بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

معرفيهاى گزارشى


كليّات
كتابشناسى ابوالفضل رشيدالدين ميبدى (تحليلى ـ توصيفى) حسين مسرّت. انجمن آثار و مفاخر فرهنگى. (چاپ اوّل: تهران, انجمن آثار و مفاخر فرهنگى, 1374), 81«210ص, وزيرى.
راهنمايى است دقيق و كارآمد درباره ميبدى و تفسير عظيم وى (كشف الأسرار و عدةالأبرار) و ديگر آثار او. اين كتابشناسى به بخشهاى گوناگون تقسيم شده است. 1) نسخ خطى: كه در ضمن آن تمام نسخه هاى خطّى و تفسير و ديگر آثار وى شناسانده شده است. 2) كتابهاى چاپى: معرفى چاپهاى كشف الأسرار و گزيده هاى آن و نيز ديگر آثار ميبدى. 3) مقالات درباره ميبدى و آثار وى. همچنين در بخشى مستقل و با عنوان صفحه شناسى, بخشهايى از كتابهاى درباره ميبدى و آثار او معرفى شده است و در پايان تنى چند از ميبدى شناسان معرفى شده اند. كتاب مقدمه اى درازدامن دارد درباره زندگانى ميبدى و مباحثى درباره كتابشناسى و انواع آن.
مصطلحات عرفانى و مفاهيم برجسته زبان عطّار. سهيلا صارمى. (چاپ اوّل: تهران, پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى, 1374), 704ص, وزيرى.
اين كتاب توضيح و تفسيرى است از مصطلحات عرفانى و مفاهيم برجسته صوفيانه در زبان عطّار و بر مبناى, اسرارنامه, الهى نامه, تذكرةالأولياء, ديوان, مختارنامه, مصيبت نامه و منطق الطير….
در اين مجموعه اصطلاحات مسلّم صوفيه, مانند: عشق, معرفت, توكّل, و… و مفاهيمى كه اصطلاح درجه دوم در فرهنگ تصوف به شمارند مانند, بخل, حسد, كبر, و… و نيز مفاهيمى كه به لحاظ اصطلاحى از مفاهيم تصوف به شمار نمى آيند امّا عطار بر آنها تأكيد ورزيده و در زبان وى كاربردى گسترده دارد, مانند: غم, اندوه, درد و…, فهرست شده اند.
براساس آنچه در مقدمه كتاب آمده, اين مجموعه بخشى از پژوهش گسترده مؤلف است كه به لحاظ گستردگى و حجم عظيم تلخيص و گزينش شده است. قرآن و حديث
لسان التنزيل. تحقيق: مهدى محقق. (چاپ چهارم: تهران, شركت انتشارات علمى و فرهنگى, 1373), 390ص, رقعى.
اين كتاب يكى از متون كهن فارسى و از جمله آثار سودمند و كارآمد در ميان فرهنگهاى قرآنى است. مؤلف كه تاكنون ناشناخته مانده, گويا از اديبان و عالمان قرن چهارم يا پنجم هجرى است. وى لغات مفرد و مركب قرآن را به فارسى روان و گويايى بازگردانده و گاه به معانى مجازى, كنايى و استعارى واژه ها توجه داده است. مصحح كتاب همه واژه ها را اعراب گذارى كرده, و با بهره ورى از آثار لغوى و متون تفسير بر پايه يك نسخه از كتاب, تصحيحى دقيق به عمل آورده است. افزون بر آنچه ياد شده, فهرستى از لغات به عربى و واژه هاى كمياب را نيز بدان افزوده است. وى در مقدمه اى كوتاه از اهميت كتاب و ويژگيهاى صرفى, نحوى و لغوى و ارزش ادبى آن سخن گفته است.
دفاع عن السنّه المحمّديّه. محمّد بن على الهاشمى, راجعه وعلّق عليه. السيد مرتضى الرضوى. (قم, منشورات الأعتصام للطباعة والنشر, 1416), 112ص, وزيرى.
در اين كتاب در ضمن پنج فصل برخى از احاديثِ نقل شده در منابع حديثى اهل سنت, نقد و تحليل و تزييف شده است و نيز برخى از مواضع صحابه در پرتو آيات و روايات مورد بررسى قرار گرفته, و تحريفگرى بعضى از مؤلفان و مفسّران نموده شده است.
تفسير جامع آيات الأحكام (طهارت ـ صلاة). زين العابدين قرآنى. (قم, نشر سايه, 1374), 360ص, وزيرى.
تفسير فقهى آيات قرآن از كهنترين گونه هاى تفسير قرآن كريم است كه از سده هاى آغازين تاريخ اسلام آغاز شده و فقيهان و عالمان بسيارى در اين زمينه قلم و آثارى ارجمند سامان داده اند. در ادبيات فارسى نيز چند نگاشته در تفسير آيات فقهى تدوين يافته است. اكنون جناب قربانى همت ورزيده تا تفسير فقهى آيات قرآنى را با نگاهى جامع و بگستردگى تدوين كند. جلد اوّل آن را كه شامل تفسير آيات (كتاب الطهارة و كتاب الصلوة) است, اينك در پيش روى داريم. مؤلف محترم ابتدا از ضرورت تفسير قرآن سخن گفته و آنگاه پيشينه, تفسير فقهى آيات را گزارش كرده و سپس در چگونگى نگارشهاى فقهيِ تفسير فريقين بحث كرده است. آنگاه بر شيوه غالب فقيهان شيعه آيات قرآن را براساس كتابهاى فقهى از آيات مرتبط به طهارت آغاز كرده است و تا پايان صلوة پيش رفته است. آقاى قربانى با تتبعى شايسته و درنگريستن در منابع كهن و جديد تفسير و فقهى با نثرى روان كتاب را پرداخته است.
القرآن الكريم و روايات المدرسين (الكتاب الأوّل). مرتضى عسكرى. (چاپ اوّل: بيروت, شركة التوحيد للنشر, 1415), 335ص, وزيرى.
اين كتاب در حقيقت ادامه مجموعه ارجمند و سه جلدى مؤلف است با عنوان (معالم المدرسين) كه در ضمن آن به نقد و بررسى ديدگاهها و روايات مكتب خلفا و مكتب اهل البيت درباره اجتهاد, صحابه, منابع اجتهاد و… پرداخته است. اين كتاب مقدمه اى است بر پژوهش درازدامن و گسترده مؤلف درباره روايات مكتبهاى يادشده درباره قرآن كريم. در اين سه جلد مبحث به اختصار و دقت و با استناد به منابع مهم تاريخ اسلام, اين مطالب آمده است: 1) برخى از ويژگيهاى روزگار جاهليت و فرهنگ مردم در روزگار نزول قرآن 2) چگونگى نزول قرآن و ويژگيهاى سور مكى و سيره پيامبر در كتابت, قرائت و تدوين قرآن كريم 3) توضيح و تبيين برخى از اصطلاحات اسلامى قرآنى, مانند قرآن, كتاب, مصحف, تلاوت و….
چهل حديث (كربلا). محمّد صحّتى سردرودى. (چاپ اوّل: قم, نشر معروف, 1374), 80ص, جيبى.
مجموعه چهل حديث است با ترجمه درباره كربلا و در ضمن چهار فصل:
فضيلت كربلا, زيارت كربلا, زيارت عاشورا و اربعين, تربت و تسبيح عشق با مقدمه اى كوتاه درباره كربلا و چگونگى اين مجموعه.
عقد الدرر فى اخبار المنتظر(عج). يوسف بن يحيى مقدسى شافعى, تحقيق عبدالفتاح محمّد الحلّو. (چاپ اوّل: قم, انتشارات مسجد صاحب الزمان, 1416).
مؤلف كه از عالمان قرن هفتم هجرى است, در دوازده باب و فصول مختلف, روايات مرتبط به ولى عصر(عج) را گزارش كرده است. در ضمن فصلهاى آن روايات با حوادث آستانه ظهور, چگونگى ظهور, و سيرت امام(عج), و آثار دلالت كننده بر خروج دجّال و… گزارش شده است. كتاب را پيشتر آقاى عبدالفتاح محمّد الحلو تحقيق كرده و با فهرستهاى فنى سودمند نشر داده بود. اين چاپ حروفچينى جديدى است از همان چاپ با تعليقه ها و حواشى سودمند آقاى على نظرى منفرد. اين چاپ از جهاتى بر چاپ پيشين برترى دارد, ولى متأسفانه از هرگونه فهرستى تهى است. ادبيّات
الأدب الفارسى فى اهم ادواره وأشهر اعلامه. محمّد محمّدى. (چاپ اوّل: تهران, انتشارات توس, 1374), 343ص, وزيرى.
مؤلف محقق اين كتاب را حدود سى و شش سال پيش در بيروت نگاشته است, تا به دانش پژوهان و محققان و جستجوگران ادب يارى رساند. وى در هفده بخش از مهمترين تحوّلات و تطورات ادب فارسى وچهره هاى ارجمند و بلندآوازه آن سخن گفته است. گزارش كوتاه از تاريخ لغات و لهجه هاى ايرانى, شعر ايران قبل از اسلام در بخشهاى اوّل كتاب آمده است. آنگاه چگونگى نقل و ترجمه ادب فارسى در دوره اسلامى نموده شده است. سپس از شعر فارسى در دوره اسلامى و چگونگى تطور و انواع آن بحث شده است. بررسى شخصيت و شعرِ فردوسى, عمرخيام, جلال الدين مولوى, سعدى شيرازى, حافظ و در نهايت چگونگى شعر غنايى از مطالبى است كه در بخشهاى ديگر اين كتاب آمده است. اين كتاب را انتشارات توس به گونه اى چشم نواز و زيبا براساس چاپ پيشين افست, تجليد و نشر داده است.
الم… ذالك الحسين. كمال السيّد. (چاپ اوّل: قم, انتشارات انصاريان, 1374), 96ص, وزيرى.
داستانى است خواندنى و گيرا, كه نويسنده در آن حادثه كربلا و چگونگى شكل گيرى و قهرمانهاى گونه گونه اين حادثه را در قالب رمان ريخته و به نيكويى پرورانده و عرضه كرده است.
برگزيده و شرح حافظ. بهاءالدين خرمشاهى, مهرداد نيكنام. (تهران, نشر و پژوهش فرزان روز, 1373), دوازده«252ص.
كتاب حاضر ـ كه مخاطبش نسل جوان امروز است, يعنى نوجوانان دوره راهنمايى تا داوطلبين كنكور دانشگاه ـ حاوى هفتاد غزل شاعر بلند آوازه ايرانى, خواجه حافظ شيرازى است كه به زبان روان و خوش خوان شرح گرديده است. در اين اثر به دو نكته بايد اشاره كرد كه مى تواند قابل تأكيد باشد: نخست اينكه گزينش غزليات توسط هفده نفر نوجوان و جوان انجام پذيرفته و ديگر اينكه از اشاره به نكات دستورى و مسايل پيچيده عرفانى و ادبى پرهيز شده است. آن گونه كه از مقدمه كتاب برمى آيد, هدف اين كتاب ايجاد پيوندى است بين نسل جوان و ادب كهن و از اين رو كتاب سرآغازى است از يك مجموعه چندين جلدى كه مجموعه ادب جوان نام گرفته و شامل برگزيده و شرح متون نظم و نثر از رودكى تا عصر حاضر است وبراى نوجوانان و جوانان و تمام دوستداران ادب فارسى كه به علت دشوارى متون از لذت بهره مندى از آنها محروم مانده اند. تهيه شده است.
برگزيده و شرح اشعار ملك الشعرا بهار. حجت اللّه اصيل. (چاپ اول: تهران, انتشارات فرزان, 1374), 220ص.
اين مجموعه برگزيده اى است از اشعار محمّدتقى بهار (ملك الشعرا) شاعر, اديب, پژوهنده, روزنامه نگار و سياستمدار ايرانى كه براى نشر در مجموعه (ادب جوان) فراهم آمده است. و از آنجا كه بهار قصيده سراست, به جز چهار شعر بقيه اشعارى كه از وى انتخاب شده, در قالب قصيده است. معانى واژه هاى دشوار و شرح مؤلف اين امكان را به خوانندگان جوان مى دهد تا بيشتر با انديشه و رهيافتهاى فلسفى, دينى و اخلاقى بهار آشنا شوند.
فرهنگ موضوعى ادب پارسى; منطق الطير و پندنامه. قادر فاضلى. (تهران, طلايه, 1374), 431ص.
مؤلف كوشيده است ابيات منطق الطير و پندنامه را زير موضوعاتى كه به ترتيب الفبا فهرست كرده است بياورد. عنوان برخى از اين موضوعات را براى نمونه مى آوريم: آدم, آيينه, ابوبكر, اجل, استغراق, اطاعت, امتحان, انسان كامل, اويس قرنى, بايزيد, بلال حبشى, تجلى, تعصب, خودشناسى, خرقانى, رنج…. تاريخ
داستان زندگى پيامبر ـ جلد10 (جنگ بدر). عبدالحميد جودة السحار; ترجمه عبدالكريم بى آزار شيرازى. (تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1373), 16ص.
كتاب حاضر گوشه اى از داستان زندگى پيامبر اسلام(ص) و رهبرى سياسى, نظامى و مذهبى وى در جنگ بدر است. اين كتاب براى كودكان و نوجوانان به رشته تحرير درآمده است.
نگاهى به تاريخ حيدرآباد دكن. مجتبى كرمى. (تهران, وزارت امورخارجه, مؤسسه چاپ و انتشارات, 1373), نه«189ص.
اين كتاب اشاره اى گذرا به چگونگى تأسيس و فرمانروايى حكومتهاى ايرانى تبار در جنوب هند دارد و مشتمل بر نه فصل, نتيجه گيرى و يك ضميمه است. در فصل نخست موقعيت جغرافيايى و اوضاع طبيعى دكن مورد بررسى قرار گرفته است و فصلهاى دوم و سوم به بررسى اوضاع سياسى و فرهنگى دكن قبل از تأسيس شهر حيدرآباد در طول سالهاى 748 تا 934ق. اختصاص دارند. در فصلهاى چهارم تا ششم اوضاع سياسى و فرهنگى حيدرآباد طى سالهاى 934 تا 1368ق مورد بررسى قرار مى گيرد و در فصل نهم نيز برخى از آثار تاريخى حيدرآباد و گلكنده معرفى شده است.
تاريخ معاصر ايران (كتاب هفتم). (تهران, مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى, 1374), 366ص.
عنوان مقالات اين مجلد از اين قرار است: (تمدن غربى, علوم جديد و نوانديشى در نگاه ايلچيان و مأمورين ايرانى دوره قاجار)/ سيد مجيد ميرمنتهايى; (كارمزدى و مهاجرت: كارگران ايرانى در جنوب روسيه, 1880 تا1994)/ حسن حكيمان: ترجمه افسانه منفرد; (ميرزاتقى خان اميركبير در ترازوى تنقيد)/ محمّدعلى اكبرى; (نگاهى به اموال منقول و غيرمنقول رضاشاه)/ محمّد تركمان; (گفتگويى با حجةالاسلام على دوانى)/ مرتضى رسولى; (اسنادى از مديريت آلمان ها در بانك ملى ايران (1311 و1312)/ رضا فراستى; (اسنادى درباره سيد جمال الدين اسدآبادى)/ حجت اللّه جودكى.
تاريخ كيش زرتشت. بوي, مرى. ترجمه همايون صنعتى زاده. (تهران, توس, 1374). ج1, 467ص.
كتاب حاضر يكى از مهمترين تأليفات تحقيقى در زمينه كيش زرتشت و تاريخ تحولات آن است. مؤلف تاريخ اين كيش را از زمان ظهور زرتشت تا به امروز, به گونه اى پيوسته دنبال كرده است و در اين ميان تاريخ دوره هاى 500ساله اشكانيان و 1000ساله پس از اسلام را نيز بررسى كرده است. كتاب حاضر شامل مباحثى است چون: (ايزدان ايرانيان كافر), (ديوان, بدكاران, موجودات افسانه اى, نخستين انسان و قهرمانان), (زرتشت و تعليمات او), (دوره پيش از زرتشتى). اميدواريم ادامه اين اثر ارزشمند نيز به فارسى ترجمه و منتشر شود.
وارونه نويسى در تاريخ; در سرگذشت امين السلطان. ايرج وامقى. (تهران, اطلاعات, 1374). 134ص. فهرست راهنما.
ابراهيم صفايى دو كتاب با عنوان اسناد سياسى دوره قاجار و رهبران مشروطه دارد. به اعتقاد مؤلفِ كتابِ حاضر (وامقى), صفائى در آن دو كتاب از ميرزا على اصغر خان امين السلطان (1250تا1300هـ ق) جانبدارى كرده است. گفتنى است كه امين السلطان (از صدراعظمهاى دوره قاجار (ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه), و نيز رئيس الوزراى دوران مشروطه بوده است. مؤلف در كتاب حاضر كوشيده است تنها با استناد به نوشته هاى صفائى و بدون رجوع به منابع ديگر, شرح حال واقعى امين السلطان را بازنمايد. اين كتاب قبلا به صورت سلسله مقالاتى در مجله اطلاعات سياسى و اقتصادى منتشر شده است.
