بايسته هاي پژوهشي
در اين شماره ضرورت تصحيح انتقادى پنج متن مهم و اثر سودمند, پيشنهاد مى شود.1. عدة الداعى از ابن فهد حلّى
مرورى بر زندگى مؤلف آن
شيخ جمال الدين ابوالعباس احمدبن شمس الدين محمدبن فهد الأسدى الحلى1( 757 ـ 841ق) عالم زاهد و عارف سالك و گرانقدر شيعى است. شرح حال نگاران با تعابيرى همچون ضياءالمسلمين, برهان المؤمنين, قدوة الموحدين, اسوة العابدين, نادرة العارفين و الزاهدين, جمال السالكين, صاحب المقامات العالية فى العلم و العمل و الخصال النفسانية 2 از او تجليل كرده اند.
ابن فهد در حله تولد يافت, شهرى كه در آن زمان مركز علم و فقاهت بود و فقيهانى بى بديل, نظير محقق حلى, علامه حلى, فرزندش فخرالمحققين, شهيد اول, ابن طاووس, ابن ورام و استوانه هاى ديگر از علم و فضيلت در آن پديدار گشتند.
ابن فهد همين كه به سن تمييز و ادراك رسيد و خود را در آن فضاى علمى يافت, به جستجوى علم شتافت و در محضر على بن خازن جابرى (از شاگردان شهيد اول ـ قدس سره ـ) شاگردى نمود و پس از چندى به مقامى رفيع و مرتبى بلند در علم فقه و حديث نائل آمد. همت بلند و ژرفنگرى او سبب گرديد كه به آن مقدار از علم كه بدان دست يافته بود, بسنده نكند از اين رو براى ژرفكاوى و رسوخ بيشتر در علوم از استادان ديگرى غير از على بن خازن نيز بهره ها برد. از جمله اين استادان, شيخ نظام الدين على بن عبدالحميد النيلى, شيخ ضياء الدين على بن الشهيد الاول و سيد بهاءالدين على بن عبدالكريم را مى توان برشمرد. او خوشه چينى از محضر پرفيض اين عالمان را ادامه داد و آن عالم عابد به درجه اجتهاد در فقه رسيد و مرجع علما در حله شد و بر مسند تدريس نشست تا اينكه از چشمه هاى فياض علم و معرفت او و از انوار فيوضاتش طلاب به استفاده و استفاضه پرداختند و در محضر پرفيضش شاگردان برجسته اى تربيت شدند كه از جمله آنان شيخ زين الدين على بن هلال جزايرى, شيخ زين الدين على بن محمد طائى (معروف به ابن طى), شيخ عبدالسميع بن فيّاض اسدى, شيخ على بن فضل بن هيكل, شيخ مفلح بن حسن صيمرى و شيخ رضى الدين قطيفى را مى توان نام برد.
ابن فهد در طول حيات پربركتش قريب به پنجاه اثر 3 از خود برجاى گذاشت كه عدةالداعى 4 يكى از آنهاست.
بارى چنانكه در نامه دانشوران آمده: ابن فهد در سنه هشتصد و چهل و يك ـ كه روزگار زندگانيش به هشتاد و پنج سال رسيده بود ـ سراى فانى را وداع كرد و به جوار رحمت پروردگار شتافت و در جوار مشهد مطهر حضرت ابوالائمه حسين بن على ـ سلام الله عليهما ـ مدفون گرديد. اكنون بقعه وى در وسط بوستانى است كه سابقاً باغ نقيب علويين بوده و در جنب خيمه گاه سيدالشهداء واقع شده است. ارباب تقوا و قدس چون به خاك وى بگذرند. شرط تعظيم به جاى آورند و از باطن آن شيخ بزرگوار استمداد نمايد. كرامات چند از آن مزار شريف حكايت مى شود كه نگارش آنها موجب اطناب گردد5.
نگاهى به مطارى و موضوع كتاب
در ميان تأليفات ابن فهد, كتاب ارزشمند عدّة الداعى و نجاح الساعى داراى جايگاه خاصى است و شايد بتوان گفت كه در نوع خود بى نظير است. اين كتاب شريف در آيين و اهميت دعا و شروط و آداب و كيفيت آن است و داراى كى مقدمه (در تعريف دعا و ترغيب به آن) و شش باب است:
1. انگيزه دعا از ديدگاه عقل و نقل; 2. اسباب اجابت; 3. اقسام نيايشگران; 4. كيفيت دعا; 5. در آنچه ملحق به دعا و در شمار آن است; 6. در تلاوت قرآن. خاتمه كتاب عهده دار تبيين اسماى حسناى الهى است6.
مؤلف ارجمند عدّة, در مقدمه كتاب معناى لغوى و اصطلاحى دعا را بررسى, و با آوردن رواياتى, در ترغيب به آن تأكيد نموده است. در باب اول با استدلال عقلى قانع كننده اى ثابت كرده است كه آدمى همواره و در هر شرايطى به دعا كردن نيازمند است و در تأييد اين معنى رواياتى از ائمه معصومين ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ و پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ آورده است. آنگاه از ديدگاه كتاب و سنت به تجزيه و تحليل و توضيح و تفسير دعا پرداخته است.
در باب دوم ـ چنان كه اشاره شد ـ به اسباب اجابت پرداخته و آنچه را در اجابت مؤثر و دخيل است ـ از جمله زمان دعا, مكان آن, تأثير اسم اعظم, تأثير ساعات معينى از روزهاى مشخص, صدور آن از زبان غير ـ يادآور شده و در ذيل هر يك از اين عنوانها از غرر روايات ائمه اطهار استفاده كرده و گهگاه در خلال آن نكات سودمند اخلاقى را پرورانده است.
در باب سوم, اقسام نيايشگران را ذكر, و آنان را به دو قسم تقسيم كرده است: كسانى كه دعايشان مستجاب مى شود و گروهى كه دعاى آنها بى ثمر است و به اجابت نمى رسد.
در باب چهار, در چگونگى دعا كردن و آداب و شرايط آن به تفصيل سخن گفته است. اين باب مشحون است از نصايح و تذكرات سودمند اخلاقى.
باب پنجم در ذكر است كه مؤلف آن را در شمار دعا و جانشين آن مى داند و با اقامه استدلال عقلى و شواهد نقلى از كتاب و سنت بر آن تأكيد مى ورزد.
باب ششم درباره تلاوت قرآن كريم است. ابن فهد در اين باب مى نويسد كه تلاوت قرآن قسمى از اقسام ذكر است و آنچه درباره دعا و ذكر گفته شده, شامل تلاوت قرآن نيز مى شود; صرف نظر از شرافت و مزيتهايى كه قرآن دارد. آنگاه روايتهاى جالبى در اين باب مى آورد.
خاتمه كتاب ـ چنان كه اشارت رفت ـ به ذكر اسماى حسناى الهى و تفسير و توضيح هر يك از آن اسمها اختصاص يافته است. مرحوم ابن فهد با استدلال به آيه شريفه و للهِ الاسماءُ الحسنى فادعوه بها7, ضرورت آوردن اين بخش از كتاب را متذكر شده است.
براى آگاهى تفصيلى از مواد اين كتاب مستطاب, طالبان را به مطالعه آن دعوت مى نماييم و خوانندگان را به گفتار حضرت امام خمينى ـ قدس سره الشريف ـ درباره دعا كه در وصيت خويش يادآور شده اند, ارجاع مى دهيم:
ما مفتخريم كه ادعيه حياتبخش ـ كه آن را قرآن صاعد مى خوانند ـ از ائمه معصومين ماست … 8.
نسخه هاى مختلف عدّة الداعى
الف ـ نسخه هاى چاپى
1. تهران, 1274ق, سنگى, خشتى, به خط اسماعيل بن حاج اسدالله, 260صفحه;
2. تبريز, 1274ق, سنگى, خشتى, چاپخانه ميرزاعبدالله, بدون صفحه شمار;
3. بمبئى, 1328ق, سنگى, 184صفحه;
4. بى م, 1328ق, سنگى, 184صفحه, كاتب جواد جهرمى (ظاهراً همان نسخه چاپ بمبئى است);
5. قم, بى تا, سربى, 320 صفحه, تصحيح احمد الموسوى القمى, كتابفروشى وجدانى;
نسخه هاى شماره 1 تا 3 در فهرست كتابهاى چاپى عربى خانبابا مشار (ص 618 ـ 619) معرفى شده و نسخه هاى شماره 1 و 4 و 5 در كتابخانه آيت الله مرعشى ـ ره ـ موجود است.
مشخصات چاپ اخير (شماره 5)
با تورقى اجمالى به وضوح مى توان دريافت كه هيچيك از قواعد تصحيح انتقادى در آماده سازى اين كتاب براى چاپ به كار نرفته است. بر اهل فن پوشيده نيست كه در كار تصحيح انتقادى متون, يافتن كهنترين و صحيحترين نسخه ضرورى است و بايد اساس و ملاك كار قرار گيرد. ولى در اين طبع, متأسفانه, به اين نكته اصلى توجهى نشده است و كار مصحح به تعليق و تحشيه بيشتر شبيه است تا به تصحيح و تحقيق چنانچه در صدر كتاب نيز به آن اشاره شده است (ذيّلناه بما يفسّر بعض لغاته و مطالبه الغامضة). و اين تذييلات نيز عمدتاً از كتاب گرانسنگ مرآة العقول اخذ گرديده است; آن هم بدون اشاره به جلد و صفحه. و جز در مواردى نادر (نظير ارجاع به بعضى از آيات قرآن كريم) منابع و مآخذ روايات و اقوال تخريج نشده است.
مزيت نُسخ چاپ سنگى قبلى بر چاپ اخير
راقم ناچيز اين سطور چاپ اخير (شماره 5) را با چاپ سنگى شماره 1 فى الجمله مقابله كردم و چاپ سنگى را بسيار كم غلط تر يافتم. ظاهراً تعليقه نويس محترم ازچاپ مذكور خبر نداشته يا دست كم براى مقابله به آن مراجعه نكرده است.
در جاى جاى كتاب قلابهاى نابجاى بسيارى باز شده كه خود از عدم مراجعه به نسخ متعدد و تفحص و تتبع خبر مى دهد و با اندك تأملى به بيهودگى آنها مى توان پى برد.
اينك شواهدى چند در اين باب:
ص 131, س2: عبارت (واعتقاد الداعى قدرة الله سبحانه على فعل مطلوبه…) در متن نيست و حال آنكه با مراجعه به دو نسخه 1 و 4 معلوم مى شود كه جزو متن است. وانگهى از سياق عبارت نيز اين افتادگى مشهود است.
ص 34, س 4: (من عمل من المسلمين عن ميتِ عمل [عملا] خير اضعف الله) كه بر طبق شماره 1 همان (عن ميت عمل خير اضعف) صحيح است.
ص 139, س 7: (و اذا ذكر المرور [الممر] على الصراط بكى) كه همان (المرور) صحيح است (مطابق ضبط نسخه شماره 1).
ص 150, س 1: (و لا تظلمنا [تصلمنا]; كه همان (و لا تظلمنا) صحيح است.
ص 16, س 4: ما [وما] هما؟; كه همان (ما هما؟) صحيح است (بر طبق نسخه شماره 1, ص 8).
از قلابهاى بى مورد ديگر: ص 158, س 1 (از پايين صفحه); ص 165, ص 5 و 8 را بايد ياد كرد. در همه موارد, نسخه بدلها در كنار كلمه يا عبارتى كه در نسخه ديگر به نحو ديگرى ضبط شده درون قلاب آمده, بى آنكه معلوم شود ضبط متعلق به چه نسخه اى است و اصح كدام است.
ب. نسخه هاى خطى عدةالداعى
عدةالداعى نسخه هاى خطى بسيارى دارد كه در اينجا براى دورى از تطويل, تنها به معرفى كهنترين و مهمترين آن ـ تا آنجا كه راقم ناچيز اين سطور از آن اطلاع يافته است ـ پرداخته مى شود:
1. كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, شماره 1/ 1879, تاريخ كتاب 813 قمرى (فهرست, ج 15, ص 77). اين نسخه چنانكه از تاريخ آن هويداست در زمان مؤلف نوشته شده و قديميترين نسخه خطى اين اثر شريف است.
2. كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى ـ ره , شماره 7123, تاريخ كتاب 979 قمرى (فهرست, ج 18, ص 277).
3. كتابخانه مدرسه مباركه فيضيه قم, شماره 1897, تاريخ كتابت 985 قمرى (فهرست, ج 2, ص 146).
4. كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, شماره 1252, تاريخ تحرير 1060 قمرى (فهرست, ج 4, ص 32 ـ 33) اين نسخه را محمدبن فصيح مراغى در سال 1240 مقابله و تصحيح كرده و داراى خطى زيباست.
5. كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, شماره 5986, تاريخ تحرير 1094 ق (فهرست, ج 17, ص 361).
6. كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, شماره 37 (فهرست, ج 7, ص 185 ـ 186). اين نسخه همراه با التحصين (اثر ديگر مؤلف) در يك مجموعه به خط شفيع محمد در شيراز نوشته شده است.
غير از آنچه برشمرديم و در پانوشت شماره 9 به آن اشاره كرديم چند نسخه نيز در تملك حضرت استاد آيت الله حسن زاده آملى است كه احياناً در تصحيح مى توان از آنها بهره برد.
در اينجا لازم است از اظهار لطف مدير محترم كتابخانه مجلس, آقاى حائرى و ساير مسؤولان آن گنجينه ارزشمند كه رخصت و فرصت مشاهده نُسخ ياد شده را به بنده دادند, صميمانه تشكر كنم.ترجمه هاى فارسى عدةالداعى
الف ـ خطى
1. ترجمه نصيرالدين محمدبن عبدالكريم انصارى, ختم تأليف: 967 . 10
2. ترجمه محمدسعيد بن شيخ نظام الدين قزوينى از فضلاى سده يازدهم قمرى, ختم تأليف: 1070.
3. ترجمه سيدصادق بن الحسين التوشخانكى, 1301. 11.
4. ترجمه على بن الحسين الزوارى شاگرد محقق كركى و استاد مولى فتح الله كاشانى مفسر. دو نسخه از آن موجود است يكى در خزانه آستان قدس رضوى با تاريخ كتابت 1055 و ديگرى در كتابخانه اميرالمؤمنين (ع) در نجف با تاريخ كتابت 1079. (الذريعة, ج 21, ص 355 ـ 356). دو نسخه اول و دوم در فهرست نسخه هاى خطى آستان قدس (1344, ج 6, ص 220) به شماره هاى 270 و 271 معرفى شده است12.
ب. چاپى
1. ترجمه حسين فشاهى, تهران, 1338. اين كتاب در فهرست آستان قدس ( ج 6, ص 313, شماره 218) معرفى شده و در بعضى از كتابخانه ها موجود است و اگر نسخه خطى پارسى اين اثر شريف احيا مى شد, نيازى به ترجمه مجدد و تكرار مكررات كارهاى انجام شده, نمى بود.
سيدابوالحسن مطلبى
پانوشتها:
1. شايان ذكر است كه مراد از ابن فهد: غير از احمدبن فهد بن محمدبن ادريس است كه از قضا هر دو هم عصر, و هر يك شرحى بر ارشاد علامه نوشته اند. ر.ك: الكنى و الالقاب, ج1, ص 369; روضات الجنات, ج 1. ص 75.
2. ر.ك: مقابس الانوار و نفائس الاسرار فى احكام النبى المختار و عترته الاطهار صلوات الله عليهم ما توالت الاعصار و الادوار, ص 18; سفينة البحار, ج2, ذيل كلمه فهد; مقدمه بحارالانوار, ج 1, ص 232.
3.بنگريد به الذريعة, ج 2, ص 393, ش 2039; ج 2, ص 21, ش 67 و 47, ش 192; ج 3, ص 214, ش 791 و 398, ش 1430; ج 4, ص 113, ش 513 و 475, ش 2105; ج 7, ص 247, ش 1194; ج8, ص 68, ش 235 و 80, ش 291; ج 11, ص 108, ش 668 و 140, ش 878; ج 12, ص 242, ش 1587 و 266, ش 1769; ج 16, ص 9, ش 37 و 242, ش 964 و 266, ش 1102; ج 17, ص 283, ش 307; ج 18, ص 350, ش 437 و 358, ش 467; ج 20, ص 148, ش 2325 و 200, ش 2569 و 332, 338, 352; ج 21, ص 117, ش 4204; ج 22, ص 18, ش 5817 و 35, ش 5927; ج 25, ص 2, ش 6 و 164, ش 71; اعيان الشيعة, ج 3, ص 148; حاشيه رجال سيد بحرالعلوم, ج 2, ص 108; روضات الجنات, ج1, ص 72; رياض العلماء, ج 1, ص 66; مجالس المؤمنين, ج 1, ص 580.
4. بنگريد به پانوشت شماره 6.
5. نامه دانشوران, ج 1, ص 377.
6. ر.ك: الذريعة, ج 15, ص 228; كشف الحجب و الاستار, ص 380 گفتنى است كه اين كتاب را خود مؤلف تلخيص و به نام (نبذة الباغى فى ما لا بد من آداب الداعى) سوم. نموده است. (الذريعه, ج 24, ص 36).
7. اعراف, 7; 180.
8. صحيفه نور, ج 21, ص 171.
9. ر.ك: فهرست الفبايى كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى. محمد آصف فكرت. (مشهد, آستان قدس رضوى, 1369). ص 401; فهرست كتب كتابخانه آستان قدس رضوى. (چاپ قديم: 1305). ج1, ص 282 و ج 6,ص 267 ـ 268; فهرست نسخه هاى خطى چهار كتابخانه مشهد (مدرسه سليمان خان, مدرسه ميرزا جعفر, كتابخانه فرهنگ و جامع گوهرشاد). كاظم مديرشانه چى, عبدالله نورانى و تقى بينش, ج1, ص 349; فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, ج 4, ص 32 ـ 33 و ج 7, ص 185 ـ 186 و ج17, ص 361; فهرست نسخ خطى كتابخانه ملك, ج 1, ص 502 ـ 503; فهرست نسخ خطى كتابخانه مسجد سپهسالار, ج 5, ص 314; فهرست نسخ خطى كتابخانه آيت الله مرعشى. ج1, ص 47, ج 2, ص 38 و 309, ج 13, ص 361; فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مسجد اعظم قم, رضا استادى, ص 290 ـ 291; فهرست نسخ خطى كتابخانه آستانه مقدسه قم, محمدتقى دانش پژوه, ص 145; فهرست نسخ خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, ج 15, ص 77 و ج 18, ص 215 و…
10. ر.ك: الذريعة, ج 4, ص 116.
11. همان.
12. افزون بر آنچه در متن برشمرديم, دو نسخه ديگر نيز به شماره 6550 و 14815 در فهرست الفبايى كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس (ص 402) معرفى شده است.
2. خريدة القصر از عماد الكاتب اصفهانى
ابى منصور عبدالملك بن محمد ثعالبى نيشابورى (متوفى 428) از بزرگان دانش و اديبان مشهور كه به دقت نظر و استوارى در نگارش شهره است, كتابى نوشته است با عنوان يتيمة در نگارش شهره است, كتابى نوشته است با عنوان يتيمة الدهر فى محاسن اهل العصر كه گزارشى است از اشعار زيبا و ديگر مسائل مربوط به حيات ادبى و اجتماعى شام, خراسان, عراق, فارس, اصفهان و …على بن حسن بن على باخزرى نيشابورى (متوفى 467), از اديبان و شاعرانى كه در فصاحت و ذكاوت يگانه روزگار خود بوده است, ذيلى بر آن نگاشته است با عنوان دمية القصر. همچنين اين كتاب باخزرى را عماد الكاتب اصفهانى ذيلى با عنوان ياد شده نگاشته است. وى از فقيهان, اديبان و عالمان بزرگ شافعى مذهب بوده كه آثار گرانقدر و مهمى از خود بر جاى نهاده است. كتاب ياد شده بر اساس اصل آن, شرح حال و گزيده اشعار شهرها و آباديهاى مختلف است. بخش مربوط به شاعران عراق در چهار جلد, قسمت شرح حال و آثار شام در سه جلد, شاعران مصر در سه جلد, و نيز بخشهاى ديگر مربوط به شاعران ديگر جايها. آنچه هنوز به صورت خطى باقى است و همت بلند همتان و اديبان سختكوش را مى طلبد. بخش مربوط به شاعران ايران است. برخى از نسخه هاى آن بدين قرار است:
1. نسخه اى در كتابخانه رباط به شماره 6592 و در 162 ورق.
2. نسخه كتابخانه نور عثمانيه اسلامبول به شماره 477 و در 235 ورق.تصويرى از آن در دانشگاه تهران به شماره 89 نگهدارى مى شود.
3. نسخه كتابخانه دانشگاه قزوين در شهر فارس به شماره 576 (ياد شده در فهرست آن, ج 2, ص 112 ـ 115).
3. نهاية المرام فى علم الكلام از علامه حلىدر مجموعه آثار برجاى مانده از علامه حلى ـ كه به راستى يكى از قله سانان كم نظير تشيع است ـ كتابهاى كلامى آن متكلم و فقيه گرانقدر است كه تمام مباحث كلامى را به گستردگى مقارنه و تطبيق و با دقتى هرچه تمامتر به بحث گذاشته است.مرحوم علامه در ضمن شمارش آثار خود يادآورى كرده است كه چهار جلد از آن را نگاشته است.مرحوم عبدالحميد اعرجى (خواهرزاده علامه) در كتاب تذكرة الواصلين نوشته است كه جستجوگران سخن نهايى و آخرين تحقيق در دانش كلام بايد به اين كتاب مراجعه كنند.مؤلف نگارش آن را به تاريخ چهاردهم ربيع الاول 712 به پايان برده است.
تحقيق و نشر بنيادين و استوار آن خدمت بزرگى است به فرهنگ اسلامى و انديشه كلامى تشيع. برخى از نسخه هاى آن بدين قرار است:
1. نسخه كتابخانه آستان قدس به شماره 11606 . اين نسخه را محمدباقر هزار جريبى از روى نسخه اى كه آن را مرحوم فاضل هندى (صاحب كشف اللثام) با نسخه شيخ ناصر بن ابراهيم بويهى مقابله و تصحيح كرده, نگاشته است (فهرست, ج 11, ص 419).
2. نسخه اى كهن از مخطوطات قرن هشتم هجرى در كتابخانه مرحوم آيت الله العظمى مرعشى(ره) (فهرست, ج 1, ص 280).
3. نسخه كتابخانه مجلس شوراى اسلامى به شماره 10192.
4. مصابيح از علامه بحرالعلوم.علامه سيد محمد مهدى بحرالعلوم (متوفاى, 1212ق), معروف به علامه بحرالعلوم و علامه طباطبايى, گذشته از مراتب بلند علمى و فقهى و ادب, حائز مقامات مهمى در عرفان و تقوا و اخلاق بوده است; به طورى كه مرحوم علامه سيدمحمدحسين طباطبايى (صاحب تفسير الميزان) وى را يكى از (كمّل) مى دانست. (ايشان سه نفر, يعنى سيدعلى بن طاووس و ابن فهد حلى و علامه بحرالعلوم را كمّل مى ناميد). بحرالعلوم از شاگردان مبرز و مورد عنايت وحيد بهبهانى (م 1205ق) بوده است و وحيد در اجازه اش به او, اين چنين مى گويد:… فقد استجازنى الولد الاعزّ الامجد المؤيّد الموفّق المسدّد و الفطن الارشد و المحقق المدقق الاسعد الولد الروحانى, العالم الزكى و الفاضل الذكى و المتتبع المطلع الالمعى السيد السند المنتجب الامير محمد مهدي…( وحيد بهبهانى, ص 173).وى مسلط بر فقه مذاهب اربعه و چند سال مجاور حرمين شريفين و مدرس مذاهب اربعه بود. شيخ كاشف العظاء طيّ اشعارى او را ستوده كه از جمله آنهاست:لسانى عن إحصاء فضلك قاصرو فكرى عن ادراك كنهك حائرهمچنين سيدجواد عاملى (صاحب مفتاح الكرامه) قصايدى در مدح استاد خود بحرالعلوم سروده است كه اين بيت يكى از آن قصائد است:إليك زمام الخلق يا خير مرشدو أنت نظام الكون فى كل مشهد(وحيد بهبهانى, ص 186)ييكى از آثار فقهى آن جناب, كتاب مصابيح است كه مشتمل بر عمده كتابهاى فقهى است; مانند طهارت, صلات, زكات, حج, تجارت, مساقات, اجاره, وكالت, وصيت, نكاح, شهادات و… . در چند و چون آن سخن بسيار (ر. ك: ذريعة, ج 21, ص 82و 83; وحيد بهبهانى, ص 14) و از حوصله اين مقال خارج است. مصابيح از مآخذ جواهر و نيز مكاسب شيخ انصارى است و شيخ در موارد متعددى از آن مطالبى نقل كرده است; از جمله در بحث اخذ اجرت بر واجبات (در ص 63, س 9); و بحث شرطية قدرة بر تسليم عوضين (ص 188, س 3 به بعد, خط طاهر خوشنويس).اين كتاب سودمند تاكنون مطلقاً ـ نه حجرى و نه غير حجرى ـ چاپ نشده و كمتر مورد استفاده فقيهان واقع شده است; گرچه در مقدمه رجال بحرالعلوم (ج 1, ص 92 و 93), به سال 1385 قمرى, وعده تصحيح و چاپ آن به همت مكتبة العلمين داده شده است; ولى تا كنون از آن خبرى نشده و به گفته برخى از مطلعان آن كار متوقف شده است. آقاى سيدمحمد كلانتر در حواشى خود بر مكاسب (مكاسب كلانتر, ج 11, ص 143) به سال 1403 خبر از اقدام خود به تصحيح آن داده اند كه از اين نيز تا كنون خبرى نشده است. از اين رو در اينجا برخى از نسخه هاى خطى آن را با استفاده از كتاب مقدمه اى بر فقه شيعه (ص 310) معرفى مى كنيم. باشد تا خادمان اين فرهنگ مترقى و شيفتگان خدمت به فقه شيعه ـ نه دلبستگان به آب و نان ـ اين چراغ فروزان را روشنى افزايند و به تصحيح وزين و نشر آراسته آن اقدام كنند.الف. نسخه مكتبة العلمين در نجف اشرف (رجال بحرالعلوم, ج 1, ص 92).ب. كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, شماره هاى 797, 6797, 7728 (فهرست دانشگاه, ج 5, ص 2044 و 2045; ج 16, ص 362, 685).ج. كتابخانه مدرسه عالى شهيد مطهرى, شماره 294, (فهرست سپهسالار, ج 5, ص 576).د. كتابخانه آستان قدس رضوى, شماره هاى 6534 و 7945 و 7946, 13150, 13155 (فهرست الفبايى, ص 521).هـ. بوهار, شماره 190, عربى (فهرست, ص 215). و. كتابخانه ملك, شماره 3/ 2439.در پايان بى مناسبت نيست اشاره شود كه نشريه شرق شناسى لهستان (FOLIN ORIENTALLI) بخش اعظم شماره بيست و دوم خود را كه در سال 1985 منتشر شده به مقالاتى درباره ايران اختصاص داده است. و ازجمله آنها مقاله اى است از ر. د. مك چسنى درباره علامه بحرالعلوم با عنوان (زندگى و رشد فكرى عالمى شيعى در قرن هجدهم: سيد بحرالعلوم) (نشر دانش, سال ششم, شماره 3, ص 59).
5. شرح القواعد از شيخ جعفر كاشف الغطاءشيخ جعفر كبير معروف به كاشف الغطاء ( 1156 ـ 1228) از معروفترين ففيهان شيعه در اواخر قرن داوزدهم و اوايل قرن سيزدهم هجرى است. وى از شاگردان بنام وحيد بهبهانى بود و پس از علامه بحرالعلوم (متوفاى 1212) به مرجعيت رسيد.ييكى از تأليفات وى, كتاب معروف كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغراء است كه به مناسبت همين كتاب, كاشف الغطاء خوانده شده است. گويند مرحوم شيخ العراقين به صاحب جواهر گفت: با اينكه شيخ جعفر استاد شما بود چرا كتاب كشف الغطاء او را كه پر از مطالب پيچيده و عبارات مشكل است شرح نكرديد؟ صاحب جواهر پاسخ داد: من نمى توانم مدارك و فروع مشكل كشف الغطاء را كه مى گويد (و كذا و كذا و هكذا) استنباط كنم! (وحيد بهبهانى, ص 195). و در عظمت او همين بس كه شيخ انصارى در مكاسب با تعبير (بعض الاساطين) از وى ياد مى كند. كاشف الغطاء, كتاب البيع و نيز كتاب التجارة قواعد علامه حلى را به صورت مزجى شرح كرده است.اما آنچه اينك محل نظر ماست, شرح قسمت تجارة قواعد است. شرح كتاب تجارت قواعد تا كنون قطعاً ـ نه به صورت حجرى و نه غير آن ـ چاپ نشده است. اين اثر از منابع كتب فقهى متأخر, ازجمله مكاسب شيخ انصارى است و شيخ بارها در مكاسب از آن نقل مى كند (از جمله در ص 194 و 195 و 196, خط طاهر خوشنويس, چاپ تبريز.) اينك تعدادى از نسخ خطى آن ـ با استفاده از كتاب مقدمه اى بر فقه شيعه (ص 319) معرفى مى شود تا محققان به تصحيح اين اثر سودمند نيز همت گمارند و آن را از زاويه خمول و گمنامى به در آورند.
* كتابخانه آستان قدس رضوى, شماره هاى 7747, 7748, 11838, 13092, 13157, 13535, 14664(فهرست الفبايى, ص 355).
* كتابخانه ملى ملك, شماره هاى 1106, 2656 (فهرست, ج 1, ص 431).
* كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, شماره هاى 1308, 4330, 1/ 5147 (فهرست, ج 4, ص 80 ـ 81; ج 12, ص 22; ج 15, ص 217).
* كتابخانه مدرسه فيضيه, شماره 922 (فهرست, ج 1, ص 154).
*كتابخانه گوهرشاد, شماره 1/ 741 (فهرست, ص 330).
*موزه بغداد, شماره 2960 (فهرست, ج1, ص 264).
* مسجد اعظم قم, شماره 3681 (فهرست, ص 257).
*كتابخانه آيت الله مرعشى قم, شماره 4996 (فهرست , ج 13, ص 190).
