بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 8

بيشتر دقت كنيم 2


تصوير 15
ترجمه تمهيد الاصول شيخ طوسى تصوير روى جلد تمهيد الاصول شيخ طوسى
چنانكه ملاحظه مى شود اولاً نويسنده شيخ طوسى (متوفاى 460) را با خواجه طوسى (متوفاى 672) اشتباه گرفته است. زيرا تمهيد الاصول تأليف شيخ طوسى است نه خواجه طوسى . ثانياً تمهيد الاصول عربى است نه فارسى و جناب آقاى دكتر مشكوة الدينى آن را به فارسى ترجمه كرده كه در سال 1358 چاپ شده است.
بنابراين اصطلاح نوپديدو ديرينه نه از شيخ طوسى است و نه از خواجه طوسى.
تصوير صفحه اى از كتابى كه يكى از دانشگاههاى كشور در سال 1370 منتشر كرده است. بدون شرح:
مرحوم سعيد نفيسى در شرح حال شيخ صدوق كه در آغاز مصادقة الاخوان چاپ شده , گويد:
(ابوجعفر [صدوق] و ابو عبدالله به روايتى از ام ولد و به روايت ديگر از كنيزكى ديلمى به جهان آمده اند).
(مصادقة الاخوان , ص 15 , مقدمه)
( … از يك مادر بوده اند و پيش از اين هم اشاره رفت كه به روايتى مادرشان ام ولد نام داشته , و به روايتى ديگر كنيزكى ديلمى بوده است).
(مصادقة الاخوان , ص 18, مقدمه) . (زاقى) به جاى نراقى
زركلى در اعلام (ج1, ص 260 ـ 261), سرگذشت مولى احمد نراقى ـ قد ه ـ را ذيل عنوان (الزاقي) آورده و ضمن شرح حالش مى گويد الاحمد مهدى بن ابى ذرالكاشانى الزاقى), و نيز: (توفي بقرية الزاق من قرى كاشان.) يعنى سه بار ـ يك بار در عنوان سرگذشت و دو بار در خود سرگذشت ـ از نراقى با تعبير (زاقى) ياد كرده است.
همچنين در (ج3, ص 40) ذيل حرف (ز) از وى با عنوان (الزاقى) ياد كرده و به احمدبن مهدى ارجاع داده است. مورد اخير شاهد آن است كه اين اشتباهى چاپى نيست!


صفحه 9

شرح حالنگارى



به مناسبت برگزارى كنگره بزرگداشت شيخ مفيد ـ ره ـ موضوع يكى از جلسات هيئت تحريريه آينه پژوهش , شرح حالنگارى بود. در اين جلسه درباره اقسام شرح حالنگارى و تاريخچه آن در گذشته فرهنگ اسلامى و چگونگى شرح حالنگارى شيخ مفيد سخن رفت. آنچه در پى مى آيد , تلخيص جلسه ياد شده است كه با حفظ لحن سخنان و تنها با تغييراتى جزئى منتشر مى گردد.
نگاهى اجمالى به گذشته فرهنگ اسلامى , رونق شرح حالنگارى را در گذشته اين فرهنگ مى يابيم . گرچه شرح حالنگارى در اسلام تأسيس نشده و مسلمانان مبتكر اين فن نبودند , اما بعضى از شاخه هاى آن را تأسيس كردند و بعضى ديگر را تكامل بخشيدند.
در فرهنگ اسلامى واژهايى چون تراجم, مواليد , وفيات , طبقات و علم رجال فراوان به چشم مى خورد كه هر يك شكلى خاص از شرح حالنگارى است.
شرح حالنگاريهاى موجود در فرهنگ اسلامى را تقريباً به شش قسم كلى مى توان تقسيم كرد:
يك : شرح حالنگاريهاى فردى يا تك نگارى;
دو: شرح حالنگاريهاى خاندانى;
سه: شرح حالنگاريهاى طبقات اجتماعى يا صنفى;
چهار: شرح حالنگاريهاى عمومى يا معجمى;
پنج: شرح حالنگاريهاى سياسى;
شش : شرح حالنگاريهاى راويان حديث.

هريك از اين شش شاخه از شرح حالنگارى در فرهنگ اسلامى نمونه هاى فراوان دارد.
كلماتى از قبيل (تاريخ) و (ترجمه) در گذشته فرهنگ اسلامى به معنى شرح حالنگارى بوده است.
تاريخ بخارى همان زندگينامه بخارى است. تاريخ بغداد مجموعه اى از زندگينامه هاست: كسانى كه در بغداد متولد شدند, كسانى كه در بغداد تحصيل كردند , كسانى كه در بغداد فوت كردند يا دفن شدند , و يا مناسبتى ديگر با آن سرزمين داشته اند.
كتاب طبقات الشافعيّه سبكى يك زندگينامه معجمى است كه در آن به زندگى علماى شافعى و شخصيتهاى بزرگ ديگر فرقه ها پرداخته شده است.
در ميان بزرگان شيعه نيز اين كار معمول بوده است. رجال شيخ طوسى , معرفة الناقلين كشيّ , رجال نجاشى و كتاب رجال ابن داود هر كدام نوعى شرح حالنگارى است. رجال ابن داود داراى اسلوبى خوب و قالبى زيباست. او براى اولين بار در تنظيم مطالب از ترتيب الفبايى استفاده كرده كه بعد از آن مورد تقليد ديگران واقع شد.
در ميان شاخه هاى موجود شرح حالنگارى به راويان حديث توجه بيشترى شده است. توجه به شرح حالنگاريهاى عمومى يا معجمى هم به اندازه كافى بوده است. مثلاً آثارى مانند اعيان الشيعه و طبقات اعلام الشيعة در دست است. اما اين واقعيت را نمى توان منكر شد كه ديگر شاخه هاى شرح حالنگارى در فرهنگ اسلامى از قوّت چندانى برخوردار نيست.
بدون شك عالمان و متفكران يك مكتب نمايى مجسم از دريافت آن در زمان خويش اند و شخصيتهاى سياسى و اجتماعى آن در هر زمان بخشى از گستره آن را به نمايش گذاشته اند. در مجموع شخصيتهاى بزرگ يك مكتب حاملان فرهنگ آن در زمان خويش اند كه شناخت زندگى ايشان ما را در شناخت آن مكتب يارى مى كند.
دنياى امروز جايگاه شرح حالنگارى را شناخته و در شاخه هاى گوناگون آن به قواعد و استانداردهاى خوبى رسيده است. ما نيز بايد به آن اهميت بيشترى بدهيم و به رفع نواقص آن بپردازيم. ما در زمينه تك نگارى در فرهنگ اسلامى ضعيف هستيم.
چرا بايد زندگينامه تك نگارى شده در ميان ما كم باشد. ما راجع به زندگى اكثر بزرگان فقط در شرح حالنگاريهاى معجمى مطالب داريم و از آنجا كه اين مجموعه ها ظرفيت , قالب و محتواى ويژه اى دارد, نمى تواند به تمام ابعاد زندگى ايشان بپردازد و بيشتر در پى كليات است. شما براى اطلاع از جزئيات زندگى و مراحل تطور فكر بزرگان فرهنگ اسلامى مشكلات زيادى داريد. از آن روزى كه شيخ طوسى وارد حوزه بغداد شد تا آن روزى كه در نجف به عنوان برجسته ترين عالم شيعى از دنيا رفت, مراحلى را پشت سر گذاشت كه در هيچ كتابى آن را نمى يابيم. اگر تك نگاريها رواج بيشترى مى داشت ما اين مشكل را نداشتيم. آنچه از تك نگاريها نيز موجود است, مانند رساله اى كه راجع به زندگى ابوبصير يا ديگران داريم , بيشتر از علاقه و انگيزه هاى شخصى مؤلفين ناشى شده است, نه از مرسوم بودن شيوه تك نگارى.
ما در زمينه شرح حالنگارى سياسى كه به زندگى سياسى افراد و ابعاد و مراحل مختلف آن بپردازد نيز ضعيف هستيم. زندگى سياسى رجال بزرگ ما چندان مشخص نيست. سعيدبن جبير , جدا از اينكه مفسر قرآن و يك محدث بود, يك مرد سياسى و داراى آرمان و انديشه خاص سياسى هم بود. اين مرد بزرگ در سطح زعامتِ عده اى از مردم مطرح بوده است و با انديشه سياسى خاص خود دشمنى خطرناك براى رژيم بنى اميه به حساب مى آمد. ما از زندگى سياسى او هيچ نمى دانيم. تمام نمايى كه از زندگى او در ذهن داريم , خلاصه شده است در چگونگى شهادت ايشان توسط حجاج. هارون الرشيد از معدود خلفاى اسلامى است كه شخصيت جهانى داشته و اكنون در تاريخ رجال سياسى دنيا مطرح است. زندگى سياسى او و ابعاد سياست ويژه اى كه براى اداره كشور بزرگ اسلامى آن روز داشته , براى ما آشكار نيست.
على بن يقطين از رجال بزرگ شيعه و از اصحاب پنهان حضرت امام موسى كاظم ـ ع ـ بود كه توانست تا حد صدارت دستگاه بنى العباس پيش برود. اين يك كار ساده نيست كه بتوان بسادگى گفت او مرد تقيّه بوده است. على بن يقطين بايد داراى سياستى بس ويژه و عميق باشد كه اين بر ما پوشيده است. زندگى على ابن يقطين جدا از اينكه به عنوان محدث و شيعه امام موسى بن جعفر ـ ع ـ مورد توجه است, بايد به عنوان يك سياستمدار شيعى هم مورد دقيق قرار گيرد.
دنياى امروز در معرفى رجال سياسى خود به نكات بسيار ريز و دقيقى توجه مى كند كه ما مى توانيم از آن درباره اين شاخه از شرح حالنگارى استفاده كنيم و اين گونه نباشند كه شرح حال مردان سياسى اسلام لابلاى عبارتى كلى و تا حدودى مبهم مخفى باشد.
زندگينامه سياسى اگر درست تدوين شود مى تواند تجربيات سياسى , حكومتى و مديريتى گذشتگان را به سند آينده منتقل كند و اين يك ضرورت است.
از جمله كتابهايى كه در فرهنگ اسلام در اين زمينه نگارش يافته , كتاب مسائل ابوحيان توحيدى است كه به شرح حال سياسى دو وزير پرداخته است.
تاريخ و فرهنگ اسلامى , رجال بسيار بزرگى را دارد كه هر يك موجب پيدايش نقطه عطفى در آن شدند و ابعاد مختلف زندگى ايشان مى تواند فرازهاى بسيارى را در شناخت بهتر اين مكتب بگشايد. همّت بلند ما در شرح حالنگارى درست و دقيق مى تواند تا حدودى ضعف گذشتگان ما را در اين مهم جبران كند.
امروز كه دنيا شرح حالنگارى را بيشتر از دريچه شناخت درست و تحليل نگاه مى كند, جاى آن دارد كه ما نيز به آنچه اين دريچه را به روى ما مى گشايد بيشتر توجه كنيم.
از آفتهاى شرح حالنگارى , نگاه شخص پرستانه است. اگر نگاه شرح حال نويس تنها برگرفته از ارادت فوق العاده او نسبت به فرد باشد مى تواند حاصل كار او را غير واقعى و كم فايده كند. چرا كه اين نگاه فاقد قدرت تحليل است و نمى تواند درست با فراز و نشيبهاى زندگى يك فرد برخورد كند. نگاه فرد عاشق به معشوق خويش نمى گذارد معايب او نيز در كنار محاسنش ديده شود.
آنگاه كه زندگى علمى يا سياسى فردى تك نگارى مى شود, بايد به انگيزه نشان دادن عين واقعيتها باشد نه ساختن يك معشوق خيالى كه هميشه در اوج بوده است و هيچ نقطه ضعفى ندارد.
ضعفها چه در عالم سياست و چه در عرصه علم و ديگر حوزه ها كمتر از قوّتها درس آموز نيستند, بلكه بيشتر مى آموزند و با يك نگاه درست و مسؤلانه اين آموزندگى نبايد دريغ داشت.
آفتى ديگر كه ممكن است حاصل شرح حالنگارى را تهديد كند, عدم طبقه بندى دوره هاى مختلف زندگى بزرگان است. شخصيت بزرگان در طول زمان و در فراز و نشيبهاى مختلف ساخته شده است. طول زندگى امتداد يك خط صاف و يكدست نيست, بلكه جريانى است از كنش و واكنشهاى انبوه و گوناگون و آنچه ما در مطالعه شخصيت افراد پى مى گيريم از درون اين جريان به دست مى آيد. اين جريان را بايد در مقاطع مختلف زمانى شناخت و هر مقطع را در مقايسه با مقاطع ديگر در چگونگى شكل يابى شخصيت مورد نظر قرار داد.
با اين كار شخصيت حقيقى بزرگان و چگونگى تكوين آن به دست مى آيد و از اين طريق با مقايسه آراء و انديشه هاى دورانهاى مختلف مقدار تأثير در چگونگى تطور و تكامل آراء و انديشه ها مشخص مى شود. از مردان بزرگ و عالمان گرانقدرى كه چهره ايشان , آن گونه كه بايد, براى ما شناخته شده نيست مرحوم شيخ مفيد ـ اعلى الله مقامه الشريف ـ است اين استاد بزرگ شاگردانى چون مرحوم شيخ طوسى , نجاشى , ابن حمزه , سيد مرتضى و سيد رضى را تربيت كرده است. ما يك تك نگارى جامع درباره او نداريم, در حالى كه ابعاد مختلف زندگى ايشان هر كدام مى توانست زمينه نگارش يك يا چند كتاب باشد.
مرحوم شيخ مفيد جدا از اينكه فقيهى بزرگ و عالمى سترگ بوده است , يك رجل سياسى و حاضر در متن جريانات جامعه خويش نيز بوده است. راجع به زندگى اين عالم بزرگ كه در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم مى زيسته و داراى منزلتى بس بزرگ بوده است, اكنون ما در قرن پانزدهم اطلاعات بسيار مختصرى داريم. چرا كه ما كتابى تك نگارى در زندگينامه ايشان نداريم. ابعاد زندگى ايشان نه در بعد علمى نه بعد سياسى و نه حتى عمومى تك نگارى نشده است. راجع به ايشان فقط مقالاتى در حد چند صفحه و حدود سى صفحه ابتداى كتاب المقالات داريم كه مختصر اطلاعاتى از زندگى ايشان را دارد. اگر اين مقدار و آنچه كه نجاشى شاگرد ايشان نوشته است نبود, ايشان در تاريخ گم مى شد. ما بايد راجع به ابعاد مختلف زندگى بزرگان كتاب مستقل تك نگارى شده داشته باشيم.
مرحوم شيخ مفيد يك زندگى پربار و بسيار قابل مطالعه داشته است. ايشان از طرفى شاگر شيخ صدوق است و از اصحاب حديث ايشان به شمار مى رود. مكتب فقهى شيخ صدق مكتب حديثى است و از طرف ديگر شاگرد ابن جنيد اسكافى است كه اهل اجتهاد و اهل نظر بوده است.
فقاهت شيخ مفيد در زمانى بوده است كه دو جريان فقهى حاكم بوده است. البته غلبه با مكتب فقهى شيخ صدوق بوده است. مرحوم شيخ مفيد به گونه اى موفق در اين جو وارد مى شود و هر دو جريان را خدشه دار مى كند و كنار مى گذارد. او مكتب فقهى شيخ صدوق را به لحاظ نوعى اخباريگرى بسيط كه داشت ضعيف مى شمرد. چرا كه تنها به روايت اخبار بسنده مى كرد و از عقل استفاده كامل نمى كرد. همچنين او مكتب فقهى ابن جنيد را نيز نپذيرفت. چرا كه عقيده داشت آنان عقل را در مواردى كه نبايد دخالت بدهند به كار مى گيرند و از اين راه پاى قياس و استحسان به ميان مى آيد. ايشان مكتب فقهى خاصى را تقويت كرد و راه جديدى را در استنباط احكام گشود از اين رو زندگى فقهى ايشان و چگونگى مراحل و تطور آن براى ما اهميت بسيار دارد.
او در علم كلام از معدود علماى بزرگ شيعه است كه بين عقايد كلامى فرق گوناگون اسلامى به كلام شيعى پرداخته و به آن هويت مستقلى بخشيده است. آراء كلامى ايشان و نقشى كه در تحولات اعتقادى مسلمانان و تثبيت هويت اعتقادى خاص براى شيعه داشته بسيار مهم است.
اولين كتاب تك نگارى شده راجع به آراء كلامى ايشان را يك مستشرق نوشته و به فارسى هم ترجمه شده است.
آنچه ما امروز به عنوان فقه الحديث مى شناسيم , ريشه اوليه اش از آن شيخ مفيد است. چرا كه ايشان براى اولين بار به سر و سامان بخشيدن به احاديث شيعه پراخت و بعد اين شيوه توسط شاگرد ايشان مرحوم شيخ طوسى ادامه پيدا كرد.
مرحوم شيخ مفيد در عرصه مسائل اجتماعى و سياسى زمان خويش نيز حضور بسيار خوبى داشت. ايشان در پايتخت خلافت بنى عباس حوزه شيعى بسيار قدرتمندى را پايه گذارى كرد كه از تمام فرقه هاى اسلامى در آن شركت مى كردند و همين حوزه است كه آغاز فقاهت عميق شيعه است. بجز چند نفر از بقيّه فقهاى بزرگ شيعى كه به اصطلاح اصحاب اصول متلقاة نام برده مى شوند همگى از شاگردان اين حوزه هستند.
دهها فقيه بزرگ و استاد مسلّمى كه ايشان در اين حوزه تربيت كرده اند , هنوز هستند مرحوم شيخ مفيد اين حوزه عظيم را بسختى و با مشكلات فراوان توانست سر پا نگه دارد. سه بار به خاطر مسائل سياسى تبعيد شد. گرچه وزراء خاندان بنى عباس تمايلات شيعى داشته و از ايشان حمايتى مى كردند اما دستگاه , دستگاه خلافت بنى عباس بود.
مرحوم شيخ مفيد با مشرب سياسى خوبى كه داشت توانست حداكثر استفاده را از اختلاف بين قاهره و بغداد آن روز بكند. جنگ قدرتى كه ميان بنى عباس و فاطميان در گرفته بود, زمينه مناسبى براى فعاليتهاى ايشان فراهم ساخت و ايشان از آن حداكثر بهره را برد.
از نظر داشتن يك زندگينامه سياسى نيز حق شيخ مفيد نيز ادا نشده است و ما آن اطلاعات كافى و لازم را درباره اين بعد از شخصيت ايشان نداريم.
چهره ايشان در آن زمان يك چهره كاملاً شناخته شده براى كل جهان اسلام بوده است. شما در ميان آثار ايشان به يك سرى اجوبة المسائل بر مى خوريد كه پاسخ سؤالاتى است كه از اقصى نقاط جهان اسلام براى ايشان فرستاده مى شده و ايشان پاسخ مى دادند.
از شهرهاى دور و نزديك براى ايشان سؤال فرستاده مى شد , در حالى كه بسيارى از فقها در همان شهرها بودند.
به هر دليلى گذشتگان ما چندان به شرح حالنگارى فنى و درست اهميت لازم ندادند و اين مهم امروز بر ماست كه توجه بيشترى به آن كنيم.
آنچه مكدرموت راجع به آراء كلامى شيخ مفيد انجام داد ما بايد راجع به زندگى عمومى , آراء فقهى و زندگى سياسى ايشان و ديگر بزرگان انجام دهيم. ما بايد زندگى شخصيتهاى بزرگ را علاوه بر جهات فوق به گونه ساده براى نسل جوان بنويسيم. زندگى تمام بزرگان فرهنگ ما كه هر كدام در جهتى نقطه عطف بودند, بايد از هاله ابهام در بيايد. البته اولويتهايى را هم در نظر گرفت.
ما يك سرى شرح حالهاى مستند و آكادميك مى خواهيم كه در سطح محققان مورد استفاده قرار گيرد. در اينجا بايد تمام معيارها و استانداردهاى پذيرفته شده رعايت گردد و مطالب كاملاً مستند و درست به گونه اى تحقيقى ارائه شود.
مثل غزالى نامه مرحوم جلاالدين همايى يا كتاب شيخ طوسى آقاى حسين عيسى حكيم نوشته شده از اين دسته آثار است.
طبقه بعد, آثارى مستند اما روانتر و سادتر به گونه اى كه بتواند مورد استفاده عموم قرار بگيرد و كسانى كه مايل به مطالعه فرهنگ اسلامى هستند بتوانند از آن سود جويند.
كتابهايى كه تحت عنوان (سلسلة اعلام المسلمين) در سوريه چاپ مى شود و تاكنون چهل و هشت جلد آن آمده است, اين گونه است. در هر كدام آن به زندگى يكى از بزرگان فرهنگ اسلام پرداخته شده و مى تواند براى عموم مفيد باشد.
البته اين مجموعه به فرهنگ اسلامى در حوزه تفكر اهل سنت پرداخته و متأسفانه حتى يك شخصيت شيعى در آن بحث نشده است.
و طبقه بعد آثارى است كه امروزه وجود آن بسيار ضرورى است. آثارى كه مطالب آن كاملاً مستند و درست باشد, اما به گونه اى جذاب و بسيار روان و دلنشين تنظيم شود كه شوق عمومى نسل جوان و طبقه اهل مطالعه را برانگيزد كتاب پله پله تا ملاقات خدا نمونه اى خوب از اين مورد است. اين كتاب كه شرح حال مولانا است. مركب از صد فصل است. شما در خلال فصلهاى كتاب هيچ جا استنادى را نمى يابيد. مطالب به گونه يك رمان دلنشين پيش مى رود و خواننده را براحتى پيش مى برد. در پايان وقايع مذكور مستند شده و هر واقعه اى كه در فصل خاص خود آمده , در پايان, منابع و مآخذ آن ذكر شده است.


