بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 16

اخبار


در سوگ حضرت آيت الله العظمى اراكى
شامگاه تيره و تار سه شنبه هشتم آذرماه جارى بود كه قلب حق باور يكى از پرچمداران فقاهت شيعه از حركت بازايستاد و همه را در ماتمى بزرگ فرو نشاند. هنوز غم فقدان آيت الله العظمى گلپايگانى بر دلهاى شيعيان سنگينى مى كرد كه در سالروز وفاتش، زعيمى بزرگ و مرجعى سترگ سر بر تيره تراب گذارد. او بقية السلف الماضين و اسوة العلماء الربانيين، شيخ الفقهاء والمجتهدين حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمدعلى اراكى ـ قدس سره ـ بود.
اين مرجع فقيد در 24جمادى الثانى سال1312ق در شهر (اراك)، در بيت تقوا و فضيلت ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم حجة الاسلام حاج ميرزا احمد فراهانى از عبّاد، زهّاد و ابرار عصر خويش و مورد وثوق علماى زمان خويش به شمار مى رفت. مرجع اعلاى شيعه در دامان پاك چنين پدرى دوران كودكى را پشت سر نهاد و با طهارت روح و پاكى نفس باليده شد.
در يازده سالگى به شوق فراگيرى علوم اسلامى به درس آقا شيخ جعفر شيئى و شيخ عباس ادريس آبادى شتافت و ادبيات و سطوح را نزد آن دو مرد بزرگ فـراگرفت. پس از آن به درس خـارج حضـرات آيات: آقا سيد نورالدين عراقى صاحب تفسير (القرآن والعقل) و آقا شيخ محمد سلطان العلماء صاحب حاشيه معروف و مفصل بر كفايه حاضر شده و مدّتها از دانش سرشار آنان بهره برد. هنگامى كه بيست ساله بود (1332ق)، حوزه علميّه اراك به دست تواناى مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى پى افكنده شد و مرجع فقيد هم به درس فقه و اصول آن رادمرد يگانه حاضر شد و با آيات عظام: حاج سيد محمدتقى خوانسارى و حاج سيد احمد خوانسارى درسها را به مباحثه پرداخت كه تا سال1340ق به طول انجاميد.
با مهاجرت مرحوم آيت الله حائرى به قم و تأسيس حوزه در اين شهر (1340ق/ 1300ش) معظم له به همراه دوستانش به قم آمد و در مدرسه خان سكنى گزيد. در اين زمان بود كه استعداد و دانش و نبوغ او توجه استاد را جلب كرد و مرحوم حائرى، تصحيحِ (متنى و عبارتى) كتاب صلاة خود را به او و مرحوم آيت الله العظمى گلپايگانى سپرد. مرجع بزرگوار تا پايان زندگى استاد (ذيقعده 1355ق/ 1313ش) در درس او حضور داشت (لذا قديمى ترين شاگرد آيت الله حائرى محسوب مى شد كه 23سال، از درس ايشان استفاده برد) و همزمان با آن از انفاس قدسى مرحوم آيت الله ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى بهره ها بُرد. پس از آن به درس همدرس و هم بحث خود آيت الله العظمى سيد محمدتقى خوانسارى به مدت 16سال حاضر شده و بهره هاى فراوان برد (شوال 1371ق). پس از وفات ايشان بود كه معظم له به خواهش گروهى بسيار بر كرسى تدريس نشست و در ادامه مباحث مرحوم خوانسارى، تشنگان دانش اهلبيت اطهار را از آبشخور علم خويش سيراب ساخت.
آن بزرگمردِ فخرآفرين در طول حيات پربركت خود، بيش از 35سال به تدريس مباحث: طهارت، صلاة جمعه، اجاره، حج، نكاح، مكاسب محرمه، بيع و خيارات و چند دوره خارج اصول پرداخت و بسيارى از ستارگان فروزان آسمان روحانيت را به جامعه شيعى تقديم كرد كه برخى از آنان عبارتند از:
شيخ محمدتقى ستوده، شيخ على پناه اشتهاردى، شيخ جلال طاهر شمس گلپايگانى، شيخ عزيزالله عليمردانى، مرحوم شيخ عبدالجواد جبل عاملى، شيخ محسن حرم پناهى، محمدحسين مسجد جامعى، مجدالدين محلاتى شيرازى، سيد محمدعلى علوى گرگانى، سيد محسن خرازى تهرانى، سيد محمدباقر موحد ابطحى، سيد محمدباقر خوانسارى، سيد ابوالحسن موسوى زنجانى، سيد حسين موسوى كرمانى، سيد كاظم نورمفيدى، شيخ غلامرضا صلواتى، شهيد شيخ مهدى شاه آبادى، شيخ محمد شاه آبادى، على كريمى جهرمى، عليرضا الهى اراكى، ابوالحسن مصلحى عراقى، رضا استادى، على نيّرى همدانى، على ثابتى همدانى، محمدحسن احمدى يزدى، سيد حسين برقعى قمى، مرتضى مقتدايى، مهدى حائرى تهرانى، محمدتقى مصباح يزدى، محيى الدين حائرى شيرازى، شهيد بهاءالدين محمدى عراقى، مهدى صادقى ملايرى، محيى الدين فاضل هرندى، ابوالقاسم محجوب، شيخ على حيدرى نهاوندى، سيد حاج آقاى عراقى، سيد على موحد ابطحى و….
مرحوم آيت الله العظمى اراكى را بايد به حق برپادارنده مراسم عبادى نماز جمعه در حوزه علميه قم دانست. اين مرد بزرگ پس از درگذشت حضرت آيت الله خوانسارى، نمازجمعه ايشان را بيش از سى سال در مسجد امام حسن عسكرى و سپس در صحن حرم مطهر حضرت معصومه اقامه نمود و با سخنان گهربار خويش روح و جان صدها عالم و پرهيزكار را معطر ساخت. وى با تكيه بر تفسير قرآن و شرح نهج البلاغه، با دلى سوزان آتش خوف الهى را در قلب نمازگزاران برمى انگيخت و اشك شوق و حسرت از ديدگانشان جارى مى ساخت در حقيقت روزهاى جمعه، مسجد امام در قم واعظى متعظ و مستمع سخنان عالمى عامل بود كه سخنانش از دل برمى آمد و بر دل مى نشست.
برخى از ويژگيهاى اخلاقى آن رادمرد فرزانه را شايد بتوان چنين خلاصه كرد:
الف ـ به سادات و فرزندان پيامبر بسيار علاقه مند بوده و برايشان حرمتى فوق العاده مى نهاد. (به گونه اى كه خود خدمت به همسر علويه زمينگيرش را برعهده گرفته و نيز آيت الله خوانسارى را به دامادى خويش برگزيده بود.)
ب ـ به ساحت مقدس امام حسين(ع) علاقه خاصى داشت و به مجرد شنيدن مصائب حضرت، سرشك غم از ديدگانش مى باريد و تحمّل شنيدن كوچكترين اهانت به آن حضرت را نداشت. (برخورد ايشان با كتابى معروف، زبانزد همگان است.)
ج ـ زهد و تقواى فراوان: وى با وجود شرايط مرجعيت، مدّت سى سال از آن دورى گزيد و تنها به تدريس پرداخت.
د ـ تواضع و فروتنى بسيار: به گونه اى كه ايشان به امام راحل ـ با اينكه هشت سال از امام بزرگتر و از نظر درسى نيز از ايشان مقدم بود ـ خطاب كرد: السلام عليك يابن رسول الله و نماز جماعت ظهر خود را در مسجدى كوچك ـ مسجد امام خمينى حرم حضرت معصومه ـ برپا مى ساخت و از انتقال آن به مسجدى بزرگ خوددارى ورزيد و تا آيت الله خوانسارى زنده بود، به احترام استاد، از تدريس و اقامه جماعت پرهيز نمود و هميشه پشت سر ايشان حركت مى كرد.
هـ ـ ساده زيستى: خانه محقّر وى پس از مرجعيت عام همان خانه چهل سال پيش او بود و زندگى او هيچ تغييرى نكرد.
و ـ انس با قرآن: معظم له با قرآن و تفسير جوامع الجامع بسيار مأنوس بود و پنج جزء اول آن را حفظ داشت. روزى يك جزء قرآن و در ماه مبارك رمضان سه جزء تلاوت مى كرد.
ز ـ انصاف در بحث و رعايت امانت در تدريس: مرجع فقيد هر مطلبى را در درس به نام صاحب نظريه و با حفظ آداب و القاب ذكر مى نمود و چه بسا از مطلب خويش برمى گشت و مى فرمود: حق با فلان آقاست.
ح ـ عبادت بسيار: رياضت، تهجد و مداومت بر نوافل از صفات ايشان بود. دعاى كميل را در قنوت نافله شب خود مى خواند و نيمه هاى شب به گريه و مناجات و استغفار مى پرداخت و طول نماز ايشان چه در جماعت و چه فُرادى براى ديگران قابل تحمل نبود.
