بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 41

گرامى صلى الله عليه و آله و گروهى از بزرگان عرب به عيادت آنان آمدند و به مولى اميرمؤمنان عليه السلام پيشنهاد كردند كه چنانچه براى شفاى فرزندانت نذر كنى، خداوند شفاى عاجل مرحمت خواهد فرمود. حضرت اين پيشنهاد را پذيرفت و سه روز روزه نذر كرد. آنگاه كه حسنين عليهما السلام شفا يافتند، در صدد اداى نذر برآمد. حضرت قرص‌هاى نانى را براى افطار تهيه فرمود. روز اول هنگام افطار، مسكينى در خانه را زد و تقاضاى كمك كرد. حضرت نان‌هاى تهيه شده را به او داد. روز دوم نيز يتيمى آمد و نان تهيه شده را دريافت كرد. روز سوم اسيرى آمد و نان‌ها به او داده شد. حضرت در اين سه روز، خود با اندك نانى خشك و كمى آب افطار نمود.

طبرسى در اين زمينه، روايات بسيارى از طرق اهل سنت و اهل بيت عصمت عليهم السلام گردآورده و تقريباً آنها را مورد اتفاق اهل تفسير دانسته است. آنگاه براى اثبات مدنى بودن تمام سوره، روايات ترتيب نزول را- كه سوره دهر جزء سوره‌هاى مدنى به‌شمار رفته- با سندهاى معتبر آورده‌است.[1]كسانى هم مانند عبداللَّه‌بن‌زبير- كه مايل نبودند اين فضيلت به اهل‌بيت عليهم السلام اختصاص يابد- اصرار داشتند كه اين سوره را كاملًا مكّى معرفى كنند،[2]غافل از آنكه در مكه اسيرى وجود نداشت.

د) بسيارى از مسائل قرآنى، تنها از طريق مكّى و مدنى بودن سوره يا آيه‌ها، حلّ و فصل مى‌شود؛ مثلًا: در مسأله نسخ، برخى آيه‌«... فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ...»[3]را- كه درباره ازدواج موقت نازل شده‌است- منسوخ مى‌دانند و ناسخ آن‌را آيه‌«وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى‌ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما

[1]. الف) تفسير طبرسى؛ ج 10، ص 406- 404. ب) شواهد التنزيل؛ ص 315- 229.

[2]. الدرالمنثور؛ ج 6، ص 297.

[3]. نساء، 24.


صفحه 42

مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغى‌ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ»[1]دانسته‌اند.

نظر مذكور به چند دليل نمى‌تواند صحيح باشد؛ يكى از آنها اين است كه آياتى را كه ناسخ فرض كرده‌اند، در سوره مؤمنون است كه تماماً مكّى است و كسى اين آيات را استثناء نكرده است و آيه سوره نساء مدنى است. در صورتى‌كه بايد آيه ناسخ پس از آيه منسوخ بيايد.

معيار و ملاك تشخيص سوره‌هاى مكّى و مدنى‌

طبق آمارى كه از روايات ترتيب نزول به‌دست مى‌آيد، 86 سوره مكّى و 28 سوره مدنى است. در اين تقسيم بندى سه معيار وجود دارد:

1. معيار زمان:بيشتر مفسران معتقدند كه معيار مكّى يا مدنى بودن، هجرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از مكه به مدينه است. هر سوره‌اى كه پيش از هجرت نازل شده مكّى و هر سوره‌اى كه پس از هجرت نازل شده‌است مدنى به‌شمار مى‌رود، خواه در مدينه نازل شده باشد، خواه در سفرها. حتى اگر سوره‌اى در مكه و هنگام سفر حج يا عمره و يا پس از فتح مكه نازل شده باشد، چون پس از هجرت بوده‌است، مدنى محسوب مى‌شود. ملاك هجرت نيز ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه است؛ بنابراين آياتى كه پس از هجرت از مكه و پيش از ورود به مدينه، در راه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده‌است، مكّى محسوب مى‌شود.

2. معيار مكان:هرچه در شهر مكه و پيرامون آن نازل شده مكّى است و هرچه در مدينه و پيرامون آن نازل گرديده مدنى است، خواه پيش از هجرت يا پس از آن نازل شده باشد. پس آنچه در غير اين دو منطقه نازل شده باشد نه مكّى است و نه مدنى.

[1]. مؤمنون، 7- 5.


صفحه 43

3. معيار خطاب:هر سوره‌اى كه در آن، خطاب به مشركان باشد مكّى و هر سوره‌اى كه در آن خطاب به مؤمنان باشد، مدنى است؛ زيرا در مكه غلبه با مشركان و در مدينه غلبه با مؤمنان بوده است.

