فصل دوّم
زكات
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
«زكات» در لغت يعنى پاكيزگى و رشد و نموّ، و قول عربها كه مىگويند: «زَكَا الزَّرْعُ»[1]
بههمين معناست و در شرع، اسم صدقه واجب از مالاست؛ زيرا زكاتدهندگان با پرداخت زكات نزد خداى سبحان پاك مىگردند و در زمره پاكان و پاكشدگان قرار مىگيرند،[2]در قرآن مجيد مىخوانيم:
(خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكّيهِمْ بِها ...)[3]
از اموال آنها صدقهاى (بهعنوان زكات) بگير، تا بهوسيله آن، آنها را پاكسازى و پرورش دهى.
اهميت زكات
زكات از جمله ضروريات دين است و در اهميت آن همين بس كه در قرآن كريم بهطور مكرّر به وجوب آن در رديف نماز تصريح شده است.[4]در روايات معصومين:نيز نسبت به آن بسيار سفارش شده است و كسانى كه زكات مال خود را نمىپردازند بىدين شمرده شدهاند.[5]
فلسفه پرداخت زكات ريشهكنى فقر از جامعه اسلامى است و براستى اگر مسلمانان
[1]- يعنى زراعت رشد كرد و پاكيزه شد
[2]- فقهالامام جعفر الصادق، ج 2، ص 59
[3]- توبه (9)، آيۀ 103
[4]- ر. ك. بقره (2)، آيات 43، 83، 110 و 177؛ نساء (4)، آيۀ 77؛ نور (24)، آيۀ 56؛ حج (22)، آيۀ 78 و...
[5]- ر. ك. بحارالانوار، ج 96، ص 11
به اين دستور حيات بخش بخوبى عمل كنند در جامعه اسلامى فقيرى باقى نخواهد ماند. امام صادق7مىفرمايد:
«انَّما وُضِعَتِ الزَّكاةُ اخْتِباراً لِلْاغْنِياءِ وَ مَعُونَةً لِلْفُقَراءِ، وَ لَوْ انَّ النَّاسَ ادَّوْا زَكاةَ امْوالِهِمْ ما بَقِىَ مُسْلِمٌ فَقيراً مُحْتاجاً ...»[1]
همانا زكات براى آزمايش ثروتمندان و كمك به فقيران مقرر شده است و اگر مردم زكات مال خود را بپردازند مسلمان تهيدست و نيازمندى باقى نخواهد ماند.
انواع زكات
زكات به دو نوع «زكات مال» و «زكات فطره» تقسيم مىشود.
الف- زكات مال
پرداخت اين نوع زكات در بعضى از روايات، از جمله شرايط قبولى نماز شمرده شده است. از رسول خدا6در خطبه حجةالوداع نقل شده است:
«ايُّهَا النَّاسُ ادُّوا زَكاةَ امْوالِكُمْ، الا! فَمَنْ لَمْ يُزَكِّ فَلا صَلاةَ لَهُ ...»[2]
اى مردم زكات اموال خود را بپردازيد. هان! هركه زكات ندهد نمازش پذيرفته نيست.
امام رضا7نيز فرمود:
«مَنْ صَلَّى وَ لَمْ يُزَكِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاتُهُ»[3]
كسىكه نماز بخواند، ولى زكات نپردازد، نمازش قبول نمىشود.
موارد وجوب زكات مال عبارت است از:
1- غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و كشمش).
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، ص 4
[2]- روضة الواعظين، ج 2، ص 417
[3]- بحارالانوار، ج 96، ص 12
2- حيوانات سهگانه (شتر، گاو و گوسفند).
3- نَقْدَيْن (طلا و نقره).
زكات غلّات
1- شرايط زكات غلّات:
الف- رسيدن به حدّ نصاب (207/ 847 كيلوگرم).
ب- تملّك؛ مثل اينكه خود انسان، كشاورز يا كارنده درخت باشد، يا اينكه زراعت قبل از انعقاد دانه و درخت قبل از ميوه دادن بهواسطه خريدن به او منتقل شود.[1]
2- زمان وجوب زكات غلّات:
الف- زكات گندم و جو وقتى واجب مىشود كه به آنها گندم و جو گفته شود.
