بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 8

معرفى‌هاى اجمالى‌


از ديروز تا امروز
شهيدى، سيد جعفر، از ديروز تا امروز «مجموعه مقاله‌ها»، به كوشش هرمز رياحى و شكوفه شهيدى. (تهران: قطره، 1372). 842 ص.
اين مجموعه در بر دارنده شصت و هشت مقاله، سخنرانى و گزارش سفر آقاى دكتر شهيدى از سال 1336 تا 1371 هست.
مقالات، سخنرانيها و گزارشهاى اين مجموعه قبلاً به چاپ رسيده‌اند و اينك بى كمترين تصرفى و با حفظ صورت نگارشى گذشته، يكجا چاپ مى‌شوند.
اين مجموعه در سه بخش تنظيم شده است: تاريخ و فرهنگ اسلامى (سى مقاله و سخنرانى)، زبان و ادبيات (سى مقاله و سخنرانى) و سفرنامه‌ها (هشت گزارش).
قديمى‌ترين مقاله درباره مرگ سيد عبدالحسين شرف الدين است كه در تاريخ 1336 تحرير شده است. در اين مجموعه كه حاوى تجربه‌ها، خاطرات و تحقيقات استاد است، خواندنيهاى بسيار مى‌توان يافت.
استاد هرچند مسائل تاريخى و دينى را نيز چون مسائل ادبى كاويده‌اند، اما اين صبغه ادبى از ديگر جنبه‌هاى كار نمى‌كاهد.
طول مقالات از دو تا شصت صفحه متغير و سطح علمى آنها متفاوت است و گوياى بالندگى و تكاپوى نويسنده در مراحل گوناگون زندگى خود.
مقالات «افكار و عقايد كلامى ناصرخسرو»، «مينوى و فرهنگ اسلامى» و «چهره ناشناخته تشيع» از مقالات خواندنى و همچنان آموزنده بخش نخستِ كتابند.
بخش دوّم كه قويتر از ديگر بخشهاست - داراى مقالات خواندنى متعدد است از جمله: «نقدى تاريخى و ادبى بر ميميه فرزدق» درباره درستى و نادرستى انتساب اين قصيده به فرزدق و تعداد حقيقى ابيات آن و ممدوح فرزدق در اين قصيده، و «ستايش و سوگ امام هشتم(ع) در شعر».
براى آشنايى با سبك استاد و محتويات اين مجموعه مقالات، چكيده سه مقاله را نقل مى‌كنيم. اين مقالات به ترتيب عبارتند از «تفسير، تفسير به رأى، تاريخ و حدود استفاده از آن» (ص 3-14)، ضرورت شناخت تاريخ اسلام (ص 133-138) و سمندر (ص 529-534). «تفسير، تفسير به رأى، تاريخ و حدود استفاده از آن»
اين مقاله، در اصل سخنرانى استاد در مجمع البحوث * 70 * الاسلاميه در قاهره و به زبان عربى بوده است كه بعدها به پارسى برگردانده شده و بسط يافته است.
استاد نخست معناى لغوى و اصطلاحى تفسير، تأويل و استنباط و تفاوت آنها را با يكديگر بيان مى‌كند. آنگاه ضرورت دست زدن به تفسير قرآن را روشن كرده حدود استفاده از تفسير و تأويل را باز مى‌نمايد.
مؤلف تفسير را دو گونه مى‌داند:
1. تفسير به مأثور يا اخبار معصومين و گفته مفسران سلف.
2. تفسير به رأى يا استناد به استنباطات شخصى مفسر.
سپس درباره دامنه تفسير به رأى و حدود آن و تاريخچه آن بحث مى‌كند و نهى از تفسير به رأى را متوجه نوع خاصى از تفسير بر طبق هوى و هوس شخصى تلقى مى‌كند. ضرورت شناخت تاريخ اسلام‌
پس از انقلاب فرهنگى درس دو واحدى تاريخ اسلام، به عنوان درسى عمومى براى تمامى رشته‌هاى دانشگاهى الزامى شد. اين تصميم مايه دو سؤال شد:
1. دانشجوى - مثلاً - شيمى چه نيازى به آموختن تاريخ اسلام دارد؟
2. اساساً آيا آموختن تاريخ نياز به تعليم و معلم دارد؟
استاد مى‌كوشد تا در اين مقاله به اين دو پرسش پاسخ دهد؛ درست است كه دانشجوى شيمى - به عنوان شيميست - نيازى به تاريخ اسلام ندارد اما او هميشه دانشجو نبوده و فردا مى‌خواهد يكى از سرنوشت سازان جامعه‌اش باشد و بايد سررشته جامعه خود را بشناسد و از تاريخ چهارده قرنه جامعه‌اش مطلع باشد.
در پاسخ به پرسش دوّم بايد گفت، اگر مراد از تاريخ افسانه گويى باشد. نيازى به معلم نيست و حيف از عمر كه صرف آن شود و اگر مراد تحليل حوادث و تعليل آنها براى راهيابى به آينده باشد، بايد آن را آموخت. آن هم زير نظر معلمى خبير. سمندر
استاد در اين مقاله مى‌كوشد مفهوم و حقيقت «سمندر» را روشن كند؛ اين واژه از «سالامندرا»ى لاتينى و يونانى است و در ادبيات فارسى و عربى به نام جانورى است افسانه‌اى كه آتش آن را نمى‌سوزاند.
استاد شواهد متعددى از نظم و نثر درباره معناى اين كلمه ذكر مى‌كند و در نهايت نتيجه مى‌گيرد كه ريشه اين افسانه به آنجا بر مى‌گردد كه مسلمانان پنبه نسوز را كه در چين قديم وجود داشته شناخته‌اند و آن را پَر يا پشم پرنده يا چرنده‌اى پنداشته، و به قياس، آن حيوان را نسوز گمان زده‌اند و ديگران بر اين تصور بناها نهاده و افسانه‌ها پرداخته‌اند تا كار بدينجا رسيده است.
مؤيد اين نظر آن است كه در فرهنگ لاروس ذيل كلمه سالامندر يكى از معانى آن سنگى آمده است كه در برابر آتش مقاوم است و به اصطلاح به آن پنبه نسوز مى‌گويند. درباره اين گردآورى‌
به گردآورندگان اين مجموعه بايد دست مريزاد گفت و تذكراتى براى بهبود اين اثر در چاپهاى آينده:
1- مصاحبه‌هاى مؤلف، در اين مجموعه نيامده و معلوم نيست چه فكرى براى آنها شده است.
2- اين مجموعه در بر گيرنده همه مقالات استاد نيست و مقالات متعددى از چشم گردآورندگان دور مانده است. مانند مقالات مندرج در ماهنامه پاسدار اسلام (شماره‌هاى نوزدهم تا بيست و چهارم: تاريخچه‌اى از حج و حرمين) و فصلنامه ميقات (شماره اوّل: استطاعت چيست؟) همچنين مقالات متفرق استاد در روزنامه‌هاى اطلاعات، كيهان هوايى و...
3- محل و تاريخ اولين چاپ بسيارى از مقالات و سخنرانيها - بر خلاف وعده گردآورندگان - در پايان آنها نيامده و يا ناقص است مانند صص 131، 138، 184، 211، 368، 526، 658 و 663.
4- تهيه سالشمار زندگى استاد و افزودن آن به اين مجموعه، مى‌تواند بر ارزش آن بيافزايد.
* 71 * سخن آخر آنكه تهيه چنين يادنامه‌ها و جشن‌نامه‌هاى بزرگان در زمان حياتشان بيانگر رويكردى جديد در فرهنگ تقدير از زندگان و آثارشان است. به اميد انتشار چنين مجموعه‌هايى درباره بزرگان دين و پاسداران اين آيين.
اين نكته نيز گفتنى است كه تاريخ انتشار اين كتاب 1372 ثبت شده، اما به حقيقت شهريور 73 منتشر شده است. سيد حسن اسلامى‌ طبقات اعلام الشيعه‌
الكواكب المنتشره فى القرن الثانى بعد العشره‌
تأليف الشيخ آغابزرگ الطهرانى، تحقيق على نقى منزوى، دانشگاه تهران، 1372، 961 ص.
حاج شيخ آغابزرگ طهرانى را با شاهكار كتاب‌شناسى اش الذريعه و ساير كتب ارزشمند رجالى اش، هرقدر بستايند كم است. وى خوشبختانه چهره‌اى شناخته شده و از سوى حوزه و دانشگاه، ايرانى و عرب، مستشرق و محقق خودى مورد تجليل و احترام و محل استفاده و استناد است. از جمله آثار آن مرحوم كه در اواخر سال 1372 از چاپ بيرون آمد، اعلام قرن دوازدهم است كه علماى شيعه را به ترتيب الفبا آورده و طبق معمولِ اكثر كتب مرحوم حاج شيخ آغابزرگ، مقدمه و حواشى فرزندش دكتر علينقى منزوى را همراه دارد. در اينكه دو فرزندِ حاج شيخ آغابزرگ مخصوصاً دكتر علينقى منزوى سهم مهمى در تدوين و تنظيم و چاپ و حتى در يادداشت بردارى براى كتب شيخ آغابزرگ داشته‌اند، شكى نيست. هر كس در الذريعه اسم كتابهاى مدرن و تازه‌چاپ (مثلاً رُمانها و علوم جديده و شعر نو) را ببيند مى‌فهمد كه مرحوم حاج شيخ آغابزرگ مستقيماً با آن گونه كتب تماسى نداشته و دستيارانى براى تهيه آن يادداشتها داشته است. تا اينجا بحثى نيست. بعضى ايراد كرده‌اند كه دكتر منزوى در مقام مقدّمه‌نويس و ويراستار گاهى مطالبى نيز از خود در متن افزوده و تفسير بما لايرضى صاحبه كرده است. البته اين گونه موارد كم است، اما در مقدمه اين كتاب اشاراتى به گنوسى شيعى - ايرانى در مقابل تسنن و اخباريگرى و قشريگرى ترك و عرب شده كه توضيحى اساسى را مى‌طلبد.
درباره گنوسيسم و بقاياى آن مى‌توان پرسيد كه آيا اين مسلك وسيع با شاخه‌هاى گوناگونش، يكباره نيست و نابود شد؟ مسلماً نه. گنوسيسم كه در وسعت هلال خصيب گسترش داشت. جذب نحله‌ها و فرقه‌هاى آينده گرديد. بطور مسلم در چهار دسته از متفكران زيرين بقاياى گنوسيسم محسوس است:
- اصحاب طلسمات و علوم غريبه و تنجيمات و ملاحم.
- حكماى هرمسى و فيثاغورثى (شاخه رسمى حكمت، يعنى حكمت مشائى البته با افكار نو افلاطونى تلفيق شده است). - بعضى صوفيان افراطى‌ - غُلات شيعه‌
مثلاً ما در قرن دوّم با آئينهاى ساخته و پرداخته و نظام يافته بين غلات مواجه هستيم. آيا اين نظامهاى فكرى پيچيده به همان سرعت پديد آمد يا صورت «ترجمه شده» و تغيير شكل يافته نظامهاى پيشين گنوسى است كه در مقولات اسلامى و شيعيانه ريخته شده كه مسلماً از اسلام راستين به دور است؟
ما در كتابهاى ابن عربى (خصوصاً فتوحات) به مطالب مفصل و گاه عجيب و غريبى بر مى‌خوريم كه به نظر در معارف صوفيه تازه و بى سابقه مى‌نمايد. آيا اينها بقاياى انديشه هايى نبوده است كه از پيش از اسلام در نطقه وجود * 72 * داشته و به نحوى به شيخ اكبر رسيده و او با خلاقيت فكرى و قدرت تركيب كننده‌اى كه داشته، رنگ عرفانى - اسلامى بدان داده است؟ حتى صوفيانى همچون حلاج كلمات و اصطلاحاتى آورده‌اند كه پيش از آن سابقه نداشته است.
درباره آئين مانى كه يكى از شاخه‌هاى شناخته شده گنوسى است، محققان جا پاى گسترش آن را تا نافِ اروپا بين بوگوميل‌ها و كاتارها يافته‌اند. مى‌توان پرتو يا سايه‌اى از فلسفه مانى را در حكمة الاشراق نيز يافت.
يك رشته مطالب التقاطى و تطبيق‌هاى شگفت‌انگيز نيز وجود دارد كه نمى‌توان توجيهى براى آن يافت، جز اينكه اين تطبيق‌هاى غريب، آش در هم جوشى است كه در ديگ گنوسيستم پيش از اسلام پخته شده. مثلاً تطبيق ادريس پيغمبر با هِرمس مثلث تطبيق سليمان پنجم با جمشيد تطبيق ابراهيم با زرتشت يا رزوان و تطبيق شيث با آغانامه ذيمون... و چيزهايى از اين عجيبتر را نمى‌توان گفت كه همه در دنياى اسلام ساخته و پرداخته شده است.
اين اندازه كه اشاره شد نوع و نمونه تأثيرات گنوسى را در انديشه‌هاى دوران اسلامى نشان مى‌دهد. البته دو نكته توضيحى را بايد افزود:
الف - هيچ متفكرى تيپ خالصى را ارائه نمى‌كند. مثلا در يك انديشمند معروف ممكن است تأثيرات يونانى با اسرائيليات توأم باشد.
ب - گنوسيستم مقوله جغرافيايى نيست، بلكه تاريخى - اعتقادى است.
اگر تشيع را در معناى وسيعش در نظر بگيريم كه طيفى وسيع از زيديه معتزله مسلك تا شيخيه باطنگرا و از اسماعيلى معتدل تا فليسوف صدرايى را در بر مى‌گيرد، مسلماً در اين دامنه گسترده از تشيع (به معناى دوست داشتن و اولى دانستن خاندان پيغمبر و اولاد على(ع)) تأثيراتى نيز از گنوسيسم وجود داشته است و مخصوصاً اسماعيليه و غلات و باطنگرايان چنين ارتباطاتى داشته‌اند كه در كتب قديم اجمالاً بدان اشاره شده است. اما ممكن است مؤلف براى يك مطلب درست يا دست كم قابل بحث و تأمل دلايلى غلط بياورد.
تئورى دكتر منزوى گرچه به طور منسجم و يكجا بيان نشده، ولى اجمالاً اين اشكال را دارد كه رنگ جغرافيايى به مطلب داده شده: اين سوى فرات و آن سوى فرات (بعضى اوقات نوشته‌اند: اين سوى دجله و آن سوى دجله). ديگر اينكه بالاخره براى خواننده معلوم نمى‌شود كه اين سوى دجله‌اى‌ها (يا اين سوى فراتى‌ها) عقلگرا بوده‌اند يا اشراقى؟ به عقيده دكتر منزوى توحيد عددى و اعتقاد به قديم بودن كتاب مقدس، نظريه‌اى است يهودى و متقابلاً عقيده هند و ايرانى مبتنى بر توحيد اشراقى (وحدت وجودى) و حادث بودن كتاب مقدس است.
حال آنكه هر كس همان ابتداى اوپانيشاد را نگاه كند مى‌بيند كه هنديان به قديم بودن ودا معتقد بوده‌اند. اشكال ديگر اينكه گاهى براى مطلب صحيح، دلايل نادرست آورده‌اند:
در اينكه ملا محسن فيض مورد حمله و طعن و تعريض و حتى تكفير واقع شده، شكى نيست اما نه از سوى اخباريان (خود ملامحسن اخبارى بوده است) بلكه بايد گفت از طرف قشريان. قشرى ممكن است اخبارى يا اصولى باشد.
جالب اينكه دكتر منزوى همه جا روحانيان مهاجر عرب را مساوى اخبارى و قشرى گرفته است حال آنكه در واقعيت تاريخى، تقسيم به اين شكل صورت نگرفته بلكه در مرحله‌اى اخباريان با عرفا و فيلسوفان همفكرى مى‌كرده‌اند و اصوليان مظهر جناح سختگير و حكومتى روحانيت بوده‌اند. شيخ عبدالعالى كركى اصولى عرب‌نژاد با اخبارى مسلكان و صوفى مشربان و حكمت انديشگانِ ايرانى برخورد پيدا مى‌كند. متقابلاً شيخ بهائى فقيه عرب‌نژاد، آدمى عارف‌منش و اهل حكمت و قلندر و ضمناً رياضى دان و عالم ذوفنون بوده است. پس اين مقوله، نه مقوله نژادى است و نه مقوله جغرافيايى.
انتظار مى‌رود مطالبى كه در اصل مايه تحقيقى و علمى دارد به شيوه‌اى فارغ از احساسات و خطابيات و با شواهد و دلايل مقنع مطرح شود؛ تا اگر حرف حقى نيز هست، ميان انبوه شعار و مغالطه و سفسطه گم نشود.
* 73 * در پايان اهل تحقيق را به ملاحظه و مطالعه اصل كتاب، الكواكب المنتشره فى القران الثانى بعد العشره كه سرشار از اطلاعات گرانبها در تاريخ فرهنگ ايران و تشيع و اسلام است دعوت مى‌كنيم و توفيق بيش از پيش ناشر و محقق كتاب را خواهانيم. انشاءالله كه بقيه آثار حاج شيخ آغابزرگ طهرانى نيز به همين صورت آبرومند عرضه گردد. عليرضا ذكاوتى قراگزلو نفس الرحمن فى فضائل سلمان‌
تاليف الحاج ميرزا حسين النورى الطبرسى، تحقيق جواد قيومى الجزه‌اى الاصفهانى، موسسة الآفاق، 1411 ق - 1369 ش‌
سلمان فارسى صحابى بزرگ پيغمبر اسلام و نخستين ايرانى مسلمان، شخصيتى است پيچيده و چند جانبه كه اطلاعات و اخبار مربوط به او ميان تاريخ و اسطوره نَوَسان دارد. سلمان تاريخى با سلمان اسطوره‌اى، مرزهاى نامشخص دارند و در اين زمينه گرچه روايات شيعيان و ايرانيان مبالغه آميزتر است، اما روايات اهل سنت نيز (كه بهترين مجموعه خلاصه شده آن در صفة الصفوة ابن جوزى حنبلى، از حلية الاولياء ابونعيم اصفهانى شافعى برداشت شده) خالى از جهات باطنى و مرموز و اسطوره‌اى سلمان نيست. سلمان بهترين يار على بن ابى‌طالب و اولين «باب» ائمه بود. همچنين پير جوانمردان و قطب صوفيان و مرجع خاكساريان و سرسلسله اهل حق تلقى مى‌شود؛ ضمن آنكه بين غُلات نيز موقعيت خاصى دارد مثلاً دروزيه و مخمسه و مفوضه از غلات، سلمان را انسانى الهى و مظهر خدا مى‌دانند. به تعبير لوئى مايسنيون كلاً غلات را به دو گروه «سينيه» و «ميميه» مى‌توان تقسيم كرد كه غلات سينيه منتسب به سلمان هستند. البته بايد توجه داشت صرف توجه و يا اظهار علاقه و ارادت جماعتى به كسى دليل نمى‌شود كه خود او راضى به آن نحوه ارادت و علاقه و اظهارات بوده باشد. مشهور است كه حضرت على(ع) خود، بعضى از غلات را مجازات كرد (براى نمونه ر ك: رجال كشى، چاپ مصطفوى، ص 8-127)
لذا برداشت عقلى و عقيده دينى، هر دو به ما حكم مى‌كند كه سلمان را يك مسلمان تمام عيار و بدون هيچ گونه تمايل غلوآميز بشناسيم. اما به هر حال مجموعه شرايط تاريخى بر گرد اسم اين بزرگمرد هاله‌اى غليظ و گاه غير قابل نفوذ پديد آورده و پيروان فرقه‌هاى مختلف او را به خود منتسب داشته‌اند؛ تا آنجا كه اديب الممالك فاضل و شاعر عصر مشروطيت كه مدتى با ماسونيان هم محفل بوده، سلمان را از پيشكسوتان آن طريقه مى‌شمارد! البته مى‌دانيد كه ماسونيان طبق يك افسانه، شروع طريق خود را به «حيرام» معمار بيت المقدس در زمان سليمان(ع) بر مى‌گردانند. شعر اديب الممالك اين است:
موبد پارساى پارسيان‌
پير دستور رازدان سلمان‌
راز زرتشت را به استادى‌
برد در كعبه مه آبادى‌
تا چو احمد به كعبه راند كميت‌
ديد مردى به بيت از اهل البيت‌
چون نماينده حقايق بود
برگزيدش چنانكه لايق بود
(ديوان اشعار، ص 588)
حتى در روزگار پيامبر و پس از او، سلمان آدمى غير عادى شناخته شده. از اين اطلاعات ما درباره او اندك و * 74 * پراكنده است: طبق حديث صحيح، پيامبر(ص) و على(ع) و نيز ساير امامان، سلمان را ستوده‌اند. گفتار مشهور سلمان نيز پس از داستان سقيفه (كرديت و نكرديت) كه در تواريخ معتبر آمده است، و اينكه عُمَر، سلمان را متهم مى‌داشت فاطمه(س) را شبها در خانه انصار مى‌برد تا براى على(ع) احقاق حق كند. و اينكه سلمان را خود عُمَر به حكومت مداين برگماشت (حاكم بعدى مداين حذيفة بن يمان، صاحب سرِّ پيغمبر(ص) و نيز از ياران على(ع) است.) و اينكه سلمان از دختر عمر خواستگارى كردوعمر ابتدا اين تقاضا را نپذيرفت چرا كه سلمان على الظاهر يك برده بازخريد شده عجمى بود، و سپس طبق اصول و موازين اسلامى پذيرفت، اما سلمان لبخندى زد و گفت: من نيازى به اينكه داماد تو شوم، ندارم، مى‌خواستم تو را بيازمايم كه آيا از حمّيت و عصبيت جاهلى چيزى در تو باقى مانده است يا نه؟! و نيز اينكه سلمان نمونه زهد و علم، اخلاص و خردمندى و مسؤوليت‌شناسى و دليرى در ابراز حق بين اصحاب پيغمبر بوده است و اينكه در مرتبه‌اى از ايمان و دانش باطنى قرار داشته كه «لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان لقتله، و قد اخى رسول الله بينهم فكيف ظنكم بسائر الناس».
درباره سلمان اطلاعات پراكنده فراوان است. اما مرحوم خاتم المحدثين حاج ميرزا حسين نورى (1254 - 1320 ق) صاحب مستدرك الوسائل با حسن سليقه‌اى كه داشته، جامعترين كتاب شيعى راجع به سلمان را فراهم آورده، و در آن تبحر علمى و مهارت در حديث را با ادبيّت توأم كرده است. جالب است بدانيم كه تاريخ تأليف اين كتاب (1283 ه ق) با پيدايش انديشه خودآگاهى در مسلمانان و شيعيان ايران همزمان است. حاج ميرزا حسين نورى كه از نزديكترين شاگردان ميرزاى شيرازى بوده، در واقع وظيفه‌اى دينى، مذهبى و ملى را با تأليف كتاب نفس الرحمن فى فضائل سلمان ايفا كرده است. چنانكه شاگرد شايسته نورى، يعنى مرحوم شيخ آغابزرگ تهرانى نيز با احاى آثار و مآثر شيعه، به اسلام و تشيع و ايران خدمتى بس بزرگ كرد.
اين كتاب كه در زمان مؤلف، چاپ سنگى شده و ناياب بود، اخيراً توسط فاضل محترم جواد قيومى جزه‌اى اصفهانى، مورد ملاحظه و تصحيح قرار گرفته و با تخريج احاديث و ترتيب فهارس لازمه به صورت مطلوب و امروزى چاپ شده است.
محقق كتاب در مقدمه پر مطلب و جالبى، مرحوم ميرزا حسين نورى و آثارش را معرفى كرده است. البته بايد توجه داشت كه مرحوم نورى سليقه‌هاى بخصوص داشت كه گاه مورد پسند واقع نمى‌شده؛ مثلاً كتاب فصل الخطاب فى مسألة تحريف الكتاب و دفاعيه‌اش از آن (رسالة فارسية فى جواب شبهات فصل الخطاب) كه طبق سليقه يك شيعه افراطى نوشته شده و همچنين نجم ثاقب كه شامل برخى احاديث ضعيف است، با وجود پرخواننده بودن، محقق پسند نيست. مرحوم نورى مردى متتبع و كتاب شناس بود كه از جمله مكاتباتش با مير حامد حسين اين تبحّر را نشان مى‌دهد (رك: نور علم، شماره 48، آذر و دى 71، ص 108 / 86). همين تماس با امثال ميرحامد حسين و نيز مؤلفان نامور دانشوران سليقه او را كمال بخشيده، و خود نيز طىّ يك عمر كار علمى و تحقيقى، داراى شمّ خاص شده بود. وى يك سال به آخر عمر مانده (1319 ق) رساله ارزشمندى تحت عنوان لؤلؤ و مرجان در شرط پله اوّل و دوّم روضه خوان، نوشت كه در آن با شجاعت و موقعيت‌شناسى به روش نامسؤولانه ذاكران كه به هر قيمت مى‌خواستند از مستمعان روضه، اشك بگيرند، تاخت. اين كتاب كه حق آن گزارده نشده از متعهدانه‌ترين رسالاتى است كه به قلم يك عالم دلسوز منتقد نوشته شده و مع الاسف از طرف بعضى كوته‌فكران، مورد طعن و تعريض واقع شده است. در پايان، توفيق ناشر و مصحح كتاب ارزشمند نفس الرحمن فى فضائل سلمان را در عرضه آثار بهتر آرزومنديم. عليرضا ذكاوتى قراگزلو
* 75 * ترتيب كتاب العين‌
تأليف الخليل بن احمد فراهيدى، تحقيق مؤسسه النشر الاسلامى، قم‌
پس از آنكه زبان عربى از محدوده خاورميانه گذشت و به جاى زبان سريانى، به زبان علمى منطقه «هلال خصيب» و دورترها تبديل گرديد، به تدريج فرهيختگان جامعه در صدد آن برآمدند كه زبان عربى را تحت نظام و قاعده و آيين درآورند و اوّلين قدم‌ها در اين راه به همت روايات شفاهى در مسائل ادبى بود: لغت، صرف، نحو، اشتقاق، بلاغت، امثال و حكم، قصص و ايّامِ عرب.
در علوم نقلى (علوم زبانى، شرعى و تاريخى) مبنا روايت است و در علوم زبانى بويژه كه اينجا مورد بحث ماست، سلسله روايت بايد به عرب بدوى برسد تا حجّت باشد. حتماً آن داستان مشهور را خوانده‌ايد كه سيبويه و كسائى دو اديب نحوى طراز اوّل در مطلبى اختلاف پيدا كردند و ارجاع به يك بَدَوى شد كه نظر بدهد محمّد امين (پسر هارون الرشيد) شاگرد كسائى كه احساس مى‌كرد ممكن است استادش اشتباه كرده باشد، به آن اعرابى بدوى رشوه داد تا طرف سيبويه را نگيرد و نظر كسائى را تأييد كند.
نمونه ديگر در اين مورد، بشّار تخارستانى است كه زاييده بصره بود در ميان قبيله بنى عقيل بزرگ شد كه در حوالى بصره بسر مى‌بردند. از اين رو بين شاعران عصر عباسى تنها قول بشار را در لغت و قواعد حجت مى‌دانند زيرا مى‌گويند زبانش آلوده نشده و پيرو مستحدثات نيست با آنكه در شعر عصر عباسى وى پايه گذار مضامين نو محسوب مى‌شود.
كار نخستين اديبان كه در ابتدا «راويه» ناميده مى‌شدند، گردآورى و ثبت رواياتى بود كه گفتيم در نهايت بايد به يك بدوى برسد. ثبت كتبى روايات ادبى (از جهت زبان‌آموزى غير عربها) از اواسط امويان رايج شد و در اوايل عباسيان فرهنگ كتبى بر فرهنگ شفاهى غلبه يافت.
نسل بعدى «راويه‌ها» كارشان دسته بندى و نوعى تدوين ابتدايى معلومات بود. مثلاً لغتها و تعبيرات و نيز اشعار، ضرب المثلها و داستانهاى مربوط به اسب را گرد مى‌آوردند و آن را «كتاب الخيل» مى‌ناميدند. يا مطالب (لغت، تعبير، ضرب المثل و داستان و شعر) راجع به چاه را فراهم مى‌آوردند و آن را «كتاب البئر» نام مى‌نهادند و... از اين قبيل كتب و جزوات فراوان بوده كه اكثر از بين رفته، ولى نام آنها در الفهرست ابن النديم باقى مانده است.
در مرحله بعد اديبان كوشيدند صورت علمى به نوشته‌هاى خود بدهند، و طبق نظر مستشرقان و بعضى محققان معاصر عرب، براى اين كار از سنت‌هاى علمى علوم زبانى (يونانى، لاتين، هندى، و پهلوى) سود جستند؛ چنانكه طه حسين تصريح كرده كه براى تنظيم نحو و بلاغت عربى از زبان يونانى استفاده شده است. به هر حال، اگر فعلاً از اين مسأله معركةالآراء صرفنظر كنيم، مسلم اين است كه يكى از مبتكران روش علمى در علوم زبانى، خليل بن احمد نحوى بوده كه نوآورى و پيشاهنگى اش در دو موضوع مسلم است: يكى اينكه مبدع علم عروض (اوزان شعر عربى) بوده و ديگر اينكه نخستين كتاب لغت جامع عربى را نوشته است. و در هر دو مورد از شم موسيقى‌شناسى و دانش موسيقى نظرى كه در آن تبحّر داشته، استفاده كرده است.
