بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 15

نامه ها



در دو ماه نامه گرامى آينه پژوهش شماره 85, ص109ـ 118 1 مقاله زيبايى از جناب حميد خوش نويس زيرعنوان (معرفى ردّيّه هاى نگاشته شده بر تصوّف) را مطالعه مى كردم كه لازم ديدم براى مزيد اطلاع مؤلف و خوانندگان, مطالبى را به نگارش درآورم:
الف. لازم بود تا مؤلف محترم, رسالات و كتاب هايى را كه به صورت مستقل به ردّ صوفيان پرداخته اند يا دست كم, بخش اعظم آن ها در اين باره است را با آثارى همچون: دبستان المذاهب,2 رساله صناعيّه,3 عمود النّور,4 عين الحيات5 و… كه تنها بخش كوچكى از اثر خود را به داورى درباره صوفيان اختصاص داده و يا گاهى جملاتى كوتاه در ردّ آنان نگاشته اند, جدا مى ساخت.
ب. لازم بود تا در ذكر تاريخ فوتِ نويسندگان رسالات و پديدآورندگان كتاب ها دقت بيشترى به عمل مى آمده تا كمتر اشتباهى در آن راه يابد, علاوه بر آن كه در موارد بسيارى, تاريخ فوت نيامده است; در چنين مواردى, لازم بود تا دست كم, قرن قمرى براى نويسنده مورد نظر, بيان شود.
پ. شمارى از آثار معرفى شده, شامل تعدادى از نسخه هاى خطى موجود و شناسايى شده از آن مى شوند, آيا لازم نبود تا باقى آثار نيز به همين شيوه معرفى مى شدند و يا براى كتاب هايى همانند عنوان المعارف,6 شهاب المؤمنين,7 كشف الاشتباه8 و… تحقيقات بيشترى صورت مى گرفت تا خواننده بداند كه اين گونه آثار اصلاً به چاپ رسيده اند يا خير و نسخه اى از آنها موجود است يا نه؟
ت. آيا موش و گربه شيخ بهايى به تازگى به چاپ رسيده است؟9
ث. نگاشته هايى در ردّ صوفيه و متصوفه به تحرير درآمده كه در كتاب شناسى حاضر به چشم نمى خورند:
1. ردّ بر جماعت صوفيان, اثر على قلى جديدالاسلام, نسخه خطى كتابخانه ملى تهران, شماره 1623 (فهرست, ج10, ص181).
2. ذمّ صوفيان, اثر مؤلفى ناشناس, نسخه خطى دارالكتب مصر (فهرست, ج2, ص199).
3. ردّ صوفيان, اثر ميرزا محمد اخبارى (م1232ق), نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران (فهرست, ج10, ص1685).
4. ردّ صوفيان, اثر رضى الدين قزوينى (م1136ق) منقول در ذريعه, ج10, ص206 و فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران, ج1, ص33.
5. ردّ وحدت وجود, اثر محمد اخبارى (م1232ق), در ردّ صوفيان است, نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران (فهرست, ج10, ص1686).
6. الردّ على الصوفيّة, اثر ابوالقاسم بن محمدحسن شفتى (م1231ق), نسخه خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى (فهرست, ج16, ص259).
7. ردّ صوفيان, اثر مؤلفى ناشناس, آغاز: (بعد از حمد بى حدّ خدايى را كه در سرحدّ بدايت به حكم آفريدگاري…); نسخه خطى دارالكتب قاهره (فهرست, ج1, ص213).
8. ردّ صوفيان, اثر مؤلفى ناشناس (قرن11ق), آغاز: (…اما بعد, چون مؤمن بالاسم والصّفات, التماس از اين فقير بى بضاعت نمود…); نسخه خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى (فهرست, ج5, ص94).
9. الرّدّ على الصّوفيّة, اثر مؤلفى ناشناس, آغاز: (خداوند جلّ شأنه, بعد از خاتم انبيا…); نسخه خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى (فهرست نسخه هاى خطى فارسى, ج2, ص789).
ج. زبانِ رسالات (عربى, فارسى و…) مشخص نشده است.
