اين روايت متواتر نيز آمده است: «... مردى از اهل بيت من خارج مىشود ... زمين را از عدل و قسط پر مىكند؛ همانگونه كه از ظلم و ستم آكنده شده بود».[1]
قسط اسلامى (تقسيم و توزيع عادلانه بيت المال)، بدون هيچگونه تبعيضى در عصر حكومت درخشان امام عصر، محقّق شده و ثروت و امكانات، در اختيار مستحقان قرار مىگيرد. به اين ترتيب امر توزيع، به نحو عادلانه و احسن صورت مىگيرد و از شكاف عميق طبقاتى جلوگيرى مىكند.[2]در آن دوران، همه در استفاده از بيت المال، مواهب طبيعى، معادن و ... مساوى و برابر خواهند بود و از بخششهاى الهى و نعمتهاى مادى بهطور مساوى استفاده خواهند كرد و بيت المال براى همگان بهطور يكسان مصرف خواهد شد:
« [مهدى] مال را علىالسويه تقسيم مىكند و قلوب امت پيامبر صلى اللّه عليه و اله از غنا پر مىشود و عدل او گسترش مىيابد ...».[3]همچنين: «او بهطور مساوى (برابر) تقسيم مىكند و ميان همه مردم- نيكوكار و بدكار- به عدالت رفتار مىنمايد».[4]
البته منظور از تقسيم عادلانه ثروت در شكل تقسيم مساوى، اشاره به اموال بيت المال و اموال عمومى بهطور كلى است كه همگان در حكومت اسلامى، در مقابل آن برابرند و يا اشاره به اين است كه در شرايط مساوى، امتيازات و پاداشها و اجرتها، مساوى به افراد داده شود و تبعيضى صورت نمىگيرد؛ به عكس آنچه كه در دنياى كنونى
[1].« ... يخرج رجل من اهل بيتى .... يملأها عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 438 و 446؛ على بن محمّد خزّاز قمى، كفاية الاثر، ص 67؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 424.
[2]. ر. ك: محمّد مهدى اشتهاردى، حضرت مهدى فروغ تابان،( قم: مسجد مقدس جمكران، 1380)، صص 125- 128.
[3].« يقسّم المال صحاحا( بالسويه) ... و يملأ اللّه قلوب أمة محمّد صلى اللّه عليه و اله غنىّ و يسعهم عدله ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 483؛ علاء الدين متقى هندى، كنز العمّال، ج 14، ح 38653.
[4].« فانّه يقسم بالسوية و يعدل في خلق الرحمان، البرّ منهم و الفاجر»: همان، ج 51، ص 29 و شبيه آن ر. ك:
محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 161، ح 3.
ديده مىشود. پس روشن است كه در برابر كار بيشتر و تلاش و لياقت فزونتر، سرمايه و امكانات بيشترى نيز پرداخت مىشود.
3- 3- 3. حركت به سوى اقتصاد سالم
اقتصاد سالم و رفع كاستىها و ناراستىها از آن، در سايه اقدامات چندى صورت مىگيرد كه به بعضى از آنها اشاره مىشود: «هنگامىكه قائم ما قيام كند، بر همه ثروت اندوزان ذخيره گنج و ثروت را حرام مىكند؛ بر صاحبان گنجها است كه گنجهاى خود را به پيش او بياورند تا در راه سركوبى دشمنان خرج شود»[1]و «در دولت امام مهدى (عج) رباخوارى از ميان مىرود».[2]
«هنگامىكه قائم ما قيام كند، قطايع (زمينهايى كه زمامداران و حاكمان جور در مالكيّت خود درآورده يا واگذار كردهاند) از بين مىرود؛ بهطورى كه ديگر قطايعى در ميان نخواهد بود».[3]«او از بنى شيبه شروع مىكند و دستهايشان را قطع مىنمايد؛ چون آنها دزدان خانه خداى تعالى هستند».[4]«چون قائم (عج) قيام كند و وارد كوفه شود ...
زمينهاى مصادره شده را به صاحبانش باز مىگرداند».[5]
پس دولت مهدوى در جهت استفاده صحيح از موهبتهاى طبيعى (گنجها و
[1].« فإذا قام قائمنا حرّم على كلّ ذى كنز كنزه حتّى يأتوا به فيستعين به على عدوّه ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ح 4، ص 61، ح 4؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 29، ص 547؛ محمد بن حسن شيخ طوسى، التهذيب، ج 4، ص 164، ح 24.
[2].« يذهب الربا ....»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 476؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 616.
[3].« إذا قام قائمنا اضمحلت القطائع فلا قطائع»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 17، ص 222؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 309، ح 1.
[4].« ... يبدأ ببنى شيبة فيقطع أيديهم لأنهم سرّاق بيت اللّه تعالى»: محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 229، ح 1؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 273، ح 5؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 307، ح 2.
