معرفى هاى گزارشى
كليات
تفكر نظرى در جامعه شناسى
ويليام اسكيدمور, ترجمه: جمعى از مترجمان, چاپ اول, پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, قم, 1385ش, 260 ص, وزيرى.
اسكيدمور, نويسنده كتاب حاضر, معتقد است كه بسيارى از مواردى كه در دانشگاه نظريه شناخته مى شود, دقيقاً نظريه نيست. از اين رو, وى عنوان Theoritical Thinking in Sociology را براى عنوان كتاب خود برگزيده است و با توجه به همين نكته مترجمان نيز عنوان (تفكر نظرى در جامعه شناسى) را بر آن نهاده اند. اين كتاب علاوه بر آنكه منبعى ارزشمند براى درس هاى جامعه شناسى محسوب مى شود, براى مباحث روش تحقيق نيز مفيد است.
برخى از ويژگى هاى كتاب عبارت است از: اشمال بر اطلاعات و پيش زمينه هاى لازم براى فهم نظريات, اسناد و اتقان كافى, شيوايى و روانى, زبده گويى, انسجام و چينش موزون, ارائه شواهد ومثال هاى گويا. اين ويژگى ها باعث شده تا با وجود كتاب هايى در اين زمينه, هنوز اين اثر از بهترين آثار نظرى موجود شمرده شود.
مباحث كتاب حاضر در هفت عنوان تنظيم شده كه عبارت است از:
1. نظريه جامعه شناختى; 2. مسائل اصلى نظرى; 3. انواع نظريه در جامعه شناسى و مسئله اثبات صحت نظريه ها; 4. نظريه مبادله; 5. فونكسيو ناليزم; 6. تعامل گرايى نمادى; 7. اتنومتدولوژى (روش شناسى مردمى).
سه فصل نخست كتاب به ماهيت و اهميت نظريه جامعه شناختى, چالش ها و مسائل آن اختصاص يافته و درباره ابعاد و جنبه هاى متفاوت منطق و سازمان يك اثر نظرى در علوم اجتماعى و طبقه بندى نظريه ها بر اساس سازمان نظرى بحث شده است.
به اعتقاد اسكيدمور براى مطالعه يك پديده دو راه وجود دارد: يكى, تقسيم پديده مورد نظر به عناصر و اجزا و سپس مطالعه تك تك آنها; دوم, به جاى تجزيه, بررسى كل پديده به مثابه يك نظام تام و مطالعه ارتباط ميان اجزا. مبحث چهارم و پنجم به ترتيب نمونه هايى از اين دو روش نظريه پردازى است.
در فصل ششم, مؤلف معتقد است كه تعامل نمادى به رغم ادعاى صاحب نظران آن يك ديدگاه است, نه نظريه, و كوشش هاى شارحان آن عمدتاً با معيارهاى تبيين و پيشگويى علمى سازگار نيست. البته صاحب نظران تعامل نمادى خود نيز اذعان دارند كه در اساس با علم گرايى در جامعه شناسى مخالف اند و بيشتر به جنبه هاى تفسيرى كنش اجتماعى علاقه مندند. اين ايراد به اتنومتدولوژى, مبحث پايانى كتاب, نيز وارد است. اسكيدمور بحث هاى اتنومتدولوژى را, فلسفى و فرانظرى مى داند و معتقد است كه مباحث مربوط به نظريه هاى ميان برد, در آن جايى ندارد.
صاحب نظران اين ديدگاه معتقدند كه بايد از ايده ها و افكار و تقدم سنت به ماهيت نظم اجتماعى پرهيز شود و اسكيدمور هم مى گويد كه اتنومتدولوژى را به علت بينش هستى شناسانه خاصى كه به نظم اجتماعى دارد, نمى توان در چارچوب جامعه شناسى قرار داد.
فقه و حقوق
پژوهش فقهى در خبر و خبرگزارى
جواد فخار طوسى,چاپ اول, پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, قم, 1385, 352ص, رقعى.
گذشت زمان باعث شده است تا در حوزه احكام دينى و فقهى, گاه موضوعاتى مطرح شود كه در عصر حيات معصومان هيچ نام و نشانى از آن ديده نشده است. در فقه از اين موضوعات با عنوان (مسائل مستحدثه) ياد مى شود. فقيه يا پژوهشگر متعبّد و در عين حال زمان شناس كه در پى پاسخ به اين مسائل جديد است, ممكن است با دشوارى هايى در اين راه مواجه شود. شايد محور اين دشوارى ها در دو امر متمركز شود: يكى, شناخت درست و دقيق موضوع و ديگر, استخراج حكم مسئله از ميان منابعى كه ممكن است هيچ نامى از آن برده نشده باشد.
در گذشته هاى دور وجود (مسائل مستحدثه) به سبب تحولات زمان و مكان وجود داشت, اما شايد يكى از ويژگى هاى عصر حاضر اين باشد كه پديدار گشتن موضوعات جديد, شتابى روز افزون گرفته و از سويى هم فقه شيعه, با پيروزى انقلاب اسلامى, به طور جدّى به عرصه احكام اجتماعى و حكومتى پا نهاده و خود را در معرض پاسخ به سؤالات تازه گذاشته و از اين رو, پژوهشگران عرصه فقاهت و دانش آموختگان آن, بايد به همان سرعت زمان, در صدد تحليل دشوارى پيشگفته برآيند تا به خوبى بتوانند به پاسخگويى بپردازند.
نويسنده كتاب حاضر معتقد است هر چند (تحولات شگرفى كه در ادوار اخير در حوزه هاى شيعى صورت گرفته, به ويژه رخداد عظيم انقلاب اسلامى و تصدى حكومت به وسيله فارغ التحصيلان حوزه ها, نقيصه مذكور را برطرف نمود), اما بر كنار ماندن فقها را از نگرش همه جانبه به مسائل و جامعه, باعث ارائه ظاهر نا كارآمد از اين فقه پويا و بالنده در جهان معاصر مى داند.
نويسنده با چنين دغدغه اى با نگاه و پژوهشى فقهى, به مسئله (خبر و خبرگزارى) پرداخته است. از اين رو, وى براى تبيين درست و همه جانبه اين موضوع, اثر خود را در چندين بخش سامان مى دهد.
در (كليات) محور بحث را در دو عنوان اصلى قرار مى دهد: 1.آشنايى با ماهيت خبر و نهادخبرگزارى; 2. سياست هاى كلى مورد نظر شارع در خبر رسانى. وى در مبحث دوم خود, به مباحث مختلفى مى پردازد و از جمله اين نكته را بررسى مى كند كه مقصود از سياست هاى شارع و راه كشف سياست هاى شرعى چيست؟ وى آن گاه بحثى را درباره اصل (آزادى اطلاع رسانى) مى آورد. نويسنده در ادامه, (عدالت در گردش اطلاعات) را مطرح مى سازد و به بررسى آزادى اطلاعات براى مخالفان سياسى, سانسور و راهكارهاى مقابله با جريان هاى ناسالم اطلاعات مى پردازد.
پس از (كليات) در دو فصل مباحث كتاب ادامه مى يابد:
فصل اول: احكام فقهى مربوط به مبدأ خبر. اين فصل, داراى اين پژوهش هاست: جايگاه مخبر در چرخه اطلاع رسانى, حقوق خبر, مصونيت قضايى, برخوردارى از آثار پديد آورندگان آثار فكرى تكاليف و وظايف مخبر (منبع خبر) در باب وظايف مخبر, خوددارى از نشر اسرار, خوددارى از اشاعه فحشا, خوددارى از تجسس و خوددارى از نشر اكاذيب.
فصل دوم: احكام فقهى مربوط به خبر و مقصد آن. اين فصل, خود شامل دو بخش است: بخش اول: خبر و ظرفيت هاى مختلف خبر; بخش دوم: خبر و پيامدهاى آن.
نويسنده كتاب حاضر در بخش نخست فصل دوم, درباره ظرفيت هاى اصيل خبر و ظرفيت هاى ابزارى خبر سخن به ميان مى آورد و گسترش و تعميق قانونمندى در سطح جامعه و تسهيل و تسريع در شكل گيرى مناسبات حقوقى بين آحاد و گروه هاى جامعه را از ظرفيت ها برمى شمرد و از نقش و تأثير اطلاع رسانى در بهينه سازى و روند رسيدگى به دعاوى و نيز نقش آن در سالم سازى فضاى جامعه سخن مى گويد.
(خاتمه), عنوان پايانى كتاب است و شامل توصيه هايى به متصديان نهاد اطلاع رسانى و بيانگر اصول و سياست هاى مورد نظر شريعت در فعاليت هاى خبرگزارى است. برخى از اصول مورد نظر شريعت در اين زمينه عبارت است:
1. نهاد خبرگزارى موظف است زمينه دستيابى بدون تبعيض به اخبار را براى همه فراهم سازد.
2. سانسور اخبار ممنوع است, مگر آنكه كارشناسان خبره و مورد تأييد ملت مصلحت اهمّى را تجويز كنند.
3. نهاد خبرگزارى بايد اخبار مهم و مؤثر را به عنوان موضوعات داراى ارزش اقتصادى به رسميت بشناسد و به حقوق مولّدين آنها احترام بگذارد.
4. افشاى اسرار شخصى افراد, به طور مطلق ممنوع است.
5. مبدأ خبر در قبال اخبار كذب مسئوليت حقوقى خواهد داشت.
6. انتشار اخبار مخالف با عفت و اخلاق عمومى هر چند از اسرار افراد شمرده نشود, ممنوع است.
7. حرفه خبرنگارى بايد از تجسس در امور شخصى افراد بركنار باشد.
8. نهاد خبرگزارى نمى تواند در زمينه مصالح و منافع ملى به صورت خنثى و منفعل عمل كند, بلكه بايد با تلاش در جهت مقابله با جريان هاى خبر ناسالم و نيز خدمت رسانى به اهداف نظام اسلامى فعال باشد.… و موارد ديگر.
شرح حجية المظنة
آيت اللّه شيخ محمدباقر نجفى, عطر عترت, اصفهان, 1427 ق/1385ش, 832 صفحه, وزيرى.
مقدّمه اصولى معالم الدين به 9 بخش تقسيم شده است: 1. مباحث الفاظ; 2 . اوامر و نواهى; 3. عموم و خصوص; 4. مطلق و مقيد و مجمل و مبيّن; 5 . اجماع; 6. اخبار; 7. نسخ; 8 . قياس و استصحاب; 9. اجتهاد و تقليد و خاتمه مربوط به تعادل و تراجيح.
آيت اللّه شيخ محمدتقى نجفى شرحى مفصل به نام هداية المسترشدين بر معالم نوشته اند و در بخش پنجم (اجماع) كه پايان مباحث الفاظ و آغاز بيان ادلّه شرعيه است,به بيان پنج مطلب در مورد حجيت ظنون پرداخته اند و در واقع از شرح كلام معالم خارج شده و اصلاً به بررسى مسائل اجماع نپرداخته اند .
بعد از او فرزندش شيخ محمد باقر نجفى همين بخش از كلام پدر را شرح داده و در رساله اى به نام شرح حجية المظنّة به تحقيق در اين موضوع پرداخته است.
