اكنون اگر فرض كنيم كه قرآن كريم، دستبافت شخص پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بعنوان يك انسان محكوم دگرگونيهاى ياد شده، باشد با توجه به شرايط بسيار متغيّر زندگى آن حضرت، مىبايست از نظر شكل و محتوى، داراى اختلافات فراوانى باشد در صورتى كه اثرى از چنين اختلافات، در آن مشاهده نمىشود.
پس نتيجه مىگيريم كه هماهنگى و عدم اختلاف در مضامين قرآن و در سطح بلاغت اعجازآميز آن، نشانه ديگرى از صدور اين كتاب شريف، از منبع علم ثابت و نامتناهى خداى متعال است كه حاكم بر طبيعت و نه محكوم پديده هاى دگرگون شونده آن مىباشد.
پرسش
1- توضيح دهيد كه قرآن كريم، ادّعاى معجزه بودن خودش را دارد.
2- دليل اجمالى بر اعجاز قرآن چيست؟
3- آيا مىتوان احتمال داد كه كسى نخواسته است مانند قرآن را بياورد يا آورده است و ما مطلع نشده ايم؟ چرا؟
4- بلاغت اعجازآميز قرآن را شرح دهيد.
5- امّى بودن پيامبر اكرم چه ارتباطى با اعجاز قرآن دارد؟
6- عدم اختلاف در قرآن، چه دلالتى بر معجزه بودن آن دارد؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس سى و سوم
مصونيت قرآن از تحريف
ـ مقدمه
شامل: زياد نشدن چيزى بر قرآن
ـ كم نشدن چيزى از قرآن
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدّمه
چنانكه قبلا اشاره شد دليل ضرورت نبوت، اقتضاء دارد كه پيامهاى الهى بطور سالم و دست نخورده، در دسترس انسانها قرار گيرد تا بتوانند از آنها براى پيمودن راه سعادت دنيا و آخرتشان بهره بگيرند.
بنابراين، مصونيّت قرآن كريم تا هنگام ابلاغ به مردم، مانند هر كتاب آسمانى، بعد از آنكه در اختيار مردم، قرار گرفت كمابيش دستخوش تحريفات و تغييراتى گرديد و يا پس از چندى بدست فراموشى سپرده شد چنانكه امروز اثرى از كتاب حضرت نوح و حضرت ابراهيم (عليهماالسلام) در دست نيست و كتاب حضرت موسى و حضرت عيسى (عليهماالسلام) به صورت اصلى، يافت نمىشود. با توجه به اين مطلب، سؤالى مطرح مىشود كه: از كجا بدانيم كه آنچه امروز بنام آخرين كتاب آسمانى در دست ماست همان كتابى است كه بر پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) نازل شده و هيچ گونه تغيير و تبديلى در آن، راه نيافته و نه چيزى بر آن افزوده و نه چيزى از آن، كاسته شده است؟
البته كسانى كه اندك آشنايى با تاريخ اسلام و مسلمين داشته باشند و از اهتمام رسول اكرم و جانشينان معصومش (صلّى اللّه عليه و عليهم) به كتابت و ضبط آيات قرآن، آگاه باشند و همچنين از اهتمام مسلمانان به حفظ كردن آيات قرآن، مطلع باشند بطورى كه تنها در يك جنگ، عدد شهدايى كه حافظ قرآن بودند به هفتاد نفر رسيد. و نيز از نقل متواتر قرآن در طول چهارده قرن و اهتمام به شمارش آيات و كلمات و حروف و مانند آنها با خبر باشند چنين
كسانى احتمال كمترين تحريف در اين كتاب شريف را نخواهند داد. ولى صرف نظر از اين قرائن يقين آور تاريخى، مىتوان مصونيّت قرآن كريم را با بيانى مركّب از يك دليل عقلى و يك دليل نقلى، نيز ثابت كرد يعنى مىتوان نخست، زياد نشدن چيزى بر قرآن كريم را با دليل عقلى ثابت كرد و بعد از ثابت شدن اينكه قرآن موجود، از طرف خداى متعال است با استناد به آيات آن، كاسته نشدن چيزى از آن را نيز به اثبات رساند.
از اينروى، موضوع مصونيّت قرآن شريف از هرگونه تحريف را در دو بخش جداگانه، مورد بررسى قرار مىدهيم.
زياد نشدن چيزى بر قرآن
زياد نشدن چيزى بر قرآن كريم، مورد اجماع همه مسلمانان بلكه مورد اتّفاق همه آگاهان جهان است و هيچگونه حادثهاى كه منشأ احتمال افزايش چيزى بر قرآن شود روى نداده، و هيچگونه سندى براى چنين احتمالى، قابل ارائه نيست. در عين حال، مىتوان فرض افزايش را با دليل عقلى نيز ابطال كرد به اين بيان:
اگر فرض شود كه مطلب تامّى بر قرآن، افزوده شده معنايش اين است كه آوردن مثل قرآن، امكان داشته است و چنين فرضى با اعجاز قرآن و عدم توانايى بشر برآوردن مثل آن، سازگار نيست. و اگر فرض شود كه تنها يك كلمه يا آيه كوتاهى (مانند «مُدْهامَّتانِ»)1افزوده شده لازمهاش اين است كه نظم سخن بهم خورده باشد و از صورت اصلى اعجاز آميزش خارج شده باشد و در اين صورت، قابل تقليد و آوردن مثل آن خواهد بود. زيرا نظم اعجازآميز عبارات قرآنى، به انتخاب كلمات و حروف نيز بستگى دارد و با دگرگونى آنها از حالت اعجازآميز، خارج مىشود.
