بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 26

* المساجد الاثرية في المدينة المنوّرة ; اثر محمد الياس عبدالغني، کتابي است که به تازگي (1418 قمري) در باره مساجد تاريخي مدينه منوّره نوشته شده و افزون بر دقت، حاوي گزارشي کوتاه از مساجد برجاي مانده از دوره هاي مختلف تاريخي است. افزون بر آنچه گذشت، دهها کتاب در باره مدينه و آثار تاريخي آن نوشته شده که برخي هم به فارسي ترجمه شده است.


صفحه 27

بخش اول: مکه مکرمه


صفحه 28

SSS27,29


صفحه 29

مقدمه در باب جغرافياي جزيرة العرب جزيرة العرب سرزمين خشکي است که از سه سوي در حصار آب قرار گرفته است. از غرب درياي سرخ که حدّ فاصل جزيرة العرب و قاره آفريقاست; جنوب آن اقيانوس هند و در شرق، درياي عمان و خليج فارس قرار گرفته است که جزيرة العرب را از ايران جدا مي سازد. تنها در قسمت شمالي با کويت و عراق و شامات پيوند زميني دارد. جزيرة العرب از نظر جغرافيايي به چند بخش تقسيم مي شود: 1 . حجاز ; سواحل شرقي درياي سرخ و طبعاً شامل بخشي از ناحيه غربي جزيرة العرب است. در اين باره بيشتر خواهيم نوشت. 2 . تهامه ; آن بخش از جزيرة العرب است که در جنوب حجاز قرار دارد. در تعريفي ديگر، خود حجاز دو ناحيه غربي و شرقي دارد; ناحيه شرقي آن، که منطقه اي کوهستاني است حجاز ناميده مي شود و قسمت غربي آن، که دشتي سرازير به سوي درياي سرخ است، تهامه نام دارد. 3 . نجد ; قسمت مياني جزيرة العرب از شمال به جنوب است، که در شرق حجاز قرار دارد. 4 . عروض ; بخش وسيعي از جزيرة العرب را که در ناحيه شرقي آن قرار دارد، اصطلاحا عروض مي نامند. مهم ترين شهرهاي منطقه شرقي، شهرهاي احساء و قطيف


صفحه 30

است که مرکز شيعيان عربستان مي باشد. در حاشيه شرقي و جنوب شرقي جزيره، کشورهاي قطر، بحرين و عمان قرار دارند. 5 . يمن ; شامل نواحي جنوبي جزيرة العرب است که به دو قسمت يمن جنوبي و يمن شمالي تقسيم گرديده و در حال حاضر يک کشور به حساب مي آيند. بدين ترتيب، جزيرة العرب افزون بر آنکه از لحاظ جغرافيايي به مناطق مختلف تقسيم مي شود، به لحاظ سياسي، مشتمل بر چندين واحد مستقل سياسي است. امروزه گسترده ترين و مهمترين بخش جزيرة العرب را کشور عربستان سعودي تشکيل مي دهد. کشور عربستان سعودي بخش بزرگ جزيرة العرب را کشور عربستان سعودي تشکيل مي دهد. طبعا ديگر کشورهاي موجود در شبه جزيره، عبارتند از: يمن، کويت، بحرين، امارات متحده عربي، قطر و عمان.


صفحه 31

کشور سعودي که در گذشته به نام الجزيرة العربيه مشهور بود، اکنون به نام خاندان آل سعود شهرت يافته است; خانداني که فعاليت خود را از قرن دوازدهم هجري در نجد آغاز کرد و به تدريج و پس از يک دوره نسبتا طولاني بر اين کشور تسلط يافت. در اين باره در جاي ديگر سخن خواهيم گفت. زماني که مَلِک عبدالعزيز بر اين کشور سلطه يافت، نام آن را به المملکة العربية السعوديه تغيير داد. مساحت اين کشور 690/149/2 کيلومتر مربع در آسياي جنوب غربي است. در شمال با اردن و عراق و کويت، در جنوب با يمن و در شرق با امارات، بحرين قطر و عمان و ايران همسايه است. نشان عمومي اين کشور يک نخل در بالا، با دو شمشير در پايين است که يکديگر را قطع کرده اند. هر دوي اينها به نوعي فرهنگ عربي در کشور عربستان سعودي را نشان مي دهد.


