بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 55

رفتار متفاوتى انجام مى داديد؟ در حقيقت ، با اين سؤال مى توان فهميد كه آنها در حال حاضر ، نسبت به چه چيزهايى حسرت مى خورند. برخى پاسخ هاى اين افراد را در اين جا مى آوريم : 1 . تحصيلات خود را به پايان مى رساندم و ترك تحصيل نمى كردم. 2 . به دانشگاه مى رفتم و تحصيلات عالى دانشگاهى ام را ادامه مى دادم. 3 . با انگيزه بيشتر و سخت تر كار مى كردم. 4 . قاطع تر و جسورتر و با اعتماد به نفس بيشتر زندگى مى كردم . 5 . در روابط اجتماعى خود بيشتر توجّه مى كردم. 6 . خود را براى كار حرفه اى و تخصّصى ، آماده مى كردم. 7 . براى ازدواج و داشتن خانواده، بيشتر تلاش مى كردم. 8 . هدف و آرمانى را براى خود انتخاب مى كردم. 9 . وقت بيشترى را براى روابط خانوادگى خود اختصاص مى دادم. 10 . در زمان مناسب ترى ازدواج مى كردم. 11 . به ورزش كردن ، اهمّيت بيشترى مى دادم. 12 . خود را در امور اجتماعى و فرهنگى ، بيشتر درگير مى كردم . 13 . بعد از طلاق و يا مرگ همسر دوباره ازدواج مى كردم. 14 . معتاد نمى شدم. 15 . بيشتر سفر مى كردم. 16 . به امور مالى و پس انداز پول بيشتر مى پرداختم. 17 . بيشتر يا كمتر بچه دار مى شدم. 18 . به محل بهترى نقل مكان مى كردم. 19 . وقت بيشترى را صرف فرزندانم مى كردم. 20 . شغل و حرفه بهترى را انتخاب مى كردم. 21 . زودتر يا ديرتر بچه دار مى شدم. و... . {-4-}

[1]نگرش (Attitude) ، عبارت است از يك روش نسبتا ثابت در فكر، احساس و رفتار نسبت به افراد، گروه ها، و موضوع هاى اجتماعى يا قدرى وسيع تر، هر گونه حادثه اى در محيط فرد. مؤلّفه هاى نگرش عبارت اند از: افكار و عقايد، احساسات و عواطف، و تمايلات رفتارى. محقّقان در زمينه مؤلّفه هاى نگرش نيز اتّفاق نظر دارند و براى آن ، ابعاد شناختى، عاطفى و رفتارى در نظر مى گيرند. مؤلّفه هاى عاطفى ، به هيجان هاى منفى يا مثبت و مؤلّفه هاى رفتارى ، به نحوه خاصى از كنش فرد و مؤلّفه هاى شناختى ، به فكر و تفسيرهاى خاص اشاره دارد (روان شناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلامى ، ص 136ـ137) .[2]Lewis[3]Terman[4]Psychological Review, volume 102 (2), April 1995, p 379 - 395.


صفحه 56

در روايات ما به موارد و مصاديقى همچون : عمر، سلامت، نيرومندى، نشاط، امنيت، جوانى، بى نيازى، فراغت، و زندگى و از همه بالاتر ، نعمت ولايت و حبّ اهل بيت عليهم السلام ـ كه از اهميت زيادى برخوردار است و افراد ، نسبت به از دست دادن آنها بيشتر حسرت مى خورند ـ ، اشاره شده است كه برخى از آنها را در اين جا ذكر مى كنيم.

1 . تلف كردن عمر

.پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد: قالَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : تَزولُ قَدَما عَبدٍ يَومَ القِيامَةِ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعٍ عَن عُمُرِهِ فيما أفناهُ وَ ... .[1]

.در قيامت ، هيچ بنده اى قدم از قدم بر نمى دارد، مگر اين كه از او سؤال مى شود كه عمرش را در چه كارى صرف نموده؟... .

.امام على عليه السلام به يكى از فرماندهان سپاه خود واعلَم أنَّ الدُّنيا دارُ بَليَّةٍ لَم يَفرُغ صاحِبُها فيها قَطُّ ساعَةً إلاّ كانَت فَرغَتُهُ عَلَيهِ حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ .[2]

.بدان كه دنيا سراى آزمايش است. هر كس ساعتى در آن فراغت يابد و از آن بهره بردارى نكند، همين ساعت بى كارى ، موجب حسرت و ندامت در روز رستاخيز مى گردد .

