بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 406

«يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً»1.

روزى كه بعضى از آيات پروردگارت ظاهر شود ايمان كسى كه قبلا ايمان نياورده يا در حالِ ايمانش كار خيرى انجام نداده است سودى براى او نخواهد بخشيد.

«وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ...»2.

و توبه براى كسانى نيست كه كارهاى بد را انجام مى‌دهند تا هنگامى كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد گويد: اكنون توبه كردم! و از قول فرعون، نقل مى‌كند كه هنگامى كه مُشرف به غرق شد گفت:

«آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ»3.

ايمان آوردم به اينكه خدايى نيست به جز همان خدايى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده‌اند و من از اهل اسلامم. و در پاسخ مى‌فرمايد:

«آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ»4.

آيا اكنون، در حالى كه قبلا عصيان كرده و از مفسدان بوده اى؟!

آرزوى بازگشت به دنيا

همچنين قرآن كريم از كافران و تبهكاران، نقل مى‌كند كه هنگامى كه مرگشان فرا مى‌رسد يا عذاب هلاك كننده‌اى برايشان نازل مى‌شود، آرزو مى‌كنند كه‌اى كاش به دنيا برمى گشتيم و از اهل ايمان و كارهاى شايسته مى‌شديم، يا از خداى متعال در خواست مى‌كنند كه ما را به دنيا برگردان تا گذشته هايمان را جبران كنيم. ولى چنين آرزوها و درخواستهايى عملى نمى‌شود5.

[1]سوره انعام، آيه 50، و نيز رجوع كنيد به: سبأ / 51-53، غافر / 85، سجده / 29.[2]سوره نساء، آيه 18.[3]12 و 13. سوره يونس، آيه 90، 91.[4]3 و 4. سوره يونس، آيه 90، 91.[5]بايد دانست كه قرآن كريم، بازگشت كسانى را نفى مى‌كند كه عمرى را با كفر و عصيان گذرانده و در حالِ مرگ، آرزوى بازگشت به دنيا و جبران گناهانش را دارند و نيز بازگشت از عالم قيامت به دنيا را مطلقاً نفى مى‌كنند و اين، به معناى هرگونه بازگشت به دنيا نيست زيرا چنانكه قبلا گفته شد كسانى بوده‌اند كه بعد از مرگ، دوباره در همين دنيا زنده شده‌اند و طبق عقيده شيعيان، بعد از ظهور حضرت ولى عصر (عج) نيز كسانى به دنيا رجعت خواهند كرد.


صفحه 407

و در بعضى از آيات، اضافه مى‌كندكه اگر برگردانده مى‌شدند به همان شيوه گذشته، ادامه مى‌دادند1. و نيز در روز قيامت هم چنين آرزوها و درخواست هايى خواهند داشت كه به طريق اولى، جواب منفى خواهند شنيد:

«حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ. لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلاّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ...»2.

تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد گويد: پروردگارا، مرا برگردان شايد كار شايسته‌اى در موردى كه ترك كرده‌ام انجام دهم. هرگز! اين سخنى است كه او مى‌گويد (و آرزويى است كه هرگز عملى نمى‌شود).

«أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الُْمحْسِنِينَ»3.

يا هنگامى كه عذاب را مى‌بيند گويد:‌اى كاش بازگشتى مى‌داشتيم تا از نيكوكاران شوم.

«... إِذْ وُقِفُوا عَلَى النّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِ آياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»4.

هنگامى كه بر آتش دوزخ، عرضه مى‌شوند گويند:‌اى كاش بازگردانده مى‌شديم و (ديگر) آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‌كرديم و از مؤمنان مى‌بوديم.

«... إِذِ الُْمجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنّا مُوقِنُونَ»5.

هنگامى كه بزهكاران سرهاى خويش را نزد پروردگارشان فرو افكنده‌اند (و مى‌گويند:) پروردگارا (اكنون) ديديم و شنيديم، پس ما را برگردان تا كار شايسته‌اى انجام دهيم، اينك ما اهل يقين هستيم.

از اين آيات، به خوبى استفاده مى‌شود كه عالم آخرت، جاى انتخاب راه و عمل به

[1]سوره انعام، آيه 27-28.[2]سوره مؤمنون، آيه 99.[3]سوره زمر، آيه 58، و نيز رجوع كنيد به، سوره شعراء، آيه 102.[4]سوره انعام، آيه 27-28، و نيز رجوع كنيد به سوره اعراف، آيه 53.[5]سوره سجده، آيه 12، و نيز رجوع كنيد به سوره فاطر، آيه 37.


