بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 240

12. اضافه به دو قسم كلي تقسيم مي‌شود: اضافهٔ متشابهة‌الاطراف، مانند اخوت، و اضافهٔ متخالفة‌الاطراف، مانند ابوت و بنوت.

13. هيچ‌يك از مفاهيمي كه به‌نام «مقولات نسبي» ناميده مي‌شوند، از مفاهيم ماهوي و معقولات اُولي نيستند؛ زيرا همگي مشتمل بر مفهوم نسبت هستند و نسبت، مابازای عيني ندارد.

14. ازجمله شواهد بر اعتباري بودن اضافه اين است كه از يك سوي در مورد خداي متعالی، و از سوي ديگر در مورد اعتباريات و حتي معدومات و ممتنعات نيز صدق مي‌كند.

15. اعتباري بودن اين مفاهيم بدان معنا نيست كه به‌طور گزاف و به دلخواه مي‌توان به اشياء مختلف نسبت داد، بلكه بدين معناست كه داراي منشأ انتزاع هستند ولي خودشان مابازای عيني ندارند.

16. اتصاف اشياء خارجي به اين‌گونه مفاهيم، دليل ماهيت بودن آنها نيست، چنان‌كه اتصاف به ساير معقولات ثانيهٔ فلسفي هم دليل وجود مابازایِ عيني براي آنها نيست.


صفحه 241


پرسش

1. اقوال فلاسفه را دربارهٔ اعراض شرح دهيد.

2. نقطه ضعف‌هاي آنها را به‌طور اجمال بيان كنيد.

3. كميت چيست و چند نوع دارد؟

4. دلايل اعتباري بودن عدد را بيان كنيد.

5. مقدار هندسي را به چه معنا مي‌توان از اعراض جسم دانست؟

6. مقولات نسبي را يكايك تعريف كنيد.

7. كدام‌يك از آنها دربارهٔ مجردات هم صدق مي‌كند؟

8. چرا نسبت را نمي‌توان امري عيني دانست؟

9. دليل اعتباري بودن مقولات نسبي را بيان كنيد.

10. دليل ويژه بر اعتباري بودن اضافه را شرح دهيد.


صفحه 242

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 243


درس چهل و هشتم

كيفيت

· مقولهٔ كيف

· كيف نفساني

· كيف محسوس

· كيف مخصوص به كميات

· كيف استعدادي

· نتيجه‌‌گيري


صفحه 244

صفحه 245


مقولهٔ كيف

هر انساني يك سلسله از حالات مختلف رواني را در درون خويش با علمِ حضوري مي‌يابد، مانند حالات شادي و اندوه، ترس و اميد، لذت و درد، شوق و نفرت، محبت و عداوت و... . همچنين با حواس ظاهري خودش صفاتي را از اجسام درك مي‌كند كه غالباً تغييرپذيرند، مانند رنگ‌ها، مزه‌ها، بوي‌ها، صداها و... .

فلاسفه همهٔ اين حالات و صفات رواني و جسماني را در يك مفهوم كلي مندرج ساخته آن را كيفيت و چگونگي ناميده‌اند و آن را جنسي براي همهٔ آنها انگاشته به اين صورت تعريف كرده‌اند: كيفيت عرضي است كه ذاتاً قابل قسمت نيست و مشتمل بر معناي نسبت نيز نمي‌باشد. در واقع آن را با سلب ويژگي‌هاي كميت و مقولات نسبي معرفي كرده‌اند.

ولي به‌نظر مي‌رسد كه صرف‌نظر از مناقشه‌اي كه به‌طور كلي در دستگاه جنس و فصل ارسطویي وجود دارد، كيفيت را نبايد جزء ماهيت اين اعراضِ مختلفِ مادي و مجرد به‌حساب آورد، بلكه بايستي آن را مانند مفهوم حالت و هيئت و عرض، از مفاهيم عام انتزاعي دانست كه به‌صورت حمل عَرضي بر تعدادي از امور مختلف‌الحقيقه اطلاق مي‌شود.

به هر حال، در ميان مقولات عرضي آنچه را مي‌توان به‌طور قطع و يقين عرض خارجي و داراي مابازای عيني دانست، مقولهٔ كيف است كه بعضي از مصاديق آن با علم حضوريِ خطاناپذير درك مي‌شود.

فلاسفه براساس استقراء، مقولهٔ كيف را به چهار نوع كلي تقسيم كرده‌اند: كيف نفساني، كيف محسوس، كيف مخصوص به كميات، و كيف استعدادي.


صفحه 246


كيف نفساني

كيف نفساني عرضي است مجرد كه تنها عارض جواهر نفساني مي‌شود و تاكنون جدول دقيق و كاملي از انواع آن به‌دست نيامده است. فلاسفه علم، قدرت، اراده و كراهت، لذت و الم، حالات انفعالي و عادات و ملكات نفساني را ازجملهٔ كيفيات نفساني به‌شمار آورده‌اند و بحث‌هايي پيرامون آنها انجام داده‌اند كه بيشتر مربوط به علم‌النفس مي‌باشد.

