بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 284

پيامبر اكرم6فرمود واى بر تو اطلاع از كار خدا ندارى جبرئيل چه گناهى دارد اگر اطاعت امر خدا را در باره شما نموده است آيا شما ملك الموت را دشمن خود مى‌دانيد كه مامور قبض روح تمام مردم است آيا پدر و مادر كه به فرزندان خود دواهاى تلخ و شور مى‌دهند براى بهبودى و مصلحت آنها تو خيال مى‌كنى دشمن آنها هستند و بايد بچه‌ها پدر و مادر خود را براى اين كار دشمن خود بدانند ولى شما نادان هستيد و از حكمت خدا غافليد.

من گواهى مى‌دهم كه جبرئيل و ميكائيل هر دو عمل به دستور خدا مى‌كنند و مطيع او هستند و هر كس دشمن يكى از آن دو باشد دشمن ديگرى نيز هست و كسى كه بگويد يكى را دوست مى‌دارم اگر با ديگرى دشمن باشد دروغ گفته همچنين محمد و على8هر دو برادر هستند مانند جبرئيل و ميكائيل هر كه آن دو را دوست بدارد از اولياء خداست و هر كه دشمن آنها باشد از دشمنان خداست كسى كه يكى را دوست بدارد و مدعى شود ديگرى را دشمن مى‌دارد دروغ گفته و هر دو از چنين كسى بيزارند همين طور هر كس يكى از ما دو نفر محمد و على را دشمن بدارد و مدعى شود كه ديگرى را دوست مى‌دارم ادعاى دروغى كرده و ما هر دو از او بيزاريم خداوند و ملائكه و مردمان پاك سرشت نيز از او بيزارند.

2- تفسير امام- آيه‌قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‌ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى‌ لِلْمُؤْمِنِينَ. مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ‌امام فرمود، امام حسين (ع) از على بن ابى طالب (ع) نقل كرد كه فرمود خداوند يهود را سرزنش مى‌كند بواسطه دشمنى كه با جبرئيل دارند چون او به دستور خدا مامور اجراى مسائلى بوده كه يهود آن پيش آمدها را نمى‌پسنديدند آنها و نواصب را سرزنش مى‌كند بواسطه كينه‌اى كه با جبرئيل و ميكائيل داشتند چون اين دو فرشته و فرشتگان خدا براى تائيد على بن ابى طالب (ع) نزول مى‌كردند تا او را بر كافران و دشمنان خدا پيروز نمايند و با شمشير آبدارش دمار از روزگار آنها بر كند.

فرمود بگو اى محمد6مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ‌هر كس از يهودان دشمن جبرئيل است كه بخت النصر را بلند كرد تا به دست دانيال بدون گناه كشته نشود و امضاى خدا در مورد يهود به وقوع پيوندد و آنچه خداوند مى‌داند براى ايشان اتفاق افتد و ديگر از كافران كه با جبرئيل دشمنى دارند از دشمنان خدا آل محمد و على و ناصبى‌ها چون خداوند جبرئيل را


صفحه 285

ياور و ناصر على قرار داده و به او كينه دارند كه پشتيبانى از محمد و على8نموده و دستور پروردگار را در مورد هلاك ايشان به كار برده‌فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ‌همان جبرئيل قرآن را آورده براى تو به اجازه خدا، اين آيه نيز مشابه آيه ديگرى است كه مى‌فرمايدنَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‌ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ‌ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ‌جبرئيل اين قرآن را به قلب تو نازل نموده موافق با آنچه در انجيل و زبور و صحف ابراهيم و كتاب شيث و ساير انبياء:است.