صفحه 10

معرفيهاى اجمالى


روض الجنان و رُوح الجِنان فى تفسير القرآن
حسين بن على بن محمدبن احمد الخزاعى النيشابورى, تحقيق محمد جعفر ياحقى محمدمهدى ناصح (مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, ابوالفتوح, 1371)
اين تفسير, كه به تفسير ابوالفتوج رازى معروف است, يكى از آثار گرانقد ر فرهنگ اسلامى و از تفاسير مهم و پربار تشيع است. تفسير ابوالفتوح, در قرن ششم هجرى نگاشته شده است. تا آن روزگار پژوهشهاى قرآنى و تفسيرى عالمان اسلامى, بيشتر به زبان عربى سامان مى يافته است; و اين تفسير, گرچه اوّلين تفسير پارسى نيست ولى گسترده ترين و مفصل ترين تفسير زبان پارسى تا بدان روزگار است. تفسير الوالفتوح رازى از جهات گونه گونى قابل توجه و شايان دقت است. مرحوم آيت الله شعرانى ـ كه يكى از تصحيح هاى اين تفسير به همت وى نشر يافته است ـ مى نويسد:
در ادب و بيان و صرف و نحو و لغت و امثال آن, غايت جهد را به كار برده است و متن هاى تحقيق به عمل آورده است و هيچ فروگذار نكرده است. آن اندازه شواهد از اشعار عرب و امثال كه براى بيان لغات و قواعد عربيّت آورده در هيچ يك از تفاسير, مانند كشّاف و تفسير طبرى نياورده اند…, مولف) در علم كلام, طريق توسط پيموده است و روش قدما را برگزيده, تفسير رازى در علم كلام و عقليّات بيش از ساير تفاسير مداخله نموده, اما غالباً از حدّ تفسير پاى بيرون نهاده است و تشكيلات و مجادلات خارج از مدلول آيات, كه در تفسير بدانها نياز نيست هم آورده است (تفسيرابوالفتوح رازى, ج 1/ 26 ـ 24, مقدمه).
جنبه هاى فقهى اين تفسير نيز بسيار برجسته و چشم گير است. محققى كه درباره اين تفسير پژوهشى گسترده را سامان داده است مى نويسد:
… غرض اين است كه تفسير ابوالفتوح از نظر فقاهت و بيان كامل مسائل دينى و فلسفه تشريع ديانت اسلام, مجموعه اى كامل و جامعل است و بدون ترديد در ميان تفاسير مختلف, تفسير كبير ابوالفتوح, در زمره تفاسير فقهى محسوب خواهد بود (تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى, ج1/ 23).
نثر اين تفسير نيز قابل توجه است. نثر ابوالفتوح رازى, نثرى استوار, لطيف و سودمند است. واژه هاى فارسى سره, تركيبهاى زيبا, لغات و تعبيرات ظريف, در اين تفسير كاربردى عظيم دارد, يكى از صاحبنظران در اين باره نوشته اند:
روض الجنان از حيث اشتمال بر فوايد لغوى و دستورى و نثر ساده اى كه دارد, حائز اهميت بسيار است. سبك نثر آن, كهنه و مشتمل بر بسيارى از لغات و تعبيرات و تركيباتى است كه در جاى ديگر, كمتر مى توان يافت و مخصوصاً اثر لهجه رازى در آن به شدت ملاحظه مى شود(تاريخ ادبيّات در ايران, ج 2/ 965).
سخن از اين تفسير گرانقدر در اين فرصت اندك نمى گنجد, كلام تفصيلى و ارزيابى همه جانبه آن را اين زمان بگذار تا وقت دگر.
يادآورى كنم كه آقاى دكترعسكر حقوقى پژوهشى مفصل درباره تفسير ابوالفتوح سامان داده است با عنوان (تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى) در سه جلد. و اين بنده نيز در ضمن مقاله اى كوتاه به ابعاد مختلف آن اشاره كرده و برخى از ويژگيهاى آن را تبين كرده ام( مجله حوزه, شماره 20/ 74 ـ 64).
بارى آنچه اينك به قلم آمد, به يمن تصحيح و تحقيق دقيق و ارجمند اين تفسير گرانقدر است كه سالهاست آغاز شده و مجلدات آغازين آن اكنون انتشار يافته است. تفسير ابوالفتوح دست كم سه بار به چاپ رسيده بود( مجله حوزه, مقاله ياد شده) هر سه مستند بود به يك نسخه متأخر و مغلوط و آن جايها نيز آكنده از تصحيف و تحريف و … سالها پيش آقاى دكتر محمدجعفر ياحقى از تصحيح انتقادى دقيق و پيراسته از اغلاط اين تفسير گرانقدر ضمن معرفى (دست نويس نفيسى از تفسير ابوالفتح رازى خبر دادند, و در ضمن آن مقاله از تصحيف ها, تحريف ها و اغلاط بيشمار چاپ هاى پيشين به اشاره سخن گفتند و از جمله نشان دادند كه ترجمه هاى ذيل آيات در چاپ هاى ياد شده نمى تواند از ابوالفتح رازى باشد. (ر.ك: مجله مشكوة, شماره 3, تابستان 62/, ص 88 ـ 160, مقاله دست نويسى نفيس از تفسير ابوالفتح رازى). پس از مدتى كه از آن خبر گذشت, جلد شانزدهم و هفدهم تصحيح ياد شده به همت آقايان محمدجعفر ياحقى و محمد مهدى ناصح منتشر شد و علاقه مندان به اينگونه آثار را شادمان ساخت. اين تصحيح در بيست جلد عرضه خواهد شد كه مستند است بر تقسيم بندى مؤلف. از چرايى نشر اين دو جلد بيشتر از مجلدات ديگر مصححان در آغاز آن سخن گفته اند, اكنونه به اشاره درباره اين تصحيح بسنده مى كنيم و سخن تفصيلى از چگونگى اين تصحيح و ارزشهاى والاى اين تفسير را مى گذرانيم براى فرصتى ديگر. مصححان در چگونگى طرح كلّى تصحيح در مقدمه جلد شانزدهم نوشته اند:
طرحى كه براى تصحيح تفسير روض الجنان در پيش گرفته ايم عبارت است از تصحيح انتقادى بيست جلد متن تفسير روض الجنان با مقابله و مقايسه كهن ترين دست نوشته هاى موجود و ضبط كليّه نسخه بدلهاى مهم در پاورقى و آنگاه تدوين شرح احوال و روزگار و تأليفات ابوالفتح و بحث در خصائص تفسير او در مجلّدى جداگانه و همچنين تدوين و تنظيم تعليقات و فهرستهاى متعدّد مربوط به مجلّدات بيستگانه, كه پيش بينى مى شود در دو مجلدّ مستقل فراهم آيد. (جلد شانزدهم / هشت)
اكنون, پس از نشر مجلدات 17 ـ 9, چاپ و نشر تفسير را از مجلدات اول آغاز كرده اند و مجلدات 3 ـ 1 نشر يافته است. در مقدمه جلد اول به تفصيل از چگونگى تصحيح و تحقيق و ويژگيهاى نسخه هاى معتمد سخن گفته اند, و ياران و همراهان در تصحيح و تحقيق و چاپ را ياد كرده اند; اين ارجگذارى به تلاش همكاران و همراهان در اين وانفسايى كه بسيارى به لحاظ بهره ورى از امكانات مالى و… حاصل رنج ديگران را به نام خود نشر مى دهند و خم به ابرو نمى آورند ستودنى است.چنانكه گفتيم, مقابله نسخه ها تصحيح و تحقيق متن را آقايان محمدجعفر ياحقى و محمدمهدى ناصح به عهده دارند و ويرايش متن را به ويژه بلحاظ اعراب و ضبط احاديث و اشعار عربى حجت الاسلام محمدحسن خزاعى. پايان بخش تمام مجلدات فهارس فنى است: فهرست واژه نامه كه به لحاظ جايگاه والاى اين تفسير در ادب پارسى واژه ها و تركيبهاى كهن و سره آن بسيار سودمند است و كارآمد, فهرست برخى كلمه هاى مشكوك, فهرست نامهاى خاص, فهرست جايها, اقوام, قبايل, طوايف, فرق, كتابها, احاديث و اقوال پيامبر و ائمه(ع) , امثال عربى, فارسى, و اشعار عربى و فارسى. اشاره كنم كه در تصحيح احاديث, آثار و اشعار استخراج نشده و به مأخذ منابع ارجاع نشده است, اهميت اين كار در تصحيح روشن است و فرو نهادن آن نمى دانم چه دليلى دارد. محمدعلى مهدوى راد سيماى كارگزاران على بن ابى طالب اميرالمؤمنين(ع)
على اكبر ذاكرى (چاپ اوّل, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, قم, 1371). 567ص, وزيرى
زندگى على (ع) سرشار از حادثه هاى بيدارگر, جريانهاى پندآموز و حقايق منوّر و سپيدهگشا. اكنون قرنهاست كه براى ترسيم چهره بى بديل آن امام انسانيّت, محقّقان, محدّثان, متفكّران, عالمان, قلم مى زنند تا مگر (نمى) از (يمّ) شخصيت على (ع) را بنمايانند ولى همگان گويا به زبان حال و قال معترفند كه: (مى نگنجد بحر اندر كوزه اى). و گفته نويسنده هوشنمد و هنرور مسيحى سليمان كتّانى:
اى سرور من!… چهارده ستون از ستونهاى قرون با همه ساعتها و روزها و سالهايش چنان آب شد و ناپديد گشت كه حبه نمكى بر كف اقيانوسى, و هنوز يكى از حروف نام بزرگت از بين نرفته و ناپديد نگشته است.
(امام على,مشعلى و دژى, ص 13).
از مجموعه زندگانى شصت و سه ساله امام على(ع) پنج سال آخر (دوران حكومت آن بزرگوار) از اهميت ويژه اى برخوردار است. ارزيابى دقيق و باريك بينانه ابعاد مختلف اين مرحله, بى گمان براى رهروان راستين آن بزرگوار تنبه آفرين و پندآموز خواهد بود. آنچه در اين كتاب آمده, نگاهى است به اين دوران, امّا از زاويه اى كه بسيار اندك مورد توجه قرار گرفته و به ارزيابى كشيده شده است.
آنچه اكنون نشر يافته, جلد اوّل كتاب است در يك پيشگفتار و دو بخش. در پيشگفتار مؤلف انگيزه خود را از پرداختن به اين موضوع نشان داده و چشم انداز كلى مجلّدات كتاب را تبيين كرده و ازويژگيهاى آن سخن گفته است.طبقه بندى كارگزاران در ادامه اين پيشگفتار آمده است. آنگاه بخش اوّل كتاب است; با سه فصل. در فصل اوّل با اختصار از بيست و پنج سال خلافت پس از پيامبر (ص) سخن رفته است. فصل دوّم اين بخش عهده دار تبيين چگونگى آغاز ادامه خلافت على(ع) است با عناوينى چون: بركنارى كارگزاران عثمان, اعزام اوّلين گروه از استانداران على (ع), چرا على را تنها گذاشتند و… در اين دو بخش زمينه ها و علل قيام مردم عليه عثمان و چرائى تنهايى على(ع) در حكومت جاى تأمل بسيار دارد; اين بحث بيشتر از آنچه آمده است نياز به ژرف انديشى و كاوش داشت. در واپسين فصل اين بخش از چگونگى گزينش كارگزاران سخن رفته و شرايط استانداران و فرمانداران تبيين گرديده و اقسام امارت نموده شده, و اختيارات اميران در امارت عرضه گرديده است.
بخش دوّم كتاب در چهارده فصل به شرح حال و چگونگى حكومت و امارت استانداران و فرمانداران پرداخته است, در فصل اوّل از استانداران مكه سخن رفته است با شرح ابوقتاده, و قُثَم بن عباس… فصل دوّم كارگزاران مدينه را گزارش كرده است با بازگويى شرح حال پنج تن, تميم بن عمرو, سهل بن حنيف, تمّام بن عباس, ابوايوب انصارى و حارث بن ربيع.
گزارش چگونگى كارگزاران كوفه در فصل سوم آمده است; با شرح حال ابوموسى اشعرى كه در ضمن آن به تفصيل از ماجراى حكميت سخن رفته است, امّا به نكات ظريف و بيدارگر چرايى انتخاب او, شخصت روانى و فكرى او اشاره نشده است. شرح حال قرظة بن كعب انصارى, عقبة بن عمرو انصارى و هانى بن هوزه در اين بخش آمده است.
در فصل چهارم كارگزاران يمن معرفى شده اند; با يادكردى از حبيب بن منتجب, سعيدبن نمران و شرح حال تفصيلى و دراز دامن عبدالله بن عباس . شرح حال كارگزاران نهروان در فصل پنجم آمده است با گزارش زندگانى و چگونگى امارت, عبداللّه بن خبّاب بن اَرَت, عبيده سلمانى و عدى بن حارث. در فصل ششم كارگزاران در اين بحث شده است; شرح حال حذيقة بن يمان, يزيدبن قيس, سعدبن مسعوذ ثقفى. كارگزاران جزيره و اطراف آن در فصل هفتم آمده است; شرح حال ابوحسان بن حسان بكرى, مالك بن كعب, كميل بن زياد نخعى, مالك اشترنخعى و شبيب بن عامر.
(حَبُّل) شهركى است بين نعمانيه و واسط, شهرى كهن و آباد كه اكنون به صورت ديهى بزرگ باقى است (معجم البلدان, ج1, ص 103, البلدان ابن واضح, ترجمه آيتى, ص 100, الروض المعطار, ص 156) و (كسكَر) قديمى ترين شهر مسيحى نشين عراق است كه در تاريخ معابد مسيحيان و نيز در تاريخ ايران قديم و پس از آن در دوره اسلامى از اهيمت قابل توجهى برخوردار است (معجم البلدان, ج 4/461, الذاريات, شابشتى, ص 274 و صفحات متعدد واسط فى العصر الأموى, عبدالقادر المعاضيدى, به ويژه ص 57 ـ 53). كارگزاران اين دو منطقه در فصل هشتم ياد شده اند, در اين فصل از شرح حال, سليمان صرد خزاعى, قدامة بن عجلان و قعقاع بن شور سخن رفته است, يادآورى كنم كه مؤلف محترم ذيل (كسكر) نوشته اند:
(حجاج بن يوسف شهر واسط را كه بين كوفه و بصره, در كنار دجله است, در مقابل آن ساخت).
اين جمله ابهام دارد, در مقابل آن ساخت يعنى روبروى آن, و يا در مقابل وضع اجتماعى و سياسى آن به عنوان پايگاهى در برابر آن. هر كدام از آن دو باشد چندان درست نمى نمايد (بنگريد: (الواسط فى العصر الاُموى) و (الحجّاج بن يوسف الثقفى, حياته و آراؤه السياسيّه, ص 448 ـ 443). در فصل نهم از كارگزاران بحرين, عمان و اهواز سخن به ميان آمده است; شرح حال عمربن ابى سلمه, نعمان بن عجلان زرقى, عمرو بن سلمه ارحبى, حلوبن عوف ازدى, حزّيت بن راشد. فصل دهم ويژه كارگزاران فارس است; شرح حال منذربن جارود عبددى, مصقلة بن هبيرة شيبانى و زيادبن أبيه, شرح حال كارگزاران, اصفهان, رى, قزوين و همدان درفصل يازدهم آمده است با شرح حال مخنف بن سليم ازدى, يزيدبن قيس ارحبى, يزيدبن حجبه قيمى و ربيع بن خثيم كوفى. يادآورى كنم كه درباره شرح حال ربيع بن خثيم, بايد با دقت بيشترى سخن مى رفت و چگونگى او به درستى نموده مى شد و دو ديگر آنكه گورى كه در خراسان معروف است در اينكه از آن اين ربيع باشد به شدت مورد ترديد است. در فصل دوازدهم از كارگزاران خراسان و سجستان بحث شده است; شرح حال جعده بن هبيره, حريث بن جابر حنفى, عبداللّه بن اهتم و … فصل سيزدهم عهده دار بررسى شرح حال واليان آذربايجان است; شرح حال اشعث بن قيس, سعدبن حارث خزاعى, اسودبن قطبه و … واپسين فصل اين مجلّد را كارگزاران همدان و شام در خلافت عثمان تشكيل مى دهد و كتاب با فهرستهاى فنى و سودمند, آيات, احاديث, خطبه ها و نامه هاى على (ع), رويداد هاى تاريخى اعلام, قبايل طوايف و فرق و … پايان يافته است.
چنانكه پيشتر گفتيم از اين زاويه نگاه به سيره و زندگانى على (ع) نگاهى است نو و هوشمندانه, از اين روى گزينش مؤلف ستودنى است, مؤلف محترم در كتاب فقط به شرح حال نگارى بسنده نكرده و جاى جاى حوادث مربوط به شخصيتها را آورده است. بدين سان كتاب به گونه اى تاريخ حوادث سياسى و اجتماعى آن روزگار نيز هست. مراجعه به منابع و مصادر فراوان از نقاط قوت اين اثر است و مؤلف در پرتو اين مراجعات به برخى از اشتباهات رجاليان و مورّخان راه برده و آنها را تصحيح كرده است (ص 319 ـ 327, 414 و…) يادآورى كنم كه گاهى عناوين دقيق و رسا نيست (ص 476) و گاهى مدارك مدارك دقيقاً ياد نشده است (ص 493) و ديگر گاه نام منبع اشتباه آمده است (ص 493). نكاتى ديگر را نيز در متن اين گزارشگونه ياد كردم و با اين همه, كتاب اثرى است بسيار سودمند و خواندنى, مطالعه آن را به جستجوگران سيره علوى توصيه مى كنيم. محمدعلى مهدوى راد اربع رسائل فلسفية
حكيم الفارابى, تحقيق جعفر آل ياسين. (چاپ اوّل: تهران, حكمت, 1371). 356ص.
حكيم ابونصر محمد فارابى (339 ـ 259ق) در زمره بزرگترين حكماى جهان اسلام, و عظمت او تا بدانجاست كه معلم ثانيش خوانده اند. فارابى در فلسفه, منطق, موسيقى و سياست, صاحب آراء جديد و ابتكارى است كه از جمله مى توان به برهان اسد و اخصر او در اثبات واجب الوجود و امتناع تسلسل تقسيم علم به تصور تصديق و پيوند عقل و دين اشاره كرد. فن تحليل و انماء تعليميه منطق را كه تا آن زمان در اختيار كسى نبود يا ترجمه نشده بود, فارابى به ابتكار خود افزود. وى صناعات خمس و موارد استفاده از هر صفت را مشخص ساخت. گو اينكه فارابى فيلسوفى است مشائى, اما خالى از مشرب اشراقى نيست. قديمى ترين ريشه هاى تفكر اصالت وجود در آثار او به چشم مى خورد. آراء سياسى و ديدگاه اى ويژه ٌ او درباره مدينه فاضله, كهنترين انديشه سياسى مدون شيعى است. على رغم مكانت رفيع فارابى به عنوان مؤسس فلسفه اسلامى, تأليفات فراوان وى اكثراً مخطوط و غير مطبوع باقى مانده است. عدد شمار آثار او به صد و سى جلد بالغ مى شود. بخشى از آثار وى در اروپا, جهان عرب و هندوستان تحقيق و چاپ شده است. مجموعه المنطقيات فارابى كار سترگى است كه انتشار آن توسط آقاى محمدتقى دانش پژوه از سال 1367 از سوى كتابخانه آيت الله العظمى نجفى مرعشى (ره) در قم آغاز گشته و تاكنون سه جلد آن به چاپ رسيده است. غير از اين, تاكنون از آثار فارابى كتب ذيل در ايران منتشر شده است: فصوص الحكم, الفاظ المستعملة فى المنطق, فصول منتزعه, كتاب الجمع بين رأيى الحكيمين, و كتاب السياسة المدينة المقلّب بمبادئ الموجودات.
انتشارات حكمت در سال جارى اقدام به تجديد چاپ چهار رساله مختصر فارابى با تحقيق وتعليق و مقدمه دكتر جعفر آل ياسين در يك مجلّد كرده است. اين چهار رساله عبارتند از: 1. كتاب التبينه على سبيل السعادة 2. التعليقات 3. رسالتان فلسفيتان (1. مقالة ابن نصر فيما يقع و ما لا يقع من احكام النجوم, 2. جوابات لمسائل سئل عنها) موضوع رساله اوّل, اخلاق است. فارابى به دنبال ملاكى براى تمييز جميل و قبيح در افعال اخلاقى است. او به شيوه اخلاقى نيكو ماخوس ارسطو به دنبال يافتن فعل وسط اخلاقى, يعنى همان ملكه اعتدال است. به نظر فارابى صناعتى كه مقصود آن منحصراً (جميل) است, فلسفه يا حكمت على الاطلاق است و او آن را به حكمت نظرى و عملى تقسيم مى كند. صناعة خلقيه از ديدگاه ابونصر تنها از طريق فلسفه مى گذرد و فلسفه متوقف بر جودة تمييز است و جودة تميز با قابليت ذهن بر ادراك صواب به دست مى آيد و اين جز با منطق تحصيل نخواهد شد و مقدم بر همه مباحث منطقى هم بحث الفاظ منطق است و لذا در اين مرحله به مقدارى نحو محتاجيم. لذا اوّل مرتبه سبيل سعادت به رأى فارابى, تحصيل منطق است و غايت آن قدرت بر تأمل خير مطلق. اين رساله, سبيل سعادت به سبك تفكر يونانى است و سؤال جدى خواننده از فارابى به عنوان يك حكيم مسلمان, جايگاه دين و نقش آن در سعادت انسان است. آيا اين رساله مقدمه اى بر منطقيات فارابى, به ويژه الالفاظ المستعمله فى المنطق است يا از جمله راسئل سياسى ـ اجتماعى وى متأخر بر منطقيات اوست؟ محسن مهدى, بر رأى اوّل و جعفر آل ياسين مدافع نظر ثانى است. ذيل رساله مؤيد نظر اوّل است.
رساله دوّم تحت عنوان تعليقات, شامل توضيح بعضى مفاهيم فلسفى, شرح كوتاه و اشاراتى به مشكلات فلسفى است. تعليقات بر خلاف عنوان آن, شرح و تعليقه كتاب معينى نيست, بلكه جوابهايى است كه فارابى در پاسخ معضلات فلسفى شاگردانش ارائه كرده است. در اين رساله مباحثى درباره تلازم علت و معلول, مقايسه كمياب و كيفيات در جزء داشتن, رابطه صورت و ماده, طبيعت انسان, تعريف فلسفه, مسائلى از فلكيات و… آمده است شيخ الرئيس نيز كتابى به همين نام و سياق دارد. در اين رساله به صد و يك نكته فلسفى, طبيعى و رياضى اشاره شده است.
رساله سوم در جواب سؤالى از ابواسحاق ابراهيم بن عبدالله البغدادى در علم احكام و نجوم است و حاوى مباحثى درباره تأثير اجرام سماوى در زندگى انسان است.
رساله چهارم تحت عنوان جوابات لمسائل سئل عنها, جوابهاى فارابى به سؤالات يكى از شاگردانش است كه در صدر رساله مستقلاً ذكر شده است. اين رساله حاوى چهل و سه سؤال و جواب در مباحث مختلف فلسفى است. رساله اوّل هر يك بر اساس دو نسخه و دو رساله اخير بر اساس چهار نسخه تصحيح شده است و مصحح, نسخه بدلها را در پاورقى ذكر كرده است. در ذيل هر رساله, تعليقاتى تطبيقى بين هر رساله و ديگر رسائل فارابى و در رساله تعليقات به ويژه بين تعليقات فارابى و تعليقات شيخ الرئيس آورده شده كه مغتنم است.
نام هر چهار رساله در تاريخ حكماى قرون هفتم و هشتم آمده است و به نظر مصحح همين مقدار در انتساب آنها به فارابى كافى است. فهرست تفصيلى هر رساله در پايان همان رساله آمده كه مناسب بود در تجديد چاپ آن در ايران هر چهار فهرست در صدر كتاب درج مى شد. فهرست فنى مصطلحات و فهرست اعلام و كتب در ذيل هر رساله, از امتيازات كتاب است. مقدمه و تصحيح و تعليق رسائل چهارگانه خوب است. هر چند كتاب در حجمى به مراتب كمتر از اين مقدار نيز قابل چاپ بود. اينكه چرا ناشر محترم ايرانى از بين رسائل فراوان منتشر شده از فارابى در خارج از ايران, اين چهار رساله را برگزيده است, مشخص نيست. رساله اوّل اخلاقى, رساله دوّم و چهارم در مسائل متفرقه فلسفى, و رساله سوم در احكام نجوم است. هر چند اقدام ناشر محترم به انتشار آثار حكماى بزرگ اسلام ستودنى است, اما چاپ مجموعه رسائل فارابى به تفكيك مجلّدات و بر اساس موضوعات كه در خارج از ايران تحقيق و منتشر شده, بيشك سودمندتر است. به اين اميد كه روزى شاهد انتشار مجموعه آثار فارابى در هيأت واحد و با تصحيح و تحقيق و فهرست هاى فنى در ايران باشيم. محسن كديور بررسى جنبشهاى بنادگرا
زير نظر مارتين مارتى و اسكات اپل باى. (شيكاگو, انتشارات دانشگاه شيكاگو, 1991م) 8720ص, وزيرى.
مسأله بنيادگرايى, آكادمى علوم و فنون آمريكا را بر آن داشته است تا پروژه بزرگى را در دستور كار خود قرار دهد كه طبق آن بايد يك مجموعه پنج جلدى در مورد بنيادگرايى منتشر شود. اثر مفصل فوق, نخستين كتاب اين مجموعه است و هدف از انتشار اين مجموعه, آشنا كردن خوانندگان با مفهوم و تحولات بنيادگرايى, و گسترش آن در جهان امروز و نقش و اهميت جنبشهاى موسوم به بنيادگرا است. مى توان اين جلد را دائرةالمعارف جنبشهاى بنيادگرا دانست كه خوانندگان هوشمند را با ديدگاههاى سياسى بنيادگرايى, اهداف, شعارها, پايگاه مردمى آن, اسباب رشد آن و عكس العملهاى ضد آن, آشنا مى كند. كتاب حاضر با اين سؤال آغاز مى شود كه (آيا بنيادگرايى با محافظه كارى و سنتگرايى پيوندى دارد و مى توان جنبشهاى بنيادگرا را محافظه كار و گذشته گرا تلقى كرد؟)
سرپرستان اين مجموعه مى كوشند تعريفى از بنيادگرايى ارائه كنند كه تمامى جنبشهاى موسوم به آن را دربر بگيرد و چهارچوب عامى براى ورود به بحث باشد. بر اين اساس, آنان بنيادگرايى را (گرايشى در جهت زنده كردن سنتها و ميراث فرهنگى و عصرى كردن آنها) تعريف مى كنند. طبق اين تعريف, بنيادگرايى نه تنها با پديده هاى نو مخالفتى ندارد, بلكه از تكنولوژى و دستاوردهاى علمى به عنوان وسايلى براى رسيدن به مقصود خود استفاه مى كند.
جنبشهاى بنيادگرا مشتركات مهمى دارند كه اوّلين آنها, انتخاب دين به عنوان مبدأ, مقصد و همه آرمانهاست. در اين ميان, تنها استثنا, جنبش بنيادگراى ژاپن است كه از سياست, دين مى سازد و آن را شيوه زندگى مى داند. در حالى كه ديگر جنبشها, فعاليتهاى سياسى و اجتماعى خود را بر اساس دين بنيان مى نهند. دوّمين ويژگى مشترك جنبشهاى بنيادگرا, ستيز با ارزشهاى حاكم به وسيله ارائه ارزشهاى جديد و گاه نامتعارف است. هدف اين ستيز, ايجاد تعبيرات سياسى واجتماعى است.
جنبشهاى بنيادگرا در دو بستر حركت مى كنند: يك جريان به دليل سركوب حاكمان و يا اعتقاد قوى پيروان آنها و يا هر دو به خشونت مى گرايند و از طرف مخالفان, متعصب نام مى گيرند; حال آنكه دوّمين جريان به سبب نوع برخورد و نگرش خود انعطاف پذير و اهل تسامل ناميده مى شود.
اين جنبشها با دو گونه عكس العمل رو برو مى شوند: برخى مورد استقبال مردم قرار مى گيرند و به پيروزى مى رسند, كه جنبشهاى اسلامى از اين نوع به شمار مى روند; و برخى على رغم تلاشهاى خود دچار شكست سختى مى گردند و از هدف باز مى مانند.