ب- زكات كشمش بنابر احتياط وقتى واجب مىشود كه «غوره» است.
ج- وجوب زكات خرما موقعى است كه به قدرى خشك شود كه به آن «تمر» گفته شود.[2]
3- زمان پرداخت زكات غلّات:
الف- گندم و جو موقع خرمن شدن و جدا كردن كاه آنها.
ب- خرما و كشمش وقتى كه خشك شده باشند.[3]
بر اين اساس، كسى كه از طرف حاكم شرع، مأمور جمعآورى زكات است، موقع خرمن كه گندم و جو را از كاه جدا مىكنند و بعد از خشك شدن خرما و انگور مىتواند زكات را مطالبه كند و اگر مالك خوددارى كرد و چيزى كه زكات آن واجب شده، از بين رفت بايد عوض آن را بدهد.[4]
4- مقدار زكات غلّات در ديمى 110 محصول و در آبى 120 آن است.[5]
يك نكته: احتياط واجب آن است كه قبل از اخراج زكات غلات، نصاب شرط باشد.
بنابراين وقتى به حد نصاب رسيد در صورت اجتماع ساير شرايط زكات به آن تعلق
[1]- مسائل 1864، 1868-1869 و 1853
[2]- مسأله 1858
[3]- همان
[4]- مسألۀ 1867
[5]- مسألۀ 1875
مىگيرد، ليكن مخارج و هزينهها را از مجموع آن كسر كند، سپس 110 يا 120 باقى را بپردازد.[1]
زكات دام
شرايط زكات دامهاى سهگانه:
1- رسيدن به حدّ نصاب
2- گذشتن يك سال
3- بيكار بودن حيوان در تمام سال
4- چريدن از علف بيابان در تمام سال
اينك توضيح شرايط ياد شده:
شرط اوّل؛ رسيدن به حد نصاب: نصاب دامهاى سهگانه به قرار زير است:
الف- نصاب شتر: شتر داراى دوازده نصاب است:
1- 5 نفر شتر، زكات آن 1 رأس گوسفند.
2- 10 نفر شتر، زكات آن 2 رأس گوسفند.
3- 15 نفر شتر، زكات آن 3 رأس گوسفند.
4- 20 نفر شتر، زكات آن 4 رأس گوسفند.
5- 25 نفر شتر، زكات آن 5 رأس گوسفند.
6- 26 نفر شتر، زكات آن 1 نفر شتر كه داخل سال دوم شده باشد.
7- 36 نفر شتر، زكات آن 1 نفر شتر كه داخل سال سوّم شده باشد.
8- 46 نفر شتر، زكات آن 1 نفر شتر كه داخل سال چهارم شده باشد.
9- 61 نفر شتر، زكات آن 1 نفر شتر كه داخل سال پنجم شده باشد.
10- 76 نفر شتر، زكات آن 2 نفر شتر كه داخل سال سوّم شده باشد.
11- 91 نفر شتر، زكات آن 2 نفر شتر كه داخل سال چهارم شده باشد.
12- 121 نفر شتر و بالاتر از آن، در زكات آن يا بايد چهل تا چهل تا حساب كرد و براى هر چهل تا يك شتر داد كه داخل سال سوّم شده باشد، يا پنجاه تا پنجاه تا و براى
[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 331، مسألۀ 2
هر پنجاه تا يك شتر كه داخل سال چهارم شده باشد و يا با چهل و پنجاه حساب كند.[1]
ب- نصاب گاو: براى گاو دو نصاب است:
1- 30 رأس گاو، زكات آن 1 رأس گوساله كه داخل سال دوّم شده باشد.
2- 40 رأس گاو، زكات آن 1 رأس گوساله ماده كه داخل سال سوّم شده باشد.[2]
ج- نصاب گوسفند: گوسفند نيز داراى پنج نصاب است:
1- 40 رأس گوسفند، زكات آن 1 رأس گوسفند[3].