ط ـ بهره ورى از وقت: او هماره اوقات خود را به آموختن (حدود 50سال)، آموزش (35سال)، تأليف، حفظ و قرائت قرآن، مطالعه و عبادت مصروف مى داشت.
تأليفات آن مرد بزرگ عبارتند از:
* آنچه به چاپ نرسيده است:
1. تقريرات بحث آيت الله سلطان العلماء.
2. تقريرات بحث طهارت آيت الله العظمى حائرى.
3. تقريرات بحث ارث آيت الله العظمى حائرى .
4. تقريرات بحث طهارت آيت الله العظمى خوانسارى.
5. تقريرات اصول آيت الله العظمى حائرى (3دوره).
6. شرح مفصل عروة الوثقى (كتاب الطهارة).
7. كتاب النكاح والطلاق.
8. كتاب البيع.
9. رساله در شرح حال آيت الله العظمى سيد محمدتقى خوانسارى.
* آنچه به چاپ رسيده است:
10. المكاسب المحرمة.
11. كتاب الخيارات.
12. رسالتان فى ارث و نفقة الزوجة.
13. حاشيه بر درر الاصول مرحوم آيت الله حائرى.
14. رسالة فى الولاية (تقرير بحث مرحوم آقاى حائرى كه در جـلد اول (القـرآن والعـقل) به چـاپ رسـيده است).
15. رسالة فى الاجتهاد والتقليد (تقرير بحث مرحـوم حـائرى كه در ضمن (درر الفوائد) به چاپ رسيده است).
16. حاشيه بر عروة الوثقى.
17. توضيح المسائل.
18. مناسك حج.
19. استفتائات.
20. المسائل الواضحة.
آن فقيه سترگ پس از يك قرن تلاش و كوشش در راه بزرگداشت شعائر الهى و ترويج دانش ائمه اطهار(ع)، در سن 103سالگى، پس از يك بيمارى طولانى در روز 25 جمادى الثانى 1415ق (8آذرماه 1373ش) بدرود حيات گفت و جهان اسلام را داغدار ساخت. پيكر پاك آن مرجع بزرگ نخست در تهران ـ با شركت صدها هزار تن از مردم مسلمان و حضور رهبر معظم انقلاب اسلامى ـ و سپس در قم در مسجد بالاسر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد و مراسم بزرگداشت مقام علمى و عملى ايشان تا مدّتها در سراسر كشور و ديگر كشورهاى اسلامى برگزار گرديد. عاش سعيدا و مات سعيدا. درگذشت آيت الله حاج شيخ عبدالحسين غروى تبريزى
حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ عبدالحسين غروى تبريزى از خاندانى بزرگ و روحانى ـ كه سابقه حدود سيصد سال روحانيت و مرجعيت داشتند ـ برخاست. وى در سال 1328ق، در شهر نجف، در بيت علم و فضيلت و تقوا ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم آيت الله شيخ مرتضى انزابى از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى، سيد محمد كاظم يزدى و شريعت اصفهانى و مورد توجه آنان بوده است. فقيد سعيد پس از پشت سر نهادن دوران كودكى، تحصيلات ابتدايى خود را در مدرسه علوى نجف گذرانيد و پس از آن به شوق فراگيرى دانش دينى، به تحصيل علوم حوزوى پرداخت. مكاسب را در محضر آيت الله شيخ ابوالحسن مشكينى ـ صاحب حاشيه بر كفايه ـ و نخستين جلد كفايه را نزد آيت الله آقا محمدباقر زنجانى آموخت. سپس به تبريز آمد و مدتى در بحث ارث آيت الله سيد ابوالحسن انگجى شركت جُست. آنگاه به حوزه علميه قم آمد و جلد دوم كفايه را در محضر مرحوم آيت الله ميرزا محمد همدانى فراگرفت و پس از اتمام سطوح عاليه در درس خارج آيات عظام: حاج شيخ عبدالكريم حائرى و سيد محمد حجت شركت جُست و سالها از خرمن فيض آنان بهره برد. در سال 1362ق به تبريز بازگشت و به بزرگداشت شعائر دينى و خدمات مذهبى از قبيل: امامت جماعت، وعظ و ارشاد، تدريس و تأليف پرداخت. زمانى كه كسروى با دين و مذهب به نبرد برخاست، معظم له از جمله كسانى بود كه به ردّ گفته هاى سخيف او پرداخت كه بعدها بنام (اسلام و شيعه) به چاپ رسيد. ايشان در مبارزات مردم مسلمان تبريز به همراهى علماى ديگر (همچون حضرات آيات: قاضى طباطبايى، محمدعلى انگجى، ميرزا عبدالله مجتهدى) شركت فعّال داشت و نام وى هماره در ذيل اعلاميه هاى عالمان تبريز مشاهده مى شد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى به عضويت مجلس خبرگان از سوى مردم آذربايجان شرقى برگزيده شد و تا پايان عمر بر اين سِمَت بود.
سرانجام آن مرد بزرگ پس از عمرى سرشار از خدمات دينى در تاريخ 20آذر 1373 (7رجب 1415ق) جان به جان آفرين تسليم نمود و پس از تشييع در تبريز و قم، در قبرستان وادى السلام قم به خاك سپرده شد.
* درگذشت علامه شيخ محمد جواد شرّى
استاد علامه حضرت حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد جواد شرّى از بزرگترين داعيان اسلام در آمريكا بود. وى در حدود سال 1330ق در لبنان ـ شهر صور ـ به دنيا آمد. پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى به حوزه علميه نجف شتافت و در محضر بزرگان و اساتيدى چون حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى، شيخ محمد حسين اصفهانى ـ كمپانى ـ، ميرزاى نائينى، آقا ضياء عراقى، شيخ ابوالحسن مشكينى، فقه و اصول و نزد آيت الله شيخ محمد تقى آملى، فلسفه را فرا گرفت. سپس به لبنان بازگشت و مورد علاقه بسيار علامه بزرگ مرحوم سيد شرف الدين قرار گرفت. پس از چندى براى نشر و گسترش معارف اسلام و ترويج مذهب اهلبيت به آمريكا رفت و در شهر (ديترويت) ـ ايالت شيكاگو ـ به سرپرستى و هدايت شيعيان و تاليف و تصنيف و خدمات مذهبى و سخنرانى پرداخت و اين كار بيش از چهل سال از زندگى او را تشكيل داد. او نخستين كسى بود كه نداى تشيع را در آمريكا به گوش همگان رسانيد و مجالس بزرگداشت و عزادارى حضرت اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ را در آن كشور، رايج ساخت. وى در حمايت از انقلاب اسلامى ايران در آمريكا نقش بسزايى داشت و سخنان وى در جريان تسخير لانه جاسوسى خطاب به كارتر ـ رئيس جمهور وقت آمريكا ـ در حمايت از ايران بسيار مشهور است (رك: اميرالمؤمنين اسوه وحدت 25 ـ 26) وى به اداره 14ساله برنامه هفتگى اسلامى راديو آمريكا، گردشهاى آموزشى اسلامى در مناطق مهاجرنشين آفريقايى در سالهاى 1958و1959م، ايجاد وحدت و روح هميارى مشترك در ميان اعراب، آفريقائيها و لبنانيهاى ساكن در غرب، تاسيس بيمارستان كودكان و ايجاد زمينه در جمال عبدالناصر و شيخ محمود شلتوت پيرامون لغو تعصب مذهبى ميان مسلمانان در 1959م و بحثهاى طولانى با آن دو درباره مذهب تشيع پرداخت.
فقيد سعيد مردى خوش فكر، خوش محضر و با سعه صدر بود. سخنرانيهايش و تأليفات ژرف او به زبان انگليسى براى مسيحيان جلب توجه مى نمود و همين سبب ترويج دين و گرايش بسيارى به اسلام در آن ناحيه شده بود.
از تأليفات او كه به زبانهاى عربى، فارسى و انگليسى منتشر شده اند، مى توان از اينها نام برد:
1ـ اميرالمؤمنين(ع) اسوه وحدت 2ـ شيعه و تهمتهاى ناروا 3ـ بحثهايى پيرامون اسلام و 4ـ الخلافة فى الدستور الاسلامى (به انگليسى). 5ـ عمل يك مسلمان 6ـ تعليمات اسلامى 7ـ امام حسين سيدالشهداء 8ـ برادر پيامبر(ص) و آنها كه به چاپ نرسيده اند، عبارتند از: 9ـ الرياض فى علم اصول الفقه 10ـ كتاب الطهارة 11ـ كتاب الصلاة 12ـ كتاب الصوم 13ـ كتاب الوصايا (اين پنج كتاب پيش از سى سالگى او نگاشته شده است).