چ. پاسخ هاى نگاشته شده به ردّيّه ها فهرست نشده و معرفى نگشاته اند. محمدرضا زادهوش
24/4/831. شماره نخست از سال پانزدهم, فروردين و اردى بهشت 1383ش. 2. (معرّفى رديه هاى نگاشته شده بر تصوّف), ص113, ش37. 3. همان, ص116, ش84; بيش از هفتاد نسخه خطى از آن را در (كتاب شناسى احوال و آثار ميرفندرسكى) شناسانده ام. 4. همان, ش100. 5. همان, ص117, ش104. 6. همان, ص116, ش102. 7. همان, ص116, ش94. 8. همان, ص117, ش117. 9. ما عين نثر نگارنده را به كار گرفته ايم; بنگريد به: همان, ص118, ش135.


صفحه 16

اخبار


درگذشتگانآيت اللّه مسجد جامعى
مرحوم آيت الله حاج شيخ محمدحسين مسجدجامعى, يكى از علماى قم, و از حافظان قرآن كريم به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در سال 1299ش (1339ق) در تهران به دنيا آمد. پدرش آيت الله ميرزا محمود مسجد جامعى, فرزند آيت الله حاج شيخ محمدحسين, فرزند آيت الله حاج ميرزا ابوالحسن و او فرزند آيت الله العظمى ميرزا مسيح تهرانى (م1263ق) بوده است.
معظم له در دوران نوجوانى به همراه پدر بزرگوارش به نجف اشرف رفت و در آنجا معمّم شد و در بازگشت به تهران, به فراگيرى علوم دينى روى آورد و در درس استادانى چون: سيد كاظم عصار و ميرزا محمود شهابى حاضر شد. سپس به حوزه علميه قم آمد و به مدت دو سال, از دروس سطح اساتيد بهره مند شد. در 25سالگى به تهران بازگشت و به اقامه جماعت در شبستان چهل ستون مسجد جامع تهران پرداخت, كه پس از چندى به علت فوت يكى از فرزندانش, به نجف اشرف مهاجرت كرد و چند سال در درس آيات عظام: حكيم و خويى شركت نمود. در سال 1378ق به حوزه علميه قم باز آمد و در درس هاى آيت الله العظمى بروجردى و آيت الله اراكى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. او در آن هنگام به حفظ كلام الله مجيد, اشعار الفيه و منظومه سبزوارى و متون ديگر پرداخت و به خوبى از عهده برآمد, فقيد سعيد يكى از اركان درس آيت الله اراكى بود كه اين درس را براى برخى ديگر, تقرير مى نمود. در سال 1363ش, دچار بيمارى شد و از تدريس باز ماند, اما اين بيمارى ـ كه 20سال به طول انجاميد ـ باعث ركود فعاليت هاى علمى اش نشد و هماره اساتيد و مدرسين و طلاب به محضرش مى آمدند و از بيانات جذاب و شيرين او بهره مند مى شدند و در اوقات ديگر به مطالعه و تأليف مى پرداخت.