سپس مى‌فرمايدمَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ‌هر كه دشمن خدا باشد بواسطه نعمتهائى كه بر محمد و على و خانواده آنها ارزانى داشته آنها آنقدر نادانند كه مى‌گويند ما كينه مى‌ورزيم با خدا كه محمد و على را گرامى مى‌دارد در ادعائى كه مى‌كنند با جبرئيل و هر كه دشمن جبرئيل باشد كه او را خدا پشتيبان محمد و على8قرار داده در پيكار با دشمنان خدا و پشتيبان ساير انبياء و مرسلين و همين طور فرشتگان ديگر يعنى هر كس دشمن ملائكه خداست كه فرستاده براى نصرت دين و تائيد اوليائش اين آيه در رابطه با گفتار ناصبيان بود كه مى‌گفتند ما از جبرئيلى كه ياور على باشد بيزاريم و همچنين از پيامبرانى كه دعوت به نبوت محمد و امامت حضرت على نموده‌اند بيزاريم از قبيل موسى و عيسى و ساير انبياء بعد مى‌فرمايدوَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ‌يعنى هر كس دشمن جبرئيل و ميكائيل باشد.

بعضى از نواصب وقتى پيامبر اكرم در باره على (ع) فرمود جبرئيل طرف راست و ميكائيل طرف چپ و اسرافيل پشت سر و ملك الموت جلو على است گفتند ما از خدا و جبرئيل و ميكائيل و ملائكه‌اى كه با على چنين كنند بيزاريم.

فرمود هر كس دشمن اينها باشد بواسطه شدت كينه‌اى كه با على بن ابى طالب (ع) داردفَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ‌خداوند دشمن كفار است و با آنها چنان رفتار مى‌كند كه دشمن با دشمن خويش مى‌كند از قبيل كيفر نمودن و شدت عقوبت و شكنجه.

سبب نزول اين دو آيه گفتار زشت يهودان بود در باره دشمنى با جبرئيل و ميكائيل و گفتار بدترى كه ناصبيان گفتند در باره خدا و جبرئيل و ميكائيل و ساير ملائكه خدا، اما ناصبيان چون از پيامبر اكرم6پيوسته مى‌شنيدند در باره فضائل على (ع) و امتيازاتى كه خدا به او ارزانى داشته و در تمام اين موارد پيامبر6مى‌فرمود: جبرئيل برايم از جانب خدا چنين پيام آورده و گاهى مى‌فرمود جبرئيل طرف راست و ميكائيل طرف چپ‌


صفحه 286

و جبرئيل بر ميكائيل افتخار مى‌كند چون طرف راست على است چنانچه وزير دست راست پادشاه افتخار مى‌كند بر وزير دست چپ و افتخار مى‌كند بر اسرافيل كه در پشت سر على است و عزرائيل كه در جلو به ماموريت گماشته شده كه راست و چپ از جلو بهتر است چنانچه اطرافيان پادشاه به نسبت قرب و منزلتى كه دارند بر يك ديگر افتخار مى‌كنند.

و باز مى‌فرمود ممتازترين ملائكه آن ملكى است كه بيشتر از ديگران على را دوست داشته باشد و سوگند ملائكه بين خودشان اين جمله است قسم به آن كسى كه امتياز بخشيده على7را بر تمام مردم بعد از پيامبر اكرم6.

و گاهى پيامبر اكرم6مى‌فرمود ملائكه حجب مشتاق ديدار على ابن ابى طالب هستند به اندازه مادر مهربانى كه مشتاق ديدار فرزند دلبند و نيكوكار خويش است آن فرزندى كه پس از مرگ ده فرزندش برايش باقى مانده.

اين ناصبيان مى‌گفتند تا كى محمد6مرتب مى‌گويد جبرئيل و ميكائيل و ملائكه چنين هستند و همى مقام على را بالا مى‌برد و مى‌گويد خداوند اختصاص به على دارد نه ساير مردم ما بيزاريم از خدا و ملائكه و جبرئيل و ميكائيل كه على را بعد از محمد6برترى مى‌بخشد و بيزاريم از پيامبرانى كه على را بعد از پيامبر از ساير مردم برتر مى‌دانند.