سرانجام آن دانشمند خدمتگذار و مروّج صديق مذهب جعفرى، پس از عمرى نزديك به 85 سال در اواخر آبان ماه 1373 سر به تيره تراب سپرد. قدّس سرّه الشريف. ناصرالدين انصارى قمى

* **
كنگره شيخ انصارى(ره)
پويشهاى فرهنگى كشور در راستاى رهنمودهاى مقام معظم رهبرى از 23 تا 27 آذرماه 1373شاهد برگزارى كنگره جهانى شيخ اعظم انصارى، با همكارى سازمان تبليغات اسلامى بود. اين كنگره كه در راستاى شناساندن دستاوردهاى فقهى شيعه به مجامع فرهنگى داخلى و خارجى و معرفى چهره هاى برجسته علوم اسلامى و تجليل از خدمات آنها برگزار شد در سال 1369 به پيشنهاد حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ محسن اراكى، نماينده مقام معظم رهبرى و امام جمعه دزفول شكل گرفت. در همان سال به منظور تحقيق و نشر آثار شيخ، يك گروه علمى متشكل از محققان مبرز حوزه علميه قم تشكيل شد. از اين گروه تابه حال كتابهاى زير منتشر شده است: الصوم، احكام الخلل فى الصلوة، رسائل فقهيه، الزكاة. علاوه بر كتب فوق كتابهاى حاشيه بر استصحاب قوانين، طهارت، الخمس، رساله هاى منجزّات مريض، ارث و وصايا، رساله هاى رضاع، مصاهره، نكاح، كتاب قضاء و شهادت و نيز كتاب قضاء و شهادت و تقليد به زودى منتشر خواهد شد.
هيأت علمى كنگره شيخ اعظم انصارى در سال 1370 به منظور ارزيابى مقالات و فعاليتهاى علمى كنگره تأسيس شد و اعضاى آن عبارتند از: آيات و حجج اسلام موسى شبيرى زنجانى، محمدهادى معرفت، محمد ابراهيم جناتى، حاج شيخ سبط الشيخ، حاج مجتبى محمدى عراقى، طاهرى خرم آبادى، رضا استادى و محسن اراكى. دفتر هيأت علمى از ميان 200مقاله كه از كشورهاى خارجى و داخل كشور دريافت داشته بود، در نهايت 124 مقاله را برگزيد.
دبيرخانه ستاد اجرايى كنگره كه در آغاز سال 1373 تأسيس گرديد متكفل انجام اين برنامه ها بود:
1ـ برگزارى جلسات كنگره به منظور طرح و بررسى و نقد مقالات ارائه شده.
2ـ بازديد از شهرستان دزفول و مدرسه اى كه شيخ مراحل مقدماتى تحصيل خويش را در آن گذرانده است.
3ـ بازديد از آثار تاريخى و كتابخانه هاى شهرستانهاى دزفول، شوش، شوشتر و اهواز.
4ـ برپايى نمايشگاه بزرگ آثار شيخ و اساتيد و شاگردان معظم له در قم.
5ـ برپايى نمايشگاه بزرگ آثار علمى و ادبى علما و ادباى خوزستان در شهرستان دزفول.
6ـ برپايى نمايشگاه دستاوردهاى كنگره شيخ اعظم انصارى در دانشگاه تهران.
7ـ برپايى شب شعر در شهرستان دزفول.
8ـ چاپ و نشر دوره كامل آثار شيخ مشتمل بر 35جلد.
9ـ چاپ و نشر مقالات علمى ارائه شده به كنگره.
كميسيونهاى علمى مقدماتى قبل از برگزارى كنگره به منظور پرداختن هرچه بيشتر به مباحث علمى و بررسى ابعاد گسترده آثار و شخصيت شيخ برگزار شدند و كميسيونهاى تخصصى بطور همزمان با كنگره شروع به كار كردند. * كنفرانس حوزه و دانشگاه
در واپسين روزهاى آذرماه امسال و همزمان با ايام ولادت امير مؤمنان حضرت على(ع)، شهر مقدس قم شاهد برگزارى كنفرانس حوزه و دانشگاه بود. اين كنفرانس به همت (مجمع هماهنگى مراكز پژوهشى و آموزش عالى) و (دفتر همكارى حوزه و دانشگاه) و در دو بخش سمينار علمى و نمايشگاهِ دستاوردهاى مراكز پژوهشى و آموزش عالى برگزار گرديد. در بخش علمى تلاش دست اندركاران براين بود تا ضمن طرح اصلى ترين مسائل مربوط به اين دو نهادِ فكرى ـ فرهنگيِ جامعه و برآورد وضعيت موجود، نظام مطلوب هماهنگى حوزه و دانشگاه و همچنين شيوه ها و الگوهاى همكاريِ مشترك بين آنها را مورد بحث و بررسى قرار دهند. طى دو روز برگزارى اين كنفرانس (26و27 آذرماه 1373)، در روز اول، مسائل كاربردى شامل: پول و بانكدارى، پول آفرينى، سياستگذارى پول، عرضه و تقاضا و… مورد بحث كارشناسان قرار گرفت و مقالات رسيده به دبيرخانه كنفرانس در اين زمينه ارائه گرديد.
روز دوم به مسائل نظرى شامل: مسائل كلان حوزه و دانشگاه و مسائل دين و توسعه اختصاص يافته بود. طى اين نشست، اساتيد و كارشناسان حوزوى و دانشگاهى، رسالتهاى حوزه و دانشگاه در فرآيند توسعه جامعه و نيز عمده ترين موانع و زمينه هاى وحدت و همكارى اين دو نهاد را به بحث و بررسى نهادند و مقالات مربوط به اين بخش نيز ارائه گرديد. در پايان هر نشست ميزگردى با حضور سخنرانان و ارائه دهندگان مقالات برگزار گرديد و به سؤالات حاضران پاسخ داده شد. در نشست پايانى كنفرانس، مقالات ممتاز، معرفى و به نويسندگان آنها هدايايى اعطا شد.
به منظور بالا بردن كيفيت علمى كنفرانس و اطلاع رسانيِ بهينه به شركت كنندگان، دست اندركاران اين هـمايش فرهـنگى، اقدام به انتشار ويژه نامه هايى كرده بودند كه دربردارنده گزارشهاى مربوط به كنـفرانس، چكيده مقالات و مأخذشناسيِ حوزه و دانشگاه در سه بخش توصيفى، هنجارى ـ ارزشى و راهبردى بود.
برگزارى ميزگردهايى با حضور اساتيد حوزه و دانشگاه پيرامون (وحدت حوزه و دانشگاه) و موضوعات مربوط به آن از ديگر اقدامات برگزاركنندگان كنفرانس بود. مجموع اين ميزگردها در مجله گاهنامه، شماره3 به چاپ رسيد و همزمان با برپايى كنفرانس، در اختيار شركت كنندگان قرار گرفت. * معرفى بهترين مؤلفان و مترجمان در هفته كتاب
(هفته كتاب) از 19تا26 آذرماه در سراسر كشور با ارائه سه ميليون جلد كتاب در چهارهزار نمايشگاه برپا شد.
در مراسمى كه با حضور حجت الاسلام هاشمى رفسنجانى رئيس جمهورى و رئيس شوراى عالى انقلاب فرهنگى در تالار وحدت ترتيب يافت، به 25نفر از مؤلفين و مترجمين كتابهاى تشويقى يازدهمين دوره كتاب سال، يك لوح تقدير و سكه بهار آزادى اهدا شد.
اسامى تقديرشدگان به اين شرح است:
دكتر سيد جلال الدين مجتبوى براى ترجمه كتاب (قرآن كريم)، مرتضى قره باغيان براى تأليف كتاب (اقتصاد، رشد و توسعه)، دكتر محمد قويدل سيوكى براى تأليف كتاب (مقدمه اى بر اصول پالينولوژى)، غلامعباس پارسافر و بيژن نجفى براى تاليف كتاب (سينتيك شيميايى و ترموديناميك آمارى)، مهندس رضا نخعى، صفابراهنى، و مازيار كاظمى براى تاليف كتاب
تندآموز لرزشهاى مكانيكى، كريم موسوى نسب براى ترجمه كتاب (مكانيك سيالات) دكتر على اكبر ولايتى، دكتر ابوالحسن ضياء ظريفى، دكتر جواد طباطبائى و دكتر محمدرضا مسجدى براى تاليف كتاب (مبانى سل شناسى)، محمد مهدى سعادتپور براى ترجمه كتاب ديناميك سازه ها (مقدماتى)، مهندس شاپور طاخونى براى ترجمه كتاب اصول مهندسى ژئوتكنيك، دكتر محسن عدالت و مهندس سودابه دليل براى ترجمه كتاب (مهندسى شيمى)، دكتر سيد غلامرضا پناهى براى ترجمه كتاب برنامه نويسى به زبان فرترن77، محمد هاشمى براى تاليف مقدمه اى بر تكنولوژى، شكوه قاسم نيا براى تاليف كتاب (يار حسنى و ننه كوچيكه و دختر نارنج و ترنج)، محمدرضا بايرامى براى تاليف كتاب (قصه هاى سبلان (1و2))، حسين فتاحى براى تاليف كتاب (راهزنها)، هادى سيف براى تاليف كتاب (نقاشى پشت شيشه)، سيروس پرهام براى تاليف كتاب دستبافتهاى عشايرى و روستايى فارس، دكتر بهلول عليجانى براى ترجمه كتاب درآمدى بر روشها و فنون ميدانى جغرافيا.
