پرسش
1- فلسفه خمس را بيان كنيد.
2- موارد خمس را ذكر كنيد.
3- مؤونه را تعريف كنيد.
4- موارد استثناى خمس را بنويسيد.
5- منظور از سال خمسى چيست؟
6- آيا به آذوقه مازاد بر موف سال، خمس تعلق مىگيرد؟
7- آيا خمس سرمايه و ابزار كار بايد پرداخت شود؟
8- حد نصاب براى خمس معون چقدر است؟
9- گنج را تعريف كنيد.
10- تكليف گنجى كه افراد در ملك شخصى خود پيدا مىكنند چيست؟
11- قيمت جواهرى كه خمس آن واجب چه قدر بايد باشد؟
12- در حكومت اسلامى، غنيمت جنگى چه حكمى دارد؟
13- وظيفه، نسبت به كسانى كه خمس نداده و نمىدهند چيست؟
14- پيامدهاى نپرداختن خمس چيست؟
15- خمس به چند قسمت تقسيم مىشود و به چه كسانى پرداخت مىگردد؟
16- شرايط سادات مستحق خمس را بيان كنيد.
17- انفال را تعريف كنيد.
18- موارد انفال را بنويسيد.
19- سرپرستى انفال با كيست؟
فصل دوّم
زكات
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
«زكات» در لغت يعنى پاكيزگى و رشد و نموّ، و قول عربها كه مىگويند: «زَكَا الزَّرْعُ»[1]
بههمين معناست و در شرع، اسم صدقه واجب از مالاست؛ زيرا زكاتدهندگان با پرداخت زكات نزد خداى سبحان پاك مىگردند و در زمره پاكان و پاكشدگان قرار مىگيرند،[2]در قرآن مجيد مىخوانيم:
(خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكّيهِمْ بِها ...)[3]
از اموال آنها صدقهاى (بهعنوان زكات) بگير، تا بهوسيله آن، آنها را پاكسازى و پرورش دهى.
اهميت زكات
زكات از جمله ضروريات دين است و در اهميت آن همين بس كه در قرآن كريم بهطور مكرّر به وجوب آن در رديف نماز تصريح شده است.[4]در روايات معصومين:نيز نسبت به آن بسيار سفارش شده است و كسانى كه زكات مال خود را نمىپردازند بىدين شمرده شدهاند.[5]
فلسفه پرداخت زكات ريشهكنى فقر از جامعه اسلامى است و براستى اگر مسلمانان
[1]- يعنى زراعت رشد كرد و پاكيزه شد
[2]- فقهالامام جعفر الصادق، ج 2، ص 59
[3]- توبه (9)، آيۀ 103
[4]- ر. ك. بقره (2)، آيات 43، 83، 110 و 177؛ نساء (4)، آيۀ 77؛ نور (24)، آيۀ 56؛ حج (22)، آيۀ 78 و...
[5]- ر. ك. بحارالانوار، ج 96، ص 11
به اين دستور حيات بخش بخوبى عمل كنند در جامعه اسلامى فقيرى باقى نخواهد ماند. امام صادق7مىفرمايد:
«انَّما وُضِعَتِ الزَّكاةُ اخْتِباراً لِلْاغْنِياءِ وَ مَعُونَةً لِلْفُقَراءِ، وَ لَوْ انَّ النَّاسَ ادَّوْا زَكاةَ امْوالِهِمْ ما بَقِىَ مُسْلِمٌ فَقيراً مُحْتاجاً ...»[1]
همانا زكات براى آزمايش ثروتمندان و كمك به فقيران مقرر شده است و اگر مردم زكات مال خود را بپردازند مسلمان تهيدست و نيازمندى باقى نخواهد ماند.
انواع زكات
زكات به دو نوع «زكات مال» و «زكات فطره» تقسيم مىشود.
الف- زكات مال
پرداخت اين نوع زكات در بعضى از روايات، از جمله شرايط قبولى نماز شمرده شده است. از رسول خدا6در خطبه حجةالوداع نقل شده است:
«ايُّهَا النَّاسُ ادُّوا زَكاةَ امْوالِكُمْ، الا! فَمَنْ لَمْ يُزَكِّ فَلا صَلاةَ لَهُ ...»[2]
اى مردم زكات اموال خود را بپردازيد. هان! هركه زكات ندهد نمازش پذيرفته نيست.
امام رضا7نيز فرمود:
«مَنْ صَلَّى وَ لَمْ يُزَكِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاتُهُ»[3]
كسىكه نماز بخواند، ولى زكات نپردازد، نمازش قبول نمىشود.
موارد وجوب زكات مال عبارت است از:
1- غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و كشمش).
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، ص 4
[2]- روضة الواعظين، ج 2، ص 417
[3]- بحارالانوار، ج 96، ص 12
2- حيوانات سهگانه (شتر، گاو و گوسفند).
3- نَقْدَيْن (طلا و نقره).
زكات غلّات
1- شرايط زكات غلّات:
الف- رسيدن به حدّ نصاب (207/ 847 كيلوگرم).
ب- تملّك؛ مثل اينكه خود انسان، كشاورز يا كارنده درخت باشد، يا اينكه زراعت قبل از انعقاد دانه و درخت قبل از ميوه دادن بهواسطه خريدن به او منتقل شود.[1]
2- زمان وجوب زكات غلّات:
الف- زكات گندم و جو وقتى واجب مىشود كه به آنها گندم و جو گفته شود.
ب- زكات كشمش بنابر احتياط وقتى واجب مىشود كه «غوره» است.