اين كتاب جنبشهاى بنيادگرا را در سراسر عالم بدون توجه به آسمانى بودن دين مورد اعتقاد آنها بررسى مى كند.سه فصل از كتاب به بنيادگرايى مسيحى اختصاص يافته است: فصل اوّل مربوط به پيدايش جنبش پروتستانيسم در آمريكاى شمالى در دوران بحرانى اخلاقى جامعه است. دوّمين فصل مخصوص بنيادگرايى كاتوليكى و نقش آن در ايالات متحده است و سومين فصل به جنبشهاى پروتستانى در آمريكاى لاتين و نقش آنها در حمايت از ديكتاتوريهايى مانند ديكتاتورى پينوشته در شيلى اختصاص دارد.
در دو فصل از كتاب به يهوديان پرداخته شده است كه فصلى از آن درباره جنبشهاى صهيونيستى خارج از فلسطين اشغالى و فصلى درباره جنبش صهيونيستى افراطى كوش امينوم در سرزمينهاى اشغالى است.
چهار فصل از كتاب به بنيادگرايى اسلامى اختصاص داده شده است. فصل اوّل مربوط به جنبشهاى بنيادگرايى در مصر و سودان است. فصل ديگر به بنيادگرايى شيعى در ايران, عراق و لبنان پرداخته است. سومين فصل به جنبشهاى اسلامى در جنوب آسيا, بويژه (جماعت اسلامى) در پاكستان, بنگلادش, هند و كشمير اختصاص يافته است و آخرين فصل, جنبشهاى اسلامى در جنوب شرق آسيا, به خصوص مالزى و اندونزى را بررسى كرده است.
اين كتاب تنها جنبشهاى بنيادگرايى مبتنى بر اديان سه گانه آسمانى (اسلام, مسيحيت و آيين يهود) را مطمع نظر قرار نداده است, بلكه پنج فصل را نيز به جنبشهاى بنيادگراى متفرع از اديان ديگر اختصاص داده است; فصلى به جنبش هندوئيسم و تأثيرات آن بر سياست هند و حكومتهاى ديگر جنوب آسيا, فصلى ديگر به سيكها و خواستهاى جدايى طلبانه آنان, سومين فصل جنبش بودايى و چهارمين فصل جنبش احياى كنفوسيونيزم در ژاپن.پنجمين فصل آن از ارتباط ميان دين و سياست در اعمال سياسى ژاپن بخث مى كند.
در پايان, اين نكته گفتنى است كه جنبشهاى بنيادگرا مورد استقبال برخى سياستمداران قرار مى گيرد و برخى, از آنها بشدت احساس خطر مى كنند. مثلا ريگان و بوش براى رسيدن به قدرت از جنبشهاى بنيادگراى پروتستان بهره مى جستند; ليكن براى حفظ همان قدرت, جنبشهاى بنيادگراى اسلامى را مانع خود مى دانستند و براى سركوب آنها به حكام كمك مى كردند. همين مسأله رشد بنيادگرايى را در برخى نقاط و ضعف آن را در ديگر مناطق توجيه مى كند.
مأخذ: العالم, ربيع الثانى 1413, شماره 453, ص 26.
ترجمه سيدحسن اسلامى
تاريخ اسماعيليان در ايران
در سده هاى 5 ـ 7 هجرى
استرويو الردميلا و لاد يميرونا. ترجمه پروين منزوى (تهران, نشر اشاره, 1371). 327 ص. در زبان فارسى آثارى كه به نحوى مربوط به اسماعيليه باشد بسيار است و شامل نوشته هايى از قديم و جديد و نيز ترجمه از زبانهاى خارجى مى شود. كتاب مورد بحث خصوصيتش اين است كه از ديدگاه ويژه مورخان شوروى سابق نگاشته شده و منهاى اين نكته, تاآنجا كه تصفح شد, مطلب تازه اى در آن به نظر نيامد. ديدگاه خاص آن مكتب تاريخ نويسى كه در اين كتاب كاملاً ;مورد تطبيق نشده, يعنى وقتى مؤلف, اسماعيليان ايران را در قرن پنجم تا هقتم مبارزان ضد فئودالى قلمداد مى كند شواهد مشخصى براى اين قضيه نمى آورد; مگر آنكه مبارزات اسماعيليه با سلجوقيان و درافتادن با متحدان سياسى و نظامى و مرجع ايدئولوژيك آنان ـ خلافت عباسى ـ را مبارزه با فئوداليسم بدانيم. در اين معنا هر كس يا هر دار و دسته و سازمان و گر وهى كه; عباسيان يا سلجوقيان درافتادند بايستى مبارزه ضد فئودالى به حساب آيند. آنچه موضع مؤلف را ـ دستكم از نظر ارائه شواهد قانع كننده ـ ضعيفتر نشان مى دهد اين است كه خود اعتراف كرده اسماعيليه ايران يك جنبش فراگير بوده است (ص 105 و نيز ر. ك: ص 136 و 171), يعنى عناصرى از بينوايان شهرى و پيشه وران و كشاورزان را با افرادى از طبقه حاكمه (فئودالها) و هيأت حاكمه (حتى وزيرى در سطح سعدالدين آبى) در كنار هم شامل مى شده است. اينكه نويسنده مدعى شده است از نظر اقتصادى اسماعيليان اقطاع دارى را نفى كردند (ص 303) محرز نيست. به نظر مى آيد در مراحلى, يا دستكم موارد خاصى, قلعه و املاك به كسى اقطاع داده مى شده, و اصولاً وجود جناح فئودالى محافظه كار در جنبش مستلزم حفظ نظام فئودالى, بلكه تثبيت و تأييد و گسترش آن, بوده است.
البته نظام سياسى اسماعيليه, بويژه در مرحله فرازنده جنبش, مردمى تر از حكومتهاى معاصرش بوده است. نفى شكل موروثى حكومت (ص 139), اطلاق (مستجيب) بر كسى كه دعوت را پذيرفته, به جاى (مُسلم) و (تسليم شده) (ص 115) و معارضه با عباسيان و سلجوقيان كه در آن زمان نيروى بازدارنده پيشرفت فرهنگى و اجتماعى بوده اند, كلاً مثبت و قابل ستايش است. در نامه مشهورى كه گويند حسن صباح به ملكشاه نوشته موضعگيرى ضد عباسى و ضد سلجوقى او با روشنترين عبارات و كوبنده ترين منطق بيان شده است; خصوصاً كه اين حركت توأم با فاصله گرفتن از فاطميان مصر مى باشد. (ص 63).
كتاب انسجام و روانى خاصى دارد كه مسلماً بر اثر استفاده از منابع فراوان (ص 336 ـ 309) و در واقع ره سپردن بر جاده كوبيده است. يعنى مؤلف از حاصل تحقيقات دست اوّل ديگران استفاده كرده و چيزى بر آن نيفزوده است. ترجمه نيز به روى هم خواندنى است; الا اينكه چند نكته بر آن مى توان گرفت: يكى اينكه منقولات مؤلف را از منابع فارسى, آن هم منابعى در دسترس, به جاى آنكه به عين عبارت از متن فارسى نقل كند از روسى به فارسى ترجمه كرده (ص 15, 20, 40) از قابوسنامه و سياست نامه); حال آنكه مثلاً در صفحه 84 عين عبارت قابوسنامه نقل و بايستى همه جا اين كار صورت مى گرفت زيرا در بعضى موارد به اشتباه ترجمه شده و نتيجه اى كه منظور نيست گرفته مى شود: (كيكاووس چنين مى آموزد: اجازه نده كه در خانه تو برده ها برادر يكديگر شوند و زنهاى برده خود را خواهر آنان بنامند. بدبختيهاى بزرگ از اين برمى خيزد) (ص 40). حال آنكه عبارت قابوسنامه چنين است: (مگذار كه در سراى تو بنده برادر خواندان گيرند و كنيزكان با ايشان خواهر خواندگان گردند كه آفت آن بزرگ باشد). (قابوسنامه, چاپ نفيسى, ص 84). منظور, بر حذر داشتن ايجاد خصوصيت بين بردگان و اهل خانه است, نه بين خود بردگان.
به كاربردن اسماعيليزم و اسماعيليسم (ص 137, 169, 170, 171, 215, 271, 274, 304 و…) نيز نزاريسم (ص 254, 239…) است. حال آنكه (اسماعيلى گرى) اصطلاحى است بسيار جا افتاده و به جاى (نزاريسم) نيز ـ فى المثل ـ اگر گرايش نزارى, يا فرقه نزارى مى گفت, بهتر مى بود.
سوم اينكه كلمه قهستان (ص 92) در جايى به صورت قوهستان (ص 94) و كوهستان به كار رفته كه همان (قهستان) بهتر است. قلعه ناظر در خوزستان (ص 117, 112, 84) به صورت قلعه نادر (ص 84) نيز به كار رفته كه خواننده نمى داند صحيح كدام است. كلمه كيانيان (ص 145) و كُشك (253) نادرست و كيسانيان و كوشك صحيح است. به جاى كلمه خدائيت (ص 146) هم اگر الوهيت نوشته شود, بهتر است.
مترجم گاهى ايرادات بجا بر مؤلف گرفته, مثلاً غلط فهمى مؤلف از يك عبارت متن تاريخى را تذكر داده (ص 97 و نيز ر. ك: 51 و 106) يك مورد عجيب, بلكه مضحك كه بر مؤلف مى توان گرفت اينكه تصور كرده (نجم الدين رودبارى) مذكور در مكتوبات آخوندزاده و حكايت (على ذكره السلام) امام سنت شكُن اسماعيلى با (نجم الدين) يك واقعه تاريخى است. حال آنكه (نجم الدين) مخلوق ذهن آخوندزاده است و حرفهايى كه آخوندزاده در دهان (على ذكره السلام) مى گذارد عقايد خود آخوندزاده است. اين است كه چنين (نو) به نظر مى آيد. (ص 247 متن و حاشيه).
در پايان اين معرفى كوتاه, بد نيست اشاره شود كه در جاى جاى حواشى اين كتاب (ازجمله صفحات 47, 48, 231 و 257 و…) درباره تقابلِ (اسلام ضدّ گنوسى عربان و تركان) با (گنوسيسم اسلامى ـ ايرانى ـ شيعى …) مطالبى به قلم آمده كه معلوم نيست نويسنده چه مى خواهد بگويد. از آنجا كه نوشتن براى فهمانيدن است, خوب است آن فريضه يا نظريه به طور مفصل با شواهد قانع كننده ـ نه جسته و گريخته ـ در يك كتاب يا مقاله مستقل به طور روشن (يعنى هم براى خواننده و هم براى نويسنده, معنى اصطلاحات روشن باشد) مطرح گردد و مورد بحث و نقد و حلاجى اهل نظر قرار گيرد. على رضا ذكاوتى قراگزلو لمحات اجتماعية عن تاريخ العراق
وجود عتبات مقدسه و حوزه هاى علميه شيعه و وحدت مذهبى ميان مردم ايران و نسبت بالايى از مردم عراق همواره باعث انتقال توده هاى عظيم مردم به همراه فرهنگ ايرانى به سوى عراق بوده است. از اين رو نياز مبرمى به بررسى اين روابط احساس مى گردد. در ايران ـ تا آنجا كه نگارنده مى داند ـ كمتر پژوهشى جامع در اين زمينه انجام يافته است. اما در عراق از آنجايى كه بررسى فرهنگ كنونى مردم, آنجا و جستجو درباره ريشه هاى كيانى مستقل براى آن مردم نيازمند پژوهش در تاريخ گذشته عراق است, لذا هر پژوهشگرى را بالضرورة به بررسى روابط مردم عراق و حاكمان آن با ايران وحكومتگران آن وادار مى كند. جامعترين كتابى كه در سال هاى اخير به اين موضوع پرداخته كتاب لمحات اجتماعية من تاريخ العراق الحديث اثر جامعه شناس و مورخ برجسته ومشهور عراقى, دكتر على الو ردي است. اين كتاب كه نخستين جلد آن در سال هاى پايانى دهه 60 ميلادى به چاپ رسيد به بررسى تاريخ عراق از هنگام به قدرت رسيدن خلافت عثمانى در سالهاى پايانى قرن سيزدهم ميلادى تا سال 1924 ميلادى پرداخته است. نويسنده اين كتاب پيش از آنكه مورخ باشد, جامعه شناس و تحصيلگر اجتماعى است كه در تحليل و بررسى زمينه ها و ريشه هاى عادات اجتماعى ملت عراق سابقه طولانى دارد و از او كتابهاى متعددى عرضه شده كه از ارزش و اعتبار بسزايى برخوردار است. كتابهايى نظير شخصية الفرد العراقى, خوارق اللاشعور, مهزلة العقل البشرى, اسطورة الادب الرفيع, الاحكام بين العلم و العقيدة, دراسة فى طبيعة المجتمع العراقى, منطق ابن خلدون فى ضوء حضارته و شخصيته, وعاظ السلاطين (كتاب اخير در دهه هاى پيش از انقلاب به فارسى ترجمه شده و خوانندگان فارسى با آن آشنا هستند). اين مجموعه كتابها در زمينه شناخت ملت عراق برغم اينكه نقد و بررسى هاى فراوان و انعكاسات مثبت و منفى را در ميان روشنفكران و جامعه مذهبى عراق برانگيخته است, نمايانگر قدرت و توانايى او در زمينه تخصصى خود است. او پايه كتاب لمحات اجتماعية من تاريخ العراقى الحديث را بر بررسى اجتماعى وقايع تاريخى اين دوران قرار داده و در واقع كتاب او تلفيقى از ماده خام تاريخى به همراه تحليلها و بررسيهاى اجتماعى و جامعه شناختى اوست. از اين رو خواننده كتاب در عين حالى كه با حجمى عظيم از حوادث و وقايع تاريخى روبروست, تحليلها و بررسيهاى جامعه شناسانه او را نيز به همراه آن وقايع و حوادث ملاحظه مى كند. بدين خاطر او نام كتاب خود را لمحات اجتماعية من تاريخ العراق الحديث, يعنى ديدگاههاى اجتماعى از تاريخ معاصر عراقى قرار داده است. اين كتاب همان گونه كه گذشت, نخستين جلد آن در سالهاى پايانى دهه 1960 ميلادى چاپ گرديد و به تدريج مجلّدات بقيه آن در طى ده سال به چاپ رسيد. ظهور اين كتاب باعث واكنشهاى مثبت و منفى فراوانى گرديد. مؤلف و كتاب او هم از سوى روشنفكران ملى گراى عرب در عراق مورد تاخت و تاز قرار گرفت و هم از سوى قشرهاى مذهبى. گروه نخست حمله خود را متوجه ديدگاههاى جامعه شناسانه و قضاوتهاى او درباره عادات و فرهنگ عرب در عراق نموده است كه على الوردي شنيعترين و مذمومترين صفات را نثار آنها نموده و آنها را بدور از فرهنگ انسانى و عادات و رسوم ملل و جوامع متمدن مى داند و در واقع آنها را مردمانى وحشى صفت, غارتگر, خونريز, چپاوّلگر و بدوى دانسته و حتى صفات ممدوح اعراب از قبيل كرم, جوانمردى, شجاعت و جز اينها را به گونه زشتى تفسير مى كند و معتقد است كه شيخ قبيله عربى و بزرگ خانواده از يكسو اموال زيردستان و اتباع خود و ديگران را چپاول نموده و آنگاه بخشى از آن را به ديگران هبه مى نمايد, و به تعبير او عرب (نهاب و هاب) يعنى چپاولگر بخشنده است. همچنين او بسيارى از عادات و رسومات مردم عراق را ناشى از تأثيرات اعراب بدوى و بيابانگرد بر مردم شهرها و روستاها مى داند; تأثيرتى از قبيل شقاوت و بيرحمى در برخوردهاى اجتماعى و توسل جستن و شفاعت طلبيدن و نذر و نياز بردن به درگاه امامان و اوّلياء دين.
از سوى ديگر علما و قشرهاى مذهبى از تحليلها و اظهارنظرهاى او نسبت به امور مذهبى و متهم نمودن بعضى از علماء خشمگين شدند و رديه هاى چندى بر او نوشتند. در هر حال غرض از ذكر اين مطالب آن است كه نشان داده شود اين كتاب, نوشته اى در ميان دهها نوشته ديگر نبوده است; بلكه مورد توجه مجامع علمى در عراق قرار گرفته و عكس العمل موافق يا مخالف با او برانگيخته است. البته قضاوت درباره اين كتاب مشكل است و غرض از اين نوشتار معرفى اجمالى كتاب است, و گرنه اين كتاب و ديدگاههاى طرح شد در آن نياز به نقد و بررسيهاى وسيعتر و دامنه دارترى توسط آگاهان دارد. آنچه را كه هيچ منصفى نمى تواند انكار كند همانا سعى او در بيطرفى و بيان حقايق و اغماض از دخالت دادن كليه تعلقات و وابستگيهاى قومى و مذهبى خود در قضاوتها و بررسيها و تحليلهاى اجتماعى خود از حوادث است. علاوه بر اين به طور قطع و يقين مى توان ادعا كرد. كه در ميان نويسندگان معاصر عراق آنكه توانسته است به بهترين وجه نقش علماى دين در مبارزه عليه دولت انگليس در هنگام اشغال عراق در سال 1917 ميلادى و پس از اشغال و در دوران قيام عمومى كه اصطلاحاً به (ثورة العشرين) معروف است را بنمايد على الوردى است. او در دو جلد از كتابش به تشريح نقش علماى شيعه در شكل گيرى استقلال عراق و حوادث متعلق به آن پرداخته و انصافاً حق مطلب را به خوبى ادا كرده است. همچنين او هرگز خود را پايبند مفاهيمى واهى و بى اساس همچون غرور ملى, قوميت و طايفه ننموده و آنچه به نظرش و بنا بر تحليلهاى اجتماعيش واقع نموده, بيان كرده است. ليكن در مقابل اين حقايق نبايد در مواردى از تندرويهاى بى جا و بدور از واقعيت او و يا اتهامات بى مورد و بدور از حقيقتش نسبت به بعضى از مراجع دين و يا بحثهاى او در مقوله هاى دينى و بعضى از كتابهاى دينى از قبيل بحارالانوار به سادگى گذشت. در هر حال اين كتاب برغم نقاط ضعف محدود آن كه ناشى از بى توجهى مؤلف (گرچه ترديدى در ضديت آگاهانه او با دين و مبانى مذهبى وجود ندارد) نسبت به حقايق دينى و تاريخى است, در مجموع از اعتبار و ارزش والايى برخوردار است و آنچه كه اين كتاب را براى خوانندگان و پژوهشگران ايران با ارزش مى نمايد همانا بررسى حوادث و ارتباط تنگاتنگى با ايران و سياست خارجى دولتهاى حاكم در ايران وارد. مؤلف با استفاده از صنايع تاريخى عربى و تركى و بعضى يافته هاى محلى كه كمتر مورد توجه يا در دسترس محققين و مورخين ايرانى بوده به دسته بندى حوادث و جريانات تاريخى پرداخته سپس به تحليل و بررسى آنها از ديدگاههاى اجتماعى خود پرداخته است.
على الوردى جلد اوّل كتاب خود را پيش درآمد بحثهاى مجلّدات ديگر قرار داده و موضوعات زير را بررسى مى كند:
ظهور و استقرار دولت عثمانى و فتح عراق توسط آنان, ظهور صفويه, تشيع صفويان و آثار اجتماعى سياسى آن در عراق, ظهور نادرشاه و فتوحات مكرر او در عراق, آغاز حكومت مماليك در عراق.
در جلد دوّم به بررسى حوادث تاريخى از سال 1831 تا 1872 ميلادى پرداخته است.
در جلد سوم به حوادث عراق در دوران سلطان عبدالحميد عثمانى پرداخته و آنگاه به چند موضوع با اهميت براى ايرانيان, يعنى ميرزاى شيرازى, نظام اجتهاد در مذهب تشيع, مشروطيت ايران و تأثير آن در عراق, مشروطيت تركيه و تأثيرات آن در عراق, ظهور مليگرايى در جهان عرب و تأثيرات آن بر عراق, بررسى درباره سيدجمال الدين افغانى, و تحقيق درباره فراماسونرى پرداخته است.
درجلد چهارم به حوادث سالهاى 1914 تا 1918 ميلادى پرداخته است. در اين دوره دولت عثمانى پس از وارد شدن در جنگ جهانى اوّل به پايان كار و افول خود نزديك شد و بالاخره شكست در آن جنگ كليه متصرفات خود را يكى پس از ديگرى از جمله عراق از دست داد و عاقبت بغداد در سال 1917 ميلادى پس از ماهها جنگ و جهاد مردم عراق به سركردگى علماى شيعه عليه ارتش اشغالگر انگليسى سقوط كرد. در اين مجلّد دكتر على الوردى به حوادث مهم اين سالها پرداخته است.
جد پنجم كه در دو بخش تنظيم شده كلاً به حوادث مربوط به شورش و قيام عمومى ملت عراق به فتواى جهاد علماى شيعه عليه انگليس كه به (ثورةالعشرين) مشهور است, اختصاص دارد. جلد ششم نيز در دو بخش, در بخش نخست آن به حوادث و وقايع عراق از سال 1920 ميلادى, يعنى حوادث پس از سركوب ثورةالعشرين تا سال 1924 ميلادى, كه سال اعلان استقلال عراق و تشكيل نخستين دولت ملى عراق مى باشد, پرداخته است. در بخش دوّم به تاريخچه دو خانواده مشهور در عربستان, يعنى خانواده اشراف مكه و خانواده ابن مسعود پرداخته و به حوادث ظهور وهابيان و آل سعود و سقوط حكومت اشراف در حجاز و حاكميت وهابيت بر كل سرزمين شبه جزيرة العرب مى پردازد و تأثيرات سياسى ومذهبى اين واقعه را بر منطقه بررسى مى كند و بدين گونه كتاب پايان مى پذيرد.
كتاب با قلمى شيوا و بسيار روان و مورد پسند عامه مردم نوشته شده است و خواننده هنگام مطالعه احساس لذت مى كند.
اين كتاب پس از نخستين چاپ آن در عراق به علل متعددى كه مهمترين آن بررسى و تثبيت جايگاه ارزشمند عالمان دين و حوزه هاى عليه شيعه در استقلال عراق و برملا نمودن روابط آشكار و نهان داعيان قوميت عربى و به اصطلاح مليگرايان مزدور انگليس به آرمانهاى مجاهدين بوده از سوى دولت ملحد بعث عراق جزء كتب ممنوعه قرار گرفت و نسخه هاى آن از كتابفروشيها جمع آورى شد. اينكه اين كتاب از سوى انتشارات الشريف الرضي در قم تجديد چاپ شده و در دسترس خوانندگان قرار دارد. محمدرضا انصارى قمى مأخذشناسى و استفاده از كتابخانه
پروين انوار (استعلامى). ويرايش سوم. (تهران: زوار, 1371), 167ص.
اوّلين گام پس از طرح تحقيق و تعيين محدوده آن, شناختن منابعى است كه براى انجام آن لازم است. كتاب فوق با اين اهداف فراهم آمده تا دانش پژوهان را با كتاب خانه, سازماندهى آن, منابع مرجع كتابى و غير كتابى, انواع آنها و چگونگى استفاده از آنها آشنا كند. چاپ و ويرايش دوّم اين كتاب در 68 صفحه به سال 1354 منتشر شد و اينك ويرايش سوم آن در حجمى بيش از دو برابر حجم ويرايش پيشين منتشر شده است. مى بينيم كه مؤلف كوشيده است با بازنگرى اساسى در مطالب كتاب و با استفاده از تجربيات ممتد خود, اطلاعات كتاب را روز آمد كند.
مؤلف, دست دانشجويان و كسانى را كه به هر دليلى خواستار تدوين رساله و يا تهيه مقاله اى بوده اند, گرفته و آنان را به كتابخانه مى برد و با دقت منابعى را كه نياز دارند به آنان معرفى مى كند و دست آخر آنان را كمك مى كند تا نوشته خود را طبق ضوابطى كنترل و ارزيابى كنند.
در ديباچه و پيشگفتار از ضرورت تهيه چنين كتابى با خبر مى شويم. گفتار اوّل به معرفى كتاب و اجزاى ظاهرى آن و برخى اصطلاحات رايج در اين مورد مى پردازد. گفتار دوّم از كتابخانه, سازماندهى آن, برگه و برگه دان و روش ارزيابى كتاب از طريق برگه دان بحث مى كند. در اين گفتار مؤلف به مناسبت از رده بنديهاى ديويى و كتابخانه كنگره و شيوه آنها سخن مى گويد; بى آنكه ترجيحى براى يكى از اين رده بندى ها قائل شود. مهمترين مباحث كتاب طى گفتارهاى سوم تا پنجم بيان شده است. در گفتار سوم, كتاب مرجع تعريف مى شود; كتاب مرجع دو خصوصيت عمده دارد: 1. اطلاعات آن مورد قبول تمامى صاحبنظران است و خالى از مباحث سؤال آفرين و 2. معمولاً همه آن مطالعه نمى شود, بلكه براى يافتن پاسخ خاصى مورد توجه قرار مى گيرد. البته چنين منابعى اختصاصى به كتاب ندارد و مواد غير كتابى را نيز شامل مى شود كه مؤلف آنها را در گفتار پنجم معرفى كرده است. كتابهاى مرجع نيز دو دسته هستند: 1. مراجع دست اوّل كه مستقيماً به سؤال مورد نظر پاسخ مى دهند; مانند واژه نامه و دائرةالمعارفها و 2. مراجع دست دوّم يا رابط كه براى يافتن پاسخ مورد نظر, ما را به منابع ديگرى ارجاع مى دهند; مانند كتابشناسى ها و فهرست مقالات. طى گفتار هاى سوم و چهارم مؤلف انواع كتابهاى مرجع دست اول و رابط را معرفى كرده و نمونه هاى خوبى به دست داده است. علاوه بر آن مؤلف معيار هايى براى ارزيابى اعتبار كتاب مرجع در اختيار خواننده قرار مى دهد تا هر كس به فراخور حال خود, توان ارزيابى و سنجش چنين آثارى را داشته باشد.
گفتار پنجم مواد غير كتابى, كتابخانه را, از قبيل اسلايد, فيلم متحرك, ميكروفيلم و تصاوير, با دقت معرفى مى كند. و در گفتار ششم از تواناييها كامپيوتر, شبكه هاى اطلاعاتى جهانى در كتابخانه ها و نحوه كار با كامپيوتر در كتابخانه سخن مى رود.
هفتمين و آخرين گفتار درباره چگونگى تدوين و نگارش رساله ها و مقاله هاست. در اين گفتار مؤلف به پژوهشگران روش تنظيم نهايى رساله و مقاله را مى آموزد.
وجود پيوستى در آخر كتاب كه در آن نمونه منابع مرجعه زبانهاى فارسى, عربى, انگليسى و فرانسوى آمده است, بر ارزش آن افزوده است.
در مجموع اين كتاب كارى است بسيار سودمند و مورد استفاده هر كتابدوست. تنها نكته اى كه به نظر مى رسد آن است كه گفتار آخر چندان با عنوان و هدف و موضوع كتاب مناسبتى ندارد و خود مى تواند, و بايد, موضوع كتاب خاصى قرار گيرد. سيدحسن اسلامى موسوعة الأستخبارات و الأمن فى الآثار و النصوص الأسلامية
على دعموش العالمى. (چاپ اوّل: دارالأمير للثقافة و العلم, بيروت, لبنان 1341). 439 « 480« 512 ص. پژوهشهاى گستر ده, مستند و دقيق در ابعاد گونه گون نظام اسلامى نه پربار است و نه پربرگ. روشن است كه در ميان فقيهان و دانشوران شيعى بحث و فحص از نظام اسلامى و چگونگى شكل گيرى دولت اسلامى و نهاد ها و بدنه هاى شكل دهنده آن هرگز به گونه موضوعى, شامل و جامع مطرح نبوده است. بحث از اصل (ولايت فقيه) نيز به عنوان حاكميت فقيهان پيشينه چندان درازى ندارد, گو اينكه نشانه ها و نمونه ها و انگاره هاى آن را در متون بسيار كهن توان يافت. (طرح ولايت فقيه) ا ز سوى امام خمينى رضوان الله عليه گامى بود بلند و حركتى مؤثر در گسترانيدن ابعاد اين بحث در صفحه ذهن و صحفه انديشه و تحقيقات محققان. آن خردمند بى بديل خود به نخستين گام بودن آن بحث و نيازمندى كاوش در ابعاد گونه گون نظامى اسلامى توجه داشته اند كه در ضمن آن بحثها فرمودند:
ما اصل موضوع را طرح كرديم, لازم است نسل حاضر و نسلهاى آينده در اطراف آن بحث و نمايند… (نهضت امام خمينى, ج 2/ 514)
پس از پيروزى شكوهمند, انقلاب عظيم اسلامى در اين ديار, و عينيت يافتن حاكميت انديشه اسلامى در صحنه اجتماع از بحث نظام اسلامى و نهاد هاى حقوقى, سياسى و ادارى آن شكل جدّى تر به خود گرفت. پژوهش گسترده و جليل ا


