در آن، صورت نگرفته است. و در جمله دوم«إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»با استفاده مجدّد از ادوات تأكيد و هيئتى كه دلالت بر استمرار مىكند محفوظ بودن هميشگى قرآن از هرگونه تحريفى تضمين شده است.
اين آيه هر چند دلالت بر اضافه نشدن چيزى بر قرآن نيز دارد ليكن استدلال به آن براى نفى اين قسم از تحريف، نوعى استدلال دورى است زيرا فرض زياد شدن چيزى بر قرآن، شامل زياد شدن همين آيه هم مىشود و ابطال چنين فرضى با خود اين آيه، صحيح نيست. از اينروى، ما آن فرض را با استناد به دليل معجزه بودن قرآن كريم، ابطال كرديم و سپس با استفاده از اين آيه شريفه، محفوظ بودن آنرا از حذف آيه يا سوره مستقلّى (به نحوى كه موجب بهم خوردن نظم اعجازآميز آن نشود) را نيز ثابت كرديم. و بدين ترتيب، مصونيّت قرآن كريم از تحريف به زيادى و حذف، با بيانى مركّب از يك دليل عقلى و يك دليل نقلى، ثابت مىشود.
در پايان لازم است اين نكته را خاطر نشان كنيم كه منظور از مصونيّت قرآن شريف از تحريف اين نيست كه هر جا كتابى بنام قرآن يافت شود قرآن كامل و محفوظ از اشتباهات كتابتى يا قرائنى باشد و يا هيچگونه تفسير غلط و تحريف معنوى درباره آن، امكان نداشته باشد و يا آيات و سوره هاى آن به ترتيب نزول، تنظيم شده باشد، بلكه منظور اين است كه قرآن كريم چنان در ميان بشر باقى بماند كه طالبان حقيقت، امكان دسترسى به همه آيات آن بدان گونه كه نازل شده است داشته باشند. بنابراين، ناقص بودن يا غلط داشتن بعضى از نسخه هاى قرآن، يا اختلاف قرائن ها، يا تنظيم آيات و سوره هاى آن برخلاف ترتيب نزول، يا وجود تحريفهاى معنوى و انواع تفسير بِرأى، منافاتى با مصونيّت قرآن كريم از تحريف مورد بحث ندارد.
پرسش
1- زمينه طرح مسأله «مصونيّت قرآن از تحريف» را بيان كنيد.
2- چه شواهد تاريخى بر مصونيّت قرآن، وجود دارد؟
3- مصونيّت قرآن را با چه بيانى مىتوان اثبات كرد؟
4- زياد نشدن چيزى بر قرآن را اثبات كنيد.
5- به چه دليل، چيزى از قرآن، كم نشده است؟
6- آيا با همين دليل مىتوان ثابت كرد كه چيزى بر قرآن، اضافه نشده است؟ چرا؟
7- توضيح دهيد كه نقص و غلط در بعضى از نسخه هاى قرآن و اختلافات قرائات، يا اختلاف ترتيب كتابت آيات و سوره هاى آن با ترتيب نزول، يا وجود تفسيرهاى نادرست و تحريفهاى معنوى، منافاتى با مصونيّت قرآن از تحريف مورد بحث ندارد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس سى و چهارم
جهانى و جاودانى بودن اسلام
ـ مقدمه
ـ جهانى بودن دين اسلام
شامل: دلايل قرآنى بر جهانى بودن اسلام
ـ جاودانى بودن اسلام
ـ حلّ چند شبهه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدّمه
دانستيم كه ايمان به همه پيامبران و پذيرفتن همه پيامهاى ايشان ضرورت دارد1و انكار يك پيامبر يا انكار يكى از احكام و پيامهاى او به معناى انكار ربوبيّت تشريعى الهى و نظير كفر ابليس مىباشد.
بنابراين، بعد از ثابت شدن رسالت پيامبر اسلام(ص) ايمان به آن حضرت و ايمان به همه آياتى كه بر او نازل شده و همه احكام و قوانينى كه از طرف خداى متعال آورده است ضرورت دارد.
اما ايمان آوردن به هر پيامبر و كتاب آسمانى او مستلزم ضرورت عمل بر طبق شريعت وى نيست چنانكه مسلمانان، ايمان به همه پيامبران عظام (عليهم السلام) و به همه كتب آسمانى دارند ولى نمىتوانند و نبايد به شرايع پيشين، عمل كنند و قبلا نيز اشاره شد كه وظيفه عملى هر امتى عمل كردن به دستورات پيامبر همان امت است2. پس ضرورت عمل كردن همه مردم به شريعت اسلام در صورتى ثابت مىشود كه رسالت پيامبر اسلام، اختصاص به قوم خاصى (مانند عرب) نداشته باشد و نيز پيامبر ديگرى بعد از آن حضرت مبعوث نشده باشد كه شريعت وى را نسخ كند. و به ديگر سخن: اسلام، دين جهانى و جاودانى
[1](1) و (2) درس بيست و نهم از همين كتاب.[2](1) و (2) درس بيست ونهم از همين كتاب.
باشد.
از اينروى، لازم است اين مسأله را مورد بحث قرار دهيم كه: آيا رسالت پيامبر اسلام(ص) جهانى و جاودانى است، يا اختصاص به قوم معيّن يا زمان محدودى داشته است؟
روشن است كه چنين مسألهاى را نمىتوان با روش عقلى خالص، مورد بررسى قرار داد بلكه بايد از روش تحقيق در علوم نقلى و تاريخى، بهره گرفت يعنى بايد به اسناد و مدارك معتبر، مراجعه كرد.
