معرفى هاى گزارشى
مجموعه هاروش تحقيق
محمد رنجبر, چاپ اوّل, پرسش, آبادان, 1384, 268ص, وزيرى.
در فصل اول كتاب چگونگى شكل گيرى قدم به قدم تحقيق علمى بررسى مى شود و در نهايت نظريه علمى تعريف مى شود. در فصل دوم اهميت موضوع تحقيق و مسائل تحقيق تحليل مى شود و شناختى كلى درباره موضوعى كه قرار است تحقيق شود در اختيار خوانندگان و پژوهشگران قرار مى گيرد. فصل سوم به نيازهاى اساسى در زمينه طرح تحقيقاتى اختصاص دارد. موضوع فصل هاى ديگر عبارتند از: انواع مختلف طرح هاى تحقيقاتى; اصولى كه بايد در تهيه تحقيق مورد توجه قرار گيرد; نمونه گيرى; طرز تهيه و تدوين پرسشنامه; تجزيه و تحليل اطلاعات و روش تنظيم و تحقيق فهرست منابع و مأخذ. تراث الزيديه
سيد على موسوى نژاد, چاپ اوّل, مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب, تهران, 1384, 468ص, وزيرى.
اين مجموعه به زبان عربى مشتمل بر آثار و كتبِ دانشمندان مذهب زيديه و جنبش ها و حركت هاى آنان از آغاز تاكنون است. مؤلف كتاب خود را براساس قرن اول تا قرن پانزدهم تنظيم نموده و ضمن معرفى افراد و اشخاص به آثار و اقدامات آنان و اتفاقات و رخدادهاى مهم اشاره نموده است. مباحث نظرى در كتابدارى و اطلاع رسانى: مجموعه مقاله
فاطمه رهادوست, چاپ اوّل, نشر كتابدار, تهران, 1384, 134ص, رقعى.
هدف از تدوين اين كتاب تبيين اهميت و ضرورت پرداختن به مباحث نظرى در كتابدارى و اطلاع رسانى است كه در قالب اين مباحث مطرح شده است: درآمدى بر آسيب شناسى كتابدارى و اطلاع رسانى در ايران; ضعف زبان و اختلال در انتقال, مصرف و توليد اطلاعات: پژوهشى در زمينه دانش ترجمه مترجمان مقالات كتابدارى; پست مدرنيسم و كتابدارى و اطلاع رسانى; كتابدارى و اطلاع رسانى پزشكى و آشفتگى هاى زبان جامعه پزشكى; درد مشترك كتابدارى و پزشكى; بازنگرى چند بعدى اطلاع رسانى و اصطلاح نامه سازى در عصر ورود به پارادايم نو با به كارگيرى رويكرد ماتريس; علم گرايى و پوزيتيويسم در كتابدارى و اطلاع رسانى; معرفت شناسى اجتماعى و كتابدارى و اطلاع رسانى; پديدارشناسى و كتابدارى و اطلاع رسانى; اشاراتى به مسائل اصطلاح نامه سازى و نقد اجتماعى علمى كتابدارى و اطلاع رسانى ايران. نخستين همايش روش تحقيق در علوم انسانى برگزار شده در آذرماه 1378
چاپ اوّل, ملك سليمان, شيراز, 1384, 144ص, وزيرى.
اين مجموعه شامل مقالات نخستين همايش روش تحقيق در علوم انسانى است كه در آذر ماه 1378 برگزار گرديد, اين مقالات عبارتند از: تحقيق اقدامى (بررسى كلى در سازمان); روش شناسى پژوهش در حافظه بازشناسى و معرفى روش آمارى علامت يابى (SDT); مقايسه تحقيقات كيفى و تحقيقات كمى; بررسى روش پژوهش در طرح هاى تحقيقاتى علوم انسانى; روش تحقيق در جامعه شناسى تاريخى: استفاده از اطلاعات دست دوم يا اطلاعات دست اول تاريخى; مديريت پژوهشى و توسعه, عوامل مؤثر بر انتخاب صحيح ابزارهاى اندازه گيرى و اثر آنها در تحقيقات علوم اجتماعى; چند روش نظام مند پژوهش در مديريت: لزوم نوآورى در پژوهش هاى مديريتى ايران و كنترل و تأثير در آزمايش. منابع و آثار سياسى اسلامى و نقد روش شناختى مطالعات معاصر
نصر محمد عارف, ترجمه مهران اسماعيلى, چاپ اوّل, نشر نى, تهران, 1384, 288ص, رقعى.
اين كتاب كه از زبان عربى به زبان فارسى ترجمه شده شامل معرفى و بررسى آثار و منابع اسلامى درباره سياست و امور سياسى است. كتاب در دو بخش عمده تنظيم گرديده است: نقد روش شناختى پژوهش هاى منتشر شده در زمينه سياست در اسلام; منابع و آثار سياسى اسلامى از ميان انبوهى از نسخه هاى خطى يا مقالات و آثار منتشر شده. مترجم در پايان كتاب منابع ديگرى را به متن افزوده است. رده بندى دهدهى ديوئى: راهنماى عملى شماره سازى
ركن الدين احمدى لارى, فاطمه مكى زاده, چاپ اوّل, كتابدار, تهران, 1384, 232ص, وزيرى.
هدف از تدوين كتاب حاضر آموزش شماره سازى در رده بندى دهدهى ديوئى است كه در يازده فصل تدوين شده است. فصل اول به تاريخچه, موفقيت ها, كاستى ها, چارچوب نظرى, نشانه هاى رده بندى و اصل سلسله مراتب آنها, يادداشت ها و انواع آن, شماره سازى شامل افزودن از جداول كمكى, افزودن از فرانما و جدول هاى درون آن و نيز معرفى جداول هفت گانه پرداخته است. فصل دوم تا يازدهم, رده ها را به ترتيب از 000 تا 999 معرفى كرده است. در هر فصل بعد از معرفى رده, شماره هاى دهگانه (نشانه هاى سه رقمى) ذكر و در ادامه زير مجموعه هاى هر رده به شكل مبسوط معرفى شده اند. پس از آن براى نمونه هاى مختلف شماره سازى صورت گرفت. در شماره سازى ابتدا محتواى موضوعى اثر در قالب يك عبارت بيان شده است و شماره رده آن به شكل كامل در روبه روى آن درج گرديده است, به دنبال آن جزئيات شماره رده در سطرهاى متفاوت آمده و نهايتاً شماره كامل مجدداً در پايان ذكر شده است. شرح و روش شماره سازى هر مثال به دنبال اين موارد آمده است.فلسفه و كلاماهل بيت(ع) محور وحدت
احمدحسين يعقوب, ترجمه عباس جلالى, چاپ اول, مؤسسه بوستان كتاب قم, 1384, 600ص, وزيرى.
زمانى كه اختلاف و دو دستگى پيش مى آيد و فتنه ها و آشوب ها پا مى گيرد بايد به گفتار و فعل ائمه اطهار(ع) رجوع كرد و از ايشان قضاوت خواست, چرا كه ايشان از ثقلين هستند و رفتار و گفتارشان از صحه الهى برخوردار است, بايد ديد ايشان چه رأى و نظرى دارند و به همان عمل كرد, چون فقط ائمه اند كه از حقيقت دين اسلام خبر دارند و ذره اى از اصول اسلامى تخطى نكرده اند و گفته و برخوردشان بى طرفانه است, فقط حق و حقيقت را مى بينند و نه گروه خاصى را, حال هرچه فرقه ها و مذاهب به عقيده و انديشه ايشان نزديك تر باشند راه به اصول تر خواهند پيمود و به حق نزديك ترند. همين سخن موضوعِ اصلى اين كتاب است, اين كه بايد در همه احوال به نزد ائمه رفت و از ايشان راهنمايى و هدايت جست. مؤلف همه اثر را در سه بخش ترتيب داده كه هر يك از چندين فصل سامان گرفته اند: اركان شرعى وحدت امت اسلامى; اختلاف پس از وحدت و ائتلاف; درهم ريختن نظام سياسى اسلام بعد از وفات نبى اكرم(ص). تاريخ سير فلسفه در اروپا (از دوره پيش سقراطى تا پايان عصر روشنگرى)
على اصغر حلبى, چاپ اوّل, نشر قطره, تهران, 1383, 600ص, وزيرى.
اين كتاب شكل گسترده و بازبينى شده تاريخ فلسفه است كه دكتر على اصغر حلبى سال ها پيش به فارسى ترجمه كرده بود. وى در اين اثر مطالب گوناگونى را بر اصل كتاب افزوده خاطرنشان مى كند: آن كتاب [دستى در تاريخ فلسفه] را اصل گرفته و بهانه كرده ام, در ضمن كتاب هاى معروف و دانشنامه هاى شناخته و رساله هاى منفرد را به مطالعه گرفته ام و مطالب دقيق و لطيف آنها را بيرون كشيده ام و به مناسبت بر مطالب كتاب (آدى) افزوده ام, به ويژه عقايد فيلسوفانى همچون هراكليتوس, سقراط, افلاطون, ارسطو, ديوژنه, سوفسطائيان, شكاكان, رواقيان, فلوطين, آوگوستين, قديس, آكم, طوماس آكوئينى, پلآگيوس, بيكن, دكارت, مالبرانش, اسپينوزا, لايب نيتز, لاك, هيوم, كانت, هگل, ولتر, نيچه و جز آنان را چندين برابر اصل بسط داده ام و از آنچه در فرهنگ و فلسفه اسلامى ـ ايرانى با مطلب آنها مشابه بوده در پاورقى ها ذكر كرده ام و ريشه هاى آن را به دست داده ام…. اين كتاب, اساساً براى دانشجويان فلسفه و آن دسته از خوانندگان فراهم آمده است كه مى خواهند بدون توقف و صرف وقت زياد, زمان و مكان زندگى و خلاصه انديشه هاى فيلسوفى از فيلسوفان را بيابند و بخوانند. صرف نظر از اظهارنظر خود نويسنده, اين كتاب از حيث كنكاش, يافتن مشابهات در انديشه فلاسفه غرب و انديشه هاى فرهنگ اسلامى ـ ايرانى و توضيحات كارساز در جاى جاى كتاب براى افراد متخصص در حوزه علوم انسانى مفيد واقع مى شود. جلد نخست اين كتاب مشتمل بر اين مباحث است: تعريف فلسفه; روزگار پيش از سقراط; سوفسطاييان; دوره كلاسيك; دوره اسكندرانى قديم; سده هاى نخستين مسيحيت; فلسفه قرون وسطايى; آغاز فكر جديد و عصر روشنگرى. تجدد از نگاهى ديگر: روايتى ناگفته از چگونگى ظهور و رشد تجدد
حسين كچوييان, چاپ اوّل, سازمان تبليغات اسلامى, معاونت پژوهشى و آموزشى, اداره كل پژوهشهاى سيما, گنج معرفت, قم, 1383, 312ص, رقعى.
نگارنده در كتاب سعى كرده مفهوم تجدد را براساس ديدگاه اريك و گلين, متفكر آلمانى (1901ـ1985) نقد و بررسى نمايد. به تصريح نگارنده مضمون انحطاط و بحران عميق, مضونى محورى و جوهرى در انديشه و گلين مى باشد. از ديد وى, انحطاط و بحران غرب چنان عميق و جدى و بيمارى آن چنان پيش رفته و مهلك است كه چاره و درمان آن جز با خروج از تجدد ممكن نيست, اما اين انحطاط صرفاً فساد در اخلاق يا بحرانى در قلمرو اقتصاد و سياست به معناى معمول آن نيز نمى باشد. نكته مهم و جالب در انديشه هاى او اين است كه وى دقيقاً همان چيزهايى را كه تجدد بزرگ ترين دستاورد خويش مى داند ـ يعنى تفكر و علم ـ غرقاب در گرداب و انحطاط مى بيند. قواعد العقايد يا اعتقادنامه غزالى
محمد بن محمد غزالى, ترجمه على اصغر حلبى, چاپ اوّل, جامى, تهران, 1384, 208ص, وزيرى.
اين كتاب برگرفته از احياء علوم الدين اثر امام محمد غزالى است كه نگارنده آن را اعتقادنامه خويش تلقى مى كند. غزالى هرچند اشعرى بود, اما در اين رساله مسائل كلامى اشاعره را نه مرتب بيان كرده و نه يك دست. بيانات او گاهى آسان و گاهى دشوار است و خلاصه بيان او نابرابر و غيرمساوى و در نوسان است. او مى گويد: رساله را براى عامه مسلمانان مى نويسد و مى خواهد همه در حوزه علم معامله باشد كه مردم عامى و مسلمانان معتقد با آن سر و كار دارند, ولى گاه رشته كلام از دست او به در مى رود و به علم مكاشفه مى پردازد و پس از آن كه مطالبى والا ولى در عين حال دشوار و دور از فهم عوام نوشت به خود مى آيد و مى گويد اينك به علم معامله برگرديم ولى باز هم پس از چند صفحه عنان كلام و سياق بحث را فراموش مى كند و…. مترجم كتاب به منظور توضيحات متن اصلى, مقدمه اى نسبتاً مفصل درباره علم كلام, فرق آن با فلسفه, وجه تسميه علم كلام, آغاز علم كلام, موافقان و مخالفان كلام, نخستين مباحث كلامى و نظاير آن آورده است. از دموكراسى تا مردم سالارى دينى: نگرشى بر انديشه سياسى شريعتى و زمانه او
صادق زيباكلام, چاپ اوّل, روزنه, تهران, 1384, 108ص, رقعى.
اين نوشتار به بحث و بررسى در خصوص انديشه سياسى, حكومت و جايگاه آن از منظر دكتر على شريعتى اختصاص دارد. بخش نخست گفتارى در باب دموكراسى است, اعم از اين كه حكومت يا نظام سياسى بايد داراى چه شرايطى باشد تا بتوان آن را مبتنى بر دموكراسى دانست. تفاوت يا تشابهات ميان مردم سالارى دينى و دموكراسى از ديگر مباحث بخش نخست است. اما بخش دوم يا بخش اصلى كتاب درباره انديشه شريعتى است. اين بخش درباره تعريف شريعتى از حكومت اسلامى يا نظام حكومتى است و اين كه ميان حكومت دينى مطلوب وى با حكومت مبنى بر دموكراسى چه اختلافات و تفاوت هايى وجود دارد. بخش آخر كتاب درباره ديدگاه شريعتى در خصوص غرب, غرب گرايى و غرب زدگى و نيز نقد اين تفكر است. نگارنده در پايان خاطرنشان مى كند: در يك كلام اگر دكتر شريعتى, شريعتى شد به واسطه تحول و نگاه جديدى بود كه در مبنا و مفهوم شيعه بودن و مسلمان بودن توانست در دل و جان ميليون ها تحصيل كرده ايرانى ايجاد كند و نه به واسطه هجوم و حمله اش به غرب كه در آن گفتمان نه پيام جديدى بود و نه حرف و حديث تازه اى. انسان شناسى (انسان كامل) در مكتب فلسفى عرفانى صائن الدين ابن تركه
ييحيى كبير, چاپ اوّل, مطبوعات دينى, قم, 1384, 320ص, وزيرى.
در اين كتاب جايگاه انسان كامل در مكتب فلسفى عرفانى صائن الدين ابن تركه (متوفى 830ق) تحليل و تبيين مى گردد. عناوين بخش هاى كتاب عبارتند از: موحد و انسان كامل نزد ابن تركه; نقش آراى انسان شناسى عرفانى شيخ اكبر بن عربى و شيخ كبير قونوى در تكوين تفكرات انسان شناسانه صائن الدين ابن تركه; تحرير و نقد و بررسى آراى فلسفى و عرفانى ابن تركه; انسان صاحب مقام خلافت الهى در بينش عرفانى; سنت عرفانى; معرفت حق و نقش آن در تربيت انسان عارف و رابطه مسائل توحيدى با شناخت انسان در عرفان ابن تركه. حق و تكليف در اسلام
عبدالله جوادى آملى, چاپ اوّل, مركز نشر اسرا, قم, 1384, 372ص, وزيرى.
در فصل اول كتاب كلياتى درباره حق, تكليف, حكم, دين و… درج شده, بعد مبانى حق و تكليف از نظر عالمان دينى و انديشمندان غربى بررسى مى گردد. در فصل سوم به منشأ و خاستگاه حق و تكليف از منظرهاى گوناگون, اعم از هستى شناسى, معرفت شناسى از نگاه دين و متفكران اشاره شده است. فصل چهارم به سر وجود يا هدف از ايجاد حق و تكليف اختصاص دارد و اين كه چگونه اصلاح, آبادانى دنيا و آخرت, آزادى, كمالات معنوى و سعادت انسانى در پرتو حق و تكليف امكان پذير است. در فصل پنجم نظر تحليلى آيت الله جوادى آملى به تعامل تكوينى و حقيقى بين تكاليف و حقوق و اين كه بازگشت هر تكليفى به حق است, عرضه گرديده, در فصل پايانى به برخى از حقوق در جلوه هاى دينى اشاره مى شود. حقيقت دينى دوران ما
ويليام مونتگمرى وات, ترجمه اسدالله آزاد, چاپ اوّل, نشر كتابدار, تهران, 1384, 116ص, رقعى.
در دو فصل نخست كتاب بر اين نكته تأكيد شده است كه چگونگى بيان حقيقت در اديان از نابسندگى زبان و انديشه انسانى اثر مى پذيرد. در فصل سوم, موضوع حقيقت در كتاب مقدس عهد عتيق بررسى مى شود. موضوع فصل هاى بعدى عبارتند از: حقيقت در كتاب مقدس عهد جديد; خداوند در اديان ديگر و دين در دنياى امروز. نويسنده خاطرنشان مى كند: آنچه در هر دين اهميت دارد ديدگاه كلى آن در مورد واقعيت هايى است كه زندگى انسان به گونه اى روزمره بايد بدانها بپردازد. افزون بر اين در اديان مختلف به حقيقت چنان مى نگرد كه گويى از سوى خداوند بر آنها فرود مى آيد. حكمت بن سيرا: براساس كتاب مقدس اورشليم
ترجمه پيروز سيار, چاپ اوّل, نشر نى, تهران, 1384, 234ص, رقعى.
اين كتاب بخشى از كتاب (كتاب هايى از عهد عتيق: كتاب هاى قانونى ثانى براساس كتاب مقدس اورشليم) است… كتاب از لحاظ قالب در خط پيشگامان و سرمشق هاى خود قرار دارد. در نگارش آن, تمامى صناعت هاى شاعرانه حكيمان به كار رفته است. در كتاب بن سيرا به مثل برمى خوريم يا يك سلسله امثال مى بينيم كه پيوندهاى ظاهرى با يكديگر ندارند… آموزه بن سيرا مشتمل بر تكرار تمامى سنت پيشين كتاب مقدس است, اما با بيانى حكمت آميز نكته اصلى اين آموزه, حكمت است. موضوع برخى مطالب كتاب عبارتند از: خطرات فسق; تفاهم در زندگى زناشويى; دوستى, دعوت به ياورى همنوع; سفارش به آدميت و توكل بر خدا. حكمت سليمان براساس كتاب مقدس اورشليم
ترجمه پيروز سيار, چاپ اوّل, نشر نى, تهران, 1384, 108ص, رقعى.
حكمت سليمان, يكى از بخش هاى كتاب مقدس و مشتمل بر سه بخش است: حكمت و سرانجام آدمى, سليمان و طلب حكمت و عمل حكمت در تاريخ. در بخش نخست, مؤلفِ گمنام خوانندگان را بدان مى خواند كه با دورى جستن از بدى در پى جستن حكمت برآيند, چه آدمى از بهر ناميرايى آفريده شده كه در گرو حكمت است. در بخش دوم, رشته كلام به دست سليمان سپرده مى شود و مؤلف, خويشتن را در پس او نهان مى دارد. او شرح مى دهد كه چرا و چگونه در جوانى مايل به كسب حكمت گشت و چه فوايدى از آن بدو رسيد و سرانجام در بخش سوم كتاب كه بلافاصله پس از پايان دعا آغاز مى گردد نخست يادآور مى شود كه حكمت, چگونه قهرمانان سفر پيدايش و خروج را نجات بخشيد. آن گاه تأمل دعاگونه اى در ادامه مى يابد كه در آن بلاياى نازل شده بر مصريان با احسان هايى كه خداوند در بيابان در حق قوم خويش روا داشت, مقايسه گشته است. معنويت سكولار
چاپ اوّل, سازمان بسيج دانشجويى, تهران, 1384, 64ص, رقعى.
در اين كتاب سكولاريزم و مشروعيت بخشى به آن, بررسى و ريشه يابى مى شود. به زعم نگارنده خطاى نخست و سنگ بناى يك ساختمان فكرى سكولاريستى اين است كه سراسر عباديات, اخلاقيات و اعتقادات دينى را امور غير واقعى و غير قابل تحقيق يا غير قابل اثبات مى خواند و اين را صرفاً باورى شخصى و امرى كاملاً ذهنى و غير عقلى مى داند كه قابل ارزيابى منطقى و نه ارزيابى معرفت شناختى است, بلكه سراسر, سليقه اى و ذوقى خواهد بود. به عبارت ديگر, سراسر دين, صرفاً يك تلقى شخصى و انتخاب بدون دليل و نوعى وصف الحال درونى است و اگر كسى مدعى شود كه عقايد يا ارزش ها يا احكام دينى, ناظر به امور واقعى و آبجكتيو هستند قابل اثبات نيست و همه اين مفروضات بدان معناست كه گزاره هاى دينى, نه گزارش از هيچ واقعيت عينى بلكه گزارش از تمايلات يا عقايد شخصى گوينده است و بس….فقه و خقوقتذكرة الاحباب
ملا احمد بن محمد مهدى نراقى, تحقيق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, واحد احياء آثار اسلامى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1383, 320ص, وزيرى.
اين اثر (رساله اى مشتمل بر مسائل و آداب ضروريه روزه و زكات و خمس از جهت طالبين زاد معاد و سالكين راه سداد) است كه از سه مقصد تشكل يافته: مسائل و احكام و آداب روزه; در بيان زكات و احكام آن; در بيان احكام خمس و مسائل آن. پيكر تراشى و نگارگرى در فقه
عليرضا فرحناك, چاپ اول, مؤسسه بوستان كتاب قم, 1384, 335ص, وزيرى.
