بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

دانشگاه عين الشمس مصر


رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در دمشق
دانشگاهها نشانه هاى انكار ناپذير فرهنگ و ترقيند. لذا اهتمام به آنها آثار شگرفى بر تحولات اجتماعى, اقتصادى و فرهنگى جامعه به جاى خواهد گذاشت و بى توجهى و عدم برنامه ريزى و كمك به امر دانش و دانشجو, كه دو عنصر مكمل و لازم و ملزوم ترقيند, عقبماندگى از قافله سريع السير تكامل علمى را به دنبال خواهد داشت. كشور مصر به علت استعدادهاى بالفعل و بالقوه اى كه در زمينه هاى مختلف, از جمله نيروى علمى و انسانى و تحصيلكرده و منابع و معادن… دارد توانسته است در ميان مجموعه كشورهاى عربى از درخشش قابل توجهى برخوردار شود; به گونه اى كه اعزام نيروى انسانى در رشته هاى مختلف از اين كشور به ديگر كشورهاى همجوار عربى يكطرفه و يكسويه بوده و همين عامل موجب ازدياد نفوذ معنوى و سياسى و فرهنگى آن كشور گشته است. دانشگاه عين الشمس, كه پس از دانشگاه قاهره و اسكندريه سومين و بزرگترين دانشگاه مصر است, چه بسا به علت موفقيتش در جلب و جذب بسيارى از امكانات و سرمايه ها در درجه بيشترى از اهميت نسبت به ديگر دانشگاههاى كنونى مصر قرار گرفته باشد.
صحيح است كه پايه رسمى اين دانشگاه در سال 1950 ميلادى ريخته شده, اما هسته هاى اوليه علمى آن از ديرباز و قبل از استقلال توسط جمعى از روشنفكران و مليون مصر پايه ريزى گرديد. در حال حاضر دانشگاه عين الشمس با انبوه كادر علمى و آموزشى و ادارى و امكانات خوبى كه جذب كرده, در رديف سه دانشگاه مهم و مادر مصر, يعنى قاهره و اسكندريه, قرار گرفته و وجود برخى از دانشكده ها, كه ديگر دانشگاهها فاقد آنند, از قبيل دانشكده زبانها و دانشكده دختران و آكادميهاى پژوهشهاى عالى در دو زمينه كودكان و مطالعات محيط زيست, به اين دانشگاه اعتبار و اهميت بيشترى داده است. سنگ بناى رسمى اين دانشگاه در سال 1950 طى قانون شماره 93 تحت عنون (جامعة ابراهيم باشا الكبير) ريخته شد تا در انجام وظايف محوله علمى و پژوهشى به دانشگاه فؤاد اول و فاروق اول كمك نمايد. در ابتدا دانشگاه با نه دانشكده, شامل دانشكده پزشكى (در منطقه دمرداش) و دانشكده حقوقى و مهندسى (در عباسيه) و دانشكده علوم و مديريت (در مسافت دوكيلومترى اين منطقه) و دانشكده بازرگانى (در منطقه المنيره) و دانشكده ادبيات (در بشرا) و آكادمى تربيت ويژه دختران (در الزمالك) و دانشكده كشاورزى (در منطقه شبين الكوم) شروع به كار كرد.
پراكندگى دانشكده ها موجب كاسته شدن راندمان كار و عدم نضج گرفتن بنيه علمى دانشگاه و هزينه هاى جانبى ديگر بود. از اين رو كميته گزينش و مقدماتى تأسيس دانشگاهها به رياست عثمان محرم پاشا, وزير كار, در سال 1952ميلادى با پيشنهاد دانشگاه عين الشمس, كه در آن زمان ابراهيم پاشاى بزرگ خوانده مى شد, مبنى بر اختصاص 160 هكتار از زمينهاى منطقه عباسيه با هدف تمركز دانشكدهاى دانشگاه موافقت كرد.
قابل توجه است كه كاخ زعفران, كه در زمان خديو اسماعيل ساخته شده, در همين منطقه قرار گرفته است و علت نامگذارى آن به زعفران به سبب وجود زمينهاى كشت زعفران در اين مكان است. كاخ مذكور كه در دو هكتار در باغى به مساحت چهل هكتار واقع شده است, در سال 1925 به عنوان مقر مديريت دانشگاه مصر (قاهره كنونى) اختصاص يافت تا اينكه به مكان كنونيش واقع در الجيزه نقل مكان كرد و دانشگاه عين الشمس (ابراهيم پاشاى سابق) در سال تحصيلى 52 ـ 1953 به اين قصر منتقل گرديد. ديرى نپاييد كه روشن شد اين قصر جاى مناسبى براى تحصيل دانشجويان, كه عمدتاً از قشرهاى مختلف و پايين جامعه اند, نيست; لذا مقرر شد اين كاخ به دفتر رياست و مديريت دانشگاه اختصاص يابد و كلاسهاى درس به مكان ديگرى منتقل گردد. روند نامگذارى دانشگاه
چنانكه ياد شد, در ابتدا نام دانشگاه ابراهيم پاشاى بزرگ بود تا اينكه پس از انقلاب 23 ژولاى 1952 تصميم بر آن شد نام ديگرى, كه متضمن رنگ و بو و فضاى ملى و قومى مصر باشد و در عين حال مبين يكى از مظاهر تاريخى, انتخاب شود. از اين رو در تاريخ 21 شباط 1954 نام قبلى آن به دانشگاه هليوبوليس, كه نام باستانى شهر اون, اولين پايتخت تاريخى فرعونى مصر است, تغيير يافت.
ديرى نپاييد كه رأى افكار عمومى و مسؤولين وقت بر آن شد نام ديگرى, كه نزد شهروندان آشنا و با ذهنيت آنها مأنوس باشد, براى دانشگاه برگزيده شود تا اينكه نهايتاً در سال 1954 نام دانشگاه هليوبوليس به دانشگاه عين الشمس تغيير يافت و تاكنون به اين نام خوانده مى شود. تغيير نام دانشگاه به نام جديدش به منزله نقطه عطفى در فعاليتها و توسعه كمى و كيفيش به حساب مى آيد و تاكنون يك لحظه از جنب و جوش علمى و پيشرفت بازنمانده, بلكه با اهتمام و توجه اساتيد و دانشدوستان جامعه علمى مصر, طى اين مدت دانشكده هايى بر آن افزوده شده و در حال حاضر داراى سيزده دانشكده و آكادمى است. دانشگاه عين الشمس نسبت به دانشگاههاى ديگر مصر به علت برخورداريش از يك سرى رشته ها و دانشكده ها از امتياز بيشترى برخوردار است; مثلاً داشتن دانشكده زبان كه تاريخ اوليه تأسيس آن به سال 1835 به دست شيخ رافع الطهطاوى برمى گردد.
قابل توجه است كه دانشگاه مذكور علاوه بر دارا بودن سيزده دانشكده و آكادمى تحقيقاتى, با 37 مركز در انجام تحقيقات و خدمات سهيم است و در زمينه هاى خدمات و توسعه و رشد و بهسازى محيط زيست پيشگام مى باشد. رؤساى دانشگاه
اين دانشگاه از ابتداى تأسيس تاكنون سيزده رئيس به اسامى ذيل داشته است:
1 ـ دكتر محمدكامل حسين از 1950 تا 1954; 2 ـ دكتر مصطفى نظيف تا 1956; 3 ـ دكتر احمد بدوى تا 1960; 4 ـ دكتر محمود مرسى احمد تا 1967; 5 ـ دكتر محمدحامى مراد يك سال; 6 ـ دكتر احمد عزت عبدالكريم; 7 ـ دكتر يوسف صلاح الدين قطب تا سال 1971; 8 ـ دكتر اسماعيل اسماعيل غانم تا سال 1974; 9 ـ دكتر ناجى المحلاوى تا سال 1977; 10 ـ دكتر عبدالحافظ سليمان تا سال 1980; 11 ـ دكتر محمد كامل محمد سندليله تا سال 1983; 12 ـ دكتر محمد هاشمى تا سال 1989, 13 ـ دكتر عبدالسلام عبدالغفار تاكنون, نامبرده در سال 1984 وزير آموزش و پرورش مصر بود. دانشكده ها
به علت توسعه زيادى كه در اين دانشگاه انجام شده است, برخى از دانشكده ها در داخل مجتمع دانشگاهى, واقع در كاخ زعفران است و برخى در خارج آن و برخى ديگر در بيرون از دانشگاه قرار گرفته است.
عمر دانشكده ادبيات با تأسيس دانشگاه برابر است و مقر آن در شبرا بود كه به ساختمان كنونى واقع در كاخ زعفران منتقل گرديد. عمر دانشكده حقوق نيز به زمان تأسيس دانشگاه برمى گردد و محل آن در عباسيه بود كه بعدها به محل جديد واقع در محوطه كاخ منتقل گرديد. دانشكده علوم در سال 1950 تأسيس گرديد و هسته هاى اوليه آن به گروه علمى موجود در دانشسراى عالى تربيت معلم برمى گردد كه بعدها به مكان جديد انتقال يافت.
دانشكده بازرگانى و دانشكده مهندسى, كه هسته اوليه آن به آكادمى عالى مهندسى واقع در منطقه عباسيه برمى گردد, نيز در خارج از كاخ است. دانشكده پزشكى در سال 1947 تأسيس گرديد و در ابتدا به دانشگاه قاهره وابسته بود تا اينكه در سال 1950 به دانشگاه عين الشمس منتقل گرديد.
دانشكده كشاورزى در خارج از محوطه كاخ زعفران واقع است (1943, سال تأسيس) و هسته اوليه آن به انستيتوى عالى كشاورزى در شبين الكوم برمى گردد كه در سال 1950 به دانشگاه عين الشمس منتقل گرديد و بعدها در سال 1960 به محل جديدش واقع در منطقه شبرا (قصر محمدعلى) نقل مكان نمود.
هسته اوليه آن در دانشسراى تربيت معلم, كه تاريخ تأسيس آن سال 1929 است, برمى گردد. دانشكده ياد شده بعدها در سال 1950 به دانشگاه پيوست و طى تحولات بعدى سال 1970 در دانشكده تربيت معلم ادغام شد و نام آن به دانشكده علوم تربيتى, كه مقر آن منشية الكبرى درمصر الجديده است, تغيير يافت. دانشكده دختران (در ابتدا دانشسراى علوم تربيتى) واقع در الزمالك بود كه بعدها به مصر الجديده منتقل گرديد.
دانشكده زبانها, كه مقر آن در محله الزيتون بود, در سال 1973 به دانشگاه عين الشمس پيوست و اخيراً ساختمان جديد اين دانشكده در پشت دانشكده بازرگانى در منطقه عباسيه به اتمام رسيده است.


صفحه 11

معرّفيهاى اجمالى


الفتوح
محمدبن على بن اعثم كوفى. ترجمه محمدبن احمد مستوفى هروى. تصحيح غلامرضا طباطبائى مجد. (تهران, انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى, 1372). 1086ص, وزيرى.
اين كتاب اثر ارجمند ابن اعثم كوفى است كه ياقوت حموى از آن تحت عنوان (الفتوح) ياد كرده (الذريعه, ج3, ص220) و كاتب چلبى آن را با عنوان (فتوحات الشام) ضبط كرده است (كشف الظنون, ج2, ص1237). كتابشناس بزرگ, علامه شيخ آقابزرگ تهرانى, درباره آن نوشته اند:
ابومحمد احمدبن اعثم اخبارى, مورخ در حدود سال 314 درگذشته است. ياقوت حموى در (معجم الادباء) از وى بدين سان ياد كرده و گفته است او شيعى مذهب بوده است. ياقوت از نگاشته هاى او, الفتوح را, كه منتهى به روزگار هارون رشيد (م193) مى شود ياد كرده است و نيز (كتاب تاريخ) را كه از روزگار مأمون (م218) آغاز و به روزگار مقتدر (م320) پايان مى پذيرد. ياقوت مى گويد هر دو كتاب را ديده و احتمال داده است كه مؤلف, كتاب دوّم را به گونه پيوست كتاب نخست نگاشته است. من [نويسنده الذريعه] مى گويم كتاب نخست كه به نام (الفتوح) از آن ياد شده از مآخذ بحارالانوار است و مجلسى در آخر فصل اول, كه ويژه منابع است, آن را از نوشته هاى اهل سنت شمرده وهمراه تاريخ طبرى و تاريخ ابن خلّكان ياد كرده است. گويا مجلسى از متن عربى كتاب نقل مى كند و نه از فارسى آن كه درباره آن سخن خواهيم گفت. نويسنده كشف الظنون اين كتاب را در ذيل عنوان (فتوحات الشام) ياد كرده و گفته است: درباره اين موضوع ـ فتوحات شام ـ ابومحمد احمدبن اعثم نيز كتابى نگاشته و اين كتاب را احمدبن محمد منوفى به فارسى برگردانده است.آنگاه نويسنده كشف الظنّون به گونه مستقل از اين كتاب نام برده واسم نويسنده آن را تصحيف كرده و نوشته است: فتوح اعثم, تأليف محمدبن على, معروف به ابن اعثم كوفى و ترجمه آن از احمدبن محمد منوفى است. (ج2, ص1239). من [نويسنده الذريعه] مى گويم شكى نيست كه اين كتاب (الفتوح) ترجمه شده به پارسى با فتوحات الشام, كه حاج خليفه قبلاً از آن ياد كرده است, يكى است و نويسنده هر دو كتاب نيز يك تن است كه ابومحمد احمدبن اعثم باشد و ياقوت نيز او را به همين نام خوانده و به نام پدرش, كه بدان شهرت دارد, نسبت داده است. (الذريعه, ج3, ص221 ـ 220; راهنماى كتاب, سال نوزدهم, ص447).
علامه تهرانى در ادامه گفتارش درباره چگونگى ترجمه و تصحيفى كه در نام مؤلف در آثار كتابشناسى روى داده است توضيحاتى افزوده اند. نگاشته شيخ آقابزرگ, چنانكه برخى از محققان گفته اند (راهنماى كتاب, پيشگفته) تقريباً جامعترين و بهترين تحقيقى است كه درباره الفتوح و ترجمه آن انجام گرفته است. كتاب (الفتوح) از رحلت پيامبر اكرم ـ ص ـ آغاز مى شود و بر اساس دو چاپ عربى موجود آن تا روزگار معتصم پيش مى رود. تاريخ ابن اعثم بنا به قول اكثر محققان و مورخان دوره اسلامى, يكى از معتبرترين متون تاريخ اسلام است. گزارشهاى آن, بويژه از تاريخ عرب از زمان عثمان تا دوران هارون الرشيد, و آنچه با عراق, فتح خراسان, ارمنستان, آذربايجان و جنگهاى اعراب با خزرها و روابط بين آنان و روم شرقى (بيزانس) پيوند مى خورد, منبع مهم و بنيادى شمرده شده است. (دانشنامه ايران و اسلام, ج3, ص424). آقاى دكتر محمدحسين روحانى كه سالها پيش و بمناسبت نشر برخى از مجلّدات عربى كتاب الفتوح, مقاله اى جامع درباره ابن اعثم, الفتوح و ترجمه آن نگاشته اند, درباره ارزش تاريخى آن مى نويسند:
تاريخ ابن اعثم… داراى دقّتى تاريخى, گزارشى مفصل و بيانى دلنشين و شيرين است كه پژوهنده را با جزئيات حوادث آشنا مى سازد و رازهايى را بر وى آشكار مى كند كه در كمتر منبعى از منابع اوّليه تاريخ اسلام نظير آن را مى توان يافت. (راهنماى كتاب, پيشگفته, ص463)
ترجمه كتاب: آنچه تا بدينجا آورديم, به يمن چاپ منقح, مصّحح و چشم نواز ترجمه كتاب ابن اعثم بود. يادآورى كنيم كه اين ترجمه از آغاز كتاب است تا بازگشت اسيران خاندان رسالت به مدينه و پس از آن رواياتى درباره شهادت حضرت اباعبدالله الحسين ـ ع. ترجمه كتاب گويا نخست بار به سال 1300 قمرى در بمبئى به چاپ رسيد و پس از آن در سال 1305 نيز نشر يافته است. در سال 1379, كتابفروشى ادبيّه تهران آن را به گونه افست منتشر كرده و تصريح كرده است كه اغلاط چاپى نسخه بمبئى را به طور دقيق برطرف ساخته است (راهنماى كتاب, پيشگفته).
اكنون دانشور ارجمند حضرت غلامرضا طباطبائى مجد آن را با هشت نسخه خطى مقابله, تصحيح و تحقيق كرده, و انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى همت ورزيده و با بهترين وجه آن را نشر داده است, مقابله و مقايسه ترجمه با متن كتاب نشان مى دهد كه مترجم در مواردى در محدوده متن كتاب نمى ماند. به تعبير ديگر, ترجمه وى از كتاب, ترجمه اى آزاد با نثرى بليغ و عباراتى دلنشين و استوار است. آنچه راوى در آغاز كتاب (ص3) آورده و ديگرگونى امّت و تحيّر صحابيان را با آن به گونه اى بس دلپذير نشان داده و اشعارى كه ياد كرده و با نثرى زيبا ترجمه كرده, همه و همه در متن جز با اشاره اى نيامده است. ادامه آن نيز تا استقرار خلافت بر ابوبكر چنين است, آيا نسخه موجود عربى افتادگى داشته است؟ هنگامه هجوم به خانه عثمان را نيز قصّه گويانه و هنرمندانه تصوير كرده و چيزهايى بر آن افزوده و گزارشها و اشعارى را افكنده است. (ص381 ـ 380, مقايسه كنيد با ج2, ص426 ـ 427 متن عربى و… چاپ دارالأضواء). و چنين است آنچه در ذيل عنوان (بيعت با على(ع)) در ص389 آمده است و در متن عربى (ج2, ص434) ذيل عنوان (ذكر بيعة على بن ابيطالب(ع)) آمده است. و….
در اينكه ترجمه كتاب از آن يك نفر است و يا دو نفر نيز در منابع كتابشناختى گفتگوست. مصحح كتاب در اين باره بتفصيل سخن گفته است. (ص هيجده ـ بيست و پنج). ترجمه كتاب از آثار سامان يافته در قرن ششم هجرى است. مصحّح دانشمند كتاب پس از توضيحى درباره چگونگى ادب پارسى در آن روزگار به ارزش ادبى كتاب اشاره كرده و مى نويسد:
در سرتاسر اين ترجمه, نمونه هايى جالب از صنعت سجع را بخوبى مشاهده مى كنيم…. بنياد كتاب بر سلاست و روانى استوار است, و تلاش مترجم در اين راستا بر آن بوده كه متن را بدور از لغات و تركيبات پيچيده و كشدار در دسترس خواننده قرار دهد. عبارتهاى فصيح آن, چه در تعريفات و چه در توضيحات و ذكر نكات و داستانها, چنان آمده است كه نه مى توان بدون اخلال مطلب چيزى از آن كاست و نه مى توان با افزودن عبارتى بر وضوح مطلب افزود…
مترجم در آغاز كتاب اشعارى از ابوالهيثم بن التيهان درتشريح اوضاع نابسامان بعد از رحلت رسول الله ـ ص ـ و طغيان پيامبران دروغين آورده است كه در متن عربى نيست. ترجمه بخشى از آن را بدين گونه نوشته است:
مُسيلمه كذّاب مى غرّد و مى خروشد و جوشن محاربه و مقاتله مى پوشد و به قدر وسع و امكان به دست و زبان مى كوشد و طُلَيحه بن خُوَيلَد كاسه او مى ليسد و با او به يك دوك مى ريسد. (ص4).
بخشى از سفارش خليفه اوّل بر خالد بن وليد را چنين آورده است:
چون نزديك آن بلد رسيدى, و آواز بانگ نماز شنيدى, شمشير مَكِش و مردم مَكُش. (ص13).
خيره سريها و تجاوزكاريهاى خالد بن وليد را چنين ترسيم كرده است:
خالد بن وليد پس از قتال و انتقام, به جمع غنائم و اغنام مشغول شد. نه زن گذاشت و نه فرزند, نه خويش, نه پيوند, نه مال, نه متاع, نه ملك, و نه ضياع. (ص18).
حضور ابودجانه را در آوردگاه مسلمانان با مسليمه چنين تصوير كرده است:
ابودجانه در پيش صف مى آمد, چون شير ژيان و پيل دمان و ببر بَيان, رجزى بر زبان و رمحى بر بنان, چنان جنگى كرد كه چشمهاى ناظران خيره ماند. جويى خون در ميان راند. (ص25).
فراخوانى عُباد بن بشر انصارى را براى نبرد با آنان چنين آورده است:
اى معشر انصار و اى مجمع اخيار, دل از جان برداريد, و شمشيرها از نيام بركشيد و خويشتن را در اين باغ در افكنيد تا دمار از كفّار برآريد و جهان به نام نيكو سر كنيد. (همان).
سرتاسر كتاب آكنده است از تركيبات بكر, عبارات دلنشين مسجّع, ضرب المثلهاى زيبا و گويا و اشعارى استوار كه به بهترين وجه در ميان متن گنجانيده شده اند. بدين سان ترجمه الفتوح به گفته مصحح دانشمند آن با اشتمال بر واژه ها, تعبيرات, تركيبات و ضرب المثلهاى فصيح فارسى, گنجينه اى است سرشار از گرانبهاترين گوهرهاى درياى بيكران زبان و ادب فارسى.
تصحيح كتاب: چنانكه پيشتر گفتيم, مصحح, كتاب را با مراجعه به هشت نسخه خطى و نسخه چاپى مقابله, تصحيح و تحقيق كرده و در پانوشتها اختلاف نسخه ها را ضبط كرده اند. مصحّح دانشمند كتاب تعليقات مفصّل و سودمندى نيز بر كتاب نگاشته و در نگارش اين توضيحات و تعليقات كوشيده است تا بر تمام اعلام (امكنه, اشخاص) و نكات تاريخى و مذهبى مطرح شده در متن شرحى مختصر و مفيد بنويسد. وى در تدوين اين يادداشتها به منابع كهنى مانند فتوح البلدان بلاذرى, ترجمه البدء و التاريخ (آفرينش و تاريخ) مقدسى, مروج الذهب مسعودى, البيان والتبيين جاحظ, شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و… مراجعه كرده است. فهرست اعلام, اماكن و قبايل, يكجا با عنوان (نمايه) آمده است كه بسيار دقيق است و سودمند. حروفچينى, چاپ و صحافى كتاب نيز در نهايت دقت و نفاست انجام شده است. يادآورى مى كنم كه, مصحح محترم در آغاز مقدمه خود مى نويسد: (… از زمان رحلت حضرت رسول(ص), تا زمان خلافت هارون الرشيد…) امّا چنانكه گفتيم بر اساس هر دو چاپ متن عربى, كتاب تا زمان المعتصم پيش رفته است.
ظاهراً مصحح محترم متن عربى كتاب را نديده اند, اگر بدان دست مى يافتند و ترجمه را با آن مقابله مى كردند, بى گمان در داوريهاى مختلف درباره ترجمه و چگونگى آن مفيد مى توانست باشد. توفيق تلاشگران عرضه اين اثر ارجمند افزون باد. محمدعلى مهدوى راد ترتيب كتاب العين
للخليل و معه الدليل الى المستعملات فى اللغة العربية. اعداد و تقديم و تعليق محمدحسن بكائى. (الطبعة الاولى: قم, مؤسسة النشر الاسلام, 1414). 1097«54ص, رحلى.
العين كهنترين مجموعه لغوى و ديرينه ترين فرهنگ واژه اى و منبع و مرجع فرهنگها و لغتنامه ها در فرهنگ اسلامى است. مؤلف آن, خليل بن احمد فراهيدى, اديب بزرگ و دانشمند وارسته شيعى از اصحاب امام صادق ـ ع ـ بنيادگذار دانش عروض و از پيشوايان علم و ادب و استاد سيبويه و بسيارى ديگر از اديبان بوده است.
شرح حالنگاران و عالمان خليل ابن احمد را به ابتكار, خلاقيت, گستردگى دانش و داشتن ذهن وقاد و انديشه بلند ستوده اند. ياقوت حموى مى گويد: (خليل بن احمد, آقا و سرآمد اديبان در دانش و زهد است). (معجم الأدباء, ج11, ص73). و علامه حلّى او را در ادبيات برتر از همگان شمرده و گفتارش را در علم و ادب حجت مى داند. (خلاصه, ص67).
شيخ بهاء مى گويد: (خليل, جليل القدر, بزرگ منزلت و بنيادگذار دانش عروض است). (رياض العلماء, ج2, ص251).
چنانكه پيشتر گفتيم, العين اوّلين كتابى است كه با نظم و ترتيب ويژه اى و با رعايت حروف هجا در نظامى خاص بخش عظيمى از واژه ها را گرد آورده و معنا كرده است. خليل بدين شيوه با توجه به مخارج حروف, آهنگ آنها و ساختار واژگانى و صوتى كلمات راه برده است. (المعجم العربى, نشأته و تطوّره, حسين نصّار, ص195 ـ 196). افزون بر خود خليل كه در آغاز العين از چگونگى شيوه تنظيم و چرايى گزينش اين شيوه سخن گفته است, از ديرباز محققان نيز به شيوه خليل توجه كرده و چگونگى ابتكار وى را در اين زمينه بازگفته اند. (كتاب العين, ج1, ص49 به بعد; المزهر ج1, ص89 به بعد; المعجم العربى نشأته و تطورة, ص194; المعاجم اللغويّه العربية: بدائتها و تطوّرها, ص45).
برخى از كسان, بويژه كسانى از مستشرقان, بر اين پندار رفته اند كه خليل اين شيوه را از ديگران برگرفته است. آقاى حسين نصّار اين مطلب را نقل كرده و بتفصيل به نقد و تزييف آن پرداخته است. (المعجم العربى, ص177).
به هر حال, العين با حروف حلق آغاز مى شود و از ميان آنها با حرف (ع), بر اين اساس كتاب باب بندى شده است; مثلاً باب العين مع الميم و… در اين ترتيب ابتدا (ثنائى ها) مى آيد و بعد ثلاثى و… در گزارش معانى واژه ها در آغاز كلمات, مستعملات از آن حروف نشان داده مى شود و بعد واژه هاى سالم مى آيد و سپس معتل. بدين گونه كلمه هاى ثنائى دو شكل بيشتر نخواهند داشت. مثلاً ع ط, ط ع, عط و طع و اما ثلاثيها شش شكل پيدا خواهند كرد. عقف, عفق, قعف و… در هر كلمه اى وقتى شكلهاى متصوّر را ياد مى كند, مستعملها و مهملهاى آن را نيز نشان مى دهد و آنگاه در تبيين مستعملها وارد تحقيق مى شود. و از شعر و نثر در توضيح آنها بهره مى گيرد. العين از آن رو كه در زمان صدور روايات نگارش يافته است, در تبيين معانى واژه ها و بازشناسى لغات احاديث بسيار كارآمد تواند بود; چرا كه همان گونه كه متخصّصان فن گفته اند:
در بازشناسى واژه ها و ترجمه لغات, بايد از فرهنگها و معاجمى استفاده شود كه همزمان با متن يا نزديك به آن نوشته شده است…. زيرا زبان, چون درختان كهنسال است كه پيوسته از آنها برگ مى ريزد و بر آنها برگ مى رويد. (ادبيات و تعهد در اسلام, ص63).
كتاب العين از ديرباز مورد توجه عالمان و محققان بوده است. گو اينكه بحث در انتساب آن به خليل بسيار كهن است, و بحث از چگونگى تدوين آن نيز پيشينه كهنى دارد, امّا ظاهراً محققان فى الجمله در انتساب آن به خليل ترديد ندارند. (المزهر, ج1, ص90); لغتنامه دهخدا, مقدمه, ص233; كتاب العين, ج1, مقدمه, ص18). تأثير العين در پژوهشهاى لغوى و بهره ورى فرهنگنامه نگاران واپسين از آن از مسائلى است كه عالمان بدان اشاره كرده و ابعاد آن را شناسانده اند (العين, پيشگفته, ص16).
در سال 1914 ميلادى (1332هجرى) اب ا نستانس مارى الكرملى در بغداد به چاپ كتاب العين همت گمارد و جزوه هايى در 144 صفحه منتشر كرد. ولى با شروع جنگ بين المللى اوّل و غارت و حريق چاپخانه, انتشار آن متوقف گرديد. (لغتنامه, پيشگفته). پس از آن, دكتر مهدى مخزومى و دكتر ابراهيم سامرائى دامن همت به كمر زده و كتاب را بر پايه سه نسخه, مقابله, تصحيح و تحقيق كردند و در پانوشتها غالباً مصادر اشعار را ياد كرده, با تطبيق متن العين با متون لغوى و بويژه با (التهذيب) زهرى, كه از العين بهره هاى فراوانى برده است, در استوارسازى متن كوشيدند و آن را در هشت جلد منتشر كردند. اين چاپ در سال 1405 هجرى در ايران به وسيله انتشارات هجرت منتشر شد و اين بنده معرّفى كوتاهى از آن نگاشت. (مجله حوزه, شماره 13). ناشر بر اين چاپ جلد نهمى افزود, شامل فهارس متعدّد و كارآمد كه از آن و چگونگيش نيز پيشتر سخن گفته ايم. (آينه پژوهش, شماره 1, ص84). با آنچه پيشتر ياد كرديم, روشن است كه واژه يابى در اين فرهنگ كار دشوارى است. اين مشكل را محققان كوشيده اند با فهرست الفبايى دقيقى كه در پايان هر جلد آورده اند حل كنند, و ناشر ايرانى با تنظيم فهارس متعدّدى كه آغازگر آن فهرست واژه ها بر اساس حروف معجم است.
اكنون چاپ سودمند و كارآمد ديگرى در پيش روى داريم با عنوان ترتيب كتاب العين كه آقاى بكائى آن را تنظيم كرده و با فوايد ديگر يكجا و در يك جلد نشر داده اند. در اين چاپ تمام واژه ها بر اساس حروف الفبا و با توجه به حرف آغازين واژه ها تنظيم شده و مشكل واژه يابى در (العين) يكسره زدوده شده است. آقاى بكايى پانوشتهايى آورده و هيچگونه تغييرى در متن روا نداشته اند و در پايان فهرست مجلّدات هشتگانه چاپ بغداد را به همان گونه كه واژه ها در متن ياد شده اند, آورده اند.
كتاب العين را فراتر از كتاب لغت, بايد دائرة المعارف گونه اى دانست در تفسير آيات, تبيين واژه هاى دشوارياب احاديث, توضيح جايها, قبيله ها, مذهبها و….
آقاى بكايى با فهرستهايى دقيق كه به ترتيب العين افزوده اند, اين فوايد و اطلاعات ارجمند نهفته در العين را در پيشديد محققان نهاده اند. فهارس كتاب بدين قرار است. 1. فهرست آيات قرآنى, كه بر اساس سوره ها تنظيم شده و جاى آنها در كتاب نشان داده شده است. 2. فهرست احاديث, اين فهرست نشان مى دهد كه بر روى هم در (العين) 299 حديث تبيين و تفسير شده است. 3. فهرست امثال كه در مجموع 34 مثل در العين آمده است. 4. فهرست اعلام, نامها, كنيه ها, لقبها, و روزهاى مشهور در تاريخ عرب. 5. فهرست قبيله ها, اقوام, محلّه ها, مذهبها و فرقه ها. 6. جايها, شهرها, كوهها, جويبارها, آبها, چاهها و… 7. فهرست اشعار, اشعارى كه گويندگان آنها روشن است, اشعارى كه گويندگان آنها مشخص نشده است.
پيشتر گفتيم خليل در ذيل واژه ها نشان مى دهد كه چه تركيبى از حروف در ادب عربى مستعمل است. آقاى بكائى اين مجموعه را گرد آورده و رساله اى پرداخته اند با عنوان (الدليل الى المستعملات فى اللغة العربية على اساس كتاب العين) و آن را در پايان اين كتاب چاپ كرده اند. آقاى بكايى با اين ترتيب كتاب العين را سهل الوصول ساخته و با فهارس دقيق, سودمند و كارآمدى كه تنظيم كرده بهره ورى از مطالب و اطلاعات نهفته در صفحات زرين اين اثر ارجمند را افزون كرده اند. محمدعلى مهدوى راد