صفحه 32

کشور سعودي، داراي شش منطقه بزرگ است که عبارتند از: 1 ـ منطقه حجاز، که مهم ترين شهرهاي آن مکه، مدينه، طائف و جده است. 2 ـ منطقه شمالي، که شهرهاي مهم آن تبوک، حائل و عرعر است. 3 ـ منطقه ربع الخالي، که مهم ترين شهرهاي آن عبيله و شواله است. 4 ـ منطقه شرقي، که مهم ترين شهرهاي آن عبارتند از دمام، ظهران و جبيل. 5 ـ منطقه عسير، که مهم ترين شهرهاي آن نجران، ابها، خميس و جيزان است. 6 ـ منطقه نجد، که مهم ترين شهرهاي آن عبارتند از: رياض، الخرج، درعيه، عنيزه و بريده. منطقه حجاز کلمه حجاز از حاجز گرفته شده و به معناي مانع است. اين نام بدين دليل است که رشته کوه سراة که از شمال تا جنوب در برابر درياي سرخ کشيده شده و طول آن 1760کيلومتراست، دوقسمت راازيکديگرجدا کرده که در يک سوي آن نجد و در سوي ديگر تهامه قرار گرفته است. بدين ترتيب، اين کوهها مانعي در ميان اين دو ناحيه است و حجاز دقيقاً شامل بخش کوهستاني به سمت غرب; يعني درياي سرخ است. در واقع، بخشي از حاشيه شرقي درياي سرخ را که مکه و مدينه در آن قرار دارد، حجاز مي نامند. حجاز چون ديگر نواحيِ جزيرة العرب، بسيار خشک و کم آب است و تنها در برخي از وادي ها، آب هاي فصلي و يا چاه وجود دارد که از قديم برخي از قبايل عرب را پيرامون خود گرد آورده است. به همين دليل، در قديم و تا چند دهه اخير، يکجا نشيني شهري و روستايي کمتر در حجاز وجود داشته و در زمان ظهور اسلام تنها چند ناحيه به عنوان مراکز شهري شناخته مي شده است: مکه، طائف، يثرب و خيبر. شهر مکه و موقعيّت جغرافيايي آن مهمترين شهر و مقدّس ترين نقطه حجاز، بلکه جزيرة العرب، شهرِ مکه است. اين


صفحه 33

شهر در فاصله هشتاد کيلومتري شرق درياي سرخ واقع است. شهر مکه در طول 40 درجه و 9 دقيقه و عرض 31 درجه و 28 دقيقه خط استوا قرار گرفته و 330 متر از سطح دريا بلندي دارد. فلسفه پيدايش اين شهر که به نام امّ القري نيز شناخته مي شده، به دو جهت است: نخست مرکزيت عبادي و دوم تجاري. اين شهر، در قرآن بکّه هم ناميده شده است.[1]در برخي از روايات، مکّه نام حرم و بکّه نام مکان کعبه دانسته شده است.[2]در برخي نقلها بکه به معناي بکاء و گريه مردم در آن[3]و در بعضي ديگر يَبُکُّ النّاسُ بَعْضُهُم بَعْض به معناي مزاحم شدن برخي بر برخي ديگر و در واقع ازدحام معنا شده است. درباره نامگذاري آن به مکه ، اقوال مختلفي نقل شده است; از آن جمله گفته اند: مکه در اصل ترکيبي از مک و رب بوده. مک به معناي بيت است و مکه يعني بيت الرب يا بيت الله. در نقلي ديگر آمده است: بک به عنوان يک پسوند، به معناي واحه و وادي آمده، مثل بعل بک که به معناي وادي بعل است. بدين ترتيب، براساس نامي که بطلميوس براي مکه گفته است (يعني ماکاراب ) بايد اين شهر را به نام وادي رب بشناسيم. برخي هم مکراب را از کلمه عربي مقرب گرفته اند، اصطلاحي که به احتمال، مربوط به کساني مي باشد که مدعي نزديکي به خدا، يا خدايان بوده اند. جداي از آنچه گذشت، معاني فراواني براي بکّه و مکّه گفته شده که بسياري از آنها حدسي است.[4]در اين نامگذاري ها يکي از عناصر اصلي، رب و خانه رب است. اين مسأله، نشان دهنده شکل گيري اين شهر بر گرد خانه خداوند است که خود تقدس کهن اين شهر را آشکار مي کند.
[1]آل عمران : 96
[2]تفسير العياشي، ج 1، ص 187
[3]کافي، ج 4، ص 211
[4]در اين باره نگاه کنيد به فصلنامه ميقات حج ، ش 2، صص 219 ـ 205 در آنجا فهرستي از نامهاي مکه آمده است. مقاله مفصل تر از محمدمهدي فقيهي با عنوان نامهاي مکه در فصلنامه پيشگفته ش 4، صص 151 ـ 132 به چاپ رسيده است.