شايد ارتباط عروض و موسيقى روشن باشد و نياز به توضيح نداشته باشد اما ارتباط لغت با موسيقى قدرى دور از ذهن مى‌نمايد و نياز به توضيح دارد.
خليل بن احمد براى تبويب و تنظيم لغت عربى، حروف الفبا را از انتهاى حلق تا لب دسته بندى كرد و لغات را بر حسب آن مرتب ساخت و چون عميق‌ترين مخارج حروف، بنا بر شمّ صداشناسى خليل، مخرج حرف «عين» است، لذا كتاب لغت خليل بن احمد، كه * 76 * كتاب العين ناميده شده با لغات عين شروع مى‌شود.
ارزش كتاب خليل به عنوان نخستين كتاب لغت جامع عربى (بعد از مرحله جزوات مربوط به موضوع خاص) در كهنگى آن است. مسلماً كتابى كه به وسيله يك متخصص درجه اوّل عرب در نيمه دوّم قرن دوّم تكميل شده، ما را به معانى درست قرآن و حديث و اخبار بهتر راهنمايى مى‌كند تا كتب لغتى كه به استعمالات مستحدث و نوآيين درآميخته شده است. تنها يك مثال براى اثبات اين مدعا كافى است: كلمه خليفه كه در قرآن براى «آدم» به كار رفته (اذ قال ربك للملائكة انى جاعل فى الارض خليفة...) و عرفا آنقدر در مورد خليفة اللهى انسان بحث كرده‌اند، در عرف عرب و در قرن يكم و دوّم هجرى چگونه فهميده مى‌شده است؟ در كتاب خليل مى‌خوانيم كه «الخليفة من استخلف مكان من قبله و يقوم مقامه، و الجنُّ كانت عُمارّ الدنيا، فجعل الله آدم و ذريته خليفة منهم يعمرونها و ذلك قوله عز اسم: انى جاعل فى الارض خليفة...» (ص 239)
اينجا اصرارى در تأييد و قبول نوشته كتاب العين نيست و مراد تنها اين است كه بكوشيم قرآن را به عربى قديم بفهميم تا به حقيقت آن نزديك‌تر شويم. البته در تفاسير خوب مثلاً (مجمع البيان) و نيز كتب لغت معتبر مثل (لسان العرب) كوشش شده تا معانى قديم لغات بررسى شود و از جمله منابعشان مسلماً كتاب العين بوده است. اما باز هم محقق از اين كهنه‌ترين فرهنگ عربى بى نياز نيست. منتهى استفاده از كتاب العين به علت نظم غير متعارف آن، آسان نبود و انتظار مى‌رفت كسى متقبّل تنظيم آن به سياق الفبايى امروز باشد. اينك محقق محترم شيخ محمّد حسن بكائى اين كار را انجام داده‌اند و كتاب العين را در يك مجلد به صورت خوانا و مطلوبى عرضه كرده‌اند كه سعى شان مشكور و مأجور باد، و براى ايشان مزيد توفيق آرزو مى‌كنيم.
نكته‌اى كه مى‌توان گرفت اين است كه مقدمه كتاب العين كه بحث در ترتيب مخارج حروف است در اين كتاب نيامده، ديگر اينكه گاه مآخذ اشعار تخريج نشده، در زير تنها به يك نمونه اشاره مى‌كنم.
«عيث... الذئب يعيث فى الغنم... قال: والذئب وَسطَ غَنَمى يعيثُ»
در حاشيه نوشته است: «لم نهتد الى القائل و لا الى القول فى غير الاصول» حال آنكه اين شعرى است فكاهى معروف اهل ادب و تمام آن چنين است:
أما اتاك عنى الحديث / اذانا بالغائط استغيث‌
والذئب وسط غنمى يعيث / و صحت بالغائط يا خبيث!
(جاحظ، كتاب الحيوان، ج 1، ص 182 و ج 6، ص 138)
البته جاحظ نيز از گوينده نام نبرده و گفته است «على قول الراجز» و «قال بعض الرجاز»
ندرتاً غلط چاپى هم دارد كه به يك مورد اشاره مى‌كنيم كه شايد هم چاپى نيست و در اصل كتاب است: آيه «قد شغفها حباً» (يوسف 31) هم جزء شواهد «شعف» و هم جزء شواهد شغف آمده؟ آيا اين را جزء اختلاف قرائت مُحتَمَل و ممكن محسوب بداريم يا اشتباه؟ عليرضا ذكاوتى قراگزلو * قلائد الفرائد
آيت الله العظمى ملاغلامرضا قمى. مقدمه جعفر سبحانى. (چاپ دوّم: قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1414 ق). 504 ص، وزيرى‌
اصول فقه شيعه به علت تكيه بر احاديث و اخبار ائمه اطهار(ع) از غناى ويژه‌اى برخوردار است و از دير زمان تا كنون مورد توجه فقهاى شيعه بوده و در اين فن بسيار قلم زده‌اند. نگاهى به كتابهاى اصولى شيعه، كه قديميترين آنها كتاب «التذكرة باصول الفقه» از شيخ مفيد است، بيانگر اهتمام فقيهان و عالمان بزرگ شيعه در بارور ساختن اين علم است.
* 77 * با ظهور بزرگانى همچون ميرازى قمى (م 1231 ق) صاحب قوانين الاصول، شيخ محمّد حسين اصفهانى، صاحب الفصول فى علم الاصول (م 1261 ق) و برادرش شيخ محمّدتقى اصفهانى، صاحب هداية المسترشدين (م 1248 ق) اين فن شريف رو به گسترش نهاد، تا آنكه نوبت به خاتم الفقهاء و المجتهدين، شيخ مرتضى انصارى (1214 - 1281 ق) رسيد. او نيز با مهارت و چيرگى تمام با تأليف اثر بى نظر خود فرائد الاصول به نقد و بررسى آراى اصولى و طرح مباحث جديد و تأسيس قواعد اصولى پرداخت. گستره و ژرفايى انديشه‌هاى اصولى شيخ، عالمان پس از او را بر آن داشت تا هر يك به شرح و تفسير و نقد و تكميل مبانى شيخ دست زنند و از رهگذر شرح و حاشيه و تعليقه بر فرائد الاصول بود كه اينك شيعه گنجينه غنى و پربارى از علم اصول را پيش روى خود دارد.
(براى آشنايى با شروح و تعليقات فرائد رك: تأليف و آثار شيخ انصارى، ناصرالدين انصارى، مجله حوزه، ش 46، ص 153-170 و مجله آينه پژوهش همين شماره.)
كتابى كه اينك قصد معرفى آن را دارم، از بهترين تعليقه‌هاى رسائل به شمار مى‌رود. مؤلف بزرگوار آن مرحوم آيت الله العظمى ملاغلامرضا قمى (حدود 1255 - 1332 ق) معروف به حاج آخوند، از پيشوايان بزرگ و بانفوذ قم در اوايل قرن چهاردهم هجرى بوده است. وى به همراه شريك بحثش آيت الله العظمى حاج سيد صادق قمى، در سال 1279 ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و مدت دو سال از محضر درس شيخ انصارى بهره برد (آثار اين استفاده در جاى جاى كتابش به چشم مى‌خورد). وى پس از وفات شيخ (در 1281 ق) مدت پانزده سال (تا 1296 ق) به درس برترين شاگرد شيخ، آيت الله العظمى ميرزا حبيب الله رشتى (م 1312 ق) و پس از آن دو سال در سامرّا به درس ميرزاى شيرازى (تا 1298 ق) حاضر گرديد و بهره‌ها بُرد. سپس به قم بازگشت و به تدريس و تأليف و پرورش شاگردان و فصل خصومات و حل مشكلات مردم پرداخت. از آثار ديگرش كتاب القضا، كتاب الصلاة، صلاة المسافر، قواعد الاصول و كنوز الجواهر را مى‌توان نام برد. (نقباء البشر، ج 4، ص 1657).
اثر حاضر، قلائد الفرائد يا قلائد العقيان على نحور الخُرَّد الحسان، مشهورترين تأليف اوست، به گونه‌اى كه مؤلف را «صاحب قلائد» مى‌خوانند. اين كتاب نخستين بار در سال 1314 ق، همراه با تقريظ منظوم علامه سيد مهدى قمى و به خط زيباى خطاط مشهور ميرزا زين العابدين قمى، به چاپ رسيده و اكنون به همان صورت افست گرديده است (و چه بسيار شايسته مى‌بود اگر بر اين كتاب پيش از چاپ مجدد، تحقيق و تصحيح صورت مى‌گرفت.) اين تعليقه كامل است و تا پايان فرايد را در بر دارد. اين كتاب ويژگيها و امتيازاتى را داراست كه آن را براى هر دانشمندو طالب علم سودمند ساخته است. اين امتيازات عبارتند از:
1- اين كتاب آكنده از مطالب توضيحى، نقد و ايراد بر مطالب شيخ، اشتقاق شقوق، تمهيد مقدمات براى مباحث كتاب، تكميل ايرادها و انتقادات شيخ بر ادله است.
2- عبارات در برخى جاها بسيار زيبا و مسجّع و مقّفى است (ص 2، 62).
3- برخى از حواشى بيار مفصّل و خواندنى است: خصوصاً فصل استصحاب.
4- معرّفى كتابها و مؤلفين آنها (ص 59 و 62) كه درباره قرب الاسناد و غوالى اللئالى است.
5- ذكر كامل احاديث (ص 60، 459 و 503).
6- لغت‌شناسى (ص 40، 61، 64، 65، 473).
7- فوايد رجالى (ص 62، 64، 65، 67).
8- استفاده از كتابهاى تفسيرى، حديثى، رجالى و لغوى (ص 62).
9- مطالب بسيار جالب و خواندنى (ص 15، 20، 63، 327، 274 و 280، درباره قاعده لاضرر و ص 501 و 502)
10- معرفى علما و فقها (ص 66، 67).
11- رفع دشوارى عبارات شيخ (ص 41، 66).
12- مشخص نمودن گويندگان اقوال (ص 30، 245، 262، 458).
* 78 * 13- ذكر سخنان فقها از كتابهايشان (ص 21، 247، 462، 463، 483).
14- بيان وجوه تأمل در سراسر كتاب.
15- از همه مهمتر اينكه، مؤلف سخنان مرحوم شيخ را در مجلس درسش ضبط كرده و همه آنها را در شرح عبارات رسائل ذكر كرده است (ص 11، 13، 14، 18، 20، بحث شيخ درباره اخباريها و ص 27، 56، 57، 59، 62، 63). مؤلف عباراتى را نيز كه خود شيخ به جاى عبارات رسائل القا فرموده بود، ذكر كرده است (ص 487 و 503).
حاشيه‌ها و تعليقات اين كتاب كوتاه و متوسط است و گاه - كه اهميت مقام اقتضا كرده - به اطاله سخن متمايل گرديده است (ص 468 - 473 و 492 - 494).
كوتاهترين بخش كتاب فصل تعادل و تراجيح (20 صفحه) و گسترده‌ترين فصل كتاب، بخش استصحاب (200 صفحه) است و بر تمام فصل انسداد نيز تعليقه نگاشته است. خواندن اين كتاب به تمامى اساتيد و دانش‌پژوهان توصيه مى‌شود. ناصرالدين انصارى قمى‌ سرچشمه‌هاى فردوسى شناسى‌
امين رياحى، محمّد. سرچشمه‌هاى فردوسى‌شناسى: مجموعه نوشته‌هاى كهن درباره فردوسى و شاهنامه و نقد آنها. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1372). هشت + 512 ص، وزيرى. نمايه.
اثر حاضر كارى است گرانمايه و ارزشمند براى شناخت فردوسى و شاهنامه. پديد آورنده در اين اثر كليه گفته‌ها و نوشته‌هاى مربوط به فردوسى و كتاب او را از نوشته‌هاى مورّخان و تذكره نويسان و مقدمه‌هاى كهن دستنويسهاى شاهنامه و ستايشهايى كه از او كرده‌اند، از سالهاى نزديك به عصر او تا اواخر قرن پيش - كه آغاز تحقيقات جديد درباره فردوسى است - فراهم آورده و در مقدمه هر بخش به نقد آنها پرداخته است.
در تنظيم مطالب، ترتيب تاريخى رعايت گرديده؛ نخستين مقاله از مقدمه شاهنامه ابومنصورى و آخرين نوشته از مجمع الفصحاست.
در آغاز كتاب، ذيل عنوان رنج و روزگار فردوسى، پديدآورنده به مسائلى چون ارزش شاهنامه، دشمنى با آن، مدت سرودن شاهنامه، تصحيح شاهنامه و مسائل ديگرى از اين دست پرداخته است. پس از آن اشعار فردوسى درباره خودش گردآورى شده و بدين ترتيب زندگينامه خودنوشت فردوسى فراهم آمده است. آنگاه نوشته‌هاى مربوط به فردوسى از لابلاى كتابها و تذكره‌ها فراهم آمده كه عناوين برخى از آنها عبارت است از: فردوسى و محمود از تاريخ سيستان، شاهنامه مأخذ كتابهاى تاريخ از مجمل التواريخ، سنايى و فردوسى از حديقه سنايى، پشيمانى محمود و مرگ فردوسى از چهار مقاله نظامى عروضى، غزالى و فردوسى از مرزبان‌نامه، شاهنامه خوانى در ميدان جنگ از تاريخ جهانگشاى جوينى، فردوسى در كتاب مجمل فصيحى، فردوسى و جامى از بهارستان، صباى كاشانى و فردوسى از حديقة الشعراء، آخرين نوشته از مجمع الفصحاء.
بدين ترتيب كتاب حاضر - همانگونه كه عنوان اصلى آن گوياست - خواننده را سرچشمه‌هاى فردوسى‌شناسى در هزار سال گذشته آشنا مى‌سازد. با تأمل در اين اثر مى‌توان نظريات شاعران و تذكره نويسان گذشته را درباره فردوسى و كتاب او فراچنگ آورد و دانست كه در هزار سال گذشته، درباره فردوسى چه گفته‌اند و شاهنامه او را چگونه بررسى كرده‌اند.
ناگفته نماند كه آقاى امين رياحى در آغاز هر بخش، پس از آوردنِ نوشته‌اى از گذشتگان، به نقد آن پرداخته و ارزش تحقيقى آن را به محك نقد زده است. در پايان كتاب هم فهرستى از مطالب عرضه شده به دست داده شده * 79 * تا خواننده با ملاحظه موارد اشتراك هر نكته و مطلب دريابد كه آن نكته نخستين بار در كدام متن آمده و مؤلفان بعدى آن را از كدام منبع گرفته‌اند و يا موارد اختلافها چيست.
كتاب حاضر از آن رو كه مجموعه نوشته‌هاى كهن را درباره فردوسى و شاهنامه شامل است و خواننده را از رجوع به كتابها و تذكره‌هاى متعدد بى نياز مى‌گرداند، درخور اهميت است. همانگونه كه اشاره شد، آقاى رياحى در مقدمه كتاب، تحت عنوان رنج و روزگار فردوسى (ص 111 - 112) به برخى از جوانب فردوسى و شاهنامه نگريسته و داد سخن داده است. از جمله وى ذيل عنوان «سرودن شاهنامه چند سال طول كشيده است» براى نخستين بار پاره‌اى از اشعار به ظاهر متناقض شاهنامه را در مدت سرودن اين كتاب كنار هم نهاده و با توضيحات و تحقيقاتى عالمانه، از آنها رفع تناقض كرده است. آقاى رياحى گفته‌اند كه شاهنامه سرايى فردوسى در چند دوره بوده و لذا بايد گفت فردوسى اين كتاب را چند بار تدوين كرده است. تدوين نخست آن بيست و پنج سال به طول كشيده است چرا كه فردوسى گفته است:
دو ده سال و پنج اندرين شد مرا
همه عمر رنج اندرين شد مرا
از همين روست كه نظامى در چهار مقاله مى‌گويد:
«فردوسى... بيست و پنج سال در آن كتاب مشغول شد كه آن كتاب تمام كرد...» و هكذا عطار در اسرارنامه مى‌گويد: به بيست و پنج سال از نوك خامه / به سر مى‌برد نقش شاهنامه. ولى فردوسى خامه را به زمين ننهاد و پنج سال ديگر از نقد عمر را در كار شاهنامه كرد، اين بيت اشاره به سى سال شاهنامه سرايى فردوسى دارد:
بسى رنج بردم در اين سال سى‌
عجم زنده كردم بدين پارسى‌
سپس با ملاحظه قدرنشناسى سلطان محمود، اباتى متضمن نكوهش او سرود و بر شاهنامه افزود و به تدوين نهايى آن كمر بست:
سى و پنج سال از سراى سپنج‌
بسى رنج بردم به اميد گنج‌
با انتشار كتاب سرچشمه‌هاى فردوسى‌شناسى، جا دارد كه فردوسى‌شناسى ديگر، با الهام و استفاده از اين اثر، عهده دار كتابى درباره سرچشمه‌هاى فردوسى‌شناسى در جهان اسلام شود و آنچه عالمان اسلامى و دانشوارن عرب زبان در سده‌هاى گذشته درباره فردوسى و شاهنامه گفته‌اند، در يك كتاب گردآورد. محض نمونه اشاره مى‌كنيم كه از عالمان اسلامى، شيخ آقابزرگ تهرانى در كتاب الذريعه (ج 13، ص 16-20)، بحث مبسوطى درباره شاهنامه و نسخه‌هاى خطى آن كرده است. عبدالمحمّد نبوى. الذريعة الى مكارم الشريعة
راغب اصفهانى. الذريعة الى مكارم الشريعة. تصحيح ابواليزيد العجمى. (چاپ افست: قم، انتشارات شريف رضى، 1373). 499 ص، وزيرى.
شمار زيادى از تأليفات عالمان اسلامى را كتابهاى اخلاقى تشكيل مى‌دهد. اگر كتابهاى عالمان اسلامى را در اين موضوع گرد آوريم، كتابخانه‌اى پر برگ و بار تشكيل مى‌دهد. اين از آن روست كه اساساً هدف از بعثت بمكارم الاخلاق و محاسنها تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق ابوعلى مسكويه، تهذيب اخلاق يحيى بن عدى، تلبيس ابليس ابوالفرج بن جوزى، ارشاد القلوب ديلمى، كيمياى سعادت غزالى، اخلاق ناصرى و اخلاق محتشمى خواجه نصيرالدين طوسى، جامع السعادات نراقى، مكارم الاخلاق شيخ ابومنصور طبرسى، اخلاق جلالى دوانى، اخلاق محسنى ملا حسين واعظ كاشفى و دهها كتاب و رساله ديگر اخلاقى، بخشى * 80 * از آثار فخيمى است كه در حوزه فرهنگ اسلامى پديد آمده و هماره مطمح تدريس و تعليم و مطالعه دانش پژوهان بوده است.
به گفته ابن ابى الحديد معتزلى، پايه گذار علم اخلاق اميرالمؤمنين على(ع) بوده است. علّامه سيد حسن صدر نيز اين نكته را خاطر نشان ساخته و گفته است:
نخستين كسى كه در اسلام علم اخلاق را پى نهاد، اميرالمؤمنين على(ع) بود. او هنگام بازگشت از صفّين، نامه‌اى به فرزندش، امام حسن(ع) نوشته است. اين نامه را عالم اهل سنّت، ابواحمد حسن بن عبدالله عسكرى در كتاب الزوار و المواعظ آورده و درباره آن چنين گفته است:
«اگر از حكمت عملى چيزى يافت شود كه بايد آن را با آب زر نوشت، همين رساله است.» اين رساله بس طولانى است و امام(ع) در آن همه ابواب علم اخلاق و طرق سلوك اخلاقى را بيان كرده و منجيات و مهلكات و ملكات فاضله را تبيين كرده است. اين رساله را عالمان ما از طرق متعدّد نقل كرده‌اند و شريف رضى نيز آن را در نهج البلاغه آورده است (تأسيس الشيعة الكرام لعلوم الاسلام، ص 404).
كتاب الذريعة الى مكارم الشيعة، از آثار مهم و معتنابه اخلاقى است كه راغب اصفهانى آن را به خامه آورده است. مؤلف كتاب، ابوالقاسم حسين بن محمّد بن مفضل بن محمّد، معروف به راغب اصفهانى، بلندآوازه‌تر از آن است كه در اين مختصر شطرى از زندگيش آورده شود. امام فخر رازى در كتاب اساس التقديس او را با غزالى برابر دانسته است و غزالى نيز كتاب الذريعه او را همواره بر بالين داشته و آن را بس نيكو مى‌دانسته است: قيل ان الامام حجةالاسلام غزالى كان يستصحب كتاب الذريعة دائماً و يستحسنه لنفاسته (رك: كشف الظنون، ج 1، ص 827، ذيل عنوان الذريعة الى مكارم الشريعة).
از آثار مهم او پس از كتاب ياد شده «تفصيل النشأتين» و «محاضرات الادباء» و از همه مهمتر «المفردات فى تفسير القرآن» است. تفصيل النشأتين و المفردات او به فارسى ترجمه و چاپ شده است. الذريعة الى مكارم الشريعة نيز بارها منتشر شده كه چاپ حاضر بهترين نسخه آن است. اين اثر پيشتر به كوشش طه عبدالرؤف سعد، تصحيح و در مصر (مكتبة الكليات الأزهرية، 1393) چاپ شده و توسط منشورات شريف رضى نيز در قم افست شده است. چاپ حاضر، به تصحيح دكتر ابواليزيد ابوزيد العجمى، منقّحترين و عالمانه‌ترين تصحيح آن است؛ به طورى كه حجم كتاب با مقدّمه و تعليقات و فهرستهاى راهگشاى پايان كتاب، تا دو - سه برابر چاپهاى ديگر كتاب افزايش يافته است.
مصحّح در آغاز كتاب به زندگى راغب، شأن علمى او، مذهب او (كه شيعه نبوده است)، كتابهاى راغب، درونه‌شناسى كتاب الذريعة الى مكارم الشريعة، چاپها و نسخه‌هاى خطى آن و شيوه‌اش در تصحيح پرداخته و آنچه را بايد گفت، گفته است. در تعليقات كتاب به نسخه بدلها اشاره شده و نشانى آيات و روايات متن كتاب، به دست داده شده است. در پايان كتاب نيز فهرست آيات و روايات آمده در متن، سخنان بزرگان، اعلام، تعبيرات و اصطلاحات كتاب آورده شده است.
اثر حاضر در شمار بهترين كتابهاى اخلاقى و همواره مورد عنايت عالمان شيعه و سنى بوده است. همانگونه كه پيشتر نيز گفته آمد، امام غزالى آن را حتى در سفرها با خويش مى‌برد: ان الامام الغزالى كان يحمله معه دائماً فى رحلاته؛ و اين را بايد دليل بر اهميت اين كتاب دانست. مهمتر اينكه با گذشت نزديك به هزار سال از تأليف كتاب حاضر، غبار زمان بر آن ننشسته و طراوت و ارزندگى خود را از كف نداده است.
الذريعة در هفت فصل سامان يافته است. نخست از ماهيت انسان و فضايل او، تفاوت انسان و ديگر موجودات، لزوم طهارت نفس و عوامل سائق به فضايل و موانع اكتساب آن سخن رفته است. پس از آن به عقل و علم و جهل و تفاوت عقل و علم و انواع جهل و نطق و سكوت و ادبِ دانش پژوهان وواعظان پرداخته شده * 81 * است. آنگاه از قواى شهويه سخن گفته شده و حيا و فخر و عفت و ورع مورد بررسى قرار گرفته است. در ادامه به قواى غضبيه پرداخته شده و در ذيل اين موضوع به مسائل ذيل اشاره رفته است: صبر و انواع آن، شجاعت، حلم، عفو، غضب و... بحث بعدى كتاب درباره ظلم و عدالت است و در آن به مسائلى چون انواع عدل، مكر، كيد، حيله، خديعه، عداوت، سودها و زيانهاى گوشه‌گيرى از مردم، توجه شده است. مباحث پايانى كتاب درباره صناعات و كوششهاى دنيوى است.
در سراسر كتاب، فراوان به آيات و روايات و سخنان بزرگان استشهاد شده و اساساً راغب نويسنده‌اى است كثيرالاستشهاد. مصحّح چنانكه پيشتر گفتيم شواهد كتاب را استخراج كرده و مأخذ آنها را نشان داده است. در ضمن تصفّح كتاب، چند حديث از اميرالمؤمنين على(ع) ملاحظه شد كه در متن آمده و مصحّح از كنار آنها گذشته و متوجه حديث بودن آنها نشده است. از جمله در صفحه 232، «من جهل شيئاً عاداه» حديث على(ع) است كه در مستدرك نهج‌البلاغه كاشف الغطاء آمده است. همچنين در صفحه ياد شده، «الناس اعداء ما جهلوا» حديث آن حضرت است كه در نهج البلاغه آمده است. همچنين در صفحه 268، «قيل ما الانسان لولا اللسان الا بهيمة مهملة او صورة ممثلة» حديث آن حضرت است كه در دُستُور معالم الحكم و مأثور معالم الشيم قاضى قضاعى آمده است. نيز در همان صفحه «قيل المرء مخبوء تحت لسانه»، حديث آن حضرت است كه در بخش حكم نهج البلاغه آمده است. همچنين در صفحه 337 «قيل ربّ ساعٍ لقاعد»، حديث آن حضرت است و در غرر الحكم و درر الكلم آمده است.
ضمن تشكر از ناشر و ميراثبان كتاب حاضر كه بدون هيچ چشمداشت مادى به چاپ آثار و مآثر عالمان گذشته و احياى آنها پرداخته است، خوانندگان را به مطالعه و غوررسى در كتاب حاضر دعوت مى‌كنيم. عبدالمحمد نبوى‌ المنهج الأثرى فى تفسير القرآن الكريم حقيقته و مصادره و تطبيقاته‌
هدى جاسم محمّد ابوطبره، قم، مكتب الأعلام الإسلامى، 1414، 329 ص، وزيرى.
جريان‌شناسى تفاسير قرآن و كندوكاو در چندى و چونى آثار تفسيرى نگاشته شده در آستانه كتاب الهى و به ديگر سخن، تاريخ تحليلى تفسير قرآن كريم، پيشينه‌اى ديرپاى ندارد. در سده‌هاى گذشته عالمان در حوزه فرهنگ اسلامى بيشتر به تاريخ عالمان مى‌پرداختند تا تاريخ علم.
از اين رو هرچند آثارى با عنوان «طبقات المفسرين» پيشينه‌اى دراز دارد، اما سخن از شكل‌گيرى تفسير و تحولات و تطورات آن چندان كهن نيست.
در قرن چهاردهم اگر از پژوهشهاى كوتاه و بلند، در قالب مقاله و نگاشته‌هاى مفرد در اين زمينه، بگذريم بلندترين و شاملترين اثر در اين باره كتاب خواندنى «التفسير والمفسّرون» دكتر محمّدحسين ذهبى است. اين كتاب با همه كاستيها و گاه غرض آلودگيها، اثرى است سودمند و كارآمد. پس از وى عالمان و فاضلان بسيارى در اين باره قلم زده‌اند و آثارى درباره تاريخ تفسير، نقد و تحليل تفسيرها، ارزيابى جريانهاى گونه گون تفسير سامان داده اند (رك: بيّنات، شماره 3/162).
آنچه اينك بدان مى‌پردازيم اثرى است خواندنى در چگونگى يكى از جريانهاى تفسير نگارى در حوزه فرهنگ اسلامى و ظاهراً اولين اثر مفرد و شامل در اين زمينه. نويسنده، كتاب را در چهار فصل تدوين كرده است. در * 82 * فصل اوّل از تعريف تفسير مأثور و روش تفسيرنگارى منقول سخن گفته و ابعاد آن را شناسانده است. وى براى دست يافتن به تعريفى دقيق از عنوان «المنهج الأثرى» با دقت واژه‌هاى «منهج» و «اتجاه» را تعريف كرده و فرق آن دو را باز گفته (ص 24-21) و آنگاه از چگونگى شكل‌گيرى تفسير مأثور بحث كرده است. در اين بخش تفسير مأثور را در سه مرحله، به بحث نهاده است:
1) عصر پيامبر (ص 27-33)
2) عصر صحابه كه در ضمن آن از مصادر صحابيان در تفسير، تفاوت صحابيان در فهم قرآن، برجسته‌ترين مفسران دوره صحابه و ويژگيهاى تفسير دوره صحابه، گفتگو كرده است (ص 33-45).
3) عصر تابعين، كه در ضمن آن از مصادر تابعين در تفسير قرآن، مدرسه‌هاى تفسيرى دوره تابعين، مفسران برجسته دوره تابعين، ويژگى‌هاى تفسير آن دوره بحث كرده است. وى بدانسان كه ياد شد بحث را در روزگار شاگردان تابعين نيز ادامه داده است. (ص 47-58)
فصل دوّم عهده دار تبيين مصادر تفسير مأثور است. اين فصل