فرهنگنامه قرآنى
تهيه و تنظيم گروه فرهنگ و ادب بنياد پژوهشهاى اسلامى. زيرنظر محمدجعفر ياحقى. (چاپ اول: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1372). ج1: آ ـ ب, هشتاد و هشت «372ص, وزيرى. تصوير, جدول.
(سلمان فارسى از مصطفى ـ صلى اللّه عليه و سلّم ـ دستورى خواست تا قرآن به پارسى به قوم خويش نويسد. وى را دستورى داد. چنين گفتند كه وى قرآن بنبشت و پارسى آن اندر زير آن بنبشت. آنگه آخر آن بنبشت: هذا القرآنُ الَّذى أُنزِلَ عَلي§ مُحَمَّدٍ, اين است قرآن كه فرو فرستيده آمده است بر محمّد ـ صلّى اللّه عليه و سلّم.)
آنچه گذشت, سخن ابوا لمظفّر شهفور اسفراينى در كتاب تاج التراجم فى تفسير القرآن للأعاجم است. اگر اين سخن اسفراينى را شواهد تاريخى تأييد كند, مى بايست پيشينه ترجمه قرآن را بسيار ديرينه و همزمان با نزول آن دانست. به هر رو, ترجمه قرآن همواره مورد نظر دانشمندان بوده و شاهدش اينكه صدها ترجمه قرآن, كه مربوط به قرنهاى گذشته است, در دست است و در عصر حاضر نيز دهها ترجمه از قرآن شده است.
كتاب حاضر با عنوان فرعى (فرهنگ برابرهاى فارسى قرآن بر اساس 142 نسخه خطى كهن محفوظ در كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى), دستمايه سودمندى براى همه قرآن پژوهان و بالاخص مترجمين قرآن است. پايه گذار تدوين اين فرهنگنامه مرحوم دكتر احمدعلى رجايى بوده است كه در سال 1348 طرح آن را ريخت و چندى به همراه تنى چند از دانشجويان به كار آن پرداخت و سوگمندانه ادامه نيافت. سپس به اهتمام گروه فرهنگ و ادب بنياد پژوهشهاى اسلامى و با نظارت آقاى دكتر محمدجعفر ياحقى اين كار عظيم پى گرفته شد و اينك جلد نخست آن منتشر گرديد.
روش ترتيب و تفكيك كلمات قرآن در فرهنگ حاضر بر اساس كتاب المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن كريم است; يعنى كلمات (مدخلها) به شيوه الفبايى (ابتثى) و صرف نظر از ريشه و ماده آن مرتب شده است. سپس ترجمه هر كلمه در مقابل آن آمده و با ذكر شماره, مشخص شده است كه آن ترجمه مربوط به كدام ترجمه قرآن است. بدين ترتيب در مقابل هر كلمه قرآن ـ كه براى تسهيل در دستيابى, بخشى از آيه موضع كلمه هم آورده شده ـ لااقل يك ترجمه و حداكثر حدود بيست ترجمه آن آورده شده است. البته از آوردن ترجمه هاى مكرر يك كلمه خوددارى شده و تنها ترجمه هاى متعدد, آن هم به ترتيب تاريخ, به دست داده شده است. در مقدمه كتاب نيز جدولى تنظيم شده و قرآنهاى خطى اين فرهنگنامه ـ كه ترجمه هاى آنها آورده شده و مشتمل بر 142عدد است ـ به اجمال معرفى و به نام كاتب و تاريخ كتابت و ويژگيهاى تزيينى و رسم الخط آن اشاره رفته است. ترجمه هايى كه در مقابل هر كلمه قرآن آورده شده, برگرفته از همين قرآنهاى مترجَم است كه كهنترين ترجمه مربوط به نيمه دوم قرن پنجم و آخرين آنها مربوط به قرن سيزدهم است.
اهميت و فايده اين اثر بر كسى پوشيده نيست. خواننده با مراجعه به اين فرهنگنامه گرانقدر به برابرهاى فارسى متعددى در مقابل هر كلمه قرآن دست مى يابد و تنوع برابرهاى فارسى بر دايره واژگانى او مى افزايد. افزون بر اين, مترجمان قرآن با مراجعه به اين فرهنگنامه در گزينش برابرهاى فارسى امكان بيشترى خواهند يافت و با دستمايه ارزشمندى به ترجمه و گزينش برابرها مى پردازند.
در پايان براى آشنايى بيشتر با اين فرهنگنامه, برابرهاى كلمه (أنصَحُ) (أُبَلِّغُكُم رِسالاتِ رَبِّى وَ أَنصَحُ لَكُم; اعراف, 62) را از آن مى آوريم: نيك خواهم (ترجمه ظاهراً قرن چهارم), نيك مى خواهم (ترجمه ظاهراً قرن پنجم), نيك مَى خُواهُم (ترجمه قرن پنجم), نيك مِى خَوَاهم (ترجمه ظاهراً قرن هفتم), پند مى دهم (ترجمه ظاهراً قرن هفتم), نيك مى خوانم (ترجمه ظاهراً قرن هشتم كه احتمالاً (مى خواهم) تصحيف به (مى خوانم) شده است), نيك خواهى همى كنم (ترجمه ظاهراً قرن دهم), نيك خواهم من (ترجمه ظاهراً قرن يازدهم).
همان گونه كه گذشت, ترجمه هاى مكرر يك كلمه در فرهنگنامه حاضر نيامده است; با وصف اين براى نشان دادن خصائص گويشى و املايى, ترجمه هاى واحدى كه با چند اعراب و املا مى باشد, در حكم غير مكرر قلمداد و آورده شده است. براى نمونه مى توان به ترجمه هاى همان كلمه (انصح) اشاره كرد كه تنها (نيك خواه هستم) و (پند مى دهم) ترجمه هاى متفاوت هستند و بقيّه مترادف با ترجمه نخست و تنها به لحاظ گويشى و املايى متفاوتند. عبدالمحمد نبوى

سير فلسفه در جهان اسلام
ماجد فخرى. ترجمه فارسى. (چاپ اول: تهران, مركز نشر دانشگاهى, 1372). 437ص, وزيرى.
درباره تاريخ فلسفه اسلامى كتابهاى معدودى به فارسى هست كه هر يك در حد خود مفيد است. از آن جمله مركز نشر دانشگاهى, پيشتر, چهار مجلد تاريخ فلسفه اسلامى (گردآورى م. م شريف) را چاپ كرده كه براى اهل مطالعه متوسط الحال مفيد است. كتابى كه در اين گفتار به اختصار معرفى مى شود, نظر به اينكه با يك قلم نوشته شده و نظر نافذترى داشته, رغبت اهل فن را براى تورق برمى انگيزد, بخصوص كه فصول متعدد آن هر يك به قلم مترجمى كه متخصص يا ذيعقلاقه در موضوع آن فصل است, ترجمه شده و كلاً كتابى يكدست و ارزشمند از كار درآمده است.
عناوين عمده كتاب, بر روى هم, همچنانكه بعضى مترجمان كتاب هم اشاره كرده اند, ديدگاه عربگرايانه مؤلف را نشان مى دهد. مؤلف لبنانى است و اصل كتاب را به انگليسى نوشته (ر.ك: مقاله كامران فانى در نشر دانش, مهر و آبان 72, ص40). اين اشتباه يا تعمّد تأسف انگيز است كه هر چه به عربى نوشته شده, نويسنده اش عرب است يا جزء علوم و فرهنگ عرب شمرده مى شود, از همان صفحات اول كتاب تا آخر پديدار است و با آنكه براى اهل مطالعه و تحقيق و حتى براى خود مؤلف روشن است كه (تقريباً همه شخصيتهاى برجسته اسلام, ايرانى تبار بودند)(ص53) مع الوصف همو مى نويسد: (ناچيزى نسبى عنصر مابعدطبيعى ايرانى در انديشه اسلامى آشكار است). (همانجا). و همو مى نويسد: (فلسفه اسلامى حاصل جريان فكرى مركبى است كه در آن سريائيان و عربها و ايرانيان و تركان و بربرها و ديگران شركت فعالانه داشته اند لكن عنصر عربى اين جريان فكرى به قدرى غالب است كه سزاوار است آنرا فلسفه عربى بناميم).(ص7). اين عبارت از يك محقق منطقى شگفت انگيز است. ما براى روشن شدن مطلب, خوانندگان را به كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران استاد مطهرى ارجاع مى دهيم.
و در همين مايه است كم توجهى مؤلف به فلسفه شيعى ـ ايرانى متأخر و نيز انديشه معاصر ايرانى ـ كه دكتر حداد عادل نيز اشاره كرده اند. (ص394).
نكته اى ديگر كه بر مؤلف مى توان گرفت كم گويى و ايجاز مَخل است كه مخصوصاً در فصل تصوف (ص265 ـ 252) آشكارا به چشم مى خورد. نظم زمانى و نظم منطقى رعايت نشده, مثلاً اخوان الصفاء را بايد پيش از ابن سينا شرح مى داد. حتى فيلسوفان حوزه ابوسليمان سجستانى (فصل ششم) را هم بايد بعد از فارابى و پيش از ابن سينا مطرح مى كرد; چون اين دو جريان در تكامل فلسفه در فاصله فارابى تا ابن سينا تأثير آشكار داشته است.
اهميت دادن به ابن رشد (ص290 به بعد) كه او هم عرب نبوده, بلكه اندلسى بوده است, از نوعى ديد اروپا مركزبينى سرچشمه مى گيرد; چون ابن رشد ارسطو را بهتر فهميده و چون در مسير تحول فكرى غرب منجر به رنسانس نقشى داشته است, نويسنده لبنانى به او بيش از ملاصدرا اهميت مى دهد. در اين كتاب تاريخ فلسفه اسلامى از متفكر اصيلى مثل ميرداماد فقط يك بار نام برده شده است (ص326) و جالب اينكه اكثر قريب به اتفاق آثار ميرداماد به عربى است!
در فصل آخر كتاب, مؤلف از چند نويسنده كه گرايش به مكتبهاى جديد فلسفى غرب (پوزيتويسم, ماركسيسم, اگزيستانسياليسم و…) داشته اند نام برده كه مترجم ايراد مى گيرد اينها (هيچ سنخيتى با تفكر اسلامى ندارد). (ص394) البته در عصر ترجمه (قرن دوم و سوم هجرى) نيز مى شد ايراد گرفته شود كه حرفهاى افلاطون و ارسطو (تا چه رسد به حرفهاى ذيمقراطيس و فيثاغورس و غيره) سنخيتى با تفكر اسلامى ندارد, اما سير تفكر ادامه يافت و مسلمين با ايجاد مكتبهاى توفيقى وتلفيقى موفق شدند زبان مشتركى ميان دين و فلسفه پيدا كنند و در اين راه از كوششهاى تلفيقى متفكران مسيحى و يهودى و گنوسيست پيش از اسلام سود جستند; چنانكه فلوطين را با ارسطو درآميختند و مشائيان با طرح نظريه صدور و فيض ـ كه فى الواقع با عقايد بنيانگذار مكتب مشائيان (ارسطو) انطباقى نداشت ـ چارچوب نظرى براى عارفان بعدى و حكيمان متأله پديد آوردند. نكته اين است كه چون نظريات تلفيقى و توفيقى قدما مشمول مرور زمان شده و از ناحيه آنها خطر و ضررى احساس نمى شود. امروزه حتى نويسندگان مقيد به شريعت, به امثال ابوالعلاء و ابن راوندى و ابوحيان و نظّام و نيز صوفيان افراطى با ديد همدلانه يا دستكم غير خصمانه اى مى نگرند. ولى در مقابل معاصران كه متأثر از فكر بيگانه اند (مگر نه اينكه افلاطون و ارسطو هم بيگانه بودند) جبهه گيرى مى شود.
تصور اينجانب اين است كه كليت اسلامى از چندگانگى و چندگونگى انديشگى هيچ زيانى نمى بيند بلكه سود نيز مى برد, و انتشار كتب تحليلى تاريخ فلسفه از گونه همين كتاب ـ خود قدمى است در راه پيشرفت فكر و تعقل. توفيق مترجمان و ناشر را آرزومنديم. عليرضا ذكاوتى قراگزلو

مجموعه آثار
ابوعبدالرحمن سلمى گردآورى نصرالله پورجوادى. (تهران, مركز نشر دانشگاهى, 1372). ج2, 551ص, وزيرى.
جلد اول مجموعه آثار ابوعبدالرحمن سلمى نيشابورى, مورخ و راوى بزرگ صوفيه و محدث و مؤلف مشهور ايران (م412ق) را ما پيشتر در مجله آينه پژوهش معرفى كرده ايم. (شماره 3, ص45). اكنون مجموعه دوّم حاوى ده رساله ديگر به شرح زير منتشر شده است:
* كتاب السماع, تصحيح شده به وسيله دكتر نصرالله پورجوادى. اين رساله نخستين بار در مجله معارف (مركز نشر دانشگاهى, آذر ـ اسفند 67) چاپ شده است. كتاب السماع به احتمال قوى نخستين اثر مستقلى است كه درباره سماع از سوى صوفيه معتدل نوشته شده و كوشيده شده مجوّزهايى براى آن در شرع بيابند. اهميت چنين اثرى در گسترش بعدى موسيقى و مخصوصاً شعر تغزلى (و خمريات) در حوزه هاى تصوف پيداست. (ص5).
* آداب الصحبة و حسن العشرة, اين اثر نخستين بار به سال 1954 توسط م. ى قسطر به طبع رسيده است. مقدمه مصحح بر اين كتاب توسط آقاى سعادت ترجمه شده. ايرادى كه مخالفان بر اين رساله (و ديگر آثار سلمى) مى گرفته اند استفاده از احاديث غير معتبر است. به طورى كه مى دانيم در كتب اخلاقى, مؤلف چندان مقيد به استحكام روايت نيست و بسيارى اقوال حكيمانه قدما به عنوان روايت در كتب سير و سلوك و اخلاق آمده است.
* مناهج العارفين, تصحيح ايتان كولبرگ در سال 1976. مقدمه اين اثر, كه خلاصه محتواى آن است, توسط مرحوم دكتر احمد طاهرى عراقى ترجمه شده است.
* نسيم الارواح, اثر ديگرى از سلمى درباره سماع, تصحيح توسط مرحوم دكتر احمد طاهرى عراقى و كاظم برگ نيسى.
* كتاب كلام الشافعى فى التصوف, تحقيق احمد طاهرى عراقى. از جمله آخرين كارهاى تحقيقى, مأسوف عليه دكتر طاهرى است.
* كتاب الفتوه, با مقدمه دكتر سليمان آتش (ترجمه مقدمه به وسيله توفيق سبحانى). اين اثر نخستين بار در 1953 به تصحيح فرانتز تمشتر چاپ شده بود و بار ديگر در 1977م (1397ق) در تركيه به چاپ رسيده و چاپ اخير در اين مجموعه افست شده است. كتاب الفتوه سلمى از قديمترين آثار صوفيه در اين باره است. (سعيد نفسى, سرچشمه تصوف, ص136). طبيعى است كه غلطهاى چاپى به اين چاپ نيز منتقل شده است; مثلاً در عبارت زير: (و من الفتوة ان يحفظ العبد علي§ نفسه هذه الاشياء الخمسة و لايخل بواحدة منها: الامانة, و الصيانه, والصدق, و الصبر, و الاخ الصالح, و اصلاح السريره.)(ص299) كه ظاهراً علامت ويرگول بين (الامانة) و (الصيانة) زيادى است و يا در عبارت زير:
(ليس من اخلاق اللّه الكرام التوانى عن قضاء حوائج الاخوان اذا استمكن منها) پيداست كه كلمه (الله) زائد است.
* الملامتيه و الصوفية و اهل الفتوة, تصحيح دكتر ابوالعلاء عفيفى, ترجمه مقدمه دكتر عفيفى بر رسالة الملامتيه به قلم دكتر مهدى تدين. اين مقدمه مفصل عصاره مطالب رساله را تحليل مى كند و با توجه به اينكه رساله ملامتيه سلمى از نخستين و مهمترين آثار درباره ملامتيه است (كه كانون اصليشان نيشابور بوده) تجديد چاپ اين اثر براى اهل مطالعه مغتنم مى باشد. (چاپ اول: 1945).
* مسأله صفات المذاكرين و المتذكرين, از روى چاپ 1404 (1984) مقدمه اين اثر به قلم ابومحفوظ الكريم المعصومى را مهندس حسين معصومى همدانى ترجمه و تلخيص كرده است.
* المقدمه فى التصوف و حقيقته, به تصحيح دكتر حسين امين (1984).
* كتاب الاربعين فى التصوف, افست از روى چاپ: حيدر آباد دكن 1950م.
جالب است كه در اين اثر نيز حديث 39 و 40 به اباحه سماع ورقص اختصاص دارد.
اين دو مجموعه صرف نظر از طبقات الصوفيه سلمى, اهم آثار سلمى است و طبق آنچه در مقدمه كتاب آمده كارهاى ديگرى درباره سلمى در دست انجام است. عليرضا ذكاوتى قراگزلو


