نامه ها
بسمه تعالى
مقاله فاضلانه و متتبعانه حشو قبيح را خواندم و بهره بردم. چنانكه در مقاله آمده است آوردن حشو و مترادف در زبان فارسى پيشينه اى دراز دارد. اين هنر! از دوره تيمورى آغاز شد و اندك اندك افزايش يافت, و دردوره قاجار رعايت نكردن قاعده هاى دستور فارسى بر آن افزوده شد. آوردن واو و نون ويا و نون براى جمع و مطابقت دادن صفت با موصوف. و گاه اين قاعده را در واژه هاى فارسى هم رعايت مى كردند و نمونه غلط در غلط آن داوطلبين و پرونده مربوطه است كه هنوز هم باقى است. اما گمان مى كنم آوردن حشو در نوشته ها و گفته ها علتى اجتماعى دارد كه بايد در آن نگريست و دقت كرد. بيشتر مردم ما ساده گويى را نمى پسندند و نوعى بى حرمتى مى دانند. اگر بگوييد (او را طلبيد), يا (خواست) يا (دعوت كرد), تعبيرى سبك است, بايد بگويند از او دعوت به عمل آورد, حالى كه دعوت چيزى نيست كه آن را به عمل بياورند. اگر بگويد (تبريك ميگويم) رعايت حرمت را نكرده, پس بايد بگويد (تبريك و تهنيت) مى گويم, يا (تعزيت و تسليت).
اما كلمه (أعلمتر) كه در ستون اول صفحه22 آمده درست است. زيرا علامت صفت تفضيلى در فارسى (تر) است و اعلم صفت مطلق به حساب مى آيد. براى همين است كه مى بينيم سعدى مى نويسد (هلاك من اولى تر كه خون چنين بيگناهى را ريختن). يا جمع بستن و يا جمعهاى مكسر عربى با علامت جمع فارسى كه خطا و براى همين است كه منوچهرى عجائبها و شمايلها مى گويد. به هرحال از آقاى اسفنديارى سپاسگزارم كه چنين بحثى را به ميان نهاده و بهتر است اين بحث و بحثهايى مانند آن را بيشتر دنبال فرمايند. دكتر سيّد جعفر شهيدى
بسمه تعالى
دزدى در روز روشن
اخيراً كتابچه اى در 56 صفحه جيبى با نام (چهل حديث وقت) تهيه و تنظيم و ترجمه محمد جواد فرقانى در مركز چاپ ونشرتهران چاپ شده است. گردآورى كننده اين كتاب به اهميت وقت توجه داشته اما به اهميت حقوق مردم توجه نداشته است.
اين كتاب داراى يك مقدمه سيزده صفحه اى است كه از صفحات 28, 36, 117 و141 كتاب گوهر وقت اخذ شده بدون كمترين اشاره به منبع آن, و صفحه 14 آن از صفحه 21 كتاب مذكور گرفته شده است و صفحه 15 را از صفحه 92 رونويسى كرده است. و ساير صفحات آن به اين ترتيب از كتاب سابق الذكر گرفته شده است:
16ـ30; 17ـ30; 18ـ28; 19ـ102; 20ـ25,26; 21ـ 50; 22ـ30; 23ـ30; 25ـ23 ;16ـ43; 27ـ24; 28ـ40; 29ـ92;30ـ26;31ـ39;32ـ84; 33, 34ـ107;35ـ85;
633ـ33; 37ـ84; 39ـ110; 40ـ26; 41ـ34; 43ـ 39; 44ـ111; 45ـ56; 46ـ62; 47ـ67; 48ـ100; 49ـ112; 50ـ34; 51ـ33; 52ـ66; 53ـ157; 54ـ99; 56ـ108.
رونويس كننده براى آنكه بتواند كتاب مردم را به نام خود جا بزند در صفحات 24 و42 و55 تنها سه حديث را نقل كرده كه در كتاب (گوهر وقت) وجود ندارد و جالب آن است كه اين روايات مربوط به وقت و زمان مى باشند و ارتباطى به موضوع ارزش و اهميت وقت ندارد.
سازمان تبليغات اسلامى كه خود ناشر كتاب (گوهر وقت) از جناب آقاى سيد ابوالحسن مطلبى است چگونه به خود اجازه مى دهد اينگونه كتابهائى را كه قريب به اتفاق مطالب آن سرقت از كتاب ديگر است بدون كمترين اشاره اى به منبع و مأخذ اصلى آن چاپ كند.
