كسانى كه تلاش مىكنند تا حرفهاى اشتباه خود را به هر قيمتى، توجيه نمايند و بر اشتباهاتشان سرپوش نهند، اعتماد ديگران را از خود سلب مىكنند و نتيجه اين سلب اعتماد، اين مىشود كه سخنان درست و صحيح آنان نيز مورد توجه ديگران قرار نمىگيرد.
به هر روى، طرفين بحث همواره بايد مواظب باشند كه بحث و گفتگوى آنان به مراء و جدال بىحاصل كشيده نشود. در روايات فراوانى از مراء و جدال به شدت نهى شده است. اولياى دين تأكيد كردهاند كه مراء و جدال، حتى در جاهايى كه حق به جانب جدالكننده باشد، با ايمان واقعى در تعارض و تضاد است. پيامبر اكرم6در اينباره مىفرمايد:
هيچ كسى به كمال حقيقت ايمان نمىرسد مگر اينكه از مراء خوددارى كند، حتى اگر حق با او باشد.[1]
امام على7در نكوهش مراء و ستيزهجويى علمى مىفرمايد:
از مراء و دشمنى در گفتار بپرهيزيد؛ چراكه ايندو، دلها را نسبت به برادران بيمار مىكند و دورويى و نفاق بر روى آنها مىرويد.[2]
امام صادق7مىفرمايد:[3]مراء از چهار حالت بيرون نيست: يا در باره موضوعى است كه هر دو طرف حقيقت آن را مىدانند، كه در اينصورت كار آنان جز رسوايى طرفين و ضايع شدن آن موضوع، پيامدى نخواهد داشت؛ و يا در باره موضوعى است كه هيچ يك از طرفين حقيقت آن را نمىداند؛ روشن است كه در اين صورت جهل و نادانى خود را آشكار كرده و از حماقت خويش خبر دادهاند؛ و يا آنكه در باره موضوعى است كه فقط يك طرف حقيقت آن را مىداند كه در اينصورت، كسى كه حقيقت موضوع را مىداند و در عينحال، به مراء با كسى كه نسبت به موضوع جاهل است مىپردازد
[1]- لايَستَكْمِلُ عبدٌ حقيقةَ الايمانِ حَتَّى يَدَعَ المِراءَ و ان كان مُحِقاً.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 2، باب 17، ص 138، حديث 53)
[2]- ايّاكم و المراءُ و خصومة فانَّهما يَمْرُضانِ القلوبَ على الاخوان و يُنْبِتُ عليهما النفاقُ.( محمد بن يعقوب كلينى، اصول الكافى، ج 2، ص 330، روايت 1)
[3]- امام صادق7: المراءُ لايَخْلُو من اربعةِ اوجُه: امّا ان تَتَمارى انت و صاحبُك فيما تعلمان، فقد تَرَكْتما بذلك النصيحةَ و طَلَبْتماالفَضيحةَ و اضَعْتُما ذلك العلمَ او تَجهلانه فأَظْهَرْتُما جَهلًا و خاصَمْتُما جهلًا و اما تَعْلَمه انت فَظَلَمْتَ صاحِبَك بِطَلَبِ عَثرَتِهِ او يَعْلَمُه صاحِبُك فَتَرَكْتَ حُرمَتَه و لمتَنْزِله منزِلَتَه و هذا كلُّه محالٌ، فَمَنْ انصَفَ و قَبِل الحقَّ و تَرَكَ المماراةَ فقد اوْثَقَ ايمانَه واحْسَنَ صُحْبَةَ دينهِ وصان عقلَه.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 2، باب 17، ص 135، حديث 32)
با برملاكردن خطاهاى علمى و اخلاقى طرف مقابل به او ظلم كرده است؛ و كسى كه بهرغم جهلش نسبت به حقيقت موضوع به مراء با عالم به آن موضوع مىپردازد، خبر از حقناشناسى و حرمتشكنى خود نسبت به علم و عالم داده است.
پرسش
1. در مناظرهها و گفتگوهاى علمى بايد به دنبال چه اهدافى باشيم؟ توضيح دهيد.