صفحه 12

معرّفيهاى گزارشى


كليات
* فهرست نسخ خطّى كتابخانه ملّى جمهورى اسلامى ايران. حبيب الله عظيمى. (چاپ اول: تهران, كتابخانه ملّى جمهورى اسلامى ايران, 1372). ج12, 620ص, وزيرى. مصور.
كتابشناسى و نسخه شناسى سيصد نسخه خطّى است كه در كتابخانه ياد شده نگهدارى مى شود. در اين مجموعه از نام مؤلف و كتاب بدقت ياد شده و مطالب كتاب نيزتا حدودى نموده شده است. محقق كتاب منابع مراجعه و مآخذ كتابشناسى و نسخه شناسى را نيز در ذيل معرفيها نشان داده و بدين سان بر سودمندى فهرست افزوده است. حديث
* ترجمه و تفسير نهج البلاغه. محمدتقى جعفرى. (چاپ چهارم, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). ج16. 333ص, وزيرى.
جلد شانزدهم از تفسير نهج البلاغه است كه مشتمل بر تفسير خطبه نود و يكم تا نود و سوم مى باشد. در اين جلد به مباحث توحيد و خداشناسى و فلسفه تاريخ پرداخته است. فقه و اصول
* حريم عفاف. روح الله حسينيان. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى, 1372). 200ص, رقعى.
مؤلف در اين كتاب در چهارفصل كوشيده است تا مسأله حجاب و نگاه را از ابعاد مختلف به بحث كشيده و زواياى بحث را روشن كند. در فصل اوّل از جايگاه حجاب در فرهنگ اسلامى سخن رفته است. در فصل دوّم حدود پوشش بررسى شده است و فصل سوّم ويژه بحث احكام نگاه است كه در ضمن آن, احكام نگاه, نگاه آميخته به لذت, نگاه به زنان غير مسلمان و… گرايش شده است. در فصل چهارم و با عنوان (خانواده و جامعه نمونه) رواياتى درباره زيبايى و آرايش نقل و تبيين شده است.
* دراسية موضوعيّة حول نظرية العرف. خليل رضا المنصورى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1372). 224ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب كوشيده است تا مفهوم دقيق (عرف) را تبيين كند و نقش آن را در استنباط و اجتهاد باز گويد. كتاب در چهاربخش تنظيم شده است:
در بخشهاى يك تا چهار به اختصار علم اصول تعريف شده و اجتهاد و تاريخ و تطوّر آن گزارش شده است. تقليد و اقسام آن و نقش تقليد و چگونگى تلاش وى در تشريح و گزارش احكام بررسى شده است. بخش پنجم, كه بخش اصلى كتاب است, با گزارش عناصرى كه در استنباط نقش دارند آغاز مى شود و با تبيين معناى عرف و تحديد حدود آن ادامه مى يابد. در ادامه بحث از نقش عرف در استنباط, نمونه هاى عينى آن در فقه, حجيت آن و… به دقت و تفصيل بحث شده است. مسئله عرف و نقش آن در استنباط بدين سان گسترده, گويا براى اوّلين بار در كتابى مفرد مورد توجه قرار گرفته كه اقدام مؤلف ستودنى است.
* احكام الغصب فى الفقه الأسلامى. عبدالجبار حَمَد شرار. (چاپ دوّم, قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1372). 311ص, رقعى.
مؤلف در اين كتاب ابتدا شيوه بحث و بررسى خود را گفته و آنگاه بحثهاى مقدماتى را در تعريف و تبيين اصطلاحاتى كه در اين بحث به كار گرفته مى شود, آغاز كرده است.
متن كتاب در چهـار باب سامان يافته است: در باب اوّل ابتدا مفهوم غصب در لغت و اصطلاح فقيهان با دقت و گسـتردگى بحث و بررسى شده و در فصل دوّم آن عنـاصر شكل دهنده غصب و شـرايط و پايه هاى آن گزارش شده و در ادامـه آن دلايل حرمـت غصب عرضه گرديده است. در فصل سوّم از لزوم بازگرداندن اموال مغصوب سخن رفته و چگونگى آن تبيين شده است. در باب دوّم از ضمان و احكام آن بحث شده و در باب سوّم از تصرفات غاصب و احكام آن گفتگو به ميان آمده است.
پايان بخش كتاب بحثى است دقيق از حيازت و فرق آن با غصب و احكام آن. كتاب بر پايه فقه مذاهب هفتگانه و قوانين موضوعه تدوين شده است. از اين روى اثرى است تطبيقى و مآلاً كارآمد و سودمند.
* نماز درس زندگى. سيدعلى شفيعى. (چاپ اول: اهواز, خوزستان معارف, 1372). 79ص, رقعى.
احكام نماز و تأثير آن در زندگى و سؤالهايى كه درباره آن مطرح است, در ضمن چند بحث و به طور ساده و روان در كتاب حاضر مورد بررسى قرار گرفته است. فلسفه و كلام
* مواضع ما در ولايت و رهبرى. محمدجواد باهنر. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 131ص, رقعى.
(مواضع ما) مجموعه اى است كه در روزهاى آغازين پس از انقلاب تدوين يافت و نشانگر مواضع اعتقادى, سياسى اقتصادى فرهنگى حزب جمهورى اسلامى بود. اين مواضع درجلسات حزب توسط مجتهد بزرگ انقلاب شهيد دكتر بهشتى تدريس مى گشت. پس از شهادت جانگداز آن بزرگوار, دانشمند تيزبين, شهيد محمدجواد باهنر, تدريس آن را به عهده گرفت كه متأسفانه چندان ادامه نيافت. آنچه در اين مجموعه آمده است, مجموعه چهاردرس است در تفسير (مواضع) ياد شده و با عناوين: امامت و هدايت, حدود امامت و ولايت مردم و مسئله ولايت و رهبرى, و بحثى درباره معاد. كتاب بر روى هم خواندنى است و مخصوصاً فصل سوّم آن نكات دقيق و راهشگايى در سياست اسلامى دارد.
* خداشناسى. سيدرضا برقعى. محمدجواد باهنر و على گلزاده غفورى. (چاپ پانزدهم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 111ص, جيبى.
اين كتاب از آثار دقيق و بسيار خواندنى است كه در پنج بخش مباحث مربوط به خداشناسى را گزارش كرده است. خدايى كه اسلام معرفى مى كند, راههاى خداشناسايى, خدا و يگانگى او در قرآن, آثار فردى و اجتماعى توحيد, عناوين بخشهاى اصلى كتاب است. نثر كتاب, روان و پرداخت مطالب آن استوار و دقيق است.
* فلسفه اسلامى: حيات تعقلى اسلام. بيوك عليزاده. (چاپ اول: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, 1371). 215ص, وزيرى.
در بخش اول كتاب ماهيت فلسفه و تعاريف و مبادى آن مورد بررسى قرار گرفته است. بخش دوّم كتاب درباره ماهيت دين اسلام و تعريف لغوى دين و تبيين مبادى معرفت دينى است. بخش سوّم كتاب درباره حيات تعقلى اسلام و تاريخچه آن در احاديث ائمه معصومين ـ ع ـ است. نويسنده در اين اثر عهده دار اثبات اين نكته است كه اسلام به تعقل اهميت خاصى داده و روش دين براى بررسى مسائل, روش تعقلى است. اخلاق و تعليم و تربيت
* آداب تعليم و تعلّم در اسلام. سيد محمدباقر حجتى. (چاپ هيجدهم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 775ص, رقعى.
ترجمه گزارش گونه اى است از اثر ارجمند و بى مانند عالم جليل القدر و فقيه بزرگ شيعى زين الدين بن على, مشهور به شهيد ثانى كه تحت عنوان منية المريد فى آداب المفيد و المستفيد بارها منتشر شده و پيشتر از چگونگى آن سخن گفته ايم. (شماره 2, ص128). وى افزون بر ترجمه كتاب, در مقدمه از شرح حال و آثار شهيد ثانى بتفصيل سخن گفته اند و نيز تمام منابع آيات و روايات را استخراج كرده اند. همچنين پيوستى در آداب سكنى و اقامت در مدارس از كتاب (تذكرة السامع…) ابن جامعه ترجمه كرده و بدان افزوده اند. فهرستى سودمند از آثار و كتابهاى تعليم و تربيت اسلامى نيز در پايان آورده اند و بر روى هم كتابى خواندنى, سودمند و ارجمند سامان داده اند كه بر متن آن افزونيها و فوايد فراوانى دارد.
* اسلام و حقوق كودك. احمد بهشتى. (چاپ دوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1372). 263ص, رقعى.
كوششى است در شناخت حقوق طفل بر والدين و جامعه از نگاه اسلام و تطبيق آن با اعلاميه حقوق بشر. كتاب در ده بخش سامان يافته و در ضمن بخشهاى مختلف آن از حمايت كودك, تأمين امنيت خاطر براى كودكان, لزوم مراقبت كودكان استثنايى, محبت و تفاهم, تعليم و تربيت كودك, پرورش استعدادها, تأمين نيازها, رفع دشواريها و مزاحمتها از سير رشد كودكان و… بتفصيل سخن رفته است.
* آيين دوستيابى در اسلام. محمد الحيدرى. ترجمه حسن سناجيان. (چاپ اول: تهران, انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى, 1372). 257ص, رقعى.
اين كتاب با تكيه بر قرآن كريم و احاديث رسول اكرم ـ ص ـ و اخبار اهل بيت ـ عليهم السلام ـ يكى از مهمترين وجوه روابط اجتماعى, يعنى دوستى و برادرى ميان انسانها را با گزيده گويى و بيانى روشن طرح و تفسير كرده است. در اين كتاب به پيوند دوستى از منظرى الهى و انسانى نگريسته شده و از اين جهت برجستگى ويژه اى در مقايسه با بحثهاى همگون يافته است. جايگاه دوستى و دوست شايسته از نگاه اسلام, عوامل استحكام دوستى و عوامل گسستن آن, فصول اصلى كتاب است كه در ضمن آنها مسائل اجتماعى بسيارى طرح و بحث شده است.
* اخلاق در بازار. حسن صنعتكار. (چاپ اول: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1372). 240ص, وزيرى.
ايمان كليد حل مشكلات, ارزش كار در اسلام, تجارت و آداب آن, برخى از راه حلهاى مشكلات اقتصادى اسلام, مالكيت در اسلام و احكام كسب و تجارت, عنوان مباحث كتاب حاضر است.
* پرورش در پرتو نيايش. حسنعلى نوريها. (چاپ اول: تهران, نشر تفكر, 1372). 287ص, وزيرى.
رابطه نيايش و پرورش و ذكر و مراتب آن و نمونه هايى از مضامين دعاها و جنبه هاى تربيتى آن در كتاب حاضر مورد بررسى قرار گرفته است. در اين اثر افزون بر تبيين مسأله دعا, تربيت نيز مورد تأمل قرار گرفته است.
* راهنماى پدران و مادران. محمدعلى سادات. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). ج2, 202ص, رقعى.
جلد دوم راهنماى پدران و مادران در شيوه هاى برخورد با كودكان است و در آن از مسائل ذيل سخن رفته است: تشويق و تنبيه, پرورش اخلاقى كودكان, كودكان و ميل جنسى, تربيت دينى كودكان, آموزش آداب عملى و راه و رسم صحيح زندگى و پرورش عاطفى كودكان. يادآورى مى شو دكه در جلد اول اين اثر به شيوه هاى برخورد با نوجوانان پرداخته شده است. تاريخ و شرح حال
* تاريخ اسلام. سيد هاشم رسولى محلاتى. (چاپ دوّم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 263ص, وزيرى.
خلاصه اى است گويا و مستند از تاريخ اسلام كه به انگيزه كتاب درسى براى دانشگاهها به قلم آمده است. مؤلف در گزارش تاريخ اسلام كوششهاى شايسته اى انجام داده است و اين مجموعه گزيده اى است از آثار مفصّل وى در اين باره. كتاب در هفت بخش, تاريخ اسلام را از پيدايش عرب تا خلافت عثمانى دربر دارد و عناوين اصلى آن بدين قرار است:شبه جزيرة العرب و موقعيت آن, دوران ولادت و نوجوانى رسول خدا, ازدواج با خديجه تا بعثت رسول خدا(ص), بعثت رسول خدا, هجرت به مدينه, نگاهى به سيره عملى و مكارم اخلاق رسول الله(ص), دوران خلافت خلفاى سه گانه.
* تاريخ العرب فى الأسلام. جواد على. (چاپ اول: قم, انتشارات شريف الرضى, 1414). 217ص, وزيرى.
مؤلف كتاب پس از نگارش تاريخ عرب قبل از اسلام و نشر آن با عنوان (المفصل فى تاريخ العرب قبل الأسلام), كه بى گمان گسترده ترين, دقيقترين و سودمندترين اثر در تاريخ عرب است, به تاريخ عرب در اسلام پرداخته و ظاهراً جز اين نوشته كوتاه به ادامه بحث توفيق نيافته است. اين كتاب يكسره سيره پيامبر است كه در فصل اوّل از اهميّت و حساسيت تاريخ اسلام و چگونگى تدوين آن سخن گفته و در فصل دوم از مكه و مسائل مربوط به آن. فصل سوم عهده دار گزارش تاريخ اسلام است از ولادت رسول الله ـ ص ـ تا مبعث و در فصل چهارم از بخشى از دوران رسالت بحث كرده است.
* شهيد اوّل ـ فقيه سربداران. محمدحسن امامى. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى, 1372). 136ص, رقعى.
هفدهمين كتاب از مجموعه (ديدار با ابرار) است كه به شرح حال, گزارش آثار و انديشه فقيه بزرگ شيعى, محمدبن محمد,مشهور به (شهيد اول), پرداخته است. حلّه در عصر شهيد, استادان شهيد, آثار و تأليفات شهيد, سيماى شهيد, جايگاه شهيد در دمشق, فرزندان شهيد, برخى از عناوين اين كتاب است.
* مفخر شرق سيد جمال الدين اسدآبادى. سيد غلامرضا سعيدى. (چاپ دوّم, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 163ص, رقعى.
زنده ياد سيد غلامرضا سعيدى از نويسندگان و مترجمان سختكوش و هوشمندى بود كه آثار بلندى در جهت تنوير افكار نسل جوان تأليف و ترجمه كرد. او براستى از زمره پيشروان نهضت اسلام در ايران بود و شناسايى و شناساندن مسائل جهان اسلام و چهره هاى برجسته و احياگر جامعه اسلامى مهمترين دلمشغوليها و تلاش قلمى او را تشكيل مى داد.
در اين مجموعه, حضرت سيدهادى خسروشاهى همت ورزيده و ترجمه و نگارشهاى آن بزرگوار را درباره سيد جمال الدين اسدآبادى تدوين كرده و نشر داده است. حركت اصلاحى سيد جمال الدين در مصر, سيد جمال الدين در هند, سيد جمال الدين در پاريس و روسيه, عناوين اصلى بخشهاى كتاب است كه با گفتگويى خواندنى درباره سيد جمال الدين با استاد سعيدى كتاب پايان مى يابد.
در مقدمه كتاب مقاله آقاى خسروشاهى درباره شرح حال, افكار, آثار و اقدامات اصلاحى استاد سعيدى سودمند و خواندنى است.
* زندگانى تحليلى پيشوايان ما. عادل اديب. ترجمه اسدالله مبشرى. (چاپ يازدهم, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 297ص, رقعى.
كتاب حاضر عهده دار بررسى تحليلى زندگى رسول گرامى اسلام و ائمه طاهرين ـ ع ـ است. در بررسى زندگى پيشوايان بيشتر به اقدامات و موضعگيريهاى آنان پرداخته شده و بعد اجتماعى زندگى آنان نشان داده شده است. نثر كتاب بسيار جاندار و روان است.
* پس از پنجاه سال: پژوهشى تازه پيرامون قيام حسين عليه السلام. سيدجعفر شهيدى. (چاپ پانزدهم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 216ص, رقعى.
تحقيق مستند و عالمانه اى است درباره قيام امام حسين ـ ع ـ و زمينه هاى آن و اوضاع مسلمانان در آن روزگار كه در ضمن آن به مناسبت, وضع سياسى و اجتماعى اسلام تا پايان عصر خلفا مورد بررسى قرار گرفته است. نويسنده در اين تحليل متكى بر منابعى بوده كه نزديكتر به حادثه بوده است و با وصف اين, منابع ديگر را نيز از نظر دور نداشته است. چاپ نخست اين كتاب در سال 1355 منتشر شد و از آن هنگام تاكنون, هر سال يك بار به چاپ رسيده است و اين نشانگر استقبال مناسبى است كه از اين اثر شده است.
* محيط پيدايش اسلام. سيد محمدحسين بهشتى. (چاپ سوم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 156ص, رقعى.
در آغاز كتاب از روش تحقيق در مباحث دينى سخن رفته است و سپس به اوضاع عربستان در هنگام ظهور اسلام و اوضاع ايران و مصر و حبشه در پيش از ظهور اسلام اشاره شده و در پايان عوامل موفقيت دين اسلام برشمرده شده است. اقتصاد
* اقتصاد كلان. يوسف فرجى. (چاپ اول: تهران, انتشارات كوير, 1372). 289ص, وزيرى.
كتاب حاضر بر اساس يادداشتهايى فراهم آمده كه نويسنده براى تدريس درس اقتصاد كلان دوره كارشناسى رشته هاى اقتصاد و مديريت و حسابدارى تهيه كرده است. در اين اثر از تئوريهاى مصرف و سرمايه گذارى و عرضه پول و نظريه تعيين درآمد سخن رفته است.
* سياستهاى تعديل اقتصادى. پروانه كمالى دهكردى. (چاپ اول: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1372). 183ص, وزيرى.
كتاب حاضر عهده دار بررسى سياستهاى تعديل اقتصادى در كشورهاى كره جنوبى, غنا, نيجريه و جمهورى اسلامى ايران است. در فصل اول كتاب از تعاريف در اين باره سخن رفته است و در فصل دوم به تجربه هاى كشورها پرداخته شده و در فصل سوم به سياست تعديل اقتصادى در ايران اشاره شده و در آخرين فصل به بررسى تطبيقى و تنيجه گيرى پرداخته شده است.
* بررسى امكانات مبادلاتى كشورهاى مسلمان. نرگس ابوالحسنى خواجه. (چاپ اول: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1372). 358ص, وزيرى.
در فصل اول كتاب از اوضاع اجتماعى كشورهاى اسلامى سخن رفته است. فصل دوم كتاب درباره ساختار اقتصاد كشورهاى اسلامى است و فصل سوّم درباره ساختار تجارت آنها. مطالب كتاب مستند به آمار و ارقام است و جدولهاى آن بر ارزش كتاب افزوده است. ادبيات
* ديوان مظفر شيرازى. مقدمه و بازنگرى منصور رستگار فسايى. (چاپ اول: تهران, كوير, 1372). رقعى.
كتاب حاضر مشتمل بر ديوان كامل مرحوم مظفر شيرازى است و غزليات و قصائد و قطعات و رباعيات و اشعار ناقص او در ضمن پنج فصل آورده شده است. در مقدمه كتاب شرح حال شاعر و افكار و چگونگى اشعارش مورد بررسى قرار گرفته است.
* تذكره ميكده. محمدعلى وامق. به كوشش حسن مسرت. (چاپ اول: تهران, سلسله نشريات ما, 1371). 351ص, وزيرى.
نخستين تذكره شناخته شده از شاعران يزد است و در آن شرح حال شاعران و نمونه برخى از اشعار آنان آورده شده است. مؤلف كتاب از شاعران و اديبان قرن سيزدهم است. در مقدمه كتاب, مصحح به تذكره هاى شاعران يزد اشاره كرده و درباره هر يك توضيحاتى داده است. در پايان كتاب نيز تعليقاتى آورده شده كه بر ارزش كتاب افزوده است. سياسى
* مجموعه مقالات سياسى. سيد احمد موثقى. (چاپ اول: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1372). 454ص, وزيرى.
كتاب حاضر مشتمل بر هشت مقاله خواندنى درباره مسائل سياسى است. سيد جمال الدين اسدآبادى, نظريه هاى امپرياليسم, انترناسيوناليسم وحاكميت ملى در مكتب ماركسيسم, سياست تنش زدايى, جنبش غير متعهدها, اشغال لانه جاسوسى, نفت به عنوان ابزار قدرت جمهورى اسلامى ايران و انديشه سياسى فارابى, موضوع مقالات اين كتاب است.

قرآن
* الحروف المقطعة فى القرآن الكريم. عبدالجبار حمد شراره. (چاپ دوّم, قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1372). 103ص, رقعى.
(چگونگى حروف مقطّعه), كه در آغاز 29 سوره قرآن آمده است, از ديرباز در ميان مفسّران مورد گفتگو بوده است برخى از مفسّران بر اين باور بوده اند كه اين حروف از متشابهات است و مآلاً از حوزه فهم بشر بيرون. و مفسّران بسيارى كه بر اين باور نبودند, در چگونگى آن ديدگاههاى بسيارى عرضه كرده اند. مؤلف اين اثر كه گسترده ترين بحث در اين زمينه است ـ در سه فصل اين بحث را سامان داده است: در فصل اوّل ديدگاه متشابه بودن اين حروف را به نقد كشيده است و در فصل دوّم يازده قول مهم را نقل كرده و به نقد و بررسى آنها پرداخته است. در فصل سوّم ديدگاهى را گزارش و نقد كرده است كه معتقد است اين حروف آغاز سوره ها و شيوه اى در افتتاح كلام است و نه جز آن.
* مقايسه اى ميان تورات, انجيل, قرآن و علم. موريس بوكاى. ترجمه ذبيح الله دبيرى. (چاپ پنجم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 338ص, وزيرى.
بررسى و تحليل هوشمندانه, عالمانه و بيطرفانه ارجمندى است ميان كتابهاى ياد شده. مؤلف بر پايه شناختهاى تاريخى و محتوايى به اين نتيجه مى رسد كه تناقضات و تضادها نتيجه اجتناب ناپذير كثرت منابع در تورات و انجيل است و… امّا وحى قرآنى سرگذشت اساساً متفاوتى با سرگذشت دو وحى ديگر دارد. وحى قرآنى, كه پس از دو وحى پيش از آن آمده, نه تنها از تناقضات در حكايات, كه علامت تحريرهاى انسانى مختلف اناجيل است, مبرّا مى باشد, بلكه براى كسى كه به بررسى آن با كمال واضح بينى, در پرتو دانش اقدام كند, فضيلت خاص خود را كه عبارت از توافق كامل با داده هاى علمى جديد است عرضه مى دارد. (ص337 ـ 336).
فصل اصلى كتاب عبارتند از: انجيلها, قرآن و دانش نو, داستانهاى قرآن و داستانهاى عهدينى, قرآن احاديث و دانش جديد و….
* پژوهشى در تاريخ قرآن كريم. سيد محمدباقر حجتى. (چاپ ششم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 628ص, رقعى.
عنوان (تاريخ قرآن) عنوانى است نو, كه مفهوم دقيق آن در ميان عالمان علوم قرآن چندان مشخص نيست. (ر.ك: آينه پژوهش, شماره 20, ص25). در ذيل اين عنوان غالباً برخى از مباحث علوم قرآنى, كه تا حدودى جنبه تاريخى دارد, بحث و بررسى مى شود. مؤلف محقق كتاب را در هجده فصل سامان داده و در ضمن فصول مختلف آن از عناوين و اسامى قرآن كريم, وحى الهى, نزول قرآن كريم, معانى آيه و سوره و فواتح سوره ها و حروف مقطّعه قرآن و تعداد حروف و كلمات قرآن, نگارش قرآن كريم در زمان پيامبر و پس از پيامبر, جمع و تدوين قرآن, قرائت قرآن, اختلاف قرائتها و زمينه هاى آن و قاريان و… بتفصيل سخن رفته است. كتاب استاد حجتى در موضوع خود از آثار مفصل, دقيق و خواندنى است.
* ترجمه مصور سوره رعد. على اكبر مهدى پور. (چاپ چهارم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1372). 71ص, وزيرى.
در آغاز كتاب اجمالى از مطالب سوره رعد آورده شده و سپس ترجمه سوره به فارسى و انگليسى و فرانسه, همراه با تصاويرى, آمده است. تفسير
* تفسير فاتحة الكتاب. محمدباقر ملكى ميانجى. (چاپ اول: قم, دارالقرآن الكريم, 1413). 82ص, وزيرى.
تفسيرى است كلامى, فقهى از سوره فاتحه. مؤلف با دستمايه اى از آيات روايات و نيز با توجه به صحيفه سجاديه در تفسير و تبيين اين سوره مباركه كوشيده است. نقل آراء و افكار مفسّران و يقين و نقد و بررسى ديدگاههاى مختلف در اين مجموعه قابل توجه است. مؤلف از بزرگان (مكتب تفكيك) و از كوشندگان در جهت عرضه معارف قرآنى است. ا ز اين روى بحثهاى اين مجموعه, بويژه در باب معرفت خداوند متعال, شناخت اسماء و صفات و… در شناخت اين جريان سودمند تواند بود.