اميد است مسئولان پژوهشكده و مركز چاپ ونشر به عنوان (سازمان تبليغات اسلامى) كه در آن كار مى كنند قدرى بيشتر تأمل بفرمايند. احمد رضوانشهرى
اخبار
درگذشتگان
درگذشت حضرت آيت اللّه حسينى تهرانى
حضرت آيت اللّه آقاى حاج سيد محمّد حسين حسينى تهرانى ـ قدّس سرّه الشريف ـ نويسنده اى نامدار و عالمى سختكوش بود. وى در 24 محرم الحرام 1345ق در خانواده دانش و تقوا در تهران زاده شد. پدرش مرحوم آيت الله حاج سيّد محمّد صادق تهرانى (1300ـ1370ق) از علماى تهران و امام جماعت مسجد قائم لاله زار و نويسنده (تفسير القرآن) وجدّش حضرت آيت الله آقاى حاج سيّد ابراهيم حسينى تهرانى (م1332ق)، از شاگردان آيات عظام: ميرزا محمّد حسن شيرازى و سيّد محمّد طباطبايى فشاركى و بنيادگذار مسجد فوق و مروّج دين و مذهب بوده است. وى پس از پشت سر نهادن دوران كودكى بنا به اقتضاى شوق فطرى و روش خانوادگى به تحصيل علوم دينى روى آورد و مقدمات آن را نزد پدر بزرگوار و عمويش فراگرفت و در 1363ق (1324ش) به حوزه علميّه قم آمد و به فراگيرى سطح اشتغال جُست. سپس به درس فقه مرحوم آيت الله العظمى بروجردى و درس اصول آيت الله سيد محمد محقق داماد و دروس تفسير و فلسفه و كلام و اخلاق حضرت آيت الله علامه طباطبايى حاضر شد و ساليانى چند از آنان ـ وبه ويژه علامه طباطبايى كه از زمان آشنايى با ايشان، از او جدا نشد و مانند سايه به دنبالش روان بود ـ بهره هاى فراوان بُرد. در سال 1370ق براى تكميل دروس خويش به حوزه علميه نجف كوچيد و مدتى طولانى از درسهاى تفسير و اصول آيت الله العظمى خويى و فقه آيت الله العظمى شاهرودى و درس فقه و اصول آيت الله حاج شيخ حسين حلّى بهره برد. در سال 1377ق به تهران بازگشت و در مسجد آباء و اجدادى خويش به امامت جماعت پرداخت و سبب ترويج نماز در آن محيط ناسالم گشت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى به مشهد مقدس مهاجرت كرد و به تاليف، تدريس تربيت شاگردان، اقامه شعائر دينى و راهنمايى مؤمنان اشتغال جُست.
تأليفات آن مرد بزرگ بيش از چهل عنوان و در حدود 75جلد است و از مطالعه آنها تبحر فراوان مؤلف در علوم مختلف اسلامى همچون: كلام، فقه، اصول، تفسير، حديث، تاريخ، تراجم، حكمت و فلسفه، سياست، ادبيات، طبّ، عرفان و اخلاق نمودار است. عناوين برخى از نوشته هاى ايشان عبارت است از: 1ـ الله شناسى (تفسير آيه (الله نور السموات والارض)) 2ـ امام شناسى در 18جلد (12جلد آن به چاپ رسيده است) 3ـ معادشناسى (10جلد) 4ـ رسالة بديعة (تفسير آيه (الرجال قوّامون على النساء)) كه به زبان فارسى هم ترجمه شده است. 5 ـ رساله نوين (تفسير آيه (انّ عدّة الشهور عندالله اثنا عشر شهراً فى كتاب الله)) در اثبات بناء اسلام بر سال و ماه قمرى 6 ـ مقدمه و پاورقى: رساله سير و سلوك منسوب به علامه بحر العلوم 7ـ لبّ اللباب در سير و سلوك اولى الالباب (تقريرات درسهاى اخلاق مرحوم آيت الله علامه طباطبايى همراه با اضافات و پاورقيها) 8 ـ مهر تابان (يادنامه و زندگينامه حضرت علامه طباطبايى و مصاحبات مؤلف با جناب علامه) 9ـ روح مجرّد (يادنامه عارف بزرگوار حاج سيد هاشم موسوى حدّاد از شاگردان ميرزا على آقاى قاضى) 10ـ توحيد علمى و عينى (شرح و پاورقى مكاتبات مرحوم آيت الله حاج سيد احمد كربلايى و آيت الله حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى درباره بيتى از عطار نيشابورى) 11ـ رسالة حول مسألة رؤية الهلال (مجموعه مكاتبات و نامه هاى ايشان با آيت الله العظمى خويى پيرامون لزوم اشتراك آفاق در رؤيت هلال براى ثبوت ماههاى قمرى) 12ـ وظيفه فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام 13ـ ولايت فقيه در حكومت اسلام (4ج) 14ـ نور ملكوت قرآن (4ج) 15ـ دوره انوار الملكوت (دربرگيرنده: نور ملكوت مسجد، نور ملكوت نماز، نور ملكوت روزه، نور ملكوت دعا) 16ـ لَمَعات الحسين عليه السلام (گزيده اى از كلمات و مواعظ امام حسين عليه السلام، كه به خط زيبا و نثر شيواى مؤلف به چاپ رسيده است) 17ـ هديه غديريه ـ دو نامه سياه و سپيد ـ (شامل نامه اى از امير اهل سنّت و جماعت بخارا و جوابيه آن از سوى امير شيعه امامى خراسان درباره ولايت و خلافت بلافصل امير مؤمنان على عليه السلام و با مقدمه و تحقيق از سويى ايشان) 18ـ رساله نكاحيه (كاهش جمعيت، ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) 19ـ نگرشى بر مقاله (بسط و قبض تئوريك شريعت) (كه در آن كتابهاى (دانش و ارزش) و نظريه تكامل دينى دكتر سروش و كتاب (خلقت در قرآن) دكترسحابى به نقد كشيده شده است).
