ديده مىشود. پس روشن است كه در برابر كار بيشتر و تلاش و لياقت فزونتر، سرمايه و امكانات بيشترى نيز پرداخت مىشود.
3- 3- 3. حركت به سوى اقتصاد سالم
اقتصاد سالم و رفع كاستىها و ناراستىها از آن، در سايه اقدامات چندى صورت مىگيرد كه به بعضى از آنها اشاره مىشود: «هنگامىكه قائم ما قيام كند، بر همه ثروت اندوزان ذخيره گنج و ثروت را حرام مىكند؛ بر صاحبان گنجها است كه گنجهاى خود را به پيش او بياورند تا در راه سركوبى دشمنان خرج شود»[1]و «در دولت امام مهدى (عج) رباخوارى از ميان مىرود».[2]
«هنگامىكه قائم ما قيام كند، قطايع (زمينهايى كه زمامداران و حاكمان جور در مالكيّت خود درآورده يا واگذار كردهاند) از بين مىرود؛ بهطورى كه ديگر قطايعى در ميان نخواهد بود».[3]«او از بنى شيبه شروع مىكند و دستهايشان را قطع مىنمايد؛ چون آنها دزدان خانه خداى تعالى هستند».[4]«چون قائم (عج) قيام كند و وارد كوفه شود ...
زمينهاى مصادره شده را به صاحبانش باز مىگرداند».[5]
پس دولت مهدوى در جهت استفاده صحيح از موهبتهاى طبيعى (گنجها و
[1].« فإذا قام قائمنا حرّم على كلّ ذى كنز كنزه حتّى يأتوا به فيستعين به على عدوّه ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ح 4، ص 61، ح 4؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 29، ص 547؛ محمد بن حسن شيخ طوسى، التهذيب، ج 4، ص 164، ح 24.
[2].« يذهب الربا ....»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 476؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 616.
[3].« إذا قام قائمنا اضمحلت القطائع فلا قطائع»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 17، ص 222؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 309، ح 1.
[4].« ... يبدأ ببنى شيبة فيقطع أيديهم لأنهم سرّاق بيت اللّه تعالى»: محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 229، ح 1؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 273، ح 5؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 307، ح 2.
[5].« إذا ظهر القائم و دخل الكوفة ... و يردّ السواد إلى اهله»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 390؛ مصطفى آل سيد كاظمى، بشارة الإسلام، ص 253.
معادن)، عمران و آبادانى شهرها و كشورها، بىنيازى و استغناى مردم، كمك به بدهكاران و فقيران، توزيع عادلانه امكانات و بيت المال، ايجاد اقتصاد سالم، رونق كشاورزى و دامپرورى و ... تلاش ويژهاى انجام مىدهد.
فصل سوم: پيامدها و بروندادها
پيامدها و بروندادها
هر نظام سياسى براى ايفاى وظايف و كارويژههاى خود، از سه فرآيند نهاده، تبديل و داده (خروجى) تشكيل مىشود. مهمترين و ارزشمندترين بخش آن، بروندادها (دادهها) و خروجىهايى است كه كارآمدى و كارآيى نظام در آنها جلوهگر شده و دستيابى به اهداف و سياستها مشخص مىگردد.
در تحليل سيستم دولت مهدوى و بررسى كارآيى و كارآمدى آن، توجّه به پيامدها و دادههاى آن (آثار و نتايج) در ابعاد گوناگون، ضرورى به نظر مىرسد. براى فهم و درك اين فرآيند، نياز به شاخصها و ملاكهايى است تا ميزان توفيق در انجام وظايف، تحقق اهداف و آرمانها و جلب رضايتمندى روشن شود. اين شاخصها در فصل «دولت و سياست از ديدگاه شيعه» بيان شد و اينك فرصت بررسى آنها فراهم آمده است. در ابتدا گفتنى است كه مهمترين و بارزترين پيامدها و بروندادهاى نظام سياسى مهدوى در چند انگاره جلوهگر است:
يك. معنويت (اخلاق، معرفت و كمال)؛
دو. عدالت (قسط، عدل و تعادل)؛
سه. عقلانيت (دانش و خردورزى).
