كه موجب خارج شدن بقيه آيات از حالت اعجاز نباشد احتياج به دليل ديگرى دارد.
كم نشدن چيزى از قرآن
بزرگان علماء اسلام از شيعه و سنّى، تصريح و تأكيد كردهاند به اينكه: همانگونه كه چيزى بر قرآن كريم، افزوده نشده چيزى هم از آن كم نشده است. و براى اين مطلب، دلايل فراوانى آورده اند. ولى متأسفانه در اثر نقل پارهاى روايات مجعول در كتب حديث فريقين، و برداشت نادرست از برخى روايات معتبر1بعضى احتمال دادهاند و يا حتى تأييد كردهاند كه آياتى از قرآن كريم، حذف شده است.
اما علاوه بر وجود قرائن قطعى تاريخى بر مصونيّت قرآن كريم از هرگونه تحريفى خواه به زياد كردن باشد و خواه به حذف كردن و علاوه بر اينكه حذفى كه موجب بهم خوردن نظم اعجازآميز آن باشد بوسيله دليل اعجاز، نفى مىشود مىتوان مصونيّت از حدف آيه يا سوره مستقل را از خود قرآن كريم، استفاده كرد.
يعنى بعد از آنكه ثابت شد كه همه قرآن موجود، كلام خداست و چيزى بر آن، افزوده نشده، مفاد آيات آن بعنوان محكمترين دلايل نقلى و تعبّدى، حجت مىشود. و يكى از مطالبى كه از آيات كريمه قرآن بدست مىآيد همين است كه خداى متعال، مصونيّت اين كتاب را از هرگونه تحريفى ضمانت كرده است برخلاف ساير كتب آسمانى كه نگهدارى آنها بعهده مردم گذاشته شده بود2.
اين مطلب از آيه (9) از سوره حجر، استفاده مىشود كه مىفرمايد:«إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ».
اين آيه شريفه از دو جمله، تشكيل يافته است: در جمله اول«إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْر»بر اين مطلب، تأكيد شده كه قرآن كريم از طرف خداى متعال، نازل شده و در هنگام نزول، هيچگونه تصرفى
[1]مانند رواياتى كه در مقام تفسير آيات و ذكر بعضى از مصاديق آنها، يا در مقام ابطال تفسيرهاى غلط و تحريفهاى معنوى است و از آنها چنين برداشت شده كه دلالت بر حذف كلمات يا عباراتى از قرآن كريم دارد.[2]چنانكه در آيه (44) از سوره مائده درباره علماء يهود و نصارى مىفرمايد:«بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداء».
در آن، صورت نگرفته است. و در جمله دوم«إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»با استفاده مجدّد از ادوات تأكيد و هيئتى كه دلالت بر استمرار مىكند محفوظ بودن هميشگى قرآن از هرگونه تحريفى تضمين شده است.
اين آيه هر چند دلالت بر اضافه نشدن چيزى بر قرآن نيز دارد ليكن استدلال به آن براى نفى اين قسم از تحريف، نوعى استدلال دورى است زيرا فرض زياد شدن چيزى بر قرآن، شامل زياد شدن همين آيه هم مىشود و ابطال چنين فرضى با خود اين آيه، صحيح نيست. از اينروى، ما آن فرض را با استناد به دليل معجزه بودن قرآن كريم، ابطال كرديم و سپس با استفاده از اين آيه شريفه، محفوظ بودن آنرا از حذف آيه يا سوره مستقلّى (به نحوى كه موجب بهم خوردن نظم اعجازآميز آن نشود) را نيز ثابت كرديم. و بدين ترتيب، مصونيّت قرآن كريم از تحريف به زيادى و حذف، با بيانى مركّب از يك دليل عقلى و يك دليل نقلى، ثابت مىشود.
در پايان لازم است اين نكته را خاطر نشان كنيم كه منظور از مصونيّت قرآن شريف از تحريف اين نيست كه هر جا كتابى بنام قرآن يافت شود قرآن كامل و محفوظ از اشتباهات كتابتى يا قرائنى باشد و يا هيچگونه تفسير غلط و تحريف معنوى درباره آن، امكان نداشته باشد و يا آيات و سوره هاى آن به ترتيب نزول، تنظيم شده باشد، بلكه منظور اين است كه قرآن كريم چنان در ميان بشر باقى بماند كه طالبان حقيقت، امكان دسترسى به همه آيات آن بدان گونه كه نازل شده است داشته باشند. بنابراين، ناقص بودن يا غلط داشتن بعضى از نسخه هاى قرآن، يا اختلاف قرائن ها، يا تنظيم آيات و سوره هاى آن برخلاف ترتيب نزول، يا وجود تحريفهاى معنوى و انواع تفسير بِرأى، منافاتى با مصونيّت قرآن كريم از تحريف مورد بحث ندارد.
پرسش
1- زمينه طرح مسأله «مصونيّت قرآن از تحريف» را بيان كنيد.