رئيس جمهورى طى سخنانى در اين مراسم، تعديل و اصلاح قيمت كتاب را يك ضرورت خواند و اظهار اميدوارى كرد با تأمين كامل كاغذ طى برنامه پنج ساله دوم مطالعه و كتابخوانى جزو زندگى و در ليست نيازمندى هاى اقشار مختلف جامعه قرار گيرد. * انتخاب كتاب سال دانشجويى
مراسم انتخاب كتاب سال دانشجويى با حضور رئيس مجلس شوراى اسلامى در دانشگاه تهران برگزار شد.
257دانشجو در چهار زمينه تأليف، ترجمه، نقد و تلخيص كتاب آثار خود را به دبيرخانه انتخاب كتاب سال دانشجويى ارسال كرده بودند كه از اين ميان 167 اثر در زمينه هاى تأليف و ترجمه و 90اثر در زمينه هاى نقد و تلخيص بوده است.
در مرحله ابتدايى 142اثر در زمينه اول و 30اثر در زمينه دوم مورد گزينش قرار گرفت و پس از بررسى هاى كارشناسى توسط هيأت داورانى مركب از پنجاه تن از اساتيد و اعضاى هيأت علمى دانشگاهها، 22اثر واجدِ شرايطِ احرازِ جايزه تشخيص داده شد. * تشكيل پايگاه مركزى اطلاعات فرهنگى
با حضور معاون اوّل رئيس جمهورى و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در چهارمين جلسه شوراى سازمان مدارك فرهنگى انقلاب، طرح تشكيل پايگاه مركزى اطلاعات فرهنگى به تصويب رسيد. ديگر مصوّبات اين جلسه عبارت بودند از: طرحهاى برنامه ريزى و هماهنگى به منظور تدوين فهرست مقالات فارسى در نشريات ادوارى از ابتداى پيدايش تا سال 1361 توسط مؤسسات فرهنگى برحسبِ حوزه هاى تخصّصى، تدوين فهرستى از عناوين بيانات، احكام و اطلاعيه هاى موجود در كتاب صحيفه نور و تدوين تلخيصى از مجموعه صحيفه نور و ترجمه آن به زبانهاى زنده دنيا و تغيير نامِ (اصطلاحنامه فرهنگى) به (گنجواره فرهنگى) * افتتاح كتابخانه هاى پستى در استان تهران
سيستم كتابخانه هاى پستى براى نخستين بار در ايران با عنوان پيك فرهنگ در كتابخانه مركزى پارك شهر تهران آغاز به كار كرد.
به گزارش خبرنگار واحد مركزى خبر در اين سيستم كه به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان تهران و با همكارى شركت پست راه اندازى شده است، علاقه مندان مى توانند بدون مراجعه به كتابخانه، كتابهاى مورد نياز خود را از طريق پست دريافت كرده و پس از مطالعه عودت دهند.
هر عضو سيستم كتابخانه اى پستى در هر بار مى تواند سه كتاب را در يك كيف مخصوص پستى توسط پيك فرهنگ دريافت و پنجاه درصد هزينه پستى آن را بپردازد. پرداخت پنجاه درصد ديگر اين هزينه را كتابخانه به عهده دارد، همچنين درخواست كتاب توسط عضو در سيستم پيك فرهنگ مى تواند به وسيله تلفن پست تصويرى و يا نامه انجام شود.
همچنين به منظور اطلاع اعضاى پيك فرهنگ از كتابهاى موجود در كتابخانه مركزى پارك شهر بزودى كتابنامه اى شامل مشخصات نودهزار كتاب موجود در اين كتابخانه تهيه و در اختيار اعضاى اين سيستم قرار مى گيرد.
براساس اين گزارش همچنين همزمان با افتتاح كتابخانه پستى فاز اول از طرح مكانيزه كردن سيستم كتابخانه هاى عمومى استان تهران شامل تجهيزات انفرادى كتابخانه ها راه اندازى شد.
در فاز اول اين طرح هريك از كتابخانه هاى عمومى استان تهران به صورت مستقل براى امور كتابدارى خود از كامپيوتر استفاده خواهند كرد و در فاز دوم كه بزودى راه اندازى مى شود، كليه كتابخانه ها قادر خواهند بود با هم در ارتباط باشند و اعضاى كتابخانه ها ضمن اطلاع از كتابهاى موجود در ساير كتابخانه ها مى توانند آنها را درخواست و مورد استفاده قرار دهند. * تعويض مديركل مطبوعات داخلى
طى حكمى از سوى مهندس ميرسليم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، مهندس حسين انتظامى به سمت مديركل مطبوعات داخلى اين وزارتخانه منصوب و مشغول به كار شد.
روابط عمومى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، اعلام كرد اين انتصاب بنا به پيشنهاد معاون امور مطبوعاتى و تبليغاتى اين وزارتخانه صورت گرفته است.
مهندس انتظامى داراى سابقه مطبـوعاتى و مدرك فوق ليسانس مهندسى است و پيش از اين در سمت مشاور و سـپس مـعاونت فرهـنگى مديركـل مطبوعات داخـلى مشغـول بـه كار بود. * هفته كتاب در دانشگاههاى كشور
هفته كتاب كه از نوزدهم تا بيست وششم آذرماه گذشته، ادامه داشت، در دانشگاهها نيز رونقى چشمگير داشت.
دانشگاههاى سراسر كشور و جهاد دانشگاهى با همكارى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، در اين هفته برنامه هاى ويژه اى تربيت داده بودند كه مهمترين آنها، عبارت بودند از:
برگزارى نمايشگاههاى تخصصيِ كتاب، مراسم كتاب سالِ دانشجويى، مسابقه گزينش برترين رساله تحصيلى، برگزارى جشنهاى كتاب و انتشارِ ويژه نامه هاى كتاب.
در نمايشگاههاى تخصصى كتاب كه براى نخستين بار در دانشگاههاى كشور برگزار مى شدند، به تناسب بيشترين رقم دانشجويان هر رشته در دانشگاهها آخرين كتابهاى تخصصى و دانشگاهى هر رشته با تخفيف ويژه دانشجويى ارائه شد.
ادبيات و هنر، كامپيوتر و الكترونيك، كشاورزى، گروه پزشكى، راه و ساختمان و حقوق سياسى و قضايى از جمله مهمترين عناوين نمايشگاههاى تخصصى كتاب دانشگاهها بود.
نتايج مسابقه بزرگ كتاب دانشجويى نيز كه در رشته هاى تأليف، ترجمه و نقد و تلخيص كتاب برگزار شده بود، امسال همزمان با هفته كتاب از طريق روزنامه هاى كشور اعلام شد و مراسم رسمى كتاب سال دانشجويى نيز در همين هفته برپا گرديد.
مسابقات (مرور كتاب)، (سرعت مطالعه و درك متن)، اهداى كتاب به كتابخانه هاى دانشگاهها و تجليل از كتابداران و اساتيد اطلاع رسانى از ديگر برنامه هاى هفته كتاب در دانشگاههاى سراسر كشور بود. * دبيركل هيأت اُمناى كتابخانه هاى كشور: وضع كتابخانه ها مطلوب نيست
دبيركل هيأت امناى كتابخانه هاى عمومى كشور گفت: وضع كتابخانه هاى عمومى كشور نامطلوب است.
مهندس معين فر: هم اكنون 700 كتابخانه عمومى در سطح كشور در حال فعاليت هستند كه از اين تعداد تنها 100 كتابخانه عمومى در سطح استاندارد هستند و اين در حالى است كه براساس معيارهاى اتحاديه انجمن هاى بين المللى كتابداران مى بايست 1600 كتابخانه عمومى در سطح كشور وجود داشته باشد.
وى افزود: براساس استانداردهاى بين المللى ما بايستى براى هر صد نفر يك ونيم صندلى و فضايى در حدود 2/5 مترمربع داشته باشيم و براى رسيدن به اين سطح 68هزار صندلى و 91هزار مترمربع فضا كم داريم.
وى افزود: هر كتابخانه عمومى لازم است براى هر يكهزار نفر 500 جلد كتاب داشته باشد و علاوه بر آن در هر كتابخانه عمومى بايد بيست هزار جلد كتاب مرجع موجود باشد.
وى اظهار داشت: كتابخانه هاى عمومى كشور براى كتابخوانان هيچ جذابيتى ندارد زيرا با اعتبارات محدودى كه براى خريد كتابهاى جديد تخصيص مى يابد، نمى توان كتابخانه ها را تجهيز كرد.
وى گفت: حدود سى ميليون تومان براى خريد كتابهاى جديد براى تجهيز كتابخانه هاى عمومى منظور شده است كه اين رقم به هيچ وجه جوابگوى نياز كتابخانه ها نيست، به طورى كه بيش از 1500عنوان كتاب براى خريد جهت كتابخانه ها گزينش شده است ولى بودجه لازم براى خريد آنها موجود نيست. * فصلنامه (نقدونظر
نخستين شماره فصلنامه (نقدونظر) با مشى فرهنگى، عقيدتى، اجتماعى منتشر گرديد.
