بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 36

اشياء مي‌شوند و هيچ موجود طبيعي نيست كه موجود ديگري را از نيستي به هستي بياورد.

در ميان فاعل‌هاي الهي و ايجاد‌كننده، فاعلي كه خودش نياز به ايجادكننده نداشته باشد، به‌نام «فاعل حق» اختصاص مي‌يابد و مصداق آن منحصر به ذات مقدس الهي مي‌باشد.

نكته‌اي را كه بايد در پايان اين درس خاطرنشان كنيم، اين است كه همهٔ تقسيمات علت به استثناء تقسيم اخير، تقسيمي عقلي و داير بين نفي و اثبات است و همهٔ آنها به‌صورت «قضيهٔ منفصلهٔ حقيقيه» بيان مي‌شود. اما مقتضي و شرط، در واقع دو قسم خاص از علت ناقصه مي‌باشند و نبايد آنها را تقسيم مستقلي تلقي كرد.


صفحه 37


خلاصه

1. موجودي كه وابسته به موجود ديگري است و بدون آن تحقق نمي‌يابد «معلول»، و طرف وابستگي آن «علت» ناميده مي‌شود.

2. علت اصطلاح اخصي دارد و آن عبارت است از موجودي كه براي تحقق موجود ديگري كافي باشد، و وجود معلول به واسطهٔ آن ضرورت پيدا كند.

3. علت و معلول دو عنوان متضايف هستند كه در رابطهٔ خاص و نسبت به طرف اضافهٔ خودشان صدق مي‌كنند و چيزي كه علت براي چيز ديگري است مي‌تواند در رابطهٔ ديگر و نسبت به موجود سومي معلول باشد، چنان‌كه شخص واحدي نسبت به يك فرد، «پدر» و نسبت به فرد ديگري، «فرزند» است.

4. مفهوم علت و معلول از معقولات ثانيهٔ فلسفي است و چنان نيست كه ماهيت موجودي، عليت يا معلوليت باشد.

5. بعضي از فلاسفهٔ غربي پنداشته‌اند كه مفهوم علت و معلول از ملاحظه تقارن يا تعاقب منظم دو پديده انتزاع مي‌شود و اساساً محتواي آنها چيزي بيش از تقارن و تعاقب منظم نيست.

6. براي ابطال اين پندار همين بس كه بسياري از پديده‌ها همواره با هم يا پي‌در‌پي به‌وجود مي‌آيند، در حالي كه هيچ‌كدام علت براي ديگري نيستند.

7. ممكن است منشأ انتزاع اين دو مفهوم را تجاربي بدانند كه وابستگي پديده‌اي را به پديدهٔ ديگر اثبات مي‌كنند.

8. ولي اين وجه هم صحيح نيست؛ زيرا علاوه بر اينكه تجارب حسي چيزي را بيش از تقارن يا تعاقب دو پديده ثابت نمي‌كنند، تجربه‌كنندگان هم قبل از اقدام به آزمايش از وجود اصل اين رابطه آگاه هستند و تجارب علمي را براي تشخيص مصاديق علت و معلول انجام مي‌دهند.

9. انسان نخستين‌بار، مصداق علت و معلول را در درون خودش با علم حضوري مي‌يابد و از مقايسهٔ آنها با يكديگر مفهوم علت و معلول را انتزاع مي‌كند و سپس آنها را به ساير موجودات تعميم مي‌دهد.


صفحه 38

10. اگر علت براي وجود معلول كافي باشد آن را «علت تامه» و در غير اين صورت آن را «علت ناقصه» مي‌نامند.

11. اگر علت داراي اجزائي باشد، «مركب» و در غير اين صورت، «بسيط» خواهد بود.

12. اگر علت مستقيماً در پيدايش معلول مؤثر باشد، «بي‌واسطه» و در غير اين صورت، «باواسطه» خواهد بود.

13. علت‌هايي كه مي‌توانند علي‌البدل در پيدايش معلول مؤثر باشند، «جانشين‌پذير» و در غير اين صورت، «انحصاري» ناميده مي‌شوند.

14. علتي كه جزء معلول باشد، «داخلي» وگرنه، «خارجي» مي‌باشد.

15. علتي كه بايد همواره با معلول باشد، «علت حقيقي» و علت قابل انفكاك، «علت اعدادي» يا «معد» ناميده مي‌شود.

16. اگر موجودي تنها در حالت و وضعيت خاصي بتواند مؤثر واقع شود آن را «مقتضي» يا «سبب» و حالت مزبور را «شرط» مي‌خوانند. گاهي واژهٔ «شرط» بر چيزي كه موجب پيدايش وضعيت لازم مي‌شود نيز اطلاق مي‌گردد. همچنين نبودن مانع از تأثير را «شرط عدمي» مي‌نامند.