اين كتاب پاسخ به سؤالى است كه از ابتدا جامعه مسلمانان با آن رويارو بوده, پاسخ به آن به نوعى موجب پيشرفت و پسرفت هنر در جوامع اسلامى مى شده است, سؤال از اين كه آيا كشيدن تصوير در اسلام حرام است يا نه, اگر در زمان پيامبر از ساخت هر مجسمه يا نقاشى اى جلوگيرى مى شده آيا هنرمندان معاصر را هم به شدت بايد از آنها نهى كرد, آيا نبايد در اين حكم تغييرى داد به ويژه آن كه چارچوب و افق كنونى متفاوت از زمان نبى(ع) است, اگر دليل نهى را اين بدانيم كه مبادا مسلمانان به چاه ضلالت و بت پرستى بيفتند, آيا نمى توان اين نهى را رفع كرد, چون انديشه و فكر مسلمانان آن اندازه ترقى و تعالى داشته و دارد كه در برابر پاره چوب و سنگى به سجده نيفتد. اين نوشته از سه بخش تشكيل شده و هر بخش از چندين فصل, عنوان يكايك بخش ها عبارت است از: بررسى معناى واژگان صورت و مثال; صورتگرى در فقه; ديدگاه حرمت اجمالى صورتگرى. ائمه و علم اصول
سيد احمد ميرعمادى, چاپ اول, مؤسسه بوستان كتاب قم, 1384, 400ص, وزيرى.
اين رساله قصد دارد اين نكته را اثبات كند كه علم اصول از هدايت و رهنمونى ائمه(ع) بنياد گرفته و خلاف عقيده اخباريون شيعه اين علم را از اهل سنت دريافت نكرده است, همه امامان معصوم(ع) در رستن و باليدن آن نقش داشته اند, (به ويژه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) كه در فضايى مدرسه اى و علمى به انديشه ها و قاعده هاى اصولى پرداختند و تحولى مهم را در تاريخ استنباط گشودند و كوشيدند تا به صورت علمى و حساب شده ـ نه ارتكازى و سليقه اى ـ اولين مرزها و بايدهاى حياتى اصولى را در جامعه كوچك استنباط گران ولى پر تأثير آن روزگار بر همه تاريخ باز بنمايند).
نويسنده مجموع بحث و دريافت هاى خويش را در يك مقدمه و سه فصل ريخته و آن را به فهرست آيات و روايات و نمايه موضوعى آراسته است تا هر چه بيشتر به كار ديگر محققانى بيايد. عنوان هر يك از فصل ها عبارت است از: ائمه و اجتهاد, ائمه و ادله احكام; اصول عمليه. ھ جايگاه سياسى عالم دينى در دو مكتب اجبارى و اصولى
سيد محسن آل سيد غفور, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 311ص.
اين نوشته بر اين سؤال پايه دارد كه انتقال از مكتب اخبارى به اصولى چه تأثيرى بر سياست گذاشت و آيا اين گذار جايگاه سياسى عالم دينى را ارتقا بخشيد يا فرو كاست, فقيه در مكتب اصولى از چه توان و قوه اى برخوردار است كه در مكتب اخبارى از آنها محروم است. نگارنده همه بحث و نظرش را در يك مقدمه و چهار فصل و يك خاتمه گنجانده است, عنوان هر يك از فصل ها به اين ترتيب است: مقدمه اى بر آغاز داستان عقل و نقل در اسلام; سير تاريخى مكتب اخبارى و اصولى; مبانى معرفتى دو مكتب اخبارى و اصولى; اختيارات سياسى عالمان دينى در دو مكتب اخبارى و اصولى. در پايان هم فهرستى از آيات, روايات, معصومين, اشخاص, اصطلاحات, اديان و گروه ها و فرقه ها و مذاهب, مكان ها و كتاب ها آمده است كه اثر را در امر تحقيق كاراتر خواهد ساخت. مجموعه مقالات فقهى, حقوقى, فلسفى و اجتماعى
سيد محمد موسوى بجنوردى, چاپ اوّل, ج5, پژوهشكده امام خمينى(س) و انقلاب اسلامى, معاونت پژوهشى, تهران, 1384, 380ص, وزيرى.
مطالب اصلى مجموعه حاضر عبارتند از: خير و شر; تعريف اصطلاحى تسامح و تساهل از ديدگاه غربيان; بررسى طلوع فجر در شب هاى مهتابى با رويكردى به آراى امام خمينى(س), قاعده الخراج بالضمان با رويكردى بر نظرات حضرت امام خمينى; مدارك و مستندات قاعده; انفال و فى; قاعده حرمت اخذ اجرت بر واجبات, قاعده حرمت اعانه بر اثم و عدوان, بررسى مصاديق معاونت در جرم از نظر حقوق جزا; نظريه ها پيرامون مجازات معاونت در جرم; بررسى عناصر ضرورى معاونت در جرم و شرايط تحقق آن; بررسى رابطه معاونت با شركت و تسبيب در جرم; معاونت در معاملات نامشروع در فقه حقوق; مصاديق معاونت در گناه در معاملات وجوهات شرعى; قاعده فراغ و تجاوز; بررسى ادله اثبات قاعده فراغ و تجاوز و نقش آراى مردم در حكومت اسلامى از ديدگاه امام خمينى(س). دادرسى علوى
ناصر باقرى بيدهندى, چاپ اوّل, فداييان اهل بيت(ع), قم, 1383, 277ص, رقعى.
اميرالمؤمنين على(ع) گذشته از برترى هاى بى شمار, در علم قضاوت و دادورزى نيز سرآمد ديگران بود و از همه مردم به رموز قضاوت عالم تر و عارف تر بود. رسول مكرم اسلام براى شناساندن اين ويژگى مولا بارها او را با جملاتى از قبيل (على(ع) از همه شما در قضا و داورى ماهرتر بود) به مردم معرفى فرمود. علاوه بر دوستان, دشمنان هم به برترى و شايستگى امام على(ع) در امر قضاوت اذعان و اعتراف داشتند, مثلاً عمر بارها گفت (على, تواناترين ما در داورى است). آرى اميرمؤمنان على(ع) مرجع مسلمانان در تمامى مشكلات از جمله داورى و قضاوت بود, حتى پيروان اديان الهى ديگر نيز در معضلات خود به ايشان رجوع مى كردند. نظر به ارزش و اهميت زياد اين قضاوت ها در ابعاد مختلف, پژوهشگران اسلامى از ديرباز به تأليفاتى در اين زمينه به طور مستقل يا غير مستقل ـ در ضمن نگارش احاديث و رخدادهاى تاريخى ـ دست زده اند كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
كتاب محمد بن قيس بجلى (از ياران صادقين); اسماعيل بن خالد; عبدالله بن احمد بن عامر; معلى بن محمد بصرى (نجاشى از اين اثر وى به عنوان كتاب قضاياى اميرمؤمنان(ع) ياد كرده است); عجائب احكام اميرالمؤمنين(ع) به روايت محمد بن على بن ابراهيم بن هاشم; قضاء اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع) اثر شيخ محمدتقى تسترى.
از جمله آثارى كه در اين زمينه عرضه شده كتاب عجائب احكام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع) اثر سيد محسن امين (م1371ق) است. اين اثر گرانمايه باعث شد كه جناب حجت الاسلام والمسلمين باقرى بيدهندى در پرتو عنايات علوى دست به تأليف كتاب (دادرسى علوى) بزند. در دادرسى علوى گزيده هايى از قضاوت هاى متحيرانه آن حضرت گرد آمده, قضاوت هايى كه انجام آن فقط از سوى معصومين امكان پذير است. در ميان گزارش ها, مطالبى هم درج شده كه به طور مستقيم به امر قضاوت ارتباط ندارند, ولى نشانه توانايى زياد امام على(ع) در حل معضلات مردم است.
مؤلف به پيروى از شيخ مفيد و ديگران داورى هاى امام على را بر حسب زمان ـ از دوره رسول خدا(ص) و بعد خلافت ابوبكر و عمر و عثمان و سپس زمان ولايت آن حضرت ـ ذكر كرده است. براى همين كتاب در پنج قسمت سامان يافته است: نمونه هايى از داورى هاى اميرالمؤمنين(ع) در عصر رسول خدا(ص); نمونه هايى از داورى هاى اميرمؤمنان(ع) در زمان خلافت ابوبكر; داورى هاى اميرمؤمنان(ع) در دوران خلافت عمر; نمونه هايى از داورى هاى حضرت على(ع) در عصر عثمان بن عفان; نمونه هايى از داورى هاى امام على(ع) در عصر خود.
مآخذ كتاب زياد و در حدود نود عنوان مى شود. در پايان اين اثر فهرست هاى آن (شامل آيات قرآن, روايات و كلمات صحابه و اشعار عربى و فارسى, اعلام, اسامى كتب) درج شده است.قرآن و حديثنقش رجال در تفسير و علوم قرآنى
على اكبر كلانترى ارسنجانى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 271ص, وزيرى.
اين اثر پردازشى محققانه به نقش و اهميت دانش رجال در تفسير و علوم قرآنى است, نقشى كه اگر مفسر آن را ناديده بگيرد هر آن ممكن است بلغزد و آيات را به گونه اى نادرست تفسير كند و به حكم ها و برداشت هايى سطحى و نادرخور دست يابد و هم خويش را و هم خوانندگان را به حيرانى و سرگشتگى دراندازد. مؤلف نوشته اش را در هفت فصل گنجانده كه عنوان هر يك عبارت است از: دانش رجال و مسائل مربوط به لزوم وحى; دانش رجال و شبهه تحريف قرآن; دانش رجال و مسائل مربوط به تلاوت قرآن; دانش رجال و احاديث تفسيرى; دانش رجال و اسرائيليات; احاديث تفسيرى و پديده وضع. مبانى و روش هاى نقد متن حديث از ديدگاه انديشوران شيعه
داود معمارى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 439ص, وزيرى.
سنت و حديث معصومين(ع) نقش بسزايى در فهم احكام الهى دارد, اما چون در طول تاريخ از تحريف و دست كارى دشمنان مصون نمانده عالمان فرهيخته و چيره به بحث دايم به صحت و سقم روايات و سنت اين امامان همام پرداخته اند تا همه درك و دريافت دينى شان پيراسته از هر عيب و نقصى باشد. اما شيوه و روش بحث و نظر ايشان چگونه بوده و با چه معيارهايى درست و نادرست بودن سنت معصومين را گوشزد كرده اند, سؤالى است كه اين اثر در صدد پاسخگويى به آنها مى باشد. مؤلف دستامد همه فحص و بحث خويش را در چهار بخش گنجانده كه عنوان هر يك عبارت است از: كليات (تبيين طرح تحقيق); پيشينه نقد متن حديث و تبيين مبانى آن; تبيين روش هاى نقد متن حديث; نتايج تحقيق و پيشنهادات. و جهت كارآمدى بيشتر فهرست آيات, احاديث, اسماء معصومين, اشخاص, مكان ها, گروه ها و فرقه ها و جماعات, اصطلاحات, كتاب ها و منابع تهيه و ضميمه كتاب گرديده است. بررسى نظريات رجالى امام خمينى
محمدحسن ربانى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 304ص, رقعى.
داورى در باب علم رجال و ضرورت آن گونه گون است, برخى مانند اخباريون آن را به شدت نفى كرده اند و خود را مستغنى از آن مى شمارند, برخى هم مانند آيت الله خوئى ژرف و عميق به آن مى نگرد و برخى هم همانند امام خمينى راه ميانه را پيموده اند, مثلاً (امام خمينى در باب تعارض احاديث, قراين بسيارى را براى اعتبار روايات ذكر مى كند و روايات را تنها به دليل ارسال يا جود راوى ضعيف يا مهمل يا مجهول رد نمى كند). اين رساله كوشيده خلاصه اى از مباحث علم رجال و قواعد آن را با توجه به آراى امام خمينى سامان دهد و به مخاطب علاقه مند ارائه كند و بر چهار فصل و يك خاتمه بنياد دارد, عنوان هر يك بدين قرار است: ضرورت پرداختن به علم رجال; قاعده اجماع; مشايخ ثقات; شيخوخت اجازه. و براى سود و بهره بيشتر محققان و خوانندگان نمايه روايات, اصطلاحات و اعلام به آن اضافه گرديده است. اساليب بيان قرآن كريم (پژوهشى پيرامون جمله هاى معترضه در قرآن كريم)
عزت الله مولايى نيا همدانى, چاپ اوّل, فرهنگ سبز, تهران, 1384, 520ص, وزيرى.
اين نوشتار شامل بررسى جمله هاى معترضه در قرآن است كه در آغاز به اهميت, ارزش و نقش شناخت اساليب اعتراض در قرآن اشاره شده است. پس از آن, پيشينه تاريخى كاربرد اسلوب اعتراض در متون نظم و نثر عربى, همچنين در نگارش هاى نحوى, بلاغى و علوم قرآنى بررسى گرديده است. بررسى اعتراض از ديدگاه علوم واژگانى, مكاتب نحوى, مكاتب بلاغى و حوزه علوم قرآنى مبحث بعدى كتاب است كه در پى آن, جايگاه اساليب اعتراض از نظر بلاغى و علل به كارگيرى آن در عرصه كلام, همچنين روابط با اساليب اعتراض با ماقبل و مابعد خود, نقش بلاغى آن در استوارسازى كلام, روابط دو طرف اعتراض, نيز ديدگاه هاى مكاتب ادبى درباره حذف جمله معترضه و عدم آن, شرح و تبيين شده است. تفاوت هاى اساليب اعتراض و اساليب حال از بعد لفظى و معنوى, مواد و خاستگاه هاى اساليب اعتراض با ذكر نمونه هايى از متون عربى اغراض بلاغى اعتراض, بررسى اسلوب از نظر لغت و اصطلاح, اساليب قرآن و ويژگى هاى آن, بررسى جمله هاى معترضه به اعتبار گونه گونى, نمونه هايى از اساليب اعتراض در قرآن با شواهدى از متون عربى و جدول آيات اعتراض از ديگر مباحث و محتويات اين كتاب هستند. روش شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير روض الجنان
محمدمهدى حقى, چاپ اوّل, دانشگاه امام صادق(ع), تهران, 1384, 216ص, رقعى.
اين كتاب شامل يك مقدمه در معرفى ابوالفتوح رازى و چهار فصل است كه به بررسى روض الجنان اختصاص دارد. فصل اول در دو مبحث شامل معرفى تفسير روض الجنان و منابع آن است. در مبحث مربوط به منابع, افزون بر 39 كتاب كه نامشان در متن تفسير ياد شده است, 77تن از رجال اين تفسير نيز معرفى شده اند. در فصل دوم در روش هاى تفسيرى و روش ابوالفتوح و روش تنظيم مطالب در دو مبحث بررسى شده است. فصل سوم با عنوان جايگاه نقل در روض الجنان در سه مبحث به بررسى جايگاه سنت, مباحث فقهى و مباحث ادبى در اين تفسير اختصاص دارد. در فصل چهارم كه حاوى سه مبحث است جايگاه علوم قرآنى, مباحث كلامى و اشارت عرفانى به همراه آراى ابوالفتوح رازى بررسى شده است. جلوه دراماتيك قرآن كريم: با تكيه بر احسن القصص
سعيد شاپورى, چاپ اوّل, سوره مهر, تهران, 1384, 328ص, وزيرى.
نگارنده در اين تحقيق ساختار قصه هاى قرآن را بررسى كرده است. كتاب با اين مباحث شكل گرفته است: جلوه قصص قرآن كريم; جلوه احسن القصص قرآن كريم; مقايسه قصه حضرت يوسف(ع) در قرآن و تورات; جلوه احسن القصص قرآن كريم بر ادبيات داستان پرداز كلاسيك فارسى; جلوه اى دراماتيك قرآن كريم; جلوه احسن القصص قرآن كريم در آثار دراماتيك و الگوى ساخت دراماتيك احسن القصص قرآن كريم. كلمه قصه كه عربى است در قرآن به اين صورت نيامده و هرجا كه قصه مورد نظر بوده است به شكل صيغه هاى فعلى قص يا به شكل اسمى و مصدرى قصص به كار رفته است. صورت فعلى قصه (قصص) در هژده آيه و كلاً بيست بار در آيات قرآن آمده است كه چهار مورد آن در دو صيغه فعل ماضى و چهارده مورد در صيغه فعل مضارع و دو مورد نيز در صيغه فعل امرى (حال) مى باشد. شكل اسمى و مصدرى قصه (قصص) نيز به جز سوره اى كه نامش (قصص) است در شش آيه ديگر ذكر گرديده كه پنج مورد آنها با حرف تعريف (ال) آمده و يك بار نيز در آيه 81 سوره يوسف آمده است.چيزى كه در آوردن اشكال مختلف كلمه قصه و كاربرد آنها مورد نظر است همانا تأكيدى است كه خود قرآن بر جنبه هاى شفاهى بودن قصه ها دارد.اخلاق و تعليم و تربيتاسلام و تعليم و تربيت
ابراهيم امينى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 560ص, وزيرى.
توجه به دستورهاى اسلامى و اين كه آدمى به همين جسم عنصرى و نفس حيوانى خلاصه نمى شود و داراى روحى است كه بايد در رشد و ترقى آن كوشيد و اگر به رفتار نيك و درست نپردازد در آخرت به نقمت و عذاب الهى خواهد رسيد ضرورت تعليم و تربيت را در اسلام روشن و تبيين مى كند, امرى كه نه تنها انسان را به امنيت فكرى مى رساند بلكه از پاداش و ثواب اخروى برخوردار مى سازد. عنايت به اين ضرورت بود كه جناب امينى را واداشت كه اين موضوع ها را به قلم آورد: تعليم و تربيت; انسان موضوع تعليم و تربيت; انسان و آزادى; انسان و مسئوليت پذيرى; تمايلات حيوانى و ارزش هاى انسانى; تربيت و تأمين سعادت; هدف تربيت; وراثت و تربيت; مسئولان تربيت و وظايف سنگين آنها; مراحل تربيت; تربيت اخلاق و عواطف در سال اول و دوم زندگى; پرورش جنبه هاى نفسانى و انسانى; ضرورت شناخت تربيت شونده; مراحل رشد; فاصله بين مربى و كودك; نقش ايمان در تربيت; غريزه جنسى; چشم چرانى; نقش عادت در تربيت; وسائل تربيت; نقش تكريم, عفو و احسان در تربيت. نقش و حقوق كاركنان در سازمان ها از ديدگاه امام على(ع)
على اصغر عطاران طوسى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 247ص, رقعى.
نگاهى گذرا به زندگانى پيامبران به ويژه پيامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) اين واقعيت را مى رساند كه كار از اهميت بسيارى برخوردار است, نه فقط انسان را از ديگران بى نياز مى سازد, بلكه از شأن و شكوه اجتماعى برخوردار مى كند. از كارهاى رايج در هر جامعه و نظامى كار در نهادها و سازمان هاست, منتها لوازم و اقتضائات خاص خودش را دارد تا توقع و انتظار متقابل مديران و كاركنان را سامان بخشد و ارباب رجوع خشنودتر باشد, از اين رو سزاوار بود كه اثرى به چاپ برسد و نقش و حقوق كاركنان در دولت امام على(ع) را ترسيم كند تا الگويى براى اين سازمان ها باشد و هم اين لوازم را گوشزد عام و خاص سازد. نوشته حاضر حاصل بحث و فحصى در اين باب است و از دو فصل شكل گرفته, خواننده در فصل اول با نقش فردى و اجتماعى كاركنان و نقش سازمانى و فكرى آنان آشنا مى شود و در فصل دوم درباره حقوق ايشان اطلاعى كسب مى نمايد. مبانى و روش هاى متن حديث از ديدگاه انديشوران شيعه
داود معمارى, چاپ اوّل, بوستان كتاب, قم, 1384, 440ص, وزيرى.
نگارنده در بخش نخست كتاب به بيان كليات و تبيين طرح نقد متن حديث پرداخته شده و فصل دوم را به پيشينه نقد متن حديث در ميان انديشوران شيعه و مبانى و ملاك هاى گوناگون آنان در اين زمينه اختصاص داده است. وى در فصل بعدى كتاب به تفصيل نمونه هاى متعدد نقد متن حديث را از لابه لاى آثار انديشوران شيعه مطرح نموده و روش هاى آنان را در نقد متون گوناگون روايى اعم از عقيدتى, تاريخى, اخلاقى و فقهى به تصوير كشانده است. نقش دانش رجال در تفسير و علوم قرآنى
على اكبر كلانترى, چاپ اوّل, بوستان كتاب, قم, 1384, 280ص, وزيرى.
مباحث كتاب مربوط به نزول قرآن, جمع و نگارش قرآن است كه علاوه بر آن مسائلى بررسى مى شود كه با تلاوت قرآن و فهم قرآن در ارتباط است. عمده ترين مباحث مطرح شده در كتاب بدين قرار است: دانش رجال و مسائل مربوط به نزول وحى, دانش رجال و شبهه تحريف قرآن, دانش رجال و مسائل مربوط به تلاوت قرآن, دانش رجال و احاديث تفسيرى, دانش رجال و اسرائيليات, احاديث تفسيرى و پديده وضع. رضايت از زندگى
عباس پسنديده, چاپ اوّل, دارالحديث, قم, 1384, 383ص, وزيرى.
زندگى, بستر تكامل و مزرعه آخرت است و موفقيت در آن متكى به برخوردارى از مهارت هاى زندگى است. بخش بزرگى از معارف قرآن و حديث, اختصاص به آموزش مهارت هاى زندگى دارد كه نشان دهنده دغدغه دين در اين موضوع است, هرچند اين بخش از سوى دين پژوهان كمتر مورد توجه قرار گرفته است. از سوى ديگر, دانش روان شناسى نيز در مباحث بهداشت روان به اين موضوع مى پردازد و براى پژوهشگران اين حوزه, آگاهى از ديدگاه دين بسيار مهم است.