صفحه 9

معرفى‌هاى گزارشى‌


كليات‌
* مجموعه مقاله‌هاى سمينار جامعه‌شناسى. گردآورى سازمان سمت. (چاپ اوّل: تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها، 1373). 461 ص، رقعى.
اين كتاب شامل مجموعه مقالات سمينار جامعه‌شناسى و توسعه در تاريخ 9 تا 21 آذر 1370 است كه توسط سازمان سمت برگزار شد. در مقالات به موضوع جامعه‌شناسى و توسعه از ديدگاه مختلف، بويژه از ديدگاه فرهنگى و آموزشى پرداخته شده است.
* المعجمات و المجامع العربيّه. عبدالمجيد الحر. (چاپ اوّل: بيروت، دارالفكر العربى، 1414). 328 ص، وزيرى.
اين كتاب پژوهشى است درباره فرهنگهاى لغوى، چگونگى تدوين و آغاز نگارش آنها و گزارشى از فرهنگهاى نگارش يافته.
برخى از عناوين كتاب چنين است: فرهنگها، فرهنگهاى لغوى دوره نهضت ادبى در لبنان، فرهنگهاى بعد از جنگ جهانى اوّل، چگونگى بروز و ظهور فرهنگهاى لغوى در جهان عرب و آشنايى با معجمها.
* سازمان كتابخانه. كريشن كومار - مترجم مريم امين سعات. (چاپ اوّل: تهران، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، 1373) 338 ص، رقعى.
كتاب در مورد سازمان كتابخانه و نيز كتابخانه و جامعه تهيه و در هيجده فصل تنظيم شده است. انواع كتابخانه، قوانين و سازمانهاى مربوط به كتابخانه و كتابدارى، خدمات كتابخانه‌ها، تحولات و پيشرفتهاى اين حرفه از موضوعات اين كتاب است.
* مصادر النظام الإسلامى. المرئة و الأسره فى الاسلام. عبدالجبار الرفاعى. (چاپ اوّل: كويت، منشورات مركز المخطوطات و التراث و التوفيق، 1414). 546 ص، وزيرى.
بخش اوّل از مجموعه عظيم كتابشناسى و مصادر پژوهشى فرهنگ اسلامى است كه پيشتر از چگونگى آن سخن گفته‌ايم (رك: آينه پژوهش، سال دوّم، شماره دوّم / 50) در اين كتاب 3502 كتاب و مقاله درباره زن و خانواده فهرست شده است.
* معجم المطبوعات العربية فى ايران. عبدالجبار الرفاعى. (چاپ اوّل: تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1373) 872 ص، وزيرى.
سرزمين نيكخواه و نيك جوى ايران هنگامى كه خورشيد روزافروز اسلام را در زوايايش دريافت، آن را با آغوش باز پذيرفت. فرزندان اين مرز و بوم زبان قرآن را زبان خود تلقى كردند و هزاران اثر كلامى، فلسفى، تاريخى، علمى و.. را به اين زبان نگاشتند و به ابعاد فرهنگ اسلامى قوام بخشيدند. در تاريخ ايران اسلامى كم نبودند كسانى كه مى‌كوشيدند تا حضور مبارك اسلام را ناشايست جلوه دهند، و بر بوقها بدمند كه ايرانيان در مقابل اين حضور، ستيزه‌گرى داشتند. اما واقعيت نه * 86 * چنان بود و آثار نيز نشانگر بطلان آن ادعاست. پس از انقلاب اسلامى ايران نيز اين گونه پندارها را جريانهايى ويژه گسترش داد و اين بار عربهاى ناسيوناليست و قلم بمزد بيشتر بر اين بوق دميدند و كوشيدند ايران و به تبع آن انقلاب اسلامى را عرب ستيز و در نهايت اسلام ستيز و به اصطلاح شعوبى جلوه دهند. كتابشناس محقق جناب عبدالجبار رفاعى با اين اثر ارجمند، پاسخى عملى به اين پندار واهى داده‌اند. ايشان نشان داده‌اند كه از روزگارى كه چاپ پيدا شد، ايران اسلامى پيشتاز نشر بوده و آثار فراوانى به زبان ارجمند قرآن در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى نشر داده است.
در اين مجموعه بيش از 5000 عنوان كتاب به عربى ذيل موضوعات مختلف فهرست شده است. مقدمه كتاب شامل بحثى است سودمند در تاريخ چاپ و كتابت در جهان. يادآورى كنيم كه برخى از كتابهاى فارسى عربى نما در كتاب راه يافته است كه با توجه به اندك بودن آن در برابر اين كار عظيم، از ارزش، عظمت و هدف كتاب نمى‌كاهد.
* فهرست مقالات فرهنگ در مطبوعات جمهورى اسلامى ايران. مديريت نمايه سازى سازمان مدارك. (چاپ اوّل: تهران، مركز فرهنگى انقلاب اسلامى، 1373) 221/54 - 169/53 - 219/52 ص، رقعى.
شامل فهرست كليه مقالات فرهنگى است كه در سه ماه ارديبهشت، خرداد و تير سال 1372 در مطبوعات كشورمان نگاشته شده است.
اين مجموعه‌ها افزون بر فهرست كوتاه عناوين كلّى با زير مجموعه‌ها، تنظيم كشيده و در واقع شيوه كار را نشان مى‌دهند، داراى سه فهرست راهنماست كه عبارتند از: فهرست نام نويسندگان مقالات، فهرست موضوعات مقالات و فهرست جرايدى كه فهرست شده‌اند. قرآن و تفسير
* النظرية القرآنية الكونيّه. سليم الجابى. (چاپ اوّل: بيروت، مطبعة نصر، 1414). 219 ص، وزيرى.
اين كتاب بحثى است درباره خلقت جهان از ديدگاه قرآن.
* مناهج البيان فى تفسير القرآن. محمّدباقر ملكى. (چاپ اوّل: تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1414). 389 ص، وزيرى.
كتاب حاضر تفسيرى است ارجمند و خواندنى از جزء بيست و نهم قرآن كريم. مؤلف با توجه به آيات قرآن، روايات و در پرتو باريك نگريهاى واژه‌شناسانه به تفسير آيات پرداخته و جاى جاى ديدگاه مفسّران را به نقد كشيده است. در ضمن تفسير آيات، گاهى موضوعات قرآنى نيز به اختصار بحث شده است. اما فهرست مطالب از اشاره به اين مباحث قرآنى و ادبى تفسير خالى است.
* ابعاد التنزيل. على طه. (چاپ اوّل: بيروت، دارالرسول الاكرم، 1414). 414 ص، وزيرى.
اين اثر كوششى است در جهت رسيدن به ابعاد سُوَر قرآنى و ويژگيهاى آيات الهى در سور قرآن كريم. مؤلف مى‌كوشد در اين پژوهش به قرآن، چونان كتابى زندگى ساز بنگرد و آموزه‌هاى آن را با زندگى واقعى انسان پيوند دهد. او در اين مجلد كه بحث از پژوهش گسترده‌اى درباره قرآن است، به تحليل و تفسير سوره‌هاى كوثر، ماعون و تكاثر پرداخته است.
* معارف قرآن در الميزان. سيد مهدى امينى. (چاپ اوّل: تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1373). 223 ص، وزيرى.
اين جلد شامل ديدگاه مرحوم علامه طباطبايى در شناخت جهان و نظام آفرينش است كه نويسنده آن را از تفسير الميزان تلخيص و ترتيب داده و شامل 207 عنوان مطلب است كه در شش بخش و هر بخش در چندين فصل تنظيم شده است. بخشها عبارتند از: آغاز جهان، * 87 * شروع حيات، آيات الهى در آفرينش، نظام آفرينش جهان، نظام ازواج و پايان جهان. حديث‌
*الدروع الواقعية. السيد على بن موسى بن طاووس - متوفى 664. (چاپ اوّل: قم، مؤسسة آل‌البيت(ع) لأحياء التراث، 1414 - 1373). 314 ص، رقعى.
كتاب از جمله سلسله مصادر بحارالانوار است كه مؤسسه مزبور درصدد احيا و چاپ مستقل آنهاست. كتاب شامل ادعيه ايام و شهور و نيز فضل قرائت سوره خاص در ايام خاص و نيز صوم در پاره‌اى از ايام است.
* چهل حديث، تفكر. سيد حسين زينالى تبلى. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373). ص، جيبى.
اين چهل حديث (همراه با ترجمه سليس آنها) در موضوع تفكر، اهميت آن، انواع تفكر، موارد تفكر، زمان تفكر و نتايج آن، انتخاب شده‌اند.
* چهل حديث. محمّد صحتى سردرودى. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373). 64 ص، جيبى.
اين كتابچه، مجموعه چهل حديث و ترجمه آن است درباره جوان و نوجوان، چگونگى برخورد با جوانان و تبيينى از شخصيت و روحيات جوانان.
*اقبال الأعمال. رضى الدين على بن موسى بن جعفر بن طاووس. (چاپ اوّل: قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1373). 544 ص، وزيرى.
عالم تقوى پيشه و معادباور سيد بن طاووس، كه در صفاى روح، پاكى ضمير و دلدادگى به حق، بى‌نظير بود، آثار بلند و ارجمندى درباره دعا و گردآورى دعاها و تدوين اين مجموعه‌هاى پرمغز و دلنواز فراهم آورده است. اقبال الأعمال كه در دو بخش تنظيم شده است از بهترين اين آثار است. مؤلف بخش اوّل را براى ماه رمضان تهيه كرده و در ضمن آن دعاهاى مرتبط با روزها و شبهاى ماه رمضان، و چگونگى ارتباط بنده را با خداوند در اين ماه، شرح داده و در جلد دوّم به ماههاى ديگر پرداخته است.
محقق محترم كتاب را بر اساس سه نسخه، مقابله و تصحيح و تحقيق كرده و در پانوشتها افزون بر ضبط اختلاف نسخه‌ها، متون و احاديث را استخراج كرده و فهارس كارآمد و سودمندى بدان افزوده است. فقه‌
* فقه الشركة. سيد عبدالكريم موسوى اردبيلى. (چاپ اوّل: قم، مكتبة اميرالمؤمنين، 1414 ه ق). 279 ص، رقعى.
كتاب شامل بحث فقهى - حقوقى در مورد شركت است. مؤلف در پى تجربه نه ساله خود در امور قضايى كشور و تصميم بر بحث فقهى جامع در امور مبتلا به جامعه در مسايل و موضوعات قضايى پس از برگشت به حوزه علميه قم، به نوشتن اين كتاب اقدام كرده و آن را در دو فصل تنظيم كرده است. در فصل نخست شركت را از ديدگاه، فقهى و در فصل دوّم از ديدگاه حقوقى بر پايه كتاب «الوسيط» نوشته حقوقدان بزرگ عراقى آقاى عبدالرزاق السنهورى، به بحث گذاشته است. اين شيوه بحث، شيوه‌اى بايسته است كه فقه را بر اساس نقش كاربردى آن مطرح مى‌كند و مى‌تواند بسيارى از مشكلات را حل كند. حقوق‌
* حقوق جزاى اختصاصى. محمّدجعفر حبيب زاده. (چاپ اوّل: تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها، 1373). 250 ص، وزيرى.
مؤلف در اين كتاب به بررسى مفاهيم حقوق جزاى اختصاصى، پرداخته است. كتاب در پنج فصل تدوين يافته * 88 * است. فصل اوّل از سرقت و از اركان جرم بودن آن و آنگاه مجازات سرقت و چگونگى اين مجازات سخن رفته است.
در فصل بعدى از تخريب، كلاهبردارى، خيانت در امانت و صدور چك پرداخت نشدنى به شيوه ياد شده، بحث شده است. كلام‌
* العقل الاسلامى. عبدالكريم آل شمس الدين. (چاپ اوّل: بيروت، دارالأضواء، 1414). 351 ص، وزيرى.
وعده الهى به جانشينى انسان در زمين، رحمت الهى، بهشت آدم، حقيقت انسان، عقل و علم و حقيقت آنها، قرآن و كتاب مقدس، نظر قرآن درباره عقل و هستى، از جمله بحثهاى اين كتاب است.
* مذهب المعتزله من الكلام الى الفلسفة. رشيد البندر. (چاپ اوّل: بيروت، دارالينبوع، 1994). 156 ص، وزيرى.
چگونگى شكل‌گيرى معتزله، مبانى فكرى و سياسى اعتزاليان، وجود در ديدگاه معتزله، از جمله بحثهاى اين كتاب است. تعليم و تربيت‌
* فرهنگ تهاجم و تهاجم فرهنگى. سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى. (چاپ اوّل: تهران، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، گروه انتشارات، 1373). 442 ص، وزيرى.
اين كتاب برگرفته‌اى است از سخنان مقام معظم رهبرى درباره فرهنگ تهاجم و تهاجم فرهنگى. كتاب در پنج فصل سامان يافته است. در فصل اوّل تهاجم فرهنگى تبيين شده و وجوه افتراق آن با تبادل فرهنگى باز گفته شده است. در فصل دوّم از تاريخچه رويارويى فرهنگىِ قدرتهاى استكبارى با فرهنگ اسلامى، ريشه‌هاى تهاجم فرهنگى آنها، شيوه‌ها و ابزارهاى استعمارى در تهاجم فرهنگى، سخن رفته است.
فصل سوّم عهده دار چگونگى رويارويى مستكبران با انقلاب اسلامى است و در فصل چهارم از وظايف مردم، مسؤولان در مقابله با تهاجم فرهنگى سخن رفته است.
در فصل پايانى كتاب يعنى فصل پنجم، رسالت دستگاهها و نهادهاى فرهنگى - هنرى در مقابله با تهاجم فرهنگى توضيح داده شده است.
* جوانان و انتخاب همسر. على اكبر مظاهرى. (چاپ اوّل: قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1373). 260 ص، وزيرى.
مؤلف در اين كتاب مى‌كوشد تا مسائل عينىِ آغاز زندگى و مقدمات ازدواج را به بحث بگذارد. كتاب در هفت فصل سامان يافته است. در فصل اوّل از فضيلت ازدواج سخن رفته و در فصل دوّم با عنوان «چه زمانى ازدواج كنيم» از زمان مناسب براى ازدواج. فايده‌هاى تسريع در ازدواج و زيانهاى تأخير آن، مشكلات و موانع ازدواج در فصلهاى سوّم و چهارم مورد بحث قرار گرفته است. فصل پنجم عهده دار بررسى معيارهاى گزينش همسر است و در فصل ششم از راههاى گزينش و چگونگى آن و پيامدهايش سخن رفته است. فصل فهتم نيز درباره دوران نامزدى و مسائل مرتبط با آن است. نكته قابل توجه كتاب، عنايت به مسائل عينى و دقت در چگونگى اين مرحله از زندگانى دختر و پسر و پرهيز از افراط و تفريط در ارائه بحث است. از اين رو خواندن آن براى جوانان سودمند خواهد بود. اخلاقى‌
* احياء علوم الدين. محمّد عزالى - مترجم محمّد خوارزمى، به كوشش حسين خديوجم. (چاپ دوّم: تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1373). 816 ص، رقعى.
اين ترجمه، شامل بخش عادت از احياء العلوم است كه در آن از آداب خوردن، نكاح، كسب معاش، كتاب * 89 * حلال و حرام، آداب صحبت، عزلت، سفر، كتاب وجود و سماع، امر به معروف و نهى از منكر و كتاب آداب معيشت و اخلاق نبوت بحث شده است.
* اخلاق اسلامى. سيد مهدى شمس‌الدين. (چاپ اوّل: قم، انتشارات شفق، 1373). 128 ص، رقعى.
مؤلف در سه بخش، اخلاق اسلامى را در برخوردهاى اجتماعى با استناد به آيات و روايات گزارش كرده است.
تواضع، رسيدگى به امور ديگران، چگونگى برخورد با ميهمان، فرزندان، همسر، دشمنان، آداب معاشرت، مسافرت، از جمله عناوين اين كتاب است.
* خطوط كلى اخلاق در قرآن. مصطفى پاينده. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات دفتر اسوه، 1373). 176، ص رقعى.
مؤلف در اين كتاب ضمن 31 درس، برخى از عناوين اخلاقى شامل فضائل و رذايل را با تكيه بر آيات قرآن شرح و توضيح داده است.
عناوين برخى از درسها چنين است: مراتب نفس، كمالات انسان، تواضع، ياد خدا، ايثار و زهد، شيطان، وسوسه، چهره دوزخيان، بخل، دروغ و...
*راه جوان ماندن. احمد صادقى اردستانى. (چاپ دوّم: تهران، انتشارات حافظ نوين، 1373). 480 ص، رقعى.
مؤلف در بيست فصل اين كتاب كوشيده تا از رازهاى نشاط و سرور و شيوه پيروزى بر پيرى زودرس و خلاصه جوان ماندن پرده بردارد. عوامل بهداشتىِ طول عمر، علل بهداشتى و روانى پيريهاى زودرس، عوامل غصّه آفرين و كسالت ساز، روشهاى روانى مبارزه با غم، اندوه شيوه‌هاى بهداشت روان و تن براى سلامت و طول عمر، عوامل اخلاقى و معنوى طول عمر، از جمله بحثهاى كتاب است. در اين مجموعه به مناسبت، از تاريخ طب در اسلام و اصول بهداشتِ غذا نيز سخن رفته است. تاريخ‌
* پيدايش دانش نجوم. بارتل ل. واندروردن - ترجمه همايون صنعتى زاده. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1372). 506 ص، رقعى.
كتاب به تاريخچه علم نجوم در ميان اقوام و ملل مختلف پرداخته و انواع نظرات مختلف و آيينهاى علمى و اعتقادى مربوط به نجوم را گردآورى و تحليل كرده است.
* شيعة العراق. اسحاق نقاش. (چاپ اوّل: لندن، دار جامعة برنستون، 1994). 312 ص، وزيرى.
كتاب حاضر پژوهشى است درباره تاريخ معاصر عراق و نقش سياسى شيعه در عراق و چگونگى رويارويى عالمان شيعى و مردم با حكومتها.
اين كتاب در چهار فصل از گرايش برخى از عشاير به تشيع و نقش عالمان شيعه در اين باره، آينده عراق، پيوند شيعه با حكومت و چگونگى برخورد حكومت با شيعيان، مزار مطهر اباعبدالله الحسين(ع) و چگونگى عزادارى بر آن بزرگوار در عراق، چگونگى معيشت شيعيان و مراجع شيعى و موقعيت مالى و اجتماعى آنها سخن رفته است.
* علل شكل‌گيرى خوارج. شكر الله خاكرند. (چاپ اوّل: تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1373). 190 ص، رقعى.
مؤلف در كتاب مى‌كوشد تا زمينه‌ها و علل پيشگيرى و شكل‌گيرى خوارج را تبيين كند. محدوده بررسى، خوارج دوران على(ع) است و نويسنده افزون بر تبيين علل خاص، به بررسى علل عام كه زمينه‌ساز پيدايش خوارج بود پرداخته و جريانهاى سياسى آن روز را از عوامل عمده پيدايش اين جريان فكرى دانسته است.
* الأسلام فى الفكر الأروبى. آلبرت حورانى. (چاپ اوّل: بيروت، الدار الأهللّيه للطباعة و النشر، 1414). 256 ص، رقعى.
كتاب شامل مقالاتى است فكرى و تاريخى درباره اسلام در انديشه اروپائيان، تاريخ اسلامى، تاريخ خاورميانه، خاور ميانه در قرن هيجدهم و...
* 90 * مجموعه مقالات كتاب در پى آن است كه پيوندهاى گونه گونه بين تمدن اسلامى و اروپا را از اواخر قرن نوزدهم تا قرن بيستم باز گويد.
* سيماى رى. سيد حميد ميرخندان. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر تبليغات اسلامى، 1373). 128 ص، رقعى.
اين كتاب دهمين شماره از مجموعه ديار ابرار است. ويژه ديار ديرپاى و ارجمند رى. كتاب در پنج فصل سامان يافته است. در فصل اوّل از رى در پيش از اسلام سخن رفته و در فصل دوّم چگونگى رى در دوران اسلامى گزارش شده است. از چگونگى حاكميتها در رى، جريانها و فرقه‌ها در آن ديار و مذاهب اسلامى در رى در اين فصل سخن به ميان آمده است. فصل سوّم، سخنى است كوتاه از حال و هواى رى، آبها، قناتها، بناهاى كهن و نيز پادگانهاى نظامى رى.
فصل چهارم مسائل اقتصادى و فرهنگى رى را تبيين كرده و در ضمن آن در كتابخانه‌ها، مدرسه‌ها، صنايع رى، بازارها و كشاورزى در آن ديار بحث شده است.
فصل پنجم گزارشى است در باب رى در حال حاضر.
* پرتوى از نهج‌البلاغه. سيد جواد مصطفوى. (چاپ اوّل: مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسى، 1372) 263 ص، وزيرى.
عالم جليل القدر، روانشاد دكتر سيد جواد مصطفوى، از عالمان، حوزويان و دانشگاهيان سختكوش و ارجمندى بود كه سهم عظيمى در شناخت و شناساندن نهج البلاغه داشت و در سهل الوصول ساختن مطالب آن با كتاب ارجمند «الكاشف...» گامى بلند برداشت.
دمسازى وى با نهج البلاغه و پيوند ديرينه وى با معارف آفتابگون علوى باعث شده بود كه نگاشته‌هايش آكنده از كلام على(ع) باشد و اين مجموعه برخى از نوشتار آن بزرگوار است در آستانه نهج‌البلاغه.
كتاب از دوازده مقاله شكل يافته است. عناوين برخى از اين مقالات چنين است: مدارك و موضوعات نهج البلاغه، ديد الهى حضرت على(ع)، تصحيح نهج البلاغه، معرفى نهج البلاغه، شكوفايى عقل در نهج البلاغه وحدت و احكام و آداب جنگ در نهج‌البلاغه.
* فهرس التواريخ. رضا قلى خان هدايت - محققان: عبدالحسين نوايى و ميرهاشم محدث. (چاپ اوّل: تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1373). 571 ص، رقعى.
رضاقلى خان هدايت در اين كتاب فهرستى از حوادث جهان اسلام را از آغاز هجرت تا 1267 ه ق ارائه داده است كه در بخشهاى آغازين كتاب به اختصار، ولى رفته رفته به تفصيل گراييده است. مصحّحان افزون بر پاورقيهاى مفيد و كارساز به تنظيم چهار فهرست مفيد دست يازيده‌اند.
* سيماى رشت. محمّد رضا سمّاك امانى. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373). ص، رقعى.
اين كتاب عهده دار بخشى از تاريخ رشت است با تكيه بر چگونگى شكل‌گيرى تشيع در آن ديار.
در هفت فصل اين كتاب از طبرستان و ديلم و پيشينه تشيع در آن ديار سخن رفته است. چگونگى شكل‌گيرى حكومت آل بويه، قيام مردم گيلان عليه ظلم و ستم و رويارويى آنها با مغولان ا زديگر مطالب كتاب است. آن گاه از رشت و قيامها و خيزشهاى ضد استبدادى آن ديار سخن به ميان آمده. در گفتار ششم گزارشى كوتاه از زندگانى عالمان رشت آمده است. در گفتار هفتم نيز از مسجدها و زيارتگاه‌هاى آن ديار اطلاعاتى در اختيار خواننده قرار مى‌گيرد...
* ربّانى شيرازى آية استقامت. فرج الله الهى. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373). 206 + تصوير، رقعى.
فقيه، مجاهد، پژوهشگر نستوه، آيت الله شيخ عبدالرحيم ربانى شيرازى براستى آيت استقامت، سمبل مقاومت و نمونه والاى شكوهمندى استوار بود.
مؤلف در اين كتاب كوشيده تا ابعاد فكرى، پژوهشى، سياسى زندگانى آن بزرگوار را بنماياند. كتاب، فصل بندى درستى ندارد، اما در ضمن عناوين * 91 * بسيارى از زندگانى، تصحيح‌ها و تأليف‌ها، حضور در صحنه مبارزه، تلاشى براى استقرار حكومت اسلامى و... به تفصيل سخن رفته است. برخى نامه‌هاى چاپ شده در اين مجموعه مى‌تواند در بيان چگونگى شكل‌گيرى انديشه سياسى و طرح حكومت اسلامى و بالاخره تاريخ تحليلى انقلاب اسلامى سودمند افتد.
* ميرزا محمّدتقى شيرازى سروش استقلال. محمّد اصغرى نژاد. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373). 104 ص، رقعى.
فقيه بزرگ، مجاهد نستوه، عالم جليل القدر آيت الله ميرزا محمّدتقى شيرازى از چهره‌هاى منور و شخصيت‌هاى كم نظير سلسله فقيهان تشيع بود. اين كتاب در شش فصل مى‌كوشد تا ابعادى از زندگانى علمى، فقهى و سياسى آن بزرگوار را بنماياند.
در فصل اوّل از خاندان ميرزا سخن رفته و در فصل دوّم به تفصيل از ويژگى‌هاى اخلاق وى بحث شده است.
در فصل سوّم آثار قلمى آن بزرگوار معرفى و از شاگردان مكتبش ياد شده است. فصل چهارم با عنوان «حيات سياسى» ابعاد سياسى زندگانى ميرزا و حضور عينى آن بزرگوار را در صحنه‌هاى سياسى بازگو مى‌كند.
فصل پنجم به گزارش انقلاب 1920 عراق و نقش والاى اين مجتهد بزرگ در آن، اختصاص دارد. در فصل ششم، مرثيه غروب غمگين اين خورشيد فقاهت و جهاد و اجتهاد سروده شده است.
در مجموعه خوب ديدار با ابرار، اين كتاب اثرى است خواندنى و ستودنى.
* سيد بن طاووس سوره پرداز. عباس عبيرى. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373). 93 ص، رقعى.
اين كتاب، در پنج بخش از زندگانى، خلق و خوى شخصيت علمى و معنوى آثار و روزگار سيد جليل القدر و عارف بزرگ شيعى، سيد بن طاووس سخن مى‌گويد.
* هبة الدين شهرستانى ستاره سامرا. عباس عبيرى. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373). 103 ص، رقعى.
سيد هبةالدين شهرستانى، از عالمان، فقيهان مصلحان و مجاهدان بزرگ قرن چهاردهم هجرى است. نستوهى، شكوه، اشراف بر جريانهاى فرهنگى و سياسى زمان، اقدام و حضور در صحنه‌ها، ازجمله ويژگيهاى آن سيد قبيله قلم است.
مؤلف در شش بخش اين كتاب از زندگانى، تحصيل، استادان، مبارزات، اقدامات سياسى و فرهنگى و آثار علمى و قلمى آن بزرگوار سخن گفته است.
* صاحب حدائق، باغبان فقه. مجتبى سياهى. (چاپ اوّل: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373). 98 ص، رقعى.
عالم جليل، فقيه بلندپايه يوسف احمد بحرانى مشهور به صاحب حدائق، از عالمان، محدثان و فقيهان سختكوش و پر اطلاع شيعى است با كارنامه‌اى پربرگ و بار در فقه و رجال.
مؤلف در اين كتاب از زندگانى، تحصيل، مسافرتها، استادان و شاگردان، شيوه اجتهاد و آثار ارجمند آن بزرگوار، سخن گفته است. مهمترين اثر اين فقيه عظيم الشأن، كتاب جليل «حدائق الناظره» است كه توجه و تحليل و معرفى فراترى مى‌طلبد. مؤلف كتاب بخشى از كتاب را به ويژگى‌هاى اخلاقى صاحب حدائق اختصاص داده است. ادبيات‌
* لك الرحمن يا قدس. حسين خطيب. (چاپ اوّل: بيروت، دارالإرشاد الإسلاميه، 1414). 54 ص، رقعى.
اين دفتر، اوّلين مجموعه اشعار اين شاعر فلسطينى است كه دردها و رنجهاى مردمان آن ديار، و دشوارى‌هاى زندگى در اردوگاهها، و رنجمويه‌هاى هجوم وحشيانه دشمن را فرياد كرده است.
* 92 * *گزارش و نگارش در روابط عمومى. حسين عماد افشار. (چاپ دوّم: تهران، دانشگاه علامه طباطبايى، 1372). 353 ص، رقعى.
كتاب در بر گيرنده مباحث ادبى - نگارشى مربوط به نگارشهاى ادارى و ارتباطى است و قصد دارد تا خواننده را با اصول نگارشى درست در كليه رشته هايى كه مربوط به روابط و نيز شيوه‌هاى گزارشى است، آشنا كند. اين كتاب مجموعاً پنج بخش دارد:
در بخش نخست به انواع و سبكهاى نويسندگى، بخش دوّم به نوشته‌ها در ارتباطات ادارى، بخش سوّم به نگارش پيراون ارتباطات اجتماعى، بخش چهارم به درست نويسى و آخرين بخش به ارائه نمونه‌هايى از انواع مختلف نگارش و گزارش اختصاص يافته است.
* زبان و ادبيات فارسى در بوسنى و هرزگوين. دكتر احمد صفار مقدم. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1372). 197 ص، رقعى.
كتاب شامل بحثهاى تاريخى - ادبى در مورد جمهورى بوسنى و هرزگوين است كه مؤلف در زمان مسؤوليت تدريس زبان فارسى در سالهاى 69-71 در دانشگاه سارايوو آن را تدوين كرده است. در اين تاريخچه، زبان فارسى و شرايط كنونى آن در جمهورى ياد شده، بررسى شده است.
* عطر گل محمّدى. جلال محمّدى. (چاپ اوّل: تبريز، حوزه هنرى، سازمان تبليغات اسلامى آذربايجان شرقى، 1373). 81 ص، رقعى.
اين كتاب مجموعه‌اى است از شعرهايى كه شاعران ديار قهرمان‌پرور آذربايجان به هنگام سفر مقام معظم رهبرى به آن ديار سروده‌اند و حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى آذربايجان شرقى آن را منتشر كرده است. شعرها به دو زبان فارسى و تركى است.
* واژه‌هاى مترادف و كاربرد آنها. مهدى نوروزى خيابانى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايى، 1372). 588 ص، رقعى.
كتاب شامل مترادفات و چگونگى كاربرد آنها در زبان انگليسى است كه عمدتاً به انگيزه كمك درسى براى دانشجويان رشته زبان انگليسى نگارش يافته است. در اين كتاب، مجموعاً 780 گروه كلمات مترادف بررسى شده است. مؤلف معانى مشترك مترادف‌ها را بيان كرده و سپس به كاربردهاى ويژه هر كلمه پرداخته و در نهايت با آوردن دو مثال براى هر مورد، شيوه به كارگيرى را آموزش داده است. مجموعه‌ها
* در سايه قلم. زين العابدين قربانى. (چاپ اوّل: قم، نشر سايه، 1373). 376 ص، رقعى.
اين كتاب مجموعه سوّم از آثار قلمى و بيان آقاى زين العابدين قربانى در موضوعات گوناگون است. اين مجموعه شامل شانزده مقاله و يا سخنرانى وى است كه بعضى از عناوين عبارتند از: مرجع قانونگذارى، شخصيت امام صادق(ع) وسيره وى در تقريب بين مذاهب، مبانى حقوق بشر از ديدگاه پديدآورندگان آن و اسلام و چند عنوان ديگر.
* الأعمال الكاملة للشيخ محمّد عبده. محمّد عمّارّه. (چاپ اوّل: قاهره و بيروت، دارالشروق). 4375 ص، وزيرى.
مجموعه‌اى است عظيم و ارجمند شامل خطابه‌ها، مقاله‌ها، بحثها و بررسى‌هاى شيخ محمّد عبده، در موضوعات مختلف اجتماعى، سياسى و فكرى.
در جلد اوّل آثار مرتبط با انديشه سياسى آمده و در جلد دوّم آثار اجتماعى او جمع و تدوين شده و در جزء * 93 * سوّم مقالات و آثار فكرى اصلاحى و تربيت وى به چاپ رسيده است. جزء پنجم و چهارم رساله، مقاله‌ها و خطاهايى را دربر مى‌گيرد كه گزارش كننده بنياد فكرى و اصلاحى و مواضع وى درباره فرهنگ اسلامى و تفسير دين است.
*ياد يار. جمع‌آورنده: مسعود مهرابى. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1372). 363 ص، رقعى.
اين كتاب مجموعه‌اى است از سيزده مقال از نويسندگا مختلف در ارتباط با آسياى مركزى كه در آنها به سُغدى‌ها و آسياى ميانه، جايگاه ماوراءالنهر در موسيقى سنتى ايران، زبان فارسى در تاجيكستان، علماى مرو، بحثى پيرامون بلخ و چند بحث مهم ديگر پرداخته شده است. سياسى - اقتصادى‌
* سياست و حكومت در اروپا. دكتر احمد نقيب زاده. (چاپ اوّل: تهران، سمت، 1373). 227 ص، رقعى.
كتاب به دو بخش اصلى تقسيم شده است. در بخش نخست، اصول و مبانى فكرى و عملى دموكراسيهاى غربى به بحث كشيده شده و در بخش دوّم سياست و حكومت در چهار كشور دارنده حكومت دموكراتيك، يعنى انگليس، فرانسه، آلمان و ايتاليا و تاريخچه پيدايش انديشه دموكراسى در آنها مورد بررسى قرار گرفته است.
* تجارت بين الملل، استراتژى بازرگانى و توسعه اقتصادى. احمد اخوى. (چاپ اوّل: تهران، مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى، 1373). 395 ص، رقعى.
* اقتصادسنجى كاربردى. كنت. اف. وايس - ترجمه حميد ابريشمى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات سمت، 1373). 211 ص، وزيرى.
اين كتاب دربر گيرنده مفاهيم اقتصاد كلان، تئورى اقتصادسنجى و اقتصادسنجى كاربردى است كه به عنوان متن درسى دانشگاهها در اين موضوع نگارش يافته است. واژه‌نامه پايانى كتاب و نيز فهرست موضوعى الفايى آن خواننده را در دست يابى به محتواى متن كتاب، يارى مى‌رساند. علمى - آموزشى‌
* معارف گياهى. حسين ميرحيدر. (چاپ اوّل: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1372). 560 + 535 + تصوير، وزيرى.
چگونگى كاربرد گياهان در پيشگيرى و درمان بيماريها، در اين كتاب به تفصيل تحقيق، تحليل و گزارش شده است، مؤلف اين مجموعه را كه به هفت جلد خواهد رسيد، پس از 20 سال مطالعه و بررسى و با تكيه بر معروفترين منابع مكتوب علمى و تجربىِ طب سنتىِ ايران و جهان و سفر به كشورها و شركت در كنفرانسها و بحث و گفتگو با پزشكان به رشته تحرير آورده است.
*هندبال تيمى. دكتر على محمّد ايرتاش. (چاپ اوّل: تهران، سمت، 1373). 255/1 - 306/2 ص، رقعى.
نويسنده به طور تفصيل مباحث مربوط به بازى هندبال تيمى را مورد بحث قرار داده است.