در اينجا مناسب است تذكر داده شود كه مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى(قدس سره) در ذريعه (ج 13, ص 131 ـ 132) با عنوان شرح كتاب البيع من القواعد, از اين كتاب ياد كرده و فرموده آكنده از تحقيق است. همچنين در جلد چهاردهم (ص 18) نيز از آن با عنوان شرح قواعد الاحكام نام برده, ولى اشتباهاً آن را به محقق تسترى نسبت داده است. و اتحاد آن را با آنچه در جلد 13, ص 131ـ 132 معرفى كرده, متنبه نشده است.نقص آموزش زبان عربى در حوزه هاى علميه… امروزه محصلين علوم دينى پس از چند سال مطالعه مداوم ادبيات عربى باز هم از ترجمه كتابهاى عربى روز, و القاء خطابه و نوشتن مقالات عربى عاجزند; و فقط به يك نوع متن خوانى و ترجمه كتب فقه و اصول قدرت پيدا مى كنند… چه مى شود اگر اين فكر تعقيب شود كه بايد از آخرين متدهاى تعليم زبان استفاده كرد و ضمن آنكه به عنوان مقدمه اصول و فقه با ادبيات عربى آشنا مى شويم; دست كم اين زبان بين المللى اسلامى را به طور كامل فراگيريم.در حالى كه امروزه تعليم مشكلترين زبانهاى دنيا با روشهاى جديد در طى يكى دو سال به طو ركامل انجام مى شود, متأسفانه ما پس از چندين سال سروكار داشتن با تعليم و تعلّم زبان عربى باز هم كميتمان لنگ است…برنامه تحصيلات را تعقيب كنيد: بايستى مواد برنامه وروش و كتابها همنيها باشد كه هست …؟! شرايط پذيرفته شدن محصل, ادوار تحصيلى, فارغ التحصيل شدن, وظائف بعد از آن, طرز اداره زندگى, شعب تحصيلات و غيرها…شهيد دكتر محمدجواد باهنر. (مجموعه مقالات, ضميمه نشرية ساليانه مكتب تشيع, سال هفتم, ارديبهشت 1344, ص 71 و 172, مقاله (سيره يا تحوّل)).
گفتگو با استاد محمد حسين مشايخ فريدنى
روانشاد استاد محمد حسين مشايخ فريدنى از معدود استادان مسلّم زبان وادبيات فارسى وعربى بود كه رخ در نقاب كشيد و دوستان و ارادتمندانش را داغدار كرد .
او دانشورى بود كه گستره اطلاعات و آگاهيهاى ژرف از فرهنگ اسلام وزبان وادبيات را با فروتنى علمى عجين كرده بود . از اين رو محضرش درس آموز بود و سودمند . تجربه هاى فراوان آن بزرگوار در مسير تحقيق , آينه پژوهش را بر آن داشت كه گفتگويى با وى ترتيب دهد كه ايشان با فروتنى پذيرفتند . استاد تمايل داشتند پس از تنظيم مصاحبه آن را بنگرند وبه تفصيل بازنويسى كنند , امّا متأسفانه ارتحال نابهنگام آن فقيد سعيد اين امكان را از دست گرفت .
اينك آخرين نامه ايشان و مصاحبه را چونان ياد نامه اى در اين شماره مى آوريم. آينه پژوهـش
خدمت حجة الاسلام والمسلمين جناب آقاى درايتى , مدير محترم مجلّه آينه پژوهش دامت افاضاته
پس از سلام و اداى احترام
دومين شماره مجله آينه پژوهش عز وصول بخشيد وموجب مزيد امتنان گرديد . خوشبختانه اين شماره هم مانند شماره اول , از نوادر مطبوعات تحقيقى و ادبى و تمامى مندرجات آن آموزنده وخواندنى و نگاه داشتنى است . جايش نه تنها در حوزه علميه قم , بلكه در تمامى حوزه هاى علمى اسلامى خالى بود . سر مقاله جامع و بحث در روشهاى تحقيق و تأليف و نگرش در مقالات اهل تحقيق و پژوهش در منشورات جديد و بايسته هاى پژوهشى و مصاحبه با صاحبنظران و نشر افادات و تجارب ايشان و گزارش از كتابخانه ها و كتاب شناسى توصيفى و فهرست كتب و مقالات تازه و اخبار علمى و ثبت وفيات اعيان و ساير فوايد اين شماره كه با اسلوبى متين به خامه ويژگان و خبرگان علم و ادب و با چاپ و كاغذ نفيس انتشار يافته از جمله مزاياى اين مجله گرامى است. دوام توفيق مدير مسؤول و سردبير دانشمند و ساير اركان و اعضاى هيأت تحريريه - ايدهم الله - را از خداوند متعال مسألت مى نمايد .
اينك در امتثال اشارت آن جناب عرايض ذيل را كه به نظر ممكن است در جهت و خط اهداف بلند آن مجله سودمند باشد , تقديم مى دارد ; اگر قبول افتد , زهى عز و شرف .
1- مزيت عمده اين مجله ممتع آن است كه مقالات علمى و تحقيقى و انتقادى را به فارسى درى با سبكى فصيح و روان كه عوام مى فهمد و خاص مى پسندد , منتشر مى كند . فارسى درى زبان مشترك مسلمانان آسيا و بخصوص شيعيان است كه آن را زبان مذهبى خود مى دانند . از هند و چين و پاكستان و اندونزى , تا آسياى مركزى و جماهير آسيايى شوروى و از افغانستان تا بنادر درياى عمان و خليج فارس . علاوه بر جوامع ايرانى , براى همه مسلمانان منطقه زبان مشترك ادبى و دينى فارسى است و در بعضى كشورها مانند امارات هيماليائى شمال هند و چند كشور آسياى مركزى زبان محاوره مى باشد . در اين كشورها حتى علماى دين , فارسى را بر عربى ترجيح مى دهند و وعاظ و ذاكران بر فراز منابر به فارسى سخن مى رانند . از اين رو اگر وسائل توزيع مرتب باشد و وابستگان فرهنگى و مطبوعاتى و اطلاعاتى و خبرگزارى جمهورى اسلامى از همكارى دريغ نورزند , به زودى مجله آينه پژوهش جاى خود را در آسيا باز مى كند و نه تنها به اسلام , بلكه به فرهنگ و زبان فارسى نيز خدمات ارزنده اى تقديم خواهد داشت .
2- خوشبختانه ايران امروز , مثل روزگاران قديم , نقطه دايره فرهنگ و سياست اسلامى است . سهمى كه مجله آينه پژوهش در اطلاع رسانى و نشر تحقيقات اسلامى بر عهده گرفته , كمك مؤثرى به تقويت محور معنوى ايران اسلامى در سراسر جهان و بخصوص آسيا و خاورميانه است . پس بهتراست مخاطب مجله همه فرق اسلامى در همه جاى عالم باشند و همان گونه كه اخبار حوزه علميه قم مورد توجه است , اخبار ساير حوزه هاى اسلامى نيز از هر فرقه و مذهب مورد توجه قرار گيرد تا هم در استوارى وحدت و همبستگى اسلامى گام استوارى برداشته شود و هم ديگر حوزه هاى اسلامى از فعاليتهاى اسلامى ايران مطلع گردند .
3- البته محور فعاليت آينه پژوهش عمدتاً اطلاع رسانى پژوهشى حوزه و منعكس نمودن كوششهاى علمى و تحقيقاتى اسلامى ايران است ; ولى در عين حال مى تواند رابطه پژوهشى بين ساير مراكز اسلام شناسى شرق و غرب باشد. طبيعى است كمى زحمت و خرج دارد ; ولى - بحمد الله - استعداد علمى و قلمى هيأت تحريريه در حد كمال است. بخصوص كه خلاصه تحقيقات و اخبار را به عربى و انگليسى هم منتشر مى فرماييد .
4- چنانكه در مصاحبه مطبوعاتى چند روز پيش خود در روزنامه كيهان عرض كردم , افتخارات اقوام و كشورهاى عربى زبان در اسلام خلاصه مى شود و ايران در توطيد اركان معارف اسلامى حتى زبان و فرهنگ و نظم و نثر تازى بيش از ساير ملل مسلمان خدمت كرده است . اگر در مقالات و تحقيقات به اين جنبه توجه شود , بزرگداشتى از مساعى علماى سلف و پاسخى به دشمنان و كمكى به سياست پيشتاز ايران اسلامى است .
5- نقل قسمتى از نوشته هاى مرحوم شيخ محمد خان قزوينى در باره تركيب غلط (فوق الذكر) , باب تازه اى است براى لزوم تهذيب زبان فارسى از اغلاط روز افزون و پيراستن آن از واژه ها و تركيبات نادرست كه مثالهاى آن فراوان است و متأسفانه گاهى هم بر زبان اكارم و اكابر رجال مى گذرد . ملاحظه مى فرماييد كه امروز افغانها نام زبان خود را درى و تاجيكها, تاجيكى گذاشته اند ; در صورتى كه اين دو گويش , عين گويش متداول در ايران است و از فارسى جدا نيست و جز واژه هاى فرهنگستانى و سياسى و حزبى كه در نيم قرن اخير شكاف در وحدت زبان فارسى به وجود آورده است ; فرقى با زبان فارسى ندارد
6- در صفحه 80 شماره دوّم در فصل (تازه هاى نگارش و نشر ) بر بنده منت گذاشته و با عبارات تشويق آميز , ترجمه و تلخيص الاغانى را با عين الرضا ملاحظه و كاستيها و هفوات اين ضعيف را اغماض فرموده اند كه از صميم قلب سپاسگزارى مى نمايد . همانطور كه اشارت فرموده اند , هدف نويسنده از اين تلخيص , تذكار مطالبى است كه براى تصحيح تاريخ اسلام و بازشناسى جامعه عرب و روش حكومتهاى اموى و عباسى لازم به نظر رسيده است . احياى مآثر شيعه و پربارسازى و اصلاح فرهنگ و هنر اسلامى و عربى كه عمدتاً به وسيله مسلمانان ايران صورت گرفته , نصب العين نويسنده در اين ترجمه و حواشى آن بوده است و ان شاء الله در دو جلد بعد هم همين روش را دنبال خواهد كرد .
امّا بعضى ناشران عرب بدون توجه به هدف مصنف به جمع و نشر خرافات و افسانه هاى دور از ادب و عفت كه فقط موجب سرگرمى اجلاف عرب است پرداخته اند كه به نظر اينجانب نه تنها كارى نادرست و منافى اخلاق اسلامى است ; بلكه حتى ذكر نام اين گونه نشريات را صلاح نمى بيند .
عرايض خودرا با تجديد تشكر از الطاف جنابعالى و سردبير محترم به پايان مى برد و دوام توفيقات كاركنان مجله آينه پژوهش را از خداى متعال مسألت مى نمايد .
با تقديم تحيات قلبى
ارادتمند محمد حسين مشايخ فريدنى آينه ٌ پژوهش: ضمن تشكر وقدردانى از حضرتعالى كه قبول زحمت فرموديد, نخست مى خواهيم سيرى كوتاه درمراحل تحصيلى شما داشته باشيم.
استاد: از زمانى كه من زبان باز كرده وشروع به تكلم كردم, مرحوم پدرم جناب شيخ محمد باقر مشايخ فريدنى به تعليم وتربيت من همت گماشت. تعليمات من از سوره هاى كوچك قرآن وحكايات ساده گلستان, بوستان وشاهنامه آغاز گشت وباالفيه, درّه غرويه, نصاب وآداب المتعلمين ادامه يافت. در سن شش سالگى خواندن ونوشتن را مى دانستم. در سال 1304 شمسى دوره شش ساله دبستان را به پايان بردم . در اين زمان علاوه بر محفوظات زياد فارسى وعربى , جامع المقدمات , كليله بهرامشاهى واخلاق مصور ونصاب را نزد مرحوم پدرم خوانده بودم. بعد از اتمام دوره ابتدايى, دو سال در خانه نزد پدرم درس خواندم ودر سال 1309 دوره اول متوسطه را تمام كردم و وارد كلاس چهارم دوره ادبى دارالفنون شدم. در اين دوره از محضر اساتيد بزرگى همچون مرحوم جلال همايى, مرحوم نصر الله فلسفى, مرحوم احمد بهمنيار وديگر بزرگان بهره مند گشتم. مرحوم شيخ محمد حسين فاضل تونى كه از اجله علما وفلاسفه بود, معلم تجربى ما بود. آقاى دكتر على اكبر سياسى نيز تدريس روانشناسى را بر عهده داشت.
همراه دوران دوم متوسطه, شرايع, معالم, شرح رضى وبخشى از مغنى اللبيب را نزد پدرم خواندم. در سال 1312 دانشگاه تهران تاٌسيس شد , نخستين دانشكده آن, دانشكده علوم معقول ومنقول بود. در امتحان ورودى آن حائز رتبه اول شدم وهمراه با دوره چهار ساله تحصيل دانشكده كتابهاى شرح هدايه, شرح منظومه, شرح تجريد وكتابهاى مكاسب, رسائل , جواهر وكفايه را نزد اساتيد وقسمتى از آن را با مطالعه واستمداد از مرحوم پدرم خواندم. در سال 1314 به دريافت درجه ليسانس نائل شدم ودر سال 1315 با سمت دبير ادبيات وفلسفه به خدمت آموزش وپروش در آمدم. در سال 1318, وارد دومين دوره دكتراى ادبيات شدم. اساتيد مشهور آن دوره, آقايان ملك الشعراى بهار, فاضل تونى, سيد محمد تدين, بديع الزمان فروزانفر, على اصغر حكمت, ابراهيم پور داوود, دكتر آبراميان, دكتر محمد مقدم, دكتر خانبابا بيانى ودكتر سعادت بودند. پايان نامه دكتراى من در باره تاريخ روابط سياسى وفرهنگ ايران وهند در عهد سلطنت شاه جهان گوركانى نوشته شد.
در سال 1324 كه مرحوم ملك الشعراء بهار وزير فرهنگ شد, من را به عنوان بازرس وسرپرست فرهنگ واوقاف قم, كاشان, ساوه, محلات وگلپايگان انتخاب كردند. در سال 1328 مرحوم على اصغر حكمت - كه قبلاً شاگرد ايــــشان بودم - وزير امور خارجه بودند. ايشان به من فرمودند تا عنوان وابسته فرهنگى سفارت يكى از سفارتخانه هاى ايران در بغداد, دهلى, كابل يا كراچى را انتخاب كنم. بنده كشور پاكستان را انتخاب كرده وبه آنجا روانه شدم. حدود بيست وسه سال در مسوٌوليتهاى فرهنگى در وزارت امور خارجه خدمت كردم. بيشترين ماٌموريتهاى من در كشورهاى پاكستان, هند, عراق وعربستان بود. در سال 1352 به تهران منتقل شدم وبه تقاضاى شخصى بازنشست گشتم.
بنده از ابتداى خدمات اجتماعى وفرهنگى متوجه اهميت روابط فرهنگى ونقش زبان وادبيات فارسى در نشر معارف اسلامى وفرهنگ ايرانى بودم. مسوٌوليت رايزنى فرهنگى نيز براى من, عنوان احيا كننده رابطه فرهنگى با همسايگان مسلمان داشت. ابتدا توسعه ونشر مكتب اسلام به كشورهاى آسيايى از طريق ايران وبا زبان فارسى انجام يافته است. هنرمندان, بازرگانان, صنعتگران وروحانيون ايران در اين زمينه نقش بسيار داشتند وزبان وادبيات فارسى محور كار بود. اسلام با زبان وفرهنگ ايران, امت مسلمان شبه قاره را تاٌسيس كرد. كشورهاى پاكستان, بنگلادش ومسلمانان هند با اين زبان اسلام را شناختند ودريافت كردند. زبان فارسى به عنوان زبان دين وعرفان از دانشمندان فارسى زبان آموخته مى شد. رفته رفته زبان فارسى, زبان مشترك آسياييهاى مسلمان گرديد. لغات فارسى تدريجاً در تمام زبانهاى موجود در هندوستان نفوذ مى كرد واز اختلاط آن, زبانهاى اردو, سندى , پنجابى, بنگالى ودهها زبان ديگر به وجود آمد كه تمام با خط فارسى نوشته مى شد. زبان فارسى, مشخصه ومميز مسلمانان از غير مسلمانها بود; چنانكه تا امروز قباله هاى شرعى, وقف نامه ها , خطبه زواج وكتيبه هاى مساجد ومشاهد ومزارات در سراسر شبه قاره به فارسى نوشته مى شود و هر خطيب و واعظ سخن خود را با نظم و نثر فارسى مى آرايد.
قديميترين و بهترين دستور زبان فارسى و فرهنگ فارسى توسط هنديها نگارش يافته است . بهترين نسخه هاى فارسى در كتابخانه هاى اين كشوراست وقديميترين چاپ كتابهاى فارسى در هند انجام شده است. من در طول ساليان عمر خويش به تجربه يافتم كه ايرانيها بهتر از ساير اقوام وطوايف مسلمان توانستند پيام اسلام را درك كنند. خدمات ايرانيها نيز به فرهنگ ومعارف اسلامى ونقش آنان در توسعه اين فرهنگ ومعارف بيشتر بوده است. نفوذ آنان در اين فرهنگ وميان طوايف وملل اسلامى نيز بيشتر است.
از يك ميليارد مسلمان جهان بيش از پانصد ميليون نفر حنفى مذهب هستند. پيروان ابو حنيفه سراسر آسيا را پوشانده اند. روى قبر ايشان در بغداد با خطى بسيار خوش نوشته اند: قال رسول الله (ص) لو كان العلم لثريّا لتناوله رجال من فارس. زيرا ابو حنيفه ايرانى بود.
به اين لحاظ من در كنار فعاليتهاى ديگر , همواره اشاعه زبان و ادبيات فارسى وخدمت به آن را در نظر داشتم. مثلاً در پاكستان كرسى زبان فارسى دانشگاه كراچى را تاٌسيس كردم. در دانشگاههاى پنجاب, پيشاور, حيدرآباد وداكا به عنوان استاد مهمان تدريس داشتم. در شهرهاى كراچى , ملتان, لاهور, پيشاور, حيدر آباد, كويته وداكا, خانه فرهنگى وانجمنهاى فرهنگى وايران شناسى, كتابخانه وكلاس درس دائر كردم. وزارت مطبوعات پاكستان به پيشنهاد اينجانب , مجله فارسى زبان هلال را در كراچى منتشر ساخت واز اين قبيل فعاليتها كه شرح مفصل آن در گزارشهاى موجود در وزارت امور خارجه ومطبوعات وقت ايران وپاكستان, هند , سريلانكا, عربستان وعراق موجود ومندرج است.
در طول اين ساليان, اين تجربه ودريافت تلخ را نيز داشتم كه از قرن هجدهم رفته رفته سايه شوم استعمار سراسر آسيا را پوشاند ويك مبارزه عميق با زبان فارسى شروع شد. در كنار به كارگيرى شيوه هاى تفرقه افكنانه ونيرنگهاى گوناگون , زبان انگليسى به عنوان زبان رسمى دولت هند پذيرفته شد وجايگزين زبان فارسى گرديد. كتابها از زبان فارسى به اين زبانها ترجمه مى شد تا رفته رفته رابطه مردم با زبان فارسى به عنوان زبان ارتباط دهنده ملتهاى مسلمان آسيا قطع شود. آخرين ضربات هولناك بر زبان فارسى نيز در اين چهل سال اخير زده شد. به صورتى كه امروزه زبان فارسى شكوه ورونق پيشين خود را از دست داده وفقط در ميان بعضى از خاندانهاى روحانى يا ايرانى الاصل براى استفاده در مضامين مذهبى وعرفانى نگهدارى مى شود.
با كمال تاٌسف بايد عرض كنم توجه چندانى به آنچه استعمار انجام مى داد نشد وحتى علماى ايران نيز چنان كه بايد متوجه اين جريان شوم نشدند وبه عقيده بنده بايد اين غفلت را جبران كرد. به همين انگيزه در تمام مدت مسوٌوليت در وزارت خارجه, ضمن اداى وظيفه هاى ادارى, همواره در اين جهت تلاش داشتم وسعى مى كردم با نفوذ در دانشگاهها وراه يافتن به فرهنگستانها ومجامع علمى, اذهان را متوجه خدمات ايرانيها به فرهنگ اسلام ودانش بشرى بكنم. در واقع من رشته روابط فرهنگى وخدمات ايرانيها به فرهنگ اسلام را بر گزيدم وبيش از چهل سال است كه در اين رشته كار مى كنم. زبان وقلم من در اين جهت كار كرده واميدوارم كه توانسته باشم خدمتى انجام دهم. آينه ٌ پژوهش: بخشى از تلاش شما در طول ساليان خدمات فرهنگى صرف آثار قلمى ومكتوب شده است. لطفاً مرورى فهرســـــــت گونه بر آثار خود داشته باشيد.
استاد: در آثار قلمى من , مقالات جايگاه ويژه اى دارد وتعداد آن به بيش از صد مقاله مى رسد كه در مجلات وجرائد عربى, جرائد هندى, جرائد پاكستانى ودر مطبوعات ايران به چاپ رسيده است. محور تمامى اين مقالات , هويت فرهنگى ونقش آن در تاريخ ملتهاست. به نظر من تمام شوٌون تمدن در ملتها بايد شكوفا وبارور باشد. فعاليتهاى صنعتى, اقتصادى, نظامى و… . اينها براى تمشيت امور واداره هر ملت لازم است; ولى آنچه به يك ملت هويت وافتخار مى بخشد, فرهنگ است; فرهنگِ با هدف وپيام دار. البته آنچه به فرهنگ وفعاليتهاى فرهنگى قوام وشخصيت مى دهد, همان پيام وهدف عالى انسان است; همان گونه كه پيام وهدف, هنررا قوام بخشيده وبه آن ارزش واصالت مى بخشد. اگر ما خوب شعر بگوييم , تنها به صفت شاعرى معروف خواهيم گشت; اما اگر پيام خوبى داشته باشيم, آن وقت در وراء شاعرى وهنرمندى جاى خواهيم يافت.
تصور بنده اين است كه اگر مولانا جلال الدين پانزده جزء قرآن را حل نمى كرد تا بتواند در ضمن اشعار خود به تفسير آن بپردازد, كتاب او در قلّه كتب عرفانى جهان قرار نمى گرفت واين شهرت جهانى را نداشت. حساب مسائل فرهنگى از ديگر مسائل جداست. آنچه باعث نفوذ وگسترش اسلام در شبه قاره شد, تكيه بر مسائل فرهنگى بود. دوبار اسلام وارد هند شد: ابتداء در زمان معاويه ووليد بن عبد الملك كه مهتلب بن ابى صفره ازدى ومحمد بن قاسم ثقفى از طريق كابل وخيبر از راه مكران وبلوچستان به هند تاختند وسند را هم گرفتند, اما توفيقى حاصل نشد; چرا كه آنان جز غارت اموال وگرد آوردن بردگان منظورى نداشتند وبعد از كشتار خلق وجمع ثروت وبرده, به عربستان برگشتند. بار دوم توسط سلطان محمود غزنوى وشهاب الدين غورى. اين بار اسلام در سراسر هند وما وراء آن استقرار يافت.
درست است كه سلطان محمود غزنوى نيز يك سلطان كشورگشاى جوع الارض وجوع الذهب بود; اما همواره لشكر او, ابوريحانها بودند. شعرايى مثل فرخى, عنصرى ونويسندگانى مثل ابو نصر مشكان وابو الفضل بيهقى. شاگردان ايشان فرهنگ ومعارف اسلام را به آن ديار بردند واستقرار وتوسعه بخشيدند. اگر اين گونه فرهنگ اسلامى ارائه نمى شد, سلطان محمود نيز سرنوشتى بهتر از مهتلب وقاسم ثقفى پيدا نمى كرد.
نوشته هاى ديگر بنده نيز كه بعضى ترجمه وبعضى تاٌليف است, همين هدف را تعقيب كرده است. به طور مثال سه جلد از كتاب الاغانى ابو الفرج اصفهانى را ترجمه كردم. چون ابو الفرج اصفهانى كسى است كه بدون سرپوش وبدون ظاهر سازى سخن مى گويد. او در معرفى هارون الرشيد نگاه نمى كند كه هارون چه كسى است ومردم اورا امير الموٌمنين وجانشين پيامبر مى دانند; او به معرفى درست چهره هارون مى پردازد وآنگاه كه صحبت از صاحبان حقيقى ولايت مى شود, از آنها دفاع مى كند ومى گويد كه چگونه وبا چه دسايسى آنهارا كنار نهادند. همچنين به ذكر خدمات علمى ايرانيها به فرهنگ اسلام وعرب مى پردازد. خدمات در زمينه علومى مانند فقه, ادبيات, كتابت, وجمع آورى حديث. بگذريم از خدمات شيعه به فرهنگ اسلام كه آن مساٌله ديگرى است ودشمنان سعى دارند با خلط مباحث وجعل اكاذيب آن را بپوشانند. خلاصه آنچه در تمام آثار قلمى وبيانى من از سخنرانيهاى مختلف وشركت در سمينارها وكنگره هاى گوناگون منظور بوده است, همان نقش فرهنگ در هويت ملتها وخدمات ايرانيها به فرهنگ ومعارف اسلام بوده است. آينه ٌ پژوهش: لطفاً نمايى از تجربيات چهل ساله خود را كه در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى داشتيد, براى ما ترسيم فرماييد.
استاد: خواست بسيار گسترده ومبسوطى است ودر حوصله اين گفتگو نمى گنجد. اما به مصداق (ما لا يدرك كله لا يترك كله) عرض مى كنم. در طول اين ساليان به تجربه دريافتم كه ايرانيها توانستند از عهده مسوٌوليتى كه با قبول اسلام به عهده آنان گذاشته شد, بر آيند. در زمينه فرهنگ اسلامى خدمات بزرگى ارائه كردند. جمع آورى حديث از قرن دوم هجرى در ميان آنها شروع شد. ابتدا از خراسان وبعد مناطق مركزى وغربى را فرا گرفت. احاديث دسته بندى, تدوين وجمع آورى مى شد. تدوين تفسير, فقه, ادبيات عرب وگرد آورى اشعار عرب نيز در ميان ايرانيها جايگاه ويژه اى داشت.
همچنين در طول اين ساليان به تجربه دريافتم كه زبان فارسى معنويتى خاص دارد كه متاٌسفانه با تبليغات سوء وشگردهاى استعمارى از معنويت آن در اذهان عمومى كاسته اند. شما در تمام مناطق مسلمان نشين آسيا وآسياى دور از پاكستان, افغانستان, بنگلادش, هند, اندونزى, چين, نپال, بوتان وساير كشورهاى مسلمان نشين اين قاره, علامت مسلمان بودن آنهارا زبان فارسى مى يابيد. مسلمانان اين مناطق آنگاه كه مى خواهند نشان بدهند كه مسلمان هستند, جمله وشعرى از سعدى, حافظ , مولانا, نظامى ويا امير خسرو دهلوى ويا كليم كاشه اى ويا صادق تبريزى نقل مى كنند. خانواده هاى قديم ايرانى كه در هند و پاكستان و چين و نقاط ديگر هستند, براى اثبات اصالت اسلامى خود به فارسى صحبت مى كنند. اين گونه نيست كه ما زبان فارسى را زبان خود ومخصوص جغرافياى ايران بدانيم. اين , زبان اسلام در آسياست وبايد اصالت اين زبان را حفظ كرده و در ترويج آن بكوشيم. زبانى كه علوم اسلامى از قبيل فقه, عرفان, تفسير و به طور كل فرهنگ ومعارف اسلام را به اين بخش از جهان آورد.
مى دانيد كه لشكريان سلطان محمود فقط تا هند پيشروى كردند ومناطق بعد توسط بازرگانان وصنعتگران وهنرمندان مهاجر با فرهنگ غنى و پر بار اسلام آشنا شدند. ما بايد از توجهى كه بعد از انقلاب اسلامى نسبت به ايران شد, در اين جهت بهره كافى ببريم ودر ترويج زبان وفرهنگ خود بكوشيم. اين جنبشى كه امروزه در جمهوريهاى آسيايى شوروى پيدا شده است بايد غنيمت شمرده شده وبا آن فعال برخورد كنيم. امروزه استقبال از زبان فارسى خوب است; چرا كه زبان فارسى, زبان اسلام, عرفان, تهذيب وتمدن آنهاست. مردم اين مناطق, تمدن را با اين زبان دريافت كردند. آن زمان كه فارسى گوها اسلام را به آنجا بردند, تمدن نيز به آنجا پا نهاد. بنده در ضمن مقالات خود, پيشنهادهايى براى اين موضوع داشتم; مانند ايجاد فرهنگستان مشترك ميان ايران وكشورهاى مسلمان آسيايى, توسعه مدارس وكرسيهاى زبان فارسى, انتشار مطبوعات فارسى مناسب. به نظر اينجانب سهم عمده اى از اين كار را حوزه علميه قم مى تواند به عهده بگيرد; چرا كه بيشترين استقبال از زبان فارسى توسط مسلمانان اين كشور خواهد بود واز اين راه مى توان گردوغبار ساليان طولانى را از فرهنگ اسلامى آنان زدود. ما بايد مطبوعاتى براى آنها داشته باشيم كه ضمن ارائه ادب , زبان , شعر و هنر, به تقويت عرفان, ديانت ومعنويت در آنجا بپردازد. به ويژه توجهى بايد به شيعيان اين مناطق داشت; چرا كه من در شبه قاره يا در آسيا يافتم كه شيعيان شور وحماسه اى ديگر در حفظ انديشه ومحيط خودشان دارند آينه ٌ پژوهش: با توجه به آشنايى حضرتعالى با فرهنگهاى گوناگون چه زمينه هايى را نيازمند تحقيق جـــــدى مى دانيد؟
استاد: به نظر من امروز تمام اهل علم, اهل قلم وهمه كسانى كه در دستگاه تعليم وتربيت ونشر ومطبوعات مشغول هستند وظيفه دارند انقلاب اسلامى واهميت آن را معرفى كنند. براى من به عنوان كسى كه بخش زيادى از عمر خود را صرف مسائل بين المللى وروابط ايران با ساير كشورها كرده, اهميت اين مساٌله بسيار روشن است. ما متاعى داريم كه قابل عرضه به دنياست وبايد اين متاع را با شيوه اى درست عرضه كنيم. چرا كه ما با اين انقلاب به راه تاريخى خودگام نهاديم واين راه براى ما غير قابل برگشت است. ايرانى از ابتداى اسلام آوردنش نشان داده است كه پايبند اين دين شريف بوده واسلام با گوشت وپوست او عجين شده است. اساس محور فكر ايرانى, مسائل دينى ومذهبى بوده است. ما بايد انديشه دينى خود را به شكل كار ساز, كاربرد دار و به گونه اى كه درد جامعه بشرى امروز را حل كند, عرضه كنيم . اين انديشه چنين قابليتى دارد. فقط بايد تحقيقات عميق ولازم بر روى آن انجام بپذيرد. به نظر بنده تماميت شرف, استقلال و موجوديت ما به عرضه درست فرهنگ اسلامى به جهان بستگى دارد. در اين زمينه اولويت تحقيق با مسائل پايه واساسى است; از جمله تعليم وتربيت اسلامى.