وى انگيزه شرح اين بخش را در مقدّمه كتابش چنين بيان كرده است:
(… چون رساله والدم استاد العلماء مجدّد مذهب در قرن 3, بر علماء اين زمان سنگين مى نمود و دقايق و حقايقش بر آنان پوشيده بود و به خاطر لغزش در فهم به نقض آن پرداخته اند, تصميم به نوشتن شرحى گرفتم كه مشكلاتش را حل كند…).
وى اين شرح را به صورت (قال, اقول) نوشته است.
محمد باقر نجفى اصفهانى فرزند محمدتقى صاحب هداية المسترشدين, در سال 1325 در اصفهان به دنيا آمد. بعد از مرگ پدر در سيزده سالگى, مادرش ـ كه دختر شيخ جعفر كاشف الغطاء بود ـ او را براى ادامه تحصيل به نجف فرستاد.
در نجف از محضر صاحب جواهر و دايى اش شيخ حسن كاشف الغطاء و شوهر خاله اش سيد صدرالدين موسوى ـ كه بعدها داماد او هم شد ـ بهره علمى وافرى برد. او براى فراگيرى علم اصول به منزل شيخ انصارى مى رفت و كتاب پدرش ـ هداية المسترشدين ـ را از او مى آموخت. رابطه او با شيخ بسيار صميمى بود, همسفر حجّش شد و اجازه روايى نيز از او گرفت.
پس از مدّتى به اصفهان بازگشت و در مسجد شاه به سيراب كردن تشنگان دانش همّت گماشت. در رسيدگى به درماندگان كوشا بود. در سال 1288ق كه قحطى آن ديار را فرا گرفته بود, مبلغ فراوانى را قرض و بين نيازمندان تقسيم كرد. وى در امر به معروف و اجراى حدود يدى مبسوط داشت و حكم اعدام عدّه اى از بابيه را اجرا كرد.
از شاگردانش مى توان به سيد كاظم يزدى صاحب العروة الوثقى, آقا ضياء عراقى, سيّد اسماعيل صدر, جهانگيرخان قشقايى, شيخ الشريعه اصفهانى و شيخ محمد حسن نائينى (رحمهم اللّه) اشاره كرد.
مرحوم نائينى مى فرمودند كه در شانزده سالگى با نامه اى كه پدرم نوشته بود, به محضر او شتافتم و در بيرونى منزلش كه براى اسكان طلاّب بود, اقامت گزيدم و در طول هشت سالى كه در اصفهان بود, يك روز هم درسش را رها نكردم. مرحوم نائينى در درس خود از اين استاد به عنوان فقيه بزرگ ياد مى كردند. او شش پسر داشت كه همگى مجتهد بودند.
او هر سال چند روز از ماه رجب, به مقبره پدرش در تخت فولاد مى رفت و به راز و نياز مشغول مى شد. در رجب سال 1300 ق كه احساس مى كند مرگش نزديك شده است, شبانه بدون اطلاع مردم به سمت عراق حركت مى كند و شب عاشوراى سال 1301 ق به كربلا مى رسد. بعد از سه روز به نجف مى رود و دستور مى دهد قبرى در كنار مقبره كاشف الغطاء برايش حفر كنند. سرانجام در شب هشتم صفر به ديار باقى سفر مى كند. روحش شاد!
آثار متعدّدى از او به جا مانده: لبّ الاصول, لبّ الفقه, شرح حجية المظنة و… .
وى كتاب شرح حجية المظنّه را در زمان حيات شيخ انصارى نوشته و براى اوّلين بار در سال 1283 چاپ شده است. چاپ كنونى نيز براساس تحقيق و تصحيح همان نسخه است. در آغاز اين چاپ دو مقدّمه وجود دارد: يكى مقدّمه اى كه شيخ هادى نجفى , از نوادگان مؤلّف , نوشته در شرح حال مؤلّف و مباحث مختصرى در مورد تأسيس علم اصول, و ديگرى مقدّمه اى كه محقق كتاب آقاى مهدى باقرى سيّانى نوشته و او نيز مباحث كوتاهى در تطوّر اصول فقه و زندگى نامه مؤلّف نوشته است. محقق در انتهاى كتاب, فهرست منابع تحقيق و فهرست موضوعات كتاب را آورده, ولى جاى فهرست آيات و احاديث و اعلام و اسامى كتب خالى است.
اسلام و زن
احمد زكى يمانى, ترجمه سيدضياء مرتضوى,چاپ اول, انتشارات ميثم تمّار, قم, 1385, 248ص, رقعى.
احمد زكى يمانى همان شخصيت آشناى سياسى عربستان است كه حدود 25 سال وزير نفت عربستان سعودى بود. اما او وجهه اى علمى و فرهنگى نيز دارد و داراى آثار علمى است. نگاه زكى يمانى به موضوع زن در كتاب حاضر نشان مى دهد كه او از نظر فكرى و فرهنگى از جريان حاكم در كشور خود فاصله گرفته است.
مترجم كتاب اسلام و زن,ضمن ترجمه اين اثر, توضيحاتى را هم در متن افزوده و به نقدو بررسى ديدگاه نويسنده پرداخته است.
مباحث كتاب در دو بخش و چندين فصل سامان يافته, به قرار زير:
بخش نخست: احكام عمومى زن مسلمان:
فصل يكم: وضع زن در دوران نبوى. اين فصل داراى اين عناوين است: آزادى زنان در مدينه, شركت در جهاد, حضور در عرصه دانش و سياست.
فصل دوم: نقش زن در دوره هاى پس از پيامبر. در اين فصل به نقش زن در عرصه هاى جهاد, سياست, ادبيات, علوم دينى و روايت, و حكومت پرداخته شده است.
فصل سوم: زن در چارچوب همسرى و مقايسه آن با مرد. يكى از مباحث اين كتاب كه مترجم عنوان (ازدواج به شرط طلاق) را بر آن نهاده, گونه اى ازدواج است كه در عربستان سعودى, ازدواج مسيار ناميده شده است. اين نوع ازدواج شبيه (ازدواج موقت) است كه شيعه بدان معتقد است. زكى يمانى با استناد به فتواى برخى از علماى اهل سنت, اين ازدواج را حرام شمرده است و مترجم اين ديدگاه را نقد و بررسى كرده و يادآور شده كه برخى ديگر از علماى اهل سنت مانند صالح وردانى از فقهاى سنى سلفى مصر, در كتابى به اثبات حليت آن پرداخته اند.
نويسنده در اين فصل, اهميت شرعى موافقت زن و ازدواج, ازدواج با زنان اهل كتاب, و مباحثى چون: هم شأنى, حقوق زناشويى, زدن همسر, كار زن در خانه, جواز چند همسرى, دخالت حكومت در اين امر, چندهمسرى در قانون يمن و مصر, مسئله طلاق, حضانت, حق زن در ميراث در مقايسه با مرد, شهادت زن در داورى را تبيين كرده است.
بخش دوم: ولايت عمومى زنان و شايستگى سياسى آنان:
اين بخش داراى دو فصل است:فصل نخست: حكم ولايت عمومى زن در فقه قديم و جديد. نويسنده در اين فصل, ديدگاه موافقان و مخالفان ولايت عمومى زن را بيان داشته و نظر عالمانى چون: ابوالاعلى مودودى, سيدجمال الدين اسدآبادى, محمد ابوزهره, محمد متولّى شعراوى و عباس محمود عقاد را آورده و سپس ادله موافقان و مخالفان را با توجه به قرآن, سنت نبوى, اجماع, قياس, مصلحت و سدّ ذرايع بيان كرده است. در اين فصل نيز مترجم, در موارد متعددى به نقد و بررسى نظريات عالمان اهل سنت و ادله آنان پرداخته است.
فصل دوم: وظايف سياسى زن. مباحث اين فصل داراى اين عناوين است: توحيد, خاستگاه اصل برابرى, عموميت خطابات دينى, شايستگى و توانايى سياسى زن, فقها و شايستگى سياسى زنان.
قرآن و حديث
نقش دانش رجال د رتفسير و علوم قرآن
دكتر على اكبر كلانترى ارسنجانى, تهيه: مركز فرهنگ و معارف قرآن, چاپ اول, بوستان كتاب, قم, 1384ش, 271ص, وزيرى.
توجه ويژه به روايات فقهى آن هم روايات مربوط به واجبات و محرمات موجب شده تا بررسى سند روايات در حوزه هاى ديگرى دينى كم رنگ تر باشد; اما نويسنده كتاب حاضر با ذكر دلايلى, تحقيق و كاوش درباره رجالِ رواياتِ تفسيرى را ضرورى مى داند; از جمله اين دلايل است:
1. زدودن توهمات ناصوابى كه در داستان هاى بى اساسى چون قصه ورقة بن نوفل و افسانه غرانيق به ساحت قدسى پيامبر نسبت داده شده است;
2. پالايش روايات و جرح و تعديل اسرائيليات;
3. رفع اتهام از رواياتى كه داراى مطالب سست و خردستيز است.
نويسنده هدف خود را از نگارش كتاب حاضر, پاسخ به سه پرسش زير مى داند:
1. آيا بررسى راويان و رجال احاديث غير فقهى همچون روايات فقهى لازم و ضرورى است؟
2. مرز ها و حدود تأثيرگذارى دانش رجال در برداشت ها و موضع گيرى علوم قرآنى كدام است؟
3. كدام بخش از علوم قرآنى, اتصال و پيوندى عميق و گسترده با دانش رجال دارد و كدام بخش چنين پيوندى ندارد؟
نويسنده كتاب, دو نكته را به عنوان فريضه هاى مهم اثر خود تلقى كرده است:
1. از آنجا كه بخش عظيمى از احاديث موجود در متون روايى تفسيرى را روايات غير فقهى ـ از جمله اخبار مربوط به علوم قرآنى و تفسير ـ تشكيل مى دهد و با توجه به عدم اختصاص حجيت خبر واحد به روايات فقهى, بررسى هاى رجالى روايات غير فقهى, امرى لازم و يا دست كم مفيد است.
2. بررسى رجال احاديث, نقشى تعيين كننده و اجتناب ناپذير در برخى از برداشت ها و موضع گيرى ها در عرصه هاى مختلف علوم قرآنى دارد.
بر اساس آنچه گفته شد, اثر حاضر در هفت فصل ترتيب مى يابد, به قرار زير:
فصل نخست: كليات; فصل دوم: دانش رجال و مسائل مربوط به نزول وحى; فصل سوم: دانش رجال و شبهه تحريف قرآن; فصل چهارم: دانش رجال و مسائل مربوط به تلاوت قرآن; فصل پنجم: دانش رجال و احاديث تفسيرى; فصل ششم: دانش رجال و اسرائيليات; فصل هفتم: احاديث تفسيرى و پديده وضع.
پرسمان قرآنى نبوت
تدوين: سيد على هاشمى, چاپ اول, تهيه : مركز فرهنگ و معارف قرآن (گروه پاسخ و پرسش ها و شبهات قرآنى), مؤسسه بوستان كتاب, قم, 1385, 248ص وزيرى.