الترجمه والنقل عن الفارسيّه. محمّد محمّدى. (چاپ اول: تهران, انتشارات توس, 1374). 290ص, وزيرى.
تبادل فرهنگها, تأثيرگذارى و تأثيرپذير فرهنگها و تمدّنها از يكديگر و چگونگى تعاطى انديشه ها, روشها, و منشهاى تمدنها و فرهنگها از بحثهاى دلكش فرهنگ بشرى و نشانگر چگونگى نمونه هاى جانهاى آشنا با يكديگر است.
مؤلف محقق در اين كتاب ابتدا از چگونگى ترجمه و نقل بخشهايى از فرهنگ ايرانى را در دوره گسترش اسلام در ايران نمايانده است. آنگاه به تفصيل از ترجمه و تأثير دو اثر (تاج نامه) و (آيين نامه) (يا مجموعه هايى با اين دو عنوان) در تمدن اسلامى بحث كرده است. پژوهش مؤلف, دقيق و جستجوى در منابع كهن باريك بينانه است.
سيماى كربلا. محمّد صحّتى سردرودى. (چاپ دوم: تهران, مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى, 1373). 237ص, رقعى.
اين كتاب تاريخ كربلاست; تاريخ شهر عشق و حماسه و حريم حريّت. در فصول آغازين كتاب از پيشينه تاريخى كربلا, حدوث حادثه شگفت و عظيم عاشورا و پيروزمندانه بر خون نشستن گلگون چهرگان حسينى, تدفين معلّم شهادت اباعبداللّه الحسين(ع) و يارانش در آن ديار, چگونگى شكل گيرى آستان حسينى سخن رفته است.
در ديگر فصلها از آثار تاريخى و زيارتگاههاى كربلا, قيام و خيزشهايى كه از آبشخور زلال كربلا سيراب شدند, فضيلت زيارت كربلا و عظمت تربت پاك اباعبداللّه(ع), و خاندان علم, فقاهت مكرمت در كربلا بحث شده است.
سيماى خوى. على صدرايى خويى. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى, 1373). 215ص, رقعى.
گزارشى است تحليلى تاريخى از خوى و پيشينه تاريخى آن و نيز وضع فرهنگى اجتماعى, دينى و جايهاى تاريخى آن.
كتاب در هفت بخش تدوين يافته است. در بخش اوّل از جغرافياى طبيعى خوى سخن رفته است و در فصل دوم از جغرافياى اقتصادى آن. در بخش سوم با عنوان جغرافياى انسانى از توابع خوى, تاريخ دينى و مذهبى خوى و آداب و رسوم آن بحث شده است.
بخش چهارم ويژه جغرافياى تاريخى است با گزارشهايى از حوادث سياسى, جنگها و حركتهاى اجتماعى و سياسى آن روزگار.
در بخش پنجم اماكن متبركه معرفى شده است و در بخش ششم از آثار باستانى خوى سخن رفته است. در بخش هفتم در سه فصل از خاندانهاى خوى بحث شده و چهره برجسته آن ديار از عالمان و شاعران معرفى شده اند. سيماى خوى كتابى است مختصر, مفيد و خواندنى.
نگرشى بر جنگ روانى در صدر اسلام. عبدالوهاب كميل, محمّدتقى رهبر. (چاپ اوّل: تهران, مركز چاپ و نشر بنياد بعثت, 1374). 225ص, وزيرى.
جنگ روانى, و به ديگر سخن جنگ افكار و جنگ سرد, جنگى است كه از طريق تسليحات بلكه با به كارگيرى ابزار و شيوه هاى فرهنگى تبليغاتى, اجتماعى و… براى دست يافتن به انديشه ها و جهت دادن به نگرشها شكل مى گيرد. اين اصطلاح گو اينكه نو است امّا شيوه, شيوه اى است كهن. مؤلف در اين كتاب چگونگى جنگ روانى عليه پيامبر(ص) در مكه را به بحث كشيده و بحثى سودمند و درس آموز عرضه كرده است.
در بخش اوّل از مفهوم جنگ روانى بحث كرده و ابعاد آن را نمايانده است. در بخش دوم از چگونگى آن در دوره مكّى از تاريخ رسالت پيامبر(ص) سخن گفته است. در بخش سوّم, پس از ادامه بحث, و چگونگى روياروى ياران پيامبر با دشمنان باز نموده شده است. اين كتاب اثرى است خواندنى, و نشانگر بُعدى تنبه آفرين از ابعاد زندگانى پيامبر(ص).
پيدايش نجوم. بارتل ل. واند رودن, ترجمه همايون صنعتى زاده. (چاپ اوّل: تهران, مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى, 1373), 506ص, وزيرى.
اين كتاب تحقيقى است گسترده در تاريخ نجوم و چگونگى شكل كيرى و گسترش اين دانش در ميان اقوام و ملّتها. كتاب در يك پيش گفتار و هشت فصل تدوين شده است. در پيشگفتار از نقش دانش نجوم در تاريخ تمدن و در فصل اوّل از دانش نجوم در عهد باستان سخن رفته است. دانش نجوم در بابل كهن, دوره آشوريان, دوره بابلى جديد و ايرانيها, عناوين فصلهاى بعدى است. فصل پنجم تحليلى است از آيين كيهانى, اخترشناسى, دانش نجوم و پيوند آن با مذهب از نگاه اديان مختلف. نظريه قمر, نظريه بابلى سيّارات در فصلهاى ششم و هفتم بررسى شده و در فصل هشتم از گسترش و نفوذ نجوم بابل سخن رفته است. كتاب اثرى است سودمند و در تاريخ كارآمد. اخلاق و تربيت
عوارف المعارف. شيخ شهاب الدين سهروردى, به اهتمام قاسم انصارى. (چاپ دوم: تهران, شركت انتشارات علمى و فرهنگى, 1374), 326ص, وزيرى.
عوارف المعارف, كتابى است در آداب صوفيان و سير و سلوك عارفان. مؤلف از مشاهير صوفيان و از معاريف عارفان است. وى اين كتاب را بر پايه مشارب ذوقى اهل طريقت و با توجه به رسوم و قواعد اهل شريعت پرداخته و در نگارش آن از آيات, روايات و اقوال عارفان بسيار استفاده كرده است. كتاب مشتمل است بر يك مقدمه كوتاه و شصت وسه باب. عناوين برخى از بابها چنين است: منشأ علوم صوفيان, فضيلت علوم صوفيان, آداب حضرت الهيّت فضيلت قيام در شب و… ترجمه كتاب ميراثى است برجاى مانده از قرن هفتم با نثرى فاخر و واژگانى سودمند و ارجمند. محقق محترم افزون بر تصحيح كتاب و تخريج احاديث و تنظيم فهارس كارآمد, در مقدمه اى مفصل از مؤلف, مترجم و ويژگيها و اهميت كتاب سخن گفته است.
سيماى فرزانگان. رضا مختارى. (چاپ هشتم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374), 532ص, وزيرى.
منية المريد فى أدب المفيد والمستفيد. تأليف شهيد ثانى(قده). تصحيح رضا مختارى (چاپ سوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى), 496ص, وزيرى.
اين اثر بتفصيل در شماره دوم همين مجله, معرفى شده است. و در سال 1369 كتاب برگزيده سال, شناخته شد. رجال و شرح حالها
سيد حِميَرى سالار شاعران. محمّد صحّتى سردرودى. (چاپ اوّل: تهران, مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى, 1373), 182ص, رقعى.
شاعران شيعى انديش و حماسه سرايان ستيهنده علوى, ارجمندان و قلّه سانان و برنادلانى بودند ايستاده بر معبر تاريخ, كه در هر كوى و برزنى شعر سرشار از شعورشان را فراز مى آوردند و در هنگامه سياهى آفرينى شب پرستان حق خلافت و خلافت حق و مظلوميت آل على را از جان سپر مى ساختند. سيد حميرى يكى از آن پاكيزه خويان و فريادگران سپيدى در دل تاريكيهاست و اين كتاب تصويرى گوياست از زندگانى شعر, و ستيزه گرى او عليه بيداد و جهالت. در فصل اوّل از خاندان سيد سخن رفته است و در فصل دوّم در تولّد و رشد و چگونگى تحوّل فكرى او. در فصول بعدى از حضور وى در محضر ولايت, شعر سيد, حافظان و روايتگران شعر سيّد و جلوه اى از حيات سيد سخن رفته است.
رياض العلماء وحياض الفضلاء. ميرزا عبداللّه افندى اصفهانى, تحقيق سيد احمد حسينى. (چاپ اوّل: قم, مكتبة آيت اللّه العظمى النجفى المرعشى, 1415), ج7, 362ص, وزيرى.
رياض العلماء در شرح حالنگارى از جايگاه بلندى برخوردار است, مجموعه مجلّدات آن سرشار است از آگاهيهاى رجالى و كتابشناسى. بخش اوّل اين كتاب كه ويژه شرح ِحالِ عالمان شيعه است در شش جلد به سال 1410 نشر يافت. اين مجلّد مشتمل است بر (القاب) و مشهوران به آنها, با توضيحاتى سودمند و كارآمد. محقق محترم آن را براساس نسخه موجود در كتابخانه ملك تصحيح كرده و توضيحاتى درباره رجال يادشده در متن و نيز مواضع مبهم كتاب بدان افزوده است. افزون بر آنچه ياد شد محقق در ضمن مقدمه اى كوتاه از چگونگى تصحيح, سخن گفته و فهارس سودمندى بر پايان كتاب افزوده اند. مجموعه ها
مجموعه مقالات اولين كنفرانس بين المللى فرهنگ و تمدن اسلامى. (تهران, مركز مطالعات و تحقيقات بين المللى, 1373) [توزيع74], 440ص, مصور.
كتاب حاضر شامل 33مقاله اى است كه هيأت علمى دبيرخانه نخستين كنفرانس بين المللى فرهنگ و تمدن اسلامى (بهمن ماه 1372 در تهران) براى ارائه در اجلاس عمومى با چاپ, تصويب كرده است. مقالات اين مجموعه به زبانهاى فارسى, عربى و انگليسى است. عنوان برخى مقالات و نام نويسندگان آنها را مى آوريم: (نقش عرفان در تمدن اسلامى)/ جوادى آملى; (خانقاه سازى در قرن هفتم تا دهم هجرى و نقش آن در كاهش تحرك اجتماعى مسلمانان)/ رسول جعفريان; (علل شكوفايى تمدن اسلامى در قرون اوليه)/ عباس زرياب خوئى: (قواعد تمدن سازى و آينده تمدن اسلامى)/ نوراللّه كسايى; (كثرت گرايى در تفكر مذهبى قرن3و4 هجرى)/ محمّد مجتهد شبسترى; (تأثير قرآن در جنبش فكرى و نهضت علمى تمدن و تكامل بشر)/ محمّد واعظ زاده خراسانى; (علل اجتماعى رشد و انحطاط تمدن و فرهنگ اسلامى در قرون وسطى)/ پرويز اذكائى; (علل برآمدن تمدن غرب و افول تمدن اسلامى)/ عمادالدين باقى; (فرهنگ چيست؟)/ عباسعلى برانى; (تجديد حيات سياسى اسلام)/ على بيات.
زبان اهل اشارت. (مجموعه مقالات) به كوشش يداللّه جلالى بندرى (چاپ اوّل: يزد, مؤسسه انتشارات يزد, 1374), 239ص, وزيرى.
اين كتاب مجموعه اى است از مقالات نشريافته در مجلاّت درباره تفسير كشف الأسرار. اين مجموعه در هفت بخش تدوين يافته است; عناوين بخشها چنين است: زندگى و آثار ابوالفضل رشيدالدين ميبدى, نسخه هاى كشف الأسرار واژگان كشف الأسرار, سبك نثر ميبدى, نگرش عرفانى ميبدى, ارزشهاى گوناگون كشف الأسرار درباره فهرست كشف الأسرار. بر روى هم در اين كتاب بيست وهفت مقاله نشر يافته است.
مجموعه مقالات چهارمين سمينار خليج فارس. مركز خليج فارس دفتر مطالعات سياسى و بين المللى. (تهران, وزارت امور خارجه, 1373), 550ص.
كتاب حاضر كه در پنج فصل و يك نتيجه تنظيم شده در واقع محتوى مقالاتى است كه به زبانهاى فارسى, انگليسى و عربى در سمينار خليج فارس ارائه شده و يا به دبيرخانه سمينار رسيده و بعد از برگزارى سمينار, مقالات خارجى به زبان فارسى ترجمه شده است. در فصل نخست, سخنرانيهاى افتتاحيه نشست مقامات وزارت امور خارجه و ديگر مسؤولان ايران آمده است و در فصل دوم, مقالاتى كه به بررسى نخستين محور سمينار يعنى (امنيّت منطقه اى) پرداخته, نقل شده است. در فصل سوم, سخنرانيها و مقالات مربوط به عوامل مؤثر در آينده قيمت نفت آمده در فصل چهارم, از وضعيت آينده عراق صحبت شده است. فصل پنجم نيز به مقالاتى اختصاص يافته كه در خصوص محورهاى سه گانه آن سمينار دريافت شده بود, ولى فرصتى جهت ارائه نيافت. متفرقات
ره توشه راهيان نور. دفتر تبليغات اسلامى. (چاپ اوّل: قم, امور استانهاى دفتر تبليغات اسلامى, 1374), 352ص, وزيرى.
سالهاست كه دفتر تبليغات حوزه علميه قم با همتى بلند ايام تعطيلى تابستان فرزندان اين مرزوبوم را به وادى نور رهنمون مى شود و با اعزام طالب علمان بسيارى در حركتى به نام (طرح هجرت) اوقات فراغت دانش آموزان را با آموزشهاى گونه گون در جهت تعالى انديشه آنان سوق مى دهد. براى اين منظور دفتر يادشده متونى آموزشى و سودمند براى مقاطع مختلف آموزشى, تهيه كرده است. آنچه اينك ياد كرديم مباحث عقايد و اخلاق است ويژه مقطع دبيرستان و با عناوين: دين شناسى, خداشناسى, نبوت, امامت, معاد انسان كامل و ويژگيهاى او, عزت انسان, هدف خلقت انسان چيست و….
ره توشه راهيان نور. دفتر تبليغات اسلامى. (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, 1374), 160ص, وزيرى.
يكى ديگر از متون آموزشى است از طرح ياشده و مشتمل بر مباحث سياسى. كتاب در هشت درس تدوين شده است; با اين عناوين: لزوم شناخت مسائل سياسى و در ضمن آن مفاهيم, عومل و عناصر مهم در شناخت و تحليل پديده هاى سياسى, موانع رشد آگاهيهاى سياسى, تاريخچه مسيحيت (قرون وسطى و رنسانس, استكبار جهانى و كشورهاى جهان سوّم, واكنش ايران در برابر استعمار و استبداد, مشروطيت انقلاب اسلامى ايران, استكبار جهانى و انقلاب اسلامى و نظم نوين جهانى و….
ره توشه راهيان نور (ويژه مقطع راهنمايى). مركز تربيت مربى كودكان. (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, 1374),272ص, وزيرى.
از جمله متون آموزشى براى مقطع راهنمايى (طرح هجرت) است كه از آن سخن گفتيم و درباره قرآن, آداب و اخلاف و اعتقادات تدوين يافته است. برخى از عناوين آن چنين است: احكام و آداب تلاوت قرآن, نگهدارى قرآن, قرائت قرآن, حسن خلق, امانتدارى, صله رحم, امر به معروف و نهى از منكر, توحيد, عدل, صفات خدا, نبوت, امامت, آثار ايمان به خدا و….
ره توشه راهيان نور. مركز تربيت مربى كودكان و نوجوانان. (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميّه قم, 1374), 303ص, وزيرى.
متنى است آموزشى در ضمن متون آموزش طرح يادشده ويژه مقطع ابتدايى, داراى مسائلى درباره قرآن, آداب و اخلاق, اعتقادات, احكام و با عناوينى مانند: معما, داستانهاى قرآن, فروع دين در قرآن, اوامر و نواهى قرآن, سوره شناسى, دلايل وجود خدا, صفات خداوند, نبوت, صفات انبياء, معاد, امامت, و….
ره توشه راهيان نور. امور استانها ـ دفتر تبليغات اسلامى. (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, 1374), 311ص, وزيرى.
يكى ديگر از متون آموزشى است در طرح يادشده ويژه مقطع دبيرستان و مشتمل بر مباحث قرآنى و آموزش احكام. در بخش اوّل شناخت قرآن علوم قرآنى بحث شده است و سرگذشت انبيا(ع) براساس قرآن گزارش شده است.
در بخش دوم بحث از احكام است با مباحثى درباره تقليد, علت اختلاف فتوى و ديدگاههاى مجتهدان در اين باره و….