صفحه 11

معرفيهاى گزارشى


كليات
فهرست مشترك نسخه هاى خطى فارسى پاكستان, مجلد پنجم. احمد منزوى. (اسلام آباد, مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان). 921 ص, وزيرى.
اين مجلّد از مجموعه عظيم و گرانقدر فهرست مشترك نسخه هاى خطى فارسى پاكستان , ويژه نامه نگارى است. مدير مركز درباره آن نوشته اند: اين مجلد كه حدود , 617 عنوان اثر, از قريب 450 صاحب قلم را معرفى مى نمايد, در ذكر آثارى است كه با فن دبيرى و انشا در مفهوم اخّص قديمى آن ارتباط مى يابد. كتاب هاى دستورنامه نگارى, مجموعه نامه هايى كه براى آموزش انشا گرد آمده اند , منشات منشيانى كه براى هنر نمايى انشا شده اند, ديباچه هايى كه كوشش مى شد هنر نويسندگى را به بهترين نحوى در آن بنماياند و …
فهرست مشترك نسخه هاى خطى فارسى پاكستان, مجلد هفتم . احمد منزوى. (اسلام آباد, مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان). 962 ص, وزيرى.
اين مجلّد ويژه منظومه هاست. اين مجلّد در هيئت مستقل خود اثرى است در تاريخ ادبيات به معناى اخص و مشتمل بر ذكر 419 شاعر پارسى سرا از چهارم تا پايان يازدهم به ترتيب سال در گذشت و آن حدود. و معرفى 938 مجموعه از اشعار ايشان و شروح آنها و مآخذى كه در آن شناسانده شده اند و كتابخانه هايى كه نسخه هاى خطى آثار مزبور در آن موجود است.
فهرست مشترك نسخه هاى خطى فارسى پاكستان , مجلّد دهم. احمد منزوى. (اسلام آباد, مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان). 725 ص, وزيرى.
اين مجلّد يازده بخش از مجموعه اين طرح عظيم را بهمراه دارد (بخشهاى 32ـ 22) و موضوع آن جغرافيا, سفرنامه و تاريخ است. استاد منزوى با حوصله شگرفى صدها كتاب فارسى را با دقت تمام درباره جغرافيا, سفرنامه, تاريخ ايران, پيامبران , اسلام, امامان , شبه قارّه , افغانستان , آسياى ميانه , عثمانى و … شناسانده است.
نسخه هاى خطّى كتابخانه گنج دانش . احمد منزوى . (مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان ـ اسلام آباد). 557 ص . وزيرى.
بخش پايانى فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه ياد شده است, كه مجموعه خطّى سفرنامه ها , جغرافيا , تاريخ , تذكره شاعران , فقه , علوم غريبه , دعا و واوراد و مستدرك مجلدات پيش را فهرست كرده است. حديث
سخنان حضرت موسى بن جعفر (ع), سيد محمد تقى حكيم: (چاپ اوّل: تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامى). 193 ص , رقعى.
مجموعه اى است از گفتار امام هفتم (ع) در مسائل مختلف اخلاقى و اجتماعى . مؤلف زير هر عنوان ابتدا موضوع را توضيح داده آنگاه متن روايت را مى آورد و سپس ترجمه روان و استوار آن را. ناشر اين كتاب پيشتر نيز دو كتاب از اين مجموعه را با عنوان: درسهايى از مكتب امام صادق ـ ع ـ و الهام از گفتار على ـ ع ـ منتشر كرده بود.
ترجمه و تفسير نهج البلاغه. محمد تقى جعفرى. (چاپ اوّل: تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامى , تهران). ج 22, 357 ص , وزيرى.
ابن جلد ترجمه و تفسير خطبه هاى صد و بيست و دوّم تا صد و بيست و نهم را در بر دارد. در شرح اين خطبه ها از جمله مباحثى كه به تفصيل آمده مى توان از دين و ابعاد آن , ضرورت نظم در زندگى فردى و اجتماعى , و در ضمن آن مشاركت و هماهنگى مردم در امور اجتماعى و مبانى سياسى و حقوقى آن , عواملى كه در حصول علم دخالت دارند … نام برد.
ترجمه و تفسير نهج البلاغه . محمد تقى جعفرى. (چاپ دوّم: تهران دفتر نشر و فرهنگ اسلامى). ج4, 337 ص , وزيرى.
اين جلد شامل شرح خطبه هاى شانزدهم تا بيستم است, در اين جلد از كار و كوشش و ابعاد آن و انواع كار انسانى , حيات معقول , اوصاف ويژگيهاى متصّديان جهل مدار و زمينه هاى فرهنگى و اختلاف ديدگاهها و اجتهادها به تفضيل سخن رفته است.
بقاء و زوال دولت. عبدالكريم بن محمد يحيى قزوينى . به كوشش رسول جعفريان . (چاپ اوّل: قم , كتابخانه آية الله العظمى نجفى مرعشى). 254ص , وزيرى.
يكى از عالمان قرن دوازدهم هجرى مجموعه گرانقدر (غررالحكم و دررالكلم) را بر اساس موضوعاتى تبويب كرده و آنگاه آن را با عنوان (نظم الغرر و نضد الدرر) ترجمه و شرح نموده است. آقاى جعفريان كه مدتى است به تصحيح و نشر متون سياسى دوره صفوى همت گمارده است , بخش مربوط به سياست و دولت را جدا ساخته و در اين مجموعه و نشر داده است. اين كتاب افزون بر اينكه مجموعه اى كارآمد و ارزشمند از احاديث در باب سياست و دولت را عرضه مى كند , به گونه اى مى تواند نشانگر نگرشهاى سياسى و فكرى عالمى شيعى در آن روزگار باشد. مؤلف مجموعه اين احاديث را در سه باب: نشانه هاى پيشرفت و زوال حكومت و قدرت , منافع عدل و داد و مزرهاى ظلم و استبداد , تعليم خدمت نزد حاكمان و سياستمداران , عرضه كرده است. در اين مجموعه , رساله كوتاه آينه شاهى مرحوم فيض كاشانى نيز چاپ شده است , كه پيشتر در مجموعه ده رساله فيض چاپ شده بود.
الحديث : روايات ترتيبى از مكتب اهل البيت. مرتضى نريد. (چاپ هشتم: تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371) . 404 ص , رقعى .
تنظيمى است موضوعى از روايات نقل شده در كتابهاى خطيب توانا حضرت حاج شيخ محمد تقى فلسفى . موضوعات بر اساس حروف الفبا تنظيم شده و ذيل روايات , ترجمه روان و گوياى مؤلف آمده است . بر روى هم اثرى است ارزشمند و كارآمد, استقبال گسترده جستجو گران معارف اهل البيت ـ ع ـ از اين اثر (هشت چاپ در تيراژ بالا در هشت سال) نشانگر ارجمندى و سودمندى آن است. فقه
صلاة الليل . ميرزا غلامرضا عرفانيان . (چاپ دوّم: قم , مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى 1412). 137, وزيرى .
بحثى است فقهى و حديثى درباره نماز شب , فضيلت , وقت , عدد ركعات و چگونگى انجام و آداب آن. مؤلف به تفصيل و دقت از آنچه ياد شد در پرتو آيات و روايات و با مراجعه به مهمترين آثار تفسيرى , حديثى و فقهى بحث كرده است.
رساله نمونه: احكام تقليد و اجتهاد. عبدالرحيم موگهى. (چاپ اوّل: قم مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى , 1371). 234 ص, وزيرى. مؤلف , احكام تقليد و اجتهاد را با مباحث نظرى آن در هم آميخته و مجموعه اى سودمند سامان داده است. مقدمات احكام , احكم تقليد , اقسام و شرايط آن , اجتهاد , تاريخچه و منابع آن , اقسام اجتهاد و روشهاى آن , علت اختلاف فتاوى و نقش زمان و مكان در اجتهاد, از بخشهاى اين كتاب است. مؤلف تمام مطالب كتاب را بر اساس آراء و آثار حضرت امام خمينى رضوان الله عليه تنظيم كرده است.
حج از ديدگاه مذاهب اسلامى. محمد ابراهيم جنّاتى , ترجمه: حسينعلى محمّدى نژاد, (چاپ اوّل: تهران, نشر شعر, 1371). 224.
اين كتاب ترجمه بخش حج از كتاب سودمند (دروس فى الفقه المقارن) است , كه بيشتر از چگونگى آن سخن گفته ايم. (آينه پژوهش , شماره 7/98).
الزواج الموقت . محمد تقى الحكيم. (چاپ اوّل: قم, مؤسسة الأمام الأمام الحسين (ع) 1413). 32ص , رقعى.
در اين كتاب مؤلف , ازدواج موقت را بدقّت بحث كرده و اشكالات وارده بر آن را نقد و بررسى كرده است . بحث وى فقهى , اجتماعى و قرآنى است و با همه كوتاهى , گويا , رسا و استوار است.
الأعتماد فى شرح واجب الأعتقاد. مقداد بن عبداللّه سيورى , تحقيق: صفاء الدين بصرى (مشهد , بنياد پژوهشهاى اسلامى آستانقدس رضوى, 1413). 175 ص, وزيرى.
متكلّم , فقيه و اصولى بزرگ شيعه , علامه حلى ـ ره ـ كتابى نگاشته است مختصر در عقايد و معارفى كه مسلمان حتماً بايد بدان آگاهى داشته باشد . اين رساله كوتاه را فاضل مقداد ـ ره ـ شرحى استوار نوشته است. كتاب پس از يك مقدمه در صفات الهى و تبيين حمد و شكر و فرق بين آنها و معناى عصمت و … در ضمن چهار ركن به توحيد, عدل , نبوت و امامت پرداخته پس از آن مباحث فقهى است تا پايان كتاب جهاد. محقق كتاب , تنها نسخه موجود آن را با چاپ سنگى آن در ضمن كتاب (كلمات المحققين) مقابله كرده و در حدّ امكان آيات و روايات را استخراج نموده است. افزون بر اين اعلام كتاب را به اختصار توضيح داده و گاهى شرحهايى براى توضيح متن بدان افزوده است , و در ضمن مقدمه اى از شرح حال و آثار مؤلف و شارح سخن گفته است. فلسفه و كلام
تحول خلاق . هانرى برگس . ترجمه و توضيحات على قلى بيانى. (چاپ اول: تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371). 484 ص , رقعى.
تحول حيات افزار دارى و فرجامدارى , امتدادات متباعد تحول حيات , معناى حيات و ساختار سينمائى انديشه , عنوان هر يك از مباحث كتاب حاضر است.
خدا در آمريكا: تحقيقى پيرامون دين و سياست در ايالات متحده. فوريوكلمبر. ترجمه محمد بقائى (ما كان). (چاپ اول: تهران , انتشارات حكمت , 1371). 284 ص, وزيرى. (كتاب خدا در آمريكا سؤال بسيار مناسب , مهم و غير منتظره ئى را مطرح مى سازد: آيا رشته ظريفى كه در اين زمان , كليسا و حكومت يا به عبارت ديگر دين و سياست را به هم متصل مى سازد مى تواند در برابر كشاكشهاى جديد مذهبى كه در زمينه اصول اخلاقى و امور سياسى جريان دارد, تاب بياورد؟) عناوين فصلهاى كتاب نه ترتيب ذيل است: قلب مسيحى دنياى جديد , جنگ كليساها, هزاره گرائى جديد, نگاهى به يمين و يسار دين در آمريكا, مذهب و پنهانكارى و توطئه , در جستجوى خدائى بى طرف.
از آگاهان بپرسيد. سيد محمد تيجانى سماوى. ترجمه محمد جواد مهرى (چاپ اول: بنياد معارف اسلامى , 1371). 590 ص , وزيرى.
اين كتاب در هفت بخش , به بررسى مسائل مهم عقيدتى از ديدگاه فريقين پرداخته و برترى انديشه شيعى را در پرتو آگاهيهاى كلامى و با استناد به منابع اهل سنت نشان داده است. مسأله توحيد, پيامبر , اهل بيت , صحابه , خلفا و خلافت از مسائلى است كه در اين كتاب مطرح شده است. فصل پايانى آن نقدى است هوشمندانه به چگونگى احاديث صحيحين. ما پيشتر از متن عربى آن سخن گفته ايم. (آينه پژوهش , شماره 13 و 14, ص 134).
اصول وافى. محمد على شرقى (چاپ اوّل: تهران دارالكتب الأسلاميه , تهران 1371). 548 ص, وزيرى.
اين كتاب در يك مقدمه , بيست و يك اصل (فصل) با مباحث مختلف به تبيين و توضيح اصول اعتقادى پرداخته است.
كتاب مستند است به آيات و روايات و مؤلف سعى كرده است در هر بحثى ابتدا آيات و روايات را با ترجمه عرضه كند و آنگاه توضيحات لازم درباره آن بحث را بياورد.
رادّ شبهات الكفّار. محمد على بن علاّمه وحيد بهبهانى . (چاپ اوّل: قم منشورات مؤسسه علاّمه مجدّد وحيد بهبانى , 1371) . 288 ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب ابتدا از نبوت و ضرورت ارسال رسولان سخن گفته , آنگاه حقيقت وحى را شناسانده و از اشكالات بر آن پاسخ گفته است. سپس به نقد و بررسى يهود و مسيحيّت پرداخته و در نهايت رسالت حضرت محمد ـ ص ـ را اثبات نموده و درباره اعجاز قرآن بحثى جامع عرضه كرده است.
جزيره خضراء افسانه يا واقعيت؟!. سيد جعفر مرتضى عاملى . ترجمه محمد سپهرى (چاپ اوّل : قم مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى) 256 ص , وزيرى.
ترجمه كتاب سودمند و خواندنى (دراسة فى علامات الظهور والجزيرة الخضرا!) است كه پيشتر به تفصيل درباره آن سخن گفته ايم . (شماره 12, ص 44 ـ 37).
منهج فى الأنتماء المذهبى. صائب عبدالحميد (چاپ اوّل: قم مؤسسه قائم آل محمد (عج), 1371). 465 ص , وزيرى.
مؤلف از نويسندگان و پژوهشگران عراقى است كه در پرتو بررسيهاى هوشمندانه و ژرفنگريهاى عالمانه به آستانه اهل البيت ـ ع ـ راه برده و تشيع را برگزيده است. وى در آغاز از چگونگى اين تحوّل مذهبى خود سخن مى گويد و آنگاه ذيل عنوان (مدخل فى فضائل اهل البيت (ع)) به اختصار از فضائل آن بزرگواران بحث مى كند. سپس نگاهى گذرا دارد به امامت از ديدگاه مذاهب اسلامى و پس از آن تبيين و توضيح ديدگاه شيعه بر اساس آيات و روايات با عنوان زيباى (اللّه تعالى يقول و رسوله يتحدّث). بحث از آيات و تفسير آنها و نيز احاديث و شرح آنها , دقيق , استوار و مستند به منابع مهم و كهن اهل سنت است. در بخش دوّم ابتدا كلمات و خطبه هاى على ـ ع ـ را درباره خلافت حق و حق خلافت آورده و آنگاه از قصّه پر غصّه تاريخ اسلام , يعنى برخوردهاى حاكمان با اهل البيت و نارواييهايى كه بر آن بزرگواران روا شده است بحث كرده و در ضمن آن به جريان فسادگستر جعل و وضع در حديث توجه كرده و دستهاى آلوده و مؤثر در اين باره را شناسانده است. كتاب با نثرى استوار و شكوهمند , تحليلى دقيق و استوار, احساسى ناب و ستودنى به قلم آمده است.
بحثى مبسوط در آموزش عقايد. محسن غرويان , محمد رضا غلامى , سيد محمد حسين ميرباقرى . (چاپ اوّل: قم مؤسسه انتشارات دارالعلم 1371) . 2 ج , 43«411.
مؤلفان در اين مجموعه در ضمن شش بخش به تفصيل از عقايد اسلامى بحث كرده اند. در بخش اوّل از جهان بينى , ايدئولوژى و شناخت سخن رفته و در ضمن آن افزون بر توضيح عناوين ياد شده از مسائل جهانبينى و اقسام آن گفتگو شده است. بخش دوّم عهده دار بحث از خداشناسى , توحيد , ابعاد توحيد ـ اوصاف الهى و امتحان الهى است كه در ضمن آن از قضاء و قدر , جبر و اختيار و عدل الهى نيز به تفصيل بحث شده است. بخش سوّم درباره معاد و مسائل مربوط به آن است با نگاهى دقيق و تفصيلى به مسأله روح , شفاعت , توبه و شرايط آن . در جلد دوّم و بخشهاى چهارم و پنجم و ششم با عنوانهاى راه شناسى و راهنماشناسى به تفصيل از نبوت انبياء و امامت بحث شده و در ضمن آن علم غيب , عصمت , اعجاز, وجوه اعجاز قرآن كريم , مهدويت و … مورد كاوش قرار گرفته است. كتاب بر روى هم اثرى است خواندنى و براى نسل جوان سودمند و كارآمد. اخلاق
نخستين رساله اخلاق و تعليم و تربيت اسلامى . زين العابدين قربانى. (چاپ اول: قم , انتشارات انصاريان , 1371) . 479 ص , وزيرى .
شرح نامه اميرالمؤمنين على ـ ع ـ به امام حسن مجتبى ـ ع ـ است . مؤلف در پيشگفتار كتاب به فلسفه اخلاق و مكاتب فلسفى اشاراتى كلى كرده و سپس نامه ياد شده با استناد به آيات قرآن و روايات متعددى شرح شده و در پايان ترجمه برخى از لغات آمده است.
نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى. محمد رضا مهدوى كنى (چاپ اوّل: تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371) 716 ص وزيرى .
موضوع كتاب روشن است, مؤلف بزرگوار در مقدمه كتاب از موضوع و اهميت علم اخلاق بحث كرده و ابعاد آن را نمايانده است و آنگاه در ضمن بيست و دو فصل به بحثهاى مهم اخلاق عملى پرداخته است . كتاب يكسر مستند است به آيات و روايات يعنى منبع درست , استوار و كارآمد اخلاق عملى , توضيحات و تفسيرها در ذيل آيات و احاديث با توجه به واقعيتهاى ملموس زندگى به قلم آمده است و بسيار گويا و تبنه آفرين است. اوّلين عنوان شناخت خود آگاهى از چگونگى نفس است و ادامه آن لزوم خود آگاهى , خدا آگاهى , سير در آفاق و انفس و … ذيل عنوان هشتم (پرهيز از محرّمات) از آفات زبان , حسد , غضب و سخريّه و استهزاء به دقّت سخن رفته است. و در عنوان نيّت از اخلاص و ريا. بخش حسن سلوك و خوش رفتارى با مردم نيز با عناوين فرعى صله رحم , آداب معاشرت , انصاف, حفظ حريم ديگران , عفو و اغماض را و اتحّاد و همبستگى و … مطالب قابل توجهى دارد برخى از عناوين ديگر كتاب چنين است: توبه و استغفار, نظم و انضباط , توكّل و اعتماد به خدا, انتخاب دوستان صالح و همفكر , زهد, قناعت و تواضع.
نام كتاب زيبا و گويا است , نثر و پرداخت آن نيز روان و استوار, و هيئت ظاهرى آن نيز جالب و چشم نواز, براى مؤلف عاليقدر و ناشر سختكوش و پرتلاش آرزوى توفيق داريم.
معراج السعادّه . ملاّ احمد نراقى , با تصحيح و تحقيق و تعليق (قم , مؤسسه انتشارات هجرت 1371). 893 ص. وزيرى.
معراج السعادة , اثر گرانقدر اخلاقى , فقيه , اصولى و عالم بزرگ قرن چهاردهم هجرى , ملاّ احمد احمدنراقى ; مشهورتر و شناخته شده تر از آن است كه نيازمند معرفى باشد. كتاب تاكنون بارهاى بار بگونه هاى مختلف چاپ رسيده است به برخى از چاپهاى آن بسيار مغلوط و نامطلوب بوده است. مؤسسه انتشارات هجرت با توجه به ارجمندى اين كتاب و جايگاه والايش در اخلاق اسلامى به تصحيح , تحقيق , تعليق ويرايش آن همت ورزيده و در هيئتى چشم نواز آن را عرضه كرده است. در اين تحقيق تمام آيات و روايات استخراج شده و منابع آنها دقيقاً ياد شده است, پاره اى از لغات دشوارياب معنا شده اند و توضيحاتى كوتاه درباره برخى از اصطلاحات فلسفى , كلامى و فقهى آمده است , افزون بر اينها بعضى از عبارات عربى و احاديث نيز معنا شده و گاهى منابع مختلفى درباره مطالب نيازمند توضيح و شرح , معرفى گرديده است.
جناب آقاى محمّد نقدى در ضمن مقدمه اى سودمند از شرح حال و آثار مؤلف سخن گفته و وعده داده كتاب را افزون بر اين شكل در دو جلد با ثبت و ضبط نصوص آيات و احاديث و فهارس متنوع در دو جلد نيز منتشر كنند. تاريخ و شرح حال
ناسيوناليسم در ايران . ريچارد كاتم . ترجمه احمد تدين . (چاپ اول: تهران , انتشار كوير , 1371). 457 ص , رقعى.
مبناى منسجم و اجتماعى ناسيوناليسم , ناسيوناليسم كرد , ناسيوناليسم ليبرالى , ناسيوناليسم مثبت , ناسيوناليسم مذهبى و وحدت اسلامى , ناسيوناليسم و اقليتهاى مذهبى , عناوين برخى از مباحث كتاب حاضر است.
حلية الأبرار فى احوال محمّد و آله الأطهار عليهم السلام. السيد هاشم بحرانى , (چاپ اوّل: قم مؤسسه معارف اسلامى , 1413). 454 ص, وزيرى. حلية الأبرار از آثار گرانقدر مرحوم علاّمه سيد هاشم بحرانى است كه در 13 منهج به شرح زندگانى پيامبر و ائمه اطهار ـ ع ـ پرداخته است . از اين كتاب و چگونگى آن پيشتر سخن گفته ايم (آينه پژوهش , شماره 7 , ص 68). اين جلد يكسر به زندگانى على ـ ع ـ در پنجاه باب پرداخته كه در ضمن آن از تولّد , رشد , اسلام آوردن , شخصيت , اوصاف , فضائل , حكومت و مجاهدات آن حضرت سخن رفته است. تحقيق كتاب دقيق و ارجاع احاديث به منابع, استوار و سودمند است.
انديشه تفاهم مذهبى در قرن هفتم و هشتم هجرى . رسول جعفريان (چاپ اوّل : قم , مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى , 1371). 104 ص , رقعى .
پژوهش درباره تشيع و تسنّن به لحاظ تاريخى و ارزيابى چگونگى تلقى آن دو از متون و نصوص دينى , و شناسايى روياروييهاى انديشوران اين دو جريان بسيار درس آموز است. در طول تاريخ گاهى بر خوردهاى اسف انگيزى در ميان آنان رخ داده كه ارزيابى ريشه ها و روندهاى آن نيز قابل توجه است. در برابر آنچه ياد شد فرهيخيگانى نيز بوده اند كه كين توزى و برخورد ناصواب را روا نمى ديدند و هوشمندانه بر تفاهم مذهبى تأكيد مى ورزيدند. اين كتاب به بررسى چند متن از آثار مهم قرن هفتم و هشتم هجرى در اين باره پرداخته است و چگونگى موضع آندو را در زمينه تفاهم مذهبى نمايانده است . مؤلف تأكيد كرده است كه بر نمودن اين جنبه ها هرگز به معناى همسويى با تمام آراء و انديشه هاى آنها نيست , بلكه نشان دادن تلاشى است در جهت تفاهم و زدودن ويژگيهاى فضاى انديشه . برخى از عناوين رساله چنين است: گذرى بر سابقه تاريخى تفاهم تشيع و تسنّن , عبدالجليل قزوينى و انديشه تفاهم مذهبى , كتاب نقض , تفاهم در برخوردها , قوامى رازى و انديشه تفاهم مذهبى .
سرزمين درّه ها. شهاب الدين فرّخ يار. (چاپ اوّل: تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371). 288 ص. داستان جهاد و مبارزه در افغانستان و رنجها و سختيها و ستمهايى كه بر مردمان مسلمان آن ديار روا مى شود , قصّه پر غصّه تاريخ معاصر است. نگارش و گزارش اين ماجرا از نگاه اهل قلم و سياست بدور نمانده و هر كدام به گونه اى بدان نگريسته اند.
كتاب حاضر سفرنامه اى است هوشمندانه , كه افزون بر چگونگيهاى مبارزه و استقامت و استوارى و مسائل گروهها , بازشناسى گويايى است از زندگانى اجتماعى , فرهنگى , آيينها و سنتهاى آن ديار. نگاه مؤلف باريك بينانه و نثرش در تصوير حوادث و وقايع و جريانها دقيق است و گويا.
اختلاف تجارى ايران و هلند و بازگانى هلند در عصر افشاريان و زنديان . ويلم فلور. ترجمه ابوالقاسم سرى. (چاپ اول: تهران, انتشارات توس , 1371). 234 ص, وزيرى.
اتحاديه هاى كارگرى و قانون كار در ايران . ويلم فلور. ترجمه ابوالقاسم سرى. (چاپ اول: تهران , انتشارات توس , 1371). 207 ص , وزيرى.
ضمن مطالعه در اتحاديه هاى كارگرى در ايران دوره رضا شاه و پيش از آن به قانون و مقررات كار پرداخته و در پايان از تأسيس اداره ارزاق در ايران و چگونگى آن سخن گفته است.
صنعتى شدن ايران و شورش شيخ احمد مدنى. ويلم فلور. ترجمه ابوالقاسم سرى. (چاپ اول: تهران, انتشارات توس , 1371). 248 ص , وزيرى.
در پاره اول كتاب به صنعتى شدن ايران پرداخته شده و در آن از نيروى كار و فعاليتهاى صنعت سنتى و فشار براى صنعتى كردن و فهرست كارخانه هاى ايران و وضعيت پارچه بافى و بازرگانى در ايران سخن رفته است. در پاره دوم كتاب به شورش شيخ احمد مدنى و توصيفى از خليج فارس در سال 1756 ميلادى و صيد مرواريد در آنجا پرداخته است شده است.
السيدة سكينة. عبدالرزّاق مقرّم. (قم انتشارات الشريف الرضى 1371). 156 ص, وزيرى.
گزارشى است دقيق از زندگانى سكينه , دختر بزرگوار حضرت اباعبداللّه الحسين (ع). مؤلف كه از محققان و مجتهدان عراقى است, در پرتو آگاهيهاى هوشمندانه تاريخى , آراء و گزارشهاى تاريخى مورخّان را درباره آن بانوى بزرگوار به نقد كشيده و حقيقت را نمايانده است. در اين كتاب به مناسبت از جريان جعل و وضع در تاريخ اسلام و غناء سخن رفته كه سودمند است و ارجمند.
العشائر والسّياسة. عبدالجليل الطّاهر. (قم, انتشارات الشريف الرضى , 1371). 248 ص , وزيرى.
شناسايى دقيقى است از عشاير عراق و رابطه آنها با سياستهاى حاكم . مؤلف در ابتدا عشيره ئى را مى شناساند و از احوال اجتماعى , فرهنگى و موقعيت زيستى آنان سخن مى گويد و آنگاه رابطه آنها را با انگلستان و جريان استعمارى آن مى نماياند. مؤلف كتاب را بر پايه اسناد سرّى وزارت اطلاعات بريتانيا سامان داده و مترجم افزون بر تعريب آن, اطلاعّات تاريخى و قومى فراوانى بدان افزوده است.
زندگانى فاطمه زهرا (ع). سيد جعفر شهيدى. (چاپ چهاردهم: تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371). 291 ص, وزيرى.
كتابى است دقيق و خواندنى درباره زندگانى بانوى اطهر حضرت فاطمه ـ س ـ كه در شماره هاى پيشين از آن ياد كرده ايم , گزيده گويى و استوارنگارى حضرت استاد شهيدى نيازى به گفتگو ندارد. بايد يادآورى كنم كه چاپ اوّل كتاب به سال 1362 نشر يافته و اكنون كه چاپ چهاردهم آن نشر مى يابد بر روى هم 165 هزار جلد از اين كتاب منتشر شده است.
زندگانى على بن الحسين (ع). سيد جعفر شهيدى . (چاپ چهارم: تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1371) 0 230 ص , وزيرى .
نگاهى است دقيق و عالمانه به زندگانى امام چهارم ـ ع ـ در فصل اوّل از القاب امام ـ ع ـ سخن رفته و جريان تاريخى شهربانو و ازدواج وى با امام حسين ـ ع ـ به نقد كشيده شده است . در فصول بعدى از وضع مسلمانان در آن روزگار , امام در كربلا , امام در جريان اسارت , امام در دوران امامت , انعكاس حادثه كربلاء در جهان اسلام آن روز , واقعه حرّه مدينه و شخصيت عبادى و ملكوتى امام ـ ع ـ با دقت تمام بحث شده است . مؤلف محقق در بخشهاى مختلف كتاب به نقد و بررسى آراء و گزارشهاى تاريخى پرداخته و مطالب تحقيقى و مهمى را عرضه كرده است.
الغدير والمعارضون. سيد جعفر مرتضى عاملى (چاپ اوّل: لبنان , دارالأمير للثقافة والعلوم , 1413). 128 ص, وزيرى.
داستان غدير, داستان شكوهمند تاريخ آن و حساسترين بخش از تاريخ اسلام و سرنوشت سازترين جريان در حيات امت اسلامى است , در چگونگى اين داستان و جايگاه آن در تاريخ و كلام اسلامى عالمان و محدثان و متفكران بسيار نوشته و فراوان پژوهش كرده اند; كه سعيشان مشكور باد . اين كتاب نگاهى است هوشمندانه به موضعيگرى معارضان , مخالفان و كسانى كه از همان آغاز اين جريان را بر نتابيدند و با گونه گون شيوه با آن به ستيز برخاستند, در فصل اوّل درباره غدير و رابطه آن با امامت سخن گفته شده است و در فصل دوّم و سوّم از معارضان چهره نمايى شده و آگاهى رسول اللّه (ص) از موضع آنان نموده شده است . فصل چهارم برخوردهاى عينى آنان در مقابل اين ماجرا نشان داده شده است . در فصل پنجم تهديد الهى در انجام ندادن رسالت ابلاغ امامت است با تفسير (و ان لم تفعل فما بلغّت رسالته …) و پايان بخش كتاب پاسخ به چرائى گزينش مكان و زمان اين ابلاغ است.
الأمة و السياسه. ابن قتيبه دينورى , تحقيق: على شيرى (قم , چاپ اوّل , منشورات الشريفن الرضى , 1413). 243«308 ص, وزيرى.
كتاب (الأمامة والسياسة) بيش از اين بارها به چاپ رسيده است. در اين چاپ افزون بر مقدمه اى در شرح حال و آثار ابن قتيبه آيات و احاديث استخراج شده و نقلهاى كتاب با منابع و مصادر مهم تاريخى سنجيده شده است. و در پانوشتها دقيقاً منابع و مصادر ديگر ياد شده و گاهى توضيحاتى سودمند درباره مطالب متن آمده است , فهارس پايانى كتاب نيز بسيار سودمند و كارآمد است يادآورى كنيم كه اثر ابن قتيبه كه گاه از آن به (تاريخ الخلفاء) نيز ياد مى شود از منابع و مصادر مهم تاريخ اسلام است.
المعصومون الأربعه عشر. جمعى از نويسندگان. (ايران, قم, مؤسسة الأمام الحسين , 1413).
مجموعه ايست كوتاه و خواندنى از زندگانى چهارده معصوم (ع) براى كودكان و نوجوانان. اين مجموعه افزون بر ويژگيهاى شخصى: تاريخ تولد, وفات , مدت امامت و محل دفن نگاهى گذرا دارد به مهمترين حوادث زندگانى آن بزرگواران همراه با تصاوير براى هر چه بيشتر گويا كردن متن براى خواننده نوجوان.
دراسة فى طبيعة المجتمع العراقى. على الوردى. (قم , منشورات الشريف الرضى , 1413). 384 ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب كوشيده است تا خلق و خوى, آداب و رسوم, سنتها و روشهاى زندگانى مجتمع عراقى را بنماياند . كتاب را مؤلف بر اساس تحقيقات اجتماعى و محلّى محققان , بررسيهاى ميدانى دانشجويانش از چگونگى هاى اجتماعى عراق , بررسيهاى مستقيم او از مسائل ياد شده تدوين كرده است. وى از شاديها , غمگساريها , بزمها , مقدسّات , گردهمايى ها , جنگها و … عراق در اين كتاب به تفضيل سخن گفته است.
نكت الهميان فى نكت العُميان. صلاح الدين جليل بن بيك الصفدى. (قم , منشورات الشريف الرضى, 1413). 336 ص, وزيرى.
اين كتاب شرح حال نابينانى است كه مؤلف به چگونگى زندگانى آنان دست يافته است, كتاب بر اساس حروف الفبا تنظيم شده و در ذيل هر عنوان از زندگانى و آثار آنان سخن رفته است. مؤلف در ضمن ده مقدمه بحثهاى مهمى را درباره نابينايان مطرح كرده است مانند: آيا نابينايان خواب مى بينند , نابينائى براى انبياء رواست يا نه؟ تفسير آيات قرآن در اين باره , احكام فقهى درباره آنان , نوادر نابينايان , هوشمندى و زيركى آنان و … تراجم
ييادنامه ايرج جهانشاهى. جمعى از نويسندگان. (چاپ اول: تهران, شوراى كتاب كودك , 1371). 68 ص, رقعى.
مجموعه گفتارهايى است درباره ايرج جهانشاهى و چگونگى قلم , نثر , آثار و خلق و خوى او و در پايان , فهرستى از آثار و مقالات منتشر شده اش در مجلاّت و …
قديم ترين جغرافيا دانان مسلمان . قمر غفّار (چاپ اوّل: دهلى نو رايزنى فرهنگى سفارت جمهورى اسلامى ايران , 1370). 80 ص , وزيرى.
كتابى است تحقيقى و سودمند در شناسايى برخى از جغرافيا دانان مسلمان . كتاب در ده باب سامان يافته است: در باب اوّل تا پنجم از مبانى علم جغرافيا قبل از اسلام , گسترش آن در جهان اسلام , اكتشافات جغرافيايى مسلمانان و … سخن رفته و در ابواب بعدى پنج تن از جغرافيا دانان بزرگ اسلامى , با اين عناوين معرفى شده اند: ابن خردادبه و پيروان او , مسعودى , ابوزيد حسن سيرافى , سند باد , مسعرو ابن فضلان , اصطحزى و ابن حوقل.
فهرست موضوعى تراجم. اكبر ايرانى قمى . (چاپ اوّل : قم كتابخانه آية الله العظمى نجفى مرعشى). ج1, 335 ص , وزيرى .
راهنمايى است براى دستيابى به منابع شرح حال پيامبران و ائمه اطهار ـ ع ـ و امامزادگان و صحابه و رجال موجود در كتابخانه ياد شده . فصل اوّل منابع شرح حال انبيا را نشان داده و فصل دوّم منابع ويژه و منابع عمومى شرح حال اهل البيت ـ ع ـ را گزارش كرده است.
فصل سوّم منابع زندگانى خويشان , صحابه , معصومان و امامزادگان را در بردارد و در فصل چهارم از منابع شرح حال رجال سخن رفته است. بايد يادآورى شود كه آنچه در اين فهرست آمده است همه كتابهاى موجود در اين زمينه در كتابخانه ياد شده نيست. بخشهاى فهرست نشده پس از اين در ضمن دفاتر ديگرى عرضه خواهد شد.
خاندان آية الله بروجرودى. على دوانى . (چاپ اوّل: قم انتشارات انصاريان, 1371). 152 ص , رقعى.
حضرت آية الله العظمى بروجردى در رساله اى كوتاه, به شناسايى خاندان خود پرداخته و انساب آن را گزارش كرده است. آقاى دوانى افزون بر ترجمه متن آن رساله و نگارش پاورقيهاى توضيحى , كه بخش دوّم مجموعه مورد گفتگو را تشكيل مى دهد , در بخش اوّل به تفصيل از خاندان (طباطبا) سخن گفته است. كتاب داراى نكات مهم تاريخى , تبارشناسى و شرح حال نگارى است.
علما و مردان نامى بوسنى و هرزگوين. على دوانى (چاپ اوّل: قم , انتشارات انصاريان , 1371).
شرح حال بيت و شش تن از عالمان بوسنى و هرزگوين به همراه گزارشى از چگونگى ورود اسلام به آن ديار و اشاراتى به فرهنگ و چگونگى زندگانى اجتماعى مردم آن كشور آمده است. حقوق
جنگ و صلح از ديدگاه حقوق و روابط بين الملل. محمود مسائلى و ديگران. (چاپ اول: تهران انتشارات وز ارت امورخارجه, 1371). 245 ص, وزرى.
حقوق توسل به جنگ و تحولات آن , حقوق برخورد مسلحانه و راههاى پايان جنگ , عنوان هر يك از بخشهاى كتاب حاضر است. حسن عمده كتاب حاضر اين است كه ضمن پژوهش يكى از مسائل تخصصى , تأليفى و ابتكارى است. اقتصاد
ربا در اسلام. سيد محمد حسين بهشتى (چاپ دوّم: تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371) . 216 ص, رقعى .
بخشى از بحثهاى تفسيرى شهيد مظلوم آية اللّه بهشتى است كه در سال 1352ـ 1353 در طى يازده جلسه ايراد شده است. در اين كتاب مسائل مربوط به ربا با روشن بينى و ژرفنگرى تحسين بر انگيزى بررسى گرديده و ابعاد مختلف مسئله به لحاظ فقهى و اقتصادى كاويده شده است . بحثهاى كتاب را (شوراى احياء آثار شهيد …) تنظيم و چاپ كرده و مجموعه آن را در هشت فصل سامان داده است . عناوين فصلها از اين قرار است: بيع و ربا , نقش واقعى سرمايه , كدام شكيبائى و چگونه اتفاقى؟ پول , پول و بانك , بانك بدون ربا , بحثى اساسى به مناسبت آيات ربا , سئوالات در زمينه ربا. دقت نظر , باريك بينى و نكته يابى در جاى جاى اين اثر به روشنى پيداست. رضوان خداى بر آن شهيد باد.
مقررات ورود و ترخيص كالا به صورت بدون انتقال ارز. محسن ابراهيمى . (چاپ اول: تهران , مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى , 1371). 124 ص, وزيرى.
مجموعه قوانين و مقررات توزيع كالا. رضا پاكدامن . (چاپ اول: تهران , مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى , 1371). 352 ص , وزيرى.
فرمهاى بازرگانى و راهنماى تكميل آن. ايرج زينال زاده. (چاپ اول: تهران , مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى , 1371). 133 ص , وزيرى.
بوس اوراق بهادار و آثار آن به اقتصاد بازرگانى كشور. محمد بلوريان تهرانى. (تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى , 1371). 258 ص, وزيرى.
مزيت نسبى و توسعه صادرات در ايران. ابوالقاسم نادرى. (چاپ اول: تهران , مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى , 1371). 243 ص , وزيرى. زبان و ادبيات
گلبوته هاى ولايت: مجموعه شعر. احمد باقريان . (چاپ اوّل: تهران مؤسسه انجام, 1371). 220 ص , رقعى.
مجموعه اى از اشعارى است كه جناب باقريان در مناسبتهاى مختلف سروده و كنون يكجا به نشر آن همت ورزيده است . از اين روى موضوعات اشعار اين مجموعه متنوع است: يادمان شخصيتها, عقايد , بزرگداشت رهبران الهى , چهره نمايى از پيكار جويان صحنه هاى نبرد و … بخشى از موضوعات اين مجموعه است.
غزل شمس . به انتخاب و روايت: ناصر شكورى . (تهران , اوّل , نشر بشارت, 1371). 80 ص , رقعى.
گزيده اى است از غزليات مولوى. مؤلف مى گويد: چند غزل را كه زبان شعرى آنها اوج زبان شعرى مولوى است به عنوان اصل و ميزان سنجش در نظر گرفتيم و از ميان 3229 غزل (كليات شمس) هر غزل را كه پنج بيت آن حداقل , با اين ميزان موافق بود برگزيديم.
يك قطره از دريا. محمد على مجاهدى. (چاپ اوّل: قم , مؤسسه انتشارات هجرت, 1370). 231 ص, وزيرى.
مجموعه ايست از اشعار شاعران فارسى زبان از متقدمان و معاصران در مدايح و مراثى حضرت اميرالمؤمنين على (ع). در پايان كتاب فهرست الفبايى نامهاى شاعران است و فهرست قوافى اشعار, بدون هيچگونه توضيحى در چگونگى گزينش اين مجموعه. سياسى
سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران . دكتر بيژن ايزدى . (قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1371). 191 ص, وزيرى .
در اين كتاب در نُه بخش سياست خارجى جمهورى اسلامى بحث و بررسى شده است, تقسيم بندى كلى سياست خارجى تعريف ديپلماسى و تشريح اركان آن از ديد سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران, مرز مسئوليت در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران نه شرقى و نه غربى , منابع رسمى تصميم گيرى در سياست خارجى جمهورى اسلامى , اصول سياست خارجى جمهورى اسلامى , اهداف آن و بالأخره تبليغات در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران عناوين بخشهاى مهم كتاب است.
ريشه هاى رفتار سياسى در آسياى مركزى و قفقاز. عليرضا شيخ عطار. (چاپ اول: تهران, دفتر مطالعات سياسى و بين المللى , 1371). 235 ص , وزيرى.
ضمن ارائه تصويرى از منطقه آسياى مركزى و قفقاز , اوضاع جمهوريهاى آسيايى و رابطه آنها با كشورهاى همسايه و منطقه و خارج از آن مورد بحث قرار گرفته است.
تاريخ معاصر آلمان, شوروى و تقسيم آلمان. رناتا فريتش بور نازل. ترجمه طهماسب محتشم دولتشاهى. (چاپ اول: تهران , دفتر مطالعات سياسى و بين المللى, 1371). 230 ص, رقعى.
از انحلال رايش سوم تا تأسيس دو كشور در خاك آلمان, استراتژى مقابله و تثبيت وضعيت موجود , عنوان هريك از فصلهاى كتاب حاضر است. قرآن و علوم قرآن
القرآن الميسّر. محمد هديدى. (چاپ اوّل : مؤسسة الأمام الحسين (ع), 1413), 32 ص, وزيرى.
شرح كوتاهى است از مفردات جزء 29 قرآن كريم بهمراه بيان قواعد تجويد و چگونگى كتابت و قرائت آيات براى آغازگران آشنايى با قرآن. قرآن در وسط صفحات چاپ شد ه , شرح مفردات در حاشيه و مطالب ديگر در پانوشتها.
حقايقى مهم پيرامون قران كريم. سيد جعفر مرتضى عاملى , ترجمه سيد حسن اسلامى (چاپ اول, دفتر انتشارات اسلامى, 1371). 332 ص, وزيرى.
كتاب فوق ترجمه حقائق هامّه حول القرآن الكريم است.
آيا قرآن در حيات پيامبراكرم ـ ص ـ و به دستور ايشان جمع آورى شد و يا انكه پس از وفات ايشان و در دوران خلفاى راشدين؟ آيا قرآن فعلى همان قرآن عصر پيامبر است و يا آنكه دست تحريف به دامن آن راه يافته است؟ آيا ترتيب آيات و سور قرآن توفيقى است و يا آنكه به انتخاب افراد بوده است اين كتاب به بحث از جمع آورى قرآن وتاريخ آن . افسانه تحريف و مسائل ديگرى در اين زمينه مى پردازد. (ر ك: آينه پژوهش , شماره 1/82)