نمى توان پرسشگرى را از انسان گرفت; چه پرسش كليد دانايى و آگاهى است و روحيه پرسندگى در انسان نهفته است. با اين همه, بايد با پديد آمدن هر پرسش, به جستجوى پاسخ پرداخت, به ويژه در پرسش هاى دينى, بايد به جدّ در پى پاسخ درخور بود. كسى نمى تواند ما را از پرسيدن باز دارد, اما اين بدان معنا نيست كه پرسش ها را بايد بى پاسخ گذاشت. بدين منظور هم پرسشگر به دنبال پاسخ برود و هم بايد زمينه پاسخگويى فراهم آيد. اين ضرورت را حوزه هاى علميه به خوبى دريافته اند و از اين روست كه اينك به طور مشخص در قم, مراكز متعددى متكفل پاسخگويى به پرسش هاى اعتقادى شده اند. گروه پاسخ و پرسش ها و شبهات قرآنى, مدت هاست كه با همين هدف فعاليت مى كند. اين مجموعه كه وابسته به دفتر تبليغات حوزه علميه قم است, تلاش دارد تا با بهره گيرى از معارف بلند قرآن, به پرسش هايى كه ممكن است براى هر فرد مسلمانى پديد آيد, پاسخ گويد و البته به سؤال هاى بسيارى پاسخ داده و در اقدامى ارزشمند تلاش كرده تا اين پرسش ها و پاسخ ها را به صورت موضوعى يكجا در كتابى به چاپ رساند و آن را در دسترس همگان قرار دهد.
در كتاب حاضر به پرسش هايى درباره نبوت عامه و خاصه پاسخ گفته و بدين ترتيب مباحث آن تحت دو گفتار تنظيم شده است: گفتار اول, نبوت عامه و گفتار دوم, نبوت خاصه.
گفتار اول: به پرسش هايى از اين قبيل پاسخ داده شده است: مفهوم شناسى نبوت, فلسفه و ضرورت بعثت پيامبران, اهداف و فوايد بعثت, فراگيرى نبوت, معيار گزينش پيامبران, اعجاز, تفاوت اعجاز و سحر و كرامت, معجزات پيامبران اولواالعزم, عصمت و اقسام آن, دلايل عصمت, تنزيه پيامبرانى مانند آدم, ايوب, ابراهيم, لوط, و…, علم و وحى, تفاوت الهام و وحى, و….
گفتار دوم, داراى دو بخش است: بخش اول, به سؤالاتى درباره پيامبران پيشين پاسخ داده و بخش دوم به سؤالات مربوط به خاتم پيامبران (صلى الله عليه و آله) اختصاص يافته است; مانند بعثت آن حضرت, معجزات حضرت محمد مانند شق القمر, معراج, مباهله و قرآن, فلسفه نزول قرآن, مفهوم شناسى قرآن, حالت پيامبر هنگام نزول قرآن, تفاوت قرآن و تورات و انجيل, ويژگى هاى دين اسلام و….
پرسمان علوم قرآنى
تهيه: مركز فرهنگ و معارف قرآن, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384ش, 200 ص, وزيرى.
(واحد پاسخ به پرسش هاى قرآنى) در (گروه پژوهش هاى نوآمد) وابسته به مركز فرهنگ و معارف قرآن از زير مجموعه هاى دفتر تبليغات اسلامى, يكى از واحد هاى برخاسته از حوزه علميه در سال 1377 با هدف پاسخگويى به سؤال هاى عقيدتى كار خود را آغاز كرد. از زمان تأسيس اين مركز پژوهشى تا كنون, به بيش از چهل هزار پرسش, پاسخ داده شده است. بدون ترديد سؤال هاى ارسال شده به اين مركز, مى تواند ذهن بسيارى ديگر به جز پرسش كنندگان را نيز به خود مشغول سازد. از اين رو, اين مركز با هدف پاسخ گويى به همه كسانى كه فرصت طرح پرسش و دريافت پاسخ به آنها را به هر دليل نداشته اند, اقدام به چاپ تعدادى از اين سؤالات كرد و اثر حاضر بدين منظور به چاپ رسيد.
اثر حاضر در هفت فصل/ هفت موضوع سامان يافته است و سؤالات مربوط به هر موضوع, در فصلى مستقل سامان يافته است:
فصل اول: كليات; فصل دوم: تاريخ قرآن; فصل سوم: تحريف ناپذيرى; فصل چهارم: همانند ناپذيرى (تحدّى و اعجاز); فصل پنجم: ناسخ و منسوخ; فصل ششم: محكم و متشابه; فصل هفتم: تفسير و تأويل; فصل هشتم: تفاسير و مفسران.
البته در ذيل هر فصل, عناوين و موضوعات جزئى ترى, ذكر و پرسش ها و پاسخ هاى آن با استناد به منابع گوناگون ارائه شده است.
ميراث حديث شيعه
دفتر چهاردهم, دارالحديث, قم, 1385, 484 ص.
ميراث حديث شيعه دفترى است مخصوص انتشار رساله هاى كوتاه و علوم حديثى شيعه كه تا كنون منتشر شده است. اين مجموعه هر شش ماه يك بار منتشر مى شود. مطالب و رساله هاى درج شده در اين دفتر, عبارت اند از:
گزارشى از چهارده شماره منتشر شده. اولين رساله آن اثر مهمى است كه بارها در كتاب شناسى ها از آن ياد شده بود, ولى در اختيار محققان قرار نداشت. اين اثر را دانشمند مشهور شيعه, احمد بن مُسلى كوفى معروف به ابن ناقه (م 593ق), در ادامه نسخه اى از نهج البلاغه از كلمات على(ع) تدوين كرده و بدين جهت به ملحق نهج البلاغه مشهور و در كتاب شناسى ها به اين نام معرفى شده است. در بر داشتن چندين خطبه و كلام منحصر از على(ع) مانند: خبر اعمش, قول ناقوس, خطبه اقاليم و خطبة البيان, از ويژگى هاى اين رساله است. شايان ذكر است خطبه اى كه به نام خطبة البيان در اين رساله آمده, با خطبه اى كه هم اكنون به نام خطبه البيان رايج است, تفاوت اساسى دارد.
رساله بعدى اين دفتر, اربعون حديثاً از ضياء الدين محمد, معروف به ابن جعفريه (م573ق), درباره فضايل اهل بيت(ع) است.
رساله سوم شرحى فارسى و ادبى و عرفانى بر دعاى سحر ماه رمضان است. اين شرح را ميرزا محمد از عالمان قرن سيزدهم نگاشته و در اثناى آن از اشعار خود فراوان استفاده كرده است.
شرح كوتاه و عرفانى بر حديث حقيقت, چهارمين رساله اين دفتر است. اين شرح را آيت الله على مردندى (م 1369ق) به شيوه عرفانى نگاشته كه خود مرجعى صاحب رساله بوده است. او در پايان اين شرح متذكر شده كه اجازه بيان اسرارى بيش از اين را ندارد; چون آشكار ساختن اسرار, كفر است. اين كلام را فقيهى مى گويد كه رساله عمليه نيز دارد.
رساله بعد, از شيخ آقا بزرگ تهرانى موسوم به الاسناد المصفى الى آلى المصطفى است كه به مشيخه نيز معروف است. شيخ آقا بزرگ در اين كتاب, مشايخ روايتى خود را بيان كرده است. در اين دفتر براى نخستين بار ذيل اين مشيخه كه به مشايخ اهل سنّت وى اختصاص دارد, متن اجازت با دستخط عالمان اهل سنّت آمده است.
اجازه هاى روايتى فخر المحققين فرزند علامه حلى, رساله هفتم اين دفتر است كه در آن نوزده اجازه از فخرالمحققين به شاگردانش درج شده است.
اين دفتر با مقاله اى در معرفى كتاب مجمع الاحاديث اثر آيت الله سيد محمد حجت كوهكمرى (م 1372ق) پايان مى يابد. اين كتاب دايرة المعارفى حديثى نظير جامع الاحاديث آيت الله بروجردى است كه تدوين آن ناتمام مانده, ولى بخش هاى تدوين شده از اهميت بسيارى برخوردار است. در اين مقاله, گزارشى از نسخه هاى شناخته شده از اين كتاب و بخش هاى تدوين شده, آمده است.
در پايان دفتر نيز فهرست عمومى چهارده دفتر و پس از آن فهرست تفصيلى دفتر چهاردهم آمده است.
ميراث حديث شيعه
دفتر پانزدهم, در الحديث, قم, 1385, 564ص.
دفتر پانزدهم, با نگاهى به مضمون و محتواى روايات (انّ الأرض على الحوت) (قرار گرفتن زمين بر روى ماهى) شروع مى شود. پس از آن شرح وبرى بر نهج البلاغه كه اولين شرح اين كتاب است, در حدود چهل صفحه آمده است. اصل اين شرح به دست ما نرسيده و قسمت هايى از آن كه در آثار ديگران نقل شده, در اين تحقيق, بازسازى و تدوين شده است.
رساله دوم اين دفتر, تبيان اللغة در شرح لغات قرآن و صحيفه سجاديه است كه مدرسى چهاردهى آن را از تحقيقات و تعليقات كفعمى گردآورى كرده و به فارسى نگاشته است. رساله هاى بعد دو شرح از فيلسوف نامى ملاعلى نورى (م1246ق) است بر دو حديث: حديث نورانيت منقول از على (ع) و حديث انّ الأرض على الحوت.
شرحى بر دعاى يا من أظهر الجميل مشهور به دعلى أهل بيت المعمور و رساله كوتاهى در درايه و رجال به نام الايجاز از محمد جعفر استرآبادى, رساله هاى بعدى اين دفتر است.
اولين اثر منتشر شده از احمد هزار جريبى به نام جواهر الكلمات در حالات راويان و ارزيابى شيوه نقل روايات, هشتمين رساله اين دفتر است.
در پايان اين دفتر, شرح حال خود نوشت ملا على آرانى (م 1244ق) كه از مشايخ اجازات حديثى سده سيزده نيز به شمار مى رود, درج شده است كه حاوى نكاتى درباره تحولات دوره زنديه و قاجاريه است.
ميراث محدث ارموى: آثارى چند درباره دعاى ندبه
به اهتمام سيد جعفر حسينى اشكورى, چاپ اول, دارالحديث, قم, 1385, 384ص, وزيرى.
دعاى ندبه از دعاهاى بسيار معروف است كه مؤمنان در روزهاى جمعه و برخى اعياد اسلامى آن را مى خوانند اين دعا به بيان فضايل و مناقب معصومان(ع) و پاره اى از مصائب آنان مى پردازد و تعجيل در فرج و ظهور امام زمان(ع) را از خداوند مى خواهد. اين دعاى شريف را بسيارى شرح و ترجمه كرده اند كه تعدادى از اين شروح در كتاب الذريعة علامه تهرانى آمده است.
محدث ارموى به دعاى ندبه عشق فراوانى داشت و از آغاز جوانى, به آن دعا اهتمام مى ورزيد. وى از چند تن از استادان خود خواسته بود كه آن را شرح كنند كه آنان نيز اجابت كردند.