كتابهاى چاپ نشده وى نيز عبارتند از: 1ـ 2ـ تفسير آيه مودّت (قل لااسئلكم عليه اجراً الاّ المودة فى القربى) 3ـ تفسير سوره عبس 4ـ تفسير سوره ياسين 5 ـ كتاب الحج 6 ـ احكام المساجد 7ـ رسالة فى القرآن 8 ـ رسالة فى حرمة الزوجة مؤبّداً على الزوج 9ـ رساله در دعا 10ـ رساله در نماز 11ـ رسائل فقهية 12ـ رسالة فى الصوم 13ـ مجموعة الطهرانى 14ـ كرامات الاولياء 15ـ ملاقات كنندگان امام زمان 16ـ تقريرات درس فقه آيت الله شاهرودى (صلاة وصلاة الجمعة) 17ـ تقريرات درس فقه آيت الله شيخ حسين حلّى 18ـ تقريرات درس اصول آيت الله العظمى خويى 19ـ الاجتهاد والتقليد (تقرير درس آيت الله حلّى).
سرانجام آن مرد خدمتگذار دين پس از عمرى سرشار از توفيق و خدمات دينى در 71سالگى و در نهم صفر الخير 1416ق (17تيرماه 1374ش) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از يك تشييع باشكوه و نماز به امامت حضرت آيت الله بهجت، در صحن مطهر حضرت امام رضا ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شد. عاش سعيداً ومات سعيداً.
* درگذشت آيت الله سبط الشيخ انصارى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج شيخ احمد سبط الشيخ (فرزند آيت الله حاج شيخ منصور فرزند آيت الله آقا شيخ محمّد فرزند آيت الله شيخ محمّد حسن فرزند آيت الله شيخ منصور انصارى ـ نواده خاتم الفقهاء والمجتهدين شيخ انصارى ـ يكى از بزرگان خاندان جليل شيخ انصارى به شمار مى رفت. وى در سال 1349ق در دزفول در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش آيت الله شيخ منصور انصارى (1307ـ1392ق) از علما و مراجع تقليد خوزستان و صاحب رساله عمليه و شيخ روايت آيت الله نجفى مرعشى بود. وى پس از آموختن دروس ابتدايى به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات و مقدمات را نزد سليم افندى ـ مفتى اهل سنت شهر عماره عراق در زمانى كه پدرش در آن شهر به خدمات دينى اشتغال داشت ـ و مرحوم آيت الله شيخ محمدعلى معزى دزفولى بياموخت. سپس در سال 1368ق به حوزه علميه قم آمده و به تحصيل سطوح پرداخته و پس از چندى به دزفول بازگشت و در محضر پدر بزرگوارش به تكميل سطح اشتغال جُست. آنگاه در سال 1381ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و در درسهاى فقه، اصول و تفسير حضرات آيات عظام: سيد ابوالقاسم خويى، سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودى و سيد عبدالهادى شيرازى شركت جست و پس از ساليانى چند به دزفول بازگشت و به تدريس و تاليف و اقامه جماعت پرداخت و مسجدى در شمس آباد بنياد نهاد و مدرسه مشايخ را تجديد بنا و كتابخانه آنجا را بنا نمود. در سال 1392ق به قم بازگشت و به تدريس و تاليف و تربيت شاگردان و شركت در درس فقه آيت الله العظمى گلپايگانى پرداخت ـ و به غير از ساليانى چند كه به دليل درگذشت پدر بزرگوارش به دزفول كوچيد ـ و اين تا پايان زندگيش بود. وى از آيات عظام: سيد محمود شاهرودى و ميرسيد على بهبهانى اجازه اجتهاد و از حضرات آيات: علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى و علامه شيخ محمد صالح حائرى مازندرانى و سيد على بهبهانى اجازه روايت داشت. آثار چاپى او عبارتند از: 1ـ خلاصة القوانين (دو بار به فارسى ترجمه شده است) 2ـ نمونه در علم صرف 3ـ الوسيط بين الوجيز والبسيط فى الاصول 4ـ تراش ريش 5 ـ مبحث الترتب (تقريرات درس اصول او) 6 ـ الدرر النجفيه فى المبحث النية (تقريرات درس فقه وى) 7ـ شرح (سبيكة الذهب) علامه حائرى مازندرانى ـ (نظم كفاية الاصول) ـ 8 ـ توضيح المسائل و كتابهاى غير چاپى او نيز عبارت است از: 1ـ شرح تبصرة المتعلمين 2ـ شرح تحرير الوسيله 3ـ اسئله واجوبة 4ـ شرح اجروميه در علم نحو 5 ـ حاشيه حلّ الالغاز ابن هشام 6 ـ هداية الداعين الى اعراب صحيفة سيد الساجدين عليه السلام.
سرانجام پس از عمرى سرشار از توفيق و خدمات مذهبى، در روز جمعه 13ربيع الاول 1416ق (20 مردادماه 1374ش)، پس از يك بيمارى در سنّ67 بدرود حيات گفت و در يكى از بقعه هاى صحن مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. عاش سعيدا و مات سعيدا.
* درگذشت دكتر كى نيا
مرحوم استاد دكتر سيد مهدى كى نيا در اول فروردين 1297 شمسى در بابل ديده به جهان گشود. پس از تحصيلات دبيرستانى و اخذ ديپلم در سال 1315 به دانشسراى عالى تهران راه يافت و در 1319 ليسانس رياضى دريافت كرد. سپس تحصيلات خود را در رشته حقوق ادامه داد و در 1328 ليسانس قضايى را از دانشگاه تهران اخذ نمود.
