بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 162

زيرا حتي به تبع بدن هم انقسام‌پذير نيست، برخلاف صفات و اعراض اجسام، مانند رنگ و شكل كه به تبع اجسام قابل انقسام هستند و ازاين‌رو «اموري جسماني» به‌شمار مي‌روند.

با توجه به ويژگي‌هاي اجسام و جسمانيات مي‌توان مقابلات آنها را به‌عنوان ويژگي‌هاي مجردات قلمداد كرد، يعني موجود مجرد نه انقسام‌پذير است و نه مكان و زمان دارد. تنها براي يك قسم از موجودات مجرد مي‌توان بالعرض نسبت مكاني و زماني در نظر گرفت و آن نفس متعلق به بدن است، يعني مي‌توان گفت جايي كه بدن هست روحش هم هست، و زماني كه بدن موجود است روحش هم در همان زمان موجود است، ولي اين مكان‌داري و زمان‌داري، در واقع صفت بدن است و در اثر تعلق و اتحاد روح با بدن، از روي مسامحه و مجاز به آن هم نسبت داده مي‌شود.

لازم به تذكر است كه عرفا و فلاسفهٔ اشراقي نوع سومي از موجودات را اثبات كرده‌اند كه واسطه و برزخي ميان مجرد كامل و مادي محض است و آن را موجود مثالي ناميده‌اند و در اصطلاح صدرالمتألهين و پيروانش به‌نام «مجرد مثالي و برزخي» ناميده مي‌شود، چنان‌كه گاهي «جسم مثالي» نيز بر آن اطلاق مي‌گردد. در اين‌باره نيز توضيح بيشتري داده خواهد شد.


صفحه 163


خلاصه

1. يكي از تقسيمات اوليهٔ موجود، تقسيم آن به واجب‌الوجود و ممكن‌الوجود، يا موجود بنفسه و موجود بغيره، يا موجود غني و فقير است.

2. تقسيم ديگر اين است كه موجود اگر محتاج به موضوع و حالت و صفتي براي موجود ديگر باشد عرض، و در غير اين صورت، جوهر مي‌باشد. مقسم اين تقسيم اگر مطلق موجود باشد از تقسيمات اوليه، و اگر موجود ممكن‌الوجود باشد (آن‌چنان‌كه فلاسفهٔ اسلامي قائل شده‌اند) از تقسيمات ثانويه به‌شمار مي‌رود.

3. ديگر از تقسيمات اوليهٔ موجود، تقسيم آن به مجرد و مادي است؛ زيرا مقسم آن مطلق موجود مي‌باشد و اختصاصي به ممكن‌الوجود يا جوهر يا عرض ندارد.

4. واژهٔ «مجرد» كه در لغت به‌معناي «برهنه‌شده» است، در اصطلاح فلاسفه در مقابلِ «مادي» به‌كار مي‌رود.

5. ماده دو اصطلاح منطقي دارد: يكي مادهٔ قضايا (وجوب، امكان، امتناع) و ديگري ماده قياس يعني مقدمات آن، صرف‌نظر از شكل و هيئت تركيبي آنها. اصطلاح فيزيكي آن عبارت است از موجودي كه داراي صفاتي از قبيل جرم و جذب و دفع باشد.

6. ماده در اصطلاح فلسفه عبارت است از جوهري كه زمينهٔ پيدايش موجود ديگري باشد، مانند خاك كه مادهٔ گياهان و جانوران است.

7. جسم را به سه صورت تعريف كرده‌اند:

الف‌) فلاسفه آن را چنين تعريف كرده‌اند: جوهري كه بتوان در آن سه خط متقاطع فرض كرد، به‌گونه‌اي كه در محل تقاطع آنها زواياي قائمه به‌وجود بيايد.

ب‌) متكلمين جسم را به «جوهر شاغل حيّز» تعريف كرده‌اند.


صفحه 164

ج‌) شيخ اشراق آن را به جوهري كه قابل اشارهٔ حسي باشد تعريف كرده است.

8. ساده‌ترين تعريف جسم اين است: جوهري كه در سه جهت امتداد داشته باشد، و لازمهٔ آن اين است كه اولاً، در هريك از جهات سه‌گانه تا بي‌نهايت قابل تقسيم باشد، و ثانياً، مكان‌دار باشد، و ثالثاً، قابل اشارهٔ حسي باشد، و رابعاً، داراي امتداد زماني باشد.