صفحه 13

مجلّه هاى پژوهشى


* بررسيهاى بازرگانى
سال هفتم, آبان 72, شماره 78. * پاسدار اسلام
سال دوازدهم, آبان 72, شماره 143.
امام خمينى ثابت و استوار (غربزدايى); دانستنيهايى از قرآن (حقيقت تقوا); سخنان معصومين; شجره طوبى; شرح زيارت امين الله(ع); حقوق متقابل مردم و رهبرى; ملاكهاى حق و باطل; گرايشهاى نامرئى به سوى غرب; تحليل پديده هاى سياسى; اخطار به مشتاقان رابطه با آمريكا; آذربايجان, مرز و بوم شيعيان مظلوم. * پيام زن
سال دوم, آبان 72, شماره 20.
امام و امامت انديشه ها; گذرى بر تهاجم فرهنگى; زنان (تحصيلات) و (برداشتهاى دينى); تبليغات تجارى; بانوى آب(1); غربت سپيده; اروي§ زنى در عرصه مردانگى; از نقص تا كمال; جوان و اغواگريهاى تصوير; احساس متضاد; انسان, پوشش و ريشه هاى تاريخى(3). *پيام زن
سال دوم, آذر 72, شماره 21.
حوريه اى در سيماى انسان; حضرت فاطمه(س) در نقش مادرى; بر بلنداى آفتاب,…; بانوى آب(2); نسيم ادب; مادر; مشاور شما; گذرى بر پيشينه تهاجم فرهنگى(4); اين, نخستين گام. * پيام يونسكو
سال 24, آذر 71, تاريخ انتشار مهر 72, شماره 270.
دموكراسى چيست؟; ايران, اركان فرهنگى دموكراسى; افريقا, نويدها و ترديدها; نقش زنان در دموكراسى فردا; هنرمند همچون حشره است. * پيام يونسكو
سال 21, فروردين 1369, تاريخ انتشار آبان 72, شماره 238.
در جستجوى گذشته; حافظه و زمان; هرودوت; توسيديد شاعر; يهوديان و گذشته آنها; مسيحيت و تاريخ; اولين تاريخ نگاران مسلمان; تاريخ افريقا صداى خويش را بازمى يابد; پر شدن فضاهاى خالى در تاريخ نگارى شوروى; آيا مى توان تمام اسناد را ضبط كرد; طه حسين در پاريس. * تاريخ و فرهنگ معاصر
سال دوم, شماره 6و7.
اسلام مذهب صلح و آشتى است; مجاهدات آية الله كاشانى; آية الله كاشانى در پيشگاه قضاوت تاريخ; ابرمرد جهاد و اجتهاد آية الله العظمى حاج سيد ابوالقاسم كاشانى; مبارزات آية الله كاشانى و مسئله فلسطين; اصل تفكيك قوا, بحران سياسى دى ماه سال 1331 در ايران; آية الله كاشانى و نامه مهندس حسيبى; سندشناسى نامه آية الله كاشانى به دكتر مصدق; نگاهى به اسناد سرّى انگليس در مورد آية الله كاشانى; گزيده اى از اسناد منتشر نشده آية الله كاشانى; آية الله كاشانى و توطئه كشف حجاب; سندى جديد: توصيه اى درباره زرتشتى ها; روابط آية الله بروجردى با آية الله كاشانى; امام خمينى و آية الله كاشانى; آية الله كاشانى و علامه شرف الدين; چگونگى روابط دكتر مصدق و آية الله كاشانى و…. * التوحيد
السنه الثانية عشرة, جمادى الاول ـ جمادى الثانى 1414هـ, العدد68.
حقيقة التجديد فى الفكر الاسلامى; الضرورة الشرعية فى الفقه الاسلامى; مجالات عمل الثقافة الاسلامية; مفهوم الحكومة بين الاسلام و الليبرالية; الشهرستانى: طليعة التحديث الاسلامى. * جام
سال دوّم, آبان 72, شماره 20.
تمدن ها, ژئوپليتيك فردا را رقم خواهند زد; منطق كلاسيك رنگ مى بازد; بانكهاى اطلاعاتى را بشناسيم. * حوزه
سال دهم, مهر و آبان 72, شماره 58.
اصلاح حوزه, از تئورى تا عمل; مصاحبه با آية الله حاج سيدمرتضى ابطحى اصفهانى; مصاحبه با آية الله سيد اسماعيل هاشمى; پويايى درونى فقه; علل اوج و فرودگرايش دينى; دستورالعملى ديگر از فقيه و عارف بلند مرتبه آقا محمد بيدآبادى; سيماى حوز ه در مطبوعات; كتابخانه حوزه; مدرسه فلسفى قزوين در عصر صفوى; الازهر. * دانشگاه انقلاب
دوره جديد, تابستان و پاييز 72, شماره 98 و 99.
رابطه طبيعيات و فلسفه; رابطه دين و فلسفه; فلسفه اسلامى; آشنايى با پژوهشگران; وضعيت فلسفه در ايران; حكمت در فرهنگ اسلامى; بازنگرى به عليت غايى در فلسفه اسلامى; شوخى با منطق, بازى با دانشگاه; تاريخ و فلسفه علم; تعاريف فرهنگ و…; نقد و بررسى كتاب انقلاب يا اصلاح (قسمت دوّم); درسهاى الهيات شفا و…. * رسالة التقريب
السنه الأولى, محرم الحرام 1414, العدد الثانى.
نحن و التاريخ; الاختلاف و الوحدة فى نظر القرآن(2); أسس التقريب و سبله; التلفيق و الاخذ بالرُخص و حكمهما; نظرية الحق بين الشريعة و القانون; نظرية الذمه فى الفقه الاسلامى; مسألة تعارض الضررين فى الفقه الاسلامى المقارن; عصمة الانبياء عند المذاهب الاسلامية; البحث اللغوى فى مجمع البيان; الاجتهاد و اثره فى الشريعة الاسلاميه(2); وحدة كيان الامة الاسلامية فى نظر سيد قطب,…; الرسول(ص) رمز لوحدة الامة و تقريبها; مصادر الشريعه الاسلامية و اسباب الاختلاف فيها(2); الفطرة. * رسانه
سال چهارم, تابستان 72, شماره 20.
پيام آفرينان مطبوعات ايران; سير تحول آثار اجتماعى رسانه ها; آسياى مركزى: وضعيت ارتباطات همگانى در پى استقلال; قوانين و مقررات حرفه روزنامه نگارى در انگلستان, هند, نيجريه, پاكستان; مطبوعات ايران در دوره پهلوى; رابطه تبليغات و توسعه ملى. * الرصد الثقافى
تشرين الاول 1993م. العدد 36.
قراءة جديدة فى سيرة الرسول الاكرم(ص); كاشان… جمال التاريخ و إشراقة الحاضر; تطوّر التعليم فى مدارس الجمعية الخيرية الاسلامية العاملية فى لبنان; اضواء على حياة العالم المسلم (ابوريحان البيرونى); جرحى عميق; تحيه المبعدين; آمنت بالشعر المخضّب بالدماء; جامعه حلب فى الجمهورية العربية السورية; تاريخ الطبّ البيطرى فى ايران. * رهنمون
بهار و تابستان 72, شماره 4 و 5.
رهبرى و حوزه; تفسير سوره توحيد; بررسى نظريات فقهى شوراى نگهبان; نظرخواهى از فقها پيرامون مسائل فقهى و حقوقى; مرور زمان در دعاوى حقوقى و كيفرى; ديدگاههاى فقهى و ديه قتل نفس; شرح قانون قصاص, فقه تطبيقى; ديدگاههاى اسلام و غرب پيرامون حقوق بشر. * زمينه
سال سوم, آبان 72, شماره 28.
از نگاهى ديگر; مديران در آماج تهاجم فرهنگى; استراتژى جذب وانتقال و توسعه تكنولوژى. * سوره
دوره پنجم, مهر 72, شماره 7.
نيما و عصر فروبستگى; نقد ادبى از رنسانس تا دوران بازگشت; ميلان كوندرا و تجربه انسان مدرن; موسيقى ايرانى و نسبتهاى زرين; احساس واقعيت در سينما. * سياست خارجى
سال هفتم, تابستان و پاييز 72, شماره 2 و3.
فرجام تاريخ و واپسين انسان; كليساى ارتدوكس روسيه… رابطه مذهب و قدرت در دوران بعد از كمونيسم; واقع گرايى در ر وابط بين الملل; تروريسم بين الملل و حقوق اسلامى; سياستهاى كنترل تورم: تجربه كشورهاى آمريكاى لاتين; نوگرايى و اخذ علوم و فرهنگ اروپا, بحثى درباره علتها و نتايج اعزام دانشجو به خارج در ايران, مصر و عثمانى; كنفرانس تهران; مواضع جمهورى اسلامى ايران در سياست خارجى. *فصلنامه كتاب
دوره سوّم, شماره اول تا چهارم, بهار, تابستان, پاييز و زمستان 1371.
آموزش كتابدارى مرجع; آموزش بهره گيرى از كتابخانه به هر يك از استفاده كنندگان; ارائه خدمات مرجع به معلولين; خدمات مكانيزه مرجع; آموزش مرجع و تكنولوژى نوين; عامه مردم و آموزش كتابشناختى; كتابخانه بين المللى كودكان و نوجوانان; گستردگى نظم و نقد در حريم كتاب و كتابت; جايگاه كتابخانه هاى آموزشگاهى در نظام جديد; به بهانه گزارش پنجاه و هشتمين اجلاس ايفاد در دهلى نو, 1992; دورنماى كتابخانه ها و مراكز اطلاع رسانى و ميراث رانگاناتان. * فصلنامه كتاب
دوره چهارم, شماره اول, بهار 1372.
فهرستنويسى توصيفى منابع ديدارى ـ شنيدارى; آموزش آرشيويستها و كتابداران منابع ديدارى ـ شنيدارى; ارزيابى اسناد و امحاى اوراق زايد; حفظ و نگهدارى منابع كتابخانه ها و آرشيوها: روشهاى اسيدزدايى; اصول حفظ و نگهدارى منابع كتابخانه ها و آرشيوها; سيرة رسول الله يا (السيرة النبويه). * فصلنامه كتاب
دوره چهارم, شماره دوم, تابستان 1372.
كتابخانه, اطلاع و معنا; انجمن تخصصى كتابداران: ساختار و اهداف; فهرستهاى مشترك و نظام بين المللى اطلاعات پيايندها; ارزشيابى مجموعه منابع مرجع فنى و مهندسى در سه دانشگاه ايران; ترجمه اى منتشر نشده از حكايات لافونتن از عصر قاجار; پنجاه و نهمين كنفرانس ايفلا, 1993, بارسلون. * كلام
سال دوم, پاييز 72, شماره 7.
مذهب تفكيك; گزارشى از كتب كلامى علاّمه حلّى; حدوث و قدم عالم از ديدگاه حكيم متأله لاهيجى; الفصول النصيريه; عوامل دين پژوهى غرب در قرن نوزدهم; اسما و صفات; برزخ; دلايل نقلى حسن و قبح عقلى; معجم متكلمان شيعه; پژوهشى از گروه تحقيقاتى فقه. * كيان
سال سوم, مهر و آبان 72, شماره 15.
ايران امروز, سنّت مدرنيته يا پست مدرن; روشنفكران عرب و مقوله غرب در پايان قرن بيستم تقابل فرهنگى از ديدگاه پست مدرن; عليّت و عدالت نزد جلال الدين مولوى; مفهوم جامعه شناختى دينِ ايدئولوژيك; احياى انديشه دينى: غزالى و اقبال; نقدى بر نظريه (فربه تر از ايدئولوژى); ذهن انسان و پرداختهاى زبانى; يادداشتهايى درباره هنر داستان نويسى. * كيهان انديشه
مهر و آبان 72, شماره 50.
نقش زمان و مكان در اجتهاد; نظريه شناخت در آثار دو انديشمند; نظريه تركيبى در تفسير عدل كلى; امكان وجودى فقرى در فلسفه; تاريخ و علل ظهور علم كلام; انديشه هاى جديد و ارزش تفكّر فلسفى صدرالمتألهين; پيروزى عقل در انديشه ابن رشد; گزاره هاى كلى و وجودى; اراده حق; در خلوت شبهاى حافظ; ميرزا ملكم خان; نصوص شيخ مفيد يا كفاية الاثر خزاز. * كيهان فرهنگى
سال دهم, مهر 72, شماره 7, پياپى102.
عزيمت به يگانگى, مراحل انحراف, اصلاح و تقارب در انديشه مسلمين; كهن ترين متن صوفيانه; اعتلاى ادبيات فارسى; ابن خلدون و نقد ادبى; پيوند تاريخ و ادبيات; عبور از ماركسيسم; محاسبات نجومى در ايران پس از اسلام. * كيهان فرهنگى
سال دهم, آبان ماه 72, شماره 8, پياپى 103.
پيوند ادبى ايران و تاجيكستان; كنيه و القاب كمال خجندى; گهواره هاى تاريخى و فرهنگى تاجيك; پيشينه تفاوتهاى فارسى تاجيكها و فارسى ايران; بازتاب تمدن ماوراءالنهر; طغرى شاعرى از تبار حافظ و بيدل; گزيده اى از كتابهاى فارسى تاجيكى. * گزيده مسائل اقتصادى ـ اجتماعى.
سال دهم, مهرماه سال 1372, شماره 7 و 8, پياپى 133. * مجلس و پژوهش
سال اول, مهر و آبان 72, شماره 4.
استراتژى ملى; مجلس بايد مستقل و ناظر بر تمام امور جارى كشور باشد; خط مشى هاى بازرگانى خارجى و مبانى نوينى كه بايد گزيد; امنيت معيشت ملّى در برنامه دوّم توسعه; برنامه دوّم در جستجوى تئوريها و اهداف راهگشا; پايگاههاى معرفتى در نظام اطلاع رسانى; قانونگذارى در عربستان و كويت. * نصير
سال دوم, آبان 72, شماره 4.
اگر نبود هدايت خداوندى ما هدايت نمى شديم; خواجه نصيرالدين طوسى(4); اسلام و رفتارشناسى در مديريت(2); عزّت نفس. * نمايه
سال سوّم, آبان 72, شماره 7, پياپى 24.
معرفى نشريات علمى و فرهنگى و كتابهاى روز. * النور
السنه الثالثه, جمادى الاولى 1414, العدد 30.
نحو استراتيجية اسلامية هادئة; نحو بلورة موقف فكرى اسلامى; الشيعه و التشيع فى الاندلس(2), اهمل الامويون الدفاع عن الدولة فى سبيل القضاء على معارضيهم; ثوره الزكيين: محمدبن عبدالله فى الحجاز و ابراهيم بن عبدالله فى البصره; كيف و من امر بجمع القران; مسرحة الادب الطفّى; صفات الخالق2/2, هل الصفة زائدة عن ذات الله; الاسلام و الغرب بين عقد الماضى ومخاوف المستقبل, حضارة الاسلام أنارت ما بين الخافقين; نظرات ناقدة فى التاريخ الاسلامى. * هگمتانه
آبان 72, شماره 35.
نام آوران همدان; تاريخچه مجلات و روزنامه هاى همدان; نويسندگان همدان.


صفحه 14

نسخه هاى خطى كتابخانه مدرسه علوى خوانسار
مختارى رضا

شهر خوانسار از دير زمان خاستگاه عالمان بزرگ بوده است كه از آن جمله اند: آقاحسين خوانسارى، آقاجمال خوانسارى، سيد ابوتراب خوانسارى، آيت الله سيد محمدتقى و سيد احمد خوانسارى أفاض اللهُ علينا من بركات أنفاسهم الشريفة.
ييكى از عالمان جليل و مجهول القدر خوانسار در اين اواخر، آيت الله سيدحسين علوى خوانسارى بود كه در تاريخ 21/4/68 در حدود نود سالگى زندگانى را بدرود گفت.
آيت الله علوى در سال 1287 شمسى به دنيا آمد و پس از تحـصيل مقدمات علوم در خوانسار و اصفهان رهسپار نجف اشرف شد و در محضر بزرگان آن حوزه با عظمت، از جمله حضرات آيات سيد ابوالحسن اصفهانى، ميرزاى نائـينى، ضـياءالدين عراقى و اصطهـباتاتى ـ رضوان الله عليهم ـ به تحصيل پرداخت و پـس از چند سال تحصيل و وصول به مرتبه اجتـهاد همراه با اجازاتى از آن بزرگان، به ايران بازگشت و در موطن خود خوانسار رحل اقامت افكند و به تدريس علوم دينى و ارشاد و رتق و فتق كارهاى دينى مردم مشغول شد. وى با چهره اى گشاده، همه اقشار مردم، از پير و جوان، روسـتايى و شهرى، باسواد و بى سواد را به حضور مى پذيرفت و هر يك را به فراخور حالشان ارشاد مى كرد. در خانه اش همواره به روى مراجعين باز بود و هر كس به حضورش مى رسيد بى بهره برنمى گشت. محفل او مجلس قرآن و حديث و موعظه بود و كسى از آن خسته نمى شد. كمتر اتفاق مى افتاد كه در جلسه اى ـ ولو چند دقيقه اى ـ آيه اى يا حديثى يا شعرى پندآميز نخواند. و از آنجا كه خود عالمِ عامل بود سخنانش بر دل مى نشست. عاشق خدمت به مردم بود و نه طالب نام و نان. بارها در مقـام موعظه و نصيحت آياتى از قرآن را از او شنيـدم كه با چشـمان اشـكبار و حالتى حزن آميز قرائت مـى كرد؛ مانند كريمـه (إنّا من المجـرمين منتقـمون)، (ما يلفـظ من قولٍ إلاّ لديه رقيب عتـيد)، (ألم يعـلم بأنّ الله يـرى). اين آيـات و ماننـد آنها را فراوان با سـوز دل قرائت مى كرد. خود را طلبكار مردم نمى دانست و در برابر خدمـاتش از كسى توقّعى نداشت. با توكّل، ساده زيسـت، پارسا و انقلابى بود. بارها در جلسـات به ما مى فرمود: (امام خمينى را دعا كنـيد) و (تا اين مرد را داريد غمى نداريد) و (در نماز جمعه شركت كنيد).
عمرى را با زهد و پارسايى به سرآورد، از مال دنيا چيزى نيندوخت و با دستى خالى از مال دنيا و پرونده اى مشحون از حسنات از دنيا رفت.
ييكى از مدارس دينى خوانسار كه در عهد صفويه بنا شده مدرسه علوى (مريم بيگم) خوانسار است. در سالهاى اخير كه اين مدرسه رو به ويرانى نهاده بود مرحوم آيت الله علوى به تعمير و توسعه آن همت گماشتند و آن را به مدرسه اى مرتّب و معمور تبديل كردند. مدرسه علوى مدرسه اى بسيار با معنويت و پربركت است و در آن علما و صلحا و اتقيا ساكن بوده اند. از جمله مدتى مرحوم ميرزاى قمى، و نيز مرحوم آيت الله العظمى گلپايگانى ـ أفاض الله علينا من بركات انفاسه القدسية ـ حدود يك سال و نيم در آن سكونت داشته اند. يكى از الطاف خداوند متعال بر حقير اين بود كه چند سالى موفّق به درك محضر مرحوم آيت الله علوى ـ رحمه الله ـ شدم و از نفس قدسى ايشان بهره بردم، همچنين سكونت در مدرسه ايشان (مدرسه علوى) منشأ بركات بسيار بر اين بنده بود و من كمتر مدرسه اى به اين معنويت و بركت ديده ام.
در كتابخانه مدرسه مذكور تعدادى نسخه خطى نگهدارى مى شود. اين جانب چهارسال پيش حسب ا لأمر مدير مدرسه مذكور، فرزند برومند مرحوم آيت لله علوى، اين نسخه ها را فهرست كردم كه ملاحظه مى شود. در تهيه اين فهرست چندتن از دوستان گرامى از جمله آقايان آقاميرى، سليمى، شاوردى همكارى كرده اند كه از ايشان سپاسگزارم.

***
1
اربعين
از بهاء الدين محمدبن حسين بن عبدالصمد عاملى، مشهور به شيخ بهائى (م1030).
خط: نسخ. عناوين به شنجرف و در آغاز، فهرست احاديث شرح شده در چهار برگ.
تاريخ كتابت: 1057.
كاتب: محمدقاسم بن محمدعلى كربلايى از روى نسخه اى كه ظاهراً در عصر مؤلف نوشته شده. در پايان نسخه آمده است: نقلت من النسخة التى نقلت بعضها من خط المصنف قدس سره.
در برگ پنج بعد از جدول فهرستِ احاديث نوشته شده است: هذا الجدول قد وضعه الاستاد العلامة البحر المحقق ـ مدظله العالى ـ مؤلف هذا الكتاب المستطاب بناءعلى التماس بعض المحصلين لديه و المتردد ين اليه اى مولانا محمديوسف المازندرانى و نقلت انا من نسخة كان بعض هذا الجدول من شريف خطه و كانت النسخة مصححة فى [كذا] النسخة التى طالعها المصنف ادام الله تعالى (كذا) و قيّد عليها قيوداً و حواشيَ و صححها غاية التصحيح و انا العبد محمدقاسم بن محمدعلى المازندرانى.
تعداد برگها: 224، 12/5ھ19.
تعداد سطور: 16.
2
اربعين
از مولى محمدباقر بن محمدتقى، معروف به علامه مجلسى (1037 ـ 1110) كه تاريخ ختم تأليف در نسخه ما 3 ماه رمضان 1089 ذكر شده است.
خط: نسخ تميز، عناوين به شنجرف.
نسخه در زمان حيات مؤلف نوشته شده و در رجب 1095 در روى برگ اول وقفنامه آن به انشاى مؤلف نوشته شده است. قسمتى از اين وقفنامه چنين است: اما بعد فهذا الكتاب المستطاب مما عمل و صنع و استنسخ من نماء الحمام الواقع فى اراضى نقش جهان ببلدة اصفهان من اوقاف … سلطان سليمان الموسوى الصفوى بهادرخان شَدَّ اللهُ اطناب دولته، و جعلت توليته للسيد… الامير عين العارفين القمى.
تعداد برگها: 327، 12ھ24.
تعداد سطور: 21.