صفحه 10

مجله‌هاى پژوهشى‌


* آسياى مركزى و قفقاز
سال سوّم، دوره دوّم، شماره 5، تابستان 73.
رَيم حقوقى درياى خزر به عنوان مبنايى براى صلح و توسعه، مشكل آموزش تعهد و صلاحيت در مدارس جمهورى‌هاى آسياى مركزى، زن مسلمان در آسياى مركزى، معرفى و نقد كتابهاى: تاريخ آسياى مركزى در دوران اسلامى، تاجيكستان، بهاى آزادى و.... *بصائر
سال اوّل، شماره دوّم، مهرماه 73.
اسلام و نوگرايى، رهبريت دينى و سياسى در اسلام، اشارات فنى بر قصه‌هاى قرآن، زمينه‌هاى وحدت، بررسى تطبيقى ولايت فقيه و دموكراسى، نقدى بر ترجمه الهى قمشه‌اى از قرآن مجيد، معرفى كتاب و.... * بيّنات‌
سال اوّل، شماره 3، پائيز 73.
تفسير قرآن كريم - امام خمينى(ره)، پژوهشى جديد در تفسير آيه‌اى از قرآن، سيرى در زندگى و مبانى تفسير سيدحيدر آملى، شناخت زبان قرآن، لغزشگاههاى ترجمه قرآن كريم، رؤياى ترجمه بى‌غلط قرآن، مسأله تحريف و مشكلات ادبى قرآن، سير نگارشهاى علوم قرآنى، جغرافياى قصص قرآن در نگاه پژوهشگران، نمايشگاهان زيبايى آهورايى، تفسير التحرير و التنوير، نخستين ترجمه فارسى قرآن در شبه قاره، گنجينه و كتابخانه قرآن كريم و.... * پاسدار اسلام‌
شماره 153، شهريور 73.
تاريخ قرآن، ماهواره، ابزار تهاجم فرهنگى، پيمان برادرى، نظريه اتحاد آسيايى، جوان و تبليغ، استفتائات و.... * پاسدار اسلام‌
شماره 154، مهر 73.
تاريخ قرآن، خاطراتى از مقام معظم رهبر، زكات - قانون پايدار، سرگذشت قهرمانان رجيع، موانع اتحاد آسيا، دفاع مقدس در شعر و....
* 95 * * پاسدار اسلام‌
شماره 155، آبان 73.
زينت انسان، فاطمه(س) بانوى ناشناخته، تهاجم فرهنگى و راه حلها، بررسى كنفرانس جمعيت و توسعه، روسيه و مسلمانان، گرانى لجام گسيخته و.... *پيام حوزه‌
سال اوّل، شماره دوّم، تابستان 73.
پيش نويس اساسنامه شوراى عالى حوزه علميه، مصوبات شوراى عالى حوزه علميه، آئين نامه اجرايى مصوبه امتحانات(1)، زندگى من (علامه سيد محمّد حسين طباطبايى(ره)، حجية علم القاضى، نسخه‌هاى خطى حوزه علميه قم، معرفى اجمالى چند كتاب و.... * پيام يونسكو
سال بيست و پنجم، شماره 280، تير 73.
نوزاد و قديس، قلب - روز - شب، آفريقا: قدرت سخن، زبان حركات، دستهاى سخنگو، يك زندگى و دو زمان، مارسل ژوس نظريه پرداز ايما و اشاره و.... * تبيان‌
شماره 5-6 سال دوّم، بهار و تابستان 73.
فرهنگ و تحول آن در جوامع بشرى، گزارشى از عملكرد مركز بزرگ اسلامى غرب كشور، امر به معروف و نهى از منكر از ديدگاه فقه شيعه و شافعيه، اعجاز عددى الفاظ قرآن و.... * التوحيد
العدد 71، السنة الثانية عشرة، ذوالحجة 1414 ه ق.
العالم الاسلامى... تركيز حالة النهوض، اسس المرجعية الدينية و المقترحات المدينة حولها، اصول السياسة الثقافيه للجمهورية الاسلامية، خصائص خط الامام الخمينى، مقدمات فى نقد النظرية العرفية، مشاكل الابحاث فى البلدان الاسلامية، المفكر المسلم محمّد اسد، الحرية الفكرية بين القبول و الرفض، رؤى حول الفلسفة الاسلامية و.... دانشگاه انقلاب‌
شماره 102-101 بهار و تابستان 73.
وضعيت علم اقتصاد در حوزه‌هاى علميه، آشنايى با پژوهشگران، ملاحظاتى مقدماتى در معرفى روش علم، درباره كميسيون فرهنگ و آموزش عالى، نقدى بر «نقدى بر مبانى منطق» نقدى بر «توضيح و تكميل شرح باب حادى عشر» نقد و نظرى بر «تعليقات و تصحيحات مثنوى مولوى» معرفى پاره‌اى از مراكز تحقيقاتى اقتصادى، معرفى پاره‌اى از نشريات اقتصادى، فهرست پايان نامه‌هاى اقتصاد كارشناسى ارشد و دكترى دانشگاه‌هاى كشور و.... * الرائد
العدد 158، شعبان 1414 ه
درس من هلال رمضان، ذكرى صلاح الدين ايوبي، الفكر الايماني هو الذي يجدد غاية الوجود، لمحات و خاطرات و.... * رسالة التقريب‌
العدد الخامس، الدورة الثانية، صفر 1415 ه
حديث ثقلين، فلسفة الحرية في كتابات الشيخ المفيد، حجية الاستصحاب عند المذاهب الاسلامية، موقف الفكر الشيعى من الحركات الباطنية، الوحدة و التقريب في فكر الامام الشهيد الصدر، آيات شيطانية و.... * رهيافت‌
شماره ششم، بهار 73.
پژوهش - دغدغه‌ها و اميدها، رسالت دانشگاه در جامعه مدرن، نگرشى تاريخى به انجمنهاى علمى در ايران، جامعه‌شناسى و توسعه اجتماعى در ايران و....
* 96 * * سياست خارجى‌
سال هفتم، شماره 4، زمستان 72.
مكتب نخبه گرايى و بانيان آن، چالش بنياد گرايى دينى و پاسخ غرب، نظام ملل متحد و حقوق زن، اوضاع فرهنگى دكن در عهد سلاطين بهمنى و روابط با ايران، گوشه هايى از تاريخ ايرانيان، معرفى و نقد كتاب، و.... * الفكر الاسلامي‌
العدد الخامس، السنة الثانية، محرم الحرام - ربيع الاول 1415 ه
مسؤولية الكاتب الاسلامى، المحاربة في السنة الشريفه، طهارة أهل الكتاب، تاريخ تدوين الحديث، العلاقة بين الحضارة و التنيمة الاقتصادية، النظام الصحي في الاسلام و.... * كلام اسلامى‌
سال سوّم، شماره 3 (پياپى 11)، پائيز 73.
برهان نظم و مسأله شرور، ذاتيت و عرضيت جوهر و عرض، تئورى‌هاى شناخت در ساختار و مبانى استقراء (3)، المعرفة الشهودية، خواستگاه دين (2)، فوايد بعثت، پاسخ به دو پرسش كلامى، رساله «انّ النفس كل القوى»، معرفت‌هاى دين در غزل فارسى و ادب عربى، فلسفه اخلاق(1)، اسماء و صفات «الصمد»، شعر - در خدمت عقيده و ايمان(1)، مايه‌هاى فقهى پيشوايان اهل سنت(8). * كلك‌
شماره 53، مرداد 73.
از ميراث ادب فارسى، گونه‌هاى ادب، واقعه كشف حجاب، روند مشروعيت در افغانستان، بازگشت شاهنامه طهماسبى، اميرقلى امينى و فرهنگ عوام، خواجه خط و ادب، تازه‌ها و گوشه‌هاى ايران‌شناسى، محيط طباطبايى و زبان فارسى، ادبيات معاصر ايران در ژاپن و... * كيهان فرهنگى‌
سال يازدهم، شماره 5 (پياپى 112)، مرداد 73.
خدا و علم، «تجربه عرفى» چيست؟ غدير: رمز جاودان حق و عدالت، مقايسه حماسه ايران و يونان، رباعى نامه و.... * كيهان فرهنگى‌
سال يازدهم، شماره 6 (پياپى 113) شهريور 73.
مبانى جامعه‌شناسى مشكلات اجتماعى، رفتار اخلاقى: وجدان و انضباط اجتماعى، مفهوم دين در انديشه الياده، مفهوم امر قدسى، آموزش زبان فارسى؛ معضلات و راه حل‌ها، حوزه، رسالتها و اهداف نو، و.... * كيهان فرهنگى‌
سال يازدهم، شماره 7 (پياپى 114) مهر 73.
اندلس؛ ريشه‌ها و انديشه‌ها، كلام از نظر توماس آگوينى، جدل هنرى در شعر حافظ، بررسى آرا و آثار طه حسين در ادب عربى، واكنش مسلمانان در برابر استعمار، تحليل ساختارى داستان كوتاه و.... * كيهان انديشه‌
شماره 55، مرداد و شهريور 73.
وحدت وجود يا وحدت موجود، محمّدحسين كاشف الغطاء، ذات‌شناسى عرفانى، درآمدى بر فلسفه رياض، وحدت مذاهب و فقه اجتهادى، نقد نظريه عدم تعيين تقليد از اعلم، نقد نتايج فلسفى تئولى كوانتوم، علل پراكنده به نظر آمدن قرآن، هوسرل و واپس تافتن به فلسفه استعلايى، فلسفه علوم اسلامى، يتيمى پيامبر(ص)، يعقوب ليث و عباسيان، رساله‌اى در توحيد، نخستين آثار فارسى در بلاغت، جستارى در باب كنايه و.... كيان‌
سال چهارم، شماره 21، شهريور و مهر 73.
مدارا و مديريت مؤمنان، مردم سالارى و دين سالارى، پارادوكس اسلام ودموكراسى، غسل * 97 * تعميه سكولاريزم يا نجات دين، فرآيند عرفى شدن شريعت مسيح، تأملى در زمينه غربشناسى در ايران و.... * مجلس و پژوهش‌
سال دوّم، شماره 9، خرداد 73
يك دهه تحولات نظام بانكى در ايران، آموزش و پرورش با ناكامى نسبى در مقطع ابتدايى، منابع فارسى و انگليسى در زمينه «توسعه و برنامه» و.... * مسجد
سال سوّم، شماره 15، مرداد و شهريور 73.
سخنى با مسلمانان...، مبانى دعوت در قرآن وسنت، دعا در نهج البلاغه نقش آفرين آخرين مسجد، پيدايش مناره در اسلام، دامنه اقتصاد و.... * مشكوة
شماره 43، تابستان 73.
جايگاه اهل بيت(ع) در جوامع اسلامى، شجره مباركه زيتونه تجليگاه نور هدايت، القاب و عناوين در ايران بعد از اسلام، جايگاه آناتومى از ديدگاه متفكران مسلمان، زندگينامه مرحوم ميرداماد(ره)، نگاهى به جمهورى مسلمان نشين آذربايجان(3)، نگاهى گذرا به تركمنستان، كتابشناسى شروح شرايع الاسلام و... * معرفت‌
سال سوّم، شماره پياپى 10، پاييز 73.
تهاجم فرهنگى و فرهنگ تهاجم، اخلاق و عرفان اسلامى، وجود و علم در فلسفه صدر المتألهين، حركت توسطيه و قطعيه از ديدگاه حكيم سبزوارى(ره)، مكتب تفسير هرمنوتيك، عوامل شرك و موانع توحيد، نگاهى به تئوريهاى انقلاب، تحليل بحران سياسى اجتماعى افغانستان، پايان فضيلت، نقد تفكر اخلاقى جوامع نوين، آشنايى با پژوهشگران و.... * ميراث جاويدان‌
سال دوّم، شماره پنجم، بهار 73.
روش سياق نويسى، وقف از ديدگاه مبانى اسلامى، درباره نقد ترجمه‌اى از قرآن كريم، موقوفات ايرانيان در عراق، گفتارى در باب قرآن كريم، حكايت نامكرر عاشورا و.... * ميقات حج‌
سال سوّم، شماره 9، پائيز 73.
جمرات كجاست؟، حلق و تقصير، آئين و ملت ابراهيم(ع) در قرآن مجيد، نبرد بدر، صفا و مروه، بر درگاه رحمت، ابوالواليد ازرقى و كتاب او «اخبار مكه»، نگاهى به چند كتاب، فى منزل الوحى.... * نشر دانش‌
سال چهاردهم، شماره پنجم، مرداد و شهريور 73.
زبان فارسى، مميّز ذيروح از غير ذيروح، واژه‌اى فريبكار، كتاب و كتابخوانى، تازيانه‌هاى سلوك، ده گنج پنهان فرهنگ ملى، قصه‌هاى خواندنى، كتابهاى تازه و.... * نمايه‌
سال چهارم، شماره 4 (پياپى 32) مرداد 73.
نمايه نشريات علمى و فرهنگى و كتابهاى روز. * نمايه
سال چهارم، شماره 5 (پياپى 33) شهريور 73. * نمايه‌
سال چهارم، شماره 6 (پياپى 34) مهر 73. * ياد
سال نهم، شماره 33 و 34، بهار و تابستان 73.
پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت فاجعه دلخراش انفجار بمب در مشهدالرضا(ع)، حرف اوّل، تاريخ و فلسفه تاريخ در قرآن «تاريخ اسلام: بعثت پيامبر خاتم(ص)»، خاطرات «انقلاب اسلامى ايران به روايت خاطره - انتقال امام ازتركيه به نجف»، رجال «چهره پرآوازه در تاريخ معاصر ايران» تازه‌هاى كتاب و....