بر همين اساس, طرحى براى پژوهش در اين قلمرو طراحى گرديد و پس از اجرا, نتايج آن در سطح عموم تدوين گشت و مقدمات كار تخصصى در اين حوزه آماده شده است. شايد بتوان مهمترين يافته اين پژوهش را اين دانست كه مهارت هاى دين در اين موضوع, مبتنى بر شناخت واقعيت هاى زندگى (واقعيت شناسى) و هماهنگ ساختن انتظارات با واقعيت ها (انتظارات واقع گرايانه) است. اين پژوهش در سه بخش سامان يافته است:
بخش نخست به باورهاى رضامندى مى پردازد و در هفت فصل به امورى همچون چيستى رضامندى و راهبرد دين در مهارت هاى زندگى, واقعيت هاى زندگى, معناى زندگى, روزى زندگى, آرزوهاى زندگى, مقايسه در زندگى و راحت گرفتن زندگى پرداخته و نقش آنها را در رضامندى بررسى كرده است.
بخش دوم به زمينه هاى رضامندى اختصاص دارد و در سه فصل, نقش امورى همچون امكانات زندگى, بسترهاى رضامندى و محبت و انس را در رضامندى تبيين كرده است.
بخش سوم كه از مهمترين بخش هاى كتاب است به موضوع مهارت هاى مقابله با تنيدگى و كنترل فشارهاى روانى اختصاص دارد. در فصل هاى هفت گانه اين بخش, موضوعاتى همچون ضرورت مهارت براى مقابله با تنيدگى, شناخت واقعيت سختى ها, تفسير بلاها (كنترل تفسيرى), منشأ حوادث (كنترل اِسنادى), معناى سختى ها (كنترل معنايى), توجه به نكات مثبت (مثبت شناسى), قدرتمند شدن مطرح شده و نقش آن در مقابله با تنيدگى و كاهش فشارهاى روانى تبيين شده است.تاريخ و شرح حالرمز جاودانگى
حسن عسكرى راد, چاپ دوم, بوستان كتاب قم, 1384, 160ص, رقعى.
اين نوشته پرداختى گزارش گونه به سرنوشت و زندگى سياسى ـ اجتماعى شهيد رجايى است, شهيدى كه همه زندگى اش را صرف خدمت به مردم كرد و از هرگونه سعى و تلاشى دريغ نورزيد, وظيفه دولت مى دانست كه در جهت رفاه و آسودگى ملت بكوشد و آنان را از حداقل زندگى برخوردار سازد, در شادى و غم همراهشان باشد, شادى را فزونى بخشد و غم را كاهش دهد. خلوص و پاك نيتى او به حدى بود كه امام خمينى وى را معلم اخلاق واقعى مى شمرد و آيت الله خامنه اى كمتر انسانى را در تقوا نظير او مى يابد. عناوين اصلى كتاب عبارتند از: گذشت ايام; معلمى عشق من; مبارزه و مقاومت; مديريت اسلامى; شناخت و اخلاص; سادگى و زندگى مردم; رابطه با خدا; دولت او يادآور حكومت امام على(ع); ياد همكار قديم; دو سال با رجايى; آشناى ناشناخته; رجايى در آئينه قرآن و نهج البلاغه; نكته ها به روايت تصوير. انديشه سياسى در گفتمان علوى
پژوهشكده فقه و حقوق و پژوهشكده علوم و انديشه سياسى اسلام, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 872ص, وزيرى.
اين اثر نگاهى به پهنه آموزه هاى امام على(ع) و آميختگى آنها با سياست و كارآمدى آنها در نظام حاضر است, مجموعه مقالاتى است كه هر يك كوشيده از زاويه اى به اين پهنه نظر اندازد و آن را ترسيم نمايد, عنوان هر يك به ترتيب عبارت است از: اصول و مبانى سياست از ديدگاه امام على(ع); مشروعيت حكومت از ديدگاه امام على; دولت در انديشه و عمل امام على; حقوق متقابل دولت و مردم در نهج البلاغه; بيعت و شورا از ديدگاه امام على; عدالت در انديشه و سيره اميرالمؤمنين; آزادى از ديدگاه امام على(ع); مدارا و خشونت در مكتب علوى; جايگاه مصلحت در حكومت علوى; عنصر مصلحت در حكومت علوى; احكام فقهى مداراى بين مذاهب در اقوال و سيره علوى; حقوق مجرمان و متهمان از نگاه اميرالمؤمنين. دست اندركاران اين مجموعه جهت كارايى بيشتر اين نوشته, فهرست هايى از آيات, روايات, معصومان, اصطلاحات, كسان, مكان ها, كتاب ها, گروه ها و فرقه ها و رويدادها و حوادث تهيه كرده اند و ضميمه ساخته اند. احوال و آثار بديع الزمان فروزانفر
عليرضا پوررفعتى, چاپ اوّل, انجمن آثار و مفاخر فرهنگى, تهران, 1384, 296ص, وزيرى.
اين نوشتار به بيان زندگى نامه و فعاليت هاى علمى و تحقيقى استاد بديع الزمان فروزانفر (41278ـ1349) اختصاص دارد, گفتنى است استاد بديع الزمان يكى از شخصيت هاى برجسته علمى روزگار ماست كه منشأ خدمات گسترده اى در عرصه علم و ادب اين سرزمين بوده است. وى در بشرويه (شهرى در جنوب استان خراسان) ديده به جهان گشود و در دامان خانواده اى متدين و روحانى پرورش يافت. مقدمات علوم را نزد پدر و معلمان زادگاهش فراگرفت و در سن جوانى عازم مشهد شد. مدت چهار سال از محضر اديب نيشابورى بهره برد و سپس به تهران عزيمت كرد و مراحل ترقى را يكى پس از ديگرى پيمود. معلمى را از مدرسه دارالفنون آغاز كرد و با گذراندن مدارج علمى به رتبه استاد ممتاز دانشگاه ها نايل شد. او علاوه بر تدريس, مدت زيادى پست معاونت و سپس رياست دانشكده معقول و منقول را بر عهده داشت و مدتى هم به عنوان سناتور به مجلس سنا راه پيدا كرد. در سال 1349 بازنشسته شد و در شانزدهم ارديبهشت ماه 1349 دار فانى را وداع گفت. بهاءولد (والد مولانا جلال الدين رومى) و خطوط اصلى حيات و عرفان او
فريتس ماير, ترجمه مهرافاق بايبوردى, چاپ اوّل, صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران (سروش), تهران, 1384, 564ص, وزيرى.
در اين كتاب ضمن درج زندگى نامه بهاءولد ـ پدر مولانا جلال الدين مولوى ـ انديشه هاى عرفانى وى تحليل و تشريح مى شود, كتاب با اين عناوين شكل گرفته است: عارف بهاءولد; بهاءولد و خوارزمشاه; سفر به سوى غرب; بهاءولد در مقام عالم و معلم; آيا بهاء صوفى بود; افكارى در تبيين مفهوم خدا; بهاء و معتزله; ثنويت (دوگرايى) و سلسله مراتب; درباره مكان خدا; افعال و صفات خداوند; عليت در همه جهات; معيت ذهنى در علم كلام و عرفان; معيت ذهنى در انديشه بهآء; سه احساس اصلى دينى; بى ثمر بودن تدبير و تعقل; بهشت و حوريان; نظريه هايى چند از بهاء درباره روح و ادراك; آثار و اثرپذيرى صفات خداوند; عرفان اسماء پروردگار; نكاح يا مباشرت روحانى; حجاب خداوند; درباره امكان گونه اى اتحاد و معيت عاطفى. دين و دولت در اسلام
محمد منصورنژاد, چاپ اوّل, صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران, مركز پژوهشهاى اسلامى, تهران, 1384, 142ص, رقعى.
در اين نوشتار در هشت بخش جنبه هاى نظرى حكومت دين بررسى شده است. بخش نخست كتاب به تعريف واژه هاى سياست, دولت, دين و مانند آن اختصاص دارد و سپس جنبه هاى گوناگون ساختار دولت بررسى شده و سرانجام خاستگاه دولت, نظريه هاى فطرى, الهى, قراردادى, اجتماعى و نظاير آن معرفى شده است. بخش دوم بررسى لزوم حكومت در اسلام با ادله عقلى, نقلى, قرآنى و سنت است. در بخش بعدى قدرت و اقتدار و مشروعيت حكومت در اسلام از منظر شيعه و سنى بررسى مى شود. در بخش چهارم به حكومت در عصر غيبت از نظر فقه شيعه اشاره گرديده و در بخش پنجم موضوع قوه مجريه در نظام حكومتى غرب, صدر اسلام, عصر غيبت و قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بررسى شده است. بخش ششم درباره انديشه تفكيك دين و حكومت در غرب و اسلام است. بخش هفتم كتاب مربوط به احياى تفكرى دينى, به ويژه احياگرى امام خمينى است كه طى آن سه ويژگى بازگشت به خويش, ستيز با استبداد و استعمار, و انديشه و روش اجتهاد بررسى شده است. در بخش پايانى كتاب به نقشى كه رسانه هاى گروهى به ويژه راديو, تلويزيون در تحقق اهداف سياسى و آشكار كردن رابطه دين و دولت دارند اشاره گرديده است. شريعتى, نقاد سنت, قدرت و مدرنيته
تقى رحمانى, چاپ اوّل, صمديه, تهران, 1384, 194ص, رقعى.
نوشتار حاضر تلاشى است در شناخت و نقد و بررسى آراى شريعتى درباره مفهوم سنت, مدرنيته و قدرت. در كتاب آمده است: شريعتى تحقق مدرنيسم (نوگرايى و نوانديشى شرقى) را منوط به ايجاد پروتستانتيسم اسلامى جهت گسترش رنسانس و نوزايى فكرى ـ فرهنگى مى دانست. از نظر شريعتى پيمودن راه پيشرفت و ترقى شرقى متفاوت از راهى بود كه غرب طى كرده, منتها پندگيرى آگاهانه از تجربه و مدرنيسم در غرب را باور داشت, اما هيچ گاه در برابر آن تسليم نشد. به همين خاطر تلاش كرد كه با طرح مجدد دوران طلايى در تاريخ گذشته و با بازخوانى اسطوره اى ـ موعودى از اين دوره قرون پيش را براى الهام گيرى عنصر ايرانى مسلمان امروز تبليغ و ترويج كند, از اين رو به معرفى نهضت شعوبيه پرداخت و عصر طلايى ايرانيان را در آن قرون در برابر عصر انحطاط ايرانى ـ اسلامى صفويه مطرح كرد, زيرا تاريخ از نظر وى عبارت از تمدن انسان بود. وى با توجه به تاريخ گذشته راه رشد و علت انحطاط جامعه را براى معاصران توضيح داد و در ديدگاه وى, حال و گذشته در صورت پيوندى خلاق و بينشى درست مى توانند آينده را بسازند. قصد شريعتى از بازخوانى عصر طلايى ايرانى ـ اسلامى علاوه بر الهام گيرى براى روشنفكران, ايجاد اميد براى اعتراض به ركود فكرى ـ فرهنگى جامعه بود. ميرزا ملكم خان ناظم الدوله و نظريه پردازى مدرنيته ايرانى
حجت الله اصيل, چاپ اوّل, كوير, تهران, 1384, 176ص, رقعى.
در اين كتاب انديشه ميرزا ملكم خان ناظم الدوله در حوزه هاى گوناگون اجتماعى, سياسى, اقتصادى و عقيدتى بررسى مى شود. بخش نخست شامل درآمدى بر تفكر ملكم و زندگى نامه اوست كه همراه با بحث اسلام و مدرنيته و معرفى انجمن فراموش خانه و جامع آدميت, تدوين گرديده است. بررسى انديشه اصلاحات ملكم و معرفى فعاليت روزنامه نگارى او در روزنامه قانون مباحث بعدى كتاب هستند. براى مثال در كتاب خاطرنشان شده است: ملكم نتيجه مى گيرد كه آنچه جهان غرب در دانش و فن و جلوه هاى گوناگون مدنيت پديد آورده ثمره دانش تجربى (علم كسبى) است و اكنون كه چنين اندوخته عظيم و ارزشمندى در اختيار غرب است بخردانه آن است كه ايرانيان دستاوردهاى فرهنگ را تقليد كنند… از ديد ملكم, پيشرفت غرب در دانش و فن به او مرجعيتى بخشيده كه ساير بخش هاى جهان را به پيروى از آن ناگزير ساخته است. در حقيقت او پديده مدرنيته را داراى گسترشى ناگزير مى داند و در اين عقيده چنان جزميتى نشان مى دهد كه سياست دست اندازى غرب را به سرزمين هاى ديگران, موافق آيين و حكمت خداوندى مى داند كه سرنوشت آن را مقرر داشته است. دفتر ايام حاج غلامحسين كديور فسائى 1258ـ1322
منوچهر كديور, چاپ اوّل, كوير, تهران, 1384, 696ص, وزيرى.
دفتر ايام حاج غلامحسين كديور فسايى از يك سو, تك نگارى درباره يكى از رجال شهر فساست كه بين سال هاى 1258 تا 1322ش مى زيسته و از سوى ديگر اشارتى است به اوضاع سياسى, اجتماعى, اقتصادى و فرهنگى آن شهر در نيمه دوم قرن سيزدهم و ربع اول قرن چهاردهم شمسى. پيكره اصلى اين كتاب سه دفتر از دست نوشته هاى به جا مانده از حاج غلامحسين است كه به دست فرزندش (نگا
مجله هاى پژوهشى
الهيات حقوقى
سال5, شماره15و16, تابستان84
(ويژه حقوق)
مرورى بر تنظيم قراردادهاى دولتى در حقوق تجارت بين الملل; مبانى اصل شخصى بودن مسئوليت كيفرى در حوزه اديان; قضازدايى در حقوقى جزاى اسلامى; مفهوم و جايگاه تقصير در مسئوليت مدنى قهرى و قراردادى; پژوهشى در جرم استفاده از سند مجعول; بلاياى طبيعى و حقوق بين الملل و…. آفرينه
پيش شماره5, پاييز84
افلاطون و دورى شعر از حقيقت; حب خاندان رسول(ص) در حديقه سنايى; وزن و قافيه از نگاه اخوان ثالث; كمدى چيست; لذت ترس, درآمدى بر سينماى ترسناك; معرفى و نقد كتاب (از مدرنيسم تا پست مدرنيسم); سير تحول زبان تصوير و…. آينه ميراث
سال3, شماره1 (پياپى28), بهار84
(ويژه نامه تاريخ علم (2))
مقايسه روش هاى ابوالوفاء بوزجانى, لئوناردو داوينچى; و… در ترسيم پنج ضلعى منتظم; دگرگونى مفهوم هندسه در نيمه دوم قرن نوزدهم; روش ابتكارى كاشانى در محاسبه عدد (پى); نگاهى ديگر به زيج خوارزمى و…. بانوان شيعه
سال2, شماره4, تابستان84
گفتمان فاطمى و فهم جامعه شناسى ديندارى; فاطمه زهرا(س) الگوى جاودان انسان آرمانى; حضرت فاطمه(ع) و ولايت كبرا; ويژگى هاى خطابى خطبه فدكيه; حضرت فاطمه(ع) و روايت حديث (در منابع اهل سنت) و…. برهان و عرفان
سال2, شماره3, بهار84
(ويژه نامه فقه و حقوق اسلامى)
تئورى آرامش در مشروعيت زناشويى مسلمان و غير مسلمان; بررسى مهمترين چالش هاى اصالة الظهور; بررسى مبانى فقهى مشروعيت حقوقى ادبى و هنرى; مبانى فقهى نظريه تعميم ادله اثبات دعوا; عرف عقلاء; نظريات حاكميت اراده ظاهرى و باطنى در حقوق اسلام و ايران و…. پاسدار اسلام
سال24, شماره288, آذر84
دانستنى هايى از قرآن; سخنان معصومان (خودسازى); امامان, دعوتگران به خداوند; مشورت, پشتوانه دولت; امام صادق(ع), بنيانگذار حركت هاى علمى و فرهنگى در جهان اسلام و…. پژوهش و حوزه
سال6, شماره1و2 (پياپى22ـ21)
(ويژه علوم و انديشه سياسى)
مفهوم فلسفه سياسى اسلامى; تاريخ نگارى فلسفه سياسى اسلامى; امكان معرفتى فلسفه سياسى اسلام; بررسى وضعيت فلسفه سياسى در ايران; گفتمان و مطالعات اسلامى و ايران; روش شناسى فهم فلسفى شريعت در انديشه سياسى دوره ميانه; هويت فقه سياسى; فقه سياسى درايران كاستى و بايستى ها و…. پژوهش هاى اصولى
شماره6, زمستان82
الزامات عقلى و اخلاقى; نقش روايات در امور اعتقادى; الحكم الاولى و الثانوى; شبهات و ايضاحات حول اصول الفقه; رسالة في الفرق بين الحق والحكم و…. پيام زن
سال14, شماره57 (پياپى163), مهر84
جوانان تحصيلكرده, اشتغال و مسكن; اسلام و زن; حقوق شوهر, همسان حقوق زن يا بيشتر; اقتدار زنان در دوران جلايريان و مظفريان; خانواده جوان و خوشبينى; نقش اعتماد در زندگى زناشويى; بروز اختلالات رفتارى در نوجوانى; تازه هاى پژوهش; كتابخانه پيام زن و…. تاريخ اسلام
سال5, شماره20, زمستان83
رابطه اسلام و ايران, رويكرد تمدنى; هرمزان, كارنامه و حيات سياسى; معاويه و جنگ جمل; تجديد حيات فكرى, فرهنگى معتزله در قرن چهارم هجرى; سيماى يهود در ادب منظوم پارسى; نگاهى به مكاتب شرق شناسى در اروپا; نمايه فصلنامه تاريخ اسلام از شماره 1تا20 و…. التوحيد
السنة الثالثة والعشرون, العدد116, صيف 1426هـ/2005م
السراتيجيه الثقافية للعالم الاسلامي; من فقه الاختلاف الى فكر الائتلاف; تطور الفقه السياسي الشيعي; المسلمون و تداعيات العولمة; تعاظم انتشار الإسلام في الغرب…; خطاب العولمة و…. جامعه اطلاعاتى
سال16, شماره2 (پياپى62), تابستان84
چيستى جامعه اطلاعاتى; جامعه اطلاعاتى, چند ديدگاه بنيادى; جامعه نظارتى مسيرهاى جديد در تئورى; قدرت و سياست در جامعه شبكه اى; جامعه اطلاعاتى و دين; اجلال جهانى سران درباره جامعه اطلاعاتى و…. جهان كتاب
سال10, شماره7 (پياپى199), آبان84
در جست وجوى ايران; در شناخت آيين مانى (درباره كتاب (مانى شناسى); دانشگاه و توسعه; نوشتن, آرمون آزادى انسان, نقدى بر كتاب (سارتر كه مى نوشت)); نابودى تدريجى و آرام بورژوازى; رمان دوپولى (درباره رمان (451 درجه فارنهايت)); مسأله زبان در افغانستان; تازه هاى بازار كتاب و…. راهبرد
شماره37, پاييز84
فراسوى چالش هاى ايران و آژانس و پرونده هسته اى; اسلام و ايران در نگاه راست مسيحى آمريكايى; چالش هاى استقلال ايران از ديدگاه نظريه هاى وابستگى و جهانى شدن; ماهيت و تهديدهاى نووهابيزم; علم و ايمان در ماه مبارك رمضان; امپرياليسم از ديدگاه ادوارد سعيد; دنيا, متن و منقد و…. راهبرد ياس
شماره3, پاييز84
عامل توسعه چيست؟ هدف توسعه كدام است؟; دين و توسعه; نقش دولت ها در جهان معاصر; افكار عمومى و عدالت جهانى; روشنفكر ايرانى و مقاومت زدايى از دين; درنگى در چشم انداز توسعه و…. فقه اهل البيت(ع)
السنة العاشرة, العدد الاربعون, 1426هـ/ 2005م
الغناء والموسيقى; الانجاب المدعوم طبّياً; إثارات هامة حول روية الهلال; وحدة الافق و تعدده في ثبوت الهلال; شهادة النساء في رؤية الهلال; رسالة استيضاح المراد; موسوعة الفقه الاسلامي طبقاً لمذهب اهل البيت(ع); نافذة المصطلحات الفقهيه ـ اباحة شرعية; تقرير حول مؤسسة بقيةالله(ع) للبحث والتعليم و…. كتابدارى و اطلاع رسانى
شماره2 (پياپى30), تابستان84
برنامه جديد كارشناسى ارشد علوم كتابدارى و اطلاع رساني…; چگونه مى توان با سواد اطلاعاتى شد; بررسى تأثير اينترنت بر فعاليت هاى علمى اعضاى هيئت علمي…; نمايش كتابشناختى اپك هاى مبتنى بر وب…; چاپ سنگى و…. كلام اسلامى
سال14, شماره54, تابستان84
سخنى در آغاز; راز و رمز حيات از نگاه دين; آيه ابتلاى ابراهيم(ع); نامه والد علامه امينى; جهاد و تلاش بر ايستادگى در قله عزت; الجاء افطميه; مقصود از واژه (اله) در قرآن چيست; شكاكيت و نقد ديدگاه شكاكان; خدا از جزئيات مخلوق خود آگاه است; جشن فارغ التحصيلى دانشجويان رشته كلام و…. كيهان فرهنگى
سال22, شماره230, آذر84
آموزش كوچندگان; تخته قاپو; انديشه سياسى ابوحامد محمد غزالى; رابطه دين و فلسفه; حكمت كشفى; سنخيت و جذب در مثنوى مولوى; تجلى اسماء صفات الهى در غزليات صائب تبريزى و…. مشكوة
شماره87, تابستان84
درآمدى بر ساختار معنى شناسى قرآن; سير تحول كاربرد سياق در تفسير; شيوه هاى ترويج قرآن كريم در سيره نبوى; نقش علماى مهاجر ايرانى در ترويج تشيع در لكهنوى هند; فروپاشى علمى داروينيسم; ضرورت دست يافتن بر بايسته هاى تحقيق و…. مشكوة
شماره88, پاييز84
سيماى معنوى شهيد سيد حسن مدرس(ره); نقش مدرس در قانونگذارى اسلامى; روزشمار زندگى سياسى مدرس; مدرس و انديشه مندى فرهنگ ساز; قضيه مهاجرت و نقش مدرس و…. معارف اسلامى
سال24, شماره62, آذر ـدى ـ بهمن و اسفند84
جوانان و محبت اهل بيت(ع); مرجعيت دينى و علمى اهل بيت(ع); ويژگى هاى فردى و جتماعى پيامبر اسلام(ص); جوانان و انتقاد; ابن مسعود, صحابى قرآن شناس و مبارز; ارتداد(1) و…. موعود
سال10, شماره59, آذر84
آفات غفلت در عصر غيبت; حكايت ناگفته كريستف كلمب; عيسويان در ركاب حضرت حجت(ع); اسراييلى هاى نوين بر واشنگتن حكومت مى كنند و…. ميقات حج
سال13, شماره52, تابستان84
ويژگى هاى حج83 در گفتگو با امير الحاج; نام هاى اركان كعبه در كتب تاريخ مكه; دانشمندان و كتاب هاى شيعه در مكه مكرمه; حج در ادب عرفانى; حكايت دو بيت بر ديواره بيت النبى(ص); چند خبر از سرزمين هاى وحى و…. نامه پارسى
سال10, شماره2, تابستان84
بررسى آرا و انديشه هاى خيام و ابوالعلا معرى; تصوير چرخ در ادب فارسى; در سوگ عزيزان; جمال پرستى در ادب فارسى; زبان چينى از انزوا تا آستانه جهانى شدن; ترجمه و برخى از پيامدهاى آن; تحريرى ديگر از مرزبان نامه; اللسان الفارسيه فى الكردستان و…. هنر دينى
شماره20و19, بهار و تابستان84
زيبايى شناسى كعبه; آشنايى با هنر دينى در تاريخ باستان; نقد فيلم; ادبيات داستانى; حكمت شيعى در شاهنامه فردوسى و….
