به يك صورت تبيين كرد، بلكه بايد با توجه به انواع علوم، هر موردي را جداگانه مورد بررسي قرار داد و رابطهٔ آن را تعيين نمود. اينك نتايج حاصله از اين بحث را فهرستوار ميآوريم:
1. در مورد علم حضوري به ذات، علم و عالم و معلوم وجود واحدي دارند و هيچگونه تعددي در آنها يافت نميشود، مگر بهحسب اعتبار عقلي، و اگر تعبير «اتحاد» در چنين موردي بهكار رود، به لحاظ تعدد اعتباري آنها ميباشد وگرنه بايد بهجاي آن تعبير «وحدت» را بهكار برد. اين وحدت عالم و معلوم مورد اتفاق ميباشد؛
2. مقصود قائلين به اتحاد عالم و معلوم، اتحاد عالم با معلوم بالعرض نيست، بلكه مقصود ايشان اتحاد عالم با معلوم بالذات (صورت ادراكي) ميباشد؛
3. همچنين مقصود ايشان اتحاد ماهيت عالم با ماهيت معلوم نيست و چنين چيزي مستلزم انقلاب ماهيت و تناقض است؛
4. اتحاد وجود يكي از آنها با ماهيت ديگري نيز بديهي البطلان است؛
5. در علم حضوري علت مفيضه به معلول و بالعكس، اتحادي از قبيل اتحاد حقيقه و رقيقه يا به تعبير ديگر اتحاد تشكيكي مراتب وجود حاصل است؛ زيرا وجود يكي از آنها عين ربط و وابستگي به ديگري است و استقلالي از خودش ندارد؛
6. در علم حضوري دو معلول مجرد به يكديگر، به فرض اينكه چنين علمي ثابت باشد، ميتوان اتحادي بالعرض ميان عالم و معلوم در نظر گرفت؛ زيرا هريك از آنها اتحادي بالذات با علت مفيضهاش دارد؛
7. در آن دسته از علوم حصولي كه فعل نفس بهشمار ميروند، و نفس نسبت به آنها فاعل بالتجلي يا بالرضا يا بالعنايه شمرده ميشود نيز اتحادي از قبيل اتحاد مراتب تشكيكي وجود ميتوان قائل شد؛
8. در آن دسته از علوم حصولي كه از قبيل كيفيات نفساني بهشمار ميروند، معلوم بالذات كه همان كيف نفساني خاص باشد با جوهر نفس، اتحادي از قبيل اتحاد عرض با جوهر خواهد داشت.
خلاصه
1. محل نزاع در مسئلهٔ اتحاد عالم و معلوم اين است كه آيا وجود عالم، اتحادي با وجود صورت ادراكي دارد يا نه؟ و اما اتحاد دو ماهيت يا اتحاد يكي از آنها با وجود ديگري و همچنين اتحاد عالم با معلوم بالعرض، از محل نزاع خارج است و هرچند در كلام ابنسينا اين مسئله دربارهٔ «تعقل» مطرح شده، ولي صدرالمتألهين آن را به تخيل و احساس نيز توسعه داده است.
2. اتحاد دو وجود عيني بهمعناي وابستگي يا همبستگي آنها، به شش صورت فرض ميشود. اتحاد عرض و جوهر، اتحاد مادهٔ ثانيه با صورت، اتحاد چند مادهاي كه زير چتر صورت واحدي قرار گرفتهاند با يكديگر، اتحاد هيولاي اُولي با صورت، اتحاد علت مفيضه با معلولش، اتحاد دو معلول همرتبه بهواسطهٔ اتحاد هريك از آنها با علت مفيضه.
3. صدرالمتألهين كوشيده است كه اتحاد نفس را با صورت ادراكي، از قبيل اتحاد هيولي با صورت قلمداد كند.
4. براي اين مطلب، به اين صورت استدلال كرده است: معلوميت، صفتي ذاتي براي صورت ادراكي است و تحقق اين صفت بدون وجود عالم معنا ندارد، و همچنانكه خود اين صفت براي ذات صورت ادراكي ثابت است، عالميت هم براي ذات آن ثابت خواهد بود؛ زيرا دو امر متضايف، از نظر وجود همسنگ هستند، پس عالميت نفس جز بهوسيلهٔ اتحاد با آن امكان ندارد.
5. جواب اين است كه معلوميت، مفهومي اضافي است و به هيچوجه نميتوان آن را «ذاتي» براي موجودي بهشمار آورد، و معلوميت بالفعل هرچند مستلزم عالم بالفعل است، اما لازمهٔ آن، وجود عالم در ذات معلوم نيست، بلكه اگر عالميت موجود براي خودش ثابت شود (مانند علم جوهر مجرد به ذات خودش)، مصداق عنوانهاي عالم و معلوم يك چيز خواهد بود، و اما اگر موجودي عالميت نداشته باشد (مانند كيف نفساني) ناچار عالم، جوهري خارج از ذات آن خواهد بود و نهايت اين است كه اتحادي با يكديگر از قبيل اتحاد جوهر و عرض داشته باشند.
6. حقيقت اين است كه كيفيت ارتباط عالم با معلوم را نميتوان در همهٔ موارد به يك صورت تبيين كرد، بلكه در موارد مختلف فرق ميكند، چنانكه در مورد علم حضوري به ذات بايد عالم و معلوم را «واحد» دانست، نه «متحد».
7. در علم حضوري علت مفيضه به معلول و بالعكس، اتحاد عالم و معلوم از قبيل اتحاد مراتب تشكيكي وجود است كه يكي عين ربط و وابستگي به ديگري است.
8. در علم حضوري دو معلول مجرد به يكديگر به فرض ثبوت آن، اتحادي بالعرض ميان عالم و معلوم ميتوان قائل شد.
9. علم حصولي اگر از قبيل كيف نفساني باشد، اتحاد عالم و معلوم از قبيل اتحاد جوهر و عرض خواهد بود.
10. اگر علم حصولي، فعل نفس بهشمار رود، اتحاد آنها از قبيل اتحاد مراتب وجود خواهد بود.
پرسش
1. محل نزاع در مسئلهٔ اتحاد عالم و معلوم را دقيقاً تعيين كنيد.
2. اتحاد دو موجود به چند صورت فرض ميشود؟ و كداميك از آنها صحيح است؟
3. اتحاد دو وجود عيني به چند صورت تصور ميشود؟ و كداميك از آنها صحيح است؟
4. نظريهٔ صدرالمتألهين در مورد اتحاد عالم و معلوم چيست؟
5. دليل وي را بيان و نقادي كنيد.
6. در موارد مختلف علم و ادراك، چند نوع رابطه ميان عالم و معلوم وجود دارد؟ و در هر مورد اتحاد آنها به چه معناست؟
بخش ششم
ثابت و متغير
درس پنجاه و يكم
ثابت و متغير
· مقدمه
· توضيحي پيرامون تغير و ثَبات
· اقسام تغير
· اقوال فلاسفه دربارهٔ اقسام تغير