كتاب حاضر با مقدمه, زندگى نامه مختصر محدّث اُرموى, معرفى آثار ايشان و گزارشى از كتابخانه و نسخه هاى خطى نفيس ايشان آغاز مى شود. فاضل محترم آقاى مرتضى وفايى و حجت الاسلام سيد جعفر اشكورى, اين بخش را نگاشته اند.
بخش بعد, شامل رساله وسيلة القربة فى شرح دعاء الندبة تأليف شيخ على رضا خاكمردانى خويى است كه به درخواست مرحوم محدث ارموى تأليف شده است. محقّق توانا حجت الاسلام سيّد احمد اشكورى اين رساله را تحقيق كرده است.
در بخش بعد, ترجمه رساله وسيلة القربة به وسيله مرحوم محدّث اُرموى آمده و حجت الاسلام سيد جعفر اشكورى تحقيق اين رساله را بر عهده داشته است.
بخش پايانى كتابت, رساله كشف غطاء الكربة عن وجه دعاء الندبة, شرحى ناتمام بر دعاى ندبه است كه مرحوم محدّث اُرموى در طول ساليان دراز, آن را تأليف كرده است. تحقيق اين رساله را نيز حجت الاسلام سيد صادق اشكورى به انجام رسانده است.
در اين شرح پس از آوردن متن دعا, مطالبى درباره سند دعا, اوقات خواندن دعا, فرق دعاى ندبه و زيارت ندبه و مباحثى از اين دست به چشم مى خورد. سپس نكاتى با عنوان (فائدة…) بيان و اشعارى در بيان فضايل و مناقب اهل بيت(ع) نقل مى شود. در ادامه فرازهاى مهم دعا به تفصيل شرح داده شده است.
نهج الدّعاء
محمد محمدى رى شهرى, ترجمه حميدرضا شيخى, چاپ اوّل, دارالحديث,قم, 1385, دو جلد, 737 صفحه« 680ص.
يكى از بزرگ ترين نعمت هاى الهى به انسان اين است كه اجازه داده او را بخواند و بزرگ تر از اين نعمت, نعمت اجابت دعاست كه خداوند متعال آن را تضمين كرده است. براى بهره بردارى از اين دو نعمت بزرگ, آگاهى به ارزش, اهميت و عظمت دعا, شناخت آداب, شرايط, آفات و موانع اجابت دعا, همچنين آشنايى با سيره عملى پيشوايان اسلام در اين زمينه ضرورى است.در اين باره, كتاب هاى مفيد و ارزنده فراوانى تأليف شده است, ولى با اين وصف برا ى پاسخگويى به نيازهاى روزافزون تشنگان معارف اسلام ناب, به ويژه مراكز پژوهشى و پژهشگران علوم اسلامى, ميدان براى تلاش بيشتر و ارائه مجموعه هايى كاربردى تر باز است. نهج الدعاء گامى است در راه وصول به اين هدف كه با نظمى تازه و سهل الوصول, همراه با تحليل هاى كارآمد سامان يافته است.
در تدوين اين مجموعه اصول ذيل رعايت شده است:
1. از همه احاديثِ روايت شده از پيامبر(ص) و خاندان او, يكسان بهره گرفته است.
2. همه روايات مربوط به هر موضوع از منابع گوناگونِ شيعه و اهل سنّت گردآورى و كامل ترين, موثّق ترين و كهن ترين ِ آنها انتخاب و در مورد استفاده از دعاها نيز جز در مواردى اندك, تنها از ادعيه اى كه مستند به معصومان است, بهره گرفته شده است.
3. از آوردن روايات تكرارى اجتناب شده, جز در آنجا كه نكته مهمّى در تفاوت واژه ها و اصطلاحات, نهفته بوده است و يا در مواردى كه متن حديث, در متون شيعه و اهل سنّت, تفاوت داشته است و يا آنجا كه متن روايت, بيش از يك سطر نبوده و مربوط به دو باب بوده است.
4. در مواردى كه متن هاى رسيده از پيامبر خدا و امامان(ع) متعدّد بوده اند, حديث پيامبر(ص) در متن, و نشانى روايات ائمّه ديگر با ذكر عنوان و مأخذ, در پانوشت آمده, مگر آنكه روايت آنان, نكته تازه اى داشته باشد كه آن نيز در متن ذكر شده است.
5. در هر موضوع, پس از ذكر آيات مربوط به آن, روايات معصومان به ترتيب زمانى (از پيامبر خدا تا امام مهدى(ع)) آمده اند, مگر آنكه روايتى در تفسير آياتِ مذكور باشد (كه در اين صورت, پيش از روايات ديگر مى آيد) يا آنكه تناسب موضوعى روايات, ترتيب ديگرى را ايجاب كرده باشد.
6. در پانوشت ها, منابع احاديث, به ترتيب معتبرترين آنها تنظيم شده است.
7. پس از ذكر منابع, گاه با نشانه (راجع), به منابع ديگر ارجاع داده مى شود.
8. ارجاع به ابواب ديگر اين كتاب, به خاطر تناسب و اشتراك محتوايى ميان احاديث آنهاست.
در آغاز فصل هاى كتاب, مطالبى با عنوان درآمد نوشته شده يا توضيحات و استنتاج هايى در ادامه احاديث آمده است كه هدف از اين كار, ارائه چشم انداز كلى روايات آن بخش يا فصل است. گاه هم به توضيح و تبيين برخى از مفاهيم دشوار و پيچيده احاديث, پرداخته شده است.
در انتهاى جلد دوم كتاب, نمايه هايى با عنوان فهرست آيات, فهرست ا علام, فهرست اديان و فرقه ها و مذاهب و جمعيت و قبيله ها, فهرست شهرها و مكان ها, فهرست شعرها, فهرست زمان ها و روزها, فهرست منابع و مآخذ آمده است. اين فهرست دسترسى به مطالب مورد نظر در كتاب را آسان كند.
آداب اميرالمؤمنين(ع), المشهور بحديث الأربعمئه
القاسم بن يحيى الراشدى, تحقيق مهدى خدّاميان آرانى, چاپ اول, دارالحديث, قم, 1385, 288ص, وزيرى, عربى.
حديث در طول تاريخ به وسيله محدثان با امانت و صداقت نقل و حفظ شده است. اين ميراث گران بها در طول قرن ها با ضوابط و قواعدى كه محدثان به كار گرفته اند, ارزيابى و نقد شده و تمامى همت ايشان صرف يافتن راه هايى براى حفاظت و ارزيابى دقيق تر از حديث شده است. از آنجا كه بر اساس شواهد تاريخى, شيعيان پيشگامان در تأليف و تدوين حديث بوده اند, بسيارى از قواعد ارزيابى و نقد هم به همين ويژگى معطوف شده است. آنها به نقد احاديث بر اساس منبعى كه حديث در آن نقل شده و بر چگونگى برخورد علماى شيعه با آن منبع پرداخته اند.
با توجه به اين نكته مى توان با بازسازى و بازيابى كتب اصلى و مصادر اوليه حديث, محتواى آنها را ارزيابى كرد. كتاب هايى از اين دست در نزد اصحاب و علماى قديم ما كه معاصر عصر ائمه بوده اند, مورد اعتماد بوده است و بر پايه همين ديدگاه هم قدما محتواى آنها را به ديد اعتماد و صحت نقل كرده اند.
اولين قدم عملى كه در مسير بازيافت و بازسازى كتب معتمد اصحاب برداشته شد, بازسازى كتاب آداب امير المومنين(ع) تأليف قاسم بن يحيى راشدى است كه در قرن دوم هجرى مى زيست. اين كتاب به نقل حديث مشهور به حديث اربعمئه اختصاص دارد. چهارصد توصيه از امام على(ع) است.
بخش عمده اين حديث در كتاب الخصال شيخ صدوق آمده و با مراجعه به مصادر ديگر, اين حديث تكميل شده است. همچنين با استفاده از قراين رجالى و فهرستى, نظام كتاب و اسناد شبيه به آن گرد هم آمده است. به اين ترتيب كتابى كه در ميان اصحاب از كتاب هاى مشهور به حساب مى آمد, با توجه به مصادر و نيز مؤيدات روايى كه در ميان كتب حديثى و فقهى ما وجود داشت, دوباره تحقيق و بازيافت شده است.
بحث تفصيلى از مؤلف و كتاب او و ارائه دقيق اصول اين شيوه ارزيابى احاديث كتب, در مقدمه كتاب آمده است. متن كتاب هم بر اساس نه نسخه خطى از كتاب الخصال تصحيح و در حاشيه و تعليقات كتاب اين مباحث آمده است: اختلاف نسخه ها, مصادر روايى ديگر و كتب فقهى اى كه از اين كتاب حديث نقل كرده اند, نقل همان روايت ها از غير طريق راشدى, مويدات حديثى محتواى حديث, شرح واژگان غريب و مشكل در متن.
فهرست هاى تفصيلى آيات و موضوعات احاديث هم در پايان كتاب آمده است.
الحاشية على اُصول الكافى
سيّد احمدبن زين العابدين العلوى العاملى, تحقيق: سيد صادق اشكورى, دارالحديث, قم, 1385ش, 476ص, وزيرى.
يكى از معتبرترين و كهن ترين جوامع حديثى شيعه, كتاب الكافى است كه بيش از هزار سال قبل و در عصر غيبت صغرا, دستان پرتوان دانشمند بى مانند و مجاهد سخت كوش, ثقة الاسلام محمدبن يعقوب كلينى آن را پديد آورد.
جامع بودن احاديث و گستردگى شان, مسند بودن روايات و تأليف كتاب در عصر تحيت صغرا, تنها بخشى از امتيازاتى است كه باعث جلب و عنايت ويژه شيفتگان عترت به اين اثر ارزشمندش شده است; به گونه اى كه احاديث آن مبناى اعتقادات و فقه شيعه اماميه قرار گرفته و شروح و حواشى و تعليقات فراوانى بر آن نوشته شده است.
الشروح و الحواشى على الكافى عنوان سلسله اى است كه به تحقيق و احياى شرح ها و حاشيه ها و تعليقه هايى مى پردازد كه در طى قرن هاى گذشته, انديشمندان و صاحب نظران و عالمان دينى بر اين اثر جاودانه نگاشته اند. كتاب حاضر فقط حاشيه بر كتاب العقل و كتاب فضل العلم و كتاب التوحيد كافى است كه مؤلف به شرح برخى از كلمات و جملات مشكل روايات پرداخته است. وى متأثر از تعليقه ميرداماد بر كافى و شرح اصول كافى ملاصدرا بوده و از اين دو اثر بسيار سود برده است و در برخى موارد عين عبارت آنان را آورده است. مؤلف در مباحث فلسفى و ادبى, بنا بر كوتاهى سخن داشته است.
اين حاشيه كه براى نخستين بار منتشر مى شود بر اساس تك نسخه موجود, تصحيح شده و در گروه احياء و تصحيح متون پژوهشكده علوم حديث به فرجام رسيده است.