وى در سال 1334 دكتراى حقوق جزا و جرمشناسى را از دانشگاه پاريس دريافت داشت و در همان سال به ايران بازگشت و به تدريس، تاليف، ترجمه و تربيت شاگردان پرداخت. ورود او سرآغاز شروع جرمشناسى نوين در ايران بود. او مردى پايبند به عقايد دينى، فروتن و سپاسگذار بود. وى بر عامل ايمان و پرورش صحيح مذهبى براى مبارزه با ريشه هاى فساد پاى مى فشرد. برخى از كتابها و ترجمه هاى چاپ شده استاد عبارتند از:
1ـ مبانى جرمشناسى (3ج) 2ـ پژوهشى در عوامل اجتماعى طلاق 3ـ مقدمه حقوق بين المللى عمومى 4ـ اطلاعات حقوقى 5ـ علوم جنايى (3ج) 6 ـ كليات مقدماتى حقوق 7ـ كانون خانواده و بزهكارى 8 ـ روانشناسى جنايى 9ـ مقدمه اى بر جرمشناسى عمومى (ترجمه) 10ـ جرمشناسى كاربردى (ترجمه) 11ـ روانشناسى قضايى (آماده چاپ).
ايشان در 25تيرماه 1374ش در 77سالگى در تهران بدرود حيات گفت.
* درگذشت حضرت آيت الله طاهر شمس گلپايگانى
استاد معظم آيت الله حاج شيخ جلال طاهر شمس گلپايگانى قدس سره يكى از چهره هاى مشهور حوزه علميه قم به شمار مى رفت. فقيد سعيد در 1306 هجرى شمسى (1346ق) در (گوگِد) گلپايگان در خانواده اى متدين ديده به جهان گشود. پس از دوران كودكى و تحصيلات ابتدايى، شانزده ساله بود (1322ش) كه به آموختن علوم دينى روى آورد و از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا هدايت الله وحيد گلپايگانى بهره جُست و پس از چندى به حوزه علميه اراك كه زير نظر اساتيد بزرگوارى چون آيت الله حاج شيخ محمد سلطان العلماء و آيت الله حاج شيخ محمد امامى خوانسارى اداره مى شد، كوچيد و از محضر آنان بهره ها بُرد. در 1324ش براى ادامه تحصيل به حوزه علميه قم آمد و پس از تكميل دوره سطح (در چهارسال)، در سال 1328ش به درس خارج فقه و اصول حضرات آيات عظام: سيد محمدتقى خوانسارى، سيد محمد حجت كوهكمرى و پس از آن در درسهاى آيت الله العظمى بروجردى، آيت الله محقق داماد، آيت الله اراكى، حضرت امام خمينى. آيت الله العظمى گلپايگانى، آيت الله حاج سيدرضا بهاءالدينى و مرحوم علامه طباطبايى شركت جُست و مبانى فقهى، اصولى، فلسفى و تفسيرى خويش را استوار ساخت و از غالب آنان اجازه اجتهاد دريافت داشت. وى نيز به مدت دو سال به حوزه علميه نجف كوچيد و در درسهاى آيت الله العظمى خويى حاضر شد. از آغاز تحصيل در حوزه قم، به تدريس متون فقه و اصول اشتغال جست و بيش از سى سال سطوح عاليه را بارها آموزش داد. با شروع انقلاب اسلامى در سال 1342ش، او نيز همراه با ديگر مدرسين حوزه به تشكيل جامعه مدرسين حوزه علميه قم پرداخت و امضايش در بحبوحه انقلاب ذيل پيامها و اعلاميه هاى جامعه مدرسين هماره ديده مى شد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى به عضويت شوراى مديريت حوزه علميه قم و مجلس خبرگان رهبرى (از استان مركزى) برگزيده شد.
از تاليفات چاپ نشده اوست:
1ـ كتاب الخمس
2ـ حاشيه بر مكاسب
3ـ حاشيه بر رسائل
4ـ حاشيه بر كفاية الاصول
5 ـ معارف دينى
6 ـ متفرقات
صراحت لهجه، زهد و تقوى، ساده زيستى، آزادانديشى و فروتنى و انس با قرآن و دعا از خصوصيات وى بود و بر فقه و اصول، تفسير، تاريخ و ادبيات تسلّط داشت. فقيد سعيد از اعضاى گروه تاليف (جامع احاديث الشيعة) و عضو هيأت علمى كنگره شيخ انصارى و عضو هيأت امناى مجتمع علوم دينى حضرت ولى عصر به شمار مى رفت و مقاله اى با نام (شيخ انصارى محقق و مؤسس) از او انتشار يافت. درگذشت نابهنگام اين عالم عامِل، در هشتم شهريور 1374ش (سوم ربيع الثانى 1416ق) در 68سالگى در اثر سانحه تصادف روى داد و پيكر پاكش با شركت مراجع عاليقدر تقليد، انبوه اساتيد، علما و فضلاى حوزه علميه قم و آيات عظام و نمايندگان مقام معظم رهبرى و اصناف و بازاريان قم، تشييع و در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى
فرهنگى
گزارشى از برپايى كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى
(كنگره كتاب و كتابخانه در تمدّن اسلامى) به انگيزه تبيين جايگاه كتاب و كتابخانه در اسلام و بررسى سهم مسلمانان در شكوفايى فرهنگ و تمدّن بشرى و ارزيابى چندى و چونى ميراث مكتوب در تمدن اسلامى به مدت سه روز (21تا23 شهريورماه74) در مشهد مقدس و در محل كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى برگزار گرديد. اين كنگره با حضور چهارصدتن از كارشناسان و محققان مسائل كتاب، كتابخانه، كتابدارى و كتابشناسى از كشورهاى جمهورى اسلامى ايران، عراق، پاكستان، تاجيكستان، افغانستان، آلمان حدود يكصدوسى مقاله رسيده به دبيرخانه را نقد و بررسى كرد.
