشان- علىالظاهر- در سطح جهانى، خوب و صميمى و مؤدبانه است؛ در عين حال امريكا هر جايى كه لازم باشد، ضربهى خودش را مىزند، محاصرهى اقتصادى مىكند، تحريم مىكند! «2» يكى از رؤساى معروف همين چند كشور آسيايى كه در قضاياى بحران اقتصادى چند ماه قبل دچار ضرر شدند، در قضيهى كنفرانس اسلامى كه به تهران آمده بود، به من گفت: «ملت ما يك شبه تبديل به يك
ملت فقير شد»! مىگفت كه عامل آن هم همين سرمايهدارهاى صهيونيست و امريكايى هستند! آن كشور، با امريكا هم روابط صميمانه، يا رابطهاى دوستانه دارد. مگر رابطه مىتواند مشكلى را از كار يك ملت حل كند؟ مگر استكبار و ايادى دولت امريكا و ديگران آن وقتى كه منافعشان ايجاب كند، به ملتى هم رحم مىكنند؟! «1» 2/ 9- مجازات سياسى ... شما ملاحظه كنيد: دولتهايى كه امروز امريكا- به اصطلاح وزارت خارجهى خودشان- آنها را مجازات مىكند- مثل چين، روسيه، تركيهى زمان حكومت حزب رفاه- مگر اينها با امريكا رابطه ندارند؟! مگر مذاكره نمىكنند؟ همهى كسانى كه امريكا با آنها برخورد خشن مىكند، در زمينههاى سياسى و اقتصادى با امريكا رابطه دارند. اين طور نيست كه رابطه با امريكا يا مذاكره با امريكا مانع از دشمنى امريكا بشود. الان كشورهايى هستند كه سفارتهايشان در امريكاست، سفارتهاى امريكا نيز در پايتختهاى آنها باز است و فعاليت مىكند، از لحاظ سياسى و كنسولى و غيره هم با يكديگر رابطه و ارتباط دارند؛ اما امريكا آنها را جزو ليست تروريستهاى دنيا معرفى مىكند! من حالا نمىخواهم اسم آن كشورها را بياورم. خوب است كه برادران ما در وزارت خارجه و جاهاى ديگر، اينها را به مردم بگويند و تبيين كنند. «2»
3/ 9- ايجاد بحران سياسى اقتصادى در تبليغات خودشان شايع مىكنند كه قطع رابطهى ايران و دولت امريكا به ضرر ملت ايران است! نه آقا، صد در صد به نفع ملت ايران است. اين يك حربهى از اثر افتاده است كه بخواهند در ميان ملتها اينطور وانمود كنند كه اگر ملتى با امريكا رابطه داشته باشد، از لحاظ مشكلات اقتصادى و مشكلات مادى، همهى مشكلاتش برطرف مىشود؛ نه، يك روزى بعضى از دولتهاى سادهلوح اينگونه خيال مىكردند؛ در كشور ما هم در اول انقلاب، عدهاى كه قدرتى پيدا كرده بودند و در رأس كارها بودند، آنها هم اينگونه خيال مىكردند، ليكن تجربهها در نقاط مختلف دنيا عكس اين را ثابت كرد. در كشور الجزاير، مردم مشكلات اقتصادى داشتند- كه داستانهاى مفصلى دارد- اينطور وانمود كردند كه رابطهى با امريكا، بازكنندهى اين گرههاست؛ در نتيجه به اين سمت رفتند؛ اما نتيجهى كار آنها را شما امروز داريد مىبينيد كه در الجزاير چه خبر است؛ ... امام در نامهيى كه به رهبر شوروى سابق نوشتند، فرمودند: شما كه داريد بساط جديدى را در كشورتان راه مىاندازيد، مواظب باشيد كه به غرب و به امريكا آنچنان گرايش پيدا نكنيد كه آنها بر امور شما مسلط بشوند. اين توصيه مورد توجه قرار نگرفت و امروز شما وضعشان را مىبينيد. رابطهى با امريكا، از لحاظ اقتصادى، نتيجهاش همان چيزى است كه امروز شما در روسيه مىبينيد. بسيارى از كشورهايى كه من نمىخواهم اسم بياورم كه رابطههاى بسيار خوب و عالى با امريكا دارند، از لحاظ اقتصادى، وضعشان زير صفر و بسيار بد است و پول ملىشان
بسيار بىارزش است. اينها براى ملت ايران تجربه است. «1» 10- سرنوشت انقلابها بعد از ايجاد رابطه ... اين سرنوشت آن انقلابها بود. عامل اين برگشتنها چه بود؟