2. آداب اخلاقى مناظره علمى را ذكر كرده، هر كدام را به اختصار توضيح دهيد.
3. مراء را تعريف كرده و بگوييد كه منشأ اين رذيله اخلاقى چيست؟
براى مطالعه بيشتر
1. گفتگوى تمدنها در قرآن و سنت، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه محمدعلى سلطانى، قم:
دارالحديث، 1379.
2. مقدمهاى بر گفتگوى تمدنها از ديدگاه اسلام، على قائمى، تهران: سازمان ملى جوانان، 1380.
(به ويژه بخش نهم اين كتاب تحت عنوان «ضوابط و شرايط گفتگو»)
3. گفتگو و تفاهم در قرآن كريم، محمدحسين فضلاللَّه، ترجمه حسين ميردامادى، تهران: مركز بينالمللى گفتگوى تمدنها و انتشارات هرمس، 1380.
كتابنامه: فارسى- عربى- انگليسى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
كتابنامه
1. آذربايجانى، مسعود، «ضعف و قوت انگيزه در پژوهش»، دوفصلنامهپژوهش، 1383، پيششماره اول.
2. آريانپور، ا. ح.،پژوهش، تهران: اميركبير، چهارم، 1362.
3. آريانپور، ا. ح.،فرويديسم، تهران: شركت سهامى كتابهاى جيبى، دوم، 1357.
4. ابن اثير، عزالدين،الكامل فى التاريخ، بيروت: دار احياء التراث العربى، 1408 ه. ق.
5. ابن أبى الحديد،شرح نهج البلاغه، قم: مكتبه آيةاللَّه المرعشى النجفى، الثانيه، 1387 ه. ق.
6. ابن خلدون، عبدالرحمن،تاريخ ابن خلدون، بيروت: دار الكتب العلمية، 1413 ه. ق.
7. ابن سينا،الالهيات من كتاب الشفاء، تحقيق حسن حسنزاده آملى، قم: دفتر تبليغات اسلامى، 1376.
8. ابن منظور،لسان العرب، بيروت: دار احياء التراث العربى، 1416 ه. ق.
9. ابن اثير، عزالدين،اسد الغابة فى معرفة الصحابة، بىجا: المكتبه الاسلاميه، بىتا.
10. استور، آنتونى،فرويد، ترجمه حسن مرندى، تهران: طرح نو، 1375.
11. اسفنديارى، محمد،بعد اجتماعى اسلام، قم: نشر خرم، 1375.
12. اسفنديارى، محمد، «درك كردن و رد كردن»،آينه پژوهش، سال پنجم، شماره اول، خرداد و تير 1373.
13. اسلامى، حسن، «امر به معروف و نهى از منكر»،دانشنامه امام على، ج 6، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، 1380.
14. اسلامى، سيدحسن،اخلاق نقد، قم: نشر معارف، 1383.
15. اسلامى، سيدحسن،امام، اخلاق، سياست، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينى قدس سره، 1381.
16. اكبرى، محمود،غيرتمندى و آسيبها، قم: گلستان ادب، 1381.
17. الآمدى، عبدالواحد،غرر الحكم و درر الكلم، بيروت: مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، 1407.
18. البلازرى، محمد بن يحيى،انساب الاشراف، بيروت: دار الفكر، 1417.
19. الجوهرى، اسماعيل بن حماد،الصحاح، تحقيق احمد عبدالغفور عطار، بيروت: دار العلم للملايين، الرابعة، 1990 م.
20. الحاكم النيسابورى،المستدرك على الصحيحين، تحقيق مصطفىعبدالقادر عطا، بيروت: دارالكتب العلميه، بىتا.
21. الحداد، احمد بن عبدالعزيز،اخلاق النبى فى القرآن و السنه، بىجا: دار الغرب الاسلامى، الثانيه، 1419 ه. ق.
22. الحر العاملى، محمد بن حسن،وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة، بيروت: مؤسسة آلالبيت لاحياء التراث، 1412 ه. ق.
