بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 352

معادن)، عمران و آبادانى شهرها و كشورها، بى‌نيازى و استغناى مردم، كمك به بدهكاران و فقيران، توزيع عادلانه امكانات و بيت المال، ايجاد اقتصاد سالم، رونق كشاورزى و دامپرورى و ... تلاش ويژه‌اى انجام مى‌دهد.


صفحه 353

فصل سوم: پيامدها و بروندادها


صفحه 354

پيامدها و بروندادها

هر نظام سياسى براى ايفاى وظايف و كارويژه‌هاى خود، از سه فرآيند نهاده، تبديل و داده (خروجى) تشكيل مى‌شود. مهم‌ترين و ارزشمندترين بخش آن، بروندادها (داده‌ها) و خروجى‌هايى است كه كارآمدى و كارآيى نظام در آنها جلوه‌گر شده و دستيابى به اهداف و سياست‌ها مشخص مى‌گردد.

در تحليل سيستم دولت مهدوى و بررسى كارآيى و كارآمدى آن، توجّه به پيامدها و داده‌هاى آن (آثار و نتايج) در ابعاد گوناگون، ضرورى به نظر مى‌رسد. براى فهم و درك اين فرآيند، نياز به شاخص‌ها و ملاك‌هايى است تا ميزان توفيق در انجام وظايف، تحقق اهداف و آرمان‌ها و جلب رضايت‌مندى روشن شود. اين شاخص‌ها در فصل «دولت و سياست از ديدگاه شيعه» بيان شد و اينك فرصت بررسى آنها فراهم آمده است. در ابتدا گفتنى است كه مهم‌ترين و بارزترين پيامدها و بروندادهاى نظام سياسى مهدوى در چند انگاره جلوه‌گر است:

يك. معنويت (اخلاق، معرفت و كمال)؛

دو. عدالت (قسط، عدل و تعادل)؛


صفحه 355

سه. عقلانيت (دانش و خردورزى).

چهار. توسعه (رفاه، عمران و آبادى)

اين انگاره در عرصه‌هاى سياست، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد به خوبى متبلور و نمايان شده است. با بررسى شاخص‌ها و معيارهاى جامعه آرمانى اسلام، اين ادعا به روشنى فهم و اثبات مى‌شود:

1. ارتباط فرد با خداى متعال: در نظام سياسى مهدوى، اين انگاره، در رأس برنامه‌ها و سياست‌ها قرار دارد و همه فعاليت‌ها و كارويژه‌هاى دولت در جهت توحيد، عبوديت و عبادت سامان مى‌يابد. در اين راستا اخلاق و رفتارهاى مردم تغيير و آموزه‌هاى مذهبى، اخلاقى و عرفانى گسترش و حاكميت مى‌يابد. تربيت دينى، تهذيب و تزكيه نفوس، دين‌مدارى و ايمان باعث تقرّب به خدا و رسيدن به كمال نهايى (معرفت و وصال الهى) مى‌شود و بدين وسيله رابطه انسان با آفريدگارش، تصحيح و كامل مى‌شود. در اين جامعه، شرك، كفر، نفاق، الحاد و دين‌ستيزى ريشه‌كن شده و عاملان و كارگزاران فسادهاى دينى و هواپرستى از بين خواهند رفت. در اين روز موعود پايان سرنوشت محتوم شيطان و جبهه باطل است.

2. ارتباط فرد با خود: انسان در جامعه آرمانى مهدوى، به كرامت، شخصيت و ارزش واقعى خود پى خواهد برد و به شناختى درست از خود و استعدادها و شايستگى‌هايش- براى رسيدن به مقام خليفة اللهى- دست خواهد يافت. همه مواهب و امكانات مادى و معنوى در اختيار او و براى بالندگى معنوى و رفاه دنيوى او، قرار خواهد گرفت. دانش، خرد و انديشه او متعالى و رفتار، كردار و گفتارش اخلاقى و متكامل خواهد بود. نتيجه اين معرفت و دانش، باورداشت و شناخت هرچه بيشتر خداوند و درك وظايف، مسؤوليت‌ها و تكاليف دينى، اخلاقى و سياسى خود است. همچنين دورى از گناه، فساد، جنايت، خونريزى و تجاوز (رذايل اخلاقى) و پايبندى به صداقت و درستى، احسان، نيكى، طاعت و عبادت، رعايت حلال و حرام و ... (فضايل اخلاقى) از شاخصه‌ها و ويژگى‌هاى بارز اين عصر است.

3. ارتباط فرد با طبيعت: در عصر زندگى، انسان رابطه‌اى سالم و متعادل با طبيعت‌


صفحه 356

خواهد داشت؛ يعنى، هم از تمامى مواهب، نعمت‌ها و گنج‌هاى سرشار آن استفاده كرده و به زندگى خود سر و سامان خواهد داد و هم از اسراف، تبذير، آلودگى محيط زيست، اتلاف منابع و دست‌اندازى ناروا به طبيعت دورى خواهد كرد. علاوه بر اين به جهت از بين رفتن گناهان و آلودگى‌ها و گسترش و فراگيرى نيكى‌ها و فضيلت‌ها و اعمال صالح، زمين و آسمان نعمت‌ها و بركت‌هاى خود را سخاوتمندانه در اختيار انسان‌ها قرار مى‌دهد. انسان نيز با خردورزى و انديشه درست در جهان هستى و نيز توجّه به باطن و عمق كائنات و مخلوقات و براى شكر و سپاس اين نعمت‌ها، طبيعت را پل و معبرى براى شناخت و تقرّب به خدا قرار خواهد داد و استفاده او از اختراعات، اكتشافات و لذّات مادى، براساس حكمت، معنويت و عدالت خواهد بود.