بعد از مشروطيت در ايران مُد شد كه سيستم تعليم وتربيت غرب الگو قرار گيرد ورفته رفته تعليم وتربيت اسلامى فراموش شد.البته ماازآن تعليم وتربيت بهره هايى برديم, نه اينكه هيچ عايدمان نشده باشد. اما اگر همان سيستم تعليم وتربيت اسلامى همراه با زمان پيش مى آمد وبا نيازهاى متفاوت زمان منطبق مى شد, نتايج بهترى دردست داشتيم. محققين ما بايد در اين انطباق با حوصله كامل صرف نيرو بكنند.
از جمله در سيستم درسى وتحقيقاتى حوزه ها بايد يك خانه تكانى بشود. بنده توفيق مسافرت به تمام كشورهاى اسلامى را داشتم ودر روشهاى تعليم وتربيت آنها مطالعه كردم; اما روش تعليم وتربيت حوزه هاى ما زمينه بهترين روش تعليم وتربيت شدن را دارد. البته بايد يك بازنگرى دقيق و دلسوزانه در آن انجام بپذيرد و بر طبق يك نظمى نو براى پاسخ گويى به نيازهاى انسان امروز مجهز شود. از تكرار مكررات بايد پرهيز كرد وما به نوآورى نياز داريم. اينجا بايد بدانيم كه گاهى ما درس مى خوانيم بدون آنكه بدانيم براى چه آن درس را مى خوانيم واين باعث تلف شدن عمر مى شود. انگيزه وجهت درسها بايد مشخص شود.
البته از ارزش كار گروهى وجمعى در تحقيقات نبايد غافل بود. اهميت اين موضوع در تمام مجامع علمى دنيا روشن است; ما هم بايد به آن اهتمام لازم را بدهيم. آينه ٌ پژوهش: همانگونه كه حضرتعالى مى دانيد امروز در باره ترجمه, آرا ونظريات گوناگونى وجــــــــوددارد. با توجه به تجربه حضرتعالى مى خواستيم نظر شمــــارا دراين زمينه جويا شويم.
استاد: در ابتدا بايد عرض كنم متونى كه از يك زبان به زبان ديگر ترجمه يا برگردان مى شود, متفاوت هستند. ترجمه ومتون دينى, متون فلسفى و متون علمى با متون ديگر تفاوتهايى دارد كه بايد به طور كامل لحاظ شود.
جداى از تسلط كامل مترجم به هر دو زبان و اطلاع كامل از لغات واصطلاحات, بايد هر مترجم در زمينه موضوعى كه به ترجمه آن مى پردازد, آشنايى كامل داشته باشد. در ترجمه متون دينى به لحاظ حساسيت موضوع بايد متن, كلمه به كلمه وبدون دخل وتصرف ترجمه شود. متون مستند وعلمى وحقوقى نيز اين گونه است وبايد كلمه به كلمه ترجمه شود. اما كتابهاى تاريخى وادبى بايد ترجمه آزاد شود; يعنى محور اصلى كتاب از دست مترجم خارج نشود وفكر وانديشه اى را جايگزين فكر وانديشه موٌلف نكند. اما اگر لازم شد براى روشن شدن يك كلمه, جمله اى را اضافه كند, مانعى ندارد.
در يونان قديم ضرب المثلى رايج بود كه مى گفتند: مترجم خائن است. عقيده داشتند كه تنها با دانستن زبان و رجوع به فرهنگ وقاموس نمى توان لطافت وزيباييهاى موجود در يك زبان را به زبان ديگر انتقال داد. اهل زبان مى دانند كه وجود لغات مترادف در يك زبان معنى ندارد; چرا كه هر كدام از اين لغاتى كه ظاهراً داراى يك معناست, كار برد خاصى دارد ودر جاى خودش لطافتى را مى رساند. در ميان قبيله وطايفه هاى گوناگون از يك زبان, هر يك از اين مترادفات حامل ظرافتهاى مخصوصى است. گاه يك لغت در ميان طايفه اى هيچ معنى ندارد. ابتدا كه من به كشورهاى عربى رفته بودم وعربى صحبت مى كردم, ملاقاتى با آقاى عبد الوهاب عزّام (اديب مشهور عرب) داشتم. هنگام صحبت من ايشان تبسّم مى كرد; علت را جويا شدم وايشان گفت تمام آنچه مى گوييد ولغاتى كه استعمال مى كنيد, عربى است; امّا ما آن را به كار نمى گيريم!
مترجم بايد ذواللسانين باشد; به ويژه در ترجمه متون جدّى علمى, حقوقى وقانونى, اتكا به فرهنگ وقاموس لغات, مشكلى را حل نمى كند.
البته به نظر من بعضى از احتياطها لازم نيست: بعضى از مترجمين محترم حتى فرم جمله سازى را تابع زبان اصلى مى آورند; اين درست نيست. فاعل در فارسى مقدم ودرعربى موٌخراست. ما نبايد در ترجمه فارسى, فاعل را موٌخر بياوريم.
مترجم نبايد به صرف احتمال ترادف, لغات را حذف كند ويا ترجمه لغات مشكل را نياورد. رعايت امانت, شرط اساسى در ترجمه است. اين يك تصور غلط است كه ما مترجم را بى هنرى فرض كنيم كه اگر ترجمه اش بد بود, مورد سرزنش واقع شود; واگر ترجمه خوبى داشت, موٌلف كتاب تقدير شود. مترجم خوب, هنرمندى است كه مردم خودرا با فرهنگهاى ديگر انسانى آشنا مى كند و افقهاى تازه اى روياروى انديشه آنان مى گشايد. اين دسته از مترجمين بسيار قابل ستايش هستند.
البته ترجمه ها بايد با مراجعه به متن اصلى, تصحيح و ويراستارى دقيقى بشود. به ويژه ترجمه متون دينى مانند قرآن, نهج البلاغه, و جوامع حديثى, بايد دقيق وقانونمند باشد.
اولين بار قرآن كريم در بخارا و در زمان المنقب نصر سامانى ترجمه شد. ابتدا بحث بود كه آيا جايزاست قرآن ترجمه بشود يا نه. چهل نفر از دانشمندان با رعايت شرايطى اجازه ترجمه را امضا كردند وبعد قرآن ترجمه شد.
در ترجمه خوب نبايد زبان اصلى ضعيف بشود و روح و پيام نويسنده بايد به طور كامل منتقل گردد. امروزه بعضى از متون را به وسيله كامپيوتر ترجمه مى كنند. اين ترجمه ها روح ندارد. حاصل آن يك متن مكانيكى وماشينى مى شود; چرا كه نويسنده مى دانسته است كجا بايد ازچه كلمه اى استفاده كند , كجا بايد جمله كوتاه يا بلند بياورد وكجا بايد ابتداى سطر بنويسد واز ميان كلمات به ظاهر مترادف كدام را انتخاب كند . امّا اين موارد از كامپيوتر ساخته نيست . ترجمه كامپيوتر فقط براى نوشته هاى معمولى و روزمره خوب است . چرا كه پيام وروح نوشته با اين دستگاه الكترونيكى قابل فهم وانتقال نيست.
در ترجمه نيز كار گروهى مطمئنتر است; به ويژه در متون دقيق علمى. بايد ترجمه را قبل از چاپ چندين نفر ببينند. طبيعى است كه يك نفر احتمال خطا واشتباه بيشترى دارد. مترجم , ستون نويس روزنامه نيست كه بايد در يك وقت كوتاه و معيّن مطلب را آماده كند. در ترجمه دقت كافى وحوصله لازم بايد صرف شود. دراينجا بايد نكته اى راجع به زبان فارسى عرض كنم: زبان فارسى يك زبان ادبى بسيار عالى واز اين جهت پرباراست . در ميان زبانهاى آسيايى, زبانى به اين پربارى از جهت غناى ادبى نيست . اين زبان جامع تمام زيباييهاى موجود در ديگر زبانهاى آسيايى است وزبانهاى ديگر براى جبران كمبودهاى خود از فارسى استفاده كرده اند. اما متاٌسفانه زبان فارسى يك زبان علمى نيست واز اين جهت غناى چندانى نداشته وضعيف است. به اين لحاظ در ترجمه متون علمى, تجربى, حقوقى, فقهى و… دچار مشكل هستيم وبايد بعضى از كلمات را بدون ترجمه بياوريم. چنان كه بعضى از اصطلاحات علمى را ما از زبانهاى اصلى گرفته وبه كار مى بريم. آينه ٌ پژوهش: از جمله مقالات خوب در جلد دوم دائرة المعارف تشيع, مقالات ائمه - عليهم السلام - است كه حضرتعالى نوشته ايد. با توجه به مراجعه جديدى كه به منابع داشتيد, چه نواقصى را در كتابهاى تاٌليف شده راجع به ائمه مى بينيد؟
استاد: اين سوٌال بسيار اساسى وبا اهميت است. به نظر قاصر بنده, ائمه ما - عليهم السلام - گرفتار دو گروه شدند: محبّ غالى ومبغض قالى. محبّ غالى سعى كرده است آنچه از كمالات در تصور خودش دارد, براى امام تصور كند. مبغض قالى هم سعى كرده است آنچه مى تواند از فضائل ومناقب وكمالات ائمه را بى پايه واساس جلوه بدهد. امّا در باره آن مقالات بايد عرض كنم كه با كمال معذرت , مقالات تحقيقى جامعى آن گونه كه در خور ائمه - عليهم السلام - است, فراهم نشده است. چرا كه منابع تحقيقى جامع ودرخورى نداشته است.
متاٌسفانه در باره تشيع كار به آنجا رسيده است كه حتى بعضى روشنفكران شيعه وايرانى مى گويند دائرة المعارف تشيع چرا ؟! زيرا دائرة المعارف اسلام كافى است. بعضى از آقايان كه مى خواهند حرف جديد ترى گفته باشند به آن جنبه عصرى هم داده ومى گويند ما دنبال وحدت اسلامى هستيم وبا تاٌليف دائرة المعارف شيعه, اين وحدت صدمه مى بيند وتفرقه ايجاد مى گردد. اين آقايان توجه ندارند كه اثبات شىء, نفى ما عدا نمى كند.
مذهب شيعه از ابتدا مذهب علم وتحقيق بوده است. شيعيان همواره در حال جهاد معنوى وفكرى بوده اند. على رغم تمام مشكلات ومزاحمتهايى كه براى ايشان در طول تاريخ فراهم گشته, خدمات شيعه به فرهنگ وعلوم اسلام, خدمات ارزنده وبى بديلى است. جداى از جهات معنوى وخدمات فرهنگى, شيعه از ابتدا كارش جهاد ومبارزه با طواغيت وجباران بوده است ودر اين راه استقامت ويژه اى از خود نشان داده است.
به خلاف تصور عمومى كه پيدايش گروههاى شيعى را از ايران مى داند, هسته اوليه شيعيان در يمن بود; يمنيهايى كه به دست مبارك امير الموٌمنين - ع - مسلمان شده بودند. دو قبيله طيّ وهَمدان, بيشترين سپاه على - ع - را تشكيل مى دادند. از همان اول , شيعيان درگير جهاد ومبارزه بودند وبه همين عنوان هم در تاريخ از آنها ياد مى شود. اما با كمال تاٌسف بايد عرض كنم اين حالت مبارزه ومقاومت از زمان صفويه جاى خود را به مظلوميت و برانگيختن ترحم داد. از اين زمان جايگاه ويژه شيعيان در تاريخ خدشه دار شد. جايگاه انسان بايد در تاريخ واجتماع محفوظ باشد. نه اينكه به او صدقه بدهند وترحم بكنند. از اينجا در تاريخ زندگانى ائمه - عليهم السلام - افت پيدا شد; چرا كه اگر نويسنده يا خطيبى مى خواست تاريخ زندگانى ائمه وفضائل گوناگون ايشان را بحث كند, مورد توجه واقع نمى شد. بلكه جنبه مظلوميت وبيمارى وزندان وزنجير جاذبه داشت.
البته اين مطلب را نبايد فراموش كنيم كه همواره شعار شيعه, گريه بر كربلا بوده است واين شعار, شيعه را حفظ كرده است. اما هر چيز به جاى خود نيكوست; شخصيت ائمه ما نبايد در هاله اى از مظلوميت وبه گونه اى پنهان شود كه تمام شايستگى ولياقت وعلم وشجاعت وساير مناقب آنان پوشيده بماند. به عقيده من بايد در آنچه كه ما نسبت به ائمه - عليهم السلام - قائل هستيم, يك بازنگرى دقيق بشود; چرا كه شيعه هنوز امامان خود را چنان كه بايد نشناخته است; تا چه رسد به اينكه آن بزرگان را به جهان معرفى كند. ائمه شيعه حتى در ميان پيروان خود مظلوم وناشناخته هستند وبه عهده عالمان بزرگ شيعه است كه اين مسوٌوليت بزرگ را انجام دهند ودر يك باز نگرى دقيق مقدارى از حق ايشان را ادا كنند.
بنده در تمام مراحل تاٌليفات خود به اين مسأله مى انديشيدم وعلاقه داشتم. اما متاٌسفانه توفيق يار نشد. اين كار از شخص واحد هم ساخته نيست. گروهى محقق لازم دارد كه به اين مهم بپردازند. لذا از ميان تاٌليفات خود به كتاب آفتاب در آينه علاقه قلبى دارم. اين كتاب سيره ومناقب امير الموٌمنين به زبان ائمه اهل سنت است; شامل حدود هزار حديث معتبر با شرح وترجمه وذكر رجال واسناد آنها. جلد اول اين كتاب به زودى از چاب خارج مى شود; ان شاء الله.
اما از من ديگر گذشته وزمان ما سپرى شده است, حالا بايد آقايان به فكر باشند وزمينه بازنگرى وشناسايى ائمه شيعه - عليهم السلام - را براى خود شيعيان وغير آنان فراهم آورند. در اين راه بايد تحقيقات عميقى بر اساس آخرين اسلوبهاى كار انجام بپذيرد وبا چاپ مناسب وترجمه هاى خوب به زبانهاى مختلف عرضه گردد.
وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين
گزارشى از مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى
رفيعى على
انديشه تدوين دائرة المعارف بزرگ اسلامى هنگامى به وجود آمد كه آقاى سيد محمد كاظم بجنوردى در زندان رژيم ستم شاهى محبوس بود. گام نخست از همان درون زندان آغاز گشت ; گر چه منابع لازم در دست نبود وجناب آقاى بجنوردى دقيقاً مى دانستند كه چنين كار عظيمى در توان يك فرد نيست ; اما در پاسخ به عشقِ درون و در انديشه تحقق آن مهم , شروع به فيش بردارى كردند . نخست از ملل ونحل آغاز شد: براى هر كدام از فرقه هاى اسلامى مطلبى كوتاه نوشتند كه عدم دسترسى به منابع وعدم بهره ورى از يارى ديگر ياران نمى گذاشت رضايت نسبى ايشان جلب شود وبا تأسف , كار متوقف شد .
سر انجام پژواك فرياد راهيان نور , طومار شب پرستان ظلمت خو را درهم نورديد و نظام ستم شاهى فروپاشيد و ديوارهاى بلند و مخوف زندان نيز فرو ريخت . جناب آقاى بجنوردى همراه ديگر مبارزان به آغوش ملت باز گشت ; ملتى كه در تب و تاب انقلاب عظيم خود بود و بزرگترين حادثه دوران حيات خويش را رقم مى زد.
ايشان نيز كه سالهاى رنج و مرارت را به انگيزه ديدن چنين روزى به جان خريده و جزئى از طوفان پر شور انقلاب اسلامى بود , در راستاى خدمت هر چه بيشتر تن به حوادث انقلاب سپرد و در مسؤوليتهاى متفاوت به اداى وظيفه پرداخت . اما هيچگاه از حرارت وعشق درونى ايشان نسبت به باز يافتن مجد وعظمت فرهنگ وتمدن اسلامى كاسته نشد وهمواره به ضرورت آن ايمان داشت .
آنگاه كه از سوى مردم به عنوان وكالت در مجلس شوراى اسلامى راه يافت , فرصت مناسبى پيدا شد تا به آن عشق برخاسته از ضرورت پاسخى مثبت دهد. سال 1362 مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى موجوديت خود را اعلام وشروع به كار كرد. سپس سيل نصايح مشفقانه از راه رسيد: اين كار بسيار بزرگى است وامكانات آن در ايران نيست , شما از عهده آن بر نمى آييد . بعضى نيز مى گفتند اگر همتى بلند وتلاشى ژرف را در خود مى يابيد , بهتراست تنها به ترجمه دائرة المعارف اسلامى اروپا بپردازيد ; دائرة المعارفى كه از نيم قرن پيش توسط خاورشناسان نوشته شده و اكنون مجلدات ويرايش دوم آن در حال انتشار است . اين نصايح و پيشنهادها نتوانست ايشان را سست كند. احساس ضرورتى كه عشق كار را به ايشان بخشيده بود , پشتوانه عظيمى شد كه در مبارزه با كمبودها ومشكلات به كار آمد. آنچه در ابتداى شروع هيچ امكاناتى نداشت , امروزه با همت بلند ومردانه ايشان به صورت خانه اميد بسيارى از اساتيد و دانشمندان كشور شده است. امروزه دائرة المعارف بزرگ اسلامى با بهره گيرى از نيروى دانشمندان واساتيد بزرگ , توان خوبى براى ادامه راه دارد. راهى كه منتهى به باز شناساندن فرهنگ اسلامى وملى ما به جهان وبالا بردن سطح آگاهى امت اسلام است . وتمام تلاش بر اين است كه اين مركز بتواند يك مرجع اصلى تحقيق در زمينه فرهنگ وتمدن ملتهاى مسلمان , به ويژه ملت ايران باشد . رؤوس برنامه هاى پيش بينى شده دائرة المعارف چنين است:
1-تدوين دائرة المعارف اسلامى ;
2- تدوين دائرة المعارف بزرگ ايران كه يك دائرة المعارف عمومى مانند بريتانيكا ولاروس مى باشد وعناوين آن محدود به حوزه فرهنگ ملى يا حوزه فرهنگ اسلامى نيست ; بلكه عناوين آن مأخوذ از گستره حوزه فرهنگ بشرى وجهانى است . در اين دائرة المعارف مقالات مربوط به حوزه فرهنگ اسلامى وايران شناسى قبل از اسلام تأليفى خواهد بود واز هيچ دائرة المعارفى ترجمه نخواهد شد ; تنها مقالات مربوط به عناوين جدا از اين دو حوزه از دائرة المعارفهاى معتبر ترجمه مى شود. البته مقالات مربوط به حوزه فرهنگ اسلام از دائرة المعارف بزرگ اسلامى انتخاب وتلخيص خواهد شد .
3 - تدوين دائرة المعارفهاى تخصصى ; مانند دائرة المعارف هنر اسلامى , دائرة المعارف هنر ايران , دائرة المعارف ادبيات ايران , دائرة المعارف فلسفه , دائرة المعارف عرفان و... . تأليف اين سه گونه دائرة المعارف به انگيزه پاسخ دادن به سه گونه نياز متفاوت جامعه است: زيرا ما بايد غير از باز شناسى فرهنگ و معارف اسلام , با تاريخ و فرهنگ ملل غير مسلمان نيز آشنا باشيم . متخصصين رشته هاى گوناگون نيز بايد بتوانند مسائل مورد نياز خود را در دائرة المعارفهاى تخصصى بيابند . وبه اين لحاظ از ابتدا در اساسنامه مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى , تأليف دائرة المعارفهاى گوناگون پيش بينى شده بود ; به گونه اى كه نام دائرة المعارف بزرگ اسلامى آن را محدود نكند.
بحمدالله در سايه تلاش مداوم وكوششهاى خستگى نا پذير مقام سرپرستى وديگر ياران صديق و كوشاى ايشان , تاكنون سه جلد از مجلدات دائرة المعارف بزرگ اسلامى تدوين ومنتشر شده است: جلد اول دائرة المعارف مشتمل بر حرف (آ), جلد دوم قسمتى از حرف (آ) وقسمتى از حرف (الف) , وجلد سوم آن ادامه حرف (الف) است. تأليف مقالات جلد چهارم آن نيز كه ادامه حرف (الف) است, در حال تكميل است. همچنين براى استفاده بيشتر , مجلدات دائرة المعارف به زبان عربى وانگليسى ترجمه خواهد شد. ترجمه عربى جلد اول آن اكنون در حال چاپ شدن است وترجمه جلد دوم آن رو به پايان است. با استمداد از عنايات الهى , در آينده نه چندان دور ترجمه آن به زبان انگليسى نيزآغازخواهد شد.
كار تدوين دائرة المعارف عمومى ايران نيز از مدتها پيش شروع گشته ويك جلد از حرف (آ) و(الف) آماده است كه اميد مى رود در آينده اى نه چندان دور چاپ ومنتشر گردد.
اينك به روش تأليف مقالات وگردش كار آن در دائرة المعارف بزرگ اسلامى مى پردازيم. روش تأليــــف
در ابتدا , جزوه اى در اختيار مؤلفين ومحققين قرار مى گيرد كه در آن ضوابط ومقررات كلى تأليف مقالات آمده است ; مانند تكيه بر منابع دست اول در تأليف مقالات , پرهيز از كلى گويى وعدم پرداختن به عبارات شعارگونه , پرهيز از ستايش ويا نكوهش افراد , رعايت حد اكثر ايجاز و روانى عبارت , نو آورى و پرهيز از تكرار. شيوه تنظيم مقالات
ذكر مقدمه: مقالات در هر زمينه اى كه تأليف مى شود , ابتدا بايد حاوى مقدمه اى باشد كه موضوع خود را معرفى و نمايى اجمالى از آن را ارائه كند ; به عنوان مثال , مقاله ابن سينا اين گونه آغاز مى شود:
ابن سينا: ابو على حسين بن عبدالله بن حسن بن على بن سينا
(370 - 428ق /980 - 1037م) پزشك , رياضى دان , وهيــــــأت شناس شيعى ايرانى , از نامدارترين دانشمنـدان اســـــــــــــلام.
مقاله تنظيمات اين گونه آغاز مى شود:
تنظيمات: عنوان اصلاحاتى است كه در زمان پادشاهى سلطــان
عبدالحميد , با صدور فرمان معروف به (خط شريف گلخانه) در
شعبان 1255ق/ اكتبر 1839م در امور حكومت واداره كارهــاى امپراتورى عثمانى آغاز گرديد و حدود 1298ق/1881م با آغــــــاز خود كامگى سلطان عبدالحميد دوم پايان يافت.
بعد از ذكر مقدمه , در مقالات مربوط به اعلام به اين موارد پرداخته مى شود:
1- زندگينامه 2- تحصيلات 3- فعاليتهاى علمى 4- عقايد 5- آثار.
مقالاتى كه در باره مسائل جغرافيايى است نيز به اين گونه تنظيم مى شود:
1- مقدمه 2- وجه نامگذاري3- چهره طبيعى 4- تاريخ 5- جمعيت شناسى 6- فعاليتهاى اقتصادى 7- فرهنگ وآموزش , بهداشت و رفاه اجتماعى 8- مكانهاى تاريخى وديدنى 9- رجال بزرگى كه از آنجا برخاستند . البته مقالات به تناسب حجم خود (كوتاه , متوسط , بلند) از عناوين مذكور برخورداراست.
كليه مقالات دائرة المعارف بزرگ اسلامى مستند است و نبايد مطلبى بدون سند معتبر و دست اول نوشته شود. در مورد ارجاع و ثبت مآخذ, رعايت نكاتى چند براى مؤلفين لازم شمرده شده است:
1- مآخذ مقالات با ترتيب الفبايى بر اساس نام مشهور مؤلف آنها با مشخصات كامل مى آيد.
2- در متن مقاله ارجاع به مآخذ , تنها با شهرت نويسنده و ذكر شماره جلد و صفحه انجام مى يابد.
از آنجا كه دائرة المعارف بزرگ اسلامى مخاطب خود را همه مسلمانان جهان و تمام كشورهاى اسلامى مى داند , در نگارش و تأليف مقالات آن دو نكته اساسى منظور گشته است:
1- پرهيز از هرگونه جانبدارى يا موضعگيرى قومى , ناسيوناليستى , فرقه اى , گروهى , نژادى و امثال آن .
2- تأليف مقالات به گونه اى كه ديدگاه محقق مسلمان معتقد از آن منعكس شود. گـردش كار مقالات
1- استخراج و شناسايى عنوان در بخش گزينش عناوين ;
2- تشكيل , بررسى و تكميل پرونده علمى مقالات ;
3- ارسال پرونده هاى علمى پس از آماده شدن براى تأليف ;
4- تهيه گزارش بر اساس اسناد و منابع براى مقالات تهيه شده ;
5- بررسى دقيق سرويراستارى بر اساس گزارش تهيه شده بخش كنترل ;
6- ارسال مقاله جهت ويرايش علمى به بخش مربوط ;
7- ارسال مقاله براى ويرايش فنّى وادبى به يكى از شعبه هاى پنجگانه ويراستارى ;
8- رؤيت وامضاى مسؤول بخش علمى مربوط ;
9- تايپ وارسال مقاله به بخش ويرايش ;(در اين بخش هر مقاله توسط دو نفر ويراستار با توجه به منابع و مآخذ آن مقابله و ويرايش مى گردد و گزارش آن به مقام سرويراستار داده مى شود .)
10- كنترل و امضاى نويسنده مقاله ;
11- بررسى سرويراستار و تشخيص عدم لزوم ويرايش مجدد .
گردش كار مقالات در تمام مراحل توسط دفتر سرويراستارى انجام مى گيرد وايشان در تمام مراحل , نظارت كامل دارند .
استقبال جوامع علمى داخل و خارج از كشور
همان گونه كه انتظار مى رفت جوامع علمى داخل و خارج از كشور نسبت به اين اقدام سترگ علمى و فرهنگى واكنش مناسب داشته اند. بسيارى از مؤسسات علمى داخل و خارج , عظمت كار و كيفيت آن را ستوده و به محتواى مقالات نظر خوبى داشته اند . دانشمندان وصاحب نظران زيادى با حضور خود يا با نامه وتماس تلفنى ضمن ارج نهادن به كار , نظريات و پيشنهادهاى خود را ارائه كرده اند .
با توجه به روندى كه تأليف دائرة المعارفهاى گوناگون در اين مركز دارد , اميد است كه در سالهاى نه چندان دور شاهد دائرة المعارف بزرگ اسلامى به عنوان يك مرجع علمى واصلى و عمومى براى كليه محققين باشيم .
سازمان علمى مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى بدين قراراست :
1. سرپرستى علمى و سر ويراستارى . مسؤوليت آن با جناب آقاى سيد كاظم بجنوردى است كه ناظر به تمام تشكيلات علمى دائرة المعارف است . انتخاب عناوين و تشكيل پرونده هاى علمى همراه با تمام مراحل تأليف و ويرايش از نظر ايشان مى گذرد . در ويراستارى مقالات , ايشان از همكارى ده نفر دستيار بر خور دارند كه هر مقاله را به صورت دو نفرى ويرايش مجدد و مقابله مى كنند .
2. شوراى علمى. اين شورا مركب است از سرپرست بخشها و تعدادى مشاور. تمام گزارشهاى مربوط به فعاليت هر بخش به اين شورا داده مى شود و هماهنگيهاى لازم صورت مى گيرد. مسائل عالى علمى و فرهنگى نيز در اينجا به بحث گذاشته واتخاذ تصميم مى شود .
3 . بخشهاى علمى كه عبارت است از: بخش تاريخ ; بخش علوم ; بخش هنر ومعمارى ; بخش عرفان ; بخش ادبيات ; بخش جغرافيا ; بخش كلام وفرق ; بخش ادبيات عرب ; بخش علوم قرآنى وحديث ; بخش حقوق ; بخش فقه واصول فقه ; بخش فلسفه .
هر يك از اين بخشها مسؤوليت كنترل و ويراستارى مقالات مربوط به بخش خود را به عهده دارند .
4 . بخش بررسى . اعضاى پنج نفره اين بخش وظيفه كنترل مقالات را با مراجعه به منابع اصلى آن به عهده دارند .
5 . محورهاى ويراستارى .اكنون در مركز دائرة المعارف پنج محور ويراستارى فنى و ادبى وجود دارد كه تمامى مقالات در اين محورها يكنواخت شده و نظم منطقى آنها بر اساس ضوابط معينى كه در جزوه هاى راهنماى محققين و مؤلفين مدون شده است , انجام مى پذيرد .
6 . بخش گزينش عناوين . انتخاب عناوين دائرة المعارف به عهده اين بخش است . عناوين انتخاب شده پس از تأييد بخشهاى مختلف علمى وتصويب سرويراستار در دستور كار قرار مى گيرد تا ذيل هر كدام مقاله مناسب تأليف گردد .
در يك نگاه كلى عناوين گزينشى سه نوعند : عناوين اصلى , عناوين ارجاعى , عناوين ضمنى .
عناوين اصلى , مدخلهايى است كه ذيل آنها مقاله آورده مى شود .
عناوين ارجاعى , عناوينى است كه عنوان مشهورتر دارد و به آن ارجاع داده مى شود; مانند بيرونى -ابو ريحان بيرونى; آل سلغر- اتابكان فارس .
عناوين ضمنى , ارجاعات داخل مقالات به مدخلهاى ديگراست . اين مدخلها به صورت (ه م ) در متن مقالات مشخص مى شود . به طور مثال در مقاله آل سعود , آنجا كه ارتباط آل سعود با وهابيت مطرح مى شود , براى پرهيز از تكرار واز هم گسيختگى مطالب, به عنوان اصلى وهابيـــــــــت
( ه م) ارجاع داده مى شود.ارجاع به اين مدخلها به ويژه در مقالات مربوط به خاندانها و سلسله هاى حكومتى كاربرد زيادى دارد . زيرا عناوين , كليد بهره بردارى از دائرة المعارف است واگر در انتخاب آن نظم و منطق به كار نرفته باشد , كليد در اختيار محقق قرار نگرفته است .