صفحه 13

مجله هاى پژوهشى



بيّنات
سال دوم, شماره دوم (پياپى6), تابستان74.
تفسير قرآن كريم, امام خمينى(ره); اجر رسالت از ديدگاه قرآن; نكات قرآنى; دكتر راميار, قرآن پژوهى ژرف نگر; تغنى به قرآن; تلميحات قرآنى; گفتگو با آيت اللّه معرفت; درباره آخرين ترجمه هاى قرآن كريم; زبان قوم, نه فرهنگ ايشان!; عقل و علم در تفسير الجواهر; باستان شناسى كتب مقدس; عنوان گيرى از قرآن كريم; تازه هاى نگارش و نشر و….
بصائر
سال دوم, شماره9, تير74.
روحانيت, مردم و تبليغات دينى; شهيد بهشتى و ضرورت ايجاد تحول در حوزه ها; ولايت و مرجعيت; هنر متعهد از ديدگاه شيخ مرتضى انصارى; ماهواره, ابزار تهاجم يا تبادل؟; ضرورت تحول در ابزار و شيوه هاى تبليغ و….
بصائر
سال دوم, شماره10, مرداد74.
جايگاه, رسالت و عملكرد سازمان تبليغات اسلامى, پيشينه وحدت; جايگاه عقل در نظام ارزشى اسلام; ابعاد شخصيت شيخ انصارى; تبليغات ضد اسلام; كتابشناسى توصيفى و….
پاسدار اسلام
شماره 164, مرداد74.
رسالت هنر; پيشواى مشروطه; رنج اسارت; اصول گرايى; شكوهمندترين نرمش قهرمانانه تاريخ; شيوه هاى برخورد اخلاقى و….
پاسدار اسلام
شماره165, شهريور74.
غربال انقلاب; مشتاقان وحى: لحظه هاى پرالتهاب; زن وتجمل پرستى; شيوه هاى برخورد با گناهان; دستاوردهاى انقلاب; و….
پيام زن
سال چهارم, شماره پنجم (پياپى41), مرداد74.
اسلام, زن و كنكاشى نوين(10); نقش خانه رمله, دختر حارث, در دولت نبوى(ص); كنگره, نمايشگاه نقش زن در علم, صنعت و توسعه; زن, جنسيت و اسلام; نگاهى به چهره زن در ادب پارسى; حرفهايى درباره قصه نويسى(4); تازه هاى پژوهش و….
پيام زن
سال چهارم, شماره ششم (پياپى42), شهريور74.
اسلام, زن و كنكاشى نوين(11); ساره همسر ابراهيم خليل الرحمن(ع); نگاهى به اسلام, زنان و صلح; در پكن, زنان غربى حرف اول را نخواهند زد; مسلمانان اروپا; احترام متقابل; مشاور شما و….
پيام حوزه
سال دوم, شماره اول (پياپى5), بهار74.
طرح مهم تمركز شهريه; تصميم نهايى شوراى عالى درباره حوزه علميه شهيد شاه آبادى; مصوبات جديد شوراى عالى; آشنايى با مجمع نمايندگان طلاب; سرخوشان نشئه صهباى عشق; پيشينه عاشورا; زندگى نامه علامه تنكابنى; ارزش حديث در علوم ادبى; دستورالعملى از استاد حسن زاده آملى; آشنايى با مركز معجم فقهى و دارالقرآن كريم آيت الله العظمى گلپايگانى (قدس سره); حوزه علميه قزوين و كازرون و….
پيام يونسكو
سال25, شماره287, تيرماه74.
مديريت امروز و سنتها; گفتگو با ژان مالورى; مشكل پارك ملى; بهشت بازيافته سيشل; كتابهاى جهان; پيروى از كتاب, درسهايى از تاريخ و….
پيام يونسكو
سال25, شماره288, مرداد74.
فعاليتهاى يونسكو; پايان تاريخ يا آغاز آن; ابداع زبانى نو; دامهاى حافظه; مسؤوليت تاريخنگارها; مطالعات تاريخى يونسكو و….
تازه هاى مديريت
دوره دوم, شماره هشتم و نهم, زمستان73.
مديريت استراتژيك و نقش مدير ارشد اجرايى; خط مشيهاى استراتژيكى واقعى يا بوروكراسى سازمانى و انضباط ادارى و….
تبيان
سال سوم, شماره9و10, فروردين ـ ارديبهشت, خرداد ـ تير74.
تأثير افكار عاشورايى امام خمينى(ره) بر فرهنگ اجتماعى و هنر امروز; روانشناسى سلوك يا نگاهى به مشكلات و مسائل سلوك; حماسه يا حقيقت; اصول و روش تاريخ نگارى در عصر جديد; واژه تعصب از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه; حجاب ميوه شناخت; شعر و هنر در انديشه اقبال لاهورى و….
التوحيد
العدد75, السنة الثالثة عشرة, ذوالقعدة1415.
مظاهر السلوك التغريبى فى مجتمعات المسلمين; النظام السياسى الاسلامى والتداعيات المرفوضة; اهمية الفكر الفلسفى عند صدرالدين شيرازي: الحوار الاسلامى ـ المسيحي… الخلفيات والابعاد; الثقافة الاسلامية وجامعاتنا المعاصرة; الاسلام فى روسيا… الاتجاهات والمستقبل; حول الحضارة الاسلامية (حوار); الامام المجدد السيد محمد حسن الشيرازي, حول تشكيل العقل المسلم و….
حوزه
شماره 67, فروردين ـ ارديبهشت74.
دو احياگر; مصاحبه با آيت الله شيخ عبدالرحيم سامت; روند اجتهاد در عصر شيخ طوسى, (قدس سره); دين و تكنولوژى(6); ايجاد محيط اخلاقى; فهم دينى در آزمون تدوين قانون اساسى(3); كندوكاوى در: مهاجرت علماى جبل عالم به ايران در عصر صفوى; نقدى بر (ترجمه و تبيين اللّمعة الدّمشقيه) و….
راهبرد
شماره6, بهار74.
نقش نهضت عاشورا در شكل گيرى و تداوم انقلاب, ساختار استبدادى حكومت پادشاهى و عدم رشد بورژوازى در ايران; دستورالعمل اجرائى كلينتون: ادامه (مهار) ايران يا بديلى ديگر; بى ثباتى سياسى و رشد اقتصادى و….
رهيافت
شماره هشتم, بهار74.
عوامل ضعف مجلات علمى ايران; مجلات علمى و معضل تأمين هزينه هاى مالى; نگاهى به نخستين نشريه علمى ايران; اقتصاد مجلات علمى; جايگاه ارتباطات علمى در دنياى امروز; شاخصهاى علم سنجى و….
طلايه
سال اول, شماره1, خرداد74.
عشق و غيرت; تدوين لغت عرب; تصوف و عرفان; رؤياى مطلق در كنه واقعيت; اندكى از نقد معاصران; در ماهيت شاعرى و….
فقه
شماره سوم, بهار74.
موارد وجوب خمس و زكات; لزوم گردآورى وجوه شرعى; زكات, منبع مالى حكومت اسلامى; خمس, حق الاماره; وجوه شرعى و ماليات; ضمان در وجوه شرعى; فقه الامام الصادق(ع); نقدى بر مقاله (انظار فقيهان در ولايت فقيه).
فرهنگ توسعه
سال چهارم, شماره18, خرداد ـ تير74.
دوران مشروعيت زدايى رهبرى جهانى آمريكا و استراتژى امپرياليستى مهار دوجانبه; هاليفاكس ـ اجلاس95; جايگاه سنت و تجدد در مطالعه و توسعه; مشروعيت, دين و ناسيوناليسم در خاورميانه; بحثى در ديالكتيك پيدايش و شناخت اساطير; بحران دوران زوال; پول نماى نزديك, تحول فرهنگى در آموزش منابع انسانى و….
الفكر الاسلامى
العدد العاشر, السنة الثالثة, ربيع الثاني, جمادى الثانيه 1416هـ.ق
الحرية الفكرية والثقافة; سورة الحمد (اهدافها ـ معطياتها); خطأ الطبيب الموجب للضمان فى الفقه الاسلامي; دور اليفظة فى سلوك الى اللّه; صراع الحضارات; النظام الاجتماعى والسياسى لدولة المدينة و….
كلام اسلامى
سال چهارم, شماره14, تابستان74.
اعجاز و گزاره هاى علمى; برتراندراسل و توجيه ناپذيرى نظرى استقراء; پژوهشى درباره صابئين; نگاهى به پيشگفتار (خدا در فلسفه)(2); علم اطلاع رسانى و نقش آن در اطلاعات علم كلام; پيدايش شيعه اسماعيليه(1); اثبات وجود خدا در برهان اخلاقى كانت(1); حكيم ابوالقاسم فردوسى(1); مؤمن الطاق; تحقيقى پيرامون فرقه اهل حق(1); (كتاب الله وعترتى اهل بيتى) يا (كتاب الله و سنّتى)؟; ريشه هاى علوم ولوى(3) و….
كيهان فرهنگى
سال دوازدهم, شماره121, خرداد ـ تير74.
ايرانيان دور از وطن, باورها و فرصتها; اعتقادات دينى اميركبير; الغدير و وحدت اسلامى; راهى كه اجتهاد و فقه در پيش دارند; استاد مطهرى و جامعه شناسى; ريشه در اعماق و داستانهاى ديگر; بحران ايمان, درام غم انگيز عصر; گوهر انسانى و تمدن جهانى; معرفى چند كتاب و….
كيهان انديشه
شماره60, خرداد ـ تير74.
دهمين سال انتشار كيهان انديشه و پيامهاى انديشمندان; كارنامه ده ساله كيهان انديشه; دين و حكمت; جنبش ذاتى طبيعت; قانونمندى در نظام آفرينش; صائب تبريزى و مشروعيت سلطنت صفوى; خدا در انديشه ارسطو; رساله حجابيه; مختصات تقريب بين مذاهب اسلامى; عالم تصوير در ديوان صائب و….
مسجد
سال چهارم, شماره20, خرداد ـ تير74.
تحجر, تساهل يا اسلام ناب محمدى(ص); قبله و احكام آن; حق معاش; شصتمين سالگرد قيام مسجد گوهرشاد; مسجد و مدرسه عالى شهيد مطهرى; فرائد الفوائد در احوال مدارس و مساجد و….
معرفت
سال چهارم, شماره اول (پياپى13), تابستان74.
در سوگ پيرمراد و پورمريد; ميزگرد اسلام و دموكراسى; اخلاق در قرآن; هدايت به امر در تفسير الميزان; ابعاد حج در قرآن; اعتبار ادراك و شهود عرفانى از ديدگاه كتاب و سنّت; قضيه لابتيه; دستاوردهاى مسلمانان در علم و فلسفه; پرچم و پرچمدارى در عرب و اسلام; جامعه شناسى معرفت; بررسى انتقال معكوس تكنولوژى در ايران (پديده فرار مغزها); پايان فضيلت يا نقد تفكر اخلاق جوامع معاصر, روشمندى و شرايط تحقيق در تاريخ و خلأهاى موجود در تدوين تاريخ اسلام و….
ميقات حج
سال چهارم, شماره11, بهار74.
آداب حج; ميقات يا نقطه آغازين سير الى اللّه; منازل سلوك عرفانى در آيينه حج; برخى از احكام اهل سنّت; جدال در حج; نقش ايرانيان در حرمين شريفين; آل سعود و عربستان; حرم همسران و دختران رسول خدا ـ ص ـ; در محضر نور و….
نقدونظر
سال اول, شماره دوم, بهار74.
اقتراح درباره دفاع عقلانى از دين; متون دينى و هرمنوتيك; تأملاتى در حاشيه اقتراح; اعتبار مآخذ فقهى و نقد نظريه انسداد; گرايشهاى عمده در فلسفه دين; بستر تاريخى دفاع عقلانى از دين; كتابشناسى توصيفى كلام جديد; عقلگرايى; مابعدالطبيعه در غرب به تفسير هيدگر ; تجربه گرايى و ايمان دينى; عقل و وحى از ديدگاه مسيحيت ارتدكس; تأملى در كتاب الوسطيه فى الاسلام و….
نامه فرهنگستان علوم
شماره اول, پاييز و زمستان73.
سنتهاى علمى را حفظ كنيم; مبانى فلسفى فيزيك جديد; پژوهشى در ويژگيهاى موسيقى ايران; نگاهى به وضع كنونى و آينده روان شناسى اجتماعى; فرهنگستان علوم و نقش آن در توسعه علوم پايه; نگاهى به آموزش عالى و شيوه هاى اداره آن; آشنايى با فرهنگستان علوم جهان سوم و….
نشر دانش
سال پانزدهم, شماره چهارم, خرداد ـ تير74.
تير عاشق كش; چرا و چگونه زبان فارسى بايد زبان علمى ما باشد؟; فرهنگهاى دوزبانه; دور است ره تا آفتاب; نظر اجمالى به دو كتاب: نامه شهيدى, از ديروز تا امروز; معمارى اسلامى در بوسنى و هرزگوين; سه كتاب چاپ خارج; فردوسى پس از هزار سال, تشيع; سياست, مكتب, اصول دين و ….
نامه مفيد
سال اول, شماره دوم, تابستان74.
تفسير قرآن; پژوهشى پيرامون روايت (نزول قرآن بر هفت حرف) حركت حبى; تحليل و نقد (نظريه وجود زمان); ضرورت تحول در قانونگذارى; نقدى بر (قانون جديد صدور چك) مصوب 1372; تزويج كودكان; نهاد حسبه در منابع فقه شيعه; ايدئولوژى و روش در علم و….
نمايه
سال پنجم, شماره3 (پياپى42), تير74.
سال پنجم, شماره4 (پياپى43), مرداد74.
نمايه نشريات علمى, فرهنگى و كتابهاى روز.
Z