شماره اول اين فصلنامه به (مبانى و روش اجتهاد) اختصاص دارد وشامل اين عناوين است: اقتراح درباره مبانى اجتهاد، احكام دين و اهداف دين، بحثى اجتهادى در طهارت و نجاست، كاربرد مآخذ فقهى، حجيت سيره، روش اجتهادى فقها و كتابشناسى فقه مقارن .
در قسمتى از سرمقاله چنين مى خوانيم: مجله نقدونظر آهنگ آن دارد كه ديدگاههاى جديد و نقدهاى علمى را در قلمرو مسائل دينى، در صفحات خويش بگنجاند و آفاق جديد را در مسائل علمى، به خواننده بنماياند و بر كارنامه اسلام پژوهى در اين اقليم، برگ و بارى بيشتر دهد.)
همچنين تأكيد شده است آهنگ مسائل آينده بيشتر كلامى خواهد بود.
مدير مسؤول و سردبيرى فصلنامه را آقاى محمدمهدى فقيهى برعهده دارد.
اين مجله با نمايى چشم نواز وصفحه آرايى مناسب، در قطع خشتى، به چاپ رسيده است.
*


صفحه 17

نامه ها



دوست عزيز و همكار سابقم, جناب آقاى محمدعلى طالقانى, پس از (تورّقى) در بخش (الف) اثرناچيز اينجانب يعنى (واژه نامه حقوق اسلامى) نقد مختصرى بر آن مرقوم داشتند كه در شماره 23 (بهمن ـ اسفند 1372) نشريه وزين (آينه پژوهش) به زيور طبع آراسته شد و حقير قريب هفت ماه پس از چاپ, از آن مطلع گشتم.
در آغاز جا دارد از ايشان كه در واقع به درخواست مؤلّف در پيشگفتار چاپ اول پاسخ مثبت داده و با اقدام به نقد كتاب مورد بحث, مؤلف واژه نامه و خوانندگان آن را رهين منّت خود گردانيده اند, صميمانه تشكر و قدردانى نمايم. در عين حال بيان توضيحاتى در مورد نقد مذكور ضرورى به نظر مى رسد كه ذيلاً به اختصار به آنها مى پردازم. جهت تسهيل كار اين مطالب در دو بخش بررسى مى شوند:الف: اشكالات شكلى
بخشى از اشكالاتى كه ايشان به (واژه نامه حقوق اسلامى) وارد دانسته اند, به قول حقوقدانان, اشكالات شكلى است, از قبيل عدم رعايت ترتيب عبارات و گذاشتن پرانتز در موارد غير ضرورى كه به برخى از اين موارد در بخش (ب) نيز اشاره خواهيم كرد. ناقد, جنبه هاى مثبت كتاب را اين گونه خلاصه مى كند:
(واژه نامه حقوق اسلامى روى هم رفته كوششى است براى كسانى كه با مسائل حقوق اسلامى سر و كار دارند و علاقمندند كه بر برابرهاى واژه هاى اسلامى آشنا شوند و احياناً از آن در كار خود استفاده برند…)
منتقد محترم در پايان نقد حداكثر آنچه كه بر قضاوت خود افزوده اند, اضافه كردند واژه (شايان تأمّل) و در نتيجه توصيف واژه نامه تحت عنوان يك (كوشش شايان تأمل) مى باشد كه البته معناى اين عبارت مبهم, چندان براى حقير روشن نيست. به جمله ايشان توجه كنيد:
(واژه نامه حقوق اسلامى در هيأت حاضر, روى هم رفته كوششى است شايان تأمل براى كسانى كه بخواهند با اصلاحات حقوق اسلامى آشنا شوند و براى آنكه مفيد به حال متخصصين فن هم بشود [لازم است] ويراستارى كامل شود.)
بنده حقيقتاً نتوانسته ام بفهمم كه چطور كتابى مى تواند براى كسانى كه مى خواهند با اصلاحات حقوق اسلامى آشنا شوند, مفيد بوده, ولى براى متخصصين فن نياز به ويراستارى آن هم (ويراستارى كامل) داشته باشد! اگر كتابى اشتباه دارد كه اين اشتباهات براى همه هست و در نتيجه براى همه خوانندگان خود ويراستارى لازم است, و اگر هم اشتباه چندانى ندارد كه ديگر سخن گفتن از (ويراستارى كامل) بى مورد است.
همچنين پرداختن به نقد دو فرهنگ از دو نويسنده مختلف طى يك نوشته تنها مى تواند ناشى از كمبود وقت يا حوصله منتقد باشد و باز موجب عدم رعايت انصاف نسبت به نويسندگان آن فرهنگ ها مى شود. بسيارى از خوانندگان مجلات, صفحات مجله را تنها ـ به قول خود ايشان ـ به تورّق مى گيرند و بعضاً به تفكيك بين مطالب نوشته شده در يك نقد از اين جهت كه كدام يك به كدام اثر مورد نقد مربوط است, بى توجه مى باشند. بنابراين چه بسا برخى از خوانندگان اين نقد, با ديدن تصويرى روى جلد اثر اينجانب در صفحه اول نقد و قضاوت صفحه آخرِ نقد ايشان در كم ارزش خواندن فرهنگ دوم مورد نقد, و اشاره به وجود كلماتى چون گنجشك, ترقّه, فشفشه و گاوميش در آن بدون دقت و توجه كافى قضاوت صفحه آخر را به تصوير صفحه اول مربوط بدانند. بدين ترتيب بهتر آن بود كه ايشان دو نوشته مجزا را به نقد اين دو فرهنگ اختصاص مى دادند و هر نوشته در يكى از شماره هاى نشريه به چاپ و منتشر مى گشت.ب. اشكالات ماهوى
جهت پرهيز از اطاله كلام به اين موارد به اختصار اشاره مى كنيم:
1. منتقد محترم بر عنوان كتاب يعنى (واژه نامه حقوق اسلامى) ايراد گرفته اند كه كلمه اول,كلمه اى نو و عبارت بعدى عبارتى جا افتاده و سنگين[!] است و با هم متناسب نمى باشند. البته براى نگارنده اشكالى در افزودن يك واژه نو به يك واژه به قول ايشان جا افتاده و سنگين متصور نيست.
ضمن اينكه عبارت حقوق اسلامى كلمه واژه نامه را ـ كه به قول ايشان به كتابى حاوى واژه ها به طور اعم اشاره دارد ـ تخصيص زده است, و در هر حال نبايد فراموش كرد كه انتخاب عنوان كتاب امرى تا حدودى سليقه اى است و در اين زمينه نگارنده همواره به نوآورى و زيبايى عنوان (به جاى اينكه هميشه به قول ايشان بر اصطلاحات جا افتاده تكيه مى شود) توجه داشته است.
2. در مورد وجود برخى از واژه هاى حقوقيِ غير اسلامى و يا اسلامى غير حقوقى در پيشگفتار واژه نامه توضيح كافى داده شده است.
3. منظور از (روحانيت) كه در مقابل اصطلاح انگليسى clergy قرار داده شده است (نهاد روحانيت) است نه آن گونه كه ايشان تصور كرده اند (حال و مقام منتسب به روح)(!) به هيمن دليل هم اين واژه در كنار واژه روحانيون قرار داده شده است تا مترادف بودن آنها مورد تأكيد قرار گيرد.
4. منتقد محترم بر معادل هاى دو عبارت (اصول محاكمات جزايى) و (اصول محاكمات مدنى) ايراد گرفته و ترجمه كلمه اصول در انگليسى (يعنى كلمه principless) را غير ضرورى دانسته اند.
بديهى است اصول و محاكمات جزايى به معناى آيين دادرسى كيفرى و اصول محاكمات مدنى به معناى آيين دادرسى مدنى است. هيچ يك از اين دو به قوانين موضوعه اشاره نمى كند و ترجمه آنها همان چيزى است كه در واژه نامه آمده است, يعنى به ترتيبCriminal Procedureو principles of Civil Litigation . جهت اطمينان خاطر به ايشان, به عنوان آسانترين راه, توصيه مى كنم كه فهرست دروس دوره فوق ليسانس حقوق دانشگاه لندن را (كه بُعد مسافت چندانى هم با ايشان ندارد) تهيه نموده و اين دو عبارت را عيناً به همين شكل در آنجا بيابند. بعيد است بتوان ادعا كرد كه دانشگاه لندن هم در ذكر اين دو عنوان درسى راه خطا پيموده است.
5. منتقد محترم عبارت Security measures را معادل نادرسى واژه (اقدامات تأمينيه) و آن را بيشتر به معناى (اقدامات امنيتى) دانسته اند. باز مراجعه به هر كتاب راجع به حقوق تجارت انگلستان براى ايشان روشن خواهد كرد كه اين واژه به معناى اقداماتى كه براى حفظ حقوق تاجرِ ورشكسته توسط مدير تصفيه به عمل مى آيد, به كار مى رود. مراجعه به (قانون اعسار) مصوب سال 1986 انگلستان: Isolvency Act, 1986) نيز احتمالاً مفيد خواهد بود.