موسوعة ميزان الحكمة
محمّد محمدى رى شهرى, با همكارى جمعى از فضلا, چاپ اول, دارالحديث, قم, 1385, جلد 2 و 3, عربى, 496 و 516ص, وزيرى.
قرآن و سنّت پيامبر گرامى اسلام, دو گوهر جاودان و گنج بى پايان هستند كه دستيابى به معارف انسان ساز آنها و گردآورى و فهم آنها در كنار هم, از دل مشغولى هاى دانشمندان اسلامى در طول قرون و اعصار بوده است. اين معارف مشتمل بر برترين و بهترين برنامه براى سعادت, كاميابى و اداره جوامع بشرى هستند و رجوع به آنها موجب رفع ظلمات جهل و رسيدن به نور و رستگارى مى شود.
موسوعة ميزان الحكمة, بر اساس شيوه الفبايى ـ موضوعى به گزارش احاديث مرتبط با موضوعات پرداخته است. اين موسوعه, گسترش يافته و تكميل شده ميزان الحكمة است و پيش بينى مى شود كه بالغ بر پنجاه جلد شود.
اين موسوعه با استناد به آيات و روايات معصومان(ع) به توضيح و تبيين موضوعات, مفاهيم و مدخل هاى دينى مى پردازد و از جهت موضوعى از دامنه گسترده اى برخوردار است و مفاهيم دينى, اعتقادى, اخلاقى, سياسى, اقتصادى, و فرهنگى را دربر مى گيرد. ذيل هر مدخل, شناسه ها و زير شاخه هاى متعددى هست كه به صورت منطقى طبقه بندى و آيات و روايات مربوط به آنها گزارش شده است.
شيوه موسوعه در نقل استنادها اين گونه است كه ابتدا آيات مرتبط با موضوع ذكر مى شوند و سپس احاديث معصومان(ع) به صورت شماره گذارى شده, آن هم بر اساس ترتيب تاريخى حيات معصومان از حضرت محمد(ص) تا حضرت مهدى(عج) مى آيند. احاديثى كه جنبه تفسيرى و توضيحى براى آيات دارند, بر ديگر موارد مقدّم مى شوند و بعد از آيات قرار مى گيرند. در مواردى كه حديثى به چند تن از معصومان(ع) مستند باشد, حديث مستند به پيامبر(ص) در متن و ديگر مستندات آن در پاورقى گزارش مى شود.
ويژگى ديگر موسوعه اين است كه در نقل نصوص و روايات متعدد, (بلاغت) و (شموليت), ملاك ترجيح و تقدّم است. در پاورقى هم مآخذ بر اساس ميزان اعتبار و سنديت, رده بندى شده اند. همچنين در ذكر منابع روايى شيعه و اهل سنّت, ابتدا منابع شيعى و سپس منابع روايى اهل سنّت آمده و از خلط منابع, جلوگيرى شده است.
جلد دوم و سوم اين موسوعه كه به تازگى انتشار يافته است, به مدخل هاى: ادب, اذان, ايداء, تاريخ, ارض, اسوه, مواساة, اكل, الفة و الله اختصاص يافته است. در ابتداى هر مدخل, به توضيح معانى لغوى و اصطلاحى آن مدخل با استناد به واژه نامه ها و متون معتبر لغت شناسى پرداخته و سپس به اختصار, سرفصل هاى اصلى مدخل, تشريح و جوانب موضوع, تبيين شده است. همراه با عنوان فصل و در ذيل هر موضوع و سرفصل اصلى, نخست, آيات قرآنى و سپس روايات مرتبط با آن موضوع آمده و مآخذ آنها در پاورقى ذكر شده است.
گفتنى است كه ترجمه اين مجموعه با عنوان دانش نامه ميزان الحكمه منتشر شده است.
مكاتيب الأئمه
على احمدى ميانجى, تحقيق و مراجعه: مجتبى فرجى, چاپ اوّل, دارالحديث, قم, 1385, ج4, صفحه 530.
حديث, حكايتگر گفتار و كردار و تأييد معصومان(ع) است. اما در اغلب موارد با شنيدن لفظ حديث نقل كلمات شفاهى معصومان(ص) به ذهن متبادر مى شود; حال آن كه مكتوبات ائمه اطهار(ع) هم كم نيستند. آنها احاديثى هستند كه به عنوان مكاتبه شناخته مى شوند. مجموعه اين مكاتبات مى تواند به منبع مهم اسناد علمى و تاريخى بدل شود.
نگاشته هاى هر امام, از زمينه ها و شرايط سياسى فرهنگى عصر آن امام حكايت دارد. نيازهاى عصر امام, ديدگاه هاى فقهى و كلامى, حوادث تاريخى و بسيارى مطالب ديگر از اين دست را مى توان از مطالعه دقيق اين نگاشته ها بازشناسى كرد.
مرحوم آيت الله احمد ميانجى سال ها پيش كتاب مكاتيب الرسول(ص) را تأليف كرده بود پس از آن شروع به تأليف مكاتيب الأئمه(ع) كرد. پس از درگذشت ايشان مجموعه دست نوشته هاى وى به مركز تحقيقات دارالحديث سپرده شد. پژوهشگران دارالحديث به تكميل اين اثر ارزنده پرداختند و مجموعه مكاتيب ائمه اطهار(ع) را آماده نشر كرده اند.
در موارد بسيارى مؤلف براى تبيين شرايط نگارش نامه هايى كه مخاطب خاص دارند, به شرح حال مخاطبان پرداخته اند. در تكميل اين گونه اطلاعات, كوشش شده كه در حد توان اطلاعاتى درباره همه كسانى كه نقشى در نامه مورد نظر دارند, ارائه شود. همچنين تنظيم موضوعى نگاشته ها و در مواردى تنظيم تاريخى آنها, از جمله كارهاى تكميلى اين اثر بوده است.
جلد اول تا سوم اين مجموعه كه بيشتر انتشار يافته است, به مكاتيب حضرت على(ع) و امامان اوّل تا پنجم اختصاص داشت. جلد چهارم كه به تازگى انتشار يافته است, مكاتيب امام جعفر صادق(ع) و امام موسى كاظم(ع) را در بر دارد.
حكمت نامه لقمان
محمّد محمدى رى شهرى, با همكارى مهدى غلامعلى, ترجمه جعفر آريانى, چاپ اوّل, دارالحديث, قم, 1385, 328ص.
لقمان بنده اى خردمند بود كه حكمت را بر حكومت ترجيح داد و از مقام بندگى مردمان به بالاترين مقام حكيمان گام نهاد. نام و كلام او براى همه پيروان اديان ابراهيمى شناخته شده است. شهرت لقمان بيش از هر چيز, به سخنان گهربار و درر بار اوست كه همگى نشان از اوج حكمت و دانايى او دارد.
براى اوّلين بار مجموعه اى كامل از تمامى سخنان حكيمانه اين شخصيت اسطوره اى, از ميان صدها منبع حديثى و تاريخى گردآورى و به صورتى زيبا, جذاب و بديع, موضوع بندى و مستندسازى شده است.
حكمت نامه, در ده فصل سامان يافته است: زندگى نامه لقمان حكيم, اندرزهاى وى به روايت قرآن, داستان هايى از حكمت لقمان, حكمت هايى درباره علم و معرفت, عوامل و آفات خودسازى, آداب اخلاقى و اجتماعى, مثل ها, حكمت هاى پراكنده و حكمت هاى جامع.
مطالب حكمت نامه همگى از زبان لقمان يا درباره وى است.
فرهنگ نامه ادب
محمد رى شهرى, با همكارى عبدالهادى مسعودى, ترجمه حميدرضا شيخى, دارالحديث, قم, 1384, 83ص.
فرهنگ نامه ادب, قطره اى از درياى بى كران علوم و معارف ناب اسلامى و مَدخَلى از دانشنامه ميزان الحكمه است كه به صورت مستقل, منتشر مى شود. در اين دانشنامه, واژه ها و اصطلاحاتى كه در قرآن و احاديث, كاربرد فرهنگى گسترده اى دارند, به ترتيب الفبايى, با نظمى نو و با ذكر نمونه كاربرد ها (شواهد), معناشناسى و تحليل و تبيين مى شوند. در لابه لاى اين دانشنامه, برخى مداخل ها, از كاربرد فرهنگى ويژه و بسامد بالايى برخوردارند, بدين معنا كه عموم مسلمانان و يا گروه هاى خاصى از آنان, به صورت شبانه روزى و گسترده با آنها سروكار دارند. از اين رو, به منظور تصحيح و تقويت فرهنگ عمومى جوامع اسلامى, ضرورى است معارف مربوط به اين گونه واژه ها و اصطلاحات, به صورت كتاب همراه و راهنما, در اختيار همگان قرار گيرد. با اين نگاه, مدخل هايى از اين دست, به صورت كتاب هايى مستقل و در اندازه هايى كه حمل و مطالعه آن آسان باشد, در اختيار علاقه مندان قرار مى گيرند.
فرهنگ نامه ادب, نخستين كتاب از مجموعه فرهنگنامه هايى است كه با هدف تصحيح و تقويت فرهنگ ارزش هاى رفتارى ارائه مى شود. در اين فرهنگنامه, مسائل مهمى مانندِ: تعريف ادب, انواع و مراتب ادب, نقش ادب در زندگى, خاستگاه هاى ادب, آموزگاران ادب, روش ادب آموزى و آفات ادب آموزى از منظر قرآن و احاديث اسلامى تبيين شده است.
فرهنگ نامه اذان
محمد محمدى رى شهرى, با همكارى عبدالهادى مسعودى, ترجمه حميد رضا شيخى, دارالحديث, قم, 1384, 115ص.
فرهنگ نامه اذان نيز يكى از مدخل هاى ميزان الحكمه است كه به صورت مستقل, منتشر شده و در آن كاربرد واژه ها و اصطلاحات به كار رفته در قرآن و احاديث, معنا شناسى و تحليل و تبيين شده است. فرهنگ نامه اذان, دومين كتاب از مجموعه فرهنگنامه هايى است كه با هدف تصحيح و تقويت فرهنگ ارزش هاى رفتارى ارائه مى شود. در اين فرهنگ نامه, مسائل مهمى مانندِ: آغاز تشريع اذان, اهميت گسترش فرهنگ اذان, حكمت ها و پيام هاى فردى و اجتماعى و سياسى, آثار و بركات, چگونگى و تفسير باطن اذان, ارزش اذان گو و حق مؤذّن, و اذان زنده در عصر حاضر, بررسى شده است.
فرهنگ نامه آرزو
محمد محمدى رى شهرى, با همكارى سيد محمدكاظم طباطبائى, ترجمه حميدرضا شيخى, دارالحديث, قم, 1385, 168ص.
فرهنگ نامه آرزو, سومين كتاب از مجموعه فرهنگ نامه هايى است كه با هدف تصحيح و تقويت فرهنگ ارزش هاى رفتارى ارائه مى شود. در اين فرهنگ نامه, مسائل مهمى مانند: نقش آرزو در زندگى, گم شده حقيقى انسان, راه رسيدن به آرزوها, فوايد كوتاه كردن آرزو, خطر آرزوهاى طولانى, خاستگاه آرزوهاى بيهوده و زيان هاى آرزوهاى پوچ و بى حاصل, از منظر قرآن و احاديث اسلامى تبيين شده است.