چهار. توسعه (رفاه، عمران و آبادى)
اين انگاره در عرصههاى سياست، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد به خوبى متبلور و نمايان شده است. با بررسى شاخصها و معيارهاى جامعه آرمانى اسلام، اين ادعا به روشنى فهم و اثبات مىشود:
1. ارتباط فرد با خداى متعال: در نظام سياسى مهدوى، اين انگاره، در رأس برنامهها و سياستها قرار دارد و همه فعاليتها و كارويژههاى دولت در جهت توحيد، عبوديت و عبادت سامان مىيابد. در اين راستا اخلاق و رفتارهاى مردم تغيير و آموزههاى مذهبى، اخلاقى و عرفانى گسترش و حاكميت مىيابد. تربيت دينى، تهذيب و تزكيه نفوس، دينمدارى و ايمان باعث تقرّب به خدا و رسيدن به كمال نهايى (معرفت و وصال الهى) مىشود و بدين وسيله رابطه انسان با آفريدگارش، تصحيح و كامل مىشود. در اين جامعه، شرك، كفر، نفاق، الحاد و دينستيزى ريشهكن شده و عاملان و كارگزاران فسادهاى دينى و هواپرستى از بين خواهند رفت. در اين روز موعود پايان سرنوشت محتوم شيطان و جبهه باطل است.
2. ارتباط فرد با خود: انسان در جامعه آرمانى مهدوى، به كرامت، شخصيت و ارزش واقعى خود پى خواهد برد و به شناختى درست از خود و استعدادها و شايستگىهايش- براى رسيدن به مقام خليفة اللهى- دست خواهد يافت. همه مواهب و امكانات مادى و معنوى در اختيار او و براى بالندگى معنوى و رفاه دنيوى او، قرار خواهد گرفت. دانش، خرد و انديشه او متعالى و رفتار، كردار و گفتارش اخلاقى و متكامل خواهد بود. نتيجه اين معرفت و دانش، باورداشت و شناخت هرچه بيشتر خداوند و درك وظايف، مسؤوليتها و تكاليف دينى، اخلاقى و سياسى خود است. همچنين دورى از گناه، فساد، جنايت، خونريزى و تجاوز (رذايل اخلاقى) و پايبندى به صداقت و درستى، احسان، نيكى، طاعت و عبادت، رعايت حلال و حرام و ... (فضايل اخلاقى) از شاخصهها و ويژگىهاى بارز اين عصر است.
3. ارتباط فرد با طبيعت: در عصر زندگى، انسان رابطهاى سالم و متعادل با طبيعت
خواهد داشت؛ يعنى، هم از تمامى مواهب، نعمتها و گنجهاى سرشار آن استفاده كرده و به زندگى خود سر و سامان خواهد داد و هم از اسراف، تبذير، آلودگى محيط زيست، اتلاف منابع و دستاندازى ناروا به طبيعت دورى خواهد كرد. علاوه بر اين به جهت از بين رفتن گناهان و آلودگىها و گسترش و فراگيرى نيكىها و فضيلتها و اعمال صالح، زمين و آسمان نعمتها و بركتهاى خود را سخاوتمندانه در اختيار انسانها قرار مىدهد. انسان نيز با خردورزى و انديشه درست در جهان هستى و نيز توجّه به باطن و عمق كائنات و مخلوقات و براى شكر و سپاس اين نعمتها، طبيعت را پل و معبرى براى شناخت و تقرّب به خدا قرار خواهد داد و استفاده او از اختراعات، اكتشافات و لذّات مادى، براساس حكمت، معنويت و عدالت خواهد بود.
4. ارتباط فرد با انسانهاى ديگر: در جامعه موعود جهانى، انسانها روابطى دوستانه و اخلاقى و براساس دو اصل «عدالت» و «احسان» باهم خواهند داشت. از تجاوز به حقّ همديگر و ظلم و ستم و خيانت دورى جسته و به حقوق، شخصيت و خواستههاى بجاى ديگران، احترام مىگذارند. در اين رابطه چندسويه، نهادها و ركنهاى مختلف زندگى بشرى، مفهوم و معناى واقعى يافته و هرچيز بهطور صحيح در جاى خود قرار خواهد گرفت. «نهاد خانواده»، ركن مهم تربيت و پرورش اخلاقى، نهاد «اقتصاد»، ركن توسعه و عمران، «نهاد سياست (دولت)»، عامل ايجاد عدالت و معنويت و نهاد «فرهنگ و دانش»، موجب تعالى و شكوفايى جامعه خواهند بود ....
اين جامعه آرمانى به درستى در روايات تصوير شده و در ادعيه اهلبيت نيز ويژگىها و صفات بىنظير آن بيان شده است. محورهاى سهگانه دادهها و پيامدهاى دولت امام مهدى (عج) عبارت است از:
يك. عدالت و امنيت
استقرار حكومت جهانى، نابودى دولتهاى باطل، تثبيت و گسترش عدالت (تعادل در امور)، صلح، امنيت و در نتيجه ريشهكنى جنگها، ستمها، تبعيضها، بىعدالتىها،
استثمارها و ... از آثار و پيامدهاى حتمى ظهور و تشكيل دولت امام مهدى (عج) است.