همانطور كه گفته شد از ميان سه معيار فوق، معيار زمان، گزينش بيشتر مفسرين است.

چگونگى تشخيص سوره‌هاى مكّى و مدنى‌

براى تشخيص سوره‌هاى مكّى و مدنى، ملاك‌هايى را مشخص كرده‌اند كه هر يك به تنهايى نمى‌تواند ملاك جامع و مانعى باشد؛ بلكه روى هم رفته تا حدودى تعيين‌كننده است. به‌طور كلى سه ملاك براى تشخيص سوره‌هاى مكّى از مدنى وجود دارد كه عبارتنداز:

الف) نص و خبر، ب) علايم صورى و ظاهرى، ج) علايم محتوايى و معنوى.

البته بايد توجه داشت كه بين معيار مكّى و مدنى و ملاك تشخيص آنها خلط مبحث نشود. اكنون به نظرات برخى از بزرگان در اين‌باره اشاره مى‌شود:

علامه برهان‌الدين ابراهيم‌بن عمربن ابراهيم جعبرى (متوفاى 732) مى‌گويد:

«براى شناخت مكّى و مدنى دو راه وجود دارد:

الف) سماعى، كه از راه نقل و روايت به‌دست مى‌آيد. ب) قياسى، كه از روى ضابطه تشخيص داده مى‌شود».

عبداللَّه‌بن‌مسعود مى‌گويد: «هر سوره‌اى كه در آن‌«يا أَيُّهَا النَّاسُ»يا«كُلا»آمده باشد يا در ابتداى آن حروف مقطعه باشد- به‌جز سوره‌هاى بقره، آل‌عمران و رعد كه بنا بر قولى مدنى است- يا در آن قصه آدم و ابليس آمده باشد- جز سوره‌هاى طولانى- يا سوره‌اى كه در آن سرگذشت انبياى سلف و امت‌هاى گذشته آمده باشد، مكّى است و هر سوره‌اى كه در آن از فريضه و تكاليف و


صفحه 44

حدود شرعى سخن گفته شده باشد، مدنى است»[1].

برخى ديگر از خصوصياتى كه براى شناخت سوره‌هاى مكّى و مدنى ذكر كرده‌اند عبارتند از:

1. كوتاهى آيات درون يك سوره و نيز كوتاهى خود سوره، نوعاً مكّى بودن آن‌را مى‌رساند و بلندى آيه‌هاى يك سوره علاوه بر بلندى سوره، نوعاً مدنى بودن آن‌را ثابت مى‌كند.

2. لحن تند و شديد سوره، بيشتر با اهل مكه است كه اهل عناد و لجاج و مقاومت در مقابل حق بوده‌اند؛ ولى لحن ملايم و خفيف، بيشتر مدنى بودن سوره را مى‌رساند كه بيشتر خطاب به مؤمنين است.

3. بحث درباره اصول معارف و اصل ايمان و دعوت به اسلام از ويژگى‌هاى سوره‌هاى مكّى است؛ حال آنكه در سوره‌هاى مدنى، بيشتر از تفاصيل احكام و بيان شريعت اسلام سخن گفته شده‌است.

4. دعوت به پايبند بودن به اخلاق و استقامت در رأى و سلامت عقيده و ترك لجاج و عناد و نيز برخورد تند با عقايد باطل مشركان و ناچيز شمردن انديشه‌هاى تهى و بى اساس آنان، از خصايص سوره‌هاى مكّى است؛ ولى برخورد با اهل كتاب و دعوت آنان به ميانه‌روى در عقايد و انديشه‌ها و همچنين مبارزه با منافقين و ذكر خصايص و صفات آنها از ويژگى‌هاى سوره‌هاى مدنى است.

5. غالباً خطاب‌هايى كه با عنوان‌«يا أَيُّهَا النَّاسُ ...»آمده است از ويژگى‌هاى سوره‌هاى مكّى است و عنوان‌«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ...»از خصايص سوره‌هاى مدنى است.

البته اين ويژگى‌ها هرگز كلّيّت ندارد؛ بلكه صرفاً درباره برخى از سوره‌ها

[1]. البرهان؛ ج 1، ص 189.


صفحه 45

صدق مى‌كند و در صورتى كه چندين خصيصه با هم جمع باشد و نص معارضى نيز در ميان نباشد، قابل اعتماد است و موجب قوّت احتمال مى‌شود و در اين حالت است كه نتيجه، كاربرد فقهى، تاريخى و ... خواهد دشت.