مجله التراث العربى
مطبعه چى اصفهانى سيد مصطفى
در يك نگاه
التراث العربى* فصلنامه اى است كه از سوى كانون نويسندگان عرب1 منتشر مى شود. اين كانون كه مقرّ آن در دمشق است مؤسسه اى نيمه دولتى محسوب مى شود كه نشريات و مجلات مختلفى مانند (الآداب الاجنبية) و (الكاتب العربى) منتشر مى نمايد. شماره اول اين مجله در نوامبر 1979 منتشر شد و تاكنون 97 شماره آن به چاپ رسيده است و مديرمسئول آن از ابتدا تاكنون على عقله عرسان بوده است. وى از دانشوران سورى است كه آثار متعددى در حوزه هنر, ادب و سياست منتشر نموده است. اين نشريه در قطع رحلى عرضه مى گردد و بخش عمده اى از هر شماره به مقالات و نوشتارهايى اختصاص دارد كه زيرمجموعه گستره وسيع ادبيات عرب (نقد, معرفى, شرح, مقايسه, انواع ادبى, كارنامه اديبان, ادباى بزرگ و مانند آن) قرار مى گيرد. اينك با چشم پوشى از اين گونه مقالات درنگى مى نماييم بر مقالات مهمى كه در هر شماره منتشر شده است و حتى المقدور پاره اى نكات را نيز يادآور مى شويم باشد كه دانشوران عرصه هاى مختلف كشورمان از چند و چون دانشورى در خطه اى از بخش عربى جهان اسلام آگاهى يابند و از تجارب آنان نيك بهره برند ـ بمنه و كرمه.
ـ مصطفى الرافعى, تأثير الحضارة العربيه [الاسلاميه] فى الحضارة الغربيه;2
تأثير علوم و صناعات مسلمين بر جريان فرهنگ و تمدن غربى در قرون وسطى بررسى شده است.
ـ بشار عواد معروف, ابن عساكر اخذ و عطاء;
درنگى در احوال و آثار ابن عساكر مؤلف تاريخ دمشق.
ـ مطاع الطرابيشى, من تاريخ التاريخ الكبير;
بحثى در اجزا و ابواب تاريخ دمشق ابن عساكر و بيان آراى مختلف در اين باب.
ـ سلمان قطايه, ابن النفيس واكتشاف الدّوره الدّمويّة;
كشف گردش خون به دست ابن نفيس.
ـ سكينه شهابى, الجليس والانيس للمعانى بن زكريا القاضى الجريرى;
معرفى نسخه هاى خطى كتاب الجليس والانيس و مأخذشناسى آنها.
ـ محمد رضوان الدايه, السيرة النبوية فى التراث الاندلسى;
پژوهشى است در تحولات دانش سيره نگارى حضرت ختمى مرتبت از منظر دانشوران اندلسى و توصيف امهات تأليفات در اين باره.
ـ محمد امين الميدانى, القعقاع بن عمرو;
درنگى در احوال قعقاع بن عمرو از صحابيان حضرت ختمى مرتبت(ص).
ـ دلال السلطى, احتفال اسبوع العلميه التاسع عشر بالقرن الهجرى الجديد;
گزارشى از نوزدهمين گردهمايى متخصصان تاريخ علم در تمدن اسلامى. شماره2, 1980
ـ حافظ الجمالى, حرية الفكر فى الحضارة العربية الاسلامية;
درنگى بر جريان آزادانديشى در فرهنگ و تمدن اسلامى با استناد به تاريخ تحولات فكر اسلامى.
ـ سلمان قطاية, نظرية الانطاكى و فلسفته فى الانباض;
بررسى آراى داود الانطاكى م1008ق در خصوص نبض و ماهيت آن.
ـ ميشل الخورى, كتب ابن زهر الطبية;
بحثى در مؤلفات طبى ابن زهر الاشبيلى و تشريح آراى مختلف در اين باره.
ـ محمد زهير البابا, علم السموم فى الطب العربى الاسلامى;
درنگى در دانش سم شناسى در جهان اسلام.
ـ محمد مطيع حافظ, اعلام بنى عساكر من القرن السادس الهجرى و حتى نهاية القرن العاشر;
معرفى خاندان بنى عساكر و بزرگان علمى اين خاندان در قرن ششم تا پايان قرن دهم, در اين مقاله مجموعاً سى تن از عالمان و دانشمندان معرفى شده اند.
ـ ملكة ابيضه, بالاستناد الى تاريخ دمشق لابن عساكر: صورة كميّة للنشاطين الفكرى والتربوى فى بلاد الشام فى القرون الثلاثة الاولى للهجرة;
پژوهشى در تحولات فكرى تربيتى شامات در سه قرن اول ق. اين مقاله كه بخشى از رساله دكترى مؤلف است در سال 1985 در قالب كتابى از سوى دارالعلم للملايين در بيروت به چاپ رسيد و اثرى است بسيار مهم در تاريخ تعليم و تربيت اسلامى.
ـ سهيل زكار, الخلافة دراسة و نص لابن مرزوق;
تصحيح و نشر مقدمه كتاب المسند الصحيح فى مآثر مولانا ابى الحسن اثر ابن مرزوق دانشور بلندپايه مغربى است كه در باب خلافت و حاكميت تحرير نموده است.
ـ عمر موسى باشا, التجديد والاحياء فى التراث العربى المئوى;
پژوهشى است در ابعاد مصاديق, مستندات و مآخذ تاريخى اين حديث منسوب به حضرت ختمى مرتبت(ص): (ان الله يبعث لهذه الامة على رأس كل مائة سنة من يجدد لها دينها).
ـ روبير بندكتى, فى نظرية المعرفة عند تاودوروس ابى قرة: احداث منهج المماثلة فى الفكر العربى;
درنگى است در آراى فلسفى ـ كلامى ابى قره, دانشور مسيحى قرن دوم ق كه عمده تأليفات وى به عربى بوده است.
ـ عدنان قيطاز, ابراهيم بن ابى الدم الحموى مورخ العصر الايوبى الاول: حياته و آثاره;
سيرى در احوال و آثار ابراهيم بن ابى الدم دانشمند مشهور قرن ششم ق شهر حماة در دوره ايوبيان. شماره 3, 1980
ـ تيسير شيخ الارض, الغزالى بوجهه الحقيقى;
بحثى است در مجتهد يا مقلد بودن امام محمد غزالى.
ـ سلمان قطاية, الكحالة او طب العيون عند العرب;
پژوهشى است تاريخى در دانش چشم پزشكى و سرآمدان اين علم در جهان اسلام.
ـ عمر موسى باشا, دور العلم;
مباحثى در تاريخ تعليم و تربيت اسلامى.
ـ نتائج لجنة تحقيق التراث ومناهجه;
گزارشى است از گردهمايى متخصصين احيا و تصحيح و نشر مخطوطات اسلامى كه در سال 1980 در بغداد تشكيل شده است و نتيجه آن انتشار منشورى بوده است در جهت تحقق وحدت رويه در تصحيح و نشر مخطوطات.
ـ ياسين عبداللطيف, مناقشة لمصادر قضية احمد بن ماجد;
بحثى درباره احمد بن ماجد دريانورد مشهور مسلمان و نقد و بررسى آراى مستشرقان درباره وى. شماره4, 1981
ـ عبدالكريم اليافى, قصة ابراهيم الخليل بين ابن عربى و كركغارد;
درنگى مقايسه اى بين ديدگاه ابن عربى و كى ير كه گور در موضوع حضرت ابراهيم(ع) و داستان ذبح اسماعيل.
ـ نشأت الحمارنة, تراجم الاطباء العرب;
پژوهشى است در آثار و مؤلفاتى كه به تاريخ طب اسلامى و سلسله و طبقات اطبا در جهان اسلام پرداخته اند.
ـ صلاح الدين الخالدى, ابن سينا و رعاية الامومة والطفوله;
تشريح آراى طبى تربيتى ابن سينا درباره مادر و كودك.
ـ عمر موسى باشا, دور العلم: الاجازات العلمية;
پژوهشى در تاريخ تعليم و تربيت اسلامى با عنايت به نحوه اخذ و اعطاى اجازات يا گواهينامه هاى علمى.
ـ رياض عبدالحميد مراد, ابن عساكر فى رحلة النابلسى;
تأملى در سفرنامه ابن عساكر (بخش سفر به نابلس).
ـ توفيق فهد, مساهمة العرب فى النهضة العلمية الاوربية خلال القرون الوسطى;
گزارشى است از نقش و تأثير تلاش هاى علمى مسلمانان در دنياى مسيحى در قرون وسطى. شماره5 ـ 6, 1981
شماره پنجم و ششم كه در يك مجلد منتشر شده است به مناسبت هزاره ابن سينا ويژه مباحث و پژوهش هايى است كه ابعاد مختلف زندگى و آثار و افكار ابن سينا را مورد بحث و بررسى قرار داده است. ضميمه اى نيز به اين شماره ملحق شده است, مقالات اين شماره عبارتند از:
ـ ابراهيم مدكور, ابن سينا بين المشرق والمغرب;
گزارشى از تأثير آراى ابن سينا بر شرق و غرب (اروپا).
ـ جورج شحاته, الهام ابن سينا فى تقدم العلوم;
طبقه بندى علوم از ديدگاه ابن سينا.
ـ غانم هنا, علاقة الفلسفة الحديثة بمفهوم العقل عند ابن سينا;
عقل از منظر ابن سينا و ديدگاه هاى جديد در اين باره.
ـ غرة مريدن, ابن سينا طرئفه العلمية والخاصة;
ذكر برخى ويژگى هاى علمى و عملى و همچنين زندگى شخصى ابن سينا.
ـ غسان فينيانوس, فلسفة الوجود عند ابن سينا;
مباحث فلسفى وجود از ديدگاه ابن سينا.
ـ نشأة الحمارنة, طب العين فى القانون;
مباحث مربوط به چشم پزشكى در كتاب قانون.
ـ محمد زهير, ابن سينا اسهم فى تأسيس علم المياه الحديث;
مباحث مربوط به آب و هوا از منظر ابن سينا.
ـ احمد عروة, المناهج العلمية فى معرفة خصائص الادوية عند ابن سينا;
شناخت ادويه از ديدگاه ابن سينا.
ـ محمد المنونى, دور اثنين من مؤلفات ابن سينا فى تطعيم الدراسات الطبية بمغرب العصر الوسيط;
تأثير دو كتاب طبى الفية و قانون در مباحث و تأليفات طبى در خطه غرب اسلامى.
ـ تيسير شيخ الارض, مفهوم العلم عند ابن سينا;
درنگى در مفهوم و ماهيت علم از ديدگاه ابن سينا.
ـ عبدالكريم اليافى, القصيدة العينية فى النفس و معارضاتها;
طرح و توضيح برخى آرا و نظريات دانشوران در خصوص قصيده عينيه شيخ الرئيس.
ـ فريد عقيل, ابن سينا و معراج النفس;
تشريح آراى ابن سينا درباره معراج.
ـ خيرالله يف, مسألة تصنيف المعرفة العلمية فى الشرقين الادنى والاوسط فى القرون الوسطى (الفارابى, الخوارزمى, ابن سينا);
طبقه بندى علوم و مقايسه آن از ديدگاه فارابى, خوارزمى و ابن سينا.
ـ فيصل دبدوب, فلسفة الطب من البقراط الى ابن سينا;
مباحث مربوط به دانش طب و فلسفه آن در تمدن اسلامى از بقراط تا ابن سينا.
ـ مصطفى جواد, عصر ابن سينا الثقافى;
تحولات و ويژگى هاى فرهنگى عصر ابن سينا.
ـ سهيل زكار, عصر ابن سينا السياسى;
تحولات و ويژگى هاى سياسى عصر ابن سينا.
ـ بخماتوف نعمان, عصر ابن سينا الاقتصادى;
تحولات و ويژگى هاى اقتصادى عصر ابن سينا.
ـ ابن سينا يروى قصة صباه من كتاب عيون الأنباء فى طبقات الاطباء;
دوران كودكى ابن سينا به نقل از كتاب عيون الانباء.
ـ عبدالكريم اليافى, اجوبة الشيخ الرئيس عن مسائل ابى الريحان البيرونى;
مباحثى در پرسش و پاسخ معروف بين ابن سينا و بيرونى.
ضميمه اين شماره در دو بخش فراهم آمده است: 1. مخطوط كتاب عيون الحكمة از آثار شيخ الرئيس. 2. كتاب شناسى تأليفات ابن سينا كه پس از تشريح آثارى كه در اين باب به چاپ رسيده است, آثارى كه انتساب آنها به شيخ الرئيس قطعى است و بالغ بر 151 كتاب و رساله مى گردد و پس از آن در ذيل همين بخش 112 اثر منسوب به شيخ الرئيس نيز معرفى شده و چنانچه اثرى به چاپ رسيده ويژگى هاى كتاب شناختى آن آمده و همچنين به مأخذ مورد استناد در ذكر اثر اشاره شده است. فرجام بخش كتاب شناسى به معرفى مخطوطات آثار و مؤلفات ابن سينا كه در دارالكتب الظاهرية دمشق نگهدارى مى شود اختصاص يافته و اقدم نسخ مربوط به قرن ششم ق است. شماره7, نيسان 1982
ـ عبدالرحيم بدر, عن العرب والنجوم;
درنگى در سير تطور دانش نجوم در ميان دانشوران مسلمان.
ـ سلمان قطاية, الاوبئة فى الطب العربى;
تبيين و تشريح بيمارى وبا در طب اسلامى.
ـ جعفر رك الباب, اعجاز القرآن و ترجمته;
بحثى در امكان يا امتناع ترجمه وجوه اعجازى قرآن كريم.
ـ سهيل عثمان, النموذج التعاطفى فى كتابة التراجم;
بحثى انتقادى در موضوع تراجم و ترجمه نگارى با عنايت به كتاب عيون الانباء اثر ابن ابى اصبيبعة.
ـ محمد خير الشيخ موسى, مؤلفات ابى الفرج الاصبهانى و آثاره;
معرفى آثار و مؤلفات چاپى و خطى ابوالفرج اصفهانى. شماره8, تموز 1982, 240ص
ـ محمد راتب, من التراث الحديث عبدالحميد الزهراوى مصلحاً اجتماعياً;
درنگى در احوال و آثار عبدالحميد زهراوى مصلح بزرگ شامات در اواخر عصر عثمانى. شماره9, اكتبر 1982, 240ص
ـ غسان فنيانس, التوفيق بين الحكمة والشريعة فى نظر ابن رشد;
(فلسفه و كلام) بحثى در سازگارى عقل و شرع از منظر ابن رشد. شماره10, نوامبر 1983, 240ص
ـ فريد جحا, مصادر دراسة الخوارزمى;
معرفى آثار پديد آمده درباره خوارزمى. شماره11ـ12, 1983
اين شماره ويژه تشريع و قانون گذارى در شريعت اسلامى است كه پاره اى از مقالات مهم آن عبارتند از:
ـ عبدالكريم اليافى, مكانة التشريع و شأوها الاجتماعى;
ملاحظات اجتماعى تشريع در شريعت اسلامى.
ـ ابراهيم سلقينى, الاجتهاد فى التشريع الاسلامى;
اصول و مبانى اجتهاد در تشريع.
ـ محمد سعيد رمضان البوطى, جوانب التبليغ والامامة والقضاء فى شخصية النبى(ص);
ابعاد تبليغ, ولايت و قضاوت در شخصيت پيامبر(ص).
ـ فتحى الدرينى, النظريه العامة للشريعة الاسلامية تحدد ذاتيتها و طبيعة هدفها العام;
اهداف, طبيعت و ديدگاه كلى شريعت اسلامى.
ـ وهبة زحيلى, مصادر التشريع غير المقبوله فى الاسلام;
منابع ناقبول تشريعات فقهى حقوقى در اسلام.
ـ احمد الحجى الكردى, رجوع المتهم عن الاقرار الصادر عنه;
تحقيقى در مبحث اقرار متهم.
ـ محمد الزحيلى, الاجتهاد الفقهى بالشام فى العصر الاموى;
چگونگى اجتهاد فقهى فقهاى دوره اموى در خطه شامات.
ـ نورالدين عتر, خبر الواحد الصحيح و اثره فى العمل والعقيده;
تحقيقى در مسأله خبر واحد.
ـ مصباح غلونجى, ابراهيم بن ادهم;
سيرى در احوال ابراهيم ادهم.
ـ مونس محمود غانم, امراض الملتحمه عند العرب;
بحثى در بيمارى هاى ورمى و عفونى در طب اسلامى. شماره 13و14, 1984
ـ فتحى الدرينى, الامام الطبرى و منهجه فى التفسير;
پژوهشى در روش تفسيرى طبرى.
ـ سهيل عثمان, بدائع ابن الازرق و علم الاجتماع;
پژوهشى در آراى جامعه شناسانه ابن ازرق (م896) دانشور بلند پايه اندلسى در اثر معروفش بدائع السلك فى طبائع الملك.
ـ مختار هاشم, ديسقوريدس و كتابه;
پژوهشى در كتاب طبى ديسقوريدس از اطباى منطقه شامات كه در عصر متوكل تعريب شد و از منابع مورد استفاده اطباى مسلمان گرديد.
ـ محمد نذير سنكرى, المادة النباتيه مابين ديسقوريدس و ابن البيطار;
مقايسه اى بين آراى ديسفوريدس و ابن بيطار در خصوص گياهان دارويى و خواص آنها.
ـ فريد حجا, بيبلوغرافيا الدراسات الخلدونية: مؤلفات ابن خلدون و مصادر دراسته;
معرفى قريب به چهارصد اثر (كتاب, مقاله) به زبان هاى مختلف درباره ابن خلدون با ذكر اطلاعات كتاب شناختى آنها. شماره15ـ16, 1984
ـ تيسير شيخ الارض, التعليم عند ابن خلدون;
درنگى در آراى تربيتى ابن خلدون.
ـ نعيم اليافى, قواعد تشكيل النغم فى موسيقى القرآن;
پژوهشى در موسيقى الفاظ و نغمات قرآن.
ـ الكساندر رجمايف, ابن سينا و الموسيقى;
موسيقى از منظر ابن سينا. شماره17, 1984
ـ فتحى الدرينى, اصول حقوق الانسان فى التشريع الاسلامى و مدى اثرها فى العلاقات الدوليه;
حقوق بشر از منظر منابع اسلامى و نقش آن در روابط بين الملل.
ـ نعيم اليافى, ثلاث قضايا حول الموسيقى فى القرآن;
پژوهشى در ابعاد موسيقايى كلام وحى.
ـ نشأة حمارنه, مقدمة حول طب العيون العربى (الكحالة);
دانش چشم پزشكى در جهان اسلام و درنگى در منابع و دستاوردهاى آن. شماره18, 1985
ـ تيسير شيخ الارض, التربية عند ابن طفيل;
تعليم و تربيت از منظر ابن طفيل دانشور بلند پايه اندلسى.
ـ موفق السراج, ابوعبيدة التميمى منهجه ومذهبه فى مجاز القرآن.
ـ محمد عدنان قيطاز, شرف الدين البارزى ـ حياته العلمية وآثاره;
شرحى بر احوال و آثار علمى دانشور بلند آوازه شامى در قرن هفتم.
ـ عبدالاله بنهان, عطية الرحمن فى صحة ارصاد الجوامك والاطيان;
احيا و تصحيح مخطوطى است از عيسى بن عيسى السفطى (م1143هـ) كه در موضوع حقوق (مستمرى) ماهانه اى كه دولت به برخى طبقات فقير و مستمند جامعه اختصاص مى داده است.
ـ احمد عزيز حسين, مطيع بن اياس ـ حياته و زندقته;
شرحى بر احوال و اشعار مطيع بن اياس از شعراى قرن دوم ق كه برخى نسبت الحاد و زندقه به او داده اند.
ـ فريد حجا, مصادر دراسة الطبيب العربى الكبير ابن الجزّار;
در سال 1984 به مناسبت هزارمين سال درگذشت ابن جزّار طبيب و دانشمند معروف مغربى مجمعى جهانى در شهر قيروان زادگاه وى برگزار شد و اين مقاله كه به معرفى آثار و تأليفات ابن جزار و همچنين آثارى كه در مورد وى نگاشته شده است اختصاص دارد به اين گردهمايى تقديم شده است. شماره19, 1985
ـ محمد فتحى, التأويل اصلاً منهجياً عقليا فى تفسير الامام الطبرى;
پژوهشى در تأويل از ديدگاه طبرى.