مدخل التفسير محمد فاضل . (چاپ دوّم: قم , انتشارات دفتر تبليغات اسلامى 1371). 300 ص , وزيرى. شامل بعضى از مباحث مهم علوم قرآنى است. در فصل اوّل از اعجاز قرآن سخن رفته و در ضمن آن وجوه اعجاز بيان شده و ديدگاه (صرفه) در اعجاز به نقد كشيده شده است. فصل دوّم عهده دار بحث از قرائت است و چگونگى آن. فصل سوّم اصول تفسير را به بحث گذاشته و در فصل چهارم به تفصيل از تحريف ناپذيرى كتاب الهى گفتگو شده است. كتاب بر روى هم اثرى است سودمند و براى جستجو گران معارف قرآنى كار آمد. علوم
مبانى سل شناسى. على اكبر ولايتى و ديگران . (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371). 588 ص , وزيرى.
شناخت و كاربرد انواع انرژى: پيشنهادى نو براى تأمين انرژى انسانها. على اكبر نوشين. (چاپ اول: تهران , دفتر نشر و فرهنگ اسلامى, 1371). 390 ص, وزيرى.
گياه , كودك دانشمند. پيتر تامپ كنيز و كريستوفر برد. (چاپ اول: تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371). 472 ص, رقعى. اسلام
مباحثى پيرامون نماز جمعه. واحد فرهنگى دبيرخانه مركزى ائمه جمعه . (چاپ اوّل: دبيرخانه مركزى ائمه جمعه , 1371). 276 ص , وزيرى.
مجموعه مقالاتى است كه نماز جمعه را به لحاظ تاريخى , فقهى , اجتماعى به بحث نهاده است . جمعه از ديدگاه معصومان , نماز جمعه و ابعاد گوناگون آن , نماز جمعه صف توحيدى اسلام , مقام و منزلت امامت جمعه , بحثى پيرامون منصبى بودن نماز جمعه , سيماى نماز جمعه در كشورهاى مختلف جهان , تاريخچه نماز جمعه … از جمله مقالات اين مجموعه است.
الحقيقة مناظرات و محاورات. مصطفى مرتضى . (چاپ اوّل: قم انتشارات دفترتبليغات اسلامى , 1371). 255 ص , رقعى.
گفتگوها و مناظراتى است در برخى از مسائل اعتقادى , فقهى , اجتماعى و تاريخى اسلام ; مانند حشر , حساب قبر , امامت , معراج , ابتلاء مؤمن , شخصيت حضرت مريم ـ ع ـ و حضرت فاطمه ـ ع ـ سكوت على ـ ع ـ در عهد خلفا.
زن و پيام آورى . مرتضى فهيم كرمانى. (چاپ اوّل: تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامى , 1371). 243 ص , رقعى.
اين كتاب به بحث در موضوعى مهم و بى سابقه پرداخته است. آيا زن مى تواند پيامبر باشد و موقعيت اجتماعى بزرگى در آن حد را عهده دار گردد. و مآلاً مى شود گفت زن بلحاظ مدارك و منابع اسلامى مى تواند در جايگاه مسئول اجرايى بالائى در نظام قرار گيرد. طرح اين بحث گو اينكه پيشينه اى كهن دارد ولى بدين صورت و به اين گستردگى براى اوّلين بار طرح مى شود. جناب فهيم كرمانى با حوصله در خور تقديرى منابع را بررسى كرده و پس از طرح مسئله از نگاه كتابهاى آسمانى , قرآن , روايات و عقل , در بخش دوّم به گزارش استدلال مخالفان پرداخته و آنگاه با نقد و بررسى دلايل آنان نتيجه نهايى را كه پاسخ مثبت به سؤال ياد شده است, عرضه كرده است.


صفحه 12

مجله هاى پژوهشى ، فرهنگى
بذر افشان رمضانعلي


مديران محترم مجلا ت تحقيقى ـ پژوهشى كه مى خراهند در اين بخش از مجله معرفى گردد, يك نسخه از آثار خود را به دفتر مجله ارسال دارند. * آزادگان.
شماره 8, بهمن 1371, 82 ص.
اخبار انقلاب; سياستهاى شوراى عالى جوانان; حكومت اسلامى از منظر امام خمينى (4): آفات حكومت; قوام اسلام, امر بمعروف و نهى از منكر; ره توشه هاى نور; راهبرد رهبرى و نقش آن در توسعه سياسى; تداوم انقلاب در تداوم ارزشها; مرورى بر زندگانى, افكار و انديشه هاى ميرزا ملكم; افكار عمومى اسلامى. * بررسيهاى بازرگانى.
سال 6, شماره 69, بهمن 1371. 116 ص.
مزيت نسبى و توسعه صادرات ايران; توان بالقوه تجارى كشورهاى سابق بلوك شرق; كانالهاى لجستيكى بين المللى; اصطلاحات تجارى و اقتصادى. * بقيع.
سال 6, شماره 71, دى 1371, 34 ص.
پايمال شدن حقوق قبيله آل مره; واكنش جريان سلفى مخالف عليه روحانيون دربارى; سرنگونى صدام! پيامدها; ثروت ملى عربستان و خريدهاى بيهوده تسليحــاتى; عربــستان در مطبوعات ايران. اندرزنامه سياسى خطاب به شاه فهد. * بقيع.
سال 6, شماره 72, بهمن 1371, 34ص.
مسلمانان سرتاسر جهان … راهى به سوى ستم زدايى; وضع دمكراسى در عربستان در دوران كلينتون; راز اختلاف بين عربستان و ايران در چه نهفته است؟!; تركيه آتلانتيك و نقش محورى در سياست خارجى آمريكا; عربستان در مطبوعات ايران; جريان محرومان از تابعيت در بحرين. * پاسدار اسلام.
شماره 134, بهمن 1371, 50 ص.
ذكر اللّه آرامش بخش انسان; زيارت امين اللّه, فروغى از جمال حق; باز هم شكاف فقر و غنا; مراتب امر بعمروف و نهى از منكر; وحدت حوزه و دانشگاه; مسلمانان هند و مسجد بابرى, * پاسدار اسلام.
شماره 135, اسفند 1371, 50 ص.
رمضان ماه ضيافت الهى; عهدنامه جاودانه; ياد خدا عامل طمأنينه و خشوع; زيارت امين اللّه عليه السلام; مبانى رهبرى در اسلام: انتقادهاى سياسى; مراتب امر بمعروف و نهى از منكر و شيوه هاى گوناگون آن; وحدت حوزه و دانشگاه (2); پژوهشى پيرامون ذوالقرنين و كوروش; مسلمانان كوز وو, مقدونيه و سنجاك در محاق ستم; * پيام زن.
سال 1, شماره 12, اسفند 1371, 84 ص.
زن و جامعه در نگرش استاد مطهرى(11): پرسش وپاسخ; جلوه هاى رفتارى حضرت زهرا سلام اللّه عليها(7): رفتار با مردم;از واقعيت موجود تا حقيقت مطلوب: شرحى بر شاخصهاى آمارى بانوان(1); گفتگو با خانم زهرا شجاعى; جوان و رسالت خانواده; كنترل جمعيت, ضرورتها و شرايط (3). * تاريخ و فرهنگ معاصر.
سال 2, شماره 5, پائيز 1371, 320 ص.
نگاهى كوتاه بر زندگانى, آثار و مبارزات آيت اللّه العظمى خوئى (ره); تاريخ فدائيان اسلام (3): خاطرات شهيد نواب صفوى; نوگرايى و حركت اسلامى معاصر; نظم نوين جهانى (3) : نهضت نوين اسلامى; مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب; بحثى درباره ناسيوناليسم; تاريخنگارى و مذهب ظاهرى; تاريخ حكومت علويان و زيديّه, حزب ملل اسلامى; شيخ بزرگوار آيت اللّه ميرزا محمد على شاه آبادى ; آيت اللّه آقا ميرزا صادق آقا; گفتگو با دكتر حسن الترابى . * التوحيد.
سال 11, شماره 62, جمادى الاولى و جمادى الثانيه 1413 هـ, 192 ص.
مشكلة التخلف فى العالم الإسلامى;المسلمون و قضايا العلم و التكنولوجيا; أهمية الحفاظ على الحكومة الإسلامية; مسألة زراعة عضو اِستوصل فى حدّ و قصاص; البحّاثة العالم آغا بزرگ الطهرانى; لقاء ثقافيّ مع الاستاذ مصطفى العقاد; حول استراتيجية الدعوة والعمل الاسلامى; ادب العرفان و لغته; اغتيال الأندلس ; * جام.
سال 1, شماره 12, بهمن 1371, 72 ص.
پژوهش در بودجه 72, نويدها و اميدها; انرژى تا سال 2005; بنياد گرايى, روشنفكر طراز نو و ويژه گيهاى جهان امروز; سمت و سوى تكنولوژى امروز, انسان با طبيعت در تضاد نيست. * حوزه.
سال 9, شماره 5, آذر و دى 1371, 189 ص.
مبادى ناهمسازى حكومت و مردم; رهنمودهايى در تحوّل حوزه; مصاحبه با آية اللّه حاج شيخ حيدر على محقق ; مبانى فقهى محقق اردبيلى (1): اصل سهولت; سيّد موسى زرآبادى; دين و تكنولوژى(3); دستورالعملى از فقيه وارسته آقا مير حسين قزوينى; مجمع انديشه اسلامى, سيماى حوزه در مطبوعات. * زمينه.
سال 2, شماره 18, دى 1371, 80 ص.
چالشهاى توسعه, درسهايى از تاريخ كشورهاى جنوب صحراى آفريقا; آينده نرخ ارز و اثرات آن; روان شناسى اجتماعى تبليغات; افزايش كارايى سازمانى از طريق برنامه ريزى و توسعه منابع انسانى مطلوبتر(1); اهداف و سياستهاى اقتصادى تركيه در آسياى مركزى و قفقاز; مفاهيم و مكارم اخلاق (10), چگونه به يقين برسيم; چك بدون تاريخ. * زمينه.
سال 2, شماره 19, بهمن 1371, 80 ص.
مديريت كيفيت فراگير; روانشناسى در مديريت, عناصر برنامه ريزى جامع; سال ركورد و شكلهاى اقتصادى; مسائل و مشكلات كشورهاى در حال توسعه; گزيده رويدادهاى اقتصادى ايران و جهان. * سوره.
دوره 4, شماره 12, اسفند 1371, 82 ص.
آزادى و ولايت; شاعران , نزد افلاطون; ويدئو … و بعدهم , ماهواره; استفاده صحيح از تكنولوژى; سياسيدن يا فلسفيدن; گرافيك ماه ; روايتهاى تصويرى: گفتگو با مارشال آريسمن. * سوره.
دوره 4, شماره 11, بهمن 1371, 82 ص.
لبّ احساس و خيال; شعر معاصر از نظر جلال آل احمد; يوهان كريستيان فريدريش هولدرلين; تأملاتى درباره سادگى; آزمون پذيرى تجربى و تعميم نبوت; ويدئو … و بعد هم ماهواره. * سياست خارجى.
سال 6, شماره 4, زمستان 1371, 382, IX ص.
نظرى بر انتخابات رياست جمهورى ايالات متحده آمريكا; اثرات فروپاشى شوروى بر جهان سوم; روندهاى سياسى نودرآسيا ـ پاسيفيك ; مشروعيت توسل به زور از طرق مسلحانه در حقوق بين الملل; ايران شناسى در ژاپن ; نگاهى به جزاير ابوموسى و تنب كوچك و بزرگ ; مراكز و مؤسسات مطالعاتى و تحقيقاتى در پاكستان; روند بحثهاى حقوق بشر در سازمان ملل; نمايه سال شش مجله سياست خارجى. * فصلنامه سياست علمى و پژوهشى.
شماره 3, زمستان 1371, 245 ص.
تأملى كوتاه درباب مشاهده و تجربه در پژوهشهاى مسلمانان; نگاهى بر مفهوم سياست علمى; ويژه گيهاى متدلوژيك عالم علوم انسانى; مسئله انتخاب علمى و نقش ارزشها در سياست گذارى علمى; نقش دولت در حمايت و گسترش فعاليتهاى تحقيق و توسعه بخش خصوصى; ضرورت همكارى علمى بين شمال و جنوب ; ويژه گيهاى علوم معاصر در كشورهاى در حال توسعه. تأثير علم و تكنولوژى در زندگى روزمره: با نگاهى به آفريقا. * كلك
شماره 35 و 36, بهمن و اسفند 1371, 257 ص.
افسانه طبيعت ; طنزنامه هاى آذربايجان ; گفتگو با دكتر محمد جعفر محجوب ; گفتگو با كارلوس فوئنس ; حسين خان دره شورى و انگيزه آموزش عشايرى ; اخلاق در ويرايش و نشر ; چهره هاى شعر امروز ايران ; درغرب چه خبر؟; صادق هدايت , پايه گذار انسان شناسى در ايران; معاصى كبيره مصدق السلطنه; نوروز و بهار در شعر قديم ژاپن. * كيان.
سال 2, شماره 10, آذر ـ اسفند 1371, 87 ص.
گفت و گوى كيان با كارل پوير; نقد تفكر سنتى در كلام اسلامى; ايمان و حيرت; جامعه شناسى تحول معرفت دينى; داوريهاى جامعه شناسى در دين; گردهمايى جهانى كتابها; در سوگ اسلام شناس پر آوازه شرق , ايزوتسو; مطالعه تطبيقى مثنوى شريف و ديوان كبير. * كيهان فرهنگى.
سال 9, شماره 11, بهمن 1371, 66 ص.
مسيحيت و مواجهه با غرب, آغاز اسلام در اسپانيا, ريشه هاى اساسى ثابت ها و ارتباط آنها با متغيّرها(2); نظريه دينى دوركهايم; دوران گرفتگى; ساختارگرايى و نقد ادبى, نقد و بررسى كتابشناسى جهانى ترجمه هاى قرآن كريم و فلسفه اخلاق. * گزيده مسائل اقتصادى ـ اجتماعى. (ويژه نامه توسعه)
سال 9, شماره 7 و 8 , مهر و آبان 1371, 117 ص.
توسعه اقتصادى از آغاز تا روستو; توسعه پايدار: يك بررسى انتقادى; آسيا سرزمينى كه ببر مى پروراند. * مسجد.
شماره 6, آبان و آذر 1371, 92 ص.
روحانيت و رسالتهاى امروز (سخنان مقام معظم رهبرى); در سايه نهج البلاغه ; ديدارى از مساجد سوريه ; منبر و خطابه در صدر اسلام; مسجد بابرى حكايت ناتمام هند; پژوهشهاى قرانى در آلمان; نورى در افق (تحليلى از زندگانى شيخ فضل اللّه نورى); صاحب روضات الجنات. * مطالعات آسياى مركزى و قفقاز.
سال اول, شماره 3, زمستان 1371, 439, vII ص.
نگاهى به آسيا و شناخت آسياى مركزى; كوشان ها; تاريخچه حضور ايرانيان مهاجر در آسياى مركزى; مرورى بر تاريخچه و وضعيت فعلى كشورهاى آسياى مركزى; نظرى اجمالى بر جمعيت جمهورى هاى آذربايجان, قزاقستان, قرقيزستان, ازبكستان, تاجيكستان, و تركمنستان;
محركهاى قومى ـ تاريخى جوامع مسلمان روسيه و جامعه مشترك المنافع كشورهاى مستقل; مديريت در جمهورى هاى مسلمان نشين ; نگاهى به ازبكستان; گاه شمار آسياى مركزى و قفقاز. * ميقات حج.
سال 1, شماره 2, زمستان 1371, 252 ص.
اسرار حج از ديدگاه روايات; مبانى حج ابراهيمى از ديدگاه امام خمينى (ره) ; جدال در حج , حرم منطقه آزاد و قلب جهان اسلام; قاموس واژه ها و اصطلاحات حج(1): احرام; بيت الاحزان يك حقيقت فراموش نشدنى; حج اكبر كدام است؟ , واليان مكه از (از صدر اسلام تاكنون); حج و تلاقى افكار; حج در امتداد زمان. * معرفت.
سال 1, شماره 3, زمستان 1371, 64 ص.
جايگاه علوم انسانى در فرهنگ غرب(1); نگاهى گذرا بر فلسفه سياسى اسلام; نگاهى به حكومت اسلامى(1); مرزها و اصول روابط خانواده در قرآن كريم; نقل و نقد نظريه كانت در متافيزيك (2); بكارگيرى سياستهاى پولى در بانكدارى بدون ربا; پيشينه جنبش اصلاحى در افغانستان (1) ; * نشر دانش .
سال 13, شماره 1, آذر و دى 1371, 76 ص.
دايرة المعارف بستانى, آزادى و نقش آن در بناى فرهنگ غرب; نظر اجمالى به چند كتاب: مثنوى معنوى, هميان ستارگان, معجم الرموز و الاشارات, بيان ; نظر اجمالى به چند كتاب چاپ خارج: تاريخ تعليم و تربيت در ايران, انقلاب و وضع زن در ايران, سرچشمه هاى تشيع, دايرة المعارف اسلام تركيه, دايرة المعارف اسلام ليدن. * نشر دانش.
سال 13, شماره 2, بهمن و اسفند 1371, 72 ص.
آخرين ديدار با پروفسور ايزوتسو; ساختار قدرت در عهد قاجاريه, از آغاز تا انقلاب مشروطه; بيهقى و شگردهاى نويسندگى; شيوه ها و امكانات واژه سازى در زبان فارسى معاصر (8) ; نظر اجمالى به چند كتاب: شريان باز آمريكاى لاتين , الحاشية على كفاية الاصول نظر اجمالى به چند كتاب چارچ خارج; راه شاهى, تاريخ عمومى ايران, رباعيات خيام, معايب الرجال. * النور.
سال 2, شماره 21, شعبان 1413, 34 ص.
احوال المسلمين, الصفحة الفقهية, العراق الى اين؟; مخطط شامل لا ستئصال مسلمى البوسنة و الهرسك ; العدل العالمى المنتظر; بحث حول المهدى; رأى الامام الخويى فى نشأة اللغه 1/2; هل نزل القران على سبعة احرف; المرجعية الدينية عند الشيعة الأماميه: جذورها و مراحل تطورها ; الاندلس اشبيلية و طليطلة ; * النور.
سال 2, شماره 22, رمضان 1413 هـ , 34 ص.
فى رحاب شهر الصيام; الصفحة الفقهية ; احوال المسلمين; تاريخ الهندوس حافل بالعدوان; رأى الامام الخوئى فى نشأة اللغة 2/2; على بن ابى طالب (ع) الحق الصرّاح; الطيور و احكام أكلها 211; الاخلاق عند الامام الصادق (ع); المكتبات و ماجرى عليها; ابوطالب مؤمن قريش.