صفحه 14

كتابشناسى استاد سيّد جلال الدين آشتيانى
حقدار على اصغر

(تأليفات, مقالات, مصاحبه ها و تصحيحات) مقدمه:
استاد علامه سيد جلال الدين آشتيانى از بازماندگان حكماى متألّه اسلامى در دوران معاصر و از شارحان و محققان افكار حكمى ملاصدرا به شمار مى رود. مستشرق معروف فرانسوى هانرى كربن كه مدتى را با همكارى حضرت استاد در نشر آثار فلسفى اسلامى سپرى كرد و خود نيز از فلسفه آموختگان غرب بود, در اشاره به جايگاه علمى ـ فلسفى استاد آشتيانى, كارهاى تحقيقاتى ايشان را نقطه عطفى در تاريخ فلسفه اسلامى دانسته و مى نويسد:
(…ما اين اشاره اجمالى به مكتب مشهد را با بيان آثار يكى از استادان جوان فلسفه در دانشكده الهيات دانشگاه مشهد به پايان مى بريم. زمانى مى توانيم خط مشى, فعاليت و خلاقيت سيد جلال الدين آشتيانى را توصيف نماييم كه بگويم او ملاصدراى ديگرى است. هم اكنون آثار او ـ كه حاصل تعليمات سنتى استادانى است ـ داراى اهميت است: رساله درباره وجود از ديدگاه عرفان و فلسفه: شرحى بر مقدمه شرح داوود قيصرى بر فصوص الحكم ابن عربى كه مجلد اول آن (در هفتصد صفحه) مسائل اساسى عرفانى را تجديد و مورد بررسى قرار مى دهد; تصحيح چندين متن با حواشى و تعليقات بسيار ژرف مانند شرح لنگرودى بر كتاب المشاعر ملاصدرا, متن شواهد الربوبية ملاصدرا با شرح سبزوارى, تصحيح شانزده رساله… وبالاخره اقدامى كم سابقه (راقم اين سطور نيز در تهيه بخش فرانسه شركت دارد) كه همان انتشار منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران از ميرداماد و ميرفندرسكى تا زمان حاضر است كه جلد اول آن منتشر شده است… اين منتخبات نه يك ترازنامه, بلكه نقطه آغاز خواهد بود.)1
مرحوم دكتر حميد عنايت نيز در اشاره به مدرسان حكمت سنتى در ايران معاصر از علامه طباطبائى و استاد آشتيانى نام مى برند.2
حضرت استاد اكنون در جوار بارگاه قدس حضرت ثامن الحجج(ع) عهده دار تدريس حكمت و عرفان در محفل انس اخوانِ صفاست و مشتاقان فلسفه و عرفان اسلامى را از داخل و خارج كشور در گرماى شمع وجود خويش به معنويت اصول عالى اسلام هدايت مى نمايند و بيشترين اوقات خود را صرف تأليف و تحقيق مى كنند.
استاد سيد جلال الدين آشتيانى در سال 1304 شمسى در قصبه آشتيان از توابع اراك متولد شده و دوره ابتدايى تحصيلات خود را در همانجا به پايان رساند. در سال 1323 شمسى به راهنمايى و تشويق جناب آيت الله آقاى ميرزا ابوالقاسم دانش آشتيانى براى فراگرفتن علوم دينى و معارف اسلامى عازم حوزه علميه قم مى شوند و پس از فراگيرى كتب مقدماتى, به حوزه تدريس خارج فقه و اصول مرحوم آيت الله العظمى بروجردى(ره) حاضر مى شوند. ايشان به مدت هشت سال به حوزه تدريس فلسفه و تفسير قرآن و اصول فقه مرحوم علامه طباطبائى(ره) حاضر شده و الهيات شفا و الهيات اسفار به انضمام قريب به يك دوره اصول فقه و قسمتى از تفسير قرآن را خدمت آن جناب تلمّذ كردند.
استاد آشتيانى براى تكميل فلسفه و حكمت الهى به شهرستان قزوين مسافرت كرد و در سفر نفس اسفار به همراه قسمتى از امور عامه آن از محضر پرفيض فيلسوف محقق آيت الله سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى(ره) بهره جست و سپس جهت تكميل علوم نقلى به نجف اشرف هجرت كرد و مدت دو سال در حوزه هاى تدريس مراجع دينى و زعماى حوزه علميه نجف حضور يافت. استاد آشتيانى بيشترين بهره را در عتبات عاليات از محضر مجتهد جامع و محقق بارع مرحوم آيت الله ميرزا سيد حسن بجنوردى كه از اساتيد بزرگ عصر خود بود, برده است و مدت قليلى نيز به درس آيات عظام سيد محسن حكيم و شيخ حسين حلى و ميرزا عبدالهادى شيرازى رفت.
استاد آشتيانى در تهران نيز مدتى به حوزه درس حكيم محقق مرحوم ميرزا احمد آشتيانى و مدتى به طور متفرقه در محضر فيلسوف بزرگ شرق مرحوم آقا ميرزا مهدى آشتيانى حضور يافت و به حل مشكلات عرفانى و فلسفى پرداخت.
همچنان در قم از محضر درسى اساتيد عالى مقام آقايان سيد محمدتقى خوانسارى و سيد محمد حجت كوه كمرى و ميرزا رضى تبريزى استفاده كرده و شرح منظومه حكمت و قسمتى از مكاسب و شوارق الالهام را خدمت مرحوم حاج شيخ مهدى اميركلاهى خوانده است.
استاد سيد جلال الدين آشتيانى در سال 1338 شمسى به مدرّسيِ دانشگاه مشهد در رشته فلسفه و تصوف اسلامى انتخاب شدند و در سال 1340 شمسى به دانشيارى همين رشته ارتقاء يافتند و تاكنون كه نزديك به سى وپنج سال از آن تاريخ مى گذرد, در دانشگاه و حوزه علميه مشغول تدريس فلسفه و عرفان هستند.3
به پاس قدردانى از زحمات حضرت استاد در راه تدريس و تاليف و نشر علوم حقيقى و معارف عاليه اسلامى, فهرستى از آثار و تاليفات انتشار يافته ايشان را كه اندكى از خرمن عمر پربارشان است, در اين كتابشناسى به دوستداران حكمت و عرفان اسلامى و ارادتمندان استاد آشتيانى تقديم مى داريم. الف) تأليفات مستقل
1ـ تفسير سوره توحيد, مشهد, مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى, 1366ش.
2ـ شرح بر زادالمسافر ملاصدرا, تهران, انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران, چاپ اول, 1369هـ, چاپ دوم 1400 (1359ش).
3ـ شرح حال و آراء فلسفى ملاصدرا, مشهد, انتشارات زوار, چاپ اول 1382هـ (1339ش), تهران, نهضت زنان مسلمان, چاپ دوم (1360ش).
4ـ شرح فصوص الحكم فارابى, مشهد, مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى, 1353ش.
5 ـ شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم, تهران, چاپ اول 1384هـ (1343ش), چاپ دوم 1405هـ, چاپ سوم (1370ش), انتشارات اميركبير, چاپ چهارم (1372ش), قم, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
6 ـ هستى از نظر عرفان و فلسفه, مشهد, انتشارات زوار, چاپ اول 1380هـ (1338ش), تهران, نهضت زنان مسلمان, چاپ دوم (1360ش). ب) مقالات*
7ـ استاد اكبر آقاى سيد محمد كاظم عصار, تهران, وحيد, سال پنجم (1347ش), ص950ـ958.
8 ـ انتقاد بر انتقاد [از] رساله صداصل, تهران, راهنماى كتاب, سال پنجم, ص239ـ242.
9ـ انتقاد بر انتقاد, تهران, مجله راهنماى كتاب, سال ششم, شماره4و5, تير و مرداد 1342ش.
10ـ انتقاد بر انتقاد بر انتقاد (جواب به اكبر داناسرشت در باب حركت جوهرى), تهران, مجله راهنماى كتاب, سال ششم, شماره1و2, فروردين و ارديبهشت 1342ش.
11ـ اصالة الوجود عند صدرالدين الشيرازى, تعريب السيد عمار ابورغيف, قم, مجلة الفكر الاسلامى, السنة الاولى, العدد الثانى, ربيع الثانى ـ جمادى الثانية 1414هـ.
12ـ ابن عربى و مسأله ولايت, قم, كيهان انديشه, شماره30, خرداد و تير 1369ش.
13ـ برهان صديقين, تهران, فصلنامه وقف ميراث جاويدان, سال اول, شماره4, زمستان 1372ش.
14ـ پاسخ به چند سؤال, قم, كيهان انديشه, شماره22, بهمن و اسفند 1367ش.
15ـ تحقيق در حقيقت معاد, مشهد, نشريه دانشكده الهيات, ش5 (1351), ص33ـ86 وش716 (1352), ص105ـ192.
16ـ تصوف در اسلام, تهران, معارف اسلامى, شمارهُ3, ص21ـ27, وشماره4, ص33ـ37, وشماره5, ص23ـ34, وشماره6, ص47ـ51.
17ـ توضيح درباره آقا سيد احمد تهرانى, تهران, وحيد, شماره6 (1348ش), ص173ـ178.
18ـ ختم ولايت در انديشه ابن عربى, قم, كيهان انديشه شماره26, مهر و آبان 1368ش.
19ـ حكيم محقق حاج ملاهادى سبزوارى, مشهد, نشريه دانشكده معقول و منقول, ش1 (1347), ص9ـ22.
20ـ در رثاى امام عارفان, قم, كيهان انديشه, شماره24, خرداد و تير 1368ش.
21ـ شوارق اثرتحقيقى ملاعبدالرزاق لاهيجى, تهران, فصلنامه وقف ميراث جاويدان, سال اول, شماره اول, بهار1372ش.
22ـ شوارق الالهام و اصالت وجود با نگاهى به اساتيد مكتب فلسفى اصفهان, تهران, فصلنامه وقف ميراث جاويدان, سال اول, شماره6, تابستان 1372ش.
23ـ مقدمه بر نقد تهافت غزالى, قم, كيهان انديشه, شماره2تا 23, مهر و آبان 1364 تا فروردين و ارديبهشت 1368ش.
24ـ معرفت و علم در كتاب و سنت, تهران, كتاب فرهنگ, شماره2و3, بهار و پاييز 1367ش.
25ـ ملا محمدمهدى نراقى, مشهد, نشريه دانشكده الهيات, ش15 (1354), ص7ـ79 وش19 (1355), ص59ـ117.
26ـ معاد جسمانى, مشهد, نشريه دانشكده الهيات, ش10 (1353), ص92ـ126 وش11 (1353), ص25ـ64 و ش12(1353), ص23ـ63, ش14(1354), ص29ـ52.
27ـ مختصرى در شرح احوال و آثار استاد بزرگوار آقاى حاج ميرزا سيد محمد حسين طباطبائى, تهران, معارف اسلامى, شماره5.
28ـ ميرزا سيد حسن بجنوردى, تهران, معارف اسلامى, شماره6, سال 1347ش, ص31ـ33.
29ـ نكاتى درباره فلسفه و عرفان, قم, كيهان انديشه, شماره17, فروردين و ارديبهشت 1367ش.
30ـ يادى از آيت الله خاتمى, قم, كيهان انديشه, شماره21, آذر و دى 1367ش. ج) مصاحبه ها
31ـ استاد سيد جلال الدين آشتيانى شارح و مورخ حكمت و عرفان, تهران, مصاحبه با كيهان فرهنگى, الف: سال دوم, شماره6, شهريور 1364. ب: ميراث ماندگار, جلد اوّل.
32ـ پيرامون تفكر عقلى و فلسفى در اسلام, قم, مصاحبه با كيهان انديشه, شماره اول, مرداد و شهريور 1364.
33ـ شخصيت حكيم عارف (اسرار) تهران, مصاحبه با كيهان فرهنگى, سال دهم, شماره اول, فروردين 1372.
33ـ عرفان و فلسفه در آفاق تشيع, تهران, مصاحبه با روزنامه همشهرى, 1) شماره 206, يكشنبه21 شهريور72, 2) شماره207, دوشنبه22 شهريور 1372,3) شماره 208, سه شنبه 23شهريور72 . د) تعليقات و تصحيحات و مقدمات آثار عرفانى و فلسفى
34ـ اثولوجيا (با تعليقات قاضى سعيد قمى, افلوطين, تهران, 1396هـ (1359ش), انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران.
35ـ اصل الاصول, ملانعيما گيلانى, الف: تهران, 1357ش, انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران, ب: مندرج در منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران, جلد3.
36ـ اصول المعارف, ملامحسن فيض كاشانى, مشهد, چاپ اول 1391هـ (1350ش), چاپ دوم, قم, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
37ـ انوار جليه, ملاعبدالله زنوزى, تهران, چاپ اول 1359هـ (1354ش), موسسه مطالعات اسلامى, چاپ دوم 1412هـ (1371ش), انتشارات اميركبير.
38ـ تحفه در مباحث علم, ملانظرعلى گيلانى, الف: تهران, 1357ش, ب: مندرج در منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران, جلد4.
39ـ تحفه المراد (شرح قصيده ميرفندرسكى), عباس شريف دارابى با شرح خلخالى و گيلانى, تهران, 1372ش, انتشارات الزهرا.
40ـ تفسير فاتحة الكتاب, تهران, 1402هـ (1360ش), انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران.
41ـ تمهيد القواعد, ابن تركه با حواشى آقا محمدرضا قمشه اى و آقاى ميرزا محمود قمى, تهران, چاپ اول 1396هـ (1355ش), چاپ دوم 1402هـ (1360ش), انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران.
42ـ رسالة المشاعر, صدرالمتالهين با شرح ملامحمد لاهيجى, چاپ اول 1384هـ (1343ش), چاپ دوم (1360ش) قم, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
43ـ رسالة النصوص, صدرالدين قونوى با تعليقات ميرزا هاشم اشكورى, تهران, 1362ش, مركز نشر دانشگاهى.
44ـ رساله نوريه در عالم مثال, حكيم بهائى لاهيجى, تهران, چاپ اول 1397هـ (1350ش), انجمن فلسفه ايران, چاپ دوم 1404هـ (1372ش), حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى.
45ـ رسائل فلسفى (متشابهات قرآن ـ المسايل القدسيه ـ اجوبة المسائل), صدرالدين شيرازى, مشهد, چاپ اول 1393هـ (1351ش), چاپ دوم (1362ش), قم, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
46ـ رسائل فلسفى شامل رساله تحفه (ملانظرعلى گيلانى) ـ رساله وحدت وجود (ملاعلى نورى) ـ رساله بسيط الحقيقه كل الاشيا (ملاعلى نورى).
47ـ رسائل وحدت وجود و بداء, سيد محمد كاظم عصار, تهران, 1389هـ (1348ش) انجمن فلسفه ايران.
48ـ رسائل التوحيد و النبوة والولايه, محقق قيصرى.
49ـ شرح فصوص الحكم, مويدالدين جندى (با همكارى دكتر ابراهيمى دينانى), مشهد, 1361ش, انتشارات دانشگاه فردوسى.
50ـ شرح دعاء المعرفة, ملامحمدعلى فاضل خراسانى, مشهد, نشريه دانشكده الهيات, ش26/27 (1357), ص65ـ129 وش28 (1358), ص67ـ136.
51ـ شكوه شمس (سيرى در آثار و افكار مولانا), آن مارى شيمل, ترجمه حسن لاهوتى, تهران, 1367ش, شركت انتشارات علمى و فرهنگى.
52ـ الشواهد الربوبيه, صدرالدين شيرازى با تعليقات حكيم سبزوارى, مشهد, چاپ اول 1386هـ (1346ش).
53ـ قرة العيون, ملامهدى نراقى, تهران, 1357ش, انجمن فلسفه ايران.
54ـ اللمعات الالهيه والكلمات الوجيزه, ملااحمد نراقى, تهران, 1298هـ (1357ش), انجمن فلسفه ايران.
55ـ لمعات الهيه, ملاعبدالله زنوزى, تهران, چاپ اول 1395هـ, انجمن فلسفه ايران, چاپ دوم (1361ش), موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى.
56ـ المبداء والمعاد, صدرالدين شيرازى, تهران, 1395هـ (1354ش) انجمن فلسفه ايران.
57ـ مجموعه رسائل, حكيم سبزوارى, تهران, چاپ اول 1389هـ (1348ش), چاپ دوم (1361ش), انجمن فلسفه ايران, چاپ سوم 1412هـ (1370ش), انتشارات اسوه.
58ـ المسائل القدسيه, صدرالدين شيرازى, مشهد, 1391هـ, انتشارات دانشكده الهيات.
59ـ مشارق الدرارى (شرح تائيه ابن فارض), سعيدالدين فرغانى, تهران, 1398هـ, انجمن فلسفه ايران.
60ـ مصباح الهدايه, امام خمينى, تهران, چاپ اول 1413هـ (1372ش), چاپ دوم (1373ش), موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى.
61ـ المظاهر الالهيه,1381هـ.
62ـ مكاتبات عرفانى, سيد احمد حائرى و شيخ محمد حسين غروى, تهران, نشريه جاويدان خرد, سال دوم, شماره اول.
63ـ منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران ـ جلد اول, تهران, چاپ اول 1392هـ (1350ش), انجمن دولتى ايران و فرانسه, چاپ دوم (1363ش), قم, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, شامل منتخباتى از ميرداماد; منتخباتى از رساله صناعيه ميرفندرسكى; آثارى از ملاصدرا; اثبات واجب از ملارجبعلى تبريزى; منتخباتى از عبدالرزاق لاهيجى; بخشى از تعليقات شفا از آقا حسين خوانسارى; رساله مسالك اليقين از ملاشمسا گيلانى.
64ـ منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران, جلد دوم, تهران, چاپ اول 1359هـ (1354ش), انجمن دولتى ايران و فرانسه, چاپ دوم (1363ش), قم, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, شامل: حاشيه بر شفا از سيد احمد علوى عاملى ـ گزيده اصول المعارف از فيض كاشانى; شرح بر قبسات از محمد بن على رضا بن آقاجانى; رساله در صنوف الناس در معاد از حسين تنكابنى; رساله اى از قوام الدين رازى; المعارف الالهيه از محمدرفيع پيرزاده; حاشيه بر شفا از ملامحمد باقر سبزوارى.
65ـ منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران, جلد سوم, مشهد, 1355ش, با همكارى انتشارات انجمن فلسفه ايران, شامل: تعليقات بر اثولوجيا از قاضى سعيد قمى; زواهر الحكم از ميرزا حسن لاهيجى; اصل الاصول از ملانعيما طالقانى; حاشيه بر شفا از بهاءالدين محمد اصفهانى; شرح اسرار اسماء الحسنى از ملاعبدالرحيم دماوندى رازى.
66ـ منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران, جلد چهارم, مشهد, 1357ش, با همكارى انتشارات انجمن و فلسفه, شامل: حكمت صادقيه از ملاحمزه گيلانى; رساله ثمرة الفواد از ملااسماعيل خواجويى; رساله در حدوث دهرى از ملااسماعيل خواجويى; رساله در مبدا و معاد از آقا محمد بيدآبادى; قرة العيون از ملامهدى نراقى; رساله در وحدت وجود از آخوند نورى; رساله تحفه در مباحث علم از ملانظرعلى گيلانى.
67ـ نقد النصوص فى شرح نقش النصوص, عبدالرحمن بن احمد جامى به تصحيح ويليام چيتيك, تهران, چاپ اول 1397هـ (1356ش), انجمن فلسفه ايران, چاپ دوم (1370ش), موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى.
68ـ هداية الطالبين, حكيم سبزوارى, مشهد, 1347ش, انتشارات اوقاف خراسان.
1. تاريخ فلسفه اسلامى, هانرى كربن, ترجمه جواد طباطبايى, جلد دوم, ص194, انتشارات كوير.
2. ر.ك: تفكر نوين سياسى اسلام, حميد عنايت, ترجمه ابوطالب صارمى, ص35 (مقدمه), انتشارات اميركبير.
3. اقتباس از زندگينامه خودنوشت استاد آشتيانى در شرح مقدمه قيصرى, چاپ سوم 1370ش.پاورقي: * نگارنده در تهيّه و معرفى بخشى از مقالات اين كتابشناسى, از راهنمايى ويراستار اين مجله و نيز فهرست مقالات ايرج افشار بهره برده است.