هم‌چنان‌كه اشاره شد، يقيني‌ترين انواع كيف، كيفيات نفساني است كه با علم حضوري و تجربهٔ دروني شناخته مي‌شوند و حتي امثال هيوم كه بسياري از مسلمات را مورد تشكيك قرار داده‌اند، وجود اين دسته از كيفيات را يقيني و غيرقابل‌انكار دانسته‌اند.

در ميان اقسام كيف نفساني آنچه ارتباط بيشتري با مباحث فلسفي دارد علم است. ازاين‌رو بحث مستقلي دربارهٔ آن خواهيم داشت. در درجهٔ دوم، اراده و قدرت و اختيار قرار دارد كه در درس سي و هشتم بحث‌هايي پيرامون آنها انجام گرفت و توضيحات بيشتري در مبحث صفات خداي متعالی دربارهٔ آنها خواهد آمد.


كيف محسوس

منظور از كيف محسوس، آن دسته از كيفيات مادي است كه به‌وسيلهٔ حواس ظاهري و اندام‌هاي حسي درك مي‌شوند.

فلاسفه براساس نظريه‌اي كه در علوم طبيعي قديم مورد قبول بوده و حواس ظاهري را پنج نوع مي‌دانسته‌اند، كيف محسوس را به پنج دسته تقسيم مي‌كرده‌اند و رنگ و نور را از كيفيات ديدني، و صداها را از كيفيات شنيدني، و مزه‌ها را از كيفيات چشيدني، و بوي‌ها را از كيفيت بوييدني، و سردي و گرمي و زبري و نرمي را از كيفيات لمس‌‌كردني مي‌‌شمرده‌‌اند. اما در روان‌شناسي جديد حواس ديگري غير از حواس پنج‌گانهٔ معروف اثبات شده كه بايد در دسته‌بندي كيفيات محسوس مورد توجه قرار گيرد.

اثبات وجود كيفيات محسوس در خارج از ظرف ادراك به­آساني ­كيف­نفساني نيست؛


صفحه 247

زيرا علم حضوري به آنها تعلق نمي‌گيرد و براي پاسخ به اين سؤال كه آيا آنچه را ما به‌عنوان حالاتي از اشياء مادي درك مي‌كنيم، در متن خارج هم به‌همين صورت وجود دارد يا نفس ما در اثر يك سلسله از فعل و انفعالات فيزيكوشيميايي و فيزيولوژيكي كه در بدن انجام مي‌گيرد، مستعد درك اين امور در درون خويش مي‌شود و نمي‌توان عين آنها را در جهان ماده اثبات كرد؟ براي پاسخ صحيح به اين سؤال بايد از براهيني استفاده كرد كه بعضي از مقدمات آنها از علوم تجربي گرفته مي‌شود و اثبات قطعي اين‌گونه مقدمات در گرو پيشرفت علوم مربوطه مي‌باشد. به‌عنوان مثال، هنوز ماهيت انرژي‌ها و رابطهٔ ماده و انرژي به‌صورت يقيني شناخته نشده و ازاين‌رو نمي‌توان تحليل فلسفي يقيني دربارهٔ آنها ارائه داد.

فلاسفهٔ پيشين براي نور و حرارت واقعيتي جز همان حالت و عرضي كه به‌وسيلهٔ اندام‌هاي حسي درك مي‌شود قائل نبودند، و از اين جهت آنها را ذاتاً بسيط و تجزيه‌ناپذير مي‌انگاشتند، ولي براساس بعضي از نظرياتِ فيزيك جديد بايد آنها را از قبيل جواهر مادي به‌حساب آورد و هر‌چند در اصطلاح فيزيك آنها را انرژي مي‌نامند و در مقابل ماده قرار مي‌دهند، اما چون معتقدند كه ماده از تراكم انرژي به‌وجود مي‌آيد و در اثر تجزيه و تشعشع تبديل به انرژي مي‌شود، بايد انرژي را هم از نظر فلسفي جزء اجسام به‌حساب آورد، زيرا محال است كه جسم از غيرجسم تركيب شود، يا در اثر تجزيه تبديل به چيزي شود كه جوهر داراي امتداد (جسم) نباشد.

اما مطلب در اينجا خاتمه نمي‌يابد و با دقت بيشتر روشن مي‌شود كه آنچه مورد درك مستقيم قرار مي‌گيرد، جوهر نور و حرارت نيست، بلكه صفت روشن بودن و گرم بودن آنهاست و در اينجا سؤال سابق تكرار مي‌شود كه آيا اين كيفيات محسوس به همان‌گونه كه در ظرف ادراك منعكس مي‌شوند، در خارج هم به‌همين صورت وجود دارند يا نه؟


كيف مخصوص به كميات

فلاسفه يك دسته ديگر از كيفيات­ را به‌نام كيفيت مخصوص ­به كميات ناميده‌‌اند كه بخشي