ـ تحقيق على عقلة عرسان, السَّماع لابى عبدالرحمن السلمى;
تصحيح رساله اى است از عبدالرحمن سلمى در باب سماع.
ـ ابراهيم بن مراد, من مظاهر تطور الطب فى بلاد الشام فى القرنين السادس والسابع الهجريين;
پيشرفت هاى پزشكى در منطقه شامات در قرن ششم و هفتم ق.
ـ تيسير شيخ الارض, علم الاجتماع الاقتصادى عند ابن خلدون;
جامعه شناسى اقتصادى از ديدگاه ابن خلدون. شماره20, 1985
ـ عبدالكريم اليافى, شيراز و ابنها سعدى;
متن خطابه اى است كه در مجلس بزرگداشت سعدى در دمشق ايراد شده است.
ـ محمدفتحى الدينى, اساليب القرآن الكريم فى معالجة النفس الانسانية;3
تشريح ويژگى هاى نفس انسانى در قرآن كريم.
ـ ابراهيم الخورى, حياة احمد بن ماجد;
شرحى بر احوال, افكار و آثار احمد بن ماجد دريانورد و درياشناس معروف مسلمان در قرن نهم ق.
ـ نشأت حمارنه, كتاب المهذب فى الكهل لابن نفيس;
درنگى است در كتاب مهذب ابن نفيس در طب و برشمردن ويژگى هاى آن و معرفى و ارزيابى مخطوطات آن.
ـ عبدالرزاق معاذ, مؤرخو العمران والاوابد بدمشق حتى نهاية العهد العثمانى;
معرفى مورخان و آثارى كه در خصوص عمران و آبادى شهر دمشق پديد آورده اند حسب ترتيب زمانى. شماره21, 1985
ـ محمد فتحى الدرينى, اساليب القرآن الكريم فى معالجة النفس الانسانية;4
تشريح ويژگى هاى نفس انسانى در قرآن كريم.
ـ عبدالكريم اليافى, علماء العقاقير النباتية فى الحضارة العربيه الاسلامية;
كوشش هاى دانشمندان مسلمان در عرصه گياه شناسى.
ـ ابراهيم الخورى, مؤلفات احمد بن ماجد;
پژوهشى در آثار و تأليفات ابن ماجد و معرفى آثار چاپى و خطى وى.
ـ ا.نوشيراوى, البيمارستانات الاسلامية فى العصور الوسطى;
مباحثى در معرفى و تشريح مراكز و مؤسسات درمانى جهان اسلام در فترت قرون وسطى. شماره22,1986
اين شماره ويژه امام محمد غزالى است و شش مقاله به وى اختصاص يافته است كه عبارت است از:
ـ عبدالكريم اليافى, سيرة الامام ابى حامد الغزالى و مكانته;
شرحى بر احوالات و مكانت علمى غزالى.
ـ محمد فتحى, الفكر السياسى عند الغزالى والماوردى و ابن خلدون;
انديشه سياسى سه انديشمند ياد شده و مقايسه هر يك با ديگرى.
ـ رمضان البوطى, الامام الغزالى ذو فكر منهجى فذو اختصاصات علميه شتى;
بحثى در ويژگى ها و اختصاصات علمى غزالى.
ـ محمد الزحيلى, الغزالى الفقيه و كتابه الوجيز;
بررسى و ارزيابى كتاب الوجيز از كتب فقهى غزالى و تأثير آن بر چارچوب فقه شافعى پس از وى.
ـ مصطفى جواد, عصر الامام الغزالى;
بررسى و تحليل اوضاع فكرى فرهنگى عصر غزالى.
ـ سعاد حكيم, مكانة الغزالى من العلوم الصوفيه;
منزلت و تأثير غزالى در ادبيات تصوف.
ـ تحقيق مختار هاشم, العبودية الودية فى الابحاث الوردية;
تصحيح رساله اى از محمود بن يوسف الخطيب از دانشوران و اطباى قرن هشتم ق است كه درباره انواع غذاها و داروها و گياهان به ويژه گل هاست.
ـ ملكه ابيض, تنظيم التعليم فى المسجد الجامع بدمشق قبل نشوء المدارس;
نظام تعليم و تربيت اسلامى در دمشق قبل از پيدايش مدارس نوين. شماره23, 1986
اين شماره ويژه علامه اقبال لاهورى است و دو مقاله و دو قصيده به وى اختصاص يافته است كه عبارت است از:
ـ عبدالكريم اليافى, محمد اقبال فيلسوف الذات و شاعر العشق;
بحثى در فلسفه خودى از منظر اقبال.
ـ صادق آئينه وند, اليقظة الاسلامية فى فارسيّات اقبال;
بررسى و تحليل انديشه اصلاحى اقبال از خلال اشعار فارسى وى.
ـ عبدالرحيم الحصنى, فى ذكرى الشاعر الخالد محمد اقبال;
قصيده اى در بزرگداشت مقام اقبال.
ـ نذير الحسامى, مع الدكتور محمد اقبال فى نجواه الصوفيه;
قصيده اى در بزرگداشت مقام اقبال.
ـ ابراهيم حوزى, لقاء فاسكو داغاما و احمد بن ماجد مستحيل;
احمد بن ماجد از دريانوران و درياشناسان و بنيانگذار دانش دريانوردى نوين در قرن دهم ق بوده است و مباحث بى شمارى در خصوص نقش و تأثير وى بر دانش جغرافيا و دريانورى مطرح گشته است, اين مقاله نيز به همين مسأله پرداخته است.
ـ مصطفى العلونى, التوزيع السكافى عند العرب;
جمعيت و جمعيت شناسى در ميراث علمى اسلامى بررسى شده است. شماره24, 1986
ـ ابراهيم الحوزى, العرب والصين علاقات و دية و تبادل سفارات;
معرفى و تشريح بخشى از سفرنامه دريانورد چينى اى است كه در قرن نهم ق برخى مناطق خليج فارس (جزيره هرمز, منطقه ظفار) و مكه را توصيف نموده است.
ـ محمد شحادة, ابن ابى اصيبعة و مصنفه فى طبقات الاطباء;
بررسى و تحليل كتاب معروف طبقات الاطباء. شماره25ـ26, 1986/1987
ـ عبدالكريم اليافى, بهاءالدين العاملى و فكرة المتصل والمنفصل;
درنگى در احوال و آثار شيخ بهايى.
ـ محمد فتحى الدرينى, اساليب القرآن الكريم فى معالجة النفس الانسانية(3);
تشريح ويژگى هاى نفس انسانى در قرآن كريم.
ـ نعيم اليافى, عودة الى موسيقى القرآن;
پژوهشى در ابعاد موسيقايى آيات قرآن و نقد و بررسى آراى مختلف در اين زمينه.
ـ التوانى بوبكر, الاسطول الفاطمى;
پژوهشى در ناوگان دريانوردى سلسله فاطميان در درياى مديترانه.
ـ محمد صالح بربندى, آداب التربية الاسلامية العربية;
بحثى در اصول و مبانى تربيت اسلامى.
ـ حسان الكاتب, منافع الاغذية و دفع مضارها لابى بكر الرازى;
معرفى و بررسى كتاب مذكور اثر ابوبكر رازى.
ـ محمد امين الميدانى, اين البيطار;
درنگى بر احوال و آثار ابن البيطار گياه شناس مشهور اندلسى. شماره27و 28, 1987
اين شماره نيز همچون شماره23 ويژه علامه اقبال لاهورى است و ده مقاله به همراه اشعار و قصائدى در بزرگداشت اقبال ارائه شده است كه عبارتند از:
ـ اشرف قاضى, فى ذكرى محمد اقبال;
در بزرگداشت اقبال.
ـ عبدالكريم اليافى, عظمة محمد اقبال فى اصالته.
درنگى در اصالت و استوارى آرا و انديشه هاى اقبال.
ـ جواد المرابط, اقبال و رسالته الكبرى فى الحياة;
بحثى در ابعاد فلسفى انديشه هاى اقبال.
ـ نذير الحسامى, الى باعث الصحوة فى الشرق.
ـ عبدالرحيم الحصنى, فى محراب الخالدين.
ـ عفيفه الحصنى, للمرأة والجمال فى شعر اقبال;
زن و زيبايى از منظر اقبال.
ـ هند هارون, قصيدة فى ذكرى اقبال.
ـ حسين عمر, محمد اقبال و مجلس شورى ابليس.
ـ عنايةالله صديقى, نظرية اقبال عن الباكستان;
نظر اقبال راجع به تشكيل دولت پاكستان.
ـ سمر روحى الفيصل, صورة الدكتور محمد اقبال فى الادبيات العربية;
انعكاس اقبال و تعاليم وى در ادبيات عربى.
ـ محمد فتحى الدرينى, الخطبة والولاية فى عقد الزواج فى التشريع الاسلامى;
بحثى فقهى حقوقى درباره نكاح و احكام آن.
ـ سعاد حكيم, محمد عبده مصلح مختلف فيه;
بررسى و نقد آراى مختلفى كه در خصوص محمد عبده ابراز شده است. شماره29, 1987
ـ محمد فتحى الدرينى, هل قوة استمرار الحكم السابق ثابتة بالاستصحاب شرعاً او عقلاً;
بحثى در اصول فقه استصحاب.
ـ محمد زهير البابا, المؤلفات العربية فى علمى الفلاحة والنبات;
معرفى توصيفى آثارى كه در اين دو علم در شرق به نگارش درآمده و همچنين تبيين شكوفايى اين علم در تمدن اسلامى و آثارى كه دانشوران مسلمان در اين عرصه خلق نمودند.
ـ نشأت حمارنه, الكافى فى الكحل لخليفة ابن ابى المحاسن الحلبى;
كتاب الكافى فى الكحل اثر دانشمند و طبيب حلبى در قرن هفتم ق را دو تن از مستشرقين تصحيح و در دو تاريخ مختلف منتشر كرده اند. اين كتاب مناقشات فراوانى را در خصوص مؤلف, منابع و موضوع برانگيخته است كه در اين مقاله بحث و بررسى شده است.
ـ تيسير شيخ الارض, علم الاجتماع السياسى عند ابن خلدون;
درنگى در مباحث جامعه شناسى سياسى از منظر ابن خلدون. شماره30, 1988
ـ صالحة سنقر, المجادلات الثقافيه للمرأة فى بلاد الشام;
سيرى است در فعاليت هاى زنان در عرصه هاى علمى و فرهنگى در دوره اموى و عباسى در منطقه شامات.
ـ صادق آئينه وند, الحياة الفكرية فى العصر المملوكى;
بحثى در تطورات و خصائص فرهنگى دوران مماليك.
ـ فاضل السباعى, الصيدلانى الاندلسى ابوالعباس النباتى (ابن الرومية);
شرحى بر احوال و آثار ابوالعباس نباتى داروشناس اندلسى. شماره31, 1988
ـ محمود مصطفى حلاوى, القابسى و فكره التربوى بين الاصالة والتجديد;
گزارشى از آرا و انديشه هاى تربيتى ابن قابس مؤلف كتاب الرسالة المفصلة لاحوال المتعلمين و احكام المعلمين و المتعلمين از دانشوران قرن چهارم ق. شماره32, 1988
ـ شارل بيلا, هل يمكن معرفة معدل المواليد فى زمن النبى(ص);
پژوهشى است در خصوص جغرافياى انسانى و جمعيت در صدر اسلام با استفاده و استناد به كتب انساب و مشجرات. شماره33, 1988
ـ عبدالكريم اليافى, سمات العلم والتعليم فى الحضارة العربية الاسلامية;
درنگى در تاريخ تحولات تعليم و تربيت اسلامى. شماره34, 1989
ـ عادل العامل, ابوالعبر الهاشمى;
بحثى در پديده ويژه اى كه در عصر عباسيان ظهور مى كند و آن عبارت است از تظاهر به حمق و جنون براى بيان پاره اى از مكنونات ضمير در محيطى كه تنها يك صدا و آن هم در تأييد حاكميت است. ابوالعبر الهاشمى متولد 175 ق نيز از جمله چنين اشخاصى بوده است كه با تجاهل به حمق و جنون خلفاى عباسى را به تمسخر و استهزا مى گرفته است. شماره35ـ36, 1989
ـ شاكر مطلق, تطوّر الدراسات الغربيه لتاريخ الطب العربى;
پژوهشى است در چگونگى اهتمام مستشرقين به مباحث و موضوعات (طب و طبابت) در جهان اسلام و معرفى سرآمدان اين موضوع و نحوه و روش علمى آنان در بررسى اين دانش نزد مسلمين و طبقه بندى آثار و تأليفات آنان.
ـ وفيق بركات, الاسطول البحرى فى الفكر العسكرى للناصر صلاح الدين الايوبى;
پژوهشى در دريانوردى و كشتيرانى و ناوگان جنگى در درياى مديترانه در قرن ششم مقارن با جنگ هاى صليبى.
ـ سعاد حكيم, الولاية الصوفيه;
نقد, بررسى و تحليل كتاب النبوة والولاية فى مذهب ابن عربى الفكرى اثر ميشل شود كويچ, پاريش 1986. شماره37ـ 38, 1989/1990
اين دو شماره ويژه (علم الفلاحه و النبات والحيوان) دانش كشاورزى, گياه شناسى و جانورشناسى نزد مسلمين است كه مقالاتى چند به اين موضوعات اختصاص يافته است.
ـ عبدالكريم اليافى, فن الحدائق ونصوص فى التراث العربى الاسلامى;
دانش طراحى و معمارى باغ ها و بساتين در تمدن اسلامى.
ـ محمد زهير البابا, علم الفلاحه فى بلاد الشام;
دانش كشاورزى در خطه شامات, سرآمدان اين علم و اهم تأليفات اين دانشوران و دستاوردهاى كشاورزى عملى در دوره اسلامى.
ـ فاضل السباعى, فلاحة الرّمان فى الاندلس;
بررسى كاشت, پرورش و محصول ميوه انار در اندلس از خلال تأليفاتى كه دانشوران مسلمان اندلسى از خود به جا نهاده اند.
ـ سلمان حرفوش, علم الزراعة عند العرب وتأثيره فى اوروبا;
دانش كشاورزى در ميان مسلمانان و تأثير آن بر فعاليت هاى كشاورزى در اروپاى قرون وسطى.
ـ ابراهيم بن مراد, مسيرة علم النبات عند العرب;
تاريخ و تحولات دانش كشاورزى در جهان اسلام.
ـ نادية الغزى, من بساتين الشام;
برشمردن خصائص و ويژگى ها و انواع ميوه سيب از خلال تأليفات و آثارى كه در موضوع درخت و ميوه شناسى در جهان اسلام تأليف شده است.
ـ محمد مروان السبع, خصائص اللحم و ذبائح الحيوانات فى مخطوطة نزهة النفوس والافكار فى خواص النبات والحيوان والاحجاز;
پژوهشى در كتاب نزهة النفوس والافكار… اثر زين الدين دمشقى از دانشوران قرن نهم ق و استخراج و تحليل آنچه وى در خواص و ويژگى هاى انواع گوشت حيوانات برشمرده است.
ـ احمد عبدالقادر صلاحية, التعريف بكتاب كشف الاسرار عن حكم الطيور والازهار;
معرفى و تحليل كتاب كشف الاسرار عن حكم الطيور والازهار اثر ابن غانم المقدسى از دانشوران قرن هفتم ق كه در موضوع پرنده شناسى و گياه (گل)شناسى تأليف شده است.
ـ انس خالدوف, علم النبات فى كتاب عجائب المخلوقات;
زكريا قزوينى از دانشوران قرن هشتم صاحب كتاب معروف عجائب المخلوقات مسائل و موضوعات مختلفى را در كتاب خود بررسيده است, از جمله خواص و ويژگى هاى انواع مختلف و طبقات گوناگون گياهان كه آراى وى در اين باب بررسى شده است.
ـ فتحى مهدى, ترجمات القرآن الكريم فى بوغسلاويا;
بررسى و تحليل ترجمه هاى قرآن كريم به زبان هاى رايج در منطقه بالكان.
ـ وليد سراج, صنعة الكتابة عند العرب;
تطور فن نگارش در قرون نخستين اسلامى. شماره39و40, 1990
ـ آن ريغور, حب الله لنفسه عند الغزالى;
تحليل و توضيح باب 36 كتاب احياء العلوم غزالى است كه معنون به عنوان (محبةالله للعبد ومعناها) شده است.
ـ سمير سعيد كجو, مجدالدين بن الاثير و منهجه فى التأليف;
روش شناسى و تحليل آثار برجا مانده از مبارك بن ابى الكرم معروف به ابن اثير از دانشوران عهد اتابكان موصل در قرن ششم.
ـ محمد منير سعدالدين, دور الكتّاب و المساجد عند المسلمين;
نقش كتّاب (نگارشگران) و مساجد در تعليم و تربيت اسلامى در قرون اوليه اسلام.
ـ عبداللطيف ارناووط, الموالى و نظام الولاء من الجاهلية حتى آخر العصر الاموى;
پژوهشى در چگونگى نظام ولاء در صدر اسلام. شماره41, 1990
ـ عبدالكريم اليافى, ابوعبدالله الحارث بن اسد المحاسبى و كتابه التوهم;
درنگى است در احوال و آثار ابوعبدالله المحاسبى از اقطاب صوفيه در قرن دوم ق به ويژه كتاب التوهم كه آربرى در سال 1937 در قاهره به چاپ رسانده است.
ـ منير سعدالدين, الزوايا و الخوانق الصوفية والمكتبات فى التراث;
درباره نقش زاويه ها, خانقاه ها و كتابخانه ها در چگونگى و سير تعليم و تربيت اسلامى است.
ـ محمد الحامدى, القمر فى عجائب المخلوقات;
تشريح ديدگاه قزوينى در اثر مشهورش عجائب المخلوقات درباره ماه و اجرام سماوى.
ـ على احمد, العاملون فى ميدان الاتقاصد والخمدة فى المشرق العربى من الندلسيين والمغاربة;
پژوهشى در ارتباطات اقتصادى و مناسبات اجتماعى بين مغرب و مشرق اسلامى از قرن پنجم تا نهم ق. شماره42ـ43, 1991
ـ عبدالرزاق الشقيقى, عصر الترجمه والعصر الذهبى للطب العربى الاسلامى;
گزارشى است از دانش طب نزد مسلمانان و هنگامه شكوفايى آن و برشمردن علل و عوامل توفيق دانشوران اين عرصه و آثار مهمى كه عرضه نموده اند.
ـ نادية الغزى, طائر سليمان(ع) الهدهد;
توصيف هدهد در فرهنگ و تمدن اسلامى.
ـ زهير حميدان, ثابت بن قره ابوالحسن 211ـ 288ق;
سيرى در احوال و آثار ثابت بن قره مترجم و طبيب مشهور عصر عباسى. شماره44, 1991
ـ عبدالكريم اليافى, صور من شاعرية محمد اقبال;
سيرى در آراى حكمى اقبال.
ـ عيسى العاكوب, جمالية المفردة القرآنية عند ضياءالدين بن الاثير;
تشريح آراى و انديشه هاى قرآنى ابن اثير صاحب كتاب معروف المثل السائر.
ـ محمد عبداللطيف صالح الفرفور, طورّيان حنفيان ممن منهما صاحب تكملة البحر;
پژوهشى در باره مؤلف كتاب فقهى تكملة البحر و نقد و بررسى آراى مختلف در اين باب.
ـ محمد رواس قلعه جى, على بن ابراهيم بن بختيشوع الكفرطابى و كتابه تشريح العين;
سيرى در احوال و آثار ابن بختيشوع از دانشوران و اطباى معروف قرن پنجم و كتاب معروف وى در دانش چشم پزشكى. شماره45, 1991
ـ مصطفى الشعاع, الحجاج بن يوسف الثقفى;
سيرى در احوال حجاج بن يوسف خليفه امرى.
ـ محمد منير سعدالدين, آداب و خدمات السكن الداخلى فى المدرسه عند المسلمين;
مدارس علميه در تمدن اسلامى هم به عنوان محل درس و بحث طلاب محسوب مى شده است و هم محل سكونت و استراحت آنان. اين مقاله مقررات و ضوابط و خدمات سكونتى اين مدارس را بررسى كرده است.
ـ سكينه الشهابى, عمرو بن معرى كرب الزبيدى;
سيرى در احوال عمرو بن معرى كرب از رجال صدر اسلام.
ـ فريد حجا, مكانة الطبيب العربى ابى القاسم الزهراوى فى تاريخ الحضارة;
درنگى در نقش و تأثير زهراوى دانشور و طبيب بلند پايه و صاحب كتاب التصريف بر دانش پزشكى در جهان اسلامى. شماره46, 1992
ـ على اكبر ضيايى, رسالة فى بيان مذاهب التصوف لابى حفص السمرقندى;
تصحيح و شرح رسالة فى بيان مذاهب التصوف اثر ابوحفص سمرقندى از اقطاب صوفيه قرن پنجم ق.
ـ محمد فيض الله الحامدى, العقرب بين الحقيقة والخيال فى بعض كتب التراث;
بررسى و تحليل آراى وارده در كتب دانشوران جهان اسلام در باب عقرب. شماره47, 1993
ـ عبدالكريم اليافى, ابن خلدون و منهجه العلمى فى البحث;
روش شناسى ابن خلدون.
ـ محمد منير سعدالدين, النقابات عند المسلمين;
اتحاديه ها, جماعات و انجمن هاى صنفى اجتماعى در تمدن اسلامى. شماره48, 1992
ـ محمد منير سعدالدين, المدرسة عند المسلمين;
درنگى در نقش مدرسه به عنوان محور تعليم و تربيت اسلامى در تمدن اسلامى. شماره49, 1992
ـ ابراهيم الكيلانى, مصطلحات تاريخيه مستعملة فى العصور الثلاثة الايوبى والمملوكى والعثمانى;
توضيح اصطلاحات تاريخى به كار رفته در دوران ايوبيان, مماليك و عثمانى.