مهمترين عامل، اين بود كه آن پيوند تحميلى ميان قدرت فائقه حكومت متجاوز و مستبد امريكا با اين كشورها منقطع نشده بود. وجود رابطهى بين آن دو موجب مىشد تا طرف قوىتر از آن رابطه استفاده كند و به طرف ضعيفتر فشار بياورد. امريكاييها در مجالس، در مذاكره در پشت ميزها و در معاملات گوناگون آن قدر فشار مىآوردند تا بالاخره طرف مقابل را وادار كنند كه ميدان را به نفع امريكاييها خالى كنند و آنها هم مىكردند. «2» 11- شرايط ايجاد مناسبات 1/ 11- تحقق شرايط پيشنهادى امام (ره)
امريكا از مصاديق و مواردى است كه ما ارتباط با او را قبول نداريم و رد مىكنيم. سؤال مىشود تا كى؟ پاسخ اين پرسش را، هم امام رحمه الله و هم همهى كسانى كه در اين باره صحبت كردهاند، گفته اند: تا وقتى كه سياستهاى مبنى بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهورى اسلامى و
حمايت از دشمنان جمهورى اسلامى و پشتيبانى بىقيد و شرط از دولت صهيونيستى خاتمه پيدا كند. امام فرمودند: «تا وقتى كه آدم بشود». يعنى اين روشهاى غلط را اصلاح بكند. «1» 2/ 11- تغيير سياستهاى خصمانه تا وقتى كه نظام جمهورى اسلامى در خط صحيح حركت مىكند، تا وقتى كه آرمانها و اهداف قرآنى و الهى و اسلامى بر ما و بر اين نظام حاكم است، اين نفرت و مقابله با سردمداران استكبار جهانى- و در رأس همه امريكا- به قوت خود باقى است. اگر آنها رفتارشان را عوض بكنند، اين عوض خواهد شد، كه البته ما چنين گمانى را نداريم و بعيد مىدانيم. «2» تا وقتى كه امريكا در چنين مواضعى قرار دارد، ما رابطه با او را رد مىكنيم. تا وقتى كه سياست امريكا بر دروغ و فريب و جنايت و حمايت از دولت پليدى مثل اسرائيل و ظلم به ملتهاى مستضعف استوار است و تا وقتى كه خاطرهى جنايتهايى كه از طرف سردمداران امريكايى نسبت به ملت ايران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده- مثل خاطرهى سقوط هواپيما، مثل مسدود كردن داراييها و اموال ملت ايران در امريكا- امكان ندارد ما با دولت امريكا مذاكره كنيم يا با او رابطهيى برقرار نماييم. «3» (ملت ايران) امريكا را كه شيطان بزرگ و رأس فتنهى استكبار است، تا وقتى به روشهاى كنونى خود پاىبند است، دشمن خود به حساب خواهد
آورد و دست دوستى به سوى او دراز نخواهد كرد. «1» 3/ 11- حذف خوى سلطهطلبى جمهورى اسلامى، رابطه با رژيم امريكا را كه رمز و نشانهى قلدرى و سلطهى ناحق و مظهر ستم به ملتهاى ضعيف عالم است، مردود مىداند و تا وقتى آن رژيم، مستكبرانه به ملتها ظلم مىكند، در دولتها و كشورها دخالت مىكند، از رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى حمايت مىكند، با نهضتهاى آزاديخواهانه و بيدارى ملتها ستيزه مىكند و بخصوص با ملت مسلمان پيشگام ايران و ملتهاى به پا خواستهى مسلمان دشمنى مىورزد، هرگز با آن رژيم رابطه برقرار نخواهد كرد. «2» تا وقتى كه مسلمانان در هر نقطهيى از عالم، در هر منطقهى ما، در خليج فارس در كشور عراق و در نقاط مختلف مستقيم و غير مستقيم، از قِبل سياستهاى امريكا فشار و محنت مىبينند، مگر ممكن است كه يك لحظه نسبت به آن رژيم زورگوى قدّار انسانكشِ نسلكش، حسن ظن پيدا كنيم؟ مگر چنين چيزى مىشود؟ «3» 4/ 11- احترام متقابل در ايران، هيچ كس طرفدار و متمايل به مذاكره و ارتباط با امريكا نيست. اين حرفهايى كه گفته مىشود، حرفهاى ديگرى است كه اصلًا