وظایف اصلی
1. احیای همه علومی که هم اکنون جزء علوم اسلامی محسوب میشود از تفسیر، حدیث، درایه، رجال، فقه، اصول، ادبیات، تاریخ اسلام، تاریخ ملتهای مسلمان، کلام اسلامی، فلسفه اسلامی، عرفان اسلامی، اخلاق اسلامی، منطق اسلامی، با توجه به سیر تحولی و تاریخی آنها و مشخص ساختن نقش شخصیتهایی که در پیشبرد این علوم موثر بودهاند؛ یعنی علاوه بر این که خود این علوم مشمول احیاء و اصلاح و آرایش و پیرایش قرار میگیرند، تاریخ تحول این علوم نیز دقیقا مشخص میشود.2. حفظ و نگهداری و نگهبانی مواریث فرهنگی اسلامی، اعم از علمی و فنی، از طریق فهرست کردن و گردآوردن در حد امکان.
3. برقراری رابطه علمی با همه مراکز علمی اسلامی در کشورهای عربی، آفریقایی، آسیایی، اروپایی و اطلاع از فعالیتهای اسلامی در آن مراکز.
4. تقویت و ترویج زبان عربی در حد مکالمه کامل و استفاده وافی از هر نوع کتاب عربی به زبان معاصر.
5. آشنایی هر فرد لااقل با یک زبان خارجی در حد استفاده از کتابها و سخنرانیها.
6. ادبیات فارسی در جنبههای ارتباط با فرهنگ اسلامی و شناختن زبان فارسی به عنوان زبان دوم اسلامی.
7. آشنایی با علوم انسانی جدید از قبیل روانشناسی، جامعهشناسی، جغرافی جهانی، تاریخ جهانی، در حد بیگانه نبودن.
8. اطلاع بر فلسفه اخلاق، تعلیم و تعلّم مکاتب اخلاقی گوناگون قدیم و جدیدو مقایسه با اخلاق اسلامی، در حد اجتهاد و تخصص.
9. اطلاع بر فلسفه تاریخ و تعلیم مکاتب مختلف این فلسفه و روشن ساختن
فلسفه تاریخ از نظر قرآن، در حد اجتهاد و تخصص.
10. اطلاع بر مکاتب و سیستمهای اقتصادی جهان و تعلیم و تعلّم آن مکاتب و روشن ساختن اصول اقتصاد اسلامی، در حد تخصص و اجتهاد.
11. شناخت ماهیت تمدن و فرهنگ اسلامی توأم با مقایسه با همه تمدنها و فرهنگهای دیگر و روشن ساختن اصالت آن و ممیزات آن و معرفی روح این فرهنگ.
12. تاریخ ادیان در حد آشنایی و بیگانه نبودن و احیانا در حد تخصص و اجتهاد.
13. تعلیم مکتبهای رایج الحادی معاصر به صورت بسیار دقیق از قبیل مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم، نهیلیسم و غیره و نقد آنها با موازین اسلامی.
14. تعلیم مکاتب حقوقی قدیم و معاصر و مقایسه با حقوق اسلامی به عنوان حقوق تطبیقی.
15. فلسفه تطبیقی بر اساس تعلیم زندهترین مکاتب فلسفی معاصر و مقایسه با فلسفه اسلامی.
16. منطق تطبیقی بر اساس تعلیم روشهای منطقی جدید، بالخصوص منطق سمبولیک و مقایسه با منطق اسلامی.
17. سیره نبوی و سیره ائمه اطهار علیهم السلام به صورت تحلیلی و تفسیری.
18. مسائل قرآنی شامل تاریخ نزول آیات و سور، اعجاز قرآن، محکم و متشابه قرآن، ناسخ و منسوخ قرآن، معارف قرآن و غیره.
19. نقش اساسی شیعه در علوم و فرهنگ اسلامی.
20. تاریخ جهادهای علمی و اخلاقی و اجتماعی شیعه.
21. بحثهای مربوط به امامت، خصوصا با توجه به انحرافات جدید.
22. اثبات امامت به طور عام و امامت هر یک از ائمه به نحو خاص (جزء کلام است).