صفحه 15

نامه ها



بسمه تعالى
مقاله فاضلانه و متتبعانه حشو قبيح را خواندم و بهره بردم. چنانكه در مقاله آمده است آوردن حشو و مترادف در زبان فارسى پيشينه اى دراز دارد. اين هنر! از دوره تيمورى آغاز شد و اندك اندك افزايش يافت, و دردوره قاجار رعايت نكردن قاعده هاى دستور فارسى بر آن افزوده شد. آوردن واو و نون ويا و نون براى جمع و مطابقت دادن صفت با موصوف. و گاه اين قاعده را در واژه هاى فارسى هم رعايت مى كردند و نمونه غلط در غلط آن داوطلبين و پرونده مربوطه است كه هنوز هم باقى است. اما گمان مى كنم آوردن حشو در نوشته ها و گفته ها علتى اجتماعى دارد كه بايد در آن نگريست و دقت كرد. بيشتر مردم ما ساده گويى را نمى پسندند و نوعى بى حرمتى مى دانند. اگر بگوييد (او را طلبيد), يا (خواست) يا (دعوت كرد), تعبيرى سبك است, بايد بگويند از او دعوت به عمل آورد, حالى كه دعوت چيزى نيست كه آن را به عمل بياورند. اگر بگويد (تبريك ميگويم) رعايت حرمت را نكرده, پس بايد بگويد (تبريك و تهنيت) مى گويم, يا (تعزيت و تسليت).
اما كلمه (أعلمتر) كه در ستون اول صفحه22 آمده درست است. زيرا علامت صفت تفضيلى در فارسى (تر) است و اعلم صفت مطلق به حساب مى آيد. براى همين است كه مى بينيم سعدى مى نويسد (هلاك من اولى تر كه خون چنين بيگناهى را ريختن). يا جمع بستن و يا جمعهاى مكسر عربى با علامت جمع فارسى كه خطا و براى همين است كه منوچهرى عجائبها و شمايلها مى گويد. به هرحال از آقاى اسفنديارى سپاسگزارم كه چنين بحثى را به ميان نهاده و بهتر است اين بحث و بحثهايى مانند آن را بيشتر دنبال فرمايند. دكتر سيّد جعفر شهيدى
بسمه تعالى
دزدى در روز روشن
اخيراً كتابچه اى در 56 صفحه جيبى با نام (چهل حديث وقت) تهيه و تنظيم و ترجمه محمد جواد فرقانى در مركز چاپ ونشرتهران چاپ شده است. گردآورى كننده اين كتاب به اهميت وقت توجه داشته اما به اهميت حقوق مردم توجه نداشته است.
اين كتاب داراى يك مقدمه سيزده صفحه اى است كه از صفحات 28, 36, 117 و141 كتاب گوهر وقت اخذ شده بدون كمترين اشاره به منبع آن, و صفحه 14 آن از صفحه 21 كتاب مذكور گرفته شده است و صفحه 15 را از صفحه 92 رونويسى كرده است. و ساير صفحات آن به اين ترتيب از كتاب سابق الذكر گرفته شده است:
16ـ30; 17ـ30; 18ـ28; 19ـ102; 20ـ25,26; 21ـ 50; 22ـ30; 23ـ30; 25ـ23 ;16ـ43; 27ـ24; 28ـ40; 29ـ92;30ـ26;31ـ39;32ـ84; 33, 34ـ107;35ـ85;
633ـ33; 37ـ84; 39ـ110; 40ـ26; 41ـ34; 43ـ 39; 44ـ111; 45ـ56; 46ـ62; 47ـ67; 48ـ100; 49ـ112; 50ـ34; 51ـ33; 52ـ66; 53ـ157; 54ـ99; 56ـ108.
رونويس كننده براى آنكه بتواند كتاب مردم را به نام خود جا بزند در صفحات 24 و42 و55 تنها سه حديث را نقل كرده كه در كتاب (گوهر وقت) وجود ندارد و جالب آن است كه اين روايات مربوط به وقت و زمان مى باشند و ارتباطى به موضوع ارزش و اهميت وقت ندارد.
سازمان تبليغات اسلامى كه خود ناشر كتاب (گوهر وقت) از جناب آقاى سيد ابوالحسن مطلبى است چگونه به خود اجازه مى دهد اينگونه كتابهائى را كه قريب به اتفاق مطالب آن سرقت از كتاب ديگر است بدون كمترين اشاره اى به منبع و مأخذ اصلى آن چاپ كند.
اميد است مسئولان پژوهشكده و مركز چاپ ونشر به عنوان (سازمان تبليغات اسلامى) كه در آن كار مى كنند قدرى بيشتر تأمل بفرمايند. احمد رضوانشهرى


صفحه 16

اخبار


درگذشتگان
درگذشت حضرت آيت اللّه حسينى تهرانى
حضرت آيت اللّه آقاى حاج سيد محمّد حسين حسينى تهرانى ـ قدّس سرّه الشريف ـ نويسنده اى نامدار و عالمى سختكوش بود. وى در 24 محرم الحرام 1345ق در خانواده دانش و تقوا در تهران زاده شد. پدرش مرحوم آيت الله حاج سيّد محمّد صادق تهرانى (1300ـ1370ق) از علماى تهران و امام جماعت مسجد قائم لاله زار و نويسنده (تفسير القرآن) وجدّش حضرت آيت الله آقاى حاج سيّد ابراهيم حسينى تهرانى (م1332ق)، از شاگردان آيات عظام: ميرزا محمّد حسن شيرازى و سيّد محمّد طباطبايى فشاركى و بنيادگذار مسجد فوق و مروّج دين و مذهب بوده است. وى پس از پشت سر نهادن دوران كودكى بنا به اقتضاى شوق فطرى و روش خانوادگى به تحصيل علوم دينى روى آورد و مقدمات آن را نزد پدر بزرگوار و عمويش فراگرفت و در 1363ق (1324ش) به حوزه علميّه قم آمد و به فراگيرى سطح اشتغال جُست. سپس به درس فقه مرحوم آيت الله العظمى بروجردى و درس اصول آيت الله سيد محمد محقق داماد و دروس تفسير و فلسفه و كلام و اخلاق حضرت آيت الله علامه طباطبايى حاضر شد و ساليانى چند از آنان ـ وبه ويژه علامه طباطبايى كه از زمان آشنايى با ايشان، از او جدا نشد و مانند سايه به دنبالش روان بود ـ بهره هاى فراوان بُرد. در سال 1370ق براى تكميل دروس خويش به حوزه علميه نجف كوچيد و مدتى طولانى از درسهاى تفسير و اصول آيت الله العظمى خويى و فقه آيت الله العظمى شاهرودى و درس فقه و اصول آيت الله حاج شيخ حسين حلّى بهره برد. در سال 1377ق به تهران بازگشت و در مسجد آباء و اجدادى خويش به امامت جماعت پرداخت و سبب ترويج نماز در آن محيط ناسالم گشت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى به مشهد مقدس مهاجرت كرد و به تاليف، تدريس تربيت شاگردان، اقامه شعائر دينى و راهنمايى مؤمنان اشتغال جُست.
تأليفات آن مرد بزرگ بيش از چهل عنوان و در حدود 75جلد است و از مطالعه آنها تبحر فراوان مؤلف در علوم مختلف اسلامى همچون: كلام، فقه، اصول، تفسير، حديث، تاريخ، تراجم، حكمت و فلسفه، سياست، ادبيات، طبّ، عرفان و اخلاق نمودار است. عناوين برخى از نوشته هاى ايشان عبارت است از: 1ـ الله شناسى (تفسير آيه (الله نور السموات والارض)) 2ـ امام شناسى در 18جلد (12جلد آن به چاپ رسيده است) 3ـ معادشناسى (10جلد) 4ـ رسالة بديعة (تفسير آيه (الرجال قوّامون على النساء)) كه به زبان فارسى هم ترجمه شده است. 5 ـ رساله نوين (تفسير آيه (انّ عدّة الشهور عندالله اثنا عشر شهراً فى كتاب الله)) در اثبات بناء اسلام بر سال و ماه قمرى 6 ـ مقدمه و پاورقى: رساله سير و سلوك منسوب به علامه بحر العلوم 7ـ لبّ اللباب در سير و سلوك اولى الالباب (تقريرات درسهاى اخلاق مرحوم آيت الله علامه طباطبايى همراه با اضافات و پاورقيها) 8 ـ مهر تابان (يادنامه و زندگينامه حضرت علامه طباطبايى و مصاحبات مؤلف با جناب علامه) 9ـ روح مجرّد (يادنامه عارف بزرگوار حاج سيد هاشم موسوى حدّاد از شاگردان ميرزا على آقاى قاضى) 10ـ توحيد علمى و عينى (شرح و پاورقى مكاتبات مرحوم آيت الله حاج سيد احمد كربلايى و آيت الله حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى درباره بيتى از عطار نيشابورى) 11ـ رسالة حول مسألة رؤية الهلال (مجموعه مكاتبات و نامه هاى ايشان با آيت الله العظمى خويى پيرامون لزوم اشتراك آفاق در رؤيت هلال براى ثبوت ماههاى قمرى) 12ـ وظيفه فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام 13ـ ولايت فقيه در حكومت اسلام (4ج) 14ـ نور ملكوت قرآن (4ج) 15ـ دوره انوار الملكوت (دربرگيرنده: نور ملكوت مسجد، نور ملكوت نماز، نور ملكوت روزه، نور ملكوت دعا) 16ـ لَمَعات الحسين عليه السلام (گزيده اى از كلمات و مواعظ امام حسين عليه السلام، كه به خط زيبا و نثر شيواى مؤلف به چاپ رسيده است) 17ـ هديه غديريه ـ دو نامه سياه و سپيد ـ (شامل نامه اى از امير اهل سنّت و جماعت بخارا و جوابيه آن از سوى امير شيعه امامى خراسان درباره ولايت و خلافت بلافصل امير مؤمنان على عليه السلام و با مقدمه و تحقيق از سويى ايشان) 18ـ رساله نكاحيه (كاهش جمعيت، ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) 19ـ نگرشى بر مقاله (بسط و قبض تئوريك شريعت) (كه در آن كتابهاى (دانش و ارزش) و نظريه تكامل دينى دكتر سروش و كتاب (خلقت در قرآن) دكترسحابى به نقد كشيده شده است).