دائرة المعارف بزرگ اسلامى همچون ديگر دائرة المعارفها از اين روش بهره مى گيرد كه اعلام وموضوعات , تحت مشهورترين عنوان خود آورده مى شود ودر صورت لزوم , عناوين ديگر به آن ارجاع مى گردد . عناوين دائرة المعارف بزرگ اسلامى شامل تمام موضوعات واعلام مربوط به فرهنگ وتمدن اسلامى است و گستره آن علوم قرآنى , حديث , فقه , اصول , كلام , فرق , تاريخ , جغرافيا , علوم , فلسفه , هنر , ادبيات , مردم شناسى وكل ميراث فرهنگى تمام اقوام مسلمان را در طول تاريخ اسلام شامل مى گردد .
با توجه به حوزه وسيع فرهنگ وتمدن اسلامى , تنها موضوعات واعلام مهم وكليدى كه نقش اساسى و تعيين كننده در تاريخ اسلام دارند , عنوان مدخل را مى يابند . نمودار مآخذ مدخل يابى
گزينش عناوين از موضوعات واعلام با فيش بردارى مقدماتى از مآخذ مهم ودست اول آن صورت مى گيرد . مآخذ فيش بردارى در دفترى به نام (نمودار مآخذ مدخل يابى) با ذكر حروفى از فهرست هر كدام از مآخذ كه فيش بردارى شده ثبت ونگهدارى مى شود , تا در طول مراحل مشخص باشد كه از چه كتابهايى و تا كدام حرف آن مدخل يابى شده است . دفتر طرح عناوين (الف)
اين دفتر حاصل تلاش جمعى از محققان مركز دائرة المعارف است كه از بدو تأسيس با كوشش بسيار, مآخذ فراوانى را براى تهيه مدخلهاى دائرة المعارف فيش بردارى كردند . در اين دفتر حدود 4700 عنوان براى حرف (الف) فيش شده بود . اين عنوانها مورد بازنگرى وتحقيق بخش گزينش وبخش پرونده هاى علمى قرار گرفت وبا توجه به نظريات بخشهاى علمى ونظريات سر ويراستارى , ويرايش مجدد شده است . اكنون فيش بردارى از مآخذ براى حروف ديگر هم انجام مى شود ; به ويژه آماده سازى دفتر طرح عناوين حرف (ب) در دستور كار قرار دارد . سيستم كنترل
اين سيستم با ابتكار سرويراستارى براى جلوگيرى از تكرار عناوين اشخاص در مدخلهاى مختلف ايجاد گرديده است. در اين سيستم براى كنيه , القاب و شهرتهاى متفاوت هر فرد , كارتهاى مختلف تهيه و در آنها به عنوان مشهور ارجاع داده مى شود .
ارجاعات در اين سيستم داخلى است . پس از انتخاب عنوان و ثبت در دفاتر , عنوان مذكور در بالاى يك كارت يادداشت شده و مشخصات كامل آن نوشته مى شود . براى سهولت رديابى مآخذ هر عنوان , شماره صفحه وجلد هر مأخذ در كارت يادداشت مى شود . اين كارتها در فايلهاى مخصوص قرار مى گيرد تا هنگام تشكيل پرونده علمى به بخش پرونده هاى علمى ارسال گردد .
7 . بخش پرونده هاى علمى. اين بخش را مى توان قلب تشكيلات علمى مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى به شمار آورد . از اينجا تدوين دائرة المعارف شروع مى شود . در اين بخش بيش از پنجاه نفر محقق در گروهها ى مختلف به كار تحقيق مشغول هستند .هر يك از اين گروهها به دسته هاى كوچكتر تقسيم مى شوند ودر رشته هاى تاريخ , علوم , هنر ومعمارى , عرفان , ادبيات , جغرافيا , كلام و فرق , ادبيات عرب , علوم قرآنى وحديث , حقوق , فقه , اصول فقه وفلسفه به تشكيل پرونده هاى علمى مى پردازند .
عناوين ومدخلهاى تصويب شده در بخش گزينش عناوين توسط مدير بخش پرونده هاى علمى در اختيار پژوهشگران قرار مى گيرد وآنان با استفاده از مآخذ اوليه كه در كارت مخصوص آن عنوان ثبت شده وبا استفاده از منابع عمومى به تشكيل پرونده ٌٌعلمى مى پردازند .مآخذ ومنابع به ترتيب موقعيت زمانى از قديم به جديد رديابى مى شود. هر گونه اطلاع وخبر , حتى اگر نامى از عنوان مورد نظر باشد , شناسايى وصفحات مربوط به آن زيراكس مى گردد وهمراه با شناسنامه كتاب در پرونده علمى جاى مى گيرد .
براى تشكيل هر پرونده علمى سه مرحله اساسى طى مى شود ودر طى اين مراحل سه گانه , مقدمات تأليف مقاله آماده مى شود .
1- مرحله تنظيم وتشكيل : در اين مرحله پژوهشگر هر پرونده به تناسب تخصص واطلاعاتى كه دارد در يك بررسى دقيق , مآخذ رديابى شده را كنترل كرده ودر ادامه به دنبال مآخذ ديگر مى پردازد . آنگاه كه از يافتن مأخذ ديگر مأيوس شود , پرونده را تحويل مدير بخش مى دهد .
2- مرحله بررسى : در اينجا مدير بخش , پرونده تشكيل شده را به يكى از بررسى كنندگان بخش , تحويل مى دهد تا كاستيهاى آن روشن شود .نواقص در صفحه اى يادداشت شده و به مدير بخش تحويل مى گردد .
3- مرحله تكميل : پرونده علمى به خود گرد آورنده آن يا پژوهشگر ديگرى جهت تشكيل مجدد يا تكميل و رفع نواقص آن تحويل مى شود. در اينجا با اسفاده از يادداشتهاى مرحله پيش به رفع نواقص مى پردازند. در نهايت , منابع و مآخذ بر اساس سال وفات مؤلف ترتيب زمانى يافته و در جدولى به اين ترتيب ثبت مى شود: شماره مسلسل , نام اشهر وكوچك مؤلف , نام كتاب , نام محقق , نام مترجم , مكان انتشار , ناشر , سال نشر , نوبت نشر , جلد , صفحه . پرونده هايى كه مدخل آنها از مؤلفين اسلامى وداراى تأليفات وآثار باشد , مرحله ديگرى نيز دارد .
مرحله كتابشناسى : پرونده علمى به بخش كتابشناسى فرستاده مى شود تا با استفاده از فهرستهاى كتب خطى وچاپى موجود در مركز , آثار و تأليفات ديگر مؤلف مزبور استخراج شود ودر پرونده قرار بگيرد. پرونده هاى علمى پس از گذر از اين مراحل , آماده تأليف مى شود . البته اين مراحل , ويژه پرونده ها وعناوينى است كه كليه ٌمآخذ آن در كتابخانه مركز موجود باشد . گاهى مآخذ يك يا چند عنوان ويا پرونده علمى موجود نيست . در اينجا ممكن است پژوهشگران خود به جستجو بر خيزند وآن مآخذ را از كتابخانه هاى تهران ويا شهرستانها تهيه كنند و يا از بخش پيگيرى منابع غير موجود در مركز بخواهند تا آن را تهيه و در اختيار ايشان قرار دهد . گاهى دستيابى به بعضى از مآخذ به ويژه آنچه بايد از كتابخانه هاى خارج از كشور تهيه شود , ماهها به طول مى انجامد .
از جمله مسائل قابل توجه در مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى , استقصاء كامل در مورد منابع ومآخذ پرونده هاى علمى است . آنچه از اين منابع ومآخذ در كتابخانه هاى داخلى موجود نباشد , به گونه هاى متفاوت از كتابخانه هاى خارج ازكشور تدارك مى شود و در اختيار محققين قرار مى گيرد . از اين رو مى توان ادعا كرد مقالات از لحاظ منابع غنى , وحتى اغلب آنها از نظر منابع دست اول غنى تر از مقالات مشابه خاورشناسان است .
8. بخش كتابخانه . از جمله گامهاى بلندى كه همزمان با تأسيس مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى برداشته شد , پايه گذارى يك كتابخانه بزرگ بود . تأسيس يك كتابخانه بزرگ ومجهز كه بتواند نيازهاى پژوهشى محققان مركز را برآورد , گامى اساسى بود كه همت بلندى مى طلبيد. در ابتدا جناب آقاى بجنوردى كتابخانه خود را در اختيار مركز گذاشتند وبا گامهاى استوار به سوى هر چه غنى تر كردن آن كوشيدند. فراهم شدن مجموعه موجود درمدت هفت سال , گواه صادقى برتلاش پيگير و همت بلند ايشان است . مجموعه اى كه از نظر كيفى همطراز غنى ترين كتابخانه هاى كشور واز نظر تعداد نيز در رديف كتابخانه هاى بزرگ است .
كتابخانه مركز دائرة المعارف اكنون داراى 140000 جلد كتاب چاپى , 1500 جلد كتاب خطى , 2000 جلد كتاب عكسى , 2000 قطعه اسلايد وعكس وهزار حلقه ميكروفيلم است . آرشيو مجلات آن نيز داراى 902 عنوان مجله است كه 456 عنوان آن مجلات فارسى , 294 عنوان آن عربى , و 105 عنوان آن به زبانهاى اروپائى , وبقيه ٌمجلات به زبانهاى ديگر دنياست . همچنين اين كتابخانه مجموعه با ارزشى از 9060 عنوان كتاب به زبانهاى اروپائى را داراست .
مشخص ترين راههاى پيموده شده در گرد آوردن كتابخانه مركز عبارت است از:
الف - شركت در نمايشگاههاى بين المللى كتاب داخل وخارج از كشور وخريد منابع ومآخذ مورد نياز .
ب - خريد مجموعه هاى شخصى دانشمندان داخل وخارج از كشور; مجموعه هايى كه حاصل يك عمر گلچين كردن كتابها بوده است.
ج - رديابى كتابهاى كمياب در خلال تشكيل پرونده هاى علمى . اين كتابها توسط پژوهشگران , يا بخش رديابى كتابهاى كمياب در كتابخانه هاى داخلى ويا خارجى شناسايى و به امانت آورده شده است و در بخش زيراكس مركز ازتمام كتاب زيراكس گرفته شده و به صورت كتاب , صحافى گرديده است. اكنون تعداد 20000 جلد از اين نوع كتاب در كتابخانه دائرة المعارف موجود است .
همچنين در اين كتابخانه حدود 2000 پرونده علمى وجود دارد . اين پرونده ها محصول تلاش پنجاه نفر محقق در بخش پرونده هاى علمى است كه تعداد سيصد عدد از آن اكنون جلد شده و به عنوان بانك اطلاعات نگهدارى مى شود . سازمان و بخشهاى مختلف كتابخانه مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى
الف - بخش فهرست نويسى: كتابها در اين بخش ثبت وطبقه بندى مى شود. طبقه بندى كتابها بر اساس طبقه بندى كتابخانه كنگره آمريكا انجام مى شود . اين روش به لحاظ كارآيى و كار برد خوب آن از طرف بخش علمى و فرهنگى سازمان ملل متحد (يونسكو) براى كتابخانه دانشگهاهها و مؤسسات علمى توصيه شده است . البته كتابداران مركز با ابداع يك سيستم جديد در بعضى از بخشهاى علمى مانند زبان وادبيات فارسى , اديان وتاريخ , كتابها را با يك سيستم تلفيقى طبقه بندى مى كنند . در اين سيستم با تدابير خاصى در گذاردن شماره فرعى وشماره هاى ويژه ٌمؤلفان ودر نظر گرفتن خط و زبان كشورهاى اسلامى و ديگر كشورها , كتابهايى كه به يك زبان در موضوع واحد نوشته شده در كنارهم قرار مى گيرد . طرحهاى گسترده اى نيز براى توسعه اين سيستم به بخشهاى ديگر علوم در حال مطالعه و شكل گيرى است .
ب - بخش كامپيوتر : براى اطلاع رسانى و فهرست نويسى ضمن پيروى از روشهاى بين المللى , براى سهولت و كار آيى بيشتر از كامپيوتر نيز كمك گرفته شده است . در طرح اوليه برنامه پيش بينى شده كه متخصص كامپيوتر روى آن كار مى كند , نه مورد وجود دارد : 1- نام اشخاص (مؤلف , مترجم , ويراستار , نقاش , خطاط وغيره.) 2- عنوان كتاب 3- موضوع 4- ناشر 5- سلسله انتشارات 6- تاريخ انتشار 7- محل انتشار 8- تعداد صفحات 9- قطع كتاب .
اكنون برنامه تحرير وتكثير برگه ها انجام شده ومراحل ديگر نيز پى گيرى مى شود. با اجراى مراحل دوم و سوم طرح - كه مقدمات آن فراهم شده است - تمام اطلاعات مورد نياز در كوتاهترين زمان به دست خواهد آمد. در مرحله پايانى توان ارائه اطلاعات به بيست و هشت مورد خواهد رسيد .
ج - بخش عكاسى : مسؤوليت تهيه عكس از كتابهاى خطى به عهده اين بخش است .
د - بخش ميكروفيلم: در اين بخش ميكروفيلمهاى تهيه شده نگهدارى مى شود .
هـ - بخش زيراكس: كتابهاى كمياب غير موجود در كتابخانه مركز كه از كتابخانه هاى ديگر امانت گرفته مى شود , در اين بخش زيراكس شده وبراى كتاب شدن به بخش صحافى ارسال مى گردد . مدارك و مآخذ لازم براى پرونده هاى علمى نيز در اين بخش فتوكپى و تكثير مى شود .
و - بخش صحافى : كتابهاى زيراكسى وبى جلد در اين بخش صحافى وتجليد مى شود .
ز - بخش رديابى : كتابهاى غير موجود در مركز توسط اين بخش رديابى شده و در سطح كتابخانه هاى ديگر شناسايى و به امانت گرفته مى شود تا در اختيار پژوهشگران قرا بگيرد.
معرفيهاى اجمالى
در آمدى به تحقيق در اهداف و مقاصد سوره هاى قرآن كريم
عبد الله محمود شحاته. ترجمه و نگارش سيد محمد باقر حجتى. (تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). 620ص, وزيرى.
پژوهشهاى قرآنى و تفسيرى اينك - سپاس خداى را - در حال گسترش و ژرفا نگرى است. اين حركت ميمون اگر بيشترين توجه را به ابعاد نا شناخته اين كتاب عظيم داشته باشد, بس سودمند و كارآمد خواهد بود و در آشنا ساختن مسلمانان با معارف آفتابگون و حقايق درياوار آن, نقش بسزايى خواهد داشت.
استاد سيد محمد باقر حجتى سالهاست كه سختكوشانه در معارف قرآنى قلم زده و آثار سودمندى را در علوم قرآنى تأليف و يا ترجمه كرده اند.
آنچه اينك به معرفى آن مى پردازيم, ترجمه و نگارش كتاب اهداف كل سورة و مقاصدها فى القرآن الكريم, نگاشته عبدالله محمود شحاته از نويسندگان و تفسير پژوهان معاصراست.
موضوع كتاب, هدف و يا هدفهاى محورى سوره هاى قرآن كريم است. اين بحث با اينكه بحثى سودمند و راهگشا و انديشه برانگيز است ; اما تاكنون آثار درخورى درباره آن فراهم نيامده است.البته برخى ازمفسّران, از جمله علامه طباطبايى, شيخ محمود شلتوت, شيخ محمد عبده و سيد قطب در آغاز تفسير سوره ها, اشارات سودمند و كارآمدى به اين مبحث داشته اند و از پيشينيان بايد از كتاب گرانقدر بصائر ذوى التمييز فى لطائف الكتاب العزيز نام برد.
كتاب با مقدمه اى از مؤلف در اهميت و پيشينه اين بحث مى آغازد و با تبيين و توضيح اهداف سوره بقره ادامه مى يابد. اين اثر تا سوره جاثيه پيش رفته است و در تمام فصلها در ضمن بحث از هر سوره اى به خطوط اصلى و هدفهاى محورى آيات و سوره ها, اشاره هاى سودمند و كارامدى شده است. مثلاً در سوره رعد, پس از مقدمه, اين عناوين آمده است: موضوع سوره رعد, ادله الوهيت در سوره رعد, هماهنگى و آرايش هنرى در سوره رعد. و در سوره حج نيز اين عناوين: نشانه هاى شدت و سطوت در سوره حج, بخشها و مجموعه ها در سوره حج, حكمت نامگذارى سوره حج, اهداف اجمالى سوره حج. و در سوره زمر اين عناوين: ادله توحيد, سايه آخرت در جوّ[كذا] سوره زمر, بخشهاى پنجگانه سوره زمر, توحيد, و آفرينش انسانها و حالات آنان, مظاهر قدرت, مناقشه هاى گوناگون, خداى يگانه و اندرخور عبادت نه آلهه و ….
پايان بخش كتاب فهرستهاى فنّى آن است; فهرست اعلام, مكانها, كتابها وشعرها. به هر حال كتاب مزبور اثرى است خواندنى وماندنى. سعى مؤلف و مترجم مشكور باد. الأربعون حديثاً فى فضائل امير المؤمنين و سيدة نساء العالمين
- صلوات الله وسلامه عليها - برواية عائشه
احمد المحمودى. (بيروت, مؤسسة البلاغ, 1410). 208ص, وزيرى.
بخش عظيمى از آثار و نوشته هاى محققان اسلامى را كتابهايى تشكيل مى دهند كه با عنوان اربعين نگاشته شده است. (رك: الذريعة, ج1, ص409 - 434).در اين گونه آثار, مؤلفان چهل حديث را برگزيده و به شرح و تفصيل آنهامى پردازند. موضوعات اين آثاربراساس بينشها و نگرشهاى مؤلفان گوناگون است ; از جمله جديدترين اين آثار, كتاب ياد شده است كه با آهنگ تبيين و عرضه گوشه اى از فضايل و مناقب والاى على -ع- و فاطمه اطهر -س- تدوين يافته است.
مؤلف, كتاب را با مقدمه اى در شخصيت اميرالمؤمنين-ع- وفاطمه زهرا-س- مى آغازد و آنگاه با عرضه روايات ادامه مى دهد. از مجموعه چهل روايت متن - كه هر كدام منقبت و فضيلتى را دربردارند - بيست روايت درباره على -ع- و بيست روايت درباره حضرت صديقه طاهره است. كليه روايات از منابع مهم و معتمد عامّه و به روايت عايشه است. مؤلف در تأييد و توضيح روايات, احاديث ديگرى نيز از طريق وى و از طرق ديگر آورده است كه بدين سان به 125 روايت رسيده است. در پا نوشتها نيز مطالب مفيدى در توضيح و تكميل مطالب متن آمده كه در مجموع, كتاب را سودمند تر كرده است.
پايان بخش كتاب فهرستهاى فنّى و بسيار گوياى كتاب است ; مانند فهرست آيات,احاديث, اشعار, اعلام, امكنه و مصادر. حروفچينى, چاپ و تجليد كتاب در نهايت نفاست و زيبايى است. تصنيف غررالحكم و دررالكلم
تحقيق مصطفى درايتى. (چاپ اول: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1369). 562ص, وزيرى.
غررالحكم و دررالكلم مجموعه اى است از كلمات قصار و حكمتهاى گهربار حضرت على -ع- كه شامل حدود 12000 حديث كوتاه است. مؤلف بزرگوار كتاب در مقدمه آن نوشته اند:
آنچه مرا به فراهم آوردن اين كتاب بر انگيخت, افتخارى است كه ابو عثمان جاحظ در جمع آورى صد كلمه بدان دست يافت ; ولى موجب بسى شگفتى است كه اين مرد با آن كه علاّمه روزگار خود بوده و در دانش وبينش, يگانه عصر خويش به شمار مى آمده و به سرچشمه هاى كلمات و گفتارهاى امام -ع- نزديكتر بوده است ; چسان عظمت و والايى ديگر كلمات امام -ع- بر وى پوشيده مانده و از آن همه سخنان بيشمار به اندكى بسنده كرده است. من با اين كه خود را شايسته اين ميدان نمى دانم, از گفتار آن حضرت اندكى از بسيار را جمع كردم و آنها را بر اساس حروف الفبا مرتب ساختم و اسانيد كلمات را براى اختصار افكندم و آخر كلمات را به خاطر تمايل ذوقها به سجع, مسجّع قرار دادم و آن را غررالحكم و دررالكلم ناميدم. (غررالحكم, مقدمه).
غررالحكم هميشه مورد توجه عالمان و محققان و محدثان بوده است ; از اين رو برخى از عالمان آن را شرح كرده و برخى به ترجمه اش همت گماشته اند. (شرح غررالحكم, ج1, ص5). آنچه اينك مورد گفتگوست, رده بندى گسترده مجموعه روايات غررالحكم است كه در ضمن شش عنوان كلى (عقايد, اخلاق, سياست, اقتصاد, عبادت و مسائل اجتماعى) تدوين يافته است. هر يك از عناوين كلى در ابواب و فصولى تفصيل يافته اند و بدين سان دامنه بهره رسانى كتاب گسترش يافته است.
در عنوان بندى كلى موضوعات, جنبه هاى غالبى آنها در نظر گرفته شده است; مثلاً (احسان) در زير عنوان (اخلاق اقتصادى) آمده است كه به نظر محققان با اين عنوان هماهنگتر است تا با عناوين (اجتماعى و اخلاق). متن كتاب بر اساس چاپ مرحوم ارموى تنظيم شده و براى اطمينان بيشتر با نسخه چاپ نجف نيز مقابله شده است. تمام روايات به شرح آقا جمال خوانسارى ارجاع داده شده است تا خواننده بتواند به سهولت از شرح وى نيز بهره گيرد. همچنين هيچ روايتى تقطيع نگرديده است تا جستجو گران را منبعى مستقل و كارامد باشد.
كتاب مقدمه اى دارد كه در ضمن آن از اهميت كتاب و شرح حال مؤلف آن سخن رفته است. افزون بر فهرست ابتداى كتاب كه عناوين كلى يا د شده و زير عنوانهاى آنها را به همراه دارد, در پايان نيز فهرست دقيق الفبايى تنظيم شده است, تا اگر جستجوگرى با توجه به اين فهرست به مطلوب دست نيافت, به آسانى از آن فهرست بهره گيرد ; مثلاً اگر جايگاه (احسان) را در عناوين ياد شده نيافت, مى تواند به فهرست پايانى مراجعه كند و روايات مربوط به آن را در حرف (ح) با تمام زير عنوانها ببيند.
فهرستى دقيق و كارامد نيز از لغات مشكل تنظيم شده و پس از ترتيب الفبايى به عربى و فارسى توضيح داده شده است. اين واژه ها در متن با يك ستاره مشخص شده اند. دراسات فى ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية
نگارشهاى فقهى با نگرش حكومتى و در جهت تبيين نظام سياسى اسلام گواينكه از پيشينه اى كهن بر خوردار است; اما پر برگ و بار نيست. در مجموعه آثار مدوّن فقهى عالمان و فقيهان اهل سنّت به مجموعه هايى بزرگ با نگرشى تقريباً جامع و شامل در اين زمينه توان دست يافت. امّا در ميان آثار فقهى شيعه چندان مجموعه هايى مستقل و با نگرشى همه جانبه در اين مبحث وجود ندارد. (براى سير اين بحث در شيعه بنگريد به مقدمه ترجمه جلد اوّل كتاب مورد گفتگو). به هر حال, آنچه اينك به معرفى اجمالى آن مى پردازيم, اولين اثرى است كه در جريان فقه شيعى, (فقه حكومتى) را بدين گستردگى به ميدان اجتهاد و استنباط كشانده و به بحث و بررسى پرداخته است. اين اثر در مجموعه آثار فرهنگ اسلامى, گسترده ترين, عميقترين و جامعترين كتابى است كه مباحث حكومتى را با توجه به جريانهاى فقهى مختلف باز كاوى كرده و مدوّن ساخته است.
از اين مجموعه پيشتر دو مجلّد نشر يافته و آنچه اينك مورد گفتگوست, جلد سوّم آن است ; شامل مباحث مهم منابع مالى دولت اسلامى كه با بحث زكات و صدقات مى آغازد و با بحث خمس ادامه مى يابد. بحثهاى كلّى اين دو عنوان تا آنجا كه به بحث حكومت و دولت مربوط شده است, در اين كتاب آمده و مباحث ريز فرعهاى اين دو بحث به كتابهاى الزكاة و الخمس ارجاع داده شده است.دراين دوبحث نكته نگريها و باريك بينيهاى فراوانى توان يافت ; به ويژه در بحث مصرف خمس و حكم آن در زمان غيبت كه بسيارخواندنى است.
در فصل سوم به تفصيل ازاراضى مفتوحة عنوة و اسيران بحث شده و در پرتو اين بحث, مفهوم دقيق غنيمت و چگونگى آن در زمان پيامبر روشن شده است.
در اين بحث نيز به مسائل تازه و مستحدثه اى توجه شده و نكات سودمند و ارجمندى مطرح گشته است. در بحث چهارم مسأله فىء و انواع آن در پرتو تفسير عالمانه آيات ششم و هفتم سوره حشر به گستردگى به بحث و بررسى نهاده شده است و در ادامه آن از جزيه و خراج و مسائل مربوط به آن به گونه اى مستوفى بحث شده است.
مؤلف محقق كه به گفته آيت الله محمدى گيلانى( تبلور عينى شيخ الطائفه در اين عصرند) (احتكار و قيمت گذارى, ترجمه و تقرير آيت الله محمدى گيلانى, ص4) در تمامى فصول بر شيوه آن بزرگوار رفته و با حوصله و دقت شگرفى, تمام متون فقهى و روايى فريقين را كاويده و در عرضه مطالب غالباً به سير تاريخى مباحث توجه كرده و از اين رهگذر در اين مجلّد و مجلّدات گذشته به نتايجى نايل آمده اند كه در جريان فقه شيعى بى نظير است.
اين جلد به همت انتشارات دارالفكر در قم چاپ و نشر شده است. اميد است جلد چهارم آن كه ادامه بحث منابع مالى دولت اسلامى و فهرستهاى فنّى كتاب را شامل خواهد بود, به زودى منتشر شود. شرح المنظومة
حاج ملا هادى سبزوارى. تصحيح و تعليق حسن حسن زاده آملى. (نشر ناب, 1369). ج1, بخش منطق, وزيرى.
حاج ملا هادى سبزوارى از فيلسوفان و عارفان بزرگ قرن سيزدهم هجرى است كه آثار گرانقدروى يكسره ژرف و استوار و معروف است.
در ميان آثار حاج ملا هادى سبزوارى, منظومه و شرح آن از جايگاه بلندى بر خورداراست. سالهاست كه اين كتاب عظيم, متن درسى فلسفه حوزه هاى علوم اسلامى است. استاد سيد جلال الدين آشتيانى درباره منظومه نوشته اند:
اين اثر نفيس مشتمل بر يك دوره منطق و فلسفه به نحو اختصار, بلكه برزخ بين تفصيل واجمال است. مؤلف, در ابتدا يك دوره منطق و فلسفه را در سلك نظم كشيده و بعد خود به آن شرح نوشته و بعد از شرح به قسمت حكمت آن حواشى نوشته است. اين كتاب به واسطه اشتمال بر نظم, پيچيده و معقداست. حكيم سبزوارى از قرار اظهار خود, شرح منظومه را در عنفوان جوانى تأليف نموده است. اين كتاب منتخبى است از كتاب اسفار و ساير آثار آخوند ملا صدرا كه اغلب عبارت آن را مى توان در مواضع مختلف اسفار و ساير كتب آخوند نشان داد. (مجموعه رسائل فيلسوف كبير حاج ملاهادى سبزاورى, با تعليق و تصحيح و مقدمه سيد جلال الدين آشتيانى, انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ٌ ايران , 1360, ص46).
چاپ منقح و چشم نواز اثرى بدين سان ارجمند و گرانقدر, تلاشى است سودمند و ستودنى. آنچه اينك عرضه شده, بخش منطق آن است كه محقق محترم آن پس از مقابله نسخه هاى خطّى متعدد با نسخه چاپى, آن را در اختيار استاد علامه حسن حسن زاده آملى - كه از استادان مسلّم فلسفه در حوزه علميه قم هستند - نهاده است. استاد, متن تصحيح شده را با نسخه هايى ديگر و با چاپ ناصرى و مظفرى نيز مقابله كرده و حواشى محققانه و روشنگرانه بر شرح حاجى سبزوارى نگاشته اند.
افزون بر آنچه ياد شد, منابع برخى از اقوال متن را استاد حسن زاده آملى استخراج كرده و نشان داده اند و موارد با قيمانده را نيز آقاى طالبى منبع يابى كرده و آورده است.
فهرست آيات, روايات, اعلام, منابع و موضوعات در پايان كتاب آمده است. فهرست موضوعات كتاب به زبان عربى است ; شايسته بود مقدمه كتاب نيز به عربى نگاشته مى شد و ازنسخه هاى مورد مراجعه و چگونگى مقابله و تصحيح سخن مى رفت.
اميداست ساير متون درسى فلسفى در حوزه هاى علوم دينى با تصحيح حضرت استاد احياء و منتشر شود. گفتنى است بخش حكمت و شرح منظومه نيز به زودى منتشر خواهد شد. تحقيق حول ابن عباس و مكانته فى التفسير و المعارف الاخرى
محمد باقر حجتى. (بيروت, دار الروضة, 1410). 222ص, وزيرى.