آينه يادها: مناسبت هاى شمسى و قمرى در قرآن و حديث
به كوشش هادى ربّانى و سيد محسن موسوى, چاپ پنجم, مركز تحقيقات دارالحديث, قم, 1385, 307ص.
روزهاى سرنوشت ساز در تاريخ و فرهنگ ملّت ها, خاطره جمعى آنان را سامان مى دهد. اين روزها, آن گاه كه از دريچه اعتقادات اصيل دينى و مذهبى به آن نگريسته شود, كرامتى ويژه مى يابد و در تعبير قرآنى به (ايام الله) نام بردار مى شود.
مجموعه آينه يادها تلاش مى كند تا در بزرگداشت مناسبت هاى شمسى و قمرى كه رنگ و بويى دينى و ملّى دارند, از قرآن و حديث استعانت جويد.
برخى از ويژگى هاى اين مجموعه چنين است:
1. تفكيك هر يك از مناسبت هاى شمسى و قمرى, شامل 52 مناسبت شمسى و 56 مناسبت قمرى;
2. آوردن گزيده اى از آيات و روايات مربوط به هر مناسبت در ذيل آن;
3. ارائه ترجمه اى شيوا و امروزين از آيات و روايات;
4. ارائه اطّلاعات كامل كتاب شناختيِ مربوط به آيات و روايات در ذيل هر صفحه;
5. ارائه نمايه كامل موضوعى براى آيات و روايات در پايان مجموعه.
چاپ پنجم اين مجموعه به تازگى انتشار يافته است.
ادبيّات
رؤيا بينان بيدار
درباره عناصر داستان, معنا, نماد و روانكاوى در سه روايت از داستان پرندگان به قلم ابن سينا, محمد غزالى و عطار نيشابورى
دكتر ويدا اسلامى,چاپ اول, انتشارات سنبله, مشهد, 1385, 184ص, وزيرى.
نماد جايگاهى ويژه در ادبيات به طور عام و در بيان عرفا به طور خاص دارد و فهم نمادها, ما را به درك مقصود آنان مى رساند. تحليل و تبيين مفهوم نمادها در كلام ابن سينا, محمد غزالى و عطار نيشابورى, تلاش ارزشمندى است كه دكتر ويدا اسلامى در كتاب حاضر بدان همت گماشته است. وى در اين اثر خود, نماد پرندگان را از منظر اين سه دانشمند مسلمان بررسى كرده و در تبيين ديدگاه خود از نظريات ديگران نيز بهره برده است. به منظور آشنايى با كتاب حاضر, به گونه اى گذرا و فهرست وار به عناوين و مباحث مطرح شده در آن مى پردازيم.
كتاب مشتمل بر هشت بخش به قرار زير است:
بخش اول: داستان پرندگان; ادبيات هنر. نويسنده معتقد است كه امر متعال در جهان ما به سه صورت تجلى يافته است: دين, فلسفه و هنر. زبان ادبى گونه اى از هنر است و دين نيز همان خبر بزرگ است و ادبيات نيز چنين است. از اين رو, وى با طرح ديدگاه متفكرانى چون هگل و بيان تفاوت ميان واقعيت و واقعيت برتر به مثابه دو گونه خبر و همسويى زبان هنر و ادبيات, در صدد دستيابى به اين نتيجه است كه گزاره
مجله هاى پژوهشى
بانوان شيعه
سال چهارم, شماره 11, بهار 1386
ماهيت شناسى فقهى مسئله پوشش وجه و كفين با رويكردى قرآنى; قانون منع حجاب و تعارض آن با اصول دموكراسى; نقش حاكميت اسلامى در تربيت دينى حوزه حجاب; نقد و بررسى الگوهاى حجاب اسلامى در سه دهه اخير; بررسى تاريخى و جامعه شناسى حجاب در اديان الهى; حجاب و رابطه آن با تكامل اجتماعى.
پژوهش و حوزه
سال هشتم, شماره اول, بهار 1386
بايسته هاى نظام پژوهشى در علوم دينى; بررسى رويكرد سيستمى به مؤلفه هاى نظام پژوهشى; نظام پژوهشى و نظم اجتماعى پژوهش; ارزيابى پژوهش هاى فرهنگى ـ دينى و مبانى آن; ارزيابى علوم دينى; شيوه ها, شاخص ها و پيامدهاى كلان; بررسى عملكرد گروه علوم انسانى در سامانه علمى كشور; روش شناسى دين پژوهى; پژوهش و موازين روساختى; پژوهش و چشم اندازهاى پيش روى حوزه.
پگاه, راهبرد تقريب(2)
تقريب فقهى; مظلوميت تاريخى شيعه در جغرافياى عرب; خبرگان و تحليل حقوقى (نظارت); جهان اسلام و راديكاليزم افراطى; پيام آور عدل و امن; گفت و گوى انديشه و انديشه گفت و گو در قرآن; بيانات آيت الله هاشمى رفسنجانى در نشست تخصصى (جهان اسلام و چالش هاى فراراه); جهان اسلام در شطرنج جهانى.
تحقيقات اسلامى
سال هفدهم, شماره 2, بهار 1386
محمد صلّى الله عليه و آله و سلّم, موعود پيامبران و با نشانه هاى الهى فراوان; بررسى مسأله توسّل به پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم و اولياى دين از منظر قرآن و روايات فريقين; على عليه السلام و تفسير قرآن با استفاده از سنّت پيامبر اعظم صلّى الله عليه و اله و سلّم; تاريخ و نقد حديث; عوامل نخستين پيشرفت اسلام; وجودشناسى پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم در تفسير فلسفى ـ عرفانى ملاصدرا; حقوق متقابل حكومت و مردم از ديدگاه سنّت نبوى; المعرفة النّورانيّة فى الحقيقية المحمّدية و العلويّة; افضل الاتّباع الاقتداء برسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم; كتاب شناسى گزينشى پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله و سلّم به زبان هاى اروپايى .
خردنامه صدرا
شماره چهل و هفتم, بهار 1386
نگاهى جديد به مقدمات, جايگاه و آثار بحث زيادت و جود بر ماهيت; مقايسه ميان نظر ملاصدرا و فارابى درباره (رئيس اول مدينه); ابتكارات فلسفى ملاصدرا و نقش آنها در نظريه عالم صغير و انسان كبير; جستارى در باب نسبت عالم با خدا با نگاه ويژه به غزالى و ابن رشد; خيال در مقام توجيه و تبيين از فارابى تا صدراالمتألهين; تصحيح شرح بيتى از گلشن راز تأليف محقق دوانى.
شيعه شناسى
سال پنجم, شماره 17, بهار 1386
قوامى رازى ستايشگر شيعه; فقه القرآن شيعه در بستر تاريخ; ويژگى هاى جريان تشيّع در عصر نبوى(ص); انقلاب اسلامى ايران و پروژه جهانى شدن; نقش شيعيان و رهبران مذهبى در تحولات سياسى و اجتماعى عراق در سده اخير; سيماى حضرت فاطمه(س) در آينه شعر حكيم سنايى و ناصر خسرو.
مشكوة
شماره 94, بهار 1386
امكان فهم قرآن; امر بين الأمرين در آيات و روايات; تجلى علم و حكمت الهى در متن قرآن از ديدگاه علامه طباطبايى; بررسى رابطه يهود با پيامبر از نگاه تفسير كشف الاسرار; فتوحات پس از پيامبر زمينه ها و پيامدها; دايرة المعارف آستان قدس.
مطالعات اسلامى
شماره 75, بهار 1386
امنيت و ابعاد در قرآن; بررسى مشروعيت قراردادهاى نامعين در حقوق اسلامى; بررسى حقوق ترجمه و مترجم در فقه و حقوق موضوعه; عفو در حقوق كيفرى ايران و بررسى فقهى آن; در آمدى بر مبانى حقوقى درمان ناباورى.
معرفت
سال شانزدهم, شماره اول, فروردين 1386
آسيب شناسى تربيت اخلاقى; مهم ترين آسيب جنسى دوران نوجوانى; الگوها و نظريه هاى عمده بهداشت روانى; ثبات و تغيير شخصيت; وعظ در فرهنگ اسلامى; حب و بغض در تحليل روان شناختى; سن ازدواج; عوامل افزايش و راهبردهاى كاهش آن.
مقالات و بررسيها
مجله علمى ـ پژوهشى, دانشكده الهيات و معارف اسلامى, دانشگاه تهران, دفتر 80/ 1385 ش/ 1427ق
ويژه فقه و مبانى حقوق اسلامى
لزوم انطباق موارد جواز بيع عين موقوفه در قانون مدنى ايران با فقه اسلامى; قاعده على اليد و ضمان منافع; نگاهى گذرا به مبحث تعادل و تراجيح; پول و احكام فقهى آن; ازدواج دائم با اهل كتاب در فقه اسلامى و حقوق مدنى ايران.
مقالات و بررسيها
مجله علمى ـ پژوهشى, دانشكده الهيات و معارف اسلامى, دانشگاه تهران, دفتر 81/ 1385ش / 1427ق
(ويژه فلسفه و كلام اسلامى)
نقد روش شناختى ادله اثبات هيولى; مقايسه مسأله نفس و بدن در بينش فلسفى لايبنيتس و ملاصدرا; پژوهشى در مبانى فلسفى حكماى اسلام در تحليل علم بارى تعالى به ماديات; ارتباط خودشناسى و خداشناسى نزد ابن عربى و ملاصدرا; رابطه فهم يا ديالكتيك, تاريخ و زبان در هرمنوتيك فلسفى گادامر; كم, يك عرض.
ميقات
سال پانزدهم, شماره 59, بهار 1386
اسرار حج و مناسك آن; تبار ساكنان مدينه, اندكى پيش و پس از اسلام; پيامبر خدا در مخزن الاسرار نظامى; جواهر التاريخ الملكى; معمارى مساجد و ابنيه در عصر پيامبر; وحدت و همبستگى مذاهب اسلامى; سياست هاى دولت هلند در مورد حج.
m
سرقت علمى
نجمى احمد
پيرو مطلب شماره 98ـ99 مجله وزن و سودمند آينه پژوهش (نشر كتاب خدمت يا تجارت) كه به بررسى سرقت علمى پرداخته بود, لازم دانستم مورد ديگر و جالب توجهى را جهت اطلاع خوانندگان ارائه دهم. گفتنى است اين روش جديد سرقت علمى از كتاب ها متأسفانه روزبه روز افزايش مى يابد و با ناديده گرفتن زحمت و تلاش شبانه روزى يك نويسنده, به وسيله تغيير يك نام مورد سوء استفاده برخى افراد سودجو قرار مى گيرد و حق يك مؤلف به راحتى تضييع مى شود. اميد است اين افراد با آگاهى به قباحت كار خود از تضييع حقوق معنوى و مادى محققين و مؤلفين جلوگيرى كنند.