اما گفتار يهودان دشمنان خدا موقعى بود كه پيامبر اكرم6وارد مدينه شد، عبد الله ابن صوريا را آوردند. او گفت يا محمد6چگونه مى‌خوابى، زيرا به ما از كيفيت خواب پيامبرى كه در آخر الزمان مى‌آيد اطلاع داده‌اند. پيامبر اكرم6در جواب او فرمود، چشمم خواب است ولى دلم بيدار است راست گفتى. باز پرسيد بگو ببينم بچه از مرد است يا از زن فرمود استخوانها و رگ و پى‌ها از مرد است ولى گوشت و خون و موى از زن است گفت صحيح است گفت چرا بچه چنان شبيه عموى خود مى‌شود بطورى كه هيچ شباهتى به دائى‌هاى خود ندارد فرمود هر كدام آبش بر ديگرى بچربد شباهت به آن طرف مى‌شود گفت صحيح است گفت بگو ببينم چگونه مى‌شود كه بعضى فرزند ندارند و بچه‌دار نمى‌شوند و بعضى داراى بچه‌اند.

فرمود وقتى نطفه قرمز شود و كدر گردد منشأ فرزند نمى‌شود ولى اگر صاف باشد بچه خواهد شد گفت بگو ببينم خدا چگونه است اين سوره در رابطه با همين سؤال نازل شد


صفحه 287

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌتا آخر سوره گفت صحيح است.

گفت يك سؤال ديگر باقى مانده اگر بگوئى به تو ايمان مى‌آورم و از تو پيروى مى‌كنم. بگو كدام فرشته برايت وحى را از جانب خدا مى‌آورد فرمود جبرئيل. ابن صوريا گفت در بين ملائكه جبرئيل دشمن ما است پيوسته كشتار و گرفتارى و جنگ را براى ما آورده اما پيك و پيام‌آور ما ميكائيل است كه حامل شادى و فراوانى است اگر فرشته وحى تو ميكائيل بود به تو ايمان مى‌آوردم چون او باعث تقويت قدرت ما مى‌شد ولى جبرئيل پادشاه ما را از ميان مى‌برد به همين جهت دشمن ما است.

سلمان فارسى از او پرسيد از كجا شروع شد دشمنى او با شما جواب داد بسيار زياد اتفاق افتاده كه با ما دشمنى ورزيده ولى شديدترين دشمنى او آنجا بود كه خداوند به پيامبران خود خبر داد كه بيت المقدس به دست مردى به نام بخت النصر و در زمان حكومت او خراب شدن آن را به ما گفته بود با اينكه خداوند هر چه را بخواهد تغيير مى‌دهد و هر چه را مايل باشد باقى مى‌گذارد و آنچه را بخواهد از ميان مى‌برد.

در همان تاريخ اجداد ما يكى از زورمندان بنى اسرائيل را كه پيامبر نيز بود و دانيال نام داشت براى دفع و قتل بخت النصر مامور كردند و مال زيادى در اختيارش گذاشتند تا در اين راه خرج كند در بين راه كه به جستجوى او بود در بابل پسرك ضعيف و ناتوانى را يافت كه نيرو و قدرتى نداشت خواست او را بكشد اما جبرئيل مانع او شد. به دانيال گفت اگر خدا او را امر به كشتن شما اسرائيليان نموده كه تو نخواهى توانست او را بكشى ولى اگر اين آن مرد نباشد به چه جهت او را مى‌كشى. دانيال تصديق كرد او را و از كشتنش منصرف شد و بازگشت و جريان را نقل كرد. كم كم بخت النصر قوى شد و به سلطنت رسيد و با ما به جنگ پرداخت و بيت المقدس را خراب كرد به همين جهت ما او را دشمن خود مى‌گيريم و ميكائيل هم دشمن جبرئيل است.

سلمان گفت: ابن صوريا، با همين انديشه فاسد از راه حقيقت گمراه شده‌ايد. مى‌بينيد كه اجداد شما چگونه دانيال را مامور مى‌كنند براى كشتن بخت النصر با اينكه خداوند بوسيله انبياء و پيامبرانش اطلاع داده كه بر بيت المقدس دست مى‌يابد و آنجا را خراب مى‌كند آنها تصميم داشتند پيامبران را تكذيب نمايند و آنها را در خبرى كه داده‌اند متهم نمايند يا مى‌خواسته‌اند با اينكه تصديق خبر پيامبران را مى‌نمايند بر آنچه خدا مقدر نموده پيروز


صفحه 288

شوند.

آيا چنين افرادى ممكن است كافر نباشند چه عداوتى مى‌توان داشت با جبرئيل كه جلو طرح شكست تقدير خدا را گرفته و از تكذيب خبر انبياء مردم را باز داشته.

ابن صوريا گفت صحيح است كه خدا توسط انبياء چنين خبرى داده است ولى او هر چه را بخواهد محو مى‌كند و هر چه بخواهد ثابت مى‌دارد.

سلمان گفت در اين صورت نمى‌توان اطمينان داشت به آنچه در تورات است نسبت به گذشته و آينده زيرا خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات مى‌نمايد و شايد خداوند موسى و هارون را از نبوت عزل كرده است و دعوت آنها را باطل نموده چون هر چه را بخواهد اثبات مى‌كند و هر چه آنها اطلاع داده‌اند كه در آينده به وقوع مى‌پيوندد شايد انجام نشود و آنچه گفته‌اند انجام نمى‌شود شايد انجام شد و هر چه گفته‌اند اتفاق افتاده شايد اتفاق نيافتاده و آنچه اطلاع داده‌اند اتفاق نيافتاده شايد اتفاق افتاده و ممكن است ثوابى را كه مى‌گويند در مقابل اعمال داده مى‌شود خداوند محو كرده باشد و هر عقاب و عذابى كه به وسيله آنها تهديد كرده شايد انجام نشود زيرا محو و اثبات مى‌نمايد شما معنى محو و اثبات را نمى‌دانيد به همين جهت كافر به خدا هستيد و تكذيب خبر غيبى خدا را نموده‌ايد و از دين خارج هستيد.

بعد سلمان گفت من گواهى مى‌دهم هر كس دشمن جبرئيل باشد او دشمن ميكائيل است و آن دو دشمن كسى هستند كه با ايشان دشمنى ورزد و رفيق كسى كه با آنها مهربان باشد خداوند اين آيه را موافق قول سلمان رحمة الله عليه نازل كردقُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ‌هر كه دشمن جبرئيل است چون پشتيبان اولياء خدا است و فضائل على (ع) را از جانب خداوند آورده او اين قرآن را به اجازه خدا بر قلب تو نازل كرده تصديق ساير كتب آسمانى را مى‌كند و هدايت است براى مؤمنين و بشارت براى آنها است به نبوت حضرت محمد و ولايت حضرت على و ساير ائمه:پس از او بشارت مى‌دهد آنها را كه اگر بر موالات اين خاندان بميرند اولياى واقعى خدا هستند بعد پيامبر اكرم6به سلمان فرمود: خداوند سخن تو را تصديق نموده و گفتارت را پذيرفت اينك جبرئيل از جانب خدا پيام آورده است كه سلمان و مقداد دو برادر پاك باز در محبت تو و على برادر و وصى و برگزيده تو هستند و آنها ميان اصحابت همچون جبرئيل و ميكائيل در ميان ملائكه‌اند دشمن‌


صفحه 289

كسى هستند كه يكى از آن دو نفر را دشمن بدارد و دوست دوستدار خود هستند و دوست دوستدار محمد و على هستند و دشمن كينه‌توز آنها، اگر مردم روى زمين دوست بدارند سلمان و مقداد را به اندازه‌اى كه ملائكه آسمانها و حجب و كرسى و عرش دوست دارند آنها را بواسطه دوستى با دوستان آنها و دشمنى با دشمنان ايشان يك نفر را خداوند عذاب نخواهد كرد.

3- احتجاج طبرسى- از ابن عباس نقل مى‌كند كه گفت چهل نفر از يهودان مدينه گفتند برويم پيش اين جادوگر دروغگو و سرزنش نمائيم او را و تكذيبش كنيم او مدعى است من پيامبر خداى جهانم چگونه مى‌تواند پيامبر باشد با اينكه آدم بهتر از اوست نوح از او بهتر است يكايك انبياء را نام بردند.

پيامبر اكرم6به عبد الله بن سلام فرمود بين من و تو تورات حاكم باشد يهودان راضى شدند. آنها گفتند آدم از تو بهتر است زيرا خداوند او را به دست خويش آفريده و از روح خود در او دميده. پيامبر اكرم6فرمود آدم پدر من است ولى به من داده شده بهتر از آنچه به آدم داده‌اند، پرسيدند چه چيز؟ فرمود منادى در هر روز پنج مرتبه فرياد مى‌زند

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله‌

ولى نمى‌گويد آدم رسول خدا است لواء حمد در روز قيامت در اختيار من است نه در دست آدم گفتند صحيح است در تورات نوشته است فرمود اين يكى.

يهودان گفتند موسى بهتر از تو است فرمود به چه دليل؟ گفتند زيرا خداوند عزيز با چهار هزار كلمه با او صحبت كرد ولى با تو يك كلمه هم صحبت نكرده. فرمود به من بهتر از او داده‌اند، پرسيدند چه چيز؟ فرمود:سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‌ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ‌من بر بال جبرئيل نشستم تا رسيدم به آسمان هفتم و از سدره المنتهى گذشتم كه آنجا جنة الماوى است تا بالاخره به ساق عرش چسبيدم از ساق عرش صدائى برآمد

انى انا الله لا اله الا انا السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر الرؤف الرحيم‌

با دل او را ديدم نه با چشم اين بهتر است از آنچه به موسى داده‌اند يهودان اعتراف نموده گفتند اينها در تورات مكتوب است فرمود اين دومى.

گفتند نوح بهتر از تو است فرمود به چه دليل گفتند چون او سوار كشتى شد و بر جودى گذشت فرمود به من از نوح بهتر داده‌اند گفتند چه چيز؟ فرمود خداوند به من نهرى در


صفحه 290

آسمان عنايت كرده كه مجراى آن زير عرش است بر آن يك ميليون قصر است يك خشت از طلا و يك خشت از نقره خار و خاشاك آن زعفران است و سنگريزه آن در و ياقوت است و زمينش از مشك سفيد اين براى من و امتم بهتر است و اشاره به همين است آيه شريفه‌إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَگفتند صحيح است اين مطلب در تورات نوشته شده و اين نهر بهتر از آن است پيامبر اكرم6فرمود اين سومى.

گفتند ابراهيم بهتر از تو است فرمود به چه دليل گفتند زيرا خداوند او را خليل خود قرار داده فرمود اگر ابراهيم خليل خداست من حبيب خدايم. پرسيدند چرا تو را محمد ناميده‌اند فرمود مرا خداوند محمد ناميده و اسم مرا از اسم خود جدا نموده او محمود است و من محمد و امت من حامدند يهودان گفتند صحيح است اين بهتر از آن است، فرمود اين چهارمى.

گفتند: عيسى بهتر از تو است فرمود براى چه؟ گفتند زيرا عيسى بن مريم روزى در گردنه‌هاى بيت المقدس بود شياطين آمدند تا او را بردارند خداوند جبرئيل را مامور كرد تا بال خود بر چهره شياطين بزند و آنها را در آتش اندازد. با بال خود زد و آنها را در آتش افكند.