23. مسائل مربوط به وحی و نبوت و اثبات علمی بودن وحی (جزء کلام است).
24. مسائل مربوط به معاد (مندرج در کلام است).
25. مسائل مربوط به توحید (مندرج در کلام است).
26. رشتهای شدن و تخصصی شدن [علوم اسلامی] به علوم ادبی، تاریخی، اصول دینی، فروع
وظایف فعلی
آنچه فعلا در امکان آقایان مدرسین است و از هم اکنون باید شروع به کار شود:
1. کلام جدید. با توجه به این که کلام علمی است که دو وظیفه دارد: یکی دفاع و ردّ شبهات و ایرادات به اصول و فروع اسلام، و دیگر بیان یک سلسله تأییدات برای اصول و فروع اسلام (کلام قدیم تماما متوجه این دو قسمت است) و با توجه به این که در عصر ما شبهاتی پیدا شده که در قدیم نبوده و تأییداتی پیدا شده که از مختصات پیشرفتهای علمی جدید است و بسیاری از شبهات قدیم در زمان ما بلاموضوع است همچنان که بسیاری از تأییدات گذشته ارزش خود را از دست داده است، از این رو لازم است کلام جدیدی تأسیس شود.
در کلام جدید حداقل مسائل زیر مورد بحث قرار میگیرد:
الف. فلسفه دین، علل پیدایش آن از نظر روانشناسان و جامعهشناسان، نظریات مختلفی که در این زمینه داده شده و همه نقض و طرد شده است، مسئله فطرت دینی و بحث عمیق انسانی درباره فطرت و فطریات، آینده دین و مذهب، مهدویت در اسلام.
ب. وحی و الهام از نظر علوم روانی جدید (مسئله نبوت).
ج. بررسی مجدد ادلّه توحید با توجه به ایرادات و شبهاتی که مادیین جدید بر براهین توحید از آن جمله برهان نظم و برهان حدوث و برهان وجوب و امکان و غیره کردهاند و با توجه به تأییدات جدید در همه آن زمینهها، و همچنین بحث اساسی درباره شبهات مادیین در همه زمینهها خصوصا در زمینه عدل الهی و عنایت الهی.
د. بحث امامت و رهبری از جنبه اجتماعی با توجه به مسائل مهمی که امروز در مسائل مربوط به مدیریت و رهبری گفته شده است و با توجه به مسائل مربوط به جنبه معنوی امامت و انسان کامل در هر زمان.
ه. مسائل خاص حضرت رسول و قرآن و شبهاتی که در این زمینه شده است..2 فلسفه تاریخ با توجه به مکاتب قدیم و جدید از نظریه ابن خلدون گرفته تا نظریه توینبی در زمان حاضر و مخصوصا نظریه مارکسیسم. در این بخش، از
اسلام و مقتضیات زمان نیز بحث میشود.
3. فلسفه اخلاق مشتمل بر بیان همه فلسفههای اخلاق قدیم و جدید، مذهبی و غیرمذهبی و تدوین یک فلسفه اخلاق متقن اسلامی و به طور کلی بحثی در تعلیم و تربیت اسلامی.
4. اقتصاد اسلامی با تبیین مشخصات اقتصاد سرمایهداری و اقتصاد سوسیالیستی و وجوه اشتراک و افتراق اقتصاد اسلامی با هر یک از آنها.
5. فلسفه اجتماع از نظر تطبیقی و بیان اصول اجتماعی اسلام و جامعه ایدهآل اسلامی.
این صفحه فاقد متن است
نقش زن در جمهوری اسلامی
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّهرب العالمین بارئ الخلائق اجمعین و الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین.