از آثار اوست:
1. تقريرات درس فقه آيت الله بروجردى
2. تقريرات درس فقه آيت الله اراكى (نكاح, طلاق, بيع و خيارات)
3. تقريرات درس اصول آيت الله اراكى (3دوره كامل)
4. دفاتر گردآورى احاديث
5. دفاتر گردآورى اشعار
6. تفسير برخى از سوره هاى قرآن
او پس از كسالتى دراز و طولانى, در سن 84سالگى, در روز شنبه 7شهريور 1383ش (11 رجب 1425ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش, عصر يكشنبه پس از تشييع و نماز آيت الله صافى گلپايگانى, در قبرستان شيخان در خاك آرميد و هفته بعد هم برادر بزرگوارش حجةالاسلام والمسلمين حاج ميرزا مسيح مسجد جامعى ـ از ائمه جماعات تهران ـ در 64سالگى بر اثر تصادف, به رحمت ايزدى پيوست و در جوار برادرش مدفون شد. آيت اللّه مرعشى
حضرت آيت الله آقاى حاج سيد اسماعيل مرعشى, يكى از علماى محترم تهران به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در 16 ربيع الثانى 1340ق, در شهر سامرا, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم آيت الله حاج سيد احمد مرعشى ـ از علما و مدرسين سامرا ـ بوده است. وى, در 7سالگى قرآن و تجويد و خواندن و نوشتن را آموخت و سپس در كاظمين, دروس ابتدايى و متوسطه را فراگرفت. آنگاه به سامرا بازگشت و ادبيات و سطوح را از حضرات آيات: ميرزا حبيب الله اشتهاردى, سيد محمدرضا شوشترى, شيخ موسى سودانى, شيخ حسنعلى شيرازى و سيد نصرالله گلستانه اصفهانى بياموخت و كلام و حكمت را هم از آيت الله ميرزا محمود شيرازى فراگرفت. سپس به نجف اشرف مهاجرت كرد و به درس آيات عظام: حكيم, خويى و كاشف الغطاء حاضر شد. وى پس از ساليانى چند, به اهواز آمد و ده سال در درس آيت الله حاج سيد على بهبهانى شركت كرد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و همزمان به اقامه نمازجمعه و جماعت (در مسجد آيت الله مرعشى) و تدريس علوم دينى پرداخت و در سال 1381ق, مدرسه علميه مرعشى را بنياد نهاد و سرپرستى گروهى از طلاب را برعهده گرفت, كه در ايام تبليغ, آنان را به روستاها و نقاط ديگر اعزام مى داشت. او از آيات عظام: بروجردى, ميلانى, كاشف الغطاء و ميرزا محمود شيرازى اجازه روايت و اجتهاد داشت.
معظم له, ساليان اخير زندگى اش (پس از وقوع جنگ تحميلى) را در تهران گذرانيد و به تدريس و تأليف و ارشاد مؤمنان پرداخت.
آثار وى عبارتند از:
1. اجماعيات فقه الشيعة و احوط الاقوال من احكام الشريعة (4ج)
2. عنوان الطاعة فى اقامة الجمعة (به نام (يك بررسى تحقيقى و استدلالى پيرامون نمازجمعه) نيز ترجمه شده است).
3. اربعين حديث
4. از مبدأ تا معاد (3ج)
5. توضيح المسائل: خلاصه اجماعيات فقه شيعه
6. حاشيه بر شرح لمعه
7. ترجمه استدراك فصل الخطاب
8. اجوبة المسائل التسترية
9. الاصول الوجيزة.
10. درس هايى از سوره حمد
11. مسند اسماعيل بن احمد
آن مرحوم, در روز جمعه 30مرداد 1383 (3رجب الخير 1425ق) ـ سالروز شهادت امام هادى(ع) ـ چشم از جهان فرو بست.
(گنجينه دانشمندان, محمد شريف رازى, ج3, ص154ـ156);
موسوعة مؤلفى الامامية, مجمع الفكر الاسلامى, ج6, ص362ـ364) استاد عزالدين سليم
دانشمند عالى مقام و فاضل مقدام, استاد شهيد حاج ابو ياسين عز الدين سليم (عبدالزهرا عثمان محمد) يكى از انديشمندان عراق, و رئيس شوراى حكومتى عراق به شمار بود.