كنگره با پيام ارجمند مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى دام ظله العالى شروع شد. در بخشى از اين پيام آمده است:
(حقيقت آن است كه كتاب يكى از ارزشمندترين فراورده هاى بشرى و گنجينه بزرگترين ثروتهاى بشر يعنى دانش و تحقيق است. دين و دنياى بشر و جسم و جان انسان به بركت كتاب تأمين و تغذيه مى شود و فرآيند كمال بشرى به وسيله كتاب تحقق مى يابد. كتاب، مادر تمدّنها و نيز عصاره آنهاست، و بشر با پديد آوردن كتاب، درسهاى بيشمارى را كه در كتاب تكوين بدو آموخته شده، گرد مى آورد و در محيط بشرى، منتشر مى سازد و بدين گونه روز بروز گنجينه ثروت بشرى، غناى بيشتر مى يابد…
يكى از افتخارات دنياى اسلام و بويژه ايران مسلمان آن است كه در طول زندگى هزار وچهارصد ساله خود سهمى بزرگ در پيدايش مجموع فراورده هاى مكتوب بشر داشته و نوشته هاى مسلمانان، در هنگامى كه دنياى مسيحى در دوران سياه قرون وسطاى خود مى زيست، چون خورشيدى بر فكر و ذهن و حيات آنان تابيده و موجب عبور آنان از آن دوران سهمگين شده است. امروز گويا بخشى از ميراث اسلامى آن دوره ها ناشناخته و ناپيداست. اگرچه در حمله هاى مغول و تيمور و جنگهاى داخلى پادشاهان ايران، بى شكّ برخى از آنها نابود شده، ولى بى شكّ برخى هم در گوشه و كنار جهان هست كه بايد آن را شناخت و بدان دسترسى يافت. اين يكى از وظايف بزرگ همه كسانى است كه به گونه اى با مسأله كتاب سروكار دارند و اميد است كه شاهد تلاش مسؤولانه آنان و نتايج شيرين آن باشيم.
نگهدارى نسخه هاى روبه نابودى ـ كه متأسفانه در كتابخانه هاى اسلامى كشورهاى آسيا و افريقا فراوان است ـ و تكثير نسخه هاى يگانه و جلوگيرى از ربوده شدن گنجينه هاى كمياب و نگاشته هاى ارزشمند از كتابخانه كشورهاى اسلامى و جلوگيرى از بيرون بردن آنها از دسترس صاحبان آن، نيز درشمار وظايف حتمى و پراهميتى است كه لحظه اى نبايد در آن كوتاهى روا داشته شود.
همگانى كردن كتاب از راه گسترش زنجيره كتابخانه هاى عمومى در هر گوشه و كنار كشور همراه با فراهم سازيِ زمينه لازم براى همگانى كردن كتابخوانى و معرفى كتابهاى خوب و پديد آوردن نوشته هاى فراوان در همه موضوعهاى مورد نياز و مورد علاقه، وظيفه بزرگ ديگرى است كه اميد است بيش از آنچه كه تاكنون شده به گونه پيگير انجام گيرد.)
جلسات عمومى اين كنگره، پيش از ظهر برگزار مى شد و در آن برخى از سخنرانان فشرده اى از پژوهش خود را مطرح مى كردند و بعدازظهرها در شش كميسيون: 1) تاريخچه و معرفى كتابخانه ها 2) نسخه شناسى و فهرست نگارى (مسائل كتاب آرايى قديم و جديد) 3) شيوه رده بندى 4) حفاظت و نگهدارى كتب و اسناد (ابزار نگارش) 5) كتابدارى نوين 6) كتاب و كتابنگارى، مقالات نقد و بررسى شد.
عناوين برخى از سخنرانيهاى مرتبط با كنگره و مقالات ارائه شده چنين است: معرفى انستيتوى نسخ خطّى آكادمى علوم تاجيكستان؛ ضرورت تشكيل شبكه اطلاع رسانى معارف اسلامى در ايران؛ پيشنهادهايى درباره حراست از نسخه هاى خطى و چگونگى بهره گيرى از آنها؛ كتابخانه هاى فارسى در پاكستان و نسخه هاى خطى نادر؛ كتابت حديث در عصر پيامبر.