ـ عمر الدقاق, العلوم العربية فى الاندلس و اثرها فى اوربا;
خدمات علمى و فرهنگى اندلس به اروپاى قرون وسطى.
ـ عبدالقادر هنى, المعانى القرآنية فى الشعر الجزائرى الحديث;
قرآن كريم در آينه شعر معاصر الجزائرى.
ـ فؤاد حسن حسين ابوالهيجاء, المعارف العلمية فى كتاب نهاية الارب فى فنون الادب;
سيرى در كتاب نهاية الارب اثر نويرى و بررسى و تحليل دانش ها و معارف علمى و طبيعى ذكر شده در آن. شماره50, 1993
ـ محمد احمد قاسم, علم المعجمة عند العرب;
پژوهشى در دانش معجم و مرجع نگارى مسلمين. شماره51, 1993
اين شماره به نكوداشت جلال الدين سيوطى اختصاص يافته و مقالات چندى در احوال, افكار و آثار وى قلمى گرديده است.
ـ عبدالكريم اليافى, جلال الدين سيوطى ـ موقعه فى عصره ـ قلمه يروى حياته;
سيرى در اوضاع سياسى اقتصادى و اجتماعى عصر سيوطى (دوران مماليك جراكسه).
ـ محمد زهير البابا, عصر جلال الدين السيوطى والحياة العلمية فيه;
پژوهشى در احوال و اوضاع علمى فرهنگى دوران سيوطى.
ـ عبداللطيف الارناووط, جلال الدين السيوطي… الانسان;
درنگى در حيات علمى سيوطى.
ـ سعدى الوجيب, السيوطى علامة عصره;
ويژگى ها و امتيازات علمى سيوطى.
ـ عندنان الدرويش, اتهام الجلال الدين السيوطى بين التبرئه والادانة;
بررسى و تحليل آراى برخى دانشوران درباره سيوطى.
ـ وهبة الزحيلى, السيوطى امام التفسير بالمأثور فى القرن العاشر;
كوشش و روش تفسيرى جلال الدين السيوطى.
ـ محمد الزحيلى, اسهام السيوطى بالافتاء;
درنگى در آثار فقهى سيوطى.
ـ محمد يوسف الشربجى, الالفاظ المعربه فى القرآن الكريم;
تشريح برخى آراى قرآنى سيوطى.
ـ تحقيق بديع السيد اللحام, مشتهى العقول فى منتهى النقول للسيوطى;
تصحيح و توضيح رساله مشتهى العقول… اثر سيوطى.
ـ مؤلفات جلال الدين السيوطى المخطوطه والمطبوعة;
كتاب شناسى آثار سيوطى. شماره52, 1993
ـ عزت السيد احمد, مقوّمات الاخلاق عند الغزالى;
تشريح اصول و مبانى اخلاق از منظر امام محمد غزالى.
ـ جوزيف كلاس, النباتات الطبية;
خواص و ويژگى هاى گياهان دارويى و چگونگى جريان تجارت و عرضه اين گياهان در جهان اسلام در قرون وسطى.
ـ عبدالعزيز الساورى, القلم لابى محمد السراج النحوى;
تصحيح رساله قلم اثر ابن سراج در موضوع چگونگى كتابت حروف عربى. شماره53, 1993
ـ مصطفى العلوانى, الانسان والحيوان فى محكمة الجان;
تشريح و بررسى مفهوم انسان و حيوان از ديدگاه رسائل اخوان الصفا.
ـ اسعد الخطيب, الاطار الدفاعى عند الصوفية;
مفهوم جهاد و ايستادگى در برابر دشمن از منظر صوفيان و بيان مصاديق تاريخى آن.
ـ عبداللطيف الارناووط, الحسن بن الهيثم;
سيرى در احوال و آثار ابن هيثم.
ـ على احمد, مدينة الزهراء الاندلسية;
چگونگى بنيان نهادن شهر (يالزهراء) در اندلس و وصف معمارى و ويژگى هاى شهرى و عمرانى آن در دوران شكوفايى فرهنگ و تمدن اسلامى در اندلس. شماره54, 1994
ـ على ميرلوحى, بلاغة التشبيه فى القرآن الكريم;
تشريح وجوه بلاغى تشبيه در قرآن كريم.
ـ محمد عدنان قيطاز, بدرالدين ابن جماعة;
سيرى در احوال و آثار ابن جماعة دانشور شامى قرن هفتم ق.
ـ احسان محمد جعفر, المذهب الذرى عند المفكرين العرب المسلمين;
تشريح نظرگاه دانشوران اسلامى درباره جسم و اجزاى آن.
ـ عبداللطيف الارناووط, فضائل بيت المقدس و فضائل الشام للمكناسى;
بررسى و توصيف نسخه خطى فضائل بيت المقدس… اثر مكناسى از دانشوران مغربى قرن هفتم ق.
ـ احمد عبدالقادر صلاحية, البحر فى معاجم اللغة;
بررسى و مقايسه كلمه بحر در معاجم و فرهنگ هاى لغت و بيان وجوه افتراق و اتفاق آن. شماره55 ـ 56, 1994
اين شماره ويژه شهر دمشق منتشر شده است و ابعاد مختلف تاريخى تمدنى اقتصادى و… اين شهر مورد بحث و بررسى قرار گرفته است, پاره اى از اين مقالات عبارتند از:
ـ نقولا زياده, الحياة العلمية فى بلاد الشام فى ايام المماليك;
بررسى اوضاع و احوال علمى فرهنگى شهر دمشق در ايام مماليك.
ـ بنيه عاقل, دمشق من الفتح و حتى ايام العباسى دراسة فى العمران;
پژوهشى در ساختار معمارى و عمرانى شهر دمشق در دوره امويان.
ـ نشأت حمارنه, فضل دمشق فى تطور الطب بين العصرين النورى والمملوكى;
تشريح نهضت علمى به ويژه فعاليت هاى علمى در زمينه طب در فترت بين دوران نورالدين زنكى تا روى كار آمدن مماليك در خطه شامات.
ـ نزيه الكواكبى, الحياة العمرانية فى دمشق فى العهد العثمانى;
توصيف ويژگى هاى معمارى شهر دمشق در دوران عثمانى.
ـ على القيم, اضواء تراثيه على مساجد دمشق;
توصيف و تشريح ويژگى هاى معمارى مساجد دمشق. شماره57, 1994
ـ عبدالكريم اليافى, ابن طفيل و رسالته الفلسفية حى بن يقظان;
سيرى در افكار و انديشه هاى فلسفى ابن طفيل در اثر معروف وى حى بن يقطان.
ـ مختار حبّار, الحضور الصوفى فى الجزائر على العهد العثمانى;
نهضت و حركت تصوف (طرق, زوايا, اصول و مبانى و اقطاب) در منطقه الجزائر در دوران حاكميت عثمانى بر اين منطقه.
ـ عبدالاله بنهان, جلال الدين السيوطى اضاءات تحليله فى سيرته;
نقد و بررسى و مناقشه پاره اى آرا كه در خصوص احوال و آثار سيوطى ارائه شده است.
ـ عبداللطيف ياسين, فضل اطباء العرب على اوربا فى القرون الوسطى;
تشريح خدمات اطباى مسلمان به اروپاى قرون وسطى. شماره58, 1995
ـ محمد فيض الله الحامدى, الطوفان بين الحقيقة والاسطورة;
پژوهشى در طوفان نوح از منظر اساطير, اديان و مذاهب مختلف.
ـ فاضل السباعى, زراعة النحيل عند العرب;
كاشت, داشت و برداشت نخل در تمدن اسلامى.
ـ على القيم, حلب و طريق الحرير;
گزارشى از كنفرانسى كه يونسكو تحت عنوان حلب و جاده ابريشم در سال 1994 در شهر حلب برگزار نموده و چهل و دو نفر از صاحب نظران در اين گردهمايى خطابه و مقاله ارائه نموده و ابعاد مختلف موضوع را بررسيده اند. شماره59, 1995
ـ مصطفى العلوانى, استخدام المفهوم الديموغرافى عند ابن خلدون;
پژوهشى در جمعيت نگارى آمارى از ديدگاه ابن خلدون.
ـ سامى خلف حمارنه, اسرة الدمشقى الطبيّه;
شرحى بر احوالات و تاريخ خاندان (دمشقى) كه دانش طب را به صورت موروثى به نسل بعدى منتقل مى نموده و از اوائل دوران امويان تا ايام معتصم عباسى مشعل دار دانش طب در معالجه و تأليف محسوب مى شدند. شماره60, 1995
ـ هناء دويدى, السند العلمى فى كتب برامج العلماء فى الاندلس;
پژوهشى در چگونگى ذكر مشايخ و كتب در برنامه تعليم و تربيت علمى در اندلس.
ـ عبداللطيف الارناووط, العلماء عند المسلمين;
نقد و بررسى كتاب العلماء عند المسلمين اثر دكتر محمد منير سعدالدين. شماره61, 1995
اين شماره به بزرگداشت (جاحظ) اختصاص يافته است و مقالاتى در باب احوال, افكار و آثار وى به بحث و بررسى پرداخته اند.
ـ عبدالكريم اليافى, كتاب (الحيوان) لأبى عثمان الجاحظ;
سيرى در كتاب الحيوان اثر جاحظ.
ـ صالحة سنقر, المرأة عند الجاحظ;
زن در انديشه جاحظ.
ـ عبداللطيف الارناووط, الجاحظ تحت مجمر شفيق جبرى;
نقد و بررسى كتاب الجاحظ معلم العقل والادب اثر شفيق جبرى.
ـ عزت السيد احمد, مقومات الجمال عند الجاحظ;
پژوهشى در آراى (زيبايى شناسانه) جاحظ.
ـ سمر روحى الفيصل, اسلوب الجاحظ;
درنگى در روش شناسى تأليفات جاحظ.
ـ نصرالدين البحرة, الفاكهة عند الجاحظ;
طنز و سخريه از منظر جاحظ.
ـ سام عمّار, نزهة فى كتاب البخلاء;
سيرى در كتاب بخلاء جاحظ.
ـ سعاد رمزى, الفاظ الحياة الاجتماعية فى الادب الجاحظ;
پژوهشى در اصطلاحات و تعبيرات مربوط به مناسبات و روابط اجتماعى از خلال آثار و تأليفات جاحظ. شماره62, 1996
ـ شوقى المعرى, المرتضى الزبيدى صاحب تاج العروس;
سيرى در احوال مرتضى الزبيدى صاحب كتاب معروف تاج العروس.
ـ باتريسيا سبالينو, اشكالية الاصالة فى (المسائل الصقليّه) لابن سبعين;
پژوهشى در رساله المسائل الصقليّه اثر ابن سبعين از دانشوران اندلسى قرن هفتم كه در موضوع فلسفه فراهم آمده و نقد و بررسى آراى مختلف و متشعب مستشرقان درباره وى.
ـ محمد عدنان يطاز; الهجمات المغوليه على الشرق العربى;
تحقيقى در حملات نظامى مغول بر منطقه شامات.
ـ لؤى على خليل, فردية حيّ بن يقظان;
پژوهشى فلسفى زبانى در مسأله حى بن يقظان. شماره63, 1996
ـ نصرالدين البحرة, الحضارة العربية الاسلامية والترجمة;
ارزيابى كارنامه ترجمه در فرهنگ و تمدن اسلامى.
ـ عبدالقادر فيدوح, البحث العقلى فى الجمالية العربية;
تحليل عقلى مباحث زيبايى شنايى در فرهنگ و هنر اسلامى.
ـ محمد خير البقاعى, نظرات من كتاب (الزهرة) لمحمد بن داود الاصفهانى;
نقد و بررسى كتاب الزهرة اثر الاصفهانى از دانشوران قرن سوم ق كه در موضوع عشق و محبت الهى فراهم آمده است. شماره64, 1996
ـ نصرالدين البحرة, ابن سينا المفكر الموسوعى الرائد;
سيرى در احوال و تأليفات ابن سينا.
ـ شوقى شعث, التراث المعمارى فى القدس الشريف;
ميراث معمارى اسلامى در بيت المقدس در دوران سلسله ايوبيان.
ـ موسى الزعبى, كيف زيف اليهود الكتب المقدسة;
پژوهشى تاريخى در چگونگى تحريف و تغيير لفظ و معانى وارده در تورات از سوى يهوديان پس از حضرت موسى(ع).
ـ عبداللطيف الارناووط, تاريخ الكتاب;
معرفى تفصيلى كتاب تاريخ الكتاب اثر الكساندر استيشفيس, اين كتاب ضمن سلسله (عالم المعرفة) ذيل شماره 169ـ170 در كويت به چاپ رسيده است. شماره65, 1996
ـ محمد زهير البابا, المؤلفات الطبية لجلال الدين السيوطى;
معرفى و تحليل آثار طبى سيوطى و همچنين مأخذشناسى مخطوطات اين آثار.
ـ احسان هندى, العرب و اختراع البارود;
ساخت و استعمال باروت در ميان مسلمانان و ذكر شمه اى از تاريخچه اين ماده در مشرق زمين.
ـ عدنان محمد احمد, الخطابه السياسيه فى صدر الاسلام;
شرحى بر ماهيت و انواع خطابه هاى سياسى اجتماعى در صدر اسلام و چگونگى به كارگيرى آن در پيشبرد مصالح و منافع سياسى. شماره66, 1997
ـ سعد الكردى, يذور الدراسة الدلالية لالفاظ القرآن الكريم;
پژوهشى در مباحث دلالت در قرآن كريم و نقل و نقد آراى مختلف در اين زمينه.
ـ صدرالدين كوموش, السيد الشريف الجرجانى و مكانته فى العلوم الاسلامية;
شرحى بر آثار و خدمات علمى سيد شريف جرجانى از عالمان قرن نهم ق.
ـ شريف مفلح, رحلات يحيى الغزال الاندلسى المضامين والاهمية التاريخية;
پژوهشى در سفرنامه هاى ابوزكريا يحيى بن الحكم البكرى ملقب به غزال از عالمان برجسته اندلسى قرن سوم ق كه در سمت سفير به اروپا و همچنين شرق اسلامى سفرهايى داشته است.
ـ محمد وائل الاتاسى, نظرة نافذة لتراثنا العلمى العربى;
پژوهشى در باب ريشه ها و مبانى علوم فلسفى در جهان اسلام و ميزان و چگونگى ارتباط و تعامل اين علوم با دانش هاى قبل از خود به ويژه علوم حوزه فرهنگ لاتينى. شماره67, 1997
ـ بغداد عبدالمنعم, الكرجى العالم الرياضى والمهندس;
پژوهشى در احوال و آثار ابوبكر محمد بن الحسن الكرجى عالم بلند پايه قرن چهارم كه آثار مهمى در دانش رياضى و معمارى پديد آورد.
ـ مسعود بوبو, اللغة العربية والعالمية;
تحقيقى در چگونگى انتشار و گسترش زبان عربى به همراه فتوحات در قرون نخست اسلامى در مناطق فتح شده.
ـ على احمد, مساهمات الاندلسيين و المغاربة فى الحروب الصليبية;
پژوهشى در علل و چگونگى مهاجرت اندلسيان و مغاربه به شرق اسلامى (شامات و مصر) و نحوه حضور آنان در جنگ هاى صليبى.
ـ نشأت حمارنة, كناش يعقوب الكشكرى فى الطب;
كلمه (كناش) بر مخطوطاتى اطلاق مى شود كه فاقد نام مؤلف است و شايد بتوان كلمه كشكول را بر آن اطلاق نمود, در اين مقاله كناشى مورد بحث و تحليل قرار مى گيرد و طبق قرائنى مؤلف آن ابوالحسين يعقوب الكشكرى قلمداد مى گردد كه در قرن سوم در موضوع طب فراهم آورده است.
ـ عبدالرحمن الكواپي نوشت ها: * اين مجله در تهران كتابخانه ملى و دائرةالمعارف بزرگ و در قم در كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى موجود مى باشد. 1. اتحاد كتّاب العرب. 2. شايسته تذكار است كه عربان تحت تأثيرات سوء سياست بر عربى بودن و عروبت همه چيز و همه كس كه فعلاً در قلمرو جغرافيايى آنان قرار دارد تأكيد و اصرار فراوان دارند و از اين بديهه غافلند كه زبان عربى زبان علمى فرهنگ و تمدن اسلامى بوده است كه از مالزى تا مراكش بدين زبان بحث و گفتگوى علمى در جريان بوده است و اين زبان از بركت قرآن كريم به چنين رتبت و مكانتى نائل آمده و الا با صرف نظر از چن
نشر كتاب خدمت يا تجارت
تلاش در عرصه علم و فرهنگ, يكى از ارزنده ترين تلاش هاى بشر است و خادمان اين عرصه نيز اغلب با صداقت و اخلاص به حمايت از دانش و فرهنگ برخاسته اند, اما اين ميدان فعاليت نيز همچون ساير عرصه هاى تلاش و كوشش از افراد سودجو و تجارت پيشه خالى نبوده است و هر از گاهى افرادى براى سود و منفعت خويش در اين وادى گام نهاده اند و تأسف آورتر اين كه همين تلاش براى تجارت نيز گاهى از صداقت عارى بوده, افرادى از دست رنج ديگران سوءاستفاده كرده اند. در اين ميان نشريه وزين و ارزشمند آيينه پژوهش همچون آيينه اى بيانگر تلاش ها و فعاليت هاى خالصانه و سودجويانه بوده است و با بررسى و نقد انديشه ها در پيشرفت فرهنگ كشور و به ويژه حوزه نقد كتاب تأثيرى انكارناشدنى داشته است. تقدير از تلاش هاى محققان, مصححان و پژوهشگران و حتى ناشران ارجمند و دفاع از حقوق آنان و نيز معرفى محقق نمايان و تجارت پيشگان از فعاليت هاى شايسته اين نشريه است. سرقت آثار و محصول زحمات و تلاش هاى اهل دانش, بدون شك يكى از زشت ترين سرقت هاست, زيرا اين عمل از كسانى سر مى زند كه خود از اهل فرهنگ و انديشه به شمار مى روند و خطاى آنان نابخشودنى است.
متأسفانه در سال هاى اخير به دليل رونق عرصه نشر, افراد زيادى وارد اين ميدان شدند و چون از بضاعت علمى چندانى برخوردار نبودند با جمع آورى آثار ديگران به نام و نوايى رسيدند, اما اين عرصه به نويسندگان و مؤلفان ختم نمى شود و در حوزه وسيع ترى ناشران را نيز در بر مى گيرد. ناشران تاجرپيشه نيز همواره در اين ميدان به كسب منافع مشغول بوده اند كه هدف اين نوشتار يكى از اين موارد است. در سال 1416ق كتابى با عنوان (رسالتان فى التصور والتصديق) كه شامل دو رساله در موضوع تصور و تصديق است با تحقيق و پژوهش فاضل ارجمند, آقاى مهدى شريعتى, و اهتمام انتشارات اسماعيليان به زيور طبع آراسته شد. رساله اول اين كتاب, الرسالة المعموله فى التصور والتصديق از قطب الدين رازى است و رساله دوم, رساله تصور و تصديق از صدرالدين شيرازى (ملاصدرا) مى باشد. در ابتداى اين كتاب مقدمه اى مفصل ذكر شده است كه در آن به بيان ديدگاه هاى مختلف در موضوع تصور و تصديق اشاره شده و منابع و تاريخچه اين بحث و اهميت موضوع بيان شده است. علاوه بر اين در مقدمه (الرسالة المعموله فى التصور والتصديق) (رساله اول) خلاصه اى از زندگى قطب رازى, جايگاه وى در بين عالمان, اساتيد و شاگردان وى, آثار و تأليفات, مذهب و وفات وى بيان شده است. لازم به توضيح است كه اين رساله را محمد زاهد بن محمد اسلم الحسينى الهروى (متوفاى 1101ق) شرح كرده است كه اين شرح سال ها در حوزه هاى علميه شبه قاره هند جزء كتاب هاى درسى علم منطق بوده است. اين كتاب را نيز محقق محترم تحقيق كرده مكتبة الشهيد الشريعتى آن را نشر داده است. در مقدمه رساله تصور و تصديق (ملاصدرا) كه رساله دوم اين كتاب است نيز به بيان زندگى اين فيلسوف الهى, تولد, اساتيد و شاگردان وى, نظريات عالمان و بزرگان درباره وى, تأليفات و آثار, نسخه هاى مورد استفاده در تصحيح و تحقيق رساله, عناوين رساله و روش علمى وى در اين رساله پرداخته شده است. همچنين در اين مقدمه با استفاده از منابع متقدم ثابت شده است كه سال وفات ملاصدرا برخلاف نظر مشهور تراجم نگاران ـ كه سال 1050ق را ذكر كرده اند ـ سال 1045ق است و اين اشتباه تاريخى از كتاب وقايع السنين والأعوام خاتون آبادى نشأت گرفته است.
در اين تحقيق سعى شده از منابع متقدم و كمياب بهره برده شود و در عين حال از منابع متأخر غفلت نشود. همچنين در پاره اى موارد كلمات اعراب گذارى شده تا اشتباه و توهمى رخ ندهد. توضيحات اين كتاب نه به اندازه اى كم است كه از حالت تحقيق خارج باشد و نه به قدرى گسترده كه تحقيق را به شرح و تعليقه تبديل نمايد. به هر حال بررسى تحقيقى و فنى اين اثر فرصتى ديگر و قلمى ديگر مى طلبد كه اكنون در صدد آن نيستم.
اين كتاب در سال 1376ش به عنوان كتاب سال برگزيده شد. انتشارات (دار احياء التراث العربى) برخلاف قوانين انتشاراتى در سال 1422ق مجموعه رسائلى را از ملاصدرا منتشر كرد كه با كمال تأسف اولين رساله اين مجموعه, رساله تصور و تصديق ـ يعنى بخش دوم ـ همين كتاب بود كه عيناً اين تحقيق را به طور كامل و با مقدمه و تحقيقات محقق در ابتداى اين مجموعه آورده است و فقط نام محقق را از آن حذف كرده است و كتاب را بدون محقق و مصحح منتشر كرده است, غافل از آن كه ضمائر متكلمى كه محقق در مقدمه به كار برده, ناچار بايد مرجعى داشته باشد تا به آن ارجاع شود.
