انسان ، دارايى خود را با ديگران مقايسه مى كند و نتيجه اش حسد است. ضرر دوم اين كار ، اين است كه ما را به تلاشى وا مى دارد كه معمولاً با رعايت نكردن قواعد اخلاقى ملازم است. ضرر سوم اين گونه نظر كردن ها ايجاد پريشان حالى و حسرت است. شيوه ديگر «نظر كردن به ديگران» نظر كردن براى «انتقاد» است كه اين كار هم نامطلوب است. ما از تجسّس در احوال ديگران منع شده ايم. گاهى در احوال ديگران نظر مى كنيم تا ضعف آنها را بيابيم. يافتن نقطه ضعفِ ديگران براى سودجويى يا براى مسخره كردن آنها ، كار بسيار ناشايسته و غير اخلاقى اى است. گونه ديگر نظر كردن ـ كه باز هم مضرّ است ـ اين است كه نگاه مى كنيم كه ديگران چه مى كنند و چه اهدافى دارند ، تا از آنها تقليد كنيم. در اين گونه نظر كردن ، توجّه نمى كنيم كه سرمايه هاى نخستين ما انسان ها بسيار با هم متفاوت اند و نتيجه اين تفاوت ، اين است كه همه نمى توانيم يك كار بكنيم. با سرمايه هاى مختلف ، كارهاى متفاوت مى توان انجام داد ؛ امّا ما به اين تفاوت ها توجّه نمى كنيم. ضرر ديگر تقليد كوركورانه ، اين است كه اين كار ، رضايت خاطر نمى آورد. رضاى باطن ، زمانى به دست مى آيد كه اولاً به دنبال آنچه خود مى خواستم بروم ؛ ثانيا با توجّه به سرمايه هاى اوّليه ، به دنبال آن بروم. بدون اين دو، رضاى باطنْ حاصل نخواهد شد. بنا بر اين ، گاهى ما خود را با ديگران مقايسه مى كنيم ، به خاطر اين كه در زندگى مان هدفى نداريم. انسان بى هدف ، كاملاً تابع حوادث و پيشامدهاست. كسى كه هدف روشنى در زندگى دارد، پس از رسيدن به كاميابى ، احساس خوش بختى و آرامش مى كند ؛ امّا افرادى كه اهدافى
نامشخص را پى مى گيرند ، به هر مقامى كه برسند، باز هم ناراضى اند. تشخيص هدف و آگاهى از آن، پيش شرط هر گونه اقدامى است. افزون بر اين، در تعيين اهداف خويش بايد از تقليد كوركورانه بپرهيزيم. به عنوان مثال، اگر بخواهيم راه پسر عمويمان را كه درس خوانده و مهندس برق شده و از نظر كارى و مالى نيز وضعيت قابل توجهى دارد ، انتخاب كنيم، آيا پس از رسيدن به موفّقيت ، خوش حال خواهيم شد؟ در صورت مقايسه خود با ديگران ، دو اشتباه بزرگ مرتكب مى شويم: 1 . ناخودآگاه ، با ديگران به رقابت برمى خيزيم ؛ زيرا هدفمان تحقّق بخشيدن به خواسته و آرزويى مشخص نيست ؛ بلكه «برترى طلبى» و يا «مثل كسى شدن» است ؛ 2 . بدون توجّه به توانايى ها، علايق و امكانات خود ، دنباله رو ديگران مى شويم. هيچ كس واقعا موفّق نيست، مگر آن كه خوش بخت باشد و نيز خوش بخت واقعى ، كسى است كه كارى مفيد و با ارزش انجام دهد. به اين اعتبار، تعريف فرهنگ و بستر موفّقيت به مفهوم «نيل رضايت بخش به هدف» تعريفى مناسب است. بنا بر اين ، تنها گنجى كه ارزش جستجو كردن دارد «هدف» است .