[5].« إذا ظهر القائم و دخل الكوفة ... و يردّ السواد إلى اهله»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 390؛ مصطفى آل سيد كاظمى، بشارة الإسلام، ص 253.
معادن)، عمران و آبادانى شهرها و كشورها، بىنيازى و استغناى مردم، كمك به بدهكاران و فقيران، توزيع عادلانه امكانات و بيت المال، ايجاد اقتصاد سالم، رونق كشاورزى و دامپرورى و ... تلاش ويژهاى انجام مىدهد.
فصل سوم: پيامدها و بروندادها
پيامدها و بروندادها
هر نظام سياسى براى ايفاى وظايف و كارويژههاى خود، از سه فرآيند نهاده، تبديل و داده (خروجى) تشكيل مىشود. مهمترين و ارزشمندترين بخش آن، بروندادها (دادهها) و خروجىهايى است كه كارآمدى و كارآيى نظام در آنها جلوهگر شده و دستيابى به اهداف و سياستها مشخص مىگردد.
در تحليل سيستم دولت مهدوى و بررسى كارآيى و كارآمدى آن، توجّه به پيامدها و دادههاى آن (آثار و نتايج) در ابعاد گوناگون، ضرورى به نظر مىرسد. براى فهم و درك اين فرآيند، نياز به شاخصها و ملاكهايى است تا ميزان توفيق در انجام وظايف، تحقق اهداف و آرمانها و جلب رضايتمندى روشن شود. اين شاخصها در فصل «دولت و سياست از ديدگاه شيعه» بيان شد و اينك فرصت بررسى آنها فراهم آمده است. در ابتدا گفتنى است كه مهمترين و بارزترين پيامدها و بروندادهاى نظام سياسى مهدوى در چند انگاره جلوهگر است:
يك. معنويت (اخلاق، معرفت و كمال)؛
دو. عدالت (قسط، عدل و تعادل)؛
سه. عقلانيت (دانش و خردورزى).
چهار. توسعه (رفاه، عمران و آبادى)
اين انگاره در عرصههاى سياست، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد به خوبى متبلور و نمايان شده است. با بررسى شاخصها و معيارهاى جامعه آرمانى اسلام، اين ادعا به روشنى فهم و اثبات مىشود:
1. ارتباط فرد با خداى متعال: در نظام سياسى مهدوى، اين انگاره، در رأس برنامهها و سياستها قرار دارد و همه فعاليتها و كارويژههاى دولت در جهت توحيد، عبوديت و عبادت سامان مىيابد. در اين راستا اخلاق و رفتارهاى مردم تغيير و آموزههاى مذهبى، اخلاقى و عرفانى گسترش و حاكميت مىيابد. تربيت دينى، تهذيب و تزكيه نفوس، دينمدارى و ايمان باعث تقرّب به خدا و رسيدن به كمال نهايى (معرفت و وصال الهى) مىشود و بدين وسيله رابطه انسان با آفريدگارش، تصحيح و كامل مىشود. در اين جامعه، شرك، كفر، نفاق، الحاد و دينستيزى ريشهكن شده و عاملان و كارگزاران فسادهاى دينى و هواپرستى از بين خواهند رفت. در اين روز موعود پايان سرنوشت محتوم شيطان و جبهه باطل است.
2. ارتباط فرد با خود: انسان در جامعه آرمانى مهدوى، به كرامت، شخصيت و ارزش واقعى خود پى خواهد برد و به شناختى درست از خود و استعدادها و شايستگىهايش- براى رسيدن به مقام خليفة اللهى- دست خواهد يافت. همه مواهب و امكانات مادى و معنوى در اختيار او و براى بالندگى معنوى و رفاه دنيوى او، قرار خواهد گرفت. دانش، خرد و انديشه او متعالى و رفتار، كردار و گفتارش اخلاقى و متكامل خواهد بود. نتيجه اين معرفت و دانش، باورداشت و شناخت هرچه بيشتر خداوند و درك وظايف، مسؤوليتها و تكاليف دينى، اخلاقى و سياسى خود است. همچنين دورى از گناه، فساد، جنايت، خونريزى و تجاوز (رذايل اخلاقى) و پايبندى به صداقت و درستى، احسان، نيكى، طاعت و عبادت، رعايت حلال و حرام و ... (فضايل اخلاقى) از شاخصهها و ويژگىهاى بارز اين عصر است.