پس به همان دليلى كه معجزه بودن قرآن كريم، ثابت شد محفوظ بودن آن از اضافات نيز ثابت مىشود. چنانكه با همين دليل، كم شدن كلمات يا جملاتى كه موجب خروج آيات از حالت اعجاز باشد نفى مىگردد. و اما عدم حذف يك سوره كامل يا يك مطلب تامّ به گونهاى
[1]ر. ك: سوره الرحمن، آيه 64.
كه موجب خارج شدن بقيه آيات از حالت اعجاز نباشد احتياج به دليل ديگرى دارد.
كم نشدن چيزى از قرآن
بزرگان علماء اسلام از شيعه و سنّى، تصريح و تأكيد كردهاند به اينكه: همانگونه كه چيزى بر قرآن كريم، افزوده نشده چيزى هم از آن كم نشده است. و براى اين مطلب، دلايل فراوانى آورده اند. ولى متأسفانه در اثر نقل پارهاى روايات مجعول در كتب حديث فريقين، و برداشت نادرست از برخى روايات معتبر1بعضى احتمال دادهاند و يا حتى تأييد كردهاند كه آياتى از قرآن كريم، حذف شده است.
اما علاوه بر وجود قرائن قطعى تاريخى بر مصونيّت قرآن كريم از هرگونه تحريفى خواه به زياد كردن باشد و خواه به حذف كردن و علاوه بر اينكه حذفى كه موجب بهم خوردن نظم اعجازآميز آن باشد بوسيله دليل اعجاز، نفى مىشود مىتوان مصونيّت از حدف آيه يا سوره مستقل را از خود قرآن كريم، استفاده كرد.
يعنى بعد از آنكه ثابت شد كه همه قرآن موجود، كلام خداست و چيزى بر آن، افزوده نشده، مفاد آيات آن بعنوان محكمترين دلايل نقلى و تعبّدى، حجت مىشود. و يكى از مطالبى كه از آيات كريمه قرآن بدست مىآيد همين است كه خداى متعال، مصونيّت اين كتاب را از هرگونه تحريفى ضمانت كرده است برخلاف ساير كتب آسمانى كه نگهدارى آنها بعهده مردم گذاشته شده بود2.
اين مطلب از آيه (9) از سوره حجر، استفاده مىشود كه مىفرمايد:«إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ».
اين آيه شريفه از دو جمله، تشكيل يافته است: در جمله اول«إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْر»بر اين مطلب، تأكيد شده كه قرآن كريم از طرف خداى متعال، نازل شده و در هنگام نزول، هيچگونه تصرفى
[1]مانند رواياتى كه در مقام تفسير آيات و ذكر بعضى از مصاديق آنها، يا در مقام ابطال تفسيرهاى غلط و تحريفهاى معنوى است و از آنها چنين برداشت شده كه دلالت بر حذف كلمات يا عباراتى از قرآن كريم دارد.[2]چنانكه در آيه (44) از سوره مائده درباره علماء يهود و نصارى مىفرمايد:«بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداء».
در آن، صورت نگرفته است. و در جمله دوم«إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»با استفاده مجدّد از ادوات تأكيد و هيئتى كه دلالت بر استمرار مىكند محفوظ بودن هميشگى قرآن از هرگونه تحريفى تضمين شده است.
اين آيه هر چند دلالت بر اضافه نشدن چيزى بر قرآن نيز دارد ليكن استدلال به آن براى نفى اين قسم از تحريف، نوعى استدلال دورى است زيرا فرض زياد شدن چيزى بر قرآن، شامل زياد شدن همين آيه هم مىشود و ابطال چنين فرضى با خود اين آيه، صحيح نيست. از اينروى، ما آن فرض را با استناد به دليل معجزه بودن قرآن كريم، ابطال كرديم و سپس با استفاده از اين آيه شريفه، محفوظ بودن آنرا از حذف آيه يا سوره مستقلّى (به نحوى كه موجب بهم خوردن نظم اعجازآميز آن نشود) را نيز ثابت كرديم. و بدين ترتيب، مصونيّت قرآن كريم از تحريف به زيادى و حذف، با بيانى مركّب از يك دليل عقلى و يك دليل نقلى، ثابت مىشود.
در پايان لازم است اين نكته را خاطر نشان كنيم كه منظور از مصونيّت قرآن شريف از تحريف اين نيست كه هر جا كتابى بنام قرآن يافت شود قرآن كامل و محفوظ از اشتباهات كتابتى يا قرائنى باشد و يا هيچگونه تفسير غلط و تحريف معنوى درباره آن، امكان نداشته باشد و يا آيات و سوره هاى آن به ترتيب نزول، تنظيم شده باشد، بلكه منظور اين است كه قرآن كريم چنان در ميان بشر باقى بماند كه طالبان حقيقت، امكان دسترسى به همه آيات آن بدان گونه كه نازل شده است داشته باشند. بنابراين، ناقص بودن يا غلط داشتن بعضى از نسخه هاى قرآن، يا اختلاف قرائن ها، يا تنظيم آيات و سوره هاى آن برخلاف ترتيب نزول، يا وجود تحريفهاى معنوى و انواع تفسير بِرأى، منافاتى با مصونيّت قرآن كريم از تحريف مورد بحث ندارد.