اصولاً چاپ و حروف چينى مجدد يك اثر, بدون تحقيق و تصحيح دوباره, تنها ضايع كردن اثر و اشتباه در ارجاعات را موجب مى شود و نيز اين عمل, تضييع حق پژوهشگران و محققان است و امنيت صنفى اين قشر را ضايع و آنان را از تحقيق و پژوهش دلسرد مى كند.
اين سرقت محصول تلاش ها و فعاليت هاى پژوهشگران و محققان در حالى انجام مى شود كه طبق قانون كپى رايت حق استفاده از آثار ديگران حتى با ترجمه به زبان هاى ديگر نيز بايد با اجازه صاحب اثر باشد.
اميد است كه مراجعى وظيفه دفاع از اين قشر فرهيخته را بر عهده بگيرند تا در اين آشفته بازار فرهنگى, اين نابسامانى ها به سامان برسد و اهل تحقيق و پژوهش از حقوق معنوى و مادى آثار خويش برخوردار شوند. سيد مجيد حسن زاده
اخبار
فرهنگى
گزارشى از سفر به اجلاس سران جامعه اطلاعاتى WSIS, تونس 2005 تونس كشور آفريقايى اسلامى با آب و هواى مديترانه اى
كشور تونس با بيش از 160 هزار كيلومتر مربع مساحت و موقعيت استراتژى ويژه حدود 1500 كيلومتر ساحل مديترانه اى از جمله كشورهاى معروف در جلب توريست از سراسر دنيا به شمار مى رود.
تونس در شاخ آفريقاست و براى رسيدن به آن از راه تركيه بيش از هفت ساعت پرواز هوايى لازم است, با خروج از آسيا و عبور از جنوب اروپا, درياى اژه, يونان و درياى مديترانه به كشورى مى رسيم كه با كشور ما حدود دو ساعت و سى دقيقه اختلاف افق دارد. اين كشور اسلامى, كوچك ترين كشور شمال آفريقا و بهترين دروازه براى ورود ايران به قاره آفريقا به شمار مى آيد. اجلاس جهانى WSIS
دومين اجلاس سران جامعه اطلاعاتى WSIS از 25 تا 27 آبان ماه 1384 مطابق با 16 تا 18 نوامبر 2005 در شهر تونس پايتخت كشور مسلمان و آفريقايى تونس برگزار شد. اين اجلاس جهانى, وابسته به سازمان ملل بود كه حدود 145 كشور در آن شركت فعال داشتند و از ميان آنها حدود 116 كشور در سطح مقاماتِ عالى رتبه به اجلاس آمدند, 47 كشور در سطح سران و حدود 70 كشور در سطح وزير حضور يافتند. شركت مسئولان رده بالاى كشورها وزنه اجلاس تونس را افزايش داده بود. چون اين اجلاس تخصصى بود, مجموعه شركت كنندگان عمدتاً داراى تخصّص بودند. موضوع اصلى اجلاس WSIS مسأله راهبرى اينترنت است كه از چالش برانگيزترين مسائل در حوزه فناورى اطلاعات و ارتباطات مى باشد.
نشست اول WSIS در سال 2003 در ژنو برگزار شده بود كه مقامات كشورهاى مختلف در سطح رؤساى جمهور و نخست وزيران, همراه با گروه هاى فنى و حقوقى در آن شركت كرده بودند.
اجلاس 2005 WSIS در تونس از سوى كميته اى عالى به سرپرستى كوفى عنان دبيركل ملل متحد سازماندهى مى شد و تمامى كسانى كه نقش عمده در جامعه اطلاعاتى جهانى دارند در اين اجلاس از سهمى برخوردار بودند; دولت ها, بخش خصوصى, جامعه مدنى, نهادها و اتحاديه هاى بين المللى و سازمان ملل و مؤسسات تخصصى آن و همه گروه هاى اصلى اثرگذار و اثرپذير جامعه اطلاعاتى در بالاترين سطح گرد هم آمدند تا به درك بهترى از اطلاعات و ارتباطات و اثرات آن بر جامعه بين المللى برسند. هيأت ايرانى اجلاس تونس
در اين نشست جهانى حدود نوزده هزار كارشناس از بخش هاى دولتى, خصوصى و عمومى شركت كردند. از ايران نيز يك هيأت رسمى از بخش دولتى و يك هيأت غير رسمى از اساتيد, كارشناسان, دبيران كارگروه هاى WSIS و شركت هاى فناورى اطلاعات و ارتباطات و روزنامه نگاران شركت نمودند.
حضور ايران در اين اجلاس از ابتدا با ابهاماتى همراه بود. گاه شنيده مى شد كه احتمالاً ايران در اجلاس دوم WSIS شركت نكند. با اين كه كشورهاى مختلف در سطح عالى گرد هم مى آمدند تا توافق هاى نهايى حاصل دو سال كار و تلاش بين المللى را بررسى و تأييد نمايند شركت نكردن در اين اجلاس ميدان را بيش از هركس براى آمريكا و برنامه هاى سلطه گرايانه اش باز مى كرد.
حضور ايران, كيفيت آن و همچنين تركيب شركت كنندگان و برنامه هاى آنها تا چند هفته مانده به اجلاس دوم مشخص نبود, به هر حال با توجه به اخبار و گزارش هاى روزنامه اى ظاهراً با پيگيرى مسئولان (IT) در ايران به خصوص اقدامات دبيرخانه شوراى عالى اطلاع رسانى حضور ايران قطعى شد. قرار بود ايران در سطح عالى عازم اجلاس شود. ابتدا حضور رئيس جمهور قطعى نبود, ولى شركت معاون اول رئيس جمهور به همراه وزير ارتباطات مورد انتظار بود. ما در تونس بوديم كه اعلام موافقت رئيس جمهورى اسلامى ايران جناب آقاى دكتر احمدى نژاد براى شركت در اجلاس تونس مطرح شد و سبب مسرّت هيأت ايرانى و مردم تونس گرديد. چند جوان تونسى كه در اداره اجلاس نقش داشتند پيش ما آمدند و از اين كه آقاى (نجاد) (به قول آنها) به تونس مى آيد شادمان بودند. چيزى نگذشت كه خبر لغو سفر رئيس جمهور ـ هرچند با دليل و توجيه باشد ـ نگرانى ها و متأسفانه قضاوت هاى متفاوت و احياناً غير منصفانه اى را برانگيخت. به نظر مى آيد با توجه به سطح بالاى شركت كنندگان در اين اجلاس به خصوص رنگ و بوى ويژه سياسى آن (هرچند كم رنگ) و با ملاحظه حضور مناسب ايران در نشست هاى مقدماتى و اصلى جامعه اطلاعاتى, شركت ايران در عالى ترين سطح قطعاً در روابط جهانى و تحركات ديپلماتيك مؤثر و مثبت بود. اى كاش جناب آقاى احمدى نژاد شخصاً در اين اجلاس حاضر مى شد و در معرض جهانى نشان مى داد كه عزم ايران بر حضور فعّال در جامعه اطلاعاتى همچنان جدّى است.
با اين وصف آمدن آقاى دكتر سليمانى (وزير فناورى اطلاعات و ارتباطات ايران) به عنوان نماينده ايران و سخنرانى در سومين و آخرين روز اجلاس جامعه اطلاعاتى تونس بسيار ارزشمند بود. وى بعد از آن كه دقايقى رياست جلسه را بر عهده داشت به عنوان نماينده ايران به پشت تريبون اجلاس رفت و براى پنج دقيقه مواضع رسمى جمهورى اسلامى ايران را درباره جامعه اطلاعاتى بيان كرد. غرفه نمايشگاهى ايران در اجلاس تونس 2005
در كنار اجلاس تونس, نمايشگاه جانبى (ICT4ALL) (فناورى اطلاعات و ارتباطات براى همه) دولتمردان و فعالان (ICT) كشورهاى مختلف را به تلاش چشمگير و درخور ملاحظه اى واداشته بود تا ميزان آمادگى و پيشرفت برنامه هاى كلان فناورى اطلاعات و ارتباطات خود را به نمايش بگذارند و در يك ميدان وسيع علمى ـ تخصصى به نمايش محصولات و شناسايى قابليت ها و پيدا كردن فرصت هاى بهتر در فعاليت مربوط به اين حوزه بپردازند.
كشورهاى مختلف و همچنين شركت هاى معروف دنيا داراى غرفه بودند كه عموماً غرفه هاى كشورى به معرفى دولت و حكومت و عمدتاً رئيس حكومت مى پرداختند و معمولاً تركت ها, بروشورهاى گران و بسيار زيبا منتشر مى كردند و از جديدترين ابزار نمايش براى ارائه فعاليت هاى خود بهره مند بودند.
غرفه ايران در اين ميان از موقعيت خاصى برخوردار بود. در غرفه ايران از بخش دولتى شركت مخابرات, وزارت امور خارجه, وزارت بهداشت, آموزش و پرورش, بازرگانى, ميراث فرهنگى فعاليت هاى خود را در حوزه هاى مختلف فناورى اطلاعات و ارتباطات به نمايش گذاشتند. انجمن شركت هاى انفورماتيك, مجمع ناشنوايان الكترونيك در بخش خصوصى در زمينه نرم افزارى و سخت افزارى مشاركت داشتند. در بخش فرهنگ دينى, دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم به نمايندگى از دوازده مؤسسه و مركز پژوهشى دينى فعاليت هاى حوزه علميه قم در حوزه ICT را معرفى نمود. بدين منظور تيزرهاى تبليغاتى, بروشورهاى مختلف به زبان انگليسى و عربى عرضه مى شد, همچنين نرم افزار اصطلاح نامه (Theasaurus) علوم اسلامى به صورت عربى نيز نمايش داده شد كه مورد توجه خاص مراجعان قرار گرفت. در اين بخش, همچنين مؤسسه تبيان از سازمان تبليغات اسلامى و مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى خدمات خود را در معرض نمايش گذاشتند. استقبال از غرفه ايران
غرفه ايران با استقبال فوق العاده اى روبه رو بود كه مى توان آن را از پر ازدحام ترين غرفه هاى نمايشگاه تونس نام نهاد. غرفه ايران با اين كه به صورت حرفه اى چينش نشده بود, ولى از محتواى مناسب و پر جاذبه قسمت ها و كارگروه ها برخوردار بود. نام ايران براى بسيارى از مراجعان دلنشين و اميدبخش به نظر مى آمد.
بسيارى از مراجعان از ما تصوير امام خمينى و رهبر فرزانه انقلاب و رئيس جمهور را طلب مى كردند, آنها قرآن و نرم افزارهاى دينى به زبان عربى و فرانسوى را مى خواستند كه متأسفانه امكانات لازم براى پاسخگويى به خيل مراجعان وجود نداشت.
قبل از عزيمت به تونس, اطلاع رسانى درستى نشده بود, همه تلاش اين بود كه اطلاعات و بروشورها به زبان انگليسى و بعد از آن به عربى آماده شود در حالى كه در تونس زبان اصلى عربى و سپس فرانسوى بود و كشورهاى فرانسوى زبان بسيار بودند. عمدتاً تقاضاى ارائه مطالب و بروشورها را به اين دو زبان داشتند.
مراجعه كنندگان به غرفه ها دو طيف بودند:
1. كسانى كه از سراسر جهان به اجلاس آمده بودند كه اينان معمولاً يا در غرفه هاى خود بودند و در اجلاس عمومى و كارگاه هاى تخصصى جانبى شركت مى كردند و كمتر فرصت بازديد از نمايشگاه را به طور كامل داشتند و به غرفه هاى خاص مراجعه مى كردند.
2. كارشناسان و مراجعان تونسى و برخى از كشورهاى عربى ـ آفريقايى كه وقت بيشترى براى نمايشگاه داشتند و بيشترين مخاطبان ما بودند. البته حضور برخى از متخصصان و علاقه مندان به جمهورى اسلامى از كشورهاى مختلف جهان هم قابل توجه بود. شميم مهر ايرانى در تونس
تونسى ها كمتر ايرانى ها را در كشور خود ديده اند اما به شدت به ايرانى ها علاقه دارند. در اولين برخورد با افتخار از هم كيش بودنشان با ايرانى ها سخن مى گويند. براى نمونه يك استاد دانشگاه تونس با شوقى زايدالوصف از آمدن ايرانى ها به كشورش تشكر مى كرد و مى گفت: ما به ايران افتخار مى كنيم, ايران به اسلام و به عرب افتخار داد, به ما جرأت اظهار وجود در مقابل زورگويان داد. او نام امام و سيد على خامنه اى (رهبر عزيز انقلاب) را با عظمت مى برد. و وقتى گفتم ما هم به شما افتخار مى كنيم به اعتراض گفت: نه ما هيچ افتخارى براى شما نيستيم, اين امام خمينى بود كه اسلام را زنده كرد و به ما مسلمانان بيدارى داد و امروز هم رهبر شما و رئيس جمهور شما براى ما اسوه و الگوست. شما محكم بايستيد. ايرانى و ايران در قلب مردم ما جاى دارد. اسرائيل منفور
تونسى ها,غالباً امام و آيت الله خامنه اى را به خوبى مى شناسند و موضع گيرى صريح رهبر انقلاب و رئيس جمهور اسلامى ايران را در مقابل اسرائيل مى ستايند. مخالفت صريح ايران با اسرائيل و دفاع از فلسطين و بزرگداشت خاطره قدس باعث محبوبيت فزاينده ايرانى ها در تونس است. غرفه هاى ايران, آمريكا و اسراييل اتفاقاً در نزديكى هم قرار داشت و رسانه هاى خبرى جهان همچون سى ان ان, بى بى سى و الجزيره در روز اول از اين سه غرفه گزارش دادند. بيدارى اسلامى مردم آن ديار
برخلاف آنچه تصور مى رود مردم تونس خيلى به ما شبيه اند, با ما سريع ارتباط برقرار مى كنند, خونگرم و از نظر فرهنگى به ما خيلى نزديكند و مى خواهند بدانند در ايران چه خبر است.
قشر تحصيلكرده و دانشگاهى ـ استاد و دانشجو ـ از يك بيدارى اميدواركننده سياسى اسلامى بهره مندند و به شدت به ايران اميد دارند و اين مفهوم را به شكل هاى مختلف و به زبان هاى گوناگون, كنايى و صريح ابراز مى نمايند. حضور مؤثر كارگروه علوم اسلامى از قم
بنده و دو نفر از هيأت ايرانى در كارگروه علوم اسلامى با لباس روحانى در اجلاس و نمايشگاه حضور داشتيم كه اين امر مورد توجه رسانه هاى جهانى و شركت كنندگان قرار گرفته بود. از سوى ديگر, همين نكته سبب كنجكاوى شركت كنندگان اجلاس و يكى از اسباب جلب بازديدكنندگان به غرفه ايران شده بود و معمولاً زمينه گفتگوهاى جدى از سوى مراجعان با ما مى شد. در توصيف تنوع اجلاس تونس از سوى خبرنگاران خارجى به حضور روحانيون ايران در نمايشگاه اشاره مى شد. نرم افزارهاى اسلامى در نمايشگاه تونس
ييكى از موارد مهم براى مراجعان نرم افزارهاى اسلامى بود كه در غرفه ايران نمايش داده مى شد. توجه ايران به ارائه محتواى اسلامى بر روى اينترنت و CD بسيار جالب توجه بود, گاه براى مدتى طولانى افراد به بررسى نرم افزارهاى قرآنى و اصطلاح نامه علوم اسلامى در كارگروه علوم اسلامى مى پرداختند و به شدت از انجام يافتن اين نوع كارها به دست علماى دينى ايرانى مسرور بودند و معمولاً تقاضاى خريد توليدات اسلامى را داشتند.
دو نفر از دانشجويان الازهر مصر برنامه اصطلاح نامه علوم اسلامى را از اين زاويه كه آيا اسلامى است يا شيعى بررسى كردند و وقتى ديدند در اين استاندارد مصطلحات فِرَق سنّى نيز آمده است گفتند اگر اين برنامه تكميل و عرضه شود براى عالم اسلام سودمند خواهد بود. چرا عربى و فرانسوى نمى نويسيد؟
چند جوان الجزائرى (يا مغربى) مى گفتند چرا شما معارف دينى و ايرانى را با عربى نمى نويسيد, در اينترنت نيز با عربى و فرانسوى ترجمه نداريد, ما دوست داريم بدانيم شيعه ايرانى چه عقايدى دارد, آقاى خامنه اى هم در دوران رياست جمهورى به عربى خطبه داشت, حالا چرا به عربى نمى گويد, آخر لحن ايشان به زبان عربى خيلى زيباست. بعضى از افراد شيعه كه البته در تونس خيلى اندكند تقاضاى اطلاعات درست مذهبى را به زبان خودشان داشتند و مى گفتند مرسولات مذهبى را از سوى ايران نفرستيد, از نظر سياسى براى ما مشكل ايجاد مى شود. كودكان و نوجوانان
ييكى از مسئولان مملكتى و شهردار سابق يكى از شهرهاى معروف تونس مى گفت براى كودكان چه نرم افزارى داريد. وقتى از او خواسته شد به غرفه هاى ديگر مانند لبنان يا مصر برود, جواب داد: نه, مى خواهم از ايران باشد, شما چگونه بچه ها را تربيت مى كنيد كه از ايمان, جرأت و شجاعت فوق العاده اى بهره مندند, به كمك كودكان و نوجوانان مسلمان در جهان بشتابيد! دستاوردى ديگر
اجتماع كارشناسان ايرانى مؤثر در ICT امر مهمى بود كه كنار هم قرار گرفتن اين جمع در داخل ايران به سادگى ممكن نبود. اين اجلاس زمينه بسيار موفقى را براى آشنايى جامعه اطلاعاتى ايران با يكديگر ايجاد كرده بود كه با حوصله, فراغت و انگيزه مى توانستند يكديگر را بشناسند, گفتگو كنند و از نوع برنامه ها و توانمندى ها آگاه شوند و مقدمات تعامل و ارتباط بعدى را فراهم نمايند. محمدهادى يعقوب نژاد نشست (جامعه اطلاعاتى, حوزه هاى علميه و افق هاى فرارو)
نشست (جامعه اطلاعاتى, حوزه هاى علميه و افق هاى فرارو) مورخ 16/9/84 در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى برگزار شد. در اين نشست ابتدا حجت الاسلام والمسلمين ربانى خراسانى (رياست دفتر تبليغات اسلامى) در سخنانى كوتاه (رويكرد بين المللى) را يكى از سياست هاى مهم دفتر تبليغات دانست و اشاره كرد كه حضور در مجامع جهانى لازمه و مقتضاى چنين رويكردى است.
پس از آن, تيم شركت كننده در اجلاس جهانى جامعه اطلاعاتى تونس به گزارش سفر خود پرداخت. خلاصه بيانات حجت الاسلام والمسلمين دكتر محمدتقى سبحانى (رياست پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى) كه در اين اجلاس جهانى رئيس كار گروه علوم اسلامى بود به شرح زير است:
با پيشرفت فن آورى اطلاعات و ارتباطات, نظريه پردازان و پاره اى از سياستمداران در پايان قرن بيستم از ظهور يك پديده جديد جهانى خبر دادند. اين وضعيت لازم مى كرد كه معمارى روابط جديد جهانى در يك نگاه تخصصى بررسى شود. در اجلاس جهانى تونس مدل مديريت جهانى در نظام آينده كه با عنوان جامعه اطلاعاتى از آن ياد مى شود در يك بيانيه اصول و برنامه اقدام ترسيم شد. برخى از رسانه ها اين اجلاس را مهمترين پديده جهانى در پنج سال گذشته دانستند. اين همايش جهانى سه بخش اصلى داشت: اجلاس, نمايشگاه و كارگروه هاى تخصصى كه در آن بيش از 130 كشور جهان حضور داشتند.
ايران در اين اجلاس پيشنهاد تشكيل يك كارگروهى با عنوان جامعه اطلاعاتى و… را داد و دبيرى آن را نيز بر عهده گرفت. اين اجلاس اولين فرصتى بود كه حوزه علميه در سطح جهانى گزارش مى داد.
مهندس بهمنى نيز طى سخنانى به تحليل وضعيت كنونى جهان پرداخت و گفت در جامعه پساصنعتى اطلاعات و معرفت به عامل مهم پويايى اقتصادى تبديل شد, اما در نيمه آخرين دهه از قرن بيستم, جامعه اطلاعاتى موضوع همه گفتگوها گشت و تأثير آن در فرهنگ, اقتصاد, سياست و اجتماع ملحوظ دانسته شد; از اين پس نمى توان به چند بعدى بودن پديده جامعه اطلاعاتى بى تفاوت بود.
هدف جامعه اطلاعاتى دسترسى به منابع اطلاعات براى همه, در همه وقت, در همه جا با شرايط مساوى است و بنيان جامعه اطلاعاتى بر دانش و اطلاعات, ازدياد فن آورى اطلاعات و ارتباطات و دسترسى و كاربرد اين فناورى است.
كوفى عنان در اين اجلاس تأكيد كرد منظور ما از جامعه اطلاعاتى جامعه اى است كه در آن, ظرفيت هاى انسانى ساخته مى شود, افزايش مى يابد, قوت مى گيرد و آزاد مى شود و اين با دسترسى به ابزار اطلاعاتى فناورى و آموزش امكان پذير است.
حوزه علميه بايد جايگاه خود را در جامعه جهانى كشف كند و از ظرفيت هاى موجود بهترين بهره را بگيرد.
پس از اظهارات مهندس بهمنى حجت الاسلام يعقوب نژاد كه مسئول غرفه ايران در نمايشگاه تونس بود وضعيت نمايشگاه را توصيف كرد و گفت:
علاقه شديد مردم جهان به اسلام,ايران, انقلاب و امام در اين نمايشگاه مشهود بود. شلوغ ترين غرفه در اين نمايشگاه ـ جز در روز اوّل ـ غرفه ايران بود و شلوغ ترين بخش از غرفه ايران همين بخش معارف اسلامى بود. در اين نمايشگاه نياز به نرم افزارهاى چند زبانه, اصطلاح نامه علوم اسلامى و نرم افزارهاى كودك و نوجوان ابراز شد و نمايندگان ملل مسلمان از ما معارف دينى را به زبان هاى عربى و فرانسوى تقاضا مى كردند.