در جريان تفسير نگارى, ابن عباس جايگاه بلندى دارد. او در كودكى ملازم و مصاحب پيامبر بود. پيامبر روزى اورا در آغوش كشيد و دست به سينه او نهاد و فرمود: اللهم فقّهه فى الدين و انتشر منه. (سفينة البحار, ج2, ص154 ; الاتقان, ج4, ص234). ابن عباس از شاگردان نامدار حضرت على -ع- بود و به اين شاگردى مباهات مى كرد و بارها آن را به ديگران ياد آور مى شد. (خلاصة الاقوال, ص51).در منابع شرح حال نگارى و در آثار و روايات, از ابن عباس به (ترجمان القرآن), (فارس القرآن), (حبر الأمّة ), (رئيس المنتشرين) و (شيخ المفسرين) ياد شده است. (ص49 - 51). پژوهش و بررسى درباره شخصيت ابن عباس و تأثير اين مفسّر گرانقدر در جريان فرهنگ اسلامى, سودمند خواهد بود و كارامد. برخى از محققان از نگاههاى گوناگون به جايگاه وى پرداخته اند. (عبدالله بن عباس: حبر الأمّة و ترجمان القرآن, مصطفى سعيد الخن ; عبدالله بن عباس: علمه و تفسيره و منطقه و ورعه, السيد على العلاّمه الفانى ; ابن عباس و أموال البصرة: دراسة و تحليل, جعفر مرتضى عاملى.)
آنچه اينك به معرفى اجمالى آن مى پردازيم, پژوهشى مفصل در جايگاه ابن عباس در معارف اسلامى و به ويژه در زمينه تفسير است.
مؤلف, كتاب را با مقدمه اى كوتاه در چگونگى اين تحقيق آغاز كرده و با گزارش نام, نسب و زادگاه ابن عباس ادامه داده است. فصل ديگر عهده دار تبيين جايگاه ابن عباس است در ديدگاه پيامبر و در فصل سوم از استاد ابن عباس در تفسير و حديث سخن گفته و به جايگاه بلند حضرت على-ع- در تفسير پرداخته و رأى ابن تيميّه را نقد كرده است. شهرت على بن عباس در بلاد اسلامى بحث بعدى است كه پس از آن توضيح و تبيين القاب وى آمده است. گستره معلومات ابن عباس در معارف اسلامى و مصادر وى در تفسير قرآن از مباحث مهم و دلكش اين نوشته است. گزارش معرّبات نقل شده از ابن عباس با پيشدرآمدى در چگونگى اين موضوع در ميان مفسّران و قرآن پژوهان, مبحث بعدى است.
تبيين و تفصيل طرق ابن عباس در تفسير, فصل نهم كتاب را فرا گرفته است. و در فصل دهم به تفصيل و دقت از آثار وى سخن رفته است. در فصل پايانى كتاب از اخلاص ابن عباس در مقابل حضرت على -ع- ياد شده و از فرجام كار وى گفتگو شده است.
مايه اصلى كتاب, مقاله اى است كه استاد سالها پيش نگاشته و در مجله مقالات و بررسيهاى دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران و نيز در كتاب سه مقاله درباره تفسير و نحو منتشر شده است. استاد حجتى پس از آنكه به عضويت مجمع اللغة العربية در دمشق در آمد, مقاله ياد شده را به تفصيل نگاشته و ترجمه كرده است.
كتاب در مجموع بسيار سودمند و خواندنى است ; اما جاى فهرستهاى اعلام, آيات, روايات و اشعار در آن خالى است كه اميداست در چاپهاى بعدى اين نقيصه نيز رفع گردد. فرهنگ زبان فارسى
الفبايى - قياسى
مهشيد مشيرى. (چاپ اول: تهران, انتشارات سروش, 1369). بيست و چهار « 1190ص, وزيرى.
كتاب حاضر نخستين فرهنگ زبان فارسى است كه به روش (الفبايى - قياسى) تنظيم شده است. كليه فرهنگهايى كه پيشتر منتشر گرديده به روش الفبايى است و مراجعه كننده براى يافتن معناى يك واژه بايد با ملحوظ داشتن حرف اوّل آن, به فرهنگنامه ها مراجعه كند. محدوديت اين فرهنگنامه ها در اين است كه مراجعه كننده تنها با معنى يا معانى همان واژه آشنا مى شود. مضافاً اينكه اطلاعاتى كه فرهنگهاى معمولى زبان درباره هر واژه به دست مى دهند, اگر چه به نوبه خود مفيداست ; ولى نمى تواند به تنهايى براى شناخت آن واژه كافى باشد. زيرا ارزش هر واژه در رابطه معنايى وحتى صورى اش با واژه هاى ديگر مشخص مى شود. (اعم از واژه هاى مترادف و متضاد و واژه هاى ديگرى كه به ذهن ما تداعى مى شود.)
امّا فرهنگ حاضر به اين محدوديت فائق آمده و با استفاده از يكى از آخرين روشهاى فرهنگ نويسى, به صورت الفبايى - قياسى فراهم آمده است. فراهم آورنده در مقدمه كتاب درباره چگونگى اين روش ياد آور شده است كه:
در اين روش از طريق روابط قياسى و منطقى موجود بين واژه ها سعى مى شود كه يك تصوير متجانس ساختارى و زنجيره اى از گروههاى واژگانى گوناگون به دست داده شود , به ترتيبى كه واژه هاى هر گروه به كمك هم آيند و متقابلاً تعيين كننده ارزش يكديگر باشند, و هر واژه سرنخى باشد براى جستن واژه هايى كه در كلاف هر مجموعه واژگانى از حيث معنايى و صورى با آن ارتباط دارند.
اثر حاضر مشتمل به چهل هزار واژه, اصطلاح و تركيبات فارسى معاصر است كه با استفاده از آثار معتبر فارسى و خارجى و به روش مزبور تنظيم گرديده است. در مثل ذيل واژه (چرخ), تركيبات (چرخ كردن) و (چرخ فيروزه) و (چرخ كبود) و (چرخ فلك) و (چرخ زدن), همراه با معنى آن آمده است. و يا در ذيل واژه (كور), تركيبات (كور بخت) و (كور دل) و (كور باطن) و (كور خواندن) و (كور رنگى) و (كورسو) ), همراه با معنى آن آمده است. امتياز اين روش در غنى ساختن دايره واژگانى مراجعه كنندگان است و آدمى با مراجعه به يك واژه, ضمن آنكه با ديگر واژه هاى مرتبط با آن آشنامى گردد ; تصويرى روشن از معناى هر واژه را فراچنگ مى آورد. اسلام وجهان امروز
مارسل بوازار. ترجمه مسعود محمّدى. (چاپ اوّل: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). 290ص, وزيرى.
(بى هر مقدمه اى بايد بگويم كه ما معتقديم اسلام يك وحى الهى است). اين گفته, از آن مارسل بوازار, اسلام شناس برجسته معاصراست كه اينك به بركت آثار جدى ومحققانه اش, آوازه اى عالمگير يافته است. پيشتر از وى, اثرى تحت عنوان انسان دوستى در اسلام, توسط دكتر محمد حسن مهدوى اردبيلى ودكتر غلامحسين يوسفى, همراه با پا نوشت دكتر سيد جعفر شهيدى به فارسى گردانيده شده است.
كتاب حاضر در پنج فصل سامان يافته است: فصل يكم عهده دار بحث از اسلام ومسلمانان در وجدان غرب است. فصل دوّم پژوهشى است درباره نيرويى اخلاقى وسياسى در جهان معاصر كه در ضميمه آن از سهم تمدن اسلامى در بناى نظم عادلانه بين المللى, سخن رفته است. در فصل سوّم كتاب از حقوق بشر وصلح, ودر فصل چهارم از علم وتكنولوژى سخن رفته ونكته ها وطرفه هاى آموزنده اى فراچنگ خوانندگان داده شده است. واپسين فصل كتاب درباره تعليم وتربيت وتوسعه اقتصادى است.
گفتنى است از صفحه 124 تا 133 كتاب مزبور, ضميمه اى تحت عنوان (بيانيه اسلامى جهانى حقوق بشر) آمده است. اين بيانيه در سپتامبر 1981, به ابتكار سالم اعظم, دبير كل شوراى اسلامى فراهم آمده وبراى تدوين آن, چندتن از دانشمندان اسلامى كه نمايندگان گرايشهاى مختلف انديشه اسلامى بوده اند, سهم داشته اند. اهميت اين بيانيه, يكى از آن روست كه (هر ماده از اين سند متكى بر مستندات متعدد قرآنى (بيش از 70 بار) وسنت (نزديك 50 بار) است.)
مقدمه احمد مختار امبو, دبير كل يونسكو بر كتاب حاضر, سودمند و مفيداست. وى در مقدمه خاطر نشان ساخته است كه: (بنابر دعوت يونسكو, شخصيتهاى برجسته اى از سراسر جهان, در ميزگردى كه در سال 1980 در چهار چوب بيست ويكمين مجمع كنفرانس عمومى (در بلگراد), سازمان يافته بود شركت كردند ودرباره مفاهيم گوناگونى كه اسلام در حال حاضر به خود گرفته است, تحت عنوان (اسلام وجهان امروز) به مداقه پرداختند. اثرحاضربرمبناى اين مطالب ومباحثاتى است كه به دنبال آن بر سر ميز درگرفت. مطالعه ومداقه اين كتاب گرانسنگ را به دانشوران اسلامى توصيه مى كنيم. اديان زنده جهان
رابرت ا. هيوم. ترجمه عبد الرحيم گواهى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). هشت « 389 ص, وزيرى.
در تاريخ و شناخت اديان و مطالعه تحليلى وتطبيقى آنها, هر چه سخن گفته شود; كم است. در زبان فارسى, كمبود منابع در اين باره بسيار است. با اين وجود, تاكنون كتابهاى ذيل را در تاريخ اديان مى توان سراغ گرفت:
1. جان ناس. تاريخ اديان. ترجمه على اصغر حكمت.
2. هاشم رضى. اديان بزرگ جهان.
3. فليسين شاله. تاريخ مختصر اديان بزرگ.
4. على شريعتى. تاريخ و شناخت اديان.
5. يحيى نورى. اسلام و عقايد و آراء بشرى يا جاهليت و اسلام.
6. على اصغر حلبى. جهان دين و فلسفه.
7. جلال الدين آشتيانى. تحقيقى در دين يهود.
8. همو. تحقيقى در دين مسيح.
9. همو. زرتشت, مزديسنا و حكومت.
10. كتاب حاضر (كه اينك به اجمال, گزارشى از مطاوى آن به دست مى دهيم.)
اثر حاضر حدود نيم قرن پيش تأليف شده و آخرين بار توسط دكتر چارلز برادن در حدود يك ربع قرن پيش ويراسته شده است. مؤلف كتاب, مسيحى ارتدكسى است كه بيش از آنكه در صدد مطالعه علمى اديان جهان باشد ; مى كوشد كه برترى مسيحيت را برديگراديان به اثبات رساند. مضافاً اينكه اطلاعات او از اسلام بسيار ناقص و ابتدايى است. از اين روست كه فصل مربوط به اسلام, با پاورقيهاى استاد محمد تقى جعفرى تكميل گرديده و مترجم نيز در مواردى كه ضرور مى نمود, توضيحاتى بر كتاب افزوده است. با وجود اين, انتشار اثر حاضر بسيار سودمنداست. خاصّه اينكه به خواننده غير مسيحى امكان مى دهد تا بنگرد كه يك دين شناس مسيحى نسبت به ديگر اديان عالم چگونه مى انديشد.
اديانى كه در اثر مزبور مورد پژوهش و مطالعه قرار گرفته, عبارت است از: هندو, يهود, شينتو, زرتشتى, تائو, جاينى, بودا, كنفوسيوس, مسيحيّت, اسلام و سيك. (مجموعاً يازده دين.) كهنترين دين, شينتو و زرتشتى (660 قبل از ميلاد مسيح), و جديد ترين دين, آيين سيك (قرن پانزده ميلادى ) است, مؤلف در اين اثر تفكيك ميان اديان سامى (الهى) از اديان غير الهى نكرده است ; بلكه اديان را بر اساس منطقه نشوونماى آنها تفكيك كرده است. براين اساس پنج دين از آسياى جنوبى (هند), سه دين ازآسياى شرقى (چين و ژاپن), و سه دين ازآسياى غربى (فلسطين, ايران و عربستان) نشأت گرفته است.
كتابهاى خارجي
مسلمانان: عقايد و اعمال مذهبى آنان
آندرو ريپين. (كتابخانه عقايد و اعمال مذهب , 1990 ). ج1, 192 ص .
آندرو ريپين به بررسى عناصر تشكيل دهنده اسلام , به ويژه قرآن و روايات محمدى -ص - مى پردازد . او روشى را دنبال مى كند كه در آن منابع مزبور در طول تاريخ بر يكديگر تأثير نهاده اند و اين تأثير متقابل جهت ايجاد اصول منظم حكمت الهى و شريعت و نيز پيدايش اساس ديگر ديدگاههاى اسلامى است ; ديدگاههايى كه در تشيع و تصوف يافت مى شوند . آندرو ريپين منابع خوبى را جهت تأليف كتاب بر گزيده و با تحليل انتقادى مى نويسد . او به گونه اى مختصر, جالب و تازه براى اين فرقه مهم و دائماً ناشناخته مذهبى, مقدمه اى نوشته است . كتاب در سطح دانشجويان علوم دينى و مذهب تطبيقى و جامعه شناسى است . رشد مجموعه كتابخانه هاى اسلامى در اروپاى غربى و آمريكاى شما
استفن رومان.(مجموعه كتابخانه و كتابدارى در جهان اسلام , 1990 ). 320 ص .
چرا و چگونه اين همه نسخ خطى و كتابهاى چاپى از كشورهاى اسلامى به اروپاى غربى و آمريكاى شمالى انتقال يافته است ؟ اين كتاب به بررسى مجموعه كتابخانه هاى اسلامى در ده كشور كانادا, دانمارك, فرانسه, آلمان, بريتانياى كبير, ايرلند, ايتاليا (از جمله واتيكان), هلند, اسپانيا و ايالات متحده آمريكا پرداخته و در مورد چگونگى پيدايش و علت رشد مجموعه هاى مذكور تحقيق مى كند. اين كتابها طيف گسترده اى از موضوعات را در بر مى گيرد: تفاسيرى در باره قرآن و حديث, تاريخ, جغرافيا, ادبيات, طب, نجوم, رياضيات و فلسفه ; وبه چندين زبان عمدتاً عربى, فارسى, تركى, اردو, پشتو, ژاپنى, زبان مالاكا, مكسّر و سواحلى. كتاب حاضر براى متخصصان علوم اسلامى و كارشناسان اطلاعات مفيداست. فرهنگ لغات علوم اقتصادى در اسلام
محمد اكرم خان. (مجموعه تحقيقات اسلامى منسل, 1990 ). 154ص.
اثر حاضر اولين كتاب مرجع معتبرى است كه به فهرست و تعريف كردن اصطلاحات اقتصاد اسلامى به زبان انگليسى مى پردازد. كتاب براى تمامى اقتصاد دانان, و به ويژه اقتصاد دانان مسلمان كه بيشتر در غرب تحصيل مى كنند و نتيجتاً با اصطلاحات و مفاهيم اقتصاد اسلامى بيگانه اند, ارزشمند خواهد بود. چيزى در حدود 850 اصطلاح در اين كتاب وجود دارد كه شامل اصطلاحات حقوقى, فنى, آيينها و اصطلاحات تاريخى است كه عمدتاً به زبان عربى است. درحال حاضركه بانكدارى اسلامى و موسسات اسلامى وابسته دولتى در بسيارى از كشورها در حال پيدايش است, كتاب به گونه اى خاص مورد استقبال قرار خواهد گرفت, و تعداد روزافزونى از مردم, نيازمند آشنا ساختن خويش با اصطلاحات اقتصاد اسلامى مى باشند. مشكلات امروز, راه حلهاى فردا: ساختار آينده جوامع اسلامى
عبدالله عمر نصيف. (مجموعه تحقيقات اسلامى منسل,1988). 190ص.
جهان اسلام نياز مبرمى به اصلاح دارد. آيا راه حل مسائل آن در تعابير شريعت نهفته است ؟ يا اينكه تلاش جهت اصلاح, بايد با تعابير سازنده شريعت توأم باشد ؟ در اين كتاب كه داراى مقالاتى اساسى است, دانشگاهيان و محققان برجسته اى از جهان اسلام, بررسى كلى و با اهميتى را در مورد انديشه هاى اصلاح طلبان مسلمان در مورد قانون, سياست, تعليم و تربيت, اقتصاد و حيات خانواده انجام داده, و با توجه به شريعت, راه حلهاى واقع بينانه اى در مورد مسائل اجتماعى و اقتصادى جوامع امروزى مسلمان, ارائه مى نمايند. يك هلال جديد: ديدگاه آينده اسلام در باره انديشه, علم و محيط
ضياء الدين سردار. (1985). 727 ص.
هر سال درست پيش از ماه رمضان, جامعه اسلامى در انتظار رؤيت ماه نو( هلال جديد) است. هلال مزبور نشانه اى از آغاز يك ماه روزه, نماز, تفكر و تقويت روحى است. انديشه اسلام معاصر همانند هلال جديد كه مى بايست قبل از درخشش كامل بزرگ شود, به نوعى ظاهر گشته است ; لكن هنوز در حال رشد است. در اين كتاب كه داراى مقالات اساسى است, دانشوران برجسته مسلمان, مسائل حساسى را كه مسلمانان امروزى با آن مواجه هستند, مورد بررسى قرار داده و سعى دارند تا وضعيت علمى جهان معاصر اسلام را نسبت به علوم, تكنولوژى, علوم اجتماعى, معمارى و علوم محيطى مشخص نمايند. علوم نجوم درباره زمانهاى اسلامى براى قرن بيست و يكم
محمد الياس. (1989). 264 ص.
رشته نجوم از زمانهاى گذشته در ميان علوم اسلامى از اهميت بسيارى برخوردار بوده است. نياز جهت تعيين دقيق زمانهاى خاص روزانه براى برگزارى عبادتهاى اسلامى, به تسلط مسلمانان بر فنون هيئت, رياضى و رصد خانه اى انجاميد و ستاره شناسان صدر اسلام, فنون محاسبه اى و رصد خانه اى برجسته وجدولهاى گسترده اطلاعاتى را جهت استفاده در سراسر جهان اسلام ابداع نمودند. اين كتاب, گزارش قابل فهمى از تكامل تدريجى سيستم زمانى مسلمانان ارائه نمود ه و در عين حال عوامل نجومى و الهيات را مد نظر قرار مى دهد.جدولهاى اطلاعاتى كروى كه جهت استفاده در سراسر جهان تا پايان قرن بيست و يكم تهيه شده اند, در اين اثر ارائه شده است. مفهوم دانش در اسلام و مفاهيم آن براى آموزش در يك كشور در حال توسعه
وان مهد نور وان داود. (1989). 224 ص.
تجديد حيات اسلام در بسيارى از قسمتهاى جهان به يك سيستم آموزشى جديد و هماهنگ با اسلام نياز دارد. اين كتاب به گونه اى منظم به ارائه يك جهان بينى در مورد اسلام پرداخته و اين با توجه به دو اصل اساسى آن يعنى قرآن و سنت است. در اين اثر سپس بر اساس جهان بينى سابق الذكر, مفهوم و نقش دانش در اسلام را مشخص مى نمايد و آن را به يك نظام آموزشى ملى خاص (نظام آموزشى مالزى ) مربوط مى سازد. جنگ ايران و عراق : يك كتابشناسى
جى. آنتونى گاردنر. (1988). 144 ص.
اثر حاضر منبعى مناسب براى پژوهشگران به حساب آمده و فهرست كتابها, مقالات دوره اى و مدارك منتشر شده از قبيل معاهده ها و سخنرانيها را در باره جنگ ايران و عراق ارائه مى نمايد. تعداد صفحات و خلاصه اى از محتواى هر اثر نيز آمده است. خلاصه اى از تاريخ درگيرى و ماهيت آثارى كه پس از جنگ بروز كرده , طى يك مقدمه ارائه شده است.
معرفيهاى گزارشى
كليـــــــــــــات
1. راهنماى مطالعات وتحقيقات. عليرضا برازش. (چاپ اول: مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 302ص, وزيرى. 950 ريال.
2. راهنماى عملى فراهم سازى طرح تحقيق . عزت الله نادرى وديگران. (چاپ اول: دفتر تحقيقات وانتشارات بدر, 1369). 79 ص, وزيرى. 400 ريال.
3. فرهنگ اصطلاحات فقهى. عمران عليزاده. (چاپ اول: 1368). 80 ص, رقعى. 350 ريال.
4. فرهنگ جبهه. سيد مهدى فهيمى. (چاپ اول: تهران, حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 240 ص, جيبى. مصور. 950 ريال.
5. فرهنگ جبهه (اوقات فراغت /1). سيد مهدى فهيمى. (چاپ اول: انتشارات حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 194 ص, جيبى. مصوّر. 770 ريال.
6. فهرست گزيده مندرجات مجله هاى جارى (كتابخانه مركزى) آستان قدس (تابستان 1368). تهيه وتنظيم بخش آرشيو مطبوعات واسناد. (مشهد, كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى, 1369). 205 ص, وزيرى.
7. مستدرك سفينة البحار.على نمازى الشاهرودى.(چاپ اول: بنياد بعثت, 1410) ج2, 540 ص, وزيرى. 2500 ريال.
فهرستى است موضوعى وبسيار دقيق وسودمند براى بحارالانوار. اين جلد با موضوعات حرف ج مى آغازد وبا حرف ح مى فرجامد.
8. فرهنگ شاعران زبان پارسى. عبد الرفيع حقيقت (رفيع). (چاپ اول: شركت موٌلفان ومترجمان ايران, 1368). 633 ص, وزيرى.5000 ريال.
9. آرشيو, اهداف, وظايف وتشكيلات. سازمان اسناد ملى ايران. (چاپ اول: 1369). 124 ص, وزيرى. 780 ريال.
10. فرهنگ جاويدان (انگليسى به فارسى). مهدى شهشهانى. (چاپ اول: سازمان انتشارات جاويدان, 1369). 515ص, جيبى. 1500 ريال.
11. راهنماى تمبرهاى ايران. فريدون نوين فرح بخش.(چاپ دوم: موٌسسه نوين فرح بخش, 1369). 158 ص, وزيرى. مصور. 900 ريال.
12. لغت نامه يا فرهنگ سيّاح, عربى - فارسى - مصوّر. احمد سيّاح. (چاپ اول: تهران, انتشارات اسلام, 1364). 5 جلد [تاكنون], 1916 « 1248 ص, رحلى. مصوّر.
اثر حاضر جامعترين فرهنگ لغت عربى - فارسى - عصرى است كه با استفاده از بيش از بيست كتاب لغت ودر طى سالهاى متوالى تكميل گرديده است. چاپ اوّل اين اثر در دو جلدِ رقعى منتشر گرديد. سپس, موٌلف به تكميل آن همّت گماشت وچاپ ديگر آن در دو جلد مفصلتر به قطع وزيرى منتشر شد. موٌلف در سالهاى اخير, دامنه پژوهش را گسترانده واينك اثر مزبور در سه جلدِ رحلى (مشتمل بر لغت نامه), وسه جلد متمم (مشتمل بر دائرة المعارف) فراهم آمده كه واپسين جلد آن به زودى منتشر خواهد گرديد. بخشِ لغت نامه اين كتاب, سهل التناول وجامع است وبه جهت احتواء بر اغلب لغات عربى, كارآمد است وسودمند. بخش دائرة المعارف نيز مشتمل بر اعلام رجال, مكانها, كتابهاو… است ودر ذيل هر مدخل, اطلاعاتى بسيار فشرده ومفيد به دست داده شده است. با انتشار آخرين مجلّد اين كتاب, به معرّفى كوتاهى از آن در مجلّه خواهيم پرداخت.
13. گاهنامه تطبيقى, ايام سالهاى 1170 تا 1400 شمسى و سالهاى قمرى و ميلادى مقارن آن. دفتر انتخابات وزارت كشور. (تهران, وزارت كشور, 1369 ). 52 « 234 ص, رحلى. جزوه حاضر ايام سالهاى 1170 تا 1400 را بر اساس سالهاى شمسى وقمرى وميلادى دربردارد. مضافاً اينكه ايام هفته وايام سالهاى هجرى وقمرى وميلادى وسالهاى كبيسه در آن مشخص شده است. درمقدمه كتاب نيز راههاى مختلف تبديل ايام سالهاى ميلادى وقمرى وشمسى به يكديگر آورده شده است. انتشار اين اثر به صورت كتاب وعرضه آن به خوانندگان بسيار گره گشا ومفيد خواهد بود.
14. كتابنامه, فهرست كتب منتشر شده خرداد 1369. تهيه وتنظيم دفتر مطالعات وتحقيقات فرهنگى. (چاپ اوّل: تهران, وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى, 1369). 169 ص, وزيرى. جدول.
اثر حاضر در ادامه اقدامى است بسيار سودمند براى فهرست نويسى كليه كتابهاى جديد الانتشار. با تورق مجلّدات اين اثر دانسته مى شود كه در هر ماه چند كتاب ودر چند موضوع وبا چه تيراژى منتشر مى گردد. اساس كار پيرو رده بندى دهدهى ديوئى است. نمايه نام اشخاص وناشران وجدولهاى عنوان كتابها كه در پايان آمده, بسيار سودمند وقابل استفاده است.
15. كتابنامه حضرت زهرا (عليها السلام). ناصرالدين انصارى.(چاپ اول: نشر امام على عليه السلام, 1369). 80ص, وزيرى. 300 ريال.
معرّفى گزارشى كتابهاى چاپى وخطى عربى, فارسى, اردو و… در باره حضرت زهرا - سلام الله عليها.
16. كتابشناسى تاريخ ايران دردوران باستان. مريم ميراحمدى. (چاپ اول: تهران, امير كبير, 1369). 175 ص, وزيرى. 800 ريال.
كتاب پس از مقدمه بانگاهى به سرزمين ايران در دوران پيش از تاريخ ادامه مى يابد. درفصل دوم منابع ومآخذ تاريخ ماد معرفى شده ودر فصل سوم از منابع تاريخ هخامنشيان سخن رفته است. فصل چهارم عهده دار شناسايى منابع ومآخذ سلوكيان و اشكانيان است وفصل پنجم شامل بررسى منابع ساسانيان. فصل ششم اشاراتى است به شرح حال مورخانى كه در باره ايران باستان اثرى نگاشته اند. در فصل هفتم از پژوهشهاى پژوهشگران متاٌخر ياد شده است وآنگاه سالشمار تاريخ ايران پيش از ظهور اسلام آمده است. بخش پايانى فهرستهاى فنى است. تفسير وعلوم قرآن
1. اسلام ديروز وامروز, نگرشى نو به قرآن. محمد ارغون. ترجمه غلامعباس توسلى. (چاپ اول: تهران, دفترنشرفرهنگ اسلامى, 1369). 262 ص, وزيرى.
اثر حاضر در يك مقدمه وهفت فصل سامان يافته است.بدين ترتيب: قرآن را چگونه بخوانيم, مساٌله حقيقت ملكوتى قرآن, تفسير سوره فاتحه, تفسير سوره 18, آيا مى توان از معجزه در قرآن سخن گفت؟ در آمدى بر مطالعه روابط ميان اسلام وسياست, حج در انديشه اسلامى.
2. تفسير ادبى وعرفانى قرآن مجيد بفارسى. خواجه عبدالله انصارى. نگارش حبيب الله آموزگار. (چاپ اول: تهران, اقبال, 1369). ج1 و2,582 « 672 ص.
3. انوارالعرفان فى تفسيرالقرآن. ابوالفضل داورپناه. چاپ اول: انتشارات كتابخانه صدر, 1369). ج1-4, 518 « 576 « 608 « 608 ص, 2500 ريال [هر جلد].
4. حليه القرآن. سيد محسن موسوى بلده. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 59ص, وزيرى. 180 ريال.
تجويد قرآن به روايت حفص از عاصم.
5. توشيح التفسير فى قواعد التفسير والتاٌويل. الميرزا محمد بن سليمان التنكابنى. تحقيق جعفر السعيدى الجيلانى. (چاپ اول: قم, انتشارات كتاب سعدى, 1411). 232 ص, وزيرى.
كتاب با بحث تواتر قرآن مى آغازد وبا ديگر عناوين مربوط به علوم قرآن ادامه مى يابد. برخى از بخشهاى آن عبارتند از:اعجاز قرآن, تبيين معناى روايت (من فسر القرآن… ), حقيقت قرآن وبيان مراتب آن, تحقيق در معناى نزول, تشريح معناى سوره, آيه وجزئيت بسم الله….
كتاب به زبان عربى وبا نثرى مسجّع ولطيف نگاشته شده و گاهى به اشعار فارسى نيز استناد شده است.
اين كتاب را بايد از جمله آثار علوم قرآن دانست كه شامل يك دوره قواعد تفسير وتاٌويل است. محقق كتاب براساس يك نسخه آن را تصحيح وتحقيق كرده وچاپ نموده اند ودر پا نوشتها آيات منقول متن را استخراج كرده ودر ضمن مقدمه اى كوتاه به فارسى, شرح حال موٌلف را آورده اند.
خوب بود مقدمه نيز به عربى نگاشته مى شد وفهرست آن مفصّل وگوياتر مى آمد.
6. الفرقان فى تفسير القرآن. محمد الصادقى.(چاپ اول: تهران, انتشارات فرهنگ اسلامى, 1410). ج 10, 374 ص, وزيرى. 2200 ريال.
7. المنهج الحركى فى القرآن الكريم. عبد اللطيف الراضى. (چاپ اول: بيروت, دار المنتدى, 1990). 476 ص, وزيرى. حديــــــــــــــث
1. ترجمه وتفسير نهج البلاغه. محمد تقى جعفرى.(چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). ج21, 309ص, وزيرى. 1400 ريال.
2. چهل حديث موٌمن. سيد رضا تقوى دامغانى. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 52ص, جيبى. 150 ريال.
3. چهل حديث سنت نبوى. جواد محدثى. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 52 ص, جيبى. 150 ريال.
4. چهل حديث معاشرت. محمود شريفى. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 60 ص, جيبى. 160 ريال.
5. نهج البلاغه. ترجمه شيخ محمد على شرقى. (چاپ اول: تهران, دار الكتب الاسلاميه, 1369). 390 « 164 ص, وزيرى. 2500 ريال.
6. ترجمه شرح اصول كافى (كتاب توحيد). صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازى. ترجمه وتعليق محمد خواجوى. (چاپ اول: تهران, موٌسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى, 1369). 638ص, وزيرى. 2500 ريال.
7. دو گوهر گرانبها. مصطفى ملكى. (چاپ اوّل: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). 51 ص, رقعى.
