بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 266

و به احتمال قوى، آيه (23) از سوره بقره«فَأْتُوا بِسُورَة مِنْ مِثْلِهِ»نيز اشاره به همين جهت اعجاز است يعنى احتمال قوى دارد كه ضمير «مثله» به «عبدنا» برگردد.

حاصل آنكه: اگر بفرض محال، امكان داشته باشد كه صدها گروه دانشمند و متخصص با همكارى و هميارى يكديگر، چنين كتابى را تهيه كنند اما هرگز يك فرد درس نخوانده، از عهده چنين كارى برنخواهد آمد.

بنابراين، ظهور چنين كتابى با اين ويژگيها از فرد تحصيل نكرده اى، مبيّن جهت ديگرى از جهات اعجاز آن مى‌باشد.

ج- هماهنگى و عدم اختلاف

قرآن كريم، كتابى است كه در طول بيست و سه سال رسالت پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) كه دورانى بحرانى و پرماجرا و توأم با فراز و نشيبها و حوادث تلخ و شيرين فراوان بود نازل گرديد ولى اين دگرگونيهاى عجيب، تأثيرى در انسجام مطالب و شيوه اعجازآميز آن نگذاشت. و همين هماهنگى و يكنواختى آن از نظر شكل و محتوى، جهت ديگرى از جهات اعجاز بشمار مى‌رود كه مانند دو جهت ديگر، در خود قرآن به آن، اشاره شده است در آنجا كه مى‌فرمايد:«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً»1.

توضيح آنكه: هر انسانى دست كم، دستخوش دو نوع دگرگونى قرار مى‌گيرد: يكى آنكه تدريجاً بر معلومات و مهارتهايش افزوده مى‌شود و افزايش دانشها و توانشها در سخنانش انعكاس مى‌يابد و طبعاً در فاصله زمانى بيست ساله، تفاوت و اختلاف چشمگيرى بين گفتارهايشان نمايان مى‌گردد.

دو ديگر، آنكه حوادث گوناگون زندگى، موجب پيدايش حالات روانى و احساسات و عواطف مختلفى از قبيل بيم و اميد غم و شادى و هيجان و آرامش مى‌شود و اختلاف اين حالات، تأثير بسزايى در انديشه و گفتار و كردار شخص مى‌گذارد و طبعاً با شدت يافتن اين دگرگونيها، سخنان وى هم دچار اختلاف شديدى مى‌گردد. و در حقيقت تغييرات گفتار، تابعى از تغييرات حالات روانى است كه آنها هم به نوبه خود، تابع اوضاع و احوال طبيعى و اجتماعى مى‌باشد.

[1]ر. ك: سوره نساء، آيه 82.


صفحه 267

اكنون اگر فرض كنيم كه قرآن كريم، دستبافت شخص پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بعنوان يك انسان محكوم دگرگونيهاى ياد شده، باشد با توجه به شرايط بسيار متغيّر زندگى آن حضرت، مى‌بايست از نظر شكل و محتوى، داراى اختلافات فراوانى باشد در صورتى كه اثرى از چنين اختلافات، در آن مشاهده نمى‌شود.

پس نتيجه مى‌گيريم كه هماهنگى و عدم اختلاف در مضامين قرآن و در سطح بلاغت اعجازآميز آن، نشانه ديگرى از صدور اين كتاب شريف، از منبع علم ثابت و نامتناهى خداى متعال است كه حاكم بر طبيعت و نه محكوم پديده هاى دگرگون شونده آن مى‌باشد.

پرسش

1- توضيح دهيد كه قرآن كريم، ادّعاى معجزه بودن خودش را دارد.

2- دليل اجمالى بر اعجاز قرآن چيست؟

3- آيا مى‌توان احتمال داد كه كسى نخواسته است مانند قرآن را بياورد يا آورده است و ما مطلع نشده ايم؟ چرا؟

4- بلاغت اعجازآميز قرآن را شرح دهيد.

5- امّى بودن پيامبر اكرم چه ارتباطى با اعجاز قرآن دارد؟

6- عدم اختلاف در قرآن، چه دلالتى بر معجزه بودن آن دارد؟


صفحه 268

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 269

درس سى و سوم

مصونيت قرآن از تحريف

ـ مقدمه

شامل: زياد نشدن چيزى بر قرآن

ـ كم نشدن چيزى از قرآن


صفحه 270

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 271

مقدّمه

چنانكه قبلا اشاره شد دليل ضرورت نبوت، اقتضاء دارد كه پيامهاى الهى بطور سالم و دست نخورده، در دسترس انسانها قرار گيرد تا بتوانند از آنها براى پيمودن راه سعادت دنيا و آخرتشان بهره بگيرند.

بنابراين، مصونيّت قرآن كريم تا هنگام ابلاغ به مردم، مانند هر كتاب آسمانى، بعد از آنكه در اختيار مردم، قرار گرفت كمابيش دستخوش تحريفات و تغييراتى گرديد و يا پس از چندى بدست فراموشى سپرده شد چنانكه امروز اثرى از كتاب حضرت نوح و حضرت ابراهيم (عليهماالسلام) در دست نيست و كتاب حضرت موسى و حضرت عيسى (عليهماالسلام) به صورت اصلى، يافت نمى‌شود. با توجه به اين مطلب، سؤالى مطرح مى‌شود كه: از كجا بدانيم كه آنچه امروز بنام آخرين كتاب آسمانى در دست ماست همان كتابى است كه بر پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) نازل شده و هيچ گونه تغيير و تبديلى در آن، راه نيافته و نه چيزى بر آن افزوده و نه چيزى از آن، كاسته شده است؟