موضوعی که امشب اعلام شده است که درباره آن سخن گفته شود «ویژگیهای جمهوری اسلامی» است. جمهوری اسلامی ویژگیهایی دارد. یکی از آن ویژگیها که اعلان کردهاند من در این جلسه دربارهاش صحبت کنم «نقش زن در جمهوری اسلامی» است. درباره این مسئله از جنبههای مختلفی میتوان صحبت کرد. یکی این که نقش زنان در به ثمر رسیدن جمهوری اسلامی و در واقع نقش زنان در انقلاب اسلامی ایران که منتهی به جمهوری اسلامی میشود چیست؟ و دیگر این که نقش زن در آینده چیست؟ در رژیم جمهوری اسلامی زنان چه نقش اجتماعی خواهند داشت؟ در آن جامعهای که جامعه اسلامی خواهد بود و با رژیم جمهوری اسلامی اداره میشود، خانمها چه نقشی خواهند داشت؟ آیا نقش خواهند داشت و یا نخواهند داشت؟ و اما قسمت اول راجع به این که زنها چه نقشی در این انقلاب اسلامی داشتند؟
اتفاقا یکی از جنبههای جالب و حیرتانگیز انقلاب اسلامی ایران که میدانید
نقش غیر مستقیم و نقش مستقیم زنان در انقلاب اسلامی
مرد الهامگیر از زن است و اگر در یک جریان اجتماعی زنها هماهنگی نداشته باشند، از تأثیر مرد هم فوقالعاده میکاهند و بر عکس اگر زنها نقش موافق و احساسات موافق داشته باشند نیروی مردها را هم چند برابر میکنند؛ یعنی نه تنها ترمزی برای مردها نمیشوند، نیروی محرکی هم برای مردها به شمار میروند، و این مطلب در این نهضت فوق العاده مشهود بود. البته این علاوه بر نقش مستقیم فوقالعاده و خارقالعادهای است که خانمها در این قضایا داشتند و آن، شرکتشان در تظاهرات و راهپیماییها، آنهم با حفظ میزانها و معیارهای اسلامی و با شعارهای اسلامی، و از اینها بالاتر جلو گلولهها رفتن است که در روز 17 شهریور در میدان شهدا آن طور که معمولا نقل میکنند و فیلمها نشان میدهد- زنها بیشتر از مردها شهید دادند و این زنها بودند که در میدان شهدا نشستند و مورد رگبار ظالمانه دشمنقرار گرفتند و چقدر زن در آنجا شهید شد! و این فاجعه 17 شهریور نقطه عطف عجیبی در این انقلاب اسلامی بود. بعد از این تیرباران عجیب مردم- که بیش از
هزار نفر به شهادت رسیدند و تا سه هزار شهید هم گفتهاند و فکر میکردند که دیگر انقلاب را خواباندند همان طور که در 15 خرداد مشاهده کردید[1]حرکت انسان با دو بال آگاهی و اراده
در اینجا من میخواهم به یک اصل کلی که هم برای مردها و هم برای زنها مفید است اشاره کنم و آن این که انسان با دو بال حرکت میکند. یکی بال آگاهی است. انسان بی خبر جاهل از محیط خودش آگاه نیست، نمیداند چه میگذرد. او به افق حیوان بلکه به افق جماد نزدیک است، اصلا نمیداند چه خبر است. انسان اگر بخواهد حرکت کند، باید آگاه باشد و بداند، باید بفهمد و درک کند، باید عالم باشد و با انواع دانشها از آن جمله دانش اجتماعی آشنایی داشته باشد. آدم بیخبر و ناآگاه کور است. آدم کور چه حرکت تندی میتواند بکند؟ آدمی که از چشم ظاهر محروم است، وقتی در خیابان راه میرود میبینید با چه احتیاطی عصایش را به زمین میزند و قدم بر میدارد! ولی همان آدم اگر چشم داشته باشد، با چه سرعتی در خیابان حرکت میکند؟ به صورت مارپیچ از لای ماشینها خودش را رد میکند، در حالی که یک آدم کور اگر بخواهد از یک طرف خیابان به طرف دیگر آن برود نمیتواند مگر دیگری دستش را بگیرد.
[1]. در 15 خرداد زنان نقش زیادی نداشتند. بعد از 15 خرداد یک نوع حالت وحشت و عقب نشینی- ولو برای مدت موقت- در مردم پیدا شد. فاجعه خونین 15 خرداد پانزده سال این انقلاب را عقب انداخت.0