اثر حاضررا موٌلف به دعوت موٌسسه دار التقريب اسلامى در سال 1341 نگاشته ودر ضمن آن به ترجمه حديث ثقلين مبادرت ورزيده وهمراه با مقدمه اى آن را شرح وبسط داده است. كــــــــــلام
1. نبوت خاصه. محمدى رى شهرى. (مشهد, انتشارات هجرت). 400 ص, وزيرى.1500ريال.
2. عصر ظهور. على كورانى. ترجمه عباس جلالى.(چاپ اول: تهران, مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 412 ص, وزيرى. 1200 ريال.
3. گفتگو با مردگان. شود زموند. ترجمه كاظمى خلخالى. (چاپ اول: دنياى كتاب, 1369). 463ص, وزيرى.3250 ريال. فقـــــــــــــــــه
1. مختصر الاحكام منظوم. سيد هاشم حافظى. (چاپ اول: موٌلف, 1369). 90ص, جيبى.
2. عدة المتمتع بها التى هى فى سن من تحيض وفى كل شهر تحيض. محمد تقى الداودى. (چاپ اول: تهران, دار الكتب الاسلامية, 1369 - 1411). 19ص, رقعى. 200 ريال.
3. موسوعة البرغانى فى فقه الشيعة. محمد صالح البرغانى القزوينى الحائرى. تحقيق عبد الحسين الصالحى.(چاپ اول: تهران, موٌسسه وفا, 1369ـ 1411). جزء 7, 420ص, وزيرى. 1800 ريال.
4. كشف الاٌسرار ورفع الاستار. عبد الرحمن الكرمانشاهى. (چاپ اوّل: باختران, منشورات المكتبة العامة الحسينية). ج1 و2, 496 « 460ص, وزيرى. 3000 ريال.
مرحوم آيت الله سيد مهدى بحر العلوم كتابى دارند با عنوان الدره النجفيه كه منظومه اى است فقهى در باب طهارت وصلوة. اين منظومه به لحاظ ادبى وعلمى از آثار كم نظير و يا بى نظير شيعى است. فقيهان بسيارى آن را شرح كرده و يا در تكميل و تعليق آن كوشيده اند.(رجال السيد بحر العلوم. ج1, ص93) كتاب ياد شده نيز شرح مفصل وسودمند اين منظومه فقهى است كه اينك دو جلد از آن نشر مى يابد. مباحث اين دو جلد تا پايان مبحث (اغسال) را فرا گرفته است. جلد سوّم از بحث (تيمّم) ادامه خواهد يافت.
5. كتاب الخلاف. محمد بن الحسن الطوسى. (قم, دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين, 1411). ج3, 653 ص, وزيرى. 2300 ريال.
ادامه مجلدات پيشين كه با (كتاب البيوع) مى آغازد وبا (كتاب اللقطه) پايان مى پذيرد. تحقيق كتاب دقيق است وتمام روايات منبع يابى شده واقوال كتاب كه با توجه به موضوع آن بسيار فراوان است, به مصادر متعدّدى ارجاع داده شده است.
6. عيون الحقائق الناظرة فى تتمة الحدائق الناضرة. الشيخ حسين البحرانى آل عصفور. (قم, دفتر انتشارات اسلامى, 1411). ج2, 403ص, وزيرى. 1600 ريال.
كتاب, جلد دوم تتمه حدائق است وشامل كتابهاى اقرار, جعاله, نذر وكفّارات.در تحقيق كتاب بعضى از روايات واقوال استخراج شده وبه برخى اختلاف نسخه ها اشاره شده است. اخـــــــــــــلاق
1. اخلاق در نهج البلاغه. سيد كاظم ارفع. (چاپ اول: موٌسسه تحقيقاتى وانتشاراتى فيض, 1369). 300ص, وزيرى. 2000 ريال.
2. دشمن شناسى. سيد رضا تقوى دامغانى. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 135ص, رقعى. 400 ريال.
3. در آغوش خوشبختى. لرد آويبورى. ترجمه ابو القاسم پاينده. (چاپ اول: سازمان انتشارات جاويدان, 1369). 222ص, رقعى. 800 ريال.
4. طبيب ومسئوليت الهى. محمد مرشد سلوك (كريمى). (چاپ اول: تهران, موٌسسه نشر كلمه, 1369). 195ص, وزيرى. 850 ريال.
5. ايمان از ديدگاه قرآن وعترت. سيد حسن صدر. (چاپ اول: تهران, انتشارات علميه اسلاميه, 1410). 269ص, وزيرى. 2000 ريال.
6. عبادت در اسلام. يوسف قرضاوى. (تهران, نشر احسان, 1369). 388ص, رقعى. 1000 ريال.
7. بنيادهاى اخلاق اسلامى; اخلاق نظرى: مهدى حائرى تهرانى, اخلاق عملى: سيد عبدالله شيّز. ترجمه حسين بهجو, على مشتاق عسكرى. (چاپ دوم: تهران, انتشارات بنياد فرهنگى امام المهدى, 1369). 662ص, وزيرى. تاريــخ وسيــــــره
1. بررسى وتحقيق در جنبش مشروطيت ايران. رسول جعفريان. (چاپ اوّل: قم, انتشارات توس, 1369). 373ص, رقعى.
اثر حاضر پيشتر با عنوان دخالت انگليس در واقعه مشروطه منتشر گرديده بود واينك با افزودن چند فصل جديد وباز نويسى آن, عهده دار بررسى تحصّن مشروطه خواهان در سفارت انگليس است. مقدمه كتاب از دكتر رضا داورى است ودر فصل چهاردهم, مصاحبه با يكى از بازاريان دخيل در نهضت مشروطه به دست داده شده است.
2. قراقوينلوها. فاروق سومر. ترجمه وهاب ولى. (چاپ اول: موٌسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى, 1369). ج1, 213ص, وزيرى. 1200 ريال.
3. زندگانى امام حسين عليه السلام. سيد هاشم رسولى محلاتى. (چاپ اول: انتشارات علميه اسلاميه, 1410). ج1, 311ص, وزيرى. 2400 ريال.
4. تاريخ بزرگ جهان. كارل گريمبرگ. ترجمه غلامرضا سميعى. (چاپ اول: انتشارات يزدان, 1369). ج4, 456ص, وزيرى. 3200 ريال.
5. پرواز بر فراز تاريخ جهان. رنه سيدى يو. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى. (چاپ اول: شركت نشر آشتيانى, 1368). 352ص, رقعى. 1250 ريال
6. تاريخ تمدن عصر لويى چهاردهم. ويل وآريل دورانت. ترجمه پرويز مرزبان وديگران. (چاپ دوم: تهران: سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). ج8, 1021ص, وزيرى. 5600 ريال.
7. تاريخ وتحولات پرستارى در ايران وجهان. طاهره اشك تراب. (چاپ اول: انتشارات دانشكده پرستارى ومامائى شهيد بهشتى, 1369). 243ص, وزيرى. 700 ريال.
8. خفتگان بيدار (سرگذشت اصحاب كهف). محمد سعيد بهمن پور. (چاپ اول: انتشارات وتحقيقات جامعه نو, 1369). 303ص, وزيرى. 1250 ريال.
9. ذخائرالعقبى يا تاريخ زندگانى حضرت فاطمه زهرا و زينب كبرى. فاضل ورسى افغانى. (چاپ اول: موٌلف, 1369). 432ص, وزيرى. 1300 ريال.
10. سياسة السبطين يا صلح امام مجتبى وقيام سيد الشهداء. فاضل ورسى. (چاپ اول: موٌلف, 1369). 400ص, وزيرى. 1250 ريال.
11. مقدمه اى بر شناخت ايلات وعشاير. عبدالله شهبازى. (چاپ اول: تهران, نشرنى, 1369). 144ص, رقعى. 730 ريال. 12. بين النهرين باستان. ژرژ رو. ترجمه عبد الرضا هوشنگ مهدوى.(چاپ اول: شركت سهامى خاص نشر آبى, 1369). 510ص, رقعى. 1960 ريال.
13. داستان پيامبران در كليات شمس. تقى پور نامداريان. (چاپ اول: تهران, موٌسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى, 1369). 487ص, وزيرى. 1750 ريال.
14. مختصرى از زندگى حضرت على بن موسى الرضا (ع). ابراهيم عاقل. (مشهد, مؤسسه چاپ وانتشارات آستان قدس رضوى, 1368). 24ص, رقعى. مصوّر. 200 ريال.
15. سرزمين ومردم ايران. عبد الحسين سعيديان. (چاپ چهارم: تهران, انتشارات علم وزندگى, 1369). 1248ص, وزيرى. جدول, مصوّر. 4500 ريال.
16. تجارب الاٌمم. ابو القاسم امامى. (چاپ اول: تهران, انتشارات سروش, 1369). 544ص, وزيرى. 3200 ريال.
17. حديقة البكاء. مرحوم حاج محبوب خليلى. (مشهد, 1369). 356ص, جيبى.
در احوالات چهارده معصوم - عليه السلام - از مدايح ومصائب.
18. تكملة الاخبار (تاريخ صفويه از آغاز تا 978 هجرى قمرى). عبدى بيگ شيرازى(نويدى). با مقدمه, تصحيح وتعليقات عبد الحسين نوايى. (چاپ اول: تهران, نشرنى, 1369). 275ص, وزيرى. حقــــــــــوق
1. داور وعدليه. باقر عاقلى. (چاپ اول: انتشارات علمى, 1369). 408ص, وزيرى. مصور. 3400 ريال.
2. حقوق انتقالى, تعارض قوانين در زمان. ناصر كاتوزيان. (چاپ دوم: كانون وكلاى دادگسترى مركز. 1369). 296ص, وزيرى. 3000 ريال.
3. حقوق ادبى وهنرى. شيرين عبادى. (چاپ اول: تهران, انتشارات روشنگران, 1369). 228ص, وزيرى. 1200 ريال.
4. حقوق ثبت اسناد واملاك. غلامرضا شهرى. (چاپ اول: انتشارات بخش فرهنگى دفتر مركزى جهاد دانشگاهى, 1369). 445ص, وزيرى. 2000 ريال.
5. سرقفلى وحق كسب وپيشه وتجارت در حقوق ايران وفقه اسلام. بهمن كشاورز. (چاپ اول: تهران, انتشارات كيهان, 1369). 271ص, وزيرى. 1450 ريال. جامعه شناسى
1. جامعه شناسى جهان سوم. محمد تقى شيخى. (چاپ اول: تهران, انتشارات اشراقى, 1369). 232ص, وزيرى. جدول. 1600 ريال.
2. مطالعات جامعه شناسى شهر تهران, مسكن.(چاپ اول: تهران, مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى وابسته به وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى, 1369). 212ص, وزيرى. 800 ريال.
3. مبانى جامعه شناسى. آلفرد مك كلانگ لى وهمكاران. ترجمه محمد حسين فرجادوهُما بهروش.(چاپ اول: نشر همراه, 1369). 386 « 344ص, رقعى.
4. تكنولوژى وفرهنگ. آرنولد پيسى. ترجمه بهرام شالگونى.(چاپ اول: تهران, نشر مركز, 1367). 337ص, رقعى. تصوير, نمودار.
تكنولوژى, فرهنگ, پيشرفت, تخصص, انرژى, زنان, ارزشها, نوآورى, وانقلاب فرهنگى از مباحث كتاب حاضراست. فهرست راهنماى كتاب (نمايه) بسيار سودمند است ونشانگر بسامد مقولاتى است كه در اين اثر مورد مداقه قرار گرفته است. روانشناســـــــــــــــــى
1. روانشناسى شخصيت كودك ونوجوان. هاشم دلخوشنواز. (چاپ اول: نشر الوند, 1369). 286ص, رقعى. 870 ريال.
2. روانشناسى اجتماعى كاربردى. استوارت از كمپ. ترجمه فرهاد ماهر. (مشهد, معاونت فرهنگى آستان قدس رضوى, 1369). 612ص, وزيرى. 2400 ريال. اقتصـــــــــــاد
1. مجموعه مقالات فارسى اولين مجمع بررسيهاى اقتصاد اسلامى. زير نظر محمد واعظ زاده خراسانى. (بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1369). 421ص, وزيرى. 1550 ريال.
2. اقتصاد بخش عمومى. جمشيد پژويان. (چاپ اول: تهران, انتشارات جهاد دانشگاهى, 1369). 303ص, وزيرى. 1350 ريال.
3. تمدّن سال 2001. ژان فوراستيه. ترجمه خسرو رضائى. (چاپ اول: تهران, سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). 127ص, رقعى. جدول.
4. فعاليتهاى بانكى بين المللى. برونو موشتو وآندره پلانيول. ترجمه شيرين هشترودى. (چاپ اول: تهران, سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). 110ص, رقعى.
5. نزولخواران. آنتونى سمپسون. ترجمه ايرج ايرانى. (چاپ اول: تهران, چاپ ونشر بنياد, 1369). 484ص, وزيرى. 1700 ريال.
مؤلف در توضيح كتاب خود مى نويسد:
اين كتاب در باره رابطه بين بانكداران وكشورهاى دنيا بخصوص ملل در حال توسعه, از انگلستان قرن چهاردهم وآمريكاى قرن نوزدهم تا كشورهاى در حال توسعه دهه هشتاد نوشته شده است. من سعى كرده ام كه چگونگى تبديل بانكها به سازمانهاى عظيم جهانى وعمل كرد برون مرزى آنهارا در جهان معاصر نشان دهم.
6. سه جانبه خواهى, كميسيون سه جانبه وبرنامه ريزى نخبگان براى مديريت جهان. هالى اسكلار. ترجمه عبد الرحمن عالم. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). پنج « 252ص, وزيرى. جدول.
سه جانبه خواهى - كه مترجم آن را در برابر Trilaterism انتخاب كرده است - مجمع بانكداران, بازرگانان, سياستمداران از سه منطقه امريكاى شمالى, اروپاى غربى وژاپن براى مديريت جهان است كه در كتاب ياد شده مورد پژوهش قرار گرفته است. ترجمه اين اثر براى فارسى زبانان بسيار سودمند وجديداست.
7. بررسى تطبيقى شيوه هاى تشويق صادرات در چند كشور منتخب. رضوان سعيدى پوروماندانا فاضل. (چاپ اول: تهران, مؤسسه مطالعات وپژوهشهاى بازرگانى, 1369). 154ص, وزيرى. جدول.
بررسى شيوه هاى تشويق صادرات در كره جنوبى, هند, برزيل وتركيه در ضمن چهار بخش مورد بررسى قرار گرفته وسپس در بخش ديگرى به جمع بندى آن پرداخته شده است.
8. ماليات در نظام اسلامى. سيد رضا تقوى دامغانى. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 101ص, رقعى 280 ريال. جغرافيــــــــــــا
1. اطلس كامل گيتاشناسى, سياسى, طبيعى, اقتصادى . تهيه وتدوين واحد پژوهش وتاٌليف گيتاشناسى. (چاپ دهم: تهران, سازمان گيتاشناسى, 1369). 92ص, رحلى. مصوّر.
گيتاشناسى (ياگيتى شناسى) از واژه هايى است كه در فرهنگستان زبان ايران به جاى واژه (جغرافيا) پيشنهاد شده ومورد قبول بسيارى از محققين افتاده است. اثر حاضر اطلس گيتاشناسى (يا جغرافيايى) است كه به جهت اشتمال بر نقشه هاى سياسى, طبيعى, پوششهاى گياهى, معادن و … مى توان آن را اطلس كامل قلمداد كرد. مقدمه جناب دكتر محمد حسن گنجى بر كتاب حاضر, در بردارنده معرفى مختصر ومفيدى از اين اثر است. نفاست چاپ ورنگ آميزى نقشه هاى كتاب - كه مشقت ودشوارى آن بر دست اندركاران صنعت چاپ پوشيده نيست - بر ارزش اثر مزبور افزوده است.
زندگينامه وخاطـــــرات
1. زندگينامه سياسى امام خمينى (ره). محمد حسن رجبى. (چاپ اول: تهران, سازمان چاپ وانتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى, 1369). 490ص, وزيرى. مصوّر. 1200 ريال.
2. يادنامه شهيد مدرس. بخش فرهنگى جهاد دانشگاهى دانشگاه اصفهان. (چاپ اول: واحد انتشارات بخش فرهنگى دفتر مركزى جهاد دانشگاهى, 1369). 400ص, وزيرى. 1600 ريال.
3. زندگى پرافتخار جابر بن عبدالله انصارى, پاسدار حكومت صالحان. محمد محمدى اشتهاردى. (تهران, انتشارات پيام آزادى). 435ص, رقعى. 900 ريال.
4. زندگى ورنجهاى سعدى. خسرو معتضد. (چاپ اول: شركت توسعه كتابخانه هاى ايران, 1369). 328ص, وزيرى. 1200 ريال.
5. باقرخان سالار ملى. صمد سردارى نيا. (چاپ اول: انتشارات ايرانيان, 1369). 159ص, رقعى. مصوّر. 420 ريال.
6. شاعران ونويسندگان آمريكاى لاتين. ابوالقاسم اسماعيل پور. ويراستار داوود حاتمى. (چاپ اول: مشهد, شركت به نشر- انتشارات آستان قدس رضوى, 1369). 283ص, وزيرى. 1450 ريال.
7. خواجه نصير الدين طوسى. مصطفى باد كوبه اى هزاوه اى. (چاپ اول: تهران, شركت توسعه كتابخانه هاى ايران, 1369). 291ص, وزيرى. 900 ريال.
8. كمال هنر.احمد سهيلى خوانسارى. (تهران, انتشارات علمى وسروش, 1368). 367ص, رحلى. مصور. 9000 ريال.
احوال وآثار محمد غفارى كمال الملك.
9. خاطرات هكتور برليوز. با مقدمه پيرسيترون. ترجمه محمد باقر احمدى ترشيزى ومحسن الهاميان. (چاپ اول: شركت كتاب براى همه, 1369). 328ص, وزيرى. 1200 ريال.
10. خاطرات آندرى گروميكو. ترجمه مهوش غلامى. (چاپ اول: تهران, انتشارات اطلاعات, 1369). 581ص, وزيرى. مصور. 900 ريال.
11. صحبت عشق (خاطرات آر. پى. جى زنها). با همكارى مؤسسه انتشارات هاد. (چاپ اول: وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى, ستاد امور جنگ, 1369). 179ص, رقعى. مصوّر. 400 ريال.
12. نواب صفوى. على موسوى گرمارودى. نقاشى ايرج خانبابا پور ومحسن حسن پور. (چاپ دوم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). 23ص, وزيرى.
خاطرات مؤلف از ملاقات با نواب صفوى به زبان قصه براى كودكان بازگو شده است.
13. روزنه اى به خورشيد, حكايت بار يافتگان به حضور حضرت مهدى عليه السلام. مرحوم سيد هاشم بحرانى. ترجمه سيد حسن افتخار زاده. (چاپ اول: تهران, شركت نشر وتبليغ نيك معارف, 1368ـ 1410). 191ص, وزيرى. 970 ريال.
اثر حاضر, ترجمه كتاب تبصرة الولى فى من رأى القائم المهدى عليه السلام است كه توسط مرحوم علامه سيد هاشم بحرانى به رشته نوشته در آمده است ودر آخر كتاب ديگر او (غاية المرام فى حجة الخصام), به عنوان تكمله اى بر مباحث امامت آورده شده است. در اين اثر پنجاه و پنج تن از كسانى كه به ديدار ولى عصر - عج- توفيق يافته اند, معرفى گرديده اند. تعليــم و تربيــــــت
1. پيكار جهانى سواد آموزى. پرويز همايون پور. (چاپ اول: تهران, سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). 160ص, رقعى.
كتاب مزبور به مناسبت سال بين المللى سواد آموزى (1990) فراهم آمده وموٌلف سختكوش آن به تفصيل, مسائل ذيل را مورد پژوهش وبررسى قرار داده است: تلاشهاى بين المللى وگسترش بيسوادى, پيكارهاى تاريخى سواد آموزى, سياست وخط مشى هاى سواد آموزى, مفهوم ومبانى نظرى سواد آموزى, شرايط مطلوب براى اجراى برنامه هاى سواد آموزى و …. زبـــان وأدبيـــــــــــــــــــــــــــــات
1. نقد تطبيقى ادبيات ايران و عرب. سيد جعفر سجادى. (چاپ اول: تهران, شركت مؤلفان ومترجمان ايران, 1369). 413ص, وزيرى. 2100 ريال.
2. انشاء نويسى وفن نگارش براى همه. رضا ايزدى. (چاپ اول: تهران, انتشارات اشراقى, 1369). 272ص, وزيرى. 1600 ريال.
3. سوگنامه امام (شعر و مرثيه). گرد آوررده محمود شاهرخى وعباس مشفق كاشانى. (چاپ اول: تهران, انتشارات سروش, 1369). 451ص, رقعى. 1500 ريال.
4. در سوگ خورشيد. وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى. (چاپ اول: تهران, وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى - اداره كل مراكز وروابط فرهنگى, 1369). 273ص, وزيرى. 2000 ريال.
5. ماجراى پايان ناپذير حافظ. محمد على اسلامى ندوشن. (انتشارات يزدان, 1368). 258ص, رقعى . 2700 ريال.
6. شعر معاصر خراسان, برگهاى خاكسترى. جلال قيامى مير حسينى. (چاپ اول: مشهد, كتابستان مشهد, 1369). 166ص, رقعى. 600 ريال.
7. فصلى از عاشقانه ها. ثابت محمودى. (چاپ اول: تهران, نشر همراه, 1369). 224ص, رقعى.
8. بيان در شعر فارسى. بهروز ثروتيان. (چاپ اول: تهران, انتشارات برگ, 1369). 157ص, وزيرى. 580 ريال.
9. خيمه در پائيز. اسماعيل يورد شاهيان. (چاپ اول: اروميه, انتشارات رودكى, 1369). 170ص, رقعى. 550 ريال.
10. آبى در آشوب. اسماعيل يورد شاهيان. (چاپ اول: اروميه, انتشارات رودكى, 1369). 170ص, رقعى. 550 ريال.
11. پرواز درناها. داوود غفار زادگان. (چاپ اول: تهران, انتشارات برگ, 1369). 112ص, رقعى. 380 ريال.
12. برگزيده اشعار منوچهر نيستانى, دو با مانع. به انتخاب وبا مقدمه فرامرز سليمانى. (چاپ اول: انتشارات بزرگمهر, 1369). 165ص, رقعى. 800 ريال.
13. برگزيده قابوس نامه. عنصر المعالى كيكاوس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زياد. با اهتمام محمد رضا تبريزى شيرازى. (چاپ اول: تهران, انتشارات اشراقى, 1369). 189ص, وزيرى. 1450 ريال.
14. گلشن تكبير (شعر). سيد احمد زرهانى. (چاپ اول: انتشارات تربيت, 1369). 60ص, رقعى. 250 ريال.
15. نخل سرخ (شعر). بهمن صالحى. (مؤسسه فرهنگى گسترش هنر, 1369). 97ص, رقعى.
16. چوب وعاج (شعر). مهدى اخوان لنگرودى. (چاپ اول: تهران, چاپ سعدى, 1369). 80ص, رقعى. 650 ريال.
17. اى كاش مى دانستم. بنت الهدى. ترجمه محسن عابدى. (چاپ اول: تهران مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 91ص, رقعى. 250 ريال.
18. رباعيات حكيم خيام. با مقدمه محمد على فروغى. (چاپ اول: نشر افكار, 1369). 97ص, جيبى. 500 ريال.
19 . رباعيات بابا طاهر همدانى. با مقدمه الهى قمشه اى. (چاپ اول: نشر افكار, 1369). 90ص, جيبى. 500 ريال.
20. بديع الزمان فروزا نفر ( مجموعه اشعار). با مقدمه محمد رضا شفيعى كدكنى. به اهتمام عنايت الله مجيدى. (چاپ اول: 1368). 188ص, وزيرى. مصور 2500 ريال.
21. ديوان مالك الاٌشتر. قيس العطار. (چاپ اول: تهران, مؤسسة انصار الحسين الثقافية, 1990). 100ص, رقعى. 700 ريال.
22. ديوان رفيع الدين لبنانى (شعر). به اهتمام تقى بينش. (چاپ اول: تهران, انتشارات پاژنگ, 1369). 245ص, وزيرى. 1400 ريال.
23. ديوان آذر. (چاپ سوم: مشهد, انتشارات نداى اسلام مشهد, 1369). 256ص, جيبى. 400 ريال.
24. خاطرات زيارت. (چاپ اول: تهران, كانون پرورش فكرى كودكان ونوجوانان, 1369). 134ص, جيبى. 300 ريال.
25. نيستان (شعر). ويسه حبيب اللهى. (چاپ اول: تهران, انتشارات زوّار, 1369). 146ص, رقعى. 900 ريال.
26. پاهاى گِلى. به كوشش داريوش عابدى. (انتشارات حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى). 108ص, رقعى. 350 ريال.
27. داستان سياووش از شاهنامه فردوسى. تصحيح وتوضيح مجتبى مينوى. با مقدمه مهدى قريب. (چاپ اول: مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى, 1369). ج1 و2, 577 « 379ص, رحلى.
28. آئين دوستى (شعر). حيدر على تهرانى. با مقدمه جواهرى وجدى. ( چاپ اول: مؤلف, 1369). 196ص, وزيرى. 600 ريال.
29. پروين اعتصامى (شعر). به كوشش محمد شب زنده دار. (چاپ اول: انتشارات ناس, 1369). 419ص, جيبى. 1250 ريال.
30. صرف و نحو زبان عربى. احمد سپهر خراسانى. (چاپ اول: مشهد, دفتر جغرافياى ما هوان, 1369). 288 ص, وزيرى. 1000 ريال.
31. گلستان سعدى. (انتشارات صحيفه). 220ص, جيبى. 400 ريال.
32. تعليم اللغة العربية. لجنة اعداد الكتب الدراسية فى المجمع العلمى الاسلامى. (چاپ چهارم: تهران, معاونت امور بين الملل سازمان تبليغات اسلامى, 411 - 1990). جزء1 - 4, 92 « 226 « 200 « 200ص, رقعى.
33. الشعر يرثى الامام (ره). مكتب فن وادب المقاومة. (چاپ اول: حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 36ص, رقعى. مصوّر. 165 ريال. هنـــــــــر
1. پابه پاى باران. هدايت الله بهبودى ومرتضى سرهنگى. (چاپ اول: تهران, انتشارات حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 43ص, جيبى. مصور. 165 ريال.
2. آشنايى با تئاتر سياهپوستان آمريكايى. فرهاد ناظر زاده كرمانى. (چاپ اول: تهران, انتشارات برگ, 1369). 226ص, وزيرى. مصور. 1650 ريال.
3. عقابهاى تپه 60. محمد رضا بايرامى. (چاپ اول: تهران, انتشارات حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 214ص, رقعى. 800 ريال.
4. خوشنويسى و فرهنگ اسلامى. آن مارى شيمل. ترجمه اسد الله آزاد. (مشهد, مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى, 1368). 347ص, وزيرى. 1450 ريال.
5. گلبرگ (دفتر اول), مجموعه قصه هاى برگزيده دانش آموزان. به اهتمام اداره كل فرهنگى وهنرى معاونت پرورشى وزارت آموزش وپرورش . كار شناسى كتاب وادبيات. (چاپ اول: انتشارات تربيت, 1369). 59ص, رقعى. 250 ريال.
6. هنر عكاسى مدرن. رنه بويوت. ترجمه عنايت الله شكيبا پور. (چاپ اول: كتابفروشى نيما, 1369). 253ص, رقعى. 1000 ريال.
7. ادبيات نمايشى در رُم. لوسييوس آنييوس سه نه كا. ترجمه فرهاد ناظر زاده كرمانى. (چاپ اول: تهران, انتشارات برگ, 1369). 327ص, وزيرى. 2300 ريال.
8. تصوير متحرك راهنماى سواد سينمايى. رابرت گسنر. ترجمه اختر شريعت زاده. (چاپ اول: تهران, انتشارات سروش, 1368). 495ص, رقعى. 2230 ريال. سياســـــــى
1. ريشه هاى انقلاب اسلامى. سيد رضا هاشمى نجف آبادى. (چاپ اول: اصفهان, انتشارات مولوى, 1369). 380ص, وزيرى. مصوّر. 1500 ريال.
2. اسلام در قرن بيستم. عباس محمود عقار. ترجمه حميد رضا آژير. (مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1369). 157ص, وزيرى. 620 ريال.
3. گامى بسوى بيدارى اسلامى. ابو الحسن ندوى. ترجمه مسعود قادر مرزى. (چاپ اول: مترجم, 1369). 96ص, رقعى. 400 ريال.
4. كليات روابط بين الملل. حشمت اميرى. (چاپ اول: تهران, مؤسسه انتشارات هاد, 1369). 274ص, وزيرى. جدول. 1700 ريال.
5. ريشه يابى مواضع وعملكرد كويت در جنگ تحميلى عراق عليه ايران. مسعود اسلامى. (چاپ اول: نشر همراه, 1369). 362ص, رقعى. 1100 ريال.
6. روابط سوريه وعراق. مصطفى عابدى. (چاپ اول: تهران, بخش فرهنگى دفتر مركزى جهاد دانشگاهى, 1369). 105ص, رقعى. 400 ريال.
7. اقيانوس هند در سياست جهانى. لارى و. باومن يان كلارك. ترجمه گروه مترجمين نشر قومِس. (چاپ اول: نشر قومش, 1369). 234ص, رقعى. 1000 ريال.
8. نظريه دو دنيا. شاپور رواسانى. (چاپ اول: نشر شمع, 1369). 90ص, رقعى. جدول. 350 ريال.
هفت مقاله در باب همكارى نيمه هاى شرقى وغربى دنياى استعمارگر. (نوروز 1343 تا مهر 1348).
9. سرمايه دارى كمونيسم, همزيستى, از گذشته اى تلخ به چشم اندازى بهتر. جان كنت گابرايت واستانسيلاف مينشيكوف. ترجمه فريدون تفضلى. (چاپ اول: نشر جى, 1369). 349ص, رقعى. 1800 ريال.
10. چين, از كنفوسيوس تا راهپيمايى بزرگ. دلفين ولرس. ترجمه شهر نوش پارسى پو.(چاپ اول: تهران, سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). 200ص, وزيرى. 1150 ريال.
11. اعلاميه جهانى حقوق بشر. گرد آورى محمد مسعود موليائى. (چاپ اول: 1369). 88ص, رقعى. مصور. 500 ريال.