كتابهاى چاپ نشده وى نيز عبارتند از: 1ـ 2ـ تفسير آيه مودّت (قل لااسئلكم عليه اجراً الاّ المودة فى القربى) 3ـ تفسير سوره عبس 4ـ تفسير سوره ياسين 5 ـ كتاب الحج 6 ـ احكام المساجد 7ـ رسالة فى القرآن 8 ـ رسالة فى حرمة الزوجة مؤبّداً على الزوج 9ـ رساله در دعا 10ـ رساله در نماز 11ـ رسائل فقهية 12ـ رسالة فى الصوم 13ـ مجموعة الطهرانى 14ـ كرامات الاولياء 15ـ ملاقات كنندگان امام زمان 16ـ تقريرات درس فقه آيت الله شاهرودى (صلاة وصلاة الجمعة) 17ـ تقريرات درس فقه آيت الله شيخ حسين حلّى 18ـ تقريرات درس اصول آيت الله العظمى خويى 19ـ الاجتهاد والتقليد (تقرير درس آيت الله حلّى).
سرانجام آن مرد خدمتگذار دين پس از عمرى سرشار از توفيق و خدمات دينى در 71سالگى و در نهم صفر الخير 1416ق (17تيرماه 1374ش) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از يك تشييع باشكوه و نماز به امامت حضرت آيت الله بهجت، در صحن مطهر حضرت امام رضا ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شد. عاش سعيداً ومات سعيداً.
* درگذشت آيت الله سبط الشيخ انصارى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج شيخ احمد سبط الشيخ (فرزند آيت الله حاج شيخ منصور فرزند آيت الله آقا شيخ محمّد فرزند آيت الله شيخ محمّد حسن فرزند آيت الله شيخ منصور انصارى ـ نواده خاتم الفقهاء والمجتهدين شيخ انصارى ـ يكى از بزرگان خاندان جليل شيخ انصارى به شمار مى رفت. وى در سال 1349ق در دزفول در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش آيت الله شيخ منصور انصارى (1307ـ1392ق) از علما و مراجع تقليد خوزستان و صاحب رساله عمليه و شيخ روايت آيت الله نجفى مرعشى بود. وى پس از آموختن دروس ابتدايى به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات و مقدمات را نزد سليم افندى ـ مفتى اهل سنت شهر عماره عراق در زمانى كه پدرش در آن شهر به خدمات دينى اشتغال داشت ـ و مرحوم آيت الله شيخ محمدعلى معزى دزفولى بياموخت. سپس در سال 1368ق به حوزه علميه قم آمده و به تحصيل سطوح پرداخته و پس از چندى به دزفول بازگشت و در محضر پدر بزرگوارش به تكميل سطح اشتغال جُست. آنگاه در سال 1381ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و در درسهاى فقه، اصول و تفسير حضرات آيات عظام: سيد ابوالقاسم خويى، سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودى و سيد عبدالهادى شيرازى شركت جست و پس از ساليانى چند به دزفول بازگشت و به تدريس و تاليف و اقامه جماعت پرداخت و مسجدى در شمس آباد بنياد نهاد و مدرسه مشايخ را تجديد بنا و كتابخانه آنجا را بنا نمود. در سال 1392ق به قم بازگشت و به تدريس و تاليف و تربيت شاگردان و شركت در درس فقه آيت الله العظمى گلپايگانى پرداخت ـ و به غير از ساليانى چند كه به دليل درگذشت پدر بزرگوارش به دزفول كوچيد ـ و اين تا پايان زندگيش بود. وى از آيات عظام: سيد محمود شاهرودى و ميرسيد على بهبهانى اجازه اجتهاد و از حضرات آيات: علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى و علامه شيخ محمد صالح حائرى مازندرانى و سيد على بهبهانى اجازه روايت داشت. آثار چاپى او عبارتند از: 1ـ خلاصة القوانين (دو بار به فارسى ترجمه شده است) 2ـ نمونه در علم صرف 3ـ الوسيط بين الوجيز والبسيط فى الاصول 4ـ تراش ريش 5 ـ مبحث الترتب (تقريرات درس اصول او) 6 ـ الدرر النجفيه فى المبحث النية (تقريرات درس فقه وى) 7ـ شرح (سبيكة الذهب) علامه حائرى مازندرانى ـ (نظم كفاية الاصول) ـ 8 ـ توضيح المسائل و كتابهاى غير چاپى او نيز عبارت است از: 1ـ شرح تبصرة المتعلمين 2ـ شرح تحرير الوسيله 3ـ اسئله واجوبة 4ـ شرح اجروميه در علم نحو 5 ـ حاشيه حلّ الالغاز ابن هشام 6 ـ هداية الداعين الى اعراب صحيفة سيد الساجدين عليه السلام.
سرانجام پس از عمرى سرشار از توفيق و خدمات مذهبى، در روز جمعه 13ربيع الاول 1416ق (20 مردادماه 1374ش)، پس از يك بيمارى در سنّ67 بدرود حيات گفت و در يكى از بقعه هاى صحن مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. عاش سعيدا و مات سعيدا.
* درگذشت دكتر كى نيا
مرحوم استاد دكتر سيد مهدى كى نيا در اول فروردين 1297 شمسى در بابل ديده به جهان گشود. پس از تحصيلات دبيرستانى و اخذ ديپلم در سال 1315 به دانشسراى عالى تهران راه يافت و در 1319 ليسانس رياضى دريافت كرد. سپس تحصيلات خود را در رشته حقوق ادامه داد و در 1328 ليسانس قضايى را از دانشگاه تهران اخذ نمود.
وى در سال 1334 دكتراى حقوق جزا و جرمشناسى را از دانشگاه پاريس دريافت داشت و در همان سال به ايران بازگشت و به تدريس، تاليف، ترجمه و تربيت شاگردان پرداخت. ورود او سرآغاز شروع جرمشناسى نوين در ايران بود. او مردى پايبند به عقايد دينى، فروتن و سپاسگذار بود. وى بر عامل ايمان و پرورش صحيح مذهبى براى مبارزه با ريشه هاى فساد پاى مى فشرد. برخى از كتابها و ترجمه هاى چاپ شده استاد عبارتند از:
1ـ مبانى جرمشناسى (3ج) 2ـ پژوهشى در عوامل اجتماعى طلاق 3ـ مقدمه حقوق بين المللى عمومى 4ـ اطلاعات حقوقى 5ـ علوم جنايى (3ج) 6 ـ كليات مقدماتى حقوق 7ـ كانون خانواده و بزهكارى 8 ـ روانشناسى جنايى 9ـ مقدمه اى بر جرمشناسى عمومى (ترجمه) 10ـ جرمشناسى كاربردى (ترجمه) 11ـ روانشناسى قضايى (آماده چاپ).
ايشان در 25تيرماه 1374ش در 77سالگى در تهران بدرود حيات گفت.
* درگذشت حضرت آيت الله طاهر شمس گلپايگانى
استاد معظم آيت الله حاج شيخ جلال طاهر شمس گلپايگانى قدس سره يكى از چهره هاى مشهور حوزه علميه قم به شمار مى رفت. فقيد سعيد در 1306 هجرى شمسى (1346ق) در (گوگِد) گلپايگان در خانواده اى متدين ديده به جهان گشود. پس از دوران كودكى و تحصيلات ابتدايى، شانزده ساله بود (1322ش) كه به آموختن علوم دينى روى آورد و از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا هدايت الله وحيد گلپايگانى بهره جُست و پس از چندى به حوزه علميه اراك كه زير نظر اساتيد بزرگوارى چون آيت الله حاج شيخ محمد سلطان العلماء و آيت الله حاج شيخ محمد امامى خوانسارى اداره مى شد، كوچيد و از محضر آنان بهره ها بُرد. در 1324ش براى ادامه تحصيل به حوزه علميه قم آمد و پس از تكميل دوره سطح (در چهارسال)، در سال 1328ش به درس خارج فقه و اصول حضرات آيات عظام: سيد محمدتقى خوانسارى، سيد محمد حجت كوهكمرى و پس از آن در درسهاى آيت الله العظمى بروجردى، آيت الله محقق داماد، آيت الله اراكى، حضرت امام خمينى. آيت الله العظمى گلپايگانى، آيت الله حاج سيدرضا بهاءالدينى و مرحوم علامه طباطبايى شركت جُست و مبانى فقهى، اصولى، فلسفى و تفسيرى خويش را استوار ساخت و از غالب آنان اجازه اجتهاد دريافت داشت. وى نيز به مدت دو سال به حوزه علميه نجف كوچيد و در درسهاى آيت الله العظمى خويى حاضر شد. از آغاز تحصيل در حوزه قم، به تدريس متون فقه و اصول اشتغال جست و بيش از سى سال سطوح عاليه را بارها آموزش داد. با شروع انقلاب اسلامى در سال 1342ش، او نيز همراه با ديگر مدرسين حوزه به تشكيل جامعه مدرسين حوزه علميه قم پرداخت و امضايش در بحبوحه انقلاب ذيل پيامها و اعلاميه هاى جامعه مدرسين هماره ديده مى شد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى به عضويت شوراى مديريت حوزه علميه قم و مجلس خبرگان رهبرى (از استان مركزى) برگزيده شد.
از تاليفات چاپ نشده اوست:
1ـ كتاب الخمس
2ـ حاشيه بر مكاسب
3ـ حاشيه بر رسائل
4ـ حاشيه بر كفاية الاصول
5 ـ معارف دينى
6 ـ متفرقات
صراحت لهجه، زهد و تقوى، ساده زيستى، آزادانديشى و فروتنى و انس با قرآن و دعا از خصوصيات وى بود و بر فقه و اصول، تفسير، تاريخ و ادبيات تسلّط داشت. فقيد سعيد از اعضاى گروه تاليف (جامع احاديث الشيعة) و عضو هيأت علمى كنگره شيخ انصارى و عضو هيأت امناى مجتمع علوم دينى حضرت ولى عصر به شمار مى رفت و مقاله اى با نام (شيخ انصارى محقق و مؤسس) از او انتشار يافت. درگذشت نابهنگام اين عالم عامِل، در هشتم شهريور 1374ش (سوم ربيع الثانى 1416ق) در 68سالگى در اثر سانحه تصادف روى داد و پيكر پاكش با شركت مراجع عاليقدر تقليد، انبوه اساتيد، علما و فضلاى حوزه علميه قم و آيات عظام و نمايندگان مقام معظم رهبرى و اصناف و بازاريان قم، تشييع و در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى

فرهنگى
گزارشى از برپايى كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى
(كنگره كتاب و كتابخانه در تمدّن اسلامى) به انگيزه تبيين جايگاه كتاب و كتابخانه در اسلام و بررسى سهم مسلمانان در شكوفايى فرهنگ و تمدّن بشرى و ارزيابى چندى و چونى ميراث مكتوب در تمدن اسلامى به مدت سه روز (21تا23 شهريورماه74) در مشهد مقدس و در محل كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى برگزار گرديد. اين كنگره با حضور چهارصدتن از كارشناسان و محققان مسائل كتاب، كتابخانه، كتابدارى و كتابشناسى از كشورهاى جمهورى اسلامى ايران، عراق، پاكستان، تاجيكستان، افغانستان، آلمان حدود يكصدوسى مقاله رسيده به دبيرخانه را نقد و بررسى كرد.
كنگره با پيام ارجمند مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى دام ظله العالى شروع شد. در بخشى از اين پيام آمده است:
(حقيقت آن است كه كتاب يكى از ارزشمندترين فراورده هاى بشرى و گنجينه بزرگترين ثروتهاى بشر يعنى دانش و تحقيق است. دين و دنياى بشر و جسم و جان انسان به بركت كتاب تأمين و تغذيه مى شود و فرآيند كمال بشرى به وسيله كتاب تحقق مى يابد. كتاب، مادر تمدّنها و نيز عصاره آنهاست، و بشر با پديد آوردن كتاب، درسهاى بيشمارى را كه در كتاب تكوين بدو آموخته شده، گرد مى آورد و در محيط بشرى، منتشر مى سازد و بدين گونه روز بروز گنجينه ثروت بشرى، غناى بيشتر مى يابد…
يكى از افتخارات دنياى اسلام و بويژه ايران مسلمان آن است كه در طول زندگى هزار وچهارصد ساله خود سهمى بزرگ در پيدايش مجموع فراورده هاى مكتوب بشر داشته و نوشته هاى مسلمانان، در هنگامى كه دنياى مسيحى در دوران سياه قرون وسطاى خود مى زيست، چون خورشيدى بر فكر و ذهن و حيات آنان تابيده و موجب عبور آنان از آن دوران سهمگين شده است. امروز گويا بخشى از ميراث اسلامى آن دوره ها ناشناخته و ناپيداست. اگرچه در حمله هاى مغول و تيمور و جنگهاى داخلى پادشاهان ايران، بى شكّ برخى از آنها نابود شده، ولى بى شكّ برخى هم در گوشه و كنار جهان هست كه بايد آن را شناخت و بدان دسترسى يافت. اين يكى از وظايف بزرگ همه كسانى است كه به گونه اى با مسأله كتاب سروكار دارند و اميد است كه شاهد تلاش مسؤولانه آنان و نتايج شيرين آن باشيم.
نگهدارى نسخه هاى روبه نابودى ـ كه متأسفانه در كتابخانه هاى اسلامى كشورهاى آسيا و افريقا فراوان است ـ و تكثير نسخه هاى يگانه و جلوگيرى از ربوده شدن گنجينه هاى كمياب و نگاشته هاى ارزشمند از كتابخانه كشورهاى اسلامى و جلوگيرى از بيرون بردن آنها از دسترس صاحبان آن، نيز درشمار وظايف حتمى و پراهميتى است كه لحظه اى نبايد در آن كوتاهى روا داشته شود.
همگانى كردن كتاب از راه گسترش زنجيره كتابخانه هاى عمومى در هر گوشه و كنار كشور همراه با فراهم سازيِ زمينه لازم براى همگانى كردن كتابخوانى و معرفى كتابهاى خوب و پديد آوردن نوشته هاى فراوان در همه موضوعهاى مورد نياز و مورد علاقه، وظيفه بزرگ ديگرى است كه اميد است بيش از آنچه كه تاكنون شده به گونه پيگير انجام گيرد.)
جلسات عمومى اين كنگره، پيش از ظهر برگزار مى شد و در آن برخى از سخنرانان فشرده اى از پژوهش خود را مطرح مى كردند و بعدازظهرها در شش كميسيون: 1) تاريخچه و معرفى كتابخانه ها 2) نسخه شناسى و فهرست نگارى (مسائل كتاب آرايى قديم و جديد) 3) شيوه رده بندى 4) حفاظت و نگهدارى كتب و اسناد (ابزار نگارش) 5) كتابدارى نوين 6) كتاب و كتابنگارى، مقالات نقد و بررسى شد.
عناوين برخى از سخنرانيهاى مرتبط با كنگره و مقالات ارائه شده چنين است: معرفى انستيتوى نسخ خطّى آكادمى علوم تاجيكستان؛ ضرورت تشكيل شبكه اطلاع رسانى معارف اسلامى در ايران؛ پيشنهادهايى درباره حراست از نسخه هاى خطى و چگونگى بهره گيرى از آنها؛ كتابخانه هاى فارسى در پاكستان و نسخه هاى خطى نادر؛ كتابت حديث در عصر پيامبر.
عناوين برخى از مقالات ارائه شده چنين است:
گنجينه نسخ خطى آكادمى علوم تاجيكستان و اهميت آن براى آموختن تاريخ تمدن اسلام؛ كتابخانه عمومى آيت الله مرعشى نجفى؛ كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى؛ دوره هاى عادى و بحرانى نشر كتاب در ايران در نيم قرن اخير؛ وقفنامه هاى قرآن و طبقات زنان واقف؛ كتاب و كتابخانه در حوزه هاى شيعى از قرن سوم تا پايان قرن پنجم؛ كتابخانه مرحوم آيت الله العظمى آقاميرزا سيد محمّد هاشم مجتهد چهارسوقى از ممتازترين…؛ تاريخچه فهرستنگارى در ايران اسلامى؛ طرحى در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه؛ اعلام الورى و منابع آن؛ جلوه هاى نسخه شناسى در الفهرست ابن نديم؛ ابن نديم، كتابشناس و فهرستنگار؛ هنر تذهيب در عهد تيمورى؛ نظام كتابدارى اسلامى در سده هاى سوم تا هشتم هجرى قمرى؛ رده بندى كتابخانه در تمدن اسلامى؛ فهرستنويسى كتابخانه ها در دوره اسلامى؛ مقدمه اى بر برنامه ريزى ملّى براى حفاظت در برابر سوانح و بلاياى طبيعى؛ تاريخچه پيدايش ابزار و مواد نگارشى تا اختراع كاغذ؛ بررسى آلودگيهاى قارچى بر نسخ خطى كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى و ارزشيابى اثر ضدعفونى كننده تيمول؛ نقش كتابخانه ها و مراكز اطلاع رسانى در رابطه با زندانهاى كشور؛ ضرورت تشكيل شبكه اطلاع رسانى معارف اسلامى در ايران؛ طرح آموزش و تربيت معلم ـ كتابدار براى كتابخانه هاى آموزشگاهى كشور، كتابت حديث در عصر پيامبر(ص)؛ فرهنگ كتاب و كتابنگارى و نخستين كتابهاى مسلمين در علوم و فنون مختلف.