17. اگر وضعيت لازم بايد در فاعل به‌وجود بيايد آن را «شرط فاعليت فاعل» مي‌گويند و اگر بايد در ماده مورد تأثير پديد آيد آن را «شرط قابليت قابل» مي‌خوانند.

18. علت مادي و علت صوري، همان ماده و صورت در مركبات جسماني هستند كه وقتي نسبت به مجموع سنجيده شوند نام علت بر آنها اطلاق مي‌شود به اين لحاظ كه هريك از آنها در پيدايش كل مؤثر است.

19. علت فاعلي همان منشأ پيدايش معلول است و منظور از آن در طبيعيات، منشأ حركت و دگرگوني اجسام، و در الهيات، منشأ وجود مي‌باشد. فاعلي كه وجودش نيازمند به فاعل ديگري نباشد «فاعل حق» ناميده مي‌شود.

20. علت غائي همان هدف و انگيزه‌اي است كه فاعل را وادار به انجام دادن كار مي‌كند.


صفحه 39


پرسش

1. مفهوم علت و معلول را بيان كنيد و توضيح دهيد كه از كدام دسته از معقولات هستند.

2. فرق بين دو اصطلاح علت، و نسبت بين آنها را بيان كنيد.

3. آيا مفهوم علت و معلول از تقارن يا تعاقب دو پديده حكايت مي‌كنند؟

4. آيا اين مفاهيم منشأ حسي و تجربي دارند؟

5. وجه مورد قبول در كيفيت آشنايي ذهن با اين مفاهيم چيست؟

6. فرق بين علت تامه و علت ناقصه را بيان كنيد.

7. علت‌هاي بسيط و مركب كدام‌اند؟

8. علت‌هاي بي‌واسطه و باواسطه را شرح دهيد.

9. فرق بين علت انحصاري و جانشين‌پذير چيست؟

10. علت داخلي كدام است؟

11. فرق بين علت حقيقي و علت اِعدادي چيست؟

12. مقتضي و شرط را تعريف كنيد.

13. اقسام شروط را بيان كنيد.

14. فرق بين علت مادي و صوري، با ماده و صورت چيست؟

15. دو اصطلاح علت فاعلي را شرح دهيد.

16. علت غائي را تعريف كنيد.


صفحه 40

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 41


درس سي و دوم

اصل عليت

· اهميت اصل عليت

· مفاد اصل عليت

· ملاك احتياج به علت


صفحه 42

صفحه 43


اهميت اصل عليت

همان‌گونه كه در درس نهم بيان شد، محور همهٔ تلاش‌هاي علمي را كشف روابط علّي و معلولي بين پديده‌ها تشكيل مي‌دهد و اصل عليت به عنوان يك اصل كلي و عام، مورد استناد همهٔ علومي است كه دربارهٔ احكام موضوعات حقيقي بحث مي‌كنند. از سوي ديگر، كليت و قطعيت هر قانون علمي، مرهون قوانين عقلي و فلسفي عليت است و بدون آنها نمي‌توان هيچ قانون كلي و قطعي را در هيچ علمي به اثبات رسانيد. اين يكي از مهم‌ترين نيازهاي علوم به فلسفه مي‌باشد.

بعضي از كساني كه منكر اصالت عقل و احكام عقلي مستقل از تجربه هستند و يا اساساً براي مسائل فلسفي و متافيزيكي ارزش علمي و يقيني قائل نيستند، تلاش مي‌كنند كه اعتبار اصل عليت را از راه تجربه ثابت نمايند. اما چنان‌كه بارها اشاره شده، اين‌گونه تلاش‌ها بيهوده و نازاست؛ زيرا از سويي اثبات وجود حقيقي براي اشياءعيني و خارج از نفس، مرهون اصل عليت است و بدون آن راهي براي اثبات حقايق عيني باقي نمي‌ماند و هميشه جاي اين شبهه وجود خواهد داشت كه از كجا فراسوي ادراكات و صور ذهني، حقايقي وجود داشته باشد تا مورد تجربه قرار گيرد؟ و از سوي ديگر اثبات مطابقت ادراكات با اشياء خارجي(بعد از پذيرفتن آنها) نيازمند به قوانين فرعي عليت است و مادامي كه اين قوانين به ثبوت نرسيده باشد، جاي اين شبهه باقي است كه از كجا ادراكات و پديده‌هاي ذهني ما مطابق با اشياء خارجي باشند تا بتوان از راه آنها حقايق خارجي را شناخت؟ و سرانجـام باشـك در قـوانين ­عليـت ­نمي‌توان كليـت­ و قطعيت نتايج