4. ارتباط فرد با انسان‌هاى ديگر: در جامعه موعود جهانى، انسان‌ها روابطى دوستانه و اخلاقى و براساس دو اصل «عدالت» و «احسان» باهم خواهند داشت. از تجاوز به حقّ همديگر و ظلم و ستم و خيانت دورى جسته و به حقوق، شخصيت و خواسته‌هاى بجاى ديگران، احترام مى‌گذارند. در اين رابطه چندسويه، نهادها و ركن‌هاى مختلف زندگى بشرى، مفهوم و معناى واقعى يافته و هرچيز به‌طور صحيح در جاى خود قرار خواهد گرفت. «نهاد خانواده»، ركن مهم تربيت و پرورش اخلاقى، نهاد «اقتصاد»، ركن توسعه و عمران، «نهاد سياست (دولت)»، عامل ايجاد عدالت و معنويت و نهاد «فرهنگ و دانش»، موجب تعالى و شكوفايى جامعه خواهند بود ....

اين جامعه آرمانى به درستى در روايات تصوير شده و در ادعيه اهل‌بيت نيز ويژگى‌ها و صفات بى‌نظير آن بيان شده است. محورهاى سه‌گانه داده‌ها و پيامدهاى دولت امام مهدى (عج) عبارت است از:

يك. عدالت و امنيت‌

استقرار حكومت جهانى، نابودى دولت‌هاى باطل، تثبيت و گسترش عدالت (تعادل در امور)، صلح، امنيت و در نتيجه ريشه‌كنى جنگ‌ها، ستم‌ها، تبعيض‌ها، بى‌عدالتى‌ها،


صفحه 357

استثمارها و ... از آثار و پيامدهاى حتمى ظهور و تشكيل دولت امام مهدى (عج) است.

تمامى شرّها- به خصوص كژى‌هايى كه به وسيله حاكمان ستمگر، ثروت‌اندوزان فاسد و مستكبران كينه‌جو شيوع يافته- از بين خواهد رفت و تنها خوبى‌ها و نيكى‌ها باقى خواهد ماند: «شرّ از جهان رخت برمى‌بندد و تنها خير باقى مى‌ماند»[1]و زمين از هر تجاوزگرى، ناپاكى و ظلمى پاك خواهد شد: «به وسيله او زمين را از هر تجاوزى پاك و از هر ستمى خالى مى‌كند».[2]بر اين اساس مى‌توان پيامدها و آثار زير را برشمرد:

1- 1. برترى و استقرار دولت حق:

يكى از بركات و نتايج درخشان وجود امام زمان عليه السّلام، فرج و گشايش در امور مردم‌[3]، عزّت و بزرگى مسلمانان،[4]قرار گرفتن در اوج تعالى و منزلت والا[5]، درك روز فتح و پيروزى‌[6]و استقرار امنيت و عدالت در سايه حكومت جهانى و دولت عدل مهدوى است:

الف. حاكميت فراگير جهانى: «خداوند مهدى و اصحابش را حاكمان شرق و غرب زمين قرار مى‌دهد»[7]و نيز: «دولت مهدى بر شرق و غرب جهان حاكم مى‌شود».[8]

[1].« يذهب الشرّ و يبقى الخير»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 472؛ يوسف مقدسى شافعى، عقد الدرر في اخبار المنتظر، ص 26؛ على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 228.

[2].« يطهّر اللّه به الارض من كلّ جور و يقدّسها من كلّ ظلم»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 371؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 524؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 434.

[3].« أبشروا بالفرج فإنّ وعد اللّه لا يخلف»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، الامالى، ص 352، ح 726؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 1، ص 398.

[4].« تعظم الامة و يعزّهم»: علاء الدين متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38700.

[5].« من ادركها منكم كان معنا في السنام الاعلى»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 195، ح 2؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 136، ح 41.

[6].« يوم الفتح تفتح الدنيا على القائم»: سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 438.

[7].« ... المهدى و اصحابه يملكهم اللّه مشارق الارض و مغاربها»: همان، ص 339؛ على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى، ج 2، ص 87.

[8].« يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمّد بن عى شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 380، ح 27.