3
الاستبصار فيما اختلف من الاخبار
از شيخ الطائفه محمدبن حسن طوسى (385 ـ 460).
از كتب اربعه حديث در نزد اماميه است كه در سه جزء تدوين شده است.
اين نسخه دوره كامل استبصار و شامل آخرين باب استبصار درباره ترتيب كتاب و ذكر اسانيد آن نيز هست.
خط: نسخ زيبا، عناوين شنجرف. نسخه تصحيح شده است.
كاتب: سهراب داود الكرخى.
تاريخ كتابت: ذيقعده 1066.
تعداد برگها: 384، 20/5ھ30.
تعداد سطور: 25.
تاريخ وقف: 1122.
4
الأنوار القدسية في الفضائل الأحمدية
ازمولى زين العابدين گلپايگانى، از شاگردان شيخ محمدتقى (صاحب حاشيه) و شيخ على كاشف الغطاء و شيخ محمدحسين اصفهانى (صاحب فصول) و شيخ محمدحسن صاحب جواهر، كه در سال 1218 متولد شده و در سال 1289 بدرود حيات گفته است. شرح حال او در كرام بَرَرة (ج2، ص587) آمده است.
اين كتاب شامل يك مقدمه و هشت باب است. در ذريعه (ج1، ص438) درباره ٌ آن آمده است: (هو كتاب غريب الاسلوب، مشتمل على اسرار شريفة نفيسة، أبدع فيه غاية الابداع).
انجام موجود: اطعموهم انّ يعقوب كان يذبح كلّ يوم كبشاً فيتصدّق منه و يأكل هو و عياله
انوار الولاية كتاب ديگر همين مؤلف است كه اخيراً دفتر انتشارات اسلامى در قم آن را چاپ كرده است.
خط: نسخ. اين نسخه ناتمام است.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست.
تعداد برگها: 54، 15ھ21.
تعداد سطرها: 21.

5
بحر الدموع
از احمدبن حسن بيرجندى، شامل يك مقدمه و 97 جدول.
آغاز: الحمدلله الذى صغرت فى عظمته عبادة العابدين و حصرت عن شكر نعمته السنة الحامدين.
انجام: و مداح برگزيدگان حضرت وهاب را از شفاعت خود محروم ننمايد.
در ذريعه (ج2، ص39) نام مؤلف احمدبن حسن يزدى و متوفاى حدود 1310ق ذكر شده است.
خط: نسخ، عناوين به شنجرف، نسخه ظاهراً تا جدول 95 را دارد.
كاتب: محمدحسن بن محمدباقربن محمدهادى.
تاريخ كتابت: 21 ربيع الاخر 1293.
تعداد برگها: 131، 15ھ21.
تعداد سطرها: 25.

6
تحفة الزائر
از علامه مولى محمدباقربن محمدتقى مجلسى (1037 ـ 1110). شامل يك مقدمه و دوازده باب و خاتمه كه همچنان كه در نسخه هاى اين كتابخانه هم آمده است در صفر 1085 از تأليف آن فارغ شده است و مكرراً چاپ شده و سابقاً بسيار رايج بوده است.
ش1: نستعليق زيبا. عناوين به شنجرف. و در آغاز فهرست آن در سه برگ نوشته شده است.
كاتب: ابن محمد طاهر، محمدسالم خوانسارى.
تاريخ كتابت: 1134.
تعداد برگها: 358، 13ھ21.
تعداد سطور: 16.

ش2: خط: نسخ. عناوين به شنجرف، به نسخه رطوبت رسيده است.
تاريخ كتابت: 1209، از روى نسخه اى كه در 1130 نوشته شده بوده.
تعداد برگها: 139، 18ھ26/5.
تعداد سطور: 30.
واقف: ابن على صفار، باقر خوانسارى.
تاريخ وقف: 1245.

7
تفصيل وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة
از شيخ محمدبن حسن، معروف به حر عاملى (1033 ـ 1104) در شش جلد كه در 1068 تا 1088 آن را نگاشته است.
اين نسخه از آغاز تا آخر كتاب الطهارة را دارد.
خط: نسخ .عناوين به شنجرف.
كاتب: ابن اسلام بيك، غلامحسين خوانسارى.
تاريخ كتابت: ربيع الاول 1241.
تعداد برگها: 293: 14ھ20/5.
تعداد سطور: 23.
واقف: محمدبن ابراهيم خوانسارى.
تاريخ وقف: 1267.

8
تقريرات اصول
از مرحوم آيت الله سيد محمدمهدى علوى (م1329ق) فرزند مرحوم آيت الله سيدعلى مجتهد (م1337ق) كه در جوانى در دوران حيات پدر از دنيا رفته است. تقرير درس آخوند خراسانى است. مؤلف در برگ 421، نوشته است: (…و بعد لما نزلت بى رحمة من ربّى اُيّدتُ لتحصيل مدارك الحلال و الحرام، فتشرفّتُ بأرض الغريّ على مشرّفها السلام، و استعنتُ اولاً بصاحب الأرض، ثمّ تشرّفت عند الاستاذ الأكرم، العالم الرّباني و الفاضل الصمداني العلامة الثاني الشيخ محمدكاظم الخراسانى دام ظلّه العالي، و رأيته مشتغلاً بمباحث الاصول، فسرّني ذلك غاية السرور، فاشتغلتُ عنده بالتلمذة و الاستفادة من إفاداته في بيان مهمات مسائل الأُصول…).
اين كتاب تقريباً تقرير يك دور اصول آخوند است، بجز موارد معدودى كه بخشى از مباحث را فاقد است. مباحث به ترتيب كفايه است، ولى در صحافى و گويا در نوشتن نيز، مباحث به ترتيب نوشته نشده و پس و پيش است. در لابلاى آن بحثى فقهى مربوط به بيع هم در چند برگ از همين مؤلف ديده مى شود كه شايد در صحافى به اين كتاب ملحق شده است. به هرحال، ما بدون تغيير اوراق و جابجايى آنها، برگها را شماره گذارى كرده و جايگاه مباحث آن را بر اساس همان شماره گذارى مشخص مى كنيم:
برگ 1 تا 52: اقسام وضع و بحث مشتق؛
برگ 52 تا 74: بحث اوامر؛
برگ 74 تا 89: اجزاء؛
برگ 89 تا 141: مقدمه واجب؛
برگ 142 تا 176: اجتماع امر و نهى؛
برگ 176 تا 188: المقصد ا لثالث فى المفاهيم؛
برگ 188 تا 208: المقصد الرابع فى العام و الخاص و المطلق و المقيّد؛
برگ 209 تا 246: امارات معتبره شرعاً يا عقلاً؛
برگ 229 تا 246: حجيت خبر واحد؛
برگ 247 تا 335: اصول عمليه
برگ 264 تا 280: شكّ در مكلّف به؛
برگ 280 تا 283: قاعده لاضرر؛
برگ 283 تا 335: استصحاب؛
برگ 335 تا 349: تعارض ادلّه و تعادل و تراجيح. (برگ 341 مربوط به اجتهاد و تقليد است كه در جاى خود قرار نگرفته است).
برگ 349 تا 352: خاتمة في بيان بعض المسائل المهمة. الاولى: درباره حسن و قبح عقلى و نزاع با اشاعره؛ الثانية: در اجتهاد و تقليد.
برگ 353 تا 359: موضوع علم، موضوع علم اصول، وضع، و صحيح و اعم؛
برگ 360 تا 371: تعادل و تراجيح. در 335 تا 349 هم اين بحث آمده است كه شايد مجموع اين دو قسمت، تمام مباحث تعادل و تراجيح را دارا باشد.
برگ 372 تا 402: بحث فقهى اصالة اللزوم در بيع و معاطاة و ملزمات آن؛
برگ 403 تا 410: بحث فقهى شرايط بيع (به نظر مى رسد اين دو بحث فقهى نيز تقرير درس آخوند است.)
برگ 411 ـ 418: لاضرر؛
برگ 419 ـ 420 بيع؛
رويه برگ 421: درباره موضوع علم. و گويا اولين صفحه تقريرات است.
برگ 425: معاطاة.
نسخ مؤلف: نازيبا و ناخوانا. و ظاهراً مسوده اصل است و ابواب و فصولش مشخّص نيست و بزحمت زياد مشخص شد.
تعداد برگها: 425، 17ھ22.
مختلف السطر: 27 تا 34 سطرى.

9
تقريرات اصول
از مرحوم آيت الله حاج سيدحسين علوى خوانسارى (متوفاى ذيحـجه 1409 در حدود 90 سالگى و مدفـون در خوانسار). فرزند مرحوم آيت الله امير سيد محمدمهدى موسوى علوى خـوانسارى متوفاى (1329 و مدفون در خوانسار). تقرير درس مرحوم آيت الله شيخ محمدحسين نائينى است؛ چنانكه مقرّر در برگ 13 تصريح كرده است.
اين تقريرات در حوالى سالهاى 1346 و 1348 ـ چنانكه در برگ 26 و 201 تصريح شده، و احياناً سالهاى قبل و بعد اين سالها ـ نوشته شده است.
گويا مؤلف يك دوره كامل تقريرات اصول مرحوم نائينى را نوشته است، ولى قسمت موجود آن تقريباً نيمى از مباحث اصول است بدين ترتيب:
1 ـ اجزاء و تقسيمات واجب: برگ1 تا 13؛
2 ـ مقدمه واجب: برگ 14 تا 26؛
3 ـ امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ است يا نه؟ برگ 27 تا 72؛
4 ـ نواهى: برگ 73 تا 114؛
5 ـ مفاهيم: برگ 114 تا 134؛
6 ـ عام و خاص: برگ 135 تا 180؛
7 ـ مطلق و مقيد: برگ 180 تا 201؛
8 ـ حجية قطع: برگ 202 تا 233؛
خط: نستعليق ريز و خوانا. مبيّضه نسخه اصل و به خط مرحوم مؤلف است.
تعداد برگها: 233، 13ھ20/5
تعداد سطرها: مختلف، 16 تا 21 سطرى.

10
تهذيب الاحكام
از محمدبن حسن طوسى، معروف به شيخ الطائفه و شيخ طوسى (385 ـ 460) از كتب اربعه حديث اماميه.
آغاز: ذاكرنى بعض الاصدقاء ايده الله ممنّ اوجب حقه باحاديث اصحابنا.
اين نسخه از آغاز كتاب الطهارة تا آخر جهاد را دارد.
خط: نسخ زيبا و درشت. عناوين به شنجرف، و نسخه تصحيح شده است. متن از شرح با خط قرمز و احاديث با دايره قرمز از يكديگر جدا شده و نسخه جالب و تميزى است.
كاتب: ابن محمد نظام شيرازى.
تاريخ كتابت: صفر 1049.
تعداد برگها: 353، 24/5ھ39/5.
تعداد سطرها: 32.
با تملك: حيدربن محمدحسن نورالدين موسوى حسينى عاملى نباطى در 1172.

11
جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام
از شيخ محمدحسن بن محمدباقر نجفى معروف به صاحب جواهر (م1266ق). شرح شرايع محقق حلى و يك دوره كامل فقه است كه در طى سى سال، از 1227 تا 1257، به صورت استدلالى نوشته شده است. (ذريعه، ج5، ص275)
ش1: از آغاز كتاب الطهارة تا الفصل الخامس فى احكام الاموات. تتمه بحث در نسخه شماره 2 آمده است.
خط: نسخ. كاتب و تاريخ كتابت معلوم نيست، ولى در برگ آخر آمده است: بلغ مقابلة بقدر الجهد و الطاقه على نسخة المصنف دام ظله.
تعداد برگها: 194، 20ھ30.
تعداد سطرها: 31.

ش2: دنباله نسخه ش1 تا آخر طهارة. مشخصات نسخه مانند ش1 است. روى برگ آخر نوشته شده است: (بلغ مقابلة على نسخة المصنف ايده الله). روى برگ نخست نيز از مؤلف با دعاى (ايده الله) ياد شده است.
تعداد برگها: 172، 20ھ30.
تعداد سطرها: 31.

ش3: آغاز كتاب الصلاة تا الركن الثالث فى بقية الصلوات.
خط: نسخ. مشخصات ديگر مانند نسخه قبل است و در پايان نسخه آمده است: بلغ مقابلة على نسخة المصنف متعنا الله ببقائه.
كاتب: موسى شيخ محمد.
تاريخ كتابت: 1255.
تعداد برگها: 311، 20ھ30.
تعداد سطور: 31.

ش4: از آغاز عقود تا آخر حجر. خط: نسخ. مانند شماره هاى پيش در آخر نسخه آمده است: قد بلغ والحمدلله مقابلة على نسخة الاصل مبيّضة و مسوّدة على يدالعبد موسى الخمايسى.
تاريخ كتابت: 1264.
تعداد برگها: 280، 19ھ30.
تعداد سطور: 29.

ش5: از كتاب الضمان تا انتهاى وصايا.
خط: نسخ. تصحيح شده و علامت بلاغ دارد.
تاريخ كتابت: 1254.
تعداد برگها: 224، 19ھ30.
تعداد سطرها: 29سطر.

ش6: از ابتداى طلاق تا 444 انتهاى نذر.
خط: نسخ.
كاتب: محمدعلى ولد حاجى ملاّ رجب على.
تاريخ كتابت: 1258.
تعداد برگها: 256، 19ھ30.
تعداد سطرها: 31سطر.

ش7: از ابتداى صيد و ذباحه تا آخر لقطه.
خط: نسخ. در پايان نسخه آمده است: بلغ مقابلة على نسخة المصنف سلمه الله تعالى على قدر الوسع و الطاقة.
تعداد برگها: 212، 5/19ھ30.
تعداد سطرها: 29 .

ش8: از ابتداى فرائض تا انتهاى ديات.
خط: نسخ. در آخر نسخه آمده است: بلغ مقابلة على نسخة المصنف سلمه الله تعالى.
تعداد برگها: 380، 19ھ30.
تعداد سطرها: 29 .

12
حاشيه خطائى (ختائى)
از عثمان نظام الدين (متوفاى حدود سال 901 يا 801). حاشيه اى است بسيار مختصر بر مختصر تفتازانى و تا آخر آن نيست. بلكه تا بحث تعريف مسنداليه به ضمير است و چاپ شده است (ر.ك: ريحانة الادب، ج2، ص139، ذيل خطائى) براى آگاهى گسترده رك: فهرست كتب اهدائى مشكاة (ج2، ص376 ـ 378).
آغاز: نحمدك اللهم على ما اعطيتنا من سوابغ النعم و بوالغ الحكم و نصلّى على.
انجام: وكلامه رحمه الله لايحتمل ذلك الوجه بهذا و الاولى ان يقال المتروك بالمتروك اليه(كذا) فيقال بترك المعيّن الى غير المعيّن او الخطاب.
خط: نسخ نازيبا و مغلوط. با حواشى درهم و برهم و مختلف.
عناوين چند برگ اول به شنجرف، و در ساير برگها جاى عناوين بياض است.
تعداد برگها: 48، 12ھ18.
مختلف السطر: 19 و 21 سطرى.

13
حاشيه ملاعبدالله يزدى بر حاشيه خطائى
از مولى عبدالله بن شهاب الدين يزدى(م981) صاحب حاشيه تهذيب المنطق تفتازانى است.
در اين نسخه تاريخ ختم تأليف آن 17 ذى الحجه 962 در مدرسه منصوريه شيراز ذكر شده است. حاشيه خطائى بر مختصر تفتازانى، بسيار كوتاه و تا بحث تعريف مسنداليه به ضمير است و حاشيه ملاعبدالله بر حاشيه خطائى نيز تا همان بحث است.
براى آگاهى بيشتر ر.ك: فهرست كتب اهدائى مشكاة، (ج2، ص379 ـ 380).
انجام: والمرجوّ من الله تعالى حسن الخاتمة و صلاح العاقبة انه على مايشاء قدير و باجابة رجاء الراجين جدير.
خط: نسخ. عناوين (قوله اقول) در آغاز به شنجرف و پس از چند برگ جاى عناوين بياض است.
كاتب: محمدمحسن بن عبدالحسين يزدى در اصفهان.
تاريخ كتابت: صفر 1054.
تعداد برگها: 115، 9ھ18/5.
تعداد سطور: 18.
با تملك ابن السيد على، محمدباقر الخوانسارى و على بن محمدباقر موسوى.
تاريخ وقف: 1248.

14
حاشيه ميرزا جواد آقابر الغاية القصوي§
از ميرزا جواد آقاملكى تبريزى (متوفاى 1343 و مدفون در شيخان قم.)
حاشيه اى است فارسى بر الغاية القصوي§، نوشته مرحوم محدّث قمى (م1359) كه ترجمه العروة الوثقي§ تأليف سيدمحمدكاظم يزدى (م1337) است.
در كتاب آئينه دانشوران (ص350) يكى از تأليفات مرحوم ملكى، حاشيه فارسى بر الغاية القصوي§ ذكر شده كه همين كتاب است.
شرح حال محشّى و نيز برخى از فتاوى او را در كتاب سيماى فرزانگان (ج3، ص63 ـ 71) ببينيد. از جمله فتاوى وى در اين حاشيه، جواز تقليد ميت ابتدائاً و استحباب شهادت به ولايت در اذان و اقامه و كفايت همه غسلها از وضو است.
نسخه اى از اين اثر نيز در تملك حضرت حجت الاسلام والمسلمين استادى است.
اين حواشى در كنار يك نسخه چاپى الغاية القصوى (چاپ بغداد، 1328، مطبعه دارالسلام، رحلى، 550صفحه) كه از آغاز تا آخر اعتكاف را دارد، نوشته شده است.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست، ولى از محشّى با دعاى (رحمه الله) ياد شده كه مى نمايد پس از وفات او نوشته شده است. اين نسخه حواشى برخى قسمتها، مثل دماء ثلاثة و نماز عيد و اعتكاف، را ندارد و شايد اصلاً مؤلف اين قسمتها را تحشيه نكرده است.
در آغاز نسخـه آمده است: (بسمه تعالى. السلام عليكم و رحمة الله و بركاته. اين حواشى كه احقر به غـاية القصـوى نوشته ام حكم قطعـى به واقع نيسـت. بلكه آنـچه از ظواهر اخـبار ائمه معصومين ـ عليهم السـلام ـ و ادله ديـگر ـ كه آنها هم مرجعش به آنهاسـت ـ فهمـيده ام و خودم عمل مى كنـم، مى باشـد و اميدوارم كه اخوان مؤمنـين هـم كه در [كذا] طـبق اينها عمل نمـايند مـعذور باشند و معاقب نباشند، بلكه اگر عمل را خالص بكنند و[كذا] مثاب باشـند. از همه التماس دعا دارم. العبد جواد. رحمه الله).

15
حياة القلوب
از مولى محمدباقربن محمدتقى مجلسى (1037 ـ 1110).
انجام موجود: و گوينده مى گفت بى آنكه او را ببيند: السلام عليكم.
اين نسخه جلد دوم است. و تا 4برگ از باب 64 را دارد.
خط: نسخ، نازيبا.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست.
تعداد برگها: 246، 19ھ29.
تعداد سطور: 30.

16
ذخيرة المعاد فى شرح الارشاد
از مولى محمدباقر، معروف به محقق سبزوارى (م1090).
اين كتاب شرح ارشاد الاذهان علامه حلى تا آخر كتاب حج است.
آغاز موجود: قال المصنف كتاب الزكاة، الزكاة فى اللغة الطهارة و الزيادة و النموّ.
انجام موجود: فى صوم رمضان لزوم ثلاث كفارات اذا وقع فى نهار رمضان.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف. متن با خط شنجرف از شرح جدا شده است.
اين نسخه از اول كتاب الزكاة تا آخر صوم را دارد.
كاتب: ابن محمدعلى، على اكبر.
تاريخ كتابت: ذى حجه 1234.
تعداد برگها: 166، 19ھ29.
تعداد سطرها: 27.
تاريخ وقف: 1239.

17
الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقية
از زين الدين بن على بن احمد عاملى، مشهور به شهيد ثانى (911 ـ 965).
دو جلد، تاريخ ختم تأليف جلد اول جمادى الآخرة 956. و تاريخ ختم جلد دوّم جمادى الاولى 957.
ش1: جلد اول و دوم در يك مجلد.
خط: نسخ زيبا. عناوين به شنجرف.
صفحات مجدول و دور آنها به شنجرف خط كشى شده و متن با كشيدن خط قرمز روى آن از شرح جدا شده است. از آغاز كتاب يك برگ افتاده است.
كاتب: ابن اسماعيل بن ابراهيم، محمّدباقر خوانسارى.
تاريخ كتابت: 22 شعبان 1242.
تعداد برگها: 366، 14ھ25.
تعداد سطرها: 27سطر.

ش2: جلد اول و دوم در يك مجلّد.
خط: نسخ درشت، عناوين به شنجرف.
در حواشى از حاشيه آقاجمال خوانسارى و سلطان و نيز مسالك از مؤلّف مطالبى با تعبير (منه) نقل شده است و در آغاز آن نامه على بن مؤيد به شهيد اول و مطالب متفرقه ديگر در چهار برگ نقل شده است.
كاتب: ابن على اكبر، محمدحسن الخوانسارى.
تاريخ كتابت: ذيقعده 1242.
تعداد برگها: 346، 20ھ30.
تعداد سطرها: 26.

18
رياض المسائل فى تحقيق الاحكام بالدلائل
از ميرسيدعلى طباطبائى (1161 ـ 1231) كه شرح مختصر نافع محقق حلى است و از حدود سال 1189 تا 1196 به نگارش آن اشتغال داشته و تأليف كتابهاى آن پس و پيش بوده است نه به ترتيب (فهرست حجتيه، ص59).
در نسخه ما تاريخ ختم تأليف كتاب الصلوة 1194 ذكر شده است.
انجام موجود: فهذا القول فى غاية المتانة لولا الا جماعات المنقولة المعتضدة بالشهرة.
ش1: كتاب الطهارة تا اواخر كتاب الحج، بحث كفارات.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف. متن از شرح به خط شنجرف جدا شده است.
كاتب: قاسم بن حاج على اكبر در اصفهان.
تاريخ كتابت: آخر طهارة: 1238 و آخر صلاة: محرم 1239.
تعداد برگها: 258، 20ھ30.
تعداد سطرها: 35.

ش2: از آغاز كتاب عتق تا آخر ديات.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف. متن از شرح با خط شنجرف جدا شده است.
تاريخ ختم تأليف ديات در اين نسخه 27 صفر 1192 ذكر شده است.
كاتب: محمدبن محمد صادق خوانسارى.
تاريخ كتابت: ذى الحجه 1250.
تعداد برگها: 207، 19ھ30.
تعداد سطور: 35.
تاريخ وقف: 1251.

19
السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى
از محمدبن احمدبن ادريس حلّى، معروف به حلى و ابن ادريـس (543 ـ 598) شـامل يـك دوره فـقه و در پـايان يـك سلـسله احاديث منتخب از برخى اصول و مصنفات.
اين نسخه كامل است و مستطرفات را هم دارد.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف.
كاتب: مهرعلى بن على محمد.
تاريخ كتابت: 1260 يا 1265.
واقف: مهرعلى بن آقاعلى محمد.
تاريخ وقف: 1260 يا 1265.
تعداد برگها: 248، 20ھ30.
تعداد سطور: 35.
20
سه رساله فقهى (شماره 1)
از مرحوم آيت الله سيد محمدمهدى علوى خوانسارى (متوفاى 1329، شاگرد آخوند خراسانى، متوفاى 1329 و سيد محمدكاظم يزدى، متوفاى 1337و پدر مرحوم آيت الله حاج آقاحسين علوى خوانسارى، متوفاى ذيحجه 1409 و صاحب تقريرات مرحوم نائينى متوفاى 1355 قدس سرهم).
اين مجموعه مشتمل بر سه رساله فقهى است و به نظر مى رسد كه تقرير درس استادش آخوند خراسانى است:
1 ـ رساله اى در خمس، آغاز آن بحث از معدن و وجوب خمس آن است و ناتمام است. (برگ 1 تا 32).
2 ـ درباره يكى از فروع كتاب نكاح يعنى رضاع و اينكه رضاع يكى از اسباب تحريم است. (برگ 33 تا 66).
3 ـ رساله اى در غيبت (برگ 67 تا 89).
مؤلف در آغاز آن مى گويد: و بعد فهذه رسالة فى الغيبة من العوائد التى استفدتها من شيخى العلامة ادام الله بقاءه و من الفوائد التى اضفتها اليها مما اكتسبتها من مطالعة متاجر الشيخ العلامة اعلى الله مقامه. اين رساله كامل است.
خط: نسخ نازيبا. به نظر مى رسد كه نسخه اصل و به خط مؤلف است.
تعداد برگها: 89، 11/5ھ18.
تعداد سطرها: 24 و 25.