2 . از دست دادن جوانى

در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه در قيامت ، بعد از چند سؤال از عمْر ، اين سؤال پرسيده مى شود كه جوانى اش را در چه راهى تمام كرده است .[3]

[1]العمدة ، ص 57 ؛ روضة الواعظين ، ج 2 ، ص 498 ؛ بحار الأنوار ، ج 7 ، ص 257 و 261 .[2]نهج البلاغة ، نامه 59 .[3]العمدة ، ص 57 .


صفحه 57

همچنين در سفارش به ابوذر فرموده است :يا أبا ذَرٍّ اغتَنِم خَمساً قَبلَ خَمسٍ شَبابَكَ قَبلَ هَرَمِكَ .. .[1]اى ابوذر! پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمار : جوانى ات را قبل از پيرى... .امام على عليه السلام نيز مى فرمايد: شيئان لا يُعرَفُ فَضلَهُما إلاّ مَن فَقَدَهُما الشَّبابُ والعافيَةُ.[2]دو چيزند كه قدر و قيمتشان را نمى شناسند، مگر كسى كه آن دو را از دست داده باشد : يكى جوانى و ديگرى تن درستى .

3 . از دست دادن سلامتى

همان گونه كه در حديث قبل مشاهد نموديد ، سلامتى از نعمت هايى است كه تا از دست نرود ، قدرش شناخته نمى شود . در همين رابطه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز مى فرمايد:نِعمَتانِ مَجهولَتانِ الأَمنُ والعافيَةُ .[3]دو نعمت ، هميشه ناشناخته اند : يكى سلامتى و ديگرى امنيت .و نيز در سفارش به ابوذر فرمود:يا أباذَرٍّ اغتَنِم خَمسا قَبلَ خَمسٍ . . . وَصِحَّتَكَ قَبلَ سُقمِكَ .[4]اى ابوذر! پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمار: ... سلامتى ات را قبل از بيمارى ... .و در سفارش حضرت على عليه السلام نيز فرموده است: بادِر . . . صِحَّتِكَ قَبلَ سُقمِكَ .[5]سلامتى ات را قبل از بيمارى ، درياب .

[1]وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 114 (باب استحباب تعجيل فصل الخير) ؛ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 140 ؛ بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 75 .[2]غرر الحكم ، ح 7532 .[3]روضة الواعظين ، ج 2 ، ص 742 .[4]وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 114 .[5]غرر الحكم ، ح 3029.


صفحه 58

4 . ترك ياد خدا و ائمه عليهم السلام

.امام صادق عليه السلام فرمود: ما اجتَمَعَ قَومٌ في مَجلِسٍ لَم يَذكُروا اللّه َ وَلَم يَذكُرونا إلاّ كانَ ذلكَ المَجلِسُ حَسرَةً عَلَيهِم يَومَ القيامَةِ وَما مِن مَجلِسٍ يَجتَمِعُ فيهِ أبرارٌ وَفُجّارٌ ثُمَّ تَفَرَّقوا عَلى غَيرِ ذِكرِ اللّه ِ إلاّ كانَ ذَلِكَ حَسرَةً عَليهِم يَومَ القيامَةِ .[1]

.اگر گروهى در مجلسى جمع شوند و از ياد خدا و ياد ما غافل گردند، در روز قيامت ، آن مجلس، حسرت براى آنان خواهد بود وهيچ مجلسى نيست كه خوبان و بَدان در آن جمع شوند و ياد خدا در آن نشود و به پايان برسد ، مگر آن كه براى آنان در قيامت ، مايه حسرت خواهد بود .

در روايت مشابه ديگرى از آن امام آمده است :اگر گروهى در مجلسى اجتماع كنند و بر پيامبرشان صلوات نفرستند، در روز قيامت، حسرت چنين مجلسى را خواهندخورد.[2]حضرت امام باقر عليه السلام فرمود: إنّ ذِكرَنا مِن ذِكرِ اللّه ِ وَذِكرَ عَدُوِّنا مِن ذِكرِ الشَّيطانِ .[3]ياد ما ياد خداست و ياد دشمن ما ، ياد شيطان است .

5 . ترك زيارت امام عليه السلام

مردى از حضرت امام صادق عليه السلام پرسيد: آيا زيارت پدر شما پسنديده و لازم است؟ امام فرمود: «آرى» . آن شخص پرسيد: پاداش زيارت او چيست؟ حضرت فرمود: «اگر پيروى از او كند ، سزاوار بهشت است» . آن شخص

[1]بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 468 .[2]همان ، ج 90 ، ص 161 .[3]همان ، ج 72 ، ص 468 .