صفحه 13

كتابشناسى شيخ مفيد
انصارى قمى‌ ناصر الدين


پيش از ورود به اصل مقاله, يادآورى چند نكته ضرورى مى نمايد:
1ـ اين فهرست نتيجه جستجوى كامل نبوده و از سرِ شتاب فراهم آمده است.
2ـ برخى از كتابهايى كه در اين فهرست ياد شده از ارزش علمى و نوآورى و استحكام و تحليل تُهى بوده و تنها به دليل فراگير بودن مقاله بدانها اشارتى رفته است.
3ـ اين فهرست به معرفى بيش از 330 كتاب و مقاله به زبانهاى عربى و فارسى پيرامون زندگانى و حيات علمى شيخ مفيد پرداخته است.
4ـ ذكر هر كتاب, نشانه صحّت و درستى مطالب آن كتاب نمى باشد.
5ـ ابتدا كتابها و مقالاتى كه ويژه شيخ مفيد بوده , معرفى شده و پس از آن به آثار مشترك پرداخته شده است.
6ـ ابتدا نام كامل كتاب و نويسنده آن , سپس محل چاپ و سال طبع ذكر شده است.
7ـ شايسته بود كه آثار اهل سنّت جداگانه ذكر مى شد, اما اين مهمّ بر عهده خوانندگان گرامى نهاده شده است. آثار ويژه درباره شيخ مفيد:
الف ـ كتابهاى فارسى
1ـ انديشه هاى كلامى شيخ مفيد.
نوشته مارتين مكدرموت. ترجمه احمد آرام. مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مك گيل با همكارى دانشگاه تهران. 1363. 573 ص, وزيرى.
(اين كتاب به زبان انگليسى در 426 صفحه وزيرى در سال 1986 توسط انتشارات دارالشرق در بيروت به چاپ رسيده است.
2ـ حيات شيخ مفيد
سيد محمد جواد شبيرى.
اين كتاب كه بخش عمده آن پيشتر در مجله نور علم منتشر گرديده, با جستجو در زواياى تاريخ به بررسى زندگانى و تأليفات مفيد با ديد محققّانه و نقّادانه پرداخته است. اين كتاب از سوى (كنگره هزاره شيخ مفيد) انتشار مى يابد.
3ـ خروش دجله: يادكردى از شيخ مفيد بغدادى.
محمد رضا حكيمى.
كتابى است كه با نثرى زيبا در ضمن بيست فصل به زندگانى شيخ مفيد پرداخته است. اين كتاب در ضمن كتاب مير حامد حسين, ص 19ـ 80 (تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1359) به چاپ رسيده است.
4ـ زندگانى شيخ مفيد.
محمود مهدى پور.
اين كتاب بزودى در رديف كتابهاى (ديدار با ابرار) از سوى سازمان تبليغات اسلامى منتشر مى شود.
5ـ زندگانى شيخ مفيد.
مسعود حيدرى.
6ـ شيخ مفيد.
عبدالامير فولاد زاده وزيرى, 32 ص (مصور ـ ويژه نوجوانان). انتشارات اعلمى, تهران, 1359 ش.
7ـ شيخ مفيد.
نوشته سيد مجتبى حسينى. ترجمه حسين غفاريان. (بى نا, قم, 1389 ق/ 1348ش). 30 ص, جيبى.
8 ـ فهرست تأليفات شيخ مفيد.
محمد مهدى صباحى.
نويسنده در اين كتاب با كاوش در فهارس كتابخانه ها, به معرفى دقيق كتابهاى مخطوط مفيد و توصيف كتابهاى چاپى شيخ پرداخته است و به بزودى به وسيله كنگره هزاره شيخ مفيد منتشر مى شود.
9ـ وجه اشتهار شيخ به مفيد (رساله در ـ)
رساله اى است در يك برگ, ضميمه مجموعه ش7911 كتابخانه آستان قدس رضوى, به خط نسخ محمد حسين تبريزى كه در اصفهان به سال 1114 ق نگاشته است.
فهرست الفبايى نسخه هاى خطى كتابخانه آستان قدس رضوى. ص 600.
10ـ ويژه نامه مجله آينه پژوهش.
عناوين برخى از مقالات آن عبارتند از:
1ـ فهرست نسخ خطى كتب شيخ مفيد در كتابخانه آيت الله مرعشى (اجوبة المسائل السروية , اجوبة المسائل الصاغانية , اقسام مولى فى اللسان). رضا مختارى و حسين شفيعى
2ـ كتابشناسى مصادر زندگانى شيخ مفيد. ناصر الدين انصارى قمى
3ـ انديشه هاى اصولى شيخ مفيد به روايت شيخ طوسى در (عدة الاصول). محمد رضا انصارى قمى
4ـ درنگى در روش فقهى شيخ مفيد. ابوالفضل شكورى
5ـ نقد شصت كتاب پيرامون آثار شيخ مفيد. على اكبر زمانى نژاد
6 ـ اوائل المقالات در (بريتانيكا). ترجمه: محمد رضا ارجمند
7ـ مقام عقل در انديشه شيخ مفيد. محسن كديور
8ـ توصيف قاعديگرى در بينش تاريخى شيخ مفيد. صادق آئينه وند
11ـ ويژه نامه مجله نور علم.
شماره پى در پى 45, دوره چهارم, شماره نهم. 205 ص.
عناوين برخى از مقاله هاى آن عبارتند از:
1ـ جلوه هايى از مقام علمى شيخ مفيد. گفتگو با استاد حسن زاده آملى.
2ـ گذرى بر آراء شيخ مفيد پيرامون صفات خداوند. نوشته على ربانى گلپايگانى.
3ـ تاريخ حيات شيخ مفيد. نوشته سيد محمد جواد شبيرى.
4ـ آثار شيخ مفيد. نوشته سيد محمد جواد شبيرى.
5ـ معرفى اجمالى تأليفات موجود شيخ مفيد. نوشته محمد مهدى صباحى.
6ـ شيخ مفيد و كتاب جمل او. نوشته سيد على ميرشريفى. ب ـ كتابهاى عربى:
12ـ التمهيد فى خلاصة ما ذكره العلماء فى ترجمة الشيخ المفيد.
علامه سيد هبة الدين شهرستانى. (1301 ـ 1380ق).
اين كتاب در پانصد سطر نگاشته شده است.
الذريعة, ج 4 ص 433.
13ـ توجيه مناظرة الشيخ المفيد.
ملاّ اسماعيل خاجوئى: محمد اسماعيل بن حسين مازندرانى. (م 1173 ق).
تحقيق سيد مهدى رجايى.
اين رساله ضمن اولين جلد (رسائل المحقق الخاجوئى), ص 523ـ 528, به وسيله انتشارات دارالكتاب الاسلامى در قم انجام شده است.
14ـ الشيخ المفيد.
شيخ محمد حسن آل ياسين.
چاپ سوّم اين كتاب در 22 صفحه رقعى به وسيله كنگره هزاره شيخ مفيد به انجام شده است.
15ـ الشيخ المفيد فى المراجع العربية.
كتابى است كه به وسيله كنگره هزاره شيخ مفيد تدوين شده به بررسى گفتار مورخين و دانشمندان قرن چهارم تا سده چهاردهم هجرى درباره زندگانى و تأليفات شيخ مفيد پرداخته است و بزودى توسط كنگره به چاپ خواهد رسيد.
16ـ فهرست تصانيف الشيخ المفيد.
اين رساله ـ به ظاهر ـ از تأليفات خود شيخ بوده و شيخ طوسى ره از آن در ذيل ترجمه مفيد در (فهرست) نقل مى نمايد. الذريعة , ج16, ص 378ـ 379
17ـ فهرست مؤلفات الشيخ المفيد.
شيخ محمد حسن آل ياسين كاظمى اين كتاب به چاپ نرسيده است.
18ـ معلم الشيعة: الشيخ المفيد.
محمد هادى امينى.
كتابى است كه با قلمى زيبا به بحث درباره ابعاد مختلف زندگانى شيخ مفيد پرداخـته و بزودى در بيروت منتـشر مى شود.
19ـ نظريات علم الكلام عند الشيخ المفيد.
اين كتاب ترجمه عربى (انديشه هاى كلامى شيخ مفيد) است كه به وسيله آقاى على هاشم, انجام شده و توسط بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى به چاپ رسيده است.
20ـ ويژه نامه مجله الثقافة الاسلامية.
نشريه رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در دمشق.
ش 48, رمضان ـ شوال 1418 ق
1ـ محمد بن محمدبن النعمان (الشيخ المفيد). محمد حسن آل ياسين 27ـ 43
2ـ نظرات فى تراث الشيخ المفيد سيد محمد رضا حسينى جلالى 43ـ 49
3ـ الشيخ المفيد و منهجه فى تفسير آيات الصفات عمر يوسف حمزه 49ـ 71
4ـ الشيخ المفيد من خلال مناظراته اسماعيل خفاف 71ـ 89
5ـ الشيخ مفيد و موقفه من حركة الغلو عبدالرحيم السايح 89 ـ 110
6 ـ الشيخ المفيد بعد الف عام شعر محمد رضا آل صادق 110 ـ 113
21ـ ويژه نامه مجله (تراثنا)
فصلنامه مؤسسه آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث , قم. شماره پى در پى 30.
عناوين برخى از مقالات آن عبارتند از:
1ـ الكلام عند الاماميه نشأته , تطوره و موقع الشيخ المفيد فيه . محمد رضا جعفرى
2ـ فكر الشيخ المفيد (مؤلفات المفيد) سيد عبدالعزيز طباطبايى
3ـ تحقيق رساله (تزويج ام كلثوم بنت على من عمربن الخطاب) سيد على ميلانى
4ـ تحقيق رساله (بنات النبى (ص) ام ربائبه؟) سيد جعفر مرتضى عاملى
5ـ النكت الاعتقادية اونكت فى الاصول؟ سيد محمد رضا حسينى جلالى
ج ـ مقالات فارسى:
1ـ شيخ مفيد.
على دوانى. مجله مكتب اسلام س1, ش3, ص47 ـ 55.
2ـ شيخ مفيد.
محمود مهدوى دامغانى. مجله دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد, ش8, 1352ش, ص146ـ 165.
3 ـ نسب و تحصيلات شيخ مفيد. سيد محمد جواد شبيرى . مجله نور علم , شماره مسلسل 33. ص 133ـ 154.
4ـ شيخ مفيد در كرسى زعامت , تدريس , تأليف . همان نويسنده . مجله نورعلم, ش 34 , ص 100 ـ 114.
5ـ مشايخ و شاگردان شيخ مفيد. همان نويسنده. مجله نورعلم , ش 37 , ص 146 ـ 168.
6ـ شيخ مفيد و كتاب اختصاص(1) . همو, مجله (نور علم), ش 40, ص 60 ـ 82.
7ـ شيخ مفيد و اختصاص(2). همو. مجله (نور علم) ش42 , ص 150ـ 174.
8ـ شيخ مفيد در نگاه مستشرقان . عباسعلى براتى. مجله (كيهان انديشه) , ش 46.
9ـ عدل و حكمت از ديدگاه شيخ مفيد. على ربانى گلپايگانى . همان مجله
10ـ نقد نظريات اصولى شيخ مفيد. على عابدى شاهرودى. همان مجله
11ـ شيخ مفيد در عرصه فقه و اجتهاد. محمد ابراهيم جناتى . همان مجله
12ـ علم امام از ديدگاه شيخ مفيد و شاگردان . مجله (حوزه) , ش 54.
13ـ سيرى در تأليفات و آثار علمى شيخ مفيد. همان مجله
14ـ انديشه هاى سياسى شيخ مفيد. همان مجله
15ـ موقعيت شيعه در عصر شيخ مفيد . همان مجله
16ـ غلات از ديدگاه شيخ مفيد. همان مجله
17ـ كاربرد عقل در فقه از ديدگاه شيخ مفيد. همان مجله
18ـ جايگاه عقل در انديشه شيخ مفيد. همان مجله
19ـ گرايش فقهى شيخ مفيد. همان مجله
د ـ مقالات عربى و انگليسى:
3ـ بحث درباره دو رساله (اقسام المولى) و (معنى المولى).
سيد عبدالعزيز طباطبايى. مجله تراثنا, ش 21, ص 196ـ 221 .
4ـ الحكايات.
املاء الشيخ المفيد و رواية الشريف المرتضى.
تحقيق سيد محمد رضا حسينى. مجله تراثنا ش 16, ص 91ـ 164.
5ـ حول اوائل المقالات.
محمد بهجت بيطار. مجله المجمع العلمى العربى, ع 29, ص 129.
6ـ الشيخ المفيد.
شيخ على خاقانى. مجله الغرى, س 1, ش 11, ص 264.
7ـ الشيخ المفيد: دراسة فى كتبه الكلامية.
محمد على حائرى خرم آبادى. مجله تراثنا, ش 13, ص 90ـ 113.
8 ـ فهرس مؤلفات المفيد.
شيخ محمد حسن آل ياسين. مجله المورد, ج3, ش3, سال 1974م, ص 265ـ 280 و نيز همان مجله, ج7, ش1, ص 205.
9ـ المفيد.
ر, شتروتمان. دائرة المعارف اسلام. (چاپ اول, ليدن, 1914م). ج3, ص625ـ 626.
10ـ مذهب اماميه از ديدگاه شيخ مفيد.
د, سوردل. مجله تحقيقات اسلامى, س40 (1972 م), ص217ـ 296.
11ـ مقاله اى در مجله العرفان, س 35, ص 1157. بخش دوم: كتابهاى مشترك
هـ : شيخ مفيد در كتابهاى چاپى عربى
1ـ آثار البلاد و اخبار العباد.
ابو عبدالله زكريابن محمدبن محمود مكمونى قزوينى (م 682 ق). (دارصادر و داربيروت; بيروت, 1380ق). ص 312.
2ـ اتقان المقال فى احوال الرجال.
علامه شيخ محمد طه نجف (م 1323 ق). (چاپ سنگى, نجف, 1340 ق). ص131.
3ـ الاحتجاج على اهل اللجاج.
شيخ احمد بن على بن ابيطالب طبرسى (قرن ششم هجرى). (مؤسسة الاعلمى, بيروت, 1403 ق). ص 497ـ 502.
4ـ ادب المرتضى من سيرته و آثاره
دكتر عبدالرزاق محيى الدين. (مطبعه المعارف, بغداد, 1377 ق/1957م). ص38, 53, 55, 67, 68, 73, 75, 85, 106, 133, 141, 163, 226.
5ـ الاربعين حديثا.
شهيد اول: محمدبن مكى عاملى (ش: 786 ق). (چاپ سنگى, تهران, 1318 ق همراه با كتاب غيبت نعمانى). ص 184 و 205.
6 ـ الاعلام .
خيرالدين زركلى (م 1396 ق). (چاپ دوم: مطبعه كوستاتسوماس وشركاء , بيروت, 1373ـ 1376ق). ج7, ص245.
7ـ اعلام العرب فى العلوم والفنون.
عبدالصاحب دُجَيلى. (مطبعه النعمان, نجف, 1374 ق). ج1, ص 206ـ 210.
8 ـ اعلام المكاسب فى الاشخاص والكتب.
منصور لقائى. (قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1406ق). ص106ـ 107.
(بر اين كتاب نقدى توسط سيد محمد جواد شبيرى در مجله نور علم ش 19 و ش 21 و نيز به وسيله رضا مختارى و على اكبر زمانى نژاد در مجله كيهان انديشه ش6 نگاشته شده است.)
9ـ اعيان الشيعة.
علامه سيد محسن امين عاملى (م1371ق). ترتيب و تنظيم سيد حسن امين. (دارالتعارف, بيروت, 1402ق). ج9, ص 420ـ 424.
10ـ الامتاع و المؤانسة.
ابوحيّان توحيدى على بن محمد واسطى بغدادى: (م ح 400 ق). تحقيق احمد امين و احمد الزين. (چاپ دوم, مطبعه لجنة التأليف, 1953م). ج1, ص 133 و ج4, ص 141.
11ـ امل الآمل فى علماء جبل عامل.
علامه شيخ محمدبن الحسن الحرّ العاملى (م 1104ق). تحقيق سيد احمد حسينى (مطبعة الآداب, نجف, 1385 ق). ج2, ص10, 15, 20, 24, 26, 54, 55, 56, 68, 69, 128, 137, 159, 238, 241, 278, 288, 304, 308, 323, 324, 359.
12ـ ايضاح المكنون فى الذيل على كشف الظنون عن اسامى الكتب والفنون.
اسماعيل پاشا بغدادى (م 1339 ق). (دارالفكر, بيروت, 1402ق). ج1, ص 37, 70, 150, 155, 160, 206, 207, 216, 311, 370, 553, 566, 569. و ج 2, ص 95, 124, 135, 185, 195, 270, 274, 323, 341, 357, 361, 375, 408, 429, 477, 490, 531, 558, 607, 651, 675, 693.
13ـ بحارالانوار: الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار.
مولى محمد باقربن علامه محمد تقى مجلسى (1037ـ 1110ق). (مؤسسة الوفاء, بيروت, 1405 ق).
ج1, ص7, 27, 69 و
ج10, ص 408ـ 454 و
ج104, ص18ـ 19 و 155ـ 156و
ج106, ص44ـ 45.
14ـ البداية و النهاية فى التاريخ.
حافظ عماد الدين ابوالفداء اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى (م 774 ق). (دارالفكر, بيروت, 1402 ق). ج 12, ص 15.
15ـ بشارة المصطفى لشيعة المرتضى.
عماد الدين ابو جعفر محمدبن ابى القاسم طبرى (قرن 6 ق). (چاپ دوم: مكتبه حيدريه, نجف, 1383 ق). ص 14.
16ـ بهجة الآمال فى شرح زبدة المقال.
اصل: سيد حسين بن محمد رضا بروجردى (1238ـ 1276 ق). شرح علامه حاج ملا على عليارى تبريزى (م 1327 ق). تصحيح جعفر حايرى. (تهران, بنياد اسلامى كوشانپور, 1408 ق). ج6, ص586ـ 600.
17ـ تأسيس الشيعة الكرام لفنون الاسلام.
علامه سيد حسن صدر كاظمى (م 1354 ق). (شركة النشر و الطباعة العراقية, 1370 ق). ص 312, 336, 381ـ 382 [اين كتاب تحت عنوان الشيعة و فنون الاسلام به وسيله مؤلف تلخيص گشته و هر دو به فارسى ترجمه شده است].
18ـ تاريخ ابن الوردى.
زين الدين عمربن مظفر, ابن الوردى (م 749 ق). (چاپ دوم: مطبعه حيدريه, نجف, 1389 ق). ج1, ص 467.
19ـ تاريخ الادب العربى.
كارل بروكلمان. ترجمه عربى دكتر عبدالحليم النجار. (مصر, مطابع دارالمعارف, 1962 م). ج1, ص 322 و ج3, ص 349.
20ـ تاريخ بغداد او مدينة السلام.
خطيب بغدادى: ابوبكر احمدبن على (م 463 ق). (چاپ اول: مصر, مطبعة السعادة, 1349 ق). ج3, ص 331 و ج5, ص 379 و ج10, ص 382.
21ـ تاريخ التراث العربى.
فؤاد سزگين. ترجمه عربى, محمود فهمى حجازى. مراجعه: سعيد عبدالرحيم و عرفة مصطفى. (چاپ بخش تدوين تاريخى, عربستان سعودى, 1403 ق). مجلد اول (جزء سوم در فقه) ص 310ـ 314 (سال وفات را 314 نگاشته كه 413 صحيح است).
22ـ تاريخ المشهد الكاظمى.
علامه شيخ محمد حسن آل ياسين. (بغداد مطبعة المعارف, 1387 ق). ص 180 و 261ـ 264.
23ـ تبويب الذريعة الى تصانيف الشيعة.
علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى (1293ـ 1389 ق). ترتيب و تنظيم شهيد سيد احمد ديباجى (ش: 1399 ق). (تهران, كتابفروشى اسلاميه). ج1, ص 44, 53, 54.
24ـ تحفة العالم فى شرح خطبة المعالم.
علامه سيد جعفر آل بحرالعلوم طباطبايى (م 1377 ق). (چاپ اول: نجف, مطبعة الغرى, 1354 ق) ج1, ص 210.
25ـ التراث العربى.
كوركيس عوّاد. ص54ـ 56. به نقل از المستدرك على معجم المؤلفين, ص 620.
26ـ تعليقات على منهج المقال.
وحيد بهبانى: آقا محمد باقر بن محمد اكمل (م 1206 ق). (چاپ سنگى, تهران, 1306ق). ص 317ـ 318.
27ـ تكملة الرجال .
علامه شيخ عبدالنبى كاظمى (م 1256 ق). تحقيق سيد محمد صادق بحرالعلوم. (نجف, مطبعة الآداب).
28ـ تلخيص مجمع الآداب فى معجم الالقاب.
ابن الفوطى كمال الدين ابوالفضل عبدالرزاق بن تاج الدين احمد شيبانى حنبلى (م 723 ق). تحقيق دكتر مصطفى جواد. ج5, ص721, ش1597.
29ـ تنقيح المقال فى علم الرجال
علامه شيخ عبدالله ما مقانى (م 1351 ق). (چاپ سنگى, مطبعة المرتضوية, نجف, 1352 ق). ج3, ص180ـ 181.
30ـ توضيح المقال فى علم الدراية و الرجال
علامه حاج ملاعلى كنى (1220ـ 1306ق). (چاپ سنگى, تهران, 1302ق) ص 291ـ 292.
31ـ الثاقب فى المناقب
ابو جعفر عمادالدين ابن حمزه, محمدبن على, طوسى (ق6هـ). تحقيق شيخ نبيل رضا علوان. (دارالزهراء, بيروت, 1411ق). ص236.
32ـ جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد
علامه حاج ملامحمد اردبيلى (قرن 12 هـ). مقدمه آيت الله العظمى بروجرودى (م 1380 ق). (قم, 1403 ق). ج2, ص 189.
33ـ جامع المقال فيما يتعلق باحوال الحديث والرجال
علامه شيخ فخرالدين طريحى نجفى (م 1085 ق). تحقيق و تعليق محمد كاظم طريحى. (كتابفروشى جعفرى, تهران, 1374 ق). ص 24, 61, 66, 74, 89, 97, 99, 100, 102, 105, 106, 115, 116, 117, 125, 126, 127, 139, 174, 180, 194, 195, 196, 198.
34ـ حياة الشيخ الطوسى
علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى (1293ـ 1389ق). مقدمه تفسير تبيان, ص (ب) و (ج)
35ـ خلاصة الاقوال فى معرفة احوال الرجال
علامه جمال الدين ابومنصور حسن بن يوسف بن مطهر حلّى (648ـ 726 ق). تصحيح و تعليق سيد محمد صادق بحرالعلوم. (م 1399 ق) (چاپ دوم. مطبعة الحيدرية, نجف, 13812ق). ص147.
36ـ الخلاصة المنظومة
شيخ عبدالرحيم اصفهانى. (چاپ سنگى, تهران, 1343 ق).
37ـ دائرة المعارف
پطرس بن پولس بن عبدالله بستانى. (مطبعة كاتوليكية, بيروت, 1962 م). ج 4, ص 53ـ 54.
38ـ دائرة المعارف الاسلامية
تعريب احمد شنتناوى, ابراهيم زكى خورشيد و عبدالحميد يونس. به اهتمام محمد مهدى علاّم. (دارالمعرفة, بيروت). ج15, ص 376.
39ـ الدرجات الرفيعة فى طبقات الامامية من الشيعة
علامه سيد عليخان مدنى شيرازى (م 20 يا 1118ق). (چاپ نجف, 1382 ق). ص 459.
40ـ الدرّ المنثور
شيخ على بن محمد بن الحسن بن زين الدين على (شهيد ثانى) العاملى. (چاپ قم). ج1, ص 33ـ 34 و 122.
41ـ دول الاسلام
شمس الدين محمدبن احمد ذهبى (م 748 ق). (مؤسسة الاعلمى, بيروت, 1405 ق). ج1, ص 191 و 216.
42ـ ديوان الشريف المرتضى
سيد مرتضى علم الهدى شريف ابوالقاسم على بن حسين موسوى (355ـ 436 ق). مراجعة دكتر مصطفى. جواد تحقيق رشيد الصفار. (چاپ دوم: مؤسسة الهدى, بيروت, 1407 ق). ج2, ص 438ـ 440.
43ـ ديوان مهيارالديلمى
ابوالحسن مهياربن مرزويه كاتب فارسى ديلمى (م 426 ق) چاپ قاهره , 1356 ق. ج3, ص 103.
44ـ ذرايع البيان فى عوارض اللسان
علامه شيخ محمد رضا طبسى نجفى (م 1405ق). (مطبعة النعمان, نجف, 1377ق) ج2, ص83 ـ 91.
45ـ الذريعة الى تصانيف الشيعة
علامه شيخ محمد محسن, آقا بزرگ, تهرانى (1293ـ 1389ق). (چاپ سوم: دارالاضواء, بيروت, 1409 ق).
ج1: ص302, 358, 509; ج2: ص102, 209; 237, 258, 272, 315, 360, 472, 490;
ج4: ص193; ج5: ص177, 195, 225, 228, 232, 240;
ج10: ص4, 204, 230; ج11: ص 148, 200;
ج12: ص77; ج15: ص362, 386;
ج16: ص80, 147, 244; ج17: ص248;
ج18: ص236, 340; ج19: ص66, 367;
ج20: ص351, 358, 361, 375, 382, 383, 384, 386, 387, 388, 390, 391, 392, 393, 394, 395, 396, 397;
ج21: ص 388; ج22: 124, 294, 303; ج24: 172, 177.
46ـ ذيل تاريخ بغداد
ابن النجار محب الدين ابى عبدالله محمد بن محمودبن حسن بغدادى (م 643 ق). تصحيح دكتر قيصر فرح. (دارالكتب العلمية, بيروت) ج4, ص 68.
47ـ الرجال
تقى الدين حسين بن على داوود حلّى (م بعد از 707 ق). تحقيق سيد محمد صادق بحرالعلوم. (مطبعة الحيدرية, نجف, 1392 ق). ص 183, ش: 1495. چاپ تهران: تحقيق سيد جلال الدين محدث ارموى. ص 333, ش1464.
48ـ رجال النجاشى
ابوالعباس احمدبن على نجاشى اسدى كوفى (372ـ 450ق). تحقيق محمد جواد نائينى. (دارالاضواء, بيروت, 1408ق). ج2, ص 327ـ 332.
49ـ روضات الجنات فى احوال العلماء والسادات
علامه سيد محمد باقر موسوى خوانسارى (1226ـ 1313ق). تحقيق اسدالله اسماعيليان. (تهران, انتشارات اسماعيليان). ج6, ص 153ـ 158.
(اين كتاب به فارسى ترجمه شده است.)
50ـ الروضة البهية فى الطرق الشفيعية
سيد محمد شفيع بن سيد على اكبر جايلقى (م 1280 ق). (چاپ سنگى, تهران, 1280 ق). ص11 (شماره صفحه ندارد.)
51ـ روضة المتقين فى شرح من لا يحضره الفقيه
علامه مولى محمد تقى بن مقصود على مجلسى اصفهانى (1003ـ 1070ق). تصحيح و تعليق على پناه اشتهاردى و سيد حسين موسوى كرمانى (بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور, تهران, 1399 ق). ج14, ص 450ـ 451.
52ـ رياض العلماء و حياض الفضلاء
ميرزا عبدالله افندى اصفهانى (م 1137 ق). تحقيق سيد احمد حسينى (كتابخانه آيت الله مرعشى, قم, 14051 ق). ج5, ص176ـ 179 و ج6, ص35.
53ـ السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى
ابن ادريس حلى ابوجعفر محمدبن منصور عجلى (م 598 ق). (مؤسسه انتشارات اسلامى, قم, 1411 ق). ج3, ص 648.
54ـ سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثار
محدث قمى, حاج شيخ عباس بن محمد رضا (1294ـ 1359 ق). (انتشارات عابدى, تهران). ج2, ص 388ـ 390.
55ـ السلك الناظم لدفناء المشهد الكاظم
دكتر مصطفى جواد. چاپ شده ضمن (موسوعة العتبات المقدسة) قسم كاظمين, جعفر خليلى. (انتشارات اعلمى, بيروت, 1405 ق). ج10, ص53ـ 57.
56ـ سيراعلام النبلاء
شمس الدين ابوعبدالله محمدبن احمد ذهبى (م 748 ق). تحقيق شعيب ارنؤوط و محمد نعيم عرقسوسى. (مؤسسة الرسالة, بيروت, 1405 ق) ج17, ص 344ـ 345.
57ـ شذرات الذهب فى اخبار من ذهب
ابوالفلاح عبدالحى بن عماد حنبلى (م 1089 ق). (داراحياء التراث العربى, بيروت). ج3, ص199ـ 200.
58ـ شذورالعقيان فى تراجم الاعيان
سيد اعجاز حسين موسوى كنتورى (م 1286 ق). (چاپ هند).
59ـ شرح نهج البلاغه
عزالدين ابوحامد عبدالحميدبن ابى الحديد هبة الله مدائنى معتزلى (م 656 ق). تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم. (داراحياء الكتب العربية, مصر, 1385ق). ج1, ص41.
60 ـ الشريف الرضى محمدبن الحسين بن موسى الموسوى
شيخ محمد هادى امينى. (بنياد نهج البلاغه, تهران, 1408 ق). ص73ـ 75.
61ـ الشريف الرضى دراسة فى عصره و ادبه
حسن محمد ابوعليوى. زير نظر اب دكتر لويس بوزيه. (مؤسسة الوفاء, بيروت, 1406 ق/1986 م). ص 209ـ 211.
62 ـ شعب المقال فى احوال الرجال
ميرزا ابوالقاسم بن محمدبن ملا احمد بن ملا مهدى نراقى (م 1319 ق). (چاپخانه گلبهار, يزد, 1367 ق). ص 100.
63 ـ الشيخ الطوسى ابو جعفر محمدبن الحسن
حسن عيسى الحكيم (مطبعة الآداب, نجف, 1395 ق). ص 161ـ 167 و بسيارى از صفحات).
64 ـ الشيعة و فنون الاسلام
آية الله علامه سيد حسن صدر كاظمى (م 1354 ق). (صيدا, 1331 ق). ص 23, 27, 46, 55.
(اين كتاب به فارسى ترجمه شده است).
65 ـ طرائف المقال فى معرفة طبقات الرجال
علامه حاج سيد على اصغر جابلقى بروجردى (م 1313 ق). مقدمه آيت الله مرعشى نجفى (م 1411 ق).
تحقيق سيد مهدى رجايى. (چاپ اول: كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, 1410 ق). ج2, ص 476ـ 488.
66 ـ طبقات الشافعية الكبرى
تاج الدين ابونصر عبدالوهاب بن تقى الدين سُبكى (م 771ق). (چاپ اول: مصر, 1324ق). ج4, ص 127.
67 ـ عيون التواريخ
محمدبن شاكر بن احمد كتبى. ج2, ص 12 و 55.
68 ـ عيون الرجال
آية الله علامه سيد حسن صدر عاملى (م 1354 ق). (چاپ لكهنو, 1331 ق) ص 82.
69 ـ الغدير فى الكتاب والسنة والاداب
علامه شيخ عبدالحسين امينى نجفى (1320ـ 1390ق) (چاپ دوم: دارالكتب الاسلامية, تهران 1372ق) ج4, ص184, ش7 و ص230.
( اين كتاب به فارسى ترجمه شده است).
70ـ فلاسفة الشيعة: حياتهم ـ آرائهم
شيخ عبدالله نعمة. (بيروت, 1381ق, مطابع دارمكتية الحياة للطباعة والنشر). ص 456. اين كتاب به فارسى ترجمه شده است.
71ـ الفوائد الرجالية; رجال السيد بحرالعلوم
علامه سيد محمد مهدى طباطبايى بحرالعلوم (1155ـ 1212ق). تحقيق و تعليق محمد صادق بحرالعلوم و سيد حسين بحرالعلوم (مكتبة العلمين, نجف, 1385ق). ج3, ص311ـ 323.
72ـ الفهرست
شيخ الطائفه ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسى (385ـ 460 ق). تصحيح و تعليق سيد محمد صادق بحرالعلوم. (مكتبة المرتضوية, نجف). ص157ـ 158.
73ـ الفهرست
ابن نديم محمدبن اسحق (م 385 ق). (مطبعة الاستقامة, قاهرة). ص246, 252, 279, 293 و 366.
74ـ الفهرست
شيخ منتجب الدين رازى على بن عبيدالله بن الحسن (م بعد 585ق). تعليق سيد عبدالعزيز طباطبايى. ص37, ش67 و ص156, ش 359.