صفحه 11

پژوهشى در آثار و تأليفات شيخ مرتضى انصارى‌
انصارى قمى‌ ناصر الدين


آوازه علم و دانش فقيه بزرگ و پيشواى سترگ، فخر مجتهدين شيعه، حضرت شيخ مرتضى انصارى مرزها را درنورديده و زندگانى شگفت او، همه را به تعجب واداشته است. روش اجتماعى، مَنِش شخصى، زهد و تقوا، سياست و كياست، علم و دانش، تربيت و هدايت و از همه مهمتر تأليفات و آثار او سراسر شگفتى است. چگونه مردى با 67 سال زندگى خويش (و 15 سال رياست عامه شيعيان) منشأ اينهمه آثار و بركات شده است؟ اين جز با توفيق الهى و مدد خداوندى ممكن نيست.
همه دانشوران و مجتهدان با آثار قلمى آن مرد عظيم - به ويژه كتابهاى رسائل و مكاسب - آشنايى داشته و به درك و فهم مطالب علمى و ژرف و دقيق اين دو كتاب فخر مى‌جويند. اما آثار قلمى شيخ تنها به اين دو كتاب محدود نشده و نوشته‌هاى فقهى، اصولى و رجالى بسيار از آن قلم مبارك تراويده است، كه بسيارى از آنها هنوز به چاپ نرسيده و نام آنها - جز براى عده‌اى از خواص - ناشناخته مانده است.
نويسنده اين مقال، در راستاى بزرگداشت و تكريم شيخ اعظم بر آن شد تا نوشتارى در دو بخش ساخته و پرداخته كند:
الف - تأليفات و آثار شيخ انصارى. اين بخش شامل فهرست كامل آثار علمى شيخ، اعم از تأليفات، و حواشى و تقريرات و مجموعه فتاوى شيخ، و نيز توصيف شرحها، تعليقها، ترجمه‌ها و حاشيه‌هاى آنها، معرفى نسخه‌هاى خطى و چاپى (البته تا حدّ امكان) است. در اين بخش به معرفى رساله‌هاى فقهى (23 رساله) كتابهاى شيخ (7 كتاب) حواشى شيخ بر ديگر كتب (6 حاشيه)، نوشته‌هاى اصولى (10 رساله) مجموعه فتاوى (13 كتاب) و تقريرات درس شيخ (28 كتاب) پرداخته‌ايم.
ب - كتابنامه شيخ انصارى، كه دربر گيرنده نام كتابها و مقالاتى است كه در خصوص زندگى شيخ - به تفصيل و يا به اجمال به نگارش در آمده‌اند.رساله‌هاى فقهى‌
1- الإرث: محتواى اين رسال، مهمات مسائل ارث است. اين رساله در 134 سطر، در سال 1357 ق، در محلقات كتاب مكاسب، به چاپ رسيده است.
2- التسامح في أدلّة السنن: نسخه خطى آن، به شماره 8843، در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است. 1 (اين رساله در پايان «اوثق الوسائل» به چاپ رسيده است).
3- تقليد الميّت و الأعلم: اين كتاب در پايان «مطارح الأنظار» به چاپ رسيده است.
4- التقيّة: رساله‌اى است بيش از 200 سطر، كه در ملحقات مكاسب، ص 320-325 به چاپ رسيده است.
بر اين رساله، مرحوم ميرزا فتّاح شهيدى تبريزى (1296-1372 ق) و مرحوم حاج شيخ عبدالله مامقانى (م 1351 ق) تعليقه نگاشته‌اند.
5- التيمّم الاستدلالى: رساله‌اى است مبسوط، كه نسخه خطى آن را علامه تهرانى در كتابخانه ميرزاى شيرازى اوّل، ديده است. (الذريعه، 4 : 518، شماره 2302).
6- خلل الصلاة: نسخه خطى آن، به خط مؤلف، به شماره 11128، در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است. 2
7- الرضاع: رساله‌اى است در 480 سطر كه نسخه خطى آن، به شماره 10232 (ظاهراً به خط مؤلف، در سال 1281 نگاشته شده) موجود بوده و به عنوان ملحقات * 99 * مكاسب، ص 376 - 389 به چاپ رسيده است. بر اين رساله، شيخ محمّدباقر بهارى همدانى، حاشيه‌اى نوشته است. 3
شيخ آقابزرگ تهرانى، مى‌نويسد: «الرضاعيّات، نوشته شيخ على اكبر حكمى يزدى (1322 ق)، به منزله ترجمه اين رساله مى‌باشد. 4
8- الزكاة الاستدلالى: اين رساله، در ملحقات مكاسب، به چاپ رسيده است. (همان 12:44، شماره 274)
9- صلاة الجماعة: شيخ - رحمة الله عليه - ابتدا شرحى بر فصل صلاة الجماعة كتاب «ارشاد الأذهان» علّامه نگاشته است و سپس رساله مستقلى درباره نماز جماعت و با تلفيق آن دو اثر، و حذف مكررات، رساله فوق، در سترس اهل علم قرار گرفته است. اين اثر، در 1570 سطر، به سال 1300 ق، در تهران، به چاپ رسيده است. (هما 15:62، شماره 434).
10- كتاب الصوم: رساله‌اى است مبسوط و استدلالى درباره روزه و مسائل مختلف آن كه با كتاب «طهارت» به چاپ رسيده است. (همان 100، شماره 661)
11- العدالة: اين رساله در 515 سطر، در ملحقات مكاسب، ص 326 - 327 به چاپ رسيده است. بر اين رساله، ميرزا فتّاح شهيدى تبريزى، شرح، و علّامه مامقانى، تعلقه نگاشته است.
12- كتاب الغصب: نسخه خطى اين رساله، در كتابخانه حاج ملّا على‌محمّد نجف‌آبادى، در نجف اشرف، موجود بوده است. (همان 16:57، شماره 276).
13- قاعده لاضرر: اين رساله، در توضيح قاعده «لاضرر و لاضرار في الإسلام» است. رساله مزبور، در 149 سطر، در ملحقات مكاسب، ص 372 - 376، به چاپ رسيده است. مرحوم شيخ، در كتاب «فرائد الاُصول»، ص 314 - 318، در 110 سطر، درباره قاعده فوق بحث كرده است. مرحوم امقانى، بر اين رساله تعليقاتى زده است.
14- قاعده من ملك: رساله‌اى است در توضيح قاعده «إنّ من ملك شيئاً ملك الإقرار به»، در ملحقات مكاسب، ص 268-317، در 149 سطر، به چاپ رسيده است.
مرحوم شيخ محمّد حسن آل كبه بغدادى (م 1336 ق)، بر اين رساله حاشيه نوشته است.
15- رسالة في القرعة 5
16- رسالة في لاقضاء عن الميت: اين رساله در ملحقات مكاسب، ص 338-346، در 310 سطر، به چاپ رسيده است. مرحوم ميرزا فتّاح شهيدى تبريزى و مرحوم مامقانى، بر آن تعليقه نگاشته‌اند.
17- القضاء و الشهادات: نسخه خطى آن در كتابخانه آستان قدس رضوى، به خط سيد حسين موسوى امامى، كه در سال 1281 ق نوشته شده، به شماره 2526، موجود است. 6
18- رسالة في المتعة و جواب بعض العامّة: نسخه خطى آن، به خط على بن صالح بن سميع، شاگرد شيخ، نزد شيخ مهدى شرف الدين، موجود است. (همان، 19:67)
19- رسالة في المصاهرة: اين رساله شرح ارشاد علامه حلى است كه در بخش ملحقات مكاسب، ص 390-400، در 383 سطر، به چاپ رسيده است.
20- رسالة في منجّزات المريض. (همان، 23:19، شماره 7875).
21- رسالة في المواسعة والمضايقة: اين رساله در نهايت دقت، در بخش ملحقات مكاسب، ص 347-367، در 720 سطر، به چاپ رسيده است. اين رساله تعليقه‌اى دارد از مرحوم مامقانى.
22- رسالة في النكاح: بحثى است مبسوط كه به منزله شرح مزجى بر كتاب النكاح «إرشاد الأذهان» علامه، درباره ازدواج، اقسام و مسائل آن نوشته شده و به ضميمه مكاسب، در تهران به سال 1300 ق، در 1280 سطر، به چاپ رسيده است.
23- الوصايا: اين رساله در 726 سطر، همراه با مكاسب، در سال 1300 ق، در تهران به چاپ رسيده است. نسخه خطى اين رساله، به شماره 11127، در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است. 7
كتابهاى شيخ - رحمة الله -
1- اصول فقه: اين كتاب، مشتمل است بر شصت و دو مبحث الفاظ و ادله عقليه. برخى از مباحث آن عبارتند از: واجب مشروط، مقدمه واجب، مسأله ضد، اجتماع امر و نهى، بعض مفاهيم، مطلق و مقيد، عمل به عموم، حسن و قبح و اجتهاد و تقليد، علامه تهرانى مى‌نويسد: «نسخه‌اى از آن، كه از روى خط مؤلف نوشته شده، در كتابخانه مرحوم ميرازى شيرازى موجود است».
* 100 * همچنين نسخه‌اى از آن، تحت عنوان «افادات» به شماره 1171 و زمان كتابت 1296، در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است. 8
2- رجال: اين كتاب داراى نزديك به 6000 سطر و بيش از خلاصه علّامه حلى است. در اين كتاب، تمامى ثقات و ممدوحين كه به روايات آنان عمل مى‌شود، به ترتيب كتب رجال، ذكر كرده و سپس بابى براى كنى و القاب اختصاص داده است. و آنگاه مشيخه تهذيب و فقيه و فوايد ديگرى بدان افزوده و از كتب خمسه رجاليه تجاوز نكرده است.
نسخه خطى آن، به شماره 3617، به خط شيخ محمّد حسين قمشه‌اى، به سال 1281 ق نوشته شده، در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است. 9
3- الخمس الاستدلالى: كتابى است مبسوط، در شرح و تبيين كتاب الخمس «ارشاد الأذهان» علّامه حلّى. (همان، 7:256، شماره 1254).
4- الصلاة الاستدلالى: كتابى است بزرگ و در نهايت دقت و مشحون از استدلال. نسخه خطى آن، به خط مؤلف، به شماره 11130، در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود و مستقلّا نيز به چاپ رسيده است.
مرحوم آقا شيخ ابراهيم بن احمد محقق رودسرى (ق 14) تعليقه‌اى بر اين كتاب، نگاشته است. 10
5- الطهارة: اين كتاب يكى از كتابهاى مشهور و مشحون از تحقيقات و دقايق است؛ از اين رو، مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. برخى از حواشى آن عبارتند از:
* حاشيه مرحوم ميرزا ابوالحسن مشكينى بن عبدالحسين (1305-1358 ق).
* حاشيه مرحوم سيد اسماعيل مرندى بن سيّد نجف (1228-1318 ق).
* حاشيه مرحوم شيد محمّد حسن آل كبه بن محمّد صالح بغدادى (م 1336 ق).
* حاشيه مرحوم شيخ محمّد انصارى دزفولى بن شيخ منصور (1254-1332 ق). وى، بر ملحقات طهارت نيز حاشيه نگاشته است.
* حاشيه مرحوم سيد حسين بادكوبى لاهيجى بن سيد رضا (1293-1358 ق)
* حاشيه مرحوم شيخ محمّدحسين خيابانى تبريزى بن محمّد جعفر (1299-1391 ق).
* حاشيه مرحوم ملّا محمّدحسين فشاركى بن محمّد جعفر (م 1353 ق).
* حاشيه مرحوم شيخ محمّدحسين كمپانى بن حاج محمّدحسن (1296-1361 ق).
* حاشيه مرحوم شيخ عبدالحسين حائرى رشتى بن شيخ عيسى (1292-1373 ق).
* حاشيه مرحوم سيد عبدالصمد جزايرى بن سيد احمد (1243-1337 ق).
* حاشيه مرحوم سيد عبدالله ثقة الاسلام بن سيد محسن اصفهانى (1258-).
* حاشيه مرحوم على مرندى بن ملّا محمّدجواد (1287-1370 ق).
* حاشيه مرحوم غلامحسين مرندى (از تلامذه آخوند و ميرزا حسين خليلى).
* حاشيه مرحوم ميرزا محمّدعلى خوانسارى بن حاج محمّدحسن (1254-1332 ق).
* حاشيه مرحوم شيخ هادى كاشف الغطاء بن شيخ عباس (89 يا 1290-1361 ق).
كتاب فوق، در 355 صفحه رحلى، 13135 سطر، همراه با رساله‌هاى تقيه، عدالت، قضاء از ميت، مواسعه و مضايقه، قاعده من ملك و قاعده لاضرر، به چاپ رسيده است.
6- المتاجر يا المكاسب: اين كتاب از دقيق‌ترين آثار شيخ و از ديرباز تا كنون، مدار تعليم و تعلّم در حوزه‌هاى علميه شيعه بوده است. عالمان، از زمان مؤلف، تا كنون، بر آن شروح و تعليقات و ترجمه‌هاى فراوانى نگاشته‌اند. اين كتاب، مشتمل بر سه بخش است:
الف - المكاسب المحرّمه: در بيش از 2650 سطر، ص 2-78. در اين بخش، از كسبهاى حرام، از حيث عين و منفعت، بحث مى‌شود.
ب - كتاب البيع: در بيش از 4680 سطر، ص 79-214.
در اين بخش، امّهات و رئوس مسائل بيع، به گونه‌اى مفصل، خصوصاً بيع فضولى، مورد بحث قرار گرفته است.
ج - كتاب الخيارات: در بيش از 3660 سطر، ص 214-319.
در اين بخش، به تفصيل از هفت خيار: مجلس، * 101 * حيوان، غبن، تأخير، شرط، رؤيت، عيب و مسقطات آنها و شروط صحت عقد و احكام خيار و قبض، بحث مى‌شود. مؤلف بزرگوار، در اين كتاب، آرا و نظريات بسيارى از فقهاى شيعه و مذاهب اربعه را به بوته نقد و بررسى گذارده و متبحرانه، حقايق مطلب را براى طالبان تشريح كرده است.
وى، در اين اثر، نه تنها از كتب فقهى، بلكه از كتب حديث، تفسير، لغت، اخلاق، و حتى از كتب كلامى همچون: «نهج الحقّ و كشف الصدق» براى اثبات مطالب فقهى خود، بهره برده است.
اين كتاب، چندين بار، از جمله به سال 1300 ق، در تهران، به گونه رحلى و چاپ سنگى، به تصحيح مرحوم حاج سيد محمّد حسينى لواسانى و به سال 1374 ق، در تبريز، در قطع وزيرىِ بزرگ و چاپ سنگى، به تصحيح حاج ميرزا آقا احمد تبريزى، چاپ و منتشر گرديده است.مصادر مهم مكاسب‌
1. إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان، آيت الله علّامه حسن بن يوسف بن على بن مطهر حلّى (648-726 ق).
2. الإستبصار في ما اختلف من الأخبار، شيخ الطائفه محمّد بن حسن بن على طوسى (385-460 ق).
3. الانتصار في انفرادات الإمامية، علم الهدى السيد المرتضى على بن حسين بن موسى بن محمّد بن موسى بن ابراهيم بن الامام الكاظم - عليه السلام - (355-436 ق).
4. إيضاح الفوائد في شرح مشكلات القواعد، فخر المحققين ابوطالب محمّد بن حسن بن يوسف بن مطهر حلّى (682-771 ق).
5. تبصرة المتعلّمين في أحكام الدين، علّامه حلّى - قدس سره - .
6. تحريرالأحكام الشرعية على مذاهب الإمامية، علّامه جمال الدين ابومنصور حسن بن سديد الدين يوسف حلّى.
7. تذكرة الفقهاء، علّامه حلّى.
8. تهذيب الأحكام، شيخ الطائفه طوسى.
9. جامع المقاصد في شرح القواعد، زين الدين على بن حسين بن على بن عبدالعالى كركى (- 940 ق).
10. جواهرالكلام في شرح شرائع الإسلام (به گونه ضمنى نه به تصريح)، شيخ محمّدحسن بن باقر بن عبدالرحيم اصفهانى نجفى (1202-1266 ق).
11. الحدائق الناظرة في أحكام العترة الطاهرة، شيخ يوسف بن احمد بن ابراهيم و رازى بحرانى (1107-1186 ق).
12. الخالف في الأحكام، شيخ طوسى.
13. الدروس الشرعية في الفقه الإماميّة، ابوعبدالله محمّد بن مكى بن جزّينى عاملى (734-786 ق).
14. ذخيرة المعاد في شرح الإرشاد، مولى محمّدباقر بن مولى محمّد مؤمن خراسانى (1017 - 1090 ق).
15. ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة، شهيد اوّل.
16. روض الجنان في شرح إرشاد الأذهان، شيخ زين الدين بن على بن احمد بن محمّد جبعى عاملى (911-965 ق).
17. الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقيّة، شيخ زين الدين على بن احمد بن محمّد جبعى عاملى.
18. رياض المسائل في تحقيق الأحكام بالدلائل، سيد على بن محمّد بن ابى المعالى صغير طباطبايى حائرى (1161-1231 ق)، شرح مختصر النافع محقق حلّى.
19. السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، محمّد بن احمد بن ادريس عجلى حلّى (543-598 ق).
20. شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ابوالقاسم نجم الدين جعفر بن حسن بن يحيى بن سعيد حلّى (602-676 ق).
21. شرح بر تجارة قواعد علّامه حلّى، از شيخ جعفر كاشف الغطاء.
22. غنية النزوع إلى علمي الاُصول و الفروع، سيد ابوالمكارم حمزة بن على بن زهرة حسينى حلبى (511-585 ق).
23. قواعد الأحكام في مسائل الحلال و الحرام، علّامه حلّى.
24. الكافي في الحديث، ابوجعفر محمّد بن يعقوب بن اسحق كلينى رازى (- 329 ق).
25. كشف الغطاء عن خفيّات مبهمات الشريعة الغرّاء، شيخ جعفر بن خضر جناحى نجفى (-1228 ق).
26. اللمعة الدمشقيّة، شهيد اوّل.
27. المبسوط في الفقه، شيخ طوسى.
28. مجمع الفائدة و البرهان في شرح إرشاد الأذهان، شيخ احمد بن محمّد اردبيلى نجفى (-993 ق).
29. مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، علامه حلى.
30. مدارك الأحكام في شرح شرائع الإسلام، سيد محمّد بن على بن حسين موسوى عاملى (1009 ق).
31. مسالك الأفهام في شرح شرائع الإسلام، شهيد ثانى.
32. مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلّامة، سيد محمّد جواد موسوى عاملى.
33. من لا يحضره الفقيه، ابوجعفر محمّد بن على بن حسن بن موسى بن بابويه قمى (حدود 306-381 ق).
* 102 * 34. المهذّب البارع في شرح المختصر النافع، ابوعباس جمال الدين احمد بن شمس الدين محمّد بن فهد اسدى حلّى (757-841 ق).
35. النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، شيخ طوسى.برخى از محشّين مكاسب‌
1- سيد ابوتراب بن سيد ابوالقاسم موسوى خوانسارى (1271-1346 ق)، از شاگردان ملّا حبيب الله رشتى و شيخ محمّدحسين كاظمى.
2- ميرزا ابوالحسن مشكينى اردبيلى (1305 يا 6 - 1358 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى و ميرزا محمدتقى شيرازى.
3- سيد ابوطالب بن ابوتراب خراسانى قاينى (م 1293 ق)، از شاگردان شيخ محمدحسين كلباسى و شيخ محسن خنفر.
4- حاج ميرزا ابوالفضل تهرانى بن ميرزا ابوالقاسم كلانترى، صاحب «مطارح الأنظار» و صاحب «شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور» (1273-1316 ق). از شاگردان پدرش و ملّا حبيب الله رشتى و ميرزاى شيرازى.
5- سيد ابوالقاسم بن سيد على اكبر موسوى خويى (1317-1413 ق)، از شاگردان نائينى، كمپانى و آقا ضياء عراقى.
6- سيد ابوالقاسم بن سيد معصوم حسينى گيلانى اشكورى نجفي (1245 يا 1325 ق)، از شاگردان ميرزا حبيب الله رشتى. وى شرحى بر مكاسب به نام «بلغة الطالب في حاشية المكاسب»، از اوّل بيع تا مسأله تعارض مقومين، نوشته است.
7- شيخ احمد بن على كاشف الغطاء نجفى (م 1344 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى و سيد محمّد كاظم يزدى. حاشيه وى را، شيخ شمس الدين زنجانى «نيل المطالب لتحصيل المكاسب» نام نهاده است.
8- ميرزا احمد بن نجفعلى امينى تبريزى (1287 - 1370 ق)، از شاگردان ميرزا اسدالله بن محسن تبريزى.
9- شيخ احمد بن حسين تفرشى نجفى (م حدود 1309 ق)، از شاگردان شيخ و فاضل ايروانى محمّد بن محمّدباقر.
10- سيد احمد سبط الشيخ دزفولى (1280-1355 ق)، از شاگردان ميرزاى شيرازى و آخوند خراسانى.
11- آقا شيخ احمد سلطان آبادى (م حدود 1315 ق)، حاشيه بر بيع تا آخر مكاسب.
12- احمد علومى يزدى بن ملّا حسين اردكانى (1319-1393 ق)، از شاگردان ميرزاى نائينى و سيد ابوالحسن اصفهانى.
13- حاج ملا احمد شبسترى (م 1306 ق)، از شاگردان شيخ و فاضل ايروانى و سيد حسين كوه كمرى.
14- ميرزا احمد بن ميرزا محمّدحسن آشتيانى (1300-1395 ق)، از شاگردان ميرزا محمّدهاشم رشتى و ميرزاى نائينى.
15- سيد اسماعيل بن سيد نجف مرندى (حدود 1229-1318 ق)، از شاگردان شيخ.
16- سيد محمّدباقر بن مرتضى درچه‌اى اصفهانى (م 1342 ق)، از شاگردان ميرزا حبيب الله رشتى.
17- شيخ محمّدباقر بهارى همدانى بن محمّدجعفر (م 1333 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى و ميرزاى رشتى و ميرزا حسين خليلى و...
18- شيخ محمّدباقر بن مهدى نجم آبادى (1264-1347 ق)، از شاگردان ملا حسينقلى همدانى.
19- ميرزا محمّدباقر زنجانى (1312-1394 ق)، از شاگردان ميرزاى نائينى (حاشيه بر بيع و خيارات).
20- ميرزا محمّد تقى حائرى شيرازى، پيشواى انقلاب 1920 عراق (م 1338 ق)، از شاگردان ميرزاى شيرازى اوّل و فاضل اردكانى شيخ محمّدحسين.
21- شيخ محمّد تقى بن ملا محمّد آملى تهرانى (1304-1391 ق)، صاحب «مصابح الهدى»، از شاگردان آقا ضياء عراقى و نائينى.
22- سيد تقى بن يوسف رودبارى رشتى (- 1359 ق)، از شاگردان شيخ عبدالله مازندرانى و سيد اسدالله اشكورى.
23- شيخ جواد بن فاضل ايروانى (1287 -) ازشاگردان آخوند خراسانى، شريعت اصفهانى و سيد محمّد كاظم يزدى (حاشيه بر خيارات).
24- شيخ محمّد جواد بلاغى نجفى (1282-1352 ق) از شاگردان آقا رضا همدانى، ميرزا محمّد تقى شيرازى و آخوند خراسانى (اين كتاب «العقود المفصّله» نام دارد).
25- ملا محمّد جواد بن عباس صافي گلپايگانى (1288-1378 ق) از شاگردان آقا نجفى اصفهانى و سيد محمّد باقر درچه‌اى.
26- شيخ جعفر بن باقر آل محبوبه نجفى (م 1377 ق)، صاحب «ماضى النجف و حاضرها» و از شاگردان ميرزاى نائينى و آقا ضياء عراقى.
27- شيخ جمال الدين بن محمّد حسن نائينى نجفى، از شاگردان شيخ موسى خوانسارى و ميرزاى نائينى نجفى، از شاگردان شيخ موسى خوانسارى و ميرزاى نائينى.
28- ميرزا حبيب الله رشتى بن محمّد على (1234-1312 ق) صاحب بدايع الافكار، از اكابر شاگردان شيخ (اين كتاب با حاشيه مامقانى به چاپ رسيده است).
* 103 * 29- ميرزا محمّد حسن بن حاج ملا على عليارى تبريزى (1266-1358 ق) از شاگردان پدرش و آخوند خراسانى و سيد كاظم يزدى.
30- حاج شيخ محمّد حسن مامقانى (1238-1323 ق)، صاحب «ذرايع الأحكام في شرح شرايع الإسلام» از شاگردان شيخ و سيد حسين كوه‌كمرى. اين كتاب به نام «غاية الآمال» در 1316 ق، به چاپ رسيده است (قسمت محرمه، مفصل، بيع متوسط و خيارات مختصر است).
31- سيد حسين بن عباس حسينى اشكورى (م 1349 ق)، از شاگردان ميرزاى رشتى و آخوند خراسانى.
32- سيد حسين بن سيد رضا حسينى لاهيجى (1293-1358 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى و ميرزا محمّد تقى شيرازى (حاشيه بر خيارات).
33- شيخ محمّد حسين كاشف الغطاء (1294-1373 ق)، صاحب «أصل الشيعة و اُصولها» و از شاگردان شيخ عباس كاشف الغطاء و ميرزا حسين خليلى و سيد يزدى. اين كتاب به نام «النظر الثاقب في شرح كتاب المكاسب» (مكاسب محرمه تا بيع مكيل و موزون) شهرت دارد.
34- ميرزا محمّد حسين بن محمّد جعفر تبريزى (حاشيه بر خيارات).
35- سيد حسين بن سيد على بختيارى اصفهانى (م 1368 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى و ميرزا محمّد تقى شيرازى (حاشيه بر خيارات).
36- سيد حسين بن سيد على موسوى حمّامى (1298-1379 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى و سيد كاظم يزدى و شريعت اصفهانى.
37- حاج شيخ محمّد حسين كمپانى بن محمّد حسن معين التجار اصفهانى (1296-1361 ق)، صاحب «نهاية الدراية» و از شاگردان آخوند خراسانى و حاج آقا رضا همدانى و فشاركى. اين حاشيه در 332 صفحه در سال 1363 ق، به چاپ رسيده است (حاشيه بر بيع).
38- شيخ حسين بن عبد على تبريزى تفتچى (1314-1360 ق)، از شاگردان شريعت اصفهانى و شيخ حسن مامقانى.
39- شيخ دخيل بن محمّد حچامى نجفى (م 1305 ق)، از شاگردان سيد مهدى قزوينى و شيخ محمّد حسين كاظمى.
40- حاج آقا رضا همدانى بن شيخ محمّد هادى (م 1322 ق)، از شاگردان ميرزاى شيرازى اوّل، نسخه خطى اين حاشيه، به شماره 8855، در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است.
41- سيد محمّد رضا مازندرانى اصفهانى بن سيد على حسين (م 1292 ق)، از شاگردان شيخ و سيد حسن مدرس.
42- شيخ محمّدرضا بن محمّد باقر تبريزى نجفى (1265-1331 ق)، از شاگردان سيد حسين كوه كمرى و ملا حسينقلى همدانى.
43- سيد رضا محمّد موسوى لنكرانى (1250-1322 ق).
44- حاج آقا رضا مدنى كاشانى (1320-1412 ق) از شاگردان حاج شيخ عبدالكريم حائرى (حاشيه خيارات).
45- شيخ محمّد رضا بن محمّد مظفر نجفى (1323-1383 ق) صاحب «اُصول الفقه» او از شاگردان ميرزاى نائينى، شيخ محمّد حسين كمپانى و آقا ضياء عراقى. حاشيه او بر خيارات «فيض الباري في شرح المكاسب للمحقّق الأنصارى» نام دارد.
46- شيخ زلفعلى زنجانى (م حدود 1340 ق)، اين نوشتار «كم ترك الأوّل للآخر» نام دارد.
47- شيخ محمّد رضا معزى دزفولى (م 1352 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى.
48- سيد رضى بن سيد احمد موسوى مستنبط (1270-1347 ق)، از شاگردان ميرزاى رشتى و سيد كوه كمرى و فاضل ايروانى.
49- شيخ شعبان بن مهدى گيلانى (م 1348 ق)، شاگرد ميرزاى رشتى.
50- سيد شهاب الدين بن محمود مرعشى نجفى (1315-1411 ق)، از مراجع معاصر و شاگرد مرحوم حائرى يزدى.
51- شيخ شهاب الدين بن محمّد تقى اشراقى بن آيت الله ميرزا محمّد ارباب قمى (م 1402 ق).
52- سيد محمّد صادق بحرالعلوم بن سيد حسن (1315-1390 ق)، از شاگردان نائينى، سيد ابوالحسن اصفهانى و سيد محسن حكيم.
53- آقا ضياء عراقى (1278-1361 ق)، از اجلّه تلاميذ آخوند خراسانى، (حاشيه بر بيع).
54- شيخ عبدالحسين بن عيسى حائرى (1292-1373 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى، سيد يزدى و شريعت اصفهانى.
55- سيد عبدالرزاق بن محمّد عباس موسوى مقدّم (1316-1391 ق)، از شاگردان آقا ضياء عراقى و ميرزاى نائينى و سيد ابوالحسن اصفهانى.
56- شهيد سيد عبدالحسين دستغيب شيرازى (1332-1402 ق)، از شاگردان سيد اصفهانى، شيخ كاظم شيرازى و ميرزا آقا اصطهباناتى.