صفحه 59

پرسيد: اگر كسى از روى بى ميلى (و نه از روى عذر) ، ترك كند چه مى شود؟ حضرت پاسخ داد : «حسرت خوردن در روز حسرت!» . {-1-}

6 . ترك فراگيرى قرآن

.پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: قرآن، غذاى آماده الهى است ؛ پس به قدر توان خود از آن بياموزيد؛ زيرا نورى روشنگر است و شفايى منفعت بخش . آن را بياموزيد كه خداوند ، به سبب اين آموختن ، شما را شرافت مى بخشد. سوره بقره و آل عمران را بياموزيد كه ياد گرفتن [و عمل كردن به] آنها مايه بركت و ترك آنها موجب حسرت مى گردد .[2]

اين تعبير ، درباره سوره مباركه حمد نيز آمده است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:فاتحة الكتاب [سوره حمد] ، شريف ترين گنجينه عرش است كه خداوند ، تنها به من عنايت كرد و فقط بخشى از آن، يعنى «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را به سليمان داده است. كسى كه آن را با اعتقاد به ولايت محمّد و آل پاك او قرائت كند، در حالى كه مطيع امر قرآن و عترت و مؤمن به ظاهر و باطن آن دو باشد، خداوند ، در قبال هر حرفى از آن ، حسنه اى به او مى دهد كه هر يك از آن حسنات، از دنيا و آنچه كه در آن است، برتر است و كسى كه به قرائت قارى آن، گوش بدهد ، يك سوم ثواب قارى را خواهد برد. از اين خيرى كه به شما عرضه شد، هر چه مى توانيد ، بهره مند شويد كه غنيمت است. مبادا كه اين فرصت از دستتان برود و حسرت آن در دلتان

[1]كامل الزيارات ، ص 357 و 239 ؛ بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 145.[2]بحار الأنوار ، ج 89 ، ص 268 .


صفحه 60

باقى بماند[1]![2]

7 . ادب نشدن به آداب الهى

امين وحى خدا ، بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و گفت: خداوند سلام مى رساند و مى فرمايد: بخوان:«وَ لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقَى .[3]هرگز چشمان خود را به نعمت هاى مادى اى كه به برخى از آنان [مشركان ]داديم ميفكن. اينها شكوفه هاى زندگى دنيا هستند ، تا آنان را بيازماييم و روزى پروردگارت ، بهتر و پايدارتر است». با نزول اين آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد كه منادى ، اين گونه ندا دهدمَن لَم يُؤَدَّب بِأدَبِ اللّه ِ تَقَطَّعَت نَفسُهُ عَلى الدُّنيا حَسَراتٍ .[4]كسى كه به ادب الهى مؤدّب نشود، جان او با حسرت از دنيا جدا مى شود .

[1]همان ، ص 228 .[2]توجّه به دو نكته ، ضرورى است: الف . هر چند كه ياد گرفتن قرآن و تلاوت آن به تنهايى ، داراى بركت هاى فراوانى است، ليكن بركت اصلى و بى پايان، از آنِ آموزشى است كه مقدمه عمل گردد. ب . اگرچه در يكى از اين دو روايت ، ترك آموختنِ دو سوره بقره و آل عمران و در ديگرى ، ترك سوره حمد موجب حسرت معرفى شده است، ولى با توجّه به اين كه مجموع قرآن ، نور و هدايت است، قطعا ترك تعلّم هر سوره ديگر آن نيز موجب حسرت مى گردد. اين مطلب ، با دقّت در خيرات و بركاتى كه در دنباله روايت اول براى آموختن و قرائت قرآن ذكر شده، روشن مى شود.[3]سوره طه ، آيه 131 .[4]بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 348 .