23. الدنبرگ، هرمان،فروغ خاور (زندگى، آيين و رهبانيت بودا)، ترجمه بدرالدين كتابى، تهران: اقبال، سوم، 1373.
24. الزبيدى، محمدمرتضى،تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت: دار مكتبة الحياة، بىتا.
25. الطباطبائى، محمدحسين،الميزان فى تفسير القرآن، قم: جامعة المدرسين، بىتا.
26. الطبرى، محمد بن جرير،تاريخ الطبرى (تاريخ الامم و الرسل و الملوك)، القاهرة: مطبعة الاستقامة، 1358 ه. ق.
27. الطوسى، أبى جعفر محمد بن الحسن،تهذيب الاحكام، بيروت: دار التعارف للمطبوعات، 1412 ه. ق.
28. العاملى، جعفر مرتضى،الصحيح من سيرة النبى الاعظم، قم: جامعة المدرسين، دوم، 1402 ه. ق.
29. العسكرى، سيدمرتضى،عقائد الاسلام من القرآن الكريم، تهران: شركة التوحيد للنشر، 1414 ه. ق.
30. الهجويرى الغزنوى، على بن عثمان،كشف المحجوب، تصحيح والنتين ژوكوفسكى، تهران:
اميركبير، 1336.
31. امين، محسن،اعيان الشيعة، تحقيق حسن امين، بيروت: دار التعارف للمطبوعات، بىتا.
32. ايوب، سعيد،از ژرفاى فتنهها، ترجمه سيدحسن اسلامى، قم: مركز بررسىهاى اسلامى الغدير، 1378.
33. باستانى پاريزى، محمدابراهيم،هزارستان، تهران: بهنگار، 1370.
34. برن، ژان،فلسفه اپيكور، ترجمه ابوالقاسم پورحسينى، تهران: امير كبير، 1357.
35. بريه، اميل،تاريخ فلسفه در دوره انتشار فرهنگ يونانى و دوره رومى، ترجمه عليمراد داودى، تهران: دانشگاه تهران، 1356.
36. بلاغى، صدرالدين،برهان قرآن، تهران: اميركبير، هفتم، 1360.
37. بى. ناس، جان،تاريخ جامع اديان، ترجمه علىاصغر حكمت، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، نهم، 1377.
38. پاپكين، ريچارد و آوروم استرول،كليات فلسفه، ترجمه و اضافات جلالالدين مجتبوى، تهران:
حكمت، هجدهم، 1381.
39. پوپر، كارل،اسطوره چارچوب، ترجمه على پايا، تهران: طرح نو، 1379.
40. پورجوادى، نصراللَّه، «انتقاد از كتاب، نه از نويسنده»،نشر دانش، سال چهارم، شماره چهارم، خرداد و تير 1363.
41. پور جوادى، نصراللَّه، «مالكيت معنوى»،نشر دانش، شماره 107، سال بيستم، شماره چهارم، زمستان 1382.
42. پونتارا، جوليانو، «اخلاق، سياست، انقلاب»، ترجمه حميد غفارى،نامه فرهنگ، سال دوم، شماره 1 و 2، پاييز و زمستان 1370.
43. توكلى، غلامحسين،خاستگاه دين از نگاه فرويد، تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردى، 1378.
44. تهرانى، مجتبى،اخلاق الاهى، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، دوم، 1381.
45. ثابت، حافظ، «در آمدى بر تربيت جنسى در نهج البلاغه»،تربيت اسلامى، شماره 4، زمستان 1379.
46. جلالالدين محمد بلخى،مثنوى معنوى، تهران: نگاه، پنجم، 1373.
47. جوادى آملى، عبداللَّه،تسنيم؛ تفسير قرآن كريم، ج 1، قم: اسراء، 1378.
48. جوادى آملى، عبداللَّه،شريعت در آينه معرفت، قم: رجاء، 1372.
49. جوادى، محسن،مسئله بايد و هست، قم: دفتر تبليغات اسلامى، 1375.
50. حافظ، شمس الدين محمد،ديوان اشعار.