فقيد سعيد در حدود سال 1365ق, در شهر قرنه در جنوب عراق زاده شد. در 18سالگى به سازمان هاى انقلابى اسلامى پيوست و سال بعد از دار المعلمين فارغ التحصيل شد. در خلال اين ايام به عنوان مسئول كتابخانه آيت الله حكيم در قرنه, به فعاليت هاى مذهبى و فرهنگى مى پرداخت و در همين زمان در مسابقه تأليف كتاب درباره شخصيت حضرت زهرا ـ كه از سوى كتابخانه (امام الحكيم) در نجف اشرف برگزار شد ـ شركت جُست و كتابش مقام دوم را احراز كرد. سپس از عراق خارج شد و به كويت رفت, و در آنجا به تدريس دستور زبان عربى, اخلاق و تربيت اسلامى و علم الاجتماع در مدرسه جعفريه پرداخت و همزمان (دار التوحيد) را تأسيس و كتاب هايى را درباره ائمه اطهار(ع) (تا امام صادق(ع)) تأليف كرد و با تلاش فراوان, در پى تربيت جوانان مسلمان ـ در مساجد از طريق ايراد سخنرانى ها ـ بود. با پيروزى انقلاب اسلامى, به ايران آمد و به فعاليت هاى دينى و جهادى خويش ادامه داد و با پيروى از نظريه ولايت فقيه, به پشتيبانى از نظام اسلامى پرداخت. او سردبيرى روزنامه (الشهادة) را بر عهده گرفت و در مجلات (المنطلق) و (التوحيد) مقالات بسيار نگاشت و (المركز الاسلامى للدراسات الاسلامية) را در راستاى گسترش حركت اسلامى عراق بنياد نهاد. شهيد ابو ياسين, عضو هيئت ادارى مجمع التقريب بين المذاهب و سردبير مجله (رسالة التقريب) بود. وى, پس از سقوط نظام بعثى, به عراق بازگشت و به عضويت شوراى حكومتى عراق و پس از چندى به رياست آن انتخاب شد تا سرانجام در تاريخ دوشنبه 27 ربيع الاول 1425 (28 اردى بهشت 1383) بر اثر يك عمليات تروريستى همراه با گروهى از دوستانش, در بغداد به شهادت رسيد و به مواليان طاهرينش پيوست.
از تأليفات اوست:
1. ثورة الحسين(ع), نظرة فى الخلفيات
2. سيرة الائمة(ع), محاولة لتقييم المنهج
3. الامام محمد بن على الجواد(ع)
4. عبدالعظيم الحسنى(ع), حياته ومسنده
5. الامام الشهيد محمد باقر الصدر, رائد حركة التغيير فى العراق
6. الاسلام و رسالته الخالدة
7. الامامة فى الرسالة الاسلامية
8. ابحاث فى شئون النهضة
9. آية التطهير دراسة فى المداليل والاهداف
10. العقدة القرشية فى حركة احداث التاريخ
11. المرأة فى المجتمع الاسلامى
12. مجموعة المقالات ناصرالدين انصارى حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ احمد رحمانى همدانى
حاج شيخ احمد رحمانى همدانى به سال 1314هـ.ش درهمدان ديده به جهان گشود. از سن 15سالگى فراگيرى علوم حوزوى را آغاز كرد. پس از دوران مقدماتى به محضر آيةالله آخوند معصومى همدانى شتافت و در زمره شاگردان برجسته ايشان قلمداد گرديد. سپس به شهر مقدس قم عزيمت نمود و حوزه درسى و محفل علمى آيات عظام اين شهر را مغتنم شمرد و بر اثر تلاش هاى علمى و همت والا و با برخوردارى از حافظه اى قوى به مقام اجتهاد دست يافت.
آن مرحوم در طول عمر پر بار خويش به تدريس دروس حوزوى شامل ادبيات عرب, لغت, تفسير, فقه, اصول, فلسفه, تاريخ و حديث اشتغال داشت. در همدان با حضور جوانان هيأتى فرهنگى تبليغى را بنيان نهاد كه به دليل بُعد سياسى و انقلابى ساواك نسبت به آن حساس گرديد و ايشان را تحت تعقيب قرار داد. مرحوم رحمانى ناگزير گرديد به دليل شرايط آشفته اى كه در همدان برايش به وجود آمد و او را در جهت تلاش هاى تبليغى و علمى دچار مشكلاتى ساخت, در سال 1345 به تهران برود و در اين شهر اقامت اختيار نمايد.
وى توانايى هاى علمى و فكرى خود را به صورت بيان و بنان بروز داد. در مدت زمان كوتاهى با برخوردارى از هوش و استعداد و احاطه و تسلط كم نظير به نكات تفسيرى و روايى, به عنوان يكى از خطباى بزرگ و صاحب نام تهران شناخته شد. بيان قوى او متكى به آيات و روايات معتبرى بود كه از طريق تحقيق و تتبع به آنها دست يافته بود. به اهل بيت عصمت و طهارت ارادت ويژه اى داشت و تمام كوشش وى در معرفى مقام و معارف خاندان عترت و دفاع از مقام ولايت و امامت بود. منبرهاى وى سازنده, رشد دهنده, پر محتوا بود و توفانى انقلابى در اجتماع برپا مى كرد و در ضمن در افزايش بصيرت و خودآگاهى حاضران تأثير فوق العاده اى داشت. در سفر و حضر طى مذاكراتى به بحث در خصوص مسائل علمى و فرهنگ اسلامى مى پرداخت و در مسائل فقهى نكات جالبى را طرح مى نمود و به دليل حافظه قوى عين عبارات متون معتبر فقه و اصول آن را براى حاضران مى خواند.