* 104 *
57- سيد عبدالحسين مجتهد لارى بن عبدالله (1264-1343 ق)، از شاگردان ميرزاى شيرازى اوّل. پيشواى انقلاب خطّه فارس عليه استعمار انگليس.
58- شيخ عبدالله مازندرانى بن محمّد نصير (1256-1330 ق)، از اكابر شاگردان محقق رشتى و سيد مهدى جعفرى.
59- شيخ عبدالله بن محمّد على راينى كرمانى نجفى (1254-1327 ق)، از شاگردان شيخ و ميرزاى مجدد شيرازى.
60- شيخ عبدالكريم بن على جزايرى (1289-1382 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى و شيخ محمّد طه نجف و سيد يزدى.
61- حاج شيخ عبدالله بن شيخ محمّد حسن مامقانى (1290-1351 ق)، صاحب «تنقيح المقال» توضيح: غاية الآمال در شرح مكاسب شيخ، از اوّل تا خير رؤيت، از تأليفات پدرش بوده و ايشان آن را تا آخر خيارات تكميل كرده است. علاوه بر آن، بر رساله‌هاى «تقيه»، «مواسعه و مضايقه»، «عدالت»، «قضا از ميت»، «قاعده لاضرر» و «قاعده ملك» حاشيه هايى دارد كه در سال 1345 ق، در سه جلد، در نجف اشرف به چاپ رسيده است. جلد سومش حواشى ملحقات ششگانه مكاسب است به نام «قلائد ثمنيه».
62- سيد على بن سيد محمّد حسينى مرعشى، سيد الحكما تبريزى (م 1316 ق) جد مرحوم نجفى مرعشى، و از شاگردان شيخ انصارى و صاحب جواهر.
63- شيخ على زاهد مهاجرانى همدانى (1274-1329 ق) از شاگردان ميرزاى شيرازى و آخوند خراسانى و سيد يزدى.
64- شيخ على بن نصرالله همدانى نجفى (م 1339 ق)، از شاگردان حاج آقا رضا همدانى.
65- شيخ على بن عبدالحسين ايروانى (1301-1354 ق)، صاحب بشرى المجتهدين و از شاگردان آخوند خراسانى و سيد يزدى و ميرزا محمّد تقى شيرازى.
66- سيد محمّد على بن محمّد صادق خوانسارى (م 1288 ق)، از شاگردان ملا حسينعلى تويسركانى.
67- ملا احمد على بن خداداد نخجوانى نجفى (1268-1332 ق)، از شاگردان ميرزاى رشتى و فاضل ايروانى و شربيانى.
68- سيد محمّد كاظم بن عبدالعظيم طباطبايى يزدى (1247-1337 ق)، صاحب «العروة الوثقى» از شاگردان ميرزاى شيرازى و شيخ مهدى جعفرى و شيخ مهدى كاشف الغطاء. بر آن تعليقاتى از سوى شيخ عبدالرسول يزدى نوشته شده است (الذريعة 11:48) اين كتاب در 380 صفحه در سال 1312 ق، به چاپ رسيده است، (همراه با دو رساله در نماز احتياط و منجزات مريض)، نسخه خطى آن به شماره 13011 در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است.
69- آخوند خراسانى ملا محمّد كاظم بن حسين (1255-1329 ق)، صاحب «كفاية الاصول» و از شاگردان شيخ و ميرزاى شيرازى.
70- شيخ محمّد كاظم شيرازى بن حاج حيدر (1290-1366 ق).
71- سيد محسن بن مهدى طباطبايى حكيم (1306-1390 ق)، صاحب «مستمسك العروة الوثقى» و از شاگردان آخوند خراسانى و سيد يزدى و ميرزاى نائينى.
اين كتاب «نهج‌الفقاهة» (شرح بيع و خيارات) نام دارد و به چاپ رسيده است.
72- شيخ محمّد على كاظمينى خراسانى بن شيخ حسن (1309-1365 ق) از شاگردان ميرزاى نائينى و حاج آقا حسين قمى و ميرزا محمّد آقازاده.
73- شيخ على بن محمود سماكه حلّى (1320-)، از شاگردان ميرزاى نائينى و آقا ضياء عراقى.
74- شهيد سيد محمّد على قاضى طباطبايى بن محمّد باقر (1331-1399 ق) از شاگردان شيخ محمّد حسين كاشف الغطاء و سيد محسن حكيم.
75- شيخ على اكبر حكمى يزدى بن محمّد مهدى (م 1322 ق)، از شاگردان آقا محمّد رضا قمشه‌اى و ميرزا محمّد حسن آشتيانى و ميرزا ابوالقاسم كلانترى.
76- ميرزا محمّد على خوانسارى بن حاج محمّد حسن (1254-1332 ق) از شاگردان سيد حسين كوه كمرى و مجدد شيرازى و ميرزاى رشتى.
77- شيخ غلامحسين مرندى، از شاگردان آخوند خراسانى و حاج ميرزا حسين خليلى.
78- شيخ قاسم اسلامى (-1400 ق) از شاگردان سيد محمّد تقى خوانسارى و مير سيد على يثربى.
79- ملا محمّد بن محمّد باقر فاضل ايروانى (1306 ق)، از شاگردان صاحب جواهر و صاحب ضوابط و شيخ. حاشيه ايشان در 300 صفحه در 1365 ق، به چاپ رسيده است.
80- سيد محمّد بن محمّد تقى حسينى تنكابنى (1277-1359 ق) صاحب إيضاح الفرائد و از اعاظم شاگردان ميرزاى آشتيانى.
* 105 *
81- سيد محمّد بن محمود حسنى لواسانى تهرانى، عصار (م 1356 ق). وى كتابى در وجه تأملات مكاسب به نام «التأمليّات» نگاشته است.
82- فاضل شربيانى محمّد بن فضلعلى (1248 - 1322 ق) از بزرگان شاگردان شيخ و سيد حسين كوه‌كمرى.
83- شيخ محمّد بن ملا محمّد على امامى اراكى (م 1399 ق) از شاگردان ميرزاى نائينى.
84- سيد محمّد بن عبدالكريم موسوى تبريزى، مولانا (م 1362 ق) از شاگردان آقا شيخ هادى تهرانى، و شريعت اصفهانى. اين كتاب «مفاتيح المطالب في شرح المكاسب» نام دارد.
85- شيخ مرتضى بن شيخ عباس كاشف الغطاء (1291-1349 ق) از شاگردان آخوند خراسانى، شيخ طه نجف و سيد يزدى.
86- شيخ موسى بن محمّد خوانسارى (1293-1363 ق) از شاگردان آخوند، يزدى، نائينى و شريعت اصفهانى. اين نوشتار «منية الطالب في شرح المكاسب» نام دارد و به چاپ رسيده است.
87- ميرزا مهدى بن جعفر آشتيانى (1306 - 1372 ق) از شاگردان شيخ فضل الله نورى و سيد يزدى.
88- ميرزا سيد هادى بن سيد على بختيارى خراسانى (1296 - 1339 ق) از شاگردان آخوند خراسانى، سيد يزدى و ميرزا محمّد تقى شيرازى.
89- ميرزا هشام بن جلال الدين خوانسارى (1319 - 1356 ق) از شاگردان آقا ضياء عراقى، ميرزاى نائينى و سيد اصفهانى.
90- سيد شمس الدين محمود نجفى مرعشى بن سيد على (1260-1338 ق) از شاگردان حاج آقا رضا همدانى، سيد يزدى و آخوند خراسانى و پدر و استاد مرحوم آيت الله مرعشى نجفى.
91- سيد محى الدين يونسى مجتهد اردبيلى (1281-1355 ق) از شاگردان ميرزا حبيب الله رشتى، آخوند خراسانى و سيد يزدى.
92- سيد محمّد هادى بن سيد جعفر حسينى ميلانى (1313 - 1395 ق) از شاگردان نائينى، عراقى و كمپانى.
93- سيد هداية الله بن اسماعيل دستغيب شيرازى، از شاگردان ميرزاى شيرازى.
شرحهاى جديد مكاسب‌
1- «ارشاد الطالب إلى أسرار المكاسب» آقاى حاج ميرزا جوادآقا تبريزى، در چهار جلد، به ترتيب جلد اوّل: شرح مكاسب محرمه، جلد دوّم: شرح كتاب بيع، جلد سوّم: حاشيه بر مباحث ولايت و شرايط عوضين در بيع اراضى، اوقاف و احتكار، و جلد چهارم: حاشيه بر خيارات كه هنوز از چاپ خارج نشده است.
2- «إيصال الطالب إلى أسرار المكاسب» آقاى حاج سيد محمّد حسينى شيرازى. اين كتاب در پانزده جلد تنظيم گرديده است. چهار جلد آن اختصاص دارد به مكاسب محرمه، پنج جلد آن اختصاص دارد به بيع، هفت جلد ديگر آن، درباره خيارات است.
3- «بلغة الطالب في التعليق على بين المكاسب»، تقريرات درس آيت الله گلپايگانى، مقرر سيد على حسين ميلانى. جلد اوّل آن، از اوّل بيع تا بحث معاطات را شامل است كه در 213 صفحه، به سال 1399، در قم به چاپ رسيده است.
4- «تشريح المطالب»، ترجمه مكاسب از سيد محمّد جواد ذهنى تهرانى. چهار جلد آن اختصاص دارد به ترجمه مكاسب محرمه و جلد پنجم و مابعد آن اختصاص دارد به كتاب بيع.
5- «خودآموز مكاسب»، ترجمه مكاسب محرمه از سيد مهدى غضنفرى خوانسارى. جلد اوّل آن (مكاسب محرمه) به چاپ رسيده است.
6- دراسات في المكاسب المحرمة. از آقاى حاج شيخ حسينعلى منتظرى. يك جلد (چاپ قم).
7- «در كلاس درس مكاسب» تقرير درس آقاى حاج شيخ احمد پايانى اردبيلى. پنج جلد از آن در شرح مكاسب محرمه به چاپ رسيده است.
8- «غنية الطالب» شيخ مرتضى اردكانى. سه جلد از اين كتاب به چاپ رسيده است.
9- «نهج الطالب في حاشية المكاسب»، سيد محسن بن آيت الله سيد محمّد حجت كوه كمرى. در 1370 ق، اولين جلدش به چاپ رسيده و جلد دوّم آن نيز سالى پس از آن منتشر شده است.
10- «شرح عبدالصاحب على المكاسب»، سيد محمّد مهدى مرتضوى لنگرودى. دو جلد از آن به چاپ رسيده است.
11- «غاية الإيضاح»، شيخ محمّد علّامى تبريزى. جلد اوّل آن، در توضيح كتاب بيع (از ابتدا تا بحث غرامت) در 225 صفحه، به چاپ رسيده است.
12- «تعليقه بر مكاسب» از حاج شيخ احمد پايانى اردبيلى. اين شرح به صورت قال، اقول بوده و جلد اوّل آن در شرح بخشى از كتاب البيع به چاپ رسيده است.
* 106 *
13- «اتحاف الطالب في حلّ عقد المكاسب»، از حاج شيخ محمّد كرمى حويزى. اين كتاب در پنج جلد و شرح مزجى مكاسب بوده و در 1412 ق، به چاپ رسيده است.
14- «در محضر شيخ انصارى» جواد فخار طوسى. تقرير درس خيارات آقاى حاج شيخ احمد پايانى. دو جلد از آن به چاپ رسيده است.
7- مناسك حج: اين كتاب، براى راهنمايى مقلدين به زبان فارسى تأليف گردده و بناى شيخ در آن، بر احتياط نهاده شده است. حواشى آن عبارتند از:
1- حاشيه ميرزا محمّد حسن شيرازى، مجدد (1230-1312 ق).
2- حاشيه حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل تهرانى (1230-1326 ق).
3- حاشيه سيد محمّد كاظم يزدى طباطبايى (1247-1337 ق).
4- حاشيه سيد اسماعيل صدر (حدود 1256 - 1337 ق).
5- حاشيه شيخ محمّد تقى آقا نجفى اصفهانى (1262-1332 ق).
6- حاشيه سيد محسن طباطايى حكيم (1306-1390 ق).
اين كتاب به وسيله يكى از فضلا به عربى ترجمه شده و بر آن نيز حاشيه‌اى از مرحوم ميرزاى شيرازى اوّل، نوشته شده و در عظيم آباد هند به سال 1301 ق به چاپ رسيده است. نسخه خطى اين كتاب به شماره 8862 در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است.11
حواشى شيخ - رحمت الله -
مرحوم شيخ انصارى، در خلال تدريس و تصنيف خويش، بر برخى از كتب فقهى و اصولى نيز حواشى چند نوشته است كه آنها عبارتند از:
1- حاشيه بر ترجمه نجات العباد تأليف شيخ محمّد حسن نجفى صاحب جواهر (م 1266 ق) اين كتاب به دستور صاحب جواهر به وسيله علّامه بزرگ مير سيد حسن مدرس اصفهانى (م 1273 ق) به فارسى ترجمه شده و مرحوم شيخ بر اين ترجمه حواشى مفيدى نوشته است. (همان 6:227؛ و 4:142).
2- حاشيه بر حاشيه شيخ موسى كاشف الغطاء (م 1243 ق) بر بغية الطالب في معرفة المفروض و الواجب، تأليف شيخ جعفر كاشف الغطاء (م 1227 ق) اين كتاب رساله عمليه مرحوم كشاف الغطاء بوده و بسيار بر آن حاشيه نگاشته‌اند. (همان 6:28، شماره 119)
3- حاشيه بر صلاة المسافر، سيد محمّد بن سيد هاشم هندى نجفى (1242-1323 ق)، داماد صاحب جواهر.(همان، 15:84، شماره 553)
4- حاشيه بر عوائد الأيّام من مهمات أدلّة الأحكام، تأليف ملا احمد نراقى بن ملا مهدى كاشانى (م 1245 ق) از اساتيد و مشايخ اجازه شيخ. (همان، 15:354، شماره 227)
5- حاشيه بر قوانين الاُصول تأليف ميرزا ابوالقاسم بن حسن شفتى قمى (1150 - 1231 ق).
شيخ آقا بزرگ تهرانى، به نقل از علامه سيد حسن صدر (م 1354 ق) مى‌نويسد: «اين حاشيه از اوّل حجيت خبر واحد تا پايان ادله عقليه، ادامه داشته و گويا كتاب رسائل از آن، انتخاب شده است».
مؤلف زندگانى شيخ، مى‌نويسد: «حاشيه بر استصحاب قوانين به خط محشّى در دزفول، موجود است». 12
6- حاشيه بر «المتاجر - المعاملات» تأليف مرحم وحيد بهبهانى، آقا محمّد باقر بن محمّد اكمل (م 1205 ق)، مرحوم شيخ فتاوى خود را به صورت حاشيه بر آن نگاشته است. (همان، 19: 59، شماره 308).
نوشته‌هاى شيخ در اصول‌
شيخ اعظم - رحمة اللَّه - با ارائه نظرات ژرف و عميق خويش، دو علم فقه و اصول را وارد مرحله تازه‌اى كرد. انديشه‌هاى والاى او كه تا آن زمان بى سابقه بود محور بحث و تحقيق و دقت نظر قرار گرفت. محققان بسيارى، عمده تأليفاتشان، شرح و حاشيه بر تصنيفات شيخ مى‌باشد.
اينك، در اين قسمت از مقال، به معرفي آثار اصولى شيخ مى‌پردازيم و به برخى از حواشى آنها نيز اشارتى داريم:
1- الاجتهاد و التقليد
در آغاز كتاب آمده است: «التقليد لغة، جعل الغير ذا قلادة و منه تقليد الهدي».
شيخ آقا بزرگ تهرانى، نسخه خطى آن را در كتابخانه ميرزاى شيرازى رحمة اللَّه - (م 1312 ق) مشاهده كرده است. (همان، 1:272 و 273، شماره 1432).
2- رساله‌اى در حجيت ظواهر كتاب‌
علّامه تهرانى مى‌نويسد: «نسخه خطى آن در كتابخانه حيسنيه شوشترى‌هاى نجف، موجود است». (همان، 6:275، شماره 1493).
* 107 *
3- رساله‌اى در رد قائلين به قطعية الصدور بودن اخبار
مرحوم شيخ انصارى - رحمة اللَّه - در رساله حجية الظن، مى‌نويسد: «برخى از اخباريين، قائل هستند كه تمام اخبار كتب اربعه، قطعية الصدور هستند؛ اما فايده‌اى بر بيان و جواب آن مترتب نيست، مگر جلوگيرى از حصول اين وهم بر ديگران. ما در گذشته رساله‌اى در اين باب تأليف كرده‌ايم» 13
فرائد الاُصول‌
اين كتاب، حاوى برخى از رساله‌هاى شيخ در اصول است، كه از ديرباز، از كتب درس حوزه‌هاى علميه شيعه قرار گرفته است. اين رساله‌ها عبارتند از:
- رساله در قطع.
- رساله در ظن.
- رساله در اجماع.
- رساله در اصالة البرائة.
- رساله در استصحاب.
- رساله در تعادل و تراجيح.
از اين كتاب، نسخ خطى فراوانى در گوشه و كنار كتابخانه‌هاى مختلف موجود است. از آن جمله چند نسخه به شماره‌هاى: 2983، 2990، 7348، 7394 در كتابخانه آستان قدس رضوى، موجود است. نيز كتابى به نام رسائل شيخ انصارى، به شماره 14683 و 13046 در همان كتابخانه، موجود است كه به احتمال قوى، بايد همان كتاب فرائد الاصول، باشد.منابع و مدارك رسائل‌
شيخ اعظم در تدوين كتاب فرائد الاصول، از كتب بسيارى، در فنون مختلف فقه، اصول، حديث، رجال، لغت و... استفاده كرده است. اينك در اين مقال، به ذكر برخى از مهمترين منابع، آن هم در زمينه اصول فقه، بسنده مى‌كنيم و معرفى كتب فقهى را در بخش منابع كتاب مكاسب، يادآور شده‌ايم:
1- الاستصحاب و اثبات حجّيّة و ما يتعلّق به، تأليف وحيد بهبهانى، آقا محمّد باقر بن محمّد اكمل (م 1206 ق).
2- تعليقة بر «مختصر الاُصول» حاجبى، تأليف مسعود بن عمر بن عبدالله تفتازانى خراسانى شافعى (م 712 يا 722 - 791 يا 792 ق).
3- تهذيب طريق الوصول إلى علم الأصول، يا تهذيب الاُصول يا تهذيب الوصول تأليف آيت الله علّامه حلى، حسن بن يوسف بن على بن مطهر حلّى (648-726 ق). علّامه، اين كتاب را به نام فرزندش «فخر المحققين» نگاشته است.
4- الذريعة الى اُصول الشريعة تأليف سيد شريف مرتضى علم الهُدى على بن حسين موسوى (م 436 ق).
5- زبدة الاُصول، تأليف شيخ بهايى محمّد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد حارثى همدانى جبعى (953 - 1031 ق) شيخ در فرائد، از كتاب ديگر او «الحبل المتين في احكام الدين» استفاده كرده است.
6- شرح زبدة الاُصول، غاية المأمول في شرح زبدة الاُصول، تأليف جواد بن سعيد بن جواد كاظمى مشهور به فاضل جواد، شاگرد شيخ بهايى.
7- شرح مختصر الاُصول ابن حاجب، تأليف عبدالرحمن بن ركن الدين احمد بن عبدالغفار ايجى عضدى شافعى (701-756 ق يا 700 - 760 ق).
8- شرح وافية الاُصول، تأليف سيد صدرالدين محمّد بن محمّد باقر بن محمّد مهدى رضوى قمى، استاد وحيد بهبهانى (بين 1150 و 1160 ق).
9- عدة الاُصول، شيخ الطائفة ابوجعفر محمّد بن حسن بن على طوسى (385 - 460 ق).
10- عوائد الأيّام من مهمّات أدلة الأحكام (در بيان قواعد استنباط أحكام شرعيه) تأليف مولى احمد بن مهدى بن ابوذر نراقى كاشانى، استاد شيخ (م 1245 ق).
11- غاية البادى في شرح المبادي (مبادئ الوصول إلى علم الاُصول) تأليف شيخ محمّد بن على بن محمّد جرجانى غروى، شاگرد علّامه حلّى.
12- الفصول الغرويّة في الاُصول الفقهية، تأليف شيخ محمّد حسين بن عبدالرحيم، (محمّد رحيم) تهرانى اصفهانى حائرى (م 1250 ق) مرحوم شيخ در رسائل، گفتار ايشان را بسيار مورد نقد و بررسى و تحليل قرار داده است.
13- الفوائد المدنيّة، تأليف ملا محمّد امين بن محمّد شريف اخبارى، محدث استرآبادى (م 1033 ق)
14- الفوائد المكّيّة، تأليف ملا محمّد امين بن محمّد شريف اخبارى، محدث استرآبادى (م 1033 ق) مرحوم شيخ، براى نقل گفتار اخباريان، به سخنان او در اين دو كتاب تمسك جسته و آنها را نقل مى‌كند.
15- القوانين المحكمة في الاُصول، تأليف ميرزا ابوالقاسم گيلانى، محقق قمى (م 1231 ق)، مرحوم شيخ * 108 * انصارى، در كتاب فرائد الاُصول بدين كتاب عنايت داشته و سخنان ايشان را نقد و بررسى كرده است.
16- مبادئ الوصول إلى علم الاُصول، تأليف علّامه حلى جمال الدين ابومنصور حسن بن سديد الدين يوسف حلى (648 - 726 ق).
17- المستصفى في اصول الفقه، تأليف ابوحامد زين الدين محمّد بن محمّد بن محمّد بن احمد غزالى شافعى طوسى (450 - 505 ق).
18- معارج الاُصول، تأليف شيخ نجم الدين ابوالقاسم جعفر بن حسن بن يحيى بن سعيد هذلى، محقق حلى (602-676 ق).
19- معالم الدين و ملاذ المجتهدين، تأليف جمال الدين ابومنصور حسن بن زين الدين شهيد ثانى (م 1011 ق).
20- مناهج الأحكام، تأليف مولى احمد بن مولا مهدى بن ابوذر نراقى كاشانى (م 1244 ق).
21- منية اللبيب في شرح التهذيب، (تهذيب الاُصول) تأليف سيد مرتضى ضياء الدين عبدالله بن مجدالدين محمّد حسينى حلى (ق 8 ه).
22- نهاية الوصول إلى علم الاُصول، تأليف علّامه حلى. تهذيب الاُصول خلاصه اين كتاب است.
23- الوافية في اُصول الفقه تأليف فاضل تونى ملا عبدالله بن محمّد بشروئى خراسانى (م 1071 ق).
24- هداية المسترشدين في شرح معالم الدين، تأليف شيخ محمّد تقى بن عبدالرحيم (محمّد رحيم) تهرانى اصفهانى، برادر صاحب فصول (م 1248 ق).
* كتاب فرائد الاصول سه بار به نظم در آمده است:
1- توسط شيخ على بن محمّد على مجيراوى، على حيدر شروگى (1237-1314 ق)، شاگرد شيخ و كوه كمرى. ابتداى آن چنين است:
قال عليّ بعد ذكر البسملة
أحمد ربّاً منعمأ و الشكر له‌
و در حجيت قطع گويد:
القط حجة بلا أن يجعلا
كيف و إلّا دار أو تسلسلا
نسخه خطى آن در نزد مرحوم شيخ اسد حيدر، مؤلف الإمام الصادق و المذاهب الأربعة نواده ايشان، بوده است. (همان، 23: 77 و 78، 24: 219)
2- توسط مرحوم آخوند ملا على قزوينى خوئينى حائرى، (م 1318 ق)، نسخه خطى آن نزد سيد حسين موسوى هندى، در كربلا بوده است. تاريخ فراغت از آن، 1293 ق، است.(همان 24:219، 1136)
3- مرحوم علّامه شيخ موسى شراره عاملى (1267-1304 ق)، شاگرد تلامذه شيخ انصارى نيز كتاب فرائد الاصول را به نام الدرة المنتظمة، به نظم در آورده است. مباحث قطع كتاب، توسط مرحوم علّامه سيد مهدى حكيم (م 1312 ق)، شرح گرديده و نسخه خطى آن در كتابخانه فرزندش مرحوم آيت الله سيد محسن حكيم (م 1390 ق)، موجود است. ابتداى آن چنين است:
أبدأ بسم الله خير مفتتح‌
والحمد لله على ما قد منح‌
سمّيتها بالدرة المنتظمة
حَوَت قوانين الاُصول المحكمة
حقايق الاُصول منها تعرف‌
من بحرها الطالب أرّخ (يُعرف)
تارى پايان نظم آن سال 1290 بوده و نسخه خطى آن نزد نواده‌اش شيخ محسن شراره، بوده است. (همان، 8:109، شماره 407).
حواشى و تعليقات رسائل‌
1- حاج ميرزا ابراهيم بن حسين دنبلى خويى (1247-1325 ق)، شاگرد شيخ و سيد حسين كوه كمرى، حاشيه بر قطع.
2- شيخ ابراهيم بن على رضا فيروزآبادى يزدى (م 1312 ق)، شاگرد ميرزا حبيب الله رشتى و سيد محمّد كاظم يزدى، حاشيه او بر رسائل سه جلد است: جلد اوّل در قطع و ظن، جلد دوّم در برائت و اشتغال و جلد سوّم در استصحاب است.
3- ميرزا ابراهيم بن محمّد على محلاتى (م 1336 ق)، شاگرد ميرزا محمّد حسن شيرازى، حاشيه بر استصحاب.
4- سيد ابن الحسن شمس العلماء بن سد حسن لكهنوى (م 1368 ق)، شاگرد آخوند خراسانى و سيد يزدى و شيخ الشريعة اصفهانى.
5- سيد ابوتراب بن ابى القاسم موسوى خوانسارى (1271 - 1346 ق)، شاگرد شيخ محمّد حسين كاظمى و ميرزا حبيب الله رشتى.
6- سيد ابوطالب بن ابوتراب خراسانى قائينى (م 1295 ق)، شاگرد حاج محمّد حسن كرباسى و شيخ محسن خنفر.
7- سيد ابوالقاسم بن سيد معصوم حسينى گيلانى اشكورى نجفى (م بعد از 1325 ق)، شاگرد ميرزا حبيب الله * 109 * رشتى. شرح وى بر رسائل، جواهر العقول نام دارد و به غير از آن، حاشيه ديگرى نيز بر رسائل نگاشته است.
8- سيد ابوالمكارم بن ابوالقاسم موسوى زنجانى (1255 - 1330 ق) شاگرد سيد حسين كوه‌كمرى.
9- شيخ احمد بن حسين، حاشيه بر تعادل و تراجيح را در سال 1300 ق، در نجف اشرف به پايان رسانيده است. اين حاشيه، با تأليف احمد بن حسين تفرشى نجفى، تفاوت دارد؛ زيرا تاريخ فراغت آن، سال 1392 و 1394 است. (همان، 21:42، شماره 3870) (ر.ك: نسخه خطى شماره 757 كتابخانه مرحوم آيت الله مرعشى، قم.)
10- سيد احمد بن حسين تفريشى نجفى (م حدود 1309 ق)، مؤلف محاكمات الاُصول، شاگرد شيخ و فاضل ايروانى. تاريخ نگارش كتاب، 1294 ق.
11- سيد احمد سبط الشيخ بن سيد محمّد طاهر آغاميرى دذفولى نجفى، داماد شيخ (1280 - 1355 ق)، شاگرد ميرزاى شيرازى اوّل و آخوند خراسانى.
12- حاج ميرزا احمد آشتيانى بن ميرزا محمّد حسن آشتيانى (1300 - 1395 ق)، شاگرد ميرزا محمّد هاشم رشتى، ميرزا حسن كرمانشاهى و ميرزاى نائينى.
13- شيخ احمد سلطان آبادى (م حدود 1315 ق) شاگرد فاضل ايروانى. حاشيه وى، «مرشد الدلائل» نام دارد.
14- شيخ احمد بن شيخ على كاشف الغطاء (م 1344 ق)، شاگرد آخوند خراسانى و سيد يزدى.
15- احمد علومى يزدى بن ملا حسين اردكانى (1319 - 1393 ق)، شاگرد ميرزاى نائينى و سيد اصفهانى و ميرزا آقا اصطهباناتى. حاشيه بر قطع رسائل.
16- ملا احمد بن على اكبر فاضل مراغى (م 1310 ق)، شاگرد شيخ و سيد حسين كوه‌كمرى.
17- شيخ اسد الله بن على اكبر زنجانى (1282 - 1354 ق)، شاگرد ميرزاى شيرازى اوّل و ميرزاى شيرازى دوّم.
18- سيد اسد الله بن عبدالحسين نبوى دزفولى (م 1313)، شاگردشيخ محمّد رضا دزفولى.
19- شيخ اسماعيل بن علينقى ارومى تبريزى، تائب (1295 - 1374 ق)، شاگرد شيخ محمّد طه نجف و سيد فتاح سرابى.
20- ملا محمّد امينى، شاگرد شيخ. تاريخ نگارش، 1291 ق. علامه تهرانى، نسخه‌اى از آن را در كتابخانه مرحوم آيت الله سيد محمّد حجت، مشاهده كرده است.
21- سيد محمّد باقر بن سيد مرتضى درچه‌اى اصفهانى (م 1342 ق)، شاگرد ميرزا حبيب الله رشتى.
22- شيخ محمّد باقر بهارى همدانى بن محمّد جعفر (م 1323 ق)، شاگرد آخوند خراسانى، محقق رشتى و حاج ميرزا حسين خليلى.
23- شيخ محمّد باقر زنجانى فرزند مقدس، (م 1341 ق)، تاريخ نگارش، 1325 ق.
24- سيد محمّد باقر بن سيد مرتضى طباطبايى يزدى حائرى (1239 - 1298 ق)، شاگرد شيخ و ميرزاى شيرازى اوّل. حاشيه وى به نام «وسيلة الوسائل» در آخر كتاب ديگرش «حلّ العقول لعقد الفحول في علم الاصول» به چاپ رسيده است. نسخه‌اى از آن در مجموعه شماره 765 كتابخانه آيت الله مرعشى، موجود است.
25- شيخ باقر بن حسن بن اسدالله كاظمى، برادر صاحب مقابيس، او رسائل را تلخيص كرده است.
26- سيد محمّد باقر بن محمّد على قاضى طباطبايى تبريزى (1285 - 1366 ق)، شاگرد محقق رشتى، سيد يزدى و شيخ الشريعه اصفهانى، حاشيه او «مخزن الفوائد» نام دارد.
27- شيخ محمّد تقى تربتى (م 1330 ق)، شاگرد ميرزاى شيرازى، مجدّد. حاشيه بر تعادل و تراجيح.
28- شيخ محمّد تقى گوگدى گلپايگانى (م 1353 ق)، از شاگردان آخوند خراسانى.
29- سيد محمّد تقى بن رضا حسينى قزوينى، سيد آقا (م 1333 ق)، شاگرد حاج ميرزا حبيب الله رشتى.
30- شيخ محمّد تقى آقا نجفى اصفهانى بن شيخ محمّد باقر بن شيخ محمّد تقى، مؤلف هداية المسترشدين (1262 - 1332 ق)، شاگرد ميرزا محمّد حسن شيرازى، شيخ مهدى كاشف الغطاء و شيخ راضى