تمامى شرّها- به خصوص كژىهايى كه به وسيله حاكمان ستمگر، ثروتاندوزان فاسد و مستكبران كينهجو شيوع يافته- از بين خواهد رفت و تنها خوبىها و نيكىها باقى خواهد ماند: «شرّ از جهان رخت برمىبندد و تنها خير باقى مىماند»[1]و زمين از هر تجاوزگرى، ناپاكى و ظلمى پاك خواهد شد: «به وسيله او زمين را از هر تجاوزى پاك و از هر ستمى خالى مىكند».[2]بر اين اساس مىتوان پيامدها و آثار زير را برشمرد:
1- 1. برترى و استقرار دولت حق:
يكى از بركات و نتايج درخشان وجود امام زمان عليه السّلام، فرج و گشايش در امور مردم[3]، عزّت و بزرگى مسلمانان،[4]قرار گرفتن در اوج تعالى و منزلت والا[5]، درك روز فتح و پيروزى[6]و استقرار امنيت و عدالت در سايه حكومت جهانى و دولت عدل مهدوى است:
الف. حاكميت فراگير جهانى: «خداوند مهدى و اصحابش را حاكمان شرق و غرب زمين قرار مىدهد»[7]و نيز: «دولت مهدى بر شرق و غرب جهان حاكم مىشود».[8]
[1].« يذهب الشرّ و يبقى الخير»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 472؛ يوسف مقدسى شافعى، عقد الدرر في اخبار المنتظر، ص 26؛ على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 228.
[2].« يطهّر اللّه به الارض من كلّ جور و يقدّسها من كلّ ظلم»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 371؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 524؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 434.
[3].« أبشروا بالفرج فإنّ وعد اللّه لا يخلف»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، الامالى، ص 352، ح 726؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 1، ص 398.
[4].« تعظم الامة و يعزّهم»: علاء الدين متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38700.
[5].« من ادركها منكم كان معنا في السنام الاعلى»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 195، ح 2؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 136، ح 41.
[6].« يوم الفتح تفتح الدنيا على القائم»: سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 438.
[7].« ... المهدى و اصحابه يملكهم اللّه مشارق الارض و مغاربها»: همان، ص 339؛ على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى، ج 2، ص 87.
[8].« يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمّد بن عى شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 380، ح 27.
ب. ظهور بهترين دولتها: «دولت ما در آخر الزمان ظاهر مىشود»[1]و «دولت او، آخرين و بهترين دولتها است؛ پس از پايان همه دولتها مىآيد. هيچ خاندانى نيست كه حكومتى براى آن مقدّر باشد، جز اينكه پيش از او، به حكومت مىرسد تا هنگامى كه ما به قدرت رسيديم؛ كسى نگويد كه اگر ما نيز به قدرت مىرسيديم، اينچنين رفتار مىكرديم»[2]و نيز: «... در اين هنگام فجر دولت حق مىدمد و تاريكى باطل از صحنه گيتى برچيده مىشود».[3]
ج. نابود شدن دولتهاى باطل: «زمانى كه قائم قيام كند، هردولت باطلى از بين مىرود».[4]«همانا نابودى پادشاهان ستمگر و ظالم به دست قائم ما است ...»[5]و نيز:
«خداوند حق را به دست آنان ظاهر مىكند و باطل را با شمشيرهايشان نابود مىسازد».[6]
«به دست او هر جبّارى نابود مىشود و هر شيطان سركشى هلاك مىگردد»[7]و نيز:
«زمين را از دشمنان من پاك و ميراث دوستانم مىكند»[8]و «حكمرانان ستمپيشه را عزل
[1].« دولتنا في آخر الدهر تظهر»: محمّد بن على شيخ صدوق، امالى، ص 489، ح 3؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 143، ح 3.
[2].« انّ دولتنا آخر الدّول و لم يبق اهل بيت لهم دولة إلّا ملكوا قبلنا، لئلّا يقولوا- إذا رأوا سيرتنا- إذا ملكنا سرنا بسيرة هؤلاء ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 473؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.
[3].« ... فعندها يتلألؤ صبح الحقّ و ينجلى ظلام الباطل ...»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 448؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 163.
[4].« إذا قام القائم، ذهبت دولة الباطل»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 278؛ ح 432 و نيز ر. ك:
محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 239؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 498.
[5].« أنّ زوال ملك الجبابرة و الظلمة على يد القائم منّا ...»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 354، ح 51؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 182.
[6].« يظهر اللّه الحقّ بهم و يخمد الباطل بأسيافهم ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، امالى، ص 352، ح 726؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 1، ص 399؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 28، ص 45.
[7].« يبير به كلّ جبّار عنيد و يهلك على يده كلّ شيطان مريد»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 368، ح 6؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 12، ص 282، ح 14098؛ على بن يونس نباطى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 229.
[8].« أطهر الأرض من أعدائى و أورثها أوليائى»: محمّد بن على شيخ صدوق، امالى، ص 632، ح 4؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 66، ح 3.