كه ملك مالك يا كس ديگر است بچرد، زكات ندارد. ولى اگر در تمام سال يك يا دو روز از علف مالك بخورد بنابر احتياط زكات آن واجب مىباشد.[1]
يك نكته: اگر انسان براى دام خود چراگاهى را كه كسى نكاشته، بخرد يا اجاره كند يا براى چراندن در آن باج بدهد، بايد زكات آن دام را بدهد.[2]
زكات طلا و نقره
شرايط زكات طلا و نقره عبارت است از: رسيدن به حدّ نصاب، مسكوك بودن، رواج معامله با آن و مالكيت آن به مدّت يك سال.[3]
طلا دو نصاب دارد: نصاب اول آن بيست مثقال شرعى (معادل پانزده مثقال معمولى) و نصاب دوم آن، چهار مثقال شرعى (معادل سه مثقال معمولى) است.[4]
نقره نيز دو نصاب دارد. نصاب اول آن 105 مثقال معمولى و نصاب دوم آن 21 مثقال است.[5]
مقدار زكات طلا و نقره 140 وزن آن است. بنابراين، وقتى طلا به نصاب اول رسيد 140 آن زكات داده مىشود و وقتى هم كه سه مثقال به پانزده مثقال افزوده شود، بايد زكات 18 مثقال را از قرار 140 بدهد و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود فقط زكات 15 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هر چه بالاتر رود؛ يعنى اگر سه مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقدارى كه اضافه شده زكات ندارد.
نقره نيز وقتى بهنصاب اول رسيد 140 آن زكات داده مىشود و اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود بايد زكات تمام 126 مثقال را بدهد و چنانچه كمتر از 21 مثقال افزوده شود، فقط بايد زكات 105 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هر چه بالا برود.[6]
استفتاء 1- آيا خمس و زكات بر كودكانى كه هنوز به سن تكليف نرسيدهاند، واجب مىشود؟
[1]- مسألۀ 1908
[2]- مسألۀ 1909
[3]- مسائل 1856 و 1899
[4]- مسألۀ 1896
[5]- مسألۀ 1897
[6]- مسائل 1896-1897
جواب: زكات مال بر شخص غير بالغ واجب نيست، ولى اگر خمس به مال او تعلق بگيرد (مثل اينكه معدن يا حلال مخلوط به حرام باشد) بر ولى شرعى او پرداخت آن واجب است، مگر خمس سود حاصل از تجارت با اموال او يا منافع كسبش كه پرداخت آن بر ولى واجب نيست. بلكه بنا بر احتياط در صورتى كه سود حاصله باقى بماند اداى خمس آن بر خود طفل بعد از رسيدن به سن تكليف، واجب است.[1]
استفتاء 2- من اطمينان دارم كه پدرم خمس و زكاتش را نمىپردازد. وقتى به او تذكر مىدهم، در پاسخ مىگويد كه ما مستحق هستيم و خمس و زكاتى بر ما واجب نيست.
حكم اين مسأله چيست؟
جواب- اگر پدرتان مالى كه خمس و زكات به آن تعلق مىگيرد نداشته باشد، خمس و زكات بر او واجب نيست و تحقيق در اين زمينه بر شما لازم نيست.[2]
مصارف زكات
اسلام، مصرف زكات را در هشت مورد مجاز شمرده است:
1- فقير
2- مسكين[3]
3- حقوق مأمورينى كه در جمعآورى، نگهدارى، حسابرسى، ارسال و تقسيم زكات، كار مىكنند.
4- پرداخت به كفار براى متمايل ساختن آنان به اسلام يا حمايت از مسلمانان.
5- آزاد كردن بردگان
6- تأمين بدهكارى كسى كه نمىتواند بدهى خود را بدهد.
7- هزينه در سبيل الله؛ هر كارى كه مانند ساختن مسجد، پل، اصلاح راهها و ...
داراى منفعت عمومى دينى است.
[1]- اجوبة الاستفتائات، ص 223
[2]- همان، ص 196
[3]- فقير كسى است كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسى كه صنعت يا ملك يا سرمايهاى دارد كه مىتواند مخارج سال خود را بگذراند فقير نيست، و مسكين كسى است كه از فقير سختتر زندگى خود را مىگذراند
8- ابنالسبيل؛ مسافر در راه مانده كه هزينه ادامه سفر ندارد.[1]
يك نكته: آيا فردى كه زكات بر او واجب شد خود مىتواند آن را به مصارف هشتگانه بالا برساند يا مصرف آن در يكى از آنها بايد با اجازه مجتهد يا ولى فقيه باشد؟
جواب- افضل بلكه احوط آن است كه در زمان غيبت، زكات را به [ولىّ] فقيه بدهند، بهويژه وقتى كه آن را مطالبه كند؛ زيرا او به موارد مصرف زكات آشناتر است؛ اگر چه دادن زكات به [ولىّ] فقيه واجب نيست، مگر وقتى كه حكم كند كه به خاطر مصلحت اسلام و مسلمانان به او بپردازند كه در اين صورت، پيروى از او واجب است هر چند مقلّد او نباشد.[2]
احكام زكات
1- انسان بايد زكات را به قصد قربت (براى انجام فرمان خداوند عالم) بدهد و در نيّت معيّن كند كه آنچه را مىدهد زكات مال است يا زكات فطره. ولى اگر مثلًا زكات گندم و جو بر او واجب باشد، لازم نيست معين كند چيزى را كه مىدهد زكات گندم است يا زكات جو.