عناوين برخى از مقالات ارائه شده چنين است:
گنجينه نسخ خطى آكادمى علوم تاجيكستان و اهميت آن براى آموختن تاريخ تمدن اسلام؛ كتابخانه عمومى آيت الله مرعشى نجفى؛ كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى؛ دوره هاى عادى و بحرانى نشر كتاب در ايران در نيم قرن اخير؛ وقفنامه هاى قرآن و طبقات زنان واقف؛ كتاب و كتابخانه در حوزه هاى شيعى از قرن سوم تا پايان قرن پنجم؛ كتابخانه مرحوم آيت الله العظمى آقاميرزا سيد محمّد هاشم مجتهد چهارسوقى از ممتازترين…؛ تاريخچه فهرستنگارى در ايران اسلامى؛ طرحى در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه؛ اعلام الورى و منابع آن؛ جلوه هاى نسخه شناسى در الفهرست ابن نديم؛ ابن نديم، كتابشناس و فهرستنگار؛ هنر تذهيب در عهد تيمورى؛ نظام كتابدارى اسلامى در سده هاى سوم تا هشتم هجرى قمرى؛ رده بندى كتابخانه در تمدن اسلامى؛ فهرستنويسى كتابخانه ها در دوره اسلامى؛ مقدمه اى بر برنامه ريزى ملّى براى حفاظت در برابر سوانح و بلاياى طبيعى؛ تاريخچه پيدايش ابزار و مواد نگارشى تا اختراع كاغذ؛ بررسى آلودگيهاى قارچى بر نسخ خطى كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى و ارزشيابى اثر ضدعفونى كننده تيمول؛ نقش كتابخانه ها و مراكز اطلاع رسانى در رابطه با زندانهاى كشور؛ ضرورت تشكيل شبكه اطلاع رسانى معارف اسلامى در ايران؛ طرح آموزش و تربيت معلم ـ كتابدار براى كتابخانه هاى آموزشگاهى كشور، كتابت حديث در عصر پيامبر(ص)؛ فرهنگ كتاب و كتابنگارى و نخستين كتابهاى مسلمين در علوم و فنون مختلف.
مرآة التحقيق
لاتكتبوا لله(الكتابة فى يومنا هذا)
فى هذه المقالة اشير أولاً الى المتاجرة والاغطاط فى مستوى الكتابة فى أيامنا هذه, وان كثيراً من الكتب والمقالات التى تنشر الآن ضعيف وسطحي, وبعد ذلك بحثت أسباب هذا الموضوع وفى الخاتمة اشير الى اهمية الكتابة فى القرون الماضية والجهود يبذلها العلماء لكتابة كتاب, وعرض بعض النماذج على ذلك.
محمّد الاسفنديارى الأخبار الدخيلة
ان كتاب (الاخبار الدخيلة) هو أثر قيم للمرحوم آيةالله الشيخ محمّدتقى التستري, وحسب قول هذه المقالة أنه الكتاب الوحيد الذى ألّف من قبل علماء الشيعة فى باب الاخبار الموضوعة. ان اسم هذا الكتاب يدع القارئ يتصور ان المؤلِّف لعلّه عثر على روايات كثيرة مجعولة فى كتب الحديث الشيعية ويريد تعريفها من خلال كتابه هذا لكن كاتب هذه المقالة يثبت ان المرحوم المؤلّف كان فقط بصدد عرض الروايات التى لاتخلو من نقاط الضعف من بعض الجهات ولايدّعى انه جمع الروايات المجعولة.
رضا الاستادي الملا حسين الواعظ الكاشفى وكتاب روضة الشهداء
كاتب هذه المقالة وبمناسبة تعريف ونقد كتاب (روضة الشهداء) بالتفصيل تطرّق لشرح أحوال الملاّ حسين الكاشفي, وفى هذا البحث ومن خلال تقرير مختصر عن آثار الكاشفي, قد قدّم تحقيق ممتع فى مذهبه, وحاصله ـ حسب تعبير الكاتب ـ هو ميل اثنى عشرى الى التسنن.
القسم الاساسى لهذه المقالة اختص بنقد كتاب روضة الشهداء والكاتب بعد سرده للمميزات الكثيرة للكتاب سيما مقبوليته التامة فى أوساط الشيعه, قام بتقييم ونقد المصادر العلمية للكاشفى فى كتاب روضة الشهداء.
وقد جاء فى خاتمة المقالة مطالب هامة اثناء الاشارة الى النفوذ الواسع لهذا الكتاب بين الشيعة بل واهل السنة المحبين لاهل البيت(ع).
رسول جعفريان بيان المعانى فى كتاب (المعانى والبيان)
فى هذه المقالة ـ بعد بيان قيمة العلوم البلاغية وتأثيرها فى النقد الأدبى ـ وقع البحث فى نقد وتعريف أحد الكتب التى تدرّس فى جامعات البلد المختلفة لطلبة اللغة والآداب الفارسية منذ سنوات عديدة.
كاتب المقالة بعد القدح فى كثير من امثلة وشواهد الكتاب, وكذلك طريقة توضيح المعانى اقترح بشواهد أخـرى لجبران هذا النقص.
ويصرّ الكاتب على نقطة وهى انه لماذا لم يتم تهذيب كتاب درسى طبع لاكثر من ست مرات من الاغلاط البينة والكبيرة.
محمّدرضا مستجاب بهج الصباغة فى شرح نهج البلاغة
ان الكتاب فى هذه المقالة ـ بعد ان قام بتعريف الشروح المختلفة لنهج البلاغة ـ عدّد نواقصها واحداً واحداً. ثم أشار بنظرة ناقدة الى متن نهج البلاغة وكذلك بعض الموارد كالاجتهاد فى التصحيح وعدم رعاية الترتيب فى نقل مطالب هذا الكتاب. بعد ذلك تناول تعريف وذكر امتيازات كتاب (بهج الصباغة) فى شرح نهج البلاغة المؤلف من قبل العالم التحرير المرحوم العلامة محمدتقى التستري.
وقد بيّن فى هذه المقاله ستة امتيازات مهمة لهذا الشرح, نعم يبقى الاشكال الوحيد هو كيفية الطباعة.