21
سه رساله فقهى (شماره 2)
از مؤلف سه رساله فقهى مزبور. هر سه رساله ناتمام است. شامل: 1 ـ كتاب الطهارة از اول بحث مياه تا قسمتهايى از وضوء. (برگ 1 تا 291).
2 ـ كتاب خمس كه صدراً و ذيلاً ناقص است. (از برگ 292 تا 351).
3 ـ كتاب الرهن. (از برگ 352 تا 443).
در آغاز كتاب الرهن اين عـبارت به چشم مى خورد كه مى نمـايد مباحـث رساله ها به ترتيب شرايع محقـق است: (قال المحقق: كتاب الرهن و النظر فيـه يستدعى فصولاً الاول فى الرهن و هو وثيقة لدين المرتهن. اقول).
فرزند مؤلف مرحوم آيت الله آقاى حاج سيدحسين علوى (م1409) در رويه برگ اول نوشته است: هذه المجموعة من تأليفات سيد العلماء العامـلين الذى يلـيق بجـنابه قدس سره ان يقال له وحـيد عصره و فريد دهره حجة الاسلام والمسلمين السيد محمدمهدى والدى العلامة و انا ابنه حسين الموسوى العلوى النجفى فياناظراً فيه قل لى دعاءً.
خط: نسخ نازيبا.
نسخه اصل و به خط مؤلف.
تعداد برگها: 443، 12ھ18.
تعداد سطور: مختلف، 23 تا 28سطرى.

22
شرائع الإسلام في مسائل الحلال والحرام
از محقق حلى جعفربن حسن (602 ـ 676).
خط: نسخ زيبا و درشت. عناوين به شنجرف.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست و حواشى مختلف دارد. از آغاز و انجام افتادگى دارد.
آغاز آن برابر با صفحه 99 شرائع چاپى به خط عبدالرحيم است. (اواسط كتاب التجارة) و تاديه انف از كتاب ديات را دارد.
تعداد برگها: 323، 19ھ29. 244 برگ آن موجود است. 79 برگ از اول آن ساقط شده است.
تعداد سطور: 20.

23
شرح الألفيه
از جلال الدين عبدالرحمان سيوطى (م911ق) كه شرحى است بر الفيه ابن مالك.
ش1: خط نسخ درشت وخوانا.
كاتب: ابن محمدتقى، على اكبر.
تاريخ كتابت: 1244ق.
تعداد برگها: 117، 14ھ20.
تعداد سطور: مختلف السطر، 18 و 13 سطرى.

ش2: خط نسخ درشت و خوانا.
كاتب: ابن حسين، محمد الموسوى.
تاريخ كتابت: 1262ق.
تعداد برگها: 118، 15ھ5/20.
تعداد سطرها: 15.

24
صلاة مسافر
از مرحوم آيت الله حاج سيدحسين علوى خوانسارى (م ذيحجه 1409).فرزند مرحوم آيت الله محمدمهدى موسوى علوى (م1329). تقرير درس مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى و آيت الله ميرزاى نائينى است كه در سال 1347قمرى نوشته شده است.
مؤلف در رويه برگ اول چنين نوشته است: (يا هو. هذه رسالة شريفة فى صلاة المسافر كتبتها بعد ما حضرت فى مجلس مباحثة حضرة آية الله الملك العلام الحبر المحقق السيد ابوالحسن الاصفهانى أطال الله بقاءه و متّعناالله ببقائه، و مباحثة الميرزا النائينى، و بعد استفادتى منهما ما يمكن استفادتى، كتبتها رجاءَ أن ينتفع به بعض أهل العلم. و انا العبد المذنب حسين الموسوى فى شهر شوال المكرم 1347).
خط: نستعليق ريز و زيبا.
كاتب: مؤلف. مبيّضه اصل است.
تاريخ كتابت: 1347.
تعداد برگها: 65، 13ھ5/20.
تعداد سطرها: 17،18 و 19.

25
ضياء التفاسير
از امير محمدصادق خوانسارى (م 1298) در ذيقعده 1294 از آن فارغ شده است، همچنان كه در نسخه چاپى آمده است. يك دوره تفسير فارسى قرآن است كه در 1298 چاپ سنگى شده است. شرح حال مؤلف در آخر اين تفسير و الكرام البرره (ج2، ص630) به اختصار آمده است.
اين نسخه از اول سوره اعراف تا آخر سوره كهف را دارد.
خط: نسخ. آيات با نستعليق.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست.
تعداد برگها: 384، 12ھ24.
تعداد سطرها: 19.

26
غاية المأمول فى شرح زبدة الاصول
از جوادبن سعدالله بن جواد كاظمى بغدادى، معروف به فاضل جواد (م1065)، و يكى از خواص و اعاظم شاگردانِ شيخ بهائى (م1030). شرحى است جالب به عنوان قال، اقول بر رساله زبدة الاصول شيخ بهائى كه در زمان حيات شيخ تأليف كرده و در 1027 از اين شرح فراغت يافته و از او با دعاى مدظله ياد كرده است.
آغاز: نحمدك يا من وفقنا لسلوك طريق العمل بكتابه المبين و نشكرك يا من هدانا للوصول الى معرفة .
خط: نسخ زيبا. عناوين به شنجرف. متن با خط قرمزى روى آن از شرح جدا شده است.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست، ولى نسخه اى قديمى و تميز است.
تاريخ وقف: 1280.
واقف محمدبن ابراهيم الخوانسارى.
تعداد برگها: 184، 14ھ20.
تعداد سطرها: 22.

27
الفوائد الضيائيه (شرح جامى)
شرح عبدالرحمان جامى (817 ـ 898) بر مقدمه ابن حاجب در نحو است كه چنانچه در اين نسخه هم آمده سال 897 از آن فارغ شده است.
خط: نسخ. روى قسمت متن خط قرمز كشيده شده.
كاتب: قلم على ولد ملا غياث ندوشنى.
تاريخ كتابت: 1091.
از اول به چند ورق كسر دارد.
تعداد برگها: 254، 10ھ17.
تعداد سطرها: 17.

28
القاموس المحيط و القابوس الوسيط: الجامع لما ذهب من كلام العرب شماطيط
از مجدالدين محمدبن يعقوب فيروزآبادى شيرازى (م817) كه به حسب حرف آخر كلمه مرتب شده است و چنانكه در آخر نسخه ما آمده، در مكه از تأليف آن فارغ شده است.
ش1: از آغاز تا آخر باب الطاء المهملة.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف. مادّه لغات به خط درشت. كلمات اعراب ندارد و خط آن چندان زيبا نيست و كاتب و تاريخ هم نامشخص است.
تعداد برگها: 225، 5/19ھ5/28.
تعداد سطرها: 34 تا 35.

ش2: از آغاز باب الظاء المعجمة تا آخر كتاب.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف و متن لغات با خط درشت است.
اين نسخه اعراب ندارد و تميز و خوانا نوشته شده است و به تعدادى از برگهاى اوائل آن رطوبت رسيده.
كاتب و تاريخ كتابت نامشخص.
تعداد برگها: 322، 17ھ31.
تعداد سطور: 25.

29
قرآن مجيد
ش1: خط: نسخ بسيار زيبا. عناوين سور به شنجرف.
تعداد برگها: 323، 5/19ھ30.
تعداد سطور: 17.
تاريخ وقف: 1299.

ش2: خط: نسخ و عناوين سور به شنجرف، صفحات مجدول است.
كاتب: على محمدبن قربانعلى.
تاريخ كتابت: ذيقعده 1188.
تعداد برگها: 226، 7ھ10.
تعداد سطور: 18.

30
القوانين المحكمة
از ميرزا ابوالقاسم گيلانى قمى، معروف به ميرزاى قمى (1150 ـ 1231) كه در سلخ شهر ربيع الآخر سال حدود 1205 در قم از تأليف آن فارغ شده است.
اين نسخه شامل جلد اول و دوّم قوانين و در يك مجلد است.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف. صفحات مجدول است.
تاريخ كتابت و كاتب معلوم نيست، ولى حواشى فراوانى با تعبير منه دام ظله دارد كه مى نمايد در دوران حيات مؤلف نوشته شده است.
تعداد برگها: 264، 20ھ29.
مختلف السطر: 26 و 27سطرى.

31
الكافى
از محمدبن يعقوب كلينى (م329 يا 328).
ش1: شامل كتاب الجهاد تا آخر فروع و نيز مجموع روضه.
خط: نسخ زيبا و تميز و مُعرَب، عناوين به شنجرف.
علامت بلاغ دارد و مقابله و تصحيح شده و نسخه بسيار ارزنده اى است.
كاتب: محمدسلمان بن عبدالباقى العلائى الگلپايگانى.
تاريخ كتابت: 16 شعبان 1078.
تعداد برگها: 481، 22ھ35.
تعداد سطور: 25.
واقف: آقاحسنعلى.
تاريخ وقف: رجب 1113.

ش 2: دوره كامل اصول كافى.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف.
تاريخ كتابت: در آخر كتاب الايمان و الكفر 14 شوال 1108 قيد شده است.
تعداد برگها: 370، 16ھ5/23.
تعداد سطور: 21.

32
كتاب من لايحضره الفقيه
از شيخ صدوق، محمدبن على بن بابويه (م381) در چهار جزء و يكى از كتب اربعه حديث است.
ش1: از آغاز تا حديث حقوق امام زين العابدين(ع) و دنبال آن باب الفروض على الجوارح.
انجام: والوصية طويلة اخذنامنها موضع الحاجة.
خط: نسخ، عناوين به شنجرف. نسخه تصحيح شده.
كاتب: على اصغر بن جلالا (كذا).
تاريخ كتابت: شوال 1058 يا 1078.
تعداد برگها: 246، 20ھ26.
تعداد سطور: 25.
با تملك محمدعلى بن محمدصادق خوانسارى قودجانى.
واقف عبدالمبين بن اسماعيل خوانسارى.
تاريخ وقف: 1249.

ش2: از ابواب القضايا و الاحكام تا آخر. مشيخه را ندارد.
انجام موجود: اهل بيتى و… فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.
خط: نسخ درشت. جاى عناوين بياض است. حاشيه نويسى دارد.
كاتب: شيخ على بن ابراهيم حسين بن تاج الدين.
تاريخ كتابت: شعبان 1077.
تعداد برگها: 247، 5/19ھ28.
تعداد سطور: 20.
واقف: عبدالمبين بن اسماعيل خوانسارى.
تاريخ وقف: 1249.

33
كفاية الاحكام
از مولى محمدباقر، معروف به محقق سبزوارى (م1090).
از محقق سبزوارى محمدباقربن محمد مؤمن (1017 ـ 1090).
انجام موجود: و لايجب على كل منهما بذل ماله للآخر بالعوض.
اين نسخه از اول كتاب تا آخر وصيت است.
خط: نسخ زيبا. عناوين به شنجرف.
كاتب و تاريخ كتابت مشخّص نيست.
تعداد برگها: 136، 16ھ25.
تعداد سطور: 29.

34
كتابى در علم كلام
چون آغاز و انجام آن ساقط شده است، مؤلف و نام كتاب شناخته نشد. در آغاز آن از سلطان سليمان خان بن سلطان سليم خان عثمانى با اين تعبير: خليفة الرحمن، عاشر آل عثمان السلطان ابن السلطان سلطان [كذا] سليمان خان بن سلطان سليم خان أبّدالله سلطنته الى انتهاء الزمان… (جلوس 926، وفات 974هـ). تمجيد و براى او و نيز وزيرش رستم پاشا دعا كرده و پيداست كه تأليف در زمان حيات آن دو صورت گرفته است. در آن از فاضل رومى و فاضل جرجانى فراوان نقل و نقد شده است. همچنين مؤلف از شرح طوالع نقل مى كند. تعابير قال المصنف و قال الشارح در آن فراوان ديده مى شود.
اين نسخه تا بحث (الوجود يساوق الشيئية) را دارد.
آغاز موجود: ابكار الجنان. لم يطمثهن انس و لاجان. و كان نظر طلاب الحق فيهن كعطشان.
انجام موجود: و المنازغ ناظر الى المساوقة بل له مدخل فى التفريع لان المساوقة ثابتة بالبداهة.
خط: نستعليق زيبا. عناوين قال و اقول به شنجرف. از اواسط نسخه به بعد بجاى عناوين بياض است و در دو مورد دو حاشيه كوتاه با تعبير منه سلّمه الله ديده مى شود.
تعداد برگها: 166، 15ھ21.
تعداد سطور: 21 .
پس از مقدمه در پشت برگ اول در آغاز كتاب آمده است: قال الفاضل الكامل كاشف معضلات المسائل تغمّده الله بغفرانه و اسكنه في اعلى فراديس جنانه: خصّ بالذكر. اقول: هذا من قبيل قولنا خصصت قال الفاضل الجرجانى: من بين صفاته العلى. اقول: العلى جمع العليا… و بيشتر تعبير (قال الفاضل الرومى) دارد تا قال الفاضل الجرجانى.

35
مجموعه
1 ـ غاية البادى فى شرح المبادى. از شيخ محمدبن على جرجانى، شاگرد علامه حلّى كه شرح مبادى الاصول علامه حلى (648 ـ 726) است و در زمان علامه تأليف شده است.
از برگ 1 تا 66.
2 ـ المقاصد العليه فى شرح الرسالة الألفية از شهيد ثانى (911 ـ 965) كه شرحى است بر رساله الفيه شهيد اول (734 ـ 786). از برگ 67 تا 174.
رساله اول تا 6سطر از خاتمه را ،كه بعد از استصحاب است، دارد.
انجام موجود رساله اول: و نقل عن الفقهاء من الاستحسان دخول الحمام من غير تقدير عوض للماء المستعمل فيه و لاتقدير مدة الكون و قال الشافعى.
خط: نسخ. عناوين به شنجرف. در هر دو رساله متن از شرح با خط قرمز جدا شده است.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست.
تعداد برگها: 174، 5/14ھ5/20.
تعداد سطور: 23.

36
مجموعه
1 ـ انوار الملكوت فى شرح الياقوت از علامه حلى (648 ـ 726)
از برگ 1 تا 107.
2 ـ نظم الدرر فى واجبات النظر از تقى الدين ابراهيم بن سلامة الشقراوى چنانكه در برگ 108 آمده است.
از برگ 108 ـ 173.
خط: نسخ بسيار قديمى و مصحّح. علامت بلاغ دارد.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست، ولى روى برگ اول نوشته شده: كاتب در زمن مؤلّف نوشته است. و نيز پشت برگ 170 به همان خط متن اين عبارت ديده مى شود: هذا تاريخ الولد الصالح احمدبن ابراهيم بن محمدبن سالم. ولد يوم الخميس فى شهر صفر فى اوّل عشر [كذا] و سبعين وسبع مائة من الهجرة النبوية كه مى نمايد نسخه بسيار قديمى است.
نيز در برگ 108 در آغاز كتاب نظم الدرر از مؤلفش با دعاى ادام الله علوه و رفعته و أمَدَّظله و اتمّ بغيته، ياد شده است.
كتاب اول تا يك برگ از بحث القول فى امامة الاحد عشر بعده را دارد.
انجام كتاب اول: و اما المخالفون فى الفروع كالمسائل الشرعية فانهم خاطئون غير فَسَقَةٍ بالاجماع.
كتاب دوم نيز تا همان بحث را دارد.
انجام كتاب دوّم: قال النبى صلى الله عليه وآله من شرب الماء و ذكر الحسين و لعن قاتله كتب الله له مائة الف حسنه و محاعنه مائة الف سيئة و رفع له مائة الف درجة.
تعداد برگها: 173، 5/12ھ5/17.
مختلف السطر: 19، 22 و 23. با تملك سال 1113.

37
مجموعه
شامل:
1 - نصايح و مقالات خواجه عبدالله انصارى (برگ1 ـ 8) كه انجام آن افتاده است.
2 ـ رساله اى شبيه معراج السعاده (از برگ 9 ـ 155) كه در دو جاى آن به مرحوم نراقى مطلبى نسبت داده شده است.
3 ـ رساله اى در بيان مصائب سيدالشهداء (از برگ 156 ـ 167).
انجام رساله اول و آغاز رساله دوم افتاده است.
آغاز رساله اول: اى عزيز دنيا جاى عبور است نه شهرستان سرور است.
انجام موجود: نافرمانى خدا كن به قدر طاقت.
آغاز موجود رساله دوّم: لمولاك بقدر حاجتك اليه.
انجام: يعنى پيروى او نكند بكشد او را به سوى دوزخ.
آغاز رساله سوم: از حضرت امام محمد باقر منقول است كه چون حضرت سيدالشهداء.
انجام: بعد از آن تعزيه دارى از سر گرفتند.
خط: نسخ و نستعليق، عناوين به شنجرف.
كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست.
تعداد برگها: 167، 5/10ھ16.
تعداد سطور: 17 و 18.

38
مجموعه
شامل دو رساله:
1 ـ اصول شيخ جعفر كاشف الغطاء، (م1228)،(برگ 1 ـ 61). كه همان است كه در آغاز كشف الغطاء آمده است.
2 ـ رساله مقدمه واجب از آقاحسين خوانسارى (برگ 62 ـ 90) رساله مفصلى است درباره مقدمه واجب.
روضات آن را اين گونه وصف نموده است: (رسالة فى نفى وجوب مقدمة الواجب تعرض فيها للرد على السبزوارى و الفاضل القزوينى و النائينى). اين رساله چاپ شده است. (فهرست رضوى ج6، ص49 ـ 50) اين نسخه مطابق با نسخه شماره 6704 كتابخانه آستان قدس رضوى است.
آغاز رساله اول: المقصد الاول فيما يتعلق ببيان بعض المطالب الاصولية.
انجام رساله اول: بعد غسله او غسل بعضه او بعد اتمام العمل مضى عمله.
خط: نستعليق. عناوين به شنجرف.
تاريخ كتابت: شوال 1247.
تعداد برگها: 90، 14/20.
تعداد سطرها: 23.

39
مجموعه
شامل:
1 ـ الوسيلة الى نيل الفضيلة. از ابن حمزه طوسى، محمدبن على (قرن6) برگ 1 ـ 67؛
2 ـ غنية النزوع الى علمى الاصول و الفروع. برگ 68 ـ 158. از ابوالمكارم ابن زهره حمزة بن على بن زهرة (511 ـ 585).
خط: نسخ زيبا. جاى عناوين بياض است.
كاتب: مهدى بن محمدطاهر الخوانسارى.
تاريخ كتابت كتاب اول: جمادى الاخرة 1232.
تاريخ كتابت كتاب دوم: 1265.
تعداد برگها: 158، 19 ھ5/28.
تعداد سطور: 21 و 23.
نسخه مصحح نيست.
آغاز كتاب اوّل: اما بعد حمدالله الكريم الآلاء العظيم النعماء و الصلوة على نبيّه محمد صلى الله عليه و آله خاتم الانبياء و سيد الاولياء… فانّى اوصيك يا بُنَيَّ بتقوى الله… و قد سمّيته بالوسيلة الى نيل الفضيله…
انجام كتاب اوّل: و ان لم يتخلّف شيئاً للدين و لا الكفن و يتبرّع احد بكفنٍ له يكفن له ثم آخر و آخر ما كان ما حصل للورثة دون الدّيان.
آغاز كتاب دوم: بعد الحمد و البسملة… فانى لمّا رأيت كتب اصحابنا رضى الله عنهم فى التكليف عقلاً و سمعاً بين مطول…
توجه: اين نسخه غنية هم شامل اصول دين است در 24 برگ، و هم شامل اصول فقه در 15برگ. و هم شامل بخش فقه.
آغاز بخش اصول فقه: لما كان الكلام فى فروع الفقه يبتنى على اصول له. وجب الابتداء به [كذا] اصوله ثم اتباعها بالفروع….
آغاز بخش فقه: الكلام فى التكليف السمعى اعلم ان الاركان من عبادات الشرع خمس: الصلوة و الصوم و الزكوة والحج و الجهاد….
انجام بخش فقه: مستغـفرون له تعالى من تعقير [كذا ظ: تقصـير] عن واجب قصدناه و عدول عن حق فيمـا نظرناه … اليه سبحانه و كل ما خالف الصواب… متوسلين اليه بأكرم الوسائل لديه فى توفير حظّنا من الثواب عليه….

40
مجموعه
شامل:
1 ـ التوحيد (برگ 1ـ 181) از محمدبن على بن بابويه قمى، معروف به شيخ صدوق (م381).
2 ـ طب الائمة (بـرگ 182 ـ 238) تأليف عبدالله و حسـين ابنـى بسطـام. چـاپ شده است. (ذريعه، ج15، ص139 ـ 140).
آغاز رساله2: و بعد فهذا كتاب يشتمل على طب اهل البيت عليهم افضل التحية و السلام حدثنا.
انجام رساله 2: و ما اُنزل عليهما الاتحولتم عن مسكننا.
خط: نستعليق. عناوين به شنجرف. درآغاز فهرست توحيد در دو برگ آمده است.
كاتب: جعفربن غازى رازى.
تاريخ كتابت كتاب اول: 20 شعبان 1055 و به دنبالش افزوده شده است: (روزى كه اعتماد الدولة كشته شد.)
تاريخ كتابت كتاب دوم: رمضان 1055.
تعداد برگها: 238، 17ھ25.
تعداد سطور: 19 و 20.

41
مجموعه
شامل سه رساله:
1 ـ واجبات، مختصر و شامل فروع عبادات.
2 ـ معراج نامه.
3 ـ موسى نامه.
آغاز معراج نامه ـ بعد البسمله و الحمدله: اما بعد بدانكه در اخبار صحيح وارد شده كه حق سبحانه و تعالى جل جلاله و عم نواله.
آغاز موسى نامه: بعد البسمله و الحمدله، حمد بى حد و مرز حضرت كبريا.
خط: نسخ نازيبا و مغلوط.
آغاز وانجام كسر دارد و به اوراق رطوبت رسيده و گوشه بسيارى از آنها پاره و ساقط شده است.
كاتب: ملاميرزا محمد عزيزالله.
تاريخ كتابت: 1235 و 1236.
تعداد برگها: 80، 10ھ15.
مختلف السطر: 8 و 9سطرى.