پيامبر اكرم6فرمود به من بهتر از او عنايت كرده‌اند گفتند چه چيز؟ فرمود روز جنگ بدر از پيكار با مشركين برگشتم بسيار گرسنه بودم وارد مدينه كه شدم زنى يهودى به استقبال من آمد و بالاى سر خود تغارى داشت و در آن بزغاله‌اى را بريان كرده بود و مقدارى نيز شكر به همراه خود آورده بود گفت خدا را سپاس كه به سلامت برگشتى و بر دشمن پيروز گرديدى من نذر كرده بودم اگر از اين جنگ به سلامت و با غنيمت برگشتى اين بزغاله را بكشم و آن را بريان كنم و برايت بياورم. من از استرم به نام شهباء پائين آمدم. همين كه دست بردم كه از آن گوشت بريان بخورم خداوند او را به سخن درآورد و روى چهارپا ايستاد و گفت يا محمد مرا نخورى كه مسموم هستم گفتند راست مى‌گويى اين بهتر از آن است پيامبر اكرم6فرمود اين پنجم.

گفتند يكى ديگر مانده بعد حركت مى‌كنيم فرمود بگوئيد گفتند سليمان بهتر از تو است پرسيد به چه دليل؟ گفتند چون خداوند براى او شياطين انس و جن و باد و حيوانات را مسخر گردانيده بود.


صفحه 291

پيامبر اكرم6فرمود خداوند براق را مسخر من گردانيد كه بهتر از تمام دنيا است و يكى از چهارپايان بهشت است صورتش مانند صورت انسان و پاهايش مانند چهارپايان و دم او شبيه دم گاو است از الاغ بزرگتر و از استر كوچكتر است زينى از ياقوت قرمز دارد و ركاب آن از در سفيد و هفتاد هزار افسار از طلا دارد داراى دو بال مكلل به در و گوهر و ياقوت و زبرجد است در پيشانى او نوشته است‌

لا اله الا الله وحده لا شريك له محمد رسول الله‌

گفت صحيح است اين مطلب در تورات نوشته شده و از آن بهتر است ما گواهى به يكتائى خدا و رسالت شما مى‌دهيم.

پيامبر اكرم فرمود نوح در ميان قوم خود نهصد و پنجاه سال درنگ كرد و آنها را دعوت به دين خدا نمود ولى خداوند تعداد مؤمنين به او را اندك شمرده فرمودوَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ‌ولى در سن كم و عمر كوتاهم آنقدر پيرو من شدند كه در طول عمر نوح پيرو او نشدند و در بهشت صد و بيست صف هستند كه هشتاد صف آن از امت من مى‌باشند خداوند عزيز كتاب مرا حاكم و ناسخ بر كتب آنها قرار داده من حلال نموده‌ام چيزهائى را كه حرام كرده‌اند و حرام نموده‌ام بعضى از چيزهائى را كه حلال دانسته‌اند.

يكى از آنها اينست كه موسى (ع) ماهى گرفتن را در روز شنبه حرام كرده است و خداوند به متجاوزين از اين دستور مى‌فرمايدكُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ*ميمون پست باشيد و آنچنان شدند اما من صيد ماهى را حلال نمودم خداوند مى‌فرمايدأُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ‌من چربيها را حلال نموده‌ام با اينكه شما آن را نمى‌خوريد. بعد خداوند در كتاب خود بر من درود و صلوات مى‌فرستد و مى‌فرمايدإِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماًخداوند مرا به رافت و رحمت مى‌ستايد و در قرآن مى‌فرمايدلَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ‌و خداوند در قرآن نازل نموده كه با من به نجوى نپردازند مگر اينكه صدقه‌اى بدهند و هيچ پيامبرى اين امتياز را ندارد خداوند در قرآن مى‌فرمايديا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةًبعد خداوند از آنها اين حكم را برداشت.

توضيح: شايد اينكه يهودان نام عيسى بن مريم را مى‌برند از طرف نصارى صحبت مى‌كنند و گمان آنها را بيان مى‌نمايند. اينكه پيامبر اكرم اراده خوردن بزغاله را مى‌نمايد قبل‌