اما داستان اين سرقت:يكى از تأليفات والد ارجمند حاج شيخ محمد صادق نجمى كتاب سيرى در صحيحين مى باشد كه تقريباً سى و پنج سال پيش منتشر شده و مورد استقبال جامعه علمى كشور قرار گرفته است و در طول اين مدت دوبار به زبان عربى با عنوان تأمّلات فى الصحيحين ( در بيروت) و اضواء على الصحيحين (در قم) و همچنين به زبان اردو و تركى استامبولى نيز ترجمه شده است.
چندى قبل مطلع شديم درباره صحيحين كتابى به نام عفواً صحيح البخارى در بيروت و سپس در مصر چاپ شده است. به اعتبار اينكه مطالب جديد و تحقيقى در اين كتاب مطرح شده است, با اشتياق و زحمت فراوان يك نسخه از آن را به دست آورديم, ولى با شگفتى مشاهده كرديم كه اين كتاب همان تأملات فى الصحيحين است كه شخصى به نام (دكتر عبدالامير الغول) با تغييرات بسيار جزئى مانند نام كتاب, مؤلف و مترجم آن را به نام خود بازنويسى و با ادبياتى ديگر و پر غلط منتشر كرده است و جالب اينكه يك صفحه از كتاب را به بيان رنج فراوانى كه در مدت پنج سال براى تأليف اين كتاب متحمل شده است و به كتابخانه هاى زيادى مراجعه و منابع فراوانى را مورد مطالعه قرار داده ! اختصاص داده است. وى براى تأييد و تثبيت عملكرد خويش و زدودن هر نوع شك و ترديد از خواننده, مقدمه كوتاهى نيز از نويسنده و محقق گران قدر جناب آقاى (سيدجعفر مرتضى عاملى) در آغاز كتاب آورده است.
در سفر اخير جناب آقاى عاملى به قم, به همراه ابوى ساعتى در خدمتشان بوديم. ضمن صحبت از مباحث مختلف, بحث از كتاب عفواً صحيح البخارى پيش آمد و در اين جلسه از ماوقع و آنچه كه بر سيرى در صحيحين گذشته تا به عفواً صحيح البخارى رسيده خدمتشان گزارش داديم. ايشان با شگفتى خاصى گفتند: چه خوب شد مشكل من درباره اين كتاب و به اصطلاح نويسنده آن را حل كرديد; زيرا اين آقاى دكتر پزشكى است كه مدت ها و به من مراجعه و از تأليف اين كتاب تعريف و توصيف و تقاضاى مقدمه مى نمود و من تعجب كردم كه يك نفر پزشك بدون تحصيلات دينى و سابقه علمى توانسته است چنين كتابى را تأليف نمايد. با اصرار وى و با توجه به ضيق وقت خودم, كتاب را در اختيار يكى از دوستان طلبه قرار دادم و ايشان مطالب كتاب را تأييد نمود و من نيز براى تشويق او و نسل دانشگاهى بر مطالعه در بحث هاى علمى اين مقدمه را نوشتم. آقاى عاملى لبخندى زد و افزود: ولى آقاى دكتر پس از دريافت اين مقدمه, ديگر به ديدنم نيامد و شايد هم از ترس اينكه حنايش رنگ باخته و اختلاسش رو شده باشد اثرى از وى نيست.
و اين بود سرگذشت كتاب عفواً صحيح البخارى و نويسنده تلاشگر آن !
در حاشيه سفر هند
(قسمت اول)
عصر يكى از روزهاى ماه آخر سال 1385 در حال استراحت بودم كه تلفن زنگ زد و برگزيده شدن مجله آينه پژوهش و سفر خارج از كشور(اروپا) را خبر داد. اين سفر علمى از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تدارك ديده و بخش رسانه وزارت خارجه عهده دار اجراى آن شده بود.
موضوع را با سردبير محترم مجله برادر با فضل و فضيلت و دانشمندم حجت الاسلام والمسلمين دكتر مهدى راد در ميان گذاشتم و سپس موضوع را به اطلاع مدير مسئول مجله استاد گران قدر حجت الاسلام والمسلمين دكتر محمدتقى سبحانى رئيس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى و معاونت پژوهشى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم رساندم, و اين دو بزرگوار كريمانه اين سفر را به بنده سپردند.
اين سفر به منظور بازديد از مراكز مطبوعاتى , خبرگزارى ها , نشريات, و آشنايى با دستاوردهاى علمى و پژوهشى رسانه اى كشورهاى آلمان, فرانسه, روسيه, هند, تركيه و… تدارك ديده شده بود و بالأخره ما عازم هند شديم.
در اين سفر, هشت نفر ديگر از همكاران مطبوعاتى كه در سال 1385 نشريه شان برتر شناخته شده بود, مانندِ: بيّنات, حكومت اسلامى, فرهنگ مردم, طب گياهى و … نيز حضور داشتند.
با برنامه ريزى و هماهنگى ستودنى بخش رسانه وزارت خارجه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ـ كه بايد صميمانه از همه دست اندركاران اين برنامه تشكر كنم ـ بعد از يك روز تمام پودمان آموزشى ـ كه از كم و كيف آن بگذريم ـ مقدمات سفر مهيا و پاسپورت ها و ويزاها آماده شد; ولى متأسفانه سفارت كشور هند به سختى ويزا صادر كرد و باعث شد تا گروه ما آخرين هيئت اعزامى باشد.
به هر حال, روز سه شنبه(8 / 12 / 85) ساعت سه بعدازظهر به اتفاق سردبير مجله حكومت اسلامى و مدير مسئول مجله بيّنات و بشارت, قم را به قصد فرودگاه امام خمينى (ره) ترك كرديم. پس از انجام برخى از كارهاى ادارى پرواز, وقت نماز مغرب فرا رسيد و صداى خوش اذان حال و هواى سالن انتظار را دگرگون كرد. نماز را در يك مكان نامناسب و كاملاً قناص كه با يك تخته فرش دوازده مترى مفروش بود و آن هم از همه طرف جمع شده بود و ظرفيت حداكثر بيست نفر را فقط براى آقايان داشت, به جا آورديم. پس از نماز عازم قطر شديم. در قطر مدتى فرصت براى پرواز به هند داشتيم. براى لختى استراحت, به نمازخانه آنجا رفتيم و افسوس خورديم وقتى ديديم كه نمازخانه آنان در بهترين جاى سالن انتظار قرار دارد, با چشم انداز بسيار زيبا, موكت هاى قرمز و بسيار تميز و نماى تمام شيشه اى و با ظرفيت حدود 200نفر.
صبح روز چهارشنبه 9/12/ 1385 موقع نماز صبح وارد فرودگاه دهلى پايتخت كشور هند شديم. جمعيت بسيار زيادى را با تنوع رنگ در البسه و ابدان ديديم, در صفوفى بسيار منظم.
هر چه از نمازخانه و جهت قبله پرسيديم, نتيجه اى نگرفتيم. فضاى بسيار غريب و حال و هواى عجيبى بود, بالاخره چشممان به جمال جناب آقاى اسدى, مسئول امور رسانه سفارت جمهورى اسلامى ايران در دهلى, روشن شد. تكه كارتنى پيدا كرديم و نمازى به جا آورديم, سپس به اتفاق ايشان به مهمان سراى (مركز فرهنگ اسلامى) كه براى اسكان ما در نظر گرفته شده بود, رفتيم.
سفير ايران در هند قبل از ظهر, ما را به حضور پذيرفت و جلسه معارفه اى با حضور نمايندگان صدا و سيما و ايرنا دردهلى برگزار شد. گفتگوى بسيار صميمانه و مفيدى بود. بعد از ظهر هم از مركز چاپ و نشر مؤسسه انتشاراتى (kerest) كرست, ناشر فصلنامه فونيكس (Phonix), بازديد كرديم; مؤسسه اى با پيشرفته ترين امكانات و سيستم هاى كامپيوترى و دستگاه هاى مدرن ليتوگرافى و چاپ در دنيا اما خصوصى كه در يك ساختمان سه طبقه معمولى كه در كوچه اى چهار مترى واقع شده بود.
در روز دوم سفر به ديدار خانه فرهنگ ايران رفتيم و با مركز ميكرو فيلم نور كه مركز موفقى در رصد و به چنگ آوردن نسخ خطى و تهيه ميكروفيلم دارد, آشنا شديم. خانه فرهنگ ايران دو فصلنامه يكى به زبان فارسى و ديگرى به زبان هندى و انگليسى منتشر مى كند. در آنجا نوشتن شجره نامه معصومين(ع) بر روى پوست آهو و كاغذهاى پاپيروس با آب طلا به وسيله شيعيان هند توجهمان را جلب كرد. در پايان , نرم افزارى حاوى فهرست ميكروفيلم هاى موجود و يك نسخه كتاب به ما هديه شد كه بسيار مشعوف شديم. بعد از ظهر هم به ديدار اثر باستانى و كهن همايون تُمب رفتيم.
روز سوم را با ديدار از مؤسسه انتشاراتى india Today آغاز كرديم; مؤسسه اى شخصى با چندين روزنامه, نشريه و خبرگزارى و كانال تلويزيونى. با مدير مسئول آن گپ و گفت خوبى داشتيم كه بسيار راحت و صميمانه به سؤالات ما پاسخ داد و اظهار خوشحالى كرد كه در جمع همكاران مطبوعاتى غير هم وطن و ايرانى است. سپس به اتفاق يكى از مديران ارشد مؤسسه كه فارسى هم صحبت مى كرد, از بخش هاى مختلف مؤسسه ديدن كرديم و ابتدا توضيح مفصلى داد از خدايشان(!) كه از فلز بسيار گران قيمت تهيه و در جاى مخصوص و در محل ورودى مؤسسه نصب شده بود.
وى با سعه صدر و بردبارى و چهره اى خندان, ما را به قسمت هاى مختلف روزنامه, نشريات, خبرگزارى برد و به توضيح چگونگى ورود و خروج , پردازش و نهايتاً روى آنتن رفتن اخبار و اطلاعات پرداخت. از ايران خاطرات بسيار خوشى داشت و گفت كه چندين بار به نمايشگاه بين المللى كتاب تهران آمده است.
روز چهارم, يكشنبه 13 اسفند, مصادف بود با روز جشن رنگ ها (holy color). در اين روز هندوها به مناسبت فرا رسيدن فصل بهار به جشن و پايكوبى مى پردازند و به يكديگر رنگ مى پاشند. ما از ترس رنگى شدن, خود را در منزل حبس كرديم و حوالى عصر براى هواخورى به پاركى كه نزديك محل اقامتمان بود, رفتيم و يكى ـ دو ساعتى از انواع گل ها, درختان سربه فلك كشيده و بسيار زيبا, حيوانات مختلف كه به گونه اى مسالمت آميز در كنار هم بودند, انواع پرندگان خصوصاً طوطيان, ديدن كرديم و از طبيعت ناب و هواى بسيار سالم و صاف آنجا بهره برديم.
