بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 446

«إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّارِ»1.

نكته‌اى را كه بايد در اينجا خاطر نشان كنيم اين است كه اسلام و كفرى كه در فقه، مطرح مى‌شود و موضوع احكامى از قبيل طهارت و حليّت ذبيحه در اصول دين ندارد زيرا ممكن است كسى شهادتين را بگويد و احكام فقهى اسلام، براى او ثابت شود در حالى كه قلباً ايمانى به مضمون و لوازم توحيد و نبوّت نداشته باشد.

نكته ديگر آنكه اگر كسى قدرت بر شناختن اصول دين نداشت و فى المثل مجنون و فاقد عقل بود يا در اثر شرايط محيط نتوانست دين حقّ را بشناسد به اندازه قصورش معذور خواهد بود اما اگر كسى با وجود امكان شناخت، تقصير كرد و در حال شكّ باقى ماند يا بدون دليل، اصول و ضروريات دين را انكار نمود معذور نخواهد بود و به عذاب ابدى، محكوم خواهد شد.

تأثير ايمان و كفر در سعادت و شقاوت ابدى

با توجه به اينكه كمال حقيقى انسان، در سايه قرب الهى تحقق مى‌يابد و متقابلا سقوط انسان در اثر دورى از خداى متعال حاصل مى‌شود مى‌توان ايمان به خداى متعال و ربوبيّت تكوينى و تشريعى او كه مستلزم اعتقاد به معاد و نبوّت است را نهال تكامل حقيقى انسان دانست كه اعمال خداپسند بسان شاخ و برگهايى از آن مى‌رويد و ميوه‌اش سعادت ابدى است كه در جهان آخرت، ظاهر مى‌گردد. پس اگر كسى بذر ايمان را در دل خود نيفشاند و اين نهال پربركت را غرس نكرد و به جاى آن، بذر زهرآگين كفر و عصيان را در دلش پاشيد استعداد خدادادش را ضايع كرده و درختى را به بار آورده كه ميوه‌اش زقّوم دوزخى خواهد بود. چنين كسى راهى به سوى سعادت ابدى نمى‌برد و تأثير كارهاى نيكش از مرز اين جهان، فراتر نمى‌رود.

و راز آن اين است كه هر كار اختيارى، حركتى است براى روح انسان به سوى غايت و هدفى كه فاعل در نظر گرفته است. و كسى كه اعتقاد به عالم ابدى و قرب الهى ندارد چگونه مى‌تواند چنين هدفى را در نظر بگيرد و چنين جهتى را به رفتارش ببخشد؟! و طبعاً چنين

[1]نساء / 145.


صفحه 447

كسى نمى‌تواند انتظار پاداش ابدى را از خداى متعال داشته باشد. و نهايت چيزى كه مى‌توان در مورد اعمال نيك كافران پذيرفت اين است كه تأثيرى در تخفيف عذابشان داشته باشد زيرا چنين كارهايى مى‌تواند روح خودپرستى و عناد را تضعيف كند.

شواهد قرآنى

قرآن كريم از يك سو، نقش بنيادى ايمان در سعادت ابدى انسان را يادآور شده و علاوه بر اينكه در دهها آيه، عمل صالح را به دنبال ايمان، ذكر فرموده در چندين آيه، ايمان را به عنوان شرط تأثير اعمال نيك در سعادت اخروى، مورد تأكيد قرار داده است چنانكه مى‌فرمايد:

«وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ مِنْ ذَكَر أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ»1.

هر مرد و زنى كه از كارهاى شايسته انجام دهد در حالى كه مؤمن باشد، چنين كسانى وارد بهشت خواهند شد.

و از سوى ديگر، دوزخ و عذاب ابدى را براى كافران مقرّر فرموده و اعمال ايشان را تباه و بى ثمر دانسته است، و در يك جا آنها را به خاكسترى تشبيه كرده كه باد شديدى آن را پراكنده سازد و اثرى از آن به جا نگذارد.

«مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَماد اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْم عاصِف لا يَقْدِرُونَ مِمّا كَسَبُوا عَلى شَيْء ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ»2.

مثل اعمال كافران مانند خاكسترى است كه در يك روز طوفانى باد به سختى بر آن بوزد، به چيزى از دستاوردهايشان دسترسى نخواهد داشت و اين است گمراهى دور.

و در جاى ديگر مى‌فرمايد: اعمال كافران را مانند گردى در هوا پراكنده مى‌سازيم.

«وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَل فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً»3.

و آمديم به سوى هر عملى كه انجام داده‌اند و آن را مانند غبارى پراكنده ساختيم.

و در آيه ديگرى آنها را به سرابى تشبيه كرده كه شخص تشنه، به آن دل مى‌بندد ولى

[1]نساء / 124، و نيز رجوع كنيد به: نحل / 97، اسراء / 19، طه / 112، انبياء / 94، غافر / 40.[2]ابراهيم / 18.[3]فرقان / 23.


