بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 226

مسلمان ایرانی در عین این که در صحنه تاریخ ظاهر شد و مستقیما در کار سازندگی تاریخ با مرد شرکت کرد، پشت جبهه را رها نکرد، حیا و عفاف و پوشش لازم را از کف نداد، دورباش خویش و کرامت و عزت زنانه خویش را محفوظ داشت و خویشتن را مانند زن غربی و زن مدل پهلوی به ابتذال نکشانید.

زنان از نظر نقش تاریخی، دورههای سه گانهای را طی کردهاند. در برخی دورهها و بر اساس برخی طرز تفکرها دخالت مستقیم زن در ساختن تاریخ منفی است. در این دورهها زن جز در اندرون خانه کاری ندارد و نمیتواند داشته باشد و صرفا یک کالای اندرونی است. طبعا در چنین شرایطی هیچ یک از استعدادهای انسانیاش یعنی تفکر، آگاهی، بیداری، آزادگی، اراده و اختیار و انتخاب، هنر و خلاقیت و ابداع و حتی عبادت و سلوک عارفانه الی اللَّه رشد لازم را طی نمیکند.

در این گونه جوامع در حکم یک وسیله و ابزار زندگی خانوادگی است، یک «شئ» است و به حکم این که محیط زندگی زن محدود است به درون خانواده و در بازارِ به اصطلاح آزاد دسترسی به او میسر نیست، برای مرد عزیز و گرانبهاست. از این رو زن در چنین دورهها و چنین محیطها یک «شئ گرانبها» است مانند هر شئ نفیس و گرانبهای دیگر از قبیل برلیان و الماس و غیره. در این گونه دورهها تاریخ طبعا «مذکر» است، زنان نقش مستقیم و محسوس و ملموس در ساختن تاریخ ندارند.

اگر ما به تاریخ گذشته پیش از نیم قرن اخیر خودمان برویم عینا همین وضع را میبینیم؛ میبینیم زن وجود دارد اما به صورت یک «شئ عزیز و نفیس و گرانبها» و معمولا بیدخالت در تاریخ و حوادث تاریخی.

در برخی جوامع زن خانه را رها کرده و وارد اجتماع شده است؛ در شئون علمی، هنری، فکری، سیاسی شریک مرد شده است و به صورت «شخص» درآمده است؛ اما نظر به این که مدار خویش را بکلی رها کرده و حریم را به کنار زده و خود را رایگان در دسترس مرد قرار داده و در اماکن عمومی، کابارهها، دانسینگها، حاشیه خیابانها حضور و آمادگی خود را اعلام داشته است، ارزش و بهای خود را از دست داده است. در این جوامع زن شخص است اما «شخص بیبها». در این گونه جوامع زن حضور خود را در صحنه تاریخ ثابت کرده در حالی که پشت جبهه را رها کرده


صفحه 227

است، نقش مستقیم خود را در سازندگی تاریخ به کف آورده اما نقش غیرمستقیم را که از آن کمتر نیست از کف داده است.

آنجا که زن نقش غیر مستقیم خود را از دست میدهد، هم خود را تباه میسازد و هم مرد را. زن «مدل پهلوی» که نزدیک چهل سال قشر عظیمی از جامعه زن ایرانی را تشکیل میداد از این نوع بود ...[1]

[1]افسوس که منافقان فرصت نگارش بقیه مقاله را به استاد ندادند


صفحه 228

این صفحه فاقد متن است


صفحه 229

درباره جمهری اسلامی


صفحه 230

این صفحه فاقد متن است


صفحه 231

بخش پنجم:درباره جمهوری اسلامی

مصاحبه مطبوعاتی*[1]

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

سؤال: آینده انقلاب اسلامی را چگونه میبینید؟

استاد: در مسائل اجتماعی برای آینده نمیتوان به صورت قطعی پیشبینی کرد؛ یعنی مسائل اجتماعی پیچیدهتر از آن است که یک نفر آن طوری که مثلا یک منجم و متخصص ستارهشناسی خسوف و کسوف را پیشبینی میکند، بتواند وضع جامعه را پیشبینی کند. البته یک مطلب دیگر هست که درباره آن هم بدون تکیه بر یک نوع دید الهی یعنی جهانبینی الهی نمیشود نظر داد و آن این است که آینده جامعه بشریت چه آیندهای است؟ ما معتقدیم که حرکت جامعهها و حرکت انسانها به سوی استقلالِ هر چه بیشتر فکری و آزادی بیشتر از جبر محیط طبیعی و محیط اجتماعی و وابستگی بیشتر به ایمان و ایدئولوژی است. و البته ما آینده را پیشبینی میکنیم که آینده بشریت آینده جامعه توحیدی است؛ جامعه توحیدی، هم به مفهوم فکری و اعتقادی و هم به مفهوم اجتماعی.

و اما آینده بالخصوص انقلاب اسلامی ایران؛ در این مورد نیز به اصطلاح معروف

[1]* این مصاحبه دو هفته قبل از شهادت آیتاللَّه مطهری انجام شده است.