3. ارتباط فرد با طبيعت: در عصر زندگى، انسان رابطهاى سالم و متعادل با طبيعت
خواهد داشت؛ يعنى، هم از تمامى مواهب، نعمتها و گنجهاى سرشار آن استفاده كرده و به زندگى خود سر و سامان خواهد داد و هم از اسراف، تبذير، آلودگى محيط زيست، اتلاف منابع و دستاندازى ناروا به طبيعت دورى خواهد كرد. علاوه بر اين به جهت از بين رفتن گناهان و آلودگىها و گسترش و فراگيرى نيكىها و فضيلتها و اعمال صالح، زمين و آسمان نعمتها و بركتهاى خود را سخاوتمندانه در اختيار انسانها قرار مىدهد. انسان نيز با خردورزى و انديشه درست در جهان هستى و نيز توجّه به باطن و عمق كائنات و مخلوقات و براى شكر و سپاس اين نعمتها، طبيعت را پل و معبرى براى شناخت و تقرّب به خدا قرار خواهد داد و استفاده او از اختراعات، اكتشافات و لذّات مادى، براساس حكمت، معنويت و عدالت خواهد بود.
4. ارتباط فرد با انسانهاى ديگر: در جامعه موعود جهانى، انسانها روابطى دوستانه و اخلاقى و براساس دو اصل «عدالت» و «احسان» باهم خواهند داشت. از تجاوز به حقّ همديگر و ظلم و ستم و خيانت دورى جسته و به حقوق، شخصيت و خواستههاى بجاى ديگران، احترام مىگذارند. در اين رابطه چندسويه، نهادها و ركنهاى مختلف زندگى بشرى، مفهوم و معناى واقعى يافته و هرچيز بهطور صحيح در جاى خود قرار خواهد گرفت. «نهاد خانواده»، ركن مهم تربيت و پرورش اخلاقى، نهاد «اقتصاد»، ركن توسعه و عمران، «نهاد سياست (دولت)»، عامل ايجاد عدالت و معنويت و نهاد «فرهنگ و دانش»، موجب تعالى و شكوفايى جامعه خواهند بود ....
اين جامعه آرمانى به درستى در روايات تصوير شده و در ادعيه اهلبيت نيز ويژگىها و صفات بىنظير آن بيان شده است. محورهاى سهگانه دادهها و پيامدهاى دولت امام مهدى (عج) عبارت است از:
يك. عدالت و امنيت
استقرار حكومت جهانى، نابودى دولتهاى باطل، تثبيت و گسترش عدالت (تعادل در امور)، صلح، امنيت و در نتيجه ريشهكنى جنگها، ستمها، تبعيضها، بىعدالتىها،
استثمارها و ... از آثار و پيامدهاى حتمى ظهور و تشكيل دولت امام مهدى (عج) است.
تمامى شرّها- به خصوص كژىهايى كه به وسيله حاكمان ستمگر، ثروتاندوزان فاسد و مستكبران كينهجو شيوع يافته- از بين خواهد رفت و تنها خوبىها و نيكىها باقى خواهد ماند: «شرّ از جهان رخت برمىبندد و تنها خير باقى مىماند»[1]و زمين از هر تجاوزگرى، ناپاكى و ظلمى پاك خواهد شد: «به وسيله او زمين را از هر تجاوزى پاك و از هر ستمى خالى مىكند».[2]بر اين اساس مىتوان پيامدها و آثار زير را برشمرد:
1- 1. برترى و استقرار دولت حق:
يكى از بركات و نتايج درخشان وجود امام زمان عليه السّلام، فرج و گشايش در امور مردم[3]، عزّت و بزرگى مسلمانان،[4]قرار گرفتن در اوج تعالى و منزلت والا[5]، درك روز فتح و پيروزى[6]و استقرار امنيت و عدالت در سايه حكومت جهانى و دولت عدل مهدوى است:
الف. حاكميت فراگير جهانى: «خداوند مهدى و اصحابش را حاكمان شرق و غرب زمين قرار مىدهد»[7]و نيز: «دولت مهدى بر شرق و غرب جهان حاكم مىشود».[8]
[1].« يذهب الشرّ و يبقى الخير»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 472؛ يوسف مقدسى شافعى، عقد الدرر في اخبار المنتظر، ص 26؛ على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 228.
[2].« يطهّر اللّه به الارض من كلّ جور و يقدّسها من كلّ ظلم»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 371؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 524؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 434.
[3].« أبشروا بالفرج فإنّ وعد اللّه لا يخلف»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، الامالى، ص 352، ح 726؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 1، ص 398.
[4].« تعظم الامة و يعزّهم»: علاء الدين متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38700.
[5].« من ادركها منكم كان معنا في السنام الاعلى»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 195، ح 2؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 136، ح 41.
[6].« يوم الفتح تفتح الدنيا على القائم»: سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 438.
[7].« ... المهدى و اصحابه يملكهم اللّه مشارق الارض و مغاربها»: همان، ص 339؛ على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى، ج 2، ص 87.
[8].« يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمّد بن عى شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 380، ح 27.