صفحه 448

همين كه به آن مى‌رسد آبى نمى‌يابد.

«وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَراب بِقِيعَة يَحْسَبُهُ الظَّمْ آنُ ماءً حَتّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللّهَ عِنْدَهُ فَوَفّاهُ حِسابَهُ وَ اللّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ»1.

اعمال كافران مانند سرابى در بيابان هموارى است كه شخص تشنه آن را آب مى‌پندارد تا هنگامى كه نزد آن بيابد آن را چيزى (آبى) نمى‌يابد و خدا را نزد آن مى‌يابد كه به حسابش رسيدگى مى‌كند و خدا سريعاً محاسبه مى‌كند.

«أَوْ كَظُلُمات فِي بَحْر لُجِّيّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْض إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»2.

يا مانند ظلماتى است در دريايى ژرف كه موجى آن را فراگرفته و روى آن موج ديگرى، و روى آن ابرى، تاريكى هايى فرا روى يكديگر، هنگامى كه دستش را برآورد آن را نخواهد ديد و كسى كه خدا براى او نورى قرار نداده است نورى نخواهد داشت (كنايه از اينكه حركت كافر در ظلمت هاست و راه به جايى نمى‌برد).

و در آيات ديگرى مى‌فرمايد كه نتيجه كار دنياطلبان را در همين جهان به آنان خواهيم داد و در آخرت، بهره‌اى نخواهد داشت مانند اين آيه:

«مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ. أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ النّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»3.

كسانى كه خواهان زندگى دنيا و زينت آن باشند كارهايشان را در همين دنيا به ايشان تحويل مى‌دهيم و چيزى از آنها كاسته نمى‌شود ايشانند كه در آخرت جز آتش ندارند و آنچه در دنيا انجام داده‌اند تباه شده و اعمالشان پوچ است.

[1]نور / 39.[2]نور / 40.[3]هود / 15-16، و نيز رجوع كنيد به: اسراء / 18، شورى / 20، احقاف / 20، با توجه به اين آيات ميزان اسلام‌شناسى كسانى معلوم مى‌شود كه بعضى از انديشمندان كافر و ملحد غربى را بر بزرگان شيعه مانند خواجه نصيرالدين طوسى و علامه مجلسى ترجيح داده اند!!


صفحه 449

پرسش

1- رأى خوارج و مرجئه در مورد ايمان و كفر و قول حق را در برابر آنان بيان كنيد.

2- حقيقت ايمان و كفر و رابطه آنها با علم و جهل را شرح دهيد.

3- نصاب لازم ايمان و كفر را توضيح دهيد.

4- نسبت شرك و نفاق با كفر را بيان كنيد.

5- اسلام و كفر فقهى چه نسبتى با ايمان و كفر كلامى دارد؟

6- تأثير ايمان و كفر در سعادت و شقاوت ابدى و راز آن را بيان كنيد.

7- شواهد قرآنى بر اين تأثير را ذكر كنيد.


صفحه 450

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 451

درس پنجاه و پنجم

رابطه متقابل ايمان و عمل

ـ مقدمه

ـ رابطه ايمان با عمل

شامل: رابطه عمل با ايمان

ـ نتيجه


صفحه 452

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 453

مقدّمه

دانستيم كه عامل اصلى در سعادت و شقاوت ابدى، ايمان و كفر است و ايمان پايدار، سعادت جاودانى را تضمين مى‌كند هر چند ارتكاب گناهان، موجب عذابهاى محدودى شود؛ و از سوى ديگر، كفر پايدار، موجب شقاوت ابدى مى‌شود و با وجود آن، هيچ كار نيكى سبب سعادت اخروى نمى‌گردد.

ضمناً اشاره كرديم كه ايمان و كفر، قابل شدّت و ضعف مى‌باشد و ممكن است تراكم گناهان بزرگ به سلب ايمان بينجامد. و همچنين انجام كارهاى نيك، ريشه كفر را ضعيف مى‌كند و ممكن است زمينه ايمان را فراهم سازد.

از اينجا اهميّت سؤال درباره رابطه بين ايمان و عمل، روشن مى‌شود و در اين درس به توضيح پاسخ آن مى‌پردازيم.

رابطه ايمان با عمل

از بيان گذشته روشن شد كه ايمان، حالتى است روانى كه از دانش و گرايش، مايه مى‌گيرد و لازمه‌اش اين است كه شخص با ايمان، تصميم اجمالى بر عمل كردن به لوازم چيزى كه به آن ايمان دارد بگيرد.

بنابراين، كسى كه آگاه به حقيقتى است ولى تصميم دارد كه هيچ‌گاه به هيچ يك از لوازم آن،