لذا حوزه علميه بايد از فرصت هاى جامعه اطلاعاتى هوشمندانه و به موقع بهره گيرد و فعالانه و فراگير در توسعه آن تأثير گذارد و ظرفيت هاى دينى, اخلاقى و معنوى را ارتقا بخشد.
از نكات بسيار جالب در اين نمايشگاه حضور ما با لباس مقدس روحانيت بود كه يك عامل جذّاب در جلب توجه رسانه ها و مردم به حوزه علميه بود. مرورى بر مفاد بيانيه اصول
ـ توافق جهانى بر تعهد براى ساخت جامعه اطلاعاتى مردمى, فراگير و توسعه گرا;
ـ توافق جهانى بر تأكيد بر حق آزادى بيان براى همه;
ـ توافق جهانى بر نقش مركزى علم در توسعه جامعه اطلاعاتى;
ـ توافق جهانى بر افزايش اعتماد و امنيت در استفاده از ICT;
ـ توافق جهانى بر در نظر گرفتن ابعاد اخلاقى;
ـ توافق جهانى بر ضرورت حفاظت از مالكيت معنوى;
ـ توافق جهانى بر توسعه تكنولوژى و اتصالات, آموزش, بهره بردارى و خدمات.
چون پس از اين اطلاعاتى به رسميت شناخته مى شود كه در جامعه اطلاعاتى حضور داشته باشد لازم است براساس مدل زير به عناصر جامعه اطلاعاتى در عرصه ها و سطوح مختلف بپردازيم:
عناصر;
عرصه ها;
جهانى;
ملّى;
حوزه هاى علميه;
توسعه فناورى;
دسترسى و كاربرد;
دانش و اطلاعات.
چالش هاى جهانى جامعه اطلاعاتى
مهمترين چالش هاى جامعه اطلاعاتى به قرار زير است:
ـ جامعه معرفتى خردمحور يا جامعه اطلاعاتى;
ـ فاصله ديجيتالى و تمركز اقتدار در قدرت هاى بزرگ جهانى;
ـ حاكميت ابزار و ارتباطات بر انسان;
ـ ايجاد و گسترش هويت غير انسانى و مناسبات غير حقيقى;
ـ استحاله هويت هاى فرهنگى جوامع;
ـ نحوه اداره اينترنت.
در پايان اين نشست حجت الاسلام سبحانى از برگزارى يك نشست نيم روزه خبر داد كه در آن به بررسى تفصيلى ابعاد و محتواى اين اجلاس جهانى پرداخته شود. جايزه جهانى كتاب سال جمهورى اسلامى ايران
در جمهورى اسلامى ايران نيز دو جشنواره علمى جهانى برگزار مى شود, يكى جشنواره خوارزمى كه مشترك بين پژوهش هاى داخلى و خارجى است و وزارت علوم, تحقيقات و فنّاورى همه ساله آن را برگزار مى كند و ديگرى جايزه جهانى كتاب سال جمهورى اسلامى ايران كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى عهده دار آن است و سال 1383ش دوازدهمين دوره آن برگزار شد. دبيرخانه جايزه جهانى كتاب سال جمهورى اسلامى ايران در معرفى و چگونگى جايزه جهانى كتاب نوشته است:
جايزه جهانى كتاب چيست؟ على رغم توسعه و تنوع وسايل ارتباط جمعى, كتاب و كتابت, هنوز اصيل ترين و ارجمندترين وسيله انتقال فرهنگ و بارزترين نماد شكوفايى و بالندگى فرهنگى شمرده مى شود و شأن قلم و مرتبت والاى كتابت, همچنان مورد اكرام و احترام اولياى امور در اكناف عالم است.
از آن جا كه اساس نظام جمهورى اسلامى مبتنى بر احكام و تعاليم اسلامى و فرهنگ غنى اسلام و ايران مى باشد, حراست از حريم قلم و حمايت و تقدير از اهل قلم از جمله وظايف جمهورى اسلامى ايران در جهت اشاعه و بالندگى فرهنگ مى باشد. به منظور انجام اين وظيفه خطير, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى از سال 1362 طرح (كتاب سال جمهورى اسلامى ايران) و از سال 1372 طرح بزرگ جايزه جهانى پديدآورندگان را در جهت ارتقاى سطح دانش و اعتلاى فرهنگِ مكتوب بنيان نهاد.
براساس اين طرح, همه ساله كتبى كه براى اولين بار در طى سال قبل از آن در كشورهاى مختلف به جز ايران در دو حوزه (مطالعات اسلامى) و (مطالعات ايرانى) به زبان هاى مختلف منتشر شده اند بررسى مى شود و مؤلفان آثار برگزيده لوح تقدير رياست جمهورى اسلامى ايران و جوايز ارزنده اى را دريافت خواهند نمود.
موضوعات مورد بررسى: هر يك دو موضوع اصلى راجع به اسلام و ايران شامل چند شاخه فرعى است:
الف. مطالعات اسلامى: كليات, تاريخ و تمدن اسلامى, علوم قرآنى و حديث, كلام و فرق, فلسفه و عرفان, فقه و اصول.
ب. مطالعات ايرانى: كليات, تاريخ ايران, زبان هاى ايرانى, جغرافياى ايران, اديان باستانى ايران, ادبيات فارسى, هنرهاى ايرانى, تاريخ علم و ايران. منابع بررسى:
الف) بررسى فهرست آثار ناشران معتبر بين المللى;
ب) بررسى مجلات و نشريات تخصصى;
پ) مذاكره و مكاتبه با صاحب نظران و شخصيت هاى علمى داخلى و خارجى;
ت) تماس با مراكز و مؤسسات علمى و تحقيقاتى و كتابخانه هاى تخصصى;
ث) كتاب هاى عرضه شده در برخى نمايشگاه هاى بين المللى.
معيارهاى گزينش كتاب برگزيده:
الف) برخوردار از ابتكار و خلاقيت ممتاز در ارائه بينش اسلامى و تحقيقات ايران شناسى باشد.
ب) محتواى كتاب داراى ارزش فرهنگى بسيار درخور توجه و منطبق با معيارهاى تحقيقى و مأخوذ از منابع معتبر و مستند باشد.
پ) در كتب مترجم, معيارهاى اساسى ترجمه به نحو مطلوب رعايت شده باشد.
ت) در كتب مصحح, آداب و قواعد تصحيح انتقادى متون به همراه توضيحات و حواشى لازم رعايت و نسخه بدل به حد كافى رعايت شده باشد.
ث) از نظر تناسب حجم كتاب با محتواى آن, تبويب و فصل بندى موضوعات, رعايت هماهنگى فصول و يكدستى مطالب, ذكر فهارس فنى, ويراستارى, صورت طبع و قلت اغلاط از كيفيت مطلوب برخوردار باشد.
كتابى كه به تشخيص هيأت داوران, ممتاز (جايزه اول) يا درخور تقدير (جايزه دوم) شناخته شود كتاب برگزيده سال شناخته مى شود.
تاكنون دوازده دوره از اين طرح فرهنگى با موفقيت اجرا شده است. در هشتمين دوره جايزه جهانى كتاب سال, علاوه بر دو موضوع مذكور, به منظور بزرگداشت انتفاضه ملت فلسطين, بخش ويژه اى به فلسطين و آثار مكتوب برتر در اين مورد اختصاص داده شده بود. جايزه هاى جهانى كتاب و تحقيقات علمى
1. ملك فيصل
2. كتاب سال جهانى جمهورى اسلامى ايران
3. رئيس جمهور تونس
برندگان جايزه جهانى ملك فيصل
برندگان جايزه جهانى ملك فيصل در امسال (1425ق/ 2005م) در چهار رشته مشخص شدند و چندين روزنامه سعودى از جمله المدينة والبلاد آنها را معرفى كردند. اين دو روزنامه ـ و نيز سعودى گازت ويژه نامه فارسى روزنامه سعودى عكاظ در شماره هجدهم خود ـ نوشتند:
امير خالد الفيصل امير منطقه عسير و دبيركل جايزه جهانى ملك فيصل و رئيس كميسيون داورى و گزينش جايزه جهانى ملك فيصل برندگان امسال اين جايزه را اعلام كرد, وى گفت: پس از برگزارى چندين جلسه هيأت داوران كه از روز شنبه هفدهم ذى قعده سال جارى تا روز سه شنبه سى ام ذى حجه ادامه يافت برندگان اين جايزه در بيست وهشتمين دوره آن معرفى شدند.
اين جايزه جهانى ساليانه به پنج موضوع زير اختصاص مى يابد.
1. خدمات اسلامى;
2. مطالعات اسلامى;
3. ادبيات عرب;
4. پزشكى;
5. علوم.
جايزه عبارت است از تقديرنامه اى با خط زيبا و در يك قاب ارزشمند چرمى به اضافه يك مدال طلايى 24عيار به وزن دويست گرم كه روى آن نوشته شده است: (جائزة الملك فيصل العالمية لخدمة الإسلام) و يك چك به مبلغ 750 هزار ريال سعودى (دويست هزار دلار آمريكا). درخور ذكر است كه اين جايزه در جهان جايگاهى برابر با جايزه نوبل دارد. اسامى برندگان جايزه مزبور در بخش هاى ياد شده از اين قرار است:
1. جايزه خدمت به اسلام از آنِ مؤسسه خيريه حريرى و دكتر احمد محمدعلى رئيس بانك اسلامى گرديد. مؤسسه حريرى در لبنان است و خدمات زيادى به مسلمانان كرده است از جمله همكارى با بيش از سى هزار دانشجوى مرد و زن جوان كه از جمله 835 نفر ايشان دكتراى خود را در رشته هاى مختلف به دست آوردند, احداث انستيتوهاى تحقيقاتى در لبنان, بازسازى و تأسيس مساجد, دستگيرى ايتام و نيازمندان و تأسيس مراكز بهداشتى و اجتماعى در لبنان.
دكتر احمد كه تابعيت سعودى دارد رئيس بانك توسعه اسلامى است, وى از بدو تأسيس اين بانك در سال 1395 هجرى سعى و تلاش نمود تا قراردادها و فعاليت هاى بانك طبق شريعت اسلامى باشد, وى همچنين خدمات زيادى مانند همكارى در گسترش روابط اقتصادى ميان كشورهاى اسلامى, تأسيس انستيتوى اسلامى اقتصاد اسلامى و دستگيرى بسيارى از مسلمانان نيازمند جهان انجام داده است.
2. دكتر كارل هيلينبراند برنده جايزه تحقيقات اسلامى. اين خانم بريتانيايى استاد بخش تاريخ در دانشگاه ادنبره است و درباره دفاع از سرزمين هاى اسلامى در قرن پنجم و ششم ق كتابى نوشته و برنده اين جايزه گرديده است.
3. ريچارد دال و ريچارد بيتو به طور مشترك برنده جايز پزشكى شدند. اين دو نفر اهل انگلستان و استاد دانشگاه آكسفوردند. هر دو پزشك پيرامون تأثير منفى سيگار تحقيقات خوبى انجام داده و براى اولين بار ثابت كردند كه ارتباط تنگاتنگى ميان كشيدن سيگار و بيمارى هاى سرطان خون وجود دارد.
4. فدريكو كاباسو آمريكايى استاد دانشگاه هاروارد, فرانك ويلچك آمريكايى و انتون تسايلنگر استاد دانشگاه وين, به طور مشترك برندگان جايزه بخش فيزيك شدند.
اما ادبيات و زبان عرب به علت ضعف تحقيقات در اين زمينه برنده اى نداشت. جايزه جهانى رئيس جمهور تونس براى تحقيقات اسلامى
يكى ديگر از جوايز جهانى ويژه كتاب, جايزه جهانى رئيس جمهور تونس زين العابدين بن على است. امسال (1426ق) سومين دوره آن برگزار مى شود و وزارت شئون دينى تونس متولّى آن است و جايزه آن علاوه بر لوح تقدير رئيس جمهور و مدال, سى هزار دينار تونس است. متن بيانيه وزارت شئون دينى تونس در اين باره چنين است:
الترشّح لجائزة رئيس الجمهورية العالمية للدراسات الإسلاميّة
تعلن وزارة الشؤون الدينية بتونس عن فتح باب الترشّح لجائزة رئيس الجمهورية العالميّة للدراسات الإسلاميّة في دورتها الثالثة (1426هـ/ 2005م), وفق الشروط التالية:
1. تمنح الجائزة لكلّ شخص مادّي أو معنوي تميّز على الصعيد الدولي في إبراز الصورة المشرقة للدين الإسلامي و استجلاء مبادئه السمحة وقيمه الزكية وإثراء الفكر الاجتهادي المؤمن بالحوار والتفتّح, الرافض للانغلاق والتحجّر.
2. يكون الترشّح للجائزة ببحث أصيل منشور, لا تقلّ صفحاته عن 350 صفحة, محرّر باللغة العربية أو بإحدى اللغات العالمية في المجال المشار إليه و لم تمض على طبعته الأولى سنتان عند تقديمه.
3. لا يُقبل أيّ عمل يكون رسالة جامعية أو تحقيقاً لمخطوط أو حاصلا على جائزة أُخرى.
4. يُقدّم البحث في خمس عشرة (15) نسخة, في أجل أقصاه يوم 30 جوان/ يونيو 2005.
5. يُرفق طلب المشاركة بسيرة ذاتية للمترشّح تنصّ بالخصوص على نشاطه العلمي ومنشوراته و مدى الإضافة التي حقّقها في إثراء الفكر الاجتهادي.
6
. تتألّف الجائزة من شهادة تقدير موقّعة من سيادة رئيس الجمهورية و ميدالية و مكافأة مالية قدرها ثلاثون ألف (30000) دينار تونسي. برگزيدگان دوازدهمين جشنواره كتاب دانشجويى
مراسم دوازدهمين دوره كتاب سال دانشجويى با حضور دكتر على منتظرى (رئيس جهاد دانشگاهى), حجت الاسلام قمى (رئيس نهاد نمايندگى رهبر معظم انقلاب در دانشگاه ها), شعاعى (معاون فرهنگى وزارت ارشاد), دكتر كى نژاد (دبير شوراى عالى انقلاب فرهنگى), دكتر دانشجو (رئيس دانشگاه تربيت مدرس) و جمع كثيرى از اساتيد و دانشجويان در دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد.
در اين مراسم كه همه ساله همزمان با هفته كتاب سال جمهورى اسلامى ايران به همت معاونت فرهنگى جهاد دانشگاهى برگزار مى شود دكتر منتظرى, طى سخنانى پس از تبريك هفته كتاب با اشاره به افق روشن جشنواره كتاب سال دانشجويى گفت: تمام كسانى كه در اين راه تلاش مى كنند نبايد از ناملايمات, نامهربانى ها و سختى هاى راه بهراسند و بايد مشكلات را براى استقلال كشور تحمل كنند.
براساس اين گزارش در ابتداى اين مراسم دكتر فرهاد دانشجو نيز پس از معرفى مختصر اين دانشگاه و دانشكده هاى آن گفت: اميدواريم زمينه فعاليت در زمينه هاى علمى و پژوهشى براى تمامى دانشجويان فراهم شود تا همه آنها بتوانند به پيشرفت علم و در نهايت پيشرفت جامعه بپردازند.
همچنين در ادامه اين مراسم حجت الاسلام قمى در سخنانى با يادآورى فلسفه وجودى انسان و مقام الهى او گفت: مسأله قلم و كتاب در آموزه هاى دينى ما بسيار معتبر است به گونه اى كه خداوند در ابتداى يكى از سوره هاى قرآن به قلم و تراوشات آن سوگند ياد مى كند و در همين راستا نامگذارى كتاب آسمانى نيز به دو اسم قرآن به معناى خواندن و كتاب به معناى نوشتن نشانه توجه اسلام به علم و دانش است.
محمد سلگى (دبير جشنواره دوازدهمين دوره كتاب سال دانشجويى) در اين مراسم طى سخنانى گزارشى از روند اجراى اين جشنواره را ارائه كرد و با قرائت بيانيه هيأت داوران دوازدهمين دوره كتاب سال دانشجويى, برگزيدگان جشنواره را معرفى كرد.
برگزيدگان و تقديرشدگان در دو حوزه تأليف و ترجمه و دو بخش اصلى و ويژه در گروه هاى علوم انسانى ـ اجتماعى, علوم پايه, هنر و معمارى, كشاورزى و دامپرورى, فنى و مهندسى, علوم پزشكى و دامپزشكى معرفى شدند.
در گروه علوم انسانى و اجتماعى, مدارى بين مذاهب/سيد صادق حسينى; دموكراسى و اعتبار رأى اكثريت در اسلام/ محمدجواد صالحى; دانشگاه ايرانى, درآمدى بر جامعه شناسى آموزش عالى/غلامرضا ذاكر صالحى; توسعه كالبدى ـ قضايى شهر سنندج با استفاه از GIS/كيومرث حبيبى; در شاخه ترجمه نيز ادبيات تطبيقى/هادى نظرى منظم; مبانى مهندسى مالى و مديريت ريسك/ سجاد سياح برگزيده شدند.
در گروه علوم پايه, زمين ساخت جهانى/سروش مدبرى برگزيده شد.
در گروه هنر و معمارى ارسى, پنجره هاى رو به نور/ مهدى امرايى برگزيده شد.
در گروه فنى و مهندسى اصول طراحى شناورهاى اثر سطحى (SES)/ كامبيز عالم پور و على دهقانيان برگزيده شد.
اصول بنيانى و محاسباتى در مهندسى شيمى/ ترجمه ساناز پورمند و سعيد سلطانعلى معرفى شد.
در گروه علوم پزشكى و دامپزشكى, طب كوهستان/فرزين حلب پى; ايمونولوژى چهار استاد/هادى غضنفرى برگزيده شد و اورژانس هاى طبى پايه پيش بيمارستانى/ترجمه مهدى نادرى فر, سعيده خرم نيا, على شهرامى, رضا شهرامى, صفيه عشورى مقدم و هادى شيرزاد; فيزيولوژى برن و لوى/ترجمه محمدرضا بيگدلى برگزيده گرديد.
در بخش ويژه اين جشنواره كه با موضوعات (فيزيك) (به مناسبات سال جهانى فيزيك) و (فناورى نوين) بود هيچ يك از آثار رتبه برتر را احراز نكرد و تنها از مرتضى مغربى مترجم كتاب (سمت و سوى تحقيقات و نانو فناورى) تقدير شد.
در دوازهمين دوره كتاب سال دانشجويى نيز انتشارات مؤسسه بوستان كتاب قم و انتشارات تيمورزاده به عنوان ناشرين برگزيده معرفى شدند. بيانيه هيأت داوران دومين جشنواره نقد كتاب
هيأت داوران ضمن تشكر از متوليان جشنواره نقد كتاب كه به تشويق منتقدان در نهادينه كردن جريان نقد كوشيده اند از تمامى منتقدان و صاحبان نشرياتى كه با ارسال مطالب از اين جريان فرهنگى استقبال كرده اند, سپاسگزارى مى كند و نكاتى را درباره داورى جشنواره معروض مى دارد:
1. تعداد آثار رسيده به دبيرخانه جشنواره نقد كتاب 180 عنوان مقاله و 30 جلد كتاب بود كه در سال 83 به طبع رسيدند.
2. داورى اين آثار در دو مرحله صورت گرفت:
ـ در مرحله نخست كارشناسان هر حوزه به نقد و بررسى آثار دريافتى در حوزه تخصصى خود پرداختند و پس از ارزيابى, 25 مقاله و دو عنوان كتاب به مرحله بعد راه يافت.
ـ در مرحله دوم داورى, هفت استاد صاحب نظر و صاحب قلم در حوزه نقدنويسى آثار راه يافته به دور پايانى را بررسى كردند و از اين ميان چهار مقاله و يك كتاب را شايسته تقدير دانستند.
3. هيأت داوران در صورتى به بررسى نقد آثار ترجمه شده پرداختند كه ناقد, هنگام نقد ترجمه اثر, متن اصلى را نيز با ترجمه آن مقابله و بررسى كرده باشد.
4. هيأت داوران بررسى آثارى را كه در خارج از ايران به زبان فارسى يا جز آن به طبع رسيده بودند, به دليل عدم دسترسى در دستور كار خويش قرار نداد.
5. آثارى كه به جاى نقد فقط به معرفى كتاب پرداخته بودند از چرخه داورى حذف شدند.
6. ذكر اين نكته ضرورى است كه هيأت داوران در برخى از حوزه ها همانند علوم و فنون, علوم اجتماعى, هنر و تاريخ اثر شاخص و چشمگيرى را دريافت نكرد.
7. هيأت داوران اميدوار است دبيرخانه دائمى جشنواره نقد در خانه كتاب تشكيل شود.
در پايان هيأت داوران ضمن ارج گذارى به تلاش منتقدانى كه با ارسال آثار خود, مجال پويايى فرهنگ نقد را فراهم آورده اند, آرزومند است در سال هاى آينده شاهد پر بارى هر چه بيشتر نهال نقد به دست تواناى منتقدان اين مرز و بوم باشد. اسامى برگزيدگان
1. حجت الاسلام والمسلمين رضا مختارى: به خاطر تأليف كتاب جمع پريشان, دفتر دوم, نقد كتاب.
2. آقاى دكتر سيروس پرهام: به خاطر اثر افراط در استناد منتشر شده در نقد و بررسى كتاب فرزان, شماره10.
3. آقاى دكتر رضا روحانى: به خاطر اثر كارى ارجمند اما نه براى هميشه منتشر شده در كتاب ماه ادبيات و فلسفه, شماره83.
4. آقاى محمدكاظم رحمتى: به خاطر اثر كتابى تازه در تاريخ فرق اسلامى منتشر شده در كتاب ماه دين, شماره87 ـ 88.
5. آقاى على اصغر سيد آبادى: به خاطر اثر آيا هر پرسشى يك پاسخ دارد؟ منتشر شده در پژوهشنامه ادبيات كودك و نوجوان, شماره38.