پي نوشت ها:
1- الذريعه، آقا بزرگ تهرانى، 3:174، فهرست الفبايى كتابخانه آستان قدس / 125.
2- فهرست الفبايى، كتابخانه آستان قدس.
3- همان مدرك /283
4- نقباء البشر 4:1608.
5- زندگانى و شخصيت شيخ انصارى، ص 134.
6- الذريعه، 17:141، شماره 734؛ فهرست الفبايى: 448.
7- فهرست الفبايى، 603.
8- الذريعه 2:210، شماره 816؛ 16:323، شماره 1505؛ فهرست الفبايى: 61.
9- الذريعه 10: 150، شماره 275؛ فهرست الفبايى: 276.
10- الذريعه 15:60، شماره 419؛ فهرست الفبايى: 385.
11- الذريعه 22:273؛ شماره 7066، فهرست الفبايى: 552.
12- هما


صفحه 12

نامه‌ها
مهدوى راد


شماره تازه آينه پژوهش (26) رسيد و از مقالات دلپذير آن بهره بردم.
در مقاله ترجمه شده از نوشته احمد شوقى بنبين دو نكته يافتم كه چون ممكن است موجب اشتباهى براى مراجعه كنندگان بدان شود، توضيح مى‌نويسم:
معناى Ex _ Libris كه به «خارج از متن» ترجمه شده با تسامحى ترجمه ادبى - لغوى است. گاهى به مطالب خارج از كتاب (متن) اطلاق مى‌شود، ولى عادتاً و به طور عمومى معنيش آن ورقه‌اى است كه نام دارنده كتاب بر آن چاپ يا نوشته مى‌شود و درون جلد چسبانيده مى‌شود.
واقع اين است كه من از متن حاضر درنيافتم نويسنده عرب مرادش از آوردن Ex _ Libris چه بوده است. شايد درست نمى‌دانسته است كه چه مفهوم و معنايى دارد.
ديگر اين كه نام نويسنده الكتاب العرب Arabic Book كه به شكل يوهانسر بيدرسى آمده صورت تحريف پيدا كرده است و ضبط درست آن yohannes Pedersew است.
* * *
در مورد مقاله آقاى نجيب مال هروى كه نظرى است درباره مجموعه معروف به اسئله و اجوبه، از تأليفات رشيد الدين فضل اللَّه همدانى و به مناسبت طبع آن توسط دانشمند گرامى آقاى دكتر رضا شعبانى در پاكستان انجام شده است. اين چند نكته را عرض مى‌كند.
1- اسئله و اجوبه به خلاف نظر فاضل ارجمند، به ضرس قاطع از تأليفات خواجه است. زيرا خود در كتاب «توفيقة» نام آن را آورده است به عنوان «كتاب اسؤله و اجوبه و تعليقات» (صفحه 237، چاپ حروفي الوقفية).
2- نام اسئله و اجوبه، چنان كه ديده شد، توسّط خود رشيد الدين بر چنان نوشته‌هايى اطلاق شده است و نامى نيست كه «عموماً از فحواى محتواى توضيحات ... برخاسته و ساخته» شده باشد.
رشيد الدين آن نامه‌ها را جداگانه آورده است و اثرى جداست، نه آن طور كه آقاى مايل هروى نوشته‌اند: «نبايد اثرى جداگانه و مستقل محسوب گردد.»
3- خواجه رشيد الدين در كتاب وقفنامه خود ضوابط كتابت تأليفات خود را نوشته است و آوردن آن تركيبات موجب تكميل مقاله مفيد آقاى نجيب مايل هروى است.
4- پيش از همه مرحوم جعفر سلطان القرائى در سال 1330 كتاب اسئله و اجوبه را بر اساس نسخه‌اى كه خود داشت به خواهش من در مقاله‌اى معرفي كرد و در مجله مهر چاپ كرده‌ام (8: 209 - 212 و 280 - 285). ايشان در پايان مقاله خود متذكر شدند كه دكتر مهدى بيانى درباره كتاب توضيحات و سلطانيه و لطائف الحقايق و مفتاح التفاسير يادداشتهايى دارد. پس از دكتر بيانى درخواه شدم كه آن يادداشتها را به صورت مقاله‌اى مرحمت كرد و در همان مجله تحت عنوان «رسائل فارسى رشيدالدين فضل اللَّه» (8: 549 - 552) به چاپ رسيد. بنابراين نسخه اسئله و اجوبه موجود در كتابخانه گنج بخش پاكستان منحصر نيست و چند نسخه موجود است كه معرفى آنها مبحثى ديگر را درخور است. البته ضرورت دارد يادآورى كنم كه همين نسخه گنج بخش را فاضل ارجمند آقاى احمد منزوى هم طى مقاله‌اى مستقل معرفى كرده‌اند و مقاله ايشان در مجموعه موسوّم به «هفتاد * 126 * مقاله» (ارمغان فرهنگى به دكتر غلامحسين صديقى) مقارن انتشار متن اسئله و اجوبه توسط آقاى دكتر رضا شعبانى به چاپ رسيده است.
5- اينكه آقاى غلامرضا طاهر فهرست جامع التصانيف مندرج در آغاز لطايف الحقايق را تنظيم رشيد الدين دانسته است، دور از حقيقت نيست. در اين لحاظ كه در اغلب تأليفات مجموعه‌اى رشيد الدين چنين فهرستى، از جمله در مطاوى وقفنامه آمده است. بنابراين اعتراض آقاى نجيب مايل هروى نسبت به استاد غلامرضا طاهر دور از مناسبت است.
6 - از مجموعه اسئله و اجوبه نسخه‌اى مهم كه از همان عهد رشيدالدين بود در ملكيت مرحوم عبدالحجة بلاغى بود كه از روى آن رساله «فايده زيارت» را به طور عكس در كتاب جنگ مانند خود كه در قم چاپ شده و نامش را از ياد برده‌ام به چاپ رسانيده بود و من هم سعادت آن را يافتم كه از روى چاپ مرحوم بلاغى تجديد چاپى عكسى از آن در مجله فرهنگ ايران زمين عرضه كنم. بنابراين «فايده زيارت» پنج بار چاپ شده است (چاپ عكسى بلاغى، چاپ عكس فرهنگى ايران زمين، چاپ حروفى مايل هروى، چاپ عكسى شعبانى، چاپ حروفى شعبانى). استاد دانش پژوه در مقدمه سوانح الافكار رشيدى توضيحاتى معتبر درباره نسخه‌هاى اسئله و اجوبه دارند كه براى خوانندگان آينه پژوهش مفيد است.
7- اسئله و اجوبه خواه كتابى مستقل باشد و خواه چنان كه آقاى نجيب مايل هروى به تأكيد در پايان مقاله خود تكرار كرده‌اند. جزوى از جامع التصانيف رشيدى و متضمن چهار اثر، مى‌بايست چاپ مى‌شد و اكنون شده است.
8- من هم به تكرار عرض مى‌كنم طبق وقفنامه مجموعه رشيديه يعنى جامع التصانيف حاوى توضيحات، مفتاح التفاسير، سلطانيه و لطايف بوده است و طبق وقفنامه بيان الحقايق كتاب مستقلى بوده است نه قسمتى از مجموعه رشيديه. رشيد الدين در وقفنامه تأليفات خود را كه مى‌بايست نوشته مى‌شد بدين ترتيب در شمار آورده است:
1- مجموعه رشيديه (توضيحات، مفتاح التفاسير، سلطانيه، لطايف [الحقايق‌]) 2- جامع التواريخ. 3-آثار و احياء. 4- بيان الحقايق. 5- تحقيق المباحث. 6- اسئله و اجوبه و تعليقات.
البته اختلاف نظم تلفيق نسخ ممكن است ناشى از آن باشد كه بعضى از كاتبان در نوشت كتابها تخليطى از حيث پس و پيشى نظم مذكور كرده باشند و كتابهايى را با هم نوشته و در يك مجلد قرار داده باشند. كما اينكه نسخه معرفى شده توسط مرحوم مجتبى مينوى ذيل عنوان توضيحات رشيديه چنين وضعى دارد (يادگارنامه حبيب يغمائى، صفحه 347 - 361).
9- ضمناً مناسب است عرض شود كه «تقريظات» علماى هم عصر رشيد الدين و بيان الحقايق تحقيقى عالمانه و بسيط توسط J.nan Ess به زبان آلمانى در سال 1981 به نام und peione GelehtewDer Wesir در شهر ويسبادن نشر شده است كه متضمن همه دقائق و نكات ضرورى و معرفى رجال و علماى مذكور سرگذشت رشيد الدين و فصل دوّم درباره مجموعه رشيدى و فصل سوّم درباره تقريظات و فصل سوّم درباره بيان الحقايق و فصل پنجم درباره اسئله و اجوبه است. ايرج افشار


صفحه 13

اخبار


درگذشت آيت الله حاج سيد محمّد سعادت مصطفوى‌
فقيه جليل القدر، حضرت آيت الله حاج سيد محمّد سعادت مصطفوى، نجل مرحوم آيت الله سيد مصطفى قاينى، به سال 1325 قمرى در شهر قاين به دنيا آمد. برخى از مقدمات دروس حوزوى را در حوزه علميه آن ديار فرا گرفت و آنگاه در حالى كه هنوز به پانزده سال نرسيده بود. به همراه يكى از دوستانش پياده راه مشهد را پيش گرفت و در مدرسه «ابداليه» كنار مضجع مطهر ثامن الحجج سكنى گزيد. در مشهد ادبيات را از محضر اديب بلندآوازه خراسان، ميرزا عبدالجواد اديب (اديب اوّل) نيشابورى فرا گرفت و در سطح، اصول و فقه را از محضر آيت الله حاج شيخ حسن برسى و آيت الله سرابى، زانوى تعلم زد. در علوم عقلى از محضر خاتم الحكما آقابزرگ حكيم بهره‌مند شد و در جايگاه شاگردان ويژه وى قرار گرفت.
يك دوره خارج اصول را در محضر فرزند ارشد و برومند آخوند خراسانى(رضوان الله عليه) آيت الله حاج ميرزا محمّد خراسانى، و يك دوره خارج اصول را در حوزه درسى آيت الله ميرزا مهدى اصفهانى به پايان برد، و در همان روزگار خود به تدريس سطوح اشتغال ورزيد كه از مدرسان والاى حوزه به شمار مى‌رفت.
وى در 27 سالگى براى تكميل، تعميق و تعليم يافته‌ها راهى حوزه نجف اشرف شد تا در آستانه ولايت، از محضر استادان و فقيهان و عالمان بلند آوازه آن ديار ارجمند بهره گيرد.
در نجف اشرف، در حوزه درسى آيات عظام، سيد ابوالحسن اصفهانى، ميرزا حسين نائينى، ضياء الدين عراقى - رضوان الله عليهم - حضور يافت و پس از وصول به جايگاه بلند اجتهاد و اخذ گواهى اجتهاد از بزرگان ياد شده به قاين برگشت. حضرت آيت الله مصطفوى آن روزگار را در قاين * 128 * - كه همزمان بود با حاكميت ستم گسترانه و دين ستيزانه رضاخان - به سختى گذراند و در اوج خفقان رضاخانى از هيچ تلاشى در هدايت مردم دريغ نورزيد. در دوره رضاخان مدرسه علميه قاين تخريب شده بود و موقوفات آن را خاندان علم به تصرف درآورده بودند. آيت الله مصطفوى پس از رضاخان براى احياى حوزه و بازپس گرفتن موقوفات بپاخاست. و پنجه در پنجه گرگهاى خاندان عَلَم افكند و پس از تلاش بسيار و پايمردى فراوان موقوفات را از چنگ آنان درآورد و مدرسه را احيا كرد و با تعيين اساتيد شايسته و تدريس - كه خود در آن مدرسه به عهده گرفته بود - رونق و شكوه از دست رفته حوزه را بدان بازگردانيد. قدرت گرفتن دوباره خاندان عَلَم و كين ورزيهاى فراوان آنها، سختيها و دشوارى هايى در راه هدايت و تعليم آن مرد بزرگ الهى به وجود آورد كه باعث شد تا وى به سال 1326 راهى تهران شود و حوزه ابلاغ حق را در اين ديار بگستراند. استاد، مدرسه رضائيه را احيا كرد و در آن مركز، فقه، اصول و علوم عقلى را سالها تدريس كرد و براى مردم معارف قرآنى و حقايق علومى را از قرآن و نهج‌البلاغه باز گفت و يك دوره فقه استدلالى و معاملات، عقود و ايقاعات و دو رساله تحقيقى در قاعده لاضرر به رشته تحرير در آورد.
آن بزرگوار پس از بيش از نيم قرن تلاش در راه احياى حق، تدريس و تعليم، در روز يكشنبه 24 / 7 / 1373 زندگى را بدرود گفت. از آن بزرگوار چهار پسر و دختر باقى مانده است: آقايان دكتر سيد محسن مصطفوى و مهندس سيد على مصطفوى و جناب حجةالاسلام و المسلمين حاج سيد حسين مصطفوى و آيت الله سيد حسن مصطفوى كه از مدرسان بلندپايه علوم عقلى و از آگاهان ارجمند فلسفه اسلامى و رئيس دانشكده الهيات دانشگاه امام صادق(ع) است.
رحمت و غفران نثار روح آن بزرگوار و در رضوان الهى جايگاهش باد.