12. تحولات سياسى در جمهورى خلق چين از مائوتسه دونگ تا دنگ شيائو پينگ. يان دار بى شر. ترجمه عباس هدايت وزيرى. (چاپ اول: تهران, سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). 206ص, رقعى, جدول, نمودار.
نظام سياسى چين, رويدادهاى سياسى آن از 1949 تا به اين سو, چگونگى توسعه اقتصادى و اجتماعى, وسياستهاى خارجى ودفاعى چين, از بخشهاى كتاب حاضراست. پيوستهاى چاپ فارسى كتاب وفهرست راهنماى آن (نمايه) نيز بر ارزش كتاب افزوده است. در اين اثر, تغييرات عمده اى كه در طى سالهاى 1972 تا 1978 در نظام سياسى واقتصادى چين روى داده, مورد بررسى قرار گرفته است.
13.آخرين امپراتور. ادوارد بر. ترجمه حسن كامشاد. (چاپ اول: تهران, سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). 348 ص, رقعى. مصوّر, نقشه.
14. انقلاب فرانسه وجنگ از ديدگاه هگل. رامين جهانبگلو. (چاپ اول: تهران, سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). سيزده « 122ص, رقعى.
اثر حاضر به مناسبت دويستمين سالگرد انقلاب فرانسه منتشر گرديده است. بخش اوّل عهده دار پژوهش در باره انقلاب كبير فرانسه از ديدگاه هگل است. در بخش دوم نيز جنگ از ديدگاه هگل مورد بررسى قرار گرفته است. گاهنامه زندگى وآثار هگل در پيوست كتاب, بسيار سودمند وبا اهميت است.
15. تحولات سياسى در اتحاد شوروى از برژنف تا گورباچف . يان داربى شِر. ترجمه هرمز همايون پور. (چاپ دوم: تهران, سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى, 1368). هفت «237ص, رقعى.
برنامه هاى اصلاحى گورباچف تحت عنوان (گلاسنوست) و (پروستريكا), جامعه شوروى را دستخوش تحولاتى عظيم كرده ومحققان را به تفسير وسنجش ساختار سياسى واقتصادى آن كشور وا داشته است. در كتاب حاضر نيز به پژوهش در اين حوزه پرداخته شده وساختار سياسى وتحولات اقتصادى - اجتماعى شوروى وسياستهاى داخلى وخارجى آن مورد كاوش وپژوهش قرار گرفته است.
16. فرا ماسونرى ويهود. گروه تحقيقات علمى. ترجمه جعفر سعيدى. ويراستار حسين مير. (چاپ اول: تهران, انتشارات علمى, 1369). 502ص, وزيرى. 1700 ريال.
17. توپ برفى, عمليات اسرائيل در لبنان. شيمون شيفر. ترجمه محمود شمس. (چاپ اول: تهران مؤسسه خدمات فرهنگى رسا, 1368). 325ص, رقعى. 1300 ريال.
18. تحولات سياسى واجتماعى اروپاى شرقى (تا پايان جنگ دوم جهانى). آنتونى پولانسكى. ترجمه عبد العلى قوام. (نشر قومس, 1369). 178ص, رقعى. 750 ريال.
19. سه گزارش. غلامرضا نجاتى. (چاپ اول: شركت سهامى انتشار, 1369). 152ص, وزيرى. 750 ريال.
20. اسناد افتخار. (چاپ اول: تهران, مركز چاپ ونشر سازمان تبليغات اسلامى, 1369). 159ص, وزيرى. 400 ريال.
نامه هاى مبادله شده بين رؤساى جمهورى اسلامى ايران و عراق.
21. ارزيابى سازمانهاى بين المللى در قرن بيستم. اينيس ل. كلاد. ترجمه فرهنگ رجائى. (چاپ دوّم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). 83ص, رقعى.
تحقيق مختصر وروشمندانه اى است در سازمانهاى بين المللى در قرن بيستم كه در ضمن آن انگيزه تشكيل سازمانها, شكستها ونارساييهاى آنها, وموفقيتها وآينده سازمانها مورد كاوش قرار گرفته است.
22. سياست وحكومت در عربستان سعودى. سيد داود آقائى. (چاپ اول: تهران, نشر كتاب سياسى وابسته به مؤسسه خدمات فرهنگى انقلاب, 1368). 374ص, وزيرى. 1700 ريال.
اثر حاضر در شش فصل فراهم آمده ودر ضمن آن به بررسى ساختار سياسى-اقتصادى عربستان سعودى پرداخته شده است. دين حاكم در عربستان, سيستم حكومتى, دوران حاكميت آل سعود, سياست نظامى وتسليحاتى واقتصادى عربستان, وساختار اجتماعى عربستان, فهرست كلى مطالب اين كتاب است. مجموعه هـــــا
1. صحيفه نور, مجموعه رهنمودهاى امام خمينى (ره). تهيه و تدوين انتشارات سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى. (چاپ اول: تهران, سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى, 1369). ج21, 225ص, وزيرى.
با اين جلد كه شامل پيامها و نامه هاى حضرت امام - رضوان الله عليه - در سال 67 - 68 است, مجموعه گرانقدر صحيفه نور پايان پذيرفته است. اين جلد به لحاظ نامه ها و پيامهاى بسيار مهم سال 67 كه بخش عظيمى از گره گشاييهاى مسائل فقهى حكومتى و وصيتنامه الهى سياسى را به همراه دارد, بسيار قابل توجه است. وصيتنامه در فصل سى ام و با عنوان زيباى (در سوگ آفتاب) با متد بسيار دلربا و شورانگيز آمده است.
2. شيعه مى پرسد. محب الاسلام. (چاپ اول: 1369). ج3, 697ص, وزيرى. 3800 ريال.
3. كتاب صبح. زير نظر محمد رضا لاهوتى. (مؤسسه فرهنگى گسترش هنر, شماره هشتم, مهر - آبان 1369). 199ص, وزيرى. 550 ريال.
4. اربع أراجيز. السيد حسن العريضى الخراسانى. (چاپ اول: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1369). 132ص, وزيرى, 500 ريال.
اثر ياد شده مشتمل بر رساله هاى ذيل است:
الالفية النوريّة (ارجوزة فى علم الاصول); الدّرر البهية (ارجوزة فى الفقه); ارجوزة فى علم الكلام; ارجوزة فى علم المنطق.
5. ياد بود ياد واره علامه طباطبايى. به كوشش منوچهر مظفريان. (چاپ اول: شيراز, انتشارات نويد, 1369). 229ص, وزيرى. 1100 ريال. متفرقـــات
1. درباره ى فرهنگ. تى. اس. اليُت. ترجمه حميد شاهرخ. (چاپ اوّل: تهران, نشر مركز, 1369). 155ص, وزيرى.
اثرى است مختصر ومالا مال از نكات وباريك بينيهاى سودمند كه توسط اليوت, شاعر بلند آوازه انگلستان به رشته نوشته در آمده است. وى در آغاز فصل اوّل كتاب كوشيده است تا كار بردهاى سه گانه اصلى كلمه فرهنگ را مشخص كند. در سه فصل بعدى, سه شرط مهم براى وجود فرهنگ مورد بحث قرار گرفته است. در دو فصل باقيمانده كتاب نيز كوشش شده تا فرهنگ از قيد سياست وآموزش رهانيده شود.
2. اصول ومفاهيم اساسى مديريت. سيد محمد عباس زادگان. (چاپ اول: تهران, انتشارات سروش, 1366). 82ص, رقعى . 1900 ريال.
گزينه مقاله هاى مجلاّت
*ادبستان .(تهران , خيابان خيام, مؤسسه اطلاعات , دفتر ادبستان فرهنگ وهنر).
0 شماره 12 , آذر 1369 .
* اطلاعات سياسى اقتصادى . (تهران , خيابان خيام , مؤسسه اطلاعات).
0 سال چهارم , شماره 7 , مرداد - شهريور 1369 . *اطلاعات علمى.(تهران, خيابان خيام, مؤسسه اطلاعات).
0 سال پنجم , شماره 17 و19 , شماره مسلسل 114 و116 , آبان - آذر 1369 .
*پاسدار اسلام , ماهنامه دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.(قم , صندوق پستى 777).
0 شماره 107 - 108 , آبان - آذر 1369 , ربيع الثانى- جمادى الاولى 1411 .
* پيام انقلاب , ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى .
0 شماره 265-266 , آبان 1369 .
* پليس انقلاب , ارگان شهربانى جمهورى اسلامى . (تهران, صندوق پستى 4348 - 11365).
0 شماره 105 - 106 , آبان - آذر 1369 .
* تازه هاى اقتصاد , ماهنامه علمى , اقتصادى وبانكى بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران .(تهران , صندق پستى 759/13145 ).
0 سال اول , شماره 12 , شهريور - مهر 1369 .
* تربيت , ماهنامه پرورشى وزارت آموزش وپرورش . (تهران, ميدان بهارستان , خيابان اكباتان , ساختمان شماره يك وزارت آموزش وپرورش ).
0 سال پنجم , شماره 10 , ويژه نامه تابستان 1369 .
0 سال ششم , شماره 1 - 3 , مهر - آذر 1369 .
* جهاد , ماهنامه جهاد سازندگى . (تهران , صندوق پستى 6163 - 14155).
0 سال دهم , شماره 134 , آبان 1369 .
* دانشگاه انقلاب , نشريه جهاد دانشگاهى . (تهران , خيابان انقلاب , روبروى درب اصلى دانشگاه , دفتر مركزى جهاد دانشگاهى , بخش فرهنگى ).
0 شماره 78 - 80 , شهريور - آبان 1369 .
* دانش , فصلنامه رايزنى فرهنگى سفارت جمهورى اسلامى ايران - اسلام آباد
House No 25 , Street No27 , F/6 - 2 ,
Islamabad. Pakistan
0 شماره 22 , تابستان 1369 .
* رشد معلم .دفتر انتشارات كمك آموزشى.(تهران,صندوق پستى 3331 /15875).
* سروش , نشريه سازمان صدا وسيماى جمهورى اسلامى ايران .(تهران , خيابان استاد مطهرى , نبش خيابان شهيد مفتح , ساختمان جام جم).
0 سال دوازدهم , شماره 529 - 531 , مهر 1369 .
0 سال دوازدهم , شماره 534 - 537 , آبان - آذر 1369
*سياست خارجى , فصلنامه دفتر مطالعات سياسى وبين المللى . (تهران , صندوق پستى 1793 - 19395).
0 سال چهارم , شماره 3 , پاييز 1369 .
* شاهد , ارگان بنياد شهيد انقلاب اسلامى . (تهران , ميدان 7 تير , خيابان شهيد نعمت الله لطفى , پلاك 64 ).
0 شماره 198 , مهر - آبان 1369 .
* فصلنامه تعليم وتربيت , نشريه سازمان پژوهش وبرنامه ريزى آموزشى وزارت آموزش وپرورش . (تهران , خيابان ايرانشهر شمالى , ساختمان شماره 4 , وزارت آموزش وپرورش ).
0 سال پنجم , شماره 3 - 4 , شماره مسلسل 19 - 20 , پاييز - زمستان 1368 .
* فصلنامه مطالعات تاريخى.(مشهد , صندوق پستى 3797 ).
0 سال اول , شماره 4 , زمستان 1368.
* كيهان انديشه , نشريه مؤسسه كيهان در قم. (قم , خيابان حجت ).
0 شماره 32 , مهر - آبان 1369 .
* مديريت دولتى , نشريه مركز آموزش مديريت دولتى - سازمان امورادارى واستخدامى كشور .(تهران ,خيابان استاد نجات اللهى , بالاتر از كريمخان زند , شماره 268 , ساختمان شماره يك مركز آموزش مديريت دولتى ).
0دوره جديد, شماره 8, بهار 1369.
*مكتب اسلام . (قم , صندوق پستى).
0 سال سى ام , شماره 6 - 8 , شماره مسلسل 354 - 356 , مهر - آذر 1369 , ربيع الاول - جمادى الاولى 1411 .
* مرزداران , ماهنامه ژاندارمرى جمهورى اسلامى ايران , ارگان عقيدتى سياسى . (تهران , صندوق پستى 4646 - 19395 ).
0 سال نهم , شماره 97 - 99 , مهر - آذر 1369 .
*نشر دانش , نشريه مركز نشر دانشگاهى . (تهران , صندوق پستى 4748 - 15875).
0 سال دهم , شماره 6 , مهر - آبان 1369.
* نور علم , نشريه جامعه مدرسين حوزه علميه قم . (قم , صندوق پستى 596 - 37185).
0 دوره چهارم , شماره 1 , شماره مسلسل 37 .
* البلاد , اسبوعية , سياسية , جامعة , تصدر عن دار الوحدة الاسلامية للصحافة والنشر والاعلام . (لبنان , بيروت , ص ب 5362/13).
0 السنة الاولى , العدد 12 - 15 , ربيع الثانى - جمادى الاولى 1411 , تشرين الاول - تشرين الثانى 1990م .
0 السنة الاولى , العدد 18 - 20 , جمادى الاولى - جمادى الآخرة 1411 , كانون الاول 1990م .
* التوحيد . مجلة اسلامية جامعة تصدرها منظمة الاعلام الاسلامى . (تهران , خيابان طالقانى , ميدان فلسطين , ساختمان شماره 28).
0 السنة التاسعة , العدد 49 , ربيع الاول - ربيع الثانى 1411 , تشرين الاول - تشرين الثانى 1990م .
* العالم , اسبوعية , شاملة.
Commercial centre Unit 3 , Aberco
Bridge Water Roa Alperton, Middle HAOIBD , U . K 0السنة السابعة , العدد 348 - 352 , ربيع الاول - ربيع الثانى 1411 - تشرين الاول - تشرين الثانى 1990م .
0 السنة السابعة , العدد 356 , جمادى الاولى 1411 - كانون الاول 1990م . كليـــــــــــــات
* ترجمه هاى متون فارسى به زبانهاى پاكستانى 0 حسين عارف نقدى . (دانش , 22) .
* كتاب (ميهمانى ) افلاطون در آثار عربى . ديمترى گوتاس. ترجمه محمد سعيد ضيائى كاشانى .(معارف , 1 ) .
* فرهنگستانهاى ايران , تركيه , هند 0 مرتضى اسعدى . (نشر دانش , مهر وآبان 69 ).
* معرفى ونقد كتاب دين ودولت در ايران عهد مغول 0 سيد كاظم روحانى. (كيهان انديشه , 32 ) .
* سه فصل از نخستين روياروئيهاى انديشه گران 0 رسول جعفريان . (همان).
* پژوهشى پيرامون تفسير قمى. سيد احمد موسوى . (همان) .
* مجمع البحوث الاسلامية فى مشهد 0 زهير سليمان . (التوحيد , 49 ). تفسير وعلوم قرآن
* نظريه اى در باره كيفيت نزول قرآن . نعمت الله صالحى نجف آبادى . (كيهان انديشه , 32 ).
* الحقائق العلميه فى القرآن الكريم , خلق الازواج كلها . عبد الوهاب الحكيم . (العالم , 348 ).
* الحقائق العلميه فى القرآن الكريم , الازواج كلها فى النباتات. عبد الوهاب الحكيم .(العالم , 350 ) .
* الحقائق العلميه فى القرآن الكريم , الازواج فى الحيوانات. عبد الوهاب الحكيم . (العالم , 355 ) .
*اسرار الاهتمام القرآنى بالقضية الاسرائيلية. عرفان محمود (البلاد , 19 ) . فلسفه وكلام
*ارسطو وسن توماس , فلسفه والهيات . فردريك كابلستون. ترجمه احمد خوانسارى .(سروش , 531 ) .
* انسان , آگاهى از خود وجهان . احمد خوانسارى . (سروش , 535 ).
* آينده از آن ما بعد الطبيعه است . ارنست يونگر . (سروش, 537 ) .
* جهان بينى وتغييرات . محمد تقى مصباح . (مديريت دولتى , 8 ).
* توصيه وشرك در عبادت. جعفر سبحانى.(نور علم,37 ).
*همه چيز به انسان باز مى گردد . محمد على اسلامى ندوشن .(اطلاعات سياسى اقتصادى , 38 ) .
* نفخ صور يا مقدمه حيات نوين . (مكتب اسلام , 6 ) .
* بررسى آراء وعقايد خوارج . يعقوب جعفرى . (همان) .
* عقايد اشاعره , فزونى صفات كمال بر ذات . جعفر سبحانى. (همان) .
* صوفيگرى از چه تاريخى پيدا شده است. (همان).
*عقيده خوارج درباره مرتكبين گناه كبيره .يعقوب جعفرى. (مكتب اسلام, 7).
* مبارزه پيشوايان دين بابدعت صوفيگرى . (همان).
* مسيحيت در عصر حاضر.احمد بهشتى . (همان).
* طولانى بودن روز قيامت. (همان).
* اشاعره وصفات جبريه . جعفر سبحانى. (همان).
* مصاحبه صوفيان با امام صادق . (مكتب اسلام , 8) .
* ساختار متافيزيك كليسا . احمد بهشتى . (همان) .
* الترابط فى الاسلام والامة . محمد على التسخيرى . (التوحيد , 49) .
* الوحدة الاسلاميه فى خط ائمة اهل البيت . السيد محمد حسين فضل الله . (همان) .
*هكذا حرفوا التوراة . فؤاد مزنّر .(البلاد , 14) .
* التوراة وترجمتها الى اللغة العربية . فؤاد مزنّر. (البلاد , 15). فقه واصول
*جايگاه مذهب صحابى وذرايع در منابع اجتهاد . محمد ابراهيم جناتى .(كيهان انديشه , 32 ).
*نقش دو عنصر زمان ومكان در استنباط . سيد عباس حسينى قائم مقامى . (همان).
*سير تاريخى اصطلاح فىء دراحاديث. حسين حقانى زنجانى. (مكتب اسلام , 7) .
*لوث وقسامه, عناوين وموضوعات مستفاد از روايات. هادى دولت محمدى .(مكتب اسلام , 8) .
*معناى فىء از ديدگاه فقهاى اهل سنت 0حسين حقانى زنجانى . (همان) .
*پاسخى به تفسير محرف مفهوم جدال در حج . سيد محمد باقر حجتى . (نور علم , 37).
*السنة وتوظيفها فى البناء الفكرى . مهدى محقق . (التوحيد , 49) . اخلاق وعرفــــان
* احساس حقارت وشيوه هاى درمان آن . افضل الملوك حسينى . (تربيت , تابستان 69) .
* پرورش روح مسئوليت پذيرى در كودكان . شهين ايروانى . (همان).
* اثرات تربيتى محيط رفاقت در نوجوانان , هادى بهمنى . (همان) .
* تربيت وسازندگى دختران , تربيت وعفت . على قائمى. (تربيت , مهر 69) .
* احساس حقارت در كودكان ونوجوانان . افضل الملوك حسينى . (همان) .
* پرورش روح مسئوليت پذيرى در كودكان . شهين ايروانى . (همان ) .
*هنر معلمى . مدبر عزيزى . (تربيت , آبان 69) .
* تحول رفتار دزدى در كودك عبد العظيم كريمى .(همان) .
*اخلاق اسلامى, منشاء روح. على مشكينى . (همان) .
* اخلاق اسلامى . على مشكينى . (تربيت , آذر 69) .
* علل انحراف اعتقادى , اخلاقى وسياسى جوانان . مصطفى شريعتى رودسرى . (همان) .
* روش الگويى در تعليم وتربيت. محمد رضا شرفى . (همان) .
* فقه , درك مخصوص وبالا است . (سروش , 530) .
* تحول دل و حالات وآداب . شجاعى . (سروش , 535) .
* تجليات ربوبى . شجاعى . (سروش , 538) .
* تفسير قرآنى وپيدايش زبان عرفانى . پل نويا. ترجمه اسماعيل سعادت . (معارف , 1) .
*چهاراثر كوتاه فارسى از ابو حامد غزالى . نصر الله پورجوادى . (معارف , 1) .
* حقوق مؤمنين ومسلمانان . على اكبر آشتيانى . (مرزداران, 99) .
* انزوا طلبى دانش آموزان دبستانى ورابطه آن با ساخت خانواده . عزيز الله تاجيك اسماعيلى . (فصلنامه تعليم وتربيت , 19) .
* آموزش تيز هوشان . سيد جعفر سجاديه . (همان) .
*نقش ورسالت آموزش از راه دور . غلامرضا ارجمندى . (همان) .
* نظريه يادگيرى اجتماعى . باقر ثنايى . (فصلنامه تعليم و تربيت , 20) .
* تنبيه وشرايط مناسب آن براى اصلاح رفتار 0 مهرناز شهر آراى . (همان) .
* عنايت الهى در انديشه عرفانى . محمد شهرى برابادى . (كيهان انديشه , 32) .
* معرفت واخلاق در الهيات قديس بونا ونتورا . سيد على حنفى . (همان) .
* خصوصيات دوره نوجوانى . (پليس انقلاب , 105) .
* چرا دانش آموزان دروغ مى گويند . عبدالله شفيع آبادى . (رشد معلم , 2) . تاريـــخ وسيـره
* آغاز روزنامه نگارى در خراسان . حسين الهى . (مطالعات تاريخى , 4) .
* بحثى پيرامون نظريات تاريخى نويسندگان رمانتيك فرانسه . ابو القاسم پرتوى . (همان) .
*نگاهى گذرا بر نظر مورخان در باره قيام مختار. محمد كاظم خواجويان . (كيهان انديشه , 32) .
*مشاغل ادارى علما در دولت صفويه . رسول جعفريان . (نور علم , 37) .
* امام صادق , دژ مستحكم اسلام راستين . (مرز داران , 97) .
* غزوه احزاب . (همان) .
*مسلمانان شوروى وقفقاز , نخستين سركوبى مسلمانان توسط دولت روسيه. مهدى پيشوايى. (مكتب اسلام , 6) .
* سير تشيع در ايران , دستگيرى دژخيمان هولناك صحنه كربلا . داود الهامى . (همان) .
* پيروزى بزرگ مختار . داود الهامى . (مكتب اسلام , 7) .
* آرمان تشكيل حكومت خود مختار اسلامى در قفقاز وتوطئه هاى دولت روسيه. مهدى پيشوايى . (همان) .
* پايان كار مختار . داود الهامى . (مكتب اسلام , 8) .
* شذرات من حياة الامام الحسن العسكرى . (التوحيد , 49) . حقـــــــــوق
* مفهوم تلاقى درحقوق جنگ . محمد رضا ضيائى بيگدلى . (سياســــــــــــــــت خارجى ,3) .
* در لواى پرچم , ديدگاههاى حقوقدانان آمريكا در مورد جنگ خليج فارس.موحد حسين شاه . ترجمه عليرضا طيب . (همان).
* حقوق متهم در مقابل ضابطين دادگسترى . على اصغر مهابادى . (مرز داران , 97) .
* احكام اسيردرقرآن .على اكبر حسنى . (مكتب اسلام , 7) .
* يادى از كنفرانس وين .حسين شهيد زاده . (اطلاعات سياسى اقتصادى , 37) .
* منابع ومقررات آموزشى وواژه هاى مهم حقوقى وضرورت آگاهى مديران آموزشى از اين منابع وواژه ها . احمد صافى . (فصلنامه تعليم وتربيت , 19) .
* استئناف الحكم وموعده فى فقه الامامية وفى القوانين الايرانية . حسين مهر پور. (التوحيد , 49) . جامعه شناسي
* فرآيند توسعه جامعه ايران , تحليلى از ديدگاه جامعه شناسى سيستمى . (تازه هاى اقتصاد , 12) .
* آزمونهاى جامعه سنجى . حمزه گنجى . (تعليم وتربيت , 20) .
*جامعه شناسى توسعه. على اسدى. (مديريت دولتى,8 ). اقتصــــــاد
*برنامه ريزى ارتباط آموزش وپرورش واشتغال : راهنماى مختصر روشهاى جارى . آنجلا ليتل . ترجمه مرتضى امين فر. (فصلنامه تعليم وتربيت , 19) .
* خلاصه اى از طرح مطالعاتى وضعيت اشتغال فارغ التحصيلان هنرستانها در صنعت سنگين . (همان) .
* آشنايى با اقتصاد آموزش وپرورش . مرتضى امين فر . (فصلنامه تعليم وتربيت , 20) .
* نقش آموزش در رشد وتوسعه كشاورزى .على پاشا زانوسى . (جهاد , 134) .
* آشنايى با سازمانهاى بين المللى واقتصادى , اوپك . رقيه محمدى پرفكر . (همان) .
* بخش معدن در برنامه پنج ساله. (اطلاعات سياسى اقتصادى , 38) .
* توسعه , فرهنگ آموزش . حسين عظيمى . (همان) .
*نگرشى بر طرحهاى ملى , منطقه اى . محمد شيخى . (همان) .
* سهم بخش هاى عمومى وخصوصى در صنعت كشور . محسن نظرى . (همان) .
*اصطلاح اقطاع در نظام مالياتى اسلام . حسين حقانى زنجانى .(مكتب اسلام , 6).
* رشد وتوسعه اقتصادى وتأثير آن بر فقر زدايى 0 حسين عظيمى . (اطلاعات سياسى اقتصادى , 37) .
* سهم ونقش برنامه هاى عمرانى در شكل گيرى ورشد صنايع كشور 0 محسن نظرى . (همان) .
* نظريه هاى اقتصادى در باره امپرياليسم وجنگ 0 وحيد بزرگى . (همان) .
* آيا وقت طلا است 0 محمد اكرم خان . (تازه هاى اقتصاد , 12) . زندگينامه و خاطرات
* البيرونى 0 گوهرنوشاهى . (دانش , 22) .
* اوّلين وآخرين ديدار با خواجه عبد الحميد عرفانى 0 حكيمه دبيران . (همان) .
* نگاهى به شخصيت على اكبر دهخدا . سيد اختر حسين . (همان) .
* استاد وشاعر فارسى سيد محمد عبد الرشيد فاضل . محمد رياض . (همان) .
* يادى از يك عالم , معرفى مختصرى از يك روحانى مبارز وروشنفكر شبه قاره هند . عندليب زهرا موسوى . (سروش , 529) .
* زندگى پر افتخار آية الله العظمى مرعشى . (مكتب اسلام , 6) .
* در حيات انديشه وعلم . واعظ زاده . (دانشگاه انقلاب , 80) .
* سخنى ديگر در شناخت مولوى . على بابك. (همان) .
* شخصيت عرفانى واخلاقى پيامبر (ص) . محمد رضا امين زاده . (همان) .
* نا گفته هايى از حيات شيخ مفيد . سيد محمد جواد شبيرى . (همان) .
* انديشه سياسى حاج آقا نور الله اصفهانى . موسى نجفى . (كيهان انديشه , 32).
* مانى بنيانگذار انديشه وآئين التقاطى . محمد مستأجر حقيقى . (مطالعات تاريخى , 4) .
* زينب كبرى, عالمه غير معلمه. (پاسدار اسلام , 108) .
* فاطمه (س) سرشته طهارت وتقوى . (همان) .
* آشنايى با دانشمندان مسلمان , عمر بن ابراهيم خيامى . سعيد آزرمى . (تربيت , تابستان 69) .
* مصاحبه با دكتر كريستين (يحيى) بونود , مسلمان مبارز فرانسوى . (همان) .
* مصاحبه با آقاى احمد هوبر , مسلمان مبارز سوئيسى . (همان) .
* آشنايى با دانشمندان مسلمان , محمدبن موسى خوارزمى, سعيد آزرمى . (تربيت , مهر 69) .
*آشنايى با دانشمندان اسلامى , ابو نصر فارابى , سعيد آزرمى . (تربيت , آذر 69) .
* پرتوى از تجليات فاطمه زهرا (س) . (مرزداران , 99) .
* خاطرات آزاده عزيز دكتر سيد على خالقى . (مرزداران 97 - 99) .
* مقاومت در آن سوى ديوار اسارت . سيد عباس پاك نژاد . (پيام انقلاب , 265) .
*بچه ها در كتك خوردن از هم سبقت مى گرفتند . توحيدى . (شاهد , 198) .
* اسارت , تازيانه ومقاومت . حميد عيوضيان . (همان) .
* اردوگاهها , پايگاه مقاومت وخود سازى . منصور صفايى . (همان) .
* در انتهاى فراق - گفتگو با دانشجوى آزاده برادر محمد شفيعى فرد . (دانشگاه انقلاب , 80) .
* ابن بابويه قمى . (مرزداران , 99) .
* صفحات مطويه من حياة الشاعر عمر ابو ريشه . (البلاد , 19). زبان وادبيات
* شعر فارسى در شبه قاره هند وپاكستان . آن مارى شيمل ترجمه ص - شهبازى . (ادبستان , 11) .
* فردوسى وتصويرى از نظام طبقاتى در عهد ساسانيان. مرتضى مطهرى . (ادبستان , 12) .
* ذكر سحبان العجم . دولتشاه سمرقندى . (همان) .
* موسيقى كلمات در شعر فردوسى . غلامحسين يوسفى . (همان) .
* انگيزه سرودن شاهنامه . على شريعتى . (همان) .
* شاهنامه فردوسى , بزرگترين اثر حماسى جهان . نورانى وصال . (همان) .
* فردوسى ومعاصرانش . منصور رستگار فسايى . (همان) .
* ما وفردوسى. محمد على اسلامى ندوشن . (همان) .
*بيتهاى الحاقى منسوب به فردوسى در هجو سلطان محمود مهدى درخشان . (همان) .
* پهلوانان شاهنامه سمبل انسان والاى ايرانى . اسماعيل حاكمى . (همان) .
* شاهنامه ميراث ملى وفرهنگى ايرانيان است . عبد الحسين نوايى . (همان) .
* آفريدگار رستم ـ عبد الحسين زرين كوب . (همان) .
* اسطوره ضحاك. سيد عطاء الله مهاجرانى . (همان) .
* شاهنامه , ستمنامه شاهان ودرد دل بيگانگان . طلعت كاويان پور . (همان) .
* رستم وتبلور هويت. مرتضى باقرى ( همان) .
* نقالى وشاهنامه خوانى. كاظم سادات اشكورى . (همان)
* تجلى كلام اسلامى در شاهنامه فردوسى. احمد خاتمى . (همان) .
* نهج البلاغه . سيد جعفر شهيدى . (دانش , 22) .
* زبان پارسى وآفت واژه هاى بيگانه . پرويز نيلوفرى . (اطلاعات علمى , 114).
* شاهنامه فردوسى وموسيقى . حسينعلى مداح . (نشر دانش , مهر وآبان 69) .