9. جسماني عبارت است از موجودي كه تابع وجود اجسام باشد و مستقل از آنها تحقق نيابد و باقي نماند، و مهم‌ترين ويژگي آن اين است كه به تبع جسم انقسام‌پذير باشد. ازاين‌رو روح را نمي‌توان جسماني دانست؛ زيرا نه جسم است و نه به تبع جسم انقسام مي‌پذيرد، علاوه بر اينكه مستقل از بدن هم باقي مي‌ماند.

10. عرفا و فلاسفهٔ اشراقي نوعي ديگر از موجودات را اثبات كرده‌اند كه واسطه‌اي بين مجرد كامل و مادي محض است و گاهي «مجرد مثالي» و گاهي «جسم مثالي» ناميده مي‌شود.


صفحه 165


پرسش

1. مهم‌ترين تقسيمات اوليهٔ موجود را بيان كنيد.

2. مفهوم جوهر و عرض را شرح دهيد و وجود آنها را اثبات كنيد.

3. در چه صورت مي‌توان تقسيم موجودات به جوهر و عرض را از تقسيمات اوليه به‌حساب آورد؟

4. اصطلاحات علمي «ماده» را بيان كنيد.

5. مفهوم واژه‌هاي مجرد و مادي را توضيح دهيد.

6. تعاريف جسم را بيان كنيد.

7. مهم‌ترين ويژگي‌هاي اجسام كدام است؟

8. معناي واژهٔ «جسماني» و ويژگي موجودات جسماني را بيان كنيد.

9. آيا مي‌توان روح را جسماني دانست؟

10. موجود مثالي چيست؟


صفحه 166

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 167


درس چهل و دوم

مكان چيست؟

· مقدمه

· مسئلهٔ زمان و مكان

· فرق بين «جاي» و «كجايي» و بين «گاه» و «چه‌گاهي»

· حقيقت مكان


صفحه 168

صفحه 169


مقدمه

مبحث زمان و مكان ازجمله مباحث مهم فلسفي است كه همواره مورد توجه انديشمندان و فيلسوفان بوده، و پيوسته تازگي و طراوت خود را حفظ كرده، و هيچ‌گاه دستخوش كهنگي و پژمردگي نگشته و پروندهٔ آن به بايگاني سپرده نشده است. با اينكه نوابغ فلسفهٔ شرق و غرب دربارهٔ آنها بسيار انديشيده و سخن گفته‌اند و ازجمله فيلسوف بزرگ شرق، ابن‌سينا در طبيعياتشفاءبه‌تفصيل پيرامون آنها قلم‌فرسايي كرده است، هنوز هم جاي ژرف‌انديشي و پژوهش و كاوش در زواياي اين مبحث وجود دارد.

نظريات فيلسوفان و صاحب‌نظران به‌قدري دربارهٔ زمان و مكان، مختلف و متناقض و مشتمل بر آراء شگفت‌انگيز است، كه كمتر مسئلهٔ فلسفي‌اي را مي‌توان با آن مقايسه كرد؛ مثلاً از يك سوي، زمان و مكان را از جواهر مجرد شمرده‌اند و از سوي ديگر آنها را تا سرحد امور وهمي و پنداري تنزل داده‌اند و «كانت» فيلسوف مشهور آلماني آنها را از امور ذهني و به تعبير خودش «صورت حساسيت» دانسته است، ولي غالب فيلسوفان آنها را از اعراض خارجي به‌شمار آورده‌اند.

در اين ميان فيلسوف بزرگ اسلامي صدرالمتألهين شيرازي در مسئلهٔ زمان، گوي سبقت را از همگان ربوده و نظريهٔ بسيار مهم و استواري را ارائه داده كه مي‌توان آن را سخن نهايي در اين مسئله دانست. نيز مي‌توان اين نظريه را پايه‌اي اساسي براي اثبات حركت جوهريه تلقي كرد كه دست‌كم تبيين فلسفي آن از ابتكارات و نوآوري‌هاي اين فيلسوف بزرگ مي‌باشد، چنان‌كه در درس‌هاي آينده روشن خواهد شد.