صفحه 17

مرآة التحقيق


لاتكتبوا لله(الكتابة فى يومنا هذا)
فى هذه المقالة اشير أولاً الى المتاجرة والاغطاط فى مستوى الكتابة فى أيامنا هذه, وان كثيراً من الكتب والمقالات التى تنشر الآن ضعيف وسطحي, وبعد ذلك بحثت أسباب هذا الموضوع وفى الخاتمة اشير الى اهمية الكتابة فى القرون الماضية والجهود يبذلها العلماء لكتابة كتاب, وعرض بعض النماذج على ذلك.
محمّد الاسفنديارى الأخبار الدخيلة
ان كتاب (الاخبار الدخيلة) هو أثر قيم للمرحوم آيةالله الشيخ محمّدتقى التستري, وحسب قول هذه المقالة أنه الكتاب الوحيد الذى ألّف من قبل علماء الشيعة فى باب الاخبار الموضوعة. ان اسم هذا الكتاب يدع القارئ يتصور ان المؤلِّف لعلّه عثر على روايات كثيرة مجعولة فى كتب الحديث الشيعية ويريد تعريفها من خلال كتابه هذا لكن كاتب هذه المقالة يثبت ان المرحوم المؤلّف كان فقط بصدد عرض الروايات التى لاتخلو من نقاط الضعف من بعض الجهات ولايدّعى انه جمع الروايات المجعولة.
رضا الاستادي الملا حسين الواعظ الكاشفى وكتاب روضة الشهداء
كاتب هذه المقالة وبمناسبة تعريف ونقد كتاب (روضة الشهداء) بالتفصيل تطرّق لشرح أحوال الملاّ حسين الكاشفي, وفى هذا البحث ومن خلال تقرير مختصر عن آثار الكاشفي, قد قدّم تحقيق ممتع فى مذهبه, وحاصله ـ حسب تعبير الكاتب ـ هو ميل اثنى عشرى الى التسنن.
القسم الاساسى لهذه المقالة اختص بنقد كتاب روضة الشهداء والكاتب بعد سرده للمميزات الكثيرة للكتاب سيما مقبوليته التامة فى أوساط الشيعه, قام بتقييم ونقد المصادر العلمية للكاشفى فى كتاب روضة الشهداء.
وقد جاء فى خاتمة المقالة مطالب هامة اثناء الاشارة الى النفوذ الواسع لهذا الكتاب بين الشيعة بل واهل السنة المحبين لاهل البيت(ع).
رسول جعفريان بيان المعانى فى كتاب (المعانى والبيان)
فى هذه المقالة ـ بعد بيان قيمة العلوم البلاغية وتأثيرها فى النقد الأدبى ـ وقع البحث فى نقد وتعريف أحد الكتب التى تدرّس فى جامعات البلد المختلفة لطلبة اللغة والآداب الفارسية منذ سنوات عديدة.
كاتب المقالة بعد القدح فى كثير من امثلة وشواهد الكتاب, وكذلك طريقة توضيح المعانى اقترح بشواهد أخـرى لجبران هذا النقص.
ويصرّ الكاتب على نقطة وهى انه لماذا لم يتم تهذيب كتاب درسى طبع لاكثر من ست مرات من الاغلاط البينة والكبيرة.
محمّدرضا مستجاب بهج الصباغة فى شرح نهج البلاغة
ان الكتاب فى هذه المقالة ـ بعد ان قام بتعريف الشروح المختلفة لنهج البلاغة ـ عدّد نواقصها واحداً واحداً. ثم أشار بنظرة ناقدة الى متن نهج البلاغة وكذلك بعض الموارد كالاجتهاد فى التصحيح وعدم رعاية الترتيب فى نقل مطالب هذا الكتاب. بعد ذلك تناول تعريف وذكر امتيازات كتاب (بهج الصباغة) فى شرح نهج البلاغة المؤلف من قبل العالم التحرير المرحوم العلامة محمدتقى التستري.
وقد بيّن فى هذه المقاله ستة امتيازات مهمة لهذا الشرح, نعم يبقى الاشكال الوحيد هو كيفية الطباعة.
السيد محمّدمهدى الجعفرى ورقة بن نوفل فى بطنان الجنة
النسبة الى ورقة بن نوفل ـ ابن عم خديجة ـ فقد كان من المؤيدين الأوائل ـ بل يعدّ المؤيّد الأول ـ النبوة النبى محمّد(ص), ولعله لم يؤلّف كتاب خاص حوله, عدا معلومات متناثرة فى النصوص التاريخيه.
والادبية والدينية, وكذا ماكتبه المستشرقون من مقالات فى دوائر المعارف.
ولذا فان وجود مثل هذا الكتاب وبقلم كاتب مسلم يعتبر أمراً له كامل الأهمية ويستحق التعريف. وقد قام كاتب هذه المقالة بتعريف وافى لهذا الكتاب.
على رضا ذكاوتى قراگزلو دراسات فنية فى قصص القرآن
وهذا الكتاب من تأليف الدكتور محمود البستانى وقد ترجم الى الفارسية وقامت بطّباعة مؤسسة التحقيق التابعة للحضرة الرضوية المقدسة.
وبعد ان أوضح كاتب هذه المقالة, المنهج القرآنى فى سرد القصة, عرّج على الاشارة الى الخرافات التى دسّت فى التفاسير من قبل القصّاصين ومن هذا هذوكعب لاحبار واليد الأموية.
وطبعاً قد تسرّب بعض تلك الاشتباهات الى الكتاب.
وفى الواقع ان هذا النقد موجّه للمؤلِّف وكذلك الى الترجمة.
على مختاري مشروع تحقيق (علم الحديث)
فى قسم (التحقيق المطلوب) فى هذا العدد بحث مشروع فى باب (علم الحديث) وفى هذه المقالة فى البدء ورد الكلام من ضرورة بعض التحقيقات الحديثية وبعد ذلك اُبدى مشروع تحقيقى فى ثلاثة محاور عبارة عن:
1ـ تاريخ الحديث, ومعرفة كتب الحديث
2ـ تحقيق الاسانيد وعلم الرجال
3ـ فقه الحديث
ثم ان كاتب المقالة تناول فروع كل واحد من هذه المحاور الثلاثة, والارضية اللازمة للتحقيق فى كل فرع.
مهدى المهريزى فهارس الرسائل الجامعية فى ايران
ان المكتبة الوطنية قد أنجزت قريباً عملين أساسيين على مستوى فهرستة وتجميع الرسائل الجامعية.
احدهما: حفظ كل الرسائل الجامعية لطلاّب مرحلة الدكتوراه والماجستير فى الجامعيات خارج البلد لفترة مابين 1937ـ1992 فى مسائل متنوعة تدور حول ايران.
والآخر: نشر كتاب تحت عنوان (خلاصة الرسائل الجامعية فى قسم اللغات).
والذى يشتمل على مشخصات وخلاصات جميع الرسائل الجامعية لطلبة قسم اللغات العام فى الجامعات الايرانية لمرحلة الدكتوراه والماجستير لفترة مابين 1345ـ1372 وانما كتبت هذه المقالة لغرض التعريف بهذين الأمرين.
اميد طبيب زاده فى قسم التعريفات الاجمالية فى هذا العدد يتعرّف القرّاء على الكتب التالية.
1ـ الفيض القدسى
2ـ حياة وأفكار اقبال اللاهورى
3ـ الثقافة التاريخية والسياسية لايران والشرق الاوسط
4ـ القواعد الفقهيّه
5ـ تاريخ المؤلفين الايرانيين
6ـ توحيد الاماميه
7ـ تاريخ الفلسفة فى الاسلام
8 ـ خنج المعبر الاثرى فى (لارستان)
ان (مكتب احياء التراث المكتوب) التابعة لمعاونة الثقافية فى وزارة الارشاد والثقافة الاسلامية ـ والذى اطلع القرّاء على عشرين من الآثار فى طور الانجاز فى العدد الواحد والثلاثين هذه المجلة فى باب التعريف بالمراكز العلمية والثقافية ـ وإدامة للتعريف بمنجزات هذا المكتب على صعيد التحقيق والنشر يتعرّف القرّاء فى هذا العدد على بعض آخر من التراث المكتوب مع ذكر مراحل التصحيح الى النشر. من اجل إطلاع المحققين ولتحاشى التكرار فى الاعمال.


صفحه 18

AYENEH -E- PAZHOOHESH


بسم الله الرحمن الرحيم ``
For God's Sake Do Not Write (Writing in Our times)
`` In this article, initially, the transformation of writing into a careless trade and its consequent degradation in our times is a alluded to, and it is observed that a large number of books and articles being presently published are weak and superficial. Later, proofs of this claim have been furnished, and finally, the importance given to writing in the earlier centuries and the effort put in by the scholars for writing a single book are highlighted and samples of it are provided.
v
Akhbar al-Dakhilah
The book Akhbar al-dakhilah is the esteemed work of the late Ayatullah Hajj Shaykh Mohammad Taqi Shushtari. This book, in the words of the writer of this article, is the only one of its kind written by the Shiah ulama in the field of fabricated traditions. The title of this book causes the reader to imagine that the author was aware of a large number of fabricated traditions in the Shiah books on hadith and he through this book intends to make them known. But the writer of this article points out that the late author was solely in pursuit of discussing those traditions which from certain angles are not without weakness, and he had no claim to having collected fabricated traditions.
v
Mulla Husain Waiz Kashifi and the Book 'Raedat al-Shuhada'
The writer of this article has, with the pretext of introducing and reviewing the book 'Rawdat al- Shuhada', undertakan a detailed study of the life of Mulla Husain Kashifi. This study, apart from including a brief account of the works of Kashfi, also contains an interesting enquiry concerning his religious affiliation. The conclusion of the writer is that he shows signs out some obvious errors in the they of inclination towards Tasannun of Twelever Imami type (Tasannun -e- Dawazdeh Imami)
The major part of this article is devoted to a critique of the book Rawdat al-Shuhada. The writer, after enumerating a large number of positive points of the book, especially its popularity among the Shiahs, embarks upon an evaluation and critique of the sources used by Kashifi in compiling Rawdat al- Shuhada. The article conludes by highlighthing the long lasting inuence of the book upon the Shiahs, and even upon those Sunnis who are inclined towards the Ahl al-Bayt (A), and provides noteworthy information in this regard.
v
A Discourse on Rhetoric (Maani-Bayan)
In this article, after a brief discussion about eloquence related sciences and their impact upon literary criticism, an introduction and critique of one of the books -which for years has been taught in various universities of the country to the students of Persian language and literature on the subject of maani- bayan (rhetoric)- has been provided.
The writer of the article by casting doubt upon a large number of examples and illustrations of the book and the manner of presenting literary meanings, has himself suggested examples to rectify this defect. The writer is emphatic about why a textbook which has been reprinted six times still contains obvious slips which as yet have not been removed.
v
Bahj al-sabaghah: A Commentary of Nahj al-Balaghah
The writer has in this article, after introducing various commentaries of the Nahj al-Balaghah, enumerated the defects of each one of them and has also pointed out to the textual discrepencies of the various editions in neglecting the sequence in narrating the text of this book). Then he has introduced the book Bahj al-Sabaghah and has mentioned its salient features. This commentary is the work of the eminent scholar, the late Allamah Mohammad Taqi Shushtari.
In this article six important distinctions of this commentary have been mentioned and only its mode of publication and layout have been criticised.
An Introduction and Critique of the Book
'Waraqat ibn Nawfil fi batnan al-jannah'
It seems that no separate book has been written about WaraQat ibn Nawfil, the cousin brother of Khadijah, who was one of the first or rather the first testifier of the prophethood of Mohammad(s). Only scattered information about him is available in historical, literary and religious sources and in the accounts under his name written by orientalists in the encyclopaedias. From this angle the presence of a separate book, and that to by a Muslim writer, is both noteworthy and worthy of introduction, and the writer too has very well lived up to the task of providing an introduction.
v
A Critique of the Book
"Jalweha -e- hunari -e- dastanha -e- Quran".
The book "Jalweha -e- hunari -e- dastanha -e- Quran" is a translation of the book "Dirasat fanniyyah fi qisas al-Quran" written by Dr. Mahmud Bostani, and has been published by the Research Foundation of Astana -e- Quds -e- Razavi.
The writer of this article, after explaining the methodology adopted by the Quran in narrating stories, talks about the fictitious stories which, due to the activities of the story - tellers and the likes of Kab al-Ahbar and the proponents of the Bani Ummayyah, have found their way into the exegeses of the Holy Quran, and points out some of these discrepancies which have naturally crept into the present book. In fact the criticism of the writer is directed both towards the author as well as the translator of this book.
v
Bibliographies of Theses in Iran
The National Library (Kitab Khaneh -e- Milli) has recently performed two basic tasks in the area of indexing and compiling bibliographies of theses in Iran. One of them is the collection of doctoral and post graduate theses of foreign universities from 1937-1992 which have been written on issues related to Iran.
The other task is the publication of a book titled "Abstracts of Theses on Linguistics" which contains particulars and abstracts of all the doctoral and post graduate theses of the students of general linguists in Iranian universities from 1345-1372. This article has been written to introduce these two books.
v
A Research Plan for "Ilm al-Hadith"
In the section "Research Proposals" of this issue a plan concerning ilm al-hadith has been discussed.
In this article, initially the need for conducting certain researches in this field is highlighted and then a research proposal is presented comprising of plans for research in the following three major areas:
1. The history of hadith and bibliography of books on hadith.
2. Study of chains of narrators (asnad) and ilm al-rijal (study of biographies of narrators to determine their veracity).
3. The comprehension of traditions (fiqh al-hadith)
Then the writer mentions the various tendencies present in and branches of these three areas and follows this up by enumerating the research topics of each branch.
In the section "Summary Introductions", of this issue the readers are acquainted with the following books:
1.Farhang wa Din
2. Al-Mustarshid
3. Farhange -e- tarikhi - siyasi -e- Iran wa Khavarmiyaneh
4. Zindagi wa afkar -e- Iqbal -e- Lahori
5. Tarikh nigaaran -e- Iran
6. Khunj, guzarghah -e- bastani -e- Loristan
7. Tarikh -e- falsafeh dar Islam.
Daftar -e- Nashr -e- Mirath -e- Maktub (Office for publication of Manuscriptal Heritage) is affiliated to the Department of Culture of the Ministy of Culture and Islamic Guidance. This office was introduced in detail in issue no.31 of this magazine in the section "Introduction of Educational and Cultural Centers", and the readers were acquainted with twenty manuscripts which were being readied for publishing. While continuing the introduction of the works on the threshold of research and publication in this office, this issue introduces for the be nefit of researchers some more manuscripts by mentioning the stages from editing to printing.