حُسن خلق, ادب, فروتنى, ساده زيستى و حفظ زى طلبگى ايشان را در ميان اقشار گوناگون ممتاز و برجسته ساخته بود. وى براى آشنا نمودن مردم و بخصوص نسل جوان با فرهنگ و معارف ناب تشيع حوزه علميه مكتبه الحديث را در جنوب شهر تهران بنيان نهاد كه هم اكنون مشغول فعاليت هاى آموزشى و فرهنگى مى باشد. همچنين حوزه علميه آقا على موسوى همدانى توسط آن مرحوم بنيان نهاده شده است.
وى تأليفات گرانقدرى از خود به يادگار نهاده است كه از عشق وافر ايشان به اهل بيت نيز مقام علمى او حكايت دارد. فاطمةالزهرا بهجة قلب المصطفى, الامام على بن ابى طالب از آثار چاپ شده او است. كتاب شرح حال امام مجتبى(ع) و نيز خاطرات آخوند ملا على همدانى به قلم ايشان هنوز به طبع نرسيده اند. سرانجام آن خطيب توانا كه بر اثر عارضه سكته مغزى در بيمارستان بقيةالله تهران بسترى بود, در بعدازظهر روز 10مرداد سال1383 دار فانى را وداع گفت. پيكرش پس از اقامه نماز توسط آيةالله نورى همدانى در طول خيابان رى در تهران بر دوش مردم و با حضور علما, خطبا و ساير اقشار تشييع گرديد و سپس به قم انتقال داده شد و در مزار شيخان اين شهر در روز چهارشنبه 14مرداد به خاك سپرده شد. غلامرضا گلى زوارهفرهنگىبرگزارى ششمين دوره كتاب سال ولايت
روز پنجشنبه (26 شهريور 1383/ 30 رجب 1425) همايش كتاب سال ولايت در كرمان برگزار شد.
ابتدا امام جمعه محترم و نماينده ولى فقيه شهر كرمان به حاضران در جلسه كه از اساتيد حوزه و دانشگاه و نويسندگان و اهل فكر و انديشه از سراسر كشور آمده بودند, خوش آمد گفتند سپس وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى جناب آقاى احمد مسجد جامعى به ايراد سخن پرداخت. در انتها دبير علمى همايش حجةالاسلام والمسلمين محمدعلى مهدوى راد گزارشى از نحوه فراخوان كتاب ها, ارزيابى و انتخاب كتاب هاى برگزيده ارائه نمودند و در پايان بخش برنامه ها قبل از اهداء جوايز حضار از سخنرانى حضرت آيت الله سبحانى بهره مند شدند.
در بخشى از بيانيه هيأت داوران آمده است:

رسول مكرم اسلام(ص), از پس 23سال تلاش طاقت سوز و كوشش توان فرسا, در حالى كه سر بر سينه على نهاده بود با جمله (الى الرفيق الأعلى) به سوى سراى مينو پر كشيد.
پيامبر اكرم, در جايگاه زعامت امت و پيشواى رهايى بخش و عزت آفرين و رهبر جهل ستيز و آگاهى گستر; بيدارى, آگاهى, رهروى و استوار گاميِ امت را با بر جاى نهادن كتابى بزرگ, و مجموعه اى بديل رقم زده بود.