بسيارى از مردم محلى هم براى تفريح يا براى ورزش آمده بودند. برخى از آنان به صورت دسته جمعى يا انفرادى مشغول ورزش يوگا بودند و عده اى هم مطالعه يا بحث مى كردند. آنچه بيش از همه توجه مرا جلب كرد و مرا واداشت تا عكس بگيرم, حضور خانم هاى جوانى بود كه چوب هاى بسيار بلندى داشتند و بر سر آن , داسى را محكم بسته بودند و با آن ,شاخه هاى خشك درختان را قطع مى كردند تا از هيزم آن استفاده كنند.
روز پنجم به شهر معابد واقع در حاشيه شهر دهلى به ديدار خدايان هندوها رفتيم. سوگمندانه بايد اعتراف و اذعان داشت كه حتى امروزه هم با وجود تمام پيشرفت هاى بشر در زمينه هاى مختلف علوم و فنون , انسان هاى سودجويى يافت مى شوند كه از فطرت پاك انسان ها سوء استفاده مى كنند و در پى بهره بردن از جهل و عوام زدگى مردم اند. معابد هندوها بسيار زيبا, خوش رنگ و تميز بود و بازديد كنندگان گوناگون را تحت تأثير قرار مى داد. برخورد خوش متوليان معبدها خصوصاً با توريست ها و پيروان ديگر اديان بسيار جالب بود. اين وضع در مورد مساجد آنجا كاملاً برعكس بود. وضعِ بسيار نامناسب و محيط كثيف مساجد, آه از نهاد ما بلند مى كرد.
بعد از ظهر هم به ديدار معبد نوساز و بسيار هنرمندانه اى رفتيم كه هر بيننده اى را مجذوب و مدهوش مى كند. در حاشيه شهر دهلى, (معبد آكشاردام) قرار دارد كه اخيراً به وسيله دولت طى پنج سال با حدود شش هزار معمار, مهندس, هنرمند و كارگر در زمين چند هكتارى تراشيده شده است. اين معبد بسيار زيبا و ديدنى كه ورودى گران قيمتى هم دارد, مانند كوه عظيم سنگى است كه به رنگ شكلاتى بسيار خوش رنگ با هنرمندانه ترين وجه ممكن تراشيده شده است. گفته مى شود كه اين محل را براى تحت شعاع قرار دادن تاج محل ساخته اند. تاج محل ساختمانى است عظيم كه آن را با معمارى اسلامى ـ ايرانى ساخته اند. شايد اين امر يكى از اهداف ساخت اين معبد بسيار بزرگ باشد. براى ساخت اين معبد هزينه كلان و گزافى صرف شده است; فقط آب نماى معبد ميلياردها روپيه هزينه برداشته است. اين در حالى است كه فقر در هند بيداد مى كند و انسان هاى بسيارى هستند كه تنها براى اسكان و دو وعده غذا شبانه روز بايد كار كنند. به طور كلى مردم هند, مردمى فقيرند. بسيارى از آنان از امكانات ضرورى زندگى محروم اند و ظاهراً اين وضع را پذيرفته اند. آنها نه توقعى از دولت دارند و نه دولت با آنان كارى دارد و حتى برخى از آنان در پياده روها به دنيا مى آيند, بزرگ مى شوند, ازدواج مى كند و در همان جا هم مى ميرند.
آخرين روز سفرمان به ديدار از (تاج محل) در شهر آگرا گذشت.اين شهر در دويست كيلومترى دهلى در ايالت اوتارپرداش واقع است و اكثريت سكنه آن را مسلمانان تشكيل مى دهند. تاج محل يكى از بناهاى مهم و تاريخى هفت گانه جهان است. در سال 1631 همسر شاه جهان امير گوركانى, پنجمين پادشاه مغول در هند, هنگام وضع حمل مى ميرد و اين بناى عجيب, مقبره (ارجمند بانو بيگم) ملقب به ممتاز است. مساحت ساختمان حدود پنجاه متر مكعب است كه بر روى كرسى و تخته اى عظيم در اندازه 100ھ100 متر, با زيباترين و سفيدترين سنگ هاى دنيا در باغى هيجده هكتارى ساخته شده است. اين بنا كه به سمبل عشق, وفا و اخلاص معروف است, در طول 22 سال, به دست هنرمندان ايرانى ساخته شد. معروف است كه يكى از ملكه هاى انگليس وقتى از تاج محل ديدن مى كند, مى گويد: اگر مطمئن بودم كه پس از مرگ برايم چنين مقبره اى مى سازند, همين الآن مى مُردم. همچنين نقل شده است كه يكى از رؤساى جمهور آمريكا وقتى تاج محل را مى بيند, مى گويد: مردم دنيا دو دسته اند: آنها كه تاج محل را ديده اند و آنها كه نديده اند. در اين سفر جناب آقاى اسدى جوان خوش سيما و خنده بر لب در هند همراه, مترجم و همگام با ما بود.
آشنايى با هند و فرهنگ آن و شناسايى و كشف نويسندگان و صاحبان فكر و انديشه و آثار مكتوب و غير مكتوب آن ديار خصوصاً شيعيان آنجا, مجال و فرصتى حداقل سه ماه را مى طلبد.
ديدار از مركز علمى ـ فرهنگى, دانشگاه ها و گفتگو با شخصيت هاى علمى قطعاً سودمند است, به ويژه براى اصحاب قلم و صاحبان مطبوعات كه قطعاً در نوع نگاه آنان به فرهنگ و فرهنگ سازى مؤثر خواهد بود. از اين رو, تدارك چنين سفرهايى از جهات مختلف امرى پسنديده و گاه ضرورى است.
يداللّه جنتىهندوستان مهد مطبوعات
از انتشارات شبنامه ها و اطلاعيه هاى تك برگى در قرن هفدهم ميلادى كه بگذريم آغاز تاريخ مطبوعات در هند به 225 سال قبل برمى گردد. يك جراح انگليسى به نام (جيمز آگوستوس هيكى)(James Augustus Hicky) براى اولين بار با انتشار يك هفته نامه دو صفحه اى به نام كلكته گزت (Calcutta Gazette) در 29 ژانويه 1780 پايه گزار مطبوعات در سرزمين هند شد. اين مجله شامل ستونى نيز به زبان فارسى بود كه اخبار دهلى و قلعه سرخ (دربار پادشاه) در آن منعكس مى گرديد. هيكى از منتقدين سرسخت كمپانى هند شرقى بوده و براى آزادى بيان و شبه قاره تلاش زيادى به عمل آورد ولى در پى بدرفتارى انگليسى ها با وى, روزنامه وى تعطيل و خود اونيز به موطنش بازگشت. پس از وى (راجا رام موهان روى)(Raja Ram Mohan Roy) (1833 ـ 1772) كه از او به عنوان (سازنده هند نوين) ياد مى شود, پس از آنكه دو هفته نامه به زبان هاى انگليسى و بنگالى در سال 1821 تأسيس نمود, هفته نامه فارسى زبان (مرآت الاخبار) را نيز در سال 1823 پايه گذارى كرد; اگر چه پس از چند شماره, در اعتراض به سياست هاى استبدادى دولت در قبال مطبوعات, انتشار آن را متوقف ساخت.
جالب آنكه روزنامه حبل المتين كه اولين روزنامه فارسى زبان ايران محسوب مى شود, نيز در هند چاپ مى شده است. اين روزنامه در سال 1267 قمرى (1311 شمسى) توسط آقا سيد جلال الدين حسينى در كلكته تأسيس شد. وى كه همزمان با انقلاب مشروطه به هندوستان رفته و تأليفاتى نيز به زبان انگليسى داشته, در سال 1316 از طرف دولت ملقب به (مؤيدالاسلام) شد. روزنامه حبل المتين از جمله روزنامه هايى است كه از سوى شوراى ساماندهى ميراث مطبوعات ايران گردآورى و تكثير گرديده و هم اكنون در 26 مجلد در كتابخانه ملى و ساير كتابخانه هاى بزرگ كشور موجود مى باشد. مؤيد الاسلام همچنين روزنامه مفتاح الظفر را نيز در كلكته منتشر نمود.
هم اكنون روزنامه هاى انگليسى زبان (Statesman) , (Pioneer) و (Hindu) از قديمى ترين روزنامه هاى در حال انتشار در هند هستند كه تاريخ تأسيس آنها به ترتيب به 1818, 1864 و 1878 برمى گردد.
در دوره استعمار انگليس مطبوعات تحت فشار و سانسور سختى از سوى انگليسى ها اداره مى شد و حتى خواندن روزنامه تنها در ميان طبقه خاصى از بورو كراتهاى انگليسى معمول بود. اما در جريان مبارزات استقلال طلبانه هند, مطبوعات به صورت فعال ترى رشد كردند و حتى از خود (مهاتما گاندى) نيز به عنوان يك روزنامه نگار فعال ياد مى شود.
در سال 1950 با تصويب قانون اساسى در كشور, مطبوعات هند به عنوان چهارمين ركن دموكراسى در كشور مطرح گرديد.
هند هم اكنون بزرگترين كشور در زمينه چاپ مطبوعات است و حجم مطبوعات اين كشور هر روز شاهد افزايش مى باشد. آمار رسمى ارائه شده تا پايان ماه مارس 2006, حاكى از تعداد 62483 روزنامه و نشريه در حال انتشار در سراسر هند مى باشد كه نسبت به سال قبل, تعداد 2070 مورد افزايش يافته است. اين بدان معنى است كه روزانه 5 تا 6 رسانه نوشتارى جديد در هند متولد مى گردد. رسانه هاى نوشتارى در اين كشور به 126 زبان مختلف يافت مى شوند.
فقط مجموعه شمارگان روزنامه هايى كه گزارش اظهارنامه سالانه خود را در دوره 2005 تا 2006 به اداره ثبت مطبوعات هند ارائه كرده اند, بيش از 180 ميليون نسخه در روز بوده است. ايالت هاى دهلى و اوتارپرادش بيشترين عناوين و بيشترين شمارگان مطبوعات را در ميان ايالت ها به خود اختصاص داده اند.
روزنامه (Times of India) با حدود 8/2 ميليون نسخه تيراژ ( در مجموع 7edition خود) از سال 2004 توانست روزنامه (USA Today) آمريكا را پشت سر گذاشته و به رتبه پر تيراژترين روزنامه انگليسى زبان جهان برسد.
بر اساس طبقه بندى وزارت اطلاع رسانى هند, روزنامه بالاى 150 هزار تيراژ, هفته نامه بالاى 75 هزار و … مطبوعات بزرگ شناخته مى شوند.
منابع:
- Rezwan Ullah, " Mission lost wilderness", Milli Gazette, 15/07/ 2001, accessible at: http:// www. milligazette.com/ Archives/ 150722001/ Art 5ts. htm
- Indo- Asian News Service, "James A. Hicky, a pioneer of Indian Journalism, Remembered", 10/ 02/ 2006, accessible at:
http://www.iacfpa.org/p-news/nit/ iacpa-archieve/ 2006/ 02/ 10 Newsmakers 163326. shtml
- Ministry of Human Resource Development (Government of India), "Report of the Committee for promotion of Urdu 1975", accessible at:
http://www.education.nic
cd50years/u/47/3Y/473Y0701.htm
- Annual Report of Registrar of Newspapers for India (2005 - 2006). accessible at:
http://www.rni.nic.in/pii.htm.
سعيد اسعدى