و كسى كه حقّانيت قرآن كريم و نبوّت و عصمت پيامبر اسلام(ص) را احراز كرده باشد براى وى هيچ مدركى معتبرتر از كتاب و سنت نخواهد بود.
جهانى بودن اسلام
جهانى بودن دين اسلام و عدم اختصاص آن به قوم يا منطقه خاصى، از ضروريّات اين آيين الهى است و حتى كسانى هم كه ايمان به آن ندارند مىدانند كه دعوت اسلام، همگانى بوده و محدود به منطقه جغرافيايى خاصّى بنوده است.
افزون بر اين، شواهد تاريخى فراوان وجود دارد كه پيامبر اكرم(ص) به سران كشورها مانند قيصر روم و پادشاه ايران و فرمانروايان مصر و حبشه و شامات و نيز به رؤساى قبائل مختلف عرب و... نامه نوشتند و پيك ويژه بسوى آنان گسيل داشتند و همگان را دعوت به پذيرفتن اين دين مقدّس كرده از پيامدهاى وخيم كفر و استنكاف از پذيرفتن اسلام، بر حذر داشتند1. و اگر دين اسلام، جهانى نبود چنين دعوت عمومى انجام نمىگرفت و ساير اقوام و امتها هم عذرى براى عدم پذيرش مىداشتند.
بنابراين نمىتوان بين ايمان به حقّانيت اسلام و ضرورت عمل بر طبق اين شريعت الهى، تفكيكى قائل شد و در نتيجه، كسانى را از موظف بودن به پيروى عملى از اين آيين الهى، مستثنى دانست.
[1]نامه هاى پيامبر اكرم(ص) در كتابهاى معتبر تاريخى، ضبط شده و مجموعه آنها بصورت كتاب مستقلى بنام «مكاتب الرسول» گردآورى شده است.
دلايل قرآنى بر جهانى بودن اسلام
همانگونه كه اشاره شد بهترين دليل و معتبرترين مدرك براى اثبات اينگونه مطالب، قرآن كريم است كه حقّانيت و اعتبار آن در درسهاى گذشته، واضح گرديد. و كسى كه يك مرور اجمالى بر اين كتاب الهى بكند با كمال روشنى در خواهد يافت كه دعوت آن، عمومى و همگانى است و اختصاص به قوم و اهل نژاد و زبان معيّنى ندارد.
از جمله، در آيات زيادى همه مردم را بعنوان«يا أَيُّهَا النّاس»1«يا بَنِي آدَم»2مورد خطاب، قرار داده و هدايت خود را شامل همه انسانها«النّاس3والْعالَمِين4»دانسته است. و همچنين در آيات فراوانى رسالت پيامبر اكرم(ص) را براى همه مردم«النّاس5والْعالَمِين6»ثابت كرده، و در آيهاى شمول دعوت وى را نسبت به هر كسى كه از آن، مطّلع شود مورد تأكيد قرار داده است7. و از سوى ديگر، پيروان ساير اديان را بعنوان «اهل كتاب» مورد خطاب و عتاب قرار داده8و رسالت پيامبر اكرم(ص) را در مورد آنان تثبيت فرموده، و اساساً هدف از نزول قرآن كريم بر پيامبر اكرم(ص) را پيروزى اسلام بر ساير اديان، شمرده است9.
با توجه به اين آيات، جاى هيچگونه شك و شبههاى درباره همگانى بودن دعوت قرآن كريم و جهانى بودن دين مقدّس اسلام، باقى نمىماند.
جاودانى بودن اسلام
آيات مزبور همانگونه كه با بكار گرفتن الفاظ عامّ (مانند بنى آدم و الناس و العالمين) و با متوجه كردن خطاب به اقوام غيرعرب و پيروان ساير اديان (مانند«يا أَهْلَ الْكِتاب») عموميّت و جهانى بودن اسلام را ثابت مىكند همچنين با اطلاق زمانى، محدوديّت و مقيّد بودن آنرا به
[1]ر. ك: سوره بقره: آيه 21، سوره نساء: آيه 1، 174، سوره فاطر: آيه 15.[2]ر. ك: سوره اعراف: آيه 26، 27، 28، 31، 35، سوره يس: آيه 60.[3]ر. ك: سوره بقره: آيه 185، 187، سوره آل عمران: آيه 138، سوره ابراهيم: آيه 1، 52، سوره جاثيه: آيه 20، سوره زمر: آيه 41، سوره نحل: آيه 44، سوره كهف: آيه 54، سوره حشر: آيه 21.[4]ر. ك: سوره انعام: آيه 90، سوره يوسف: آيه 104، سوره تكوير: آيه 27، سوره قلم: آيه 52.[5]ر. ك: سوره نساء: آيه 79، سوره حج: آيه 49، سوره سبأ: آيه 28.[6]ر. ك: سوره انبياء: آيه 107، سوره فرقان: آيه 1.[7]ر. ك: سوره انعام: آيه 19.[8]ر. ك: سوره آل عمران: آيه 65، 70، 71، 98، 99، 110، سوره مائده: آيه 15، 19.[9]ر. ك: سوره توبه: آيه 33، سوره فتح: آيه 38، سوره صف: آيه 9.