رسول الله, قرآن, كتابِ آگاهى, بيدارى, هدايت, خرد, حكمت و دانش دادگرى و نيكوكارى, عزت و كرامت, تدبّر و تأمل, پايدارى و تعهّدشناسى را بر جاى نهاده و فرموده بود:
چون فضاى زندگى شما تاريك شد, و فتنه ها چونان ابرهايى تيره و تاريكى آفرين بر گستره زندگى دامن گشود, به قرآن روى آوريد. و از آموزه هاى آن راه بجوييد…
اما مگر نه اين است كه قرآن به تعبير فرزند راستين آن على(ع) (مجموعه اى است صامت) كه بايد آن را به (سخن درآورد) اما چگونه؟! رسول الله(ص) فرمود قرآن را با (سنت) من به سخن درآوريد, يعنى چگونگى بهره گرفتن از آن و وارد شدن به وادى نور را از من فرا گيريد. بدين سان مؤمن جستجوگرِ (معارفِ حق) و تلاشگر در رسيدن به (حيات طيبه) براى دست يافتن به عزت و رهايى از ذلت و حضور در محضر قرآن چون به سنت نبوى رو آورَد درخواهد يافت كه آن رسول بيدارى و كرامت از پسِ بارهاى بار آگاهى بخشى, در آستانه رحلت براى رهايى امت از ضلالت (عترت) را همراه, همگام, همبر و همسوى (قرآن) شناساند و همگان را براى رسيدن به هدايت, كرامت و بهره جستن از معارف آفتابگون, و آموزه هاى (درياوار قرآن) به تمسك به (آل الله) فراخواند و آنان را (مفسران قرآن) و (آگاه ترين كسان در شناخت معارف قرآن) , (آگاه از پيدا و پنهان آن) و (چيره بر تنزيل و تأويل آن) معرفى كرد و همى تأكيد ورزيد كه هم گامى و همراهى با آنان نجات و پيشى گرفتن بر آنان و بى توجهى به رهنمودها, هدايتها و فروغ گسترى آنان در بهره ورى از قرآن و (معالم دين و ايمان), گرفتار آمدن در تاريكزار سياهى آفرين زندگى و مآلاً گمراهى و هلاكت است.

رسول خدا(ص) كه بيدارى و آگاهى امت دغدغه توان سوز و فردايى سرشار از ايمان و آگاهى و آرامش امتش, دلمشغولى همارگى اش بود, در جهت تأكيد بر آنچه آمد, از جمله اين كلمات معجزشيم را بر رواق تاريخ رقم زد و حجت را بر همگان تمام ساخت كه:
(على مع القرآن و القرآن مع على لن يفترقا حتى يردا عليّ الحوض)

و:
(القرآن معهم وهم مع القرآن لايفارقونه ولايفارقهم حتى يردوا عليّ الحوض)
اكنون نيك بنگريم كه پيامبر(ص) با اين بيان شكوهزاد چه جايگاهى را بر على و فرزندانش رقم مى زند.
قرآن با آنان است: يعنى در هدايت آفرينى, سپيده گشايى, راهنمايى انسان به مقصد اعلى و مقصود والا آن بزرگواران همراه و همبر قرآنند.
قرآن با آنان است: يعنى بهترين, گوياترين و استوارترين است در بر كشيدن فضايل آنان و برنمودن جايگاه آنان و واگفتن و گستراندن ارجمندى ها, عظمت ها و والايى هاى آنان.

آنان با قرآنند: يعنى آنان برجسته ترين و ارجمندترين كسانى هستند كه ابعاد قرآن را دريافته, حقايق آن را نيوشيده, بر آموزه هاى چيره گشته و به اعماق جليل آن رسيده اند.
آنان با قرآنند: يعنى آنان در مسير هدايت با قرآنند, قرآن نقشبند زندگى است و آنان الگوى رفتارى و پيشواى اجراى آموزه هاى آن, قرآن حقايق هدايت آفرين دارد و آنان بهترين هدايتگر به شاهراه هدايتند, قرآن حقيقتى استوار و مكتوبى است وحيانى و آنان مفسرانى بى بديل براى حقايق آن و روشنگرانى بى نظير براى معارف آن; و نه فقط با گفتارى بلند و بى همتا كه با (عينيت زندگى) و (لحظه لحظه هاى حضور) و تجسم عينى آن همه در صفحه زندگى و صحنه عمل.