2- 121 رأس گوسفند، زكات آن 2 رأس گوسفند.
3- 201 رأس گوسفند، زكات آن 3 رأس گوسفند.
4- 301 رأس گوسفند، زكات آن بنابر احتياط واجب 4 رأس گوسفند.
5- 421 رأس گوسفند و بالاتر از آن، بايد آنها را 100 تا 100 تا حساب كند و براى هر صد تاى آن يك گوسفند بدهد.[4]
شرط دوم؛ گذشتن يك سال: بعد از آنكه انسان دوازده ماه مالك گاو، گوسفند و شتر بوده، بايد زكات آن را بدهد، و از اوّل ماه دوازدهم نمىتواند طورى در آن تصرف كند كه از بين برود و اگر تصرّف كند ضامن است و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختيار او بعضى از شرطهاى زكات از بين برود، زكات بر او واجب نيست.[5]
شرط سوم؛ بيكار بودن دام در تمام سال: حيوان [بايد] در تمام سال بيكار باشد؛ يعنى براى سوار شدن، شخم زدن و بار بردن از آن استفاده نشود و اگر در تمام سال يكى دو روز كار كرده باشد، زكات آن واجب است.[6]
شرط چهارم؛ چريدن از علف بيابان در تمام سال: [حيوان بايد] در تمام سال از علف بيابان بچرد، پس اگر تمام سال يا مقدارى از آن را از علف چيده شده، يا از زراعتى
[1]- مسألۀ 1910
[2]- مسألۀ 1912
[3]- در نصاب گوسفند اگر جهت زكات، گوسفند داده شود بايد داخل سال دوم شده باشد و اگر بُز داده شود بايد داخل سال سوم شده باشد
[4]- مسألۀ 1913
[5]- مسألۀ 1856
[6]- مسألۀ 1908
كه ملك مالك يا كس ديگر است بچرد، زكات ندارد. ولى اگر در تمام سال يك يا دو روز از علف مالك بخورد بنابر احتياط زكات آن واجب مىباشد.[1]
يك نكته: اگر انسان براى دام خود چراگاهى را كه كسى نكاشته، بخرد يا اجاره كند يا براى چراندن در آن باج بدهد، بايد زكات آن دام را بدهد.[2]
زكات طلا و نقره
شرايط زكات طلا و نقره عبارت است از: رسيدن به حدّ نصاب، مسكوك بودن، رواج معامله با آن و مالكيت آن به مدّت يك سال.[3]
طلا دو نصاب دارد: نصاب اول آن بيست مثقال شرعى (معادل پانزده مثقال معمولى) و نصاب دوم آن، چهار مثقال شرعى (معادل سه مثقال معمولى) است.[4]
نقره نيز دو نصاب دارد. نصاب اول آن 105 مثقال معمولى و نصاب دوم آن 21 مثقال است.[5]
مقدار زكات طلا و نقره 140 وزن آن است. بنابراين، وقتى طلا به نصاب اول رسيد 140 آن زكات داده مىشود و وقتى هم كه سه مثقال به پانزده مثقال افزوده شود، بايد زكات 18 مثقال را از قرار 140 بدهد و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود فقط زكات 15 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هر چه بالاتر رود؛ يعنى اگر سه مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقدارى كه اضافه شده زكات ندارد.
نقره نيز وقتى بهنصاب اول رسيد 140 آن زكات داده مىشود و اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود بايد زكات تمام 126 مثقال را بدهد و چنانچه كمتر از 21 مثقال افزوده شود، فقط بايد زكات 105 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هر چه بالا برود.[6]
استفتاء 1- آيا خمس و زكات بر كودكانى كه هنوز به سن تكليف نرسيدهاند، واجب مىشود؟
[1]- مسألۀ 1908
[2]- مسألۀ 1909
[3]- مسائل 1856 و 1899
[4]- مسألۀ 1896
[5]- مسألۀ 1897
[6]- مسائل 1896-1897