صفحه 358

ب. ظهور بهترين دولت‌ها: «دولت ما در آخر الزمان ظاهر مى‌شود»[1]و «دولت او، آخرين و بهترين دولت‌ها است؛ پس از پايان همه دولت‌ها مى‌آيد. هيچ خاندانى نيست كه حكومتى براى آن مقدّر باشد، جز اينكه پيش از او، به حكومت مى‌رسد تا هنگامى كه ما به قدرت رسيديم؛ كسى نگويد كه اگر ما نيز به قدرت مى‌رسيديم، اين‌چنين رفتار مى‌كرديم»[2]و نيز: «... در اين هنگام فجر دولت حق مى‌دمد و تاريكى باطل از صحنه گيتى برچيده مى‌شود».[3]

ج. نابود شدن دولت‌هاى باطل: «زمانى كه قائم قيام كند، هردولت باطلى از بين مى‌رود».[4]«همانا نابودى پادشاهان ستمگر و ظالم به دست قائم ما است ...»[5]و نيز:

«خداوند حق را به دست آنان ظاهر مى‌كند و باطل را با شمشيرهايشان نابود مى‌سازد».[6]

«به دست او هر جبّارى نابود مى‌شود و هر شيطان سركشى هلاك مى‌گردد»[7]و نيز:

«زمين را از دشمنان من پاك و ميراث دوستانم مى‌كند»[8]و «حكمرانان ستم‌پيشه را عزل‌

[1].« دولتنا في آخر الدهر تظهر»: محمّد بن على شيخ صدوق، امالى، ص 489، ح 3؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 143، ح 3.

[2].« انّ دولتنا آخر الدّول و لم يبق اهل بيت لهم دولة إلّا ملكوا قبلنا، لئلّا يقولوا- إذا رأوا سيرتنا- إذا ملكنا سرنا بسيرة هؤلاء ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 473؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.

[3].« ... فعندها يتلألؤ صبح الحقّ و ينجلى ظلام الباطل ...»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 448؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 163.

[4].« إذا قام القائم، ذهبت دولة الباطل»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 278؛ ح 432 و نيز ر. ك:

محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 239؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 498.

[5].« أنّ زوال ملك الجبابرة و الظلمة على يد القائم منّا ...»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 354، ح 51؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 182.

[6].« يظهر اللّه الحقّ بهم و يخمد الباطل بأسيافهم ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، امالى، ص 352، ح 726؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 1، ص 399؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 28، ص 45.

[7].« يبير به كلّ جبّار عنيد و يهلك على يده كلّ شيطان مريد»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 368، ح 6؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 12، ص 282، ح 14098؛ على بن يونس نباطى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 229.

[8].« أطهر الأرض من أعدائى و أورثها أوليائى»: محمّد بن على شيخ صدوق، امالى، ص 632، ح 4؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 66، ح 3.


صفحه 359

مى‌كند و زمين را از هر انسان نيرنگ‌باز و فريب‌كارى پاك مى‌سازد».[1]

1- 2. استقرار عدالت و قسط:

بارزترين و مهم‌ترين پيامد و نتيجه دولت مهدوى (عج) گسترش جهانى قسط و عدل و رفع بى‌عدالتى و ستم است. عدل و قسط از امورى است كه همه افراد بشر به برقرارى آن اظهار علاقه كرده و تمايل دارند و بالفطره مى‌خواهند همگان عادل باشند و يكى از اهداف پيامبران نيز اقامه قسط بوده است (ليقوم الناس بالقسط)؛ اما اين امر تنها و تنها به صورت جهانى و گسترده و دائمى به وسيله امام مهدى (عج) تحقّق خواهد يافت (و يسعهم عدله)[2]. مردم در تمامى جنبه‌هاى زندگى (سياست، اقتصاد، اجتماع و ...) شاهد عدالت و قسط بى‌نظيرى خواهند بود و تعادل و ثبات در همه امور ديده خواهد شد: «زمين را آكنده از عدل و داد مى‌كند؛ همان‌گونه كه از جور و ستم پر شده بود»[3]و «به خدا سوگند! همان‌طور كه سرما و گرما به داخل خانه‌هايشان نفوذ مى‌كند، عدالت او به درون خانه‌هايشان راه خواهد يافت».[4]

زمين با عدالت او دوباره زنده مى‌شود و مردم سيرت و حكومت عادلانه را مشاهده خواهند كرد: «زمين را به وسيله قائم زنده مى‌كند، پس او در آن عدالت مى‌ورزد. در نتيجه زمين با عدالت او حيات مى‌يابد، بعد از آنكه با ستم [ظالمان‌] مرده بود»[5]و «به شما نشان خواهد داد كه سيرت عدل و حكومت عادلانه چگونه است».[6]

[1].« ليعزلنّ عنكم امراء الجور و ليطهرنّ الارض من كلّ غاش»: محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 23.

[2]. محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 179؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 483.

[3].« يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 189، ح 44؛ محمّد بن على شيخ صدوق، امالى، ص 239، ح 24؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 12، ص 280، ح 14094 و ....

[4].« اما و اللّه ليدخلنّ عليهم عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحرّ و القرّ»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 297، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 544، ح 529.

[5].« يحييها بالقائم( ع) فيعدل فيها فيحيى الأرض بالعدل بعد موتها بالظلم»: شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 638؛ محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 668؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 54، ح 37.

[6].« فيريكم كيف عدل السيرة»: نهج البلاغه، خطبه 138.