السيد محمّدمهدى الجعفرى ورقة بن نوفل فى بطنان الجنة
النسبة الى ورقة بن نوفل ـ ابن عم خديجة ـ فقد كان من المؤيدين الأوائل ـ بل يعدّ المؤيّد الأول ـ النبوة النبى محمّد(ص), ولعله لم يؤلّف كتاب خاص حوله, عدا معلومات متناثرة فى النصوص التاريخيه.
والادبية والدينية, وكذا ماكتبه المستشرقون من مقالات فى دوائر المعارف.
ولذا فان وجود مثل هذا الكتاب وبقلم كاتب مسلم يعتبر أمراً له كامل الأهمية ويستحق التعريف. وقد قام كاتب هذه المقالة بتعريف وافى لهذا الكتاب.
على رضا ذكاوتى قراگزلو دراسات فنية فى قصص القرآن
وهذا الكتاب من تأليف الدكتور محمود البستانى وقد ترجم الى الفارسية وقامت بطّباعة مؤسسة التحقيق التابعة للحضرة الرضوية المقدسة.
وبعد ان أوضح كاتب هذه المقالة, المنهج القرآنى فى سرد القصة, عرّج على الاشارة الى الخرافات التى دسّت فى التفاسير من قبل القصّاصين ومن هذا هذوكعب لاحبار واليد الأموية.
وطبعاً قد تسرّب بعض تلك الاشتباهات الى الكتاب.
وفى الواقع ان هذا النقد موجّه للمؤلِّف وكذلك الى الترجمة.
على مختاري مشروع تحقيق (علم الحديث)
فى قسم (التحقيق المطلوب) فى هذا العدد بحث مشروع فى باب (علم الحديث) وفى هذه المقالة فى البدء ورد الكلام من ضرورة بعض التحقيقات الحديثية وبعد ذلك اُبدى مشروع تحقيقى فى ثلاثة محاور عبارة عن:
1ـ تاريخ الحديث, ومعرفة كتب الحديث
2ـ تحقيق الاسانيد وعلم الرجال
3ـ فقه الحديث
ثم ان كاتب المقالة تناول فروع كل واحد من هذه المحاور الثلاثة, والارضية اللازمة للتحقيق فى كل فرع.
مهدى المهريزى فهارس الرسائل الجامعية فى ايران
ان المكتبة الوطنية قد أنجزت قريباً عملين أساسيين على مستوى فهرستة وتجميع الرسائل الجامعية.
احدهما: حفظ كل الرسائل الجامعية لطلاّب مرحلة الدكتوراه والماجستير فى الجامعيات خارج البلد لفترة مابين 1937ـ1992 فى مسائل متنوعة تدور حول ايران.
والآخر: نشر كتاب تحت عنوان (خلاصة الرسائل الجامعية فى قسم اللغات).
والذى يشتمل على مشخصات وخلاصات جميع الرسائل الجامعية لطلبة قسم اللغات العام فى الجامعات الايرانية لمرحلة الدكتوراه والماجستير لفترة مابين 1345ـ1372 وانما كتبت هذه المقالة لغرض التعريف بهذين الأمرين.
اميد طبيب زاده فى قسم التعريفات الاجمالية فى هذا العدد يتعرّف القرّاء على الكتب التالية.
1ـ الفيض القدسى
2ـ حياة وأفكار اقبال اللاهورى
3ـ الثقافة التاريخية والسياسية لايران والشرق الاوسط
4ـ القواعد الفقهيّه
5ـ تاريخ المؤلفين الايرانيين
6ـ توحيد الاماميه
7ـ تاريخ الفلسفة فى الاسلام
8 ـ خنج المعبر الاثرى فى (لارستان)
ان (مكتب احياء التراث المكتوب) التابعة لمعاونة الثقافية فى وزارة الارشاد والثقافة الاسلامية ـ والذى اطلع القرّاء على عشرين من الآثار فى طور الانجاز فى العدد الواحد والثلاثين هذه المجلة فى باب التعريف بالمراكز العلمية والثقافية ـ وإدامة للتعريف بمنجزات هذا المكتب على صعيد التحقيق والنشر يتعرّف القرّاء فى هذا العدد على بعض آخر من التراث المكتوب مع ذكر مراحل التصحيح الى النشر. من اجل إطلاع المحققين ولتحاشى التكرار فى الاعمال.
AYENEH -E- PAZHOOHESH
بسم الله الرحمن الرحيم ``
For God's Sake Do Not Write (Writing in Our times)
`` In this article, initially, the transformation of writing into a careless trade and its consequent degradation in our times is a alluded to, and it is observed that a large number of books and articles being presently published are weak and superficial. Later, proofs of this claim have been furnished, and finally, the importance given to writing in the earlier centuries and the effort put in by the scholars for writing a single book are highlighted and samples of it are provided.
v
Akhbar al-Dakhilah
The book Akhbar al-dakhilah is the esteemed work of the late Ayatullah Hajj Shaykh Mohammad Taqi Shushtari. This book, in the words of the writer of this article, is the only one of its kind written by the Shiah ulama in the field of fabricated traditions. The title of this book causes the reader to imagine that the author was aware of a large number of fabricated traditions in the Shiah books on hadith and he through this book intends to make them known. But the writer of this article points out that the late author was solely in pursuit of discussing those traditions which from certain angles are not without weakness, and he had no claim to having collected fabricated traditions.