75ـ قاموس الرجال
علامه شيخ محمد تقى شوشترى. (مركز نشر كتاب, تهران, 1387 ق). ج 8, ص 363ـ 368.
76ـ الكامل فى التاريخ
عزالدين ابوالحسن على بن اثير شيبانى جزرى (م 630 ق). (دارصادر, بيروت, 1399ق). ج 9, ص 329. اين كتاب به فارسى ترجمه شده است.
77ـ كشف الحجب و الاستار عن اسماء الكتب و الاسفار
علامه سيد اعجاز حسين نيشابورى كنتورى هندى (م 1286ق). مقدمه مرحوم آيت الله العظمى نجفى مرعشى. (چاپ افست قم, 1409ق). ص28, 30, 38, 46, 54, 56, 57, 62, 76.
78ـ كشف الاستار عن وجه الكتب و الاسفار
علامه سيد احمد صفايى خوانسارى (م 1359 ق). تحقيق مؤسسة آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث. (قم, 1411 ق). ج1, ص 458 و ج3, ص 383ـ 406.
79ـ كشف الظنون عن اسامى الكتب والفنون
حاجى خليفه يا ملا كاتب چلبى (م 1061 ق). (دارالفكر, بيروت, 1402ق). ص 71.
80 ـ الكشكول
علامه شيخ يوسف بحرانى (م 1186 ق). (مطبعة النعمان, نجف, 1381ق/1961م). ج1, ص283ـ 285.
81 ـ الكنى والالقاب
حاج شيخ عباس محدث قمى (1294ـ 1359ق). (چاپ چهارم: كتابفروشى صدر, تهران, 1397ق). ج3, ص197ـ 199.
(اين كتاب به فارسى ترجمه شده است).
82 ـ كنزالفوائد
ابوالفتح محمدبن على بن عثمان كراجكى (م 429 ق). (چاپ قم). ج2, ص 210ـ 214.
83 ـ لؤلؤة البحرين فى الاجازة لقرّتى العين
علامه شيخ يوسف بحرانى (م 1186 ق). تحقيق سيد محمد صادق بحرالعلوم. (مؤسسه آل البيت, قم). ص 356ـ 372.
84 ـ لباب الالقاب فى القاب الاطياب
علامه ملا حبيب الله شريف كاشانى (م 1340 ق). (چاپخانه مصطفوى, تهران, 1378 ق). ص5.
85 ـ لسان الميزان
شهاب الدين ابوالفضل احمد بن على بن حجر عسقلانى (م 852 ق). (مؤسسه اعلمى, بيروت, 1406ق). ج5, ص 368.
86 ـ مجمع البحرين و مطلع النيّرين
شيخ فخرالدين رماحى طريحى نجفى (م 1085 ق). تحقيق سيد احمد حسينى (مطبعة الآداب, نجف, 1386ق). ج3, ص 123.
87 ـ مجمع الرجال
مولى عناية الله على قهيائى (ق 11 هـ). سال تأليف: 1016 ق. تصحيح و تعليق سيد ضياء الدين علامه اصفهانى. (كتابفروشى اسماعيليان, قم, 1406ق). ج6, ص 33.
88 ـ مجموعه ورّام = تنبيه الخواطر و نزهة النواظر
ابوالحسين الشيخ ورّام بن ابى فراس المالكى الاشترى (م 605 ق). (تهران, دارالكتب الاسلامية). ج2, ص301ـ 302, ص621ـ 622.
89 ـ المختصر فى اخبار البشر
اسماعيل بن على ايّوبى, صاحب حماة (م 732 ق). ج2, ص154
90ـ مرآة الجنان و عبرةاليقضان فى معرفة ما يعتبر من حوادث الزمان
ابومحمد عبدالله بن اسعدبن على يمنى مكّى يافعى (م 768 ق). (دائرةالمعارف النظامية, حيدر آباد دكن. 1338ق). ج3, ص28.
91ـ مستدرك سفينة البحار
علامه حاج شيخ على نمازى شاهرودى (م 1405 ق). (بنياد بعثت, تهران, 1404 ق) ج5, 164 و ج8, ص 337ـ 346.
92ـ المستدرك على معجم المؤلفين
عمر رضا كحّاله (م 1408 ق). (مؤسسة الرسالة, بيروت, 1406ق). ص620.
93ـ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل
حاج ميرزا حسين محدث نورى (م 1320 ق). (چاپ افست, اسلاميه, تهران). ج3, ص 517 و 520 ـ 521.
94ـ المستطرفات فى الكنى والالقاب والنسب
سيد حسين بن محمد رضا بروجردى (م 1276 ق). (چاپ سنگى, تهران, 1313 ق). ص 230.
95ـ مستطرفات السرائر
ابن ادريس حلّى: ابو جعفر محمدبن منصوربن احمد بن ادريس العجلى الحلّى (م 598 ق). تحقيق مدرسة الامام المهدى. (قم, 1400ق). ص 161ـ 162.
96ـ المشيخة; الاسناد المصفى الى آل بيت المصطفى (ص)
علامه شيخ محمد محسن, معروف به شيخ آقا بزرگ تهرانى (1293ـ 1389 ق). (نجف, 1356 ق). ص72.
97ـ مصفّى المقال فى مصنّفي علم الرجال
شيخ آقا بزرگ تهرانى (م 1389 ق). تصحيح احمد منزوى. (چاپ دوم: دارالعلوم, بيروت, 1408ق). ص 423ـ 424.
98ـ معادن الحكمة فى مكاتيب الائمة (ع)
مولى محمدبن ملامحسن فيض كاشانى (م 1115 ق). تحقيق و تعليق على احمدى ميانجى. (مؤسسه انتشارات اسلامى, قم, 1411 ق). ج2, ص303.
99ـ معالم العلماء
محمدبن على بن شهر آشوب سروى مازندارانى (م 588 ق). مقدمه سيد محمد صادق بحرالعلوم. (مطبعة الحيدرية, نجف, 1380ق). ص 112ـ 114, ش 765.
100ـ معجم الثقات و ترتيب الرواة
ابوطالب تجليل تبريزى. (مؤسسه انتشارات اسلامى, قم, 1404ق). ص 116, ش 779.
101ـ معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة
آيت اللّه العظمى سيد ابوالقاسم موسوى خويى (1317ـ 1413ق). (چاپ سوم: قم, 1403ق). ج17, ص 202ـ 211, ش 11717.
102ـ معجم المؤلفين; تراجم مصنفى الكتب العربية
عمر رضا كحالة (م 1408 ق). (داراحياء التراث العربى, بيروت). ج11, ص306ـ 307.
103ـ معجم مؤلفى الشيعة
على فاضل قائينى نجفى. (وزارت ارشاد اسلامى, تهران, 1405ق). ص 399ـ 400.
104ـ معجم المخطوطات المطبوعة
صلاح الدين المنجّد (به نقل از: المستدرك على معجم الؤلفين, ص 620), ج2, ص 115.
105ـ معجم مصنقى الكتب العربية
عمر رضا كحالة (م 1408ق). (مؤسسة الرسالة, بيروت, 1406ق).
106ـ معجم المطبوعات النجفية
محمد هادى امينى نجفى. (چاپ نجف) بيشتر صفحات كتاب.
107ـ معجم المفسرين من صدر الاسلام حتى العصر الحاضر
عادل نويهض. مقدمه شيخ حسن خالد. (چاپ سوم: مؤسسه نويهض الثقافيه, بيروت, 1409 ق). ج2, ص 611ـ 612.
108ـ مقابس الانوار و نفايس الاسرار فى احكام نبيّه المختارو آله الاطهار
علامه شيخ اسدالله دزفولى كاظمى (م 1237 ق). (افست, مؤسسه آل البيت, قم). ص5ـ 6.
109ـ مقدمه الاختصاص
شيخ مفيد (م 413ق). مقدمه على اكبر غفارى. (مكتبة الصدوق, تهران). 4ص.
110ـ مقدمه الاختصاص
شيخ مفيد. مقدمه سيد محمد مهدى موسوى خرسان. (مطبعة الحيدرية, نجف, 1390 ق).
111ـ مقدمه الاختصاص
شيخ مفيد. مقدمه شيخ حسين اعلمى. (مؤسسة الاعلمى, بيروت). 4ص.
112ـ مقدمه الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد
شيخ مفيد. مقدمه, ظاهراً از شيخ محمد آخوندى. (دارالكتب الاسلامية, تهران, 1377ق). 6ص.
113ـ مقدمه الارشاد
شيخ مفيد. (مطبعة الحيدرية, نجف) 5 ص.
114ـ مقدمه الافصاح
شيخ مفيد. مقدمه قسم الدراسات الاسلامية. (مؤسسه بعثت, قم 1412ق). 10ص
115ـ مقدمه الامالى
شيخ الطائفه طوسى (385ـ 460ق) مقدمه سيد محمد صادق بحرالعلوم. (مكتبة الاهلية, نجف, 1384ق). ص4ـ 8.
116ـ مقدمه الامالى
شريف مرتضى علم الهدى ابوالقاسم على بن الحسين موسوى (م 436 ق).
117ـ مقدمه الامالى
شيخ مفيد. مقدمه اكبر غفارى. (مكتبة الصدوق, تهران). 19ص.
118ـ مقدمه الانتصار
سيد مرتضى (م 436 ق). مقدمه سيد محمد رضا خرسان. ص 14ـ 15.
119ـ مقدمه اوائل المقالات
شيخ مفيد. مقدمه شيخ فضل الله زنجانى, تعليقات: واعظ چرندابى. (تبريز, 1371ق). 27 ص.
120ـ مقدمه اوائل المقالات شيخ مفيد.
مقدمه عربى و انگليسى مهدى محقق. (تهران,مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مك گيل با همكارى دانشگاه تهران, 1371ش).
121ـ مقدمه ايمان ابى طالب
شيخ مفيد. مقدمه قسم الدراسات الاسلامية. (مؤسسه بعثت, قم, 1412 ق). 12 ص.
122ـ مقدمه بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار
علامه مولى محمد باقر مجلسى (م 1110 ق). مقدمه عبدالرحيم ربانى شيرازى (م 1402 ق). (مؤسسة الوفاء, بيروت, 1402 ق). ص71 ـ 80.
123ـ مقدمه تصحيح الاعتقاد
شيخ مفيد. مقدمه علامه سيد هبة الدين شهرستانى (م 1380 ق) (چاپ دوم: تبريز, 1371 ق) 50 ص.
124ـ مقدمه تهذيب الاحكام
شيخ الطائفه ابوجعفر محمدبن حسن بن على الطوسى (م 460 ق). مقدمه سيد حسن موسى خرسان. (دارالكتب الاسلامية, تهران, 1402ق). 39ص.
125ـ مقدمه جامع المقاصد فى شرح القواعد
محقق ثانى على بن حسين كركى (م 940 ق). مقدمه سيد جواد شهرستانى. (مؤسسه آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث, قم, 1408 ق). ج1, ص14ـ 15.
126ـ مقدمه الجمل
شيخ مفيد (م 1413 ق). مقدمه از فردى ناشناس. (مكتبة الداورى, قم, بى تا). 5ص.
127ـ مقدمه (الجمل او النصرة لسيّد العترة فى حرب البصرة)
تأليف: شيخ مفيد. تحقيق: سيد على مير شريفى. قم, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم. 1371 ش .30ص
128ـ مقدمه حقائق التأويل
سيد شريف رضى, ص20ـ 86.
129ـ مقدمه خصائص الائمة
سيد شريف رضى. ص29.
130ـ مقدمه رجال النجاشى
ابوالعباش احمد بن على اسد نجاشى كوفى (م 450ق). مقدمه محمد جواد نائينى. (دارالاضواء, بيروت, 1408ق). ص30, 41, 42, 43, 44, 45, 46.
131ـ مقدمه رسالتان فى المولى
شيخ مفيد. مقدمه محمد مهدى نجف (دارزيد, لندن, 1411ق). 7ص.
132ـ مقدمه عدّة رسائل
شيخ مفيد. مقدمه از فردى ناشناس (قم, مكتبة المفيد, بى تا). 6ص.
133ـ مقدمه الفصول المختارة
شيخ مفيد. 3 ص.
134ـ مقدمه فوائد الاصول
شيخ محمد على خراسانى كاظمينى (م 1365 ق). مقدمه محمود شهابى خراسانى (م 1407 ق). (انتشارات اسلامى, قم, 1404ق). ص9.
135ـ مقدمه المزار
شيخ مفيد. مقدمه سيد محمد باقر موحد ابطحى. (مدرسة الامام المهدى عليه السلام, قم). 10ص.
136ـ مقدمه المقنعة
شيخ مفيد. مقدمه از فردى ناشناس. (دفتر انتشارات اسلامى, قم 1412ق). 24ص.
137ـ مقدمه المهذب
قاضى عبدالعزيزبن برّاج طرابلسى (400ـ 481ق). مقدمه جعفر سبحانى. (دفتر انتشارات اسلامى, قم). ص (كز)
138ـ مكتبة المجلس النيابى فى طهران
مسعود طلس. ص 17.
139ـ منتخب الرجال
سيد محمد على شاه عبدالعظيمى (م 1334ق). به اهتمام شيخ حسن شوشترى. (چاپ بمبئى). ص98.
140ـ المنتظم فى تاريخ الملوك والامم
ابوالفرج عبدالرحمن بن على جوزى (م 597ق). (چاپ حيدر آباد دكن, 1357ق). ج8, ص11ـ 12.
141ـ منتهى المقال فى احوال الرجال
ابوعلى محمدبن اسماعيل حايرى مازندارانى (م 1215ق). (چاپ سنگى, تهران, 1300ق). ص 287.
142ـ المنجد فى الاعلام
لويس معلوف يسوعى. (چاپ دوم: كتابفروشى اسماعيليان تهران, 1406ق). ص678.
143ـ منهج المقال فى تحقيق احوال الرجال
ملاّ محمد استرآبادى (م 1026 ق). (چاپ سنگى, تهران, 1306 ق, همراه با تعليقه وحيد بهبهانى). ص317ـ 318.
144ـ ميزان الاعتدال فى نقد الرجال
شمس الدين محمدبن احمد ذهبى (م 748 ق) تحقيق على محمد البجاوى. (دارالمعرفة, بيروت). ج4, ص26, ش8126 و ص30, ش8143
145ـ النابس فى القرن الخامس; طبقات اعلام الشيعة (القرن الخامس)
علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى (1293ـ 1389ق). تحقيق على نقى منزوى (دارالكتاب العربى, بيروت, 1392ق). ص186ـ 187.
146ـ النجوم الزاهرة فى ملوك مصر والقاهرة
جمال الدين ابوالمحاسن يوسف بن تغرى بردى اتابكى (م 874 ق). (دارالكتب وزارة الثقافة و الارشاد القومى و المؤسسة المصرية العامة). ج4, ص258.
147ـ نخبة المقال فى علم الرجال
سيد حسين بن محمد رضا بروجردى (1238ـ 1276 ق). (چاپ سنگى, تهران, 1313 ق). ص95.
148ـ نضد الايضاح, ترتيب (ايضاح الاشتباه) علامه حلّى.
علم الهدى محمدبن محمد, ملامحسن فيض, كاشانى (م 1115 ق). تصحيح الويس اسپرنگر تيرولى و مولوى عبدالحق و مولوى غلام قادر. (چاپ هند, 1271ق). ص314ـ 316.
149ـ نقد الرجال
مير سيد مصطفى حسينى تفريشى. تاريخ تأليف: 1015ق. (چاپ سنگى, تهران, 1318ق). ص331ـ 332, ش696.
150ـ الوافى بالوفيات
صلاح الدين خليل بن ايبك صفدى (م 746ق). تحقيق و تعليق هلموت ريتر. (چاپ دوم: دارالنشر فراتزشتاينر, 1381ق). ج1, ص116.
151ـ وسائل الشيعة
علامه شيخ محمد بن الحسن الحرّ العاملى (م 1104 ق). تعليق عبدالرحيم ربانى شيرازى (م 1402ق) و محمد رازى. (كتابفروشى اسلاميه, تهران). ج20, ص341, ش1112.
152ـ هامش و تعليقات (اللوامع الالهية فى المباحث الكلامية)
تأليف جمال الدين مقدادبن عبدالله اسدى سيورى حلّى (م 826 ق). تصحيح و تعليق شهيد سيد محمد على قاضى طباطبايى (ش 1399 ق). (مطبعه شفق, تبريز, 1396ق). ص7, 150, 151, 220, 288, 333, 339, 341, 345, 346, 449, 457, 462, 464, 503, 507, 509, 510, 511, 543, 555.
153ـ هدية العارفين, اسماء المؤلفين و آثار المصنفين
اسماعيل پاشابن محمد امين بغدادى (م 1339 ق). (دارالفكر, بيروت, 1402 ق). ج2, ص 61ـ 62. وـ شيخ مفيد در كتابهاى چاپى فارسى
1ـ آشنايى با علوم اسلامى
استاد شهيد مرتضى مطهرى (ش: 1399 ق). (چاپ اول: انتشارات صدرا, قم, 1400ق). ج3, ص 64.
2ـ آل بويه
على اصغر فقيهى. (چاپ دوم: انتشارات صبا, تهران, 1366ش). ص306ـ 307.
3ـ انتقادات تاريخى; انتقاد از چند نويسنده معاصر
مرحوم حجة الاسلام حاج شيخ محمد على انصارى قمى (1329ـ 1405ق). (چاپ سوم: تهران, 1347 ش).ص179ـ 180.
4ـ با دانشمندان شيعه و مكتب آنها آشنا شويم
مرحوم سيد جواد اميرى اراكى. (دفتر انتشارات اسلامى, قم, 1362ش). ج3, ص8 ـ 32.
5ـ پندهايى از رفتار علماى اسلام
حاج سيد محمد حسينى شيرازى. (دفتر نشر ايمان, قم, 1362 ش). ص63.
6ـ تاريخ تشيع در ايران
رسول جعفريان. (سازمان تبليغات اسلامى, تهران, 1370ش). ص248ـ 250.
7ـ تاريخ حرم كاظمين
شيخ محمد حسن آل ياسين. ترجمه غلامرضا اكبرى. (كنگره جهانى امام رضا مشهد, 1371 ش). ص 179, 256ـ 259
8ـ تاريخ شيعه
علامه شيخ محمد حسين مظفر (م 1381 ق), ترجمه دكتر سيد محمد باقر حجتى. (دفتر نشر فرهنگ اسلامى, تهران, 1368ش). ص 154, 223, 297.
9ـ تاريخ قم
شيخ محمد حسين ناصر الشريعة (1312ـ 1380 ق). مقدمه و پاورقى على دوانى. (دارالفكر, قم). ص173ـ 174 پاورقى.
10ـ تتمة المنتهى فى وقايع ايام الخلفاء
علامه حاج شيخ عباس محدث قمى (1294ـ 1359ق). (انتشارات داورى, قم, 1397 ق). ص 437ـ 438.
(اين كتاب جلد سوم منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل است).
11ـ تحفة الاحباب فى نوا در آثار الاصحاب
علامه حاج شيخ عباس محدث قمى (م 1359ق). (دارالكتب الاسلامية, تهران, 1369ق). ص 348ـ 350.
12ـ تحقيق درباره روز اربعين حضرت سيد الشهداء
علامه شهيد حاج سيد محمد على قاضى طباطبايى (ش 1339 ق). (چاپخانه ميهن, تبريز, 1352 ش/1393ق). ص425, 518, 547, 552.
13ـ ترجمه احتجاج
شيخ احمد بن على بن ابيطالب طبرسى (ق6). ترجمه نظام الدين احمد غفارى مازندرانى (ق 10). تصحيح احمد پاكتچى. (انتشارات مرتضوى, تهران). ج4, ص346ـ 351 (درباره توقيعات) و ج4, ص352ـ 360 (درباره احتجاج شيخ مفيد يا خليفه ثانى).
14ـ ترجمه روضات الجنات
علامه سيد محمد باقر موسوى اصفهانى خوانسارى (م 1313ق). ترجمه محمد باقر ساعدى خراسانى.
(كتابفروشى اسلاميه, تهران, 1402ق). ج7, ص 82 ـ 108
15ـ ترجمه سنن النبى
علامه سيد محمد حسين طباطبايى (1321ـ 1402ق). ترجمه محمد هادى فقهى. (چاپ دوم: كتابفروشى اسلاميه, تهران, 1408ق). ص131, ش39.
16ـ ترجمه (الغدير)
تأليف: علامه حاج شيخ عبدالحسين امينى (1320ـ 1390 ق). ترجمه: محمد باقر بهبودى. (چاپ دوم , كتابخانه بزرگ اسلامى, 1362 ش) ج7, ص 294ـ 295
17ـ ترجمه فهرست ابن نديم
ابن نديم محمد بن اسحق (م 385 ق). ترجمه محمدرضا تجددّ. (م 1355 ش) (چاپخانه مروى, تهران, 1393ق). ص 332 و 365ـ 366.
18ـ حبيب السير فى اخبار افراد بشر
غياث الدين بن همام الدين حسينى خواند مير (م 942 ق). مقدمه جلال الدين همايى (م 1399ق). زير نظر محمد دبيرسياقى. (چاپ خيام, تهران, 1353ش). ج2, ص 7, 29, 32, 61, 68, 70, 75, 87, 93, 209 و 309.
19ـ خاندان نوبختى
عباس اقبال آشتيانى. (م 1334 ش). ص 28, 71, 73, 77, ص85, 86, 105, 106, 116, 123, 133, 136, 143, 144, 147, 153, 154, 157, 159, 160, 164, 168, 170 و 230.
20ـ خدمات متقابل اسلام و ايران
استاد شهيد مرتضى مطهرى (ش: 1399ق). (چاپ دوم: دفتر انتشارات اسلامى, قم, 1404ق). ص430.
21ـ دارالسلام المشتمل على ذكر من فاز بسلام الامام
علامه آقا شيخ محمود ميثمى عراقى (1240ـ 1306ق). كتابفروشى اسلاميه, تهران, 1333ش/1374ق ). ج1, ص240ـ 244.
22ـ راهنماى دانشوران
سيد على اكبر برقعى قمى (1317ـ 1408ق). (انتشارات نوين, قم, 1351 ش). ج3, ص 192.
23ـ ريحانه الادب فى تراجم المعروفين بالكنية او اللقب
علامه ميرزا محمد على مدرس خيابانى تبريزى (م 1296ـ 1373ق). (چاپ اول: انتشارات علمى, تهران, 1367ق). ج4, ص 58ـ 61.
24ـ زمين در فقه اسلامى
سيد حسين مدرسى طباطبايى. (دفتر نشر فرهنگ اسلامى, تهران, 1362ش). ص51, 54ـ 56.
25ـ زندگانى سردار كابلى
كيوان سميعى. (انتشارات زوّار, تهران, 1363 ش). ص66.
26ـ زندگى نامه شيخ طوسى
شيخ آقا بزرگ تهرانى (1293ـ 1389ق). ترجمه عليرضا ميرزا محمد و سيد حميد طبيبيان. (فرهنگستان ادب و هنر ايران, تهران, 1402ق). ص6, 14, 34, 37, 38, 47, 52, 67 و 76.
27ـ ستاره درخشنده آسمان ولايت حضرت موسى مبرقع
سيد مصطفى برقعى. (بى نا, قم, 1355ش). ص51ـ 64.
28ـ سرمايه سخن, ويژه ماه رمضان
سيد محمد باقر سبزوارى و محمد ابراهيم آيتى. (تهران, 1339 ش). ج3, ص53ـ 54.
29ـ سيد رضى مؤلف نهج البلاغه
على دوانى. (چاپ اول: بنياد نهج البلاغه, تهران, 1359 ش). ص53ـ 58.
30ـ شيعه در حديث ديگران: مجموعه مقالات
زير نظر دكتر مهدى محقق. (بنياد اسلامى طاهر, تهران, 1362ش). ص 82 ـ 86
31ـ شيعه و پايه گذارى علوم اسلامى, ترجمه (الشيعة و فنون الاسلام)
علامه سيد حسن صدر كاظمى 1272ـ 1354ق). ترجمه سيد محمد مختارى سبزوارى. (انتشارات روزبه, تهران, 1399ق). ص45ـ 46, 88.
32ـ علماى بزرگ شيعه از كلينى تا خمينى
م, جرفاد قانى. (چاپ اول, قم 1406ق).ص16 ـ 18
(بر اين كتاب نقدى در (كيهان انديشه), ش 9, ص 100ـ 109 به وسيله رضا مختارى نوشته شده است).
33ـ فرازهايى از تجليّات امام عصر (عج)
انجمن حجتيه مهدويه. ص29ـ 32 و 83 ـ 85.
34ـ فرهنگ معين
دكتر محمد معين (م 1350 ش). (انتشارات امير كبير, تهران, 1360 ش). ج6 (اعلام), ص 1919.
35ـ فقهاى نامدار شيعه
عبدالرحيم عقيقى بخشايشى. (انتشارات كتابخانه آيت الله نجفى, قم 1405 ق). ص52 ـ 57.
(بر اين كتاب نقدى در (كيهان انديشه), ش3, ص 73ـ 84 توسط رضا مختارى نوشته شده است).
36ـ فلاسفه شيعه
شيخ عبدالله نعمة. ترجمه سيد جعفر غضبان. (چاپ تبريز) ص 472ـ 487.
37ـ فوائد الرضوية فى احوال العلماء المذهب الجعفرية
علامه حاج شيخ عباس قمى (م 1359 ق). (كتابخانه مركزى, تهران). ص628.
38ـ فهرست كتابهاى چاپ عربى
خان بابامشار. (چاپخانه نگين, تهران, 1344ش). ص41, 72, 78, 87, 102, 103, 110, 193, 234, 253, 255, 258, 259, 338, 417, 419, 420, 449, 450, 453, 472, 478, 554, 668, 670, 674, 677, 800, 834, 837, 894, 906, 960, 967 و 1002.
39ـ فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى
سيد احمد حسينى. ج1, ص 89 ـ 97 و ص267ـ 270.
40ـ فيض العلاّم فى عمل الشهور و وقايع الايام
علامه حاج شيخ عباس محدث قمى (م 1359 ق). (كانون انتشار, تهران, 1393ق / 1351ش). ص22ـ 23 و 91.
41ـ قصص العلماء
علامه ميرزا محمدبن سليمان تنكابنى (م 1302ق). (كتابفروشى علميه اسلاميه, تهران, 1396ق). ص398ـ 406.
42ـ كامل: تاريخ بزرگ اسلام و ايران, ترجمه (الكامل فى التاريخ)
عزالدين ابوالحسن على بن اثير شيبانى جزرى (م 630 ق). ترجمه سيد على حسينى هاشمى. ( تهران, بنگاه ترجمه و نشر ايران و كتابفروشى علمى). ج16, ص47.
43ـ گنجينه دانشوران
احمد رحيمى. (چاپخانه قم, 1339ش). ص61ـ 63.
44ـ گنجينه دانشمندان
محمد رازى. (كتابفروشى اسلاميه, تهران, 1396ق). ج7, ص248ـ 249.
45ـ لغت نامه دهخدا
على اكبر دهخدا قزوينى (1297ـ 1375ق). (چاپخانه مجلس, تهران, 1325ش). شماره مسلسل 171, جزوه دوم, حرف (ش), ص 156ـ 157.
46ـ مؤلفين كتب چاپى
خان بابامشار. (چاپخانه نگين, تهران, 1385ق). ج5, ص767ـ 772.
47ـ مجالس المؤمنين
علامه قاضى سيد نورالله مرعشى شوشترى ـ شهيد ثالث ـ (ش: 1019ق). (كتابفروشى اسلاميه, تهران, 1396ق). ج1, ص464ـ 477.
48ـ مجموعه فرمايشات حضرت بقية الله (عج)
محمد خادمى شيرازى. (مركز نشر آثار شيعه, قم, 1368ش). ص108ـ 122.
49ـ مشاهير دانشمندان اسلام; ترجمه (الكنى والالقاب)
حاج شيخ عباس قمى (م 1359 ق). ترجمه محمد باقر كمره اى و محمد جواد نجفى. (كتابفروشى اسلاميه, تهران, 1393ق). ج4, ص238ـ 240.
50ـ معارف و معاريف
سيد مصطفى حسينى دشتى. (انتشارات اسماعيليان, قم, 1369ش). ج5, ص 2117ـ 2119 تحت عنوان (مفيد).
51ـ مفاخراسلام
على دوانى. (انتشارات امير كبير, تهران, 1405ق/1363ش). ج3, ص239ـ 262.
52ـ مقدمه ترجمه الجمل والعقود
تأليف: شيخ الطائفه ابوجعفر طوسى (م 460 ق). ترجمه و مقدمه از محمد واعظ زاده خراسانى. ص1, 2, 3, 4, 5, 10, 14, 16, 17ـ 18 و بسيارى ديگر از صفحات.
53ـ مقدمه ترجمه اعتقادات صدوق, به انضمام حواشى شيخ مفيد
تأليف ابوجعفر محمدبن على بن حسين بن بابويه قمى (ح306ـ 381ق). ترجمه سيد محمد على بن سيد محمد حسنى قلعه كهنه اى. مقدمه سيد محمود موسى زرندى. (انتشارات علميه اسلاميه, تهران, 1381ق). 4ص.
54ـ مقدمه (ترجمه ارشاد)
تأليف: شيخ مفيد (م 413ق) ترجمه سيد هاشم رسولى محلاتى. (انتشارات علميه اسلاميه, تهران, 1346ق). 40 ص.
55ـ مقدمه (ترجمه و شرح الارشاد)
تأليف شيخ مفيد ترجمه محمد باقر ساعدى خراسانى. (انتشارات اسلاميه, تهران, 1351ش).
56ـ مقدمه (ترجمه امالى)
تأليف شيخ مفيد. ترجمه حسين استاد ولى. (آستان قدس رضوى, مشهد 1364ش). 10ص.
57ـ مقدمه (ترجمه اوائل المقالات)
تأليف: شيخ مفيد. ترجمه: شيخ غلامحسين عبد خدايى تبريزى
58ـ مقدمه (ترجمه جمل)
تأليف شيخ مفيد. ترجمه محمود مهدوى دامغانى. (نشر نى, تهران, 1369 ش). 12 ص.
59 ـ مقدمه (ترجمه الفصول العشره فى الغيبة; ده انتقاد و پاسخ)
تأليف شيخ مفيد. ترجمه محمد باقر خالصى. (انتشارات راه امام, تهران, 1358 ش). 8 ص.
60ـ مقدمه (ترجمه الفصول المختارة; مجالس در مناظرات)
تأليف شيخ مفيد. ترجمه آقا جمال خوانسارى (م 1125ق). مقدمه خان بابامشار. 3ص.
61ـ مقدمه (عقائد اسلاميه در ترجمه نكت الاعتقاديه)
تأليف شيخ مفيد. ترجمه: شرف الذين شيخ مهدى. (كتابفروشى اقبال , تهران, 1329 ش).
62ـ مقدمه اى بر فقه شيعه: كليات و كتابشناسى
سيد حسين مدرسى طباطبايى. ترجمه محمد آصف فكرت. (بنياد پژوهشهاى اسلامى, مشهد, 368 ش) ص 45ـ 47 و 68 ـ 71.
63ـ منتخب التواريخ
ملا محمد هاشم خراسانى (م 1352 ق). (كتابفروشى اسلاميه, تهران). ص 540ـ 551.
64ـ مهدى موعود; ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار
تأليف: علامه مجلسى (1037ـ 1110 ق) ترجمه على دوانى. (دارالكتب الاسلامية, تهران, 1406ق). ص218ـ 219 (پاورقى).
65ـ نجم الثاقب فى من رأى الامام الغائب
محدث نورى حاج ميرزا حسين طبرسى (م 1320 ق). (چاپ دوم: انتشارات مسجد جمكران, قم 1370 ش).
ص432ـ 442 (توقيعات امام زمان به شيخ مفيد).
66ـ نشانى از امام غائب عليه السلام: بازنگرى و تحليل توقيعات
محمد مهدى ركنى. (بنياد پژوهشهاى اسلامى مشهد, 1368ش). ص24ـ 26.
67ـ النقض; بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض
نصيرالدين عبدالجليل قزوينى رازى. تاريخ تأليف: 560ق. تصحيح و تحقيق مير جلال الدين حسينى محدث ارموى. (انجمن آثار ملّى, تهران, 1335 ش). ص210.
68ـ نهج البلاغه منظوم
مرحوم حجة الاسلام حاج شيخ محمد على انصارى قمى (1329ـ 1405ق). (انتشارات علمى, تهران, 1370 ق). ج1, ص8.
69ـ وحيد بهبهانى
على دوانى. (انتشارات امير كبير, تهران, 1368 ش). ص104ـ 106.
70ـ وفيات العلماء
حسين جلالى شاهرودى. (چاپخانه خراسان, مشهد). ص21ـ 25.
71ـ وقايع الايام; تتمه ماه محرم الحرام
علامه حاج ملا على واعظ خيابانى (م 1367ق). (كتابفروشى مصطفوى, ق, 1412ق). ص260ـ 265 (حاشيه).
72ـ وقايع السنين والاعوام
سيد عبدالحسين حسينى خاتون آبادى (1039ـ 1105ق). مقدمه آيت الله نجفى مرعشى (1315ـ 1411ق) و حاج شيخ ابوالحسن شعرانى (م 1393 ق). (كتابفروشى اسلاميه, تهران, 1352ش). ص247 (ضمن وقايع سال 409ق).
73ـ الوقايع والحوادث
محمد باقر ملبوبى. (دارالعلم, قم, 1405ق). ج1, ص 48ـ 65.
74ـ هداي