صفحه 408

تكاليف نيست و حتّى يقينى كه هنگام مرگ يا در عالم آخرت، حاصل مى‌شود تأثيرى در تكامل انسان ندارد و استحقاق پاداشى نمى‌آورد، از اينرو، كافران و گنهكاران، آرزو مى‌كنند كه به دنيا برگردنند تا اختياراً ايمان بياورند و كارهاى شايسته انجام دهند.

عالم برزخ

از آيات قرآن، استفاده مى‌شود كه انسان، بعد از مرگ و پيش از برپايىِ قيامت، دورانى را در عالم قبر و برزخ مى‌گذراند و كمابيش شادى و لذّت، يا اندوه و رنجى خواهد داشت. و در بسيارى از روايات آمده است كه مؤمنان گهنكار، در اين دوران، در اثر پاره‌اى رنجها و عذابها كه متناسب با گناهشان مى‌كشند تطهير مى‌شوند تا در عالم قيامت، سبك بار باشند.

نظر به اينكه آيات مربوط به عالم برزخ، نياز به بحثهاى تفسيرى دارد از اينرو، از بررسى آنها صرف نظر نموده تنها به ذكر يك آيه، بسنده مى‌كنيم كه مى‌فرمايد:

«وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُون»1.

و از پسِ آنان (بعد از مرگشان) برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند.

پرسش

1- بيان قرآن درباره عدم جاودانگى انسان در دنيا با اشاره به آيات مربوطه، شرح دهيد.

2- چه كسى جان انسان را مى‌گيرد؟ و اختلافى كه بين آيات مربوطه به نظر مى‌رسد چگونه رفع مى‌شود؟

3- چه تفاوتى در گرفتن جانها وجود دارد؟

4- بيان قرآن درباره ايمان و توبه در حال مرگ را با اشاره به آيات مربوطه، توضيح دهيد.

5- قرآن كريم كدام بازگشت به دنيا را نفى مى‌كند؟ و آيا نفى از اين بازگشت، منافاتى با اعتقاد به رجعت دارد؟ چرا؟

6- عالم برزخ را شرح دهيد.

[1]سوره مؤمنون، آيه 100.


صفحه 409

درس پنجاهم

تصوير رستاخيز در قرآن

ـ مقدمه

ـ وضع زمين و درياها و كوهها

ـ وضع آسمان و ستارگان

ـ شيپور مرگ

شامل: شيپور حيات و آغاز رستاخيز

ـ ظهور حكومت الهى و انقطاع سَبَبها و نَسَبها

ـ محكمه عدل الهى

ـ بسوى اقامتگاه ابدى

ـ بهشت

ـ دوزخ


صفحه 410

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 411

مقدّمه

از قرآن كريم استفاده مى‌شود كه برپايى جهان آخرت، تنها به زنده شدن مجدّد انسانها نيست بلكه اساساً نظام اين جهان، دگرگون مى‌شود و جهان ديگرى با ويژگيهاى ديگرى برپا مى‌گردد، جهانى كه براى ما قابل پيش بينى نيست و طبعاً شناخت دقيقى هم از ويژگيهاى آن نمى‌توانيم داشته باشيم. و آنگاه همه انسانها از آغاز تا پايان خلقت با هم، زنده مى‌شوند و به نتايج اعمالشان مى‌رسند و جاودانه در نعمت يا عذاب مى‌مانند.

و چون آيات مربوط به اين بحث، فراوان است و بررسى آنها به درازا مى‌كشد از اينرو، تنها به ذكر فشرده مضامين آنها بسنده مى‌كنيم.

وضع زمين و درياها و كوهها

در زمين زلزله عظيمى پديد مى‌آيد1و آنچه در اندرون آن است بيرون مى‌ريزد2و اجزاى آن، متلاشى مى‌گردد3، ودرياها شكافته مى‌شوند4، و كوهها به حركت در مى‌آيند5و در هم كوبيده مى‌شوند6و مانند تلّ شنى مى‌گردند7و سپس به صورت پشم حلّاجى شده

[1]زلزال / 1، حج / 1، واقعه / 4، مزمل / 14.[2]زلزال / 2، انشقاق / 4.[3]الحاقّه / 14، فجر / 2.[4]تكوير / 6، انفطار / 3.[5]كهف / 47، نحل / 88، طور / 10، تكوير / 2.[6]الحاقّه / 4، واقعه / 5.[7]مزمل / 14.


صفحه 412

در مى‌آيند1. و آنگاه در فضا، پراكنده مى‌شوند2و از سلسله كوههاى سر به آسمان كشيده، جز سرايى باقى نمى‌ماند3.