42
مجموعه 24 رساله
شامل رساله هاى كوتاه و متعدد:
1 ـ آداب المناظرة، آغاز آن ساقط شده و مؤلفش مجهول است. برگ 1 ـ 7.
آغاز موجود: و فيضه لاحتياج الناظر المباحث إليه ليعصمه عن الخطاء الواقع فى المناظرات.
انجام: زادك الله تعالى من الفهم و اوفر حظّك فى العلم و احياك فى الحلم و هداك الى ما يهتدى إليه ذهنك انّه عزيز جليل واهب الجزيل.
قسمت موجود شامل يك مقدمه، تتمّه، دو مقصد و يك خاتمه است.
2 ـ رساله اى در منطق (ايساغوجى) از امير الدين ابهرى، از برگ 10 ـ 18.
آغاز: نحمدالله على توفيقه و نسأله هداية طريقه والهام الحق بتحقيقه و نصلّى على نبيّه محمد.
انجام: والعمدة هو البرهان لاغير.
3 ـ شرح رساله ايساغوجى ابهرى، از عمادبن حسن بن على فارسى. برگ 19 ـ 37. تاريخ ختم تأليف در اين نسخه، 14 ربيع الآخر 842 ذكر شده است.
4 ـ رساله در فلسفه درباره تحقيق كليات، شامل چند قاعده و يك خاتمه و يك وصيت. برگ 37 ـ 42.
آغاز: الحمدلله مخترع ماهيات الاشياء و هوياتها المطّلع على كلّيات الامور…
انجام: انّه على كل شىءٍ قدير و بالإجابة جدير، والله أعلم بالصواب و إليه المرجع و المآب و صلّى الله على لبّ اللباب و هادى اولى الألباب محمد و آله اجمعين….
5 ـ تهذيب المنطق تفتازانى. برگ 44 تا 58.
6 ـ الرسالة اللدنية از ابوحامد غزالى (م 505). برگ 59 تا 67.
7 ـ رساله اى مختصر درباره برخى مسائل علم بيان، مانند مجاز. برگ 68 تا 72.
8 ـ رساله اى در علم بلاغت شبيه و به ترتيب تلخيص المفتاح خطيب قزوينى. برگ 73 ـ 87.
آغاز: الحمدلله الذى خلق الانسان، علّمه البيان و أسبغ له الإحسان فألهمه التبيان.
انجام: و ليكن هذا آخر ما اردنا ايراده فى هذه الرسالة و قصدنا افراده في هذه المقالة.
9 ـ رساله اى در علم حساب از ابوالعلا محمدبن احمد البهشتى الاسفراينى. برگ 88 ـ 99.
آغاز: الحمدلله مبدع الآحاد و مؤلف الاعداد و مقسمها الى الازواج و الافراد.
انجام: هذا آخر ما اردنا ايراده فى هذه الرسالة معرضين عن الاطناب و الاطالة.
10 ـ شرح رساله لمع در حساب. تأليف شهاب الدين احمدبن هاشم، از محمدبن محمدبن احمدبن محمد سبط الماردينى. برگ 100 ـ 119.
آغاز: الحمدلله حمداً يليق بجلاله و الصلاة و السلام على محمد و صحبه و آله.
انجام: و ضرب المآت فى المآت و ضرب المآت فى الالوف.
11 ـ شرح قصيده روحانيه از شمس الدين سمرقندى كه به حاكمى به نام عبدالرحمان تقديم شده است. برگ 124 ـ 128.
12 ـ رساله زوراء در حكمت از ملاجلال دوانى. برگ 130 ـ 133. ريحانة الادب (ج2، ص235) مى گويد: اين رساله در قاهره چاپ شده.
آغاز: الحمد لذاته لوليه لذاته و الصلاة على مرتبته الجامعة لجميع صفاته.
انجام: و الصلاة على القدّيسين، خصوصاً على سيّدنا سيد الكلّ فى الكلّ و آله و أصحابه أجمعين.
13 ـ رساله در شرح خطبه رساله زوراء پيش.برگ 133 ـ 136.
آغاز: سألت ايّدك الله تعالى بروحٍ منه و حسن التوفيق.
انجام: و على آله و اصحابه المنزّهين من كلّ شين، الفائزين بسعادة النشأتين و سيادة المنزلتين.
14 ـ حاشيه رساله زوراء از خود ملاجلال دوانى. و در آغاز آن مى گويد كه بعد از تأليف رساله زوراء برخى از من خواستند كه حواشى توضيحى بر آن بنويسم و من قبول كردم. برگ 136 ـ 144.
15 ـ رساله آداب البحث، كه به نجم الدين عبدالرحمن تقديم شده است. برگ 146 ـ 151.
آغاز: هذه رسالة فى آداب البحث يحتاج اليها كل متعلم لتكون حافظة له من الضلالة فى البحث.
انجام: و ان لم يكن يلزم العلية و بها يحصل المقصود كما مرّ.
16 ـ رساله استعارات از خواجه ابوالقاسم سمرقندى. برگ 152 ـ 154.
17 ـ رساله وضعيه از ابراهيم بن محمدبن عربشاه اسفراينى كه در شرح فايده اى از عضدالدين ايجى تأليف شده است. برگ 158 تا 190.
18 ـ شرح رساله استعارات خواجه ابوالقاسم سمرقندى كه ذيل شماره 16 همين مجموعه معرفى شد.
شارح مشخص نيست. از برگ 191 ـ 199.
آغاز: الحمدلله المجد [كذا] و الصلاة على رسوله محمد و على آله و اصحابه من الأزل الى الأبد.
انجام: هذا آخر ما اوردناه فى شرح الرسالة و الحمدلله اولاً و آخراً….
19 ـ رساله اى در شرح تعريف اسم. برگ 200 ـ 204.
آغاز: اعلم انّ المتقدمين من النحاة عرفوا الاسم بانه مادل على معنى فى نفسه، و للعلماء فى.
انجام: كقول القائل زيد فى جوابك اذا قلت: من جاء…
20 ـ رساله اى مانند رساله قبل. برگ 205 ـ 207.
آغاز: اعلم ان نسبة البصيرة الى مدركاتها كنسبة البصر الى محسوساته.
انجام: و ايراد الضمير الدال على ارادة الارتباط الذي يستحيل وجوده مع الا يقاع و الله اعلم، تمت الرسالة الشريفة الشريفية.
21 ـ رساله اى در نحو شبيه صمديه. برگ 209 ـ 212.
آغاز: الكلمة لفظ موضوع مفرد و هى اسم او فعل


صفحه 15

اخبار


درگذشت‌ها
درگذشت حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى‌
جهان اسلام در آذر ماه شاهد واقعه‌اى هولناك و جانگداز بود: غروب ستاره‌اى درخشان در آسمان دين و دانش كه بيش از هفتاد سال نور افشانى كرد و خوش درخشيد.
فقيه بزرگ و مرجع گرانقدر، زعيم حوزه‌هاى علميه، اسوة الفقهاء و سيّد العلماء، حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج سيد محمد رضا موسوى گلپايگانى - قدس الله نفسه الزكيّه - يكى از برترين عالمان دين و بزرگترين مراجع تقليد جهان تشيّع به شمار مى‌رفت.
آن مرحوم در هشتم ذيقعدة الحرام 1316 در بخش «گوگد» گلپايگان، پا به عرصه وجود نهاد. به مناسبت تقارن ولادتش با سالروز ولادت امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا - عليه السلام - نامش را محمدرضا و كنيه‌اش را ابوالحسن و لقبش را هبة الله نهادند. پدرش مرحوم آقا سيد محمد باقر امام عالمى، معروف به زهد و تقوا و پايبند به آداب و مستحبات دينى و كوشا در امر به معروف و نهى از منكر بوده است. در سه سالگى مادر و در نُه سالگى پدر را از دست داد. دوران كودكى را با مشكلات و سختيهاى فراوان و فقدان پدر سپرى كرد و تحصيلات ابتدايى را در مكتبخانه گذراند. نوجوانى بيش نبود كه شوق تحصيل علوم اسلامى او را به سوى مرحوم آيت الله ملا تقى گوگدى (م 1353ق)
كشانيد و در نزد ايشان ادبيات عرب را فراگرفت. سپس نزد مرحوم آيت الله سيد محمد حسن خوانسارى (م 1337ق، برادر مهتر آيت الله العظمى سيد احمد خوانسارى) زانوى ادب به زمين زد و ادبيات و قسمتى از سطوح را از ايشان استفاده كرد. نوزده ساله بود كه به سوى اراك شتافت و در مدرسه آقا سيد ضياء الدين به تكميل دوره سطوح پرداخت. در 1337 ق به مجلس درس مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى حاضر شد و تا سال 1340 ق در اراك از آن مرد بزرگ بهره‌ها برد. بيست و چهار ساله بود كه به دنبال مهاجرت استادش آيت الله حائرى، به قم كوچيد و در مدرسه فيضيه ساكن شد. استاد با مشاهده و استعداد و فهم شاگرد سختكوش بدو بسيار علاقمندشد و او رادر شمار اصحاب خاص و هيئت استفتاء قرار داد و تصحيح كتاب الصلاة خودرا به او و آيت الله العظمى اراكى واگذار نمود. معظم له نيز تا پايان عمر استاد (1355) ملازم درس ايشان بود.
آيت الله فقيد در سال 1341 ق در قم به مدت هشت ماه از محضر آيات عظام ميرزاى نائينى و آقا سيد ابوالحسن اصفهانى استفاده برد. از ديگر اساتيد آيت الله فقيد مى‌توان از آيات عظام حاج شيخ محمدرضا مسجد شاهى اصفهانى، حاج شيخ ابوالقاسم كبير، آقاى بروجردى، آقا ضياء عراقى و مرحوم شيخ محمد حسين غروى اصفهانى نام برد. ايشان از آيت الله العظمى حائرى اجازه اجتهاد (در 24 سالگى) و از مرحوم حاج شيخ عباس محدّث قمى و آقا شيخ محمدرضا اصفهانى اجازه روايت داشته است.
مرجع فقيد از آغاز ورود به حوزه علميه قم در سال 1340 ق به تدريس رسائل، مكاسب و كفايه اشتغال ورزيد و پس از وفات استادش آيت الله حائرى تدريس خارج فقه و اصول را شروع نمود كه تا گاهى چند پيش از وفاتشان ادامه داشت. ايشان در طول بيش از هفتاد سال تعليم دانش اهل بيت، صدها تن از ستارگان درخشان آسمان علم را به جامعه اسلامى تحويل داده است. برخى از زبده‌ترين شاگردان ايشان عبارتند از حضرات آيات و حجج اسلام مرحومان: مرتضى حائرى يزدى، عبدالرحيم ربانى شيرازى، مرتضى مطهرى، محمد على قاضى طباطبايى، سيد اسدالله مدنى، محمد مفتح، سيد محمد حسينى بهشتى، و آقايان: حسينعلى منتظرى، على مشكينى، ناصر مكارم شيرازى، سيد محمد على علوى گرگانى، على احمد ميانجى، جعفر سبحانى، لطف الله صافى گلپايگانى، حسن حسن زاده آملى، محمد مؤمن، رضا استادى، سيد محسن خرازى، على كريمى جهرمى، احمد صابرى همدانى، حسن شب زنده دار، على افتخارى گلپايگانى، مهدى يثربى كاشانى، مجدالدين محلاتى، احمد جنتى، مرتضى مقتدايى، على پناه اشتهاردى، محسن حرم پناهى، جلال طاهر شمس گلپايگانى، محمد واعظ زاده خراسانى، سيد محمد باقر ابطحى، احمد آذرى قمى، محمد تقى ستوده، غلامرضا صلواتى، على نيرى همدانى و على ثابتى همدانى و...
تقريرات درس آيت الله فقيد را عده بسيارى به رشته تحرير در آورده‌اند، آنهايى كه به چاپ رسيده است عبارتند از: 1 - كتاب الحج، سه جلد تاكنون 2 - الهداية الى من له الولاية، درباره ولايت فقيه 3 - نخبة الاشارات فى احكام الخيارات. هر سه از آقاى احمد صابرى همدانى. 4 - كتاب القضاء در دو جلد 5 - كتاب الشهادات 6 - بلغة الطالب فى التعليق على بيع المكاسب ،هر سه نوشته آقاى سيد على حسينى ميلانى 7 - الدر المنضود فى احكام الحدود 8 - نتايج الافكار فى نجاسة الكفار، هر دو از آقاى على كريمى جهرمى 9 - كتاب الطهارة 10 - كتاب القضاء، هر دواز آقاى هادى مقدس نجفى.
1مرجع فقيد در كنار اشتغالات گوناگون از تأليف و تصنيف نيز فروگذارى نكرده است. آثار قلمى آن مرحوم عبارتند از: 1 - حاشيه بر عروة الوثقى 2 - حاشيه بر وسيلة النجاة 3 - رساله صلاة الجمعة 4 - رسالة فى المحرمات بالنسب 5 - مسائل الحج 6 - افاضة العوائد، تعليقه بر درر الاصول مرحوم حائرى 7 - رساله در عدم تحريف قرآن 8 - كتاب الطهارة 9 - كتاب الحج 10- كتاب الحدود 11- صلاة الجمعة 12- حواشى بر ملحقات عروة الوثقى. و اينها بجز پيامها، اعلاميه‌ها و بيانيه‌هاى مختلفى است كه از سال 1342 تا سال 1372 به مناسبتهاى گوناگون صادر فرموده‌اند كه اگر گردآورى شود، سه جلد كتاب قطور را تشكيل خواهد داد.
آيت الله العظمى گلپايگانى - ره - در طول سى و دو سال مرجعيت يكى از اقطاب فتوا و اركان فقاهت بودند و روزانه استفتائات گوناگونى از سراسر جهان به محضر ايشان ارسال مى‌شد و ايشان در تمام ابواب فقه فتوا داده‌اند و از همين رهگذر اكنون مجموعه فتاواى بسيارى از ايشان در دست است كه عبارتند از: 1- منتخب الاحكام (با ترجمه انگليسى) 2- مختصر الاحكام (با ترجمه عربى و اردو) 3- توضيح المسائل (بيش از هشتاد بار به چاپ رسيده و به زبانهاى اردو، چينى. تركى آذرى و تركى لاتين ترجمه شده است) 4 - مجمع المسائل - در 3 جلد و مشتمل بر ابواب گوناگون فقه - 5 - مناسك حج (به زبانهاى عربى. اردو. روسى و انگليسى ترجمه شده است) 6- احكامى از حج 7- سؤال و جواب درباره مسائل حج 8- آداب و احكام حج 9- دليل الحاج 10- احكام عمره 11- هداية العباد (به عربى و در برگيرنده تعليقه ايشان بر «عروه»، «وسيله»، «توضيح المسائل» و برخى از استفتائات در دو جلد) 12- رساله امر به معروف و نهى از منكر و مسائل اجتماعى اسلام 13- مسائل نماز خوف و مطارده و احكام جبهه.
مرجع بزرگ شعيه علاوه بر تدريس و تربيت عالمان دين، تأليف، فتوا، رهبرى و روشنگرى جامعه شيعه به بنيان نهادن دهها مؤسسه فرهنگى و دينى در گوشه و كنار جهان و آبادانى صدها مسجد و مدرسه در سراسر كشور دست يازيد كه برخى از آنها عبارتند از:
1 - دارالقرآن كريم. اولين مؤسسه قرآنى كشور است كه در سال 1352 پا گرفت و به كار چاپ و نشر قرآن مجيد، ترجمه دقيق قرآن، بررسى اغلاط ترجمه‌هاى موجود و تصحيح آنها، تشكيل موزه قرآن، گردآورى نسخه‌هاى خطى و چاپ قرآن، تشكيل كتابخانه تخصصى قرآن، چاپ و توزيع كتابهاى قرآن، نشر مجله «رسالة القرآن» و «پيام قرآن» و تشكيل «كنفرانس علوم و مفاهيم قرآن» و چاپ مجموعه مقالات و سخنرانيهاى آن پرداخته است.
2 - بيمارستان. كه با داشتن بخشهاى قلب، جراحى، زايمان، اوژانس، داخلى، اطفال، اعصاب و راديولوژى يكى از بزرگترين بيمارستانهاى كشور به شمار مى‌رود و تاكنون منشأ خدمات بسيار به روحانيون و مردم و رزمندگان اسلام در طول جنگ تحميلى بوده است.
3 - كتابخانه. كه به داشتن حدود يكصد هزار جلد كتاب چاپى و دوازده هزار جلد كتاب خطى يكى از غنيترين كتابخانه‌هاى كشور به شمار مى‌رود.
4 - مجمع جهانى اسلامى در لندن 5 - مركز معجم المسائل الفقهية 6 - مسجد عظيم و باشكوهى در قم 7 - بعثه حج (كه در ايام حج راهنماى دلسوز تمامى حجاج شيعى و مبلغ دلسوز تشيع به شمار مى‌رود) 8 - مدرسه معظم و شكوهمند (كه اينك در كنار مسجد اعظم و مدرسه فيضيه، سه قطب عمده تدريس در حوزه علميه قم به حساب مى‌آيد) 9 - دار الايتام 10 - مؤسسه خيريه حضرت ولى عصر (عج).
آيت الله العظمى گلپايگانى از بدو حركت شجاعانه روحانيت به رهبرى امام راحل، به مبارزات پيگير و بى امان خويش با ديو استبداد پرداخت و اولين اعلاميه اعتراض به لايحه ننگين «انجمنهاى ايالتى و ولايتى» در مهر ماه 1341 شمسى از سوى ايشان صادر شد و بدنبال آن بود كه پيامها و بيانيه‌هاى معظم له تا سقوط رژيم پهلوى هر روز ادامه يافت. از اقدامات ايشان در مقابل رژيم شاه عبارتند از: سرباز زدن از ملاقات با شاه مقبور نخست وزيران و فرستادگان دربار؛ تحريم برنامه اوقاف و اعلاميه عليه معاملات و همكارى با سازمان اوقاف؛ قطع شهريه كسانى كه با اوقاف همكارى مى‌نمودند و تحريم امامت جماعت و گوش دادن به سخنرانى آنان؛ حرام شمردن خريد و فروش و مصرف و توزيع گوشتهاى وارداتى از خارج و قبول نكردن وجوهات فروشندگان آنها (هرچند مى‌شد تحت عنوان مال مخلوط به حرام، خمس آن را پذيرفت)؛ اعتراض شديد و پيام كوبنده عليه تغيير تاريخ هجرى به تاريخ منحوس شاهنشاهى ؛ مخالفت صريح با حزب رستاخيز و تحريم شركت مسلمانان در آن؛ مخالفت صريح با طرح امتحان دولت از طلاب و انكار صلاحيت آنان براى اين امر كه باعث عقب نشينى دولت وقت و مصون ماندن حوزه از اين طرح ننگين شد؛ اعتراض شديد عليه گسترش بى بند و بارى و فساد و فحشا و رواج منكرات و فرستادن نامه‌اى سرگشاده به شاه و تذكر عواقب وخيم آن؛ اعتراض و مخالفت بسيار شديد عليه سينما در شهر قم تعطيل نمودن درس و نماز جماعت خويش به مدت يك هفته؛ مخالفت و اعتراض عليه تاجگذارى شاه و انتخاب وليعهد و اخراج فرستادگان رژيم از بيت خويش و سرباز زدن از ديدار و پذيرفتن اعوان ظلمه و خوار نمودن آنان؛ پيام در جهت تجليل از مقام شهيد سعيدى و اعلام مجلس ختم براى ايشان در مسجد امام؛ تجليل از مقام مرحوم شهيد حاج آقا مصطفى خمينى و تشكيل دو مجلس ختم در مسجد اعظم و شكستن سد رعب و ممنوعيت برپايى مجالس بزرگداشت و مطرح شدن نام حضرت امام در آن مراسم؛ استفسار از حال تبعيدشدگان و سركشى به خانواده‌هاى آنان و رسيدگى به احوال آنان؛ حمايت از مقام امام خمينى و بويژه در برابر اهانت روزنامه اطلاعات به مقام امام راحل و تأكيد بر مقاومت روحانيت و پيگيرى اعتراضها و راهپيماييها و صدور اعلاميه‌هاى روشنگر و كوبنده در لحظات حساس و دلجويى و تأييد علماى مبارز شهرستانها.
اين اقدامات معظم له باعث شد تا مزدوران رژيم براى لطمه زدن به ساحت ايشان از هيچ كارى فروگذارى نكردند و دوبار (سوم فروردين 1342 در مدرسه فيضيه و 19 ارديبهشت 1357ش) به سوى معظم له حمله كرده و قصد ضرب و جرح آن مرجع بزرگوار را داشتند كه لطف خدا و جانفشانيهاى اطرافيان باعث حفظ ايشان شد.
پس از پيروزى انقلاب نيز هماره جهت تأييد كامل مواضع حضرت امام و تقويت موقعيت ايشان به عنوان رهبر نظام، و فراخواندن مردم به پيروى كامل از حضرت امام، توصيه به افراد صالح براى شركت در مناصب نظام، طرح مباحث مورد نياز حكومت اسلامى در درس خارج فقه (قضا، حدود و شهادات)، شركت در تمام مراسم انتخابات و صدور پيامهاى گوناگون مبنى بر شركت مردم در انتخابات، تقويت دولت اسلامى و حرام شمردن مخالفت با دستورات و مقررات دولت و نهى از فروش اجناس قاچاق، حمايت مادى و معنوى از رزمندگان اسلام در طول جنگ تحميلى و ارسال هيئتهاى مختلف به جبهه‌هاى نبرد و اجازه مصرف ثلث در مصرف جبهه‌ها و بر عهده گرفتن ساختمان مراكز درمانى و بهداشتى استانهاى زلزله زده در جريان زلزله خرداد 1369 و دهها اقدام ديگر فعال بودند.
آيت الله فقيد با امام راحل از دير زمان ارتباطى صميمى و بسيار نزيك داشته‌اند كه سابقه آن به هفتاد سال پيش و محفل درس استادشان آيت الله العظمى حائرى مى‌رسيد. اين يكدلى و يكرنگى و صميميت پس از وفات مرحم آيت الله بروجردى به اوج خود رسيد كه براى جلوگيرى از توطئه‌هاى مختلف رژيم براى محو ارزشهاى اسلامى همكارى تنگاتنگى را با هم آغاز نمودند كه تا پايان عمر حضرت امام ادامه داشت.
مرجع بزرگ شيعه جامع فضايل اخلاقى و كمالات نفسانى بود. ويژگيهاى بارز ايشان عبارتند از: زهد و بى اعتنايى به زخارف دنيا، تواضع، بهره ورى از فرصتها، تجليل از مقام فقها و مراجع معاصر، صبر در مصيبت فقدان فرزند برومندش، تشويق عالمان و نويسندگان، اهتمام بسيار به حفظ و قرائت قرآن (به طورى كه در هر شبانه روز با تمام گرفتاريها دو نوبت قرآن تلاوت مى‌فرمودند)، عشق به ساحت مقدس ائمه اطهار (به گونه‌اى كه سالها - حتى پس از مرجعيت - به منبر تشريف برده و اخبار آل محمد - ص - را به گوش مردمان مى‌رسانيدند و روزهاى عاشورا روضه مى‌خواندند و در عزاى امامان بشدت مى‌گريستند و به زيارت مرقد آنان مكرر مشرف مى‌شدند، تقيد بسيار به مستحبات و ترك مكروهات (به طورى كه بايد آن جناب را زنده كننده مراسم اعتكاف در سراسر ايران بر شمرد و رواج عزادارى فاطميه دوم را بايد از او دانست)، احترام بسيار به استاد (كه هميشه پيش از درس فاتحه‌اى براى استادش قرائت مى‌فرمود و به استاد زاده خويش مرحوم آيت الله حاج آقا مرتضى حائرى - با اينكه شاگردش بود - بسيار احترام مى‌نهاد).
سرانجام آن عبد صالح خدا پس از عمرى سرشار از توفيق و پربار از خدمات دينى و علمى و پس از طى بيمارى كوتاه مدت در 96 سالگى در شامگاه روز پنجشنبه 18 آذر 1372 (24 جمادى الثانى 1414 ق) نداى حق را لبيك گفت و فقدانش قلب تمام مسلمين جهان را در هم فشرد. مردم در سوگ آن مرجع بزرگ به سوگوارى پرداختند و از سوى دولت هفت روز عزاى عمومى و يك روز تعطيل عمومى اعلام گرديد. مجالس بزرگداشت مقام علمى ايشان در گوشه و كنار جهان و كشور اسلاميمان تا مدتها ادامه يافت.
پيكر پاك آن مرجع بزرگ روز جمعه ابتدا در تهران با حضور صدها هزار نفر و با شركت رهبر معظم انقلاب تشييع شد و پس از پنج ساعت راهپيمايى به قم انتقال يافت و سپس در روز شنبه 20 آذر با حضور خيل عظيم‌و پرشكوه مردم قم تشييع و نماز به امامت آيت الله حاج شيخ لطف الله صافى گلپايگانى - داماد معظم له - بر ايشان خوانده شد و در مسجد بالاسر مرقد مطهر حضرت معصومه (س) در جوار تربت استادش به خاك سپرده شد. اعلى الله مقامه و رفع فى الخلد اعلامه. در گذشت دكتر خواجويان‌
سيزدهم آبانماه سال جارى دكتر محمد كاظم خواجويان استاد تاريخ دانشگاه فردوسى مشهد در پى سكته قلبى چشم از جهان فروبست. زنده ياد دكتر خواجويان به سال 1317 در خانواده‌اى مذهبى در شهر مقدس مشهد زاده شد، و پس از گذراندن دوره‌هاى ابتدايى و متوسطه، به دانشكده ادبيات و علوم انسانى (دكتر على شريعتى) مشهد راه يافت و در سال 1341 به دريافت دانشنامه ليسانس تاريخ از آن دانشكده نايل آمد. پس از آن، با سمت دبيرى به كار در وزارت آموزش و پرورش پرداخت و چندى بعد براى ادامه تحصيل به فرانسه رفت و طى سالهاى 56 - 1354 دوره‌هاى فوق ليسانس و دكتراى رشته مطالعات اسلامى را به پايان برد. دكتر خواجويان از سال تحصيلى 57 - 1356 به تدريس در دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى مشهد پرداخت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى به گروه تاريخ دانشگاه فردوسى مشهد منتقل شده و چندى پس از آن رياست دانشكده ادبيات اين دانشگاه را پذيرفت. دكتر خواجويان نزديك به نه سال در اين سمت باقى بود و پس از آن نيز تا هنگام چشم از جهان فروبستن، در سمت معاون دانشجويى دانشگاه فردوسى مشهد انجام وظيفه كرد. همزمان با آن، عضويت هيأت امناى دانشگاههاى شمال شرق كشور را داشت و بويژه سرپرستى شوراى برنامه ريزى گروه تاريخ وزارت فرهنگ و آموزش عالى را نيز عهده دار بود.
زنده ياد دكتر محمد كاظم خواجويان از نخستين سالهاى فعاليت كانون نشر حقايق اسلامى در مشهد زير نظر استاد محمد تقى شريعتى به اين كانون پرداخت. همچنين عضويت هيئت مديره «انصار الحجه» (مؤسسه خيريه‌اى كه براى رسيدگى به وضع يتيمان فعاليت داشت)، فعاليت در «انجمن حمايت از زندانيان مشهد»، عضويت هيأت امناى اداره اوقاف مشهد از ديگر فعاليتهاى اجتماعى دكتر خواجويان بود وى در مكتب فكرى استاد محمد تقى شريعتى پرورش يافته بود و همواره خويشتن را به استاد مديون مى‌دانست.
برخى از آثار آن مرحوم عبارتند از:
«نگرشى بر نهضت عباسيان»، مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى مشهد، شماره 2 - 1، سال بيستم، تابستان 1366، صص 234 - 209.
- «سخنى چند درباره علل سقوط امويان»، همان مجله، شماره 4، سال نوزدهم، زمستان 1365، صص 530 - 503.
- «پژوهشى پيرامون آراى ابن خلدون درباره امويان»، همان، شماره 4، سال هجدهم، زمستان 1364، صص 644-615.
- «پژوهشى پيرامون آراء برخى مورخان درباره امويان»، همان، شماره 3، سال هجدهم، پاييز 1364 - صص 418 - 379.
- «چه راهى را در پيش گيريم»، فصلنامه مطالعات تاريخى. شماره 1، بهار 1368 خورشيدى، صص 144 - 135.
- «نگاهى گذرا بر نظر مورخان درباره قيام مختار»، فصلنامه مطالعات تاريخى، شماره 3، پاييز 1368، صص 406 - 389.
- «اوضاع اجتماعى جامعه اسلامى همزمان با دوران امامت امام موسى بن جعفر (ع)»، فصلنامه مطالعات تاريخى، شماره 10 - 9، 1370 خورشيدى، صص 28 - 1.
همچنين زنده ياد دكتر خواجويان درباره تاريخ تشيع پژوهشى انجام داده بودند كه بنا بود در سرى انتشارات سازمان «سمت» (سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها) چاپ گردد. جمهورى اسلامى ايران به سيستم شماره گذارى بين المللى كتاب پيوست‌
احمد مسجد جامعى معاون فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى اعلام كرد با پيوستن جمهورى اسلامى ايران به سيستم بين المللى شماره گذارى استاندارد كتاب از اين پس ورود اطلاعات كتابهاى ايران به بانكهاى اطلاعاتى جهان امكان‌پذير خواهد بود.
وى گفت: در اين سيستم براى هر كتاب شماره ويژه‌اى در سطح جهانى اختصاص مى‌يابد و اطلاعات لازم براى شناسايى كتاب در هر كشور بر اساس گروه زبانى يا جغرافيايى و شناسايى ناشر كتاب تنظيم شده است.
معاون فرهنگى وزارت ارشاد افزود: مؤسسه «آى. اس. بى. ان» (I.S.B.N ) كه مخفف مؤسسه شماره استاندارد بين المللى كتاب است روشهاى گوناگونى را برنامه ريزى كرده است كه در آن شماره گذارى نرم‌افزار، فيلمهاى آموزشى و موارد ديگر براى استفاده ناشران در پيوستن به اين سيستم ذكر شده است.
وى گفت: در مرحله اول اجراى اين طرح پنج ناشر نمونه كه در نمايشگاه كتاب سال برگزيده شده‌اند از كد مؤسسه مذكور براى معرفى كتب منتشره خود به سراسر جهان استفاده خواهند كرد و در مرحله بعد سى ناشر و در نهايت تا پايان سال تمامى ناشران مى‌توانند از امكانات اين مؤسسه براى معرفى انتشارات خود و به دست آوردن بازار جهانى استفاده نمايند.
مسجد جامعى اظهار داشت: حضور جمهورى اسلامى ايران در سيستم مذكور، كه با حضور 130 كشور به فعاليت فرهنگى در زمينه كتاب مى‌پردازد، با تلاش بسيار صورت پذيرفت و اين اقدام موفقيت بزرگى براى جامعه فرهنگى كشورمان در عرصه بين المللى محسوب مى‌شود.
وى گفت: از اين پس «خانه كتاب ايران» به عنوان نماينده سيستم مذكور در ايران فعاليت خواهد كرد. برگزارى نمايشگاه بين المللى كتاب كودك و نوجوان تهران - بولونيا
نمايشگاه بين المللى كتاب كودك و نوجوان تهران - بولونيا كه در محل مجتمع جديد كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان برپا شده بود، بااستقبال كم نظيرى از سوى علاقه‌مندان كتاب مواجه شد.
اين نمايشگاه از 15 تا 30 آبان ماه سال جارى برپا بود و در آن 2700 عنوان كتاب كودك و نوجوان از چهل كشور جهان به نمايش در آمده بود. در جوار اين نمايشگاه يك فروشگاه بزرگ كتاب از ناشران داخلى نيز برپا بود تا كودكان بتواند كتابهاى مورد علاقه خود را خريدارى كنند.
سازمان جهانى يونيسف شصت قطعه از نقاشيهاى منتخب خودرا در گالرى كنار نمايشگاه سينه آويز ديوارها كرده بود.
براساس توافق مسؤولان ايتاليايى و كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان اين كتابها درايران باقى خواهند ماند و در كتابخانه بين المللى كانون مورد استفاده پژوهشگران و محققان ايرانى قرار خواهد گرفت.
نمايشگاه بولونيا 29 سال است كه هر ساله در شهر نيمه صنعتى بولونيا در شمال ايتاليا برپا مى‌شود. منبع‌شناسى توصيفى پژوهشى درباره حضرت امام خمينى (ره)
مجله كيهان فرهنگى در شماره اخير خود اعلام كرد:
پروژه «منبع‌شناسى توصيفى پژوهشى درباره حضرت امام خمينى (ره)» كه با كوشش تنى چند از پژوهندگان دانشگاه تربيت معلم آغاز شده، تا خرداد ماه سال 1373 به پايان خواهد رسيد.
در اين پژوهش كه از سال پيش آغاز شده، همه نشريات فارسى زبان چاپ داخل و خارج كشور كه در گذر سالهاى 70 - 1340 منتشر شده‌اند، بررسى شده و تمام مطالب، آگاهيها و بررسيهاى ارائه شده درباره حضرت امام خمينى (ره) كه ديگران گفته يا نوشته‌اند، در آن‌ها شناسايى خواهد شد. نشريات منتشر شده از سال 1370 به بعد نيز جداگانه در «مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره)» بررسى مى‌شوند و سرانجام كتابى چند جلدى منتشر خواهد شد كه براى پژوهشگران كتابى مرجع خواهد بود. پژوهندگان افزون بر آنكه مى‌توانند از اين كتاب در زمنيه وقايع جنگ، انقلاب و زندگينامه امام بهره برند، با استفاده از كتابچه پيوست آن نيز مى‌توانند به طور مستقيم به آرشيو مورد نظر رجوع كنند. هشتمين كنگره بررسى آثار و افكار علامه طباطبايى‌
هشتمين كنگره بررسى آثار و افكار علامه طباطبايى در تبريز برگزار شد.
در هشتمين كنگره سالانه بررسى آثار و افكار علامه طباطبائى كه با حضور آيت الله ملكوتى نماينده ولى فقيه در آذربايجان و امام جمعه تبريز، استاندار و جمع كثيرى از علماى برجسته حوزه و دانشگاه و كشور و علاقه‌مندان در تالار وحدت دانشگاه تبريز كار خود را آغاز نمود، در ابتدا رئيس دانشگاه تبريز ضمن خير مقدم به ميهمانان از شخصيت علامه تجليل نمود و اظهار اميدوارى نمود كه كنگره بتواند همچون سالهاى گذشته در بررسى آثار و افكار استاد موفق باشد. سپس دبير كنگره و نمايندگى ولى فقيه در دانشگاه تبريز ضمن خير مقدم به حاضرين در رابطه با ارسال مقالات و ارائه آنها در هشتمين كنگره گفت: 73 مقاله توسط اساتيد و علماى حوزه و دانشگاه به دفتر دبيرخانه ارسال شده كه پس از بررسى 25 مقاله جهت ارائه در كنگره انتخاب گرديده است.
در كنگره فوق كه به مدت سه روز در تبريز ادامه داشت تفسير الميزان و بعد سياسى آن، تعديل از ديدگاه علامه، تفاوتهاى فردى در تعليم و تربيت رفتارشناسى، تقيه و ديدگاه علامه طباطبائى، و چند موضوع ديگر مطرح و ابعاد گوناگون تفكر علامه طباطبائى از سوى اساتيد حوزه‌هاى علميه قم و تهران و همچنين اساتيد دانشگاه‌هاى تهران، تبريز، اصفهان، مشهد، كرمان، كرمانشاه و همدان مورد بررسى قرار گرفت.
اين كنگره در تجليل از مقام شامخ علامه طباطبائى همه ساله در دانشگاه تبريز برگزار مى‌شود. برگزارى نمايشگاه مستقل مطبوعات كشور
نخستين نمايشگاه مستقل مطبوعات كشور با عنوان «چهره مطبوعات امروز» با همكارى شهردارى تهران و فرهنگسراى بهمن از دوازدهم تا شانزدهم دى ماه در سالن شماره دو هنرهاى تجسمى فرهنگسراى بهمن برگزار گرديد. همچنين برنامه‌هاى جنبى، مانند برگزارى نشستهاى سخنرانى، نمايشگاه طرح و عكس و.... و نيز در جوار اين نمايشگاه به اجرا در آمد.
در اين نمايشگاه، نشريات در كنار هم و در فضايى متناسب، غرفه خواهند داشت و در ازاى ارائه خدمات نمايشگاهى، از مطبوعات وجهى دريافت نشد. رشته‌ها و نوع مدرك معادل ديپلم طلاب براى ادامه تحصيل در دانشگاه آزاد اسلامى‌
معاونت آموزشى دانشگاه آزاد اسلامى طى بخشنامه‌اى، رشته‌ها و نوع مدرك معادل ديپلم متوسطه طلاب علوم دينى را براى ادامه تحصيل در دانشگاه آزاد اسلامى اعلام كرد.
معاونت آموزشى اين دانشگاه بر اساس مصوبه شوراى عالى انقلاب فرهنگى اعلام كرد كه مدرك معادل ديپلم متوسطه طلاب علوم دينى كه در يكى از رشته‌هاى الهيات و معارف اسلامى، ادبيات عرب، فلسفه و حقوق در آزمون ورودى سراسر دانشگاه آزاد اسلامى پذيرفته شوند، براى ادامه تحصيل در اين دانشگاه بلامانع است.
در اين بخشنامه تصريح شده است كه مدرك معادلى كه اين دسته از طلاب در موقع ثبت نام بايستى ارائه دهند «سطح يك با اتمام لمعتين و اصول» است كه بايد توسط حوزه علميه قم صادر و تعلق آن به ذينفع تأييد شده باشد. برگزارى مراسم بزرگداشت شخصيت زن‌
مراسم بزرگداشت شخصيت زن در روز شنبه و يكشنبه 19 و 20 جمادى الثانى برابر با 13 و 14/9/72 در سالن پانزده خرداد دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم برگزار و با استقبال بسيار زياد خواهران، مخصوصا در روز دوم، موجه شد.
در روز اول سركار خانم شجاعى مشاور سابق وزير كشور و رئيس كميسيون بانوان سراسر كشور سخنرانى كردند. نامبرده درباره حضور حضرت زهرا - س - در صحنه‌هاى سياسى جامعه و لزوم پيروى از ايشان در اين زمينه مطالب مشروحى را بيان داشت. وى با توجه به سخنرانى حضرت زهرا (س) در مسجد مدينه به اين موضوع اشاره كرد كه بودن عده‌اى از خواهران همراه حضرت زهرا(س) به جهت اين نبوده كه او را از نامحرم حفظ نمايند، زيرا اگر هدف آن بود، بودن همان خواهران كه اطراف آن حضرت را گرفته بودند نيز درست نبود.
در روز دوم حضرت آيت الله امينى درباره بعد معنوى زندگى حضرت زهرا - س - و لزوم پيروى از آن حضرت در جنبه‌هاى عبادى، خانه دارى و تربيت فرزند مطالب مشروحى بيان داشت.