2- اگر زكات را از مال خود كنار بگذارد، مىتواند در بقيه آن تصرّف كند و اگر از مال ديگرش كنار بگذارد، مىتواند در تمام مال تصرف نمايد.
3- مستحب است در دادن زكات، خويشان خود را بر ديگران، اهل علم و كمال را بر غير آنان و كسانى را كه اهل سؤال نيستند بر اهل سؤال مقدّم بدارد.
4- بهتر است زكات را آشكارا و صدقه مستحبى را مخفى بدهند.
5- كسىكه مشغول تحصيل علم است و اگر تحصيل نكند مىتواند براى معاش خود كسب كند، چنانچه تحصيل آن علم، واجب يا مستحب باشد مىشود به او زكات داد و اگر تحصيل آن علم، واجب يا مستحب نباشد، زكات دادن به او اشكال دارد.[3]
[1]- مسألۀ 1925
[2]- ر. ك. تحريرالوسيله، ج 1، ص 342-343، مسألۀ 5
[3]- مسائل 1973-1975 و 1990
زكات فطره[1]
دادن زكات فطره، از شرايط قبولى روزه شمرده شده است.[2]
پرداخت اين نوع زكات هر سال يك مرتبه و در روز عيد فطر است و بر كسانى كه فقير نباشند؛ يعنى خرج سال خود يا امكان تأمين آن را داشته باشند، واجب است.
مقدار زكات فطره براى خود انسان و كسانى كه از قبيل همسر و فرزند نان خور او هستند هر نفر يك صاع كه تقريباً سه كيلو است، مىباشد. جنس آن نيز از گندم، جو، خرما، كشمش، برنج، ذرّت و مانند اينهاست و چنانچه قيمت يكى از اينها را بدهد كافى است.[3]
اگر زكات فطره را به يكى از هشت مصرفى كه براى زكات مال گفته شد برساند، كافى است، ولى احتياط مستحب آن است كه آن را فقط به فقراى شيعه بدهد.[4]
انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت بدهد و موقعى كه آن را مىدهد، نيت دادن فطره نمايد.[5]
[1]- براى فطره سه معنى ذكر شده است: 1 - خلقت، كه در اين صورت بهمعناى زكات بدن است؛ چرا كه او را از مرگ حفظ مىكند يا از آلودگى پاك مىسازد. 2 - دين، كه در اين صورت بهمعناى زكات دين و اسلام است. 3 - افطار، كه به مناسبت اداى آن در روز عيد فطر، زكات فطره ناميده شده است. (عروةالوثقى، ص 444، وجدانى، قم)
[2]- عروةالوثقى، ص 444
[3]- مسألۀ 1991
[4]- مسائل 2031 و 2014
[5]- مسألۀ 2024
پرسش
1- زكات يعنى چه؟
2- فلسفه زكات را بيان كنيد.
3- انواع زكات را شرح دهيد.
4- پرداخت زكات، شرط قبولى چه عادتى شمرده شده است؟
5- حد نصاب زكات غلّات چقدر است؟
6- مقدار زكات غلّات ديمى و آبى چقدر است؟
7- زكات به چه دامهايى تعلق مىگيرد؟
8- شرايط زكات دام كدام است؟
9- شرايط زكات طلا و نقره چيست؟
10- موارد معرف زكات را بنويسيد.
11- موارد معرف زكات را بيان كنيد.
12- زكات فطره يعنى چه و شرط قبولى چه عبادتى است؟
13- آيا در زكات فطره، نيت شرط است؟
فصل سوم
بيتالمال
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
«بيتالمال» از دو كلمه «بيت» بهمعناى خانه و «مال» بهمعناى دارايى، ثروت، زر و ملك و ... تركيب شده است و به مالى كه همه مسلمانان در آن، حق دارند «بيتالمال» مىگويند.[1]نظر به اينكه برخى از اموال و درآمدهاى دولت در خانههاى امنى قرار مىگرفت تا به موقع در راه نيازهاى مردم و اجتماع صرف گردد، نام آن درآمدها به مناسبت محل امن آنها بهعنوان «بيتالمال» خوانده شد.[2]
بيتالمال مصاديق زيادى دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: درآمدهاى حاصل از مالياتهاى مستقيم و غير مستقيمى كه دولت اسلامى از منابع آن دريافت مىكند، انفال و ثروتهاى عمومى، كليه اموال و امكاناتى كه در اختيار وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات دولتى، ارگانها و ... قرار دارند، ساعات كارى كه كارمندان طبق قرارداد استخدامى در اختيار دولت قرار مىگيرند و هر چه كه مربوط به دولت و ملّت است.
اهتمام به بيتالمال
همه كسانى كه به نحوى با نوعى از بيتالمال سر و كار دارند بايد نسبت به آن دقيق و دلسوز باشند و با عقل و تدبير و در چارچوب قانون و مقررات، آن را به كار گيرند و هرگز غيرمسؤولانه و به دلخواه خود آن را مصرف نكنند.
امير مؤمنان7درباره صرفهجويى و اهتمام به بيتالمال به يكى از كارگزاران خود نوشت:
[1]- لغتنامه، علىاكبر دهخدا، واژۀ بيت، مال و بيتالمال
[2]- بيتالمال در نهجالبلاغه، حسين نورى، ص 13، نشر بنياد نهجالبلاغه