صفحه 14

اخبار


درگذشتها
در گذشت آيت اللّه العظمى حاج ميرزا هاشم آملى
فقيه عاليقدر حضرت آية اللّه العظمى ميرزا هاشم آملى پس از عمرى تلاش و مجاهده پيگير دارفانى را وداع گفت ايشان در سال 1322 قمرى در آمل متولد شد و پس از طى تحصيلات ابتدايى به تهران عزيمت كرد و مورد توجه مرحوم مدّرس قرار گرفت . ايشان پس از مدت كوتاهى ادبيات , منطق و سطوح عاليه را زير نظر اساتيدى چون مرحوم سيد محمد تنكابنى و مرحوم ميرزا يداللّه نظر پاك فرا گرفت. با استقرار مرحوم آيت اللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى و شكل گيرى حوزه علميه قم, ايشان به قم عزيمت و در درس مرحوم آيت اللّه مؤسس و مير سيد على يثربى و حاج ميرزا محمد على شاه آبادى و حاج سيد محمد حجت كوه كمره اى شركت كرد. معظم له پس از گذشت چند سال تحصيل و تدريس در حوزه علميه قم با اخذ درجه اجتهاد از حضرات مرحوم آيت اللّه حائرى و آيت اللّه حجت جهت ادامه تحصيل و درك محضر اساتيدى چون حاج ميرزا حسين نائينى , حاج شيخ ضياء الدين عراقى و حاج سيد ابوالحسن اصفهانى به نجف هجرت كرد كه در اين دوره موفق شد تمامى مطالب دروس اساتيد خود را با قلمى روان تقرير نمايد و با توصيه اساتيد خود, پس از تدريس چندين ساله سطوح عاليه به تدريس (خارج) بپردازد و شاگردان زيادى را تربيت و به درجه اجتهاد نائل گرداند. تعدادى از شاگردان بارز ايشان عبارتند از:
1ـ حاج شيخ حسن حسن زاده آملى, 2ـ حاج شيخ عبداللّه جوادى آملى , 3ـ حاج شيخ اسماعيل صالحى مازندرانى, 4ـ حاج سيد جعفر كريمى , 5ـ حاج شيخ محمد محمدى گيلانى 6ـ حاج شيخ صادق لاريجانى 7ـ حاج سيد ابوالفضل موسوى تبريزى, 8 ـ حاج سيد على محقق داماد , 9ـ حاج سيد مصطفى محقق داماد, 10ـ حاج شيخ عباس محفوظى. 11ـ حاج سيد محمد حسن لنگرودى 12ـ حاج سيد محمد مهدى لنگرودى 13ـ حاج سيد على لنگرودى, 14ـ حاج شيخ محسن دوز دوزانى, 15ـ شيخ ضياء الدين نجفى.
در سال 1381 هـ . ق به قصد معالجه و ديدن ارحام و دوستان و نيز به دعوت جمعى از اساتيد و فضلاى حوزه علميه قم به قم مراجعت و به تدريس فقه و اصول پرداخت.
از جمله آثار ايشان كه به رشته تقرير در آمده و به چاپ رسيده است عبارتند از:
كتاب كشف الحقايق كه تقرير درس بيع و خيارات ايشان است (بعضى از مجلدات آن به چاپ رسيده است). 2ـ المعالم المأثوره (در طهارت). 3ـ مجمع الافكار (دوره اصول فقه در پنج جلد). 4ـ منتهى الافكار (مباحث الفاظ اصول فقه).
و همچنين برخى از آثار قلمى ايشان عبارتند از:
1ـ بدايع الافكار (يك دوره مباحث اصول فقه تقرير درس مرحوم آيت اللّه العظمى آقا ضياء الدين عراقى كه مبحث الفاظ آن به چاپ رسيده است) 2ـ تعليقه بر عروة الوثقى , 3ـ حاشيه بر التحصيل بهمنيار (كه در زمان تلمّذ ايشان نزد مرحوم ميرزا يداللّه نظر پاك تأليف شده است.) 4ـ رساله اى در خلل صلوة , 5ـ رساله النيّه 6ـ كتاب الاجاره .
سر انجام آن مرجع بزرگ در 91 سالگى در روز چهارم رمضان 1413 (17 اسفند ماه 1371) چشم از جهان فروبست و به ديار باقى شتافت.
***
در گذشت آيت اللّه روحانى كرمانى
مرحوم آيت اللّه حاج شيخ محمد روحانى كرمانى در حدود سال 1345 قمرى در دامان خانواده اى پاك و متديّن در كرمان ديده به جهان گشود.
در محضر علماى كرمان از جمله مرحوم حضرت آيت الله حاج شيخ على اصغر صالحى كرمانى مقدمات و سطوح را فرا گرفت . براى تكميل سطح به حوزه علميه قم شتافت و پس از آن در درس حضرت آيت الله بروجردى و امام خمينى شركت جُست. سپس رهسپار حوزه نجف گرديد و در آنجا نيز از محضر آيات عظام سيد عبدالهادى شيرازى و سيد محسن حكيم توشه ها بر گرفت. سپس براى ارشاد و راهنمايى مردم به سرزمين خود بازگشت و به تدريس علوم اسلامى , امامت جماعت (در مسجد (خواجه خضر)), پرورش شاگردان , تصنيف و تأليف , راهبرى فكرى مردم و حلّ مشكلات مادّى و معنوى آنان دست يازيد.
ايشان علاوه بر تدريس خارج فقه و اصول, به تأليف و تصنيف پرداخته و آثارى چون حاشيه عروة الوثقي , كتابى در علم اصول و چند كتاب فقهى از او بر جاى مانده است.
سر انجام اين عالم فرزانه در روز 13 شعبان المعظم 1413 (10 بهمن ماه 1371) پس از يك بيمارى بدرود حيات گفت .
***
در گذشت سپيده كاشانى
شاعره متعهد و انقلابى معاصر, سپيده كاشانى در پنجاه و شش سالگى به رحمت ايزدى پيوست . شادروان سپيد كاشانى در سال 1315 شمسى در كاشان ديده به جهان گشود و در ميان خانواده اى ادب دوست پرورده شد. آن مرحوم از دوران جوانى سرودن شعر را آغاز كرد و نتيجه اولين تجربياتش را در سال 1352 تحت عنوان پروانه هاى شب به چاپ رساند . ايشان پس از انقلاب اشعار زيادى سرود كه بيش از چهل سرود و چند دفتر شعر حاصل كار او در اين چند سال اخير است.
زنده ياد سپيده كاشانى عضو شوراى عالى شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى بود و چهار ماه پيش براى معالجه عازم انگلستان شد و در آنجا دارفانى را وداع گفت و پيكرش به تهران منتقل گرديد و با تشييع با شكوهى در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.
***
درگذشت پروفسور ايزوتسو
استاد توشى هيكو ايزوتسو, اسلام شناس و ايران شناس ژاپنى, هفدهم دى ماه سال جارى در توكيو درگذشت.
شادروان ايزوتسو سالها در ايران اقامت و با استادان ايرانى بويژه استاد مهدى محقق همكارى نزديك و در مجامع علمى ايران از جمله انجمن حكمت و فلسفه تدريس داشت.
پروفسور ايزوتسو, استاد فلسفه دانشگاه مك كيل كاندا و استاد ممتاز دانشگاه (كيوژاپن) بود.
آثار علمى ايشان بيشتر در سه سر زمينه قران شناسى , فلسفه و عرفان است كه در سالهاى اخير پژوهش در زمينه علم اصول شيعه به آنها افزوده شده بود. شادروان ايزوتسو با همكارى دكتر مهدى محقق (سلسله دانش ايرانى) را بنياد نهاد. نخستين حاصل علمى همكارى اين دو استاد تصحيح شرح منظومه حاج ملا هادى سبزوارى است كه ترجمه قسمت امور عامه و جوهر و عرض همان كتاب از عربى به انگليسى تحت عنوان ما بعدالطبيعه سبزوارى منتشر و پس از آن توسط دكتر سيد جلال الدين مجتبوى تحت عنوان بنياد حكمت سبزوارى ترجمه و به چاپ رسيد.
برخى از آثار استاد ايزوتسو عبارتند از:
مفاهيم اخلاقى ـ دينى در قران , خدا و انسان در قران , مفهوم اعتقاد در كلام اسلامى : تحليل معنا شناختى (ايمان) و (اسلام) , بررسى تطبيقى مفاهيم كليدى در تصوف و تائوئيسم , خلق مدام.
بعضى ديگر از تحقيقات و رساله ها و مقاله هاى مهم و مراجع او عبارتند از: (مفهوم و حقيقت وجود) همكارى در تصحيح قبسات ميرداماد (با همكارى دكتر مهدى محقق , دكتر موسى بهبهانى و ابراهيم ديباجى) ; همكارى در جمع و تدوين و طبع و نشر مجموعه منطق و مباحث الفاظ , نور و ظلمت در گلشن راز شبسترى (تصوف و مسأله تشكيك در زبان در انديشه ها عين القضاة همدانى) (مسأله خلق جديد در عين القضاة) خلاصه اى از اين مقاله به وسيله دكتر بهرام جمال پور ترجمه و در همايى نامه به طبع رسيده است; (ماهيت و كلى طبيعى در فلسفه اسلامى ايرانى) (ماهيت لا بشرط در فلسفه اسلامى ايرانى) اين مقاله در مجموعه منطق و مباحث الفاظ چاپ شده است; (اساس انديشه هاى متافيزيكى در فلسفه اسلامى ايرانى) اين مقاله در مجموعه (سخنرانيها و مقاله ها درباره فلسفه و عرفان اسلامى) ـ به اهتمام دكتر مهدى محقق و هرمان لندلت ((سلسله دانش ايرانى), شماره 4) چاپ شده است. ترجمه مقدمه ارجمند استاد ايزوتسو را بر كتاب قبسات , تحت عنوان فلسفه ميرداماد به فارسى توسط بهاءالدين خرمشاهى كه در كتاب شيعه در حديث ديگران به طبع رسيده است و دو مقاله مرجع تحت عنوان (ابن عربى) و (اشراقيه) كه در دايرة المعارف دين نوشته اند.
****
برگزارى ششمين جشنواره خوارزمى
به منظور ارج نهادن و معرفى پژوهشگران , مخترعان و مبتكران ايرانى و خارجى , ششمين جشنواره خوارزمى توسط وزارت فرهنگ و آموزش عالى و سازمان پژوهشهاى علمى و صنعتى ايران در نوزدهم بهمن ماه سال جارى در محل هتل استقلال تهران برگزار شد. در اين جشنواره 30 طرح خارجى از 54 كشور اسلامى و منطقه اى و 236 طرح داخلى در زمينه هاى مختلف علوم انسانى , فنى و مهندسى , كشاورزى , علوم پزشكى , علوم پايه , طرحهاى ويژه (نظامى) و طرحهاى اختراعى و بيوتنكنولوژيك شركت داشت كه پس از بررسى توسط هيئت داوران, در سه زمنيه ابتكار, تحقيق و اختراع, علاوه سه طرح برگزيده خارجى , در بخش تحقيق 11طرح , در بخش ابتكار 4 طرح و در بخش اختراع و دانش آموزى 3 طرح برگزيده شد.
برگزيده گان در مراسمى با حضور آقاى هاشمى رفسنجانى , رئيس جمهور , دكتر مصطفى معين , وزير فرهنگ و آموزش عالى , رئيس سازمان پژوهشهاى علمى و صنعتى ايران و تنى چند از مسئولان كشور معرفى و به هر يك جوايزى به شرح ذيل اهدا شد: طرحهاى خارجى مبلغ 5 هزار دلار , رتبه اول تا سوم طرحهاى ايرانى به ترتيب 500 هزار تومان , 300 هزار تومان , 200 هزار تومان و نيز مبلغ 150 هزار تومان براى طرحهاى برگزيده بخش دانش آموزى.
***
برگزارى دهمين دوره كتاب سال
همزمان با برگزارى دهمين دوره نمايشگاه كتاب كه با حضور بيش از دويست ناشر داخلى و بيش از 22 هزار عنوان كتاب در محل دائمى نمايشگاههاى بين المللى تهران برپا بود, در روز بيستم بهمن ماه سال جارى در تالار وحدت با حضور حجة الاسلام هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور كشورمان و دكتر على لاريجانى وزير و فرهنگ و ارشاد اسلامى و جمع كثيرى از انديشمندان و فرهنگ دوستان كشورمان از مؤلفان و مترجمان كتب بركزيده و همچنين ناشرين برگزيده سال تقدير به عمل آمد.
در مراسم د همين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران , 2954 عنوان كتاب كه همگى براى اولين بار در سال 1371 چاپ شده اند , زير نظر هيئت داواران مورد بررسى قرار گرفت اسامى كتابهاى برگزيده در موضوعات ده گانه عبارتند از:
كليات:
فهرست موضوعى نسخه هاى خطى عربى كتابخانه هاى جمهورى اسلامى ايران و تاريخ علوم و تراجم دانشمندان اسلامى , نگارش محمد باقر حجتى , تاريخ مجلات كودكان , گردآورى و تدوين منصور حسين زاده .
فلسفه :
بحث در ما بعدالطبيعه , نوشته ژال وال , ترجمه يحيى مهدوى , نهاية الحكمه , ترجمه مهدى تدين , شناخت شناسى در قرآن تأليف عبدالله جوادى آملى , روان شناسى مرضى تحولى از كودكى تا نوجوانى , تأليف پريرخ دادستان.
دين:
التمهيد فى علوم القرآن, تأليف محمد هادى معرفت , الصحيح من سيرة النبيّ الاعظم ـ ص ـ تأليف جعفر مرتضى العاملى , قاموس الرجال تأليف محمد تقى التسترى.
علوم اجتماعى:
آمار توصيفى , نوشته ژرارد كالت , ترجمه حسن صادقى , اصول سياست خارجى و سياست بين المللى , تأليف عبدالعلى قوام. اصول حسابدارى , تأليف مصطفى عليمدد و نظام الدين ملك آرايى.
زبان:
تاريخ مختصر زبان شناسى, نوشته آر. اچ. روبينز, ترجمه على محمد حق شناس. زبان شناسى مقابله اى و تجزيه و تحليل خطاها, تأليف محمد فلاحى.
علوم خالص:
حساب ديفرانسيل و انتگرال و هندسه تحليلى , نوشته جورج توماس و راس مينى , ترجمه مهدى بهزاد , سيامك كاظمى و على كافى, فيزيك براى رشته هاى فنى , نوشته فردريك بيوك , ترجمه محمد ابراهيم ابوكاظمى , ويراسته جهانشاه ميرزابيگى , مبانى شيمى تجزيه , نوشته اسكوگ ووست, ترجمه هوشنگ خليلى , عبدالرضا سلاحقه و ابوالقاسم نجفى , تاريخ زمين لرزه هاى ايران , نوشته ن. ن. امبر نر و چ . پ. ملويل , ترجمه ابوالحسين رده.
علوم عملى:
كتاب الصيد نه فى الطب , نوشته ابوريحان بيرونى به تصحيح و مقدمه و تحشيه عباس رزياب , ژئوتكنيك , نوشته رابرتس ترجمه محمد دانش , اصلاح نباتات زراعى , تأليف بهمن يزدى صمدى و سيروس عبدميشانى.
هنر:
تئورى بنيادى موسيقى , نوشته پرويز منصور.
ادبيات:
ساختار و تاويل متن , تأليف بابك احمدى , نفحات الانس من حضرات القدس , نوشته نورالدين عبدالرحمان جامى , مقدمه , تصحيح و تعليقات محمود عابدى.
تاريخ و جغرافيا:
روشهاى پژوهش در تاريخ , نوشته شارل ساماران با همكارى گروه مؤلفان , ترجمه ابوالقاسم بيگناه , غلامرضا ذات عليان , مهدى علايى و اقدس بغمايى , كارتوگرافى , تأليف جعفر مقيمى و مجيد همراه , ژئومرفولوژى , تأليف روژه كك , ترجمه فرج الله محمودى.
همچنين در اين مراسم , مركز نشر دانشگاهى , مؤسسه آل البيت عليهم السلام , انتشارات علمى , كتابهاى شكوفه (وابسته به انتشارات امير كبير), و پيام آزادى به عنوان ناشر نمونه سال 1371 برگزيده شدند.
يادآورى مى شود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به منظور شناسايى و معرفى آثار برگزيده جهانى و بزرگداشت پديد آورندگان آنها , قصد دارد طرح (جايزه بين المللى كتاب سال جمهورى اسلامى ايران) را به اجرا درآورد.
بر اساس اين طرح از سال 1372 همه ساله كتابهايى كه براى اولين بار در طيّ سال قبل در كشورهاى مختلف , در موضاعات عنوان شده از سوى (دبيرخانه بخش بين المللى كتاب جمهورى اسلامى ايران) منتشر شده اند , بررسى مى شوند و به پديد آورندگان كتابهاى برگزيده جوايز معنوى و مادى نفيسى اهداء خواهد شد. موضوعات انتخاب شده براى اولين دوره , كه در سال 1372 برگزار خواهد شد , عبارتند از: الف) تحقيقات قرآنى , با تأكيد بر ترجمه و تفسير قرآن كريم. ب) سيره نبوى (ص). ج) هنر اسلامى . د) زبان و ادب فارسى.
***
آثار برگزيده كتاب كودك سال 1370
گروههاى بررسى شوراى كتاب كودك (دستنوشته ها , آثار كودكان و نوجوانان , گروه پيش از دبستان , سالهاى اول دبستان , سالهاى آخر دبستان , و نوجوانان) در سال 1370 مجموعاً 257 اثر , تعدادى دستنوشته و آثار نوشته شده توسط كودكان و نوجوانان را در نشر يات مختلف مورد بررسى قرار دادند و گزارش آن را در كنار نمايشگاهى از مجموعه آثار در تيرماه سال 1371 در جلسات متوالى , به مدت يك هفته به اطلاع علاقه مندان , نويسندگان , مصوران , ناشران و دست اندركاران ادبيات كودكان رساندند.
از مجموعه آثار بررسى شده 109 اثر به فهرست شورا راه يافت كه از ميان آنها آثارى برگزيده و شايسته دريافت جايزه و ديپلم افتخار شورا معرفى شدند.
در روز 23 ديماه 1371, همزمان با برگزارى برنامه سى امين سال تأسيس شورا, آثار برگزيده به شرح زير معرفى شدند , و پلاك كتاب برگزيده سال 1370 و الواح معرفى ويژه به پديد آورندگان آثار اهدا شد.
1ـ لى خانف, آلبرت . ژنرال من . ترجمه حسن اكبريان طبرى.
2ـ مجله در مجله (سروش نوجوان) به سر دبيرى خانمها مژگان كلهر, آتوسا صالحى و شادى صدر.
3ـ احمدى , احمد رضا. در بهار خرگوش سفيدم را يافتم . نقاشى نفيسه رياحى.
4ـ محمدى , محمد . معدن زغال سنگ كجاست؟ نقاشى ميترا عبدى.
5ـ محمدى , محمد. امپراتور سيب زمينى چهارم. نقاشى هومن مرتضوى , ويراسته هرمز رياحى.
6ـ كليرلى , بورلى. آقاى هنشاو عزيز. نقاشى پل .1. زلينكسى , ترجمه پروين عليپور.
7ـ دونر , كارول. گردش اسرار آميز در بدن انسان. ترجمه رضا روحانى.
***
سمينار (نقش كتابخانه مركزى در دانشگاه)
دوّمين گردهمايى كتابداران دانشگاهى با عنوان (نقش كتابخانه مركزى در دانشگاه) در هفتم آذرماه 1371 در شهر مقدس مشهد برگزار شد.
اين سمينار به همت كتابخانه مركزى دانشگاه فردوسى مشهد با همكارى معاونت پژوهشى , گروه كتابدارى دانشكده علوم تربيتى و روانشناسى , و شوراى برنامه ريزى و بهسازى كتابخانه هاى دانشگاه فردوسى مشهد تشكيل شد . گزارش اوّلين گردهمايى كتابداران دانشگاه در مجله آينه پژوهش , سال 2 شماره 6 (فروردين و ارديبهشت 1371) ص 103ـ 104 آمده است.
سمينار حاضر با تلاوت آياتى از قرآن مجيد در تالار فردوسى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى مشهد آغاز شد.
بعضى از سخنرانان و موضوعات سخنرانى عبارت بودند از:
(فلسفه خدمات مرجع در كتابخانه هاى مركزى دانشگاهى) , آقاى اسدا … آزاد ; (بررسى مسائل و دشواريهاى مديّريت كتابخانه هاى مركزى دانشگاهى) , آقاى حسن مجابى ; (نقش آموزشى كتابخانه هاى مركزى دانشگاهى), خانم ناهيد بنى اقبال; (نقش كتابدار متخصص موضوعى در انتخاب كتاب و مجموعه سازى در كتابخانه هاى مركزى) , آقاى مرتضى تيمورى ; (بررسى علل ضعف و دشواريها و رهنمودهايى براى رفع آنها در زمينه ايفاى نقش آموزشى و پژوهشى كتابخانه هاى مركزى دانشگاهى), خانم بهجت عرفانى محسنى.
در اين سمينار بيانيه دانشجويان كتابدارى دانشگاه تهران كه مفاد آن بر تأسيس انجمن كتابداران پويا و اصلاح نظام آموزشى كتابدارى مبتنى بود و قطعنامه پايانى سمينار قرائت شد همچنين نمايشگاهى از آثار و انتشارات كتابخانه مركزى و مركز اسناد دانشگاه فردوسى مشهد نيز در حاشيه اين سمينار برپا بود.
***
معرفى بهترين پژوهشگر زن در پنج سال اخير
با حضور آقاى دكتر ازهرى معاونت پژوهشى وزارت فرهنگ آموزش عالى , آقاى محمد هاشمى مدير عامل صدا و سيما , گروهى از اساتيد دانشگاهى و مؤسسات آموزش عالى و همچنين وابسته هاى فرهنگى چند كشور خارجى توسط دانشگاه الزهراء مراسم معرفى بهترين پژوهشگر زن در پنج سال اخير برگزار شد. طرحهاى پژوهشى دريافتى جمعاً 163 طرح بود كه در گروه علوم پزشكى 37 طرح , فنى و مهندسى 15 طرح , علوم اجتماعى و اقتصاد 16 طرح , علوم پايه 30 طرح , علوم انسانى 42 طرح و هنر 23 طرح توسط 18 دكترا, 85 فوق ليسانس و 60 ليسانسيه ارائه شد , از بين 163 طرح پژوهشى ارزيابى شده 31 طرح در رشته هاى مختلف به عنوان بهترين انتخاب شد و از پژوهشگران تقدير به عمل آمد و به هريك لوح تقدير و يك سكه بهار آزادى اهداء شد.


صفحه 15

فهرست موضوعى سال فهرست موضوعى سال دوم سوم



نمايه حاضر شامل نام نويسندگان, عنوان مقاله ها, شماره مجله و شماره صفحه است. اين نمايه بر اساس ترتيب سرفصلهاى مجله تنظيم شده است. نخستين شماره در برابر هر مدخل, شماره مجله و شماره دوم, شماره صفحه است. سر مقاله
آينه پژوهش. مديريت جديد حوزه و سياستهاى علمى ـ ادارى آينده. 15: 2
آينه پژوهش. سرمقاله. 16: 2 مقاله
آئينه وند, صادق. توصيف قاعديگرى در بينش تاريخى شيخ مفيد(ره). 17و18: 16
اذكايى, پرويز. كتابشناسى نوين (طرح و تدوين). 16: 5
اسفنديارى, محمد. آيا نويسنده مى تواند قاضى كتاب خود باشد؟ 13و14: 3
اسفنديارى, محمد. مهلتى بايست تا خون شير شد. 16: 18
انصارى (محقق), نوش آفرين. نشانه ها و مهرهاى مالكيت در نسخه هاى خطى عربى. 13 و 14: 33
درايتى, مصطفى. مراكز تحقيقى حوزه علميه قم و چگونگى هماهنگى آنها ـ بخش دوم. 13و14: 3
راستگو, محمد. نگاهى به شعر حكيم سبزوارى. 13و14: 15
رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران, دمشق. چاپ و انتشار و مطالعه در لبنان و كشورهاى عربى. 16: 33
شكورى, ابوالفضل. روش فقهى شيخ مفيد(ره). 17و18: 2
كديور, محسن. مقام عقل در انديشه شيخ مفيد. 17و18: 28
مؤذن جامى, مهدى. به چه اعتبارى تاريخ بيهقى يك متن ادبى است. 15: 18
مهريزى, مهدى. نقد شيوه تدوين و تدريس اصول فقه در حوزه هاى علوم اسلامى. 15: 4 نقد و معرفى كتاب
احمدى بيرجندى, احمد. درباره گزيده قصايد سعدى. 13و14: 77
ارجمند, محمدرضا. اوائل المقالات در دايرةالمعارف بريتانيكا. 17و18: 118
الرفاعى, عبدالجبار. بيدارى اسلامى در اندلس امروز: ريشه ها و سير آن, ترجمه سيد حسن اسلامى. 15: 49
الرفاعى, عبدالجبار. منابع استنباط از نظر اصوليان و اخباريان, ترجمه سيد حسن اسلامى. 16: 53
انصارى, محمدرضا. كتابى سودمند در تاريخ امويان. 13و14: 102
تهرانى, محمد حسن.م. نگرشى بر دايرةالمعارف تشيّع. 15: 54
زمانى نژاد, على اكبر. نقد شصت كتاب درباره اسامى و نسخه هاى خطى آثار شيخ مفيد. 17و18: 58
شكورى, ابوالفضل. سالشمار حوادث پانصد ساله تاريخ اسلام. 13و14. 48
فسايى, محسن. مجموعه آثار علامه طباطبايى. 13و14: 94
كديور, محسن. سيرى در مجموعه نظريات شوراى نگهبان. 13و14: 81
گلى زواره, غلامرضا. نقدى بر كتاب سرزمين و مردم سوريه. 13و14: 89
مايل هروى, نجيب. با كاروان هند از كاروان هند. 16: 35
مؤذن جامى, محمد مهدى. نگاهى به كتابى كلامى از علاّمه حلّى (نهج الحق و كشف الصدق). 16: 48
مختارى, رضا. بيشتر دقت كنيم(1). 16: 62
مختارى, رضا. بيشتر دقت كنيم(2). 17و18: 119
مختارى, رضا و شفيعى, حسين. فهرست آثار شيخ مفيد در كتابخانه آيةاللّه العظمى مرعشى : أجوبة مسائل الصاغانية, أجوبة مسائل السرويه و اقسام مولى فى اللسان. 17و18: 109
معايرجى, حسن. نخستين ترجمه هاى لاتينى قرآن كريم و تأثير آن بر ترجمه هاى قرآن به زبانهاى اروپايى(1), ترجمه بنياد بعثت. 13و14: 63
معايرجى, حسن. نخستين ترجمه هاى لاتينى قرآن كريم و تأثير آن بر ترجمه هاى قرآن به زبانهاى اروپايى(2), ترجمه بنياد بعثت. 15: 30
ناصرى طاهرى, عبداللّه. آيين حكمرانى در چهار كتاب سياسى. 16: 56
نبوى, سيد جعفر. نقدى بر كتاب علامه مجلسى بزرگمرد علم و دين. 15: 39 پژوهشهاى در آستانه نشر:
ابن طاووس, السيد رضى الدين ابى القاسم على بن موسى بن طاووس الحسينى. مصباح الزائر, تحقيق مؤسسه آل البيت(ع) لاحياء التراث. 13 و 14: 106
البحرانى, كمال الدين ميثم بن على. النجاة فى القيامة فى تحقيق الإمامة, تحقيق بنياد بعثت, 13و14: 105
حسينى زيدى, يحيى بن حسين بن هارون. تيسير المطالب فى امالى الإمام ابى طالب, ترتيب قاضى شمس الدين جعفر بن احمد بن عبدالسلام اليمنى, تحقيق منصور محمودى. 15: 61
شهيد ثانى. تمهيد القواعد الأصولية العربية, تحقيق دفتر تبليغات اسلامى ـ شعبه مشهد. 16: 65
صائن الدين ابن تركه اصفهانى, خواجه على بن محمد بن افضل الدين محمد. شرح فصوص الحكم. تحقيق محسن بيدار فر. 15: 62
صائن الدين ابن تركه اصفهانى, خواجه على بن محمد بن افضل الدين محمد. رسائل. تحقيق محمد حسين اكبرى. 15: 60
طالقانى, ملانعيما. منهج الرشاد. تصحيح رضا استادى. 15: 63
كاشانى, كمال الدين عبدالرّزاق. اصطلاحات الصوفيه, ترجمه محمد على مودودى, تصحيح و تعليق گل بابا سعيدى. 13و14: 107
لاهيجى, ملاعبدالرّزاق. ترجمه و تحقيق شوارق الإلهام, انتشارات حكمت. 16: 63
نجفى اصفهانى, محمدرضا. وقاية الأذهان و الألباب ولباب اصول السنة و الكتاب. تحقيق مؤسسه آل البيت(ع) لاحياء التراث. 15: 60
Etan Kohlberg ,, A Medieral muslim
Schoar Atwork ,, Ibn tawus And
His Library , E. J. Brill, 1992 معرفيهاى گزارشى
13و14: 131; 15: 86; 16: 98; 17و18: 139 مجله هاى پژوهشى وفرهنگى
بذرافشان, رمضانعلى. مجله هاى پژوهشى وفرهنگى. 13و14: 131; 15: 94; 16: 107; 17و18: 150 كتابشناسى موضوعى
انصارى قمى, ناصرالدين. كتابشناسى زينب كبرى (سلام اللّه عليها). 13و14: 147
انصارى قمى, ناصرالدين. كتابشناسى شيخ مفيد(ره). 17و18: 154
گلى زواره, غلامرضا. كتابشناسى ميرزا رفيعاى نائينى. 16: 111
م. خراسانى, مهدى. راهنماى پژوهش در داستانهاى قرآن. 15: 98 تجربه ها
حكيمى, محمدرضا. نامه(5) ـ دنباله مطالب بخش چهارم. 15: 64
حكيمى, محمدرضا. نامه(6) ـ دنباله مطالب بخش پنجم. 16: 67 بايسته هاى پژوهشى
آينه پژوهش . شرح حالنگارى و شرح حالنگارى از شيخ مفيد (ره) 17 و 18: 120
محقق, مهدى. طرح مقدماتى تدوين دايرة المعارف تاريخ پزشكى در اسلام و ايران 13 و 14: 108 مركز علمى و فرهنگى.
آينه پژوهش. آشنايى با مؤسسه تعليماتى ـ تحقيقاتى امام صادق (ع) 15: 71
اسلامى, سيد حسن. كتابخانه ملى اسد 16: 76
اصلاحى, رضا. آشنايى با آكادمى اسلامى كلن. 13 و 14: 114
رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران, دمشق. فرهنگستان زبان عربى دمشق. 16: 78 تازه هاى نگارش و نشر
معرفيهاى اجمالى:
ابراهيمى مينايى , غلامحسين. منطق و معرفت در نظر غزالى. 15: 82.
ابو زهره, محمد. معجزه بزرگ: پژوهشى در علوم قرآنى, ترجمه محمود ذبيحى, 13و 14:117
استرويوا لردميلا ولاديميرونا. تاريخ اسماعيليان در ايران در سده هاى 5ـ 7 هجرى, ترجمه پروين منزوى. 17 و 18: 133
الخزاعى النيشابورى, حسين بن على بن محمد بن احمد. روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن, تحقيق محمد جعفر يا حقى و محمد مهدى ناصح. 17 و 18: 127
الخليلى, جعفر. هكذا عرفتهم. 13 و 14: 123
الحرالعاملى, محمدبن الحسن. خاتمه تفصيل وسايل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة. 15: 76
الصحيفة السجادية الجامعة, تحقيق مؤسسه امام مهدى (ع) 13 و 14: 118
العاملى, على دعموش. موسوعة الاستخبارات و الأمن فى الآثار والنصوص الاسلامية 17 و 18: 137
الوردى, على. لمحات اجتماعية من تاريخ العراق. 17 و 18: 134
انوار (استعلامى), پروين. مأخذ شناسى و استفاده از كتابخانه. 17 و 18: 136
جناتى, محمد ابراهيم. منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلام. 15: 83
حكيم الفارابى, ابونصر محمد. اربع رسائل فلسفية. 17 و 18: 130
ذاكرى, على اكبر. سيماى كارگزاران على بن ابى طالب اميرالمؤمنين (ع). 17 و 18: 127
زنجانى, عباسعلى. انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن. 15: 80
ساكت, محمد حسين. نگرشى تاريخى به فلسفه حقوق. 15: 73
سروش, عبدالكريم. رازدانى و روشنفكرى و ديندارى, 13 و 14: 122
سعيد زاده, سيد محسن. تاريخ قاين. 15: 84
شرف الدين, السيد عبدالحسين. بغية الراغبين فى سلسلة آل شرف الدين. 15: 79
شكورى, ابوالفضل. خط سوم در انقلاب مشروطيت ايران. 13 و 14: 129
فتاحى معصوم, سيد حسين. مجموعه مقالات سمينار ديدگاههاى اسلام در پزشكى. 15: 75
فقيه ايمانى, مهدى. شناخت امام يا راه رهايى از مرگ جاهلى. 13 و 14: 122
فيض كاشانى, ملا محسن. ده رساله. 15: 77
فيض كاشانى, ملامحسن. نوادر الاخبار فى ما يتعلق باصول الدين. تحقيق مهدى انصارى قمى, 13 و 14: 120
مارتين مارتى و اسكات اپل باى. بررسى جنبشهاى بنيادگرا. 17 و 18: 131
مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى. المعجم المفهرس لألفاظ الاحاديث عن الكتب الاربعه. 13 و 14: 123
مجلس شوراى اسلامى, اداره كل امور فرهنگى و روابط عمومى. صورت مشروح مذاكرات شوراى بازنگرى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران. . 13 و 14: 127