صفحه 16

Abstract



IN THE NAME
OF
ALLAH
Reasons for Decline of Islamic Libraries
In this article, initially the greatness and importance of big libraries in the Islamic world have been discussed. Then, the factors responsible for the ruin and destruction of libraries in the Islamic world have been mentioned. The author has divided these factors into two categories, external and internal. The external fators include the crusades against Islamic countries, the destruction of Islamic culture by Spanish christians, and the Mongol invasion and the ensuing savagery. Libraries which were destroyed in these wars and invasions have been named.
After this the internal factors have been discussed and the author has drawn attention towards credal disputes, attacks by other communities on Islamic countries, and the inadequacy of some dynasties. On the whole, throughout the article a lot of useful information has been provided about a large number of libraries.

A Forgotten Art of Arabic and Persian Rhetoric
At the beginning the author a lludes to the Quranic influence on the spread of rhetoric. Subsequently he mentions some of the arts of rhetoric. Later the art of speaking and writing poetry and prose without using an alphabet having a diacritical point (nuqtah) has been discussed and the history of its development has been provided. The sermon of Ali (A) and examples from other writers have been quoted. Some poems without diacritical points have also been cited.

A Scrutiny of the Translation of al-Hayaat
The author initially speaks about the importance of translation in general. Then the necessity of translation of religious texts and compilations of hadith along with its importance and sensitiveness have been highlighted. Later the qualities of a translator, which include command over both the languages, a knowledge of the subject being translated, having a literary taste and a penchant for translation have been mentioned
Further the mistakes and shortcomings of famous translations and translators have been listed and the accuracy of the translation of al-Hayaat has been alluded to. At the end some mistakes in the translation of al-Hayaat have been pointed out.

Astronomy: A Forgotten Science
In the beginning of the article, the science of astronomy, its subject - matter and its brief history have been discussed. Later the fundamentals, intracacies and uses of this branch of science have been listed. Some instances where religious sciences require the help of this science have been mentioned. At the end of the article the book Durus-e- Haiat wa Digar Rishtahaye Riyazi of Ustad Hasanzadeh Amili has been reviewed and the contents of the book and its original sources have been introduced. The present article gives useful information about astronomy to the reader.

The Study of Burhan-e- Nazm in the lectures on Avicenna's al-Shifa
In this article after explaning the burhan-e- nazm and emphasising its importance, the view of Ustad Mutahhari regarding this proof has been mentioned. The criticism by some philosophirs, including David Hume, of this proof and the replies to these criticisms find mention. At the end the issue of whether this proof is experimental or not is discussed and the possibility of chance being the reason for coherence is studied.

The Comprehensive Commentary of Manzumah and Comparitive Philosophy
The present article is a detailed review of Sharh-e- Mabsut-e- Manzumah of Ustad Murtaza Mutahhari. The reviewer, by giving numerous excerpts from the book, tries to explain the methodology of Ustad Mutahhari which includes illustrating a point by providing examples, giving a brief history of each issue, .... The third part of this article will occur in the next issue.

University of Ayn al-Shams, Egypt
The present article introduces the University of Ayn al-Shams, Egypt. The date of its establishment, the colleges affiliated to it, the history of how it got its name, and the chancellors of the university from its inception to the present have been mentioned.

Manuscripts at Madrasa-e- Alawi, Khunsar
In this article tens of manuscripts at the Madrasa-e- Alawi of the city of Khunsar have been listed. Each manuscript has been introduced by giving the name of its author, the name of its scribe, type of script, number of pages and lines, its initial and concluding parts, and other such details.

Books Written and Published Recently
Under this heading three articles occur:
1. Summary Introductions: This article briefly introduces some research books which have been recently published. Some of these books are, the translation of al-Futuh of Ibn Aasam al-Kufi, Farhang nameh-e- Qurani, a collection of the complete works of Abd al-Rahman Salmi, Wasilat al-Khadim ila al-makhdum, etc.
2. Introductory Reports: Under this title a very brief introduction of tens of books published recently has been provided under a subject - wise classification.
3. Research and Cultural Magazines: Under this heading the contents of newly published research and cultural magazines have been mentioned.
o
مرآة التّحقيق
اسباب افول المكتبات الاسلامية
تتناول المقالة بادئ ذي بدء, أهمية و عظمة أمهات المكتبات في العالم الاسلامي. ثم تتطرق الى سرد اسباب دمار و محو المكتبات في العالم الاسلامي. و يقسّم صاحب المقال الاسباب الكامنة وراء الافول في عنصرين احدهما خارجي و الاخر داخلي.
ففي الاول أشار صاحب المقال الي§ الحروب الصليبية المدمرة, و المسيحيين في اسپانيا, المغول و ممارساتهم الوحشية. ثم تناول المكتبات التي طالها الدمار في هذه الازمات.
بعدها تناول العامل الداخلي, فأشار الى اثارة النعرات الطائفيه و المذهبية اولاً, ثم مهاجمة اصفاع المسلمين من قبل الامم و الشعوب المجاورة ثانياً, و عدم كفاء الحكومات ثالثاً.
هذا و قد قدمت المقالة في مجموعها معلومات قيّمة عن المكتبات.

فنن منسيّة في البلاغة العربية و الفارسية
يشير الكاتب في بداية المقال الي§ الاثار التي تركها القرآن علي§ صعيد اتساع رقعة فنون البلاغة. ثم يعني§ الي§ عديد عدد من فنون البلاغة, و يسترسل فيطرق باب المحادثة الخالية من النقاط, فكتابة الشعر و إلقاءه باعتبره واحداً فى فنون البلاغة المهمة. ثم يعرّج علي§ سرد تأريخى لهذا الامر. بعدها يورد خطبة للأمام علي ـ ع ـ و نماذج من آثار شخصيات اخري§ و بعضاً من المقطوعات الخالية من النقاط.

وقفة عند ترجمة الحياة
يبحث الكاتب في بداية مقاله في الترجمة و أهميتها. ثم يعطف الانظار الي§ ضرورة ترجمة نصوص الدين و الحديث و بيان اهمية و حساسية الامر. بعدها يعني§ بالتفصيل الي§ الحديث عن كفاءة المترجم و مدي§ تبحره و إلمامه في اللغة المنقول منها و إليها, و كذا المامه في الموضوع المطروح للترجمة, و شاعرية المترجم و سلاسة طبعه, و رغبته في العمل, باعتبارها من الاولويات الضرورية لكل مترجم ناجح.
و يستطرد الكاتب, فيشير الى عدد فى الاخطاء و الاشكالات الواردة في كبريات اعمال الترجمه و مشاهير المترجمين. ثم يعود ادراجه و يتحدث عن سلامة و تقنية ترجمة الحياة العالية. و يختم مقاله بايراد عدد من المواضع النادرة في ترجمة هذا الكتاب.

علم الهيئة, ذلك العلم المنسي
تبدأ المقاله بالحديث عن علم الهيئة و موضوعاته و تاريخه. بعدها تتناول مقدمات و ابداعات و فوائد هذا العلم. ثم يعدد مواطن رجوع العلوم الدينية الي§ علم الهيئة. في الختام يشير صاحب المقال الي§ كتاب دروس الهيئة و فروع الرياضات لمؤلفه الاستاذ حسن زاده الآملي, و يخوض في محتوي§ الكتاب و كيفية اعداده. هذا و تقدم المقالة معلومات قيّمة حول علم الهيئة.

تقييم برهان النظم في دروس الشفاء لإبن سينا
تتطرق المقالة الي§ بيان برهان النظم و أهميته, و تستعرض رأي الاستاذ الشهيد مرتضي§ المطهري في هذا المجال. ثم تعني§ الي§ تثبيت اشكاليات عدد من الفلاسفة, و منهم ديويد هيوم, حول هذا البرهان و ترد عليها, و تختم المقالة بحثها بالحديث عن تثبيت البرهان او عدمه و احتمال المصادفة في النظم.

شرح المنظومة و الفلسفة التطبيقية
تخوض المقالة بشيء فى التفصيل في كتاب شرح مبسوط منظومه للاستاذ الشهيد مرتضي§ المطهرى, و تُعني§ ببيان ابعاد و فحوي§ الكتاب بدقة. ثم يورد كاتب المقال شواهد مختلفة من نص الكتاب في إشارة منه الي§ اساليب الاستاذ المطهري في سرد المباحث الفلسفية (عبر ذكر الامثلة المختلفة, الالتفات الى السير التأريخى لكل مبحث و…) هذا و سنتطرق الي§ القسم الثالث من هذه المقاله في العدد القادم من المجلة; ان شاءالله.

جامعة عين الشمس بالقاهره
تعني§ المقالة بتعريف جامعة عين الشمس بالقاهرة, بدءاً من تاريخ التأسيس, و الكليات التابعة, و اوجه التسمية فيها, و رؤوساء الجامعة منذ التأسيس و حتي§ يومنا هذا.

الجديد في التأليف و النشر
تحت هذا العنوان نطالع اعزائنا القراء, ثلاث مقالات هى:
1 ـ تعريف مجمل وعام: تعني§ هذا المقالة بتعريف اجمالي و كلي بعدد من الكتب المحققة الصادرة حديثاً. فيما يلي اسماء مجموعة من الكتب التي سيشملها التعريف: ترجمة الفتوح لابن الاعثم الكوفي, فرهنگنامه قرآنى (المعجم القرآنى), مجموعة مؤلفات عبدالرحمن سلمى, وسيلة الخادم الي§ المخدوم.
2 ـ تعريف التقريرى (الموضوعي): تحت هذا العنوان سيتم التعريف الموضوعي الموجز بعشرات الكتب الصادرة حديثاً.
3 ـ مجلات الابحاث و الثقافة: تحت هذا العنوان نطالع و إياكم فهارس مجلات الابحاث و الثقافة الصادرة حديثاً.

النسخ الخطية للمدرسة العلوية في مدينة خوانسار
تُعني§ هذه المقالة بتعريف عشرات النسخ الخطية للمدرسة العلوية في مدينة خوانسار. و في معرض الحديث عن كل نسخة يشار الى المصنف و الناسخ و نوع الخط و عدد الصفحات و سطورها و تاريخ الشروع بالنسخ و الانتهاء منه و ما يحب في هذا الطار و المضار فى معلومات.


wq