v
Mulla Husain Waiz Kashifi and the Book 'Raedat al-Shuhada'
The writer of this article has, with the pretext of introducing and reviewing the book 'Rawdat al- Shuhada', undertakan a detailed study of the life of Mulla Husain Kashifi. This study, apart from including a brief account of the works of Kashfi, also contains an interesting enquiry concerning his religious affiliation. The conclusion of the writer is that he shows signs out some obvious errors in the they of inclination towards Tasannun of Twelever Imami type (Tasannun -e- Dawazdeh Imami)
The major part of this article is devoted to a critique of the book Rawdat al-Shuhada. The writer, after enumerating a large number of positive points of the book, especially its popularity among the Shiahs, embarks upon an evaluation and critique of the sources used by Kashifi in compiling Rawdat al- Shuhada. The article conludes by highlighthing the long lasting inuence of the book upon the Shiahs, and even upon those Sunnis who are inclined towards the Ahl al-Bayt (A), and provides noteworthy information in this regard.
v
A Discourse on Rhetoric (Maani-Bayan)
In this article, after a brief discussion about eloquence related sciences and their impact upon literary criticism, an introduction and critique of one of the books -which for years has been taught in various universities of the country to the students of Persian language and literature on the subject of maani- bayan (rhetoric)- has been provided.
The writer of the article by casting doubt upon a large number of examples and illustrations of the book and the manner of presenting literary meanings, has himself suggested examples to rectify this defect. The writer is emphatic about why a textbook which has been reprinted six times still contains obvious slips which as yet have not been removed.
v
Bahj al-sabaghah: A Commentary of Nahj al-Balaghah
The writer has in this article, after introducing various commentaries of the Nahj al-Balaghah, enumerated the defects of each one of them and has also pointed out to the textual discrepencies of the various editions in neglecting the sequence in narrating the text of this book). Then he has introduced the book Bahj al-Sabaghah and has mentioned its salient features. This commentary is the work of the eminent scholar, the late Allamah Mohammad Taqi Shushtari.
In this article six important distinctions of this commentary have been mentioned and only its mode of publication and layout have been criticised.
An Introduction and Critique of the Book
'Waraqat ibn Nawfil fi batnan al-jannah'
It seems that no separate book has been written about WaraQat ibn Nawfil, the cousin brother of Khadijah, who was one of the first or rather the first testifier of the prophethood of Mohammad(s). Only scattered information about him is available in historical, literary and religious sources and in the accounts under his name written by orientalists in the encyclopaedias. From this angle the presence of a separate book, and that to by a Muslim writer, is both noteworthy and worthy of introduction, and the writer too has very well lived up to the task of providing an introduction.
v
A Critique of the Book
"Jalweha -e- hunari -e- dastanha -e- Quran".
The book "Jalweha -e- hunari -e- dastanha -e- Quran" is a translation of the book "Dirasat fanniyyah fi qisas al-Quran" written by Dr. Mahmud Bostani, and has been published by the Research Foundation of Astana -e- Quds -e- Razavi.
The writer of this article, after explaining the methodology adopted by the Quran in narrating stories, talks about the fictitious stories which, due to the activities of the story - tellers and the likes of Kab al-Ahbar and the proponents of the Bani Ummayyah, have found their way into the exegeses of the Holy Quran, and points out some of these discrepancies which have naturally crept into the present book. In fact the criticism of the writer is directed both towards the author as well as the translator of this book.
v
Bibliographies of Theses in Iran
The National Library (Kitab Khaneh -e- Milli) has recently performed two basic tasks in the area of indexing and compiling bibliographies of theses in Iran. One of them is the collection of doctoral and post graduate theses of foreign universities from 1937-1992 which have been written on issues related to Iran.
The other task is the publication of a book titled "Abstracts of Theses on Linguistics" which contains particulars and abstracts of all the doctoral and post graduate theses of the students of general linguists in Iranian universities from 1345-1372. This article has been written to introduce these two books.
v
A Research Plan for "Ilm al-Hadith"
In the section "Research Proposals" of this issue a plan concerning ilm al-hadith has been discussed.
In this article, initially the need for conducting certain researches in this field is highlighted and then a research proposal is presented comprising of plans for research in the following three major areas:
1. The history of hadith and bibliography of books on hadith.
2. Study of chains of narrators (asnad) and ilm al-rijal (study of biographies of narrators to determine their veracity).
3. The comprehension of traditions (fiqh al-hadith)
Then the writer mentions the various tendencies present in and branches of these three areas and follows this up by enumerating the research topics of each branch.
In the section "Summary Introductions", of this issue the readers are acquainted with the following books:
1.Farhang wa Din
2. Al-Mustarshid
3. Farhange -e- tarikhi - siyasi -e- Iran wa Khavarmiyaneh
4. Zindagi wa afkar -e- Iqbal -e- Lahori
5. Tarikh nigaaran -e- Iran
6. Khunj, guzarghah -e- bastani -e- Loristan
7. Tarikh -e- falsafeh dar Islam.
Daftar -e- Nashr -e- Mirath -e- Maktub (Office for publication of Manuscriptal Heritage) is affiliated to the Department of Culture of the Ministy of Culture and Islamic Guidance. This office was introduced in detail in issue no.31 of this magazine in the section "Introduction of Educational and Cultural Centers", and the readers were acquainted with twenty manuscripts which were being readied for publishing. While continuing the introduction of the works on the threshold of research and publication in this office, this issue introduces for the be nefit of researchers some more manuscripts by mentioning the stages from editing to printing.