ج- وجوب زكات خرما موقعى است كه به قدرى خشك شود كه به آن «تمر» گفته شود.[2]
3- زمان پرداخت زكات غلّات:
الف- گندم و جو موقع خرمن شدن و جدا كردن كاه آنها.
ب- خرما و كشمش وقتى كه خشك شده باشند.[3]
بر اين اساس، كسى كه از طرف حاكم شرع، مأمور جمعآورى زكات است، موقع خرمن كه گندم و جو را از كاه جدا مىكنند و بعد از خشك شدن خرما و انگور مىتواند زكات را مطالبه كند و اگر مالك خوددارى كرد و چيزى كه زكات آن واجب شده، از بين رفت بايد عوض آن را بدهد.[4]
4- مقدار زكات غلّات در ديمى 110 محصول و در آبى 120 آن است.[5]
يك نكته: احتياط واجب آن است كه قبل از اخراج زكات غلات، نصاب شرط باشد.
بنابراين وقتى به حد نصاب رسيد در صورت اجتماع ساير شرايط زكات به آن تعلق
[1]- مسائل 1864، 1868-1869 و 1853
[2]- مسأله 1858
[3]- همان
[4]- مسألۀ 1867
[5]- مسألۀ 1875
مىگيرد، ليكن مخارج و هزينهها را از مجموع آن كسر كند، سپس 110 يا 120 باقى را بپردازد.[1]
زكات دام
شرايط زكات دامهاى سهگانه:
1- رسيدن به حدّ نصاب
2- گذشتن يك سال
3- بيكار بودن حيوان در تمام سال
4- چريدن از علف بيابان در تمام سال
اينك توضيح شرايط ياد شده:
شرط اوّل؛ رسيدن به حد نصاب: نصاب دامهاى سهگانه به قرار زير است:
الف- نصاب شتر: شتر داراى دوازده نصاب است:
1- 5 نفر شتر، زكات آن 1 رأس گوسفند.
2- 10 نفر شتر، زكات آن 2 رأس گوسفند.
3- 15 نفر شتر، زكات آن 3 رأس گوسفند.
4- 20 نفر شتر، زكات آن 4 رأس گوسفند.
5- 25 نفر شتر، زكات آن 5 رأس گوسفند.
6- 26 نفر شتر، زكات آن 1 نفر شتر كه داخل سال دوم شده باشد.
7- 36 نفر شتر، زكات آن 1 نفر شتر كه داخل سال سوّم شده باشد.
8- 46 نفر شتر، زكات آن 1 نفر شتر كه داخل سال چهارم شده باشد.
9- 61 نفر شتر، زكات آن 1 نفر شتر كه داخل سال پنجم شده باشد.
10- 76 نفر شتر، زكات آن 2 نفر شتر كه داخل سال سوّم شده باشد.
11- 91 نفر شتر، زكات آن 2 نفر شتر كه داخل سال چهارم شده باشد.
12- 121 نفر شتر و بالاتر از آن، در زكات آن يا بايد چهل تا چهل تا حساب كرد و براى هر چهل تا يك شتر داد كه داخل سال سوّم شده باشد، يا پنجاه تا پنجاه تا و براى
[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 331، مسألۀ 2
هر پنجاه تا يك شتر كه داخل سال چهارم شده باشد و يا با چهل و پنجاه حساب كند.[1]
ب- نصاب گاو: براى گاو دو نصاب است:
1- 30 رأس گاو، زكات آن 1 رأس گوساله كه داخل سال دوّم شده باشد.
2- 40 رأس گاو، زكات آن 1 رأس گوساله ماده كه داخل سال سوّم شده باشد.[2]
ج- نصاب گوسفند: گوسفند نيز داراى پنج نصاب است:
1- 40 رأس گوسفند، زكات آن 1 رأس گوسفند[3].
2- 121 رأس گوسفند، زكات آن 2 رأس گوسفند.
3- 201 رأس گوسفند، زكات آن 3 رأس گوسفند.
4- 301 رأس گوسفند، زكات آن بنابر احتياط واجب 4 رأس گوسفند.
5- 421 رأس گوسفند و بالاتر از آن، بايد آنها را 100 تا 100 تا حساب كند و براى هر صد تاى آن يك گوسفند بدهد.[4]
شرط دوم؛ گذشتن يك سال: بعد از آنكه انسان دوازده ماه مالك گاو، گوسفند و شتر بوده، بايد زكات آن را بدهد، و از اوّل ماه دوازدهم نمىتواند طورى در آن تصرف كند كه از بين برود و اگر تصرّف كند ضامن است و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختيار او بعضى از شرطهاى زكات از بين برود، زكات بر او واجب نيست.[5]
شرط سوم؛ بيكار بودن دام در تمام سال: حيوان [بايد] در تمام سال بيكار باشد؛ يعنى براى سوار شدن، شخم زدن و بار بردن از آن استفاده نشود و اگر در تمام سال يكى دو روز كار كرده باشد، زكات آن واجب است.[6]
شرط چهارم؛ چريدن از علف بيابان در تمام سال: [حيوان بايد] در تمام سال از علف بيابان بچرد، پس اگر تمام سال يا مقدارى از آن را از علف چيده شده، يا از زراعتى
[1]- مسألۀ 1910
[2]- مسألۀ 1912
[3]- در نصاب گوسفند اگر جهت زكات، گوسفند داده شود بايد داخل سال دوم شده باشد و اگر بُز داده شود بايد داخل سال سوم شده باشد
[4]- مسألۀ 1913
[5]- مسألۀ 1856
[6]- مسألۀ 1908