همانطور كه مشخص شد، ملاك تشخيص مكّى و مدنى يا نقل و خبر است- كه اصطلاحاً سماعى مى‌گويند- يا اجتهاد و شواهد ظاهرى؛ مانند:

جمله‌بندى، سجع و وزن و كوتاهى و بلندى آيات و سوره‌ها و يا شواهد محتوايى است؛ مثل: بيان اصول عقايد يا احكام، برخورد با كفّار يا منافقين و ....

ترتيب نزول‌

در ترتيب نزول سوره‌ها رواياتى در دست است كه مورد اعتماد بزرگان بوده و عمدتاً از ابن عباس نقل شده‌است كه به تعدادى از آنها در كتاب التمهيد فى علوم القرآن و علوم قرآنى اشاره شده است.

علامه طبرسى و ديگر بزرگان فن، متذكر مى‌شوند كه رعايت ترتيب سوره‌ها، با نظر به ابتداى هر سوره است. اگر چند آيه از سوره‌اى نازل شود و پيش از اتمام آن سوره، سوره ديگرى به‌طور كامل نازل گردد و حتى چند سوره ديگر در اين ميان به‌صورت كامل نازل شود، آنگاه بقيه سوره نخست نازل شود، در اين حالت نيز اعتبار ترتيب، نزول ابتداى هر سوره خواهد بود؛ مانند سوره علق كه تا پنج آيه در آغاز بعثت نازل گرديد و پس از چند سال بقيه سوره نازل شد. ولى اولين سوره نازل شده شمرده مى‌شود.

در اينجا ترتيب سوره‌ها را طبق روايت ابن عباس و تكميل آن مطابق روايت جابربن‌زيد، با تصحيح از روى نسخه‌هاى متعدّد قابل اعتماد، در دو جدول سوره‌هاى مكّى و سوره‌هاى مدنى مى‌آوريم. لازم به ذكر است كه در تنظيم اين جدول، معيار زمان، آن هم هنگام ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به شهر مدينه، مد نظر بوده است:


صفحه 46

سوره‌هاى مكى (86 سوره)


صفحه 47

سوره‌هاى مَدَنى (28 سوره)[1]

آنچه در ترتيب سوره‌هاى مكّى و مدنى آمد، طبق روايت ابن‌عباس بوده‌است- كه زركشى و طبرسى آن‌را نقل كرده‌اند- و با روايت جابربن‌زيد تصحيح و تكميل شده‌است. در عين حال در بيش از سى سوره، اختلاف نظر هست كه آيا مكّى است يا مدنى؟ (اين سى مورد در كتاب «التمهيد» و همچنين «علوم قرآنى» مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.)

در نوشته‌هاى بعضى از قدما آمده‌است كه در برخى سوره‌ها، آياتى بر خلاف‌

[1]زركشى سوره صف را بعد از سوره تحريم و قبل از سوره جمعه، برائت را قبل از مائده و مائده را آخرين سوره قرار داده‌است.


صفحه 48

اصل سوره آمده‌است؛ يعنى اگر سوره مكّى است برخى آيات آن مدنى و اگر سوره مدنى است برخى آيات آن مكّى است. البته با تتبّعى كه انجام گرفته خلاف اين نظر اثبات مى‌شود؛ يعنى هر سوره‌اى كه مكّى است تمام آن مكّى است و هر سوره‌اى كه مدنى است تمام آن مدنى است.[1]در اينجا براى مثال به يك نمونه اشاره مى‌شود:

گفته‌اند در سوره توبه- كه مدنى است- آيه‌هاى‌«ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى‌ ... ... إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ؛[2]بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‌اند سزاوار نيست كه براى مشركان- پس از آنكه بر ايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش كنند، هر چند خويشاوند [آنان‌] باشند ...... راستى، ابراهيم، دلسوزى بردبار بود» هنگام وفات ابوطالب در مكه و زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او وعده داد تا براى آمرزش وى دعا كند، نازل شده است.

اين گفته از كسانى است كه سعى برآن دارند تا ابوطالب را موقع وفات، كافر بشمارند. (التبه در جاى خود، واهى و مُغرضانه بودن اين پندار را ثابت نموده‌ايم.) صحيح همان است كه طبرسى در تفسير خود آورده و نزول اين آيه را موقعى دانسته كه گروهى از مسلمانان پس از فتح مكه از پيامبر صلى الله عليه و آله خواستند تا اجازه فرمايد براى پدران مشرك خود طلب استغفار كنند. آنگاه اين آيه نازل شد و به‌طور صريح از اين‌كار منع نمود.[3]

[1]. التمهيد فى علوم القرآن؛ ج 1، ص 237 و 169.

[2]. توبه، 114 و 113.

[3]. تفسير طبرسى؛ ج 5، ص 76.