2- چه شواهد تاريخى بر مصونيّت قرآن، وجود دارد؟
3- مصونيّت قرآن را با چه بيانى مىتوان اثبات كرد؟
4- زياد نشدن چيزى بر قرآن را اثبات كنيد.
5- به چه دليل، چيزى از قرآن، كم نشده است؟
6- آيا با همين دليل مىتوان ثابت كرد كه چيزى بر قرآن، اضافه نشده است؟ چرا؟
7- توضيح دهيد كه نقص و غلط در بعضى از نسخه هاى قرآن و اختلافات قرائات، يا اختلاف ترتيب كتابت آيات و سوره هاى آن با ترتيب نزول، يا وجود تفسيرهاى نادرست و تحريفهاى معنوى، منافاتى با مصونيّت قرآن از تحريف مورد بحث ندارد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس سى و چهارم
جهانى و جاودانى بودن اسلام
ـ مقدمه
ـ جهانى بودن دين اسلام
شامل: دلايل قرآنى بر جهانى بودن اسلام
ـ جاودانى بودن اسلام
ـ حلّ چند شبهه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدّمه
دانستيم كه ايمان به همه پيامبران و پذيرفتن همه پيامهاى ايشان ضرورت دارد1و انكار يك پيامبر يا انكار يكى از احكام و پيامهاى او به معناى انكار ربوبيّت تشريعى الهى و نظير كفر ابليس مىباشد.
بنابراين، بعد از ثابت شدن رسالت پيامبر اسلام(ص) ايمان به آن حضرت و ايمان به همه آياتى كه بر او نازل شده و همه احكام و قوانينى كه از طرف خداى متعال آورده است ضرورت دارد.
اما ايمان آوردن به هر پيامبر و كتاب آسمانى او مستلزم ضرورت عمل بر طبق شريعت وى نيست چنانكه مسلمانان، ايمان به همه پيامبران عظام (عليهم السلام) و به همه كتب آسمانى دارند ولى نمىتوانند و نبايد به شرايع پيشين، عمل كنند و قبلا نيز اشاره شد كه وظيفه عملى هر امتى عمل كردن به دستورات پيامبر همان امت است2. پس ضرورت عمل كردن همه مردم به شريعت اسلام در صورتى ثابت مىشود كه رسالت پيامبر اسلام، اختصاص به قوم خاصى (مانند عرب) نداشته باشد و نيز پيامبر ديگرى بعد از آن حضرت مبعوث نشده باشد كه شريعت وى را نسخ كند. و به ديگر سخن: اسلام، دين جهانى و جاودانى
[1](1) و (2) درس بيست و نهم از همين كتاب.[2](1) و (2) درس بيست ونهم از همين كتاب.
باشد.
از اينروى، لازم است اين مسأله را مورد بحث قرار دهيم كه: آيا رسالت پيامبر اسلام(ص) جهانى و جاودانى است، يا اختصاص به قوم معيّن يا زمان محدودى داشته است؟
روشن است كه چنين مسألهاى را نمىتوان با روش عقلى خالص، مورد بررسى قرار داد بلكه بايد از روش تحقيق در علوم نقلى و تاريخى، بهره گرفت يعنى بايد به اسناد و مدارك معتبر، مراجعه كرد.
و كسى كه حقّانيت قرآن كريم و نبوّت و عصمت پيامبر اسلام(ص) را احراز كرده باشد براى وى هيچ مدركى معتبرتر از كتاب و سنت نخواهد بود.
جهانى بودن اسلام
جهانى بودن دين اسلام و عدم اختصاص آن به قوم يا منطقه خاصى، از ضروريّات اين آيين الهى است و حتى كسانى هم كه ايمان به آن ندارند مىدانند كه دعوت اسلام، همگانى بوده و محدود به منطقه جغرافيايى خاصّى بنوده است.
افزون بر اين، شواهد تاريخى فراوان وجود دارد كه پيامبر اكرم(ص) به سران كشورها مانند قيصر روم و پادشاه ايران و فرمانروايان مصر و حبشه و شامات و نيز به رؤساى قبائل مختلف عرب و... نامه نوشتند و پيك ويژه بسوى آنان گسيل داشتند و همگان را دعوت به پذيرفتن اين دين مقدّس كرده از پيامدهاى وخيم كفر و استنكاف از پذيرفتن اسلام، بر حذر داشتند1. و اگر دين اسلام، جهانى نبود چنين دعوت عمومى انجام نمىگرفت و ساير اقوام و امتها هم عذرى براى عدم پذيرش مىداشتند.
بنابراين نمىتوان بين ايمان به حقّانيت اسلام و ضرورت عمل بر طبق اين شريعت الهى، تفكيكى قائل شد و در نتيجه، كسانى را از موظف بودن به پيروى عملى از اين آيين الهى، مستثنى دانست.
[1]نامه هاى پيامبر اكرم(ص) در كتابهاى معتبر تاريخى، ضبط شده و مجموعه آنها بصورت كتاب مستقلى بنام «مكاتب الرسول» گردآورى شده است.