اشتباه ايشان از آنجا ناشى مى شود كه فكر كرده اند كلمه security هميشه به معناى (امنيت) يا (امنيتى ) به كار مى رود, در حالى كه همواره اين گونه نيست. براى مثال همه روزه در دادگاه هاى انگلستا بحث security for costsمطرح مى شود و اين به معناى تأمين هزينه دعوى توسط يكى از طرفين است.
بنابراين ملاحظه مى شود كه كلمه security بعضاً به معناى تأمين به كار مى رود, نه امنيت و در واژه نامه نيز به همين معنا به كار رفته است.
6. كلماتى مثل كلمه (پاداش) را نه تنها اسلامى كه حتى حقوقى نيز ندانسته اند! در حالى كه پاداش, معادل فارسى همان كلمه جُعل در جُعاله است و مفهوم حقوقى كاملاً جا افتاده اى, هم در حقوق اسلامى وايران و هم در حقوق انگلستان دارد. همين طور كلمه (گمرك) را نه حقوقى و نه اسلامى دانسته اند و آن را (ظاهراً پرتغالى) اعلام فرموده اند! در حالى كه در اينجا بحث بر سر ريشه لغات نيست كه مثلاً آيا كلمه گمرك اصالتاً و ابتداء پرتغالى است يا فارسى و يا ريشه ديگرى دارد. بلكه نكته مهم آن است كه در هر صورت اين واژه امروزه در زبان فارسى مصطلح, چه خود آن و چه مشتقاتش (مثل عبارت (حقوق و عوارض گمركى)) كاملاً بار حقوقى دارند.
7. معادل Consanguine را براى كلمه (آبى) و Collaterals را براى كلمه (اخوه) نادرست و ناشى از عدم توجه به ظرايف حقوقى دانسته اند! در حالى كه اين كلمات در بسيارى از آثار مستشرقين در مورد ارث و وصيت به عنوان معادل اين دو كلمه به كار رفته اند. (براى مثال ر. ك: پروفسور كولسون, كتاب (ارث و وصيت در خانواده مسلمان), انتشار دانشگاه كمبريج, سال 1971, ص 65).
8. وجود حروف فارسى پ, چ, ژ, گ را در واژه نامه, ناهماهنگ با عنوان كتاب و موجب كاسته شدن از اعتبار آن دانسته اند. به نظر اينجانب اگر ايشان به وجود اين چهار حرف غير عربى در واژه نامه معترض هستند, بايد به وجود كلّيه كلمات فارسى اعتراض داشته باشند و نه فقط اين چهار حرف; زيرا در غير عربى بودن فرقى بين كلمه پاداش و مثلاً كلمه نماز نيست. اين هر دو كلمه فارسى بوده و به تبعيت از استدلال ايشان هيچ يك نبايد در (واژه نامه حقوق اسلامى) جايى داشته باشد. به عبارت ديگر, به تبعيت از نظر ايشان, (واژه نامه حقوق اسلامى) هيچ گاه نمى تواند (آنگونه كه بر روى جلد واژه نامه مورد بحث ذكر شده است) (فارسى ـ انگليسى) باشد بلكه همواره بايد از واژه هاى عربى در آن استفاده شود! اينكه تكليف فارسى زبانان چه مى شود مطلبى است كه بايد منتقد محترم پاسخگوى آن باشند.
اين نظرب ه هيچ وجه مورد تأييد نگارنده نيست. نمى توان مدعى شد كه اگر در كتابى واژه هايى چون خواهان, خوانده, داورى, خويشاوندان, بيمه كلاهبردارى, دزدى, نماز, روزه, خودكشى, همسر, دادرس, مهريّه, شلاّق, كيفر, گناه, مرور زمان, گروگذار, قرار داد و نظاير آنها وجود داشته باشد, نبايد آن را واژه نامه حقوق اسلامى دانست, ولى هر گاه معادل هاى عربى اين كلمات يعنى واژه هاى مدّعى, مدّعى عليه, تحكيم, اقارب, تأمين, تدليس, سرقت, صلوة, صوم, انتحار, زوجه, قاضى, صداق, جلد, جزا, ذنب, تقادم, راهن و عقد ذكر گردند, عنوان (واژه نامه حقوق اسلامى) پذيرفتنى خواهد شد.
به نظر اينجانب مسأله مهم آن است كه مفهوم مورد بحث در حقوق اسلامى وجود داشته باشد, خواه اين مفهوم به زبان عربى بيان شود يا فارسى و يا هر زبان ديگرى. از اين گذشته اگر ايشان واقعاً مدعى هستند كه در فرهنگ هاى مربوط به اصطلاحات يا حقوق اسلامى نبايد كلمات فارسى وجود داشته باشد, معلوم نيست چرا خودشان بر روى جلد (چله نشينى) و (گچ بُرى) نيز مى شود!
9. منتقد محترم اظهار داشته اند كه بعضاً در ذكر معادل انگليسى واژه ها, آنچه كه در ابتدا ذكر شده, معادل اقرب نبوده و معادل اقرب در مراحل بعدتر ذكر شده است. در اين مورد دو مثال ذكر مى كنند. در واژه نامه معادل هايى به شكل زير آمده است:
اخفاء مال مسروقه (مداخله در اموال مسروقه) Handling stolen goods
اخلاق حسنه (اخلاق عمومى)Public morals
به نظر ايشان آنچه بين الهلالين آمده است, معادل اقرب واژه هاى انگليسى است و بايد ابتدا آورده مى شد. اشتباه منتقد محترم در اينجا ناشى از توجه به معناى لغوى به جاى معناى اصطلاحى است. براى توضيح بيشتر مطلبى را كه ايشان در نقد خود به آن اشاره مى كنند و به نظر اينجانب نيز مطلب كاملاً درستى است, عيناً مى آوريم.
ايشان مى گويند:
(اصطلاح كلمه اى است كه علاوه بر بار لغوى, معانى و مفاهيم ديگرى را نيز در رشته بخصوصى همراه دارد… اصطلاح چون بار علمى بخصوص را بر دوش دارد, قابل برگرداندن و ترجمه نيست. يافتن اصطلاح معادل در زبان دوم ـ مثلاً انگليسى ـ نيازمند مطالعه در متون مربوط به همان علم يا فنّ در آن زبان است.)
متأسفانه منتقد محترم در اعتراض نسبت به معادل هاى بالا اين نظر خود را ناديده گرفته اند. در دو مورد فوق الذكر كلماتى كه در ابتدا ذكر شده (معادل) واژه هاى انگليسى است و كلمات داخل پرانتز (ترجمه تحت اللفظى) آنها. يعنى آنچه كه در سيستم حقوقى ما, تحت عنوان جرم (اخفاء مال مسروقه) (موضوع ماده 110 (قانون تعزيرات)) از آن ياد مى شود, در حقوق انگلسان تحت عنوان Handling stolen goods و آنچه تحت عنوان (اخلاق حسنه) (مثلاً در بحث جرايم عليه اخلاق) مطرح مى شود, درحقوق انگلستان تحت عنوان public morals مورد بحث واقع شده است.
بنابراين در واقع براى دو واژه فوق (معادل يابى) شده و بهترين معادل كلمات انگليسى همان كلماتى هستند كه در ابتدا ذكر شده اند و نه آنچه كه بين الهلالين آمده است, و بر خلاف نظر ايشان, اين خود نشانگر كمال توجه به (ظرايف حقوقى) است.حسين ميرمحمد صادقى
بسمه تعالى
مدير مسئول محترم مجله آينه پژوهش زيد عزه العالى
پس از اهداء تحيات لطفاً دستور فرماييد اين جوابيه را در آن مجله چاپ نمايند. ممنونم.
در مجله آينه پژوهش شماره 27 ص 119, سطر 36, در ذيل كتاب زندگانى و شخصيت شيخ انصارى مى نويسد (بايد يادآور شد اين كتاب نيز از حدائق الادب استفاده بسيار برده) جهت روشن شدن اين مطلب مرقوم مى دارد:
1. كتاب حدائق الأدب تأليف مرحوم حاج شيخ اسدالله انصارى معروف به امين الواعظين مى گويند نزد نوه ايشان است كه هيچ زمانى حقير دسترسى به آن نداشته و ندارم.
2. مرحوم آية الله العظمى شيخ ميرزا محمد جعفر انصارى والد اينجانب به يكى از بستگان ساكن در تهران سال 1328 شمسى فرمودند حال كه حدائق الادب را بيرون نمى دهند, اگر ممكن است مقدارياز آن را استنساخ نموده, بفرستيم. ايشان هم 20 صفحه نيمورقى استنساخ نموده, فرستادند كه فعلاً نزد حقير موجود مى باشد.
3. از اين 20 ورق يك ورق آن در شرح حال بسيار مختصر شيخ, دو ورق در نسب شيخ تا جابر, و دو ورق آن شرح حال مؤلف و مرحوم والدش مى باشد.