و بالاخره آنان با قرآنند: يعنى آنان, استوار گام ترين مدافع قرآنند, كه حراست از قداست قرآن و حفاظت از عظمت قرآن و رسالت جاودانگى قرآن را از جان سپر ساخته و براى سلامت قرآن و دستخوش تحريف نگشتن آن از هيچ كوششى دريغ نورزيدند.
… اكنون و با درنگريستن به اين آفاق منوّر, و سيره اى سرشار از فرهنگ گسترى و ارزشيانى درمى يابيم كه پيامبر اكرم(ص) در حراست از كرامت و ارجمندى امت و جلوگيرى از ضلالت و گمراهى آن رسالتش را به استوارى و والايى گزارده بود و آنگاه بر امت بود كه آن همه را پاس دارد تا بدان چه رسولشان رقم زده, دست يابد, كه چنان نشد و قصّه پر غصّه تحريف, تدليس, دگرگون گرى, سياست بازى شكل گرفت و امت به جاى قرار گرفتن در بستر هدايت (پيشوايان الهى) و دست يافتن به (ارزش هاى متعالى) و سيراب شدن از شهد شيرين آموزه هاى قرآنى و ولايى, به وادى ديگرى ره سپرد و شد آنچه كه نمى بايد مى شد… و اكنون مگر انسان هاى حق مدار, فضيلت شناس, كرامند و رشيد را جز اين تواند بود كه حق را بشناسند, آن را پاس دارند, بگسترانند و بر آن استوار بمانند و ديگران را بدان بخوانند؟
و بانيان (كتاب سال ولايت) را جز اين هيچ انديشه اى نيست, يعنى تجليل و تكريم از همه آنان كه به قلمى, و يا قدمى و رقم زدن اثرى مكتوب و يا نشر و گسترش آن به اين فرهنگ گسترى ارزش بانى و حق مدارى يارى رسانده اند, و در جهت (احياء امر) امامان(ع) تلاشى درخور كرده اند.
دبيرخانه كتاب سال ولايت در ششمين دوره خود دعوت حوزه علميه كرمان, استاندارى و ارشاد اسلامى آن ديار را به گرمى پذيرفت. بدين سان اين دوره با مشاركت جدى و سخت كوشانه… و به ميزبانى مردم نيك نفس و نيك انديش كرمان برگزار مى گردد. اميدواريم اين جريان ارجمند فرهنگى بپايد و با تكريم و تجليل از چهره هاى والا و ارجمندى كه با تلاش, دقت و تأمل اثرى مكتوب در زندگى, معارف و آثار اهل بيت سامان داده اند, براى رسيدن به آن هدف گامى فراپيش نهد.

ارزيابى و گزينش آثار در ششمين دوره, همچون سال هاى پيش نيز بدين گونه است:
1. گردآورى اطلاعات مورد نياز درباره كتاب هاى منتشر شده در سال 1382 در زمينه سيره و شخصيت و آثار و معارف اهل بيت(ع) از طريق درج آگهى فراخوان در روزنامه هاى كثيرالانتشار, دريافت فهرست كتب منتشره از خانه كتاب, دعوت كتبى از ناشران كتاب هاى دينى براى ارسال كتاب, بررسى فهرست ها و مجلات كتابشناسى حوزه دين و ارسال فراخوان به رايزنى هاى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در سطح بين المللى.
2. رده بندى آثار براساس تأليف, تصحيح, ترجمه, تحقيق و تدوين و كتاب هاى ادبى.
3. بررسى و گزينش نهايى آثار, مراحل زير را طى كرده است:
الف. ارزيابى حدود 1300 عنوان كتاب در حوزه بزرگسالان, نشر يافته در سال 1382 درباره اهل بيت(ع) كه از اين تعداد 180 عنوان كتاب در بخش ويژه به امام حسن مجتبى(ع) اختصاص داشت و 70 عنوان نيز در سطح بين المللى مورد ارزيابى قرار گرفت.
همچنين در حوزه كودكان و نوجوانان از 147 اثر شناسايى شده 28 اثر به امام حسن مجتبى(ع) كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى منتشر شده اختصاص داشت و 119 عنوان به چهارده معصوم(ع) كه در سال 1382 انتشار يافته بود.
ب. 250 عنوان كتاب در حوزه بزرگسال و 18 عنوان كتاب در حوزه كودكان و نوجوانان به مرحله دوم راه يافت.
