مجله هاى پژوهشى
بانوان شيعه
سال چهارم, شماره 11, بهار 1386
ماهيت شناسى فقهى مسئله پوشش وجه و كفين با رويكردى قرآنى; قانون منع حجاب و تعارض آن با اصول دموكراسى; نقش حاكميت اسلامى در تربيت دينى حوزه حجاب; نقد و بررسى الگوهاى حجاب اسلامى در سه دهه اخير; بررسى تاريخى و جامعه شناسى حجاب در اديان الهى; حجاب و رابطه آن با تكامل اجتماعى.
پژوهش و حوزه
سال هشتم, شماره اول, بهار 1386
بايسته هاى نظام پژوهشى در علوم دينى; بررسى رويكرد سيستمى به مؤلفه هاى نظام پژوهشى; نظام پژوهشى و نظم اجتماعى پژوهش; ارزيابى پژوهش هاى فرهنگى ـ دينى و مبانى آن; ارزيابى علوم دينى; شيوه ها, شاخص ها و پيامدهاى كلان; بررسى عملكرد گروه علوم انسانى در سامانه علمى كشور; روش شناسى دين پژوهى; پژوهش و موازين روساختى; پژوهش و چشم اندازهاى پيش روى حوزه.
پگاه, راهبرد تقريب(2)
تقريب فقهى; مظلوميت تاريخى شيعه در جغرافياى عرب; خبرگان و تحليل حقوقى (نظارت); جهان اسلام و راديكاليزم افراطى; پيام آور عدل و امن; گفت و گوى انديشه و انديشه گفت و گو در قرآن; بيانات آيت الله هاشمى رفسنجانى در نشست تخصصى (جهان اسلام و چالش هاى فراراه); جهان اسلام در شطرنج جهانى.
تحقيقات اسلامى
سال هفدهم, شماره 2, بهار 1386
محمد صلّى الله عليه و آله و سلّم, موعود پيامبران و با نشانه هاى الهى فراوان; بررسى مسأله توسّل به پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم و اولياى دين از منظر قرآن و روايات فريقين; على عليه السلام و تفسير قرآن با استفاده از سنّت پيامبر اعظم صلّى الله عليه و اله و سلّم; تاريخ و نقد حديث; عوامل نخستين پيشرفت اسلام; وجودشناسى پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم در تفسير فلسفى ـ عرفانى ملاصدرا; حقوق متقابل حكومت و مردم از ديدگاه سنّت نبوى; المعرفة النّورانيّة فى الحقيقية المحمّدية و العلويّة; افضل الاتّباع الاقتداء برسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم; كتاب شناسى گزينشى پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله و سلّم به زبان هاى اروپايى .
خردنامه صدرا
شماره چهل و هفتم, بهار 1386
نگاهى جديد به مقدمات, جايگاه و آثار بحث زيادت و جود بر ماهيت; مقايسه ميان نظر ملاصدرا و فارابى درباره (رئيس اول مدينه); ابتكارات فلسفى ملاصدرا و نقش آنها در نظريه عالم صغير و انسان كبير; جستارى در باب نسبت عالم با خدا با نگاه ويژه به غزالى و ابن رشد; خيال در مقام توجيه و تبيين از فارابى تا صدراالمتألهين; تصحيح شرح بيتى از گلشن راز تأليف محقق دوانى.
شيعه شناسى
سال پنجم, شماره 17, بهار 1386
قوامى رازى ستايشگر شيعه; فقه القرآن شيعه در بستر تاريخ; ويژگى هاى جريان تشيّع در عصر نبوى(ص); انقلاب اسلامى ايران و پروژه جهانى شدن; نقش شيعيان و رهبران مذهبى در تحولات سياسى و اجتماعى عراق در سده اخير; سيماى حضرت فاطمه(س) در آينه شعر حكيم سنايى و ناصر خسرو.
مشكوة
شماره 94, بهار 1386
امكان فهم قرآن; امر بين الأمرين در آيات و روايات; تجلى علم و حكمت الهى در متن قرآن از ديدگاه علامه طباطبايى; بررسى رابطه يهود با پيامبر از نگاه تفسير كشف الاسرار; فتوحات پس از پيامبر زمينه ها و پيامدها; دايرة المعارف آستان قدس.
مطالعات اسلامى
شماره 75, بهار 1386
امنيت و ابعاد در قرآن; بررسى مشروعيت قراردادهاى نامعين در حقوق اسلامى; بررسى حقوق ترجمه و مترجم در فقه و حقوق موضوعه; عفو در حقوق كيفرى ايران و بررسى فقهى آن; در آمدى بر مبانى حقوقى درمان ناباورى.
معرفت
سال شانزدهم, شماره اول, فروردين 1386
آسيب شناسى تربيت اخلاقى; مهم ترين آسيب جنسى دوران نوجوانى; الگوها و نظريه هاى عمده بهداشت روانى; ثبات و تغيير شخصيت; وعظ در فرهنگ اسلامى; حب و بغض در تحليل روان شناختى; سن ازدواج; عوامل افزايش و راهبردهاى كاهش آن.
مقالات و بررسيها
مجله علمى ـ پژوهشى, دانشكده الهيات و معارف اسلامى, دانشگاه تهران, دفتر 80/ 1385 ش/ 1427ق
ويژه فقه و مبانى حقوق اسلامى
لزوم انطباق موارد جواز بيع عين موقوفه در قانون مدنى ايران با فقه اسلامى; قاعده على اليد و ضمان منافع; نگاهى گذرا به مبحث تعادل و تراجيح; پول و احكام فقهى آن; ازدواج دائم با اهل كتاب در فقه اسلامى و حقوق مدنى ايران.
مقالات و بررسيها
مجله علمى ـ پژوهشى, دانشكده الهيات و معارف اسلامى, دانشگاه تهران, دفتر 81/ 1385ش / 1427ق
(ويژه فلسفه و كلام اسلامى)
نقد روش شناختى ادله اثبات هيولى; مقايسه مسأله نفس و بدن در بينش فلسفى لايبنيتس و ملاصدرا; پژوهشى در مبانى فلسفى حكماى اسلام در تحليل علم بارى تعالى به ماديات; ارتباط خودشناسى و خداشناسى نزد ابن عربى و ملاصدرا; رابطه فهم يا ديالكتيك, تاريخ و زبان در هرمنوتيك فلسفى گادامر; كم, يك عرض.
ميقات
سال پانزدهم, شماره 59, بهار 1386
اسرار حج و مناسك آن; تبار ساكنان مدينه, اندكى پيش و پس از اسلام; پيامبر خدا در مخزن الاسرار نظامى; جواهر التاريخ الملكى; معمارى مساجد و ابنيه در عصر پيامبر; وحدت و همبستگى مذاهب اسلامى; سياست هاى دولت هلند در مورد حج.
m
سرقت علمى
نجمى احمد
پيرو مطلب شماره 98ـ99 مجله وزن و سودمند آينه پژوهش (نشر كتاب خدمت يا تجارت) كه به بررسى سرقت علمى پرداخته بود, لازم دانستم مورد ديگر و جالب توجهى را جهت اطلاع خوانندگان ارائه دهم. گفتنى است اين روش جديد سرقت علمى از كتاب ها متأسفانه روزبه روز افزايش مى يابد و با ناديده گرفتن زحمت و تلاش شبانه روزى يك نويسنده, به وسيله تغيير يك نام مورد سوء استفاده برخى افراد سودجو قرار مى گيرد و حق يك مؤلف به راحتى تضييع مى شود. اميد است اين افراد با آگاهى به قباحت كار خود از تضييع حقوق معنوى و مادى محققين و مؤلفين جلوگيرى كنند.
اما داستان اين سرقت:يكى از تأليفات والد ارجمند حاج شيخ محمد صادق نجمى كتاب سيرى در صحيحين مى باشد كه تقريباً سى و پنج سال پيش منتشر شده و مورد استقبال جامعه علمى كشور قرار گرفته است و در طول اين مدت دوبار به زبان عربى با عنوان تأمّلات فى الصحيحين ( در بيروت) و اضواء على الصحيحين (در قم) و همچنين به زبان اردو و تركى استامبولى نيز ترجمه شده است.
چندى قبل مطلع شديم درباره صحيحين كتابى به نام عفواً صحيح البخارى در بيروت و سپس در مصر چاپ شده است. به اعتبار اينكه مطالب جديد و تحقيقى در اين كتاب مطرح شده است, با اشتياق و زحمت فراوان يك نسخه از آن را به دست آورديم, ولى با شگفتى مشاهده كرديم كه اين كتاب همان تأملات فى الصحيحين است كه شخصى به نام (دكتر عبدالامير الغول) با تغييرات بسيار جزئى مانند نام كتاب, مؤلف و مترجم آن را به نام خود بازنويسى و با ادبياتى ديگر و پر غلط منتشر كرده است و جالب اينكه يك صفحه از كتاب را به بيان رنج فراوانى كه در مدت پنج سال براى تأليف اين كتاب متحمل شده است و به كتابخانه هاى زيادى مراجعه و منابع فراوانى را مورد مطالعه قرار داده ! اختصاص داده است. وى براى تأييد و تثبيت عملكرد خويش و زدودن هر نوع شك و ترديد از خواننده, مقدمه كوتاهى نيز از نويسنده و محقق گران قدر جناب آقاى (سيدجعفر مرتضى عاملى) در آغاز كتاب آورده است.
در سفر اخير جناب آقاى عاملى به قم, به همراه ابوى ساعتى در خدمتشان بوديم. ضمن صحبت از مباحث مختلف, بحث از كتاب عفواً صحيح البخارى پيش آمد و در اين جلسه از ماوقع و آنچه كه بر سيرى در صحيحين گذشته تا به عفواً صحيح البخارى رسيده خدمتشان گزارش داديم. ايشان با شگفتى خاصى گفتند: چه خوب شد مشكل من درباره اين كتاب و به اصطلاح نويسنده آن را حل كرديد; زيرا اين آقاى دكتر پزشكى است كه مدت ها و به من مراجعه و از تأليف اين كتاب تعريف و توصيف و تقاضاى مقدمه مى نمود و من تعجب كردم كه يك نفر پزشك بدون تحصيلات دينى و سابقه علمى توانسته است چنين كتابى را تأليف نمايد. با اصرار وى و با توجه به ضيق وقت خودم, كتاب را در اختيار يكى از دوستان طلبه قرار دادم و ايشان مطالب كتاب را تأييد نمود و من نيز براى تشويق او و نسل دانشگاهى بر مطالعه در بحث هاى علمى اين مقدمه را نوشتم. آقاى عاملى لبخندى زد و افزود: ولى آقاى دكتر پس از دريافت اين مقدمه, ديگر به ديدنم نيامد و شايد هم از ترس اينكه حنايش رنگ باخته و اختلاسش رو شده باشد اثرى از وى نيست.
و اين بود سرگذشت كتاب عفواً صحيح البخارى و نويسنده تلاشگر آن !
در حاشيه سفر هند
(قسمت اول)
عصر يكى از روزهاى ماه آخر سال 1385 در حال استراحت بودم كه تلفن زنگ زد و برگزيده شدن مجله آينه پژوهش و سفر خارج از كشور(اروپا) را خبر داد. اين سفر علمى از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تدارك ديده و بخش رسانه وزارت خارجه عهده دار اجراى آن شده بود.
موضوع را با سردبير محترم مجله برادر با فضل و فضيلت و دانشمندم حجت الاسلام والمسلمين دكتر مهدى راد در ميان گذاشتم و سپس موضوع را به اطلاع مدير مسئول مجله استاد گران قدر حجت الاسلام والمسلمين دكتر محمدتقى سبحانى رئيس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى و معاونت پژوهشى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم رساندم, و اين دو بزرگوار كريمانه اين سفر را به بنده سپردند.
اين سفر به منظور بازديد از مراكز مطبوعاتى , خبرگزارى ها , نشريات, و آشنايى با دستاوردهاى علمى و پژوهشى رسانه اى كشورهاى آلمان, فرانسه, روسيه, هند, تركيه و… تدارك ديده شده بود و بالأخره ما عازم هند شديم.
در اين سفر, هشت نفر ديگر از همكاران مطبوعاتى كه در سال 1385 نشريه شان برتر شناخته شده بود, مانندِ: بيّنات, حكومت اسلامى, فرهنگ مردم, طب گياهى و … نيز حضور داشتند.
با برنامه ريزى و هماهنگى ستودنى بخش رسانه وزارت خارجه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ـ كه بايد صميمانه از همه دست اندركاران اين برنامه تشكر كنم ـ بعد از يك روز تمام پودمان آموزشى ـ كه از كم و كيف آن بگذريم ـ مقدمات سفر مهيا و پاسپورت ها و ويزاها آماده شد; ولى متأسفانه سفارت كشور هند به سختى ويزا صادر كرد و باعث شد تا گروه ما آخرين هيئت اعزامى باشد.
به هر حال, روز سه شنبه(8 / 12 / 85) ساعت سه بعدازظهر به اتفاق سردبير مجله حكومت اسلامى و مدير مسئول مجله بيّنات و بشارت, قم را به قصد فرودگاه امام خمينى (ره) ترك كرديم. پس از انجام برخى از كارهاى ادارى پرواز, وقت نماز مغرب فرا رسيد و صداى خوش اذان حال و هواى سالن انتظار را دگرگون كرد. نماز را در يك مكان نامناسب و كاملاً قناص كه با يك تخته فرش دوازده مترى مفروش بود و آن هم از همه طرف جمع شده بود و ظرفيت حداكثر بيست نفر را فقط براى آقايان داشت, به جا آورديم. پس از نماز عازم قطر شديم. در قطر مدتى فرصت براى پرواز به هند داشتيم. براى لختى استراحت, به نمازخانه آنجا رفتيم و افسوس خورديم وقتى ديديم كه نمازخانه آنان در بهترين جاى سالن انتظار قرار دارد, با چشم انداز بسيار زيبا, موكت هاى قرمز و بسيار تميز و نماى تمام شيشه اى و با ظرفيت حدود 200نفر.
صبح روز چهارشنبه 9/12/ 1385 موقع نماز صبح وارد فرودگاه دهلى پايتخت كشور هند شديم. جمعيت بسيار زيادى را با تنوع رنگ در البسه و ابدان ديديم, در صفوفى بسيار منظم.
هر چه از نمازخانه و جهت قبله پرسيديم, نتيجه اى نگرفتيم. فضاى بسيار غريب و حال و هواى عجيبى بود, بالاخره چشممان به جمال جناب آقاى اسدى, مسئول امور رسانه سفارت جمهورى اسلامى ايران در دهلى, روشن شد. تكه كارتنى پيدا كرديم و نمازى به جا آورديم, سپس به اتفاق ايشان به مهمان سراى (مركز فرهنگ اسلامى) كه براى اسكان ما در نظر گرفته شده بود, رفتيم.
سفير ايران در هند قبل از ظهر, ما را به حضور پذيرفت و جلسه معارفه اى با حضور نمايندگان صدا و سيما و ايرنا دردهلى برگزار شد. گفتگوى بسيار صميمانه و مفيدى بود. بعد از ظهر هم از مركز چاپ و نشر مؤسسه انتشاراتى (kerest) كرست, ناشر فصلنامه فونيكس (Phonix), بازديد كرديم; مؤسسه اى با پيشرفته ترين امكانات و سيستم هاى كامپيوترى و دستگاه هاى مدرن ليتوگرافى و چاپ در دنيا اما خصوصى كه در يك ساختمان سه طبقه معمولى كه در كوچه اى چهار مترى واقع شده بود.
در روز دوم سفر به ديدار خانه فرهنگ ايران رفتيم و با مركز ميكرو فيلم نور كه مركز موفقى در رصد و به چنگ آوردن نسخ خطى و تهيه ميكروفيلم دارد, آشنا شديم. خانه فرهنگ ايران دو فصلنامه يكى به زبان فارسى و ديگرى به زبان هندى و انگليسى منتشر مى كند. در آنجا نوشتن شجره نامه معصومين(ع) بر روى پوست آهو و كاغذهاى پاپيروس با آب طلا به وسيله شيعيان هند توجهمان را جلب كرد. در پايان , نرم افزارى حاوى فهرست ميكروفيلم هاى موجود و يك نسخه كتاب به ما هديه شد كه بسيار مشعوف شديم. بعد از ظهر هم به ديدار اثر باستانى و كهن همايون تُمب رفتيم.
روز سوم را با ديدار از مؤسسه انتشاراتى india Today آغاز كرديم; مؤسسه اى شخصى با چندين روزنامه, نشريه و خبرگزارى و كانال تلويزيونى. با مدير مسئول آن گپ و گفت خوبى داشتيم كه بسيار راحت و صميمانه به سؤالات ما پاسخ داد و اظهار خوشحالى كرد كه در جمع همكاران مطبوعاتى غير هم وطن و ايرانى است. سپس به اتفاق يكى از مديران ارشد مؤسسه كه فارسى هم صحبت مى كرد, از بخش هاى مختلف مؤسسه ديدن كرديم و ابتدا توضيح مفصلى داد از خدايشان(!) كه از فلز بسيار گران قيمت تهيه و در جاى مخصوص و در محل ورودى مؤسسه نصب شده بود.
وى با سعه صدر و بردبارى و چهره اى خندان, ما را به قسمت هاى مختلف روزنامه, نشريات, خبرگزارى برد و به توضيح چگونگى ورود و خروج , پردازش و نهايتاً روى آنتن رفتن اخبار و اطلاعات پرداخت. از ايران خاطرات بسيار خوشى داشت و گفت كه چندين بار به نمايشگاه بين المللى كتاب تهران آمده است.
روز چهارم, يكشنبه 13 اسفند, مصادف بود با روز جشن رنگ ها (holy color). در اين روز هندوها به مناسبت فرا رسيدن فصل بهار به جشن و پايكوبى مى پردازند و به يكديگر رنگ مى پاشند. ما از ترس رنگى شدن, خود را در منزل حبس كرديم و حوالى عصر براى هواخورى به پاركى كه نزديك محل اقامتمان بود, رفتيم و يكى ـ دو ساعتى از انواع گل ها, درختان سربه فلك كشيده و بسيار زيبا, حيوانات مختلف كه به گونه اى مسالمت آميز در كنار هم بودند, انواع پرندگان خصوصاً طوطيان, ديدن كرديم و از طبيعت ناب و هواى بسيار سالم و صاف آنجا بهره برديم.
بسيارى از مردم محلى هم براى تفريح يا براى ورزش آمده بودند. برخى از آنان به صورت دسته جمعى يا انفرادى مشغول ورزش يوگا بودند و عده اى هم مطالعه يا بحث مى كردند. آنچه بيش از همه توجه مرا جلب كرد و مرا واداشت تا عكس بگيرم, حضور خانم هاى جوانى بود كه چوب هاى بسيار بلندى داشتند و بر سر آن , داسى را محكم بسته بودند و با آن ,شاخه هاى خشك درختان را قطع مى كردند تا از هيزم آن استفاده كنند.
روز پنجم به شهر معابد واقع در حاشيه شهر دهلى به ديدار خدايان هندوها رفتيم. سوگمندانه بايد اعتراف و اذعان داشت كه حتى امروزه هم با وجود تمام پيشرفت هاى بشر در زمينه هاى مختلف علوم و فنون , انسان هاى سودجويى يافت مى شوند كه از فطرت پاك انسان ها سوء استفاده مى كنند و در پى بهره بردن از جهل و عوام زدگى مردم اند. معابد هندوها بسيار زيبا, خوش رنگ و تميز بود و بازديد كنندگان گوناگون را تحت تأثير قرار مى داد. برخورد خوش متوليان معبدها خصوصاً با توريست ها و پيروان ديگر اديان بسيار جالب بود. اين وضع در مورد مساجد آنجا كاملاً برعكس بود. وضعِ بسيار نامناسب و محيط كثيف مساجد, آه از نهاد ما بلند مى كرد.
بعد از ظهر هم به ديدار معبد نوساز و بسيار هنرمندانه اى رفتيم كه هر بيننده اى را مجذوب و مدهوش مى كند. در حاشيه شهر دهلى, (معبد آكشاردام) قرار دارد كه اخيراً به وسيله دولت طى پنج سال با حدود شش هزار معمار, مهندس, هنرمند و كارگر در زمين چند هكتارى تراشيده شده است. اين معبد بسيار زيبا و ديدنى كه ورودى گران قيمتى هم دارد, مانند كوه عظيم سنگى است كه به رنگ شكلاتى بسيار خوش رنگ با هنرمندانه ترين وجه ممكن تراشيده شده است. گفته مى شود كه اين محل را براى تحت شعاع قرار دادن تاج محل ساخته اند. تاج محل ساختمانى است عظيم كه آن را با معمارى اسلامى ـ ايرانى ساخته اند. شايد اين امر يكى از اهداف ساخت اين معبد بسيار بزرگ باشد. براى ساخت اين معبد هزينه كلان و گزافى صرف شده است; فقط آب نماى معبد ميلياردها روپيه هزينه برداشته است. اين در حالى است كه فقر در هند بيداد مى كند و انسان هاى بسيارى هستند كه تنها براى اسكان و دو وعده غذا شبانه روز بايد كار كنند. به طور كلى مردم هند, مردمى فقيرند. بسيارى از آنان از امكانات ضرورى زندگى محروم اند و ظاهراً اين وضع را پذيرفته اند. آنها نه توقعى از دولت دارند و نه دولت با آنان كارى دارد و حتى برخى از آنان در پياده روها به دنيا مى آيند, بزرگ مى شوند, ازدواج مى كند و در همان جا هم مى ميرند.
آخرين روز سفرمان به ديدار از (تاج محل) در شهر آگرا گذشت.اين شهر در دويست كيلومترى دهلى در ايالت اوتارپرداش واقع است و اكثريت سكنه آن را مسلمانان تشكيل مى دهند. تاج محل يكى از بناهاى مهم و تاريخى هفت گانه جهان است. در سال 1631 همسر شاه جهان امير گوركانى, پنجمين پادشاه مغول در هند, هنگام وضع حمل مى ميرد و اين بناى عجيب, مقبره (ارجمند بانو بيگم) ملقب به ممتاز است. مساحت ساختمان حدود پنجاه متر مكعب است كه بر روى كرسى و تخته اى عظيم در اندازه 100ھ100 متر, با زيباترين و سفيدترين سنگ هاى دنيا در باغى هيجده هكتارى ساخته شده است. اين بنا كه به سمبل عشق, وفا و اخلاص معروف است, در طول 22 سال, به دست هنرمندان ايرانى ساخته شد. معروف است كه يكى از ملكه هاى انگليس وقتى از تاج محل ديدن مى كند, مى گويد: اگر مطمئن بودم كه پس از مرگ برايم چنين مقبره اى مى سازند, همين الآن مى مُردم. همچنين نقل شده است كه يكى از رؤساى جمهور آمريكا وقتى تاج محل را مى بيند, مى گويد: مردم دنيا دو دسته اند: آنها كه تاج محل را ديده اند و آنها كه نديده اند. در اين سفر جناب آقاى اسدى جوان خوش سيما و خنده بر لب در هند همراه, مترجم و همگام با ما بود.
آشنايى با هند و فرهنگ آن و شناسايى و كشف نويسندگان و صاحبان فكر و انديشه و آثار مكتوب و غير مكتوب آن ديار خصوصاً شيعيان آنجا, مجال و فرصتى حداقل سه ماه را مى طلبد.
ديدار از مركز علمى ـ فرهنگى, دانشگاه ها و گفتگو با شخصيت هاى علمى قطعاً سودمند است, به ويژه براى اصحاب قلم و صاحبان مطبوعات كه قطعاً در نوع نگاه آنان به فرهنگ و فرهنگ سازى مؤثر خواهد بود. از اين رو, تدارك چنين سفرهايى از جهات مختلف امرى پسنديده و گاه ضرورى است.
يداللّه جنتىهندوستان مهد مطبوعات
از انتشارات شبنامه ها و اطلاعيه هاى تك برگى در قرن هفدهم ميلادى كه بگذريم آغاز تاريخ مطبوعات در هند به 225 سال قبل برمى گردد. يك جراح انگليسى به نام (جيمز آگوستوس هيكى)(James Augustus Hicky) براى اولين بار با انتشار يك هفته نامه دو صفحه اى به نام كلكته گزت (Calcutta Gazette) در 29 ژانويه 1780 پايه گزار مطبوعات در سرزمين هند شد. اين مجله شامل ستونى نيز به زبان فارسى بود كه اخبار دهلى و قلعه سرخ (دربار پادشاه) در آن منعكس مى گرديد. هيكى از منتقدين سرسخت كمپانى هند شرقى بوده و براى آزادى بيان و شبه قاره تلاش زيادى به عمل آورد ولى در پى بدرفتارى انگليسى ها با وى, روزنامه وى تعطيل و خود اونيز به موطنش بازگشت. پس از وى (راجا رام موهان روى)(Raja Ram Mohan Roy) (1833 ـ 1772) كه از او به عنوان (سازنده هند نوين) ياد مى شود, پس از آنكه دو هفته نامه به زبان هاى انگليسى و بنگالى در سال 1821 تأسيس نمود, هفته نامه فارسى زبان (مرآت الاخبار) را نيز در سال 1823 پايه گذارى كرد; اگر چه پس از چند شماره, در اعتراض به سياست هاى استبدادى دولت در قبال مطبوعات, انتشار آن را متوقف ساخت.
جالب آنكه روزنامه حبل المتين كه اولين روزنامه فارسى زبان ايران محسوب مى شود, نيز در هند چاپ مى شده است. اين روزنامه در سال 1267 قمرى (1311 شمسى) توسط آقا سيد جلال الدين حسينى در كلكته تأسيس شد. وى كه همزمان با انقلاب مشروطه به هندوستان رفته و تأليفاتى نيز به زبان انگليسى داشته, در سال 1316 از طرف دولت ملقب به (مؤيدالاسلام) شد. روزنامه حبل المتين از جمله روزنامه هايى است كه از سوى شوراى ساماندهى ميراث مطبوعات ايران گردآورى و تكثير گرديده و هم اكنون در 26 مجلد در كتابخانه ملى و ساير كتابخانه هاى بزرگ كشور موجود مى باشد. مؤيد الاسلام همچنين روزنامه مفتاح الظفر را نيز در كلكته منتشر نمود.
هم اكنون روزنامه هاى انگليسى زبان (Statesman) , (Pioneer) و (Hindu) از قديمى ترين روزنامه هاى در حال انتشار در هند هستند كه تاريخ تأسيس آنها به ترتيب به 1818, 1864 و 1878 برمى گردد.
در دوره استعمار انگليس مطبوعات تحت فشار و سانسور سختى از سوى انگليسى ها اداره مى شد و حتى خواندن روزنامه تنها در ميان طبقه خاصى از بورو كراتهاى انگليسى معمول بود. اما در جريان مبارزات استقلال طلبانه هند, مطبوعات به صورت فعال ترى رشد كردند و حتى از خود (مهاتما گاندى) نيز به عنوان يك روزنامه نگار فعال ياد مى شود.
در سال 1950 با تصويب قانون اساسى در كشور, مطبوعات هند به عنوان چهارمين ركن دموكراسى در كشور مطرح گرديد.
هند هم اكنون بزرگترين كشور در زمينه چاپ مطبوعات است و حجم مطبوعات اين كشور هر روز شاهد افزايش مى باشد. آمار رسمى ارائه شده تا پايان ماه مارس 2006, حاكى از تعداد 62483 روزنامه و نشريه در حال انتشار در سراسر هند مى باشد كه نسبت به سال قبل, تعداد 2070 مورد افزايش يافته است. اين بدان معنى است كه روزانه 5 تا 6 رسانه نوشتارى جديد در هند متولد مى گردد. رسانه هاى نوشتارى در اين كشور به 126 زبان مختلف يافت مى شوند.
فقط مجموعه شمارگان روزنامه هايى كه گزارش اظهارنامه سالانه خود را در دوره 2005 تا 2006 به اداره ثبت مطبوعات هند ارائه كرده اند, بيش از 180 ميليون نسخه در روز بوده است. ايالت هاى دهلى و اوتارپرادش بيشترين عناوين و بيشترين شمارگان مطبوعات را در ميان ايالت ها به خود اختصاص داده اند.
روزنامه (Times of India) با حدود 8/2 ميليون نسخه تيراژ ( در مجموع 7edition خود) از سال 2004 توانست روزنامه (USA Today) آمريكا را پشت سر گذاشته و به رتبه پر تيراژترين روزنامه انگليسى زبان جهان برسد.
بر اساس طبقه بندى وزارت اطلاع رسانى هند, روزنامه بالاى 150 هزار تيراژ, هفته نامه بالاى 75 هزار و … مطبوعات بزرگ شناخته مى شوند.
منابع:
- Rezwan Ullah, " Mission lost wilderness", Milli Gazette, 15/07/ 2001, accessible at: http:// www. milligazette.com/ Archives/ 150722001/ Art 5ts. htm
- Indo- Asian News Service, "James A. Hicky, a pioneer of Indian Journalism, Remembered", 10/ 02/ 2006, accessible at:
http://www.iacfpa.org/p-news/nit/ iacpa-archieve/ 2006/ 02/ 10 Newsmakers 163326. shtml
- Ministry of Human Resource Development (Government of India), "Report of the Committee for promotion of Urdu 1975", accessible at:
http://www.education.nic
cd50years/u/47/3Y/473Y0701.htm
- Annual Report of Registrar of Newspapers for India (2005 - 2006). accessible at:
http://www.rni.nic.in/pii.htm.
سعيد اسعدى