4. استفاده اينجانب از اين 5 ورق حدود پنج مورد, آن است كه در كتاب زندگانى و شخصيت شيخ انصارى به آنها و مأخذ آن اشاره شده است.
نتيجتاً حقير استفاده بسيارى از اين كتاب نبرده ام. در خاتمه سلامتى و موفقيت شما را از خداوند منان مسألت دارم. و السلام عليكم و رحمةالله و بركاته. فى 2 شهر شعبان المعظم/ 1415الحقير الفانى مرتضى الانصاري


صفحه 18

مرآة التحقيق
السلطانى محمدعلى

منهجية نقد الكتب يسعى كاتب المقال الى الالتفات و بلغة بسيطة الى تفحص طرق و منهجيات نقد الكتب. فيشير أولاً الى وجود بعض انواع النقد غير اللائق و الملئ بالاهواء و الاغراض البعيدة كل البعد عن الجوانب العلمية; و يضيف صاحب المقال, ان توصيات بعض التواقين الى امر النقد, دعته الى كتابة هذه المقالة, حيث اوردها فى اربعة اقسام 1ـ اطار العمل 2ـ تعيين الاهداف 3ـ المعيارية 4ـ التقييم الأولي. و يعنى صاحب المقال فى هذا العدد من المجلة, الاشارة الى القسم الاول (اطار العمل) بشكل تفصيلى و يعدد انواع النصوص و الموضوعات التى قد تصادف الناقد, و كيفية التعامل مع كل نص. عناية غير كافية
(وقفه عند معجم بحار الانوار)
عبدالله الابراهيمى
يبدو موضوع هذه المقالة واضحاً من عنوانها, فهى نقد لكتاب ـ معجم بحارالانوار ـ الذى اشرف عليه السيد على رضا البرازش و قامت وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامى بطبعه. و ينقد صاحب المقال, المعجم من عدة جوانب, فيبدأ أولاً بالاخطاء الواردة فى انتخاب المواد, و يعدد جانباً منها, و يقول ان الواقفين على المشروع كانوا غير موفقين فى العثور على بعض الاصطلاحات الحديثية.
و فى جانب آخر ينقد صاحب المقال الكتاب من زاوية عدم التناسق فى المنهجية الواردة فيه, حيث يتجلى و يبدو للعيان فى اعلام الكلمات غير العربيه.
ثم يعرّج الناقد على ايراد اشكالية اخرى و هى دخول العديد من الكلمات غير الرئيسية فى المعجم, الامر الذى يدعو الى مضاعفة حجم الكتاب ليس إلا. و يختم الناقد مقالته بتعديد موارد اخرى من الاشكاليات تكمن فى اضطراب الكلمات المتشابهة, و ضعف التشكيل و ضبط الآخر و العلامات, و الاخطاء الطباعيه الواضحة, و دخول جمل غير حديثية الى الكتاب و الابهام الذى يلف الكثير من الجمل. القصيدة اليائية لميرفندرسكى و الشروح عليها
محسن الكديور
يعنى كاتب المقال اولاً, الى ترجمة الفيلسوف الكبير الحكيم ابوالقاسم الموسوى الميرفندرسكى (970 ـ 1050هـ) فيلسوف القرن الحادى عشر ذائع الصيت و بيان موقعيته الفلسفية, فيعدد الكاتب الاثار التى خلّفها الفيلسوف الكبير, و يعرّج على أشهر اثرله ألا و هو القصيدة اليائية, و يستل شرح الحكيم عباس شريف الدارابى و هو من تلامذة الملا هادى السبزوارى باعتباره اوفى و اعمق الشروح و اكثرها تفصيلا. ثم يثنى و بعد اثارة القليل من الاشكاليات على السيد محمد حسين اكبرى الساوى لما بذله من جهود فى تنقيح و تصحيح هذا الشرح (بمعية شرحين آخرين) نقد كتاب (جغرافيا القارات و البلدان)
غلام رضا گلى زواره اى
ينقد صاحب المقال, كتاباً مدرسياً, تولى مكتب برمجة و تخطيط و تأليف الكتب و المناهج الدراسية فى وزارة التربية و التعليم نشره, ـ يهدف الكتاب الى تعزير معلومات طلبة المدارس عن جغرافيا المناطق التى تقطنها اقليات مسلمة ـ و يقول الناقد ان الكتاب لم ينصف الاقليات المسلمة الموجودة فى البلدان المختلفة و لم يعطها حقها.
و اعتبر الناقد فى جانب آخر, المسؤولين عن نشر هذا الكتاب المدرسي, قداخفقوا فى التعريف بمسلمى هذه البلدان, و تتضمن المقاله عناوين ناقدة منها, عجز فى تعريف البلدان, و انعدام الدقة فى طرح اسماء البلدان و الاعلام الجغرافية, و العجز فى منهجية التحرير, و اضطراب فى منهجة المآخذ. منازل السائرين و شرح الكاشانى عليه
احمد العابدى
يعكف كاتب المقال أولاً على شرح احوال و مقامات الخواجه عبدالله الانصارى (396 ـ 481هـ), ثم يعنى بتعريف كتاب (منازل السائرين)الذى يعد من افضل الكتب فى مجال العرفان العملى و السير و السلوك و يقوم باستلال شرح كمال الدين عبدالرزاق الكاشانى (ت 736هـ) و هو من تصحيح السيد محسن بيدارفر على الكتاب من جملة الشروح المطروحة باعتبارها الافضل برأيه. و يعتقد الكاتب ان الشرح المذكور يعد عملاً له شأنه و قيمته و منهجيته التحقيقية. و يختم صاحب المقال مقاله, بايراد بعض الانتقادات و يقدم بعض الاقتراحات المفيدة فى عملية تصحيح الكتاب. دراسة فى كتاب (مبانى العرفان و التصوف)
محمدتقى السبحانى
بعد مقدمة وجيزة فى باب مناهل العرفان و التصوف الاسلامي, يعنى كاتب المقال الى نقد و دراسة كتاب (مبانى العرفان و التصوف) و هو من تأليف السيد ضياء الدين السجادى و المعد لطلبة ليسانس اللغة و الادب الفارسى, فيبدأ أولاً بطريقة تفكير المؤلف و نظرته فأشكل على المنحى الادبى التفنني, و كذلك المنحى الايجابى و الافراط فى عملية التفاءل و النظر الى الدين و التصوف من زاويه واحدة و فى جانب آخر من المقالة, يشير الناقد الى الفهم الخاطيء للكاتب فى بعض الجوانب و ينهى مقاله بتعديد ثلاثين مورداً من الاخطاء المذكورة. وقفة عند كتاب اللغة الفارسية للمرحلة المتوسطه
غلام رضا الزرين چيان
ينقد كاتب المقال الاخطاء الذوقية و النواقص الواردة فى هذا الكتاب المدرسي. و يعتقد الناقد بأن هذا المنهج المدرسى تعامل مع القضايا العلمية تعاملاً عاطفياً خاصة فى جانب قواعد اللغة الفارسية, و تغلب على الكتاب الرغبات الذوقية لمؤلفيه, فيما يعانى أيضاً من التشتت الموضوعي. التسامح فى عملية التأليف
28خطأً فى اربع صفحات
محمدباقر السجادي
تعنى المقالة بنقد كتاب صدر تحت عنوان (التاريخ السياسى و الاجتماعى فى ايران إبان العهد الصفوي) و هو من تأليف السيدة مريم ميرالاحمدي. و قد التفت الناقد فى مقاله الى جانبين الاول, نقد اربع صفحات من نص الكتاب, حيث يعتقد الناقد بأنه ضم 28خطأً صريحاً و غير صريح. و فى الجانب الآخر قارن الناقد بين عدة صفحات من هذا الكتاب و كتاب (نظام الولايات فى العهد الصفوي) لروهربيرن. وقفة عند (مجموعة فرهنگ جبهة)
على السرولايتى
يعد كتاب (سلسلة ثقافة الجبهة) و هو عمل تكفل بتدوينه و اخراجه السيد مهدى الفهيمى باسناد المعاونية الثقافيه و الاعلام الحربى التابعة لهيئة اركان القيادة العامة للقوات المسلحة, و قد صدر من السلسلة حتى الان ستة عناوين عامة كان بعضها فى عدة مجلدات و يعنى كاتب المقال فى وقفته هذه على القاء نظرة اجمالية على العناوين السته, و يعنى تفصيلاً الى نقد جانب (رسائل و عناوين) الواردة فيها, و يعدد جانباً من الاشكالات الواردة فيه. التعريف الاجمالي
فى هذه الزاوية من المجلة, تم التعريف الاجمالى بالكتب التالية:
1ـ تحريرات فى الاصول, للسيد مصطفى الخميني.
2ـ اعلام نهج البلاغه, للمحقق على بن ناصر السرخسى.
3ـ (سلوك العارفين), للميرزا جواد الملكى التبريزي.