وضع آسمان و ستارگان

ماه4و خورشيد5و ستارگان عظيمى كه بعضى از آنها ميليونها بار از خورشيد ما بزرگتر و پرفروعتر است به تيرگى و خاموشى مى‌گرايند6، و نظم حركت آنها به هم مى‌خورد7، و از جمله ماه و خورشيد به هم مى‌پيوندند8و آسمانى كه همچون سقف محفوظ و محكمى بر اين جهان، احاطه كرده است سست و متزلزل مى‌شود9و مى‌شكافد و از هم مى‌درد10و طومار آن در هم مى‌پيچد11و اجرام آسمانى به صورت فلز مذابى در مى‌آيد12و فضاى جهان پر از دود و ابر مى‌شود13.

شيپور مرگ

در چنين اوضاع و احوالى است كه شيپور مرگ، نواخته مى‌شود و همه موجودات زنده مى‌ميرند14و در جهان طبيعت، اثرى از حيات نمى‌ماند، و وحشت و اضطراب بر جانها سايه مى‌افكند15مگر كسانى كه از حقايق و اسرار هستى، آگاهند و دلهايشان غرق معرفت و محبّت الهى است.

[1]معارج / 9، قارعه / 5.[2]طه / 105-107، مرسلات / 10.[3]كهف / 8، نبأ / 20.[4]القيامه / 8.[5]تكوير / 1.[6]تكوير / 2.[7]انفطار / 2.[8]القيامه / 9.[9]طور / 1، الحاقّه / 16.[10]الرحمن / 37، الحاقّه / 16، مزمل / 18، مرسلات / 9، نبأ / 19، انفطار / 1، انشقاق / 1.[11]انبياء / 104، تكوير / 11.[12]معارج / 8.[13]فرقان / 25، دخان / 10.[14]زمر / 68، الحاقّه / 13، يس / 49.[15]نمل / 87-89.


صفحه 413

شيپور حيات و آغاز رستاخيز

سپس جهان ديگرى كه قابليّت بقاء و ابديّت داشته باشد، برپا مى‌شود1، و صحنه گيتى با نور الهى روشن مى‌گردد2، و شيپور حيات به صدا در مى‌آيد3و همه انسانها (بلكه حيوانات نيز)4در يك لحظه، زنده مى‌شوند5و سراسيمه و هراسان6همانند ملخها و پروانگانى كه در هوا منتشر مى‌شوند7با سرعت8، به سوى محضر الهى روانه مى‌گردند9و همگى در صحنه عظيمى فراهم مى‌آيند10و غالباً مى‌پندارند كه توقّفشان در عالم برزخ به اندازه يك ساعت يا يك روز يا چند روز بوده است11.

ظهور حكومت الهى و انقطاع سببها و نَسَبها

در آن عالم، حقايق آشكار مى‌شود12و حكومت و سلطنت الهى، ظهور تامّ مى‌يابد13و چنان هيبتى بر خلايق، سايه مى‌افكند كه هيچ كس را ياراى بلند سخن گفتن نيست14، و هر كسى به فكر سرنوشت خويش است و حتّى فرزندان از پدر و مادر، و خويشان و نزديكان از يكديگر، فرار مى‌كنند15، و اساساً رشته نسبها و سَبَبها مى‌گسلد16و دوستيهايى كه بر پايه

[1]ابراهيم / 48، زمر / 67، مريم / 38، ق / 22.[2]زمر / 69.[3]زمر / 68، كهف / 99، ق / 20، 42، نبأ / 18، نازعات / 13-14، مدّثّر / 8، صافّات / 19.[4]انعام / 38، تكوير / 5.[5]كهف / 47، نحل / 77، قمر / 50، نبأ / 18.[6]ق / 20.[7]قارعه / 4، قمر / 7.[8]ق / 44، معارج / 43.[9]يس / 51، مطفّفين / 30، القيامه / 12، 30، و نيز رجوع كنيد به آيات«حشر» و «نشر» و «لقاءالله» و «رجوع الى الله و «ردّ الى الله».[10]كهف / 99، تغابن / 9، نساء / 87، انعام / 12، آل عمران / 9، هود / 103.[11]روم / 55، نازعات / 46، يونس / 45، اسراء / 52، طه / 103-104، مؤمنون / 113، احقاف / 35.[12]ابراهيم / 21، العاديادت / 10، الطارق / 9، ق / 22، الحاقّه / 18.[13]حج / 65، فرقان / 26، غافر / 16، انفطار / 19.[14]هود / 105، طه / 108، 111، نبأ / 38.[15]عبس / 34-37، شعراء / 88، معارج / 10-14، لقمان / 33.[16]بقره / 166، مؤمنون / 101.