* مسافران شتابان ومترجمان شتابزده . سيروس پرهام . (همان) .
* ترجمه وفرهنگ. سوزان مك گاير . ترجمه فرزانه فرح زاد . (همان) .
* تفسير شيعى از يك غزل حافظ. عليرضا ذكاوتى قراگزلو . (معارف , 1) .
* العبرية مرآة الصهيونيه , قرائة فى معجم اللغة العبرية . نبيل حميد محسن .(التوحيد , 49) .
* النصوص الادبية والنظريات النقدية المستورة .(العالم , 355) .
* مناهج الدراسة الادبية والصراع الحضارى , نحو منهج نقدى جديد . شلتاغ عبود شراد. (العالم , 356) .
* ملاحظات تمهيدية فى الفن والاسلام . روجيه عساف . (البلاد , 18). سياســـــــــــت
*پايدارى مرزها درآفريقا.جفرى هربست.ترجمه سيروس سعيدى . (اطلاعات سياسى اقتصادى , 37) .
* حفظ هويت فرهنگى براى دور شدن از فرهنگ تسليم . پرويز ورجاوند . (همان) .
* سوريه وعراق , ديروز وامروز . محمد على امامى . (اطلاعات سياسى اقتصادى , 38) .
* سياستى براى غرب وراى آشوب وآشفتگى . زبيگنيو برژينسكى . ترجمه جمشيد زنگنه .(همان) .
* حكومت مستقيم مردم واصل نمايندگى از ديدگاه ربرت ميخلر . احمد نصيب زاده . (همان) .
* ساختار جامعه بين المللى . داريوش اخوان زنجانى . (همان) .
* فرهنگ , مليت وتجدد . محمد حسن رجبى . (سروش , 530) .
*شكاف فقر وغنا به كجا مى رود . محمد تقى رهبر . (پاسدار اسلام , 108) .
* بررسى نقش تخريبى كاپيتولاسيون در ايران . (رشد معلم, 2) .
* جنگ تحميلى نقطه اوج توطئه هاى استكبار عليه انقلاب اسلامى ايران . (پيام انقلاب , 265) .
* شوراى امنيت , قطعنامه ها ودفاع مقدس . (همان) .
* تأثيرات احتمالى پروسترويكا بر جنبه هاى استراتژيك روابط بين الملل. ناصر ثقفى عامرى .( سياست خارجى , 3) .
* ديدگاهى پيرامون ماهيت نظام بين الملل. محمود سريع القلم . (همان) .
* تلاش مسلمانان در نفى نظام لائيك در نيجريه . سيد حسين موسوى خراسانى .(همان) .
* چشم انداز تطبيقى تحولات آتى كوبا. احمد رضا اصغرى. (همان) .
*الموقف الاسرائيلى من ازمة الخليج , فلسطين - الكويت بين الترابط والتباعد . عبد المنعم حسن . (العالم , 349) .
*ازمة الخليج : مجابهة أم مؤامرة . محمد المصرى . (العالم, 350) .
* العرب وايران والتلاقى المحتوم . فهمى هويدى . (العالم , 351 , - 352) .
* الوجه الجديد لباكستان : حكم عسكرى بصيغة دستورية . (همان) .
* مصر كما يراها التقرير السنوى لمركز الدراسات السياسية والاستراتيجية. (همان) .
* المسجد البابرى . بؤرة النزاع بين الهندوس والمسلمين. (العالم , 352) .
* المسلمون والدستور . فهمى الشناوى . (العالم , 356) .
* الديموقراطية لاحتواء التيار الاسلامى. عبده . (العالم , 357) .
* لو اطلع المسلمون على حقيقة المذاهب لتلاشى الكثير من تصوراتهم الخاطئة. واعظ زاده خراسانى . (همان) .
* العلاقات السودانية الايرانية فى ضوء الزيارات المتبادلة , وضع اسس التعاون والتفاهم . (همان) .
* مهمات القوى الاسلامية والوطنية فى التطورات الراهنة. شيخ زهير كنج . (همان) .
* ماذا يقول الاسلاميون والوطنيون فى لبنان . (البلاد , 13) .
* المسجد الذى سيقرر مصير الهند لسنوات طويلة . ظفرالاسلام خان . (البلاد , 18) .
* المؤتمر الاسلامى الاوّل حول فلسطين , ضرورة دعم الانتفاضة فتح الحدود امام المجاهدين . (البلاد , 20) .
* المشروع الحضارى الاسلامى بعد انهيار الاستقطاب الايديولوجى العالمى . محمد عبد الجبار. (همان) .
كتابشناسى حضرت زهرا سلام الّله عليها
صادقى اردستانى احمد
الف - كتابهاى چاپى عربى
1. البتول العذرا. محمد حسين شمس الدين. با مقدمه عبدالله العلايلى المصرى. (بيروت). 96ص, جيبى.
2. البتول فاطمة الزهراء. عبد الفتاح محمد الحلو. (كويت).
3. البلاغة الفاطمية, مجموعة خطب فاطمة (ع). (نجف, 1952).
4. احتجاج الزهراء فاطمة (ع). حجة الله النجفى الرضوى. (تهران, 1335). 224ص.
5. الدرّة الغراء فى وفاة الزهراء عليها السلام. حسين بن محمد آل عصفور بحرانى. (نجف, 1372ق). 96ص.
6. الدرّة البيضاء فى شرح خطبة الزهراء. محمد تقى السيد اسحاق الرضوى القمى. (ايران, 1354). 190ص.
7. الفتح والبشرى فى مناقب الزهرا. سيد محمد جعفرى. تحقيق سيد محمد طريحى. (بيروت).
8. السقيفة و فدك. عزالدين عبد الحميد بن ابى الحديد المعتزلى. با مقدمه وتحقيق هادى امينى. (تهران). 152ص.
9. اشعة من حياة الصديقة فاطمة الزهراء. مؤسسة البلاغ. (تهران, 1405ق). 91ص, جيبى.
10. الكوكب الدرى فى احوال النبى والبتول والوصى. محمد مهدى الحائرى. (نجف, 1955ق). 2ج, 539ص.
11. ام الشهداء فاطمة بنت محمد (ص). مهدى عبدالحسين. (نجف, 1387ق).
12. بحار الانوار. محمد باقر المجلسى. (بيروت, 1403ق). ج43, 373ص, وزيرى.
13. بيت الأحزان. شيخ عباس قمى. (قم). 84ص.
14. تزويج فاطمة بنت الرسول (ص). منسوب بامام الباقر(ع). تحقيق صلاح الدين المنجد. (بيروت). 10ص.
15. حياة فاطمة عليها السلام. محمود شبلى. (بيروت, 1403ق).
16. خطب فاطمة الزهراء (ع). شرح وتحقيق مسلم الحائرى. (نجف). 24ص, جيبى.
17. رائدة فخر النساء. حيدر على السعدى. (نجف, 1387ق).
18. رسالة فى تحقيق الخبر المنسوب الى النبى: نحن معاشر الانبياء لا نورث. شيخ مفيد. (نجف).
19. الزهراء سيدة الكساء ونساء اليوم. كريم احمد الصانع. (نجف, 1387ق).
20. الزهراء فاطمة بنت محمد (ص). عبد الزهراء عثمان محمد. (نجف, 1387ق). 224ص.
21. الزهراء فى المحراب الالم الخالد. عبد الكريم توفيق الطائى. (نجف, 1387ق).
22. الزهراء. محمد جمال الهاشمى. (بغداد). 134ص, جيبى.
23. الزهراء فى السنة والتاريخ والأدب. محمد كاظم الكفائى. (نجف). ج2, 225 « 406ص.
24. شرح خطبة الكبيرة للزهراء البتول عليها السلام. مسلم بن محمد بن جاسم جابرى. (نجف).
25. شرح خطبة فاطمة الزهراء عليها السلام. نزيه قميحه. (بيروت, 1405ق). 192ص.
26. شواهد فدك. سيد اكرم على. (1237ق). الذريعة. ج14, ص244.
27. الصديقة فاطمة الزهراء (ع). محمد رضا الحسانى. (نجف, 1387ق).
28. الصديقة فاطمة الزهراء (ع) بنت الرسالة المحمدية. عبد المجيد سماوى الحلوب. (نجف, 1387ق).
29. عوالم العلوم والمعارف والاحوال فى الآيات والاخبار والاقوال. عبدالله بن نور الله بحرانى. تحقيق مدرسة الامام المهدى (ع). (قم, 1405ق).
30. عين اليقين فى بحث فدك وغصبها. (هند). الذريعة. ج15, ص374.
31. فاطمة الزهراء عليها السلام وقصائد اخرى. يوسف محمد عمر. (بيروت, 1397ق). 107ص, جيبى.
32. فاطمة الزهراء. محمد كامل حسن المحامى. (بيروت, 1985م). 125ص.
33. ــــــــــــــــــــــــ. عبد الفتاح عبد المقصود. ج3.
34. ـــــــــــــــــــــــ. عايشه بنت الشاطى. (بيروت, 1399ق). 60ص.
35. ــــــــــــــــــــ. شاكر الانصارى.(بيروت, 1404ق). 124ص.
36. ــــــــــــــــــــــ. محمد حسن النائينى. (بيروت, 1404ق). 334ص.
37. فاطمة البتول وآية تاريخية اجتماعية. معروف بن محمد الارناوط. (دمشق, 1942م). 376ص.
38. فاطمة بنت محمد, ام الشهداء وسيدة النساء. عمر ابوالنصر. (قاهره, 1366ق). 71ص, رقعى.
39. فاطمة الزهراء. توفيق ابو علم. (مصر, 1392ق). 302ص, وزيرى.
40. فاطمة الزهراء والفاطميون. عباس محمود العقاد. (بيروت, 1967م). 226ص, وزيرى.
41. فاطمة الزهراء امّ ابيها. فاضل الميلانى الحسينى. (نجف, 1388ق). 175ص, وزيرى.
42. فاطمة الزهراء شهاب النبوة الثاقب. حسن عيسى الحكيم. (نجف, 1387ق).
43. فاطمة بضعة المصطفى. حيدر الشديدى. (نجف, 1387ق).
44. فاطمة الحوراء الإنسية. جاسم هاشم العبدى. (نجف, 1387ق).
45. فاطمة الزهراء نداء الملايين. السيد محمد تقى الخراسانى. (كربلا, 1387ق).
46. فاطمة الزهراء وتر فى غمد. سليمان كتانى. (نجف, 1387ق). 176ص, رقعى.
47. فاطمة الزهراء عليها السلام, بهجة قلب المصطفى (ص). احمد الرحمانى الهمدانى. (تهران, 1369). 774ص, وزيرى.
48. فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد. سيد محمد كاظم القزوينى. (بيروت, 1397ق). 693ص.
49. فاطمة الزهراء قدوة المرأة المسلمة. كاظم السباعى. (تهران, 1406ق). 42ص, جيبى.
50. فاطمة الزهراء. على محمد على دخيّل. (بيروت, 1400ق). 176ص, رقعى.
51. فخر النساء فاطمة. خليل رشيد. (نجف, 1378ق).
52. فى بيت فاطمة. عبد الصمد تركى. (كويت, 1387ق). 202ص, رقعى.
53. فدك. سيد محمد حسن الموسوى القزوينى الحائرى. تحقيق محمد باقر المقدسى. با مقدمه عبد الفتاح عبد المقصود. (قاهره, 1397ق). 234ص, جيبى.
54. فدك فى التاريخ. شهيد محمد باقر الصدر. (نجف). 168ص, رقعى.
55. فرائد السمطين فى فضائل المرتضى والبتول والسبطين. ابو عبد الحموى ابراهيم بن سعد الدين محمد بن ابى بكر. تحقيق محمد باقر محمودى. (1398ق). 2ج.
56. فضائل فاطمة الزهراء عليها السلام. حافظ ابى حفص عمر بن احمد البغدادى. تحقيق محمد سعيد طريحى. (بيروت, 1405ق). الذريعة. ج17, ص71.
57. قرة الابصار ودرّة الابرار. مولى محمد بن مشهدى بابا نخجوانى. (1316ق).
58. كحل الناظرين فى تفضيل الزهراء على الانبياء والمرسلين. سيد محمد مرتضى الحسينى. (1302ق). الذريعة. ج17, ص285.
59. الكلمة الغراء فى تفضيل الزهراء (ع). عبد الحسين شرف الدين الموسوى. (نجف).
60. اللمعة البيضاء فى شرح خطبة الزهراء. محمد على الانصارى. (ايران, 1289ق). 470ص.
61. مجالس الابرار. حامد سيد حسين بن حسين فيض آبادى. (1311ق). الذريعة. ج19, ص357.
62. مختصر الكلام فى وفيات النبى والزهراء والائمة عليهم السلام. محمد على حسنى شاه عبد العظيمى. (نجف, 1330ق). 148ص.
63. مجمع النورين وملتقى البحرين. ابو الحسن الزيدى النجفى. (ايران, 1328ق). 282ص.
64. مسند فاطمة الزهراء رضى الله عنها. جلال الدين سيوطى. (هند, 1406ق). 120ص.
65. مصادر الدراسة عن الزهراء. على محمد على دخيّل. (نجف, 1967م). 58ص, جيبى.
66. مظهر الاشجان عن مهج الاحزان. جعفر بن محمد البحرانى. (1320ق). 132ص, رقعى.
67.مناقب الزهراء. سيد غلامرضا الكسائى.(قم, 1398ق). 120ص, وزيرى.
68. مناقب الفاطمية. ابراهيم بن محسن الكاشانى. (دمشق). 47 ص, رقعى.
69. النار الحاطمة لقاصد احراق بيت فاطمة. السيد مقرب على النقوى الحسينى. (هند, 1281ق). 91ص.
70. النفحات القدسية فى الانوار الفاطمية. السيد عبدالرزاق كمونة الحسينى. (بيروت, 1390ق). 140ص, وزيرى.
71. نخبة البيان فى تفضيل سيدة النسوان. سيد عبد الرسول شريعتمدارى. (قم, 1361). 280ص, وزيرى.
72. وفاة الصديقة عليها السلام. حسن, ابن مؤلف. الانوار البدرين والذريعة, ج2, ص420.
73. وفاة الزهراء عليها السلام. سيد هاشم بن سليمان بن اسماعيل البحرانى.
74. ــــــــــــــــــــــــــ. يحيى بن الحسين بن عنبرة بن ناصر البحرانى. الذريعة. ج25, ص119.
75. ــــــــــــــــــــــــــ. سيد محمد على بن ميرزا محمد بن هداية الحسنى الرازى الشاه عبد العظيمى النجفى. معارف الرجال. ج2, ص318.
76. وفاة فاطمة الزهراء. على الشيخ حسين البلادى. (نجف). 72ص, رقعى.
77. وفاة الصديقة الزهراء (ع). عبد الرزاق الموسوى المقرم. (نجف, 1370ق). 152ص, وزيرى.
78. هدى الملّة الى ان فدك من النحلة. محمد باقر الحائرى القزوينى. (قاهره, 1396ق). 232ص.
79. يوميات فاطمة الزهراء (ع). احمد الكاتب. (تهران, 1366). 156ص. ب - كتابهاى فارسى
1. اخلاق فاطمه سلام الله عليها. محمد مهدى تاج لنگرودى. (تهران, 1369). 200ص, رقعى.
2- الرسول والذرارى, معصوم سوم. احمد سياح. (تهران). 119ص, جيبى.
3. اسرار سياسى تاريخ اسلام وبررسى زندگى زهراى بتول وفرزندانش. نعمت الله قاضى (شكيب). (تهران, 1349). 624ص.
4. اشكهاى فاطمه, پشتوانه شمشير على (ع). سيد احمد علم الهدى. (تهران, 1351). 109ص. جيبى.
5. التحفة الفاطمية. ميرزا عبد الحسين بن محمد على اصفهانى (خوشنويس). تقريظ مولى محمد حسين بن جعفر فشاركى. (چاپ سنگى). الذريعة. ج3, ص460.
6. الزهراء عليها السلام. مجموعه مقالات. (تهران, 1364). 424ص.
7. الفاطميات, يا سخنان موزون در بزرگوارى سيده زنان عالميان حضرت زهرا عليها السلام. سيد حسين واعظى سبزوارى. (مشهد, 1351). 192ص, جيبى.
8. كوثر. مناقب ومصائب حضرت زهراء سلام الله عليها. فرهنگ نخعى. (مشهد, 1364). 120ص, رقعى.
9. النفحات القدسية, در احوالات فاطمه مرضيّة. عبد الامير محمد باد كوبه اى. (1357ق). الذريعة, ج24, ص250.
10. انوار فاطمة عليها السلام, سيد حسن ابطحى. (مشهد, 1366). 320ص.
11. بانوى بانوان, حضرت فاطمه زهرا عليها السلام. مؤسسه در راه حق. (قم, 1363). 48ص.
12. بانوى اسلام, فاطمه زهراء (ع). دار التبليغ اسلامى. (قم). 34ص, جيبى.
13. بيت الاحزان. ملا عبد الخالق بن عبد الرحيم يزدى. (تبريز, چاپ سنگى).
14. پيام فاطمه (ع). حسن سعيد. (تهران, 1392ق). 36ص, جيبى.
15. بضعة النبى (ص). شيخ محمد واصف. (قم, 1357). 200ص, جيبى.
16. ترجمه حديث لوح فاطمة عليها السلام. احمد بروجردى جواهرى. (كرمانشاه, 1321). 16ص, جيبى.
17. تسبيح فاطمة عليها السلام. آقا مهدى لكنهوى. (كراچى, 1377ق).21ص.
18. تعزيه فاطمه زهرا (ع) (مجموعه شعر). عبد الجواد خراسانى متخلص به جودى. (ايران). 32ص.
19. ثمرة النبوة. سيد نياز حسين عابدى هندى. (حيدر آباد دكن). الذريعة. ج5, ص16.
20 حماسه بزرگ. ناصر مكارم شيرازى. (مشهد, 1364). 104ص.
21. حضرت زهراء عليها السلام. فضل الله كمپانى. (تهران, 1349). 376ص, وزيرى.
22. حضرت فاطمه عليها السلام. جلال الدين فارسى. (تهران, 1369). 24ص.
23. خطابه فاطمه زهراء (ع). شيخ خليل كمره اى. (تهران, 1368). 129ص.
24. خصائص فاطميه. شيخ باقر بن اسماعيل عبد العظيم بن باقر كجورى .تهران, 1318ق). 473ص.
25. خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها. (تهران, كانون انتشارات شريعت).55ص.
26. خطبة الزهراء سلام الله عليها. (سمنان, مؤسسه فاطميه, 1365). 40ص, رقعى.
27. دو درياى رحمت, على مظهر عدل وفاطمه مظهر تقوى. (مجموعه شعر). محمد على مردانى. (تهران, 1366). 384ص, رقعى.
28. دختران پيغمبر سخن مى گويند. ترجمه جواد فاضل. (تهران, 1327). 104ص, رقعى.
29. رد شبهات نسبت بشيخيه در باب معاد. محمد بن محمد خان كرمانى. (1313). 153ص.
30. روضه زهراء عليها السلام, مدايح ومراثى. محمد باقر بروجردى. الذريعة . ج18, ص228.
31. رنجها وفريادهاى فاطمه عليها السلام (ترجمه بيت الاحزان). محمد محمدى اشتهاردى. با مقدمه ناصر مكارم شيرازى. (قم, 1369). 271ص, وزيرى.
32. زبده نظامى. شيخ نظام الدين يزدى. (يزد, 1328). 196ص.
33. زندگانى حضرت فاطمه عليها السلام. حسين حماسيان (صابر كرمانى). (تهران, 1344). 58ص.
34. زندگانى حضرت زهراء عليها السلام. عبد الحسين مؤمنى. (تهران, 1350). 304ص.
35. زندگى حضرت فاطمه وحضرت خديجه با حضرت محمد عليهم السلام. بدر الدين نصيرى. (تهران, 1351). 138ص.
36. زندگانى صديقه كبرى, فاطمه زهراء سيده زنان عالم. شهيد سيد عبد الحسين دستغيب. (تهران, 1396ق). 232ص, رقعى.
37. زندگانى فاطمه زهراء (ع). سيد جعفر شهيدى. (تهران, 1367). 291ص, وزيرى.
38. زندگانى نامه خديجه كبرى وفاطمه زهراء (ع). ترجمه على شيخ الاسلامى.
39. زندگانى حضرت فاطمه (ع). محدث قمى. ترجمه سيد محمود موسوى زرندى. (تهران, 1373ق). 299ص, رقعى.
40. زندگانى حضرت فاطمه. عمر ابو النصر. ترجمه محمود ابطحى شيرازى. (تهران, 1320). 154ص, جيبى.
41. زندگانى حضرت فاطمه زهرا (ع). ناصر مكارم شيرازى. (مشهد, 1369). 336ص, وزيرى.
42. زندگانى فاطمه الزهراء (ع). محمد قاسم نصير پور. با مقدمه آيت الله العظمى مرعشى نجفى. (تهران, 1409ق). 160ص, وزيرى.
43. زندگى حضرت فاطمه زهراء, شهبانوى اسلام. ايرج زند بگله (صفاعلى). (تهران, 1386ق). 140ص, جيبى.
44. زهرا (ع) گلبن عفاف (شعر). محمود اكبر زاده. (مشهد, 1390ق). 200ص, جيبى.
45. زهراء زهره اى درخشنده. محمد مختار زاده. (شيراز, 1352). 206ص, وزيرى.
46. زهرا عليها السلام, دختر معصوم پيغمبر بزرگ اسلام. مجموعه نوشتارها. (باختران, انتشارات حسينيه جليلى). 80ص.
47. زهره زهرا, زندگى فاطمه زهراء سلام الله عليها. سيد مهدى رضوى. (تهران, 1350). 112ص.
48. ستارگان درخشان, سر گذشت حضرت فاطمه زهرا (ع). محمد جواد نجفى. (تهران). 224ص, جيبى.
49. سخنرانى حضرت فاطمه. جلوه گاه ايده آل اسلام. توران انصارى. (1345). 84ص.
50. سلسله سخنان كوتاه از پيشوايان دين, از فاطمه عليهاالسلام. شيخ هادى فقيهى. (تهران, 1348). 39ص, جيبى.
51. شرح خطبه حضرت زهرا عليها السلام. سيد عزالدين حسينى زنجانى. (قم, 1364). 512ص.
52. صديقه طاهره, بانوى بزرگ اسلام. عبد الرحيم عقيقى بخشايشى. (تهران, 1364). 300ص. رقعى.
53. على درنگاه فاطمه (ع). عباس جواديان. ( مشهد, 1356). 104ص, رقعى.
54. فاطمه الزهرا (س). عبد الحسين امينى. ترجمه حبيب چاپچيان. (تهران, 1362). 119ص.
55. فاطمه زهراء (ع), از نظر روايات اهل سنّت. شيخ محمد واصف. (قم, 1351). 96ص, جيبى.
56. فاطمه زهراء (ع) بانوى نمونه اسلام. ابراهيم امينى. (قم, 1349). 247ص, رقعى.
57. فاطمه عليها السلام. محمد رضا نصيرى. الذريعة. ج16, ص96.
58. فاطمه (ع). جلال الدين ربانى شيرازى. (1351). 99ص.
59. فاطمه (ع). (چاپ سنگى). 40ص. الذريعه. ج16, ص96.
60. فاطمة الزهراء عليها السلام. حسين عماد زاده اصفهانى. (تهران, 1336). 703ص, وزيرى.
61. فاطمه زهرا دژ شكست ناپذير وحى در طول زمان. حسن سعيد. (تهران, 1364). 438ص, جيبى.
62. فاطمه بر كرسى رهبرى. سيد جمال الدين دين پرور. (تهران, 1355). 138ص, جيبى.
63. فاطمه دختر محمد (ص). سيد جعفر شهيدى. (تهران). 108ص, جيبى.
64. فاطمه زهرا (ع). توفيق اعلم. ترجمه على اكبر صادقى. (تهران, 1353). 227ص, وزيرى.
65. فاطمة الزهرا سيدة النساء العالمين, خديجه, زينب وسكينه. حسين عماد زاده اصفهانى. (تهران, 1336). 704ص, وزيرى.
66. فاطمه (ع). نصير الدين امير صادقى. (تهران, 1345 - 1386ق). 410ص, رقعى.
67. فاطمه (ع) برترين بانوى اسلام. على قائمى. (قم, 1358). 80ص, رقعى.
68. فاطمه, زهى درنيام. سليمان كتانى. ترجمه جعفر طباطبائى. (مشهد, 1349). 294ص.
69. فاطمه فاطمه است. على شريعتى. (تهران, 1350). 189ص, وزيرى.
70. فاطمه زهرا (ع), معصوم سوم. جواد فاضل. (تهران, 1336). 221ص, رقعى.
71. فاطمه زهرا (ع). سيد هاشم رسولى محلاتى. (تهران, 1357). 374ص.
72. فاطمه زهرا (ع) از نظر آيات قرآن. شيخ محمد واصف. (قم). 80ص, جيبى.
73. فاطمه برترين بانو. سيد شرف الدين جبل عاملى. ترجمه محمد تقى رهبر. (قم, 1352). 175ص, جيبى.
74. فاطمه زهرا (ع). سيد محمد تقى سجادى. (قم, 1359). 370ص, جيبى.
75. فاطمه (ع) اسطوره تقوى, مبارزه مقاومت. مهدى انصارى. با مقدمه جعفر سبحانى. (قم, 1360). 238ص, رقعى.
76. فاطمه زهرا (س) بنيانگذار مكتب اعتراض. محمد مقيمى. (تهران, 1356). 290ص, رقعى.
77. فدك در تاريخ. شهيد سيد محمد باقر صدر- قدس سرّه. ترجمه محمود عابدى. (تهران, 1360). 196ص, رقعى.
78. فدك نحلة النبى (ص). آيت الله قزوينى. ترجمه سيد احمد علم الهدى. (تهران, 1398ق). 292ص, وزيرى.
79. قواعد العمل فى حل المعمّى عن اسم فاطمة عليها السلام. شيخ شرف الدين على يزدى معمائى. الذريعه. ج17, ص186.
80. كشتى پهلو گرفته. سيد مهدى شجاعى. (تهران, 1367). 160ص.
81. گل واژه آفرينش. گرد آورى واحد خواهران دفتر تبليغات اسلامى. (چاپ سيزدهم: قم, 1369). رقعى, 168ص.
82. ملكه اسلام, فاطمه در مسجد نبوى. حسين حق شنوا. (تهران, 1348).
83. ملكه اسلام, اولين محكمه قضايى بعد از پيغمبر(ص). ميرزا خليل كمره اى. (تهران, 1327). 312ص.
84. ناسخ التواريخ, حضرت فاطمه زهراء (ع). ميرزا محمد تقى سپهر. (تهران, 1354). 478ص, وزيرى.
85. نداى شيعه. مير سيد احمد روضاتى. (تهران, 1351). 120ص.
86. وديعة الرسول (شعر). به كوشش وگزينش حسين يونسيان. (تهران, 1368). 464ص, وزيرى. ج - كتابهاى اردو
1. تحفه مؤمنات, در احوال فاطمه زهرا (ع). مولى غلام على بهاونگرى. 400ص. الذريعة. ج3, ص473.
2. درّة حيدريه. سيد محمد حسين بن حسين بخش. (هند). الذريعة. ج8, ص97.
3. زهراء عليها السلام, سيد اولاد بلگرامى هندى. (هند). الذريعة. ج12, ص280.
4. سيره فاطمه صديقه عليها السلام. سيد ذاكر حسين اختر. (هند). الذريعة. ج12, ص280.
5. سيره صديقه كبرى عليها السلام. مولوى سلطان ميرزا دهلوى. (كراچى). 384ص. الذريعة. ج12, ص280.
6. فاطمى دعوة اسلام. خواجه حسن نظامى دهلوى حيدرآبادى. 2ج. الذريعة. ج16, ص97.
7. قرآن سعدين در احوال بتول وابى حسنين عليهما السلام. (هند). الذريعة. ج17, ص66.
8. كشف ظلمات, در مبحث فدك. الذريعة. ج18, ص41.
9. الهدى. سيد على بن ابى القاسم الرضوى القمى اللاهورى. (هند). الذريعة. ج25, ص102. د - كتابهايى كه بخشى از آن به شخصيت حضرت فاطمه اختصاص يافته است
1. الدر المنثور فى طبقات ربّات الخدود. زينب بنت على بن حسين مصرى. (قاهره, 1321ق). ص359 - 361.
2. اسد الغابة. ابن اثير جرزى. (تهران). ج5, ص519 - 525.
3. اصول كافى. محمد بن يعقوب كلينى. (تهران). ج1, ص458, ص 461.
4. تاريخ الخميس. شيخ حسين بن محمد بن حسن ديار بكرى. (بيروت, 1407ق). ج1, ص277 - 280.
5. الاصابة فى تمييز الصحابة. حافظ ابى فضل بن حجر. (قاهره, 1328ق). ج4, ص377 - 380.
6. تراجم اعلام النساء. شيخ محمد حسين اعلمى حائرى. (بيروت). ج2, ص301 - 338.
7. تلخيص المستدرك. امام ذهبى. (بيروت, 1398ق). ص151 - 176.
8. تهذيب التهذيب. ابن حجر عسقلانى. (حيدرآباد دكن, 1327ق). ص440 - 442.
9. جلاء العيون. سيد عبدالله شبّر. ج1, ص131 - 231.
10. سير اعلام النبلاء. شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان ذهبى. (بيروت, 1405ق). ج2, ص118 - 135.
11. سيرة الأئمة الاثنى عشر. هاشم المعروف الحسينى. ج1, ص69 - 147.
12. شجره طوبى. محمد مهدى مازندرانى حائرى. ص32 - 42.
13. طبقات الكبرى. ابن سعد. (بيروت). ج8, ص19 - 30.
14. فضائل الخمسه. مرحوم سيد مرتضى حسينى فيروز آبادى. ج2, ص130 - 146.
15. قاموس الرجال. شيخ محمد تقى شوشترى. (تهران, 1391ق). ج11, ص9 - 28.
16. مستدرك على الصحيحين. حاكم نيشابورى. (بيروت, 1398). ج3, ص151 - 176.
17. كنز العمال. متقى هندى. (بيروت, 1405ق). ج13, ص674 - 687.
18. منتهى الآمال. شيخ عباس محدث قمى. (تهران). ج1, ص94 -102.