ج. در مرحله بعد 65 اثر در حوزه بزرگسالان انتخاب و مورد ارزيابى هيأت داوران قرار گرفت.
د. از ميان آثار راه يافته به مرحله پايانى تعداد 4 اثر برگزيده و 8 اثر تشويقى در حوزه بزرگسالان و نيز دو اثر برگزيده و يك اثر تشويقى در حوزه كودكان و نوجوانان توسط هيأت داوران انتخاب شد و به شرح زير معرفى مى شود: * آثار برگزيده در بخش تأليف:
1. كتاب (ما قبل نهاية التاريخ) تأليف حجت الاسلام شيخ جعفر العتريسى از كشور لبنان.
2. كتاب (عليُّ امامٌ البَرَره) تأليف آيت الله سيد محمد مهدى الخِرسان از كشور عراق.
3. كتاب (لِلّه و لِلحقيقة) تأليف حجت الاسلام والمسلمين شيخ على آل محسن از كشور عربستان سعودى.
4. كتاب (عليُّ ميزانُ الحقُ) تأليف حجت الاسلام والمسلمين شيخ محمد گوزل الآمِدى. * آثار تشويقى
الف. بخش تأليف:
1. كتاب (الشعائرُ الحسينيه) تأليف حجت الاسلام والمسلمين محمد السّند.
2. كتاب (اهل البيت اِمامَتُهم و حياتُهم) تأليف حجت الاسلام محمدعلى انصارى.
3. كتاب (حقايق پنهان) تأليف حجت الاسلام احمد زمانى.
4. كتاب (جمال دولت محمد) تأليف آقاى مصطفى دلشاد تهرانى.
5. كتاب (سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمه(ع)) تأليف حجت الاسلام محمدرضا جبارى.
ب. بخش تحقيق:
6. كتاب (مُختَصَرُ بَصائرُ الدّرجات) تأليف حجت الاسلام عبادالله سرشار تهرانى.
7. كتاب (دلائل الصّدق) اثر مديريت محترم مؤسسه آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث.
ج. بخش ترجمه:
8. كتاب (دانشنامه اميرالمؤمنين) ترجمه حجج الاسلام والمسلمين آقايان: سيد ابوالقاسم حسينى (ژرفا), محمدعلى سلطانى, مهدى مهريزى, عبدالهادى مسعودى, جواد محدثى. *آثار برگزيده در حوزه كودكان و نوجوانان:
1. كتاب (آسمان دوم) تأليف آقاى جعفر ابراهيمى (شاهد).
2. كتاب (نيمه شبى در حِلّه) تأليف آقاى مظفر سالارى. * اثر تشويقى كتاب (آواز مرغ باران) تأليف آقاى مجيد ملامحمدى
هيأت داوران در بخش ويژه كتاب سال ولايت, به پاس خدمات ارزشمند و شايسته محقق محترم آيت الله سيّد محمدباقر ابطحى و انتشار آثار مناسب درباره خاندان عصمت و طهارت(ع), از ايشان به عنوان نويسنده فعال در اين حوزه تقدير مى كند. گفتنى است جناب آقاى ابطحى جوايز خود را براى ساخت كتابخانه اى در بم با همكارى اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى كرمان و استاندارى هديه كردند.
همچنين هيأت داوران از (انتشارات صدوق) به مديريت آقاى على اكبر غفارى, كه خود از نويسندگان و محققان توانمند كشور هستند, به سبب بيش از نيم قرن كوشش صادقانه در تحقيق و انتشار آثار ارزشمند درباره سيره و شخصيت و آثار و معارف چهارده معصوم(ع) قدردانى مى كند.
گفتنى است كه استاندار محترم كرمان در خلال برنامه هاى همايش گزارش مبسوطى از زلزله بم و ميزان خسارت هاى وارده و پيشرفت كار بازسازى شهر بم ارائه نمودند كه بسيار جالب و حائز اهميت بود.
شركت كنندگان پس از پايان همايش از نمايشگاه كتاب كه در مسجد جامع كرمان برپا شده بود, ديدن كردند. آينه پژوهش