البته كسانى كه اندك آشنايى با تاريخ اسلام و مسلمين داشته باشند و از اهتمام رسول اكرم و جانشينان معصومش (صلّى اللّه عليه و عليهم) به كتابت و ضبط آيات قرآن، آگاه باشند و همچنين از اهتمام مسلمانان به حفظ كردن آيات قرآن، مطلع باشند بطورى كه تنها در يك جنگ، عدد شهدايى كه حافظ قرآن بودند به هفتاد نفر رسيد. و نيز از نقل متواتر قرآن در طول چهارده قرن و اهتمام به شمارش آيات و كلمات و حروف و مانند آنها با خبر باشند چنين


صفحه 272

كسانى احتمال كمترين تحريف در اين كتاب شريف را نخواهند داد. ولى صرف نظر از اين قرائن يقين آور تاريخى، مى‌توان مصونيّت قرآن كريم را با بيانى مركّب از يك دليل عقلى و يك دليل نقلى، نيز ثابت كرد يعنى مى‌توان نخست، زياد نشدن چيزى بر قرآن كريم را با دليل عقلى ثابت كرد و بعد از ثابت شدن اينكه قرآن موجود، از طرف خداى متعال است با استناد به آيات آن، كاسته نشدن چيزى از آن را نيز به اثبات رساند.

از اينروى، موضوع مصونيّت قرآن شريف از هرگونه تحريف را در دو بخش جداگانه، مورد بررسى قرار مى‌دهيم.

زياد نشدن چيزى بر قرآن

زياد نشدن چيزى بر قرآن كريم، مورد اجماع همه مسلمانان بلكه مورد اتّفاق همه آگاهان جهان است و هيچگونه حادثه‌اى كه منشأ احتمال افزايش چيزى بر قرآن شود روى نداده، و هيچگونه سندى براى چنين احتمالى، قابل ارائه نيست. در عين حال، مى‌توان فرض افزايش را با دليل عقلى نيز ابطال كرد به اين بيان:

اگر فرض شود كه مطلب تامّى بر قرآن، افزوده شده معنايش اين است كه آوردن مثل قرآن، امكان داشته است و چنين فرضى با اعجاز قرآن و عدم توانايى بشر برآوردن مثل آن، سازگار نيست. و اگر فرض شود كه تنها يك كلمه يا آيه كوتاهى (مانند «مُدْهامَّتانِ»)1افزوده شده لازمه‌اش اين است كه نظم سخن بهم خورده باشد و از صورت اصلى اعجاز آميزش خارج شده باشد و در اين صورت، قابل تقليد و آوردن مثل آن خواهد بود. زيرا نظم اعجازآميز عبارات قرآنى، به انتخاب كلمات و حروف نيز بستگى دارد و با دگرگونى آنها از حالت اعجازآميز، خارج مى‌شود.

پس به همان دليلى كه معجزه بودن قرآن كريم، ثابت شد محفوظ بودن آن از اضافات نيز ثابت مى‌شود. چنانكه با همين دليل، كم شدن كلمات يا جملاتى كه موجب خروج آيات از حالت اعجاز باشد نفى مى‌گردد. و اما عدم حذف يك سوره كامل يا يك مطلب تامّ به گونه‌اى

[1]ر. ك: سوره الرحمن، آيه 64.


صفحه 273

كه موجب خارج شدن بقيه آيات از حالت اعجاز نباشد احتياج به دليل ديگرى دارد.

كم نشدن چيزى از قرآن

بزرگان علماء اسلام از شيعه و سنّى، تصريح و تأكيد كرده‌اند به اينكه: همانگونه كه چيزى بر قرآن كريم، افزوده نشده چيزى هم از آن كم نشده است. و براى اين مطلب، دلايل فراوانى آورده اند. ولى متأسفانه در اثر نقل پاره‌اى روايات مجعول در كتب حديث فريقين، و برداشت نادرست از برخى روايات معتبر1بعضى احتمال داده‌اند و يا حتى تأييد كرده‌اند كه آياتى از قرآن كريم، حذف شده است.

اما علاوه بر وجود قرائن قطعى تاريخى بر مصونيّت قرآن كريم از هرگونه تحريفى خواه به زياد كردن باشد و خواه به حذف كردن و علاوه بر اينكه حذفى كه موجب بهم خوردن نظم اعجازآميز آن باشد بوسيله دليل اعجاز، نفى مى‌شود مى‌توان مصونيّت از حدف آيه يا سوره مستقل را از خود قرآن كريم، استفاده كرد.

يعنى بعد از آنكه ثابت شد كه همه قرآن موجود، كلام خداست و چيزى بر آن، افزوده نشده، مفاد آيات آن بعنوان محكمترين دلايل نقلى و تعبّدى، حجت مى‌شود. و يكى از مطالبى كه از آيات كريمه قرآن بدست مى‌آيد همين است كه خداى متعال، مصونيّت اين كتاب را از هرگونه تحريفى ضمانت كرده است برخلاف ساير كتب آسمانى كه نگهدارى آنها بعهده مردم گذاشته شده بود2.

اين مطلب از آيه (9) از سوره حجر، استفاده مى‌شود كه مى‌فرمايد:«إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ».

اين آيه شريفه از دو جمله، تشكيل يافته است: در جمله اول«إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْر»بر اين مطلب، تأكيد شده كه قرآن كريم از طرف خداى متعال، نازل شده و در هنگام نزول، هيچگونه تصرفى

[1]مانند رواياتى كه در مقام تفسير آيات و ذكر بعضى از مصاديق آنها، يا در مقام ابطال تفسيرهاى غلط و تحريفهاى معنوى است و از آنها چنين برداشت شده كه دلالت بر حذف كلمات يا عباراتى از قرآن كريم دارد.[2]چنانكه در آيه (44) از سوره مائده درباره علماء يهود و نصارى مى‌فرمايد:«بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداء».