بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 14

معرفى هاى گزارشى


كليات

فهرست نسخه هاى خطى و اسناد كتابخانه مجتهد الزمان بيدگلى
سيد صادق اشكورى, قم, مركز ذخاير اسلامى, 1385, چاپ اول, 276 ص, وزيرى.
كتاب (فهرست نسخه هاى خطى و اسناد كتابخانه مجتهد الزمان بيگدلى) به كوشش سيد صادق حسينى اشكورى به سال 1385 در دو بخش نسخه هاى خطى و اسناد به زيور چاپ آراسته شده است. در بخش نخست اين كتاب, 40 نسخه خطى موجود در كتابخانه مجتهد الزمان بيدگلى معرفى شده است. بخش دوم 390 برگه سند را در خود جاى داده است.

اسناد آشتيان
صادق حضرتى, با مقدمه سيدصادق حسينى اشكورى, قم, مركز ذخاير اسلامى, 1385, چاپ اول, 276 ص, وزيرى.
(اسناد آشتيان) يكى ديگر از مجموعه اسناد منتشر شده توسط مركز ذخاير اسلامى است كه شامل تصوير 62 برگ سند از (اسناد تاريخى) مكاتبات مربوط به حكمرانان عراق, بسطام, شاهرود, سمنان, اتابك اعظم, ميرزا يوسف مستوفى الممالك, ميرزا حسن مستوفى الممالك, نائبان محلى آشتيان, فراهان, رعايا و كدخدايان خلجستان, گرگان, افراد عادى و چند سند در مورد حضور قشون روس در ولايات عراق و نيز نمونه هايى از دست نوشته خط نويسان, ميرزاها, ملاها و كاتبان محلى درباره تقسيم نامه, عقد نامه, وقف نامه, صلح نامه, بيع نامه و … است.
مجموعه اسناد مذكور كه برگرفته از چند نمونه مجموعه خانوادگى و خصوصى در آشتيان است, به دليل ارائه برخى اسناد با ارزش به ويژه اسناد محلى آشتيان اهميت فوق العاده اى دارد. قديمى ترين سند ارائه شده (وقف نامه مرحوم درويش على بيگ به سال 1070ق ) است. بدين ترتيب اين اسناد مطالب تاريخى ارزشمندى از دوره زنديه تا پهلوى دوم را دربر دارد.

مراسلات, منتخبى از اسناد كتابخانه ميرزا محمد كاظمينى(يزد ـ ايران)
به اهتمام: سيد صادق حسينى اشكورى, قم, مجمع ذخاير اسلامى, 1385, چاپ اول, 240 ص.
(مرسلات) يكى ديگر از آثار مركز ذخاير اسلامى است كه در سال 1385 به اهتمام سيد صادق حسينى اشكورى تدوين شده است و آن گونه كه از عنوان اين مجموعه پيداست, شامل مرسلات يا نامه هايى با موضوعات مختلف است. اين مجموعه شامل نامه هاى سياسى, ادبى, عرايض, شكوائيه ها, طلب نامچه ها, نامه هاى عالمان, ادبيان, مردمان عادى و عرضه نگاران مى شود و به لحاظ زمانى اغلب به دوره قاجار مربوط است.
از مهم ترين آثار اين مجموعه, مى توان به اسناد زير اشاره كرد: (وقفى بودن بعضى از اراضى معصوم آباد و دستور حسام السلطنه), (نمونه برگه امانت پستى از پست خانه اصفهان به پست خانه يزد, 25 رجب 1298), (قيمه ظل السلطان به احمدخان, 23 شعبان 1235), حكم حسام السلطنه بر دادخواهى از مظلومان و اين كه هر كسى عرضه اى دارد درب خانه اش به خان باشى بدهد و تصريح به اينكه هيچ عرضى بى جواب نمى ماند, ذى قعده 1291) و …

نامه هاى تاجران: منتخبى از اسناد كتابخانه ميرزا احمد كاظمينى(يزد ـ ايران)
سيدصادق حسينى اشكورى, قم, مركز ذخاير اسلامى, 1385, جلد اول, 248ص, وزيرى.
(نامه هاى تاجران) شامل اسناد مربوط به تجار يزد است, كه در كتابخانه ميرزا محمد كاظمينى نگه دارى مى شوند. اين مجموعه اسناد, شامل نامه هايى است كه ميان تجار يزد و يا بين تاجران يزدى و افراد ديگر رد و بدل شده است. دريافت اطلاعاتى از طبقه تجار يزد و چگونگى برخورد و روابط تجارى بين بافق, بمبئى, كرمان, رفسنجان و شيراز با يزد, به خصوص در نيمه نخست سده چهاردهم قمرى, از ويژگى هاى اسناد مورد نظر است.
همچنين, مواردى چون نحوه صادرات و واردات, قيمت اقلام تجارى و … اطلاعات اقتصادى ـ آمارى, اجتماعى, فرهنگى و… ارزشمندى در اختيار پژوهشگران قرار مى دهد كه بدين روى, نتايج قابل اعتمادى در بررسى هاى تاريخى به دست مى آيد.
از نكات قابل توجه اين نامه ها آن بود كه برخلاف ديگر اسناد متعلق به دوره قاجار, مانند نكاح نامه ها, صلح نامه ها و فرمان هاى حكومتى كه معمولاً ممهور هستند, بسيارى از نامه هاى تجار مهر ندارند. از 187 سند ارائه شده در مجموعه اسناد تاجران, به غير از چند مورد, بقيه شامل نامه ها و تلگراف هاى تجار است. در اين ميان, درج 76 تصوير از پاكت نامه ها جالب توجه است.

مجموعه اسناد كتابخانه افشين عاطفى (كاشان ـ ايران) دفتر اول و دفتر دوم
به كوشش سيدصادق حسينى اشكورى, مجمع ذخاير اسلامى, قم, 1385, چاپ اول, دفتر اول: 223 صفحه و دفتر دوم: 233 ص, وزيرى.
در اين مجموعه دو جلدى, 434 سند با موضوعات متنوع با دوره زمانى يك صد و پنجاه سال اخير آورده شده است. مجموعه اسناد عاطفى برگرفته از اسناد خصوصى خانواده عاطفى در كاشان است. آن مجموعه موضوعاتى مانند: صلح نامه, استشهاديه, نكاح نامه, اجاره نامه, سند مالكيت, نامه هاى رجال سياسى و فرامين حكومتى را دربر مى گيرد. اسناد متفرقه, رقعات خوش نويسى و اشعارى به خط شاعران كاشان نيز در كتاب به چشم مى خورند.
جلد اول اين مجموعه شامل سه بخش است:
بخش اول: اسناد حكومتى و سياسى, مشتمل بر 82 سند.
بخش دوم: نامه ها و مراسلات, شامل نامه هايى كه به مناسبت هاى مختلف نگاشته شده اند, مشتمل بر 77 سند .
بخش سوم: اسناد متفرقه, شامل صفحات و اوراقى با موضوعات متنوع, مشتمل بر 58 سند.
جلد دوم در سه بخش تنظيم شده است:
بخش اول: اسناد شرعى: شامل انواع قباله نامه, صلح نامه, بيع نامه, اجاره نامه, شراكت نامه, استشهاديه, وقف نامه, وكالت نامه, اقرارنامه و ديگر اسناد شرعى كه در اين بخش 130 نسخه منتخب ارائه گرديده است.
بخش دوم: استفتائات, هر چند اين بخش قسمتى از اسناد شرعى است, اما به جهت اهميت موضوع, به صورت مستقل درج شده است و شامل 43 سند است.
بخش سوم: اسناد هنرى, رقعات و قطعه هاى هنرى كه با خطوط زيبا و به مناسبت هاى مختلف نگاشته شده است, موضوع اسناد اين بخش را به خود اختصاص داده اند و به طور كلى تعداد آن ها 44سند است. از مهم ترين اسنادى كه در دفتر دوم مجموعه اسناد كتابخانه افشين عاطفى ارائه شده است, مى توان به اين موارد اشاره كرد: (استفتاء از آيت اللّه ابوالحسن اصفهانى درباره مرام نامه اجتماعيون كرمانشاهان), (شكسته نستعليق ـ دوره مظفر الدين شاه قاجار), (شكسته نستعليق ـ مطلبى از غزالى در نصيحه الملوك و تصريح به كتاب المعجم فى آثار ملوك العجم, كه نام راقم پاك شده است.), (متن ادبى مربوط به دارالسلطنه تبريز) و…

مجموعه اسناد كتابخانه ميرزا محمد كاظمينى (يزد ـ ايران), دفتر اول
به اهتمام: سيدجعفر حسينى اشكورى, مجمع ذخاير اسلامى, قم, 1383, چاپ اول, 252ص.
اسناد اين كتاب با موضوعاتى چون فرمان هاى حكومتى, وقف نامه ها, نكاح نامه ها, بيع نامه ها و … با ارائه 220 تصوير سند, كه به لحاظ زمانى از دوره صفويه تا دوره پهلوى را دربر مى گيرند, چاپ شده اند.
از جمله مهم ترين اسناد اين مجموعه مى توان به اين موارد اشاره كرد: (فرمان شاه طهماسب در رسيدگى به امور قپاندارى درب مهريجرد به سال 1056ق), (فرمان فتحعلى شاه قاجار در عفو ماليات قريه شمس آباد ماهورين شيراز به سال 1216ق), (فرمان محمدشاه قاجار در توليت املاك موقوفه بلوك قير و كازرين به سال 1253ق), (فرمان ناصرالدين شاه درباره روستاى غرده از محال نور به سال 1276ق), (نامه ناصرالدين شاه به ميرزا محمد قوام الدوله به سال 1269ق), (نامه كنسول انگليس در يزد به ميرزا محمدعلى خان به سال 1335 و …

مدرسه پژوهش و نگارش: سيرى در نگرش هاى فكرى و مهارت عملى تحقيق, نيم نگاهى به نگرش ها و مهارت هاى نقد انديشه…
مجيد حيدرى فر, تهران, دانش حوزه, 296ص, وزيرى.
مجموعه اى از فنون, روش ها و مهارت هاى تحقيق, نگارش و نويسندگى به زبان ساده و تحليلى براى استفاده دانش پژوهان و محققان در اين كتاب ارائه شده است. روش هاى عقلى ـ تحليلى, نقلى و تاريخى, وحيانى, تجربى و شهودى, پنج روش اصلى پژوهش در رشته هاى مختلف تحقيقاتى است. روش هاى مطالعه و انواع پژوهش نامه از ديگر مطالب بخش پژوهش است. در ادامه با توضيح برخى اصطلاحات ادبى به معرفى آرايه هاى ادبى, ساخت زمان افعال و درست نويسى و نكات دستورى مناسب پرداخته شده است.

نصوص و رسائل من تراث اصفهان العلمى الخالد
مجيد هادى زاده, تهران, هستى نما, چاپ اول, 360ص, جلد دوم, وزيرى.
گزيده ها و رساله هاى ماندگارى است از تعدادى از عالمان, اديبان, محدثان و مفسران اصفهانى كه به مناسبت اعلام شدن اصفهان به عنوان پايتخت فرهنگى جهان اسلام در سال 1428ق تصحيح و تحقيق شده است. رساله ها بر اساس نسخه هاى خطى مختلف تصحيح شده و تعليقات مفيدى درباره هر رساله و مآخذ و مصادر آن شناسايى محتواى آن ارائه شده است. جلد دوم به تعدادى از منابع ميراث كهن شيعى در زمينه حديث و تفسير اختصاص يافته و در آن رساله هايى مانند: الاربعون حديثاً فى المهدى ابونعيم اصفهانى, مناقب الفضلا, خاتون آبادى, التعريف بمدينة اصفهان محمدباقر موسوى, رسالة فى حكم الاغلاط الواقفة فى المصاحف من الكتاب, اجازه روائيه از مجلسى اول, جزء من الفرائد الطريقة از مجلسى دوم و ديگر رساله هاى حديثى شيعى گردآورى و تحقيق گرديده است.

اصطلاح نامه معارف قرآن
قم, بوستان كتاب قم, چاپ اول, 664ص, رحلى.
در اين اصطلاح نامه هر آنچه از قرآن كريم از راه هاى منطوق و ظواهر آيات, مفهوم مخالف و موافق, سياق و روايات تفسيرى معتبر به دست آيد جزو آموزه ها و معارف قرآنى است و در چهار رده اصلى يعنى جهان بينى, شريعت, شناخت و جهان شناسى, نظام دهى شده است. از مباحث علوم قرآنى به همان مقدار كه از خود قرآن مستفاد است, اكتفا شده و در سه حالت: نمايش الفبايى, نمايش نظام يافته و نمايش ترسيمى ارائه شده است. در مقدمه, اصول و فنون اصطلاح نامه نويسى و روش استفاده از اين اصطلاح نامه توضيح داده شده است. اصطلاح نامه, مجموعه اى از واژگان معتبر است كه رابطه سه گانه هم ارز, سلسله مراتبى و وابستگى را براى ذخيره سازى و بازيابى اطلاعات معين مى كند.

فلسفه و كلام و عرفان

درآمدى بر آزادانديشى و نظريه پردازى در علوم دينى
قم, مركز مديريت حوزه علميه قم, چاپ اول, 320ص, (در 5 جلد) جلد چهارم, وزيرى.
مجموعه نظريات و تحليل هايى است درباره مسائل توليد علم. از جمله درباره رابطه سنّت و علم و نقش هرمنوتيك بحث مى شود. توليد علم, همان نظريه پردازى است كه با تعمّق در ميراث گذشته و با نگاه به آينده صورت مى گيرد. در اين مجموعه از راه كارها, مقدمات و بنيان ها و موانع نظريه پردازى بحث شده و رابطه توليد علم با فلسفه علم و با مجموعه علوم اسلامى تبيين شده است. مديريت و توليد علم, فرهنگ و توليد علم, بنيان هاى نظرى آزادانديشى ديالوگ و نظريه پردازى, هرمنوتيك دينى و موانع توليد علم از مباحث اصلى اين كتاب است.

الاهليلجه للامام ابى عبداللّه الصادق: جعفربن محمدبن على بن الحسين بن على بن ابى طالب(ص)
گردآورنده: قيس عطار, قم, دليل ما, چاپ اول, وزيرى.
از رساله هاى كلامى شيعى در اثبات بارى تعالى و توحيد است كه مفضل بن عمر, شاگرد امام صادق(ع) خواسته است در رد منكران و ملحدان بنويسد. در ضمن اين رساله امام مناظره خود را با پزشكى هندى و احتجاج خود را با تمثل به (اهليلج) هندى آورده و اثبات نموده كه تجربه و حواس موجد علم و شناخت نيستند; بلكه همه معارف و شناخت ها از جمله فهم اينكه اين هليله هندى چه منافع و فوايدى دارد از طريق خداوند ميسر است. امام صادق(ع) با رد ادعاهاى منكران, ادله بسيار با استناد به پديده ها و حقايق طبيعت و گياهان و حيوانات در اثبات خداوند به منكران پاسخ مى دهد.

خدا و صفات خدا در مكتب اماميه و ماتريديه (بررسى تطبيقى ديدگاه هاى علامه طباطبايى و ابومنصور ماتريدى)
حيات اللّه ناطقى, قم, مركز جهانى علوم اسلامى, چاپ اول, 252ص, رقعى.
دراين كتاب طى 5 فصل, تطبيقى تحليل وار ميان انديشه هاى علامه طباطبايى و ابومنصور ماتريدى كه نماينده مكتب اماميه و ماتريديه هستند, به طور مستدل صورت گرفته است. در فصل نخست زندگى نامه و آثار اين دو شخصيت معرفى شده و در فصل هاى بعدى مباحث متعدد خداشناسى مانند براهين توحيد, اسما و صفات الهى و موضوعات فرعى هر يك از اين مباحث تحليل و بررسى شده است. از ميان اختلافات فكرى علامه و ماتريدى انكار صفات فعليه از سوى ماتريدى قابل توجه است. در مسئله رؤيت خدا نيز ماتريدى رؤيت با چشم ظاهرى را جايز مى داند كه اين نظر با انديشه علامه و مبانى شيعه ناسازگار است.

دين در قرآن
مرزبان كريمى, تهران, سدره المنتهى, چاپ اول, 640ص, وزيرى.
مؤلف در كتاب سعى دارد پديده دين و شريعت را بر اساس نگرش قرآن بررسى نمايد. فصل آغازين كتاب, شامل تعريفى از چند واژه و اصطلاح است, از جمله: اسلام, ايمان, توحيد, ثنويت, دين, شرع, شرك, كفر, مذهب و ملت. در فصل دوم دين و ريشه هاى آن در قرآن بررسى مى شود كه به باور نويسنده, فطرت, منشة دين و مذهب است. فصل سوم كتاب, بررسى ريشه هاى اختلاف و انحراف از دين است كه براى مثال به پيروى از هوا و هوس, حفظ منافع مادى, گمراهى, علايق و سنت هاى قومى, ستمگرى و طغيان انسان اشاره شده است.
در فصل چهارم آيين حنيف (ملة ابراهيم) با چنين مطالبى معرفى شده است: سرگذشت و شخصيت و محتواى آيين حضرت ابراهيم(ع), مبارزه عملى حضرت ابراهيم(ع) با بت پرستان, آداب و احكام آيين حنيف ابراهيم(ع), و مقايسه بين روش پيامبر اسلام(ص) و حنفاء. در بخش هاى ديگر كتاب اين مباحث آمده است: آيين صابئين يا مندائيان, زرتشت, آيين يهود, آيين مسيحيت و آيين اسلام.

دين و بنيادهاى دموكراتيك
سيدمحمدناصر تقوى, تهران, سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى, چاپ اول, 220ص, رقعى.
اين پژوهش به منظور نشان دادن وجوه تمايز و تشابه بين مردم سالارى دينى با دموكراسى معاصر (ليبرال دموكراسى) به نگارش درآمده است. برخى نتايج اين پژوهش بدين قرار است:
1. از آن جا كه در دموكراسى ليبرال و دموكراسى دينى, چارچوب حاكم ارزشى بر اين دو نوع حكومت, بسيار تأثيرگذار هستند, بيشترين تفاوت هاى اين دو حكومت را در تأثيرپذيرى شاخصه هاى اختصاصى هر يك از اين چارچوب هاى ارزشى مى بينيم. در ليبرال دموكراسى چارچوب ارزشى حاكم, اصول و ارزش هاى هويت بخش ليبراليسم است و در مردم سالارى دينى, ارزش هاى دينى. بنابراين يكى از تفاوت هاى اصلى شهروند دموكراسى ليبرال با شهروند مردم سالارى دينى در نوع تعهد آن هاست. يكى متعهد به اصول و ارزش هاى ليبرالى است و ديگرى متعهد به ارزش هاى دينى.
2. تاريخ و تجربه دموكراسى ها نشان داده است كه دموكراسى همواره در پيوند با سنت ها, آداب, تاريخ و تمدن جوامع بوده است. به همين دليل, نظريات بسيارى از انديشمندان غربى در دهه هاى اخير بر بومى سازى دموكراسى قرار گرفته است. بومى سازى, قاعده اى كلى است كه با نفى دموكراسى تقليدى, در آن عناصر دموكراتيك در هماهنگى با خصوصيات بومى و فرهنگى هر جامعه به درجه اى از استوارى رسيده است و به جاى دموكراسى هاى صورى و متزلزل, شاهد دموكراسى پايدار هستيم.
3. نظارت دين بر سياست و حكومت نه تنها تهديد كننده عناصر دموكراتيك نيست, كه به جهت آن همگرايى و همراهى جوهره دموكراسى و دين و وجود امتيازاتى چون دموكراسى خصلتى, علاوه بر دموكراسى ساختارى, دموكراسى به اوج بالندگى فرد مى رسد و اين چنين است كه مى توان گفت: دموكراسى راستين در چنين حكومتى تحقق نخواهد يافت و مردم سالارى در اسلام بسيار بيشتر و بالاتر از دموكراسى و مردم سالارى در فقدان اين شرايط و چارچوب به وقوع خواهد پيوست.

مباحث اعتقادى و اجتماعى
مهدى بازرگان, تهران: شركت سهامى انتشار, چاپ اول, 484ص, وزيرى.
در يازدهمين مجموعه آثار زنده ياد مهندس مهدى بازرگان, 12 اثر از ايشان با موضوعات اعتقادى و اجتماعى تحت اين عناوين به چاپ رسيده است: (پيروزى حتمى), (حكومت جهانى واحد) و (امام زمان) كه حاصل تدوين سه سخنرانى در جشن نيمه شعبان انجمن اسلامى دانشجويان در سال 1339, 1341 و 1357 است كه به موضوع مهدويت اختصاص دارد; (رنگ ها و نقش ها در عاشورا) حاصل سخنرانى وى در عاشوراى حسينى در 23/2/1341 است; (مبارزات سياسى, مبارزات مذهبى) در سال 1341 تأليف و به عنوان يك دستورالعمل اعتقادى به وسيله مبارزان مسلمان در داخل و خارج كشور به عمل درآمده است. (مسجد و اجتماع) حاصل سخنرانى در جشن مبعث, در مسجد هدايت به سال 1347 است. در اين اثر, نقش مسجد به منزله مركز پرستش خدا در اجتماع بررسى گرديده و جايگاه آن در دوران خلفاى اموى و عباسى و در ايران بعد از اسلام, چه از جنبه ساختمان و بنا و چه از جنبه اجتماعى تحليل و نقد شده است; (جهان بينى پيغمبران) كه تفصيل سخنرانى مورخ 30/5/1352 تهيه شده نشان مى دهد كه در بعثت پيامبران جنبه هاى نهى از منكر بر موارد امر به معروف مى چربد و سنت ائمه بيش تر مبارزه منفى بوده تا مبارزه مثبت تعرضى; (انسان و زمان) حاصل سه جلسه سخنرانى در جمع اعضاى انجمن اسلامى مهندسين در سال 1353 است; (تلاش و توكل) تفصيل و تدوين سخنرانى در انجمن اسلامى مهندسين در حدود سال 1354 است كه در اين اثر, تلاش و توكل از ديدگاه طبيعى و مادى و سپس از منظر قرآن و دين بررسى گرديده و جواب هاى ملموسى به دست داده شده است; و (آفات توحيد) كه حاصل سه جلسه سخنرانى در شب هاى ماه مبارك رمضان در مسجد قبا در سال 1356است.

مردم سالارى دينى (مبانى و دلايل)
به اهتمام: كاظم قاضى زاده, زير نظر: يحيى فوزى, تهران, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(س), چاپ اول, جلد دوم, 376ص, رقعى.
مجلد دوم از مجموعه (مردم سالارى دينى) متضمن مقالاتى درباره مبانى و دلايل مردم سالارى دينى تحت اين عناوين است: (مبانى مشروعيت قدرت سياسى از ديدگاه امام خمينى(ره)/ مقصود رنجبر), (موانع نظرى انديشه جمهوريت در فرهنگ دينى/ سيد محمد على ايازى), (بنيان هاى كلامى مردم سالارى دينى/ محمد نورى), (محدوديت قدرت, راه كارى در جهت مهار قدرت در اسلام/ محمدحسين مهورى), (نقش هاى سياسى مردم از ديدگاه امام خمينى(ره) /سيده معصومه حسينى), (تحليل منشأ حاكميت سياسى در سيره و نظريه سياسى امام على(ع)/ محمد بلالى اوصيا), (دلايل نقلى مردم سالارى دينى/ احمد عابدينى), (انسان مختار و حد آمريت حكومت از ديدگاه اسلام/ سيدابوالفضل موسويان), (مهار قدرت سياسى از ديدگاه اسلام/ هادى قابل), (مردم سالارى دينى در نظام جمهورى اسلامى ايران/ محمد اسماعيل زاده), (آموزه مالكيت مشاع و مردم سالارى/ ميرموسوى) و (جايگاه امر به معروف و نهى از منكر در نظام مشاركت سياسى/ سيدحسن اسلامى).

مردم سالارى دينى (لوازم و پيامدها)
به اهتمام: كاظم قاضى زاده, زير نظر: يحيى فوزى, تهران, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(س), چاپ اول, جلد سوم, 520ص, وزيرى.
در جلد سوم از مجموعه (مردم سالارى دينى) مقالاتى در خصوص لوازم و پيامدها و مباحث جانبى مردم سالارى دينى تحت اين عناوين به چاپ رسيده است: (نظارت بر قدرت سياسى در اسلام/ محمدحسين حبيب آبادى), (راه كارهاى درونى و مهار قدرت در اسلام/ محمدحسين مهورى), (جايگاه ساز و كارهاى بيرونى مهار قدرت سياسى در نظام مردم سالار دينى/ محمدكاظم تقوى), (مهار قدرت سياسى در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران/ مهدى پورحسين), (آزادى هم چون جوهره شخصيت/ محمد ثقفى), (مردم سالارى دينى و حقوق اقليت ها در نظريه سياسى امام خمينى(ره)/ شريف لك زايى), (حقوق سياسى ـ اجتماعى ملت در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران/ ابراهيم اميرى), (مردم سالارى دينى: هم نشينى عدالت و آزادى/ منصور ميراحمدى), (دين و مسأله حقوق بشر در نظام مردم سالارى/ مصطفى پور), (نصيحت پيشوايان/ محمدحسين مهورى), (پاسدارى از آزادى در نظام مردم سالارى دينى/ محمد حسين آبادى), (محدوده و مرجع تصميم گيرى هاى عرفى در نظام مردم سالارى دينى/ احمد عابدينى) و (آزادى هاى سياسى از ديدگاه امام خمينى(س)/ مقصود رنجبر).

معرفه اهل بيت البيت (ع) فى ضوء الكتاب و السنه: دراسه و تحليل
سيدراضى حسينى, قم, مهر اميرالمومنين(ع), چاپ اول, 616ص, جلد اول, وزيرى.
پژوهشى است درباره شخصيت اهل بيت(ع) و فضايل آنها از ديدگاه قرآن كريم. كتاب در پنج فصل تنظيم شده است. ابتدا مفهوم عبارت اهل بيت و دسته بندى روايات درباره ا هل بيت صورت گرفته سپس با پژوهشى گسترده در آيه تطهير عصمت اهل بيت ثابت شده است. در اين زمينه بحث هاى لغوى, سندشناسى, دلالت آيه و شبهات مختلف مطرح و پاسخ داده شده است. مباحث بعدى گزارش آياتى مانند آيه مدّت, آيه مباهله, آيه اعتصام به حبل اللّه, آيه جعل ود, آيه اهل ذكر, آيه و لكل قوم هاد, آيه اطعام, آيه سؤال, آيه ولايت, آيه غدير, آيه اولى الامر, آيه كونوا مع الصادقين و نيز آياتى است كه به وضوح درباره حضرت على نازل شده است. نويسنده براى اثبات برداشت و استدلال هاى خود همواره به متون حديثى و كلامى اهل سنّت تمسك مى كند.

محى الدين ابن عربى و نقش خيال قدسى در شهود حق
مريم صنايع پور, تهران, نشر علم, چاپ اول, 248ص, رقعى.
در كتاب مذكور, نخست اصول انديشه (ابن عربى) (560ـ 638ق) در سه بخش (هستى شناسى و خداشناسى عرفانى), (جهان شناسى و نظريه عرفانى پيدايش جهان) و (انسان شناسى عرفانى) تبيين گرديده است. سپس طريقت خيال در سر وجودشناسانه ـ در قوس نزول از جانب حضرت حق ـ و سير معرفت شناسانه, در قوس صعود با رجعت به سمت حضرت حق, ترسيم و مبانى و لوازم اين نزول و صعود بررسى شده است. و در ادامه نيز به اجمال برخى نكات در انديشه ابن عربى به نقد گذاشته شده است.
بنابر آن چه در كتاب آمده, ابن عربى معتقد است در انسان نيروى ادراك كننده ديگرى غير از عقل و احكام آن يافت مى شود. عرصه فعاليت اين نيرو, پهنه (خيال) است كه در اين عالم, جمع ميان اضداد پديدار مى شود; زيرا نزد حس و عقل جمع ميان دو ضد, ممتنع است اما نزد (خيال) چنين امرى محال نيست.
چيرگى اسم قوى و قوت خدا, جز در آفرينش نيروى تخيل و عالم خيال آشكار نمى شود. اين عالم نزديك ترين دلالت به حق است; زيرا حضرت حق, اول است و آخر; ظاهر است و باطن.
ابن عربى مى گويد: عارف بايد جامع ميان اضداد باشد يعنى هنگامى كه در حال (قبض) است هم زمان در (بسط) باشد و برعكس. عارف جز از راه جمع كردن ميان دو ضد, شناخته نمى شود.
ابن عربى معتقد است كه خيال, منزل الفت جامع ميان حق و خلق و همان صورتى است كه انسان بر آن آفريده شده است و اين آگاهى نيرومندترين آگاهى اى است كه به وسيله آن, وحدانيت دانسته مى شود و واحديت را در كثرت ادراك مى كند نه به طريق حسابدانان; زيرا آن, طريقى پندارى و اين, علمى مشهود و محقق است.
ابن عربى معتقد است كه فعاليت خيال هميشه در همبستگى با صورت هاى محسوس روى مى دهد; زيرا خيال, تنها آن چه را داراى صورت محسوس يا مركب از اجزاى محسوس است و توسط قوه مصوره تركيب مى شود نگه مى دارد و از اين رهگذر, صورتى را به دست مى دهد كه در حس اصلاً داراى وجودى نيست اما براى بيننده محسوس است. ابن عربى در نظريه عرفانى خويش از عوالم خيال به منزله طرق معرفة اللّه نام مى برد.

ايمان گروى: نظريات كركگور, ويتگنشتاين و پلانتينگا
رضا اكبرى, قم, پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, چاپ اول, 288ص, رقعى.
نگارنده در اين كتاب كوشيده تا ديدگاه هاى سه انديشمند برجسته يعنى (كركگور), (ويتگنشتاين) و (پلانتينگا) را در خصوص استدلال هاى فلسفى براى اثبات خداوند را بى ارتباط و حتى مضر باورهاى دينى مى داند.
وينگنشتاين با به كارگيرى مفاهيمى كليدى همچون (بازى هاى زبانى), استدلال هاى فلسفى را كاملاً بى ارتباط با باورهاى دينى قلمداد مى كند و پلانتينگا گزاره (خداوند وجود دارد) را گزاره اى بى پايه و بى نياز از استدلال تلقى مى كند.
به زعم نگارنده (باورهاى دينى در نگاه هر سه انديشمند تمامى باورهاى دينى را شامل مى شوند. باورهاى دينى, هرچه باشند, بى نياز از استدلال هستند و استدلال در مواردى مضر به حال آن هاست).
وى خاطرنشان مى سازد: (نوع نگرش اين سه انديشمند بزرگ درباره رابطه استدلال هاى عقلى و باورهاى دينى متفاوت است. كركگور در بحث خود, بيش از آن كه به استدلال هاى متألّهانى همچون آكوئيناس نظر داشته باشد به استدلال هاى تاريخى توجه دارد و اين توجه از سيطره تفكر هگل در دوران او سر بر آورده است. اما وينگنشتاين با نگاهى زبان شناختى به مقوله رابطه استدلال ها و باورهاى دينى مى پردازد. اين نوع نگرش كه به وينگنشتاين اختصاص دارد, در دل خود از انديشه هاى زبان شناختى به مسئله مذكور توجه كرده است. او با نقد مبناگروى سنتى, نظريه خود را اثبات مى كند. در اين نگاه, مباحث تاريخى و زبان شناختى از جايگاه چندانى برخوردار نيستند. نوع نگرش پلانتينگا نيز با توجه به سيطره معرفت شناسى در فلسفه هاى تحليلى عصر حاضر كاملاً طبيعى است).

دين انديشان متجدد: روشنفكرى دينى از شريعتى تا ملكيان
محمدمنصور هاشمى, تهران, كوير, چاپ اول, 368ص, رقعى.
اين كتاب, پژوهشى است درباره جريان روشنفكرى دينى و چند چهره برجسته آن كه در چهار فصل به ترتيب گزارش و بررسى و ارزيابى انديشه هاى (على شريعتى), (عبدالكريم سروش), (محمد مجتهد شبسترى) و (مصطفى ملكيان) در مقام شخصيت هاى شاخص سير تاريخى روشنفكرى دينى آمده است.
در خاتمه بر اساس بررسى هاى مذكور, تحليلى درباره اين جريان به دست داده شده است. كتاب همچنين ضميمه اى درباره نسبت انديشه هاى دكتر على شريعتى و احمد فرويد و سه پيوست در بررسى و نقد برخى آرا و افكار متفكران مذكور دارد.
نگارنده خاطرنشان مى سازد: (در روشنفكرى دينى قطعاً وجوه مثبتى وجود داشته است مانند تحريك انديشه مردم علاقمند و ايجاد شور و شوق فكرى در سطح جامعه, ترويج بحث روشمند و استدلالى, تلاش براى ايجاد دنيايى آبادتر و عادلانه تر و آزادتر و نقد چهارچوب ها و ساختارهاى صلب قدرت اجتماعى و سياسى و بازكردن افق ديندارى و سعى در عرضه دين در طرازى برتر و صورتى عميق تر. هدف روشنفكران دينى ـ حتى دكتر على شريعتى ـ ارائه صورتى خردمندانه و محكم تر و مستدل تر از دين بوده است و تلاش براى رفع تعارضات دين و دنياى جديد و دور ساختن دين از بحران هاى گونه گون).
وى معتقد است: (روشنفكرى دينى در طول زمان بيش تر مشغول گشودن گره هايى بوده است كه خود پيش تر آن ها را زده است. مثلاً دين براى دنيا پروژه روشنفكرى دينى بوده است و دين براى آخرت ـ پروژه روشنفكرى در زمانى ديگر ـ گشودن گره اى است كه با پروژه اول ايجاد شده ا ست… روشنفكر دينى خود را ميراث دار انبيا معرفى مى كرد و روشنفكرى دينى است كه اين دعاوى را رد مى كند و به همين ترتيب, با اين تصور گمان مى كنم جريان خاصى كه به نام روشنفكرى دينى مى شناسيم به پايان راه خود رسيده است… اما پايان روشنفكرى دينى پايان دين انديشى نه فقط به معناى عام كه به معناى دين انديشى متجددانه هم نيست. تا دين هست و تجدد هست دين انديشى متجددانه هم به عنوان يكى از مهم ترين شاخصه هاى دين انديشى باقى خواهد ماند).

فوايد الفواد
حسن بن على حسن دهلوى, تهران, زوار, چاپ اول, 456ص, وزيرى.
كتاب حاضر, تصحيحى است از (فوايد الفواد) تاليف (اميرحسن سجزى) ـ از بزرگ ترين شاعران فارسى گوى هند در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم. فوايد الفواد از آثار منثور اميرحسن و از كتاب هاى مهم تصوف (چشتيه) ـ از سلسله هاى طريقت در هند ـ است. فوايد اين كتاب بيش تر در اشتمال آن است بر بسيارى از مباحث تصوف و تأويل و توجيه آن ها و توضيح اصطلاحات متداول ميان صوفيان با آن پختگى و كمالى كه در قرن هفتم و هشتم هجرى برخوردار بود. كتاب مأخذى است براى تحقيق درباره بسيارى از مشايخ بزرگ تصوف و شعراى صوفيه و هم چنين رجال و بزرگان ديگرى كه در قرن هاى هفتم و هشتم مى زيستند; به ويژه بزرگان و رجال در فرقه هاى سهرورديه و چشتيه ملتان و دهلى.
نسخه هاى اصلى در تصحيح اثر بدين قرار است: نسخه خطى موجود در كتابخانه همدرد به شماره 2625; نسخه چاپ لاهور با ترجمه اردوى كتاب در اردو آكادمى دهلى و نسخه ديگرى كه تنها شامل سه جلد نخستين فوايدالفواد است.

گناباديه: تاريخ و عقايد
على حسن بيگى, قم, سبط النبى, چاپ اول, 296ص, وزيرى.
اين كتاب, نگاهى است بر تاريخ و عقايد گناباديه ـ يكى از فرقه صوفيه و از سلسله نعمت اللهيه ـ كه همراه مطالبى در خصوص تصوف, سير اجمالى تاريخ تصوف تا عصر قاجار, ارتباطات فكرى و اعتقادى تصوف و تشيع, و تصوف در اواخر دوره زنديه و عصر قاجار به چاپ رسيده است. گفتنى است سابقه فرقه گناباديه به عصر قاجار باز مى گردد.
از جمله اعتقادات اين فرقه مى توان به ديدگاه آن ها درباره ولايت اشاره كرد كه عبارت است از: بيعت با مشايخ. هم چنين آنان معتقدند كه مشايخ, محدث هستند (مقصود كسى است كه صداى ملك مى شنود, اما او را نمى بيند). جانشينى به امر خداوند, متصف دانستن خود به صفات الهى, خود را مخزن ا لاسرار دانستن, با اهميت شمردن ذكر خفى نسبت به ذكر جلى, استفاده از فكر (به نظر آوردن سالك صورت مرشد را), اعتقاد به نص (رسيدن سلسله اجازه راهنما معصوم (ع) در ارشاد به خلق), اعتقاد به رجعت (تجلى ظهور قدرت ائمه (ع) و سلطه در اين عالم), عدم دخالت در سياست و دادن دستورهاى يكسان به سالكان از ديگر اعتقادات اين فرقه است.

فقه و حقوق

پژوهشى فقهى در خبر و خبرگزار
جواد فخارطوسى, قم, پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, چاپ اول, 325ص, رقعى.
اين اثر تحقيقى است در متون فقهى و روايى و تمدن گذشته اسلامى براى شناسايى اصول و مبانى اطلاع رسانى, خبر و خبرگزارى. نويسنده ضمن بحث از اهميت اطلاع رسانى از سياست هاى شرعى در گردش اطلاعات و جنبه هاى فقهى اين موضوع بحث مى كند و سيستم اطلاع رسانى درست و نادرست را همراه احكام فقهى هر يك پژوهش مى كند. نهاد خبرگزارى, عدالت در گردش اطلاعات, تعدد مخبران, حقوق مخبر, افشاى اسرار, اشاعه فحشا, نشر اكاذيب, ظرفيت هاى خبر و پيامدهاى آن از مهم ترين مباحث كتاب مى باشد. نويسنده همراه موضوع شناسى خبر و بررسى كاركرد خبر و نقش آن در پديده هاى فرهنگى و قضايى و حقوقى به حكم شناسى آن نيز پرداخته است.

تحقيق و ترجمه رساله تقيه امام خمينى
زهرا فهرستى, تهران, پژوهشكده امام خمينى(س) و انقلاب اسلامى, چاپ اول, 128ص, رقعى.
در كتاب مذكور, ضمن بررسى تقيه از ديدگاه فقها, مبانى مشروعيت تقيه با استناد به دلايل قرآنى, روايى, عقلى نيز اجماع و شواهد تاريخى بازگو گرديده, هم چنين به بررسى تطبيقى تقيه در مذهب اسلامى پرداخته شده است. در ادامه, ترجمه و شرحى از رساله تقيه امام خمينى(ره) فراهم آمده است.
گفتنى است, (تقيه) از احكام سياسى ـ اجتماعى است كه جزء احكام ثانوى محسوب مى شود. تقيه براى شرايطى خاص (مانند حالت خوف از ضرر مالى, جانى يا عرضى) قانون گذارى شده است و سبب مى گردد جامه دين آن قدر تنگ نشود كه جاى هيچ گونه تطابق و انطباق با شرايط فشار و اضطراب و يا شرايط خفقان آور حاكمان غير مسلمان يا مخالف را باقى نگذارد. بلكه به مكلف, اين قدرت و وسعت را مى دهد تا با اتخاذ روش هاى مناسب (كه برخى از آن ها در روايات و متون اسلامى اشاره شده) خود را از خطراتى كه ممكن است با آن مواجه شود, رهايى بخشد و يا خود را از درگيرى هاى مضر و بيهوده آسوده كند تا بتواند در فرصتى مناسب هدف اصيل دينى خود را گسترش دهد. تقيه براى جلوگيرى از قتل نفوس و ديگر ضررهاى مالى, جانى و عرضى وضع شده و رهايى از آن ها قالب هاى متناسب با شرايط خويش را مى طلبد.

خطابات قانونيه
تهران, مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خمينى(ره), چاپ اول, 200ص, رقعى.
در اين كتاب نخست به تبيين نظريه (خطابات قانونيه) ـ از نوآورى هاى امام خمينى(ره) در اصول فقه ـ و ادله آن با بهره گيرى از نوشته ها و تقريرات درس هاى امام(ره) پرداخته شده است. و سپس ديدگاه برخى از علماى معاصر شامل آيت اللّه يوسف صانعى, محمدعلى گرامى, محمد مؤمن, سيدعلى محقق داماد, سيداحمد مددى و حجج الاسلام مهدى گنجى و محمدصادق لاريجانى درباره اين نظريه عرضه گرديده و اشكالاتى كه بر آن وارد شده است.
گفتنى است نظريه خطابات قانونيه ديدگاهى است درباره چگونگى تشريع احكام در شريعت اسلام. اين نظريه در پاسخ به اين پرسش اصلى شكل مى گيرد كه آيا خطابات شرعيه اى كه از طريق آن ها احكام شرعى اثبات مى شود, اصالتاً متوجه افراد است يا جامعه؟ صاحب نظريه بر اين عقيده است كه خطابات شرعى بالاصاله متوجه جامعه است و اگر افراد نيز خود را مخاطب شارع مى بينند, از آن رو است كه افراد جامعه مخاطب شارع هستند. خطابى كه بالاصاله متوجه جامعه است, (خطاب قانونى) ناميده مى شود.
بر اساس اين نظريه, اراده تشريعى شارع مقدس عبارت از اراده انجام تكليف از سوى مكلف و برانگيختن او براى عمل به تكليف نيست, بلكه اراده قانون گذارى و جعل احكام (على نحو العموم) است. در خطابات قانونيه, برانگيختن مكلفان با انبعاث آنان نه به انجام تكليف, به صورت موجبه جزئيه معتبر است نه به صورت موجبه كليه; لذا همين كه در مجموعه مورد خطاب, كسانى باشند كه از خطاب برانگيخته شوند, براى صحت خطاب كافى است.

تحليل راهبردى شيوه هاى مطلوب امر به معروف و نهى از منكر
تدوين: نعمت اللّه ولى زاده, تهران, بروج, چاپ اول, 156ص, رقعى.
تحقيق حاضر كه به روش نمونه گيرى و از طريق پرسش نامه فراهم آمده, درباره چگونگى دست يابى به مؤثرترين شيوه هاى ترويج معروفات و تحديد منكرات با اين اهداف نگارش يافته است. شناخت شيوه ها و روش هاى مفيد و مؤثر امر به معروف و نهى از منكر, شناخت الگوهاى آمرين به معروف و ناهيان از منكر, شناخت ميزان موفقيت سازمان ها و ارگان هايى كه در حال حاضر به اين امر اقدام مى كنند, شناخت وظايف مردم و مسئولان در امر به معروف و نهى از منكر و… .
گفتنى است در اين تحقيق جامعه آمارى را مردم (افراد 16 سال به بالا), مسئولان دولتى و دست اندركاران كشورى و نخبگان شامل: علما, اساتيد دانشگاه, شخصيت هاى هنرى و ادبى, دست اندركاران رسانه هاى جمعى و صاحب نظران تشكيل داده اند.
پاره اى از نتايج تحقيق بدين شرح است: اكثريت بالايى از پاسخگويان معتقدند كه اجراى امر به معروف و نهى از منكر در جامعه ما در حد (خيلى زياد و زياد) ضرورى است (4/ 85درصد); ارتباط نامشروع, بى حجابى, بى عدالتى, دروغ گويى, رشوه خوارى و خيانت از عمده ترين منكرات موجود در جامعه از نظر پاسخگويان است. بيش ترين درصد از پاسخگويان بهترين و مؤثرترين راه امر به معروف و نهى از منكر را (برخورد قانونى) دانسته اند; و از نظر بيش تر افراد (8/54 درصد) وزارت ارشاد در زمينه امر به معروف و نهى از منكر بايد وظيفه (عملى) و از نظر 6/36 درصد بايد وظيفه (زبانى) داشته باشد.

تجربه كارآمدى حكومت ولايى
على ذوعلم, تهران, پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى, چاپ اول, 388ص, رقعى.
موضوع اين تحقيق, تبيين و اثبات اين نظريه است كه ولايت فقيه به منزله مبناى نظام سياسى اسلام در عصر غيبت معصوم(ع), علاوه بر پشتوانه نظرى و استدلالى خود, در تجربه 25 ساله جمهورى اسلامى ايران به پشتوانه اى تجربى و عملى نيز دست يافته است و با تكيه بر توانمندى و كارآمدى عينى آن مى تواند به مثابه تجربه اى موفق ا ز استقرار حكومت دينى در دوران معاصر عرضه گردد.
كتاب مذكور در سه بخش سامان يافته است: بخش نخست به مباحث نظرى درباره نقش و جايگاه رهبرى ولايى و وظايف و اختيارات او در فلسفه سياسى اسلام و نيز در قانون اساسى و بررسى مقوله كارآمدى و شاخص هاى آن براى سنجش ميزان كارآمدى عنصر ولايت فقيه در نظام جمهورى اسلامى اختصاص دارد. در بخش دوم به بررسى هاى عينى و تجربى درباره كارآمدى رهبرى پرداخته شده و آيات و احاديث و افكار و انديشه هاى معاصر درباره سرنوشت انسان و حقيقت آن مطالبى بيان شده است.

مبانى سياست جنايى حكومت اسلامى
جلال الدين قياسى, قم, پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, چاپ اول, 384 ص, رقعى.
نگارنده در مقدمه اين كتاب, تعريفى از سياست جنايى به دست مى دهد. به تصريح وى: (سياست جنايى عبارت است از سياست هاى اتخاذى در قبال جرم كه منحصر به برخورد كيفرى از طريق سيستم قضايى است).
وى در ادامه سؤالاتى در خصوص نحوه ارزيابى در سياست جنايى تقنينى حكومت اسلامى (مبتنى بر فقه اماميه) و چگونگى حل تعارض بين يافته هاى علمى با احكام شرعى در سياست جنايى اسلامى را مطرح مى كند و اين كه آيا سياست جنايى حكومت اسلامى مبتنى بر پدرسالارى (پاترناليزم) است و حكومت به خود حق مى دهد در حيطه خصوصى افراد نيز قانون گذارى كند يا خير؟ برخى از پيشنهادهايى كه نگارنده در خصوص سياست جنايى تقنينى در حكومت اسلامى عرضه مى كند, عبارت است از:
1. تمام احكام شرعى فارغ از قطعى يا ظنى بودن آن ها بايد به طور علمى ارزيابى شوند و حكومت اسلامى نبايد تنها به اجراى احكام شرعى بسنده نمايد و به شكل اداى يك تكليف شرعى آن را مد نظر قرار دهد.
2. در مقام ارزيابى احكام شرعى بايد تا آن جا كه ممكن است از قضاوت هاى عرفى خوددارى شود و با استفاده از روش هاى شناخته شده تحقيق در علوم انسانى به ارزيابى علمى اجراى احكام پرداخت.
3. موضوع احكام ثانويه عناوينى همچون ضرر و عسر و حرج است و لازمه چنين موضوعاتى, تحقيق حالت هاى بحرانى يا حداقل نامطلوب در جامعه است.
4. گاه لازمه برخى از روش هاى تحقيق در علوم انسانى, تعطيلى احكام شرعى است. حكومت اسلامى تا حد امكان بايد از اجراى چنين روش هايى خوددارى كند و از روش هاى جايگزين استفاده نمايد.
5. قانون گذار اسلامى براى رهايى از بن بست هاى ناشى از اجراى احكام شرعى بهتر است در خصوص معيار شرعى بودن احكام, تمام فتاواى معتبر تاريخ فقه شيعه را مد نظر قرار دهد تا گزينه هاى بيشترى براى انتخاب در اختيار داشته باشد.

عقايد اقتصادى انديشمندان مسلمان
ابوالحسن محمد صادق, عيدت غزالى, مترجم: احمد شعبانى, تهران, دانشگاه امام صادق (ع), چاپ اول, 444ص, وزيرى.
در اين كتاب كه هر فصل آن به تبيين آرا و انديشه هاى اقتصادى يكى از متفكران مسلمان اختصاص يافته, عمدتاً انديشه هاى اقتصادى علماى اهل تسنن طى سده هاى پنجم تا دوازدهم هجرى به تصوير كشيده شده است. عالمانى همچون المحاسبى, ابن حزم, نظام الملك طوسى, غزالى, ابن طفيل, ابن تيميه, ابن القيم, الشاطبى, ابن خلدون و شاه ولى اللّه.
به نظر مترجم: (كتابى كه برگردان فارسى آن را در پيش روى داريد عمدتاً تلاشى است كه نشان مى دهد مباحث اقتصادى فراوانى از قبيل قيمت ها, قيمت گذارى, پول, بهره , سازمان اقتصادى, حقوق مالكيت, دستمزدها, ماليات ها, قانون گذارى و… از جمله مسائلى هستند كه داراى قدمتى بسيار كهن نزد علماى مسلمان بوده و بسيارى از اين مباحث با دقت هايى در خور تحسين مورد توجه و تجزيه و تحليل آن ها قرار گرفته است… .
با كنكاش در انديشه هاى اقتصادى خواجه نصير الدين طوسى معلوم مى شود كه چگونه ششصد سال قبل از آدام اسميت اسكاتلندى, در جهان اسلام و در ايران تجزيه و تحليل هاى علمى اقتصادى وجود داشته است.
به همين ترتيب بر خلاف آن چه در كتب تاريخ عقايد و انديشه هاى اقتصادى آمده كه آدام اسميت (1790ـ1723) پدر علم اقتصاد است; زيرا او بود كه براى نخستين بار مهم ترين مسائل اقتصادى را به صورتى علمى مطرح ساخت و كوشيد تا تئورى هاى اقتصادى را كه بيان گر اقتصاد زمان خود وى بوده است عنوان نمايد…. در يك مقايسه كوتاه و سريع بين دو سلسله از دانشمندان اقتصادى در دنياى غرب و بين علماى مسلمان… ملاحظه مى شود كه نخستين سلسله از صاحبان عقايد اقتصادى كه در ادبيات اقتصادى غرب مورد توجه قرار مى گيرد و حتى قبل از اقتصاددانان كلاسيك و مركانتى ليست ها بودند گروهى تحت عنوان (رايزنان كشوردارى و جزوه نويسان) نام گرفتند كه اين گروه (قرن هفدهم ميلادى) معاصر با آخرين سلسله از نويسندگان مسلمان از قبيل شاه ولى اللّه و ابن خلدون (پس از ابن خلدون و قبل از شاه ولى اللّه)… قرار مى گيرند.

قرآن و حديث

النظام القرآنى
عالم سبيط نيلى, قم, ذوى القربى, چاپ اول, 446ص, وزيرى.
تحليلى است از (اسلوب بيانى و لفظى قرآن كريم). نويسنده نخست اصطلاحات لفظ, مركب, تركيب و معنا را توضيح داده و تحليل هاى خود را درباره رابطه لفظ و معنا در هيئت مفرد يا تركيبى و وجوه متعدد معانى بيان كرده است.
وى به ردّ ترادف مى پردازد و معتقد است هر لفظى براى معناى خاصى با حالت ويژه اى وضع شده است. به همين علت به تحليل قيود رابطه لفظ و معنا در خصوص حروف, افعال, اسماء و صفات پرداخته است.
با توجه به همين نكته, معانى استعارى, مجازى, كنايى, ايجاز و اطناب از نظر نويسنده پذيرفته نيست و اقوال نحويين را درباره اين موضوعات به نقد مى كشد. بنابراين الفاظ داراى معناى ويژه و منحصر به فرد هستند چه به صورت مفرد باشند چه تركيبى و چه به صورت جمله. وى اين نظريه خود را (منهج لفظى) مى نامد و براى هر موضوع به آيات متعددى استناد مى كند. در پايان به اشكالات مربوط به (تناقض ظاهرى آيات قرآن) پاسخ مى دهد.

(مستشرقان و تاريخ گذارى قرآن) (پژوهشى در تاريخ گذارى قرآن از منظر خاورشناسان)
محمدجواد اسكندرلو, قم, پژوهش هاى تفسير و علوم قرآن, چاپ اول, 326 ص, وزيرى.
متن حاضر پژوهشى است در خصوص تاريخ گذارى قرآن از ديدگاه مستشرقينى چون: (گوستاو وايل), (تئودور نولدكه), (بلاشر), (گريم), (ريچارد بل), (ويليام موير) و (هرشفلد).
گفتنى است تاريخ گذارى (كرونولوژى) قرآن عبارت است از اين كه به كمك روايات مختلف مكى و مدنى, اسباب نزول, ترتيب نزول, ناسخ و منسوخ, تاريخ پيامبر اسلام(ص) و تصريحات قرآن, درباره رو يدادهاى زمان مند تاريخ رسالت آن حضرت, زمان و ترتيب تاريخى نزول هر يك از سوره هاى قرآن (اعم از يك سوره تمام يا بخشى از آن) شناسايى و معين گردد.
نگارنده پس از ذكر ديدگاه خاورشناسان ياد شده, از ديدگاه آنان درباره جابه جايى در آيات قرآن ياد مى كند. صرفاً به اين بهانه كه هيچ ربط و تناسبى ميان آن آيات با قبل و بعدشان مشاهده نمى شود. ديگر آن كه برخى از آنان پيامبر را مؤلف قرآن معرفى مى كرده اند.
به تصريح نگارنده:
1. (يكى از اشتباهات مشترك همه خاورشناسانى كه به اظهار نظر در تاريخ قرآن پرداخته اند, اين است كه معتقدند وحى مكى با وحى مدنى در اسلوب متفاوت است; بدين معنا كه اسلوب سوره هاى مكى شدت و خشونت ولى سوره هاى مدنى داراى ويژگى هاى از قبيل نرمش, گذشت و مهربانى است. واقعيت اين است كه قرآن كريم در هر دو قسم مكى و مدنى, شامل شدت و خشونت ولى سوره هاى مدنى داراى ويژگى هايى مانند نرمش, گذشت و مهربانى است.
2. از ديگر خطاهاى مهم آنان اين است كه احتمال ها و ذهنيات خويش را در مقام تاريخ گذارى آيات و سور هم چون حقايقى قطعى و مسلم پنداشته اند.
3. يكى از نقاط ضعف خاورشناسان اين است كه براى اثبات سخنانشان يا اصلاً دليل و مداركى ندارند يا به منابع و مطالب خاورشناسانى ديگر هم چون نولدكه, وايل و بلاشر استناد مى كنند و در مواردى هم كه به منابع اسلامى ارجاع مى دهند, هرگز به منابع شيعى توجه نمى كنند).

اخلاق و تعليم و تربيت

علم النفس (روانشناسى از ديدگاه دانشمندان مسلمان) به ضميمه انديشه هاى حكيم صدرالمتألهين شيرازى در حوزه روانشناسى فلسفى
محمدعثمان نجاتى, مترجم: سعيد بهشتى, تهران, رشد, چاپ اول, 320ص, وزيرى.
نگارنده در كتاب حاضر به طرح ديدگاه هاى برخى از دانشمندان مسلمان گذشته در خصوص آن دسته از موضوعات روان شناختى اى پرداخته كه تا كنون اعتبار دارند. وى ضمن مقايسه اين ديدگاه ها با ديدگاه هاى روان شناسان جديد نتيجه مى گيرد كه دانشمندان مسلمان در اين امر پيشقدم هستند. براى نمونه او ابن سينا را مثال زده و خاطر نشان مى سازد كه ابن سينا به واسطه تيزهوشى و دقت نظر خود, به شناسايى طبيعت فرايند شرطى سازى نايل آمد, پيش از آن كه ايوان پاولف, فيزيولوژيست روسى بتواند با تحقيقات تجربى به آن دست يابد. به علاوه, ابن سينا توانست فراموشى را از راه ارجاع آن به تداخل معلومات, تفسير علمى كند; تفسيرى كه روان شناسان جديد, جز در ربع اول قرن بيستم به آن نرسيدند).
وى همچنين تصريح مى كند: (برخى از دانشمندان مسلمان گذشته از قبيل كندى, ابوبكر رازى, مسكويه, ابن خرم, غزالى, فخر الدين رازى, ابن تيميه و ابن قيم الجوزيه در اهتمام به روان درمانى بر مبناى تغيير انديشه ها و باورهاى منفى يا اشتباه فرد ـ كه در رفتار وى مؤثر است ـ بر روان درمانگران جديد پيرو مكتب درمان رفتارى ـ شناختى تقدم دارند… ابن حزم, غزالى, ابن تيميه و ابن قيم الجوزيه براى درمان رفتارها يا خُلق هاى ناپسند, روش متضاد با آن اخلاق را برگزيده اند. اين روش, همان است كه روان درمانگران رفتارى جديد براى درمان برخى از اضطراب هاى رفتارى از قبيل ترس و بى قرارى, از آن استفاده كرده اند).
گفتنى است كه نگارنده, ضمن ذكر ديدگاه هاى دانشمندان مسلمان گذشته مانند كندى, ابوبكر رازى, فارابى, ابن مسكويه, اخوان الصفا, ابن سينا, ابن حزم, غزالى, ابن باجه, ابن طفيل, ابن رشد, فخر ا لدين رازى, ابن تيميه و ابن قيم الجوزيه به شرح زندگانى و معرفى آثار آنان نيز پرداخته ا


صفحه 15

مجله هاى پژوهشى


آينه ميراث
سال پنجم, شماره اوّل 1 و 2 (پياپى 37, 36), بهار و تابستان 1386
نكاتى پيرامون برخى از ابيات داستان هاى اسكندر و اشكانيان در شاهنامه خالقى; تأملى در دفاعيات صائن الدين على تركه اصفهانى; آغاز و انجام شهريارى گاوبارگان در طبرستان; مدرّس شاه سليمان صفوى در شهر شمّاخى; موسيقى و شعر سياسى در دوره امويان; مقدمه شاهنامه نسخه بريتانيا/لندن; خسمه سرائى در ادب فارسى.

پاسدار اسلام
سال بيست و ششم, شماره 307, تير 86
دانستنى هايى از قرآن; اسلام و اعتلاى زن در سيرت و سنت; حضرت فاطمه(س) از منظر پيامبر اعظم(ص); چشم اندازى بر سيره سياسى حضرت فاطمه(س).

پاسدار اسلام
سال بيست و ششم, شماره 309, شهريور 86
دانستنى هايى از قرآن; سخنان معصومان; زن و عرفان; امامان ,برهان حق; مبارزه با مفاسد و بدحجابى; گفته ها و رفتارهاى وحدت آفرين رسول اكرم(ص); روزه, روزگار پيوستن به اصل خويش; امنيت جهانى در عصر ظهور; رفاه و آسايش در عصر ظهور; آثار و بركات روزه; سيره پيشوايان (ع) در برخورد با انحرافات فكرى و عقيدتى; خاطراتى سبز از ياد شهيدان; نگاهى به رويدادها.

پگاه
شماره 48, 24 مرداد 1386
(ويژه حوزه هاى دينى)
استراتژى شيعه در مواجهه با تفرقه مذهبى; طلبه, الگوى جامع يا متخصص; حوزه و سياست در دهه 40 و 50; نقد, پژواك نوشته; كتاب استاندارد; مجموعه بزرگ كتابخانه اى.

پگاه
شماره 212, شنبه 6 مرداد 1386
نظريه معرفت شناسى اصالت معنا; لبنان در دام اختلاف هاى فرقه اى; منع انكار نسل كشى.

پگاه
شماره 213, شنبه 3 شهريور 1386
ابزار پيام رسانى و الفباى ارتباطات; هرمنوتيك استنطاقى; سيره انسجام; افسانه معنويت در ادبيات كوئيلو.

پژوهش هاى اصولى
شماره7, پاييز 1386
الفرق بين الحق و الحكم و الملك; پژوهشى در اعتبار سخنان و آراى لغت دانان; اشتراك الاحكام بين العالم و الجاهل; اتجاهان فى تدوين اصول الفقه و اقتراحات لتطويره; جايگاه بحث مضمونى نسبت به بحث صدورى; قاعدة العدل و الانصاف; رسالة فى حجية الشهرة; قاعدة نفى الخلّو (تقريراً لأبحاث الشيخ اللاريجانى); نظريه اى در تحليل الزامات اخلاقى و عقلى.

حوزه و دانشگاه
سال سيزدهم, شماره 51, تابستان 1386
رسالت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و استراتژى جديد فصلنامه; كاستى هاى معرفت شناسى و روش شناسى در مقالات پژوهشى روان شناسى در ايران; نقدى روش شناسانه بر مقياس هاى سنجش ديندارى در ايران; روش شناسى اقدام پژوهى و كاربرد آن در پژوهش هاى علوم رفتارى; از ساختار گرايى تا پساساختارگرايى; مردم نگارى; نظام پژوهشى پيشرو (زادگى يا پروردگى); روش شناسى هابرماس; الگويى براى علوم انتقادى.

خردنامه صدرا
شماره 49, پاييز 1386
انسان و جهان هاى ممكن; نفس و صيرورت آن در حكمت متعاليه; (زبان برتر) نظريه اى در روش شناسى حكمت متعاليه; نقد و بررسى مفهوم وجود, نور و ماهيت در حكمت اشراق; مسئله مغايرت وجود با ماهيت به عنوان زمينه اى براى نظريه اصالت وجود; هگل و تاريخ فلسفه; تجسم اعمال در حكمت متعاليه; بررسى تطبيقى تجدد امثال و حركت جوهرى; جريان شناسى خيال در منظومه عرفانى محيى الدين ابن عربى.

راهبرد ياس
شماره 10; تابستان 86
اقتصاد سياسى, تعريف, سير تاريخى, نظريه ها و ضرورت ها; عدالت و برابرى اقتصادى در آراى انديشمندان اسلامى و اقتصاددانان معاصر; نابرابرى درآمد و ثروت; بررسى مقايسه اى دموكراسى با ليبراليسم و خودكامكى; ثروت و قدرت; مركانتاليسم و ناسيوناليسم اقتصادى; تأملى در مفهوم استراتژى و استراتژيك و اصالت آنها; رهيافت آينده نگرى جامع; عصرى جديد براى متخصصان آينده نگرى; استلزامات اخلاقى مدل پنج مرحله اى كسب مهارت; چگونه بيوسوخت, فقير را فقيرتر مى كند; كتاب شناسى اقتصاد سياسى.

شيعه شناسى
سال پنجم, شماره 19, پاييز 1386
شيعه و اهل بيت پيامبر(ص); منافع ملّى ايران و ژئوپليتيك نوين تشيّع; مبانى احوال شخصيه شيعيان افغانستان (ماده 131 قانون اساسى); بررسى تاريخى آيه مباهله و بازتاب كلامى آن; ريشه هاى پيدايش و گسترش تشيّع در مازندران; نگرشى بر انسجام اسلامى از منظر امام على(ع); معرفى يكى از مهم ترين آثار رجالى شيعه.

كتابدارى و اطلاع رسانى
شماره 3(پياپى 39), پاييز 1386
بررسى عوامل مؤثر بر پذيرش فناورى اطلاعات توسط كتابداران كتابخانه هاى دانشكده فنى; رتبه بندى كتابخانه هاى دانشگاهى بر اساس سطح عملكرد با استفاده از تكنيك هاى تحليل پوششى; بررسى ميزان همخوانى سرعنوان هاى موضوعى فارسى با كليدواژه هاى عنوان و فهرست مندرجات; مديريت اطلاعات در حوزه كتابدارى: بررسى كمى چكيده هاى مربوط به مديريت اطلاعات; بررسى و مقايسه رابط كاربر دو ميزبان داخلى كتابخانه منطقه اى علوم و تكنولوژى و پژوهشگاه; ارائه الگويى براى ميز مرجع ديجيتالى مركز اسناد و كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران; آيا مجلات گران تر ارزش علمى بيشترى دارند; بررسى گرايش هاى موضوعى كتاب هاى اطلاعاتى كودكان و نوجوانان طى سال هاى 1380ـ1384; آشنايى با شيوه هاى تحليل گزارش فرايند داد و گرفت (تعامل) در نظام هاى اطلاعات الكترونيكى; بررسى وضعيت شرايط فيزيكى كتابخانه هاى دانشگاهى ايران.

محدّث
سال دوم, شماره 12 و 13, آبان و آذر 1386
دغدغه هاى ترجمه متون دينى; ضعف اصلى مطالعات تاريخى, نبود روش شناسى دقيق است; انتشار (نهج الذكر); فراخوان مقاله همايش شيخ بهايى; پژوهش در كدام موضوع; كتابخانه تخصصى حديث, آمار گردش كتاب 85 ـ86; كتاب نامه روايى; پايگاه اينترنتى كنگره بين المللى كلينى; مجموعه آثار درباره حضرت عبدالعظيم در پايگاه آستان; نجوم در مكتب اهل بيت(ع).

مشكوة النور
سال يازدهم, شماره 36ـ37, بهار و تابستان 1386
سخن اول: از شناخت علمى تا معرفت فلسفى; درباره فلسفه و نسبت آن با علوم; ماده از نگاه فيزيك و فلسفه; مرزهاى علوم و مابعد الطبيعه با دو معيار تحقيق پذيرى و ابطال پذيرى; تحويلى نگرى, عمده ترين خطاى روش شناختى در پژوهش علوم; بررسى تعارض قانون عليت و اصل عدم قطعيت; مفهوم شناسى و نقش فلسفه و علم در فلسفه براى كودكان.

ميراث جاويدان
سال پانزدهم, شماره 59, پاييز 1386
پله هاى آسمان; جايگاه ادبى سرآغاز نهادك نامه ها; فروش موقوفه در فقه اماميه و حقوق ايران; موقوفات احمدخان مشير السلطنه; تاريخ و تحولات وقف در كشور عمان; مطالعه تطبيقى وقفيه قاضى ركن ا لدين عميدالملك سمنانى; شيوه معمارى بقعه بى بى حكيمه خاتون; تأسيس موقوفه اى بر پهنه فرش ايران; پايان نامه هاى وقفى; كتابخانه تخصصى وقف.

ميقات حج
سال پانزدهم, شماره 60, تابستان 1386
مقصود تويى, كعبه و بُتخانه بهانه; بوسه بر خال لب دوست; كوى يار; طواف در حريم عشق; مسير عشق; به ياد دوست; رشته اى بر گردنم افكنده دوست…; خاطرات سرزمين وحى; سفرى از فرش تا به عرش; مدينه, شهر غم هاى عالم.

ميقات
سال شانزدهم, شماره 61, پاييز 1386
نقد و بررسى پاره اى از مسائل مناسك; طواف معذورين; عمره مفرده يا مبتوله; سفرهاى حج ابن بطوطه; راه حج حلب تا مكه مكرمه; مشكلات حاجيان پيش از انقلاب اسلامى; پرواز بر بال نيابت; رسم (تهنيه) در تركيه; حج در اديان; حج گزارى در سودان.

ياد
سال بيست و دوم, شماره 85, پاييز 1386
جريان شناسى تحليلى جرايد فارسى(4); سربلندى يادآوران و نقطه عطفى در سرگذشت ياد; امپراتورى شكرستان پارسى; جرايد فارسى اسلامبول در بوته نقد و نظر; پيشگاهى اختر در روزنامه نگارى ملى و مردمى ايران; آشنايى با جرايد فارسى اسلامبول; نخستين گزارش نويسى جنگى در مطبوعات ايرانى; تأثير روزنامه اختر بر پديده قانون خواهى در انقلاب مشروطيت; گزيده هايى از جرايد فارسى اسلامبول.


صفحه 16

درگذشتگان


آيت اللّه مشكينى

آيت اللّه على اكبر فيض, معروف به مشكينى, در سال 1300ش در روستايى از توابع بلوك مشكين و در ميان خانواده اى متدين و اهل علم چشم به جهان گشود. پدرش از اهل علم بود و در كسوت روحانيت به تحصيل علم و رتق و فتق امور مردم مى پرداخت. او هنگامى كه همراه با پدر در نجف اشرف مقيم بود, به مكتب خانه مى رفت و پس از آنكه به همراه پدر به وطن بازگشت, مقدارى از مقدمات علوم دينى را نزد او فرا گرفت. با رحلت پدر و به سفارش او, براى تحصيل علوم دينى به شهرستان اردبيل سفر كرد و مقدارى از صرف و نحو را در آنجا آموخت. سپس در معيّت عالم بزرگوارى كه از زخميان حادثه مسجد گوهرشاد مشهد در زمان رضاخان بود, به شهر قم آمد و در آن ديار عالم خيز به تحصيل علوم دينى پرداخت.
در آن زمان سايه منحوس رژيم پهلوى بر كشور مستولى بود و تحصيل در حوزه هاى علميه بسيار دشوار مى نمود. با اين حال, آيت اللّه مشكينى دروس دوره سطح را به خوبى به پايان برد و در درس خارج فقه و اصول استادان مشهور دوره خود مانند حضرات آيات بروجردى و محقق داماد حاضر شد. او نزديك به هفت ماه نيز در نجف اشرف سكونت داشت و در درس هاى خارج استادان آن ديار به ويژه امام خمينى(ره) شركت مى كرد, اما پس از چندى به دليل هواى گرم نجف و ضعف مزاج به ناچار به ايران بازگشت.
او در سال هاى تحصيل و پس از آن با فضلا و استادان بسيارى نيز رابطه دوستى داشت كه از آن ميان مى توان آيت اللّه جوادى آملى و آيت اللّه امينى را نام برد.
وى در سال هاى عمر خود فعاليت هاى بسيارى داشت و شاگردان فراوانى در درس او حضور مى يافتند كه بسيارى از استادان و علماى كنونى از خرمن دانش او بهره گرفته اند. ايشان علاوه بر جلسه و درس اخلاق كتب دوره مقدمات و سطح را بارها تدريس كرد و سالها به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال داشت. درس تفسير او نيز از دروس مشهور حوزه علميه قم بوده است و در ضمن درس اخلاق ايشان براى طلاب بسيار تأثيرگذار بود .
ييكى از فعاليتهاى مهم وى, تأسيس مدرسه علميه براى تربيت طلاب و مؤسسه الهادى است كه علاوه بر چاپ و انتشار متنوع قرآن كريم با ترجمه هاى مختلف و قطع هاى گوناگون و عرضه آن با قيمت تمام شده و كمتر, به چاپ كتب مفيد و اسلامى براى سطوح گوناگون جامعه مى پردازد و مردم را با حقايق و معارف اسلامى آشنا مى سازد.
آيت اللّه مشكينى كتاب هاى فراوانى در زمينه هاى گوناگون علوم اسلامى تأليف و منتشر ساخت كه برخى از آنها به شرح زير است:
1. اصطلاح الاصول ;
2. مصطلحات الفقه ;
3. الفقه المأثور (دوره فقه به شيوه اى جديد).
4. دروس فى الاخلاق (يك دوره اخلاق عربى);
5 .ازدواج در اسلام;
6. المنافع المعامه (شرح كتاب احيا الموات شرايع);
7. مصباح المنير;
8. المواعظ العدديه;
9. واجب و حرام احكام الزامى (دوره فقه);
10ـ قصار الجمل (احاديث كوتاه, دو جلد);
11ـ ترجمه قرآن كريم به زبان فارسى ;
12ـ الهدى الى موضوعات نهج البلاغه;
13ـ المبسوط (تفسير سوره آل عمران);
14ـ واجبات و محرمات ( استقصاى آنچه در شرح واجب و حرام اعتقادى و عملى است);
15ـ تفسير سوره ص;
16ـ بحث تكامل از نظر قرآن;
17ـ مسلكنا فى العقائد و الاخلاق و العمل;
18ـ زمين و آنچه در آن است;
19ـ تقليد چيست؟ ;
20ـ رساله خمس ;
21ـ حاشيه توضيحى بر كتاب مضاربه, عروة الوثقى ;
22ـ نهج البلاغه موضوعى ;
23ـ تحرير المواعظ ;
24ـ تحرير المعالم ;
25ـ الرسائل الجديده;
26ـ تلخيص المكاسب (در دست چاپ);
27ـ تفسير روان براى نسل جوان (در دست چاپ);
28ـ ترجمه و شرح فارسى سه كتاب مضاربه, مزارعه و شركت در عروة الوثقى (در دست چاپ).
همچنين از وى مقالات بسيارى در نشريات نورعلم, پاسدار اسلام و… و نيز در روزنامه جمهورى اسلامى و… به چاپ رسيده است.
زندگى آيت اللّه مشكينى سرشار از مبارزه و تلاش هاى سياسى براى برپايى حكومت اسلامى است. او از نخستين افرادى بود كه به نهضت امام خمينى(ره) پيوست. او در جلسات مخفى مبارزان شركت مى كرد و حدود چهار ماه در تهران متوارى بود و سپس ايران را به مقصد عراق ترك كرد. پس از بازگشت به قم, در همان روز اول دستگير شد و ساواك از او خواست تا 48 ساعت بعد, قم را ترك كند. از اين رو, به مشهد رفت و پانزده ماه در آنجا به تدريس پرداخت و بار ديگر به حوزه علميه قم رفت و مبارزات را پى گرفت; اما پس از مدتى به همراه 27 نفر از استادان و فضلاى حوزه تبعيد شد. از اين رو, به زادگاه خود رفت, ولى پس از سه ماه ساواك او را دستگير و به ماهان كرمان و گلپايگان تبعيد كرد. و بار ديگر, پس از دو سال به كاشمر نيز تبعيد شد. آيت اللّه مشكينى در طول دوره تبعيد هم دست از مبارزه بر نمى داشت; اين گونه بود كه ساواك او را به مكان ديگرى منتقل مى كرد.
وى از اعضاى جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود و بسيارى از اعلاميه هاى آن را امضا كرده است. با پيروزى انقلاب اسلامى ايران, آيت اللّه مشكينى در مسؤوليت هاى گوناگونى به ايفاى نقش پرداخت كه برخى از آنها به شرح زير است:
ـ عضويت در خبرگان تدوين قانون اساسى;
ـ مسئول گزينش و اعزام قضات با حكم امام(ره);
ـ رياست مجلس خبرگان رهبرى در هر سه دوره;
ـ امامت جمعه قم با حكم امام خمينى(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامى;
ـ عضويت در جامعه مدرسين حوزه علميه قم;
ـ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى.

وى در روز دوشنبه 8 / 5 / 1386 مصادف با 15رجب 1428جان به جان آفرين تقديم نمود و در جوار مرقد مطهره حضرت معصومه(س) در صحن بالاسر رخ در نقاب خاك كشيد.
در پى رحلت اين فقيه مجاهد و پارسا, حضرت آيت اللّه خامنه اى(مد ظله العالى), رهبر معظم انقلاب اسلامى پيام تسليتى صادر فرمودند. متن اين پيام به شرح زير است:
( بسم اللّه الرحمن الرحيم. اناللّه و انا اليه راجعون . رحلت فقيه مجاهد و پارسا حضرت آيت اللّه آقاى حاج ميرزا على مشكينى (اعلى اللّه مقامه) موجب تأسف و تأثر شديد اينجانب گرديد. اين روحانى عالى قدر از جمله شخصيت هاى نادرى بود كه در سراسر عمر با بركت و در مراحل گوناگون زندگى نورانى خويش منشأ بركات فراوان براى حوزه علميه و مردم مؤمن و اسوه اخلاقى و عملى براى شاگردان و ارادتمندان خود بود. رفتار و عمل او بيش از بيان شيرين و رسايش, دعوت كننده به ايمان و پارسايى و حق طلبى و حق گويى بود. جايگاه رفيع او در نظام جمهورى اسلامى و رياست مجلس خبرگان رهبرى از آغاز تشكيل اين مجلس كه نشانه حرمت و مكانت او در چشم نخبگان و علماى بزرگ و اساتيد مبرّز روحانى كشور است, هرگز نتوانست در تواضع و فروتنى او يا در زندگى زاهدانه و دامن پاك او كمترين خدشه اى وارد آورد. او جامع علم و عمل, جهاد و زهد و تشخيص و سلوك صائب و مستقيم و بدون انحراف بود. فقدان اين عالم ربانى و اين روحانى جليل القدر, ضايعه اى بزرگ است. از خداوند متعال علوّ درجات و مغفرت و رحمت واسعه اش را براى روح مطهر ايشان مسئلت مى كنم و به ملت ايران و حوزه هاى علميه و مراجع عظام و علماى اعلام به ويژه به خاندان مكرم و بازماندگان محترم و همه ارادتمندان و شاگردان ايشان تسليت عرض مى كنم. والسلام عليه و رحمه اللّه و بركاته.
سيد على خامنه اى
8/مرداد/ 1386

يداللّه جنتىعلامه آيت اللّه عسگرى

علامه آيت اللّه سيد مرتضى عسگرى, محقق برجسته جهان تشيع پس از هشتاد سال تحقيق و ترويج مكتب اهل البيت(ع) دارفانى را وداع گفت.
اين محقق پرتلاش و خستگى ناپذير در سال 1293 شمسى در خانواده اى روحانى در شهر سامرا به دنيا آمد, پدر و مادر وى ايرانى الاصل و اهل ساوه بودند, علامه عسگرى در سال 1310 هجرى شمسى در دوران مرجعيت مرحوم آيت اللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى مؤسس حوزه علميه قم, به قم آمد و در دروس سطح عالى حوزه و مباحث اخلاقى و تهذيب و كلام و تفسير از محضر آيات عظام مرعشى, ساوجى, امام خمينى (ره) و حاج ميرزا خليل كمره اى و ديگران بهره جست.
وى مدت چهار سال در قم مانده و همگام با مرحوم آيت اللّه طالقانى طرح نوينى براى تحصيل و تعليم علوم قرآنى پى ريزى كرد. پس از تكميل دروس عالى درحوزه سامرا با اوج گيرى فعاليت هاى احزاب و جريانات سياسى و فرهنگى مختلف مانند ملى گراها و بعثى ها و به ويژه جهت مقابله با اقدامات تبشيرى و تبليغ مسيحيت در عراق, به بغداد مهاجرت كرده و تحت حمايت مستقيم مرحوم آيت اللّه العظمى سيد محسن حكيم به فعاليت هاى سياسى ـ اجتماعى ـ فرهنگى روى آورد. از جمله مهم ترين فعاليت هاى علامه عسگرى در اين دوره تأسيس مؤسسه هاى آموزشى و فرهنگى جهت تربيت دينى نوجوانان و جوانان بود, علامه عسگرى در سال 1384 هجرى قمرى به منظور گسترش و تعميق معارف دينى و دفاع از مكتب اهل بيت(ع) در ميان جوانان و در سطح جهان اسلام با مجوز دولت وقت عراق اقدام به تأسيس دانشكده اصول دين در بغداد كرد, اما اين دانشكده پس از پنج سال فعاليت علمى و فرهنگى و به دنبال كودتاى بعثى ها در عراق و تحت تعقيب قرار گرفتن علامه عسگرى تعطيل شد و علامه ناگزير به ترك عراق گرديد, ايشان پس از مدتى اقامت در لبنان به ايران آمد و در مبارزات مردم ايران با حكومت طاغوت, همراه مردم شد.
علامه عسگرى پس از پايان هشت سال دفاع مقدس و با تشويق مقام معظم رهبرى جهت تربيت مبلغان دينى و مروجان مكتب اهل بيت (ع) در سال 1375 هجرى شمسى موفق به تأسيس دانشكده اصول الدين در ايران شد; اين دانشكده هم اكنون با داشتن سه شعبه فعال در ايران, پذيراى صدها دانشجوى داخلى و خارجى از كشورهاى مختلف اسلامى چون عراق, پاكستان, بحرين, يمن, كويت, عربستان, لبنان, مراكش, تاجيكستان, گينه و … است كه در مقاطع كارشناسى, كارشناسى ارشد و دكترى مشغول فراگيرى علوم اسلامى و قرآن و حديث است و تاكنون حدود سيصد دانشجو فارغ التحصيل شده اند.
علامه عسگرى از مروجان پر تلاش و خستگى ناپذير مكتب اهل بيت(ع) در قرن اخير به شمار مى آيد كه با تأليفات و اقدامات فرهنگى شهرت جهانى يافته و از قلم و انديشه خود به شايستگى بهره برد, قلمى كه هرگز از مسير انصاف در تحقيق و نقد علمى و اخلاص خارج نشده, مقام معظم رهبرى در بخشى از نامه خود به علامه عسكرى جهت تأسيس دانشكده اصول دين و راه اندازى مجدد آن درباره ايشان نوشته اند: (من از خداوند منان آرزومندم كه مركز اين دانشكده در شهر مقدس قم و فروع آن در شهرها و كشورهاى ديگر باشند تا اين حركت در راستاى حركت علمى خستگى ناپذير و مخلصانه شما در راه نشر حقايق اسلامى با داشتن روحيه علمى پاك و به دور از تعصب و با دقت كافى, قرار بگيرد).
تأليفات وى عبارتند از:
الف. آثار عربى:
1. القرآن الكريم و روايات المدرستين (3ج);
2. الاسطور السبئيه(2ج);
3. عبداللّه بن سبأ(عربى,2ج);
4 . خمسون و مائة صحابى مختلق (3ج);
5 . معالم المدرستين(3ج);
6 .احاديث ام المؤمنين عائشه (2ج);
7 . عقائد الاسلام من القرآن الكريم (2ج);
8 . مقدمه لكتاب آراء و اصداء حول عبداللّه بن سبأ و روايات سيف فى الصحف السعوديه;
9 . قيام الائمة باحياء الدين;
10 . سيرة المعصومين الاربعة العشر و ام المؤمنين خديجة (ع);
11 . ولاية الإمام على(ع) فى القرآن الكريم;
12 . افتراءات و اكاذيب فى كتاب للّه ثم للتاريخ;
13 . على مائدة الكتاب و السنة(17ج);
14 . مع التليدى فى كتاب الانوار الباهره;
15 . دور الأئمة فى إحياء الدين;
16 . فى طريق اهل البيت (ع);
17 . المصطلحات الاسلامية;
18 . مع الدكتور الوردى فى كتابه وعّاظ السلاطين (القسم الاول);
19 . منهج البحث التاريخى لدى العلاّمة العسكرى
20 . صلاة أبى بكر;
21 . حديث الكساء;
22 . تعليم اللغة العربية(4ج);
23 . جامع المقدمات;
24 . الهداية فى النحو;
25 . كتاب التصريف;
26 . تهذيب المغنى;
27 . تهذيب البلاغة;
28 . تهذيب شرح ابن عقيل;
29 . نصاب ا لصبيان;
30 . المنطق و مناهج البحث;
31 . قواعد الاملاء;
32 . احكام الاسلام (عربى);
33 . تعليم الصلاة;
34 . كتاب التجويد;
35 . منتخب الادعية;
ب. آثار فارسى:
1 .عبداللّه سبأ(فارسى,3ج)
2 . يكصدو پنجاه صحابى ساختگى (4ج);
3 . ترجمه معالم المدرسين(2ج) ;
4 .سقيفه;
5 . نقش عايشه در تاريخ اسلام (4ج);
6 . عقائد اسلام از قرآن كريم(3ج);
7 . نقش ائمه در احيا دين(2ج);
8 . ولايت امام على (ع) در قرآن كريم و سنت پيامبر(ص);
9 .برگستره كتاب و سنت(16ج);
10 . راهنماى تعليم اللغة العربية(4ج);
11 . كتاب الامثله و صرف مير;
12 . احكام الاسلام (فارسى);
13 . منتخب حلية المتقين(فارسى)
14 . تهمت ها و دروغ پردازيها.
علامه عسگرى پس از هشتاد سال تحقيق و تأليف و ترويج دفاع از مكتب اهل بيت(ع) در بيست و پنجم شهريور 1386هـ.ش مصادف با چهارم رمضان المبارك 1428ق بر اثر بيمارى قلبى و كليوى در سن 93 سالگى دارفانى را وداع گفت. و در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) آرميد.
در پى درگذشت اين عالم ربانى مراكز علمى, حوزوى و تحقيقاتى پيام تسليت صادر كردند, از جمله در قسمتى از پيام مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى آمده است: (…مرحوم علامه سيد مرتضى عسگرى در طول عمر با بركتشان تأليفات بسيارى در جهت روشنفكرى افكار عمومى و تقويت بنيان هاى علمى به ويژه در مباحث فقهى, حديثى و تاريخ اسلام داشتند و در اين راه متحمل رنج ها و مصايب زيادى شدند. در پايان اين بيانيه آمده است: اهتمام جدى و دقت نظر علامه سيد مرتضى عسگرى محقق, نويسنده و پژوهشگر, حديث شناس و رئيس دانشكده اصول دين به تاريخ اسلام و دفاع وى از حريم ولايت و امامت و توجه به معارف اهل بيت(ع) زبانزد حوزه هاى علميه و محافل دانشگاهى بود كه ارتحال اين عالم فرزانه ضايعه اى بزرگ و جبران ناپذير است.)
حضرت آيت اللّه خامنه اى(مد ظله العالى) رهبر معظم انقلاب اسلامى پيام تسليت صادر فرمودند. متن پيام به اين شرح است:
(بسم اللّه الرحمن الرحيم
درگذشت محقق و نويسنده عاليقدر مرحوم آيت اللّه آقاى حاج سيد مرتضى عسگرى رحمة اللّه عليه را به علماى اعلام و حوزه هاى علميه و شاگردان و ارادتمندان و به طور ويژه به خاندان مكرم و فرزندان محترم ايشان تسليت مى گويم.
اين عالم بزرگوار و سختكوش دهها سال از عمر با پركت خود را در راه پژوهش در كلام و تاريخ و حديث صرف كرد و محصول مبارك آن تأليفات و مقالاتى است كه در گستره جهان اسلام با استقبال و تحسين روبرو شد و در ترويج مكتب اهل بيت عليهم السلام موفقيت هاى ارزشمندى به دست آورده است.
رحمت خدا بر آن دانشمند بلند همت و پرتلاش و خستگى ناپذير. و السلام عليه و رحمة اللّه .)
سيد على خامنه اى
27 شهريور ماه 1386

يداللّه جنتىحجة الاسلام بكايى

حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ محمدحسن بكايى, يكى از خطبا و قرآن پژوهان معاصر به شمار بود.
فقيد سعيد در خرداد 1313ش در خوى به دنيا آمد. پس از دوران كودكى و تحصيلات ابتدايى, در 13 سالگى (1329) به مدرسه نمازى رفت و ادبيات را از اساتيدى همچون: حاج شيخ جليل مزور, شيخ حبيب فياضى و شيخ على مجتهدى و مطول را هم نزد شيخ جابر فاضلى فرا گرفت. سپس در 1329ش به حوزه علميه قم آمد و سطوح را نزد حضرات آيات: جعفر سبحانى (معالم), ميرزا باقر مرندى (شرح لمعه), مشكينى (رسائل), منتظرى (مكاسب) و مجاهدى تبريزى (كفايه) آموخت و پس از آن بود كه به تبليغ دين در شهرهاى آذربايجان پرداخت. از سال 1332 تا 1338ش به درس خارج بزرگان حوزه حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. در سال 1338ش به تبريز مهاجرت كرد و به تبليغ و سخنرانى در مجامع و مساجد پرداخت, و بارها به خاطر سخن گفتن بر عليه ظلم و فساد موجود در تبريز و اروميه و مراغه به زندان افتاد, تا آنكه در سال 1349ش به تهران آمد و براى دورى از تعرضات مأموران ساواك, در اداره واحدهاى آموزشى گروه فرهنگى قدس ـ كه از مدارس اسلامى و خودگردان تهران بود ـ مشغول به كار شد و همزمان به منبر و سخنرانى اشتغال داشت و در راه روشنگرى افكار عموم و انتقاد از اوضاع كشور, بارها گرفتار و مورد بازجويى و زندان رژيم شاه قرار گرفت. پس از پيروزى انقلاب, مدّتى در كميته انقلاب اسلامى و پس از آن در دانشگاه امام صادق(ع) به كار علمى مشغول شد و دفتر دانشنامه قرآن كريم را تأسيس نمود و به خدمت به ساحت مقدس قرآن كريم پرداخت.
كتاب هاى او عبارتند از:
1 . كتابنامه بزرگ قرآن كريم (22ج) ;
2. تفسير نامه (3ج);
3. الدليل الى الفروق فى اللغة العربية (3ج);
4 . ترتيب (اصلاح المنطق) (ابن سكيت);
5 . ترتيب (العين) (خليل بن احمد);
6 . دليل و معجم (فقه اللغة) (ثعالبى);
7 . كتابنامه انقلاب اسلامى ;
8 . كتابنامه سالار شهيدان ;
9 . كتابنامه حج;
10 . كتابنامه وقف ;
11 . كتابنامه زن ;
12 . احكام زندان در اسلام (ترجمه كتاب (احكام السجن) دكتر احمد وائلى).
آن عالم بزرگوار و خدمتگذار, در تاريخ 14 مهر 1368 (24 رمضان 1428ق) در 73 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع و نماز آيت اللّه مهدوى كنى, در قبرستان بهشت زهرا به خاك خفت.

ناصرالدين انصارى قمىآيت اللّه حق شناس

ميرزا عبدالكريم تهرانى, معروف و ملقب به (حق شناس), از علماى ربانى و وى در سال 1338ق برابر با 1298ش در تهران پا به عرصه گيتى نهاد.
حق شناس پس از فراگرفتن مقدمات و ادبيات, سطوح را نزد آيت اللّه شيخ محمد رضا تنكابنى (پدر فلسفى خطيب نامدار), و عرفان را نزد آيت اللّه شيخ محمدعلى شاه آبادى و اخلاق نظرى و عملى را نزد حجت الاسلام شيخ محمدحسين زاهد تهرانى فراگرفت.
در سال 1358ق برابر با 1318ش رهسپار حوزه علميه قم شد و در دروس خارج حضرات آيات: سيد محمدحجت كوهكمرى, سيد محمدتقى خوانسارى و سيد حسين طباطبائى بروجردى و دروس فلسفه امام خمينى(ره) شركت جست. اقامت ايشان در حوزه قم پانزده سال به درازا كشيد.
در سال 1373ق در پى رحلت استاد خود شيخ محمدحسين زاهد كه در مسجد امين الدوله واقع در جنوب بازار تهران انجام وظيفه مى كرد, بنا به درخواست اهل مسجد و محل و به دستور آيت اللّه بروجردى به تهران مراجعت فرمود و به رسيدگى امور شرعى و حل مشكلات دينى مردم پرداخت.
ايشان مدتى رئيس مدرسه فيلسوف الدوله و مدرسه سپهسالار بود و همان جا به تدريس كتب سطح و شرح منظومه سبزوارى اشتغال داشت و با وجود مشغله فراوان علمى و دروس حوزوى از مسائل سياسى و روز جامعه بى خبر نبود. همچنين علاوه بر علوم حوزوى, به زبان هاى فرانسه و انگليسى تسلط داشت.
او موفق به دريافت اجازاتى از حضرات آيات: حجت كوهكمرى, بروجردى, شاه آبادى, شيخ عبدالنبى عراقى و سيد ابوالقاسم خوئى شد.
از آثار او مى توان به رسالة فى ارث الزوجة, تقريرات فقه الحجة, تقريرات أصول الخوانسارى, تقريرات اصول البروجردى و تقريرات فقه البروجردى نام برد.
جلسات اخلاقى ايشان از ويژگى هاى خاصى برخوردار بود. شايد زمان موعظه او از يك ربع تا چهل دقيقه بيشتر نبود, و در همين فرصت كوتاه, بيان ايشان سرشار از آيات و احاديث ويژه بود. صدها جوان از محضر ايشان استفاده علمى مى كردند و اغلب آنان سخنان استاد را مى نگاشتند. گاهى هم در حين بيان روايت, چشمان ايشان اشكبار مى گرديد و فضاى جلسه تحت تأثير گريه اى عارفانه قرار مى گرفت.
استاد حق شناس مصداق حديث قدسى (أنا مطيع لمن أطاعني) بود. شايد براى او كشف و كرامات زيادى رخ داده بود, ولى او اطاعت و بندگى پروردگار را زيباتر از هر چيز مى دانست و آن طور كه نقل كرده اند, از ابتداى جوانى هم مراقب نفس خويش بوده است.
زنده ياد حق شناس كه به دليل اختلال در سيستم تنفسى سه ماه پيش از رحلت تحت درمان بود و با دستگاه تنفس مصنوعى به حيات خويش ادامه مى داد, عاقبت صبح روز دوشنبه 8 رجب 1428ق برابر با اول مرداد 1386ش در 90 سالگى در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
پيكرش صبح روز سه شنبه در تهران تشييع و پس از اداى نماز ميت به امامت آيت اللّه شيخ محمدرضا مهدوى كنى به شهر رى منتقل و در آستان مطهر حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) به خاك سپرده شد.

آيت اللّه باقرى نجف آبادى

شيخ غلامرضا باقرى فرزند ابوالقاسم و نوه يوسف شيرازى, كه از اساتيد بزرگ حوزه ها بود و در سن 87 سالگى رحلت نمود.
وى در سال 1340 ق/ 1301 شمسى در روستاى (حاجى آباد) از توابع نجف آباد (استان اصفهان), پا به عرصه گيتى نهاد. در سن 5 سالگى پدر خود را از دست داد. او بخشى از مقدمات را نزد پسر عموى خود حجت الاسلام شيخ قاسم على آيت آموخت. و در سال 1356ق رهسپار حوزه علميه قم شد, و مقدمات و بخشى از سطوح را از محضر: شيخ حيدرعلى يوسفان نجف آبادى, شيخ ابوالقاسم حججى نجف آبادى, شيخ فرج اللّه قزوينى, شيخ محسن الهى لاهيجانى, و سيد مرتضى علوى فريدنى استفاده نمود.
ايشان در ايام عرفه سال 1361ق به نجف اشرف هجرت نمود, و سطوح را از حضرات آيات: شيخ عبدالحسين رشتى, سيد يحيى مدرسى يزدى, ميرزا هاشم آملى, و شيخ محمدحسين دهقانى (خرد), و معقول را از علامه شيخ صدرا بادكوبى بهره مند گرديد. و در دروس خارج حضرات آيات: شيخ محمدعلى كاظمينى, شيخ محمدكاظم شيرازى, ميرزا عبدالهادى شيرازى, سيد محسن طباطبائى حكيم, و سيد ابوالقاسم خوئى شركت جست. ضمناً از سوى آيت اللّه سيد جمال الدين گلپايگانى به درجه اجتهاد مفتخر گرديد.
استاد باقرى از شاگردان ممتاز آيت اللّه خوئى به شمار مى رفت و پيوسته به تدريس سطوح عاليه اشتغال داشت, و جمع زيادى از محضر پر فيض ايشان استفاده نمودند.
نامبرده در ربيع الثانى1 1391ق برابر 135 شمسى به ايران بازگشت و به تدريس خود ادامه داد. ولى در پى حوادثى ناگوار در سال 1393ق به مشهد مقدس عزيمت و تا آخر عمر در آن ديار زيست, و همواره مشغول تدريس و تأليف بود.
از آثار او :
1 . أنوار الهداية فى الإمامة و الولاية, چاپ شده;
2 . رسالة في شرح رسالة الحقوق, چاپ شده;
3 . شرح العروة الوثقى, كه مقدار زيادى از آن به رشته تحرير درآمده است;
4 . تقريرات الاصول (بحث الخوئى);
5 . رسالة في إرث الزوجة;
6 . فقه القرآن (طهارت وصوم);
7 . رساله اى در اعتقادات;
8 . داستان كاروان كربلا;
9 . حجية ظواهر الكتاب;
10 . تقريرات الفقه (بحث الخوئى);
11 . رسالة فى العدالة.
استاد باقرى نجف آبادى سرانجام در پى بيمارى در صبح روز جمعه 16 ذى قعده 1427ق برابر با 17 آذر 1385ش در بيمارستان آيت اللّه گلپايگانى ـ قم درگذشت. پيكرش در قم تشييع و پس از اداى نماز آيت اللّه سيد محمد رجائى اصفهانى به نجف اشرف انتقال يافت و در وادى السلام به خاك سپرده شد.

درگذشت بهجتى (شفق)

دانشمند محترم و اديب نامور شيخ محمدحسين بهجتى متخلص به (شفق), امام جمعه اردكان و رياست حوزه علميه و انجمن ادبى اين شهرستان در سن 84 سالگى زندگى را وداع گفت.
او در سال 1354ق برابر با خرداد/ 1314ش در اردكان (استان يزد) در منزل تقى بهجتى زاده شد. پدرش كاسبى ساده بود و با پاكى و صداقت و اصالت زندگى مى كرد.
محمدحسين در سن هفت سالگى به مكتب راه يافت و در سن 12 سالگى (1326ش) به مدرسه علوم دينى اردكان راه يافت و ادبيات عرب, منطق و معانى بيان را نزد اساتيدى چون: شيخ محمد اردكانى حائرى و سيد روح اللّه خاتمى و مدتى چند در حوزه علميه يزد نزد شيخ احمد علوى اردكانى و سيد على محمد كازرونى مقدمات را به پايان رساند.
شفق در تابستان 1331ش رهسپار حوزه علميه قم شد و ابتدا در مدرسه خان و پس از آن در مدرسه فيضيه و اخيراً در مدرسه حجتيه حجره اى داشت و شرح لمعه و قوانين الاصول را نزدسيد موسى صدر به پايان برد. سطوح را كاملاً نزد حضرات آيات: شيخ محمد فكوريزدى, شيخ عبدالجواد سدهى جبل عاملى, شيخ مرتضى حائرى يزدى, سيد محمد طباطبائى سلطانى بروجردى, ميرزا على مشكينى و سيد موسى شبيرى زنجانى فرا گرفت.
اخيراً در دروس خارج حضرات آيات: سيد حسين طباطبائى بروجردى (دوسال), شيخ مرتضى حائرى يزدى, امام خمينى(ره) و سيد محمد داماد يزدى و حداكثر استفاده را از حائرى يزدى كسب نمود.
در ضمن تفسير قرآن كريم را از سيد محمدحسين تبريزى (علامه طباطبائى), و مباحث اخلاقى را از شيخ عباس تهرانى و شرح منظومه را از شيخ حسينعلى منتظرى بهره مند شد. او تا وقتى كه در قم بود در دروس خارج فقه و اصول و نيز فلسفه شركت مى نمود و از مطالعه تاريخ, حديث و فراگيرى زبان انگليسى بى بهره نماند. در ايام تبليغ به وعظ و هدايت اشتغال داشت و رسماً در كتابخانه مدرسه حجتيه به كتابدارى پرداخت.
استاد بهجتى در تابستان 1351ش به تهران منتقل شد و اين اقامت به مدت نه سال طول كشيد و مشغول انجام وظايف دينى از هدايت و ارشاد و كمك بود.
در سال 1360ش در پى دعوت مدرسه حقانى و مؤسسه در راه حق جهت تدريس ادبيات فارسى و غيره تهران را به سوى قم رها كرد و پس از گذشت يك سال د رمرداد 1361ش به سمت امام جمعه اردكان منصوب شد و تاپايان عمر در همين سمت باقى ماند. رياست حوزه علميه اردكان را بر عهده گرفت و همينطور رياست انجمن ادبى شهر بر آن افزوده شد و عملاً جنبش علمى ـ ادبى و شور و هيجانى در آن خطه ايجاد نمود.
نمونه هاى زيادى از نظم ايشان در مجلات ذيل چاپ و منتشر شد: مكتب اسلام, مكتب تشيّع, معارف جعفرى, پيام انقلاب, پاسدار اسلام, نشريه مسجد اعظم قم و غيره.
از آثار او :
1 . سرود سحر, اشعارى است راجع به توحيد و مناجات هاى اهل بيت(ع), از انتشارات شفق قم;
2 . بهار آزادى, اشعارى است راجع به پيروزى انقلاب اسلامى, از انتشارات شفق قم;
3 . بارش نور (اشعار);
4 . باده هاى ازلى;
5 . غزليات, كه تا كنون چاپ نشده است;
6 . سرچشمه خورشيد.
زنده ياد استاد شفق كه به علت بيمارى قلبى در يكى از بيمارستانهاى تهران بسترى بود, عاقبت در شامگاه دو شنبه 6 شعبان 1428ق برابر با 29مرداد 1386ش بر اثر سكته قلبى در سن 74 سالگى جان به جان آفرين تسليم نمود. پيكرش صبح روز سه شنبه در تهران تشييع و جهت خاكسپارى به زادگاهش اردكان انتقال يافت و پس از تشييعى با شكوه در عصر روز چهارشنبه در بهشت شهدا به خاك سپرده شد.

وحدت تبريزى

حجت الاسلام و المسلمين شيخ محمود وحدت, واعظى پويا و مبارزى كوشا و سخنورى توانا بود.
وى در سال 1351ق برابر با 1311ش در شهر تبريز زاده شد.
پدرش شيخ ابراهيم وحدت فرزند محمود ميانجى, از اساتيد معروف هيئت و نجوم و دانشمندان به نام تبريز بود.
شيخ محمود تحصيلات مقدماتى را در تبريز به پايان رساند و در سال 1370ق برابر با 1330ش رهسپار حوزه علميه قم گرديد و سطوح را نزد: ميرزا محمد مجاهدى تبريزى, ميرزا على مشكينى, سيد عبدالكريم موسوى اردبيلى, سيد موسى شبيرى زنجانى و سيد موسى صدر فرا گرفت. در ضمن شرح منظومه را از سيد رضا صدر آموخت. سپس به مدت چهار سال در دروس خارج آيت اللّه سيد حسن طباطبائى بروجردى شركت جست. وحدت از همان دوران نوجوانى و نخستين روزگار طلبگى, فردى خوش قريحه, اجتماعى, با احساس, فعال, دلسوز و پر تلاش بود و به همين دليل در دوران ملى شدن صنعت نفت و مبارزات فدائيان اسلام به عنوان هوادار در فعاليت هاى آنان شركت داشت.
او در سال 1381ق برابر با 1341ش به زادگاهش مراجعت فرمود و رسماً علاوه بر تبريز, در شهرهاى بزرگ آذربايجان به وعظ و تبليغ و هدايت پرداخت.
وحدت در اعتراض به رفراندوم شاه در بهمن 1341ش در يك سخنرانى تند و شفاف به مدت دو ساعت, نخستين واعظى بود كه در تبريز دستگير و به زندان قزل قلعه تهران اعزام شد. پس از مدتى از زندان رهايى يافت و به تبريز مراجعت نمود.
در پانزده خرداد 1342ش همه منبرهاى تبريز در دفاع از مرجعيت و شريعت و افشاى جنايات رژيم شاه در مدرسه فيضيه سنگ تمام گذاشتند و در روز 18محرم همراه با حجج اسلام شيخ عيسى اهرى و شيخ محمد حسن بكائى خوئى به كاروان زندانيان در زندان موقت شهربانى تهران پيوست و پس از مدتى آزاد شد.
در 14 آذر همان سال همراه با علماى تبريز دستگير و مدت بيش از سه ماه در ساواك تبريز زندانى شد.
پس از پيروزى انقلاب در سال 1399ق برابر با 1358ش براى هميشه پايتخت را برگزيد و در اين شهر همچنان در امور تبليغى, امامت و ارشاد در برخى مساجد, خدمت در سازمان عقيدتى ـ سياسى ارتش و كمك به فقرا و نيازمندان بدون وقفه و خستگى ناپذير, فعّال بود.
از آثار او :
1 . اسلام دين آزادى نه بردگى;
2 . توقيعات حضرت مهدى (عج);
3 . شرح حديث كسا;
4 . يادداشت هاى منبرى, در چند دفتر.
و نيز نگارش ده ها مقاله در زمينه هاى مختلف مى توان اشاره كرد.
ايشان تا آخرين روزى كه بسترى شد, على رغم كسالت قلبى, به امامت در مسجد و حضور در مراسم نيروهاى مسلح ادامه داد.
سرانجام در ذى حجه 1427ق برابر با دى 1385ش در سن 86 سالگى در تهران چشم از جهان فروبست. پيكرش با تجليل فراوان تشييع و در قبرستان بهشت زهرا آرام گرفت.

على اصغر مدرّس

استاد فرزانه و توانا زنده ياد على اصغر مدرس كه از اساتيد حقوق دانشگاه تبريز بود, در سال 1332ق برابر با1293ش در شهر تبريز ديده به جهان گشود. پدرش دانشمند نامدار ميرزا محمدعلى مدرس تبريزى نگارنده كتاب معروف ريحانة الأدب متوفاى سال 1373ق/ 1333ش است.
وى پس از سپرى كردن مرحله هاى ابتدايى و متوسطه, در دبيرستان (متوسطه دولتى) تبريز به تحصيل ادامه داد. در سال 1352ق / 1312ش به تهران رفت و در رشته هاى قضايى و سياسى به تحصيل خود ادامه داد و در سال 1315ش موفق به اخذ ليسانس و فارغ التحصيل شد.
مدرس در دوره هفدهم مجلس شوراى ملى (ارديبهشت 1331ش تا آبان 1337ش) از سوى مردم تبريز انتخاب و راهى مجلس شد. در اين دوره آيت اللّه كاشانى به رياست مجلس رسيد و استاد مدرس از طرف هيئت وزيران به عضويت شوراى عالى شركت ملى نفت درآمد.
ايشان پس از پايان دوره مجدداً به تبريز بازگشت و به كار تدريس حقوق در دانشگاه تبريز پرداخت.
او مردى با فضل و فطانت و كياست و در شهر تبريز از نام آوران بود. در امور علمى و فرهنگى از پيشگامان به شمار مى رفت و خدمات شايسته اى تقديم جامعه تبريز كرد. در فضايل اخلاقى و مبادى اجتماعى نمونه اى كامل بود.
از آثار او مى توان موارد زير را نام برد:
1. اصول اجتماعى عرب قبل از اسلام;
2. پنج گفتار در فطرت;
3. حجيت عقل يا دليل عقلى, دو جلد;
4. حقوق فكرى يا مبانى حقوق بشر;
5. عقل از ديدگاه هاى مختلف;
6. هفت گفتار اصولى.
استاد مدرس عاقبت در اثر كهولت سن در اوايل شعبان 1428ق برابر با اواخر مرداد 1386ش در 96 سالگى در تبريز دار فانى را وداع گفت و همان جا به خاك سپرده شد.

دكتر محمود بهزاد

دكتر محمود بهزاد از چهره هاى علمى موفق كشور و مؤسسان سازمان كتاب هاى درسى ايران و مترجمان برجسته و نويسندگان توانا بود.
وى در ربيع الثانى 1332ق برابر با 22 اسفند 1292ش در شهر رشت به دنيا آمد. پدرش جواهر ساز بود.
دبستان و راهنمايى و دبيرستان را در زادگاهش به پايان رساند و در آذر ماه سال 1311ش به دانشسرايعالى در تهران ملحق شد و در خرداد 1314ش موفق به دريافت ليسانس رشته علوم طبيعى شد و نظر به اينكه نمرات بالاترى داشت, به اخذ مدال درجه يك علمى نايل آمد.
بهزاد از مهر 1314ش به شهر سمنان رفت و به تدريس مشغول شد.
سرانجام پس از 24 سال خدمت, در سال 1339ش تقاضاى بازنشستگى نمود.
در سال 1341ش به پيشنهاد دكتر پرويز ناتل خانلرى ـ وزير آموزش و پرورش وقت ـ و با حكم هيئت وزيران مأمور تأسيس (سازمان كتاب هاى درسى ايران) شد. هدف اين سازمان, تجديد نظر در محتواى كتاب هاى درسى با رسم الخط جديد و نوشتن كتاب هاى جديد از دوران ابتدايى تا دوران متوسطه, براى يكنواخت كردن كتب درسى در تمام نقاط كشور بود.
در سال 1348ش از سوى شوراى استادان دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران به درجه استادى نايل آمد.
بهزاد همزمان با تحصيل و تدريس به كار تأليف و ترجمه پرداخت. در سال 1323ش نخستين كتاب خود را تحت عنوان (داروين چه مى گويد؟) را تأليف كرد و در رشت منتشر ساخت كه بعدها مكرراً در تهران به چاپ رسيد. در سال 1339 ترجمه او از كتاب (سرگذشت زمين) تأليف جورج گاموف, برنده جايزه سلطنتى شد. ترجمه كتاب (روانشناسى فيزيولوژيك) كه در سال 1348ش انتشار يافت, موجب شد كه از او براى تدريس روان شناسى به دانشگاه تهران دعوت شود و اين كتاب به عنوان كتاب پايه دانشكده روان شناسى دانشگاه تهران برگزيده شد. وى از سال مذكور به بعد در دانشگاه تهران, دانشسرايعالى و مدرسه عالى دختران به تدريس زيست شناسى و روان شناسى فيزيولوژيك پرداخت.
ايشان از دى ماه سال 1360ش تا آخرين روزهاى عمر خود در زادگاهش رشت زيست و با استفاده از دكتراى داروسازى كه داشت, با جامعه داروسازان گيلان به همكارى پرداخت.
ايشان پركارترين نويسنده و مترجم كتاب هاى علمى در ايران بود. تعداد تأليفات و ترجمه هاى او به صد جلد كتاب در بيش از هفتاد عنوان مى رسد كه 65 كتاب به تنهايى و 35 كتاب ديگر را با همكارى دانشمند, خود تأليف و ترجمه كرده است.
آثار او عموماً مورد استقبال و توجه دانش پژوهان, دانشجويان و دانش آموزان قرار گرفته و برخى از تأليفات و ترجمه هايش بارها تجديد چاپ شده است. علاوه بر آن, صدها مقاله در زمينه هاى مختلف علمى در نشريات و مجلات كشور منتشر ساخت.
تأليفات:
1. بيولوژى براى همه, 1330 ش, تهران;
2. آيا براستى انسان زاده ميمون است؟
3. بدن من, انتشارات شوراى خواندنى هاى نوسوادان, تهران;
4. علوم, سال سوم دبستان هاى كشور;
5. علوم, سال چهارم دبستان هاى كشور;
6. نكاتى چند درباره ژنتيك;
7. نكاتى چند درباره فيزيولوژى عمومى;
8. نكاتى چند درباره فيزيولوژى اعصاب و غدد داخلى;
9. نكاتى چند درباره زيست شناسى;
10. نكاتى چند درباره روانشناسى فيزيولوژيك;
11. داروينيسم و تكام;
12. گياه شناسى, سال ششم طبيعى;
13. علم;
14. روان شناسى حيوانى;
15. تئورى تكامل روان شناسى; 16. مغز آدمى از ديدگاه روانشناسى;
17. جانورشناسى, 16 جلد;
18 . قانون جنگل, ترجمه و تأليف;
19. داروين چه مى گويد؟ 1373ش, رشت. و در تهران نيز چاپ هاى متعددى شده است;
20. تست هاى بيولوژى جانورى و گياهى, انتشارات سيروس, تهران, چاپ سوم.
ترجمه ها :
1. راز وراثت, 1330 ش, چاپ رشت و تهران;
2.قرن داروين;
3 . اسرار مغز ادمى;
4. تن آدمى;
5. علم و راثت;
6. رمز تكوين;
7. اسرار بدن;
8 . زندگى ما به چه موادى بسته است؟
9. حيات و انرژى;
10. بيوگرافى پيش از تولد;
11. فقط يك تريليون;
12 . روانشناسى فيزيولوژيك;
13 . جهان از چه ساخته شده است؟
14. سرگذشت زمين;
15 . جهان چگونه آغاز شد;
16. شناخت حيات;
17. زندگى گياهى, 1339 ش, تهران;
18. سرچشمه زندگى;
19 . سرگذشت زيست شناسى;
20 . زيست شناسى B.S.C.S ;
21 . محدوديت هاى رشد;
22. زمين در خطر;
23 . تكامل (سرى طلايى);
24 . گياه شناسى (سرى طلايى);
25 . راهنماى تشخيص كانى هاى جهان (سرى طلايى);
26 . وراثت و طبيعت آدمى;
27 . پاولف;
28 . آيا به راستى مردان از زنان برترند؟
29 . جهان در سراشيبى سقوط;
30 . دانشنامه عمومى (جهان جانداران);
31 . بيونيك (تكنولوژى از جانداران الهام مى گيرد), ترجمه با همكارى مهندس پرويز قوامى;
32 . هشت گناه بزرگ انسان متمدن, ترجمه با همكارى فرزندش دكتر فرامز بهزاد;
33 . روان شناسى و فضا;
34 . ژنتيك.
دكتر بهزاد كه به پدر زيست شناسى نوين ايران لقب يافته, پس از عمرى تلاش و تكاپو, عاقبت در عصر روز پنجشنبه16 شعبان 1428ق برابر با 8 شهريور 1386 بر اثر بيمارى در سن 96 سالگى در شهر رشت به ديدار حق شتافت.
پيكرش صبح روز سه شنبه 13 شهريور از بيمارستان گلسار رشت با تشريفات ويژه اى تشييع و در جوار مزار ميرزا كوچك خان جنگلى در سليمان داراب رشت به خاك سپرده شد.

داشنمند فرزانه محدّث خراسانى

ميرزا احمد محدّث فرزند دانشمند و واعظ نامدار خراسان شيخ على و نوه واعظ بزرگ آستان قدس رضوى شيخ حسن پائين خيابانى, كه از دانشمندان و واعظان برجسته مشهد مقدس بود, پس از يك دوره طولانى بيمارى به ملكوت اعلى پيوست.
وى در يك خانواده اصيل علمى در مشهد مقدس تولد يافت. ادبيات را از محضر استاد شيخ محدتقى اديب نيشابورى بهره مند گرديد, سپس شرح لمعه و قوانين را از محضر آيت اللّه ميرزا احمد مدرس يزدى استفاده نمود. كفاية الاصول را از محضر آيت اللّه شيخ هاشم قزوينى فراگرفت, سپس در دروس خارج ايشان كه در مدرسه نواب تشكيل مى شد, شركت نمود.
همزمان معقول را در محضر اساتيدى بزرگ چون حضرات آيات: ميرزا حسن فقيه سبزوارى, شيخ محمدحسين فقيه خراسانى (محدّث), شيخ جعفر جورابچى (زاهدى), سيد محمود مجتهدى سيستانى, آموخت.
در سال 1340ش /1380ق دوره ليسانس الهيات و علوم اسلامى را در دانشگاه مشهد آغاز كرد, و پس از اتمام آن در دانشسرايعالى تهران در رشته الهيات (دوره فوق ليسانس) شركت و به پايان رساند. او پس از فراغت, در آموزش و پرورش اهواز, و پس از آن در مشهد مقدس در مركز تربيت معلم و دبيرستان ها به تدريس علوم اسلامى, ادبيات فارسى, و اصول عقايد اشتغال ورزيد.
او يك معلم و راهنما در مراكز مختلف علمى و آموزشى بود.
نامبرده داراى آثار و تأليفاتى گرانسنگ و پژوهشى مى باشد, كه نگارش بيش از ده جلد كتاب, و نيز مقالات علمى ـ پژوهشى در نشريات است.
برخى از آثار او به شرح زير است:
1 . عقايد و معارف اسلامى, كه در اهواز به چاپ رسيد;
2 . مناظر دكتر و رهبر, مشهد, 1350 ش;
3 .حجّ ميعادگاه عشّاق;
4 . جلوه قرآن و عترت (ترجمه و شرح ديباچه تفسير صافى), دو جلد, قم, 1384ش;
5 . خورشيد تابان در علم قرآن, كه از تأليفات پدرش مى باشد, تحقيق و اضافات, مشهد مقدس, 1382ش.
سرانجام استاد محدّث در اواسط ماه رمضان 1427ق برابر با اواسط مهرماه 1385ش در پى بيمارى در مشهد مقدس درگذشت, و در آن سرزمين اطهر به خاك سپرده شد.

استاد عابد تبريزى

استاد محمد متخلص به عابد فرزند حسين تاج الشعرا (مولانايتيم) تبريزى, از اساتيد ادب و شاعران برجسته آذرى زبان است كه در سن 74 سالگى درگذشت.
ايشان امروزه يكى از شعراى توانا و به نام تبريز و خطه آذربايجان به شمار مى رفت كه اشعارش از استحكام و انسجام برخوردار بود.
علاقه وافر وى به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) موجب شد كتابهاى زير را در رثاى آن بزرگواران تأليف و به يادگار گذارد.
1 . ماه در محاق, به زبان فارسى;
2 . مهر در شفق, به زبان فارسى;
3 . ستاره سحرگاهى, به زبان تركى;
4 . ديوان اشعار عابد.
سرانجام استاد عابد در روز چهارشنبه 14ذى القعده 1428ق برابر با 15 آذر 1385ش به علت عارضه قلبى در يكى از بيمارستانهاى تهران دار فانى را وداع گفت. پيكرش صبح روز پنجشنبه در تبريز تشييع و در قبرستان (وادى رحمت) به خاك سپرده شد.
در بخشى از پيام تسليت وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى (محمدحسين صفّار هرندى) چنين آمده است:
(او به حق از مردان بزرگ و دلباخته اهل بيت(ع) و از شعراى نامدار و متعهد معاصر بود. نام او در ذيل شعراى بزرگى چون: صائب تبريزى, ابوالقاسم نباتى, استاد محمدحسين شهريار, جاودانه خواهد ماند).

استاد سيد على عدنانى

سيدعلى عدنانى فرزند حجت الاسلام و المسلمين سيدمحمد على فرزند آيت اللّه فقيه فرزانه سيد عدنان موسوى غُريفى, كه از بزرگان و فضلاى خوزستان بود, درگذشت.
ايشان در حدود سال 1370ق/ 1330ش در شهر خرّمشهر ديده به جهان گشود, و تحت رعايت پدر خود پرورش يافت.
عدنانى پس از به پايان رساندن مرحله دبيرستانى, جهت تحصيل علوم دينى در سال 1388ق به نجف اشرف مهاجرت نمود و مقدمات را نزد شيخ عماد كعبى, شيخ محمدباقر ايروانى, و شيخ عادلى به پايان برد, و سطوح را از محضر آيات: سيد عبدالصاحب حكيم, سيد محى الدين غريفى, و شيخ بشير پاكستانى نجفى استفاده نمود. بخشى از كفاية الاصول و خارج را از محضر آيت اللّه شيخ عباس مظفّر بهره مند گرديد.
وى در سال 1398ق به زادگاه خويش مراجعت فرمود و مشغول هدايت و ارشاد گرديد. در سال 1400ق/ 1359ش . پس از آغاز جنگ عراق عليه ايران در قم مستقر شد, و در دروس خارج آيت اللّه سيد ابوالقاسم كوكبى تبريزى حاضر و مشغول تحقيق و تأليف گرديد.
سرانجام پس از پايان جنگ و رسماً از سال 1411ق به خرمشهر مراجعت, و نماز جماعت را در مسجد جدّ خود (سيدعدنان) برپا نمود, و نفوذ زيادى ميان مردم پيدا كرد.
از آثار او:
1 . إعداد و تقديم (ديوان الغريفي) (يعنى عموى خود سيدعلى), 1404 ق, قم;
2 . تحقيق (بناء المقالة الفاطمية فى نقض الرسالة العثمانية);
3. على(ع) و الأنبياء, تأليف حكيم محمد سيالكوتى, ترجمه به زبان عربى, تهران;
4. تحقيق (المناقب و المثالب), اثر قاضى أبوحنيفه نعمان;
5 . علماء البحرين;
6 . ديوان شعر;
7 . موسوعة شعراء الحسين(ع), در چند جلد.
ايشان در پى يكدوره بيمارى در پنجشنبه شب 24 شوال 1427ق برابر با 25آبان 1385 در بيمارستان مهر تهران در گذشت. پيكرش پس از تشييعى باشكوه در شهر خرمشهر, در حسينيه خاندان عدنانى به خاك سپرده شد.

شيخ هشام صيمرى

حجت الاسلام شيخ هشام صيمرى فرزند حاج عبدالرزاق آل طه خوزستانى از اساتيد حوزه علميه امام على بن ابى طالب(ع) اهواز و امام جماعت مسجد حضرت فاطمه(س) بود.
وى در سال 1381ق برابر با 1340ش در كشور كويت ديده به جهان گشود. پس از اينكه مرحله دبيرستان را پشت سر گذاشت در سال 1400 ق/ 1980م به دانشگاه كويت ملحق شد. ابتدا در رشته شيمى و پس از آن تحصيلات خود را در رشته علوم سياسى دنبال كرد, و هم زمان تحصيلات دانشگاهى ساير مقدمات را نزد حجت الاسلام سيد مصطفى ذوالقدر آموخت. در سال 1409ق/ 1988م در نوشتن مقاله اى به زندان افتاد و حدود دوسال در آن ماند.
صيمرى در پى حمله عراق به كويت 1411/ق 1990م رهسپار حوزه علميه قم شد و سطوح را نزد حجج اسلام: سيد حسين شاهرودى, سيد محمدرضا جلالى, سيد كمال حيدرى به پايان رساند و مدتى چند خارج را از محضر آيات: ميرزا جواد تبريزى, شيخ محمد فاضل لنكرانى, شيخ حسين وحيد خراسانى, سيد محمد شاهرودى و سيد كاظم حائرى استفاده نمود.
وى به دليل نياز مبرم جوانان اهوازى به مسايل فرهنگى ـ اعتقادى كمر به خدمت در اين شهر و آشنايى شيفتگان معرفت دينى در محروم ترين مناطق اهواز بست. از سال 1374ش شروع به تردد نمود و رسماً در سال 1377ش به آن ديار منتقل شد.
او همزمان مسؤوليت نظارت بر بيست مسجد در منطقه را به عهده داشت كه موجب آبادى, عمران و پررونق شدن آنان شد. همچنين در تأسيس كتابخانه و تربيت و تدريس طلاب نقش مؤثر و تعيين كننده اى ايفا كرد.
ايشان در مقابل هجمه سنگين و سرمايه گذارى وسيع وهابيون در شهر اهواز ايستادگى كرد, در مقابل دشمنان كينه توز تشيّع وجود او را تحمل نكرده و دوشنبه 9جمادى الثانى 1428ق برابر با 3 تير 1386ش با اقدامى تروريستى به شهادت رساندند.
آثار وى عبارت اند از:
1 . كلمة السبط الشهيد(ع);
2 . أسئلة و أجوبة حول الدين و الاسلام;
3 . الحقائق تتكلم حول ولادة أميرالمؤمنين(ع);
4 . وقفة مع الفكر القومى;
5 . دروس فى التوحيد;
6 . تفسير سورة الحمد;
7 . بحث عن الامام المهدى (عج);
8 . دروس فى العقيدة الاسلامية (ناقص ماند);
9 . محاضرات دينية (در دست تأليف داشت).
پيكر ايشان در حالى كه فقط 47 سال داشت در روز سه شنبه در مراسمى با شكوه در اهواز از مسجد فاطمه زهرا(س) تشييع آنگاه رهسپار بقعه سيد هادى (اهواز ـ حميديه) شده و به خاك سپرده شد.

تائب تبريزى

حاج صادق تائب فرزند حاج رضا تبريزى, از شعراى بنام و عاشقان حريم ولايت و امامت پس از عمرى پربار در 86 سالگى در گذشت.
وى در سال 1342ق برابر با 1302ش در شهر تبريز ديده به جهان گشود.
وى مقدمات را تا پايان شرح لمعه نزد اساتيدى چون: ميرزا على نورى, ميرزا رسول شاهدى تبريزى و ميرزا على اكبر محدث تبريزى به پايان رساند.
اشعار خود را به سوگ اهل بيت(ع) خصوصاً سالار شهيدان امام حسين(ع) اختصاص داد.
فهرست آثار به شرح زير است:
1. ارمغان تائب, 6 جلد;
2. جواهر المصائب, 3 جلد;
3. سيماى عاشورا, 2 جلد;
4. حماسه كربلا, 2 جلد;
5. پيام كربلا;
6. هديه تائب;
7 . ديوان اشعار, كه تا كنون خطى مانده است.
سرانجام تائب در پى بيمارى و كهولت سن در يكى از بيمارستان هاى تهران در روز چهارشنبه 29 شعبان 1428ق برابر با 21 شهريور 1386ش چشم از جهان فروبست. پيكرش پس از تشييعى شايسته در صبح روز جمعه در قبرستان بهشت زهراى تهران در خاك آرميد.

عبدالحسين جواهر كلامفرهنگىدر حاشيه سفر هند
(قسمت دوم)

روزهاى پايانى سال 1385 توفيق يار شد و همت بخش رسانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى قرين, با جمعى از همكاران مطبوعاتى عازم كشور هند شديم.
در بدو ورود به فرودگاه دهلى پايتخت هند نظم و انضباط خاصى در آنجا حاكم بود كه براى ما قابل تأمل و تعجب بود اگر چه موقع نماز صبح بود و جا و مكانى براى نماز نبود و كسى هم قبله را نمى دانست. ولى با ديدن جناب آقاى اسدى مسؤول بخش رسانه سفارت جمهورى اسلامى ايران در هند مشكلات نماز خواندن تا حدودى برطرف شد. سپس با مينى بوسى كه فرمان آن سمت راست بود و عبور و مرور و خيابان ها همه از سمت چپ بود, بالاخره به محل جامعه اسلامى دهلى نو محل استقرارمان كه در يكى از محله هاى خوب و جنب لودى پارك واقع بود رسيديم و پس از يك استراحت مختصر راهى سفارت جمهورى اسلامى ايران شديم كه سفير و برخى از مسؤولين سفارت به گرمى از ما استقبال كردند; پس از معارفه كوتاه در گپ و گفتگوى بسيار صميمى با سفير ايران بطور اجمال با هند و فرهنگ آن ديار آشنا شديم. در طول روزهايى كه در هند بوديم از برخى چاپخانه ها, خبرگزارى ها, مطبوعات و جاهاى ديدنى هند, ديدن كرده با فعا