صفحه 61

8 . تمرّد از ولايت ائمه اطهار عليهم السلام

.پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از آن كه آثار زيان ما مِن عَبدٍ وَلا أَمَةٍ زالَ عَن وَلايَتِنا وَخالَفَ طَريقَتَنا وَسَمّى غَيرَنا بِأسمائِنا وأسماءِ خيارِ أهلِنا الَّذي اختارَهُ اللّه ُ لِلقيامِ بِدينِهِ وَدُنياهُ وُلَقَّبَهُ بِالقائِمِ وَهوَ كَذَلِكَ يُلَقِّبُهُ مُعتَقِداً لا يَحمِلُهُ عَلى ذَلكَ تَقيَّةُ خَوفٍ وَلا تَدبيرُ مَصلَحَةِ دينٍ إلاّ بَعَثَهُ اللّه ُ يَومَ القِيامَةِ وَمَن كانَ قَد اتَّخَذَهُ مِن دونِ اللّه ِ وَليّا وَحُشِرَ إلَيهِ الشَّياطينُ الَّذينَ كانوا يُغوونَهُ فَقالَ لَهُ يا عَبدي ... يَقولُ اللّه ُ تَعالى قَدِّموا الَّذينَ كانَ لا تَقيَّةَ عَلَيهِم مِن أولياءِ مُحَمَّدٍ وَعَليٍّ فَيُقَدَّمونَ فَيَقولُ اللّه ُ تَعالى انظُروا حَسَناتِ عِبادي هَؤُلاءِ النُّصّابِ الَّذينَ أخَذوا الأندادَ مِن دونِ مُحَمَّدٍ وَعَليٍّ وَمِن دونِ خُلَفائِهِم فاجعَلوها لِهَؤُلاءِ المُؤمِنينَ لِما كانَ مِن اغتيالِهِم بِهِم بِوَقيعَتِهِم فيهِم وَقَصدِهِم إلى أذاهُم فَيَفعَلونَ ذَلِكَ فَتَصيرُ حَسَناتُ النَّواصِبِ لِشيعَتِنا الَّذينَ لَم تَكُن عَلَيهِم تَقيَّةٌ ثُمَّ يَقولُ انظُروا إلى سَيِّئاتِ شيعَةِ مُحَمَّدٍ وَعَليٍّ فَإن بَقيَت لَهُم عَلى هَؤُلاءِ النُّصّابِ بِوَقيعَتِهِم فيهِم زياداتٌ فاحمِلوا عَلى أُولَئِكَ النُّصّابِ بِقَدرِها مِنَ الذُّنوبِ الَّتي لِهَؤُلاءِ الشِّيعَةِ فَيَفعَلُ ذَلِكَ ثُمَّ يَقولُ عَزَّ وَجَلَّ... فَعِندَ ذَلِكَ تَعظُمُ حَسَراتُ النُّصّابِ إذ كانوا رَأوا حَسَناتِهِم في مَوازينِ شيعَتِنا أهلَ البَيتِ وَرَأوا سَيِّئاتِ شيعَتِنا عَلى ظُهورِ مَعاشِرِ النُّصّابِ فَذَلِكَ قَولُهُ عَزَّ وَجَلَّ«كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَــالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ».[1]

.در روز قيامت، نيكى هاى ناصبيان و دشمنان ما براى دوستان ما

[1]همان ، ج 7 ، ص 190 .


صفحه 62

. نوشته مى شود و گناهان دوستان ما براى ناصبيان و دشمنان ما... . هنگامى كه دشمنان ما مى بينند نيكى هايشان در ترازوى شيعيان ماست و گناهان شيعيان ما ، بر پشت آنان [دشمنان] سنگينى مى كند، حسرتشان بسيار خواهد شد. اين است معناى كلام خداى سبحان كه فرمود:اعمالشان ، حسرتى براى آنان خواهد بود.

.ابوذر غفارى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرد يا أبا ذَرٍّ يُؤتى بِجاحِدِ عَلِيٍّ يَومَ القِيامَةِ أعمى أبكَمَ يَتَكَبكَبُ في ظُلُماتِ القِيامَةِ يُنادي«يَـا حَسْرَتَى عَلَى مَا فَرَّطتُ فِى جَنـبِ اللَّهِ»وَفي عُنُقِهِ طَوقٌ مِن النّارِ .[1]

.اى ابوذر! روز قيامت ، منكر على عليه السلام را مى آورند، در حالى كه كور، كر، در ظلمت هاى قيامت غوطه ور، افتان و خيزان است، ندا مى دهد: «دريغ و افسوس از كوتاهى و قصورى كه درباره خدا كردم» و در گردنش ، طوقى از آتش آويخته مى شود.

.حضرت على عليه السلام فرمود: أنا حَسرَةُ النّاسِ يَومَ القِيامَةِ .[2]

.من ، حسرت مردم در روز قيامت هستم.

بى گمان ، دشمنان آن امام ، حسرت مى خورند كه اى كاش وى را دوست مى داشتند و دوستداران وى نيز حسرت مى خورند كه اى كاش بر دوستى شان با او مى افزودند.

.امام صادق عليه السلام فرمود: وَأعظَمُ مِن هَذا حَسرَةً رَجُلٌ جَمَعَ مالاً عظيماً بِكَدٍّ شَديدٍ وَمُباشَرَةِ الأهوالِ وَتَعَرُّضِ الأَقطار ثُمَّ أفنى مالَهُ صَدَقاتٍ وَمَبَرّاتٍ وَأفنى

[1]همان ، ج 39 ، ص 88 .[2]همان ، ج 36 ، ص 150 .