و ـ شناخت هدف و مراحل آن
براى شناخت بهتر اهداف خويش و نيز انتخابى آگاهانه از ميان امكانات فراوان ، كاغذى برداريد و در گوشه اى خلوت و آرام بنشينيد و تمام اهدافى را كه در سر مى پرورانيد، در آن يادداشت كنيد. پس از فراغت از اين كار ، به مراحل سه گانه زير بپردازيد:
1 . تمركز و تفكّر
فكر، غذاى مغز است و تفكّر، وجه تمايز انسان از حيوان . هر يك از ما متأثّر از افكارى هستيم كه بر حسب عادت ، كنترلمان را در دست دارند. براى رهايى از افكار متضاد، بايد همه تراوشات ذهنى خويش را به مغز بسپاريم تا در فرصت مناسب ، آنها را مورد مطالعه قرار دهد. امروزه ، سپردن انديشه ها و آرزوها به مغز و ايجاد فرصت لازم براى بررسى يكايك آنها ، بين همه كسانى كه به نيروى شگفت انگيز تفكّر آگاه اند، متداول است. شما هم اين شيوه را در پيش گيريد تا نتيجه خارق العاده آن را دريابيد.
2 . مطالعه
پس از تمركز و بررسى اهداف ، نوبت به مطالعه مى رسد. امروزه ، مطالعه ، امرى بسيار متداول است، به اين ترتيب كه پيش از هر كارى ، ابتدا با صرف سرمايه اى گزاف ، هدف مربوطه را مورد بررسى قرار مى دهند. همچنين كار مورد نظر را با انواع كارهاى مشابه موجود در بازار ، قياس كرده ، با خواندن كتاب هاى فراوان و مشورت با كارشناسان طراز اول ، ابعاد موضوع را به طور دقيق مى سنجند. البته در اين راستا ، امكانات خود را براى دستيابى به اهداف تعيين شده ، مد نظر قرار مى دهند. بزرگى و كوچكى اهداف و اين كه آيا مورد پسند ديگران واقع مى شود يا نه ، اهميتى ندارد.
3 . مشاوره
مشاوره ، در مسير پيروزى و موفّقيت عاملى مؤثّر و يارى دهنده است. در اين زمينه ، بزرگان و نابغه ها شواهدى آورده اند كه استفاده از آنها مى تواند راهگشاى ما در جهت رسيدن به اهداف باشند . مشورت ، زمانى كارساز و مفيد خواهد بود كه فردِ طرف مشورت ، ويژگى هاى لازم را دارا باشد و به ما
در شناخت خواسته ها، اهداف و توانايى هايمان يارى رساند. اين ويژگى ها عبارت اند از: آگاه شدن از موضوع، مثبت انديشى و خيرخواهى.
انتخاب هدف
براى «انتخاب هدف» ، چهار شرط اصلى و اساسىِ هدف سالم را مد نظر قرار دهيد : 1 . رفاه و آسايش بيشترى فراهم سازد ؛ 2 . احساس مفيد بودن، خوشى و نشاط به ما بخشد ؛ 3 . از روى چشم و هم چشمى و رقابت با كسى ، انتخاب نشده باشد ؛ 4 . انتخاب آن ، تحت فشار يا به توصيه اطرافيان نباشد. پس از بررسى اهداف خويش و مطابقت آنها با شرايط فوق ، درمى يابيد كه از اجراى برخى از برنامه هايتان ـ كه داراى اين چهار ويژگى نيستند ـ ، صرف نظر كرده ايد. اكنون بايد صادقانه و با شجاعت ، به سؤالات زير پاسخ دهيد و آنها را روى كاغذ يادداشت كنيد : آيا به اين اهداف ، علاقه دارم؟ در صورت علاقه، براى تحقّق آنها آيا از قابليت و استعداد لازم برخوردارم؟ آيا براى رسيدن به اين اهداف ، امكانات كافى دارم؟ آيا وقت كافى دارم؟ اين مرحله نيز ويژگى هاى خود را دارد، به طورى كه ممكن است از دنبال كردن بعضى از هدف هاى مورد نظرتان منصرف شويد. هدفى كه حتى به شرط اجرا ، علاقه اى در شما ايجاد نكند، نفعى هم به دنبال نخواهد داشت. اكنون با پى بردن به هدف ويژه خود و با توجّه به توانايى هايتان در پيشبرد آن و نيز با در نظر گرفتن وقت كافى ، بايد دست به كار شويد .