***
درگذشت مرحوم حجةالاسلام حاج شيخ محمّد باقر ملبوبى‌
فقيد سعيد حجةالاسلام والمسلمين آقاى ملبوبى در سال 1308 ش (حدود 1350 ق) در شهر عالم پرور اراك، در بيت تقوى و فضيلت زاده شد. پدرش مردى عابد و زاهد و معلم قرآن و حديث بود، كه در اوان كودكى او را از دست داد. پس از پشت سر نهادن دوران نوجوانى، در مدرسه «آقا ضياء الدين» اراك، به تحصيل علوم دينى اشتغال ورزيد و پس از سه سال در سال 1326 ش به حوزه علميه قم آمد. دروس سطح را نزد حضرات آيات: سلطانى طباطبايى و مجاهدى و خارج فقه و اصول را در محضر حضرات آيات عظام، بروجردى، گلپايگانى و امام خمينى و ديگران فرا گرفت و همزمان به تبليغ دين و پخس كتابهاى علمى و تأليف و تصنيف پرداخت. فقيد سعيد متخلق به اخلاق الهى و در عمل به مستحبات و پرهيز از مكروهات و جديت در امر به معروف و نهى از منكر كوشا بود. از جمله تأليفات ايشان است: 1-الوقايع والحوادث (8 جلد). 2- حقيقت جاويدان. - شرح خطبه حضرت زهرا(س) - (2 جلد). 3- شرح دعاى كميل. 4- تقريرات درسهاى فقه آيت الله العظمى بروجردى (صلاة، * 129 * قضا، فروع، علم اجمالى).
5- زندگى آيت الله العظمى بروجردى.
فقيد سعيد پس از چند سال بيمارى، در 65 سالگى به تاريخ هفتم ربيع الاول 1415 ق (25 مرداد 1373) چشم از جهان فروبست و به موالى طاهرينش پيوست.
***
درگذشت آيت الله سيد رضا صدر
فقيه معظم و دانشمند محترم حضرت آيت الله آقاى حاج سيد رضا صدر از علماى مشهور قم، از خاندانى برخاست كه قرنهاى متمادى رياست و مرجعيت علمى شيعه را بر عهده داشتند. فقيد سعيد (و نوه دخترى آيت الله العظمى حاج آقا حسين قمى)، فرزند مرحوم آيت الله العظمى سيد صدرالدين صدر، فرزند آيت الله العظمى سيد اسماعيل صدر، فرزند آيت الله العظمى سيد صدرالدين عاملى اصفهانى (داماد آيت الله العظمى شيخ جعفر كاشف الغطاء) و برادر امام موسى صدر بود. حضرات آيات عظام: سيد حسن صدر، سيد عبدالحسين شرف الدين و سيد محمّد باقر صدر شيرازى نيز با وى خويشاوندى نزديك داشتند.
او در 29 رمضان سال 1339 ق (1300 شمسى) در مهد علم و تقوا و فضيلت، مشهد مقدس، ديده به جهان گشود. دوران كودكى و نوجوانى را در حجر تربيت پدر بزرگوارش پشت سر نهاد. مقدمات و ادبيات را در مشهد مقدس (به همراه استاد شهيد مطهرى) فرا گرفت. در سال 1354 ق در معيت والد معظمش به حوزه علميه قم آمد و سطوح را نزد اساتيدى چون حضرات آيات: مرعشى نجفى و محقق داماد بياموخت. سپس خارج فقه و اصول را در محضر پرفيض حضرات آيات عظام: صدر و حجت كوه‌كمرى و بروجردى و فلسفه و عرفان را نزد امام خمينى رضوان الله على فرا گرفت. ايشان پس از وفات آيت الله العظمى بروجردى به تدريس فقه و اصول و فلسفه و عرفان (كتابهاى شرح منظومه، اسفار، شفا و فصوص قيصرى) پرداخت و دهها تن از فضلاى حوزه از جمله شهيد سعيد آيت الله حاج آقا مصطفى خمينى از درس وى بهره‌مند شدند.
وى در سال 1346 ش براى تبليغ و ارشاد به تهران رفت و مسجد امام حسين را كانون تبليغات دينى خويش قرار داد و در آنجا به تدريس، تبليغ و ارشاد، امامت جماعت، اداره كلاسهاى معارف دينى، تأليف و پرورش شاگردان پرداخت. كلاس درس اخلاق، تفسير و فلسفه او نيز محفل گرم دانش پژوهان بود. وى همچنين به تدريس فقه و اصول اشتغال داشت. در سال 1356 ش به حوزه علميه قم بازگشت و به خدمات دينى و ترويج مذهب پرداخت. او بر علوم معقول و منقول مانند: تفسير، حديث، فقه، اصول، كلام، تاريخ، ادبيات عرب و عجم، حكمت و فلسفه، اخلاق و عرفان، مسلط بود و با زبانهاى فرانسه و انگليسى نيز آشنايى داشت. قدرت ضبط و حافظه‌اش گرفت و از ويژگيهايش زهد، تعبد، تهجد، * 130 * تواضع، صراحت لهجه، قلم زيبا و بيان جذاب و شيوا بود. تأليفات وى عبارتند از: 1- الاجتهاد و التقليد. 2- العدالة في الفقه. 3- تفسير سوره حجرات. 4- تفسير سوره يوسف (حسن يوسف). 5-استقامت. 6- حسد. 7- دروغ. 8- فلسفه آزاد. 9- الفلسفة العليا. 10- محمّد في القرآن. 11- المسيح في القرآن. 12- قرآن‌شناسى. 13- بانوى كربلا. 14- راه محمّد (2 جلد). 15- راه على(ع). 16- پيشواى شهيدان. 17- راه قرآن. 18- زن و آزادى. 19- زيارتنامه حضرت رضا(ع). 20- سخنان سران كمونيزم درباره خدا. 21- مرد وفا (زير درختان سدر). 22- نشانه هايى از او (2 جلد). 23- نگاهى به آثار فقهى شيخ طوسى. 24- مقدمه بر «نهج الحق» و «نامه دانشوران» كه همگى به دفعات متعدد به چاپ رسيده‌اند. برخى از آثار چاپ نشده وى نيز عبارتند از: 1- اربعون ومأتا مسئلة فقهية. 2- تعليقة بر عروة الوثقى. 3- الفقه على مذهب اهل البيت - كتاب الصلاة - 4- القواعد الثلاث: تجاوز، فراغ، حيلويه. 5-رساله در مقدمه واجب. 6- شبهة العبائية. 7- حكم نجاسة الباطن. 8- نفائس الاصول (2 جلد). 9- حاشيه بر اسفار. 10- برهان الصديقين. 11- حاشيه بر منظومه (3 جلد). 12- ديوان شعر. 13- درست و نادرست. 14- خواجه نصيرالدين طوسى. 15- خليفة رسول الله(ص). 16- اسلام ما. 17- سبد (كشكول). 18- ترجمه رسالة الحقوق امام سجاد. 19- الجهاد و الثورة. 20- الكليم في القرآن.
اين مرد بزرگ در سن 73 سالگى به تاريخ 26 جمادى الاول 1415 ق (11 آبان 1373 ش) بدرود حيات گفت و پس از تشييعى باشكوه، در صحن مطهر حرم حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد. عاش سعيدا و مات سعيدا.
***
درگذشت استاد صلاح الصاوى‌
صلاح الصاوى، شاعر پرآوازه و محقق سختكوشى بود كه در ايران بيشتر در زمينه ترجمه شهرت داشت. وى آثار فراوانى را از فارسى به عربى برگردانيده است كه از جمله آنها مى‌توان بدين كتابها اشاره كرد:
1- اصول عقايد اسلامى. 2- برخى از غزليات حافظ. 3- شرح منظومه در دو جلد. 4- نقد توطئه آيات شيطانى.
او خود در باب ادبيات تطبيقى، اثرى گرانبها دارد به نام «قطاع في تيار التفاعل بين الادبين الفارسى و العربى» كه از لحاظ نثر عربى حائز اهميت است.
برخى از منتقدان بر آنند كه الصاوى به رغم شهرتش در شعر، بيشتر به نثر زنده و با نشاط خود، ارزش يافته است. از مرحوم الصاوى در جرايد مختلف كشور، مقالات گوناگون مى‌توان يافت كه از مهمترين آنها، مقالاتى است كه به كنگره‌هاى جهانى فردوسى و حافظ ارائه شده است.
وى همچنين در تدريس متون كلاسيك و نو ادب عربى به دانشجويان ايرانى، همت والا و سعى بليغ * 131 * داشت و سالها با بخش فلسفه موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى (پژوهشگاه) همكارى مى‌كرد.
استاد صلاح الصاوى در دهم هرماه جار در ارزرومِ تركيه پس از تحمّل چهار سال بيمار به سراى باقى شتافت.
يادش گرامى و سعيش مشكور باد.
***
درگذشت استاد مهرداد بهار
دكتر مهرداد بهار فرزند پنجم شاعر و سخنور نامى ايران ملك الشعراى بهار بود كه در محيط خانواده ادب و فرهنگ و سياست رشد يافت.
دكتر مهرداد بهار در طى شش سالى كه دانشگاه لندن بود در رشته «مطالعات كهن و ميانه ايرانى» را كه شامل تاريخ و فرهنگ و زبان ايران باستان بود و نيز زبان اوستايى و پارسى باستان، همچنين متن‌هاى فارسى ميانه و پارتى را آموخت.
عنوان رساله دكترى ايشان «آفرينش در اساطير ايران» بود كه دو سالى وقت خود را صرف اين كار كرد.
دكتر مهرداد بهار پس از بازگشت به ايران در بنياد فرهنگ ايران، فرهنگستان ادب و هنر مسؤول گروه زبانهاى قبل از اسلام بود؛ به ويژه در فرهنگستان ادب و هنر مسؤوليت گروه اساطير را بر عهده داشت و سالها در اين زمينه‌ها تدريس مى‌كرد. وى همچنين در دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران عضو گروه اديان و عرفان بود و سالها در آن دانشكده به تدريس اشتغال داشت. او پس از سپرى كردن دوره سخت بيمارى، سرانجام روز يكشنبه بيست ودوّم آبان ماه هفت وسه در 65 سالگى درتهران، دار فانى را وداع گفت.
از آثار اوست:
واژه‌نامه بند هشن (پهلوى - فارسى)؛ جمشيد شاه؛ واژه‌نامه گزيده‌هاى زاداسپرم (پهلوى - فارسى)؛ اساطير ايران؛ پژوهشى در اساطير ايران؛ درباره قيام ژاندارمرى خراسان به رهبرى كلنل محمّد تقى خان پسيان؛ رستم و ديو سفيد؛ سخنى چند درباره شاهنامه؛ رستم و سهراب؛ جستارى چند در فرهنگ ايران؛ ادبيات مانوى.
***
اخبار فرهنگى‌
كنفرانس بين المللى ارزيابى تجدد از ديدگاه انديشمندان مسلمان و مسيحى‌
در نهم و دهم آبانماه جارى، به همت مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگى بين المللى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و با شركت گروهى از صاحب نظرات كاتوليك از كشورهاى اروپايى، آسيايى، آفريقايى و ايرانى از يك سو و نيز انديشمندان اسلامى، نشستى دو روزه در محل موزه فرش ايران، باعنوان «كنفرانس بين المللى ارزيابى تجدد از ديدگاه انديشمندان مسلمان و مسيحى» جهت بررسى ديدگاه اديان در مورد مدرنيزم و * 132 * چگونگى برخورد با آن تشكيل يافت. در روز نخست پس از قرائت قرآن مجيد و انجيل، دبير دبيرخانه «گفتگوى بين اديان» گزارش خويش را ارائه داد و سپس آقاى توماس ميش دبير «گفتگوى مسيحيت كاتوليك با اسلام» و نيز آقاى محمّد مسجد جامعى سفير ايران در واتيكان سخنان كوتاهى در خصوص اهميت اين گفتگوها ارائه دادند. سخنران بعدى آقاى دكتر محمّد جواد لاريجانى بود. موضوع سخنرانى وى مدرنيسم و جامعه دينى بود. وى با ذكر اين نكته كه پايه مدرنيته، عقلانيّت فنى است به ويژگيهاى عقلانيّت فنّى به گونه‌اى است كه با اعتقاد به ماوراء الطبيعه و نيز اصول و ارزشهاى ثابت دينى هماهنگى ندارد، بنابراين يك جامعه دينى نمى‌تواند مدرن باشد، جوامع دينى را به پست مدرنيته دعوت كرد. البته وى به تفاوت بين مدرنيسم و بهره‌گيرى از ابزار و وسايل مدرن تأكيد كرد. سخنران ديگر دكتر الئونورا مايسنى بود كه به مدرنتيه و مدرنيزم و مفاهيم جامعه‌شناسى دينى پرداخت. سپس آقاى دكتر محمود بينا از دانشگاه اصفهان نظريات رنه گنون را در خصوص معناى سنت مطرح ساخت. وى سخنرانى خوى را به زبان انلگيسى ارائه داد كه با توجه به سيستم ترجمه همزمان و با عنايت به غيرت ملّى، چندان بايسته نبود. آقاى پدر فليكس ماكادو بحث نسبتاً جامع، پيرامونِ معنويت معاصر و آينده كاتوليك و بازتاب پديده تجدد در ظهور چهره‌هاى نو در سنن دينى مسيحى ارائه داد. آقاى دكتر ابراهيمى دينانى سخنرانى خود را در خصوص سنت و تجدد ارائه داد. وى با ديدى فلسفى به تقسيم متعلقات عقل پرداخت و به گونه‌اى غير مستقيم سخنان آقاى لاريجانى را مورد نقد قرار داد. آقاى فيلومنولئو سخنرانى بعدى بود كه در خصوص تأثير تجدد در كشورهاى آفريقايى سخن گفت. آقاى دكتر محمّد توكل نيز همان شيوه آقاى بينا را در پيش گرفت و به لوازم و تبعات اجتماعى مدرنيته پرداخت. در جلسه بعد از ظهر اين كنفرانس كميسيونى در خصوص مدرنيسم، فلسفه و جامعه‌شناسى دين تشكيل شد و مستمعين به نقد سخنرانيهاى صبح پرداختند. بيشترين بحث بر هماهنگى يا عدم هماهنگى دين با مدرنيسم و لوازم آن، متمركز گشت.
روز سه شنبه 10/8/73 به خاطر عدم حضور آيت الله جناتى، اولين سخنران برنامه، آقاى كريستين ترول بود كه به ارزيابى كلامى «تجدد» با بينش آسيايى پرداخت و سپس پدر هورستن تأثير تجدد را بر تحقيقات كلامى معاصر بيان كرد و آنگاه آقاى محمّد مجتهد شبسترى به بررسى وحى از ديدگاه مولر مسيحى و اقبال مسلمان و همگونى ويژه‌اى كه در ديدگاه آن دو ديده مى‌شود و اينكه هر دو وحى را تجربه دينى مى‌دانستند، پرداخت. آقايان دكتر رضا داورى، دكتر غلامرضا اعوانى، پائول گالاگهر و دكتر سيد مصطفى محقق سخنرانان بعدى بودند. بعد از ظهر همچون روز قبل كميسيونى تشكيل شد كه تقريباً مفيدترين بخش اين نشست بود و سؤالها و پاسخها با جديت دنبال مى‌شد. لازم به يادآورى است كه در گروه مسلمانان، جنجال بسيار قديمى و كم بهره درگيرى مكتب فرانكفورت و انگلستان بسيار مشهود بود و چه خوب مى‌شد اگر اين گونه مباحث در چنان محيطها مطرح نمى‌گشت. در طول كنفرانس هرچند مترجمان تلاش بسيارى در انتقال معانى داشتند، ولى ضعف هميشگى سخنرانان ايرانى در عدم ارائه مقاله خويش قبل از سخنرانى، بر اين كنفرانس نيز سايه افكنده بود و چون پاره‌اى از سخنرانان بر اساس نُت نگارى، سخنرانى مى‌كردند، كار بر مترجمان مشكل آمده بود. در مجموع با تأكيد بر ضرورت هماهنگى از قبل، بين انديشمندان مسلمان و عدم انحصار آن به انديشمندان مسلمان ايرانى، مى‌توان كنفرانس را سودمند دانست. خالى از فايده نخواهد بود اگر يادآور شويم كه مسيحيت بدين گونه نشستها، تنها از ديد كلامى نمى‌نگرد.*
* 133 * برگزارى يادواره حكيم جهانگير خان قشقايى‌
به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگى استان اصفهان در روزهاى بيست و نهم و سى ام مردادماه امسال، يادواره عارف سالك و حكيم متألّه جهانگير خان قشقايى(ره) در سميرم و اصفهان برگزار شد.
در جلسه افتتاحيه كه با حضور آقاى ميرسليم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، مقامات و مسؤولين فرهنگى و اجرايى استان، تشكيل شد، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان اصفهان، ضمن بيان عملكرد انجمن، گزارشى از چگونگى برگزارى يادواره حكيم قشقائى ارائه داد. آنگاه آقاى ميرسليم ضمن تشريح موقعيت فرهنگى كشور و لزوم تجليل از مفاخر و معرفى بزرگان، از انجمن آثار و مفاخر فرهنگى به خاطر برگزارى چنين مراسمى در شهرستان سميرم قدر دانى كرد. پس از آن دكتر كتابى گوشه‌هايى از زندگى مرحوم جهانگيرخان را باز نمود. سپس نمايش «از سبز تا فيروزه» اجرا و با استقبال شركت كنندگان روبرو شد.
در بخش بعدى يادوار، مقاله‌هاى نقش ميرزا جهانگير خان قشقائى، جهانگير خان و ادبيات، جهانگيرخان و مقتضيات زمان و جهانگيرخان و خدمات ارزنده فرهنگى، قرائت شد. همچنين حجةالاسلام ناصرى امام جمعه چهار محال و بختيارى درباره ابعاد گوناگون شخصيت حكيم جهانگيرخان قشقائى، بيانات مبسوطى ايراد كرد.
مراسم دومين روز يادواره در مسجد ركن الملك واقع در تخت فولاد اصفهان، روبروى مقبره حكيم (قشقائى - برگزار شد. در اين مراسم آقاى على اكبر پرورش نماينده مردم اصفهان لزوم الگوسازى از اين مفاخر را يادآور شد. سپس آقاى صلواتى رئيس انجمن كتابخانه‌هاى عمومى اصفهان، خواستار احياى مقابر دانشمندان بزرگ در تخت فولاد و تأسيس موزه مفاخر شد.
در پايان، شركت كنندگان با حضور بر مزار حكيم فرزانه 85 گل - به تعداد سالهاى عمر پربركت حكيم قشقائى - نثار مقبره آن حكيم كردند.
در بيانيه پايانى يادواره، اين پيشنهاد به چشم مى‌خورد:
تخت فولاد، به لحاظ دفن اكثر مشاهير دانشورا و مؤمنين اصفهان و به منزله عبادتگاه مردان خدا، حفظ گرديده و در خصوص احياى قبور مؤمنين و علما و مفاخر فرهنگى و هنرى اقدام شود. همچنين با سبك معمارى سنتى اصفهان بناى يادبودى بر مقابر بزرگان علم و دين احداث شود تا نوع بنا بيانگر پيام فرهنگى و شاخص شخصيت آن بزرگان باشد.
* استفاده 1500 واژه بيگانه در رسانه‌هاى عمومى‌
دكتر محمّدرضا نصيرى دبير فرهنگستان زبان و ادب فارسى در گفتگو با خبر گزارى جمهورى اسلامى تعداد واژه‌هاى بيگانه را كه در رسانه‌هاى عمومى مورد استفاده قرار مى‌گيرند، حدود 1500 واژه دانست و گفت: در سال جارى در خصوص كليات مربوط به واژه گزينى در كشور، سابقه آن، برخى از روشهاى موجود در جهان و همچنين كتابشناسى واژه‌ها و واژه‌گانها، واژه نامه‌ها، واژه گزينى و واژه سازى طرحى تدوين و به مرحله اجرا در آمده است.
وى همچنين گفت: پژوهشگران اين فرهنگستان پس از برسى 120 نشريه اعم از روزنامه، ماهنامه و فصلنامه سرگرم تدوين آيين نامه شيوه املايى صحيح هستند كه هم اكنون مراحل پايانى خود را مى‌گذراند.
دكتر نصيرى به تشتتى كه اكنون در شيوه املايى كتابهاى درسى و مكاتبات رسمى و مطبوعات وجود دارد، اشاره كرد و گفت: با توجه به نوآوريهاى بجا ونابجايى كه در اين زمينه وجود دارد مطالعه همه جانبه براى تدوين ضوابط احكامى در اين باره ضرورت دارد، لذا اين فرهنگستان كار خود را بر روى اين طرح از سال 72 آغاز كرده است.
* 134 * دانشكده تربيت معلم قرآن در كرمانشاه‌
اين دانشكده در محل مجتمع فرهنگى چهارمين شهيد محراب آيت الله اشرفى اصفهانى تأسيس گرديده و با جذب 37 نفر دانشجو، در دو رشته كارشناسى علوم قرآن و كارشناسى قرآن فعاليت مى‌كند.
اين دانشكده داراى 24 كلاس درس، 4 سالن پرورشى، سالن اجتماعات، كتابخانه، ساختمان ادارى، موزه قرآن و موزه آيت الله اشرفى اصفهانى است.
* دوره تخصصى ترجمه و ويرايش‌
نخستين دوره تخصصى ترجمه و ويرايش متون داستانى با سخنان احمد مسجد جامعى معاون فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در محل كتابخانه مركزى دانشگاه تهران آغاز شد.
اين دوره دو ماهه كه براى 27 نفر برندگان دوره اوّل مسابقه هفته كتاب (عمدتاً فارغ التحصيلان رشته زبان و ادبيات انگليسى) برپا گرديده است، شامل كارگاه ترجمه، آشنايى با ادبيات فارسى، آشنايى با حكايت قصه نويسان بزرگ جهان، اصول ويرايش زبانى - مبانى ويرايش‌هاى صورى و ساختمانى و امكانات زبان فارسى در ترجمه متون ادبى مى‌باشد و اساتيد فن آقايان رضا سيد حسينى،حسين پور نامداريان، بهرام مقدادى، احمد سميعى، ابوالحسن نجفى و مهدى افشار كار تدريس را بر عهده دارند.
* آغاز به كار ساختمان دانشكده تربيت مدرس قرآن در ميبد
دكتر حبيبى معاون اوّل رئيس جمهورى در ميبد، اولين كلنگ شروع كارهاى ساختمان دانشكده تربيت مدرس قرآن را بر زمين زد. اين دانشكده در زمينى به وسعت 50 هزار متر مربع ساخته مى‌شود كه تأمين بخشى از هزينه احداث آن را يك نيكوكار محلى بر عهده گرفته است.
* شرايط اخذ مجوز انتشار مطبوعات‌
مصاحبه «همشهرى» با مدير كل مطبوعات داخلى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى‌
س: تغيير قانون مطبوعات در چه مرحله‌اى قرار دارد؟
- قصد ما تغيير قانون مطبوعات نيست. بلكه تنها يكسرى موارد ممكن است به قانون اضافه شود كه بيشتر جنبه حمايت از دست اندركاران مطبوعات را دارد. به عنوان نمونه بيمه خبرنگاران كه بتواند هويت مستقل به آنها ببخشد و اينطور نباشد كه هر نشريه‌اى خبرنگارى را دوست نداشت بتواند او را بيرون يا از كار بركنار سازد. به دنبال آن هستيم كه براى دست اندركاران مطبوعات تضمين شغلى ايجاد كنيم و در قالب تشكلهايى چون خانه مطبوعات و مشكلات دست اندركاران مطبوعات را حل كنيم. البته در قانون فعلى يكسرى موارد هست كه مشكلاتى را براى مسؤولين مملكتى و وزارت ارشاد پيش آورده است. به عنوان نمونه ممكن است مطبوعات مسائلى را مطرح كنند كه بايد سريع پاسخ داده شود يا از طريق دادگاه پيگيرى شود كه در حال حاضر مدتها طول مى‌كشد تا رسيدگى شود. ما در فكر تدارك مكانيزمى هستيم كه مشكلات مطرح شده در مطبوعات را سريعاً رسيدگى كند. به همين جهت در حال حاضر دو نفر متخصص مسائل ارتباطات و دو نفر حقوقدان در حال تكميل، اصلاح و اضافه كردن قانون مطبوعات هستند.
س: در روند دادن امتياز انتشار به مطبوعات كندى ايجاد شده و ظرف چند ماه گذشته نيز امتياز چند نشريه لغو شده است علت اين مسأله چيست؟
- روند دادن امتياز تغيير چندانى نكرد، در حال حاضر هر هفته به * 135 * طور متوسط سه نشريه مجوز انتشار مى‌گيرند، سال گذشته به طور متوسط به 101 نشريه مجوز داديم و الان 600 نشريه مجوز انتشار دارند. در عين حال متخصصين ما در حال بررسى اين مسئله هستند كه يك نشريه‌اى كه مخاطب كمى دارد مهم است يا نشريه‌اى كه تيراژ چند ميليونى دارد.
اگر نوع دوّم مد نظر باشد به نظر مى‌رسد كه بايد همراه با آن كيفيت هم بالا برود، اين مسأله را در شرايط اخذ مجوز انتشار نشريات مد نظر قرار داده‌ايم. در حال حاضر متأسفانه شاهديم كه افراد بدون تخصصى امتياز نشرياتى را مى‌گيرند و به همين دليل نشريه ايشان ضعيف است و قابل اطمينان نيست. بايد شرايط اخذ مجوز در جهت بالابردن كيفيت نشريات باشد. به عنوان مثال نشريه‌اى كه 2 هزار نسخه تيراژ داشته و 1400 تاى آن برگشته اين نشريه به درد نمى‌خورد. در صدد نشرياتى با كيفيت و تيراژ بالا هستيم. به همين دليل هيأت نظارت بر مطبوعات در دادن مجوز دقت بيشترى خواهد كرد. مثلاً از متقاضيان مداركى را خواهد خواست كه توان مطبوعاتى آنها را بسنجد. متأسفانه افرادى با استفاده از وجهه خودشان مجوز نشريه‌اى را مى‌گيرند و در اختيار گروههايى قرار مى‌دهند كه صلاحيت ندارند، همين باعث شد كه ما شاهد نشريات ضعيف و مسئله دار باشيم. به همين دليل يكى از شرايط دادن مجوز اين است كه شخص حداقل ده نمونه كار ارائه دهد و بعد از آنكه در هيأت نظارت مورد سنجش قرار گرفت به آنها مجوز داده مى‌شود.
عملكرد مطبوعات در طى برنامه پنجساله اوّل چگونه بوده است؟
پيش بينى شده بود تا آخر برنامه اوّل 45 ميليون تيراژ براى كل نشريات كشور داشته باشيم كه ما ده درصد از اين پيش بينى در 4 سال اوّل برنامه جلوتر بوديم. اما از نظر كيفى پيشرفتى نداشتيم چون روزنامه‌ها نتوانستند نويسندگان خود را از لحاظ مادى و رفاهى تأمين كنند.
* چهل و ششمين دوره نمايشگاه جهانى كتاب در فرانكفورت‌
به گزارش خبرگزارى جمهورى اسلامى از بن سال 1373 موفق‌ترين سالى بوده كه نمايشگاه كتاب فرانكفورت پشت سر گذارده است.
نزديك به 300 هزار نفر از اين نمايشگاه كه از 12 تا 18 مهرماه ادامه داشت بازديد كردند و بدين ترتيب ركورد تازه‌اى در بازديد از اين نمايشگاه كه در سال ميلادى گذشته 252 هزار نفر بود به ثبت رسيده است.
در اين نمايشگاه 322 هزار عنوان كتاب، در 6 سالن عظيم عرضه شد كه اين تعداد 33 هزار و 465 عنوان بيشتر از عناوين سال گذشته است. جالب توجه اين كه 88 هزار و 891 عنوان از كتابهاى مذكور براى نخستين بار در دسترس علاقمندان كتاب قرار گرفته است.
ّدر نمايشگاه جهانى كتاب در فرانكفورت مجموعاً 8 هزار و 628 بنگاه انتشاراتى از 105 كشور جهان شركت داشتند و اين در حالى است كه در سال ميلادى گذشته 8 هزار و 460 بنگاه نشر از 96 كشور جهان در نمايشگاه مذكور شركت كرده بودند.
موضوع اصلى چهل و ششمين نمايشگاه كتاب فرانكفورت «كشور برزيل» بوده و مجموعاً 88 بنگاه انتشاراتى و 60 نويسنده از برزيل كتابها و آثار خود را در اين نمايشگاه عرضه كردند. علاوه بر آن بيش از 300 برنامه تئاتر، موسيقى و فرهنگى ديگر درباره كشور برزيل و توسط هنرمندان اين كشور اجرا شد كه بيش از 48 هزار نفر تماشاچى داشته است.
برگزار كنندگان نمايشگاه كتاب فرانكفورت هر سال مسائل مربوط به انتشارات كتاب يك كشور را * 136 * موضوع اصلى نمايشگاه قرار مى‌دهند و همچنين مسؤولان نشر و نويسندگان سرشناس كشور مورد نظر را به شركت در نمايشگاه دعوت مى‌كنند.
موضوع اصلى سال آينده نمايشگاه جهانى كتاب فرانكفورت كه از نوزدهم تا بيست و چهارم ماه مهر سال 1374 برگزار ميشود كشور «اتريش» خواهد بود.
* بزرگداشت شيخ اشراق در زنجان‌
به منظور بزرگداشت فيلسوف مشرق زمين ابوالفضل يحيى ابن حبش ابن اميرك سهروردى معروف به شيخ اشراق، مراسمى با حضور اساتيد، علما، دانشمندان و دانشجويان در دانشگاه زنجان برگزار شد.
در جريان اين مراسم يكى از اساتيد دانشگاه تهران طى سخنانى در مورد زندگى و مراتب علمى شيخ اشراق به ايراد سخنرانى پرداخت و گفت:
حكيم سهروردى يكى از بنيانگذاران حكمت و فلسفه اشراق در دنيا به شمار مى‌رود.
اين فيلسوف گرانقدر نه تنها از مفاخر زنجان، كه از ذخاير علمى جامعه اسلامى است.
حكيم سهروردى در سال 549 ه. ق در زنجان متولد شد و در سال 587 درشهر حلب به قتل رسيد. صفا
نخستين شماره مجله صفا با مشى سياسى، فرهنگى و اجتماى در 120 صفحه در پاييز 1373 در تهران منتشر شد.
صاحب امتياز و مدير مسؤول مجله آقاى سعيد خاكرند است و زير نظر شوراى سردبيرى اداره مى‌شود. برخى از عناوين اين شماره عبارتند از: اهل بيت(ع) ميراث مسلمانان سودان، نگاهى به تاريخ مطبوعات مصر از آغاز تا كنون، علل انحطاط مسلمين، بينشهاى قرآنى در شناخت هستى و پديده‌هاى طبيعى، ريشه‌هاى تاريخى بحران فكرى، نقش عقل در تغيير و تحول از ديدگاه قرآن، ويژگيهاى داستان اسلامى، عراق... گذشته‌اى خونين - آينده‌اى مبهم، الجزاير... پيشه بحران و پيش بينى‌هاى آينده و... .
* فصلنامه الكوثر
نخستين شماره فصلنامه الكوثر، ويژه بانوان، در موضوع مسائل خانواده، به زبان عربى در 104 صفحه، در قم منتشر شد. مجمع جهانى اهلبيت(ع) عهده دار تهيه و تدوين اين مجله است. بعضى از عناوين اين شماره عبارتند از:
المرأة... النموذج، المرأة المسلمة و ضرورة التفقه، فاطمة الزهرا(س) سيدة نساء العالمين، المرأة المسلمة في جميع ميادين الحياة، التربية في مقدمة المسؤوليات و... .