4ـ (قصص محبوب القلوب), للميرزا برخوردار الفراهي.
5ـ (معجم اشعار صائب), اعداد احمد گلچين المعاني.
6ـ مجموعة مقالات ندوة تقييم ادب الثورة الاسلامية.
7ـ (العرفان و الادب فى العصر الصفوي) احمد تميم الداري.
8ـ المختار من كلمات الامام المهدي(ع), اعداد الشيخ محمد الغروي.
9ـ اصل الشيعة و اصولها, للشيخ محمد حسين ال كاشف الغطاء.
و فى زاوية التعريف البيبليوغرافى للمجلة, تم التعريف بالاثار المطبوعة و غير المطبوعة لمؤلفين من القرنين الحادى عشر و الثانى عشر الهجريين, فيتم اولاً التعرف على الاثار المتفرقة للحكيم الميرزا حسن اللاهيجى حيث تبلغ اَثاره 25 كتاباً و رسالة. بعدها يتم التعرف على الاثار العربية لميرغلام على آزاد البلگرامى و البالغة اكثر من 15 اثراً نظماً و نثراً.
و فى زاوية التعرف على المراكز العلمية و الثقافية, تم فى هذا العدد من المجلة, التعريف بجامعة دمشق. حيث تم اولاً التعريف بتاريخ الجامعة و من ثم انطلاقتها و مراحل تأسيس الكليات المختلفة فيها, و ماهى عليه اليوم, وذكر ان جامعة دمشق تضم15كلية تستقبل حالياً اكثر من مائة الف طالب جامعي.
*


صفحه 19

Methodology of criticizing a book



IN THE NAME OF ALLAH
AYENEH -E- PAZHOOHESH by Moh'd Ali sultani.
The author of the article describes a simple method of analizing the ways of criticizing a book
The auathor wrote the article for two reasons;
First: some dismannered criticism together with inscientific purposes being published and;
Second: responding to the requests of some of the concerned in this field.
The article comprises four well organised sections:-
1- The limitations of the task.
2- Pinpointing the aim.
3- Conclusion.
4- The intial evaluation. The outhor in this issue has explained the first section only where he has enumerated various texts that a critic may face and the way with which he treat each.
A Careless Concern
by Abdulla Ebrahimi.
(A pause over the dictionary of Biharol Anwar)
This treatise - as realized from its name - is a criticism to the dictionary of Biharol Anwar under the supervision of Ali-Riza Barazish.
Published by the ministry of culture and islamic guidance.
The author analysis and criticizes this dictionary from several angles. Initially reviws the book's errors Concerning terminology. He proves his claim with numerous cases showing that the author has not been succesful in finding the roots of some of the terms of narration.
The other angle of criticism is the immodercy in the methodology of the book which is visible in the sections of the famous men , non Arabic words and ather instances.The critic clarifies that in this dictionary numerous inessential terms have been conveyed into this book which have enlargened it only.
Agitation in the simultaneous words, shorteness in flourishes representing the vovels (in Arabic) and the signs, clear printing errors, interferance of the non-traditional terms and ambiguity of numerous terms are among the other faults which the eritic has seen them applicable to the book.
Ya-e-ieh elegy is Mir Fandarski and it's interpretation
by Muhsin Kadivar
The author in this essay idetifies and states the phelosophical rank of the sage Abdul-kassim Moosawi Mir Fandareski (970-1050), the famous philosopher of the eleventh century. He enumerates the maintained compiling of this theological philosopher, then turns to the most famous editing of Mir Fandareski, (i.e. the Ya-e- ieh elegy.)
In this treatise , among the various interpretations written by some sages on this elegy, the author chooses the interpretation of the sage Abbas sharif Darabi one of the Mulla Hadi Subzawari graduates.
this interpretation in the belief the author , is the most detailed and the deepest known interpretation. The author has apprecieated the efforts of Mr. Moh'd Hussain Akbar Sawi, for expurgation and correction of this interpretation and the ather two attached explanation, together with few cavillings.
A criticism on the book of "the geography of the continents and the countries".
by: Gholamreza Goli Zawareh
In this article, a text book has been criticized. this book has been written by the of fice of planning and compiling the school books of the Ministry of education to improve the information leval of the students concerning the geographical situation of the regions of the moslem minorities.
The author thinks that the rights of those moslem minorities have not been fully considerred. He adds that the compilers of these text books have neglected carrying out the full identification of those countries.
Some of the titles of this criticism are:-
Inade quacy in identifging the countries; inaccuracy in expressing the name of the countries and geographical nomenclature, shortness in compiling the book and the agitation in the methodology of coding the references.
Manazelos Sa-erin and the correction of kashani's interrogation on it.
by Ahmad Abidi
The writer of this article explains the biography and the spiritual rank of the sage khaja Abdull -he- Ansari (396-481 A.d.)
The author of this article initally explains the biography and the spiritual rank of khaja Abdullahe Ansari (396-481 A.D). Then he identifies the book of "Manazelos -sa- erin" which is among the best in the field of "Erfan Amali (i.e. practical mysticism) and sair wa solook (i.e. approaching mystical self training)". Among the various interpretaations written on this book, the outhor considers the one of kamoloddin Abdul-Razzaq Kashani (died in 736 A.D.) as the best.
The correction of this interpretation held by Mr. Mohsin Bidarfar is very much praised by the author for it was held in a researching method.
The author terminates his article by presenting some criticism proposals to improve the task of the corrector.
Reviewing the book is Mabani -ie- Erfan wa Tasaw - wof (the pillars of gnosticism and mysticism). by Moh'd Taqi Sobhani.
In this essay, after a short intoduction regarding the islamic sources of gnosticism and mysticism the author criticises and reviews the book compiled by sayyed Zaya- oddin Sajjadi as a text book for university stndents, specializing in persian literature.
The author initially criticizes eviticizas the methodology and the viewpoint of the writer and thinks that he has a belletristic inclination.
The critic also counts being optimistic and affirmative as well as visioning relegion and mysticism a like as other faults of the writter.
In anather part of the essay, the critic enumerates the misconcluded points and terminates his essasy by reviewing more than thircy of such misconcluded cases.
A Pause in the persian text book of intermediate school. by : Gholam - Reza Zarrin - chian.
In this criticism, shorthess and some awkward points of this text book have been raised the critic believes that the scientififc matters have been treated emotionally especially in the grammer section is persian language. The inclination of compilers self taste dominates the book and basicly the book puffers chaos in its subject .
Carelessness in Editing
(Twenty eight errors in four pages)
by: Mah'd Baquer sajjadi.
What has been criticised in this short essay is a book by Mrs. Mariam Mir Ahmadi named: "The political and social history of iran during the safavi's era" . In this ; two point have been considered: first criticising four pages of the book's context from which twenty eight clirect and indirect errors are enumerated.
The next part of the criticism is contemplation and comparison between few pages of this book and another by Rehr Brin named "The seystem of states in the safavis' era.
A Glance at anthology of (War) front culture
by: Ali sari - velayati
Anthology of the (war) front culture, is a task being wpheld by the ambition of sayyed mahdi Fahimi together whit cultural and war propagation affairs headed by the assistance of the general command headquarter.
The print that have been published of this callection up to now are under six general and partial titles and a part under several volumes.
The critic in this glance, in addition to a brief observation over the six titlles all have payed a comprehensive attention to section is "Names and traces" and has enumerated some of the shortnesses.
Summary Introductions:
In this section of the magazine, the following book are introduced brifly:
1- Tahrirat fil osool by sayyad Mustafa Khomaini.
2- A-alam Nahjul - Balagha by the researcher Ali bin Nasser sarakhsi.
3- Solook -e- Arirfan by Haj Mirza Jawad Malaki Tabrizi
4- Dastanha-ye- Mahboobel - Quloob by Mirza Barkhorda-re- Farahi
5- Farhange- Asha-re-sa- eb by: Ahmad Golchin Ma-ani
6- Majmoo-a-ie- Maqualaha-ie Saminare Ber- rasi-ie Adabi- iat-e- Inqilab-e- islami.
7- Erfan wa Adab dar Asr -e- safawi by Ahmad Tamim- Dari
8- Al- Mukhtar min kalimatel Imamel Mahdi (M.F.O) by shaikh Mah'd Gharawi.
9- Aslosh -shi- ahte wa Osooloha by shaik Moh'd Hussain Al-Kashefol - Ghira.
In the Bibliography section of the magazine the published and non published editings of two authors to belonoging the eleventh and the twelfth century are introduced.
First we get introduced to the scattered writings of the sage Mirza Hasan lahigi, numerated to twenty five books and treatises.
Next, arabic compilings of Mir Gholam Ali- Azad-e- Belgrami are introducted which are numerated to over fifteen prose and poetry
In the section of introduction to Scienrific and cultural centres of this issue, we get introducted to Damascus university.
In this letter of introduction, a historical briefing in being reviewed concerning the formation and the establishing stageo of the various faculties and then explains the current situation of this university.
University of Damascus consists of fifteen faculties and the number of overall students exceed one hundred thonsand.
*