زمان بندى
گام بعدى ، «زمان بندى» دقيق است، به اين صورت كه براى انجام دادن هر كار
بايد زمان مشخّصى در نظر گرفته شود. پيمودن هر مسيرى با علم به پيچ و خم ها و فراز و نشيب هايش ، زمان خاص خود را مى طلبد؛ پس از اين تقسيم بندى ، حال مى توانيد اوقات خود را جهت اجراى اهداف فراوان ، به طور همزمان تنظيم كنيد.
تصميم گيرى
پس از شناخت كامل از شرايط اساسىِ يك هدف سالم، نوبت به «تصميم گيرى» مى رسد كه به عنوان گامى مهم در جهت هموار ساختن مسير زندگى ، مورد توجّه قرار گيرد. به جرئت مى توان اعتراف كرد كه لحظه تصميم گيرى ، از سخت ترين و سرنوشت سازترين لحظات زندگى بشر است. بسيارى از افراد ، بر اين عقيده اند كه در اين لحظات ، فشارهاى زيادى را متحمّل شده اند. گاهى انتخاب غلط و پافشارى غير منطقى بر آن ، تمام عمر ، ما را از چشيدن خوش بختى محروم مى سازد. شرايط يك تصميم گيرى درست ، عبارت اند از : 1 . ترديد به خود راه ندهيد؛ 2 . از پيامدهاى تصميم گيرى نترسيد؛ 3 . تصميم خود را تغيير ندهيد؛ 4 . با افكار نااميد كننده بجنگيد؛ 5 . شما تصميم گيرنده باشيد؛ 6 . دنبال كارهاى فراوان نباشيد؛ 7 . كسى كه همه راه ها را مى جويد، همه را از دست مى دهد ؛ 8 . عجولانه تصميم نگيريد و لجوج و يك دنده نباشيد. عواملى كه تصميم گيرى را به موفّقيت نزديك مى كنند ، عبارت اند از :
يك . پشتكار: براى موفّقيت در كار و دستيابى به خواسته هاى قلبى ، بايد همه نيروى خود را صرف اهدافمان كنيم و همواره به دستاوردهاى نهايى حاصل از تلاشمان بينديشيم. پيروزى و كاميابى در اهداف ، زمانى تحقّق مى يابد كه شما انگيزه رسيدن به آن اهداف را در خود تقويت كنيد. متأسفانه ، بسيارى از افراد در مراحل اوّليه كار ، احساس رضايت و خرسندى مى كنند ؛ ولى پس از رويارويى با مشكلات ، دست از آن كار مى شويند و فكرى جديد در سر مى پرورانند، در حالى كه اگر صبر و شكيبايى به خرج دهند، شايد بيش از چند قدمى با موفّقيت ، فاصله نداشته باشند. دو . اعتماد به نفس: هميشه اعتماد به نفس خويش را حفظ كنيد و به ديگران نيز مجال ندهيد تا آن را سست و متزلزل سازند . اين را بدانيد كه خودكم بينى و عدم اطمينان ، مانعى بر سر راه موفّقيت و كاميابى است. كسى كه قدرت شگفت انگيز درونى و ارزش هاى وجودى خويش را باور دارد، هرگز در برابر مشكلات ، سر فرود نخواهد آورد. ترديدهايمان ، خيانتكارانى هستند كه با پندهايى نابه جا ، ما را از هدفمان باز مى دارند، در حالى كه تصميمى راسخ و آغازى به موقع ، فتح و پيروزى را نصيبمان مى سازد.