صفحه 232

«تنبّؤ» یعنی پیامبریگری نمیشود کرد که به طور جزم آیندهای را پیشبینی نمود. ولی به صورت امیدواری، برای ما وضع حاضر بسیار بسیار امیدوار کننده است که انقلاب اسلامی در آن جهتِ خودش به آن ثمر اسلامیای که باید برسد، در آینده انشاءاللَّه خواهد رسید.

- یعنی منظورتان این است که انقلاب اسلامی ایران در آینده میتواند الگویی برای کشورهای دیگر باشد؟

استاد: ما اینچنین فکر میکنیم؛ فکر میکنیم که میتواند الگویی باشد، البته بعد از آن که وضع داخلی خودش را سامان بدهد و خود را از یک نوع نابسامانیها و برخی رگههای بیگانهای که در آن وجود دارد خالص کند.

- استاد! به نظر شما چه شرایطی برای تداوم انقلاب لازم است؟ آیا همان طور که در یک سری از سخنرانیهایتان فرمودید، عدالت و آزادی، معنویت و استقلال کافی به نظر میرسد؟

استاد: نه، همانطوری که توجه کردید آنچه که من در آن سخنرانیها گفتهام، به عنوان شرایط است. شرایط یعنی چیزهایی که بدون آنها مشروط امکانپذیر نیست، اما معنیاش این نیست که حتما وجود آنها کافی است و هیچ شرط دیگری در کار نیست. معمولا وقتی که میگویند شرایط، به اصطلاح شرط لازم را بیان میکنند نه شرط کافی. آنچه که من در آنجا گفتم یک سلسله از شرایط لازم بود. مقصود من این بود که این انقلاب اسلامی اگر بخواهد سلب کننده آزادیها باشد، این یک آفتی است در آن، و اگر بخواهد نسبت به عدالت اجتماعی به معنی دقیق کلمه حساسیت کافی نداشته باشد به خطر خواهد افتاد. اگر تحت تأثیر مکتبهای ماتریالیستی معنویت را کوچک و ضعیف بشمارد و گرایش مادی زیاد پیدا کند، باز به خطر خواهد افتاد. اگر استقلال را، چه استقلال سیاسی، چه استقلال اقتصادی و چه استقلال مکتبی (یعنیاین که اسلام را به عنوان یک مکتب مستقل بشناسد و معرفی کند نه این که از مکتبهای دیگر قسمتهایی را بگیرد و مخلوط کند) کوچک بشمارد،


صفحه 233

باز در خطر است.

من در آن جزوهای که به نام نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر منتشر شد، بحثی کردهام تحت عنوان «آفات نهضت». در آنجا مسائلی را ذکر کردهام غیر از شرایط مذکور، و هشدارهایی دادهام. از آن جمله است مسئله رخنه فرصتطلبان. همیشه یک نهضت بعد از آن که پیروز شد و یا قبل از آن که پیروز شود، در وقتی که آثار و علائم پیروزی پیدا میشود و دوران سختیهای محض منقضی میگردد، فورا افراد فرصتطلب که از هر فرصتی استفاده میکنند، خودشان را میاندازند در نهضت و آنچنان تندتر از دیگران شعار میدهند و داد و فریاد میکنند که صدای انقلابیون اول را تقریبا تحتالشعاع قرار میدهند و اگر مراقبت نشود و جلو این فرصتطلبها (اعم از افراد فرصتطلب یا گروههای فرصتطلب) گرفته نشود قهرا نهضت به خطر خواهد افتاد. همچنین در آنجا گفتهام که یک نهضت خدایی یعنی یک نهضت مذهبی ضرورتا باید در آن خلوص حکمفرما باشد و اگر نوعی ناخالصی، هوا، هوس، طمع، بالخصوص در رهبران نفوذ پیدا کند، نهضت مذهبی زود از بین خواهد رفت؛ یعنی نهضتهای مذهبی بالخصوص- همه نهضتها اینچنین است ولی نهضتهای مذهبی بالخصوص- از نظر رخنه کردن هوا و هوسها و مطامع، عجیب آسیبپذیر است. و در همان جزوه این آیه را ذکر کردهام که قرآن میگوید: الْیوْمَ یئِسَ الَّذینَ کفَروا مِنْ دینِکمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ[1]. قرآن به گونهای تهدید میکند که بعد از این از من بترسید، یعنی از این که کاری بکنید که عقوبت الهی طبق سنت الهی شامل حال شما بشود و شما دیگر این لیاقت و استحقاق را از دست بدهید بترسید، که آنوقت طبق سنت الهی که اگر مردمی از نظر اخلاق و روحیه فاسد شدند خدای متعال هم وضع اجتماعی آنها را تغییر میدهد، خداوند وضع اجتماعی شما را تغییر خواهد داد.

همچنین عوامل دیگری در آنجا ذکر کردهام از قبیل کوتاهی کردن در عرضه کردن ایدئولوژی اسلامی به طور کامل و جامع و کوتاهی کردن در پاسخگویی به معترضها و در مقابله کردن با ایدئولوژیها، که زیاد باید جنبید و زیاد باید در این زمینه کار کرد والّا اگر در این جهت کوتاهی شود باز نهضت رخنه پیدا میکند. چیزهای دیگری هم گفتهام که در آن کتاب هست.

[1]. مائده/ 3.