ز ـ استفاده از فرصت هاى زندگى
هر راه كار اساسى براى مقابله با حسرت ، برمى گردد به اين حقيقت كه فرد ، قدر فرصت ها را بداند ؛ امّا حال بايد ديد كه اين مغتنم شمردن فرصت ، يعنى چه؟ شايد توجّه آدمى به شرايط موجود و بهره بردارى صحيح از آنها به نفع سعادت مادى و معنوى خود ، تعريف خوبى باشد . استفاده از فرصت ، همان سعى و كوشش انسان در اجراى تمام وظايفى است كه اكنون بر عهده دارد. افسوس و حسرت بر گذشته ، يك مانع بزرگ روانى در راه استفاده از فرصت
است .[1]كسى كه مى خواهد از فرصت ها و سرمايه هايى كه در اختيار دارد ، به خوبى بهره بردارى نمايد ، بايد گذشته از دست رفته خود را به فراموشى بسپارد و دل را از حسرت و اندوه آن خالى كند. همچنين بايد آينده به وجود نيامده را ناديده انگارد و نگران آن نباشد. بايد تمام نيروى خود را متوجّه لحظه حال و شرايط موجود نمايد و در هر كارى ، از خود سؤال كند : الآن چه بايد كرد؟ فكر كند و به آن پرسش ، عاقلانه پاسخ دهد. سپس به انجام دادن آنچه كه موظّف است ، جدا به پا خيزد.امام صادق عليه السلام فرموده است: الأيّامُ ثَلاثَةٌ فَيَومٌ مَضى لا يُدرَكُ وَيَومٌ النّاس فيهِ فَيَنبَغي أن يَغتَنِموهُ وَغَداً إنَّما مِن أيديهِم أمَلُهُ .[2]ايّام زندگى ، سه روز است : اوّل ، روزى كه گذشته است و برگشت ندارد؛ دوم ، روز موجود است كه مردم در آن قرار دارند و در اختيار آنهاست كه بايد آن را مغتنم شمارند و از آن استفاده نمايند؛ سوم ، فردايى كه نيامده و تنها آرزوى آن را در دست دارند .ميزان آرامش ذهن و كارآيىِ فردىِ ما براساس ميزان توانايى مان براى زيستن در لحظه حالْ مشخّص مى شود. بنا بر اين ، ذهن را بايد بر لحظه حال متمركز ساخت. نيز همان امام همام فرموده است:اصبِروا عَلى الدُّنيا فَإِنَّما هيَ ساعَةٌ فَما مَضى مِنهُ فَلا تَجِد لَهُ أَلَماً وَلا سُروراً وَما لَم يَجئ فَلا تَدري ما هوَ وَإنَّما هي ساعَتُكَ الَّتي
[1]جوان از نظر عقل و احساسات ، ج 1 ، ص 75 .[2]تحف العقول ، ص 324 .
أنتَ فيها فاصبِر فيها عَلى طاعَةِ اللّه ِ واصبَر فيها عَن مَعصيَةِ اللّه ِ .[1]مجموع عمر آدمى در دنيا ساعتى بيش نيست ؛ آنچه از اين ساعت گذشته است ، معدوم شده و لذّت و اَلَمى از آن احساس نمى كنيد و آنچه از آن هنوز نيامده ، نمى دانيد چيست . سرمايه موجود و پُر ارزش عمر، تنها همان لحظات نقدى است كه اينك در اختيار شماست و در آن به سر مى بريد. مالكِ نفس خود باشيد و در حال حاضر ، براى اصلاح و رستگارى خود بكوشيد. در مشكلاتِ وظيفه شناسى و اطاعت از فرمان هاى الهى ، پايدار باشيد و از آلودگى به گناه و نافرمانى خداوند ، خوددارى كنيد .امام على عليه السلام در ضمن نامه اى كه به عبداللّه بن عباس نوشته ، فرموده است: ... وَما فاتَك مِنها فَلا تَأسَ عَلَيهِ جَزَعاً .[2]نسبت به چيزى كه از دنيايت فوت شده و از دست داده اى ، غمگين و بى تاب مباش!به فرزندان خود نيز اين گونه سفارش كرده است:... وَلا تَأسَفَا عَلى شَى ءٍ مِنها زُويَ عَنكُما .[3]شما [اى حسن و حسين] نسبت به آنچه از امور دنيوى از دست رفت ، تأسّف نخوريد .در جاى ديگر مى فرمايد : ... وَليَكُن أَسَفُك عَلى ما فاتَكَ مِنها .[4]تأسّف تو بايد هنگامى باشد كه از امور اخروى ، چيزى را از دست داده اى . للل
[1]الكافى ، ج 2 ، ص 454 .[2]نهج البلاغة ، نامه 22 .[3]همان ، نامه 47 .[4]همان ، نامه 22 .